فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/01
  • تعداد عناوین: 64
|
  • فرنوش کوچالی، باقر نظامی بلوچی، حمید گشتاسب*، بهزاد رایگانی صفحات 1-8
    خرس قهوه ای (Ursus Arctos) در بین همه گونه های خرس در دنیا بیش ترین پراکندگی را داشته و در اروپا، آسیا و آمریکای شمالی دیده می شود. این گونه بزرگ جثه ترین گوشت خوار ایران است که پراکنش وسیعی به ویژه در مناطق کوهستانی دارد. بزرگ ترین جمعیت و بیش ترین فراوانی آن در ایران در امتداد رشته کوه البرز به ویژه در مناطق جنگل‎های مرتفع در استان های مازندران و گلستان به ویژه در منطقه حفاظت شده البرز مرکزی و پارک ملی گلستان است. از این رو برای افزایش دانش جهت حفاظت از جمعیت های باقی مانده، به ویژه در مناطق حفاظت شده، در این بررسی به شناسایی زیستگاه های مطلوب گونه در محدوده جنگل های هیرکانی در استان های گلستان، گیلان و مازندران و پیش بینی عوامل موثر در این پراکندگی پرداخته شد. بررسی مطلوبیت زیستگاه گونه با روش حداکثر بی نظمی، مساحتی معادل 59%  از محدوده مورد مطالعه برای زیست گونه را مطلوب تشخیص داده است. تجزیه و تحلیل ها نشان داد که خرس قهوه ای زیستگاه های با شیب و پوشش گیاهی بالا را انتخاب می کند که این امر در ارتباط با دامنه های شمالی بیش تر صادق است. هرچه بر دما افزوده شود از مطلوبیت زیستگاه گونه کاسته خواهد شد. هم چنین در طراحی مناطق حفاظت شده می بایست فاصله از مناطق انسانی و روستاها لحاظ شود.
    کلیدواژگان: خرس قهوه ای، گوشت خوار، مطلوبیت زیستگاه، رشته کوه البرز، شیب
  • علی رازقندی، لعبت زبردست*، حمید رضا جعفری، احمد رضا یاوری صفحات 9-16
    امروزه طبیعت بکر و زیستگاه های دور افتاده و دور از تاثیرات بشر، بسیار کمیاب گردیده است. احداث مناطق حفاظت شده تلاش آگاهانه ای برای حمایت از آخرین بازمانده تنوع زیستی است که کم و بیش در روند توسعه ناپایدار کنونی ویژگی های طبیعی خود را حفظ کرده اند. ظرفیت دانش اکولوژی سیمای سرزمین برای دنبال کردن فرایندهای اکولوژیکی از درون طیف وسیعی از مقیاس های فضایی- زمانی و توجه به تاثیرات فرهنگی این امکان را فراهم می کند که اثرات واقعی فعالیت های انسانی و برنامه ریزی های مرتبط با آن ها را درک نماییم. در پژوهش حاضر، تغییرات سیمای سرزمین در دوره 10 ساله از سال 2006 تا سال 2016 در پناهگاه حیات وحش شیراحمد سبزوار با هدف مطالعه تاثیرات آن بر زیستگاه آهوی ایرانی مورد مطالعه قرار گرفت. به این منظور، پس از تهیه و پردازش تصاویر ماهواره ای مناسب از منطقه مورد مطالعه، نقشه های پوشش اراضی این منطقه برای دوره زمانی مذکور استخراج گردید. سپس جهت کمی سازی تغییرات زیستگاهی آهو در دوره 10 ساله، متریک های سیمای سرزمین در سطح طبقه استخراج و محاسبه شدند. نتایج محاسبه متریک ها بیانگر افزایش مساحت و پیوستگی در طبقه جنگل تاغ و گز و کاهش مساحت، بروز از هم گسیختگی و تغییر شکل و اندازه لکه ها در سه طبقه مرتع، شوره زار و زراعت می باشد که ناشی از وجود تعداد زیاد روستا در اطراف منطقه، فعالیت های انسانی مانند چرای بی رویه دام و خشکسالی است.
    کلیدواژگان: تغییرات زیستگاهی، آهوی ایرانی، پناهگاه حیات وحش شیراحمد سبزوار، رهیافت اکولوژی سیمای سرزمین
  • فرزانه ایمانی بوژانی، مرتضی نادری، جلیل ایمانی هرسینی*، بهمن شمس اسفند اباد صفحات 17-28
    هدف این مطالعه تعیین مهم ترین عوامل موثر بر حضور کل و بز با استفاده از روش های مبتنی بر داده های حضور در فصل های بهار و پاییز 1395 بوده و از 13 متغیر محیط زیستی استفاده شده  است. با جمع آوری داده های میدانی و مقایسه ویژگی های اکولوژیک 110 نقطه حضور در منطقه حفاظت شده و پناهگاه حیات وحش بیستون، مدل توزیع بالقوه گونه و مهم ترین متغیرهای دخیل در استفاده از زیستگاه به دست آمد. نتایج نرم افزارها نشانگر مطلوبیت زیستگاه کل و بز در نواحی جنوب و غرب منطقه است. مهم ترین متغیرهای موثر بر مطلوبیت زیستگاه در نرم افزار تحلیل آشیان بوم شناختی فاصله از مراکز صنعتی در فصل بهار و فاصله از مراکز نظامی در فصل پاییز بوده است. در فصل پاییز متغیرهای فاصله از روستاها، مراکز نظامی و شیبو در فصل بهار ارتفاع از سطح دریا بیش ترین میزان مشارکت را داشته اند. در فراکافت جک نایف فاصله از عشایر و تیپ پوشش گیاهی بیش ترین اثر را در فصول بهار و پاییز بر مطلوبیت زیستگاه داشته اند. میزان حاشیه گرایی 1/8 در پاییز و 0/9 در بهار نشانگر تخصص گرا بودن و توان تحمل محیطی کم گونه است. جهت بهینه سازی مدل از اعتبار سنجی متقاطع استفاده شد. در نرم افزار ModEco، بهترین عملکرد را مدل Domain  با دقت 0/9265 داشته  است. نتایج روش ها مشابه بود و بیش ترین تفاوت را ENFA با سایر روش ها (MaxEnt,Domain,Bioclim و Svm) داشت. اما بهترین عملکرد را MaxEnt با 0/931 = AUC داشت.
    کلیدواژگان: کل و بز، حداکثر آنتروپی، تحلیل فاکتور آشیان بوم شناختی، موداکو، سامانه اطلاعات جغرافیایی، منطقه حفاظت شده بیستون، پناهگاه حیات وحش بیستون
  • محمدرضا احمدی دستجردی، علی جهانی*، حمیدرضا رضایی، حمید گشتاسب صفحات 29-38
    مدل های پراکنش گونه ای رابطه بین توزیع گونه ها و عوامل محیطی را ارزیابی می کنند و درک بهتری از مدیریت و سیاست های آینده ارائه می دهند. یکی از این ابزارهای مدل سازی، شبکه عصبی مصنوعی می باشد  که امروزه به  ابزار مهمی برای تصمیم گیری تبدیل شده است. بر اساس اعلام اتحادیه جهانی حفاظت از حیات وحش و منابع طبیعی از میان گونه های مهره داران در ایران، کل و بز جزء طبقه گونه های آسیب پذیر می باشد. از اینرو هدف از این مطالعه مدل سازی مطلوبیت زیستگاه گونه کل و بز در پارک ملی قمیشلو با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی می باشد. در این مطالعه از متغیرهای ارتفاع، شیب، پوشش گیاهی، فاصله از جاده و فاصله از منابع آبی استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شبکه پرسپترون چند لایه، و به منظور محاسبات از نرم افزار MATLAB R2015b استفاده شد. نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که به ترتیب متغیرهای ارتفاع، فاصله از منابع آب، شیب، فاصله از جاده و طبقه پوشش گیاهی مهم ترین عوامل موثر بر پراکنش گونه کل و بز می باشد. محدوده مطلوب پراکنش گونه کل و بز در پارک ملی قمیشلو در مناطق با ارتفاع بیش تر از 2200 متر می باشد که مساحت مناطق مطلوب برای زیستگاه این گونه در حدود 3982 هکتار از کل مساحت منطقه می باشد که 12/36 درصد از منطقه را شامل می شود.
    کلیدواژگان: مدل سازی مطلوبیت زیستگاه، کل و بز، شبکه عصبی مصنوعی، ANN
  • محیا خسروی* صفحات 39-46
    منطقه تنگه آخوری در شهرستان فیروزکوه از توابع استان تهران قرار دارد. این مطالعه به منظور بررسی مطلوبیت زیستگاه قوچ و میش و ارتباط آن با پراکنش پوشش گیاهی منطقه شکار ممنوع کاوه ده، در فصل پاییز1393 برای شناسایی گونه های گیاهی و نمونه برداری به روش پلات گذاری انجام شد و برای شاخص های تنوع زیستی گیاهان با استفاده از نرم افزار Past انجام شده است. مطلوبیت زیستگاه قوچ و میش با استفاده از رتبه دهی به متغیرهای زیستگاهی (روشHEP) و مدل  HSI تعیین شد. 9 متغیر زیستگاهی بررسی شده  شامل: پوشش گیاهی، جهت، شیب، فاصله از جاده، فاصله از سکونتگاه ها، فاصله از زمین های کشاورزی وغیره بودند. در مهرماه، 11 گونه گیاهی، آبان 9 گونه گیاهی و آذرماه نیز 9 گونه گیاهی شناسایی شد. شاخص تنوع شانون وینر در سه ماه در فصل پائیز به ترتیب 2/013، 882، 1/2، غنای گونه ای مارگالف به ترتیب 2/153، 1/954، 2/288، غنای گونه ای منهینک به ترتیب 1/079، 1/162، 1/567 و تنوع گونه ای سیمپسون 0/8232، 0/8411، 0/8154 به دست آمد. با توجه به امتیازات به دست آمده از روش HEP، مطلوبیت زیستگاه کاوه ده در فصل پاییز 1393 خوب (0/67) تعیین شد.
