فهرست مطالب

روان پرستاری - سال ششم شماره 4 (مهر و آبان 1397)
  • سال ششم شماره 4 (مهر و آبان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/30
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سارا مددی زواره ، محسن گل پرور *، اصغر آقایی صفحات 1-10
    مقدمه
    یکی از حوزه هایی که دختران دانش آموز دارای اضطراب اجتماعی نیازمند یاری رسانی با هدف ارتقاء سلامتی خود هستند، تضعیف اضطراب اجتماعی و استرس آن ها است. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر درمان مثبت نگری وجودگرا و درمان مثبت نگر ایرانی-اسلامی بر اضطراب اجتماعی و استرس دانش آموزان دختر دارای اضطراب اجتماعی اجرا شد.
    روش کار
    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پژوهش، سه گروهی دو مرحله ای (پیش آزمون و پس آزمون) بود. به منظور انجام پژوهش از 400 دانش آموز دختر مقطع متوسطه دوم در شهر اردستان در سال 1396، 45 نفر به صورت هدفمند مبتنی بر ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر برای هر گروه) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و پرسشنامه استرس نوجوان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. گروه درمان مثبت نگری وجودگرا به مدت 10 جلسه و گروه درمان مثبت نگری ایرانی-اسلامی به مدت 11 جلسه تحت درمان قرار گرفته و گروه کنترل هیچگونه درمانی دریافت نکردند. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین درمان مثبت نگری وجودگرا و درمان مثبت نگر ایرانی-اسلامی با گروه کنترل در اضطراب اجتماعی و استرس در پس آزمون پس از کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (01/0 > P). همچنین درمان مثبت نگری وجودگرا نسبت به درمان مثبت نگر ایرانی-اسلامی در استرس دارای تفاوت معنادار بود (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت که درمان مثبت نگری وجودگرا و درمان مثبت نگر ایرانی-اسلامی دو روش درمانی هستند که می توانند به دختران دانش آموز دارای اضطراب اجتماعی کمک کنند تا بر مشکلات مربوط به اضطراب و استرس خود غلبه کنند و زندگی با استرس و اضطرابی کمتری داشته باشند.
    کلیدواژگان: اضطراب اجتماعی، استرس، درمان مثبت نگری وجودگرا، درمان مثبت نگر ایرانی-اسلامی
  • علی افشاری * صفحات 11-18
    مقدمه
    یکی از مشکلات زنان با سقط جنین های مکرر، کاهش آستانه تحمل و کاهش تاب آوری در برابر مشکلات روانشناختی می باشد. برای افزایش تاب آوری این افراد روش های درمانی مختلفی وجود دارد که از جمله این روش ها درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی و مقایسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر تاب آوری زنان با سقط جنین مکرر انجام شد.
    روش کار
    روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل کلیه زنان دچار سقط جنین شهرستان مراغه در نه ماه اول سال 1396 بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 45 نفر از زنان با سقط جنین مکرر بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. از آزمون تاب-آوری کانور دیویدسون (2001) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس تک متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش تاب آوری زنان در سقط جنین مکرر تاثیر دارد. درمان مبتنی بر ذهن آگاهی اثربخشی بیشتری از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد دارد (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت که ذهن آگاهی به افراد کمک می کند تا موقعیت هایی را که باعث اضطراب و استرس می شود شناسایی کنند، شناخت بهتری نسبت به خود پیدا کنند، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسند و سپس راهبردهای مقابله ای برای مواجهه با این موقعیت ها را بیاموزند. تعهد و پذیرش، باعث می شود بیمار در حالی که به سوی اهداف ارزشمند خود در حال حرکت است، با تجربیاتش به طور کامل و بدون مقاومت ارتباط برقرار کند و آن ها را بدون قضاوت در مورد درستی یا نادرستی-شان، در هنگام ظهور بپذیرد.
