فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 2 (پیاپی 31، تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/05/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • عالمه بردسیری، رضا نادری علمداردهی ، عاطفه امیراحمدی صفحات 1-28
    در پژوهش حاضر، فلور منطقه سربند دیباج بررسی شده است. منطقه شکارممنوع سربند با مساحت تقریبی 4 هزار هکتار و گستره ارتفاعی 2000 تا 3650 متر در 12 کیلومتری شمال شرقی شهر دیباج (52 کیلومتری شمال دامغان، استان سمنان) واقع شده و بر اساس طبقه بندی دومارتن دارای اقلیم خشک و میانگین بارندگی سالانه 5/137 میلی متر است. درمجموع، 285 گونه متعلق به 178 جنس و 45 تیره شناسایی شدند. تیره های Asteraceae (تیره گل ستاره ای) با 22 جنس و 40 گونه،Brassicaceae (تیره کلم) با 25 جنس و 32 گونه و Poaceae (تیره گندم) با 16 جنس و 26 گونه تیره های بزرگ منطقه و جنس های Astragalus (گون) با 12 گونه، Allium (پیاز) با 7 گونه، Cousinia (هزارخار) و Alyssum (قدومه) با 6 گونه وGagea (نجم طلایی) با 5 گونه دارای بیشترین غنای گونه ای هستند. بررسی پراکنش جغرافیایی گونه های گیاهی منطقه نشان داد 52/60 درصد گونه ها به ناحیه ایرانی - تورانی،67/20 درصد به نواحی ایرانی - تورانی/اروپا - سیبری و غیره تعلق دارند. همی کریپتوفیت ها (67/54 درصد) بیشترین شکل زیستی منطقه را تشکیل داده ا ند. از مجموع گیاهان شناسایی شده در منطقه، 36 گونه انحصاری ایران و 44 گونه دارای ارزش دارویی هستند. بر اساس معیارهای اتحادیه بین المللی حفاظت طبیعت 33 گونه در فهرست گونه های در معرض خطر قرار می گیرند که از این تعداد، 4 گونه Cousinia rhabdodes، Astragalus catacamptus، A. megalocystis و A. perdurans جزو گونه های آسیب پذیر منطقه هستند.
    کلیدواژگان: پراکنش جغرافیایی، سربند، سمنان، شکل زیستی، مطالعه فلوریستیک
  • نیره اولنج ، علی سنبلی، سیده باهره جوادی صفحات 29-42
    دانه های گرده 32 جمعیت مختلف از 13 جنس موجود در قبیله بابونه در ایران (یک تا سه جمعیت از هر گونه) با استفاده از میکروسکوپ نوری و الکترونی مطالعه شدند. دانه های گرده تمام نمونه های بررسی شده، سه شیار - روزنه ای و از نظر شکل دانه گرده، 55 درصد بیضی - دایره ای، 22 درصد تقریبا بیضی، 15 درصد دایره ای و 8 درصد کشیده - دایره ای بودند. دانه گرده بیضی- دایره ای و دایره ای در تمام جنس های این قبیله مشاهده شد. دانه های گرده همه تاکسون ها دارای درپوش و سه شیار روزنه ای هستند. بر اساس بررسی تزیینات دانه گرده با میکروسکوپ الکترونی نگاره، به جز جنس Artemisia که دارای خارچه و فاقد منفذ است، سایر جنس ها دارای خار و منفذدار هستند. در دندروگرام حاصل از روش UPGMA بر اساس چهار صفت کمی و کیفی دانه گرده، دو خوشه عمده مشاهده شد: خوشه اول (A) شامل جمعیت های جنس Artemisia با تیپ گرده Artemisia و خوشه دوم (B) سایر آرایه ها با تیپ دانه گرده Anthemis بودند. در خوشه دوم (B) ، آرایه های دارای دانه گرده بزرگ تر (طول قطبی 64/28 تا 5/32 میکرومتر و عرض استوایی 65/30 تا 2/33 میکرومتر) در زیرخوشه B-1 و آرایه های دارای دانه گرده کوچک تر (طول قطبی 69/21 تا 38/30 میکرومتر و عرض استوایی 29/23 تا 4/32 میکرومتر) در زیرخوشه B-2 قرار گرفتند. نتایج نشان دادند صفت های ریز ریخت شناسی دانه گرده در تعیین روابط خویشاوندی بین جنس های قبیله بابونه مفید هستند. همچنین نتایج نشان دادند با وجود ثابت بودن تیپ دانه گرده، صفت هایی مانند شکل و اندازه صفت های متمایزکننده جنس ها و دارای کاربرد تاکسونومیکی هستند.