    کلیدواژگان: مطلوبیت زیستگاه، قوچ و میش (Ovis orientalis)، پوشش گیاهی، منطقه شکار ممنوع کاوه ده
  • محمود صحرایی*، نادر اسدزاده، اکبر ابرغانی صفحات 47-52
    هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر روش های مختلف تغذیه کمکی بر افزایش وزن بره های شیرخوار در شرایط مرتع  بود. تعداد 90  راس بره نر یک ماهه از یک گله عشایری انتخاب گردید و به مدت 90 روز در فصل بهار سال 1394، در قالب یک طرح کاملا تصادفی با 3  تیمار و 3  تکرار (10 راس بره در هر تکرار) مورد آزمایش قرار گرفتند. سه تیمار شامل: 1- پرورش به روش سنتی (تغذیه با شیر مادر و علوفه مرتع) به عنوان تیمار شاهد، 2- تغذیه با بلغور جو به میزان 266 گرم در روز به ازای هر راس علاوه بر شیر مادر و تغذیه از مرتع (تیمار بلغور جو)، 3- تغذیه با کنسانتره به میزان 311 گرم در روز به ازای هر راس علاوه بر شیر مادر و تغذیه از مرتع (تیمار کنسانتره) بودند. دوره عادت پذیری، 14 روز درنظر گرفته شد. بره ها در شروع آزمایش و با  فواصل 14 روزه، قبل از خوراک دهی نوبت صبح، توزین شدند. شیر مازاد بر مصرف بره ها و نمره وضیعت بدنی میش های زایمان کرده به طور ماهانه اندازه گیری و ثبت گردید. بیش ترین میزان افزایش وزن کل دوره، نمره وضیعت بدنی میش ها و شیر تولیدی میش مادر در تیمار کنسانتره و کم ترین آن ها در تیمار شاهد مشاهده  شد (0/50>p). به طورکلی، از نظر اقتصادی استفاده از کنسانتره و بلغور جو در تغذیه بره های شیرخوار در مقایسه با روش سنتی، به ترتیب باعث افزایش 61/4 و 17/4 هزار تومان سود خالص دامدار به ازاء هر راس گوسفند در گله مورد مطالعه شد.
    کلیدواژگان: بره، تغذیه کمکی، گله عشایری، عملکرد
  • حمید پایا*، اکبر تقی زاده صفحات 53-58
    تحقیق حاضر جهت بررسی تاثیر یونوفر لازالوسید بر پارامترهای شکمبه ایگوسفند قزل انجام شد. بدین منظور از 16 راس گوسفند نر قزل در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. جیره های غذایی براساس جداول احتیاجات غذایی بین المللی گوسفندان (1985) تهیه شد به گونه ای که حاوی 2/9 مگاکالری در کیلوگرم ماده خشک انرژی قابل متابولیسم و 15 درصد پروتئین خام در ماده خشک جیره بود. اجزای تشکیل دهنده جیره غذایی شامل یونجه، دانه جو، کنجاله سویا، دانه ذرت و سنگ آهک به ترتیب با 400، 488، 200، 589 و 20 گرم در کیلوگرم ماده خشک جیره بود. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح مختلف لازالوسید (20، 25، 30 و 35 قسمت در میلیون ماده خشک جیره) بود. طول دوره آزماش 21 روز بود. مایع شکمبه 2 و 4 ساعت بعد از خوراک دهی صبحگاهی جمع آوری شد. در این تحقیق فاکتورهایی همانند pH شکمبه، زمان احیای متیلن بلو، زمان ترسیب شناوری، اسیدهای چرب فرار کل و نیتروژن آمونیاکی شکمبه اندازه گیری شد. pH شکمبه، زمان احیای متیلن بلو، زمان ترسیب شناوری و اسیدهای چرب فرار کل تحت تاثیر سطوح مختلف لازالوسید قرار نگرفت. نیتروژن آمونیاکی شکمبه با افزودن سطوح بالای لازالوسید کاهش معنی داری را نشان داد (0/05>p). نتایج نشان می دهد که استفاده از لازالوسید تا سطح 35 قسمت در میلیون ماده خشک جیره تاثیر منفی بر اکوسیستم و پارامترهای شکمبه ندارد و کاهش نیتروژن آمونیاکی شکمبه نشانگر کاهش فعالیت باکتری های تجزیه کننده پروتئین در شکمبه به واسطه افزودن لازالوسید می باشد.
    کلیدواژگان: پارامترهای تخمیری، شکمبه، لازالوسید، نشخوارکنندگان، یونوفر
  • امیر رضا صفایی*، علیرضا آقاشاهی، مرتضی رضایی، سیدعلی اکبر رضایی طالشی، مصطفی جعفری صفحات 59-64
    تاثیرات بسیار مخرب تغییرات اقلیمی ایجاد شده از ناحیه تولید گازهای گلخانه ای، از جمله گرم تر شدن کره زمین، خشکسالی های متوالی و غرق شدن کشورهای جزیره ای می باشد. لذا در جهت کاهش گازهای گلخانه ای مرتبط با فعالیت رشته علوم دامی و نیز ایجاد چتر حمایتی تحقیقاتی بر روی پروژه های علوم دامی، این پژوهش انجام شد. از طریق جستجو در فضای مجازی، کتابخانه ها و سایت های تخصصی و نیز تشکیل جلسات متعدد و شرکت درسخنرانی های صاحب نظران بین المللی و تنظیم پرسشنامه های ویژه، راهکارها و راهبردهای تحقیقاتی به صورت طرح های کلان و پروژه های تحقیقاتی، ارائه شدند. در راستای کاهش گازهای گلخانه ای با منشا علوم دامی و ایجاد زنجیره کامل تحقیقاتی، تعداد هشت راهبرد تحقیقاتی مشتمل بر مطالعات در مورد انواع دام های اهلی و پایش تعداد آن ها در ایران، بهبود و اصلاح نژاد دام های نشخوارکننده در ایران، راهکارهای تغذیه ای و افزایش ارزش غذایی خوراک های  بی کیفیت دام و طیور در ایران، اصلاح میکروارگانیسم های شکمبه، تحقیقات مرتبط با ساختمان و تاسیسات دامپروری، اصلاح ساختار کشتارگاه های دام و طیور، تغییر و اصلاح الگوی مصرف سوخت و تولید زیست گاز در ایران و نیز تغییر و اصلاح الگوی مصرف مواد پروتئینی حیوانی در ایران، در قالب 59 یافته کاربردی، به دست آمد. به طورکلی انجام تعهدات ملی و بین المللی، تدوین و اجرای راهبردهای تحقیقاتی به صورت ایجاد یک زنجیره کامل پژوهشی، تشکیل چتر کنترلی تحقیقاتی در پروژه های علوم دامی و آموزش همگانی (مردم و دامداری های صنعتی) از جمله مهم ترین راهکارهای به دست آمده، می باشد.
    کلیدواژگان: گازهای گلخانه ای، کاهش انتشار، علوم دامی
  • نیلوفر شفیع پور، مقصود بشارتی*، عیناللهعبدی، ذبیحاللهنعمتی صفحات 65-72
    هدف از این طرح بررسی اثرات افزودنی تجاری لالسیل (لاکتوباسیلوس بوچنری) بر روی خصوصیات شیمیایی سیلاژ یونجه مکمل شده با ملاس یا تفاله پرتقال بود. تیمارهای آزمایشی شامل 1: علوفه یونجه (تیمار شاهد)، 2: علوفه یونجه به همراه افزودنی باکتریاییcfu  108×3 بر گرم، 3: علوفه یونجه به همراه تفاله پرتقال، 4: علوفه یونجه به همراه تفاله پرتقال و افزودنی باکتریاییcfu  108×3 بر گرم، 5: علوفه یونجه به همراه 5 درصد ملاس، 6: علوفه یونجه به همراه 5درصد ملاس و افزودنی باکتریایی cfu  108×3 بر گرم بودند. علوفه یونجه در مرحله گلدهی برداشت و پس از 24 ساعت پلاسیده شدن به همراه تفاله پرتقال با سطح ذکر شده لالسیل با نسبت وزنی 2100 گرم یونجه پلاسیده و760 گرم تفاله پرتقال به مدت 90 روز سیلو گردید. داده های به دست آمده در قالب طرح آماری کاملا تصادفی با 3 تکرار تجزیه و تحلیل گردید. افزودن تفاله پرتقال، ملاس و افزودنی باکتریایی سبب ایجاد تغییرات معنی داری در ماده خشک نسبت به تیمار شاهد گردید (0/05>pH.  (p تمام نمونه ها کم تر از 4/55 بود اما pH تیمار شاهد در مقایسه با سایر تیمارها بالاتر بود (0/05>p). افزودن تفاله پرتقال، ملاس و مکمل باکتریایی به یونجه پلاسیده سبب افزایش معنی دار کل اسیدهای چرب فرار شد (0/05>p). افزودنی باکتریایی لالسیل به همراه تفاله پرتقال یا ملاس با در دسترس قرار دادن کربوهیدرات قابل تخمیر برای لاکتوباسیل ها و کاهش سریع pH و محدود نمودن رشد مخمرها و قارچ ها منجر به بهبود کیفیت سیلاژ حاصله می گردد.