    کلیدواژگان: پذیرش و تعهد، ذهن آگاهی، تاب آوری، سقط جنین
  • آزیتا باقری طهرانی فرد، جملیه محتشمی *، طاهره نصر آبادی صفحات 19-26
    مقدمه
    اعتیاد به عنوان یک آسیب اجتماعی، جامعه بشری به ویژه قشر نوجوان و جوان را به شدت تهدید می کند و به نظر می رسد مداخلات روانی بتواند از گرایش افراد به سمت اعتیاد جلوگیری کند. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه گشتالت درمانی بر میزان گرایش به اعتیاد دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم پزشکی تهران انجام شد.
    روش کار
    پژوهش حاضر آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران در سال 96 بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 36 نفر از دانشجویان بود که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل جایگزین شدند. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه ایرانی گرایش به اعتیاد (IAPS) گردآوری شده و از طریق تحلیل واریانس چندمتغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین گروه آزمون و کنترل در پیش آزمون گرایش به اعتیاد تفاوت معناداری وجود ندارد (122/0 = F، 05/0 < P) ؛ اما در پس آزمون (15/6 = F، 05/0 < P) و مرحله پیگیری (29/4 = F، 05/0 < P) تفاوت معناداری وجود دارد که نشان از اثربخش بودن مشاوره گروهی به شیوه گشتالت درمانی است.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این پژوهش، می توان مشاوره گروهی به شیوه گشتالت درمانی را به عنوان یک روش موثر در کاهش گرایش به اعتیاد دانشجویان و پیشگیری سطح اول پیشنهاد داد.
    کلیدواژگان: گشتالت درمانی، مشاوره گروهی، اعتیاد، دانشجویان
  • افسانه قندهاری زاده ، حمیدرضا آقا محمدیان شعرباف *، فریبرز باقری صفحات 27-34
    مقدمه
    اختلال وسواسی اجباری یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که بر تمام جنبه های زندگی اثر می گذارد. با توجه به شیوع بالای اختلال وسواس جبری و اثرات مخربی که این اختلال در طولانی مدت بر روابط بین فردی و ارتباطات اجتماعی دارد. مطالعه ای با هدف بررسی اثربخشی درمان بهزیستی روانشناختی بر نشانگان بالینی و ترس از ارزیابی منفی بیماران وسواس شستشو انجام گرفت.
    روش کار
    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون و پس آزمون با مطالعه پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به وسواس شستشو مراجعه کننده به کلینیک های حرم مطهر و کلینیک خانه مهر در شهر مشهد درسال 1396بود. از این جامعه یک نمونه تصادفی 30نفره انتخاب و به طور تصادفی دردوگروه 15 نفره کنترل وآزمایش گمارده شدند. سپس برای گروه آزمایش درمان مبتنی بر بهزیستی در 12 جلسه 90 دقیقه ای به صورت یک بار در هفته به عمل آمد. داده های پژوهش با استفاده از مقیاس شدت وسواس فکری- عملی ییل- براون (گودمن وهمکاران،1989) و پرسشنامه ارزیابی منفی (لری، 1983) گردآوری و با استفاده از روش تحلیل واریانس بااندازه گیری های مکررو نرم افزار SPSS نسخه 23 تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که درمان بهزیستی روانشناختی بر وسواس فکری و وسواس عملی اثر مثبت معناداری داشته (001/0P<) که در پیگیری دو ماهه پس از مداخله نیز نتایج پایدار باقی مانده است. همچنین تحلیل داده ها نشان دهنده آن بود که درمان بهزیستی روانشناختی بر نشانگان بالینی بر ترس از ارزیابی منفی بیماران وسواس شستشو تاثیرتاثیر معنی داری دارد،واین تاثیر نیزدر مطالعه پیگیری باقی مانده است. (001/0P<)
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که درمان بهزیستی روانشناختی در کاهش وسواس فکری وعملی ونیز کاهش ترس ارزیابی منفی بیماران وسواس شستشو موثر است واز این روش مداخله ای می توان به عنوان یک شیوه کارامد در درمان افراد وسواس در مراکز مشاوره استفاده کرد.
