فهرست مطالب

  • پیاپی 52 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/12
  • تعداد عناوین: 14
|
  • علی محمدپورزیدی *، بهلول علیجانی، محمد سلیقه، محمدصالح گرامی صفحات 1-20
    هدف از این پژوهش آشکارسازی وجود و یا عدم وجود روند در بارش نسبت به ارتفاع و شناسایی رفتار محلی بارش استان مازندارن است. بدین منظور از داده های بارش 32 ایستگاه (سازمان هواشناسی و وزارت نیرو) ، طی دوره آماری 1988-2010 استفاده گردید. برای بدست آوردن روند بارش از روش تحلیل رگرسیونی استفاده شد و برای شناسایی رفتار محلی بارش، روش آمارفضایی مورد استفاده قرار گرفت. روند بارش استان براساس با 11 مدل مورد برازش قرار گرفت و دو مدل رگرسیون توان تعدیل شده و رگرسیون درجه سوم بهترین مدل شناخته شد. که به ترتیب دارای کمترین خطای استاندارد 264. 23 و264. 48 و دارای ضریب همبستگی 0. 62- 0. 63می باشد. نتایج بدست آمده از رفتار بارش ، بر وجود روند در محدوده مورد مطالعه تاکید دارد. نتایج تحلیل فضایی بارش استان نشان دهنده این است که بارش در استان مازندران دارای الگوی خوشه ایبا ارزش بالا می باشد. براساس روش موران محلی و لکه های داغ ، سواحل غربی تا ارتفاع 700 متری دارای نمره z مثبت و خوشه های با ارزش بالا، در سطح اطمینان 99 درصد است. این محدوده 15 درصد از کل استان را شامل می شود. محدوده ارتفاعات جنوبی نیز نمره z منفی و خوشه های با ارزش پایین با سطح اطمینان 99 درصد را نشان می دهد. این محدوده نیز در حدود 20 درصد از کل استان را شامل می شود. حدود 65 درصد از مساحت استان نیز عدم وجود روند معنی داری را نشان می دهد. نتایج رگرسیون موزون جغرافیایی به خوبی نشان دهند این موضوع است که بارش استان و ارتفاع دارای رابطه معناداری می باشد. که خود این موضوع رفتار بارش استان از غرب به شرق درخصوص رفتار بارش و راتفاع را بازگو می کند.
    کلیدواژگان: آمارفضایی، خودهمبستگی موران، مازندران، پراکندگی بارش، رگرسیون
  • طیبه کیانی *، محمد فتح الله زاده صفحات 21-34
    ناحیه زاگرس خواستگاه اصلی سازندهای کارستیک در کشور می باشد که شکل گیری اشکال و غارهای متعدد کارستی در این ناحیه گواهی بر این ادعا است. عوامل موثر برای ایجاد و توسعه کارست را می توان به سه دسته عوامل فیزیکی، شیمیایی و وضعیت هیدروژئولوژیکی تقسیم کرد که در این میان نقش لیتولوژی و خصوصیات آن، شرایط آب و هوایی و هیدرولوژیکی و عوامل ساختاری همچون وجود گسل ها و درزه ها و شیب منطقه از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در این پژوهش خصوصیات و ویژگی های منطقه اشتران کوه از نظر فرآیندهای کارستی و قابلیت تشکیل آبخوان های کارستی مورد بررسی قرار گرفت و برای این امر ابتدا با استفاده از مدل AHP میزان اثر و وزن هر معیار در کارستی شدن منطقه تعیین سپس با استفاده از مدل SAW پهنه بندی مناطق مستعد تشکیل آبخوان های کارستی اشتران کوه انجام و مشخص شد مرکز دامنه های جنوب غربی و دامنه های شمال شرقی این رشته کوه از شرایط بهتر و مناسب تری برای فرآیندهای کارستی و شکل گیری آبخوان های کارستی برخوردارند. همچنین بررسی ها نشان داد اکثر چشمه های موجود در منطقه، بر نواحی پهنه بندی شده مستعد شکل گیری آبخوان های کارستی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: کارست، هیدروژئوموفولوژی، سازندهای آهکی، اشتران کوه، مدل SAW
  • محمدحسین ناصرزاده، داریوش حاتمی زرنه ، زهرا حجازی زاده * صفحات 35-56
    هدف از این تحقیق بررسی تغییرات رخ داده در فراوانی و شدت امواج گرمایی و همچنین ارتباط آنها با ناهنجاری های دمایی اقیانوس هاو خشکی ها و نیز گازهای گلخانه ای در منطقه ی شمال غرب ایران است. ابتدا داده های دمای بیشینه ی دومتری سطح زمین در بازه ی زمانی 1851 تا 2014 به مدت 164 سال از وب سایت ناسا اخذ گشته سپس نقشه ی امواج گرمایی ترسیم و استخراج شد. سپس به تحلیل وبررسی فراوانی وقوع و شدت امواج گرمایی و نیز تغییرات در روند نوسانات سالانه، بین دهه ای، پنجاه ساله ای و بین صده ای آن ها پرداخته شد. جهت نیل به اهداف پژوهش از روش های همبستگی پیرسون و اسپیرمن، رگرسیون خطی و پل ی نومیال و نیز آزمون ناپارمتری من-کندال استفاده شد. بر اساس نتایج بدست آمده فراوانی وقوع امواج گرمایی در بازه ی زمانی مدنظر روندی افزایشی ومعنادار داشته و بیشترین فراوانی رخداد امواج در دهه های اخیر بوده است. همچنین شدت امواج گرمایی با افزایش نسبتا معنی دار همراه بوده و شدیدترین امواج گرما در دهه ی آخر قرن 20 و اوایل قرن 21 تا دوره ی حاضر بوقوع پیوسته است. نتایج مقادیرهمبستگی نیز حاکی ازآن بود که شدت و فراوانی رخداد امواج گرم با مقادیر ناهنجاری دمایی اقیانوس وخشکی همبستگی مثبت و معنی دار دارند. در بررسی ارتباط فراوانی وقوع و شدت امواج گرم با داده های 4 گاز گلخانه ا ی اصلی شامل: (CO2, CH4, N2O, SF6) ، مشخص شد که جز یک مورد ارتباط معنادار گاز دی اکسیدکربن با رخداد شدیدترین امواج گرمایی در ماه ژوئن، هیچ ارتباط معنی داری بین آنها مشاهده نشد. نتایج آزمون من -کندال بیانگر روند افزایشی و معنی دار در شدت و فراوانی وقوع امواج گرمایی منطقه ی شمال غرب ایران است.
