فهرست مطالب

علوم و فنون شیلات - سال هفتم شماره 3 (تابستان 1397)
  • سال هفتم شماره 3 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/05
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سمیه پیله رام، لاله رومیانی*، مهرنوش تدینی صفحات 167-174

    اهداف:

    کیتوزان به عنوان پلی ساکاریدی پلی کاتیونی، به دنبال استیل زدایی از کیتین تهیه می شود. کیتوزان یک ماده غیرسمی، تجزیه پذیر و زیست سازگار است که خواص ضدمیکروبی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر پوشش کیتوزان و اسانس فلفل سیاه (Pipper nigrum) بر ماندگاری فیله کپور علف خوار در روش بسته بندی اتمسفر تغییریافته (MAP) در دمای یخچال بود.

    مواد و روش ها

    در پژوهش تجربی حاضر، فلفل سیاه و ماهی کپور علف خوار استفاده شدند. پس از آغشته کردن نمونه ها به اسانس فلفل سیاه و کیتوزان، بسته بندی نمونه ها با روش اتمسفر اصلاح شده صورت پذیرفت. تیمارها شامل تیمار شاهد (بدون پوشش و اسانس) ، تیمار اول (0/1% اسانس) ، تیمار دوم (0/5% اسانس) و تیمار سوم (1% اسانس فلفل سیاه با پوشش کیتوزان) بودند. شاخص های شیمیایی شامل پراکسید، تیوباربیتوریک اسید، بازهای نیتروژنی فرار، اسیدچرب آزاد، pH و شاخص میکروبی میزان باکتری های مزوفیل در فواصل صفر، 3، 6 ، 9، 12 و 15 روز ارزیابی شدند. آزمون های تحلیل واریانس دوطرفه و حداقل اختلاف معنی دار (LSD) به کار رفتند.

    یافته ها

    تغییرات pH و میزان اسیدهای چرب آزاد در تمامی تیمارها در طول دوره روندی صعودی داشت. در تمامی تیمارها میزان پراکسید از سطح مجاز (10میلی اکی والان در کیلوگرم) بالاتر نرفت. کمترین تغییرات تیوباربیتوریک اسید و بازهای نیتروژنی فرار به تیمار 1% اسانس فلفل سیاه مربوط بود که با سایر تیمارها تفاوتی معنی دار داشت (0/05p<). میزان باکتری های مزوفیل بین تیمارها در طول دوره نگهداری تفاوت معنی داری نشان داد (0/05p<).

    نتیجه گیری

    استفاده از محلول پوششی کیتوزان همراه با اسانس فلفل سیاه در غلظت 1% موجب افزایش ماندگاری فیله کپور علف خوار در دمای یخچال به مدت 9 روز می شود.

    کلیدواژگان: کیتوزان، اسانس فلفل سیاه، کپور علف خوار
  • سیده صدیقه بابایی، عبدالمحمد عابدیان کناری*، مهدی هدایتی، محمدعلی یزدانی ساداتی صفحات 175-184

    اهداف:

    هدف این مطالعه، بررسی اثر ترکیب ماکرونوترینت جیره (دو سطح پروتئین 44 و 38% به همراه دو نسبت کربوهیدرات به چربی 1/4 و 3) به منظور دست یابی به چگونگی تغییرات رشد، ترکیب بدن و اسیدهای چرب در بدن تاسماهی سیبری (Acipenserbaerii, Brandt, 1869) طی گرسنگی و غذادهی مجدد بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه تجربی در مرکز تحقیقات بین المللی تاسماهیان دریای خزر با طرح کلی کاملا تصادفی برنامه ریزی و اجرا شد. 360قطعه بچه تاسماهی سیبری (با وزن اولیه 5±30گرم) ، به طور تصادفی در 24عدد تانک 500لیتری (15قطعه در هر تانک) (15عدد ماهی در هر تانک) با حجم آبگیری 400-350لیتر توزیع شد. تاسماهیان با 4 جیره پروتئین 38%- نسبت کربوهیدرات: چربی 3 (LP-St) ، پروتئین 44%- نسبت کربوهیدرات: چربی 3 (HP-St) ، پروتئین 38%- نسبت کربوهیدرات: چربی 1/4 (LP-L) و پروتئین 44%- نسبت کربوهیدرات: چربی 1/4 (HP-L) تغذیه شدند. بچه ماهیان به مدت 3 هفته در حد سیری ظاهری تغذیه شدند، سپس دو هفته گرسنه مانده و مجددا 5 هفته غذادهی شدند. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و توسط آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون دانکن تحلیل شدند.

    یافته ها

    رشد جبرانی در هیچ کدام از تیمارها حاصل نشد. در گروه شاهد بهترین رشد در تیمار HP-L مشاهده شد، در حالی که بعد از غذادهی مجدد تیمار HP-St بهترین افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی را داشت.

    نتیجه گیری

    ترکیب جیره بر اسیدهای چرب SFA، MUFA و PUFA تاثیر دارد، در حالی که اعمال دو هفته گرسنگی تنها باعث افزایش جزئی در ترکیب MUFA شده و بر دیگر اسیدهای چرب تاثیری ندارد.

