فهرست مطالب

  • پیاپی 34 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/02/16
  • تعداد عناوین: 6
|
  • عالیه رضاییان ، افسانه ادریسی صفحات 9-36
    شبکه‏ های اجتماعی از پرطرفدارین رسانه‏ های اجتماعی هستند که مخاطبان بسیاری به خصوص از قشر جوان و نوجوان دارند. ویژگی‎های تعاملی و بسترسازی برای ایجاد روابط اجتماعی از دلایل مورد استقبال واقع شدن شبکه‏ های اجتماعی مجازی است. هدف مقاله حاضر بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی (تلگرام، اینستاگرام و توییتر) بر سبک زندگی نسل چهارمی ها یا متولدین دهه هشتاد است. در این پژوهش با رویکرد اثبات گرایی، از تکنیک پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری دانش‏آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران بوده و سه منطقه 1، 7 و 16 به عنوان مناطق نمونه انتخاب شده‏اند. تعداد نمونه بر اساس فرمول کوکران 380 نفر که با روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای طبقه بندی تصادفی انتخاب شدند. یافته ها بیانگر آن است که بین میزان استفاده و نوع شبکه های اجتماعی مجازی و ابعاد سبک زندگی همبستگی مستقیمی وجود دارد، به گونه ای که هرچه میزان استفاده از شبکه های اجتماعی افزایش یابد، گرایش به سبک زندگی مدرن نیز، بالاتر می رود. همچنین، به میزان فاصله گرفتن از سبک زندگی سنتی، اعتماد اجتماعی کاهش ولی سرمایه فرهنگی افزایش یافته است.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، سبک زندگی، نسل چهارم، اعتماد اجتماعی، سرمایه فرهنگی
  • ولی محمد درینی، احسان نامدار جویمی صفحات 37-59
    افزایش تعامل بین دانشجویان بومی و غیربومی و از دو دسته شیعه و سنی و… و از مناطق و سایر کشورها فرصتی جدید برای دانشجویان ایرانی در حال تحصیل در دانشگاه سیستان و بلوچستان برای مشارکت در ارتباطات بین المللی و ملی و ارتباط میان فرهنگی فراهم کرده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط تعامل بین فرهنگی باصلاحیت بین فرهنگی در بین دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان می باشد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی و از شاخه مطالعات میدانی از نوع همبستگی است. . جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان است که حجم جامعه 18000 نفر است. روش نمونه گیری خوشه ایو تصادفی ساده است. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان برابر با 376 نفر است. در این پژوهش یک فرضیه کلی و سه فرضیه جزئی شکل گرفته است. در فرضیه اصلی رابطه بین تعامل بین فرهنگی با صلاحیت بین فرهنگی و در فرضیات فرعی رابطه بین تعامل بین فرهنگی با ابعاد صلاحیت بین فرهنگی (دانش بین فرهنگی - مهارت بین فرهنگی - انگیزه بین فرهنگی) بررسی شده است که تمامی سوالات تائید شده اند و رابطه معنادار را نشان داده اند. یافته ها حاکی از آن است که چنانچه فردی دانش و مهارت و انگیزه بین فرهنگی داشته باشد و بتوانند رفتار و گفتار شایسته با سایر فرهنگ ها بدون درگیری نظری و عملی داشته باشد، می توان بیان کرد که فرد دارای صلاحیت بین فرهنگی است. به عبارتی دیگر هر چه صلاحیت بین فرهنگی بالاتری بین دانشجویان باشد، تعامل بین فرهنگی از مذاهب مختلف و شهرهای مختلف در دانشگاه مشاهده می شود و دانشجوهای مختلفی بافرهنگ های مختلف باهم در تعامل خواهند بود
    کلیدواژگان: صلاحیت بین فرهنگی، تعامل بین فرهنگی، دانش، مهارت، انگیزه
  • مه لقا کریمی کما، محمد صاحب الزمانی ، نادرقلی قورچیان صفحات 61-86
