فهرست مطالب

جغرافیا و توسعه - پیاپی 53 (زمستان 1397)
  • پیاپی 53 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فریبا ره پو *، حسنعلی غیور، زهره رجبی صفحات 1-17
    رشد فزاینده جمعیت و نیاز این جمعیت به محصولات کشاورزی و محدودیت آب برای تولیدات کشاورزی مساله کم آبی را به گونه ای بسیار جدی فرا روی کشورمان قرار داده است. آمار بیانگر این است که سرانه آب کشور از 4000 تا 5000 مترمکعب در دهه30 شمسی به حدود 1431 مترمکعب در شرایط حاضر رسیده است و درصورت تداوم روند کنونی به کمتر از 1000 مترمکعب در سال 1400 خواهد رسید. در صورتی که جمعیت استان اصفهان از 1231204 نفر در سال 1335 به 4879312 نفر در سال 1390 رشد جمعیت داشته است. داده های تحقیق، دوازده عنصر کیفی آب شامل شوری، اسیدیته، سدیم، بیکربنات، موادجامد محلول،کلسیم، منیزیم، پتاسیم، نسبت جذب سدیم، کلر، نیترات و سولفات را تشکیل می دهند. کاتیون ها و آنیون ها براساس آمارگیری در هفت ایستگاه آب سنجی رودخانه زاینده رود در استان اصفهان از شرکت آب منطقه ای اصفهان اخذ شد. بازه زمانی داده ها مربوط به سال 1385 و سال های 1390 تا 1394 می باشند. به منظور مشخص کردن میزان آلودگی آب رودخانه زاینده رود، از روش تحلیل طبقه بندی فازی استفاده شد. با تشکیل ماتریسی در ابعاد 17×760 سطر و ستون در نرم افزار متلب با روابط فازی، خوشه بندی فازی انجام شد. درنهایت نقشه های طبقه بندی شده، حد مجاز تا غیرمجاز آب رودخانه با استفاده از نرم افزار سامانه اطلاعات جغرافیایی ترسیم شدند. نتایج نقشه های طبقه بندی شده آب زاینده رود نشان داد، از ایستگاه پل چوم تا تالاب گاوخونی مقدار همه عناصر کیفی آب به جز کلر و سولفات برای استفاده آب آشامیدنی بالا بوده و غیر مجاز می باشند و حتی در بعضی ایستگاه های نزدیک پایاب رودخانه برای کشاورزی و صنعت نیز آب در حد غیرمجاز اندازه گیری شده است.
    کلیدواژگان: رودخانه زاینده رود، منطق فازی، تغییرات کیفی آب، تغییرات زمانی و مکانی عناصر آب زاینده رود، آلودگی آب، شهر اصفهان
  • حدیث یاقوتی، ابراهیم امیری *، رضا سکوتی اسکویی، محمدحسین مهدیان صفحات 19-35
    تغییر کاربری اراضی اغلب بدون رعایت اصول و محدودیت های زیست محیطی صورت می گیرد و تبعاتی همچون رشد بی رویه شهرها، جنگل زدایی، وقوع سیلاب های مخرب، فرسایش زمین های کشاورزی و گسترش بیابان ها را به دنبال خواهد داشت. این تحقیق به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی حوزه توتکابن طی چهار مقطع زمانی، با استفاده از فن آوری های سامانه اطلاعات مکانی (GIS) و سنجش از دور (RS) به انجام رسید. نقشه های کاربری اراضی براساس تفسیر چشمی و رقومی سازی عکس های هوایی با مقیاس1:55000 سال 1334 شمسی، نقشه کاربریاراضی سال 1377 شمسی با مقیاس1:50000، تصاویر ماهواره ای لندست ETM+سال 2002 میلادی وIRS-Liss-PANسال 2008 میلادی منطقه در محیط نرم افزاری Arc GISتهیه شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد، مساحت کل اراضی جنگلی در سال 1334 حدود 04/66 درصد حوزه آبخیز بوده که با روندی نزولی در سال 1387 به 73/34 درصد رسیده است؛ در حالی که وسعت اراضی با کاربری زراعت آبی و باغی در سال1334، 77/0 درصد بوده و با روندی صعودی در سال1387 به 60/9 درصد رسیده است. در خصوص وسعت اراضی مرتعی طی دوره زمانی مورد مطالعه، حدود 20 درصد افزایش در مساحت این اراضی دیده می شود. همچنین بررسی تغییرات برونزدگی سنگی نشان می دهد، وسعت این نوع کاربری، 2/13 درصد افزایش داشته است. یافته های تحقیق نشانگر این حقیقت است که بیشترین تخریب و تغییر کاربری در اراضی جنگلی صورت گرفته است. قرارگیری اراضی جنگلی در کنار مراتع و زمین های زراعی روستایی که غالب معیشت افراد، کشاورزی و دامداری است، مهم ترین عامل از بین رفتن جنگل ها قلمداد می شود. تغییر رو به افزایش اراضی برون زدگی سنگی ناشی از افزایش فشار چرای دام و بهره برداری بی رویه از پوشش گیاهی به ویژه در اراضی مرتعی است که به دلیل اجرای ضعیف اقدامات حفاظت خاک و قرق کردن مراتع رخ داده است. با توجه به تغییرات پوشش زمین در این دوره، احتمال بروز حوادث زیست محیطی افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: تصاویر ماهوارهای، تغییر کاربری، سنجش از دور، سیستم اطلاعات مکانی