    کلیدواژگان: فراوانی وقوع وشدت امواج گرم، گازهای گلخانه ای، گرمایش جهانی، شمالغرب ایران
  • سلیمان پیروز زاده، محمود خسروی *، صمد فتوحی صفحات 57-75
    در دنیای امروزه از فناوری سنجش ازدور و سامانه اطلاعات جغرافیایی جهت برنامه ریزی و مدیریت کارآمد منابع طبیعی، کشاورزی، محیط زیست و مدیریت شهری استفاده فراوان می شود. مدل های پیش بینی کاربری و پوشش اراضی برای برنامه ریزی استفاده پایدار از زمین در کشوری مثل ایران که بهره برداری از زمین با سرعت در حال تغییر است، یک نیاز ضروری است؛ که برای آشکارسازی تغییرات و همچنین پیش بینی تغییرات پوشش اراضی دید کلی برای مدیریت بهتر منابع طبیعی و حفاظت اراضی حاشیه سواحل و اتخاذ تدابیر سیاست های درازمدت بسیار موثر است. این مطالعه باهدف مدل سازی تغییرات و پیش بینی کاربری اراضی برای سال 2035 که با استفاده از مدل سلول های خودکار مارکوف و تصاویر ماهواره لندست در منطقه غرب زرآباد، استان سیستان و بلوچستان (سواحل مکران) انجام شده است. در این تحقیق، برای پیش بینی از قابلیت نرم افزارهای سنجش ازدور، مدل سلول های خودکار مارکوف و تصاویر ماهواره ای لندست 7 و 8 (سنجنده (ETM+ مربوط به سال های 1991،2001 و 2014 میلادی استفاده شده است. خروجی های شبیه سازی به صورت آماری با یک روش ترکیبی جدید که بر پایه روش های تحلیل چندگانه است، ارزیابی گردید و نتایج مدل پیش بینی نشان داد که مساحت تپه های ماسه ای در سال 2035 به 45/592 کیلومترمربع می رسد و این میزان افزایش مساحت تپه های ماسه ای در شرایطی رخ می دهد که مدیریت صحیح و کارآمد در جهت تثبیت ماسه های روان صورت نگیرد. این میزان افزایش حاصل از تغییر یافتن 162 کیلومترمربع از مساحت زمین های بایر (27 درصد) ، 12 کیلومترمربع از پوشش گیاهی (2 درصد) و 23 کیلومترمربع از رسوبات رودخانه ای (4/3 درصد) خواهد بود. این افزایش باعث می شود که 6 روستا منطقه موردمطالعه (کرتی، گنجک، سهرکی، پیوشک، ونک و کلیرک) به شدت با در معرض حرکت و جابجایی قرار گرفتن ماسه های روان آسیب ببینند.
    کلیدواژگان: تپه های ماسه ای، مدل سلول های خودکار مارکوف، دریای عمان، سنجش ازدور، طوفان
  • حمیدرضا تلخابی، محمد سلیمانی *، احمد سعیدنیا، احمد زنگانه صفحات 77-97
    این مقاله نقش حمل و نقل در شکل گیری آلودگی هوای منطقه کلان شهری تهران را بررسی کرده است. این منطقه دارای جمعیتی بالغ بر 15. 98 میلیون نفر می باشد. روش مقاله حاضر از نوع تحلیلی بوده و بر داده های ثانویه و سنت های روش پژوهش کمی استوار است. برای تحلیل فضایی جابه جایی، از داده های خام ترددشماری درون شهری و برون شهری سال 1395، و به منظور تحلیل فضایی آلودگی هوا (ذرات معلق کمتر از 2. 5 میکرون و 10 میکرون) ، از داده های خام ایستگاه های سنجش آلودگی هوا و تصاویر ماهواره ای لندست (OLI) برای سه روز منتخب در سال های 1392، 1393 و 1395 به عنوان نمونه بررسی، در محیط نرم افزاری ArcGIS استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که به دلیل شدت جریان سفرها و ترددهای درون کلان شهر تهران، حومه به حومه، حومه به شهر مرکزی (تهران) و بالعکس، کانون های خیزش آلودگی هوا را نمی توان تنها به شهر تهران نسبت داد، بلکه گستره شکل گیری کانون های آلاینده در محدوده "منطقه کلان شهری تهران" توزیع شده است. همچنین میزان همبستگی فضایی بین نقشه های آلودگی هوا و نقشه های جریان حمل و نقل در روزهای منتخب (2 بهمن 1392، 5 بهمن 1393 و 7 آذر 1395) ، در همه موارد ارتباط فضایی بالا (بیش از 75 درصد) را نشان داده است. همچنین تحلیل این وضعیت در حلقه های سه گانه نشان داد حاکی از این بود که بیشترین حجم ترددها به ترتیب در محدوده شهر تهران به عنوان (CBD) ، ناحیه حومه ای (Suburban) و فراحومه (Exurban) انجام شده و الگوی پراکنش و تجمع فضایی آلودگی نیز تابع این وضعیت بوده است.
    کلیدواژگان: توسعه گسیخته، حمل و نقل، آلودگی هوا، منطقه کلان شهری، تهران
  • سید محمد حسینی *، عبدالحسین عادل زاده صفحات 99-112
    هدف از این نوشتار، کاربست مدلی همدید جهت برآورد میانگین روزانه ی دما و ارتباط آن با ارتفاع ژئوپتانسیل در تراز میانی جو (تراز 500 هکتوپاسکال) است. برای نیل به این هدف از دو پایگاه داده استفاده شده است. پایگاه نخست داده های رویداد محیطی (سطحی) می باشد که در این راستا از داده های میانگین روزانه دما در ایستگاه های منتخب مشهد، تربت حیدریه و سبزوار استفاده شده است. بیشینه و کمینه این ایستگاه ها از بازه ی زمانی11/10/1365 الی 11/10/1392 خورشیدی به تعداد 9862 روز از سازمان هواشناسی کشور اخذ گردید. پایگاه دوم شامل داده های ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال است که داده های آن از تارنمای NCEP/DOE وابسته به سازمان ملی جو و اقیانوس شناسی ایالات متحده در ساعت های 00:00؛ 03:00؛ 06:00؛ 09:00؛ 12:00؛ 15:00؛ 18:00 و 21:00 زولو استخراج شده است. سپس همبستگی میانگین روزانه ی دمای ایستگاه های منتخب خراسان رضوی با داده های جو بالا محاسبه گردید. همبستگی به دست آمده وارد محیط سرفر گردید و خطوط همچند همبستگی ایستگاه های منتخب با نیمکره ی شمالی ترسیم گردید. چهار منطقه در نیمکره ی شمالی به دست آمد که با دمای ایستگاه های مورد بررسی همبستگی بالایی نشان دادند. نتایج همبستگی ها بیانگر این است که ایالات متحده ی آمریکا با 25یاخته، شمال چین 25یاخته، آفریقا 45 یاخته و ژاپن با 65 یاخته بیشترین یاخته ها را به خود اختصاص داده است. آنگاه، میانگین وزنی یاخته های ارتفاع ژئوپتانسیل آنها گرفته شد و به وسیله رگرسیون چندگانه معادله ی ایستگاه ها بدست آمد. نتایج مدل های پیش یابی نشان می دهد که به ازای هر ژئوپتانسیل متر افزایشی که در این نمایه رخ دهد، میانگین روزانه ی دمای ایستگاه سبزوار 4/1، تربت حیدریه 3/1 و مشهد 3/1 درجه ی سلسیوس افزایش نشان خواهد داد.