    کلیدواژگان: درمان بهزیستی روانشناختی، وسواس فکری- عملی، ترس از ارزیابی منفی، وسواس شستشو
  • هادی قاضی زاده *، کیانوش زهراکار، علیرضا کیامنش، فرشاد محسن زاده صفحات 35-48
    مقدمه
    خشونت زناشویی یکی از موضوعات مهم حوزه خانواده می باشد. این نوع خشونت، با هدف آسیب رساندن به همسر به شکل روانی، فیزیکی، کلامی، مالی یا عاطفی صورت می گیرد. یکی از انواع خشونت خانگی که تا به حال کمتر به آن پرداخته شده است، خشونت خانگی زنان علیه مردان از دیدگاه مردان، می باشد.
    روش کار
    این پژوهش با شیوه کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، مشارکت کننده ها، انتخاب شدند و تا رسیدن به اشباع نظری در نهایت 17 مرد دارای تجربه خشونت زناشویی و ساکن شهر تهران مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفته و با استفاده از روش داده بنیاد، مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    یافته های پژوهش حاکی از آن است که خشونت خانگی زنان علیه مردان، دارای ابعاد اصلی فردی، زوجی، خانوادگی و فراخانوادگی می باشد که خود به مقوله های فرعی تقسیم می شوند. سپس با توجه به نتایج به دست آمده شرایط علی، شرایط مداخله گر، شرایط زمینه ساز، پدیده، راهبردها و پیامدها استخراج گردیده اند و مدل مفهومی مربوطه و خط داستانی، تبیین شد.
    نتیجه گیری
    پدیده و مقوله محوری در این مدل مفهومی، ازدواج نامناسب است. عوامل زمینه ساز آن، عوامل فردی بوده که در آن مواردی همچون مسائل فیزیولوژیک و بیولوژیک، اعتیاد، اختلالات شخصیتی و ویژگی های شخصیتی و همچنین، عوامل خانوادگی مانند تمایزنایافتگی، ساختار خانواده، ساخت قدرت در خانواده و تجربیات نامناسب خانوادگی قرار می گیرد. عوامل اقتصادی، شغلی و سازمانی، اجتماعی و فرهنگی نقش عوامل زمینه ساز را بر عهده گرفته و افکار غیر منطقی، تفاوت های بین زن و مرد و اسطوره های زناشویی عوامل مداخله گر هستند. زن و مرد در مقابل این خشونت، از الگوهای ارتباطی ناکارآمد استفاده می کنند و حاصل این راهکارهای غلط، ایجاد احساس ناکامی، از بین رفتن عشق و صمیمیت، رابطه فرازناشویی، انحرافات و اختلالات جنسی مردان می شود.
    کلیدواژگان: خشونت زناشویی، خشونت زناشویی زنان علیه مردان، نظریه داده بنیاد، مدل مفهومی
  • مژگان نقدی، مهریار عناصری * صفحات 49-56
    مقدمه
    اختلال استرس پس از سانحه نوعی اختلال مرتبط با استرس است و در افرادی که در معرض حوادث آسیب رسان شدید قرار گرفتند، بروز می کند و باعث مشکلات روانشناختی زیادی می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی امید درمانی بر بهزیستی روانشناختی و تاب آوری در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه انجام شد.
    روش کار
    این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مراجعه کننده به کلینیک مشاوره قطعه گمشده شهر تهران در سال 1396 بودند. نمونه پژوهش 40 بیمار بودند که با روش در دسترس انتخاب و با روش تصادفی ساده در دو گروه جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 2 ساعته به مدت یک ماه با روش امید درمانی آموزش دید. داده ها با کمک پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی و تاب آوری جمع آوری و برای ارزیابی اختلال استرس پس از سانحه از مصاحبه بالینی استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد در مرحله پس آزمون گروه های آزمایش و کنترل در بهزیستی روانشناختی و تاب آوری تفاوت معناداری داشتند. به عبارت دیگر امید درمانی باعث افزایش معنادار بهزیستی روانشناختی و تاب آوری بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه شد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از اهمیت امید درمانی در بهبود بهزیستی روانشناختی و تاب آوری می باشد. بنابراین روش امید درمانی می تواند توسط مشاوران و درمانگران برای بهبود بهزیستی روانشناختی و تاب آوری بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: امید درمانی، بهزیستی روانشناختی، تاب آوری، اختلال استرس پس از سانحه
  • نسیم غلامی ونوول ، ابوالفضل ره گوی ، محمدعلی حسینی ، محمدرضا خدایی اردکانی ، پوریا رضا سلطانی، مسعود فلاحی خشکناب * صفحات 57-64
    مقدمه
    اختلال نقص توجه/بیش فعالی شایع ترین اختلال رفتاری در کودکان است که سبب ایجاد مشکلات در توانایی های اجتماعی، تحصیلی، و زندگی خانوادگی فرد می شود. روان نمایشگری از جمله روش های روان درمانی موثر در درمان برخی از اختلالات روانی است. به همین منظور هدف پژوهش حاضر بررسی تآثیر روان نمایشگری بر مهارت های اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود.
