فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 1 (پیاپی 28، بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/05
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فاطمه عین الهی، مصطفی اویسی، حمید رحیمیان صفحات 1-10
    به منظور بررسی تاثیر مقادیر و زمان های مختلف کاربرد علف کش نیکوسولفورون در کنترل قیاق در ذرت، آزمایشی مزرعه ای طی یک فصل رشد انجام شد. آزمایش بصورت کرت های خرد شده، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و در سه تکرار اجرا شد. پنج سطح علف کش (0، 40، 60، 80 و 100 گرم ماده موثره در هکتار معادل 0، 50، 75، 100 و 125 درصد غلظت توصیه شده) بعنوان کرت اصلی و سه زمان کاربرد علف کش (دو تا چهار برگی،چهار تا شش برگی و شش تا هشت برگی ذرت) بعنوان کرت فرعی در نظر گرفته شد. برای توصیف رابطه بین مقدار علف کش و زیست توده علف هرز در هر زمان کاربرد، از مدل استاندارد
    غلظت-پاسخ استفاده گردید. برآورد پارامترها نشان داد که با تاخیر در زمان سمپاشی، مقدار چهار پارامتر U (میزان زیست توده قیاق بدون کاربرد علف کش) ، L (میزان زیست توده قیاق در مقادیر بالاتر از غلظت توصیه شده) ، ED50 (مقدار علف کش لازم جهت کاهش 50 درصدی زیست توده قیاق) و ED90 (مقدار علف کش لازم جهت کاهش 90 درصدی زیست توده قیاق) بصورت خطی افزایش یافت. جایگذاری پارامترهای مذکور با روابط خطی به عنوان زیر مدل در مدل
    غلظت-پاسخ، منجر به مدل تلفیقی شد که به کمک آن می توان از روی دو متغیر، غلظت علف کش، زمان مصرف علف کش و وزن خشک علف هرز را توصیف نمود. نتایج آزمایش نشان داد که بیشترین زیست توده (8/20478 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد دانه ذرت (74/12108 کیلوگرم در هکتار) درمرحله اول کاربرد علف کش با مقدار 5/2 لیتر در هکتار (معادل 125 درصد غلظت توصیه شده) بدست آمد. هنگامی که سمپاشی تا مرحله 8-6 برگی ذرت به تعویق افتاد، میزان زیست توده نهایی ذرت در حداکثر غلظت علف کش، به 3/15625 کیلوگرم و عملکرد دانه به 7/8759 کیلوگرم در هکتار کاهش یافت. کاربرد علف کش در 4-2 برگی ذرت با غلظت کاهش یافته 75 درصد غلظت توصیه شده در هکتار توانست وزن خشک قیاق را از 9/144 به 2/41گرم در متر مربع کاهش دهد و از خسارت به ذرت جلوگیری نماید. نتایج مطالعه حاضر به افزایش کارایی غلظت علف کش برای کنترل قیاق در ذرت کمک خواهد کرد.
    کلیدواژگان: غلظت-پاسخ، قیاق، نیکوسولفورون، غلظت کاهش یافته
  • محمدرضا مجیدی، بهرام میر شکاری، بتول صمدانی، حسن حاج نجاری، فرهاد فرحوش صفحات 11-22
    ن آزمایش در سال زراعی 1395-1394 درکرج، به منظور بررسی تاثیر گیاهان پوششی در کنترل علف های هرز و استفاده از علف کش برای استقرار گیاهان پوششی به صورت کرت های خردشده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اصلی، گیاهان پوششی شامل علف بره (Festuca ovina) ، لرزانک قرمز (Festuca rubra) ، علف گندمی بیابانی (Agropyron desertorum) ، علف پشمکی (Bromus tomentellus) و شاهد (بدون گیاه پوششی و آلوده به علف هرز) و عامل فرعی، علف کش برمایسیدام آ(EC 40) در چهار سطح صفر، 300، 450 و 600 گرم در هکتار بود. بر اساس نتایج به دست آمده، گیاهان پوششی علف پشمکی و علف بره به ترتیب با 8 و 5 کیلوگرم بر مترمربع، بیشترین وزن خشک را دارا بودند. همین گیاهان، بیشترین تاثیر کاهشی را بر تراکم علف های هرز (به ترتیب برابر 86% و 67%) و وزن خشک علف های هرز (به ترتیب برابر 81% و 71%) داشتند. اثر متقابل گیاه پوششی و علف کش روی وزن خشک علف های هرز معنی دار گردید. علف های هرز غالب در آزمایش شامل قدومه (Alyssum desertorum) ، هفت بند (Polygonum aviculare) و خاکشیر ایرانی (Descurainia sophia) بودند که میانگین کاهش وزن خشک آنها در اثر اعمال تیمار نسبت به شاهد، به ترتیب 71%، 89% و 83% بود. بیشترین مقدار کاهش در وزن خشک علف های هرز غالب درگیاه پوششی علف پشمکی یادداشت شد. بیشترین کاهش تنوع علف های هرز بر اساس شاخص شانون وینر در بین تیمارهای گیاهان پوششی نسبت به شاهد (H=1. 5) در گیاهان پوششی علف پشمکی (6/0) و علف بره (73/0) مشاهده شد.