    کلیدواژگان: تاسماهی سیبری، گرسنگی، PUFA
  • وحید رضایی امینلویی، نصراله احمدی فرد*، امیر توکمه چی، ناصر آق صفحات 185-189

    اهداف:

    آرتمیا یکی از مهم ترین غذاهای زنده در آبزی پروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان میکروبیوتای بدن آرتمیا فرانسیسکانا تغذیه شده با پروبیوتیک باکتریایی باسیلوس سابتیلیس و مخمر ساکارومایسس سرویزیه در شرایط آزمایشگاهی بود.

    مواد و روش ها

    در پژوهش تجربی حاضر 500 ناپلیوس آرتمیا به زوک شیشه ای یک لیتری با غلظت نمک ppt70 منتقل و روزانه با جلبک و سبوس گندم تغذیه شدند. آزمایش، چهار تیمار شامل تیمار شاهد (فاقد پروبیوتیک افزودنی) ، تیمار پروبیوتیک ساکارومایسس سرویزیه، تیمار پروبیوتیک باسیلوس سابتیلیس و ترکیب مساوی از تیمار مخمر و باکتری داشت. آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه و چنددامنه ای دانکن به کار رفتند. نرم افزارهای SPSS 21 و Excel 2013 نیز استفاده شدند.

    یافته ها

    تیمار پروبیوتیک باکتریایی به طور معنی داری بالاترین میزان کلنی ها را نسبت به سایر تیمارها نشان داد (0/05>p). تیمار حاوی مقادیر مساوی از پروبیوتیک باکتریایی و مخمر نیز بعد از تیمار پروبیوتیک باکتریایی بیشترین کلنی را داشت (0/05>p). بیشترین میزان کلنی های باسیلوس در داخل بدن، به ترتیب در تیمار پروبیوتیک باکتری و تیمار ترکیب پروبیوتیک باکتری با مخمر به دست آمد که به طور معنی داری بیشتر از تیمار شاهد و تیمار مخمر بود (0/05>p). براساس تعداد کلنی های باسیلوس کل بدن، تیمار پروبیوتیک باکتری اختلاف معنی داری با سایر تیمارها نشان داد و کمترین میزان کلنی مربوط به تیمار پروبیوتیک مخمر بود (0/05>p).

    نتیجه گیری

    نسبت به سایر تیمارها، بیشترین میزان باکتری های اسیدلاکتیک در تیمار باکتریایی است. این پروبیوتیک ها به خوبی می توانند در سطح و همچنین داخل بدن آرتمیا قرار گیرند، بنابراین استفاده از باسیلوس سابتیلیس به تنهایی یا با ساکارومایسس سرویزیه می تواند تاثیر مثبتی بر تعداد باکتری های آرتمیا داشته باشد.

    کلیدواژگان: آرتمیا فرانسیسکانا، باسیلوس سابتیلیس، ساکارومایسس سرویزیه، میکروبیوتا
  • محمود محسنی*، میرحامد سیدحسنی، حمیدرضا پورعلی، رضوان اله کاظمی، علی حلاجیان صفحات 191-197

    اهداف:

    پرورش فیل ماهی جوان پرورشی (Huso huso) صنعت نسبتا جدید در ایران به شمار می آید. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر سطوح مختلف کولین بر شاخص های رشد، ترکیب لاشه و برخی پارامترهای خونی و بیوشیمیایی سرم خون فیل ماهی جوان پرورشی بود.

    مواد و روش ها

    در پژوهش تجربی حاضر، 150 قطعه بچه فیل ماهی در تیمارهای شاهد، Cho2، Cho4، Cho6 و Cho8 به ترتیب شامل صفر، 2، 4، 6 و 8گرم کولین در هر کیلوگرم غذا با 3 تکرار در هر تیمار به منظور بررسی عملکرد رشد، ترکیب لاشه و برخی پارامترهای خون و سرم شناسی آنها به مدت 12 هفته تغذیه شدند. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 24 از طریق آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و دانکن صورت گرفت.

    یافته ها

    وزن نهایی، وزن کسب شده، شاخص نرخ رشد ویژه، نسبت بازده پروتئین، ضریب چاقی و ضریب تبدیل غذایی ماهیان تغذیه شده با جیره محتوی سطوح مناسب کولین (2 تا 4گرم در کیلوگرم) به طور معنی داری از ماهیان تغذیه شده با سایر جیره ها مناسب تر بود. بالاترین رشد و کارآیی غذا در ماهیان تغذیه شده با تیمار Cho4 مشاهده شد. با افزایش کولین در جیره غذایی ماهیان به طور معنی داری میزان پروتئین و چربی لاشه افزایش، ولی رطوبت لاشه کاهش یافت. همچنین افزودن 2 تا 4گرم کولین در کیلوگرم به جیره منجر به ایجاد تفاوت معنی دار در میانگین تعداد یاخته های قرمز و سفید، فعالیت آنزیم های کبدی (آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز) ، آلبومین و پروتئین تام خون نسبت به تیمار شاهد شد.

    نتیجه گیری

    به منظور دستیابی به بیشترین رشد و ترکیب بهینه لاشه فیل ماهی جوان پرورشی، مناسب ترین مقدار کولین، 2 تا 4گرم در کیلوگرم در جیره غذایی ماهی است.

