فهرست مطالب

مدیریت منابع انسانی در صنعت نفت - سال نهم شماره 36 (پیاپی 43، تابستان 1397)
  • سال نهم شماره 36 (پیاپی 43، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد دیانت* ، سید رضا سید جوادین، محمدعلی شاه حسینی صفحات 3-40
    با توجه به سرعت بالای تحولات محیطی و گستردگی حجم فعالیت های پروژه ای در صنعت نفت، مدیریت پروژه ها از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. یکی از عوامل ضروری و مهم برای موفقیت پروژه ها، تمرکز بر ویژگی های رفتاری یا به عبارتی، شایستگی های مدیران پروژه است. در همین راستا، طراحی الگوی شایستگی مدیران پروژه در صنعت نفت ، در این پژوهش مد نظر قرار گرفته است. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات از نوع آمیخته (کیفی -کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی، شامل کلیه مدیران پروژه و مدیران ارشد و معاونین وزیر در صنعت نفت است که 14 نفر از آن ها به روش نمونه گیری غیراحتمالی قضاوتی و با استفاده از تکنیک گلوله برفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه عمیق بود که جهت تجزیه وتحلیل داده های مصاحبه از روش تحلیل محتوا به شیوه مقوله بندی استفاده شد. پایایی بخش کیفی از طریق بازبینی نتایج توسط خبرگان بررسی شد. جامعه آماری بخش کمی پژوهش را کلیه مدیران پروژه صنعت نفت که دارای سوابق مناسبی در بخش مدیریت پروژه می باشند، تشکیل داده اند که تعداد 170 نفر از آن ها به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. نتایج تحلیل مرحله کمی منجر به تولید 394 مفهوم کلیدی شد که با طبقه بندی آن ها 152خرده مقوله و مقوله فرعی و 15 مقوله اصلی حاصل شد. نهایتا مقوله های اصلی در شش مقوله کلیدی؛ 1- عوامل زمینه ای، 2- عوامل محیطی، 3- عوامل علی، 4- پدیده محوری، 5- راهبردها و 6- دستاوردها و پیامدها دسته بندی شدند. مقدار شاخص نیکویی برازش برای کل مدل برابر با 60 درصد محاسبه شد که نشان می دهد برازش کلی مدل در حد قابل قبول می باشد. به نظر می رسد مدل و نتایج حاصل از تحقیق می تواند در انتخاب مناسب مدیران پروژه و رشد و توسعه آنها موثر باشد.
    کلیدواژگان: طراحی ، مدل شایستگی ، مدیریت پروژه ، صنعت نفت
  • لیلا پارسا ضیابری، اکبر اعتباریان *، مهربان هادی پیکانی، افسانه زمانی مقدم صفحات 41-74
    این پژوهش که با هدف تدوین مدل مدیریت بازنشستگی در بانک رفاه کارگران انجام گرفته است ، به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، ترکیبی از نوع اکتشافی به شمار می رود. در بخش کیفی به شیوه پدیدارشناسی و در بخش کمی به شیوه توصیفی-همبستگی انجام گرفته است. جامعه ی آماری تحقیق در بخش کیفی شامل کارکنان نزدیک به بازنشستگی (15 نفر) ، کارکنان حین بازنشستگی (8 نفر) و بازنشستگان (16 نفر) بود که در مجموع تعداد 39 نفر به عنوان نمونه و به شیوه گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع اطلاعات ، مورد مصاحبه قرار گرفتند. جامعه آماری تحقیق در بخش کمی برای نزدیک به بازنشستگی، تعداد 115 نفر، حین بازنشستگی،30 نفر و بعد از بازنشستگی، 1175 نفر بود که حجم نمونه براساس نمونه گیری تصادفی برای هریک از سه گروه فوق به ترتیب برابر با 92، 28 و 285 نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه مستخرج از نتایج بخش کیفی بود. برای اعتبار داده ها در بخش کیفی از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان، تائیدپذیری و برای روایی پرسشنامه ها از روایی محتوایی- صوری و همچنین روایی سازه استفاده گردید. پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شد که برای هر سه پرسشنامه بالای 0. 8 محاسبه گردید که حاکی از پایایی خوب آنها می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش 7 مرحله ای کلایزی و در بخش کمی از آزمون های آماری تحلیل عاملی، میانگین و واریانس، آزمون بار مقطعی و آزمون کیفیت مدل استفاده گردید. در نهایت، ابعاد و مولفه های مدل برای هر سه مرحله نزدیک به بازنشستگی (شامل: نگرانی ها، امیدها، انتظارات) ، در حین بازنشستگی (نگرانی ها، نیازها و انگیزه ها، انتظارات) و برای بعد از بازنشستگی (چالش ها، انتظارات، راهبردهای شخصی) شناسایی و ابعاد و مولفه های آن در بخش کمی تایید گردید.
