فهرست مطالب

پژوهشنامه علوم سیاسی - سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 50، بهار 1397)
  • سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 50، بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/02/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محسن سلگی، شجاع احمدوند صفحات 7-32
    این مقاله بر آن است تا نسبت میان «آرمان» و «واقعیت» را در اندیشه زرتشت، مانی و مزدک مورد واکاوی قرار دهد. اندیشه های زرتشت مبنای شکل گیری دولت ساسانی و حرکت تاسیسی اردشیر بابکان بود. مانی و مزدک که در دوره ساسانیان ظهور می کنند، در تقابل با ساسانیان قرار گرفته و با وجود همکاری قباد با مزدک و شاپور دوم با مانی، به دلیل عدم هماهنگی میان آرمان و واقعیت در اندیشه مانی و مزدک، این دو اندیشه به حاشیه رانده شده و شکست خورند. در حالی که، هم وندی ارگانیگ میان «اسطوره و قدرت» و «آرمان و واقعیت» در اندیشه زرتشت وجود داشت؛ امری که موجب باقی ماندن اندیشه زرتشتی به عنوان گفتمان غالب آن روز شد. مانی و مزدک، نه تنها با حاکمیت ساسانی ناهماهنگ بودند، بلکه از آن، با ساخت ارزشی و فرهنگی ایران آن روز سازگاری نداشتند و نتوانستند در ایران پایایی و مانایی قوام بخشی داشته باشند. بدین سان پرسش اصلی این نوشته آن است که چه نسبتی میان آرمان و واقعیت در گفتمان های زرتشتی ، مانوی و مزدکی وجود دارد. فرضیه آن است که رابطه آرمان و واقعیت در گفتمان زرتشتی، رابطه ای هم ساز و از آن سو در گفتمان مانوی و مزدکی رابطه ای ناهم ساز است. برای آزمون این فرضیه که به روش توصیفی-تاریخی انجام می شود، ابتدا بحثی نظری درباره آرمان و واقعیت صورت خواهد گرفت. آنگاه شرایط امکان ظهور آرمان یا اسطوره را در سه مکتب فکری فوق الذکر بررسی خواهیم کرد و در نهایت نسبت این مفاهیم دوگانه-آرمان و واقعیت- را در مکاتب مذکور مورد سنجش قرار خواهیم داد.
    کلیدواژگان: اسطوره، قدرت، آرمان، زرتشتی، مانوی، مزدکی، ساسانی
  • احسانه محمدی، امیرمحمد حاجی یوسفی صفحات 33-64
    بررسی ادبیات نظری موجود در حوزه سیاست خارجی نشان می دهد که اغلب مطالعات انجام شده بر یکی از عوامل هویت، قدرت و یا امنیت در شکل دهی به تصمیمات و رفتارهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تاکید کرده اند. از این رو مقاله حاضر در راستای برطرف کردن خلاهای تحقیقی موجود یک چارچوب نظری جدید را ارائه می دهد. در این چارچوب نظری ادعای اصلی مقاله این است که هر سه عامل هویت، قدرت و امنیت به صورت تعاملی و همبسته نقش تعیین کننده ای در تمامی تصمیمات سیاست خارجی ج. ا. ایران ایفا می کنند اما نوع و نحوه ارتباط آن ها در گذر زمان و موقعیت های مختلف، نتیجه ملاحظات و اولویت هایی است که در تصمیم گیری سیاست خارجی رقم خورده است. مفروض این مقاله این است که هیچ یک از مفاهیم هویت، قدرت و امنیت به تنهایی شکل دهنده سیاست خارجی نیست، بلکه در موقعیت های مختلف هریک از آن ها می تواند منبع و ابزار یا هدف باشد که برخورداری از هر یک از آنها به مثابه ابزار برای رسیدن به دو دیگر به مثابه هدف لازم است. با توجه به ادعا و مفروض فوق این سوال مطرح می شود که که چگونه عوامل هویت، قدرت و امنیت در شکل دهی به سیاست خارجی ج. ا. ایران در گذر زمان و در موقعیت های مختلف نمود و استمرار یافته اند؟ فرضیه مقاله در پاسخ به این پرسش عبارت است از این که سیاست خارجی ج. ا. ایران برآمده از تعامل دائمی، همزمان و در حال تغییر هویت، قدرت و امنیت است که نوع و نحوه ارتباط و ترتیب اهمیت اثرگذاری آن ها تابع نظام اعتقادی و سیاسی داخلی و موقعیت بین المللی کشور است. در راستای غنای نظری ادبیات موجود تلاش مقاله حاضر بر آن است که چارچوب نظری خود را برای فهم و تبیین سیاست خارجی ج. ا. ایران ارائه دهد.