    کلیدواژگان: وزن خشک گیاه پوششی، علف کش، تنوع
  • حسین ادیم، بتول صمدانی، ابراهیم ممنوعی صفحات 23-31
    خرما یکی از محصولات راهبردی و مهم در دنیا می باشد. به منظور بررسی اثر گیاهان پوششی بر کنترل علف هرز مرغ (Cynodon dactylon) ،آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و شش تیمار در طی سال های 1390و1391 انجام شد. تیمارها شامل کشت میان ردیفی یونجه (Medicago sativa) به میزان 35 کیلوگرم در هکتار، چنتری (Sesbania sesban) به میزان 50 کیلوگرم در هکتار، نخود کبوتری (Cajanus cajan) به میزان 50 کیلوگرم در هکتار، ماش
    (Vigna radiata) به میزان 50 کیلوگرم در هکتار، سورگوم (Sorghom bicolor) به میزان 20 کیلوگرم در هکتار و شاهد بودند. نتایج بدست آمده نشان داد که بیشترین زیست توده تولید شده مربوط به چنتری با 1937 گرم در متر مربع در سال اول و 2326 گرم در متر مربع در سال دوم وکمترین آن مربوط به ماش و نخود کبوتری به ترتیب با 7/159 و 8/22 گرم در متر مربع در سال اول و 7/101 و 7/50 گرم در متر مربع در سال دوم بود. کمترین زیست توده مرغ در هر دو سال، به تیمار چنتری و یونجه و پس از آن سورگوم تعلق داشت. همچنین درصد کنترل مرغ بوسیله چنتری، سورگوم، ماش، نخود کبوتری و یونجه در سال اول به ترتیب 97، 59، 7، 3 و 94 درصد و در سال دوم، به ترتیب 99، 74، 2، 10 و 95 درصد بود. در این بررسی، چنتری و یونجه، دارای بیشترین میانگین زیست توده در هر دو سال بودند و مشخص شد که گیاهان پوششی موثری برای کنترل مرغ می باشند.
    کلیدواژگان: چنتری، زیست توده، گیاه پوششی، نخود کبوتری
  • علیرضا یوسفی، یوسف قاضی خانلو، علی عمارلو صفحات 33-42
    ه منظور بررسی واکنش توده های سیر به تداخل علف های هرز در منطقه زنجان، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 95-1394 اجرا شد که در آن، چهار توده سیر (همدان یک، همدان دو، همدان سه و طارم) و دو سطح تداخل علف های هرز (تداخل و عدم تداخل) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که واکنش به تداخل علف های هرز، به طور معنی داری، تحت تاثیر نوع توده قرار گرفت. در رقابت با علف های هرز، اکثر صفات توده های همدان دو و همدان سه، کاهش قابل توجهی را نشان دادند. توده طارم، به دلیل توان رقابتی پایین، بیشترین کاهش در صفات مورد بررسی در شرایط تداخل را، نشان داد و کمترین عملکرد را در بین توده ها تولید کرد. بطور کلی، توده همدان یک با توجه به عملکرد بالا و کاهش اندک عملکرد در شرایط تداخل، برای کشت در مناطق سردسیر نظیر زنجان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تداخل علف های هرز، مناطق سردسیر، رقابت، گیاه دارویی، عملکرد
  • بیژن یعقوبی، محمد مهدی فانوسچی، فرزین پورامیر، حمید رحیمیان مشهدی، المیرا محمد وند، مصطفی اویسی صفحات 43-58
    تحمل گوشاب به غرقاب و بیشتر علف کش ها و نیز رشد دوباره پس از وجین دستی سبب شده است تا این علف هرز به عنوان یک گونه مهاجم در شالیزار مورد توجه قرار گیرد. به منظور ارائه راهکاری جهت مدیریت گوشاب، سه آزمایش اجرا گردید. در آزمایش اول، رقابت ارقام برنج هاشمی و گوهر با گوشاب در سطوح صفر، 50، 100 و 150 درصد از مقدار توصیه شده کود های NPK مطالعه شد. در آزمایش دوم، روند تکثیر و کلونی زایی گوشاب در سطوح کودی فوق و در آزمایش سوم، اثر عمق آب بر رشد علف هرز گوشاب بررسی شد. نتایج آزمایش اول نشان داد که گوشاب فاقد تاثیر معنی دار بر عملکرد رقم گوهر بود؛ اما موجب کاهش 25-13 درصدی عملکرد رقم هاشمی گردید. کاهش عناصر غذایی به 50 و صفر درصد مقدار توصیه شده، منجر به کاهش شدید عملکرد هر دو رقم برنج در رقابت با گوشاب شد. مطابق نتایج آزمایش دوم، میزان گسترش کلونی گوشاب در تیمار کودی 50 درصد، دو برابر تیمار کودی 100 درصد بود. نتایج آزمایش سوم نشان داد که افزایش عمق غرقاب به هفت و 14 سانتی متر، سبب افزایش 359 و 342 درصدی اندام های هوایی درمقایسه با تیمار اشباع شد. به طور کلی مطابق نتایج این تحقیق، دلیل طغیان و خسارت گوشاب را می توان به ضعف تغذیه ای و غرقاب عمیق و طولانی مدت شالیزارها نسبت داد و در صورت مصرف بهینه ی کودها، زه کشی و نیز استفاده از ارقام مناسب، نیازی به صرف هزینه های زیاد جهت وجین دستی مکرر گوشاب نیست و حضور علف هرز، موجب خسارت اقتصادی معنی دار به برنج نخواهد شد.