    کلیدواژگان: افزودنی باکتریایی، تفاله پرتقال، سیلاژ یونجه، شاخص کیفی، کربوهیدرات محلول
  • عیسی لیالی* صفحات 73-78
    با توجه به نقش احتمالی دیازینون (DZN) در القاء تولید رادیکال های آزاد، احتمال می رود که سبب افزایش اکسیداسیون لیپیدهای غشایی اسپرم و در پی آن کاهش کیفیت پارامترهای اسپرم گردد. در این مطالعه اثرات سمی دیازینون بر پارامترهای اسپرم و اکسیداسیون لیپیدهای غشایی اسپرم در مایع سمینال موش نر مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه تجربی، 24 موش نر بالغ از نژاد سوری به صورت تصادفی به سه گروه تجربی و یک گروه شاهد تقسیم شدند. سم دیازینون با غلظت های 5 (گروه A)،  ده (گروه B) و 25 (گروه C) میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن در هر روز، به ترتیب به گروه های اول تا سوم مورد مطالعه و به صورت دهانی به مدت پنج هفته داده شد. سپس غلظت مالون دی آلدئید (MDA) در سرم و مایع سمینال به روش (TBAR (Thiobarbituric acid reaction  با دستگاه اسپکتروفتومتر مورد آماده سازی قرار گرفت. پارامترهای اسپرمی نیز به روش های معمول میکروسکوپی مورد آنالیز قرار گرفت. کاهش معنی داری در میانگین کیفیت پارامترهای اسپرمی در گروه های تیمار شده با سم دیازینون، به خصوص گروه های B و C در مقایسه با گروه شاهد مشاهده گردید (0/001>p). تفاوت معنی داری در میانگین غلظت MDA در سرم و مایع سمینال بین گروه های تیمار شده A، B، C و گروه شاهد مشاهده گردید (0/001>p).  سم دیازینون با افزایش اکسیداسیون لیپیدهای غشایی سبب کاهش پارامترهای اسپرمی می گردد که اثرات آن وابسته دوز نیز می باشد.
    کلیدواژگان: سم دیازینون، پارامترهای اسپرم، استرس اکسیداتیو، مالون دی آلدئید (MDA)، موش نر
  • سینا الهیاری، سید سجاد حجازی* صفحات 79-84
    سیپروفلوکساسین جزء آنتی بیوتیک هایی می باشد که از جفت عبور کرده و وارد مایع آمنیوتیک می شود. تحقیقات اندکی در مورد تاثیر سیپروفلوکساسین در ایجاد نارسایی تکامل کبدی جنین وجود دارد. ،لذا این مطالعه به منظور بررسی اثرات احتمالی مصرف این دارو در روزهای حساس بارداری بر روی رشد جنینی و تکامل بافت کبد در موش سوری انجام پذیرفت. دراین تحقیق از 40 سر موش سوری بالغ از نژاد Bulb/C استفاده شد. در گروه تیمار سیپروفلوکساسین با دوز 80 میلی گرم بر کیلوگرم بروش داخل صفاقی درروزهای 11،10،9 از آبستنی تزریق  شد. نمونه های کبد جنینی بعد از جداسازی به روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگ آمیزی شد و در نهایت زیر میکروسکپ نوری مورد بررسی هیستومورفومتری قرار گرفت. جهت انجام مطالعات سطح سرم فاکتورهای بیوشیمیایی کبدی بعد از اخذ خونگیری میزان آنزیم های آلانین آمینو ترانسفراز، آلکالین فسفاتاز وآسپارتات آمینو ترانسفراز بر اساس روش های استاندارد اندازه گیری شد. داده ها به صورت Mean±SEM بیان شده و برای تجزیه تحلیل داده ها روش آماری T-test، برای مقایسه وجود اختلاف بین گروه ها استفاده شد. در بررسی ریزبینی از بافت کبد در گروه تیمار شده، تغییرات وزیکولی درهسته های هپاتوسیت و هم چنین وقوع نکروز در برخی از سلول های کبدی دیده شد و تجمع بیش از حد چربی در سیتوپلاسم این سلول ها دیده شد. افزایش معنی دار در آنزیم هایALT و AST و تغییرات هیستوپاتولوژیک در ساختار کبد به دنبال مصرف این دارو به دست آمد که بیانگر صدمه جدی به بافت کبد و عملکرد آن می باشد.
    کلیدواژگان: بافت کبد، جنین، سیپروفلوکساسین، موش سوری
  • هادی تحسینی*، محسن احمدپور صفحات 85-90
    جوندگان نسبت به آلودگی فلزات حساس بوده و به دلیل شباهت بین الگوی توزیع فلزات در بافت های بدن انسان و بافت های بدن جوندگان می توانند به عنوان نمونه مطالعاتی مناسب، مورد بررسی قرارگیرند. هدف از این تحقیق بررسی میزان فلزات کادمیوم، مس و روی در اندام های عضله، کبد، استخوان و کلیه موش مغان (Microtus socialis) دراستان کرمانشاه است. در این بررسی، 12 موش مغان (6 نر و 6 ماده) به روش تله شرمن در سال 1396 جمع آوری شد. میزان فلزاتمس، روی و کادمیوم با استفاده از دستگاه جذب اتمی مدل Phonix 986 اندازه گیری شد. نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین غلظت فلزات روی، مس و کادمیوم در اندام های مختلف موش مغان وجود داشت (0/01>p). بیش ترین وکم ترین میزان فلز روی به ترتیب در بافت کبد (15/68 میکروگرم/ گرم وزن تر) و استخوان (5/38 میکروگرم/ گرم وزن تر) مشاهده شد. بیش ترین میزان فلز مس در بافت کبد (13/31 میکروگرم/ گرم وزن تر) و کم ترین میزان آن در عضله (4/67 میکروگرم/ گرم وزن تر) وجود داشت. بیش ترین و کم ترین غلظت کادمیوم به ترتیب در بافت های کبد (2/36 میکروگرم/ گرم وزن تر) و استخوان (1/19 میکروگرم/ گرم وزن تر) مشاهده شد. غلظت فلزات روی در عضله و کلیه (0/01>p)، مس در عضله، کبد و استخوان و کادمیوم تنها در استخوان (0/05>p) بین جنس نر و ماده اختلاف معنی داری مشاهده شد. با مقایسه غلظت پس زمینه و میزان غلظت های مورد بررسی فلزات در بافت کبد بیانگر این مطلب است که فلزات در محدوده پس زمینه قرار دارند و به حد بحرانی نرسیده اند.
    کلیدواژگان: آلودگی فلزات، جوندگان، موش مغان، کرمانشاه
  • بهروز بهروزی راد* صفحات 91-100
    شناسایی و تعیین تنوع گونه ای پرندگان مرتع زی در مراتع منطقه حفاظت شده ارسباران در بهار و تابستان 1395 با دوربین چشمی 10×40 زایس و تلسکوپ 15×60 با مشاهده مستقیم و نقطه شماری Point Count انجام شد. در این مطالعه 74 گونه پرنده مرتع زی متعلق به 20 تیره در منطقه شناسایی شد. تنوع گونه ای با استفاده از نرم افزار Past تعیین شد. جمعیت پرندگان در طول 6 ماه 2967 قطعه بود که بیش ترین جمعیت در خردادماه 909 قطعه بود. شاخص های زیستی تنوع گونه ای مارگالف و منهینینک در فروردین ماه به ترتیب 8/94 و 3/31 بیش ترین و کم ترین مقدار در مرداد به ترتیب 7/91 و 2/037 بود. بیش ترین غالبیت در شهریورماه با 0/118 و کم ترین مقدار غالبیت در خرداد برابر با 0/05 بود. تیره توکایان Turdidae با 12 گونه دارای بیش ترین تنوع و تیره هایFalconidae، Meropidae، Coracidae، Upopidae،Sturnidae ، Sittidae و Tetraonidae هر یک با یک گونه دارای کم ترین تنوع گونه ای در منطقه را داشتند. در طول بهار و تابستان 1395 راسته گنجشک سانان با 94/92 در صد، راسته ماکیانیان با 4/77 درصد و راسته شکاری ها شامل (قوشیان و شاهینیان) با 0/77 درصد ترکیب جمعیت پرندگان ارسباران را تشکیل داده بودند.
    کلیدواژگان: پرندگان مرتع زی، تنوع گونه ای، منطقه حفاظت شده ارسباران
  • آریا شفائی پور*، بهزاد فتحی نیا، فاطمه خانجانی صفحات 101-106
    کشتارگاه و سایت زباله شهر یاسوج در مجاورت یکدیگر و در 12 کیلومتری جنوب شهر یاسوج قرار دارند. در طی دو سال (1394 و 1395)، از اوایل آبان ماه تا اواخر اسفند، پرندگان شکاری این منطقه مورد شمارش و بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی ها نشان داد که در پاییز و زمستان سال 1394 حدود 130-120 عدد پرنده شکاری از خانواده عقاب ها و در سال 1395 حدود 125-115 عدد از همین خانواده در سایت زباله و کشتارگاه یاسوج حضور داشتند. از این تعداد در سال 1394، 84 عدد عقاب صحرایی و شش عدد عقاب شاهی و در سال 1395، 79 عدد عقاب صحرایی و 10 عدد عقاب شاهی شمارش گردید. در سال اول، 19/05% عقاب های صحرایی، بالغ بودند و 33/33% آن ها 5-4 ساله و 47/62% آن ها 3-2 ساله بودند. هم چنین 83/33% از عقاب های شاهی، نابالغ بودند. در سال دوم، 21/53% عقاب های صحرایی، بالغ بودند و 36/70% آن ها 5-4 ساله و 41/77% آن ها 3-2 ساله بودند. در مورد عقاب های شاهی نیز در سال دوم، باز هم جمعیت افراد بالغ بسیار کم تر بود (20% کل جمعیت عقاب های شاهی)، ولی اغلب افراد شمارش شده را نابالغ ها تشکیل می دادند. در طی دو سال مطالعه نیز، 20/3% عقاب های صحرایی بررسی شده، بالغ و بقیه نابالغ بودند و در مورد عقاب شاهی نیز، 18/43% جمعیت، بالغ بودند. هم چنین اوج زمان حضور عقاب های مهاجر در این منطقه دی و بهمن ماه بوده است. در مطالعه حاضر عقاب شاهی جمعیت بسیار کم تری نسبت به عقاب صحرایی داشت.
