فهرست مطالب

به زراعی کشاورزی - سال بیستم شماره 3 (پاییز 1397)
  • سال بیستم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • شیرین تقی ذوقی، الیاس سلطانی *، ایرج الله دادی، رضا صادقی صفحات 577-593
    این تحقیق به‏منظور بررسی اثر تیمارهای مختلف پوشش بذر بر جوانه زنی کلزا در شرایط تنش خشکی و شوری انجام شد. به این منظور، دو آزمایش به‏صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی با چهار تکرار در آزمایشگاه صورت گرفت. در هر دو آزمایش یکی از فاکتورها شامل 10 تیمار مختلف پوشش بذر بود. فاکتور دوم در دو آزمایش متفاوت بودند. در آزمایش اول، سطوح تنش خشکی صفر، 8/0-، 1- و 2/1- مگاپاسگال و در آزمایش دوم سطوح تنش شوری صفر، هفت، 14 و 21 دسی‏زیمنس بر متر نمک NaCl مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که حداقل ضریب هیدروتایم (θH) درT9 (627/22 مگاپاسکال ساعت) ، T3 (538/22 مگاپاسکال ساعت) و T6 (263/22 مگاپاسکال ساعت) مشاهده شد. کمترین مقدار پتانسیل پایه (Ψb (50) ) مربوط به تیمارهای T4 (332/1- مگاپاسکال) و T1 (324/1- مگاپاسکال) بودند. حداکثر درصد جوانه زنی در شرایط شوری مربوط به T2 (75/86 درصد) بود. بیشترین مقدار آستانه تحمل به شوری (X0) مربوط به T3 (38/16 دسی‏زیمنس بر متر) بود. بیشترین سرعت جوانه زنی در تمام سطوح شوری مربوط به T3 بود. به‏طورکلی، تیمارهای پوشش بذر T3، T6 و T9 درشرایط خشکی و T3 در شرایط شوری بهترین عملکرد را داشتند. همچنین، بررسی ارتباط بین پارامترهای مختلف مدل‏ شوری و هیدروتایم نشان داد که با کاهش ضریب هیدروتایم مقدار آستانه تحمل به شوری افزایش خواهد یافت و با منفی‏تر شدن پتانسیل پایه حداکثر درصد جوانه‏زنی در شرایط شوری افزایش خواهد یافت.
    کلیدواژگان: آستانه تحمل به شوری، آستانه تحمل به خشکی، پتانسیل آب، قدرت بذر، هیدروتایم
  • مهسا محمدی، افشین توکلی*، مجید پوریوسف، احسان محسنی فرد صفحات 595-608
    به منظور بررسی امکان افزایش عملکرد دانه لوبیا با کاربرد براسینواستروئید، پژوهشی به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان، در سال زراعی 1395-1394 اجرا شد. در این پژوهش، سطوح آبیاری شامل آبیاری مطلوب و اعمال تنش خشکی در کرت های اصلی قرار گرفت و ارقام لوبیا شامل رقم کوشا و ژنوتیپ COS16 و چهار سطح براسینواستروئید شامل عدم مصرف (شاهد) ، دو، چهار و شش میکرومولار به صورت فاکتوریل در کرت های فرعی قرار گرفتند. در مرحله گل دهی، تنش خشکی اعمال شد و هم زمان با اعمال تنش خشکی، بوته های لوبیا با براسینواستروئید (اپی براسینولید) محلول پاشی شد. نتایج نشان داد که اعمال تنش خشکی باعث کاهش شاخص سطح برگ، اجزای عملکرد، عملکرد دانه، عملکرد زیست توده و شاخص برداشت شد و کاربرد اپی براسینولید باعث به حداقل رساندن اثرات منفی تنش خشکی و افزایش در صفات فوق گردید. بالاترین عملکرد دانه با کاربرد غلظت دو میکرومولار اپی براسینولید با میانگین 2/2068 کیلوگرم بر هکتار به دست آمد. در بین ارقام مورد مطالعه نیز، رقم کوشا در شرایط آبیاری مطلوب با میانگین 45/3025 کیلوگرم بر هکتار، عملکرد دانه بیشتری نسبت به ژنوتیپ COS16 نشان داد. بنابراین، کاربرد اپی براسینولید را به‏عنوان راه کاری جهت افزایش مقاومت به تنش خشکی و افزایش عملکرد دانه لوبیا در شرایط آبیاری مطلوب و تنش خشکی می توان پیشنهاد نمود.