    روش کار
    پژوهش حاضر نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان دبستانی مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک توانبخشی نظام مافی تهران در سال 1395 بود که نمونه های پژوهش از میان 90 کودک دارای معیار ورود به پژوهش 40 کودک به شیوه در دسترس انتخاب و به طور تصادفی ساده در دو گروه مساوی 20 نفری مداخله و شاهد جایدهی شدند. پرسش نامه مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) جهت بررسی مهارت های اجتماعی کودکان مورد استفاده قرار گرفت. پس از اجرای پیش آزمون، گروه مداخله 12 جلسه 60-40 دقیقه ای روان نمایشگری را دریافت کردند و گروه شاهد مداخلات روتین را دریافت نمودند. پس از اجرای مداخله، مهارت های اجتماعی دو گروه مداخله و شاهد مورد ارزیابی قرار گرفته و داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و توسط آزمون تی اختلافی در نرم افزار SPSS v. 22 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    مقایسه میانگین نمرات در دو گروه مداخله و شاهد نشان داد که نمرات میانگین در گروه مداخله 35/72 با انحراف استاندارد 19/4 (001/0 = P) بیش از میانگین گروه شاهد 29/63 با انحراف استاندارد 30/ 2 (069/0 = P) بود و این نشان داد که گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد افزایش معنی داری در میزان مهارت های اجتماعی داشته اند (71/5 = t، 01/0 > P).
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش مبین این است که روان نمایشگری باعث افزایش مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی گردید و لذا می توان به عنوان یک شیوه درمانی در آموزش مهارت های اجتماعی این کودکان به کار برد.
    کلیدواژگان: نقص توجه بیش فعالی، روان نمایشگری، مهارت های اجتماعی، کودکان
  • عطیه شیرازی ، حسن میرزا حسینی * صفحات 65-73
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش توانایی بیماران در فهم، ابراز و کنترل عواطف در رابطه بین کارکرهای اجرایی شناختی و باور بیمار به توانایی هایش علی رغم درد تحت عنوان خودکارآمدی درد انجام شد.
    روش کار
    روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود که در آن 115 بیمار تحت درمان با همودیالیز، به شیوه نمونه گیری در دسترس، از سه مرکز درمانی دیالیز استان قم در سال 95-94 انتخاب شدند. این افراد مقیاس های کنترل عواطف، خودکارآمدی درد و کارکردهای اجرایی شناختی را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین خودکارآمدی درد و کارکردهای اجرایی شناختی به عنوان یک متغیر مکنون رابطه همبستگی وجود دارد. اثر کارکردهای اجرایی شناختی بر کنترل عواطف مستقیم و معنی دار است. نمره کل کنترل عواطف با نمره حافظه عددی مستقیم و گنجینه لغات رابطه معنی داری دارد. کنترل عواطف بر خودکارآمدی درد اثر مستقیم و معنی دار دارد. اثر مستقیم و غیرمستقیم کارکردهای اجرایی شناختی بر خودکارآمدی درد مثبت و معنی دار است. خودکارآمدی درد با نمره کل کنترل عواطف رابطه منفی و معنی دار دارد (391/0 = r). متغیر خودکارآمدی درد با زیرمقیاس های خشم و خلق افسرده (از زیر مقیاس های کنترل عواطف) رابطه منفی و معنی داری دارد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه اهمیت کنترل عواطف به عنوان متغیر واسطه ای میان کارکردهای اجرایی شناختی و خودکارآمدی درد را مورد تایید قرار می دهد. بنابراین بکارگیری برنامه های توان بخشی شناختی و افزایش آگاهی بیماران دیالیزی از عواطف خود می تواند در رشد عواطف مثبت و خودکارآمدی بالاتر در این بیماران موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: کارکردهای مغز، کنترل عواطف، خودکارآمدی درد، نارسایی مزمن کلیه
  • لیلا شانه ساززاده ، محمدعلی نادی * صفحات 74-82
    مقدمه
    این پژوهش با هدف الگوی ساختاری رابطه پنج عامل شخصیت، قابلیت های هوش هیجانی، قدردانی و خوش بینی با بخشش بین فردی در دانشجویان پرستاری اجرا شد.