    کلیدواژگان: عقاب صحرایی، عقاب شاهی، هرم سنی، جمعیت
  • روح الله عبدالله پور*، وحید رضایی پور، حامد کریمی زاده، مجتبی زمانی صفحات 107-112
    به منظور مقایسه اثرات لانه ‏های تخم گذاری اتوماتیک و مرسوم بر برخی متغیرهای مربوط به کیفیت تخم در مزارع مرغ مادر گوشتی، از یک واحد پرورش مرغ مادر با پنج سالن مجهز به لانه‏ های تخم‏ گذاری اتوماتیک و پنج سالن با لانه ‏های مرسوم دستی استفاده شد. فراوانی هفتگی تخم‏ های ترک دار، کثیف، ضایعاتی، بدشکل، دوزرده و قابل جوجه کشی طی یک دوره تولید (34 هفته) در سالن‏ ها اندازه ‏گیری شد. مشاهدات درصد هفتگی هر متغیر با استفاده از مدلی آماری شامل اثرات تصادفی سالن و هفته تخم گذاری در رویه mixed نرم ‏افزار SAS تجزیه و تحلیل شدند، و میانگین درصد متغیرهای دو گروه از سالن‏ ها مقایسه شدند.در سالن‏ های با لانه ماشینی اتوماتیک، فراوانی تخم ‏های بدشکل کم تر و فراوانی تخم‏ های کثیف و تخم‏ های ضایعاتی بیش تر بود (p<0/01). هم چنین درصد تخم‏ های قابل جوجه ‏کشی در سالن‏ های مجهز به لانه ‏های اتوماتیک بیش تر بود (p<0/01). درصد تخم‏ های ترک ‏دار و تخم‏ های دو زرده تحت تاثیر نوع لانه ‏ها نبود (p>0/01). نتایج نشان داد استفاده از لانه های ماشینی اتوماتیک در مزارع پرورش مرغ مادر گوشتی و مدیریت صحیح آن می ‏تواند موجب بهبود کیفیت تخم‏ مرغ و درصد تخم ‏های قابل جوجه‏ کشی شود.
    کلیدواژگان: لانه تخم‏گذاری، مرغ مادر گوشتی، کیفیت تخم ‏مرغ، تخم قابل جوجه ‏کشی
  • رضا بابائی سواسری*، عبدالحسین شیروی، ویدا حجتی صفحات 113-120
    Natrix tessellata یک گونه وابسته به آب است که زندگی بسیاری از آن ها در نزدیکی نهرهایی که غنی از ماهی هستند کشیده شده است. در این مطالعه که از 15 فروردین تا 15 آبان 1391 روی جمعیت های شهرستان ساری در استان مازندران انجام شد، تعداد 57 نمونه مار نر از چهار ایستگاه تالاب پرورش ماهیآبندانکش، پارک جنگلی زارع، رودخانه تجن و شالیزارهای اطراف ساری به منظور مطالعات تولیدمثلی، رفتارشناسی، بررسی صفات ریختی متریک و مریستیک در گشت های روزانه و با دست جمع آوری شدند. نمونه ها از ارتفاع 30 متری از سطح دریا در شالیزارهای برنج تا ارتفاع 700 متری در منطقه پارک جنگلی زارع مشاهده شدند. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که طول بدن آن ها بین 34 تا 68 سانتی متر، طول دم آن ها بین 11 تا 16 سانتی متر و در صفات مریستیک تعداد فلس های جلو چشمی 2 یا 3 عدد، 3 یا 4 فلس عقب چشمی، لب بالا دارای 8 و لب پایین 9 یا 10 فلس، فلس های شکمی 169 تا 183 عدد،  زیر دمی 60 تا 78 عدد و فلس های پشتی در تمام نمونه ها 19 عدد می باشد. زمان فعالیت این گونه در منطقه مورد مطالعه در فصل بهار از ساعت 9 صبح تا 16 عصر می باشد اما در فصل تابستان از ساعت 8 تا 13 و در بعد از ظهر از ساعت 17 تا 20 می باشد. هم چنین در این تحقیق فعالیت شبانه ای از این مار مشاهده نشد. با شروع اسپرماتوژنز در اواسط خرداد، تعداد اسپرم ها رفته رفته افزایش یافته و در اواسط مرداد و شهریور به حداکثر تعداد می رسد.
    کلیدواژگان: مار چلیپر نر، ریخت شناسی، تولیدمثل، شالیزارهای برنج، پارک جنگلی زارع، ساری
  • سمیه اسدیان نارنجی*، زهرا ابریشمی، حمیدرضا جمالزاده صفحات 121-132
    منطقه حفاظت شده سریشا-گوجی با وسعت تقریبی 100 کیلومتر مربع در شمال شهرستان تربت حیدریه از استان خراسان رضوی واقع شده است. حداقل ارتفاع آن از سطح دریا 1482 متر و حداکثر ارتفاع آن 2522 متر می باشد. این مطالعه میدانی، در بهار و تابستان سال 1391 صورت پذیرفت و طی نمونه برداری به صورت پیمایشی فون سوسماران آن مورد شناسایی قرار گرفت. در مجموع 75 نمونه جمع آوری گردید که پس از انتقال به آزمایشگاه با استفاده از کلیدهای شناسایی معتبر و با اندازه گیری صفات متریک و مریستیک، مورد بررسی قرار گرفتند. گونه های شناسایی شده عبارتنداز: گونه های Paralaudakia caucasia، Paralaudakia microlepis، Paralaudakia erythrogastra، Trapelus agilis  و Trapelus megalonyx از خانواده Agamidae؛ گونه Cyrtopodion scabrum از خانواده Gekkonidae؛ گونه های Eremias persica، Eremias fasciata، Mesalina watsonana از خانواده Lacertidae؛ و گونه Eumeces schneiderii princeps  از خانواده Scincidae. بیش ترین فراوانی مربوط به گونه Paralaudakia caucasia می باشد.
    کلیدواژگان: سریشا گوجی، فون، سوسماران، صفات متریک و مریستیک ‏
  • عاطفه چمنی*، محدثه کاظمی، حامد محمدی صفحات 133-140
    هدف از این تحقیق بررسی میزان آلودگی لاک پشت منقار عقابی به فلزات سنگین سرب و کادمیوم در جزیره کیش است. بدین منظور در خرداد 1395، 20 نمونه نابالغ، 20 پوسته تخم و 4 جنین از لانه های ناموفق گونه در سایت حفاظت شده جزیره کیش، به همراه 17 نمونه رسوب،  نمونه برداری و پس از عصاره گیری به روش هضم مرطوب، غلظت سرب و کادمیوم آن توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری گردید. میانگین غلظت سرب در نمونه نابالغ، جنین و پوسته تخم به ترتیب 0/67±7/44، 1/34±11/44 و 3/33±12/22 و میانگین غلظت کادمیوم به ترتیب 0/14± 0/44، 0/52± 0/84 و 0/49± 0/87 میلی گرم بر گیلوگرم به دست آمد. براساس آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون LSD، میانگین غلظت سرب در جنین و پوسته تخم تفاوت معنی دار ندارد ولی از نمونه های نابالغ بیش تر است. براساس آزمون کروسکال والیس، میانگین غلظت کادمیوم بین سه گروه مورد بررسی دارای تفاوت معنی دار نمی باشد. براساس آزمون تحلیل دوجمله ای، میانگین غلظت کادمیوم در پوسته تخم از سطح 2-1 میلی گرم بر کیلوگرم که می تواند باعث ایجاد مشکلات منفی بیولوژیکی و تولیدمثلی گردد پایین تر می باشد. از طرفی براساس آزمون تی، میانگین غلظت سرب در پوسته تخم از سطح 4/7 میلی گرم بر کیلوگرم که می تواند باعث بروز صدمات جبران ناپذیرگردد، بالاتر گزارش گردید. میانگین غلظت سرب و کادمیوم در رسوبات منطقه به ترتیب 7/95±65/69 و 0/75±2/82 میلی گرم بر کیلوگرم به دست آمد که براساس آزمون تحلیل دوجمله ای، بالاتر از میزان استاندارد رسوب است.
    کلیدواژگان: Eretmochelys imbricata، لاک پشت منقار عقابی، سرب، کادمیوم، جزیره کیش
  • شاهین شهلاپور*، محمدعلی افرایی، مهناز ربانی ها صفحات 141-152
    در این مطالعه وضعیت پراکنش و گروه های طولی  بچه ماهیان کفال پوزه باریک (Liza saliens) در آب های ساحلی جنوب شرق دریای خزر و خلیج گرگان از تیرماه 1393 تا خرداد ماه 1394مورد بررسی قرار گرفت. نمونه برداری با استفاده از تور پره با چشمه 2 میلی متر در پنج ایستگاه انتخابی شامل دو ایستگاه در ساحل شرقی خزر و سه ایستگاه در ساحل شمالی خلیج گرگان انجام گردید. نمونه های صید شده در ایستگاه ها متعلق به کوچک ترین بچه ماهیان کفال در دامنه طولی 13 الی 90 میلی متر بودند. در فصل تابستان و در خلیج گرگان اغلب نمونه ها در دامنه طولی 18 تا 38 میلی متر قرار داشتند اما در ایستگاه های خزری بیش ترین فراوانی در طول های 30 تا 62 میلی متر ثبت گردید که دارای توزیع یکنواخت تری بود. کوچک ترین نمونه ها با حد کمینه طول TL) 13) میلی متر در فصل تابستان صید شدند. در پاییز و زمستان بچه ماهیان کفال در تمام ایستگاه ها حضور داشتند اما در زمستان تعداد نمونه های صید شده در خلیج گرگان کاهش چند برابری داشت. براساس نتایج حاصله بچه ماهیان کفال از جمعیت قابل توجهی در آب های نزدیک ساحل منطقه و به خصوص خلیج گرگان برخوردارند و این آب ها در واقع یک زیستگاه پرورشی برای آن ها محسوب می شوند. پدیدار شدن نسل جدید بچه ماهیان کفال پوزه باریک و آغاز چرخه زندگی آن ها در اواخر بهار رخ می دهد که دارای شباهت با محدوده غربی انتشار جغرافیایی این گونه واقع در زیستگاه های دریای مدیترانه می باشد.