    کلیدواژگان: تغذیه، کلونی زایی، علف هرز، رشد دوباره، متحمل به غرقاب
  • محمد امین قسام، حسن علیزاده، مصطفی اویسی، محمدعلی باغستانی صفحات 59-69
    شرایط محیطی از جمله رطوبت خاک، تاثیر بسزایی بر کارایی علف کش ها دارد. به منظور ارزیابی اثر غلظت های علف کش اتللو در شرایط مختلف رطوبت خاک بر علف هرز خردل وحشی و گندم، آزمایش گلخانه ای، به صورت کرت های خردشده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران انجام شد. سه سطح رطوبت خاک شامل ظرفیت مزرعه، 75% ظرفیت مزرعه و 50% ظرفیت مزرعه و غلظت های مختلف علف کش مزوسولفورون +یودوسولفورون+دیفلوفنیکان، شامل صفر، 33، 66، 99، 132 و 165 گرم ماده موثره در هکتار بودند. نتایج نشان داد که میزان غلظت لازم برای کاهش 50 درصد وزن خشک خردل وحشی در رطوبت ظرفیت مزرعه 57/71 گرم ماده موثره در هکتار بود در حالی که در رطوبت 75 % و 50% ظرفیت مزرعه، به ترتیب 69/88 و 21/116 گرم ماده موثره در هکتار بود. میزان غلظت لازم برای کاهش 50 درصد وزن خشک گندم در رطوبت ظرفیت مزرعه، 50/86 گرم ماده موثره در هکتار بود و در رطوبت 75 % و 50% ظرفیت مزرعه، این غلظت لازم به ترتیب به 5/102 و 95/73 گرم ماده موثره در هکتار رسید. نتایج نشان داد که در رطوبت 50 درصد ظرفیت مزرعه، غلظت های کمتر این علف کش نیز باعث اثرات سوء بر گندم خواهند شد.

    کلیدواژگان: وزن تر و خشک، کارایی علف کش، رطوبت خاک
  • سمیه فروزش، سعیده بلاغی، حسن علیزاده صفحات 71-81
    یولاف وحشی زمستانه، به دلیل دارا بودن خواب در بذرهای خود، قادر است برای مدت های طولانی در خاک بماند. مطالعه اثر عوامل مختلف بر رفتار جوانه زنی بذر این علف هرز، منجر به تنظیم برنامه صحیح کنترل خواهد شد. به منظور بررسی نحوه پاسخ بذرهای یولاف وحشی زمستانه، دو آزمایش (شرایط نوری و تاریکی) بصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل دما (3، 5، 10، 15 و دمای متناوب 10 درجه سانتی گراد در روز و 5 درجه سانتی گراد در شب) ، وجود یا عدم وجود پوسته در بذر و جمعیت های یولاف وحشی (اهواز، شیراز و کردستان) بودند. نتایج حاکی از آن بود که درصد جوانه زنی بر اساس پوشش بذر، نسبت به دما تغییر می کند. در دمای متناوب و دماهای ثابت 3 و 5 درجه سانتی گراد، در بذر های پوشش دار هیچ یک از جمعیت های یولاف وحشی، جوانه زنی رخ نداد و جوانه زنی در بذرهای پوشش دار، تنها در دو دمای 10 و 15 درجه سانتی گراد مشاهده شد؛ به عبارتی، افزایش دما، سبب شروع جوانه زنی شد. در دمای متناوب، جمعیت یولاف وحشی شیراز، بیشترین درصد جوانه زنی (87 درصد) را داشت و جمعیت اهواز، به طولانی ترین زمان برای جوانه زنی 50 درصدی نیاز داشت. در تاریکی نیز همانند روشنایی، جوانه زنی در بذرهای پوشش دار در دماهای متناوب (دمای روز 10 و شب 5) ، 3 و 5 درجه سانتی گراد در تاریکی مشاهده