    کلیدواژگان: پیش بینی، میانگین روزانه ی دما، همبستگی، تراز میانی جو، خراسان رضوی _
  • علی درویشی بلورانی، سید کاظم علوی پناه، محمد ملکی، رضا بیات، سیروس هاشمی دره بادامی * صفحات 113-128
    اصطلاح جزیره حرارتی شهری (UHI) ، پدیده تغییر دمای مناطق شهری در مقایسه با مناطق پیرامون آن را توصیف می کند. اثرات UHI شامل: افزایش مصرف انرژی و آب، افزایش آلودگی هوا و تداخل در آسایش حرارتی می باشد. جزیره حرارتی سطوح شهری (SUHI) در برگیرنده الگوهای دمای سطح زمین (LST) درمناطق شهری است که با UHI در لایه تاج پوشش شهری و لایه مرز شهری (UBL) در ارتباط است و با سنجش از دور حرارتی قابل بررسی است. با توجه به اینکه SUHI دارای نوسانات روزانه و فصلی می باشد لذا نیاز به داده های چند زمانه در تحلیل SUHI، دور از انتظار نیست. در این تحقیق از داده های چند زمانه MODIS (آکوا و ترا) ، به منظور تحلیل SUHI در شب و روز در کلانشهر تهران استفاده شد. خواص فیزیکی و بیوفیزیکی سطح زمین از قبیل کاربری اراضی، ارتفاع، آلبدو، شاخص پوشش گیاهی NDVI و شاخص سطوح نفوذناپذیر NDBI به منظور تفسیر تغییرات LST و SUHI استفاده شد. نتایج نشان داد که SUHI در تهران، دارای نوسانات مکانی و زمانی روزانه و فصلی است به طوریکه در ایام گرم سال در طول روز جزیره سرمایی سطوح شهری (SUCL) در سطح شهر تهران تشکیل می شود. در شب مقدار شاخص SUHI بین 2 تا 5 درجه سانتی گراد (حداکثر در بهار) متفاوت است. همچنین نتایج نشان داد که ویژگی های حرارتی متفاوت پوشش های زمین، آلبدو و ارتفاع مهمترین عوامل تغییرات روزانه SUHI تهران است در حالی که تغییرات فنولوژیکی پوشش گیاهی و آلبدو، مهمترین عوامل تغییرات فصلی SUHI تهران می باشد.

    [1]. Surface urban Cool Island
    کلیدواژگان: جزیره حرارتی سطوح شهری، جزیره سرمایی شهری، محصولات مادیس، خواص بیوفیزیکی سطوح شهری
  • امجد ملکی *، سجاد باقری، سارا مطاعی صفحات 129-145
    ارزیابی آسیب پذیری و تهیه نقشه خطر آلودگی به عنوان یک راهکار مهم مدیریتی جهت حفظ منابع آب کارستی مطرح می باشد. آبخوان های کارستی در مناطق نیمه خشک غرب ایران با توجه به شرایط طبیعی منطقه، مستعد آلودگی هستند. هدف از این پژوهش برآورد میزان و تهیه نقشه آسیب پذیری آبخوان کارستی توده بیستون پرآو و دشت کرمانشاه در برابر انتشار آلودگی با استفاده از مدل COP است. این مدل با استفاده از سه پارامتر لایه پوشاننده (O) ، غلظت جریان (C) رژیم بارش (P) به ارزیابی آسیب پذیری منابع آب کارست در برابر آلودگی می پردازد. نتایج نشان می دهد که 4/31% مساحت منطقه در پهنه آسیب پذیری متوسط و 7/30% مساحت منطقه در پهنه آسیب پذیری کم واقع شده و9/37% درپهنه با آسیب- پذیری خیلی کم واقع شده است که بیشتر محدوده دشت را دربرمی گیرد. عمده مناطق با آسیب پذیری کم و متوسط، در قلمرو کارست های تکامل یافته سازند آهکی، در قسمت های مرتفع منطقه قرار دارند. پوشش گیاهی این مناطق جنگل های استپی درمحدوده با آسیب پذیری کم و فاقد پوشش گیاهی در محدوده با آسیب پذیری متوسط است که بارش آنها بیش از 800 میلی متر می باشد. بطورکلی در منطقه مورد مطالعه به ترتیب پارامترهای C، P و O بیشترین نقش را در میزان آسیب پذیری دارا می باشند.
    کلیدواژگان: آسیب پذیری، روش COP، آبخوان کارستی، آلودگی، جنگل های استپی
  • وحید ریاحی، پرویز ضیاییان فیروزآبادی، فرهاد عزیزپور، پرستو دارویی * صفحات 147-169
    در این پژوهش، به منظور شناسایی و تفکیک اراضی زیرکشت محصولات غالب در ناحیه لنجانات در استان اصفهان از تصاویر چند زمانه سنجنده OLI، ماهواره لندست8، مربوط به تاریخ های 29 فروردین، 16 تیر و2 شهریور سال 1395 استفاده شد و با بهره گیری از روش طبقه بندی حداکثر احتمال و شاخص نرمال شده تفاضل پوشش گیاهی (NDVI) محصولات زراعی در دوران متفاوت رشد و با توجه به تقویم زراعی آن ها، نقشه الگوی کشت محصولات این منطقه نگاشته شد. جهت بررسی صحت نتایج، نقشه های تولید شده با داده های مرجع مورد بررسی قرار گرفت. ضریب کاپا و صحت کلی در روش حداکثر احتمال به ترتیب 0/88و 90 درصد و در روش استفاده از شاخص NDVI، به ترتیب 0/90و 93 درصد برآورد گردید. هم چنین، از آمار سازمان جهاد کشاورزی استان در سال زراعی 95-1394 برای ارزیابی نتایج استفاده شد. نتایج نشان داد که سطح زیر کشت گندم و جو، برنج، و سیب زمینی و علوفه در روش حداکثر احتمال، درمقایسه با آمار جهاد کشاورزی به ترتیب خطایی برابر با 10/2، 18/6و 1/8درصد داشت، اما استفاده از شاخص NDVI، به عنوان بهترین روش برآورد سطح زیر کشت در این ناحیه، در مقایسه با آمار جهاد کشاورزی به ترتیب دارای خطایی برابر با 6/6، 6/5و 3/2درصد بوده که نشان دهنده ی کارایی مناسب شاخص های گیاهی در برآورد سطح زیرکشت محصولات با توجه به فنولوژی آن ها مشخص شد. بررسی نقشه کاربری اراضی و الگوی کشت این ناحیه نشان دهنده تمرکز اراضی زراعی با نیاز آبی بالا و هم چنین صنایع آب بر در مجاورت رودخانه زاینده رود بوده است که لزوم تحلیل فضایی کاربری های اراضی این منطقه را نمایان ساخته است.