    کلیدواژگان: کولین، شاخص های خونی، غذا، شاخص های رشد، فیل ماهی
  • ثاراله زارعی، سجاد کریمی، سالار درافشان*، فاطمه پیکان حیرتی صفحات 199-204

    اهداف:

    هپارین و نمک های EDTA دو ماده ضدانعقاد مرسوم در مطالعات خون شناسی ماهیان هستند. هدف مطالعه حاضر بررسی اثرات دو ماده ضدانعقاد هپارین و دی سدیم-اتیلن دی آمین تترااستات-دی هیدرات (Na2EDTA) روی ماهی استرلیاد بود.

    مواد و روش ها

    در مطالعه تجربی حاضر، تاثیر هپارین و Na2EDTA به ترتیب با غلظت های 10واحد بین المللی بر میلی لیتر و یک میلی گرم بر میلی لیتر بر پارامترهای خونی ماهی استرلیاد )Acipenser ruthenus (بررسی شد. نمونه های خون از 10 قطعه ماهی سالم با وزن متوسط 63/0±600/0گرم تهیه شدند. آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه، T مستقل، دانکن و نرم افزار SPSS 22 نیز به کار رفتند.

    یافته ها

    تعداد گلبول های قرمز خون در نمونه حاوی Na2EDTA (123532±845000سلول در میلی متر مکعب) به طور معنی داری از نمونه حاوی هپارین (86270±1205000سلول در میلی متر مکعب) کمتر بود (0/05>p). میزان هماتوکریت در نمونه حاوی Na2EDTA (0/46±27/05%) به طور معنی داری بیشتر از نمونه حاوی هپارین (0/89±23/62%) به دست آمد (0/05>p). در نمونه حاوی Na2EDTA، به ترتیب میانگین حجم گلبول های قرمز (MCV) و لنفوسیت (به ترتیب 30±146/11فمتولیتر و 1/55±93/25%) ، از نمونه حاوی هپارین (به ترتیب 18/41±108/59فمتولیتر و 1/72±87/25%) به طور معنی داری بیشتر بود (0/05>p). در نمونه حاوی Na2EDTA افزایش اندازه و همولیز گلبول های قرمز مشاهده شد، اما این تغییرات در نمونه حاوی هپارین تفاوت چندانی نسبت به گروه شاهد نداشت.

    نتیجه گیری

    ماده ضدانعقاد Na2EDTA بر پارامترهای خون شناسی ماهی استرلیاد، به ویژه از منظر ریختی، تاثیر منفی دارد. بنابراین ترکیب ضدانعقاد مناسبی برای آنالیز خون این گونه نیست. هپارین به دلیل ایجاد کمترین تغییرات در شکل، اندازه سلول و نیز اثرگذاری کمتر روی هماتوکریت، ماده ضدانعقادی مناسب در مطالعات خون شناسی ماهی استرلیاد است.

    کلیدواژگان: خون شناسی، ضدانعقاد، استرلیاد
  • الهه شریفی* ، سید علی جعفرپور، محمد هاشم حسینی صفحات 205-213
    اهداف

    با توجه به ماهیت غیراشباع اسیدهای چرب ماهی، کاربرد فناوری هایی برای کنترل نرخ اکسایش آن برای استفاده در صنعت غذا ضروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی روش تولید نانوکپسول های روغن ماهی به همراه اسانس میخک با استفاده از تکنیک کوآسرواسیون بود.

    مواد و روش ها

    در پژوهش تجربی حاضر تاثیر سه متغیر مستقل شامل درصد بیوپلیمر کل (ژلاتین-صمغ عربی؛ 6، 8 و 10%) روغن (2 تا 3%) ، غلظت اسانس میخک (صفر، 2000 و ppm3000) بر متغیرهای وابسته از قبیل اندازه ذرات و پتانسیل زتا، رنگ پودرهای تولیدشده، مقادیر روغن سطحی، کپسوله شده و بازدهی ریزپوشانی بررسی شد. پژوهش حاضر به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد. آزمون های آماری تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون دانکن به کار رفتند. داده ها در نرم افزار 16 SPSS تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    افزایش درصد بیوپلیمر کل موجب افزایش اندازه ذرات شد و اندازه ذرات محدوده ای بین 55/83±259/19 تا 253/05±814/35 نانومتر داشتند. در بررسی رنگ پودرهای تولیدشده با افزایش غلظت روغن ماهی و اسانس میخک شاخص زردی افزایش و با افزایش غلظت بیوپلیمر کل شاخص روشنایی کاهش یافت. همچنین روغن سطحی با افزایش درصد روغن و غلظت اسانس میخک در سطح نانوکپسول ها افزایش نشان داد و بازدهی ریزپوشانی در تیمارهای مختلف بین 2/75±65/10 در تیمار 15 (10% مخلوط بیوپلیمر، 3% روغن) تا 0/78±98/84 در تیمار 4 (8% مخلوط بیوپلیمر، 2% روغن) متفاوت بود.