نشد. درصد جوانه زنی جمعیت های یولاف وحشی در حالت بدون پوشش، با جوانه زنی این جمعیت ها در حالت پوشش دار، تفاوت معنی داری را نشان داد که این امر نشان دهنده بازتاب عوامل محیطی بر پوسته و چگونگی رفتار جوانه زنی است. پیش بینی دقیق و درست از زمان جوانه زنی بذرها و سبز شدن آن ها بر پایه بازخورد شرایط محیطی را باید برای بکارگیری روش یا روش های کنترلی موثر در مدیریت تلفیقی علف های هرز، در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: پوشش بذر، خواب، مدل سیگموئیدی، دمای متناوب، مدیریت تلفیقی علف های هرز
  • مهدی دستورانی، ابراهیم غلامعلی پور علمداری*، عباس بیابانی، زینب اورسجی، میثم حبیبی صفحات 83-95

    ین آزمایش، به ‏منظور ارزیابی اثر علف کش های پیشکاشت تریفلورالین (نام تجاری: ترفلان) 48 درصد ای سی، اتال‎فلورالین (نام تجاری: سونالان) 3/33 درصد ای سی، علف کش های پیش‎رویشی اگزادیازون (نام تجاری: رونستار) 25 درصد ای سی و 12 درصد اس ا، سیمازین (نام تجاری: پرینسب) 4 ال و پرومترین (نام تجاری: گزاگارد) 80 درصد پودر وتابل و علف کش پس رویشی لینورون (نام تجاری: آفالن) 50 درصد پودر وتابل و 45 درصد درصد اس ال، بر کنترل علف های هرز و عملکرد و اجزای عملکرد دانه و نیز، عملکرد و بازده اسانس زیره سبز، در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. پنج گونه علف هرز غالب شامل سلمه تره (Chenopodium album) ، شاه‎تره (Fumaria officinalis) ، هفت ‎بند (Polygonum avicular) ، جو‎ موشی (Hordeum murinum) و گندم خودرو (Triticum aestivum) مورد شناسایی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری بین تیمارهای مختلف علف کش روی تراکم و وزن خشک هر گونه و کل علف های هرز وجود داشت. تمام علف کش های مورد بررسی، تراکم کل علف های هرز را به‎طور معنی داری نسبت به شاهد بدون کنترل علف‏هرز کاهش دادند. نقش تیمارها در کاهش تراکم علف های هرز به ترتیب عبارت بود از وجین> اتال‎فلورالین> اگزادیازون> تریفلورالین= لینورون= سیمازین> پرومترین. بیشترین و کمترین وزن خشک زیست توده علف های هرز به ترتیب مربوط به تیمار عدم کاربرد علف کش ها و تیمار شاهد وجین بود. در بین تیمارهای مختلف علف کش ها، اتال‎فلورالین و اگزادیازون، به ترتیب با 40/97 و 31/84 درصد نسبت به تیمار عدم کابرد علف کش ، بیش ترین کاهش را در وزن خشک علف های هرز به خود اخصاص دادند. نتایج بیانگر اختلاف معنی داری میان تیمارهای مختلف علف کش، از لحاظ تاثیر بر تراکم، تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، عملکرد و بازده اسانس زیره سبز بود. بیشترین و کمترین عملکرد دانه و عملکرد اسانس زیره سبز، به ترتیب مربوط به تیمار شاهد وجین علف‏هرز و عدم وجین بود. مصرف اتال‎فلورالین بعد از تیمار وجین، از بیشترین عملکرد دانه و عملکرد اسانس برخوردار بود.