    هدف اصلی این مقاله ارائه مدل ارتقاء چابکی فرهنگی مدیران دانشگاه است. نوع پژوهش کاربردی و اجرای آن با دو رویکرد کیفی و کمی بصورت تلفیقی بوده است. در فاز کیفی به کمک تکنیک دلفی با نظرخواهی از خبرگان 22 شاخص موثر بر شایستگی کلان چابکی فرهنگی مدیران دانشگاه مشخص شد. در فاز کمی جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران و هیات علمی دانشگاه های آزاد استان گیلان در سال 97-96 بود که تعداد آنها 870 بود. حجم نمونه 267 نفر برآورد شد که به روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی ابزار از لحاط صوری، محتوایی، تشخیصی به تایید رسید. پایایی مولفه ها با محاسبه آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. پایایی کل پرسشنامه 964/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمونهای آمار استنباطی آزمون کیسرمایر و بارتلت، تحلیل عاملی اکتشافی، t زوجی ، تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد 22 مولفه استخراجی در سه گروه قرار می گیرند. در نهایت مدل ارتقاء چابکی فرهنگی مدیران با سه بعد اصلی شایستگی های فردی ، شایستگی های مدیریت تنوع فرهنگی، شایستگی های مدیریت اجرایی و 22 مولفه شایستگی فرعی طراحی و پیشنهاد شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی و برازش مدل نشان داد ، این مدل ، مولفه های چابکی فرهنگی که باعث ارتقاء چابکی فرهنگی مدیران می شود را تبیین می کند.
    کلیدواژگان: چابکی فرهنگی، چابکی، مدیران، دانشگاه، ارائه مدل، ارتقاء
  • صادق جهانبخش گنجه ، نیما جعفری صفحات 87-112
    مدگرایی از جمله مطرح ترین مسائل نوپدید اجتماعی در عصر حاضر به شمار می رود، یعنی نوعی از مصرف که نه برای رفع نیازهای زیستی بلکه برای اهداف اجتماعی صورت می گیرد. بر این اساس مطالعه حاضر با عنایت به نقش قابل توجه مدگرایی درصدد است تا به تبیین جامعه شناختی مدگرایی از دید دانشجویان دختر دانشگاه خوارزمی بپردازد. در این راستا با توجه به عرصه های گسترده مدگرایی در زندگی افراد چارچوب نظری تلفیقی براساس نظریه های زیمل، وبلن و بوردیو برای راهنمای کلی مسیر پژوهش انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دختران دانشگاه خوارزمی است که در سال تحصیلی 96-95 مشغول به تحصیل بوده اند. از این تعداد 362 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. داده های حاصل با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تی مستقل ، تحلیل واریانس و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای مدیریت بدن، اوقات فراغت و پایگاه اقتصادی و اجتماعی با گرایش به مدگرایی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که به ترتیب متغیرهای اوقات فراغت و مدیریت بدن درمجموع 32 درصد از واریانس متغیر وابسته گرایش به مدگرایی را تبیین می کنند.
    کلیدواژگان: مدگرایی، مدیریت بدن، اوقات فراغت، پایگاه اقتصادی و اجتماعی
  • مرتضی مقتدایی، علیرضا ازغندی ، ابوالقاسم طاهری، ملک یحیی صلاحی صفحات 113-141
    پس از جنگ جهانی دوم کشورهای در حال توسعه به شدت رشد کردند و تحولات اجتماعی مانند جنبش های اجتماعی را تجربه کردند در پس این تحولات ساختاری عینی تحولاتی از نوع ذهنی در لایه های زیرین اجتماعی حاصل شد که تغییر موقعیت اجتماعی جوانان حاصل یک چنین تحولاتی بود. ایران نیز تحت تاثیر برخی از تحولات همچون افزایش جمعیت، گسترش شهرنشینی و جهانی شدن قرار گرفت که از جمله پیامدهای این تحولات مهم، شکاف بین نسل ها می باشد. لذا توجه به مسئله شکاف بین نسل ها در ایران و نحوه سیاستگذاری برای مدیریت آن از درجه اهمیت بالائی برخوردار است. بنابراین با توجه به نظریه تئوری تناقض پرورش اجتماعی اولیه و ثانویه برگر و لاکمن ضمن بررسی علل شکاف بین نسل ها در ایران در چارچوب مدل سیاستگذاری چرخه ای جونز اقدام به ارائه راه حل شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که نحوه تعامل سه نهاد دین، دولت و خانواده تاثیر بسزائی در کاهش یا افزایش شکاف نسلی دارد همچنین گسترش شهر نشینی و افزایش جمعیت و انقلاب اطلاعات و ارتباطات نسل جدید را با دنیای جدیدی مواجه کرده و ارزشها، هنجارها و فرهنگ او را دچار تغییر و تحول می نماید. نتیجه تحقیق بیانگر وجود شکاف نسلی در ایران و ضرورت توجه و سیاستگذاری در این زمینه می باشد.