    نتیجه گیری

    استفاده از تکنیک کوآسرواسیون پیچیده با استفاده از ژلاتین ماهی و صمغ عربی به عنوان بیوپلیمر، می تواند ذرات با اندازه نانو تولید کند.

    کلیدواژگان: اسیدهای چرب امگا 3، ریزپوشانی، بیوپلیمر
  • فاطمه موحدراد، عبدالمجید حاجی مرادلو، عباس زمانی* ، حامد کلنگی صفحات 215-222
    اهداف

    در پژوهش حاضر تاثیر جایگزینی پودر ماهی با آکوپرو (کنجاله سویای فرآوری شده) بر پاسخ رشد، ترکیب شیمیایی بدن و فعالیت آنزیم پروتئاز کل در ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) (میانگین وزن 0/3±2/38گرم) به مدت 6 هفته انجام شد.

    مواد و روش ها

    در مطالعه تجربی حاضر از جیره شاهد (A) حاوی 100% پودرماهی و سایر جیره ها حاوی 25 (B)،50 (C)، 75 (D) و 100% (E) آکوپرو به جای پودر ماهی استفاده شد. در پایان آزمایش شاخص های رشد، ترکیب شیمیایی بدن و فعالیت آنزیم پروتئاز کل سنجش شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد شاخص های افزایش وزن بدن، نرخ رشد ویژه و میانگین رشد روزانه در جیره آزمایشی C بیشترین میزان را داشت و اختلاف معنی داری با سایر تیمارها نشان داد (0/05p<)، در حالی که شاخص وضعیت در جیره آزمایشی C نسبت به سایر تیمارها کمتر بود ولی اختلاف معنی داری را نشان نداد (0/05p>). میزان رطوبت، چربی و خاکستر بدن به ترتیب در جیره های آزمایشی A و B وE به طور معنی داری بالاتر از سایر تیمارها بودند (0/05p<)، ولی بیشترین میزان پروتئین در جیره آزمایشی C مشاهده شد که اختلاف معنی داری با سایر تیمارها نداشت (0/05p>). بیشترین میزان فعالیت آنزیم پروتئاز کل از ضمایم پیلوریک و روده در ماهیان تغذیه شده با جیره آزمایشی C مشاهده شد که نسبت به سایر جیره های غذایی اختلاف معنی داری را نشان داد (0/05>p).

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل از عملکرد رشد، ترکیب شیمیایی بدن و فعالیت آنزیم پروتئاز کل در این تحقیق نشان داد که جیره حاوی 50% آکوپرو نسبت به سایر جیره ها برای رشد ماهی قزل آلای رنگین کمان مناسب است.

    کلیدواژگان: آرد ماهی، سویای فرآوری شده، پروتئاز، رشد، ماهی قزل آلای رنگین کمان
  • داود محمدرضائی* ، باقر امیری مجازی، محمدعلی نعمت اللهی صفحات 223-229
    اهداف

    دامنه وسیعی از ترکیبات شیمیایی برهم زننده اندوکراینی می توانند منجر به تغییر متیلاسیون DNA شوند. فیتواستروژن ها به عنوان ترکیبات استروژنی ضعیف می توانند بر عملکرد تولیدمثلی یا ساختار سیستم غدد درون ریز آبزیان تاثیرگذار باشند.

    مواد و روش ها

    به منظور بررسی اثرات اپی ژنتیکی جنیستئین و بتاسیتوسترول بر متیلاسیون DNA، 49 عدد مولد ماده ماهی سفید به مدت 21 روز و همچنین تخم لقاح یافته ماهی سفید تا زمان تفریخ، در معرض سه سطح جنیستئین و سه سطح بتاسیتوسترول با غلظت های 10، 50 و 500نانوگرم بر لیتر قرار گرفتند. از بافت های تخمدان و کبد ماهیان مولد و نیز لاروهای تازه تفریخ شده در پایان آزمایش نمونه برداری و DNA آنها جداسازی شد. در این مطالعه به منظور بررسی متیلاسیون در هر یک از بافت ها از تکنیک MSAP استفاده شد.

    یافته ها

    بالاترین نرخ متیلاسیون DNA در بافت کبد و در ماهیان در معرض بتاسیتوسترول مشاهده شد. در تخمدان و جنین ماهیان نیز حضور هر دو ترکیب در محیط آبی در مقایسه با شاهد توانست بر الگوی متیلاسیون DNA تاثیرگذار باشد. بررسی نتایج نشان می دهد که متیلاسیون کل ژنوم در پاسخ به حضور هر دو ترکیب در محیط آزمایش در بافت های کبد، تخمدان و جنین تغییر می نماید.

    نتیجه گیری

    الگوی تغییر متیلاسیون بسته به نوع بافت و ترکیب فیتواستروژنی متفاوت است. بنابراین جنیستئین و بتاسیتوسترول قادر به تغییر شاخص های مولکولی در مولدین و جنین هستند. بنابراین حضور این ترکیبات با غلظت های ذکرشده در رودخانه های منتهی به دریای خزر می تواند در درازمدت بر عملکرد تولیدمثلی ماهی سفید تاثیر منفی داشته باشد.