    کلیدواژگان: جمهوری اسلامی ایران، سیاست خارجی، هویت، قدرت، امنیت
  • معصومه محمدیاری، محمد توحیدفام صفحات 65-86
    توجه به بعد زیبایی شناسانه تجربه سیاسی از جمله دغدغه های بنیادین رانسیر در تحقیقات تاریخی و سیاسی اش است. او با در نظر گرفتن سیاست و زیبایی شناسی به مثابه اشکال متفاوتی از مفهوم اختلاف وجوه زیبایی شناسانه سیاست و وجوه سیاسی زیبایی شناسی را در آثار و اعمالی پی می گیرد که به بازپیکربندی توزیع امر محسوس انجامیده است. در این مقاله ضمن تمرکز بر آراء و نظرات رانسیر در این باب، یعنی درهم بودگی و همبستگی دو حوزه سیاست و زیبایی شناسی، به بازشناسی و بازتعریف رانسیر از این مفاهیم به عنوان عرصه هایی برای بازپیکربندی تقسیم بندی های زمان و مکان می پردازیم تا از خلال آن نشان دهیم، بازسازی یک جهان ویژه ناسازگار و شکلی خاص از تجربه چگونه شکل می گیرد. در مقاله حاضر، سعی در پاسخ به این پرسش داریم که «رانسیر در تحقیقات خود در حوزه های سیاست و زیبایی شناسی چگونه توانسته به راه و امکانی نظری در ارتباط میان این دو حوزه دست یابد» ؟ بنابر فرضیه ما، رانسیر با پیش فرض گرفتن درون بودگی دو حوزه سیاست و زیبایی شناسی و اینکه هر دو حوزه از راه های موازی به موضوعات واحدی می پردازند به اثرگذاری این دو ساحت بر توزیع امر محسوس توجه کرده است؛ آن هم در جایی که هر دو امر سیاسی را محقق می سازند. بدین ترتیب در مقاله پیش رو، پس از بررسی و شناخت آراء و نظرات رانسیر در دو حوزه سیاست و زیبایی شناسی، چگونگی رابطه این دو حوزه را روشن می سازیم؛ آن هم آنجا که هر دو به بازتوزیع امر محسوس می انجامند.

    کلیدواژگان: سیاست، زیبایی شناسی، پلیس، توزیع امرمحسوس
  • مرتضی مردیها صفحات 87-115
    ظهور دولت سازندگی و برنامه تعدیل و توسعه اقتصادی لیبرالی و نیز تحول کالبدی فضای شهری نقطه چرخشی در تاریخ اخیر ایران بود. از سال 1368 به بعد، رشد سخت افزارهای اقتصادی جایگزین رکود دهه شصت شد. زیرساختهای اقتصادی در سطح کشور، از قبیل کارخانه، پالایشگاه، بندر، بزرگراه… نوسازی و تقویت شد و نهادهای ارتباطی و آموزشی و تفریحی و رفاهی در سطح شهرها ظهور کرد. در پی این تحولات یا به موازات آن، ایران شاهد تحولاتی در تقاضاها و ارزشها و رفتارها و سبک زندگی یا نرم افزارهای فرهنگی شد. مقاله حاضر در پی تقویت این فرضیه است که تحولات اقتصادی نقش علی و ایجادی در تحولات فرهنگی داشت، و همانطور که فرهنگ در قدیم تاحدود زیادی مولود شرایط محیطی بود، اینک فضای جدید شهری متاثر از توسعه لیبرالی در حکم شرایط محیطی جدید بود. کمابیش به شکلی که در آغاز تمدن صنعتی غرب اتفاق افتاد، سخت افزارهای تمدنی مدرن، نرم افزار فرهنگی متناسب با خود را اقتضا کرد. آنچه طراح و مدیر اصلی این برنامه، هاشمی رفسنجانی، از آن زیر عنوان «توسعه آرام و طبیعی» نام برد، همان توسعه فرهنگی و سیاسی بود که تاحدودی به طور خودبه خود از درون توسعه اقتصادی بیرون آمد.
