فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 18، بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • تقی آزاد ارمکی، حمیدرضا جلایی پور، کامل دلپسند صفحات 1-28
    کارگزان توسعه در سطح ملی و منطقه ای اهمیت دارند، کارگزاران توسعه مناطق مرزی جزء خاستگاه قومیتی کردها همواره، با حساسیت، مورد توجه سیاست گذاران ملی بوده است. مقاله حاضر سه هدف محوری شناخت کارگزاران توسعه محلی؛ فرایندهای کارگزاری آنها و موانع عاملیت هر یک از کارگزاران در فرایند توسعه محلی را دنبال می کند، به منظور گشایش حساسیت نظری، زمینه های مفهومی و نظری لازم در قالب رویکردهای دولت محور توسعه، رویکرد نهادگرایی با نگاه حکمروایی خوب در توسعه محلی ارایه شده است. منطقه مرزی پیرانشهر در استان آذربایجان غربی تنها مرز رسمی با کردستان عراق است و به استناد تحقیقات و تجربه زیسته محقق تغییرات توسعه ای سریعی را در بیست سال اخیر در زمینه توسعه محلی تجربه کرده است. روش تحقیق کیفی و تحلیل داده ها بر اساس مصاحبه ها و مشاهده مشارکتی بوده است. نمونه گیری هدفمند و با 30 کارگزار توسعه محلی در قالب مصاحبه عمیق و گروهی جمع آوری شد. کارگزاران توسعه محلی در 5 دسته کارگزاران حاکمیتی (دولت و مجلس) ، کارگزاران اقتصادی (سرمایه داران محلی، تجار مرزی، کولبران، کشاورزان) ، کارگزاران امنیتی (نیروهای نظامی سپاه، هنگ مرزی) ؛ کارگزاران شهری (مدیریت شهری و بنگاه داران) و نیز کارگزاران مردمی (معتمدین محلی، سازمان های مردم نهاد، روحانیون) ؛ شناسایی شدند. در این میان کارگزاران دولتی، امنیتی، مرز و اقتصاد مرزی اعم از تجار، کولبران، سرمایه داران محلی اثرگذاری رویه ای موثری داشته اند. رویه های تجربه شده کارگزاران عمدتا با راهبردهای تعامل، تقابل، بی تفاوتی، حفظ حیثیت قومی و مراوده همراه بوده است. موانع جدی رویه های اثرگذاری نیروهای اجتماعی موثر در توسعه منطقه، کارگزاران غیر بومی، نگاه امنیتی، نگاه قومیتی و عدم اعتماد به مردم محلی بوده است. شاخصه های حکمروایی خوب با رویکرد نهادگرایی توسعه در طی دوره های سیاستی دولت های مستقر بعد از انقلاب متفاوت بوده است. به استناد یافته های پژوهش، حکمروایی خوب محلی با نگاه برنامه ریزی پایین به بالا با بهره مندی از کارگزاران بومی و به پشتوانه مشارکت مردمی مناسب ترین استراتژی برای تحقق توسعه محلی در منطقه مرزی پیرانشهر است.