    کلیدواژگان: اجزاء عملکرد، شاخص برداشت، شاخص سطح برگ، عملکرد زیست توده، وزن دانه
  • بابک غلامی، فریده نوروزی شهری، فرزاد مندنی *، سعید جلالی هنرمند، محسن سعیدی صفحات 609-626
    به منظور بررسی اثر کاربرد کود اوره و محلول پاشی برگی دود - آب بر برخی از شاخص های رشد، عملکرد و اجزای عملکرد دانه گندم آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال زراعی 1395-1394، در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل سطوح مختلف کاربرد کود اوره (90، 180، 300 و 360 کیلوگرم کود اوره در هکتار) به عنوان عامل اصلی و محلول پاشی برگی با عصاره دود - آب (در پنج سطح شامل شاهد و غلظت های 001/0، 01/0، 1/0 و 1 درصد) به عنوان عامل فرعی بود. نتایج نشان داد که در تمامی سطوح کود اوره، محلول پاشی با دود - آب نسبت به شاهد موجب افزایش معنی دار پارامترهای رشد اندازه گیری شده، اجزای عملکرد و در نهایت افزایش عملکرد دانه گندم گردید. بیشترین عملکرد دانه (922 گرم در متر مربع) در شرایط کاربرد 360 کیلوگرم کود اوره در هکتار و غلظت یک درصد دود-آب و کمترین مقدار آن (339 گرم در مترمربع) در شرایط کاربرد 90 کیلوگرم کود اوره در هکتار و محلول پاشی با آب مقطر بدست آمد. در سطوح کود اوره 90، 180، 300 و 360 کیلوگرم در هکتار، دود - آب در غلظت یک درصد به ترتیب موجب افزایش عملکرد دانه به میزان 22/15، 34/11، 18/7 و 67/7 درصد نسبت به تیمار شاهد شد. به نظر می رسد کاریرد دود - آب از طریق بهبود کارایی نیتروژن و جبران افت عملکرد ناشی از کاهش مصرف آن منجر به بهبود شاخص های رشد و عملکرد دانه گندم شد.
    کلیدواژگان: بوتنولید، تنظیم کننده های رشد گیاهی، سرعت رشد، سطح برگ، ماده خشک
  • سلمان عظیمی سوران *، حسین امیر شکاری، امیرحسین شیرانی راد، جواد مظفری، محمدحسین فتوکیان صفحات 627-642
    به منظور بررسی اثر تنش خشکی آخر فصل بر صفات زراعی و کیفی ژنوتیپهای زمستانه کلزا در شرایط کاربرد سولفات آمونیوم، آزمایشی طی دو سال 95-1394 و 96-1395 به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج به اجرا درآمد. عامل تنش در دو سطح (آبیاری معمول و قطع آبیاری از مرحله غلاف دهی به بعد) و سولفات آمونیوم نیز در دو سطح (عدم کاربرد و کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار در مرحله غنچه دهی کامل) به صورت فاکتوریل در کرت های اصلی و عامل ژنوتیپ های کلزا در پنج سطح، شامل چهار لاین BAL111، BAL119، BAL121، BAL128 و رقم نیما (به عنوان شاهد) ، در کرت های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که از میان ژنوتیپ های مورد بررسی، لاین BAL128 بیشترین عملکرد دانه (3904 کیلوگرم در هکتار) را داشته است که در مقایسه با تیمار شاهد 28 درصد افزایش دارد. بیشترین میزان روغن دانه (5/45 درصد) در سال دوم آزمایش و در شرایط آبیاری معمول حاصل شد. کاربرد سولفات آمونیوم نسبت به شرایط عدم کاربرد آن به میزان 5/2 درصد بر مقدار روغن دانه افزود. لاین BAL128 بیشترین درصد روغن دانه (2/44 درصد) را به خود اختصاص داد. در شرایط آبیاری معمولی، کاربرد سولفات آمونیوم باعث کاهش 8/22 درصدی میزان گلوکوزینولات شد، ولی همین میزان سولفات آمونیوم در شرایط قطع آبیاری باعث کاهش 2/17 درصدی میزان گلوکوزینولات شد.
    کلیدواژگان: اجزای عملکرد، تغذیه کلزا، تنش خشکی، کانولا، گلوکوزینولات
  • مهدی غیاثی اسکویی، مجید آقاعلیخانی *، فاطمه سفیدکن، علی مختصی بیدگلی، مهدی عیاری نوش آبادی صفحات 643-654
    به منظور بررسی اثر مقدار کود نیتروژن و تراکم بوته بر عملکرد دانه، کارایی نیتروژن و صفات مرتبط با آن در گیاه خار مقدس، ‏آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال های 1393 و 1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه ‏تربیت مدرس انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل چهار مقدار کود نیتروژنی صفر، 50، 100 و 150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص ‏از منبع اوره و پنج تراکم 5، 10، 15، 20 و 25 بوته در مترمربع بودند. اثر اصلی نیتروژن و تراکم بوته بر عملکرد دانه، کارایی نیتروژن، ‏ارتفاع، شاخص سبزینگی، نسبت