    کلیدواژگان: بچه ماهی، گروه های طولی، ساختار جمعیت، کفال پوزه باریک، دریای خزر، خلیج گرگان
  • پریا اکبری*، شهاب الدین گرگیج صفحات 153-158
    تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر جلبک کلرلا (Chlorella vulgaris) بر شاخص های رشد، تغذیه (ضریب تبدیل غذایی، میزان غذای دریافتی، راندمان مصرف پروتئین، راندمان مصرف چربی) و ترکیب شیمیایی ماهی کفال خاکستری به مدت 60 روز صورت گرفت. در این مطالعه، تعداد 120 قطعه ماهی کفال ماهی با میانگین وزنی 2/01±14/95 گرم در یک طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار آزمایشی و 3 تکرار (با تعداد 10 قطعه در هر تکرار) مورد آزمایش قرار گرفتند. تیمار شاهد (بدون پودر جلبک) و تیمارهای آزمایشی 2، 3 و 4 به ترتیب دارای 5، 10و 15 گرم بر کیلوگرم پودر جلبک در غذا بودند. در پایان آزمایش، بالاترین طول نهایی 0/10±11/08 سانتی متر، میزان افزایش وزن به دست آمده 12/39±216/85 گرم، میزان رشد روزانه 0/18±6/53 درصد، نرخ رشد ویژه 0/07±0/90، کم ترین میزان غذای دریافتی 0/03±0/99 درصد، بالاترین راندمان مصرف پروتئین 0/24±4/37 درصد و بالاترین راندمان مصرف چربی 0/09±1/23 درصد در تیمار حاوی 5 گرم بر کیلوگرم پودر جلبک مشاهده شد که با تیمار شاهد دارای تفاوت معنی دار بود (0/05>P). بیش ترین میزان پروتئین خام و رطوبت در تیمار حاوی 10 گرم جلبک بر کیلوگرم غذا مشاهده شد. در مجموع براساس نتایج این تحقیق افزودن 5 گرم بر کیلوگرم پودرجلبک کلرلا به جیره غذایی ماهی کفال خاکستری به منظور بهبود شاخص های رشد (میزان غذای دریافتی، میزان رشد روزانه) و کیفیت لاشه در این ماهی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: کفال ماهی، جلبک کلرلا، ترکیب لاشه، محرک رشد
  • مهرنوش نوروزی*، مصطفی باقری توانی صفحات 159-166
    هدف این مطالعه،بررسی و شناسایی ترکیب پروفیل اسیدهای آمینه در جنس نر و ماده ماهی کفال طلایی (Liza aurata) در دو دوره تولیدمثل و غیرتولیدمثل بود. به همین منظور تعداد 100 قطعه ماهی کفال طلایی از صید پره، در دو فصل بهار (غیرتولیدمثل) و پاییز (تولیدمثل) در سواحل جنوبی دریای خزر جمع آوری گردید. پس از زیست سنجی نمونه ها، اندازه گیری پروتئین با روش استاندارد کجلدال و آنالیز اسیدآمینه به وسیله دستگاه HPLC انجام شد. نتایج نشان داد که ماهیان نر، میزان پروتئین بیش تری نسبت به ماهیان ماده داشتند. هم چنین ماهیان در دوره غیرتولیدمثل دارای پروتئین بیش تری نسبت به ماهیان در دوره تولیدمثل بودند (0/05>p). از بین مجموع اسیدهای آمینه ضروری و غیرضروری در ماهیان نر و ماده، اختلاف معنی داری مشاهده نگردید (0/05<p)، بنابراین جنسیت تاثیری در محتوای اسیدهای آمینه ندارد. لیزین بیش ترین مقدار را در مجموع اسیدهای آمینه ضروری و اسیدگلوتامیک بیش ترین مقدار را در مجموع اسیدهای آمینه غیرضروری در هر دو جنس و در هر دو دوره تولیدمثلی به خود اختصاص داد. بین مجموع اسیدهای آمینه ضروری و غیرضروری و کارایی پروتئین در دو دوره تولیدمثلی اختلاف معنی داری مشاهده گردید (0/05>p). نسبت TEAA/TNEAA ماهیان در دوره تولیدمثل 0/99 و در دوره غیرتولیدمثل 1، محاسبه شد. هم چنین نسبت لوسین/ ایزولوسین در ماهی کفال طلایی از نسبت خوبی برخوردار بود. بنابراین ماهی کفال طلایی غنی از مهم ترین اسیدهای آمینه موجود در آبزیان دریایی است و گوشت آن از کیفیت بالایی برخوردار می باشد.
    کلیدواژگان: اسیدآمینه، کفال طلایی، ارزش غذایی، دوره تولیدمثلی، دریای خزر
  • ساناز رحیمی، فاطمه شریعتی*، حسین خارا صفحات 167-174
    رودخانه خالکائی از رودهای شمال کشور بوده که از شهر ماسال عبور نموده و وارد تالاب انزلی می گردد. دراین تحقیق به منظور بررسی اثرات کارگاه های پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان بر کیفیت آب رودخانه خالکائی و روند خودپالایی آن،هشت ایستگاه نمونه برداری قبل و بعد از چهار کارگاه تکثیر و پرورش ماهی در مسیر رودخانه انتخاب شدند. اندازه گیری خصوصیات فیزیکوشیمیایی و مواد مغذی آب شامل دما، pH،هدایت الکتریکی (EC)، کل مواد جامد محلول (TDS)، اکسیژن محلول (DO)، اکسیژن مورد نیاز بیولوژیکی (BOD5)، اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD)، فسفات (PO4)، نیترات (NO3) و نیتریت (NO2) هر ماه یک بار در یک دوره پنج ماهه در سال 1395 صورت گرفت. نتایج میانگین برای ایستگاه های ورودی به مزارع، DO 0/62±10/09 میلی گرم در لیتر، BOD5 2/16±6/62 میلی گرم در لیتر، PO4 0/005±0/048 میلی گرم درلیتر و NO2 0/004±0/035 میلی گرم در لیتر به دست آمد. هم چنین برای ایستگاه های خروجی، DO 0/73±9/20 میلی گرم در لیتر، BOD5 3/97±12/81 میلی گرم در لیتر، PO4 0/007± 0/075 میلی گرم در لیتر و NO2 0/009±0/088 میلی گرم در لیتر محاسبه شد. در این مطالعه مقادیر پارامترهای فوق در ایستگاه های مختلف دارای نوساناتی بوده و برخی از آن ها شامل BOD5، COD، فسفات، نیترات و نیتریت در ایستگاه های خروجی مزارع پرورش ماهی نسبت به ورودی اختلاف معنی داری داشتند (0/05>p). مقادیر پارامترهای BOD5، COD، TDS، EC، فسفات و نیتریت بین ماه های مختلف دارای تفاوت معنی داری بودند (0/05>p) که نتیجه تاثیر مزارع پرورش ماهی و خودپالایی رودخانه می باشد. این فاکتورها در ماه های مختلف نیز در تغییر بوده که علت اصلی آن تغییر شرایط محیطی و شدت فعالیت کارگاه ها بود.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، پارامترهای کیفی آب، پساب، رودخانه خالکائی، استان گیلان
  • امین رنجبر*، مهرزاد مصباح، محمدرضا تابنده، تکاور محمدیان، داریوش غریبی، مجتبی علیشاهی صفحات 175-184
    در سال های اخیر، استفاده از پروبیوتیک ها در آبزی پروری به منظور ارتقای ایمنی زایی و مقاومت در برابر بیماری ها افزایش یافته است. در این تحقیق باکتری های با توان پروبیوتیکی لاکتوباسیلوس پنتوسوس و لاکتوباسیلوس پلنتاروم  (در دو گروه با سه تکرار) به مدت 60 روز به غذای ماهی های قزل آلای رنگین کمان اضافه شدند. ماهی های به غذای یک گروه از ماهی ها (با سه تکرار) که به عنوان گروه شاهد درنظر گرفته شده بود پروبیوتیک افزوده نشد. در پایان دوره، ماهی های قزل آلای رنگین کمان از نظر میزان رشد و آنزیم های گوارشی مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از 60 روز، ماهی هایی که در رژیم غذایی خود دارای پروبیوتیک بودند، افزایش معنی داری از نظر میزان رشد ویژه (SGR)، میزان کارآیی پروتئین (PER) و درصد افزایش وزن (BWG) نسبت به گروه شاهد نشان دادند (0/05>p). ضریب تبدیل غذایی (FCR) در گروه شاهد بالاتر از دو گروه دیگر بود و اختلاف معنی داری با آن ها داشت  (0/05>p). در پایان این دوره، میزان آنزیم های لیپاز، آمیلاز و تریپسین نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری را نشان دادند (0/05>p) ولی آلکالین فسفاتاز و پروتئاز اختلاف معنی داری نداشتند (0/05<p). از این تحقیق می توان نتیجه گرفت که استفاده از باکتری های لاکتوباسیلوس پلنتاروم و لاکتوباسیلوس پنتوسوس می تواند تاثیر مشخصی در میزان رشد و افزایش آنزیم های گوارشی و کمک به هضم  اجزای غذایی در ماهی قزل آلای رنگین کمان داشته باشد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، لاکتوباسیلوس، قزل آلای رنگین کمان، آنزیم های گوارشی