    کلیدواژگان: اجتماع محلی، توسعه محلی، پیرانشهر، کارگزاران تغییر، مرز، نیروهای اجتماعی
  • محمود جمعه پور، ندا طالبیان صفحات 29-48
    با رشد شهرها، نواحی پیرامونی در سایه نفوذ کلانشهرها دستخوش تحولات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی می شوند. در نواحی پیرامون کلانشهرها متناسب با چگونگی شرایط محیط طبیعی و نظام اجتماعی- اقتصادی کل شهر و پیرامون، اشکال متفاوتی از سازمان فضایی به وجود می آید. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای میزان حاشیه ای شدن شهرهای لواسان و شهریار به عنوان حومه های متاثر از کلانشهر تهران است. مطابق رویکرد عملکردهای شهری در توسعه روستایی UFRD سکونتگاه ها با ابعاد و ویژگی های عملکردی متفاوت نقش مهمی در توسعه روستایی و منطقه ای دارند، اما در اغلب کشورهای در حال توسعه، نظام سکونتگاهی به اندازه کافی شکل نگرفته و یکپارچه نیست تا این مراکز بتوانند عملکردهای خود را به طور ویژه و کارآمد انجام دهند. در این پژوهش برای بررسی میزان حاشیه ای شدن از شاخص های اجتماعی، اقتصادی و از شاخص های کیفیت زندگی به منظور مقایسه و دستیابی به سطح زندگی در شهرهای مورد مطالعه استفاده شده است. رویکرد پژوهش توصیفی– تحلیلی و از روش پیمایشی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد شهرهای لواسان و شهریار به لحاظ ابعاد اقتصادی و اجتماعی به کلانشهر تهران وابسته اند، به گونه ای که این دو شهر در مقابل تهران نقش و کارکرد خوابگاهی دارند. در حالی که میانگین کیفیت زندگی و کیفیت بعد اقتصادی و اجتماعی در شهر لواسان نسبت به شهریار بهتر ارزیابی شده، میانگین کیفیت بعد کالبدی در شهریار بهتر از لواسان است.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، تهران، حاشیه، شاخص اجتماعی، شاخص اقتصادی، شهریار، لواسان
  • علی شکوری ، حسن امیدی صفحات 49-74
    ایجاد مناطق آزاد تجاری- صنعتی در مناطق خاص کشور یکی از طرح ها و اقداماتی است که غالبا از سوی کشورها برای توسعه و رفاه اجتماعی مردم منطقه انجام می شود. در ایران نیز در دهه های اخیر این طرح ها در مناطق مختلف کشور به اجرا در آمده که ایجاد منطقه آزاد ارس یکی از این مناطق است. هرچند دیدگاه های پرمناقشه ای در خصوص تاثیرات این مناطق ارائه شده که غالبا از بی تاثیری این طرح ها حکایت دارد، در این زمینه به ویژه در مورد منطقه مزبور در مورد شاخص های رفاهی و از منظر ساکنان محلی کمتر کار تحقیقی انجام شده است. از این رو این تحقیق با الهام از دیدگاه فرگوسن، که معتقد است طرح های توسعه ای خواه ناخواه تغییراتی را سبب می شوند که نه کاملا مثبت اند نه منفی، و با بهره گیری از روش مقایسه ای به مطالعه پیامدهای منطقه آزاد ارس بر ابعاد رفاهی در این منطقه پرداخته است. داده های این پژوهش از 470 نمونه و بر اساس پیمایش و با استفاده از فنونی چون پرسشنامه و مشاهده گردآوری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد هرچند منطقه آزاد ارس نیز به مانند سایر مناطق آزاد ایران نتوانسته در کل به آن اهداف خود نایل آید، ولی از دیدگاه ساکنان محلی تاثیرات آن در حوزه های مختلف رفاهی یکسان نبوده است. برای مثال در زمینه هایی چون بهداشت و درمان، آموزش، وضعیت اشتغال تاثیرات مثبت جزیی داشته است، در زمینه هایی مانند وضعیت تامین اجتماعی و نیاز به سازمان های حمایتی و غیره تقریبا تاثیرات خنثی بوده ولی در مواردی مانند وضعیت مسکن و هزینه های مسکن تاثیرات خیلی منفی داشته است. همین طور، اغلب موجب شکل گیری مهاجرت معکوس و افزایش غریبه ها در منطقه آزاد تجاری- صنعتی ارس شده است.