    کلیدواژگان: تعدیل، سازندگی، توسعه اقتصادی، تحول فرهنگی، ایران
  • حمیرا مشیرزاده، فریبا علی کرمی صفحات 117-156
    دوستی از مفاهیمی است که با نقد جریان مسلط در عرصه روابط بین الملل، تقویت رویکردهای هنجاری و نیز نگاه جامعه انگارانه به روابط میان دولت ها مطرح شده و می تواند با ظهور آنچه در سال های اخیر «چرخش احساسی» در علوم اجتماعی نام گرفته مورد توجه بیشتری قرار گیرد. در عین حال، همچون سایر مفاهیمی که در روابط بین الملل مطرحند، عمده مباحث پیرامون آن ریشه در اندیشه و تاریخ غرب دارد. در تلاش برای طرح نگرش های غیرغربی که می توانند همگام با کثرت گرایی موجود در رشته، الهام بخش مفهوم پردازی ها و نظریه پردازی های روابط بین الملل باشند، این مقاله با بررسی تفسیری- تحلیلی آثار شیخ مصلح الدین سعدی نشان می دهد که هرچند سعدی اندیشه های خود را بیشتر برای عرصه خصوصی افراد و یا روابط دولت با مردم مطرح ساخته اما با تعمق در آثار او و با توجه به طیف وسیع مضامین دوستی مورد توجه وی، می توان مولفه هایی برای دوستی در سطح بین الملل نیز استخراج کرد که طیفی وسیع را از نگرش ابزاری یا حداقل حزم اندیشانه و واقع گرایانه به دوستی تا تساهل و مدارا در اخلاق جهانی و حتی بخشش یکجانبه برای غلبه بر خشونت و دشمنی را در بر می گیرد و در ابعادی با مفهوم بندی های جاری در مورد دوستی در روابط بین الملل همپوشانی هایی نیز دارد.
    کلیدواژگان: روابط بین الملل، دوستی، اندیشه سیاسی، سعدی
  • صباح مفیدی، سمیه رحمانی صفحات 157-186
    نوشته پیش رو به ارائه تصویری از رابطه سازمان «داعش» ، مدرنیته و نهاد دولت پرداخته است. عوامل مختلفی در پیدایش پدیده های اجتماعی-سیاسی موثر هستند که در رابطه با ظهور «داعش» ، این مقاله، علاوه بر تاثیر بنیادگرایی اسلامی، به طور ویژه به نقش ریشه ای دول معاصر خاورمیانه و استفاده این سازمان از ابزارهایی که مدرنیته در اختیار آن قرار داده، توجه نموده و در پی پاسخ به این پرسش برآمده که تاثیر دول معاصر خاورمیانه بر پیدایش داعش چگونه بوده است؟ بدین منظور، به بررسی مدرنیته، دولت مدرن، دولت های خاورمیانه و تاثیر آنها بر ظهور داعش، پرداخته است. مقاله حاضر بر آن است که خاورمیانه فاقد شرایط لازم برای رشد کامل دولت مدرن بوده و دول این منطقه به خاطر عدم پذیرش کامل مدرنیته و نقص در اجرای اصول و فاکتورهای آن، اغلب دولی شبه مدرن بوده اند. لذا در کنار بنیادگرایی اسلامی، عملکرد آنها نیز در پیدایش چنین سازمان و دولت های قارچ گونه ای موثر بوده است. عملکرد نامناسب این دول شبه مدرن خاورمیانه ای در مقایسه با دول مدرن غربی و عدم رعایت برخی از جنبه های مدرنیته و دولت مدرن از سوی این دول از یک طرف، و عدم وجود شرایط اجتماعی لازم برای پذیرش این جنبه ها در منطقه و ناسازگاری این دول با جامعه مربوطه و نیز عدم توجه به بافت ترکیبی جامعه از طرف دیگر، از عوامل اصلی و ریشه ای ظهور "داعش" بوده اند.
