فهرست مطالب

نقد ادبی و بلاغت - سال هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 14
|
  • رضا خبازها*، فرهاد درودگریان صفحات 1-18
    مخاطب ساختن خویشتن، غیرانسان ها، خدا، پیامبر، معشوق، مخالف، خواننده و جز ایشان و نیز مخاطب ساختن انسان ها از قول آفریدگار، آغازگر بیش از نیمی از رباعی های منسوب به بابا افضل کاشانی است که در رباعی سرایی در میان شعرای فارسی زبان، مقامی والایی دارد. گاهی نیز در اثنای سروده به مخاطب التفات می شود. از این ها گذشته، شاعر برای بیان مقصود خویش از امر، نهی و خبر دادن به مخاطب همراه با تحریض، تحذیر، ملامت و جز آن استفاده می کند. مقاله حاضر می کوشد آنچه مورد خطاب گوینده قرار می گیرد، مواقع، اشکال، اغراض خطاب و فواید آن را در اشعار بابا افضل کاشانی با ارائه آمار دقیق نشان دهد و رباعیات وی را از جهات گوناگون با رباعی های خاقانی و ظهیر، از استادان معاصرش، و عبدالرحمان جامی، از بزرگان رباعی سرایی مقایسه کند تا آشکار شود که گاهی هنر وی در هنری ترین جنبه های بهره گیری از اسلوب خطابی بر آنان می چربد. همچنین، به نقش معلمی سراینده بر نفوذ عمیق این شیوه در شعرش و تاثیر این ویژگی سبکی برجسته در شیوع رباعیات افضل اشاره خواهد شد.
    کلیدواژگان: خطاب، افضل الدین کاشانی، رباعی، آرایه، تعلیم، علم معانی، التفات
  • یاسر دالوند *، سیروس شمیسا صفحات 19-38
    مقاله حاضر در پی پاسخ به این سوال برآمده است که آیا ای هام تناسب آنگونه که از آثار قدما برمی آید تنها در سطح «یک بیت» یا «یک جمله» (محور افقی) نمود می یابد، یا می توان آن را در محور عمودی متن نیز نشان داد؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا به بررسی سیر تحول ای هام در کتب بلاغی پارسی پرداخته ایم و نشان داده ایم که ای هام، ای هام تناسب، ای هام ترجمه، ای هام تضاد، ای هام تبادر و… را برای اولین بار چه کسانی مطرح کرده اند. تعاریف و شواهد گوناگون آن ها را مورد بررسی و نقد قرار داده ایم، آرای قدما را با نظرات معاصران سنجیده ایم و در پایان، با ذکر شواهدی از حافظ و نفثه المصدور و دیگر متون به بررسی «ای هام تناسب در محور عمودی متن» پرداخته ایم. در این بخش، پس از ذکر شواهد متنی، معانی واژه های ای هامی در فرهنگ های معتبر فارسی پیگیری شده است و تا حد امکان تلاش شده به فرهنگ های متاخر استناد نشود. چنان که خواهیم دید، این گونه ای هام آوری با سبک شناسی ساختگرا کاملا سازگار و شایسته بررسی است.
    کلیدواژگان: ایهام، ایهام تناسب، سیر تحول ایهام، محور عمودی متن
  • رحمان ذبیحی*، پروین پیکانی صفحات 39-55
    لوی استروس نظریه پرداز معروف ساختارگرا برای کشف دلالت پنهان اسطوره ها، آن ها را به کوچک ترین واحد تشکیل دهنده، یعنی اسطوره واج تقسیم کرده است و کوشیده با تعیین جایگاه اسطوره واج ها در روایات مختلف و نیز تقابل های دوگانه میان آن ها، معانی نهفته در اساطیر را تبیین کند. در پژوهش حاضر، با بهره گیری از رویکرد ساختاری استروس، شخصیت دوگانه جمشید بررسی شده است. ابعاد متفاوت شخصیت او حاصل سه تقابل دوگانه خیر و شر، مرگ و جاودانگی، اهمیت پیوند خانوادگی و ناچیز شمردن آن است. همچنین، ژرف ساخت اسطوره جمشید بر مبنای الگوی تولد دوقلوها شکل گرفته که در این الگو، فرزند اول واجد چهره ای نیک است و فرزند دوم به سبب به خطر انداختن جان مادر، سیمایی منفی دارد. تا زمانی که همزاد جمشید در اساطیر حضور دارد، نقش نیروی خیر را بر عهده دارد، اما سپس که نقش همزاد او کم و محو می شود، خود جامع هر دو شخصیت مثبت و منفی دوقلوها می شود.