    کلیدواژگان: بازنشستگی ، حین بازنشستگی ، نزدیک به بازنشستگی، پدیدارشناسی ، مدل کلایزی
  • حمید رحیمیان* ، عباس عباسپور، مرتضی طاهری، محمد کرمانی، علی نجفی صفحات 75-102
    هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل مدل های طراحی آموزشی، یادگیری محیط کار و انتخاب الگوی بهینه از بین مدل های موجود جهت استفاده در حوزه آموزش منابع انسانی صنعت پتروشیمی است. در صنعت پتروشیمی ایران، با شروع فرایند خصوصی سازی و تغییر ماهیت شرکت از بنگاه داری و هولدینگ به یک سازمان حاکمیتی و توسعه ای، نقش های دیروز کمرنگ و فرصت های نوینی نمایان شده است. لذا، با این تغییر رویکرد، سوال اصلی این مطالعه به این صورت مطرح شده است: الگوهای رایج در زمینه طراحی آموزش و یادگیری محیط کار چه ویژگی هایی دارند و وجوه مشترک آن ها چیست؟ در زمینه آموزش و یادگیری محیط کار چه الگویی برای صنعت پتروشیمی مناسب و با ویژگی های آن منطبق است؟ این پژوهش با روش کیفی و با استفاده از رویکرد فراترکیب کیفی انجام شده و تحلیل ها در دو مرحله صورت گرفته است. مرحله اول تحلیل ها با روش ساندلوسکی و بارسو (2007) انجام شد. در مرحله دوم، جهت انطباق مدل و توجه به شرایط و مقتضیات صنعت پتروشیمی از تحلیل اسناد و مشاهده و دیدگاه خبرگان و روش تحلیل تم با استفاده از نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است. درنهایت، الگوی انطباقی مرتبط با ویژگی های صنعت پتروشیمی شامل پنج فرایند تحلیل عملکرد، طراحی عملکرد، انتخاب مداخلات عملکرد، اجرای عملکرد و پایش عملکرد، برگرفته از سه الگوی 70:20: 10، میگر و تکنولوژی عملکرد انسانی معرفی گردید. با توجه به رویکرد سیستمی حاکم بر طراحی الگوی آموزشی و یادگیری محیط کار و لحاظ نمودن مفهوم عملکرد در همه فرایندهای طراحی، به نظر می رسد مطالعه حاضر بتواند به عنوان اولین مطالعه صورت گرفته در این زمینه، در آموزش های سازمانی صنعت پتروشیمی نقش اثربخشی ایفا نماید.
    کلیدواژگان: طراحی آموزشی ، یادگیری محیط کار ، رویکرد فراترکیب، راهنمای 70:20:10 ، الگوی میگر ، الگوی تکنولوژی عملکرد انسانی
  • مهتا جودزاده، نورمحمد یعقوبی *، سید علیقلی روشن، مهدی نداف صفحات 103-136
    بهره وری شاخص کلیدی عملکرد سازمان ها در هر سطح می باشد که یک مفهوم ذهنی تلقی می شود. با تغییر الگوهای فکری می توان به بهبود بهره وری و تغییر عملکرد فردی و سازمانی امیدوار بود. با نگاهی دقیق تر درمی یابیم که ارزش ها، نگرش ها، معیارها و اعتقادات مشترک در بین اعضای سازمان موجب می شود که همه همسو در جهت نیل به اهداف سازمان به شکل هوشمندانه تلاش کنند. این امر در صنعت نفت که تکیه اقتصادی کشور ما محسوب می شود از جایگاه ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف ارایه چارچوبی برای معماری بومی فرهنگ بهره وری، با رویکرد پژوهش کیفی است. بدین منظور پس از بررسی پیشینه پژوهش و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته به روش نمونه گیری هدفمند در بین خبرگان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب و دانشگاه، ابعاد چارچوب بومی معماری فرهنگ بهره وری به روش تحلیل محتوای جهت دار و تلخیصی انجام شد. در نهایت چارچوبی منسجم بر پایه ارزش های سازمانی (شامل ارزش های ابزاری که خود مشتمل بر «ارزش های اخلاقی یا بین فردی و ارزش های شایستگی یا کفایت اجتماعی» و ارزش های غایی که مشتمل بر «ارزش های فردی و ارزش های اجتماعی یا تعاملات بین فردی») ارائه شد. همچنین نگرش (شامل باورها، بعد عاطفی و بعد رفتاری) ، هنجارها (شامل هنجارهای رسمی (قانون) ، هنجارهای غیررسمی (عادات ها) و هنجارهای اجتماعی (آداب) ) و نیز نمادها (شامل داستان ها، آداب و رسوم، نمادهای فیزیکی و زبان) ارایه شده است.