    کلیدواژگان: ماهی سفید، متیلاسیون DNA، جنیستئین و بتاسیتوسترول
  • ساناز کوهی، محمدصادق علوی یگانه* ، جواد قاسم زاده صفحات 231-237

    دو گونه از کفال ماهیان با نام های کفال طلایی (Liza aurata) و کفال پوزه باریک (Liza saliens) در دریای خزر زیست می کنند. علی رغم تفاوت های تشریحی و ریختی مانند تعداد زوائد باب المعده ای، تعداد فلس روی خط جانبی و خارهای آبششی در منابع، تمایز ریختی این دو گونه با توجه به شکل پذیری ریختی تا حدی دشوار است. در این مطالعه تجربی ضمن بررسی مجدد اختلافات ریختی تشریح شده قبلی به بررسی مقایسه ای 31 صفت اندازشی و 10 صفت شمارشی ریختی پرداخته شد. همچنین توالی ژن COI به منظور تایید شناسایی این دو گونه تجاری به کار رفت. تعداد 25 نمونه از هر گونه از صیدگاه های پره واقع در شهرستان های نور و انزلی طی پاییز و زمستان 1395 جمع آوری و زیست سنجی شد. از میان صفات اندازشی و شمارشی مورد بررسی به ترتیب 15 و 3 صفت در مقایسه دو گونه اختلاف معنی دار داشتند (05/0>p). براساس نتایج آزمون تحلیل به مولفه های اصلی، صفات طول پیش باله سینه ای، باله شکمی، پایه باله مخرجی، عرض ساقه دمی و ارتفاع باله مخرجی نسبت به طول استاندارد و همچنین عرض سر نسبت به طول سر و بین صفات شمارشی، تعداد شعاع باله پشتی دوم، فلس های خط جانبی، خار آبششی و زوائد باب المعده ای دارای بیشترین بار عاملی (7/0) در جدایی دو گونه بودند. فاصله ژنتیکی بین گونه ای 40جفت باز (معادل 8/6%) یا 078/0 (فاصله دو عامله کیمورا) محاسبه شد که به خوبی تاییدکننده شناسایی ریختی صورت گرفته بود. نتایج بیانگر کارآیی دیگر صفات ریختی در تمایز دو گونه کفال ماهی دریای خزر است که می تواند در تکمیل کلیدهای شناسایی موجود مفید واقع شود.

    کلیدواژگان: ژن سیتوکروم اکسیداز زیر واحد 1، دریای خزر، کفال ماهیان
  • احمد عربشاهی کریزی* صفحات 239-242

    اهداف:

    ایران دارای پتانسیل ها و فرصت های زیادی برای توسعه آبزی پروری با هدف تولید و تنوع غذایی، بهبود امنیت غذایی در کشور، صادرات غیرنفتی، ارزآوری و از همه مهم تر ایجاد اشتغال از نوع مولد به صورت مستقیم و غیرمستقیم است. هدف این پژوهش تحلیل عملکرد استان های شمال و جنوب در بخش شیلات بود.

    ابزار و روش ها:

    در پژوهش توصیفی حاضر، استان های بوشهر، خوزستان، سیستان و بلوچستان، گلستان، گیلان، مازندران و هرمزگان با روش تصمیم گیری چندشاخصه (MADM) و به طور خاص تکنیک اولویت بندی براساس شباهت به راه حل ایده آل (تاپسیس) بررسی شدند. برای تهیه آمار و اطلاعات ماتریس داده ها به سالنامه آماری کشور در سال 1394 و سالنامه آماری سازمان شیلات ایران در سال 1393 رجوع شد. محاسبات مربوطه نیز با استفاده از نرم افزار MCDMengine انجام شد.

    یافته ها

    براساس آمار استفاده شده و شاخص های انتخابی، استان مازندران بهترین عملکرد را در بخش شیلات میان استان های مورد بررسی داشت و استان های گیلان، هرمزگان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، بوشهر و گلستان در رده های بعدی قرار داشتند

    نتیجه گیری

    در بخش شیلات، استان مازندران دارای بهترین عملکرد میان استان های گیلان، هرمزگان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، بوشهر و گلستان است.

    کلیدواژگان: آبزی پروری، ماهیگیری، شیلات
|
  • S. Pilehram, L. Roomiani *, M. Taddayoni Pages 167-174
    Aims

    As a polycation polysaccharide, chitosan is produced by deacetylation of chitin. Chitosan is a non-toxic, decomposable, and biocompatible substance that has antimicrobial properties. The aim of this study was to investigate the effect of chitosan coating and Piper nigrum essential oil on shelf life of grass carp in modified atmosphere packaging (MAP) at the refrigerator temperature (4°C).

    Materials and Methods

    In this experimental study, Piper nigrum and grass carp were used. After immersion of the samples into Piper nigrum and chitosan essential oil, samples were packed with MAP. The treatments consisted of control treatment (no coating and essential oil), first treatment (0.1% essential oil), second treatment (0.5% essential oil), and third treatment (1% essential oil of Piper nigrum with chitosan coating). The chemical parameters, including peroxide value (PV), thiobarbituric acid (TBA), total volatile basic nitrogen (TVB-N), free fatty acid (FFA) and pH and total viable count (TVC) of mesophilic bacteria were evaluated at the intervals of days 0, 3, 6, 9, 12, and 15. Two-way ANOVA and least significant difference (LSD) tests were used.