    روش کار
    پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری آن کلیه ی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان) در سال تحصیلی 95-94 بودند که با استفاده از جدول حجم نمونه کوهن و همکاران (2000) ، 274 نفراز طریق روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با سهم جمعیت طبقه در جامعه انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها از پنج پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت ، قابلیت هوش هیجانی، قدردانی، جهت گیری زندگی، انگیزه های بین فردی مرتبط با آسیب استفاده شد. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و الگو سازی معادلات ساختاری تحلیل شد.
    یافته ها
    بین پنج عامل شخصیت، قابلیت های هوش هیجانی و ویژگی های مثبت روانشناختی (قدردانی و خوش بینی) با بخشش بین فردی رابطه معنا دار بدست آمد (01/0p<). نتایج الگو سازی معادله ساختاری اثر مستقیم ویژگی شخصیتی پذیرا بودن نسبت به تجارب، سازش پذیری و وظیفه شناسی بر هوش هیجانی و همچنین هوش هیجانی بر قدردانی و خوش بینی و نیز قدردانی بر انتقام را تایید نمود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که ویژگی های شخصیت، قابلیت های هوش هیجانی، قدردانی و خوش بینی می تواند به رشد و بهبود بخشش بین فردی در دانشجویان پرستاری کمک کند.
    کلیدواژگان: پنج عامل شخصیت، قابلیت های هوش هیجانی، قدردانی، خوش بینی، بخشش بین فردی
|
  • Sara Madadi Zavareh , Mohsen Golparvar *, Asghar Aghaie Pages 1-10
    Introduction
    One of the areas where female students with social anxiety need helping to improve their health is to weaken their social anxiety and stress. The aim of this study was to determine the effect of positive existential therapy and Iranian-Islamic positive therapy on social anxiety and stress in female students with social anxiety.
    Methods
    The research method was semi-experimental, and research design was three groups with two stages (pre-test and post-test design). In order to carry out the research, from 400 secondary school female students with social anxiety in Ardestan city in 2017, 45 female students were selected based on criteria of entry and exit and then randomly assigned in three groups; including two groups of positive existential therapy and Iranian-Islamic positive therapy (each group with 15 person) and control group (with 15 person). Social anxiety questionnaire and adolescent stress questionnaire were used to measure the dependent variables of the research in the pretest and post-test. The group of positive existential therapy received 10 sessions of treatment, group of Iranian-Islamic positive therapy received 11 sessions of treatment and the control group did not receive any treatment. The data were analyzed with the use of analysis of covariance.
    Results
    The results showed that there is a significant difference between the positive existential therapy and Iranian-Islamic positive therapy and control groups in social anxiety and stress in post-test after controlling for pretest (P < 0.001). Also there is a significant difference between positive existential therapy and Iranian-Islamic positive therapy in stress.
    Conclusions
    Based on the findings of the research, it can be concluded that existential positive therapy and Iranian-Islamic positive treatment are two therapeutic methods that can help female students with social anxiety to overcome their anxiety and stress problems, and live with less stress and anxiety.
    Keywords: Social Anxiety, Stress, Positive Existential Therapy, Iranian-Islamic Positive Treatment
  • Ali Afshari * Pages 11-18
    Introduction
    One of the problems of women with repeated abortions is to reduce the tolerance threshold and reduce resilience to psychological problems. There is a variety of therapies to increase the resilience of these people, including those based on admission and commitment therapy and mindfullness therapy. Therefore, the present study was conducted with the aim of determining the efficacy and comparison of treatment based on admission and commitment and mindfullness therapy on the resilience of women with repeated abortions.