    کلیدواژگان: اتال فلورالین، اگزادیازون، بازده اسانس، زیره سبز، عملکرد دانه، وزن خشک علف هرز
  • ریبا راست گردانی، حمید رحیمیان مشهدی، مصطفی اویسی * صفحات 97-108
    به منظور ارزیابی واکنش علف های هرز یکساله مزرعه لوبیا به برهمکنش غلظت های علف کش ایمازتاپیر و رطوبت خاک، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل سه رژیم رطوبتی 60، 75 و 90 میلیمتر از تبخیر تجمعی (به ترتیب معادل 100، 80 و 60 درصد از نیاز آبی لوبیا) به عنوان کرت های اصلی و غلظت های علف کش ایمازتاپیر در پنج سطح صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد غلظت توصیه شده، به عنوان کرت های فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که برهمکنش غلظت های علف کش و رطوبت خاک، تاثیر معنی داری بر زیست توده کل علف های هرز دارد. تاج خروس و سلمه تره در شرایط رطوبت کم خاک، رشد بیشتری داشته و بالاترین میزان زیست توده علف های هرز (396. 81گرم در متر مربع) ، از تیمار رژیم رطوبتی 60 درصد و شاهد بدون کنترل علف هرز بدست آمد. براساس مدل سه پارامتری غلظت-پاسخ، پارامتر ED50، در رژیم های رطوبتی100، 80 و 60 درصد، به ترتیب میزان 32. 45 ، 56. 59 و 73. 46 درصد از غلظت توصیه شده پیش بینی شد. بنا بر نتایج حاصل از این مطالعه، هر چه رطوبت خاک کمتر باشد، غلظت علف کش لازم برای کاهش 50 درصد از زیست توده علف های هرز افزایش خواهد یافت. بالاترین میزان عملکرد دانه، از رژیم رطوبتی 100 درصد، با میزان 4133 کیلوگرم در هکتار، از غلظت 100 درصد توصیه شده علف کش حاصل شد. بر اساس این نتایج، اگر رطوبت خاک مناسب باشد، کارایی علف کش در کنترل علف های هرز افزایش خواهد یافت و میزان عملکرد لوبیا نیز بیشتر می شود. نتایج این آزمایش می تواند در پیش بینی غلظت های مناسب علف کش در شرایط اقلیم متغیر ایران مناسب باشد.
    کلیدواژگان: تاج خروس، زیست توده علف های هرز، سلمه تره، غلظت-پاسخ
  • مژگان ویسی *، مهدی مین باشی معینی، محمد صالح منصوری، محسن غیاثوند صفحات 109-127
    به منظور بررسی کارایی علف کش ایزوکسافلوتل (SC480) بر کنترل علف های هرز مزارع نخود بهاره (Cicer arietinum) آزمایشی در استان های کرمانشاه، کردستان و لرستان در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار اجرا شد. تیمارها شامل کاربرد پیش رویشی و پس رویشی علف کش ایزوکسافلوتل با مقادیر 2/0، 3/0 و 4/0 لیتر در هکتار، پایریدیت (EC60%) به میزان 2 لیتر در هکتار و شاهد وجین دستی علف های هرز بودند. درصد کاهش تراکم، وزن خشک علف های هرز و درصدگیاه سوزی نخود 30 روز پس از سم پاشی پس رویشی تعیین شد. بر طبق نتایج درکرمانشاه برترین تیمارها از نظر عملکرد دانه نخود متعلق به ایزوکسافلوتل پیش رویشی به میزان 2/0 و 3/0 لیتر در هکتار با 669 و 5/632 کیلوگرم درهکتار به ترتیب با 79 و 5/80 درصد کاهش تراکم علف های هرز بود. در کردستان ایزوکسافلوتل پیش رویشی به میزان 2/0 لیتر در هکتار با 80 درصد کاهش تراکم علف های هرز و 1118 کیلوگرم در هکتار عملکرد دانه مناسب ترین تیمار در نظر گرفته شد. در لرستان ایزوکسافلوتل پیش رویشی به میزان های 2/0 و 3/0 لیتر در هکتار به ترتیب 5/89 و 5/91 درصد تراکم علف های هرز را کاهش داده و بیشترین عملکرد دانه نیز متعلق به این دو تیمار به ترتیب با 742 و 5/812 کیلوگرم در هکتار بود. با توجه به نتایج علف کش ایزوکسافلوتل با کاربرد پیش رویشی به میزان 2/0 لیتر در هکتار از ماده تجاری برای کنترل علف های هرز نخود بهاره مناسب است.
    کلیدواژگان: پیش رویشی، تراکم، عملکرد دانه، مرلین فلکس، وزن خشک
|
  • Hamid Rahimian Pages 1-10
    A field experiment was conducted to determine the interaction effects of herbicide timing and doses on the control of Sorghum halepense in maize. The experiment was a split plot in randomized complete block design (RCBD) with three replications. Main plots were herbicide doses (0, 40, 60, 80, 100 g.ae of nicosulfuron) and sub-plots comprised herbicide timing (maize growth stages: 2-4 leaves, 4-6 leaves and 6-8 leaves). Standard dose response model was used to describe the relationship between weed biomass and herbicide doses at each herbicide application time. Estimated parameters showed that herbicide application delay increased U, L, ED50, ED90 parameters linearly. The highest yield of maize (20478.8 kg/h) was obtained by 2.5 lit/ha herbicide applied at 2-4 leaves of maize growth stage. Recommended dose of herbicide resulted in 12108.74 kg/h maize yield when it was applied at 6-8 leaves maize growth stage. In summary, 1.5 lit/ha herbicide applied at 2-4 leaves growth stage of maize gave acceptable control and decreased S. halepense biomass from 144.9 to 41.2 g/m2. The respected amount of weed biomass was not able to compete with maize and make damage. Results of the current study can be used in S. halepense management programs in maize fields.