    کلیدواژگان: استروس، اسطوره واج، تقابل های دوگانه، اساطیر ایران، جمشید
  • سیدعلی سراج*، فاطمه برکتی صفحات 57-73
    در پژوهش حاضر، با رویکرد زبان شناسانه و روش تحلیلی توصیفی ، زبان شعر احمدرضا احمدی از منظر صورت گرایی (فرمالیسم) نقد و بررسی می شود. از کاربست این نظریه در بررسی اشعار احمدی، این نتیجه به دست آمد که زبان خاص وی، با کمک انواع آشنایی زدایی ها و هنجارگریزی های لفظی و معنایی و نیز ساخت ترکیبات و اصطلاحات گوناگون، برجستگی ویژه ای پیدا کرده است که می توان گفت سبک و زبان متفاوتی دارد. شاعر از ابتدای کار سرودن تاکنون، یکسانی زبان و محتوا را در سروده های خود حفظ کرده است و به شکلی روایت گونه، روزمرگی ها و اتفاقات رایج زندگی را بازنموده است و با بهره گیری از توان بالقوه زبان و عدول از هنجارهای زبانی و فن زدودن عادت های مالوف و مانوس کاربردهای رایج کلمات و جملات، روایت ها و مضمون هایی نو آفریده، شکل تازه ای به زبان بخشیده است.
    کلیدواژگان: نقد ادبی، فرم، صورت گرایی، احمدرضا احمدی، هنجارگریزی، آشنایی زدایی
  • اشرف سراج *، بهروز محمودی بختیاری صفحات 75-94
    استعاره یکی از موضوعات مهم و اساسی در زبان شناسی شناختی است. در این رویکرد، استعاره فقط یکی از ابزارهای تخیل شاعرانه و ویژگی زبانی نیست، بلکه در زندگی روزمره و نیز در اندیشه و عمل ما جریان دارد. بر اساس دیدگاه لیکاف و جانسون (2003م.) ، استعاره اساسا روشی است که از طریق آن مفهوم سازی یک حوزه از تجربه در قالب حوزه ای دیگر بیان می شود. حوزه مقصد معمولا انتزاعی تر و حوزه مبدا عینی تر و ملموس تر است. آن ها استعاره های مفهومی را به سه دسته هستی شناختی، ساختاری و جهتی تقسیم کرده اند. هدف این پژوهش، بررسی استعاره های هستی شناختی از نوع مادی در شاهنامه فردوسی است. استعاره های پدیده ای یا مادی از جمله استعاره هایی هستند که بر اساس تجربه انسان از اشیای مادی و فیزیکی شکل می گیرند. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی است. نگارندگان به دنبال این پرسش که استعاره های هستی شناختی از نوع مادی در شاهنامه چگونه به کار رفته است و چه مفاهیمی از طریق این استعاره ملموس شده اند، حدود 3800 بیت از شاهنامه فردوسی را بررسی کرده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که فردوسی بسیاری از مفاهیم انتزاعی را از طریق اشیای مادی ملموس کرده است. این مفاهیم، حوزه های مقصدی هستند که با حوزه مبداء شیء مفهوم سازی شده اند. استعاره های هستی شناختی پربسامدترین نوع استعاره مفهومی در شاهنامه است.
    کلیدواژگان: زبان شناسی شناختی، معنی شناسی شناختی، استعاره مفهومی، استعاره هستی شناختی، استعاره مادی، ادبیات فارسی، شاهنامه فردوسی
  • افسانه سعادتی*، پروین گلی زاده، مختار ابراهیمی صفحات 95-114
    آنچه در این نوشتار قصد پرداختن به آن را داریم، پژوهشی است درباره مهم ترین نماد در گستره اندیشه و زبان «جلال الدین محمد بلخی» که به طرزی ظریف و خلاقانه، چشم نواز و پرسش برانگیز در بیشتر آثارش به ویژه مثنوی به کار رفته و شایسته بازنگری است. بازخوانی و بازنگری این تصویر می تواند زمینه های پژوهشی تازه ای را در آثار مولوی فراهم کند. خورشید و نور در نظام اندیشگی مولوی با انگاره ها و باور های دینی، عرفانی، اسطوره ای در هم آمیخته است و به وجهی خاص تبلور یافته و از این روی یکی ازامتیازات شعری وی محسوب شده است. هنگامی که نماد های بنیادین اندیشه مولوی را با توجه به دانش نماد شناسی مورد تحلیل قرار می دهیم به ژرفای شگفت انگیز نوع خاص تفکر این عارف سمبل گرا بهتر پی می بریم؛ چرا که منشوری از نماد هایی که با خورشید گره خورده اند و گرد این کانون به حرکت در آمده اند، اندیشه وحدت گرای او را به خوبی به نمایش می گذارند. مولوی به مدد تصویر خورشید، وحدت پنهان در باطن این عالم را به نمایش گذاشته و با روان کاوی خلاقانه و هنرمندانه به حل تعارض های درونی و روانی پرداخته است. خورشید نه تنها توانسته روان آدمی را در سر حد کمال و زیبایی قرار بدهد بلکه موجب افزایش قدرت، معنویت، امید و بینش نیز شده است.