    کلیدواژگان: معماری- فرهنگ، بهره وری، تحلیل محتوا، شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب
  • کرم خلیلی * صفحات 137-158
    هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی تاثیر سبک رهبری سمی بر بطالت اجتماعی با توجه به نقش میانجی زیر کار درروی کارکنان می باشد. این تحقیق بر اساس هدف کاربردی است و بر اساس ماهیت روش، جزء تحقیقات پیمایشی (میدانی) است. جامعه آماری این تحقیق شامل کارکنان شرکت پتروشیمی ایلام است که تعداد آنها برابر با 600 نفر می باشد. نمونه تحقیق با استفاده از جدول مورگان تعداد 234 نفر و بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد می باشد که روایی آن توسط خبرگان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تائید قرار گرفته است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که سبک رهبری زهرآگین بر بطالت اجتماعی و زیر کار درروی کارکنان تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین زیر کار درروی کارکنان نیز بر بطالت اجتماعی کارکنان تاثیر مثبت و معناداری دارد.
    کلیدواژگان: رهبری زهرآگین ، بطالت اجتماعی، زیر کار درروی
  • معصومه حبیبی* ، مهدی نریمانی صفحات 159-188
    آگاهی از نگرش های شغلی کارکنان همواره بعنوان یکی از ابزارهای مدیریتی مهم در سازمان ها بکار گرفته شده است. چرا که نگرش های شغلی کارکنان می تواند رفتار آنها را در محیط های کاری تحت تاثیر قرار دهد. لذا، درک این نکته مهم است که چه عواملی می توانند بر نگرش های شغلی کارکنان تاثیرگذار باشند. در همین رابطه و با توجه به افزایش سطح بلوغ کارکنان و دانش محور شدن بسیاری از سازمانها، دو عامل اعتماد سازمانی و قراردادهای روانشناختی در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته و ارتباط آنها با نگرش های شغلی کارکنان بررسی شده است. در این فرآیند، ضمن بررسی مبانی نظری و چگونگی ارتباط بین عوامل و اجزای تشکیل دهنده هر یک از متغیرهای مورد بررسی، مدل مفهومی تحقیق استخراج شده و در یکی از شرکت های زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران مورد آزمون قرار گرفته است. روش تحقیق مورد استفاده در این تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی بوده است. نتایج حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین سه متغیر اعتماد سازمانی، قراردادهای روانشناختی و نگرش های شغلی با یکدیگر می باشد. همچنین، نقش میانجی قرارداد روانشناختی در رابطه میان اعتماد سازمانی و نگرش های شغلی نیز مورد تایید قرار گرفت.
    کلیدواژگان: قرارداد روانشناختی ، اعتماد سازمانی، نگرش شغلی
  • ابراهیم رجب پور * صفحات 189-212
    پژوهش حاضر به منظور بررسی روابط بین فرهنگ سازمانی، سکوت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی بوده و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کارکنان پژوهشگاه صنعت نفت می باشد. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان تعیین شد که در نهایت 272 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه فرهنگ سازمانی «دنیسون» ، سکوت سازمانی «ونداین» و رفتار شهروندی سازمانی «اورگان» در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بوده است. روایی هر سه پرسشنامه از نظر صوری، محتوایی و سازه مورد بررسی قرار گرفته و پایایی آنها نیز با اجرای آزمایشی و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، به ترتیب برابر با0/89، 0/76 و 0/82 بدست آمده است. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ سازمانی با سکوت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه مستقیم و معناداری دارد. همچنین، رابطه بین سکوت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی معکوس و معنادار می باشد.