    Keywords: Dose-response, johnsongrass, nicosulfuron, reduced dose
  • mohammad reza majidi, bahram mirshekari, batoul samedani, hassan hajinajari, farhad frahvash Pages 11-22
    This experiment was conducted during 2015-2016 in Karaj, Iran to investigate the effect of cover crops on weed control and the use of herbicide on establishment of cover crops as a split-plot arrangement in a randomized complete block design with three replications. Main factors were Festuca ovina, Festuca rubra, Agropyron desertorum, Bromus tomentellus and control (no cover crops, weedy) and sub factor was Bromoxynil + MCPA (Bromicide M. A EC. 40) herbicide in four levels: 0, 300, 450 and 600 gha-1. Based on the findings, B. tomentellus and F. ovina species had the highest cover crop dry mater (8 and 5 kg/ m2 respectively). B. tomentellus and F. ovina species had the highest reduction in weed densities (86% and 67%, respectively) and dry weights (81% and 71%respectively) compared to the control. The interaction between cover crops and herbicide on total dry weight of weeds was significant. The most common weeds of the experiment were Alyssum desertorum, Descurainia Sophia and Polygonum aviculare. The mean dry weight reduction of dominant weeds by cover crops compared to control for D. sophia, A. desertorum and P. aviculare were 83%, 71% and 89%, respectively. The highest dry weight loss of dominant weeds was belonged to B. tomentellus and F. ovina treatments. Based on the Shannon Wiener index, the highest reductions of diversity compared to the control (1. 5) were observed for B. tomentellus (0. 6) and F. ovina (0. 73).
    Keywords: cover crop, dry weight, herbicide, diversity
  • Hossein Adim, Batool Samedani, Ebrahim Mamnoie Pages 23-31
    Date palm is one of the most strategic and important products in the world. To investigate the effects of cover crops intercropped with date on bermudagrass (Cynodon dactylon L.) biomass, an experiment was conducted in a randomized complete block design (RCBD) with three replications in Iranshahr, Baluchestan during 2011-2012. Treatments were sesbania (Sesbaniasesban) 50 kg seeds/ha, alfalfa (Medicago sativa) 35 kg seeds/ha, pigeon pea (Cajanus cajan) 50 kg seeds/ha, vigna (Vigna radiate) 50 kg seeds/ha and sorghum (Sorghombicolor) 20 kg seed/ha. Results showed that the sesbania with 1937 gr/m2 in first year and 2326 g/m2 in second year, had the highest biomass in both years. 1937 g/m2. Vigna and pigeon pea with 159. 7 and 22. 8 g/ m2 in first year and 101. 7 and 50. 7 g/m2 in second year respectively, had the lowest dry matters. Weeds were controlled by sesbania, sorghum, vigna, pigeon pea and alfalfa 97, 59, 7 and 3 % in first year and 99, 74, 2, 10 and 95% in second year compared to control, respectively. The study indicated that sesbania and alfalfa had the highest mean biomass in both years and were the best treatment to control and reduce biomass of bermudagrass.
    Keywords: biomass, cover crop, pigeon pea, sesbania
  • yousef ghazikhanlo, Ali ammarellou Pages 33-42
    o evaluate the response of different garlic accessions to weed competition in Zanjan, west of Iran, a factorial experiment was carried out based on randomized complete block design with three replications in 2015-2016. Four variety of garlic (Hamedan 1, Hamedan 2, Hamedan 3 and Tarom) at two weed infestation conditions (whole season weed infestation and weed-free) were studied. The results indicated that responses to weed interference were significantly affected by accession. Hamedan 2 and Hamedan 3 accessions showed a considerable reduction in most traits under weed competitions while Tarom accession showed highest reduction that was most likely due to low competitive ability. Overall, Hamedan1 accession is recommended for cultivation in cool season regions such as Zanjan, due to the higher yield and lower yield decreases under weedy conditions.