    کلیدواژگان: نماد شناسی، مثنوی، مولوی، خورشید، وحدت
  • نرجس بانو صبوری *، آسیه ذبیح نیا عمران صفحات 115-134
    علوم شناختی به برررسی ماهیت فعالیت های ذهنی می پردازند. از دیدگاه شناختی، «استعاره» درک یک حوزه مفهومی بر اساس حوزه مفهومی دیگر است. در زبان شناسی شناختی، استفاده از اعضا و فیزیک بدن به عنوان منبعی برای مفهوم پردازی فرهنگی مفاهیم روزمره بسیار مورد توجه است. در این پژوهش، به بررسی مفهوم سازی های عضو «چشم» در غزلیات حافظ در چارچوب زبان شناسی شناختی پرداخته شده است. این تحقیق در پی دستیابی به دو پاسخ است: 1 در مفهوم سازی «چشم» در غزلیات حافظ، از کدام مفاهیم مبدا کمک گرفته شده است؟ 2 کدام یک از ابزارهای شناختی چهارگانه گسترش، پیچیده سازی، ترکیب و پرسش که باعث تمایز زبان شعر از زبان روزمره می شوند، کاربرد بیشتری در آفرینش استعارات مبتنی بر «چشم» داشته اند. بر اساس یافته های این پژوهش، در بیشتر استعارات، «چشم» به صورت مفهومی انتزاعی در حوزه مقصد با مفاهیم عینی تری مفهوم سازی شده است؛ به عبارتی، چشم از مفاهیمی همچون انسان، ظرف و شیء به عنوان حوزه مبدا بهره گرفته است. همچنین، بیشترین مفهوم سازی چشم در حوزه مبداء ظرف به چشم می خورد. در باب کاربرد انواع سازوکارهای شناختی چهارگانه نیز می توان گفت که سازوکار «ترکیب» بیشترین کاربرد را در مفهوم سازی چشم در اشعار حافظ به خود اختصاص داده است.
    کلیدواژگان: استعاره مفهومی، چشم، غزلیات حافظ، ابزار شناختی
  • وحید عیدگاه طرقبه* صفحات 135-152
    مقاله حاضر کوششی برای به دست دادن توصیفی استوار از گونه ای از وزن های فارسی به نام «وزن دوری» است. وزن پژوهان وزن دوری را بر پایه کاربرد آن، و نه ساختار عروضی تعریف کرده اند. از همین روی، از دست یافتن به توصیفی فراگیر از آن بازمانده اند. از آنجا که رابطه معنی داری میان وزن های دوری و دایره های عروضی وجود دارد، برای تعریف دقیق هر وزن دوری، نخست باید دایره مخصوص بدان را با رویکردی توصیفی بررسی کرد. وزن دوری چیزی جز یک دایره عروضی نیست که برخی از هجاهای آن حذف، یا به جای آن ها درنگ گذاشته شده است. باید توجه داشت که وزنهای دوری در گروه وزنهای متناوب دسته بندی می شوند؛ اما میان وزنهای دوری و دیگر وزنهای متناوب تفاوتی بنیادین وجود دارد و این تفاوت به شیوه ساخته شدن این وزنها برمی گردد. هر وزن دوری یک وزن متناوب است اما هر وزن متناوب یک وزن دوری به شمار نمی آید.
    کلیدواژگان: وزن های دوری، درنگ، سکوت، عروض فارسی، دایره های عروضی
  • زهرا فاتحی نصر آباد *، یحیی طالبیان صفحات 153-172
    وحشی بافقی یکی از برجسته ترین سخن سرایان سده دهم هجری و از سرآمدان مکتب وقوع است که در قالب های مختلف شعری، طبع آزمایی کرده است و در همه این قالب ها، اشعار درخوری از خود بر جای گذاشته است. او در منظومه خلد برین به مسائل تعلیمی و اخلاقی اشاره می کند و در این راه، به گونه موثری از ابزارهای بلاغی، به ویژه علم معانی بهره می برد. وحشی با استفاده از علم معانی و ابزارهای مناسب آن، مانند جملات امری، خبری و پرسشی به شیوه های موثر، موفق به انتقال مفاهیم اخلاقی و تعلیم آن ها به مخاطب خود شده است و در عین حال، بدین شیوه حضور مخاطب را در متن نیز برجسته تر نشان داده است. در این پژوهش، به بررسی این دسته از جملات و معانی ثانویه آن ها پرداخته شده، لطایف و ظرایف سهمبحث از علم معانی، یعنی جملات امری، خبری و پرسشی و نیز نقش و تاثیر آن ها در انتقال موثر مضامین تعلیمی شاعر در یک متن تعلیمی شرح و تبیین شده است.