  • صغری اندریانی* ، محمدرضا نیکجو، محمدحسین رضایی مقدم، داوود مختاری صفحات 37-50
    هدف از پژوهش حاضر، استخراج و کشف تغییرات کاربری اراضی از تصاویر ماهواره ای با مدل شیءگرا و همچنین پیش بینی این تغییرات با مدل زنجیره مارکف تا سال 2030 در حوضه آبریز زیلبیرچای است. با توجه به اینکه تفکیک برخی محصولات از همدیگر مانند گندم آبی و دیم، زراعت آبی و باغات در تصاویر با تفکیک مکانی متوسط مانند تصاویر لندست و روش های شناخته شده پیکسل پایه به سختی صورت می گیرد، بنابراین در تحقیق حاضر مدل شیءگرا بر مبنای روش دانش پایه با استفاده از میانگین و انحراف معیار شاخص پوشش گیاهی و ویژگی های توپوگرافی منطقه، همچنین تصویر OLI با تاریخ 2015 به کار گرفته شد و اعتبارسنجی آن با ضریب کاپا 86/0 و صحت کلی 89/0 صورت گرفت، سپس نتیجه آن در تصویر TM نیز استفاده شد (ضریب کاپا برابر با 83/0 و صحت کلی 87). در نهایت بعد از تجزیه وتحلیل تغییرات رخ داده، پیش بینی زمانی کاربری ها صورت گرفت. نتایج طبقه بندی تصاویر نشان دهنده رشد مساحت کاربری های مسکونی، باغات و زراعت آبی به ترتیب 15، 42 و 50 km2 در طول 28 سال است که این رشد نشان دهنده مصرف زیاد آب در منطقه است. همچنین در 15 سال آینده نیز که براساس الگوی 28 سال قبل و با مدل تحلیل زنجیره مارکف بوده، این رشد به ترتیب تا میزان 8، 27 و 8 km2 خواهد بود. از طرفی مقایسه تناظر به تناظر نقشه های طبقه بندی دو بازه زمانی، نشان دهنده تبدیل کاربری های کم مصرف مثل گندم آبی به محصولات زراعی آبی است؛ ازاین رو لزوم استفاده از یک مدیریت بهینه و کارآمد به منظور دست یافتن به توسعه پایدار، مکانیزه کردن سیستم های آبیاری و کنترل مصرف عوامل انسانی در منطقه اجتناب ناپذیر است.
    کلیدواژگان: کاربری اراضی، روش شیءگرا، پیش بینی، زنجیره مارکف، زیلبیرچای
  • زهرا کمالی، محمودرضا هیهات *، حمید نظری، محمدمهدی خطیب صفحات 51-68
    شاخص های ژئومورفیک به عنوان ابزاری برای مشخص کردن ناهمواری های جدید و فعال متاثر از حرکات تکتونیکی به کار می روند. در این راستا با محاسبه شاخص های ژئومورفیک به اندازه گیری میزان فعالیت زمین ساختی آن پرداخته شده است. مخروط افکنه ها از بارزترین پدیده های ژئومورفولوژی رودخانه ای هستند که بیشتر در جبهه کوهستان ها و کوهپایه های مناطق خشک و نیمه خشک یافت می شوند. این اشکال متاثر از تغییرات آب و هوا و تغییرات سطح اساس به وسیله فعالیت های زمین ساختی هستند و به تغییرات زمین ساختی بسیار حساس بوده، آثار آن را در خود ثبت می کنند. در این پژوهش از نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، تصاویر ماهوارهای و مدل رقومی ارتفاعی (DEM) و تصاویر سنجنده IRS منطقه استفاده شد. شواهد ریخت زمین شناختی بیانگر این موضوع بودند که گسل دورود در طول خود با عبور از واحدها با سن های مختلف رفتار گوناگونی نشان می دهد و مقادیر زوایه ریک به دست آمده در امتداد آن متفاوت بوده است، بر این اساس طبق نتایح حاصل گسل به سه قطظعه با طول های مختلف قابل تقسیم بندی است، به طوری که زوایه ریک قطعات 1 و 2 به ترتیب°60/16 و °81/22 و طول قطعات به ترتیب 18 و 49 کیلومتراست. با توجه به بالابودن مقادیر ریک (بیشتر از °10) مولفه شیب لغز تاثیر غالب تری نسبت به راستالغزی در این دو بخش داشته، ولی مقدار زوایه ریک °74/2 در قطعه 3 نشان از عملکرد مولفه راستالغزی در واحدهای آبرفتی دشت سیلاخور است. طول این قطعه 44 کیلومتر است، همچنین شاخص های در ارتباط با مخروط افکنه ها شامل: میزان خمیدگی مخروط افکنه β، ضریب مخروط گرایی و نیمرخ های طولی محاسبه شد. نتایج داده های حاصل از تحلیل های توپوگرافی، شواهد زمین ریخت شناختی حاصل از مشاهدات میدانی و مقادیر به دست آمده از شاخص های ژئومورفیک، حاکی از فعالیت های نوزمین ساختی گسل در منطقه است و محدوده مورد مطالعه براساس طبقه بندی LAT در کلاس یک قرار می گیرد که نشان دهنده فعالیت های زمین ساختی شدید است و بخش شمالی گسل دورود نسبت به بخش جنوبی فعال تر است