    Methods
    The present study was applied and semi-experimental method was done using a pre-test post-test design. The statistical population of this study included all women with abortion in Maragheh city in the first nine months of 1396. The sample consisted of 45 women with abortion that were selected by random sampling and were randomly assigned to two experimental and one control groups. The resilience test of Davidson (2001) was used to collect data. Data were analyzed using one-variable covariance analysis and SPSS software.
    Results
    The results showed that mindfulness-based treatment and acceptance and commitment-based treatment had an effect on increasing the survival rate of women in repeated abortions. Mindfulness-based treatment is more effective than acceptance and commitment therapy (0.001).
    Conclusions
    Based on the findings of the research, mindfulness helps people to identify situations that are causing anxiety and stress, learn better about themselves, identify their weaknesses and strengths, and then learn coping strategies to face these situations. Commitment and acceptance make the patient, with his valuable goals, move on with his experiences completely and without resistance, and accept them without judgment of their correctness or incorrectness upon emergence.
    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy, Mind-fullness Therapy, Resilience, Abortions
  • Azita Bagheri Tehranifard , Jamileh Mohtashami *, Tahereh Nasrabadi Pages 19-26
    Introduction
    Addiction as a destructive scourge of human society threatens severely the adolescent and young groups. Therefore this study was done aimed to evaluation the effectiveness of group gestalt therapy on amount of tendency to addiction.
    Methods
    Design of this study was Clinical Trial type as pretest-posttest with control group. Statistical population consisted of all student of Islamic Azad University Medical Branch of Tehran in 2017. The sample were all 36 people of from students who were selected through simple random sampling and were divided randomly into two groups- under training and control. For collection data was used from Iranian Addiction Potential Scale (IAPS). Data analyzing was conducted with multivariate analysis of variance and SPSS-22.
    Results
    The results showed that there was no significant difference between the experimental and control groups in the pre-test of tendency to addiction (F= 0.122, P > 0.05), but there was a significant difference in post-test (F= 6.15, P < 0.05) and follow-up (F= 4.29, P < 0.05) which indicates the effectiveness of group gestalt therapy.
    Conclusions
    According to the findings this study, can suggested group gestalt therapy as an effective way to reduce student addiction and first-line prevention.
    Keywords: Gestalt Therapy, Group Counseling, Addiction, Students
  • Afsaneh Gandaharizadeh , Hamidreza Aghamohammadian Sharbaf *, Fariborz Bagheri Pages 27-34
    Introduction
    Obsessive- compulsive disorder is one of the most common psychiatric disorders that affects on life aspects. With the respect to high prevalence of obsessive -compulsive disorder and destructive effects of this disorder on interpersonal and social relationships in the long term, this study evaluates the effectiveness of psychological well-being treatment on clinical symptoms and the fear of negative evaluation of patients with washing compulsive disorder.
    Methods
    Present study is semi-experimental with pre-test and post-test design and follow-up study .statistical society was all women with washing compulsive disorder at Khane Mehr and Holy Shrine clinics in Mashhad city in 2017 that a random sample (n=30 )was selected, then randomly divided into two groups : experimental group(n=15) and control group (n=15).Then for experimental group, wellbeing-based treatment was performed at 12 sessions of 90 minutes once a week. The data was collected by Yale-Brown obsessive- compulsive disorder scale (Goodman et al, 1989) and negative evaluation questionnaire (Leary ,1983) and analyzed by variance analysis method (ANOVA) and SPSS 23 software.Findings suggested that psychological well-being therapy had a significant and positive effect on practical and obsessive-compulsive disorder (P <0.001), which persisted two months after the intervention. Data analysis showed that psychological well-being therapy had a significant effect on the fear of negative evaluation of patients with washing compulsive disorder, which persisted at follow-up study.