ریشه به ساقه و درصد نیتروژن دانه معنی دار بود. با افزایش نیتروژن مصرفی مقدار متوسط عملکرد ‏دانه، شاخص سبزینگی، ارتفاع گیاه و درصد نیتروژن دانه تا حدی افزایش یافت، این در حالی بود که با افزایش نیتروژن، صفات کارایی ‏زراعی، بازیافت، استفاده نیتروژن و نسبت وزن ریشه به ساقه کاهش معنی داری پیدا کردند. تراکم های بالا موجب کاهش مقدار عملکرد ‏دانه و شاخص سبزینگی شدند، درحالی که از طریق افزایش نسبت وزن ریشه به ساقه و ارتفاع گیاه،‎ ‎کارایی نیتروژن را بهبود بخشیدند. ‏اطلاعات جدید این مقاله درباره کارایی نیتروژن خارمقدس در مدیریت نیتروژن قابل استفاده خواهد بود. ‏
    کلیدواژگان: ارتفاع بوته، بازیافت نیتروژن، کارایی زراعی، کارایی فیزیولوژیک، نسبت وزن ریشه به ساقه، نیتروژن دانه
  • رقیه بامشاد، محمود رمرودی *، محمدرضا اصغری پور صفحات 655-666
    به منظور بررسی کاربرد کودهای شیمیایی و زیستی ازتو بارور 1 و فسفات بارور 2 بر عملکرد دانه، درصد روغن و ویژگی های بیوشیمیایی سیاه دانه در شرایط قطع آبیاری، آزمایشی به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زابل در سال زراعی 96-1395 انجام شد. عامل اصلی قطع آبیاری در چهار سطح شامل: آبیاری متداول، قطع آبیاری در مرحله ساقه رفتن تا شروع گلدهی، قطع آبیاری در مرحله گلدهی تا شروع پرشدن دانه و قطع آبیاری در مرحله شروع پرشدن تا انتهای پر شدن دانه و عامل فرعی انواع کود در چهار سطح شامل: شاهد (عدم مصرف کود) ، ازتو بارور 1، فسفات بارور2 و سوپر فسفات تریپل بودند. نتایج نشان دهنده بر هم کنش معنی دار قطع آبیاری و کود بر عملکرد دانه، درصد روغن، کربوهیدرات ها، پرولین، پروتئین کل، جذب نیتروژن، فسفر و پتاسیم بود. بیشترین عملکرد دانه، درصد روغن، پروتئین کل، نیتروژن، پتاسیم و فسفر از تیمار آبیاری متداول توام با کاربرد کود زیستی ازتو بارور 1 و بیشترین میزان پرولین از تیمار قطع آبیاری در مرحله شروع پرشدن تا انتهای پرشدن دانه با کاربرد کود سوپرفسفات تریپل حاصل شدند. تیمار قطع آبیاری در مرحله شروع پر شدن تا انتهای پرشدن دانه توام با کاربرد کود فسفات بارور 2 بیشترین کربوهیدرات را به خود اختصاص داد. به طور کلی، نتایج نشاندهنده تاثیر مثبت کود های زیستی در بهبود شرایط تغذیه ای گیاهان در شرایط قطع آبیاری می باشد.
    کلیدواژگان: پرولین، سوپر فسفات، کربوهیدرات ، کود زیستی، گیاهان دارویی
  • داریوش طالعی *، رضا شریفی، سید مهدی پیر صالحی صفحات 667-678
    به منظور بررسی واکنش های مورفوفیزیولوژیکی گیاه خرفه (Portulaca oleracea L.) به متیل جاسمونات تحت تنش شوری با کلرید سدیم آزمایشی به صورت کرت های خرد شده با دو فاکتور بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات گیاهان دارویی دانشگاه شاهد واقع در جنوب تهران در سال 1396 انجام شد که در آن غلظت های شوری با 4 سطح (0، 3، 6، 9 دسی زیمنس) به عنوان فاکتور اصلی و غلظت های متیل جاسمونات با 4 سطح (0، 25/0، 5/0 و 75/0 میلی مولار) به عنوان فاکتور فرعی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت شوری شاخص های رشد از قبیل طول ریشه، وزن تر ریشه، کلروفیل b، کلروفیل کل و میزان فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز کاهش پیدا کرد، در حالیکه با افزایش غلظت شوری مقدار پرولین برگ، میزان فعالیت مالون دی آلدئید و کاتالاز افزایش یافت. با اعمال تیمار متیل جاسمونات تحت تنش شوری میزان کاهش شاخض های رشد و رنگیزه های فتوسنتزی تعدیل پیدا کرد. بیشترین ارتفاع بوته، تعداد شاخه جانبی، تعداد برگ، وزن تر و خشک اندام هوایی و پرولین در غلظت شش دسی زیمنس بر متر شوری و 5/0 میلی مولار متیل جاسمونات بدست آمد، همچنین با افزایش سطح متیل جاسمونات میزان پرولین و میزان فعالیت کاتالاز افزایش یافت ولی با افزایش غلظت متیل جاسمونات میزان فعالیت مالون دی آلدئید و سوپر اکسید دیسموتاز در برگ کاهش یافت. بنابراین میتوان نتیجه گیری کرد که تحمل گیاه خرفه به شوری حداکثر شش دسی زیمنس بر متر شوری می باشد و مصرف مقدار پائین متیل جاسمونات (5/0 میلی مولار) منجر به افزایش حدود 7/30 درصد در عملکرد و بهبود شاخص های فیزیولوژیک خرفه می شود.