    کلیدواژگان: گسل دورود ، مخروط افکنه، ریخت زمین شناختی، نو زمین ساخت
  • بهاره اعظمی بابانی، مهدی مومی پور *، آرش آذری صفحات 69-83
    تعیین پتانسیل سیل خیزی حوضه های آبخیز و اولویت بندی زیرحوضه ها، یکی از مهم ترین اقدامات در مطالعات آمایش سرزمین محسوب می شود. در تحقیق حاضر اولویت بندی پتانسیل سیل خیزی زیرحوضه ها در آبخیز پل شاه در استان کرمانشاه انجام شد. بدین منظور ابتدا داده ها و لایه های مختلف از قبیل کاربری اراضی، اقلیم و هیدروگراف سیلاب و بارش متناظر منطقه مطالعاتی تهیه گردید. سپس با کنترل داده های متناظر بارش و سیلاب، دو رویداد در مرحله واسنجی (22/08/1391 و 06/09/1391) و یک رویداد در مرحله اعتبارسنجی (20/12/92) بکار گرفته شدند. به منظور شبیه سازی بارش-رواناب از روش SCS و برای تعیین تلفات اولیه از روش شماره منحنی از نرم افزار HEC-HMS استفاده شد. ارزیابی مدل با ضریب ناش-ساتکلیف انجام شد. همچنین به منظور تعیین بارش طرح، از توزیع های آماری در نرم افزار SMADA در دوره آماری 1377-1394 استفاده گردید. نتایج نشان داد ضریب کارایی مدل بعد از واسنجی برای هر دو رویداد مثبت بوده و به 872/0 و 173/0 ارتقاء یافته اند. همچنین درصد خطای دبی اوج نیز صفر شد. در مرحله اعتبارسنجی بر اساس میانگین مقادیر اصلاح شده شماره منحنی و تلفات اولیه نیز، ضریب کارایی برابر 336/0 و خطای دبی اوج، 8 درصد شد که دقت و صحت مدل سازی به اثبات رسید. در بررسی پتانسیل سیل خیزی مشخص شد که بارش طرح با مقدار 93 میلی متر قادر است سیلابی با دبی اوج m3/s 200 در خروجی حوضه ایجاد نماید. با بررسی سهم مشارکت زیرحوضه ها مشخص شد که زیرحوضه های خروجی به دلیل وضعیت زمین شناسی و پوشش، پتانسیل سیل خیزی بیشتری داشته و زیرحوضه های بالادست سیل خیزی کمتری دارند.
    کلیدواژگان: پتانسیل سیل خیزی، HEC-HMS، تلفات اولیه، شماره منحنی، حوضه آبخیز پل شاه
  • کامران شایسته *، فاطمه محمدیاری صفحات 85-104
    تخریب سیمای سرزمین، تغییر پوشش گیاهی و تغییر کاربری مواردی هستند که به طور مداوم بر محیط زیست کشور فشار وارد می کنند، بنابراین نقشه های پوشش گیاهی، در تولید اطلاعات در جهت برنامه ریزی های شهری نقش مهمی دارند. در این پژوهش به منظور تهیه نقشه های پوشش گیاهی شهرستان همدان از اطلاعات ماهواره لندست سنجنده های ETM+و OLIاستفاده و مقدار شاخص NDVIمحاسبه شد. NDVIیکی از پرکاربردترین شاخص ها برای پایش تغییرات پوشش گیاهی است، که از طریق نسبت گیری باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک به دست می آید. بدین منظور برای بررسی تغییرات کیفی پوشش گیاهی، مقادیر عددی این شاخص به 4کلاس مختلف سرسبزی شامل اراضی با پوشش عالی، پوشش بسیار خوب، پوشش خوب و ضعیف طبقه بندی شد و برای آشکارسازی تغییرات، نقشه های طبقه بندی شده وارد مدل LCMشدند. سپس تحلیل تغییرات سیمای سرزمین صورت گرفت که بدین منظور تعداد 5 سنجه در سطح کلاس و 6 سنجه در سطح سیمای سرزمین مورد محاسبه قرار گرفت. پیش بینی تغییرات پوشش گیاهی در 15 سال آینده با زنجیره مارکوف انجام شد.
    تجزیه و تحلیل سنجه های سیمای سرزمین حاکی از آن است که سطح پوشش بسیار خوب از 12 درصد در سال 1380، به 21 درصد در سال 1395 رسیده است. همچنین اراضی با پوشش خوب که به عنوان پوشش گیاهی طبیعی آن به شمار می رود، در دوره زمانی مشابه کاهش یافته است. نتایج حاصل از سنجه تنوع شانون در سطح سیمای سرزمین نشان می دهد که مقادیر مربوط به تنوع لکه ها در سطح شهرستان بالاتر از یک است،که بیانگر تنوع و فراوانی بالا و سیمای سرزمین بسیار متنوع در شهرستان است. نتایج پیش بینی نشان می دهد که بیشترین احتمال تخریب تا افق 1410 در اراضی با پوشش عالی (8329/0) خواهد بود. همچنین تخریب اراضی باپوشش خوب به اراضی بادرجه سرسبزی ضعیف بیشترین احتمال (3581/0) تغییر را در آینده دارد. یافته های این تحقیق بر لزوم توجه بیشتر به بهره برداری پایدار از سرزمین و جلوگیری از تخریب آن در این شهرستان تاکید دارد.