  • علی کریمی، محمدرضا ایمانپور، رقیه صفری*، حسین حسینی فر، علی جافر صفحات 185-190
    در اینآزمایشاثر مولتی آنزیم  آپسوزایم و پروبیوتیک پدیوکوکوس اسیدلاکتیکی به صورت مجزا و ترکیبی بر شاخص های رشد و برخی فاکتورهای بیوشیمیایی سرم خون در ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور 216 قطعه ماهی کپور با میانگین وزنی 0/21± 27/52 گرم به مدت 8 هفته با جیره های آزمایشی  تغذیه شدند. آزمایش در 6 تیمار و هر تیمار با سه تکرار شامل پروبیوتیک (0/1 درصد)، مولتی آنزیم آپسوزایم (0/025 درصد)، مولتی آنزیم آپسوزایم (0/05 درصد)، ترکیب پروبیوتیک (0/1 درصد) و مولتی آنزیم آپسوزایم (0/025 درصد)، ترکیب پروبیوتیک (0/1 درصد) و مولتی آنزیم آپسوزایم (0/05 درصد) و گروه شاهد طراحی گردید. در انتهای دوره شاخص های رشد و فاکتورهای بیوشیمیایی خون گلوکز، پروتئین کل و آلبومین با استفاده از روش اسپکتروفتومتری بررسی شد. نتایج نشان داد در شاخص میانگین وزن ثانویه، درصد افزایش وزن و نرخ رشد ویژه اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده شد (0/05>P)، در این شاخص ها در تیمار حاوی پروبیوتیک اختلاف معنی داری با تیمار شاهد مشاهده نشد ولی در تیمارهای حاوی مولتی آنزیم با افزایش سطح مولتی آنزیم به طور معنی داری افزایش یافت (0/05>P). هم چنین در تیمارهای حاوی ترکیب مولتی آنزیم و پروبیوتیک این شاخص ها افرایش معنی داری نسبت به تیمارهای مجزای پروبیوتیک و مولتی آنزیم نشان داد (0/05>P). ضریب تبدیل غذایی با افزایش سطح مولتی آنزیم و در جیره های ترکیب مولتی آنزیم و پروبیوتیک به طور معنی داری نسبت به جیره حاوی پروبیوتیک و شاهد کاهش یافت (0/05>P). شاخص درصد بقا اختلاف معنی داری بین تیمارها نشان نداد (0/05<P). در شاخص های بیوشیمیایی خون تفاوتی بین میزان گلوکز و پروتئین کل  در جیره شاهد و جیره های تغذیه شده با سطوح مختلف مولتی آنزیم و ترکیب مولتی آنزیم و پروبیوتیک مشاهده نشد (0/05<P). اما با استفاده از پروبیوتیک و جیره هایحاویسطوحمختلف مولتی آنزیم و جیره های ترکیبی میزان آلبومین نسبت به شاهد به طور معنی داری افزایش یافت (0/05>P). نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از مولتی آنزیم و پروبیوتیک می تواند بر قاکتورهای رشد و بیوشیمیایی خون ماهی تاثیرگذاشته و باعث بهبود وضعیت رشد و تغذیه ماهی کپور گردد.
    کلیدواژگان: آپسوزایم، پروبیوتیک، کپور، خون، رشد
  • مهسا محمودی خوش دره گی*، عبدالمجید حاجی مرادلو، بهروز دستار صفحات 191-198
    این مطالعه جهت ارزیابی اثرات بیوفلوک روی بهبود کیفیت آب و عملکرد رشد بچه ماهی کپورمعمولی (Cyprinus carpio) تغذیه شده با جیره های حاوی مقادیر مختلف پروتئین به میزان 23، 27، 31 و 35 درصد و تیمار آزمایشی بدون بیوفلوک در یک دوره 8 هفته صورت گرفت. متوسط مقدار اکسیژن (5/33) و( pH (8/05  در تیمارها بررسی شده و در تیمار شاهد بیش تر از تیمارهای بیوفلوکی بود. غلظت جامدات معلق کل  در تیمارهای بیوفلوکی به طور معنی داری بالاتر از تیمار شاهد بود (0/05>P) کیفیت خوب آب با توسعه بیوفلوک از طریق افزودن ملاس چغندرقند در طی آزمایش غذایی نگه داشته شد. با گذشت زمان و توسعه بیوفلوک در تیمارهای بیوفلوکی، مقدار آمونیاک، نیترات و نیتریت از هفته چهارم آزمایش شروع به کاهش نمود و در انتهای آزمایش مقدار آن ها در تیمارهای بیوفلوکی کم تر از تیمار شاهد شده بود. رشد براساس درصد وزن حاصله و ضریب رشد ویژه در بچه ماهی های تغذیه شده با جیره های حاوی 27 و 31 درصد پروتئین  به طور معنی داری بالاتر از بچه ماهی های تیمار شاهد بود که با جیره حاوی 35% پروتئین تغذیه کرده بودند (0/05>P). در مجموع نتایج این مطالعه نشان داد که در سیستم بیوفلوک، تغذیه ماهی کپورمعمولی با جیره حاوی 27 و 31 درصد پروتئین، بهترین نتیجه را در بهبود کیفیت آب و عملکرد رشد دارد.
    کلیدواژگان: کیفیت آب، راندمان رشد، کپور معمولی، جیره پروتئینی، سیستم بیوفلوک
  • غلامرضا رفیعی* صفحات 199-206
    در این پژوهش در قالب یک طرح کاملا تصادفی، اثر ورود نسبت های مختلف کربن به نیتروژن 10-15-20 به منظور تعیین بهترین نسبت کربن ورودی برای ایجاد شرایط رشد بهتر ماهی فیتوفاگ در سازگان مدار بسته مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که شاخص های رشد ماهی مانند افزایش وزن، ضریب تبدیل غذایی، کارایی پروتیین و ضریب رشد ویژه در کپور نقره ای با افزایش نسبت ها ی کربن به نیتروژن  10  و 20 بهبود می یابد. هم چنین تنظیم ورود نسبت کربن به نیتروژن، باعث بهبود معنی دار (0/05<P) کیفیت آب و کاهش آمونیاک، نیتریت و نیترات آب در مقایسه با تیمار شاهد شد. لذا، این روش را می توان به عنوان یک استراتژی کارآمد در مدیریت استخرهای پرورشی ماهیان گرمابی به صورت متراکم به کار برد. با انجام این آزمایش نشان داده شد که استفاده از روش های بدون تعویض آب مانند فناوری بیوفلاک و تنظیم نسبت های کربن به نیتروژن می تواند علاوه بر دستیابی به عملکرد بهتر رشد، با کاهش تجمع متابولیت های تولیدی در سیستم پرورشی و تولید غذا در سیستم، مشکلات زیست محیطی رهایی پساب آبزی پروری را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: نسبت کربن به نیتروژن، بیوفلاک، کیفیت آب، ماهی فیتوفاک، سیستم مدار بسته
  • امیر آرامون*، مجتبی علیشاهی، مسعود رضا صیفی آباد شاپوری، مسعود قربانپور صفحات 207-212
    علی رغم مزیت های فراوان واکسن های خوراکی، به دلیل تخریب آنتی ژنی در دستگاه گوارش ماهی، این واکسن ها کارایی پایینی داشته و کاربرد چندانی در آبزی پروری نیافته اند. کیتین یک پلیمر طبیعی است که باکتری آئروموناس می تواند فیلم زیستی (Biofilm) از آن ایجاد نماید که باعث مقاومت باکتری در برابر اسید معده و سیستم آنزیمی روده می گردد. ابتدا واکسن بیوفیلم آئروموناس هیدروفیلا تولید گردید و سپس کارایی واکسن تجویز خوراکی و تزریقی آن در ماهی کپورمعمولی ارزیابی گردید. به این منظور، 700 عدد ماهی کپور 14±46 گرمی، به 9 تیمار مساوی در سه تکرار به صورتی تقسیم گردید که تیمار اول تا چهارم به ترتیب با واکسن بایوفیلم، باکترین، کیتین+ محیط کشت و کیتین، به روش خوراکی ایمن شدند، تیمار پنجم تا هشتم به همین صورت به روش تزریقی ایمن شدند، تیمار نهم بدون تجویز واکسن به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. ماهیان هر تیمار در روز 60 با غلظت مک فارلند  8 (CFU/mL109×2/4) LD50 باکتری آئروموناس هیدروفیلا تزریق گردیدند. میزان تلفات در مدت 10روز ثبت گردید و درصد بقای نسبی (RPS) هر تیمار مشخص گردید. نتایج حاصل نشان داد که بالاترین میزان RPS به ترتیب مربوط به بایوفیلم تزریقی، بایوفیلم خوراکی و باکترین تزریقی بود که به طور معنی داری بالا تر از سایر تیمار ها بودند (0/05>P). در واکسن تزیقی RPS تحت تاثیر بایوفیلم قرار نگرفت و هر دو تیمار باکترین و بایوفیلم معنی دار بودند (0/089=P)، هر چند در واکسن خوراکی RPS به طور معنی داری تحت تاثیر بایوفیلم قرارگرفت و تیماربایوفیلم نسبت به بقیه تیمارها بازماندگی بیش تری داشت (0/05>P).