    Keywords: Cool season regions, competition, medicinal plant, weed infestation, yield
  • Bijan Yaghoubi, Mohammad Mahdi Fanooschi, Farzin Pouramir, Hamid Rahimian, Elmira Mohammadvand, Mostafa Oveisi Pages 43-58
    Pondweed tolerance to flooding and most herbicides, as well as regrowth after hand weeding, has led the weed to be considered as an invasive species in paddy rice. Three experiments were carried out to provide a strategy for management of pondweed. In the first experiment, the interference of pondweed with Hashemi and Gohar rice cultivars at 0, 50, 100 and 150% of recommended NPK fertilizer were studied. In the second experiment, pondweed proliferation and colonization at the above fertilizer levels; and in the third experiment, the effect of water depth on the growth of this weed were investigated. The result of the first experiment showed that pondweed does not have significant effect on the yield of Gohar cultivar, but decreased the yield of Hashemi by 13-25%. Decreasing the fertilizer level to 50 and zero percent of recommended doses led to sharp decline in the performance of both rice cultivars in competition with pondweed. According to the results of the second experiment, the pondweed colony expansion in the 50% recommended dose of fertilizer treatment was twice that of 100% fertilizer treatment. The result of third experiment showed that, increasing the water depth to 7 and 14 cm led to 359 and 342 percent increase in pondweed shoot biomass in comparison to saturated treatment. In general, according to the results of this research, the reason for the outbreak and damage of pondweed can be attributed to the nutritional weakness and the deep and long flooding of the paddy fields. In case of efficient use of fertilizers, drainage and the use of appropriate cultivars, it is not necessary to spend a lot on frequent hand weeding and the presence of weed will not cause significant economic losses of rice.
    Keywords: Nutrition, colonization, weed, regrowth, flood tolerant
  • Mohammad Amin Ghassam, Hassan Alizadeh, Mostafa Oveisi, Mohammad Ali Baghestani Pages 59-69
    Environmental conditions such as soil moisture have a significant effect on herbicides efficacy. In order to evaluate the effect of Othello herbicide in different soil moisture conditions on wild mustard and wheat, a greenhouse experiment was conducted as split plot based on randomized complete block design with three replications. Three levels of soil moisture including field capacity, 75% field capacity and 50% field capacity, and 0, 33, 66, 99, 132 and 165 grams of active ingredient of Mesosulfuron + Iodosulfuron + Diflufenican per hectare were the experimental treatments. Results showed that the concentration required to reduce the dry matter content of wild mustard by 50% in the field capacity was 71. 57 g. a. i /ha of herbicide, while in 75% and 50% of the field capacity, it was increased to 88. 69 and 112. 11 g of active ingredient per hectare, respectively. The required concentration to reduce 50% of dry weight of wheat in the field capacity was 86. 85 g. a. i / ha, while it reached to 102. 5 and 73. 95 g. a. i /ha at75% and 50% moisture content, , respectively. The results of the data showed that at 50% moisture content of the field capacity, lower concentrations of this herbicide would also have adverse effects on wheat.
    Keywords: Fresh, Dry weight, Herbicide Efficiency, Soil moisture
  • Somayyeh Forozesh, Saeede Balaghi, Hassan Alizadeh Pages 71-81
    Seed of wild oats can persist in the soil for a long time due to its dormancy. Studing the different factors affecting germination behaviors of this weed seeds will result in a properly control program. To quantify the rate of wild oat population's germination response to light and darkness, two experiments were performed in laboratory. The experimental design was a completely randomized design with three replications. Experimental treatments were temperature (10/5, 3, 5, 10 and 15 ◦c), seed coat (with and without), and populations (Ahvaz, Kordestan and Shiraz). The results showed that germination responses to temperature changed based on seed coating. Seeds of wild oat populations were not germinated at constant temperatures of 3 and 5°C and also at fluctuating temperatures and Non-treated seeds germinated at 10 and 15°C. In the other words, increasing temperatures impact the germination velocity. The highest germination percentage (%87) occurred in the 10/5 C, in Shiraz population. Among populations, Ahvaz needed maximum growing degree days to reach 50% germination. Coated seed did not germinate at light or darkness in the 10/5 °C and 3 and 5°C. Significant difference were evident in germination percentage of coated and without coat seeds of wild oat population. This indicates the role of genetic factors and environmental conditions during plant growth and the germination behavior of seeds. Precise and accurate prediction of the time of seed germination and emergence based on feedback of environmental conditions should be considered to performe the effective control method or methods in integrated weed management.