    کلیدواژگان: داعش، دولت مدرن و شبه مدرن، گفتمان آزادسازی، گفتمان منضبط سازی، بنیادگرایی اسلامی
  • ناصر یوسف زهی، حسین فرزانه پور، احمد بخشی صفحات 187-224
    رتبه نخست ایران در صادرات کالا به افغانستان در سال های 2017-2015م. حاکی از تحولی عظیم در روابط اقتصادی دو کشور و تاثیرگذار بر تعاملات سیاسی آنان است. بااین وجود، پیوندهای بازرگانی ایران و افغانستان با مشکلات متعددی همراه است. نوشتار حاضر، با کاربست رهیافت اقتصاد سیاسی، مطالعه تاریخی روابط خارجی دو کشور (2018-1794م.) و طرح این پرسش که؛ مهم ترین چالش های سیاسی و اقتصادی تاثیرگذار در روابط بازرگانی ایران و افغانستان در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی (2018-2001م.) کدام اند، درصدد شناسایی و تحلیل این مشکلات برآمده است. اهمیت پژوهش، بازنمایی دگردیسی تحولات خارجی دوجانبه و چندجانبه ی اخیر ایران و افغانستان با رویکردی اقتصادی است. یافته های مقاله، حاوی چند نکته است. نخست؛ تاریخ روابط اقتصادی ایران و افغانستان، متاثر از فرازونشیب های گفتمان های حاکم بر سیاست خارجی دو کشور و نظام بین الملل بوده است. دوم؛ بی ثباتی سیاسی-اقتصادی، فساد اداری و اقتصاد رانتی در هر دو کشور، بازتاب های منفی بر تعاملات بازرگانی آنان گذاشته است. سوم؛ سازمان های منطقه ای اقتصادی نظیر اکو، نتوانسته اند در گسترش روابط اقتصادی ایران و افغانستان نقش بسزایی ایفا کنند. بااین وجود، انتظار می رود رشد تعاملات اقتصادی، برخلاف مسائل صرفا سیاسی و امنیتی، بتواند منافع مشترک و پایداری برای دو دولت به ارمغان آورد.
    کلیدواژگان: افغانستان، ایران، اقتصاد سیاسی، روابط اقتصادی
|
  • Mohsen Solgi , Shoja’ Ahmadvand Pages 7-32
    The article is trying to study the correlation between ideal, myth and power in the ideology of Zoroaster, Mani, and Mazdak. Zoroaster's thoughts led to form Sassanian Empire and the royal movement of Ardeshir Babakan. Mani and Mazdak who appeared as well known figures during the Sassanian period opposed to the empire. They benefited Qobad and Shahpour's support respectively. However, because of the lack of synergistic relationship between utopia and reality in their ideology, they failed and marginalized. On the other hand, there was a synergistic relationship between utopia and reality in Zoroastrianism, so it remained eternal and continued strong during the time. In addition to the disagreements with the Sassanian Empire, Mani and Mazdak's thoughts were in contradiction with Iran’s culture and social values on those days. So they could not last long. Thus, in this paper, we are seeking to answer the question of what connections there are between utopia and reality in the thoughts of Zoroastrianism, Manichaeism, and Mazdakism. Our hypothesis is that the relation between utopia and reality in Zoroastrianism is more synergistic than Manichaeism and Mazdakism. The research applied analytical and descriptive approaches as well as historical studies. For this purpose, a theoretical framework about utopia and reality is firstly presented. Then the conditions necessary for the emergence of utopia in three schools of thought is reviewed. Finally, the connection of this binary concept – utopia and reality – at these schools of thought is tested.