    Conclusion
    Study results showed that psychological well-being treatment is effective in reducing practical obsessive-compulsive disorder and also the fear of negative evaluation of washing compulsive disorder. This interventional method can be used as an effective method in the treatment of people with obsessive-compulsive disorder in counseling centers
    Keywords: Psychological well-being therapy, obsessive compulsive disorder, fear of negative evaluation, washing compulsive disorder
  • Hadi Ghazizadeh *, Kianoosh Zahrakar , Alireza Kiamanesh , Farshad Mohsenzadeh Pages 35-48
    Introduction
    Marital violence is one of the most topic in family domain. The goal of this violence is hurt to spouse into psychic, physical, verbal, finance or emotional abuse. One of the variety of domestic violence to pay fewer is women marital violence against men.
    Methods
    This study was done with qualitative research and grounded theory method. Sampling continued until theoretical saturation was obtained. Totally 34 participants (17 couples) with marital violence experience were interviewed in semi structured and in-depth method and analyzed using the grounded theory.
    Results
    Finding indicated women domestic violence against men have personal, couples, families and para family chief dimensions with its subsection. Then with regard to finding, causal condition, facilitating conditions, phenomena and strategies and its Conceptual model and selective coding explained.
    Conclusions
    The phenomenon and pivotal category in this conceptual model is marriage inappropriate. Its underlying factors are individual factors that include issues such as physiological and biological issues, addiction, personality disorders and personality traits as well as family factors such as non-discrimination, family structure, building power in the family, and inappropriate family experiences. Economic, occupational, organizational, social and cultural factors play the role of the underlying factors, and irrational thoughts, differences between men and women and marital myths are interfering factors. Men and women in the face of this violence use ineffective communication patterns, resulting in these false solutions, frustration, the loss of love and intimacy, the overcoming of relationships, sexual deviations and disorders in men.
    Keywords: Marital Violence, Women Marital Violence against Men, Grounded Theory, Conceptual
  • Moghgan Naghdi , Mehryar Anasori * Pages 49-56
    Introduction
    Post-traumatic stress disorder is considered as a disorder that is associated with the stress which is expressed in people who exposed to severe harmful events and causes a lot of psychological problem. Present research aimed to determine the effectiveness of hope therapy on psychological well-being and resilience in patients with post-traumatic stress disorder.
    Methods
    This research was a semi-experimental with a pre-test and post-test design with a control group. The research population was included patients with post-traumatic stress disorder referring to Ghate Gomshodeh counseling clinic of Tehran city in 2017 year. The research sample was 40 patients were selected by available sampling method and randomly assigned to two groups. The experimental group educated hope therapy for 8 sessions of 2 hours over a period of one month. Data were collected by using the questionnaires of psychological well-being and resilience and to assess post-traumatic stress disorder was used from clinical interview. The data were analyzed by MANCOVA method.
    Results
    The findings showed that in the post-test stage there was a significant difference between the experimental and control groups in psychological well-being and resilience. In the other words, hope therapy significantly led to increase the psychological well-being and resilience of patients with post-traumatic stress disorder.
    Conclusions
    The results indicate the importance of hope therapy in the improvement the psychological well-being and resilience. Therefore, hope therapy method can be used by counselors and therapists to improve the psychological well-being and resilience of patients with post-traumatic stress disorder.
    Keywords: Hope Therapy, Psychological Well-being, Resilience, Post-traumatic Stress Disorder
  • Nassim Gholami Vnovel , Abolfazl Rah Gouy , Mohammad Ali Hosseini , Mohammad Reza Khodaei Ardakani , Pouria Reza Soltani, Masoud Fallahi Khoshkonab * Pages 57-64
    Introduction
    Attention-deficit/hyperactivity disorder is the most common behavioral disorder in children that results in social, educational, and familial ability problems. Psychodrama is one of the effective psychotherapy methods in curing some of psychological disorders. Therefore, the aim of this research is to study the effect of psychodrama on social skills of school children suffering from attention-deficit/hyperactivity disorder.
    Methods
    This research is a semi-experimental research including a pretest-posttest instrument with a control group. The statistical population includes all school children suffering from attention-deficit/hyperactivity disorder were referred to Tehran NezamMafi Rehabilitation Clinic in 2016; in 90 children who had the quality of participating in the research 40 children were selected to be available and were placed accidentally and simply into two equal 20-population experiment and control groups. The Social Skill Rating System (SSRS) by Gresham & Elliot (1990) was used to investigate the children’s social skills. After the pretest, the experiment group participated in 12 sessions of psychodrama lasting 40-60 minutes and the control group received routine interventions. After conducting the experiment, the social skills of the two experiment and control group were investigated and the data was analyzed through descriptive statistical calculations and differential T-test by SPSS v.22 software.