    کلیدواژگان: سیاستگذری فرهنگی، بحران هویت، شکاف نسلی، گسست نسلی، انقطاع نسلی
  • فرهاد امام جمعه صفحات 143-167
    در این مقاله که بر اساس پژوهشی بنیادی تنظیم شده با هدف ایجاد خدمات مثبت، پویا و مداخله گرانه ی دانشگاه ها در جهت تعدیل آسیب های اجتماعی، که در کلان شهرها در حال افزایش و ایجاد نگرانی ها و اختلالات بسیار عمده در زندگی مردم شده، تلاش شده تا فضایی خودآگاه و دارای نقشه ی راه به منظور، کاهش آسیب ها فراهم شود. متاسفانه گسترش آسیب های اجتماعی و نابسامانی های روانی و ضداخلاقی آن بر هویت فرهنگی نسل جوان، آرامش و تعادل نهادهای پایداری مانند خانواده و تعلیم و تربیت را تهدید میکند. نتیجه آن که با ملاحظه قسمت نهایی این مقاله بتوان از دامنه ی ابهام در بحث مداخله ی فرهنگی دانشگاه جهت کاهش آسیب های اجتماعی کاسته و نیز روحیه ی خودآگاه جمعی و عاری از بی تفاوتی در کنشگری مدیران اجرایی دانشگاه ها به ویژه در مرکز مهم استانی فراهم شود؛ تا واحدهای دانشگاهی بتوانند با آگاهی از راهبردهای روشن حقوقی، جامعه شناسی و فرهنگی، الگوهای کارکردی و انسجام دهندهای برای کاهش سندرم آسیب های (اجتماعی) نگران کننده و ملتهب جامعه ی شهری، عرضه نموده، و فضای گفتمانی نوآور و ویا و استقبال کننده ی علمی را برای جذب نظرها و روش های نوین فراهم شود. امید است این کوشش، مبنایی برای انجام گفتمان های پژوهشی و کاربردی در مناطق بومی کشور با مشارکت دانشگاه و هماهنگی نهادهای دولتی مانند بهزیستی، نیروی انتظامی، فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر سازمان های اجرایی مربوط انجام باشد.
    کلیدواژگان: چالش هاي ميان فرهنگي، تحليل جامعه شناسي، خدمت دانشگاه، آسيب هاي اجتماعي
|
  • alie rezaiyan , afsaneh edrisi Pages 9-36
    Social networks are one of the most popular social media platforms that has many audiences, especially young people and teenagers. Interactive features and planning to create of social relationships are one of the reasons of gravitation to virtual social networking. The purpose of this article is to investigate the impact of virtual social networks (Telegram, Instagram and Twitter) on the lifestyle of the fourth generation or eighties.The research method in this research is using the technique of survey with the positivist approach. The statistical population is the second high school students in Tehran and the three regions of 1, 7 and 16 were selected as sample areas. The sample size was 380 people based on Cochran formula and it selected by multi-stage random cluster sampling. Findings indicate that there is a direct correlation between the using rate and type of virtual social networks with lifestyle and its dimensions, in such a way that the increasing use of social networks, increases the tendency to modern lifestyles. Also, with getting away from the traditional lifestyle, social trust has diminished, but cultural capital has grown
    Keywords: Social Networks, lifestyle, fourth generation, social trust, cultural capital
  • Mah Legha Karimi Koma, Mohammad Sahebalzamani , nadergholi ghorchian Pages 61-86
  • sadegh jahanbakhshganjeh , nima jafari Pages 87-112