    کلیدواژگان: توسعه منطقه ای، رفاه، مناطق آزاد، ارس
  • اعظم عباچی، علی یوسفی ، مهدی کرمانی صفحات 75-94
    اعیانی سازی فرایندی مشتمل بر ارتقای دارایی های تنزل یافته یا فرسوده شهری توسط طبقه متوسط یا عاملان ثروتمند است. این فرایند به شکل نیرومندی درون جغرافیای شهری سرمایه داری جریان دارد و بازتاب دهنده تعارض گروه‎های ذینفع شهری است. هدف نوشتار حاضر ارائه تصویر و تحلیلی داده بنیاد از شرایط و فرایندهای حاکم بر تجربه اعیانی سازی در یکی از نمونه های بحث برانگیز آن در ایران یعنی بافت پیرامونی حرم مطهر در شهر مشهد ‎است. بر این اساس با 26 مشارکت کننده که به صورت هدفمند از میان مطلعین این فرایند انتخاب شده اند، مصاحبه عمیق به عمل آمده است. با منطق نظریه داده بنیاد، متن داده ها (مصاحبه ها) بازاندیشی شده و معانی حاصل از تجربه اعیانی سازی بافت فرسوده پیرامون حرم مطهر شامل شش محور زیر بازیابی و صورت‎بندی شده است: شرایط زمینه ای اعیانی‎سازی نظیر کالایی شدن فزاینده فضای شهری، مداخلات دلخواهانه بخش دولتی در مسکن و زمین شهری؛ شرایط علی از قبیل انحصار شبه دولتی در روند خصوصی سازی، کمبود بودجه عمومی و محدودیت قدرت مانور دولت؛ شرایط مداخله ای مانند پیچیدگی فزاینده کسب وکارهای کلان شهری، الگوی جذب و نگهداشت سرمایه گذاری خارجی؛ شرایط راهبردی از جمله برهم خوردگی قواعد بازار آزاد از سوی ذینفعان دولتی و شبه دولتی، جستجوی منفعت از قبل عرضه و تقاضای رانت و شرایط پیامدی اعیانی‎سازی همچون رانده شدگی ذینفعان متقدم از فرایند بازآفرینی شهر و تضعیف بنیان های اقتصادی اجتماعی ساختارهای مردم سالارانه. حاصل انتزاع نهایی از معناکاوی متن (مصاحبه ها) این است که تجربه اعیانی‎سازی بافت فرسوده حرم رضوی، نوعی «رویکرد دولت مدار به بازآفرینی شهری و اعیانی سازی وابسته» است.
    کلیدواژگان: اعیانی سازی وابسته، بازآفرینی شهری، ذینفعان شهر
  • مسعود سلیانی ، منصور وثوقی صفحات 95-114
    هدف پژوهش، تحلیل وضع موجود استفاده از ظرفیت سازمان های مردم نهاد کشور در نظارت بر عملکرد دولت و بیان استراتژی های بهبود است. این تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی است. به منظور انجام تحقیق، از پرسشنامه محقق ساخته ای استفاده شده است که شامل گویه های مربوط به عوامل درونی و بیرونی (مشتمل بر 21 سوال رتبه بندی شده در زمینه قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها) است. روایی پرسشنامه مورد نظر از تکنیک دلفی و توسط تعدادی از اساتید و کارشناسان و پایایی آن از روش آلفای کرونباخ (0/887 = α) تایید شده است. نمونه آماری پژوهش 347 سازمان مردم نهاد بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ماتریس ارزیابی درونی و بیرونی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که وضعیت موجود استفاده از ظرفیت سازمان های مردم نهاد کشور در نظارت بر عملکرد دولت دارای 7 قوت، 13 ضعف، 7 فرصت و 9 تهدید عمده است. همچنین با بررسی موقعیت استراتژیک سازمان های مردم نهاد، مشخص شد این سازمان ها بر روی محور مختصات SWOT از لحاظ عوامل درونی در ناحیه ضعف ها و از لحاظ عوامل بیرونی سازمان در ناحیه تهدیدها قرار دارد. بر این اساس استراتژی های «تدافعی» برای توسعه سازمان های مردم نهاد توصیه شده است. بنابراین، به منظور به حداقل رساندن نقاط ضعف درونی و کاهش آثار تهدیدات بیرونی، بهره گیری از فرصت ها و قوت های شناسایی شده می تواند به انجام رسالت و وظایف آن کمک کند.