    کلیدواژگان: الگوی کشت، تصاویرماهواره ای لندست8، حداکثراحتمال، شاخصNDVI، لنجانات _
  • محمد هادی ستاوند، فاضل حاجی زاده، حسین یغفوری * صفحات 171-192
    خدمات عمومی شهری ساختاردهنده شکل و ماهیت کالبدی، اجتماعی و فضایی شهر است؛ لذا بی عدالتی در نحوه ی توزیع آن، بر ساختار، ماهیت شهر و جدایی گزینی طبقاتی مناطق شهر تاثیر می گذارد و مدیریت شهری را با چالش های جدی روبه رو می کند. در همین راستا، هدف اصلی این پژوهش، واکاوی فضایی مناطق شهری شیراز از منظر عدالت اجتماعی با تاکید بر خدمات عمومی می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و نوع آن کاربردی است. در گردآوری داده ها از روش های کتاب خانه ای و میدانی استفاده شده شده است. جامعه آماری پژوهش مناطق ده گانه شهر شیراز است که با توجه به 10 شاخص کلی و 49 مولفه تعیین کننده خدمات عمومی ارزیابی شده است. برای تحلیل و رتبه بندی مناطق شهری از منظر برخورداری از خدمات عمومی، از مدل های تاپسیس فازی، ویکور و Waspas برای رسیدن به یک نتیجه واحد از تحلیل داده ها در مدل های مختلف، از روش تلفیقی میانگین رتبه ها استفاده شده است. نتایج حاصل از این روش، حاکی از آن است که مناطق 1، 2 و 4 در رتبه اول برخورداری، مناطق 3، 6 و 7 در رده نیمه برخوردار، مناطق 8 و 10 برخورداری کم و مناطق 5 و 9 در رده فقدان برخورداری قرار گرفته اند. بنابراین یافته های این پژوهش نشان می دهد که توزیع خدمات عمومی در مناطق شهر شیراز با دیدگاه عدالت اجتماعی انطباق ندارد. بدین ترتیب اختصاص کاربری ها و خدمات شهری موردنیاز مناطق به ویژه در مناطق توسعه نیافته و یا کمترتوسعه یافته کلانشهر شیراز جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و رضایت مندی آنها در جهت کاهش نابرابری های فضایی و اجتماعی ضروری می نماید. در پایان این نوشتار، راهبردهایی متناسب با یافته های پژوهش ارائه گردیده است.
    کلیدواژگان: خدمات شهری، عدالت اجتماعی، روش میانگین رتبه ها، کلانشهر شیراز
  • مریم ایلانلو *، حسین بیکلریان، یحیی محسن سلطانی، محمد مهدی بهرامیان صفحات 193-209
    مواد زاید جامد جزءجدایی ناپذیر زندگی انسان ها هستند و تولید انواع این زایدات درکمیت ها وکیفیت های مختلف از بزرگترین معضلات زیست محیطی عصر حاضر است. جهت استفاده مجدد از مواد قابل بازیافت موجود در پسماندهای عادی و بازچرخش و بکارگیری دوباره آن ها در چرخه صنعت استفاده از ابزارها و فناوری جدید برای یافتن مکان مناسب بازیافت و استقرار و مکانی که بتوان درآن اقدام به کاهش حجم مواد قابل بازیافت نمود ضروری به نظرمی رسد. هدف از این پژوهش مکان یابی جایگاه بازیافت و صنایع تبدیلی آن در شهرستان کلاردشت می باشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است که جهت انجام آن درگام نخست با شناسایی افراد خبره و تشکیل پنل علمی اقدام به شناسایی معیارها به روش دلفی نموده و بدین ترتیب 5 معیار: فاصله از مناطق مسکونی و تجاری، فاصله از معابر شهری، فاصله از رودخانه، فاصله از بیمارستان ومراکز آموزشی، فاصله از هتل ها، بانک ها و ادارات انتخاب گردیدند و سپس با روش دلفی فازی فواصل مجاز برای این معیارها تعیین و با استفاده از روش مرکز ثقل فواصل قطعی تعیین، و برای تعیین وزن ها و استفاده آن ها در نقشه های رستری و تولید نقشه پهنه بندی از فرآیند تحلیل سلسله مراتبیAHP و سیستم اطلاعات جغرافیایی GISاستفاده گردیده است. سپس ازطریق پیمایش میدانی و براساس نقشه پهنه بندی، بهترین نقاط برای تعیین جایگاه بازیافت درشهرستان کلاردشت انتخاب شدند. بر اساس نتایج تحقیق، در نهایت4 سایت برای جایگاه بازیافت پسماندهای جامد قابل بازیافت مشخص شدند.
    کلیدواژگان: پسماند های شهری، تکنیک دلفی، مکان یابی، منطق فازی، کلاردشت
  • حسن محمودزاده *، سودابه پناهی، مهدی هریسچیان صفحات 211-234
    هدف این پژوهش انتخاب اراضی مناسب با رویکرد آمایش سرزمین در شهرستان همدان با روش چند هدفه تخصیص زمین است. روش چندهدفه تخصیص زمین، انتخاب اراضی مناسب با رویکرد آمایشی بر اساس مفهوم سطوح ایده ال می باشد که در منطقه مورد مطالعه با سه بعد اکولوژیکی، اقتصادی اجتماعی و راهبردی انجام شد. کاربری های مورد بررسی تحقیق شامل کاربری کشاورزی (آبی- دیم) ، کاربری مرتع داری و کاربری شهری است که مساحت کاربری های مدنظر بر اساس بیشترین وزن متغیرهای مستقل تخصیص داده شد. در ادامه نقشه ی تناسب اراضی حاصل از عملیات MCE به ازای هر کاربری تهیه شد و مساحت تناسب کاربری های به دست آمده از این نقشه ها محاسبه گردید که نتیجه اش بدین صورت بدست آمد: کاربری کشاورزی آبی در منطقه176/601 هکتار،کشاورزی دیم معادل 961/193، تناسب شهری 762/984و تناسب کاربری مرتع داری معادل 960/552هکتار به دست آمد که معیار مهمی برای تعیین مساحت جهت اجرایMOLA می باشد. در مرحله ی بعد نوبت به اجرای ماژول MOLA برای حل تعارض میان کاربری ها رسید. نتایج MOLA نشان داد که به طور متوسط در سه بعد مورد بررسی، بیشترین مساحت مختص به کشاورزی دیم به میزان 364/4هکتار می باشد که معادل 32درصد از مساحت کاربری های مورد بررسی در منطقه مورد مطالعه است و بیشترین وزن به طور متوسط به کاربری کشاورزی آبی به میزان 0/4اختصاص دارد. این نتایج بر اساس پنج فاکتور (مساحت فعلی هر کاربری، مساحت مطلوب از هر کاربری مطابق روش MCE، وابستگی شغلی افراد مختلف به هر کاربری، اولویت دهی به ابعاد اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی هر کاربری) بدست آمد. نهایتا نتایج پژوهش نشان داد که انتخاب اراضی مناسب با رویکرد آمایش سرزمین با روش چند هدفه تخصیص زمین به درستی به وسیله ابعاد اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی انجام شده است.