    Keywords: Myth, Power, Utopia, Zoroastrianism, Manichaeism, Mazdakism, Sassanian
  • Ehsaneh Mohammadi , Amir Mohammad Hajiyousefi Pages 33-64
    Most of foreign policy studies in the field of foreign policy of Iran have emphasized one of the factors: identity, power or security in shaping foreign policy decisions and behaviors of the Islamic Republic of Iran. Therefore, the present article provides a new theoretical framework to remove existing research gaps. In this framework, the main claim of this paper is that all three factors - identity, power and security – have interactively a decisive role in all Iran's foreign policy decisions, but the type and manner of their relationship through passing of time and in different situations are the result of the considerations and priorities that have been made in foreign policy decision making. The assumption of this article is that none of the concepts of identity, power and security alone form foreign policy, but in different situations, each one can be a source, tool or purpose. Given the above assertion and assumption, the question of this paper is: how the identity, power and security factors have become and continue to shape Iran's foreign policy in different times and situations? The hypothesis of the paper in answering this question is that: Iran's foreign policy is based on constant, simultaneous, and changing interaction of identity, power and security that the type and manner of their relationship depend on the internal belief and political system and international position of the country.
    Keywords: Islamic Republic of Iran, Foreign Policy, Identity, Power, Security
  • Masoumeh Mohammadyari , Mohammad Tohidfam Pages 65-86
    Rancière emphasizes the essential link between politics and aesthetics and seeks the aesthetical aspects of politics and the political aspects of aesthetics in the works and pragmatics that render to distribution of the sensible reconfiguration. By exploring the connection between politics and aesthetics, the article demonstrates the potential of Rancière’s theory for recognition and redefinition of these concepts as the areas of material and symbolic re-configuration to show how reconstruction of a shared world and a specific experience is formed. At present paper, we try to answer this question that how Rancière has achieved a theoretical way between these two areas of science in his researches in politics and aesthetics. According to our hypothesis, Ranciere emphasizes on the pre-condition of the conjunction and interconnectedness of these two spheres in order to create a new form of ‘common sense’. This new form, in consequence, creates a new horizon and enlarges our understanding of the ‘common’ by its redistribution. Therefore, this paper reviewing Rancière’s thoughts in two areas of politics and aesthetics, tries to highlight their connection leading to the redistribution of the sensible.
    Keywords: Politics, Aesthetics, Police, Distribution of the Sensible
  • Morteza Mardiha Pages 87-115
    The appearance of the “Government of Construction” and “Liberal Economic Development and Modification Plan” as well as physical transformation of cities was a turning point in the recent history of Iran. Since 1989, the progress of economic hardware replaced the grand stagnation of 1960s. The economic infrastructures like plants, refineries, harbors, highways … were reconstructed and strengthened, and communicational and educational institutions and recreational - welfare centers appeared across the country. Following these developments or in parallel to these changes, some new demands, values and behaviors have become lifestyles or cultural software. This article is going to corroborate the hypotheses according to which the economic development had a causal role in cultural development and as the culture in old times was resulted from the environment conditions, today the new atmosphere of cities affected from liberal development is that new condition. Almost like what happened at dawn of the modern technical civilization in the West, the new urban facilities, like a new environment, necessitated its appropriate culture software. What Hashemi Rafsanjani, principal planner and director of that plan, called as “an even-tempered and natural development” was, in fact, a cultural and political progress which came gradually out from economic development.