    کلیدواژگان: استراتژی، سازمان مردم نهاد، دولت، نظارت
  • شیرزاد محمودی آذر ، زهره داود پور صفحات 115-136
    شهرهای نام آور برای تثبیت جایگاه خود همواره در تلاش اند تا خود را به یکی از انگاره های جدید ربط دهند. یکی از این انگاره ها شهر خلاق است. شهرها با ملحق شدن به شبکه شهرهای خلاق در پی افزایش توان اقتصادی خود می باشند و برای نیل به این رشد اقتصادی به تدوین سیاست ها و استراتژی هایی دست زده اند که یکی از آن ها برندسازی شهری است، زیرا اصلی ترین رسالت برندینگ شهری کمک به رشد اقتصادی شهر است. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل برندسازی شهری برای تحقق مفهوم شهر خلاق با استفاده از تئوری داده بنیاد و با تاکید بر شهر ارومیه است. روش گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحب نظران بوده است. جامعه آماری شامل مدیران ارشد شهرداری، اعضای هیئت علمی گروه هنر و شهرسازی، شوراهای شهر و… است. جهت نمونه گیری از طرح نمونه گیری هدفمند و تکنیک ارجاعی زنجیره ای استفاده شده است. اشباع نظری تا نمونه 16 تا حدودی شکل گرفت اما روند پژوهش تا نفر 21 ادامه یافت. برای تفسیر داده ها نیز از روش کدگذاری استفاده شده است. نتایج حاصل از کدگذاری انتخابی، شرایط علی- شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر موثر بر پدیده برندسازی شهری را نشان می دهند. از جمله شرایط علی مهم برندسازی شهری، ملحق شدن به شبکه شهرهای خلاق است. با ملحق شدن به این شبکه، زمینه بروز خلاقیت در میان تمام اقشار جامعه فراهم می شود و به نوعی جو یا فضای خلاقیت بر جامعه حاکم می شود. چنین جامعه ای برای سرمایه های انسانی خلاق، جذاب می شود و در نتیجه سرمایه اجتماعی را در چنین جامعه ای بالا می برد. با بالا رفتن سرمایه اجتماعی، ساحت های سیاسی و اقتصادی و کالبدی نیز بارور می شوند و زمینه برای توسعه همه جانبه مهیا می شود. از آنجا که برندسازی فی نفسه هدف نیست و اهدافی نظیر پایداری اقتصادی، افزایش اعتبار و آوازه شهر، بهبود تصویر شهر و… را در بر می گیرد و نیز با ذکر این نکته که ایده شهر خلاق سعی دارد کیفیاتی که تصویر ذهنی یک شهر را برای شهروندان زیباتر می کند، تقویت کند، می توانیم کسب جایگاه شهر خلاق و دستیابی به پایداری اقتصادی را معلول و حد نهایی برندسازی شهری در نظر بگیریم. پیامدهای مندرج در الگو نیز موید همین مطلب است.