    کلیدواژگان: آمایش سرزمین، ارزیابی چند معیاره، ابعاد اقتصادی، اجتماعی و راهبردی، روش چندهدفه تخصیص زمین، همدان
  • نجمه شفیعی، محمد علی زنگنه اسدی، زینب مجرد تیتکانلو، جواد جمال آبادی * صفحات 235-254
    هدف از انجام این مطالعه بررسی علل افت آبهای زیرزمینی بر اثر فعالیت های تکتونیکی ، برداشت های بی رویه و خشکسالی های اخیر در چارچوب نظریه ژئودوآلیته می باشد. بدین منظور و با هدف ارزیابی فعالیت های تکتونیکی منطقه، از برخی شاخص های ژئومورفیک از جمله شاخص های ((BS) ، AF)) ، (T) ، (J) ، (Hi) ، (VF) ، S)) ، (SL) ، (Δa) ، (Iat) ) و نقشه های هم عمق و هم افت حوضه استفاده شده است. بررسی های انجام شده نشان می دهد که میزان بارش در سال 82 نسبت به سال88، 310 میلیمتر کاهش و به تبع آن تعداد چاه ها 217حلقه افزایش یافته و میزان برداشت از سطح چاه ها نیز 58298659 میلیون متر مکعب بر ساعت کاهش یافته است. همچنین میزان متوسط عمق چاه ها 10 متر افزایش یافته به طوری که بیشترین میزان افت مربوط به چاه خومه زار درحدود 26- متر واقع در بخش جنوبی حوضه است که این شواهد نشان می دهد در محدوده آبخوان علاوه بر نقش تکتونیک در بازه طولانی مدت، نقش فعالیت های انسانی و خشکسالی ها هم می توانند جزء عوامل موثر در افت آب زیرزمینی و توسعه ژئودوالیتی در سطح دشت به شمار آیند.
    کلیدواژگان: تکتونیک، ژئودوآلیته، آب زیرزمینی، دشت نورآباد، شاخص های ژئوموفولوژیکی
  • مینا رنجبرفرد *، حوریه اعرابی مقدم صفحات 257-277
    امروزه یکی از معضلات عمده شهرهای بزرگ؛ کمبود جای پارک خودروها و به تبع آن ایجاد ترافیک سنگین در بیشتر مناطق شهر است. با توجه به اهمیت و نقش محوری پارکینگ های طبقاتی در کاهش بار ترافیکی و روان شدن آن، این پژوهش با هدف ارائه یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری برای مکان یابی ساخت پارکینگ های طبقاتی از دو نوع پارکینگ مکانیزه و ساختمانی در شهر تهران با استفاده از روش دنپ فازی به انجام رسید. داده های موردنیاز برای تشکیل لایه های GIS متناظر با هر زیرمعیار به منظور یافتن مکان های بهینه احداث پارکینگ طبقاتی در شش منطقه منتخب شهر؛ از شهرداری تهران و اساتید خبره GIS اخذ گردید. مناطق منتخب شهر تهران شامل مناطق 3، 6، 7، 10، 11 و 17 هستند که طبق نظر شهرداران این مناطق پیرامون نیاز مبرم آنها به ساخت پارکینگ طبقاتی انتخاب شدند. وزن های هر زیرمعیار به لایه ها اعمال شد و در نهایت مجموعه مکان های بهینه برای ساخت پارکینگ ساختمانی و مکانیزه به طور مجزا در مناطق منتخب به دست آمد. این مکان ها به صورت نقشه و موقعیت تخمینی به وسیله یک رابط کاربری نمایش داده شدند که مجموعه این مراحل به عنوان یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری درنظر گرفته شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که احداث پارکینگ های مکانیزه در مناطق 7، 6 و 3 مناسب تر است. برای ساخت پارکینگ های ساختمانی، در تمامی مناطق مکان های مناسب و بهینه به دست آمدند که نشان از مناسب بودن این مناطق برای ساخت پارکینگ ساختمانی دارند.
    کلیدواژگان: سیستم پشتیبان تصمیم گیری، پارکینگ طبقاتی ساختمانی و مکانیزه، روش دنپ فازی، GIS، رابط کاربری _
|
  • Ali Mohammadpourzeidi *, Bohloul Alijani Professor, Mohammad Saligheh Associate Professor of Climatology, MohammadSaleh Gerami Pages 1-20
    owledge of spatial rainfall behavior in environmental, land planning is effective. These changes in the later place in the form of time later and in the climate of the area. The Target of this study was to reveal the presence or absence of precipitation trend in the ratio of the height of local precipitation behavior and identify province mazandarn. Therefore, the purpose of the rainfall data station 32 (Meteorological Agency and Department of energy), the statistical period 1988-2010. To get the regression analysis of precipitation process was used to identify the local behavior of precipitation, the method of spatial statistics were used. The results obtained from the behavior of precipitation, the existence of the process within the scope of the study and the emphasis is most consistent with the Be modified regression model at adjustment indicate. According to the regional behavior of precipitation, using local spatial statistics, spatial Moran well hot spots check this behavior. The results showed that precipitation in the province of Mazandaran has the pattern of clusters with high value. According to the local hot spots and methods Moran, West Coast up to a height of 700 m has positive z score and clusters with high value, 99% confidence level. This range includes 15% of the total of the province. The range of the Southern Highlands as well as the negative z score and clusters with low value with a confidence level shows 99%. This range is also about 20 per cent of the province's total. About 65 percent of the total area of the province as well as the lack of a significant trend show.
    Keywords: Spatial statistics, Autocorrelation Moran, Mazandaran, Rainfall distribution, regression
  • Tayebeh KIANI Dr *, Mohammad Fatholahzadeh Pages 21-34
    The karst areas refers to individual areas that shaped by the dissolution of bedrock and subsurface drainage grid development and are connected mainly with limestone. The karstic formations outcrop 20 percent of the land surface of the planet is covered that 11 percent of Iran are part of this 20% is included. The ZAGROS region of origin karstic formations in the country that the formation of karst forms and numerous caves in the area attest to this claim. Overall creation and development of karst geomorphology, the formation of karstic aquifers are karstic systems. In fact karstic aquifers, underground reservoirs that store water in a web of interlocking joints and cracks, caves and canals. The karst can be effective ways to develop into three categories: physical, chemical and hydrogeologic studies divided that role of lithology and its properties, weather conditions and hydrological and structural factors such as faults and fissures, and slope area are of particular importance. In this study, characteristics OSHTORANKUH region of karst processes and the formation of karstic aquifers were examined and to do so using the AHP model the effect of weight each criterion was determined in karst area. Then, using the SAW model )is a subset of multiple criteria decision-making methods( Zoning areas prone to karstic aquifers OSHTORANKUH software was Arc GIS 10.3 and defining the center of the southern slopes of the western and north-eastern slopes of the mountain that are consistent with carbonate formation, the intersection of active faults and are the focus of surface runoff ,it also has a gentle slope than other parts of the region, have Better and more suitable conditions for the formation of karst processes karstic aquifers. The adaptation of the area most prone to the aquifer karst springs evidence of the correct zoning of the area is karstic aquifers.