    Keywords: Seed coat, dormancy, sigmoidal model, temperature fluctuation, integrated weed management
  • Mehdi Dastorani, Ebrahim Gholamalalipour Alamdari, Abas Biabani, Zeinab Avarseji, Meisam Habibi Pages 83-95

    This experiment was conducted to evaluate the effects of the pre planting herbicides including Trifluralin (Treflan 48% EC) and Ethalfluralin (Sonalan 33. 3% EC), pre emergence herbicides including Oxadiazon (Ronstar 25% EC, 12% SL), Simazine (Princep 4L) and Prometryn (Gasagard 80% WP) and post emergence herbicide including Linuron (Afalon 50% WP, 45% SL) on weed control and yield, yield components, seed yield, essence yield and essence efficiency of cumin in a randomized complete block design with three replications. Five dominant weed species i. e. Chenopodium album, Fumaria officinalis, Polygonum avicular, Hordeum murinum and Triticum aestivum were identified. Results showed that effect of the herbicides on density and dry weight of each and total weed species were significant. In this study, all herbicides significantly decreased total weed density compared to weedy check. The order of reduction in total weed density was hand weeding> Ethalfluralin> Oxadiazon> Trifluralin= Linuron= Simazine> Prometryn. The highest and lowest total dry weight of weeds were obtained in weedy check and hand weeding, respectively. Among various herbicides treatments, Ethalfluralin and Oxadiazon had the inhibitoriest effects on the total dry weight of weeds in comparison with weedy check (97. 40 and 84. 31% respectively). The results also showed that there were significant differences among various herbicide treatments on cumin density, number of umbrella per plant, number of seed per umbrella, 1000- seed weight, seed yield, and essence yield and efficiency. The highest and lowest seed and essence yield were obtained in hand weeding and weedy check, respectively. After weeding treatment, Ethalfluralin application had the highest seed yield and essence yield.

    Keywords: cumin, essence efficiency, ethalfluralin, oxadiazon, Seed yield, weed dry weight
  • fariba rastgordani, hamid Rahimian, mostafa oveisi * Pages 97-108
    To evaluate the response of annual weeds to interaction between imazethapyr herbicide doses and soil moisture in beanfields, a split plot experiment based on randomized complete blocks design with three replications was conducted. Main plots included three different moisture regimes (60, 75 and 90 mm of accumulated evaporation; equal to 100, 80 and 60% of bean water requirementrespectively) and sub-plots were five doses of imazethapyr (0, 25, 50, 75 and 100 percent of the recommended dose). The result illustrated that the interaction effects of herbicide doses and soil moisture on the biomass of weeds were significant. Under low soil moisture conditions, Amaranthus retroflexus and Chenopodium album grew more and the highest amount of weed biomass (396. 81 gr /m2) was obtained from 60% of bean water requirement and without weed control treatment. Also, based on the three-parameter dose-response model, the predicted ED50 parameters in the 100, 80 and 60% moisture regimen, were 32. 45%, 56. 59% and 73. 46%, of the recommended dose respectively. These results showed that in the less soil moisture, the amount of required herbicide to reduce the 50% of weed biomass, increased. The highest yield (4133. 84 kg/h) was obtained from 100% moisture regime and 100% recommended dose of herbicide. According to these results, when soil moisture content is appropriate, the herbicide efficiency in weed control and also the bean yield will increase. The results of this experiment can be used to predict the appropriate dose of herbicide in variable climatic conditions of Iran.
    Keywords: Amaranthus retroflexus, Chenopodium album, Dose-response, weed biomass
  • Mozhgan Veisi *, Mehdi Minbashi Moeini, Mohammad Saleh Mansouri, Mohsen Ghiasvand Pages 109-127
    In order to evaluate the efficacy of Isoxaflutole (SC480) on weed control in Chickpea (Cicer arietinum L.) fields, experiments were carried out in Kermanshah, Kurdestan and Lorestan provinces in a randomized complete block design with four replications. Treatments consisted of applications of pre-emergence isoxaflutole (SC480) at 0.2, 0.3 and 0.4 L.ha-1 of commercial formulation, post-emegence isoxaflutole at 0.2, 0.3 and 0.4 L.ha-1 of commercial formulation, post-emergence pyridate (EC60%) at 2 L.ha-1 of commercial formulation and hand weeding. Weed percent damage based on EWRC scores at 30 days after post spraying, weed density reduction (%), weed biomass reduction (%) were measured. According to the results, the best treatments in Kermanshah for grain yield of chickpea were pre-emergence isoxaflutole at rates 0.2 and 0.3 L.ha-1 with 669 and 632.5 kg ha-1 that reduced weed density %79 and %80.5 respectively. In Kurdestan, pre-emergence isoxaflutole at rate 0.2 L.ha-1 was considered as the most suitable treatment with 80% reduction in weed density and 1118 kg ha-1 grain yield. In Lorestan, pre-emergence isoxaflutole at rate 0.2 and 0.3 L.ha-1 reduced weed population at 89.5% and 91.5% respectively. The highest grain yield in Lorestan belonged to pre-emergence isoxaflutole at rates 0.2 and 0.3 L.ha-1 at 742 and 812.5 kg.ha-1.According to the results in the three locations, application of pre- emergence isoxaflutole at rate 0.2 L.ha-1 of commercial formulationis suitable for weed control in spring chickpea.
    Keywords: adensity, dry weight, grain yield, Merlin Flexx, pre- emergence