    کلیدواژگان: سوپراکسید دیسموتاز، صفات فیزیولوژیکی، صفات موفولوژیکی، کاتالاز، مالون دی آلدئید
  • نسیبه پورقاسمیان، روح الله مرادی *، مهدی نقی زاده صفحات 679-692
    جهت بررسی مناسب‏ترین تاریخ کاشت، مکان کاشت و رقم گل شب‏بو برای عرضه در فصل بهار، آزمایشی به‏صورت کرت‏های دوبار خرد شده در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی بردسیر، دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1395 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل تاریخ کاشت (15 شهریور، 15 مهر، 15 آبان، 15 آذر و 15 دی) به عنوان عامل اصلی، مکان کاشت (داخل و بیرون گلخانه) به عنوان عامل فرعی و رقم (دو رقم محلی قرمز و سفید و دو رقم اصلاح شده بنفش و صورتی) به عنوان عامل فرعی-فرعی بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تاثیر تاریخ کاشت بر صفات ارتفاع بوته، تعداد روز تا غنچه‎دهی و گلدهی، قطر گلچه و گل‎آذین، تعداد گلچه در بوته، وزن تر گلچه و گیاه و دوام گل در سطح احتمال یک درصد معنی‎دار بود، ولی اثر معنی‎داری بر ارتفاع گل‎آذین نداشت. تاثیر مکان کاشت بر کلیه صفات به استثنای ارتفاع بوته و گل‎آذین و تعداد برگ در بوته معنی‎دار بود. نتایج نشان داد با تاخیر در کاشت، تعداد روز تا غنچه‎دهی و گلدهی در همه ارقام و در هر دو مکان کاشت کاهش یافت. دوره رشد ارقام محلی به‏طور معنی‎داری طولانی‏تر از ارقام اصلاح شده بود. کاشت در بیرون از گلخانه شرایط مطلوب‎تری نسبت به داخل گلخانه داشت. به‏طورکلی، کاشت رقم محلی قرمز در 15 مهر و در شرایط بیرون گلخانه مناسب‏ترین شرایط برای عرضه شب‎بو در اول بهار بود.
    کلیدواژگان: دوام گل، مرحله رشد، گل آذین، گلچه، گلخانه
  • مریم تاتاری *، رضا عباسی علی کمر صفحات 693-706
    به منظور تعیین بهترین زمان کاربرد و مقدار محلولپاشی گلایسینبتائین در بهبود عملکرد گوجهفرنگی در شرایط تنش خشکی، آزمایشی در سال 1395 به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار انجام گرفت. عامل اصلی دور آبیاری در دو سطح 6 و 12روزه و عوامل فرعی شامل دو عامل زمان مصرف (در سه سطح کاشت، گلدهی و میوهدهی) و مقدار مصرف گلایسینبتائین (صفر، 3 و 6 کیلوگرم در هکتار) بود. شاخصهای محتواینسبی آب برگ، سطح برگ، شاخص کلروفیل و نشت الکترولیت نشان از کارآیی گلایسینبتائین در شرایط تنش داشت. وزن میوه ها با کاربرد گلایسین بتائین در شرایط عاری از تنش کاهش یافت و مقدار کاهش وزن میوه بین تیمارهای 3 و 6 کیلوگرم در هکتار اختلاف معنی داری نداشت. در شرایط تنش، مصرف سه کیلوگرم درهکتار گلایسین بتائین در زمان های کاشت، گلدهی و میوه دهی، به ترتیب منجر به افزایش 33، 40 و 60 درصدی وزن میوه نسبت به میانگین تیمارهای بدون مصرف گلایسین بتائین شد. هر چند در این آزمایش اثرات مثبت مصرف سه کیلوگرم در هکتار گلایسین بتائین در زمان گلدهی بر عملکرد، در شرایط تنش مشهود بود (62% افزایش) ، به نظر می رسد مصرف این اسید آمینه در شرایط عاری از تنش بر عملکرد گوجه فرنگی اثرات سمیت داشته باشد.
    کلیدواژگان: اثرات سمیت، اسید آمینه، سطح برگ، شاخص کلروفیل، محتوای نسبی آب
  • اسماعیل مقبلی دامنه* ، روح الله فتاحی، بهزاد قربانی، غلامرضا ربیعی، صمد اسفندیاری صفحات 707-718
    با توجه به این که کم آبیاری کنترل شده و آبیاری زیرسطحی منجر به افزایش کارایی مصرف آب و صرفه جویی در مصرف آب می-شوند، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی جنوب استان کرمان طی سال های 94 تا 96 اجرا شد. در این پژوهش دو فاکتور کم آبیاری (100 درصد تبخیر و تعرق گیاه در تمامی مراحل رشد گیاه، 100-60 درصد و 80 درصد تبخیر و تعرق گیاه به جز در مراحل گلدهی و تشکیل میوه) و روش آبیاری (آبیاری زیرسطحی عمقی، قطره ای زیرسطحی و قطره ای سطحی) مورد ارزیابی قرار گرفتند. صفات رویشی، عملکرد و کارایی مصرف آب در طول دوره رشد پرتقال رقم مارس ارلی بر پایه نارنج اندازه گیری شد. نتایج نشان داد کم آبیاری کنترل شده سبب 17 درصد صرفه جویی در مصرف آب و کاهش معنی دار رشد رویشی نسبت به آبیاری کامل می شود، درحالی که هیچ گونه تفاوت معنی داری در عملکرد محصول مشاهده نشد. آبیاری زیرسطحی سبب 10 درصد صرفه جویی در مصرف آب و افزایش رشد رویشی و کارایی مصرف آب نسبت به آبیاری قطره ای سطحی شد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد کم آبیاری کنترل شده و آبیاری زیرسطحی در افزایش کارایی مصرف آب و صرفه جویی در مصرف آب بسیار موثر هستند.