    کلیدواژگان: وحشی بافقی، خبر و انشاء، ادبیات تعلیمی، علم معانی، خلد برین
  • تیمور مالمیر*، معصومه منتشلو صفحات 173-194
    مجموعه داستان آبی ماورای بحار را شهریار مندنی پور با خلق شخصیت ها و فضاهای تازه، مرتبط با حادثه یازده سپتامبر نوشته است. فرم داستان ها، ترکیب پی رفت ها و شیوه روایتگری متناسب با موضوع داستان ها، بیان کننده ژرف ساخت است. مندنی پور در هر یک از داستان ها به جنبه خاصی از حادثه نگریسته است؛ تعدد و تنوع داستان های این مجموعه درباره حادثه ای واحد برای نشان دادن این مسئله است که روایت ها و تحلیل های متعددی از حادثه و شیوه رویارویی با آن در جهان وجود دارد. نگاه راوی و مبنای روایت ها نسبت به حادثه یازده سپتامبر براساس نگاه قربانیان و مصیبت دیدگان است؛ با این مفهوم انتقادی که میان طراحان حمله با کسانی که زمینه های اقدامات تروریستی را فراهم می کنند تفاوتی وجود ندارد؛ هر دو باعث ویرانی و فروپاشی زندگی عموم مردم می شوند. نحوه روایت و موضوع داستان ها، همدردی انسان ها اعم از شرقی یا غربی را برمی انگیزد و نشان می دهد همه انسان ها در برابر فجایع، ناتوان و آسیب پذیر هستند.
    کلیدواژگان: آبی ماورای بحار، داستان کوتاه، روایت، مندنی پور، یازده سپتامبر
  • علی محمد موذنی *، زهیر طیب ، ولی الله شجاع پوریان صفحات 195-214
    «خطیب قزوینی» یکی از برجسته ترین سخن شناسان مسلمان است. وی در تداوم سنت کلاسیک سخن شناسی اسلامی، چکیده باب سوم کتاب مفتاح العلوم سکاکی را با هدف تسهیل ارتباط با متن و یادگیری بهتر آن، با عنوان کتاب تلخیص المفتاح پدید آورد؛ اثری که حاوی برخی از آرای خود او در علم بلاغت نیز بود. سپس، وی ایضاح را برای شرح و تکمیل مطالب تلخیص المفتاح نوشت، اما کتاب ایضاح به رغم تاخر، پخته و مشروح تر بودن آن، نتوانست در برابر چکیدگی کتاب تلخیص، جایگاه شایسته ای به دست آورد و بدین سان، به تدریج شان ایضاح در بین جویندگان علم و پژوهندگان سخن شناسی و بلاغت مغفول ماند. در زبان فارسی نیز کار درخور و بایسته ای بر این کتاب ارجمند انجام نگرفته است و یا حتی ترجمه فارسی کاملی از این متن نداریم که بدین مهم همت گماشته باشد. این نوشتار با مروری کوتاه بر سیر تطور دانش بلاغت و ساختار تاریخی سخن شناسان مسلمان و امهات کتب این علم، ایضاح خطیب قزوینی را در کانون توجه خود قرار داده است و ضمن معرفی آن، به نمونه هایی از استدراکات دانشمندان بلاغی متاخر در باب آرای خطیب قزوینی در محدوده دانش معانی و تاثیر این آراء در زیربنای مفهوم پیشنهادی خطیب برای دانش بلاغت می پردازد.
    کلیدواژگان: خطیب قزوینی، ایضاح، بلاغت، تلخیص المفتاح، فصاحت
  • محمد جواد هادی زاده *، جواد مرتضایی صفحات 215-226
    مفهوم مجاز به دلیل پیوند داشتن با زبان قرآن و باورهای کلامی مسلمانان، از آغاز مطالعات بلاغی در جهان اسلام به صورت بحثی چالش برانگیز و مهم مورد توجه بوده است. فراء، ابن ابی الخطاب قرشی، ابوعبیده معمربن مثنی، جاحظ و عبدالقاهر جرجانی مهم ترین کسانی هستند که گام های اساسی را در شکل گیری تعریف مجاز برداشته اند. این مفهوم نزد سکاکی و خطیب قزوینی به یک اصطلاح بلاغی تبدیل شد و تا امروز نیز در علم بیان به همان شکل مطرح است. در دوران معاصر، هرچند پژوهش های زبان شناسی در روشن شدن تقسیم بندی و تعریف مباحث علم بیان و بدیع کمک بسیاری کرده است، اما درباره مجاز همان تعریف سنتی و علاقه های مطرح در متون بلاغی کهن تکرار شده است. این مقاله پس از بیان سیر تطور تعریف مجاز و علاقه های آن، به نقد و بررسی این بحث بر اساس نظریه قطب های استعاری و مجازی زبان یاکوبسن خواهد پرداخت و با یاری گرفتن از مفهوم تداعی معانی و قانون مجاورت در تداعی می کوشد تا نشان دهد کاربردهای مجاز مرسل در حقیقت، مجاز به علاقه تداعی مجاورت هستند و می توان با این رویکرد، نگاهی تازه به بحث علاقه های مجاز داشت و آموزش آن را تسهیل نمود.