    Keywords: Karst, Hydrogeomorphology, Karstic formations, Oshtorankuh, SAW model
  • Z. Hedjazizadeh *, D. Hatami, M.H. Nasserzade Pages 35-56
    The heat waves today are one of the most important climatic hazards in the world. According to many scientists, the Severe and frequent occurrence of heat waves in recent years has been due to the emission of greenhouse gases and consequent increased global warming. The purpose of this study is to investigate changes in the frequency and intensity of heat waves As well as their relationship with Global land-ocean temperature anomalies and greenhouse gases in the north-west of Iran. At First, maximum temperature of two meters of the surface during the period from 1851 to 2014 for 164 years was obtained from NASA’s website, then the maps of heat waves was drawn and extracted. Then, we analyzed and evaluated the frequency and severity of the heat waves, as well as changes in the annual, decade, fifty years old fluctuations and their centenary were analyzed. To achieve the research objectives, Pearson and Spearman correlation methods, linear and polynomial regression and non-parametric Mann-Kendall test were used. The results showed that the frequency of occurrence of heat waves in the considered period interval is incremental and relevant, and the most frequency of occurrence was in decades. Also the intensity of the heat waves is associated with a relatively significant increase, and the most intense heat waves occurred in the decades of the late 20th and early 21st century until the present period. The results of the correlation coefficients indicated that the intensity and frequency of the heat wave incidence have a positive and significant correlation with the Global land-ocean temperature anomalies. The results of investigating the relationship between frequency and intensity of heat waves with 4 important greenhouse gases, including: (CO2, CH4, N2O, SF6), showed that, except for the positive and significant correlation of carbon dioxide gas with the most severe heat waves in June, There was no meaningful relationship between them. The results of the Mann-Kendall test indicate an incremental and significant increase in the frequency and intensity of heat wave events in the North-West region of Iran.
    Keywords: Frequency, intensity of heat waves, greenhouse gases, global warming, North-west of Iran
  • Soleiman PirouzZadeh Mr, Mahmood Khosravi *, Samad Fotohi Pages 57-75
    Studies show that 14 provinces are impacted by wind erosion and the movement of sand dunes. The sand originated from the shores of Oman Sea is the most important environmental hazards that threaten the already large number of rural settlements. Sands of marine origin are available on the beach and away from the sea of dunes in addition of marine origin, Predictive models for planning sustainable use of land use and land cover in a country like Iran that land use is changing rapidly, there is an urgent need; To detect and predict changes in land cover changes overview to better manage natural resources and protect marginal lands beaches and is very effective long-term policy measures. The aim of this paper is modeling and prediction of changes in land-use in 2035 by using CA Markov model and Landsat satellite images in the West of Zarabad,( The coasts of Makran). Then to determine the changes in the movement of sand dunes in the study area ranged from twenty-three years (1991-2014), satellite imageries from Landsat 7 and 8(ETM+ sensor) with 15 and 30 meters spatial resolution , was used. The 1991, 2001and 2014 month August images were used, this images from website of the US Geological Survey (USGS) have been prepared. Finally, these images by using Geographic Information System (GIS), ENVI and IDRISI softwares were analyzed. The results showed that the changes in the region the largest increase in the interest of sand dunes in the year 1991 (25.561) km², in 2001 (10 . 568) km², and in 2014 (45.578), and the increase of (17.198) km², has experienced. The results also estimated that in future (2035) sand dunes area increase to 592.45 km².This increase in area of sand dunes occur in the absence of proper and efficient management is done in order to stabilize the sand. This increase resulted from changed moorland 162 km²of land area (27%) and 12 kilometers of vegetation (2%) and 23 km² of fluvial (3.4%). These changes makes heavily exposed about 6 villages (Karti,Gnjk, Sohroki, Pyvshk, Vanak and Kalirak) to the movement of running sands.
    Keywords: Sand dunes, CA Markov model, Oman Sea, Remote Sensing, Storm
  • Hamid Talkhabi, A. Saeidnia, H. Zanganeh, M. Soleimani Mehr * Pages 77-97
    One of the Challenging problems of Tehran metropolitan region is Air pollution. Suburban expansion in the form of sprawl patterns have created the travels and transportations, due to the dependence on personal vehicles contributes more than 85 percent of creators of air pollution. The article studied the role of transportation in emergence of urban air pollution in Tehran metropolitan region, have population more than 15.98 million. The method of this paper is of analytical and is based on the secondary data and traditions of the Quantitative research methodology. This article have been wrote in the context of Retroductive strategy and meta-analysis method and compositional research traditions. For analysis of suburban spatial transportation have used Raw Data Intra-Urban and suburban Data in 1395 Year And for spatial analysis of air pollution (PM2.5 and PM10), have been used The raw data from sensing stations and Landsat satellite images (OLI) for three selected days in 1392, 1393, and 1395 as survey samples in the ArcGIS software. The research findings indicate that due to the intensity of transportation flows in Tehran metropolitan, the suburb to the suburb, the suburb to the central city (Tehran) and vice versa, Air pollution center Rise cannot be attributed to Tehran alone, as the area of pollutant sources has been distributed within the "Tehran metropolitan region ".So, the amount of spatial correlation between air pollution maps and transportation flow maps in selected days (2 Bahman 1392, 5 Bahman 1393 and Dec. 7, 1395), in all cases indicated high spatial relations (more than 75%), Confirmation the idea of this paper. Analysis of this situation in triple loops also shows that the highest volume of transportation is in the city of Tehran (CBD), suburban and exurban areas, respectively and the distribution pattern and spatial accumulation of pollution are also subject to this situation.
    Keywords: sprawl Development, Transportation, Air Pollution, metropolitan region, Tehran.