    کلیدواژگان: فرهنگ سازمانی، سکوت سازمانی، سکوت کارکنان، رفتار شهروندی سازمانی
  • میرزاحسن حسینی* ، الهام کشاورز صفحات 212-242
    در شرایط رقابتی جهان امروز، کارآفرینی سازمانی نقش مهمی در موفقیت سازمانها و ایجاد تمایز آنها از سایرین می تواند داشته باشد. از همین رو ، کسب شناخت از عوامل موثر بر کارآفرینی سازمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. بر همین اساس، شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر کارآفرینی سازمانی و تعیین درجه اهمیت و اولویت آنها در جهت بهبود عملکرد شرکت، هدف این پژوهش قرار گرفته است. برای این منظور پس از مطالعه مبانی نظری و پیشینه تحقیقات در این حوزه ، عوامل موثر بر کارآفرینی سازمانی که به بهبود عملکرد شرکت کمک می کنند، در سه دسته عوامل ساختاری، زمینه ای و رفتاری شناسایی شدند. در مرحله بعد، اولویت و اهمیت هریک از این عوامل با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی و با نظرسنجی از خبرگان شرکتهای برتر فعال در صنعت فنرسازی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که مهم ترین عوامل موثر بر کارآفرینی سازمانی با هدف بهبود و ارتقاء عملکرد شرکت به ترتیب اهمیت عبارتند از: عوامل ساختاری، عوامل زمینه ای و سپس عوامل رفتاری. در بین عوامل ساختاری، مهم ترین عوامل به ترتیب عبارت بودند از: ساختار سازمان کارآفرین، تصمیم گیری وکنترل، سیستم پاداش. از سوی دیگر، عوامل سیاسی / دولت ، زیر ساخت ها ، ارتباطات، دسترسی به منابع به عنوان مهم ترین عوامل زمینه ای شناسایی شدند. در نهایت، مهم ترین عوامل رفتاری به ترتیب عبارت بودند از: فرهنگ سازمانی، حمایت مدیریت، خطر پذیری، ویژگی های مدیران، ویژگی های کارکنان.
    کلیدواژگان: کارآفرینی ، کارآفرینی سازمانی ، عملکرد شرکت ، تحلیل سلسله مراتبی فازی
|
  • Mohammad Dianat *, Seyed Reza Seyedjavadin , Mohammad Ali Shahhoseini Pages 3-40
    Due to rapid environmental changes and the large scope of project activities in the petroleum industry, project management is of particular importance. One of the essential and important factors for the success of projects is to focus on the behavioral characteristics, and in other words, the competencies of project managers. In this regard, designing a model of project managers' competencies in the petroleum industry of Iran has been considered in this research. The research methodology is an applied method, based on the goals, and is a mixed method (qualitative-quantitative), regarding to the collecting data method. In the qualitative part, the statistical population included all project managers, managers Senior, and Minister's deputy in the Petroleum industry, 14 of them were selected through purposeful sampling and using snowball technique as a statistical sample of the study. The data collection tool was a deep interviewing in qualitative part. Content analysis was used to analyze the interview data. The reliability of the qualitative part considerd by responder's review. In the quantitative part of the research, the statistical population of the study was composed of all poject managers working in the Iran Petroleum. of the oil industry project that had enough experience in the field. Among them 170 persons were selected randomly as a research sample. The data collection tool was a researcher-made questionnaire in the quantitative part. The results of quantitative analysis led to the production of 394 key concepts that were categorized 152 items in 15 main components. Finally, these main key categories were classified into six key items: 1. background factors, 2. environmental faualctors, 3. causal factors, 4. pivotal phenomenon 5.Strategies, and 6. achievements and outcomes. The quantitative results showed that the amount The fitness index for the whole model was calculated as 60percent, which indicates that the overall fitness of the model is acceptable.