    کلیدواژگان: مجاز، علاقه های مجاز، تداعی، قطب مجازی زبان، مجاورت
  • محمد یزدان جو *، محمدرضا صالحی مازندرانی، نصراالله امامی، منوچهر تشکری صفحات 227-242
    کشف ظرافت ها و زیبایی های زبانی و بیانی آثار ادبی، اعم از نثر و نظم، در گرو آشنایی با علوم بلاغی است و به کمک آن ها می توان یک معنی را در راستای خلاقیتی ادبی و هنری به گونه های متفاوت بیان کرد. البته این امر مشروط بدان است که تفاوت های مذکور مبتنی بر تخییل باشد. بررسی انتقادی مقایسه ای این کتاب ها می تواند در شناخت بیشتر و دقیق تر آن ها بسیار موثر و سازنده باشد. بنابراین، این پژوهش در پی آن است که به نقد و بررسی بخش «بیان» در کتاب های بلاغت فارسی کهن و معاصر با دیدی انتقادی و علمی بپردازد و کاستی ها و نواقص آن ها را بدون هر گونه حب و بغضی همراه با شواهد و مستندات کافی نمایان سازد. در جستار حاضر، تقریبا همه منابع موجود «بیان» از قدیم تا معاصر بررسی شد و در یک واکاوی انتقادی در سه سطح، به شباهت ها، اختلاف ها و تناقض ها پرداخته شد که شامل عیوب و ایرادها هستند. بررسی ها نشان می دهد که نویسندگان در اغلب کتب بلاغی، در تعاریف، ارائه نظریات و ذکر شواهد مثال به تقلید و تکرار پرداخته اند و شامل ضعف ها و کاستی هایی چون عربی مآبی یا سره نویسی افراطی، اختصار یا تفصیل و نیز استفاده از مثال های دشواریاب هستند.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی، بلاغت، بیان، شباهت ها، تناقض ها، اختلاف ها، عیوب
  • سپیده یگانه *، هانیه قوامی صفحات 243-254
    ریخت شناسی داستان پاول وهوویلین، یکی از الگوهای روایت شناسی داستان های قهرمان محور به حساب می آید که به نوعی تخلیصی از روایت شناسی داستان پراپ است. بر این اساس، هر داستان قهرمان محور دارای مراحل پنجگانه (احساس کمبود و نقصان از سوی قهرمان، انگیزش برای جبران آن، مواجهه با یاریگر، رویارویی با آزمون، پاداش) است که شاکله و ساختار روایی آن ها می تواند دیدگاه و هدف نویسنده را آشکار کند. گلستان سعدی به عنوان یک اثر تعلیمی، هشت حکایت منطبق با الگوی پیشنهادی وهویلین در باب اول است. همه قهرمان ها، انسان و مرتبط با واژه معنای دربارند که با چالشی روحی، جسمی و موقعیتی، البته ناخواسته، رویارو شده اند. یاریگرهایی از نوع ترکیبی، «انسان و موقعیت» ، به ویژه طبقه طبیبان آن ها را همراهی می کنند. پس از آن، در آزمونی صفات والای انسانی فرد مانند (درایت، صبر، فراست، وفاداری، رفاقت و وارستگی و مناعت طبع) سنجیده می شود. تمام قهرمان ها با سربلندی از آن بیرون می آیند و خواسته ای که زمینه ساز حرکت بود، با همان کیفیت متصور یا بیش از آن، حاصل می شود. بر این اساس، سعدی با پردازش حکایت های قهرمان محور در فضایی واقع گرایانه، هر انسانی را قهرمان روایت زندگی خود معرفی می کند و از ژانر قهرمانانه در راستای اهداف ادبیات تعلیمی بهره می برد.
    کلیدواژگان: ریخت شناسی، پاول وهویلین، گلستان سعدی، روایت شناسی داستان، الگوهای روایت شناسی
|
  • Reza Khabbazha*, Farhad Doroudgaryan Pages 1-18
    More than half of the quatrains attributed to Baba Afzal Kashani, a high rank quatrain-composer among Persian poets, begin with self-addressing, or addressing nonhumans, God, prophet, beloved, opponent, reader and etc. as well as addressing human beings from the promise of the Creator. The audience is sometimes paid attention in the middle of the poem. Besides, to get his purpose, the poet applies imperative and preventive sentences to inform his audience using enthusiasm, avoidance and reproach. Providing exact statistics, the present study is to show what is addressed by the poet, the times, the forms, the reasons for addressing and its benefits in Baba Afzal Kashani's poems, and to compare his quatrains with the works of Khaghani and Zahir, two of his contemporary masters and Abd al-Rahman Jami, of the great quatrain-composers to reveal that his art sometimes overtakes theirs in using most of addressing methods. Also, the profound influence of the poet's teaching role on the influence of this method in his poetry and the effect of this eminent stylistic feature on the prevalence of Afzal's quatrains will be pointed out.