    کلیدواژگان: آبیاری زیرسطحی عمقی، آبیاری قطره ای زیرسطحی، کم آبیاری کنترل شده، مدیریت آب، مرکبات
  • زینب رفیعی راد *، احمد گلچین، یحیی تاجور، جواد فتاحی مقدم صفحات 719-735
    با توجه به محدودیت منابع آب کشور ایران، به کارگیری روش های نوین حفظ و ذخیره آب، مانند استفاده از پلیمرهای سوپرجاذب در خاک، یکی از راه کارهای مقابله با مشکل کم آبی می باشد. به همین منظور، جهت بررسی تاثیر سوپرجاذب بر رشد رویشی و زایشی نارنگی پیج در شرایط تنش خشکی، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در پژوهشکده مرکبات و میوه های نیمه گرمسیری رامسر در سال 1395 اجرا شد. فاکتورها شامل سه سطح تنش خشکی (100، 75 و 50 درصد ظرفیت زراعی) و پلیمر سوپرجاذب (صفر، 25/0 و 5/0 درصد وزنی) بودند. نتایج نشان داد با افزایش تنش خشکی میزان نشت یونی، پرولین، ترکیدگی میوه و اسیدیته قابل تیتراسیون (TA) افزایش یافت. همچنین در 50 درصد ظرفیت زراعی، مصرف 5/0 درصد سوپرجاذب، به ترتیب موجب افزایش معنی دار 60، 15، 23 و 5/87 درصدی محتوای نسبی آب برگ، کلروفیل کل، پتانسیل آب برگ، عملکرد میوه و کاهش معنی دار 65 و 22 درصدی نشت یونی و کل مواد جامد محلول (TSS) نسبت به شرایط بدون مصرف سوپرجاذب شد. بنابراین به نظر می رسد سوپرجاذب با نگهداری آب غیر قابل استفاده، می تواند تحمل پذیری مرکبات را در مقابله با تنش رطوبتی افزایش دهد.
    کلیدواژگان: پتانسیل آب برگ، ظرفیت زراعی، عملکرد، کلروفیل کل، مواد جامد محلول کل (TSS)
  • سید مهدی میرباقری، روح الله کریمی* ، موسی رسولی صفحات 737-754
    به منظور بررسی اثر کاربرد برگی سولفات پتاسیم (غلظت های صفر، یک و نیم و سه درصد) و کلات آهن (غلظت های صفر، نیم و یک درصد) بر تشکیل میوه، عملکرد، کیفیت میوه، غلظت عناصر برگ، عملکرد کشمش و تحمل به سرمای پاییزه و زمستانه انگور بیدانه سفید آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در یک باغ تجاری در روستای بهاره ملایر طی سال های 96-1395 اجرا شد. اثر متقابل سولفات پتاسیم و کلات آهن بر تشکیل میوه، عملکرد و شاخص های کیفی میوه، عملکرد کشمش و تحمل سرمای تاک های تیمار شده معنی دار شد. بیشترین درصد تشکیل میوه و عملکرد مربوط به تاک های تیمار شده با سولفات پتاسیم یک و نیم درصد در ترکیب با کلات آهن نیم درصد بود. غلظت پتاسیم، آهن و منگنز موجود در حبه ها با عملکرد میوه در تاک همبستگی مثبت و معنی داری نشان داد. بیشترین غلظت اسید آسکوربیک در تیمار سولفات پتاسیم یک و نیم درصد بود. بیشترین عملکرد کشمش تولیدی در تاک های تیمار شده با سولفات پتاسیم یک و نیم درصد در ترکیب با کلات آهن یک درصد حاصل شد و کمترین عملکرد کشمش مربوط به تاک های شاهد بود. بیشترین تحمل سرمای پاییزه با تیمارهای سولفات پتاسیم سه درصد در ترکیب با کلات آهن یک درصد به دست آمد. بیشترین تحمل سرما زمستانه تاک ها در تیمار سولفات پتاسیم سه درصد در ترکیب با کلات آهن نیم درصد محقق شد. کمترین تحمل سرمای در بوته های شاهد یافت شد. بین تحمل سرما و محتوای پتاسیم همبستگی مثبت و با غلظت منیزیم همبستگی منفی و معنی داری مشاهده شد. در مجموع حداکثر عملکرد میوه و کشمش و نیز کیفیت میوه با کاربرد سطح متوسط هر دو کود ولی تحمل سرمای بالاتر جوانه های تاک با ترکیب سطوح بالاتر این کودها به دست آمد.
    کلیدواژگان: تاک، تحمل یخ زدگی، تغذیه، قند محلول، کشمش
|
  • Shirin Taghizoghi, Elias Soltani *, Iraj Allahdadi, Reza Sadeghi Pages 577-593
    This research was conducted to investigate the effects of different seed coating treatments on the seed germination of canola under drought and salinity stresses. In order to, two factorial experiments were conducted based on completely randomized design with four replications in laboratory. In both experiments, one of the factors were 10 different seed coating treatments. The second factor was different in two experiments: in the first experiment, the levels of drought stress of 0, -0.8, -1, and -1.2 MPa were considered, and in the second experiment, the levels of salinity stress of 0, 7, 14 and 21 ds/m NaCl were investigated. Results indicated that the lowest hydrotime constant (θH) were observed in T9 (22.627 MPa h), T3 (22.538 MPa h), and T6 (22.263 MPa h). The lowest base water potential (Ψb (50)) were belonged to T4 (-1.332 MPa) and T1 (-1.324 MPa). The maximum of germination percentage under salinity stress (Gmax) was observed in T2 (86.75%). The highest threshold to salinity tolerance (Xo) was belonged to T3 (16.38 ds/m). The highest germination rate was belonged to T3 in all levels of salinity. Totally, seed coating treatments of T3, T6 and T9 were the best treatments under drought stress and T3 was the best treatment under salinity stress.