  • Sayyed Mohammad Hosseini *, Abdolhossein Adelzadeh Pages 99-112
    In this research, applied synoptic model for determining the average daily temperature and its relationship with the Geopotential Height in middle level (500 HPa). Therefore, two database were used: database of atmospheric circulations, includes the data of geopotential height at 500 HPa and its data were extracted from the NCEP/DOE(US National Oceanic and Atmospheric Administration) in hours 00:00; 03:00; 06:00; 09:00; 12:00; 15:00; 18:00; and 21:00 in Zulu and other, database of environmental (surface) events. Contain of average daily temperature in the Mashhad, Torbat-Heydarieh and Sabzevar stations in Khorasan Razavi Province. The maximum and minimum of these stations in the time interval from 01/01/1987 to 01/01/2014 equal as 9862 days from the meteorological organization of Iran. Then, was calculated the correlation of the average daily temperature of selected stations with high atmospheric data (500 HPa level) with the northern hemisphere in Surfer Software. The result shown, four regions in the northern hemisphere which had high correlations with selected stations. The correlation results suggest that the United States has 25 pixels, Northern China 25 pixels, Africa 45 pixels and Japan with 65 pixels. Then, weighted average of pixels in heights by multiple regression equation station. The results of diagnostic models indicate that, per geopotential height increase in the profile, the average daily temperatures of selected stations in the Sabzevar 1.4, Torbat-Heydarieh 1.3 and Mashhad 1.3 degrees Celsius will increase.
    Keywords: Forecasting, Average Daily Temperature, Correlation, Atmospheric Middle Level, Khorasan Razavi Province.
  • Sirous Hashemi Darebadami *, Ali Darvishi Boloorani Dr, Seyed Kazem AlaviPanah Dr, Mohammad Maleki , Reza Bayat Pages 113-128
    The term urban heat island (UHI), described the phenomenon of climate change in urban areas compared with surrounding rural areas. UHI effects include: increasing in energy and water consumption, air pollution expansion and interfering in thermal comfort. Surface urban heat island (SUHI) contains patterns of land surface temperature (LST) in urban areas that has interaction with UHI in urban canopy layer and urban boundary layer and investigate with thermal remote sensing. SUHI has diurnal and seasonal variations so requires multi-temporal data to analysis SUHI. In this study, the multi-temporal MODIS (Aqua and Terra) data product were used to analyze the SUHI in day and night in Tehran metropolitan. Physical and biophysical surface properties such as: land cover/land use (LULC), elevation, albedo, vegetation index (NDVI) and impervious surfaces index (NDBI) were used to interpretation of the LST and SUHI changes. The results showed that SUHI in Tehran, has spatial-temporal diurnal and seasonal variation. So that during warm days the surface urban cool island (SUCL) is formed in Tehran. At night times, SUHI index values was different between 2 and 5 ° C (maximum in the spring). The results also showed that different of land cover thermal properties, albedo and elevation was the most important factors is the diurnal changes of SUHI while phonological changes of vegetation and albedo, was the most important factors in seasonal changes of SUHI.
    Keywords: Surface urban heat island, surface urban Cool Island, MODIS products, Physical, biophysical surface properties.
  • Amjad Maleki Dr *, Sajad Bageri Dr, Sara Mataee Master Pages 129-145
    Vulnerability assessment and mapping of hazard pollution is raised on as an important management strategy to protect the karst. Karstic aquifers in semi-arid regions of the West of Iran with regard to the natural conditions of the region, are susceptible to contamination. Estimation of amount and vulnerability mapping of aquifers in the karst religion of Bistoun- Paraw – Kermanshah plain against poullution emissions using the COP model are theaims of this study. This model using of three parameters - covering layer (O), concentration of flow (C) and regime of precipitation (P) - assesses the vulnerability of karst water resources against pollution. The results show that %31/4of the area has located in the zone of average vulnerability and %30/7of area has been in the low ​​vulnerability area and %37/9of the area has taken a very low vulnerabilities value. The later zone has been included most part of the plain. Major areas of low and moderate vulnerabilityzones has been located in the high part of the area on wherethe developed limestone territory of karst formations is found. Vegetation cover of these regions areforest-steppe vegetation where is located in the low vulnerability zone and without vegetation cover where is in the moderate vulnerability zones. The latest has over 800 mm Precipitation. Totally, the Parameters that have most important role in vulnerability level in the areaare C, P and O respectively.
    Keywords: Vulenerabilty, method cop, karstic aquifers, poullution, areforest-steppe.
  • Vahid Riahi Dr, Parviz Zeaiean Firouzabadi Dr, Farhad Azizpour Dr, Parastoo Darouei * Pages 147-169
    The cognition of cropping pattern is important for planning and resource management .Remote sensing as a science and technology of spatial information and geographic information system due to having the analytical facilities can play a key role in determining the distribution of crops and their lands under cultivation. In this research, in order to identify and separate the lands under cultivation of the dominant crops in Lenjanat of Isfahan province, the multi-temporal images of Landsat 8 satellite, OLI sensor were used in the dates of April 17, July 6, and August 23 in 2016. Using maximum likelihood classification and normalized difference vegetation index (NDVI) of the agriculture crops in different periods of growth and according to their cropping calendar, the map of the cropping pattern of the area was determined. To evaluate the accuracy of the results, the produced maps were examined with reference data. Kappa coefficient and overall accuracy were 0.88 and 90%, respectively, in maximum likelihood classification, and 0.90 and 93%, respectively, in NDVI. Furthermore, statistics presented by Agricultural Jihad Organization of Isfahan province in the 2015-2016 crop year was used for evaluation. The results showed that there were differences equal to 10.2%, 18.6% and 1.8%, in the area under cultivation of wheat and barley, rice, and potato and forage, respectively, in maximum likelihood classification, comparing with the statistics of Agriculture Jihad while the results of NDVI comparing with Jihad statistics showed the errors equal to 6.6 %, 6.5 % and 3.2%, respectively, that indicated the better performance of temporal vegetation indices in estimation of area under cultivation according to its phenology. Investigation of land use and cropping pattern of this area indicate a high centralization of agricultural lands with high water requirements and industries on the proximity of Zayanderud River which necessitates the spatial analysis of land use in this area.
    Keywords: Cropping pattern_Landsat 8 satellite images_Maximum likelihood_NDVI_Lenjanat
  • Mohammad hadi Setavand , Fazel Hajizadeh , Hosin Yaghfoori * Pages 171-192
    Urban Public Service structuring the form and nature of the physical, social and spatial city; Therefore injustice in how to distribute it, the structure, on nature of the city and class segregation affects urban areas and Urban management is faced with serious challenges. In the same vein, the main purpose of this study, Spatial analysis of enjoyment levels ten main areas of the Shiraz city of Urban service. The research method is descriptive-analytical and its type is practical. In collecting data library method and field has been used. The statistical population of ten main areas of the Shiraz city that according to the 10 overall index and 49 components crucial public services Assessed. For analysis and grading the urban districts from the view point of enjoing public services, some models including Fuzzy TOPSIS, VIKOR and WASPAS have been used and for reaching to a unified result in data analysis of different models, the blended average of ranks has been used. The results of this method showed that Areas 1, 2 and 4 have in the first rank, areas 3, 6 and 7 in the category semi, Districts 8 and 10 low Enjoyment and Zones 5 and 9 enjoyment been lacking in class. The findings of this study show that the distribution of public services in areas of City Shiraz with Spatial justice approach does not match .At the end of this article, strategies according to research findings been proposed.