    کلیدواژگان: Cota، قبیله بابونه، تاکسونومی عددی، ریخت شناسی گرده
  • علی ستاریان ، سمانه مهدیان، میثم حبیبی صفحات 42-60
    در پژوهش حاضر، دوگونه Rhamnus pallasiiو catharticaRhamnus از تیره Rhamnaceaeدر شمال ایران ازنظر ریزریخت شناسی سطح دانه و گرده شناسی بررسی شدند. ویژگی هایی ازجمله محور قطبی (P) ، محور استوایی (E) و نسبت طول محور قطبی به طول محور استوایی (P/E) گرده با میکروسکوپ نوری، شکل کلی دانه گرده در نمای قطبی و استوایی، تزئینات سطح اگزین و سطح اندوکارپ (درون بر میوه) دانه با عکس برداری میکروسکوپ الکترونی (SEM) بررسی شدند. نتایج نشان دادند شکل عمومی دانه گرده گونه Rh. pallasii از دید قطبی کروی Spheroidal تا سه گوش Subtriangular و از دید استوایی subprolate، سه شیاره (tricolporate) و دارای پل های عرضی استوایی در محل شیارهاست. تزئینات خارجی در زیرگونه Rh. pallasii subsp. sintenisiiمشبک توخالی با ابعاد متفاوت، در زیرگونه Rh. pallasii subsp. iranicaمشبک پر با سطح صاف و در Rh. × spathulifolia مشبک و میزان تراکم شبکه ها کم است. در تمام تاکسون های فروگونه ای، میوه شفت شامل 2 تا 3 دانه، دانه تخم مرغی شکل به رنگ قهوه ای روشن و تیره، دارای یک شیار در سطح شکمی و تزئینات سطح آن Foveolate (دارای چاله های آبله گون و برجستگی های نامنظم) است. بزرگ ترین دانه درگونه Rh. pallasii، طولانی ترین ترین شیار در زیرگونه Rh. pallasii subsp. pallasii، کوچک ترین دانه در زیرگونه Rh. pallasii subsp. sintenisii، کوتاه ترین ترین شیار در Rh. × spathulifolia و گونه Rh. cathartica و بزرگ ترین دانه در واریته Rh. cathartica var. cathartica مشاهده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهند تزئینات سطحی دانه گرده برای جداسازی زیرگونه ها و واریته ها مفید است و طبقه بندی کلاسیک در مورد زیرگونه یا بخش را تایید می کند؛ ازسویی، اندوکارپ دانه صفت تاکسونومیک مناسبی برای تقسیم بندی زیرگونه ها نیست و صفت های بررسی شده بین تاکسون ها بسیار مشابه هستند.
    کلیدواژگان: Rhamnaceae، Rh. cathartica، Rh. pallasii، ایران، سطح اندوکارپ دانه، گرده شناسی
  • اولیاقلی خلیلی پور ، افشین علیزاده شهبانی، حمیدرضا رضایی، محمد کابلی، سهراب اشرفی صفحات 61-76
    هدف مطالعه حاضر، بررسی ساختار ژنتیکی جمعیت های پایکای افغانی (Ochotona rufescens) در خراسان شمالی برای دستیابی به میزان جدایی جمعیت های آن است. 122 نمونه متعلق به چهار جمعیت پایکای افغانی (قورخود، گلول - سرانی، سالوک و ساریگل) صید و ویژگی های ژنوتیپی آنها با استفاده از هفت نشانگر ریزماهواره بررسی شدند. نتایج نشان دادند تمام لوکوس های مطالعه شده چندریختی دارند و تعداد آلل ها در این جایگاه ها بین دو تا هفت آلل متغیر است. بر اساس روش تحلیل واریانس مولکولی، Fst و Rst معناداری بین جمعت های بررسی شده وجود دارد. نتایج آزمون تطبیقی نشان دادند نسبت زیادی از افراد کل جمعیت ها (90 درصد) به درستی به جمیعت اولیه متعلق بودند و فقط 10 درصد افراد جمعیت ها از سایر جمعیت ها مهاجرت کرده اند. بررسی تفاوت ژنتیکی جفتی بین جمعیت های بررسی شده نیز نشان داد تفاوت جفتی بین جفت جمعیت های مختلف بر اساس Fst، رابطه معناداری در تمام مقایسه های جفتی نشان می دهد. نتایج گروه بندی الگوی پریچارد نیز نشان دادند نمونه های جمع آوری شده در مطالعه حاضر تقریبا هفت گروه تشکیل می دهند. نتایج تحلیل AMOVA، وجود ساختار ژنتیکی معناداری بین جمعیت های مختلف بررسی شده نشان دادند و بیشتر واریانس به واریانس درون جمعیت ها مربوط بود. به نظر می رسد ساختار ژنتیکی مختلف هرچند اندک بین جمعیت های مطالعه شده وجود دارد.