    Keywords: Hydrotime, Seed vigor, Threshold of drought tolerance, Threshold of salinity tolerance, Water potential
  • Mahsa Mohammadi, Afshin Tavakoli *, Majid Pouryousef, Ehsan Mohsenifard Pages 595-608
    In order to evaluate the increment possibility of bean seed yield by the application of brassinosteroid, a split factorial experiment was conducted based on randomized complete block design with three replications at the research farm of Agriculture Faculty, the University of Zanjan during the 2016-2017 cropping season. In this experiment, irrigation levels included optimal irrigation and drought stress were applied to main plots and bean cultivars including Kusha cultivar and COS16 genotype, and four levels of brassinosteroid including of no-application (control), two, four and six μM were allocated to subplots as factorial. Drought stress was applied at the flowering stage, and bean plants were sprayed with brassinosteroid (epibrassinolide) simultaneously with drought stress. The results showed that drought stress decreased leaf area index, yield components, seed yield, biological yield and harvest index and the application of epibrassinolide minimized the negative effects of drought stress and increased in the above traits. The highest seed yield was obtained by application of two μM of epibrassinolide with an average of 2068.2 kg.ha-1. Also, among the studied cultivars, the Kusha cultivar under optimal irrigation with an average of 3025.45 kg.ha-1 showed a higher seed yield compared to COS16 genotype. Therefore, the use of epibrassinolide can be suggested as a solution to increase drought stress resistance and enhance seed yield of bean under optimal irrigation and drought stress conditions.
    Keywords: Biological yield, Harvest index, Leaf area index, Seed weight, Yield components
  • Babak Gholami, Faride Noroozi shahri, Farzad Mondani *, Saeid Jalali honarmand, Mohsen Saeidi Pages 609-626
    In order to evaluating effect of smoke-water and urea fertilizer on some growth indices, grain yield and yield components of wheat, a field experiment was conducted as a split plot based on Randomized Complete Block Design with three replications. The experiment was conducted during the season of 2015-2016 at Razi University Research Station, Iran. The experimental treatments were different levels of urea fertilizer application (included 90, 180, 300 and 360 kg ha-1) as main plot and leaf foliar application with different concentrations of smoke-water (included 0, 0.001%, 0.01%, 0.1% and 1% v/v) as sub plot. The results showed that smoke-water significantly improved all evaluated traits and increased wheat grain yield compared to control treatment in all urea fertilizer levels. The highest grain yield (922 g m-2) was obtained in application of 350 kg ha-1 urea and smoke-water at concentration of 1% v/v and the lowest grain yield (339 g m-2) was related to application 90 kg ha-1 urea and foliar with distilled water. The grain yield improved 15.22%, 11.36%, 7.18% and 7.67% by application of 90, 180, 300 and 360 urea kg ha-1 respectively, in smoke-water 1% concentration compared to the control treatment. It seems that smoke-water via improve increasing nitrogen efficiency could increase growth indices and grain yield of wheat.
    Keywords: Butanolide, Dry matter, Growth rate, Leaf area, Plant growth regulators
  • Salman Azimi Sooran*, Hossein Amirshekari, Amir Hossein Shirani Rad, Javad Mozaffari, Mohammad Hossein fotokian Pages 627-642
    In order to study the effect of terminal drought stress on agronomic and qualitative traits of canola genotypes in the application of ammonium sulfate condition, an experiment was performed during two years of 2015-2016 and 2016-2017. This study was conducted as a factorial split-plot design based on completely randomized block design with three replicates at the research farm of the Seed and Plant Improvement Institute (SPII). At the pod formation stage, irrigation factors were included two levels, normal and restricted, and at the elongation stage, ammonium sulfate was included two levels of 0 and 150 kg per hectare, as factorial was set in the main plots and cultivars including BAL111, BAL119, BAL121, BAL128, and Nima were set in subplots. The results showed that among the genotypes examined, line BAL128 had the highest grain yield (3904 kg/ha), which increased 28% compared with the control treatment. The highest amount of grain oil (45.53 percent) was obtained in the second year of experiment and under normal irrigation conditions. By application of ammonium sulfate, the amount of oil increased by 2.5 percent in comparison with normal condition. The BAL128 line had the highest percentage of grain oil (44.29%). in normal irrigation condition, the use of ammonium sulfate resulted in decreasing the amount of glucosinolate to 22.88%. However, in restricted irrigation condition, the amount of glucosinolate decreased to 17.25 percent. In the irrigation and fertilizer treatments of this experiment, among the lines studied, The BAL128 line is recommended for similar experimental conditions.