    کلیدواژگان: زنجیره مارکوف، سیمای سرزمین، پوشش گیاهی، آشکارسازی تغییرات، شهرستان همدان
  • فریبا بیگی پور مطلق، عقیل مددی *، ایرج جباری صفحات 105-123
    زمین ریخت شناسی از عوامل طبیعی است که نقش بارزی در استقرار سکونت گاه ها داشته است، از جمله این سکونت گاه ها تپه گریران در شمال دشت الشتر در استان لرستان می باشد. این تپه بزرگترین و از مهمترین استقرار گاه های دشت الشتر به شمار می رود، که دارای سابقه استقرار 8000 ساله می باشد. از این رو در این پژوهش، با توجه به ویژگی های ژئومورفولوژی و تاریخی این سایت و با توجه به این پرسش گذشتگان تا چه حد به عوامل زمین ریخت شناسی توجه داشته اند و این استقرار گاه تحت تاثیر کدام فرایندها و زمین ریخت ها بوده، با استفاده از تصاویر ماهواره ای، نقشه ی توپوگرافی، نقشه زمین شناسی ویژگی های زمین ریخت-شناسی تاثیر گذار در استقرار این سایت شناسایی، سپس با استفاده از نرم افزاز GIS نقشه ی ژئومورفولوژی محدوده آن تهیه شد. همچنین در این پژوهش با ایجاد ترانشه ویژگی های رسوبی محل این سایت نیز بررسی شد. ارزیابی نتایج نشان داد آب کافی و رسوبات حاصلخیز شرایط مساعدی را برای تداوم استقرار در این سکونت گاه را فراهم کرده اند، همچنین از آنجایی که تخلیه این سایت در سال 1356 و به دلیل انجام بررسی های باستان شناسی بوده، بنابراین عوامل زمین ریخت-شناسی تاثیری در جابه جایی و از بین رفتن این استقرار گاه نداشته اند، این الگو ها منعکس کننده ی توجه گذشتگان به مسائل زمین ریخت شناسی در استقرار این سکونت گاه می باشد.
    کلیدواژگان: زمین باستان شناسی، دشت الشتر، سایت تاریخی گریران، لرستان
  • محسن پورخسروانی* ، سیده الهام موسوی صفحات 125-140
    برنامه ریزی با هدف مدیریت بحران و ارزیابی شدت و میزان لرزه خیزی مناطق مختلف جهت مقابله با خسارت های ناشی از لرزه خیزی همواره یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و مدیران شهری بوده است. بخش آبپخش یکی از لرزه خیزترین بخش های استان بوشهر است که به علت وجود گسل های متعدد و فعال قطر- کازرون، برازجان، رگ سفید و زاگرس، همواره در معرض زمین لرزه های متعدد و گه گاه شدید با حداکثر بزرگای 5 ریشتر قرار گرفته است. به همین علت پژوهش حاضر پس از تهیه نقشه های پایه لرزه خیزی چون، عمق کانون های لرزه خیزی، توان لرزه خیزی، شتاب و شدت زمین لرزه و عمق خاک اقدام به وزن دهی پارامترها نموده و در نهایت با استفاده از سه مدل سیستم تحلیل سلسله مراتبی،Dematel و میانگین رتبه ها به بررسی، ارزیابی وضعیت لرزه خیزی بخش آبپخش و ترسیم نقشه پهنه بندی لرزه خیزی در این ناحیه پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که، توان لرزه زایی گسل و شدت زلزله به ترتیب با (086/0 و 063/0) تاثیر گذارترین عوامل و موادمادری و عمق خاک با (110/0) و شیب با (103/0) متعامل ترین پارامترها در زمینه توان لرزه خیزی بخش آبپخش هستند. به عبارت دیگر در این ناحیه هر چه شیب زمین کمتر، مواد مادری مقاوم تر و عمق خاک کمتر باشد، تاثیر کمتری از پارامترهای توان لرزه زایی گسل و شدت زلزله خواهد پذیرفت و در نتیجه اراضی دارای این شرایط در بخش آبپخش در برابر زلزله مقاوم تر خواهند بود. البته در این زمینه نباید نقش عوامل انسانی را در تشدید شرایط لرزه خیزی نادیده گرفت.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی، پهنه بندی، مدل سلسله مراتبی، لرزه خیزی، آبپخش
  • بابک سامانی *، زینب اسدی ، عباس چرچی صفحات 141-157
    گسل رامهرمز در فروافتادگی دزفول شمالی قرار داشته که از دیدگاه تکتونیکی فعال می باشد. برای تشخیص فعالیت تکتونیکی منطقه، شاخصهای مورفوتکتونیکی پیچ وخم پیشانی کوهستا ن (Smf) ، نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره (شاخص Vf) ، شکل حوضه (Bs) و گرادیان–طول رودخانه (Sl) محاسبه گردید. مقدار شاخص Smf منطقه از 003/1 به عنوان بسیار فعال تا 14/1 با فعالیت متوسط تکتونیکی متغیر می باشد. مقدار شاخص Vfاز 37/0 تا 48/13 تغییر می کند که به ترتیب معرف مناطق فعال با دره های v شکل تا مناطق غیرفعال با دره های U شکل است. همچنین، مقدار شاخص Bs در منطقه از 5/6 تا 5/0 متغییر است که به ترتیب نشان دهنده منطقه بسیار فعال تا با فعالیت تکتونیکی کم متغیر می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مقدار شاخص Sl از 227 تا 5/14 تغییر دارد که موید آن است که بخش های مختلف این منطقه از نظر تکتونیکی در رده بسیار فعال تا با فعالیت کم قرار می گیرند. با استفاده از تکنیک های GIS، رویهم اندازی (Overlay) چهار لایه های اطلاعاتی Smf، Bs ، Vf و Sl انجام گرفت و منطقه به سه ناحیه تکتونیکی رده بندی شد و نقشه پهنه بندی تکتونیک فعال برای منطقه تهیه گردید. بر این اساس، بخش های جنوب شرقی و مرکزی فرادیواره گسل رامهرمز دارای فعالیت تکتونیکی بالاتری نسبت به سایر نواحی گسل می باشد.