    Keywords: Utilities, Social Inequality, Average Rating, metropolitan Shiraz
  • Maryam Ilanloo Dr *, Hosein Bicgarian , Mohsen Yahya Soltani , Mohammad Mehdi Bahramian Pages 193-209
    Solid waste is an integral part of human life, generation of various quantities and qualities of which is one of the greatest environmental problems of the current era. Application of modern tools and technology to find the right place for recycling, where the volume of recyclable materials can be reduced, seems vital for reusing the recoverable materials contained in normal waste and their recycling and reusing in the cycle of industry. The study aimed to find a location for recycling and its converting industries in Kelardasht, Iran. This was a descriptive and analytical research with a survey approach. At first, experts of the field were recognized and a scientific panel was formed to identify the relevant criteria through Delphi method. In this respect, five criteria of the distance from residential and commercial areas, the distance from urban streets, the distance from the river, the distance from the hospital and education centers, and the distance from hotels, banks, and offices were selected. After that, the permitted distances for these criteria were determined by Delphi technique, followed by the application of the centroid method to determine the exact distances. Moreover, the analytical hierarchy process (AHP) and geographic information system (GIS) were exploited to determine the and use weights in raster maps and generation of the zoning map. Furthermore, the best locations for recycling were selected in Kelardasht using field survey method and based on the zoning map. According to the results, four sites were selected for recycling of recoverable solid waste in this region
    Keywords: Urban Wastes, Delphi Method, Locating, Fuzzy Logic, Kelardasht
  • Hassan Mahmodzadeh *, Sodabeh Panahi , Mahdi Herischian Pages 211-234
    From the late twentieth century, human kind has found out that if he wants to obtain cost efficiently and continuous utilization of lands, it is better to execute this in a planned framework named management plan. Such idea is became as an introduction to monitor the land or utilization of lands. Monitoring lands means contribution of an optimized space for land utilization with realization of common upcoming and related to each other in the past, now and in the future.Therefore, the objective of this research is to select the suitable lands with monitoring lands of view in the city of Hamedan using a Multi-Objective Land Allocation method.The aim of Multi-Objective Land Allocation method use is to contribute selection of proper lands with monitoring approach based on ideal levels concept which have been executed by 3 different ecologic, socio-economic and strategic aspects existing in the territory.The examined use include agricultural use (water system or dry farming), pasturing use and urban use which based on the highest weight of independent variables, the area has been allocated to mentioned use with land monitoring approach.In what follows, the land suitability map is obtained through MCE operation for each type of land use and the obtained land suitability areas were calculated using these maps for which the results are as follows: irrigated agriculture with 601.176 hectares, dryland farming with 961.193 hectares, urban suitability with 762.984, and rangeland management suitability with 960.552 hectares which is an important criterion for determining the area for implementing MOLA.In the next step, it was time for implementing MOLA module for resolving the contradictions among the uses.The results of MOLA showed that in average for the three studied aspects, the maximum area was associated with dryland farming with 364.4 hectares which is equivalent to 32% of the studied uses and the maximum weight of 0.4 was associated with irrigated agriculture.These resulted were obtained based on five factors (i.e. the current area of each land use, the favorable area for each land use based on MCE method, the occupational dependencies of different individuals to each land uses, prioritizing the ecological, economic, and social aspects of each land use).Finally, the results showed that selecting the suitable lands with spatial planning point of view using a Multi-Objective Land Allocation method is carried out properly through economic, social, and ecological aspects.
    Keywords: land monitoring, multi-scale evaluation, economic, social, strategic aspects, multi-objective land allocation method, hamedan.
  • Najmeh Shafiei , Mohammad Ali Zanganeh Asadi , Javad Jamalabadi *, Zeinab Mojarrad titkanlo Pages 235-254
    In evaluating and studying natural phenomena, we sometimes encounter certain seemingly independent forms and processes and phenomena that are related to each other and can be analyzed through a series of mathematical equations and correlations, but sometimes paired phenomena It is found that they have certain relations with each other, but these relationships can not be called correlation, but their relationship has caused them to be presented as a double (a type of conjugacy) and they would appear to be opposing reactions in terms of collocation. The tectonic changes, especially the neonate movements, and its effects and consequences on groundwater reserves of these types of reactions. The purpose of this study is to investigate causes of groundwater drops in the framework of geodetic theory. With regard to the fact that in recent years, the water level in the northern plain of Mangasani has fallen sharply. Undoubtedly, non-structural activities in the region, along with other influential factors (uncontrolled harvesting of groundwater resources, droughts, etc.), can be attributed to The title is one of the main causes of water loss in the region. For this purpose, with the aim of evaluating the tectonic activity of the area, some geomorphic indices such as basin shape index (BS), drainage asymmetry index (AF), inverse topographic symmetry (T), mountain front sinus index (J), hypersonic integral (Hi), Valley Depth Wide Index (VF), River Sinusity Index (S), Longitudinal River Gradient (SL), Relative Tactical Rating Index (Iat), and Hierarchical Anomalies Index (Δa) have been used. The results show that the whole basin is dynamic in terms of tectonic activity. The tectonic situation in the range and the results of statistical data indicate a change in the level of groundwater table as a result of tectonic changes in the southern plain of Nur Abad, as evidenced by the fact that the depth of the station was 89 meters less than 82 meters The highest drop in the Khomeghar well is about 26 meters in the southern part of the basin, in line with Kazeroon's active fault.
    Keywords: Tectonic, Geo Dualiteh, Groundwater, Nur Abad Plain, Geomorphological Indices
  • Mina Ranjbar Fard *, Hourieh Aarabi Moghaddam Pages 257-277
    Nowadays almost all big cities are confronting heavy traffic and suffering from lack of parking lots which leads in traffic jam. According to the significant role of vertical parking in reducing the traffic load and smoothing the traffic current; this study was carried out with the purpose of presenting a decision support system for vertical parking site selection for mechanical and constructive parking lots by using Fuzzy-DANP method. Each criterion’s correspondent GIS data was acquired from Tehran Municipality for district no.3, 6, 7, 10, 11 and 17 which were chosen according to the corresponding mayors’ opinions of those districts and converted into its specific layer. Each criterion’s weigh was exerted to its determined GIS layer and eventually all those layers were integrated with each other. The final map of GIS output demonstrated a spectrum which determined the most appropriate to inappropriate locations to establish a parking of each type. The final results were shown within a user interface, including the GIS map and the estimated location of the chosen district and parking type. The overall steps mentioned above are forming the DSS of the study. The results showed that setting up mechanical parking in districts no. 3, 6 and 7 is proper. For building constructive parking; all districts are appropriate.
    Keywords: Decision Support System, Mechanical, Constructive Parking, Fuzzy-DANP Method, GIS, Site Selection