    کلیدواژگان: برندسازی شهری، پایداری اقتصادی، شهر خلاق
  • مهدی طالب، مریم ملایی صفحات 137-158
    به منظور نیل به توسعه محلی، باید به مشارکت تمام افراد اجتماع توجه شود. سالمندان نیز به عنوان بخشی از جامعه، از اهمیت بالایی برخوردارند. به نظر می رسد، پیش شرط نقش آفرینی موثر سالمندان در توسعه محلی یک اجتماع، شناخت مولفه های موثر و اتخاذ استراتژی های مناسب به منظور ارتقای هرچه بیش تر توانمندی آنان است. در پژوهش حاضر، مقولات ارتقادهنده وضعیت توانمندی سالمندان بررسی شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر سالمندان روستای لریجان شهرستان محلات در استان مرکزی بوده اند. به منظور جمع آوری اطلاعات از روش تحلیل موضوعی در رویکرد کیفی استفاده شده است. تکنیک های جمع آوری اطلاعات عبارت اند از: مشاهده مشارکتی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش های زمینه نویسی. برای تحلیل داده ها از کدگذاری و مقوله بندی استفاده شده است. به منظور غنای هرچه بیش تر داده ها از مجموع 17 مصاحبه انجام شده، 12 مصاحبه که بهترین کیفیت را داشته انتخاب و تحلیل شده است. بر اساس نتایج پژوهش، مهم ترین عوامل ارتقادهنده و موثر در رشد توانمندی سالمندان عبارت اند از: سرمایه اطلاعاتی، سلامت و توانایی انجام کار، دارا بودن همسر، سواد و تحصیلات، مشارکت مذهبی، شبکه حمایتی فرزندمحور، شبکه حمایتی خویشاوند- دوست محور، استقلال فکری و استقلال عملی، قدرت چانه زنی و نفوذ کلام، کم توقعی و تقدیرگرایی، آموزه های فرهنگ روستایی و برخی از موارد دیگر که در ضمن پژوهش بیان شده اند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، ترکیب و پیوستگی عاملیت و ساختار فرصت در ارتباط با ارتقا یا تضعیف توانمندی، تفکیک ناپذیر است. در نتیجه به منظور هرگونه تحلیل و برنامه ریزی می بایست به این ارتباط دوسویه توجه شود.
    کلیدواژگان: توانمندی، سالمندان روستایی، ساختار فرصت، درک بومی، عاملیت
|
  • Taghi Azad Armaki, Hmaidreza Jalaeipour, Kamel Delpasand Pages 1-28
    Development agents are highly significant in national and regional level. But, border regions` development agents with Kurdish origins have been always paid attention with highly sensitivity by national policy makers. Present research has three basic aims including: local development agent recognition, identification of agents` relevant processes, and exploration of barriers for each agent`s role in the process of local development. In order to explain theoretical context of the question, institutionalism approach with good government role in local development have been presented. Piranshahr border region, in the south of West Azerbaijan province, is the only formal border with Iraqi Kurdistan, and has experienced fast development changes in recent twenty years based on academic research and the researcher`s lived experience. Research method is qualitative and is based on the analysis of interviews and participatory observation. Sampling is done through purposive sampling; and Data has been collected through deep and group interviews with 30 local development agents divided in five groups including: governmental agents (from state and parliament), economical agents (from local investors, border merchants, carrier laborers, farmers), security agents (from Sepah military forces, Border Regiment forces), urban agents (from city managers and real-estate agents), and native social agents (from local confidants, NGOs, and Clergymen). Results show that agents from government, security, border, and economical agents including border merchants, carrier laborers, and local investors, have had affective experienced trends which have been mainly accompanied by interaction, opposition, indifference, ethnic respect preserve, and friendship. Serious barriers for local development have been recognized as nonnative agents, security point of view, ethno-centric view, and distrust to local people. Good government indexes have been variant based on institutionalism approach in different political states after revolution 1979. Based on research findings, local good government with upward planning look, using native agents, and participation of local people is the most appropriate strategy for the fulfillment of local development in Piranshahr border region.