    Keywords: Designing , Competency Model , Project Management, Petroleum Industry
  • Leila Parsa Ziabari , Akbar Etebarian *, Mehraban Hadi Peykani , Afsaneh Zamani Moghadam Pages 41-74
    The aim of this research was to develop a retirement management model in the Workers' Refah Bank. In terms of its purpose, the method is a combination of the phenomenological method in the quantitative part and descriptive-correlation method, in the quantitative part of research. The statistical population of the research in the qualitative section has been 39 people including: close-to-retirement (15 people), during retirement (8 people) and retirees (16 people). Snowball method has been used until reaching saturation of information. The population of research in the quantitative section for close to retirement stage was 115, for retirement stage, 30 persons and for after retirement stage was 1175 people. The sample size was 92, 28 and 285, respectively, based on random sampling for each of these three groups. The data collection tool was semi-structured interview in the qualitative part and the questionnaire, in the quantitative part of research. Validity of the questionnaires was reviewed by using content validity-contextual validity as well as structural validity. The reliability of the questionnaires was calculated through Cronbach's alpha, which was calculated for all three questionnaires above 0.8 which indicates their good reliability. In order to analyze the data in the qualitative section, the 7-step quantitative method of Colaizzi was used and in the quantitative part, statistical tests such as factor analysis, mean and variance test, cross-sectional test and model quality test were used. Finally, dimensions and components of our model were identified and confirmed for close-to-retirement (concerns, expectations, and expectations) during retirement (concerns, needs and motives, expectations) and for after-retirement (challenges, expectations, personal strategies).
    Keywords: Retirement , close-to-retirement , during retirement , after-retirement , phenomenology , Colaizzi model
  • Hamid Rahimian*, Abbas abspour , Mortaza Taheri , Ali Najafi Pages 75-102
    The present research aimed to analyze instructional design,workplace learning, and selecting the optimum model of learning for human resources training in petrochemical industry.The previous roles have become faint and new opportunities have appeared in petrochemical industry by starting the process of privatization and changing the nature of the company from holding to a governance and development organization. So, the main questions in this study were: what is the similarity among the world popular models about instructional design and workplace learning models? What is the most adaptive model about training and workplace learning in petrochemical industry? Therefore, a qualitative meta-synthesis approach has been used to reply these questions. This process was conducted in two steps. Its first step was conducted by Sandelowski and Barroso method in 2007. The second step was conducted by analysis of documents, observation, and experts' views using Maxqda software. Finally, the related adaptive model to the characteristics of petrochemical industry was offered including five dimentions of: performance analysis, performance design, performance development, performance implementation, and performance monitoring which were adopted from 70:20:10, Mager and human performance technology models. Regarding the dominant systematic approach in instructional design and workplace learning model, and considering of performance conception in all designing processes, it seems that the present study,as the first study in this field, can have an effective role in organizational training.t
    Keywords: instructional design , workplace learning , Meta-synthesis, 70:20:10 Guide, Mager Model, human performance technology model
  • Mahta Joudzadeh , Nour mohammad Yaghoubi *, Seyed Aliqoli Roshan , Mehdi Nadaf Pages 103-136
    Productivity is the key indicator of the performance of organizations at each level, which is considered a mental concept. By changing the patterns of thought, one could hope to improve productivity and change individual and organizational performance. A closer look at what common values, attitudes, norms, and beliefs among members of the organization will make everyone consistently work towards the goals of the organization intelligently. This is of particular importance in the oil industry, which is the economic reliance of our country. This research aims to provide a framework for the native culture of productivity, with a qualitative research approach. For this purpose, after studying the history of research and performing semi-structured interviews through targeted sampling among the experts of the National Iranian South oilfields Company and University, the dimensions of the native framework of the culture of productivity were determined through content analysis of directional and tabular content. Finally, a coherent framework based on organizational values ​​(including the value of a tool that includes "ethical or interpersonal values ​​and merit values ​​or social adequacy" and ultimate values ​​that includes "individual values ​​and social values ​​or interactions Interpersonal ") has been constructed. Also, the attitude (including beliefs, emotional dimension and behavioral dimension), norms (including formal norms (law), informal norms (habits) and social norms (customs)) as well as symbols (including stories, customs, physical symbols and Language) were presented
    Keywords: Architecture, Culture, Productivity, Content Analysis, National Oil Company of Southern Oilfields
  • Karam Khalili * Pages 137-158
    The research is going to compare the levels of emotional intelligence, organizational commitment and job satisfaction of employees of Iranian Central Oil Fields Company (I. C. O. F. C) according to different demographic factors such as age, job experience, education, organizational position, and gender. Research type is applied-developing and on the other hand, is consumed as a descriptive-survey. The population of the research was Iranian Central Oil Fields Company employees and acording to the Morgan table, 359 employees randomly have been selected and standardized questionnaires were distributed among them. The results indicated that emotional intelligence and job satisfaction have significant differences while it comes to age, job experience, organization position and gender. In addition, organizational commitment did'nt reach desired score, but it showed magnificent differences considering age, job experience, education and position. Based on findings, by increasing age, organizational position and job experience the emotional intelligence of the employees have improved. Also, by promoting their positions, job satisfaction and organizational commitment has increased. On the other hand, while age and experience have increased an increase in job satisfaction was detected. Emotional intelligence and Job satisfaction of the male employees have been more than those of female employees. Results show comparing to those with higher education, people who have diploma or associate's degree show more commitment to the organization.