    کلیدواژگان: گسل رامهرمز، فروافتادگی دزفول، تکتونیک فعال، شاخص های مورفوتکتونیکی
  • محسن سقایی *، محمودرضا شاهسواری صفحات 159-174
    زنان به عنوان نیمی از جمعیت یک جامعه، همواره می توانند بستری برای توسعه یک جامعه به حساب آیند. قطعا مسائل و مشکلات این قشر یکی از دغدغه های فرهنگی و اجتماعی هر جامعه ای است. یکی از این مسائل، امنیت اجتماعی است. بدین منظور در این تحقیق با استفاده از ابزار پرسشنامه و درنظر گرفتن شاخص های 6 گانه (میزان بافت های فرسوده، اماکن تاریخی، فضای سبز، مشاغل ناسازگار و مزاحم، وضعیت معابر، ساختمان های متروکه و نیمه کاره) به منظور سنجش فضاهای شهری و شاخص های 9 گانه (امنیت مالی، جانی، ناموسی، فکری و سیاسی، هویتی، رفاهی، قضایی، جمعی، فرهنگی) برای سنجش امنیت اجتماعی زنان و با کاربرد مدل های رگرسیون، تحلیل مسیر، تحلیل عاملی و معادله ساختاری و نرم افزارهای Spss وAmos Graphic به بررسی تاثیر فضاهای شهری بر امنیت اجتماعی زنان در منطقه 3 اصفهان پرداخته شده است. نتایج مشخص می کند در مدل رگرسیون، مجموعه متغیرهای مستقل (فضاهای شهری) توانسته است 32/0 از واریانس متغیر امنیت اجتماعی زنان را توجیه کند. فضای سبز شهری با میزان خطای 16/0 تاثیر معناداری نداشته و ساختمان های متروکه و نیمه کاره با وزن رگرسیونی 178/0 و میزان خطای 006/0 بالاترین توجیه را در تبیین واریانس متغیر امنیت اجتماعی زنان داشته است. در مدل معادله ساختاری، بالاترین تاثیر مربوط به متغیر اماکن تاریخی با وزن رگرسیونی 43/0 و کمترین تاثیر مربوط به متغیر پارک ها و فضای سبز شهری با وزن رگرسیونی 07/0 بوده است.
    کلیدواژگان: ساماندهی، فضاهای شهری، امنیت زنان، منطقه 3 شهر اصفهان
  • زهرا رحیم زاده *، مینا حبیبی صفحات 175-193
    از معتبرترین مدلهای هیدرولوژیکی جهت برآورد بارش-رواناب حوضه های آبریز، مدل HEC-HMS است که برای برآورد حجم و دبی سیلاب ها کاربرد فراوانی دارد. در این پژوهش به کمک قابلیت های این مدل و با آمار و اطلاعات ایستگاه های هواشناسی و آب سنجی حوضه آبریز روانسر در دوره زمانی 18 ساله از 1368 تا 1386 اقدام به برآورد و شبیه سازی فرآیند بارش – رواناب سیلاب های حوضه گردید. در ادامه به کمک نرم افزار Hyfa دوره بازگشت حداکثر دبی سیلاب لحظه ای محاسبه شد. برای مدل سازی پنج واقعه بارش- رواناب انتخاب شد. درفرآیند محاسبات مدل، جهت محاسبه ی تلفات رواناب حوضه، از روش شبکه ای SCS، جهت تبدیل فرآیند بارش مازاد به جریان سطحی، از روش هیدروگراف واحد SCS و از مدل ثابت ماهانه برای محاسبه جریان پایه و برای روندیابی سیلاب در مقاطع مختلف رودخانه از روش روندیابی هیدرولوژیکی ماسکینگام استفاده شد. در بخش مدل هواشناسی برای تحلیل داده های بارندگی از روش هیتوگراف سفارشی و برای داده های تبخیر و تعرق از میانیگن ماهانه آن بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که داده های محاسباتی اختلاف فاحشی با داده های مشاهداتی دارند. به همین دلیل با استفاده از تابع هدف درصد خطای دبی اوج پارامترهای متغییر مدل مورد واسنجی قرار گرفت. پس از واسنجی، نتایج هیدروگراف های محاسباتی انطباق حداکثری با هیدروگراف های مشاهداتی نشان دادند. برای بررسی صحت این نتایج، مدل به کمک سه واقعه بارش جدید، اعتباریابی شد. نتایج حاصله از اعتباریابی،صحت پارامترهای واسنجی شده را تایید کرد. این مدل با میانگین خطای 7/0 درصد در برآورد دبی اوج و با میانیگن خطای 33/3- در محاسبه حجم سیلاب در حوضه قابلیت اجرایی را دارد
    کلیدواژگان: سیلاب. بارش- رواناب. پیش بینی، hyfa، HEC-HMS
  • علی یزدانی، صدیقه کیانی سلمی* ، محمدرضا بسحاق صفحات 195-217
    هدف از پژوهش حاضر سنجش نقش جاذبه های طبیعت گردی در توسعه گردشگری باغ بهادران و تحلیل شاخصهای موثر در آن است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری شامل کارشناسان، جامعه بومی و گردشگران منطقه باغبهادران با جمعیت 47249 نفراست که حجم نمونه با استفاده از نرم افزارSample Power به تعداد 254 نفر محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از پرسشنامه از روش های مختلف آمار توصیفی و استنباطی نظیر ژامون T، ANOVA در نرم افزار SPSS و برای مدلسازی، برازش و آزمون روابط از مدلسازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS استفاده شده است. یافته های حاصل از آزمون تی تک نمونه ای حاکی از آن است که جاذبه های طبیعت گردی در منطقه مورد مطالعه موثر ترین نقش را در جذب گردشگر به عهده دارد و مشارکت بخش خصوصی، مناسب ترین استراتژی توسعه گردشگری است. همچنین نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان می دهد امکانات رفاهی با بار عاملی 91/0 اثر گذار ترین عامل برای برنامه ریزی توسعه گردشگری است. بار عاملی 90/0 برای تسهیلات ارتباطی این عامل را در جایگاه دوم برنامه ریزی گسترش گردشگری قرار می دهد و خدمات اقامتی با بار عاملی 86/0 و اطلاع رسانی و تبلیغات با بار عاملی 85/0 در رتبه های سوم و چهارم قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: اکوتوریسم، جاذبه های اکوتوریستی، مدل سازی معادلات ساختاری، منطقه باغبهادران
|
  • Fariba Rahpou *, hasan ali gayoor, zoreh ragabi Pages 1-17