    Findings:

    Changes of pH and FFA progressively increased during the time of storage for all treatments. In all treatment, the level of PV did not exceed higher than the level of limit (mEq/kg). The lowest changes of TBA and TVB-N were related to 1% treatment of P. nigrum essential oil that were significant different with other treatments (p<0.05). TVC of the samples was significantly between treatments during storage (p<0.05).

    Conclusion

    The use of chitosan coating and 1% of Piper nigrum essential oil increases shelf life of grass carp fillet at refrigerator temperature to 9 days.

    Keywords: Chitosan, Piper nigrum Essential Oil, Ctenopharyngodon idella
  • S.S. Babaei, A. Abedian Kenari *, M. Hedayati, M.A. Yazdani, Sadati Pages 175-184
    Aims

    In this study, the effect of dietary macronutrient composition (two levels of protein 44% and 38% with two carbohydrate/fatty ratios of 1.4 and 3) was studied during starvation and re-feeding with the aim of achieving growth, body composition, and fatty acids in the body of Siberian Sturgeon (Acipenser baerii, Brandt, 1869).

    Materials & Methods

    This experimental study was carried out at the International sturgeon research institute in a completely randomized design. 360 fish (with an initial weight of 30±5g) were randomly distributed in 24 tanks of 500 liters (15 fish per tank) with a volume of 350-400 liters capacity. Fish were fed on 4 different diets; protein 38% - carbohydrate: lipid ratio 3 (LP-St), protein 44% - carbohydrate: lipid ratio 3 (HP-St), protein 38% - carbohydrate: lipid ratio 1.4 (LP-L) and protein 44% - carbohydrate: lipid ratio 1.4 (HP-L), respectively. The fish were fed apparent satiation for 3 weeks, then, starved for two weeks, and, then, re-fed for 5 weeks. The results were analyzed, using SPSS 22 software by multivariate analysis of variance and Duncan's test.

    Findings:

    Compensatory growth did not occur in any treatments. In the control group, the best growth was observed in HP-L, while after re-feeding, HP-St represented the best weight gain and feed conversion ratio

    Conclusion

    The dietary composition has a significant effect on the SFA, MUFA, and PUFA fatty acids, while the two weeks of starvation slightly increase only MUFA and have no significant effect on other fatty acids.

    Keywords: Siberian sturgeon, Starvation, PUFA
  • V. Rezaei Aminlooi, N. Ahmadifard *, A. Tukmechi, N. Agh Pages 185-189
    Aims

    Artemia is one of the most important live foods in aquaculture. The aim of the current study was to investigate Microbiota of Artemia franciscana fed by bacterial probiotic Bacillus subtilis and yeast Saccharomyces cerevisiae under laboratory conditions.

    Materials and Methods

    In this experimental research, 500 Artemia nauplius were transported to 1 liter Zug with salinity of 70ppt and fed daily by Dunaliella tertiolecta and wheat bran. The present study was carried out in 4 treatments, including control treatment (no additive probiotics), probiotic treatment of Saccharomyces cerevisiae, probiotic treatment of Bacillus subtilis, and equal combination of yeast and bacteria. Statistical tests including Duncan's new multiple range test and one-way analysis of variance were used. SPSS 21 and Excel 2013 software were also used.

    Findings:

    Bacterial probiotic treatment showed the highest colony count compared with other treatments (p<0.05). Treatment containing equal combination of yeast and bacteria had the highest colony after probiotic bacterial treatment (p<0.05). The highest number of Bacillus colonies in the body was obtained in probiotic bacterial treatment and combination of yeast and bacteria, respectively, which was significantly higher than control and yeast treatments (p<0.05). Based on the total number of Bacillus colonies, probiotic bacterial treatment showed a significant difference with other treatments and the lowest number of colony was related to probiotic yeast treatment (p<0.05).

    Conclusion

    Compared with other treatments, the highest number of lactic acidic bacteria is in bacterial treatment. These probiotics can well place on the surface as well as inside the body of Artemia. Therefore, using Bacillus subtilis alone or with Saccharomyces cerevisiae can have a positive effect on the bacterial count of Artemia

    Keywords: Artemia franciscana, Bacillus subtilis, Saccharomyces cerevisiae, Microbiota
  • M. Mohseni *, M.H. Seyed Hassani, H.R. Pourali, R. Kazemi, A. Hallajan Pages 191-197
    Aims

    The breeding of Huso huso is a relatively new industry in Iran. The aim of this study was to investigate the effect of different levels of choline on growth factors, carcass composition, and haematological-biochemical parameters in juvenile beluga (Huso huso).

    Materials and Methods

    In this experimental study, 150 Huso huso in control, Cho2, Cho4, Cho6, and Cho8 treatments consisting of 0, 2, 4, 6, and 8g/kg-1 choline of food with 3 replicates per treatment were fed for 12 weeks to evaluate growth performance, carcass composition, and some haematological and serological parameters. The data were analysed by analysis of one way variance and Duncan test, using SPSS 24 software.