    کلیدواژگان: پایکای افغانی، Ochotona rufescens، نشانگرهای ریزماهواره، Fst، Rst، آزمون تطبیقی و AMOVA
  • عباس قلی پور صفحات 77-86
    رده ‏بندی و نام گذاری علمی گونه‏های جنس Silene در ایران با مشکلات بسیاری مواجه است. در پژوهش حاضر، نام‏های علمی نمونه‏های مربوط به دو گونه Silene marschallii و S. tenella از بخش Lasiostemones با بررسی جامع نمونه‏های هرباریومی و جمع‏آوری نمونه‏های‏ جدید از رویشگاه‏های طبیعی مناطق مختلف ایران بازنگری شد. بر اساس نتایج، گونه‏های S. lineata و S. subtenella که گیا‏هان انحصاری محدوده جغرافیایی ایران گزارش شده بودند، مترادف S. tenella در نظر گرفته شدند؛ S. marschallii نیز گونه‏ای مستقل بود ولی S. sahendica که در فلورا ایرانیکا به عنوان S. marschallii subsp. Sahendica آورده شده است مترادف با S. lasiantha است. این گونه که مطابق اطلاعات موجود در ترکیه، ایران و ارمنستان پراکنش دارد مستقل از S. marschallii است. شرح تاکسونومیکی، تصویر، پراکنش جغرافیایی و ویژگی‏های رویشگاه S. lasiantha ارائه شد.
    کلیدواژگان: ایران، بازنگری، بخش Lasiostemones، رویشگاه، شرح تاکسونومیکی، Silene lasiantha
  • امید میرشمسی ، سپیده شفایی، منصور علی آبادیان، مجید مرادمند، یوری ماروسیک صفحات 87-100
    علم عنکبوت‏شناسی تاریخچه‏ای طولانی دارد، اما پیشرفت اصلی آرایه‏شناختی عنکبوت‏ها به عصر طلایی علم مربوط است. درواقع، از دوره یادشده به بعد اندام‏های جفت‏گیری (اولیه و ثانویه) جایگاه حقیقی خود را در تعریف گونه‏های جدید و تعیین حدود آنها پیدا کردند؛ هرچند تعجب‏برانگیز است که با وجود تعدد مفاهیم گونه، تنها چندین عنکبوت‏شناس موضع خود را درباره گونه مشخص کرده ‏اند. باتوجه به اهمیت گونه در مطالعه های آرایه‏شناختی، هدف مطالعه حاضر ارائه تعریف مقبولی از مفهوم گونه و بررسی نقش ساختارهای جفت‏گیری در شناسایی گونه است. مطالعه ها نشان داده‏اند گونه‏ها جوامع حقیقی تولیدمثل‏کننده‏ هستند که ازنظر ژنتیکی از سایر جوامع جدا شده‏اند. تکامل نسبتا مستقل در گونه‏های مختلف به تنهایی دلیل بر اینست که مفهوم گونه مفهومی جهانی و جامع برای تمام گونه‏ها نیست. از سویی با توجه به اینکه صفت های ژنیتالیک، بیشتر تکامل سریع تری نسبت به سایر صفت های ریختی نشان می دهند نقش این صفت ها در شناسایی گونه‏های نزدیک به هم و تعیین حدود گونه انکارنشدنی است؛ باوجوداین، هیچ قطعیتی درباره گونه ویژه بودن ساختارهای جفت‏گیری وجود ندارد. در نتیجه‏گیری نهایی باید به این نکته اشاره کرد که احتمالا بررسی تنوع و تحلیل‏های همخوانی داده های ریختی و مولکولی چندگانه به بهبود سطح دانش ما در زمینه درک اهمیت ساختارهای جفت‏گیری در سیستماتیک گونه‏های مختلف عنکبوت ها منجر می شود.