    Increasing population growth and the need of this population for agricultural products and water restriction for agricultural products has put the problem of water scarcity very seriously in our country.. Statistics show that per capita water from 4000 to 5000 cubic meters in 1330s has reached to about 1431 cubic meters in the current situation and by continuation of current trends, it would be less than 1,000 cubic meters in 1400. While the population of the province from 1231204 in 1335 had a population growth to 4879312 in 1390. Research data were twelve elements of water quality including salinity, pH, sodium bicarbonate, dissolved solids, calcium, magnesium, potassium, sodium absorption ratio, chloride, nitrate and sulfate. Cations and anions were taken based on a survey of seven hydrometric stations on Zayandeh Rood River in Esfahan regional-water authority. The periods of data are 1385 and 1390 to 1394. Fuzzy classification analysis was used to determine the extent of water pollution in Zayandeh Rood River by forming a matrix in the row and column dimensions of 760 * 17 in MATLAB software, fuzzy clustering was performed by of fuzzy relations. Finally, the classified maps of authorized to unauthorized limit in the river were drawn by GIS software. The results of classified plots from Choom Bridge to Talab-Gavkhooni show that the amount of all elements in water except chloride and sulfate are high for drinking water, and even in some stations near shoal river, these elements are high and unauthorized for agricultural and industrial purposes
    Keywords: Zayandeh Rood river, fuzzy logic, qualitative changes in water
  • HADIS YAGHOTI, EBRAHIM amiri *, reza Sokouti Oskoee, Mohammad Hossein Mahdian Pages 19-35
    Land use change often takes place without principles and environmental restrictions and consequences will follow, such as uncontrolled urban growth, deforestation, destructive floods, erosion and desertification of agricultural. This study was conducted on Tutkabon to define land use change, using GIS and RS, during four periods. Land use maps were prepared in the Arc GIS software based on visual interpretation and digitalization of aerial photographs with scale of 1:55000, in1955, the land use map of 1998 with a scale of 1:50,000, satellite images of Landsat ETM+ in 2002 and IRS-Liss-PAN 2008.The results show, the total area of forest land in1953 was a watershed of approximately66.04 percent to34.73 percent decline in2008, while the extent of irrigated agriculture and garden land use in1953, and0.77 % rise in 2008 to9.60 %. About the area of rangeland, an increase of20% in the area of these lands can be seen from1955 to2008. Changes bare soil also shows an increase13.2 %.The findings of the research indicate that most of the destruction and change land use has occurred in forest. Forest lands are located along Rangeland and farmland rural, when it is often people's livelihood, agriculture and animal husbandry,the most important factor to be considered deforestation. Increasing of livestock grazing and uncontrolled exploitation of vegetation, especially in rangeland, has led to an increase in the bare soil that this happened due to weak implementation of soil conservation practices and grazed the rangeland. Due to land cover changes in this period, the probability of environmental accidents will increase
    Keywords: Change land use, Geographical Information System, Remote Sensing, Satellite Images
  • sogra andareiani *, Mohammad reza nikgoo, Mohammad Hossein Rezaei Moghaddam, davood mokhtari Pages 37-50
    The purpose of this study was to extract and explore land use changes from satellite images with object-oriented and knowledge-based models, as well as predict these changes using the Markov chain model by the 2030 in the Zailbirchai basin. Considering that the separation of some LULC from each other, such as irrigated wheat, Rain-fed Agriculture, Irrigated agriculture, and orchard in images with a spatial resolution, such as Landsat images and known pixel-based methods, is rigorous. Therefore, in the present study, a method based on the knowledge based was used for the extraction of the LULC with the OLI image of 2015 and its validation was done with kappa coefficient (0.86). Then the result of method was used in the TM image of 1987 (kappa coefficient equal to 0.83). Finally, after the analysis of the changes occurred, temporal changes was predicted for 2030. The classification of images shows the growth of residential, orchard and irrigated agriculture land uses, respectively, 15, 42 and 50 km2 over the course of 28 years. This growth reflects the high consumption of water in the region. Cross Tab, on the other hand, shows the conversion of low-consumption applications such as irrigated wheat to arable crops. Also, in the next 15 years, based on pattern of 28-year-old using Markov chain analysis model, this growth will be up to 8, 27 and 8 km2, respectively.