    Findings:

    The final weight, weight gain, specific growth rate index, protein efficiency ratio, obesity coefficient, and feed conversion ratio of fish fed with diet containing appropriate levels of choline (2-4g/kg-1) were significantly better than fish fed with other diets. The highest growth and food efficiency was observed in fish fed with Cho4. With increasing choline in fish diet, body fat and protein concentrations significantly increased, but carcass moisture decreased. Also, addition of 2-4g/kg-1 choline to diet caused a significant difference in the mean number of red and white cells, the activity of liver enzymes (alanine aminotransferase and aspartate aminotransferase), albumin, and total blood protein compared with control treatment.

    Conclusion

    In order to achieve the best growth and optimal carcass composition of juvenile beluga, the most suitable amount of choline is 2-4g/kg-1 in the fish diet.

    Keywords: Choline, Blood Parameters, Nutrient, Growth Factors, Beluga
  • S. Zarei, S. Karimi, S. Dorafshan *, F. Paykan Heyrati Pages 199-204
    Aims

    Heparin and EDTA salts are commonly used as anticoagulants for haematological studies in fish. This study aimed at investigating the effect of heparin and Ethylenediaminetetraacetic dihydrate (Na2EDTA) on some haematological parameters of Sterlet sturgeon (Acipenser ruthenus).

    Materials and Methods

    In the current experimental study, the effect of heparin (10ml) and Na2EDTA (1mg/ml) was investigated on haematological parameters in Acipenser ruthenus. The blood samples were collected from 10 healthy fish with the average weight of 600.0±63.0g. The data were analyzed by SPSS 22 software, using one-way analysis of variance, independent t test, and Duncan's new multiple range test.

    Findings:

    The number of red blood cells in samples containing Na2EDTA (845000±123532cell/mm3) was significantly lower than those of heparinized ones (1205000±86270; p<0.05). Mean haematocrit value for Na2EDTA samples (27.05%±0.46) was significantly higher than bloods preserved in heparin (23.62%±0.89%; p<0.05). In sample containing Na2EDTA, mean corpuscular volume (MCV) and lymphocyte (149.11±30.00ft and 93.25±1.55%, respectively) was significantly higher than the heparin sample (108.59±18.41ft and 87.25±1.72%, respectively; p<0.05). In sample containing Na2EDTA, the increase in size and haemolysis of red blood cells were observed, but the changes in the sample containing heparin did not differ significantly from that of the control group.

    Conclusion

    Na2EDTA has a negative effect on haematological parameters of Acipenser ruthenus, especially in morphological terms; so, it is not a suitable anticoagulant combination for blood analysis of this species. Heparin due to the smallest changes in shape and size of cell, as well as less effect on hematocrit, is an anticoagulant in sterilized fish haematological studies.

    Keywords: Haematology, Anticoagulant, Sterlet
  • E. Sharifi*, S.A. JafarPour , S.M.H. Hosseini Pages 205-213
    Aims

    Considering the unsaturated nature of fatty acids, the use of technologies to control its oxidation rate is essential for use in the food industry. Thereafter, the aim of this study was to investigate the effects of biopolymer concentration and core material percentage on quality characteristics of fish oil nanocapsules containing clove essential oil prepared by complex coacervation technique.

    Materials and Methods

    In the present experimental research, the effects of 3 independent variables including the total biopolymer percentage (gelatin-gum Arabic; 6, 8, and 10%), oil content (2 to 3%), and the concentration of clove essential oil (0, 2000, and 3000 ppm) on dependent variables such as size and zeta potential of particles, color, surface oil, encapsulation, and nanoencapsulation efficiency were evaluated. The present study was carried out as factorial experiment in a completely randomized design. One-way analysis of variance and Duncan test were used. The data were analyzed by SPSS 16 software.

    Findings

    The increase in total biopolymer percentage was associated with increasing particle size as it was in the range between 259.19±55.83 and 814.35±253.05 nm, respectively. In terms of color parameters, the yellowness of produced powders was increased by increasing the concentration of fish oil and cloves essential oil, while lightness was decreased by increasing the concentration of the biopolymer. Also, the superficial oil was increased by increasing oil and clove essential oil concentrations in the nanocapsules, and microencapsulation efficiency in different treatments was recorded between 65.1±2.75 in treatment 15 (10% biopolymer and 3% oil) to 98.84±0.78 in treatment 4 (8% biopolymer and 2% oil).

    Conclusion

    Using complex coacervation technique with gelatin-gum Arabic as a biopolymer can produce nano-sized particles.

    Keywords: Omega 3 Fatty Acids, Microencapsulation, Biopolymer
  • F. Movahedrad , A. Hajimoradloo , A. Zamani*, H. Kolangi Pages 215-222
    Aims

    In this study, the replacement effect of dietary fish meal with AquPro (Processed soybean meal) was assessed on growth performance, body composition and total protease activity of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) over a period of 6 weeks.

    Materials and Methods

    In this experimental study, at the beginning of the trial, 5 experimental diets were formulated with fish meal as control (A) and diets with 25% (B), 50% (C), 75% (D) and 100% (E) AquPro, respectively. At the end of the feeding trial, growth performance, body composition and total protease activity from pyloric caeca and intestine were measured.