    کلیدواژگان: عنکبوت، سیستماتیک، مفهوم گونه، ساختارهای جفت‏گیری
|
  • Alame Bardsiri, Reza Naderi Alamdardehi, Atefe Amirahmadi Pages 1-28
    The study is concerned with the floristic investigation of Sarband prohibited area (Dibaj). The region with an area of approximately 4000 hectares is located in 12 km northeast of Dibaj (52 km north of Damghan, Semnan Province) ranging from 2000-3650 m. Sarband area with an average annual precipitation of 137.5 mm a dry climate based on Domarten’s climate classification. A total of 285 species belonging to 178 genera and 45 families were identified. The richest families species were Asteraceae (22 genara, 40 species), Brassicaceae (25 genera, 32 species) and Poaceae (16 genera, 26 species), respectively. Also, the genus Astragalus with 12 species, Allium with 7 species, Cousinia and Alyssum each with 6 species and Gagea with 5 species, are the largest genera in the region. Phytogeographical distribution of plant species showed that 60.52% of species belong to the Irano-Turanian region, followed by Irano-Turanian/Europe-Siberia: 20.67% and etc. Hemicryptophytes (54.76% of all species) were the most common life form in the region. 36 Iranian endemic species and 44 medicinal plant species were recognized in the region. Moreover, 33 plant species were listed as threatened species, of which, four species including Cousinia rahbdodes, Astragalus catacamptus, A. megalocystis and A. perdurans were categorized as vulnerable species based on the criteria of the International Union for Conservation of Nature.
    Keywords: Phytogeographical Distribution, Sarband, Semnan, Life form, Floristic Study
  • Nayyereh Olanj, Ali Sonboli, Seyedeh Bahereh Javadi Pages 29-42
    The pollen grains of 32 populations from 13 genera belonging to the tribe Anthemideae-Asteraceae (one to three populations of each species) from Iran were studied by light and scanning electron microscopes. Pollen grains of all the studied samples were tricolporate. Based on pollen shape, 55, 22, 15 and 8 % were oblate-spheroidal, suboblate, spheroidal and prolate-spheroidal, respectively. The pollen grains with oblate-spheroidal and spheroidal shapes were common among the genera studied. The pollen grains of all taxa were operculate and tricolporate. The pollen ornamentations were echinate perforate except Artemisia that was spinulose non-perforate in SEM. The dendrogram obtained from UPGMA method based on four quantitative and qualitative characters was classified into two main clusters. The first cluster (A) includes populations of Artemisia which show "Artemisia-type" pollen, while the second cluster (B) comprises of the rest of the taxa which have pollen grains of "Anthemis- type". The subcluster B-1 possesses samples with bigger (polar axis 28.64–32.5 µm and equatorial axis 30.65–33.2 µm) pollen grains and subcluster B-2 comprised of populations with smaller (polar axis 21.69-30.38 µm and equatorial axis 23.29–32.4 µm) pollen grains. The results showed that pollen micromorphological characters could be utilized in interpretation of intergeneric relationship of tribe Anthemideae. Moreover, pollen size and shape were determined as taxonomic diagnostic characteristics.