    Keywords: Land use, Object orientation, Forecasting, Zilbirchay
  • zahra kamali, magmodreza Hayhat *, hamid nazari, Mohamadmahdi Khatib Pages 51-68
    Geomorphologic indices are used as a tool for identifying new structures and activated influenced by the movement of tectonic. In this study the topographic maps, geology, satellite imagery and digital elevation model (DEM) and IRS satellite images of the region, as the main research data were used. Evidence Morphotectonic indicates that neither the fault that along with passing of units of different ages show different behavior, and the amount of angle Rick obtained along the fault is different according to the results achieved in three segment to different long can be divided, so that angle Rick segments 1 and 2 respectively 16/60° and 22/81° and long segments respectively 18 and 48 kilometer, to notice the high values of Rick (more of 10°) the two segments have a dominant effect of the component dip- slip relative to strike- slip but the angle Rick 2/74° in segment 3 indicate of the action component strike slip that the units alluvial are plain Silakhor this segment long is 44 kilometer ,index associated with alluvial fans, including fan of bending β, fanning coefficient and longitudinal profile was calculated. In the result dates derived from analysis of topography, geomorphology evidence from field observations and the obtained data of geomorphic indicators and survey evidence of active neo-tectonics in the region and the case studied basis of the classification LAT is placed in class 1 that represents is high Neotectonic activities in the area and alluvial fan in the basin is formed in an active tectonic environment.
    Keywords: Morphological, Neotectonic, alluvial fan, fault Dorud
  • bahareh azami babani, Mehdi Mumipour *, arash azari Pages 69-83
    Determining of flooding potential and prioritization of sub-catchments based on it, is one of the most important issues in the landuse planning studies. In this study flooding prioritization of sub-catchments in the Pole-Shah catchment, Kermanshah province, Iran was carried out. For this purpose, different data layers such as physiographic condition, climate, geology, soil, landuse, landcover and annual flood hydrograph of the study area were used. Then by checking the rainfall data and its related flood data, two events were selected for calibration and one event was selected for validation. SCS method was used for rainfall-runoff simulation. Curve Number method was used in HEC-HMS software for determining of initial losses. The model evaluation was conducted by Nash-Sutcliffe index. To determine the unit rainfall, the statistical distribution methods were used in SMADA software using statistics of 1998-2015 period. The results showed that model efficiency coefficient is positive for both events after calibration and rose to 0.872 and 0.173. In The validation process, based on the average adjusted of curve number and the initial losses, the efficiency ratio was 0.336 and peak flow error was 8 % that shows the accuracy of the model. The unit rainfall by 93 mm may leads to a 200 m3/s peak flow in the outlet. The results shows that sub-catchments located in the catchment outlet have a high flooding risk because of their geologic and land cover conditions; while sub-catchments located in the upstream have a low flooding risk.
    Keywords: Flooding risk, HEC-HMS, Initial losses, Curves Number, Pole-Shah Catchment
  • kamran Shayesteh *, fatemeh mohammadyary Pages 85-104
    Landscape degradation and land use / land cover changes are constantly putting pressure on the environment of the country. Therefore, vegetation maps are very important in the production of information for urban planning. In this study, vegetation maps of Hamadan were prepared based on data obtained from Landsat ETM+ and OLI sensors, and then NDVI index value was calculated. NDVI is one of the most widely used indicators for monitoring vegetation changes, Which is achieved by red and infrared banding. In order to investigate qualitative changes in vegetation greenness, the numerical values of these index were categorized to 4 different classes of lands with excellent, very good, good and poor vegetation, and were applied to detect changes in classified maps using LCM model. Then in order to analyze landscape changes, 5 different metrics in class level, and 6 different ones in landscape level were considered. Predicting changes in vegetation cover in the next 15 years was done with Markov chain. Analysis of landscape metrics indicates that very good coverage declined from 12 percent in 2001 to 21 percent in 2016. Good vegetation cover, regarded as natural vegetation was also declined in the same period. Results obtained from Shannon diversity index in the landscape level, shows the values higher than one in the study area, which indicates high rate of diversity in the Hamadan landscape. Predicted results indicate that the most likely damage up to horizon of 2031, would take place on lands with excellent coverage (0.8329).
    Keywords: Markov chain, Landscape ecology, Vegetation, Change Detection, Hamedan city
  • fariba beghipoor motlag, Aghil Madadi *, iraj jabbari Pages 105-123
    Geomorphology is one of the natural factors which has played on outstanding role in establishing settlements, such as Geriran hill, in North Aleshtar plain. in the present study , considering geomorphology and historical this site, and considering this question have been considered to the geomorphology, The geomorphology features of this site were examintion.in this study, with respect to geomorphological and historical features Geriran , using satellite images, topographic and geological maps.In order to understand the role of geomorphological elements in the establishment of historical site Geriran in north Aleshtar a series of geomorphological and sedimentological studies have been carried out, sedimentological surveys and geomorphological maps in this study can greatly contribute to archeological studies . Analysis of the results showed that adequate water and fertile sediments provided a basis for establishment of sustainable settlement, As well as the evacuation of this site in 1356 and has been due to archeology survey.however geomorphological factors have had a little effects on the site, replacement and destruction. these patterns reflected condditions considering geomorphological features in the establishment of this settlement.
    Keywords: Geriran, Geoarchaeology, Aleshtar, lorestan
  • mohsen pourkhosravani *, s elham mosavi Pages 125-140
    Abpakhsh region is one of the most zeolite regions in Boushehr province that due to the existence of multiple active faults in Qatar, Kazeroon, Borazjan, Rege Sefid and Zagros always exposes the multiple and severe earthquakes with a maximum magnitude of 5 magnets. That is why study after preparing the base maps of seismicity such as the depth of seismicity zones, seismic power, acceleration and intensity of earthquakes and soil depth to the weighting of parameters, and finally using three analytical hierarchy systems, Dematel and average ranks reviews, assesses the seismic situation in Abpakhsh region and draws a map of seismicity zoning in this region. The results show that the seismic power of fault and intensity of earthquakes to 0.086 and 0.063, respectively, are the most influential factors and parent material and soil depth (0.110) and tilt (0.103) as the most interactive parameters in the area of seismicity power in Abpakhsh region. In other words, in this area, the less the slope of the land, the more resistant the parent material and the less soil depth than less influence of the parameters of the seismic potential formation of faults and earthquake intensity will be as a result of land with the situation in Abpakhsh region that will be earthquake-resistant . Of course, this should not ignore the role of human factors in exacerbating seismic conditions.