    Findings

    The results indicated that the WG, SGR and ADG in experimental diet C were the highest and showed a significant difference with other treatments (p<0.05). However, the status index in experimental diet C was lower than other treatments, but did not show significant differences (p>0.05). The moisture content, fat, and body ash were respectively, significantly higher in experimental diets A, B and E than those of other treatments (p<0.05), But the highest amount of protein was observed in the experimental diet of C, which did not show any significant difference with other treatments (p>0.05). The highest total protease activity from pyloric caeca and the intestine was observed in the fish fed with diet C which showed a significant difference with other diets (p<0.05).

    Conclusion

    Based on the results of growth performance, body composition, and total protease activity was revealed that the diet containing 50% AquPro could be appropriate for rainbow trout growth.

    Keywords: Fish Meal, Processed Soybean, Protease, Growth, Oncorhynchus Mykiss
  • D. Mohammadrezaei*, B. Mojazi Amiri , M.A. Neamat, Alahi Pages 223-229
    Aims

    A wide range of chemical endocrine disrupters modifies DNA methylation. Like a weak class of estrogens, phytoestrogens can affect aquatic animal reproduction and disturb the structure of endocrine systems.

    Materials and Methods

    In order to study the epigenetic effects of genistein and β-sitosterol, 49 female adults (for about 21 days) and fertilized eggs (until hatching time) of Kutum’s exposed to 3 different levels of genistein and β-sitosterol (10, 50, 500ng/l). At the end, the liver, the ovaries, and embryos were sampled and methylation-sensitive amplified polymorphism (MSAP) was used to evaluate the level of DNA methylation.

    Findings

    According to result the fish exposed to high level of β-sitosterol shown hypo DNA methylation in the liver. Compared with control, both of these compounds could effect on the ovary and embryos DNA methylation pattern. The result showed, whole genome methylation had a different pattern in the liver, ovary, and embryos, which treated by 500ng/l of β-sitosterol.

    Conclusion

    Methylation change pattern can be changed depends on the type of tissue and structure and level of the phytoestrogen compounds. According to this study, genistein and β-sitosterol could affect reproduction and embryo development by changing molecular indices. It seems that these compounds could affect the endocrine system of Kutum and reduce reproduction performance of Kutum in the long period.

    Keywords: Caspian kutum, DNA methylation, genistein-?-sitosterol
  • S. Kouhee , M.S. Alavi, Yeganeh*, J. Ghasemzadeh Pages 231-237

    Golden grey mullet (Liza aurata) and leaping mullet (Liza saliens) are two species from Mugilidae which inhabit the Caspian Sea. Despite the difference in the number of Pyloric caeca, lateral line scale, and gill rakers, diagnosis between two species regarding morphological plasticity is relatively difficult. In this experimental study, in addition to access previous morphological diagnostic characters, 31 morphometric and 10 meristic characters were surveyed. Also, COI gene sequence used to confirm accurate identification of these two commercial species in the Caspian Sea. In this way 25 samples were used for biometry. Samples were collected from Nur and Anzali cities beach sein fishing center in autumn and winter 2016. Among surveyed morphological characters, 3 meristic and 15 morphometric characters revealed a significant difference (p<0.05), respectively. Regarding the principal component analysis (PCA) results, Pre-pectoral fin length, Pelvic fin length, Anal fin base length, Caudal peduncle width, Anal fin height and Head width, within Morphometric characters and Second dorsal fin rays, lateral line scale number, number of Gill rackers and Pyloric caeca were among meristic characters which reveals highest load factor (>0.7) in discrimination of two species specimens. Regarding genetic distances, the between-group distance estimated 40bp (6.8%) or 0.078 K2P that well agreed with morphological identification. Results revealed the application of more morphological characters in the diagnosis of two Mullet species in the Caspian sea which could be useful in completing identification keys.

    Keywords: Cytochrome Oxidase subunit 1 gene, Caspian Sea, Mugilidae
  • A. Arabshahi Karizi * Pages 239-242
    Aims

    Iran has many potential and opportunities for the development of aquaculture with the goal of producing and diversifying food, improving food security, non-oil exports, foreign exchange, and most importantly, generating productive employment directly and indirectly. The aim of this study was to analyze the performance of the northern and southern provinces in the fisheries sector.

    Instruments and Methods:

    In this descriptive study, provinces including Bushehr, Khuzestan, Sistan and Baluchestan, Golestan, Guilan, Mazandaran, and Hormozgan were examined by Multi-Attribute Decision Making (MADM) and, in particular, the prioritization technique based on the technique for order of preference by similarity to ideal solution (TOPSIS). The data were collected, using the 2015 Statistical Yearbook of Fisheries Organization and the Statistical Yearbook of Iran. Multi-attribute decision making (MADM) was used to analyze the data.

    Findings:

    Based on the statistics used and the selected indices, Mazandaran had the best performance in the fisheries sector among the provinces. Guilan, Hormozgan, Khuzestan, Sistan and Baluchestan, Bushehr, and Golestan provinces were in the next ranks.

    Conclusion

    In the fisheries sector, Mazandaran province has the best performance among the provinces of Guilan, Hormozgan, Khuzestan, Sistan and Baluchestan, Bushehr, and Golestan.

    Keywords: Aquaculture, Fishing, Fisheries