    Keywords: Cota, Anthemideae, Numerical Taxonomy, Pollen Morphology
  • Ali Sattarian, Somaneh Mahdiyani, Meisam Habibi Pages 42-60
    Pollen morphology of Rhamnus pallasii and Rhamnus cathartica from the family of Rhamnaceae in North of Iran was examined under LM and SEM. Polar axis (P). Equatorial axis (E) and P/E were measured under LM. Exile ornamentation and endocarps of seeds were observed by scanning electron microscope. Based on pollen data, Rh.pallasii the shape is spheroidal and subtriangular in polar view; moreover, subprolate and tricolprate shapes were observed in equatorial view. Ornamentation of exine was obscure or indistinctly reticulate in Rh. pallasii subsp. iranica and Rh. X spathulifolia. Fruit of examined species was dropped with 2-3 seeds. All seeds were presented in ovate shape with light-brown color. Ornamentation of endocarp was foveolate and promaninted spotty. The biggest seed was presented in Rh. Pallasii and the smallest was observed in Rh. Pallasii subsp .Pallasii. The results of current research showed that ornamentation of exine is a valuable taxonomic character in the examined species; in addition, endocarp of seeds was to a great extent similar.
    Keywords: Rhamnaceae, Rh. cathartica, Rh.pallasii, Iran, Endocarp, Palynology
  • Olyagholi Khalilipour, Afshin Alizadeh Shabani, Hamid Reza Rezaei, Mohammad Kaboli, Sohrab Ashrafi Pages 61-76
    The aim of this research was to study the genetic structure of the Afghan Pika’s (Ochotona rufescens) populations in Northern Khorasan province in order to determine their isolation rate. A total of 122 samples from four sample groups (Ghorkhod, Golol-Sarani, Salouk and Sarigol) were selected and the genotypic features were detected using 7 microsatellite loci. The results showed that all of the loci were subject to polymorphism and the allele ranged from 2 – 7. Significant Fst and Rst values were found among the populations based on the AMOVA test. Based on the Assignment Test, more than 90 percent of the individuals of the populations belonged to their original population (only 10 percent of the individuals belonged to other populations). A Paired comparison of genetic differentiation between the populations revealed significant deferences among them. The results of the Prichard model grouping showed that the samples collected in this study were approximately 7 groups. The results of AMOVA analysis revealed a significant genetic structure among different populations. Also, the majority of the variance is related to the variance within the population. There seems to be a different but small genetic structure among the studied populations.
    Keywords: Afghan Pika, Ochotona rufescens, Microsatellite loci, Fst, Rst, Assignment test, AMOVA
  • Abbas Gholipour Pages 77-86
    The taxonomy and nomenclature of the genus Silene species encounter numerous problems in Iran. In this study, based on the extensive examination of herbarium materials as well as new collections from natural habitats in different areas of Iran, the scientific names of Silene marschallii and S. tenella (sect. Lasiostemones) specimens were revised. According to the results of this research, S. lineata and
    S. subtenella, which had been reported as endemic species of geographical boundaries of Iran, are considered as synonym of S. tenella. On the other hand, S. marschallii is an distinct species, but S. sahendica that had been considered as S. marschallii subsp. sahendica combination in Flora Iranica, as a results of the present study, is the synonym of S. lasiantha. This species that based on available information, distributes in Turkey, Iran and Armenia is distinct taxon from S. marschallii. The taxonomical description, photographs, geographical distribution and habitat remarks of S. lasiantha are presented
    Keywords: Iran, Revision, Section Lasiostemones, Habitat, Taxonomical Description, Silene lasiantha
  • Omid Mirshamsi, Sepideh Shafaie, Mansour Aliabadian, Majid Moradmand, Yuri Marusik Pages 87-100
    Although arachnology has a long-standing history but the main progress in spiders taxonomy is related to the Golden Age of Araneology. Indeed, from this period onward the copulatory organs (primary and secondary structures) found their true positions in new species description and delimitation. But it is surprising that only a few arachnologists have taken a clear stand about species, considering the inordinate number of concepts. According to the importance of species in taxonomy, the aim of this paper is to present an acceptable definition of the species concept and to investigate the role of copulatory structures in species identification. Studies have shown that species are reproductive communities that are genetically isolated from such other communities. Proceeding relatively independently evolution in different species implies that the species concept is not a universal and comprehensive concept for all the species. On the other hand, as the genital traits often evolve faster than other morphological characters, the role of genital traits is undeniable in distinguishing closely related species and species delimitation. Anyway, there is no certainty about the species-specificity of the copulatory structures. As a final result, it should be noted that variation studies and morphological-molecular congruence analyses will probably advance our knowledge to understand the significance of copulatory structures in the systematics of different spider species.
    Keywords: Spider, Systematic, Species Concept, Mating Concept