    کلیدواژگان: واکسن بایوفیلم، ماهی کپورمعمولی Cyprinus carpio، آئروموناس هیدروفیلا، ایمنی زایی
  • محمد شریفی، تورج ولی نسب*، لعبت تقوی صفحات 213-220
    محصولات دریایی به رغم تامین بخشی مهمی از پروتئین مورد نیاز انسان ها، موجب به وجود آوردن خطراتی برای سلامت آن ها می شوند. از این رو هدف از این مطالعه تعیین تجمع کادمیوم در بافت های پوست و عضله جنس های نر و ماده ماهی سفید و در نهایت مطالعه ارزیابی خطر مصرف آن می باشد.پس از انجام هضم اسیدی تعداد 30 عدد ماهی سفید نمونه برداری شده از سواحل جنوبی دریای خزر، میزان کادمیوم در آن ها با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. میانگین غلظت کادمیوم در بافت پوست و عضله به ترتیب 0/09± 0/45 و 0/06 ± 0/38 میکروگرم بر گرم وزن تر به دست آمد. نتایج آنالیزهای آماری تفاوت معنی داری را بین بافت پوست و عضله نشان داد (0/01>p). هم چنین اختلاف معنی داری در غلظت کادمیوم بین جنس نر و ماده مشاهده نشد. میزان سیبل خطر هدف (0/0002) پایین تر از میزان مجاز ارائه شده بود. میزان جذب روزانه و هفتگی به ترتیب 1/42 و 9/97 میکروگرم در روز/هفته به دست آمد که پایین تر از حداکثر میزان قابل قبول توسط کمیته مشترک سازمان های بهداشت جهانی و فائو بود. حد مجاز مصرف ماهی سفید از نظر کادمیوم برای افراد بالغ 0/16 و برای کودکان 0/03 کیلوگرم در روز به دست آمد. هم چنین تعداد وعده های مجاز مصرف برای افراد بالغ 21/79 و برای کودکان 4/51 وعده در ماه به دست آمد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان کادمیوم در ماهی سفید پایین تر از میزانی می باشد که در بلند مدت خطرات بهداشتی را متوجه مصرف کنندگان آن، با میزان کنونی مصرف داشته باشد.
    کلیدواژگان: کادمیوم، ماهی سفید، فلز سنگین، ریسک غذایی
  • سحر سیاحان، محمدرضا ایمانپور*، حسین پناهی صاحبی صفحات 221-228
    هدف از این مطالعه تعیین اثر جایگزینی پروتئین های گیاهی کنجاله کنجد با آرد ماهی بر عملکرد رشد، برخی ترکیبات لاشه و پارامترهای خونی در ماهی سفید دریای خزر بود. جهت انجام آزمایش تعداد 600 قطعه بچه ماهیان 1 تا 3 گرمی در 15 حوضچه ونیرو با تراکم 40 عدد در هر حوضچه ونیرو رهاسازی شد. غذادهی با جیره های حاوی سطوح مختلف کنجاله کنجد به صورت 4 تیمار شامل (10، 20، 30، 40) درصد کنجاله کنجد جایگزین پودر ماهی و یک تیمار به عنوان شاهد (فاقد کنجاله کنجد) درنظر گرفته شد. نتایج ارزیابی فاکتورهای رشد و لاشه نشان داد که بیش ترین میزان افزایش وزن (0/02±0/62) و نرخ رشد ویژه (0/02±0/54) و کم ترین میزان ضریب تبدیل غذایی (0/03±2/63) در تیمار شاهد مشاهده شد که با سایر تیمارهای آزمایش اختلاف معنی دار داشت (0/05>p). هم چنین بیش ترین میزان رطوبت (0/10±72/20)،  پروتئین (0/04±14/89) و کم ترین میزان چربی (0/05±9/17) تیمار شاهد مشاهده شد که با سایر تیمارهای آزمایش اختلاف معنی دار داشت (0/05>p). نتایج حاصل از فاکتورهای خونی نشان داد که بیش ترین میزان گلبول قرمز (0/04±1/64)، گلبول سفید (0/04±15/91)، هموگلوبین (0/08±6/63)، هماتوکریت (1/00±42/00) و MCHC (15/78±0/31) در تیمار شاهد مشاهده شد و هم چنین بیش ترین میزان پروتئین کل (0/12±4/66)، آلبومین (0/1±1/76)، گلوبولین (0/1±2/9)، تری گلیسرید (6/78±335/8) و کلسترول (3/3±269/65) نیز در تیمار شاهد مشاهده شد که داری اختلاف معنی داری با سایر تیمارهای آزمایشی بود (0/05>p). این مطالعه نشان داد که گنجاندن سطوح مختلف کنجاله کنجد به جای پودر ماهی در جیره غذایی ماهی سفید دریای خزر اثر منفی بر روی پارامترهای رشد داشت اما هیچ  تاثیر منفی بر روی فاکتورهای خونی نداشت.
    کلیدواژگان: ماهی سفید دریای خزر، کنجاله کنجد، پودر ماهی، رشد، فاکتورهای خونی
  • اکرم تهرانی فرد*، اعظم مشفق، ساناز نسرین نوکنده صفحات 229-240
    هدف از تحقیق حاضر بررسی روند تغییرات برخی ازفاکتورهای خون، ایمنی، یون ها، بافت شناسی بیضه و هورمونی ماهی سفید و رابطه آن با سن ماهی(Rutilus kutum) در فصول زمستان و بهار در منطقه چاف وچمخاله استان گیلان از بهمن 1394 تا اردیبهشت 1395در منطقه چمخاله و نیز تعیین رابطه رگرسیونی سن ماهی و میزان هورمون ها بوده است. جهت انجام تحقیق حاضر، 24 ماهی مولد نرصید گردید. نمونه های خون جهت اندازه گیری فاکتورهای خونی (گلبول های سفید و قرمز، هموگلوبین، هماتوکریت)، ایمنی (IgM و لیزوزیم)، یون ها (کلسیم، سدیم، پتاسیم و منیزیم) و هورمون ها (استرادیول و پروژسترون) جمع آوری گردید. مقاطع بافتی نیز از بیضه تهیه و مورد مشاهده قرار گرفت. هم چنین از فلس ماهیان جهت تعیین سن نمونه برداری شد. نتایج این تحقیق حاکی از افزایش میزان هورمون های مورد بررسی هم زمان با تکامل بیضه بوده است. هم چنین تفاوت معنی داری در میزان هورمون ها در برخی از ماه های نمونه برداری در این منطقه مشاهده و بیش ترین میزان هورمون های پروژسترون و استرادیول در منطقه چمخاله به ترتیب در ماهیان 4 و 5 ساله مشاهده شد (پروژسترون چمخاله  0/02±0/33 و چاف 0/01±0/31 در اردیبهشت ماه). نتایج این تحقیق حاکی از بروز تغییرات در فاکتورهای ا ندازه گیری شده هم زمان با تکامل بیضه بوده است. به طوری که میزان هورمون پروژسترون طی ماه های مختلف تغییرات معنی داری نمود و در اردیبهشت ماه به بیش ترین مقدار رسید (0/05>P) اما میزان استرادیول از بهمن ماه شروع به افزایش نمود (0/05>P) و تا اردیبهشت ماه در اوج باقی ماند. (9/2±1/0) میزان یون ها نیز از اسفند یا بهمن ماه روندی کاهشی را درپیش گرفت و میزان آن ها در اردیبهشت ماه به کم ترین حد خود رسید کلسیم 0±12/5، منیزیم 0/15± 5/8، سدیم 2±145 و پتاسیم 0/05±0/7 (0/05>P). میزان برخی فاکتورهای خونی (ازجمله تعداد گلبول های سفید و قرمز، هموگلوبین وهماتوکریت) درمراحل نهایی رسیدگی جنسی افزایش معنی داری یافت. به طوری که گلبول های قرمز خون 100000±1850000، گلبول های سفید خون 350±6150، هموگلوبین 0/65±11/85، هماتوکریت  3/5±58/6 (0/05>p) اما میزان لیزوزیم و Igm در اردیبهشت ماه درکم ترین میزان خود قرار داشتند، لیزوزیم  2± 23 و Igm  1±26 بود (0/05>P). در رابطه با میزان IgM سرم خون ماهی سفید نر دریای خزر طی ماه های بهمن تا اردیبهشت، تفاوت معنی داری در دو منطقه چاف و چمخاله، مشاهده نگردید و روند تغییرات این عامل تقریبا ثابت بوده است و مراحل مختلف رسیدگی جنسی طی ماه های منتهی به رسیدگی کامل جنسی و تکامل بیضه تاثیری بر تغییر میزان این عامل نداشته است.
    کلیدواژگان: ماهی سفید دریای خزر (Rutilus kutum)، چاف، چمخاله، هورمون جنسی، بافت شناسی، لیزوزیم
  • سهیلا نادری قره قشلاق، شهلا جمیلی*، محمد جواد فاطمی، علی محمد شریفی، محمدرضا نورانی صفحات 241-250
    کلاژن دارای کاربردهای فراوانی در زمینه داروسازی و پزشکی، تهیه محصولات بهداشتی و آرایشی و صنایع غذایی می باشد. در سال های اخیر توجه زیادی به جداسازی کلاژن از موجودات دریایی شده است که علت آن عدم محدودیت استفاده از آن در رژیم غذایی و عدم ایجاد خطر ابتلا به بیماری های مسری می باشد. در این مطالعه به استخراج کلاژن ازپوست ماهی سفید از ماهیان اقتصادی دریای خزر و ماهی قباد یکی از گونه های تن ماهیان خلیج فارس پرداخته شده است. کلاژن  پوست ماهی سفید و ماهی قباد به روش اسید و باز استخراج گردید و سپس به وسیله  Pico.Tag ، SDS-PAGE، FTIR و اسپکتوفوتوگرافی UV مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج براساسSDS-PAGE  و ترکیبات اسیدهای آمینه نشان دادند که کلاژن پوست هر دو ماهی کلاژن نوع I  و از دو زنجیره α (1α و2α) با وزن مولکولی kDa 130 و مقدار جرئی β تشکیل شده است. هم چنین تجزیه و تحلیل FTIR، ترتیبات مارپیچی از هر دو کلاژن را نشان داد و اسپکتروفتومتری UV در هر دو نمونه کلاژن پوست ماهی سفید و ماهی قباد حداکثر جذب را در 240 نانومتر نشان داد. میزان کلاژن استخراج شده از پوست ماهی سفید 15/6% و ماهی قباد 14/5% بود. تجزیه و تحلیل اسیدآمینه در کلاژن های استخراج شده، مقدار بالایی از گلایسین را در هر دو نمونه کلاژن، ماهی سفید 182/5 residues بر 706/1 residues و ماهی قباد 188/6 residues  بر 706/1 residues را نشان داد که آن یک سوم از کل اسیدهای آمینه محاسبه گردید و هم چنین مقدار پرولین به عنوان یک اسیدآمینه منحصر به فرد در کلاژن ماهی سفید 89/6 residues  بر 706/1 residues و در ماهی قباد residues  86/8 بر 706/1 residues بود.