    Keywords: Adjustment, Construction, Economic Development, Cultural Change, Iran
  • Homeira Moshirzadeh , Fariba Fariba Alikarami Pages 117-156
    The emergence of critical approaches and revival of normative perspectives in the 1980s 1990s have led to vivid discussions on friendship in international relations which can even gain more momentum by what is called “emotional turn” in social sciences. Yet almost all debates in this regard are inspired by Western history and Euro-centric theories and conceptualizations. In an attempt to introduce non-western ideas and perspectives that may inspire new conceptualization and theorizing in IR, this article seeks to show how Sa’di's work can contribute to present debates about friendship in IR. Although Sa’di, the Iranian poet of the 13th century, is recognized as a non-political moral thinker and the points he raises about friendship are mostly about inter-individual interactions, our reading suggests that his ideas on friendship can contribute to current debates in IR. In his discussion on friendship he sees a variety of friendly relationships. One may find ‘realistic’ instrumental or at least conservative friendship to unilateral forgiveness that may remove hostility. He also emphasizes non-violent relations and tolerance of difference that may have significant implications for international relations. Furthermore the importance of practices and interactions in changing enmity to friendship can be recognized in Sa’di’s work.
    Keywords: International Relations, Friendship, Political Thought, Sa'di
  • Sabah Mofidi , Somayeh Somayeh Rahmani Pages 157-186
    This article studies the relationship among ISIS, modernity and State. Various factors affect the creation of socio-political phenomena. Apart from the effect of Islamic fundamentalism on the emergence of ISIS, this paper particularly considers the basic role of Middle Eastern states and the ISIS use of modern facilities. So it tries to answer the question that how have the contemporary Middle Eastern states affected the emergence of ISIS? For this purpose, the article studies modernity, modern state, Middle Eastern states and their effect on the emergence of ISIS. It concludes that there have been no requisites for the full growth of modern state in the Middle East and the region’s states have not completely accepted modernity. Since these states have not had some features of modern state, they have often been quasi-modern states with weaknesses in their performance. Along with the existence of Islamic fundamentalism in the Middle Eastern society, their functions have also had effect in the emergence of such organizations and states. Inappropriate operation of Middle Eastern quasi-modern states in comparison with the western modern states and the nonconformity of some modernization and modern aspects in one hand, and nonexistence of required social conditions for the acceptance of these aspects in the region, inconsistency of these states with their societies as well as lack of attention to the composite structure of the society on the other hand, have been the main factors for ISIS emergence.
    Keywords: ISIS, Modern, Quasi-Modern States, Discourse of Liberation, Discourse of disciplinization, Islamic Fundamentalism
  • Naser Yousefzehi, Hossein Farzanehpour, Ahmad Bakhshi Pages 187-224
    Iran's first rank in exporting goods to Afghanistan in the years 2015-2017 is an indicator of improvement in the relations of the two countries. The improvement of economic relations has had positive effects on Tehran-Kabul political ties. But these commercial relations are still having many problems. The present paper using political economy approach and historical studies of the foreign affairs relations of the two countries (1794-2017) seeks to identify the most important political and economic challenges affecting Iran-Afghanistan trade relations in national, regional and world levels (2001-2018). The importance of this paper is representation of recent two and multi-lateral foreign development of Iran and Afghanistan with economic approach. The research results contain several points. First, the economic relations between Iran and Afghanistan from Qajar Period to present have been influenced by governed ideologies of the two countries and the international system. Second, Iran and Afghanistan in post-Taliban arena and in the scene of practice have not yet achieved a common objective and regional political consensus. Third, political instability, administrative corruption, non-economic discourse of parties, and the economy of rentiers in both countries have had negative reflections on trade relations between the two countries. Fourth, the ineffectiveness of regional organizations such as ECO and the influence of regional and trans-regional countries on Afghanistan have negatively affect the economic ties between Tehran and Kabul. But unlike the political-security problems, the present growth of economic transactions between Iran and Afghanistan could bring about common objective and sustainable interests for the two states.
    Keywords: Afghanistan, Iran, Political Economy, Economic Relations