    Keywords: Addressing, Afzal al-Din Kashani, quatrain, figures of speech, teaching, semantics, attention
  • Yaser Dalvand*, Cyrus Shamisa Pages 19-38
    The present study has been accomplished to answer the question of whether the equivoque of proportion is represented only at the level of "one distich" or "one sentence" (horizontal axis) as an assumption comes from the works of the classic writers, or it can also be detected on the vertical axis of the text? To answer this question, the course of the Persian rhetoric evolution has been studied, and then, the ones who have initially proposed the concepts such as equivoque, equivoque of proportion, equivoque of translation, equivoque of contradiction, equivoque of overtaking, etc. have been introduced. Their various definitions and evidences have been also examined and criticized alongside a comparison between the opinions of the classic scholars with the views of contemporaries, and finally, "the equivoque of proportion on vertical axis of text" has been studied, referring to Hafiz's Divan, Naftha al-Masudur and the works of others. Mentioning textual evidence in this section, the meanings of the phrasal terms have been pursued in the Persian dictionaries, attempting as much as possible not to cite from contemporary dictionaries. As it will be seen, such a use of equivoque is fully consistent with structural stylistics and worthy of consideration.
    Keywords: equivoque, equivoque of proportion, equivoque's history of development, vertical axis of text
  • Rahman Zabihi *, Pravin paykani Pages 39-55
    To discover hidden implications of myths, Claude Lévi-Strauss- the well-known theorist of structuralism - has divided myths in to their smallest forming units, mythemes and has tried to explore their hidden meanings determining the position of mythemes and their dual contrast in different narrations. Using the structural approach of Lévi-Strauss, the Jamshid's dual personality has been analyzed in present study. His different dimensions of personality are the result of three confrontations between good and evil, death and immortality, and the importance and insignificance of family ties. The deep-structure of Jamshid mythology is also based on the twins' birth pattern, in a way that the first child has a good face and the second one is ugly because of the risk he makes for his mother's life. Jamshid plays the good role as long as his twin is present in the myth, but when the role of his twin fades away Jamshid himself represents both roles of good and evil character of the twins.
    Keywords: Claude Lévi-Strauss, mytheme, dual contrast, Iranian mythology, Jamshid
  • Seyyed Ali Seraj *, Fatemeh Barekati Pages 57-73
    Using a descriptive-analytical method and through a linguistic approach, the poetic language of Ahmad Reza Ahmadi has been criticized in terms of formalism in present study. The results show that applying various types of verbal and semantic defamiliarazations and deviations, as well as making various combinations and expressions, has given a special prominence to his particular language in such a way that it can be said that he has a different style and language. Since the beginning of the work, the poet has kept in his poems the uniformity of language and content, and has narrated the routine and common events of life, and, with the use of potential power of language, abandonment of lingual norms and defamiliarization of usual habits, and also through common utilization of words and sentences, has created new narrations and themes and developed a new form of language.
    Keywords: literary criticism, form, formalism, deviation, defamiliarization, Ahmad Reza Ahmadi
  • Ashraf Seraj *, Behrouz Mahmoudi Bakhtiyari Pages 75-94
    Metaphor is one of the major issues in cognitive linguistics. Metaphor, in this approach, is not just one of the tools of poetic imagination or a lingual feature, but it occurs in our everyday life and our thoughts and actions. It is essentially a way through which the conceptualization of a domain of experience is going to be expressed in other domain, according to Lakoff and Johnson (2003). The destination domain is usually more abstract and the source domain is more objective and tangible. The above mentioned scholars have divided conceptual metaphors into three ontological, structural, and directional groups. Through a descriptive-analytic method, the present study is to analyze the materialistic ontological metaphors in Ferdowsi's masterpiece, Shahnameh. The phenomenal or material metaphors are those that are formed on the basis of human experience of material and physical objects. In order to answer the question of how material ontological metaphors were used in Shahnameh and what concepts have become concrete through this metaphor, the authors have reviewed about 3800 distiches of the work. It has been found that Ferdowsi made many abstract concepts tangible by using material objects. These concepts are destination domains that have been conceptualized with the source domain of object. Ontological metaphors are the most frequent type of conceptual metaphors in Shahnameh.