    Keywords: local community, local development, change agents, Border, social forces
  • Mahmood Jomepour, Neda Talebian Pages 29-48
    The growth of metropolitan regions is directly influencing the periphery from various social, economic and spatial aspects. In the periphery of metropolises, different forms of spatial organization are made in accordance with different situation of the environmental and the socio-economic systems. The aim of this study is to compare the marginalization process of metropolitan suburbs of Tehran. Includes Lavasan and Shahriar cities as metropolitan areas of Tehran metropolis. According to the Urban Rural Development Approach (UFRD), rural settlements with different dimensions and characteristics have an important role in rural and regional development. But in most developing countries, But in most developing regions, because of the lack of a hierarchical settlement system, these centers cannot perform their functions efficiently. In this study, In order to compare the living standards in the studied cities. We used the indicators of social, economic and quality of life indicators to determine the marginalization. The method of this research is descriptive-analytic and uses a survey method. The results of this research indicate that Lavasan and Shahriar cities depend on Tehran's metropolis in terms of economic and social dimensions. The role of these cities in interacting with the metropolis of Tehran is often the role of a dormitory. While the quality of physical indicators in Shahriyar was better than the Lavasan as marginal cities of Tehran
    Keywords: urban fringe, marginal, Shahriar, Lavasan, Tehran
  • Ali Shakouri, Hassan Omidi Pages 49-74
    The creation of free trade zones in the specific regions of the country is one of the plans and initiatives that are often undertaken by the states to develop the region and improve its people social welfare. In Iran, in recent decades, these projects have been implemented in different regions of the country, which Aras Free Zone is one of these projects. Although significant controversies have been made on the impacts of these areas, which have often been referred to ineffectively, less research has been done, especially on the area under study regarding welfare indicators. Hence, this research inspired by Ferguson's notion that developmental plans would unintentionally lead to changes that were neither quite positive nor negative, and using the comparative method examines the outcomes of the Aras Free Zone on indicators Social welfare in this region. The findings show that although the Aras Free Zone, like other free zones of Iran, has not achieved its goals in general, its effects in various welfare indicators have not been the same. For example, in such indicators as health care, education, employment status has had some positive effects. Nevertheless, in other indicators such as social security and the need for supportive organizations and the economic situation (economic welfare), it has almost neutral effects. Simultaneously, in some indicators, such as housing conditions and Housing costs have had very negative effects. Similarly, it often leads to the formation of reverse immigration and the rise of strangers in the Aras commercial-industrial free zone.
    Keywords: free zoons, community development, Aras, welfare
  • Azam Abachi, Ali Yousofi, Mehdi Kermani Pages 75-94
    Gentrification is defined as the promotion of degraded or old assets of the middle or high class of the society. This process operates in a powerful manner within the urban geography of capitalism and represents the conflict between various urban stakeholder groups. The purpose of this study was to provide an analysis of the conditions and processes governing the gentrification process in one of its controversial examples in Iran, i.e. the old fabric surrounding the Holy Shrine in Mashhad. Based on this, a series of deep interviews with 26 participants who were knowledgeable in this issue was conducted. Through grounded theory, the data (interviews) were analyzed. The factors underlying the gentrification process of the decayed urban fabric surrounding the Shrine were explored as follows : Underlying conditions such as the increasing commodification of the urban atmosphere, arbitrary governmental interventions in housing...; Causative conditions such as pseudo-governmental monopoly in the process of privatization, the lack of public funding and the constraints on governments, ...; interventional conditions such as the increasing complexity of metropolitan entrepreneurship; the pattern of attracting and retaining foreign investment,...; Strategic conditions, including the violation of free marketing rules by governmental and pseudo-governmental stakeholders, gaining profit through supplying and demanding rents..., and the consequences of gentrification such as the rejection of early urban stakeholders and the undermining of the socio-economic foundations of democratic structures. To sum up, the gentrification process of the old fabric of the Razavi Shrine is a kind of "government-oriented approach to urban regeneration with a dependent gentrification nature"
    Keywords: dependent gentrification, urban regeneration, urban stakeholders
  • Masoud Saliani, Mansour Vosoughi Pages 95-114
    The purpose of this study is to analyze the status quo using the capacity of None governmental organization in monitoring government performance and providing improvement strategies.This research is descriptive and of a survey type.To do this research, a researcher-made questionnaire has been used which includes elements related to internal and external factors (including 21 questions in terms of strengths, weaknesses, opportunities and threats).Validity of the questionnaire was evaluated by Delphi technique and by a number of professors and expert experts, and its reliability was confirmed by Cronbach's alpha (a=0/887).The sample of the research was 347 NGOs.The internal and external evaluation matrix was used to analyze the data.The results of the research indicate that the current state of use of the capacity of None governmental organization in monitoring government performance has 7 strengths, 13 weaknesses, 7 opportunities and 9 major threats.Also, by examining the strategic position of NGOs, it was found that these organizations are focused on the coordinates of whistle in terms of internal factors in the area of weaknesses and in terms of the external factors of the organization in the area of threats.Accordingly, "defensive" strategies are recommended for the development of NGOs.Therefore, in order to minimize internal weaknesses and reduce the effects of external threats, taking advantage of the opportunities and strengths identified can help to fulfill its mission and duties.