    Keywords: Planning, Zoning, Hierarchical Model, Seismicity, Abpakhsh
  • Babak Samani *, Zeinab Asadi, Abbas Charchi Pages 141-157
    Ramhormoz Fault has been located in the Dezful embayment and it is active from point of tectonics. The Geomorphic indices including mountain front sinuosity (Smf), valley floor width to valley height ratio (Vf), basin shape index (Bs), and stream length–gradient index (SL) have been calculated for determination of various tectonic activities along the Ramhormoz fault. The mountain front sinuosity (Smf) index was calculated about 1.003 to 1.14 respectively in the active and inactive parts of the Ramhormoz fault. The amounts of valley floor width to valley height ratio (Vf) index show the range between 0.37 to 13.48 in the active parts with V shape valley morphology and inactive parts with U shape valley morphology respectively. The basin shape (Bs) index has been calculated between 6.5 for the very active parts and, 0.5 for the low active parts of the fault. The stream length–gradient (SL) index was calculated between the range of 227-14.5 for the active and inactive parts of the fault respectively. The overlaying of the data layers was made and the active tectonic map of the study area was created with application of the GIS techniques. According to the active tectonic map the Ramhormoz fault was divided to the three classes of tectonic activity zones. Class 1 shows the high tectonic activity and class 3 shows the low tectonic activity parts. Results show more tectonic activity in the central and south west parts of the hanging wall respect to the other parts of the Ramhormoz fault.
    Keywords: Ramhormoz fault, Dezful embayment, Active tectonic, Geomorphic indices
  • mohsen sagaei *, mahmood reza shahsavari Pages 159-174
    Women’s as a half of the population of a society, always can be considered as a ground for development of the society. Assuredly, issues and problems related to this layer is one of the social and cultural concerns of each society. One of those issues is social security which seems to be dependent on multiple variables. The present study is to investigate the effect of urban spaces on women’s social security in Isfahan area 3 via assessment of the six-index urban spaces including distressed areas, historical monuments green spaces and parks, incompatible and disturbing jobs, the state of passages and alleys, abandoned and semi-detached buildings; and to assess 9-index women’s social security including financial security, human security, honor security, intellectual and political security, identity security, welfare security, judicial security, collective security, and cultural security using Amos Graphics and SPSS. Findings of the research identifies that in the regression model, the set of independent variables could explain 32% of the variance of women’s social security. The regression weight of urban green spaces was not significant, but abandoned buildings had the highest justification in explaining the variance of women’s social security. In the SEM (the integration of path analysis and factor analysis techniques), the highest regression weight was related to the variable of historical monuments
    Keywords: urban spaces, organizing, women’s social security, Esfahan area 3
  • zahra rahimzadeh *, mina habibi Pages 175-193
    The data and information was gathered from the meteorological and hydrological stations of Ravansar watershed during a period of 18 years. Then, with help of Hyfa software the recurring preiod of the momentary maximum flood discharge was calcuated. For modeling, five events of rainfall-runoff was selected. In the process of calculation of the modle to calculate the runoff loss, SCS network; to convert the process of execessive rainfall to the surfaceflow, SCS hydrography unit; and for flood routing in different part, of the rive, Muskingum hydrologic routing were utilized. Analizing the results, it was found that there is significant different between the computational and observational data. Hence, the modle was calibrated. After calibration, the result showed a reduction of difference between the computational and observational data. To verify these result, the model was validdated through using three new rainfall-runoff events. The obtained validation results confirmed the accuracy of the calibrated parameters. The results of this study indicate the capability of HEC-HMS model in simulating the hydrologic behaviors of Ravansar watershed. This modle has a performance capability with a mean error of 0/7 % estimating the peak discharge and a mean error of -3/33 % in calculating the flood through using Hyfa software, the maximum flood discharges were calculated in periods of 2 to 500 years. After reviewing the results, the percentage probability of error prediction in recurrent two year periods was the least and as the length of recurring preiods increased, the percentage of errors increased as weel
    Keywords: Flood Precipitation-runoff. Prediction, hyfa, HEC-HMS
  • ali yazdani, sedigeh kiani salmi *, mohammad reza boshagh Pages 195-217
    The purpose of this study is to evaluate effective and appropriate strategies for ecotourism development in rural areas by using structural equation modeling. The research method is Descriptive- Analytical and the main tool for data collection is a researcher-made questionnaire. the Statistic population included experts, the local community and tourists of Baghbahadoran region with a population of 47,249 members. The sample size was calculated by Sample Power software to 254 cases. For analyzing the results of the questionnaire, various descriptive- inferential methods like T-test, ANOVA in SPSS software were used and for modeling, fitting and relation test, structural equation modeling in AMOS software were applied. The findings of one sample t-test indicate that ecotourism attractions in the region are most effective in attracting tourists and participation of the private section is the most appropriate strategy in tourism development. The results of structural equation modeling show that welfare facilities with 0.91 loading factor is most influential factor for tourism development planning. Loading factor of 0.90 for facilitating communication puts the developing planning tourism in second place and lodging services with 0.86 loading factor and information advertising with 0.85 loading factor placed in the third and fourth rankings, respectively
    Keywords: Ecotourism, Baghbahadoran, ecotourism attractions, structural equation modeling