    Keywords: drought stress, Feeding rapeseed, Glucosinolate, Rapeseed, Yield components
  • Mehdi Ghiasy, Oskoee, Majid Aghaalikhani *, Fatemeh Sefidkon, Ali Mokhtassi, Bidgoli, Mahdi Ayyari Pages 643-654
    In order to study the effect of N rate and plant density on grain yield and N use efficiency of blessed thistle, a field study ‎was carried out in a randomized complete block design with factorial arrangement of treatments in three replications‏ ‏at ‎Research Field of Tarbiat Modares University in 2013 and 2014 growing seasons.‎‏ ‏Treatments comprised of four pure N ‎rates (0, 50, 100 and 150 kg N ha-1)‎‏ ‏from urea source and five plant densities (5, 10, 15, 20 and 25 plants m-2).‎‏ ‏The main ‎effects of nitrogen and plant density were significant for grain yield, NUE, plant height, SPAD value, root to shoot weight ‎ratio and N content of grain. Increasing N rates increased grain yield, SPAD value, plant height and grain N, but agronomic ‎efficiency, N recovery and utilization were decreased by increasing of N rate; Higher densities resulted in decreased grain ‎yield and chlorophyll index, while improved NUE throughout increment of root to shoot weight ratio and plant height‏.‏‎ ‎Novel findings of this study could be used for N management. ‎
    Keywords: Agronomic efficiency, Grain nitrogen percentage, Nitrogen recovery, Physiological efficiency, Plant height, Root to ‎shoot weight ratio
  • Roghie Bamshad, Mahmoud Ramroudi *, Mohammad Asgharipour Pages 655-666
    In order to investigate the effects Azoto of irrigation cutting and chemical and biological fertilizers, Azoto Barvar 1 and phosphate Barvar 2 on grain yield, essential oil and biochemical properties cumin, an experiment was conducted as split plot based on a randomized complete block design with three replications at the University of Zabol Research Farm during 2016. Main plots included four levels of irrigation cutting; conventional irrigation, irrigation cutting in between stem elongation to flowering, irrigation cutting in between flowering to beginning of the grain filling period and irrigation cutting in between beginning to end of grain filling period. The subplot was the different type of phosphorous fertilizer including control (no fertilizer application), Azoto Barvar 1 and Phosphate Barvar 2 and triple superphosphate. Results indicated that the interaction of irrigation cutting and phosphorous fertilizer was significant on seed yield, oil percentage, carbohydrates, proline, total protein, absorption of nitrogen, phosphorous and potassium. The greatest seed yield, oil percentage, total protein, nitrogen, potassium and phosphorus obtained at conventional irrigation along with the application of Azoto Barvar 1, while the greatest proline was achieved at irrigation cutting between beginnings to the end of grain filling period along with the application of triple superphosphate. The greatest carbohydrate was observed at irrigation cutting between beginnings to the end of the grain filling period along with the application of Phosphate Barvar 2. In conclusion, results indicated positive effects of biofertilizers on the improvement of nutritional conditions of plants under irrigation cutting conditions
    Keywords: Biofertilizer, Carbohydrate, Medicinal plant, Proline, Superphosphate
  • Dariush Talei *, Reza Sharifi, Mahdi Pirsalehi Pages 667-678
    In order to investigate the morpho-physiological responses of Purslane plant to methyl jasmonate under salinity stress a split plot based on a completely randomized design with two factors and three replications was carried out in medicinal plants research center, Shahed University, Tehran during 2017. The factors were, salinity with four levels (0, 3, 6 and 9 dS/m) as a main factor and methyl jasmonate with four levels (0, 0.25, 0.5 and 0.75 mM) as a sub factor. The results showed that by increasing salinity levels, the growth indices such as root length, fresh weight of root, chlorophyll b, total chlorophyll and the amount of superoxide dismutase decreased, while by increasing the salinity levels the proline content and the activity of catalase and MDA in the leaf increased. Applying methyl jasmonate under salinity stress reduced the growth indices and photosynthetic pigments. The highest number of branches, number of leaves and chlorophyll b was obtained at 6 dS/m salinity and 0.5 mM methyl jasmonate. By increasing methyl jasmonate level, the proline content and the activity of CAT increased, while the amount of MDA and SOD enzymes decreased. Therefore, it can be concluded that the is the tolerance of Portulaca oleracea plant to salinity was up to six dS/m, and consuming low amounts of methyl jasmonate can improve yield and physiological indices in Purslane.
    Keywords: Catalase, malondialdehyde, Morphological traits, Physiological traits, Superoxide dismutase
  • Nasibeh Pourghasemian, Rohollah Moradi *, Mehdi Naghizadeh Pages 679-692
    In order to study the most suitable planting date, planting site and variety of hoary stock for the supplying at spring season, an experiment was conducted as split-split-plot arranged based on randomized complete block design with three replications at experiment station of Shahid Bahonar University of Kerman in 2016-2017. Treatments were planting dates (5 September, 5 October, 5 November, 5 December, 5 January) assigned to main plot, planting sites (inside and outside of greenhouse) as subplot and variety (two red and white ecotypes and two violet and pink breeding varieties) as sub-subplot. The significant difference of planting date was detected in plant height, number of days to budding and flowering, floret and inflorescence diameter, number of florets per plant, fresh weight of floret and plant, and vase life of flowers but did not detect in inflorescence height. The planting site had significant effect on all the traits except plant height, inflorescence height, and leaf number per plant. The results showed that the delay in planting decreased number of days to budding and flowering in all the varieties and both planting sites. The growth period of local varieties was longer than the breeding varieties, significantly. Planting outside the greenhouse had more appropriate conditions than inside. In general, planting the local red variety at 5 October and out of greenhouse conditions was the most suitable treatment for supplying the hoary stock to the market on the first of spring.