    Keywords: strategy, NGOs, government, monitor
  • Shirzad Mahmoudi Azar, Zohre Davoudpour Pages 115-136
    The Famous cities are constantly trying to establish themselves as one of the new ideas for consolidating their place. One of these ideas is a creative city. By joining the Creative Cities Network, Cities are seeking to increase their economic power and have worked to develop policies and strategies to achieve this growth, one of which is urban branding, because the main urban branding role is to contribute to the city's economic growth. The purpose of the present research is to present a model of urban branding to realize the concept of a creative city using data base theory and emphasizing Urmia city. The purpose of the present research is to present a model of urban branding to realize the concept of a creative city using the data base theory and emphasizing Urmia. The method of data collection is a profound semi-structured interview with experts. The statistical society includes senior managers of the municipality, faculty members of the arts and urban group, city councils, and so on. Sampling was used for purposeful sampling and chain reference technique. Theoretical saturation up to the 16th was somewhat formed, but the research process continued until the 21st century. The coding method was used to interpret the data. The results of selective coding, the causal conditions, the ground conditions and the intervening conditions, affect the urban branding phenomenon. One of the most important prerequisites for branding is joining a creative network of cities. By joining this network, the ground for creativity is provided among all segments of society, and in some way the atmosphere or atmosphere of creativity is governed by society. Such a community is appealing to creative human capital, thus raising social capital in such a society. With the rise of social capital, political and economic and physical areas are also being fostered, and a ground for comprehensive development is provided. Since branding is not an end in itself and targets such as economic sustainability, credit enhancement, urban image, city image improvement, etc., and also pointing out that the idea of ​​a creative city attempts to qualify the image of a city For citizens, it can be enhanced, we can take the position of a creative city and achieve economic sustainability with the ultimate goal of urban branding. The implications of this template also confirm this.
    Keywords: urban branding, Creative City, economic sustainability
  • Mehdi Taleb, Maryam Mollaei Pages 137-158
    In order to achieve local development, the participation of all people in community should be considered. The elderly as a part of the society, are supposed to play an effective role in the community. It seems that identifying effective components in promoting the ability of this group and adopting appropriate strategies to enhance the elderly capacity for playing more effective role in the local development of a society are precondition for an effective role of the elderly to play in local development. Based on the main purpose of this paper, the promoting ability of the elderly is studied. Participants in this study have been elderly people of Larijan village of Mahallat city in Markazi province. In order to collect data, thematic analysis method in qualitative approach has been used. The data collection techniques are participant observation, semi-structured interview and ground-writing methods (note taking). For data analysis, coding and categorization have been used. To increase richness of the data 12 out of total 17 interviews with the highest quality have been selected and analyzed. According to the survey’s results, the most important promoting factors effective in the development of the elderly ability are informational capital, being healthy and able to work, having spouse, literacy and education, religious participation, child-based supporting network, relative and friend -based supporting network, intellectual and practical independence, the ability of bargaining and eloquence, being contented and fatalism, rural culture teachings and some other factors mentioned in the survey. Considering this survey’s results, the combination and continuity of agency and opportunity structure related to promotion or weakening of ability are inseparable. As a result, for any analysis or planning, this mutual relation should be considered.
    Keywords: ability, rural elders, opportunity structure, native perception, agency