    Results
    The comparison of the scores between two experimental and control groups of the children with attention-deficit/hyperactivity disorder showed that the average of the scores in experimental group was 35.72 with standard deviation 19.4 )P = 0.001) that was more than the average of the control group 29.63 with standard deviation of 30.2 (P = 0.069), and it showed that the experiment group in comparison with the control group had a meaningful increase in social skills and their subdivisions (P < 01.0, t = 71.5).
    Conclusions
    The findings demonstrates that psychodrama increases social skills of children with attention-deficit/hyperactivity disorder, so it can be used as a therapeutically method in teaching social skills to these children.
    Keywords: Attention-deficit, Hyperactivity Disorder, Psychodrama, Social Skills, Children
  • Atiyeh Shirazi , Hasan Mirzahosaini * Pages 65-73
    Introduction
    The present study was conducted to investigate the effect of patients' ability to comprehend, express and control emotions in the relationship between cognitive executive functions and patients’ belief in their abilities regardless of pain called pain self-efficacy.
    Methods
    This study was a correlational one, in which 115 patients undergoing hemodialysis were selected through convenience sampling from three dialysis centers in Qom province from 2016 to 2017. The subjects completed emotion control, pain self-efficacy and cognitive executive functions scales. Data were analyzed by calculating Pearson correlation coefficient, multiple regression and path analysis.
    Results
    The results showed that there is a correlation between pain self-efficacy and cognitive executive functions as a latent variable. There is a direct significant relationship between cognitive executive functions and emotion control. The total score of emotion control has a meaningful relationship with numerical memory score and vocabulary range. Emotion control has a direct and significant effect on pain self-efficacy. The direct and indirect effects of cognitive executive functions on self-efficacy are positive and significant. Pain self-efficacy has a negative and significant relationship with the total score of emotion control (r = 0.339). The pain self-efficacy variable has a negative and significant relationship with the subscales of anger and depressed mood (one of the subscales of emotion control).
    Conclusions
    The results of this study confirm the importance of emotion control as a mediator variable between cognitive executive functions and pain self-efficacy. As a result, using cognitive rehabilitation programs and increased awareness of dialysis patients regarding their emotions can contribute to the development of positive emotions and higher self-efficacy in these patients.
    Keywords: Brain Functions, Emotion Control, Pain Self-efficacy, Chronic Renal
  • Leila Shaneszzadeh , Mohammad Ali Nadi * Pages 74-82
    Introduction
    The current research was administered with the aim of studying the structural model of the relationship between big five factors personality, emotional intelligence abilities and positive psychological (gratitude and optimism) with interpersonal forgiveness.
    Methods
    The research method was correlational and the statistical population comprised of all nursing students of Isfahan University of medical sciences and Isfahan Islamic Azad University (khorasgan) in academic year 2015-2016 that 274 persons were selected by stratified sampling procedure that was proportional to the portion of population in community according to cohen et al (2000) sample size table. Research instruments were five major personality factors questionnaire, emotional intelligence ability questionnaire, gratitude questionnaire, life orientation questionnaire and interpersonal motivation related to damage. Data were analyzed using Pearson's correlation coefficient and Structure Equation Modeling.
    Results
    There is a significant relationship between five factors include personality, emotional intelligence abilities and psychological positive (gratitude and optimism) with interpersonal forgiveness (p<0.01). Moreover the results of structural equations indicated that personality traits included openness to experience, agreeableness and conscientiousness have direct effect on emotional intelligence. The emotional intelligence has direct effect on gratitude and optimism also the gratitude has the same effect on revenge.
    Conclusion
    The results of this study showed that big five factors personality, emotional intelligence abilities and positive psychological (gratitude and optimism) can help to grow and improve interpersonal forgiveness of nursing students.
    Keywords: personality, emotional intelligence abilities, gratitude, optimism, interpersonal forgiveness