    Keywords: Florets, Greenhouses, Inflorescences, Phenology, Vase life of flowers
  • Maryam Tatari *, Reza Abbasi alikamar Pages 693-706
    In order to determine the best time and amount of Glycine Betaine (GB) in increasing tomato yield in drought stress condition, an experiment was carried out in Split Plots on RCBD design with four replications, during 2016. The experimental factors included main factor (irrigation period in 6 and 12 days) and sub factors including time (in 3 levels including sowing, flowering and fruit set) and amount (in 3 levels including 0, 3 and 6 kgha-1) of GB application. The results from RWC, leaf area and electrolyte leakage showed the efficiency of GB application in stress condition. Using GB in non-stress condition led to decrease in fruit weight and no significant difference was observed between 3 and 6 kgha-1 dosages. In stress condition, 3 kgha-1 GB application in sowing, flowering and fruit set stage increased fruit weight by 33%, 40% and 60% respectively compare to average fruit weight of control treatments. Although the positives effect of 3 kgha-1 GB at flowering time on fruit yield was obvious (62% higher) in this study, it seems that the application of this amino acid in non-stress conditions had some toxic effects on tomato fruit yield.
    Keywords: Amino acid, electrolyte leakage, Leaf area, Relative Water Content, Toxic Effect
  • Esmaeil Moghbeli damaneh*, Rouhallah Fatahi, Behzad Ghorbani, Gholamreza Rabiei, Samad Esfandyari Pages 707-718
    Since the regulated deficit irrigation and subsurface irrigation cause to increase high water use efficiency and water saving, a field factorial experiment was carried out based on randomized complete block design with three replications at the South Kerman Agricultural and Natural Resources Research and Education Center during 2014-2016. In this study, two factors including deficit irrigation (100 percent ETc in total growing stages, 60-100 percent and 80 percent ETc except in the flowering and fruit-filling stages) and irrigation method (deep subsurface, subsurface drip and surface drip irrigation) were evaluated. Vegetative traits, yield and water use efficiency were measured during growing period of sweet orange (Citrus sinensis var. Mars Early) grafted on Citrus aurantium. The results showed that the regulated deficit irrigation practices save water compared to complete irrigation of about 17 percent and reduce vegetative growth, although there were no statistically significant differences in yield. Subsurface irrigation saved water compared to surface drip irrigation of about 10 percent, improved vegetative growth and water use efficiency. Therefore, it can be concluded that regulated deficit irrigation and subsurface irrigation are very effective for improving the water use efficiency and water saving.
    Keywords: Citrus, Deep subsurface irrigation, Regulated deficit irrigation, Subsurface drip irrigation, Water management
  • Zeinab Rafie, rad*, Ahmad Golchin, Yahya Tajvar, Javad Fatahi, moghadam Pages 719-735
    Considering the limited water resources in Iran, utilization of modern methods of water conservation and preservation, such as the application of superabsorbent polymers in the soil, is one of the confront approaches of water deficit. For this purpose, in order to investigate the effect of superabsorbent on vegetative and reproductive growth of Page Mandarin in drought stress condition, a factorial experiment bases on the completely randomized design with three replications was conducted in 2016 at the Citrus and Subtropical Fruits Research Center of Ramsar. Factors were consisted of three levels of water stress (100, 75 and 50% of field capacity) and superabsorbent (0, 0.25 and 0.5% wt). The results showed that by increasing of water stress, amounts of electrolyte leakage, proline, fruit cracking and titratable acidity were increased. As well as 50% of field capacity level, 0.5% superabsorbent application was caused significantly increase leaf relative water content, total chlorophyll content, leaf water potential 60%, 15%, 23% and 87.5% and decrease electrolyte leakage and total soluble solids 65% and 22% respectively, compared with condition of treatment without applying superabsorbent. So, it seems that superabsorbent can increase the plant tolerance in counteracting moisture stress by maintaining unusable water.
    Keywords: Field capacity, Leaf water potential, Total Chlorophyll, Total soluble solids (TSS), Yield
  • Seyed Mehdi Mirbaqeri, Rouhollah Karimi *, Mousa Rasouli Pages 737-754
    In order to investigate the effect of foliar application of potassium sulfate (K2SO4; 0, 1.5 and 3 percent) and iron chelate (Fe-EDDHA; 0, 0.5 and 1 percent) on fruit set, fruit yield and quality, leaf mineral nutrient content, raisin yield and autumn and winter cold tolerance of ‘Bidaneh-Sefid’ grapevine, a factorial experiment was done based on randomized complete blocks design in a commercial vineyard in Bahareh village of Malayer city during 2016-17. The highest fruit set percentage and yield was achieved in 1.5 percent of K2SO4 in combination with 0.5 percent iron chelate. Berries K, Fe and Mn concentration had a positive and significant correlation with fruit yield per vine. Raisin yield was found to be highest in combined treatments of 1.5 percent K2SO4 and 1 percent Fe-EDDHA and the lowest raisin yield was related to control vines. The highest autumn cold hardiness was recorded in K2SO4 (3%) × Fe-EDDHA (1%) treated vines. However, the highest winter cold tolerance was achieved in K2SO4 (3%) × Fe-EDDHA (0.5%) treated vines. The lowest cold tolerance was observed in control vines. There was a positive and significant correlation between cold tolerance and K content and negative correlation with Mg concentration. Totally, the highest fruit and raisin yields and their desirable qualities were obtained with K2SO4 and Fe-EDDHA at moderate concentration. However, the highest buds cold tolerance was obtained with the combination of these fertilizers at higher doses.
    Keywords: Freezing tolerance, Grapevine, Nutrition, Raisin, Soluble sugar