    Keywords: Cognitive Linguistics, Cognitive Semantics, conceptual metaphor, Ontological Metaphors, Materialistic Metaphors, Persian Literature, Ferdowsi’s Shahnameh
  • AFSANEH SAADATI *, Parvin Golizadeh, Mokhtar Ebrahimi Pages 95-114
    The present research is about the most important symbol in the field of thought and language of Jalāl al-Dīn Muhammad Balkhī, which has been dramatically and questionably repeated in most of his works, especially Mathnavi, and deserves revising. Its reading and revising can provide new fields of research in the works of Mowlavi. The sun and the light have intertwined with religious, mystical, and mythical ideas and beliefs and manifested in a particular way in Mowlavi's thought system, what can be considered, in its turn, one of his poetic privileges. When the fundamental symbols of Mowlavi's thoughts are analyzed through a symbolic approach, the amazing depth of the particular thinking of this symbolic mystic would be better revealed; because a prism of symbols, tied to the sun, moves around this center and displays well its unitary idea. With the help of sun image, Mowlavi exhibits the hidden unity of this world's interior, and has resolved the internal and psychological conflicts using a creative and artistic psychoanalysis. The sun has not only been able to put the man mind on the borders of perfection and beauty, but also has improved his power, spirituality, hope and insight.
    Keywords: Symbolism, Mathnavi, Mowlavi, Sun, Unity
  • Narjesbanoo Sabouri*, Asiyeh Zabihnia Omran Pages 115-134
    The nature of mental activity is one of the issues are being studied in cognitive science. From a cognitive point of view, understanding a conceptual domain based on another conceptual context is "metaphor". The use of body organs, as a source of cultural conceptualization of everyday concepts, is very considered in cognitive linguistics. The conceptualizations of "eye" in Hafiz's sonnets has been analyzed in the context of cognitive linguistics in present study. This research is to answer two questions: 1) what is the source concept in the "eye" conceptualization in Hafiz's sonnets? And, 2) which of the quadruple tools of expansion, complexity, composition, and question, that make the language of poetry different, are applied more in creation of "eye" metaphors? Findings show that "eye", in most metaphors, has been conceptualized as an abstract concept in destination domain with more objective concepts. In other words, "eye" benefits concepts such as human, vessel, and object as a source domain. The most conceptualization of the "eye' is also seen in the source domain of vessel. It can be said that "combination" is the most used mechanism in conceptualization of "eye" in the poems of Hafiz, regarding the application of various types of cognitive mechanisms.
    Keywords: conceptual metaphor, eye, Hafiz' sonnets, cognitive tool
  • Vahid Idgah Torqabehi * Pages 135-152
    The present study is to provide a consistent description for a kind of Persian meter known as dowri (cyclic) meter. Those researchers who study meter have mostly defined the cyclic meter on the basis of its application rather than its metrical structure, so they have not been able to describe it comprehensively. Since there is a significant relation between the cyclic meters and prosodic circles, the special circle of each cyclic meter should be initially analyzed through a descriptive approach in order to get an accurate definition of it. A cyclic meter is nothing but a prosodic circle that some of its syllables are omitted, or are replaced with a pause. It should be noted that the cyclic miters are grouped into double meters category , but they differ from double meters . this fundamental difference is related to the way these meters are made . Every cyclic meter is double meter , but not each double meter is a cyclic one.
    Keywords: cyclic metres, pause, silence, Persian prosody, prosodic circles
  • zahra fatehie nasrabad *, Yahya Talebian Pages 153-172
    Vahshi Bāfqi is one of the most prominent speakers of 16th century and one of the leading figures in the "School of Occurrence" who has composed poetry in various forms and has created several outstanding poems in all of these styles. He points to didactic and ethical issues in his Kholde Barin and uses in this regard the tools of rhetoric and in particular semantics effectively. He has succeeded to transfer and learn ethical concept to the audience using semantics and its appropriate tools such as imperative, subjective and question sentences, and in this way he could make the presence of the audience in his text more distinguished. These types of sentences and their secondary meanings have been examined in present study and the subtleties of three semantics topics: imperative, subjective and question sentences and their role in effective manifestation of the poet's didactic themes in an instructive text has been explored.
    Keywords: Vahshi Bafqi, news, composition, didactic literature, semantics, Kholde Barin
  • Teymoor Malmir* Pages 173-194
    Creating new characters and spaces, Shahriar Mandanipour has written “Ultramarine Blue” as a fiction collection on the basis of the events happened in September 11, 2001. The form of the stories, the combination of the sequences and the narrative style tailored to the subject of the stories all express his work's structural profoundness. In each one of the stories, Mandanipour deals with a specific aspect of events happened in September 11th. In this story collection, the technique of creating various and diverse stories about a single incident is to illustrate the fact that there were numerous narratives and analysis of the incident and the way suggested to confront all over the world. The narrator's viewpoint and the basis of narratives about the 9/11 incident is depended on the points of view of the victims and the people who suffered the disaster of the tragedy. With this critical concept, there will be no difference between the performance of attack designers and those who provide the operational bases for terrorist acts, both of which cause destruction and collapse of the lives of the public. The subject of the stories and the way they are narrated inspires sympathy for humans, whether Eastern or Western, and shows that all human beings are incapable and vulnerable against such events.