    Keywords: Toxic Leadership- Social loafing-Employee Soldiering
  • Masoomeh Habibi *, Mehdi Narimani Pages 159-188
    Awareness of employees’ attitudes has always been used as one of the important management tools in organizations. Because, employees’ attitudes can affect their behavior in the workplace. Therefore, it's important to understand what factors can affect it. In this regard, due to the increasing level of employees' maturity in many organizations and becoming knowledge-based, two factors of organizational trust and psychological contracts in this research have been considered and their relationship with employees’ attitudes has been studied. In this process, by analyzing the theoretical foundations and the relationship between the factors and components constituting each of the variables studied, the conceptual model of the research has been extracted and tested in one of the companies of the National Iranian Oil Company. The research method used in this research has been descriptive correlational. The results indicate a positive and significant relationship between the three variables of organizational trust, psychological contracts and occupational attitudes with each other. Also, the mediating role of psychological contract in the relationship between organizational trust and job attitudes was also confirmed
    Keywords: organizational trust, employees’ attitudes, psychological contract
  • Ebrahim Mokhtari * Pages 189-212
    Considering the different dimensions of entrepreneurial behavior in organizations, it can help incresing productivity and growth that is one of the main goals of any organization and lead to creative and innovative thinking about value creation in the organization. In this regard, the present research was conducted with the purpose of ranking and comparing the factors which affect organizational entrepreneurial behavior in Parsian Gas Refinery Company’s deputy offices and independent units. This research has been considered applied in terms of aim and descriptive survey in terms of design. The population of interest was comprised of the managers, supervisors, and staff members of Parsian Gas Refinery Company, adding up to 385 people, of whom 169 were selected as the sample of the study. The data collection tool was a researchermade questionnaire, which was administered using stratified sampling method. The results obtained through investigating the hypotheses by means of multidimensional scaling showed that independent units and Engineering Deputy Office act similarly in terms of factors affecting entrepreneurial behavior. Operations Deputy Office acts quite differently from independent units and Engineering Deputy Office in this regard. In addition, Administrative and Support Deputy Office also acts differently from Operations Deputy Office as well as independent units and Engineering Deputy Office. Finally, we have concluded with presenting the results of ranking deputy offices and independent units based on factors affecting entrepreneurial behavior.
    Keywords: Entrepreneurial Behavior, Organizational Entrepreneurship, Entrepreneurial Atmosphere, Networking Behavior, Organizational Structure
  • Mirza Hassan Hosseini *, Elham Keshavarz Pages 212-242
    Todays, under the competitive conditions, organizational entrepreneurship can play an important role in the success of organizations and make them differentiate from others. Therefore, gaining of knowledge about the factors affecting organizational entrepreneurship is of particular importance. Accordingly, the purpose of this research was to identify and rank the factors affecting organizational entrepreneurship and determine their importance and priority in order to improve the company's performance. For this purpose, after studying the theoretical foundations and research background in this area, the factors affecting organizational entrepreneurship that help improve company performance were identified in three groups: structural, background and behavioral factors. In the next step, the priority and importance of each of these factors was evaluated using the fuzzy hierarchical process analysis technique and by a survey of experts from active and top companies in the field of steel industry. The results indicated that the most important factors affecting organizational entrepreneurship with the aim of improving and enhancing the company's performance were: structural factors, underlying factors and then behavioral factors. Among the structural factors, the most important factors were: structure of entrepreneurial organization, decision making and control, reward system. On the other hand, political factors / government, infrastructures, communications, access to resources were identified as the most important underlying factors. Finally, the most important behavioral factors were organizational culture, management support, riskiness, managerial characteristics, employee characteristics
    Keywords: Entrepreneurship , organizational entrepreneurship , corporate performance , FAHP