    Keywords: Narratology, September 11th, short story, narration, Ultramarine Blue, Mandanipour
  • Alimohammad Moazeni *, Zohair Tayyeb , Valiyollah Shojapoorian Pages 195-214
    Khatib Qazvini is one of the most prominent Muslim speakers who has summarized the third book of Miftah al-u'lum Sakaki to facilitate the communication with text and making it to be learnt better, and has created Talkhis al-Miftah in continuation of the Islamic classical tradition of speech, a work that contained his own views on rhetoric. He, then, wrote Idhah to describe and complete the content of Talkhis al-Miftah, but in spite of being late, sophisticated and more detailed, it was not able to achieve a suitable place against the Talkhis al-Miftah. Thus the status of Idhah was gradually neglected between scholars and rhetoric and speech researchers. Any proper work has been done on this noteworthy book in Persian language and there is no even a complete Persian translation of it. Through a short overview of the evolution of rhetoric and the historical structure of Muslim speakers and the most important books of this science, the present study has been accomplished focusing Khatib Qazvini's Idhah and introduces some examples of late scholars on Qazvini's opinions in the field of rhetoric and the influence of these opinions in the context of Khatib's proposed concept for rhetoric.
    Keywords: Khatib Qazvini, Idhah, Rhetoric, Talkhis al-Miftah, Eloquence
  • Mohammad Javad Hadizadeh *, Javad Mortezaei Pages 215-226
    Due to the link with the Qur'anic language and Muslims' verbal beliefs, the concept of metonymy has been considered as a controversial and important challenge from the beginning of rhetorical studies in the Muslim world. Farra, Ibn Abi al-Khattab Qureshi, Abu Obeida Moammar bin Muthanna, Jahiz, Abd al-Qahir al-Jurjani are the most prominent people who have taken the basic steps in formulating the definition of metonymy. It has, however, changed in to a rhetoric term near Sakkaki and khatib Qazvini and has been realized with the same definition till now. Nowadays, metonymy is repeated with the same traditional definition and the interests exist in ancient rhetorical texts, however the contemporary linguistic studies help greatly in making the classification and modern definition of topics in eloquence clear. Drawing the evolution has happened in the definition of metonymy and its interests, the present study is to analyze it on the basis of Jakobson's theory of "metaphorical and metonymic poles of language" and through the concept of association and the law of proximity, it attempts to prove that metonymy applications are actually figurative associations to the semantic interests of proximity; and it would be possible to take a new look on the discussion of metonymic interests and to facilitate its instruction using this approach.
    Keywords: Metonymy, metonymic interests, association, metaphorical poles of language, proximity
  • mohammad yazdanju *, Mohammadreza Salehi Mazandarani, Nasrollah Emami, Manouchehr Tashakori Pages 227-242
    What can make the delicacy and the linguistic and expressive beauty of literary works, including prose and poetry, to be revealed is the level of skill and familiarity with rhetorical science, through which and with the help of them, one can express a meaning in different ways in terms of literary and artistic creativity. However, this is due to the fact that the differences are based on imagination. The critical comparison of these works can be very effective and constructive in their better and more accurate understanding. Therefore, the present research is to analyze and criticize "expression" in ancient and contemporary Persian rhetoric books through a critical and scientific approach and to show, using enough evidences and avoiding any love or hatred, its shortcomings and deficiencies. Almost all existing sources of "expression" from the old to the contemporary period have been investigated in present study, and the existing similarities, differences and contradictions, including imperfections, were analyzed through a three level critical exploration. The findings show that the authors of most rhetorical books have turned to imitation and repetition in their definitions, proposing their viewpoints and examples and have been suffering weaknesses and shortcomings such as Arabism, extreme fluent-writing, and using abbreviations, details and difficult examples.
    Keywords: Pathology, Rhetoric, Expression, Similarities, Paradoxes, Differences, Deficiencies
  • Sepideh Yeganeh *, Haniyeh Ghavami Pages 243-254
    The Morphology of the story by Paul Vehvilainen is one of the morphology patterns for analyzing hero-centered stories which is somehow a summarization of Propp’s method. Accordingly, each hero-centered story consists of five stages (the feeling of shortage and deficiency by the hero, his motive for compensation, facing the helper, confronting the test, and reward) by which narrative structure and formation can reveal the author's purpose and point of view. As a didactic work, Sa'di's Gulistan contains, in its first volume, eight anecdotes coincided with the Paul Vehvilainen’s suggested model. All heroes are people related to the word or meaning of the court and faced with unwanted psychological, physical and situational challenges. Some "human/situation" combinations of helpers, the class of therapists in particular, accompany them. Afterwards, the humanistic high quality features of the person such as (tact, patience, insight, loyalty, friendship, freedom, and magnanimity) are measured in an examination. All the heroes come out proudly, and the desire brought the movement about would be achieved with the same quality or above. Therefore, processing heroic narratives in a realistic space, Saadi introduces everyone as the hero of his own life narrative and utilizes the heroic genre to get his purposes in didactic literature.
    Keywords: morphology, Paul Vehvilainen, Gulistan of Saadi, Narrative, Morphology of the story