    کلیدواژگان: ماهی سفید، ماهی قباد، کلاژن پوست ماهی، ترکیب اسیدآمینه، دریای خزر، خلیج فارس
  • سمیه نوده شریفی*، سید یوسف پیغمبری، سعید گرگین صفحات 251-256
    مطالعه حاضر باهدف بررسی و تحلیل وضعیت صید پره ماهیان استخوانی استان گلستان در یک دوره سه ساله طی سال های 87-1384 با بررسی آماری داده های موجود در تعاونی های صیادی و اداره کل شیلات استان صورت گرفته است.نتایج حاکی از آن است که طی این مدت اختلاف معنی دار آماری در سطح 0/05 بین تراکم و گونه ماهیان استخوانی صید شده برقرار بوده و صید روند نزولی دارد.در دوسال اول مطالعه تراکم صید ماهی کپور> سفید> کلمه بوده است. در سال 1386 ضمن تداوم روند کاهشی صید ماهی کپور نسبت به دوسال گذشته روند افزایشی صید ماهی سفید نسبت به سال های قبل به روشنی مشهود است و تراکم صید ماهیان نیز سفید> کپور> کلمه بوده است. به علاوه در طی این مدت بالاترین میزان صید برابر با 503525 کیلوگرم به ماهی سفید در سال 86 و حداقل آن نیز برابر با 864 کیلوگرم به ماهی کلمه اختصاص یافته است.
    کلیدواژگان: صیده پره، ماهیان استخوانی، تراکم صید، استان گلستان
  • علی صدوق نیری، احسان کامرانی*، علی اصغر خانی پور، نیلس مادسن، ایمان سوری نژاد صفحات 257-264
    مطالعه حاضر با هدف بررسی ترکیب گونه ای، ترکیب فراوانی طولی و میزان صید ضمنی در تورهای گوشگیر سطحی مخصوص صید ماهی هوور معمولی در شمال شرقی دریای عمان و صیدگاه های چابهار، کنارک و رمین (استان سیستان و بلوچستان) صورت پذیرفت. عملیات نمونه برداری توسط سه فروند قایق فایبرگلاس و لنج چوبی از مهرماه 1395 تا خردادماه 1396 انجام گرفت. ابزار صید شامل تورهای گوشگیر سطحی ماهی هوور معمولی با اندازه چشمه های  100 و 110 میلی متر مورد استفاده توسط قایق های صیادی و اندازه چشمه های 130 و 165 میلی متر به صورت کشیده در تور گوشگیر لنج چوبی بود. در مجموع 15 گونه متعلق به 8 خانواده تون ماهیان (Scombridae)، نیزه ماهیان (Istiophoridae)، گالیت ماهیان (Coryphaenidae)، کوسه ماهیان (Alopiidae و Carcharhinidae)، گیش ماهیان (Carangidae)، کوترماهیان (Sphyraenidae) و یال اسبی ماهیان (Trichiuridae) ترکیب صید ضمنی را تشکیل دادند. از نظر ترکیب گونه ای صید ضمنی، در تورهای مورد استفاده توسط قایق و لنج چوبی تفاوت معنی داری مشاهده شد. در تورهای مورد استفاده توسط قایق، کم ترین و بیش ترین میزان صید مربوط به گونه کوسه باله سیاه با 35 کیلوگرم و گونه زرده با 1622 کیلوگرم در کل دوره تحقیق بود. حداکثر صید در هر توراندازی مربوط به گونه زرده با 260 کیلوگرم در هر نوبت عملیات صید و توراندازی بود. بیش ترین میانگین صید (±انحراف معیار) در هر بار توراندازی نیز مربوط به گونه زرده با 9/26±47/71 کیلوگرم در هر بار توراندازی به دست آمد.در تورهای مورد استفاده توسط لنج چوبی، کم ترین و بیش ترین میزان صید مربوط به گونه کوسه دم دراز با 93 کیلوگرم و گونه گیدر با 90013 کیلوگرم در کل دوره تحقیق بود. حداکثر صید در هر توراندازی مربوط به گونه گیدر با 7820 کیلوگرم در هر نوبت عملیات صید و توراندازی مشاهده شد. بیش ترین میانگین صید (±انحراف معیار) در هر بار توراندازی نیز مربوط به گونه گیدر با 186/61±1250/18 کیلوگرم در هر بار توراندازی بود.
    کلیدواژگان: ترکیب گونه ای، فراوانی طولی، صید ضمنی، تور گوشگیر سطحی، استان سیستان و بلوچستان
  • مرجان حسینی*، حامد کلنگی، حامد آزادی، امید امیری صفحات 265-270
    تحقیق حاضر با هدف مقایسه پارامتر های ایمنی موکوس پوست گاوماهی زرد (Neogobius pallasi) و گاوماهی خالدار  (Neogobius melanostomus) انجام شد. از تعداد 10 عدد ماهی به ترتیب 5 عدد از هر گونه نمونه برداری موکوس صورت گرفته و فاکتورهای ایمنی غیراختصاصی شامل: پروتئین محلول، لیزوزیم، آلکالین فسفاتاز قلیایی و ایمنوگلوبولین کل موکوس دو گونه اندازه گیری شد. پس از پایان آزمایش مشخص شد که میزان پروتئین محلول (به ترتیب 0/22±3/14 و 0/32±1/23)، ایمنوگلوبولین کل (به ترتیب 0/02±0/48 و 0/12±1/09)، آلکالین فسفاتاز (به ترتیب 0/89±41/19 و 1/52±30/88) و مقدار لیزوزیم (به ترتیب 1/00±10/60 و 0/67±8/87) بود. اختلاف معنی داری بین سایر پارامترهای اندازه گیری شده در دو گونه وجود داشت (0/05>P) و به طورکلی میزان این پارامترها در گاوماهی زرد بالاتر از گاوماهی خالدار بود. در مجموع  با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت موکوس می تواند نقش مهمی در ایمنی غیراختصاصی داشته باشد و تفاوت های دو گونه در مورد واکنش به شرایط استرس زا را می توان تا حدودی به پارامترهای ایمنی غیراختصاصی موکوسی نسبت داد.
    کلیدواژگان: موکوس، لیزوزم، آلکالین فسفاتاز قلیایی، ایمونوگلبولین
  • سیده زهرا معصومی زاده*، منصوره قائنی، لاله رومیانی صفحات 271-278
    ماهی Lethrinus nebulosus از خانواده شهری ماهیان Lethrinidae پراکنش وسیعی در آب های سواحل ایران دارد. تعیین شاخص های رسیدگی جنسی در مطالعات زیست شناسی، مدیریت صید و تکثیر و پرورش آبزیان اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش، نمونه برداری ماهانه از تیر ماه  1393 تا خرداد ماه 1394 از سواحل شمال غربی خلیج فارس در استان خوزستان انجام شد. پس از زیست سنجی و تعیین جنسیت، شاخص های گنادوسوماتیک، هپاتوسوماتیک، طول 50 درصد بلوغ و نسبت جنسی ماهانه هم چنین هم آوری نسبی و مطلق  این ماهی محاسبه شد. شاخص گنادوسوماتیک از بهمن افزایش یافته و اوج آن در فروردین ماه (1/7993) ثبت شد. وجود یک پیک در نمودار گنادوسوماتیک نشان دهنده یک بار تخم ریزی در سال است. بیش ترین مقدار تغییرات شاخص کبدی در ماهیان نر در  اسفند ماه ( 0/7449) و ماهیان ماده، فروردین ماه (0/7812) بوده است. طول 50 درصد بالغین در جنس ماده 37/2 سانتی متر محاسبه شد. هم آوری مطلق 312415 و هم آوری نسبی 8/24  تعیین گردید. تعداد ماده ها در اکثر ماه های سال بیش تر از نرها بود. نسبت جنسی ماده به نر 1/99 به 1 بود. این ماهی در سواحل میانی خلیج فارس نسبت به شرق و غرب این سواحل در طول کم تری به بلوغ می رسد.
    کلیدواژگان: Lethrinus nebulosus، تولیدمثل، شاخص گنادوسوماتیک، هم آوری، خوزستان
  • مسرور ذاکری نسب، شهلا جمیلی، علیرضا ولی پور*، سید محمدرضا فاطمی، احسان رمضانی فرد صفحات 279-288
    ماهی شاه کولی از خانواده کپورماهیان است که مطالعه اندکی بر روی اندام های داخلی آن صورت گرفته است. با توجه به این که دستگاه گوارش بر روی رشد و بقای جانوران اهمیت دارد در این تحقیق به این مورد پرداخته شد. نمونه برداری از این ماهی از روز اول بعد از تخم گشایی تا پیش بلوغ در فواصل زمانی متفاوت به صورت تصادفی صورت گرفت. در واقع رشد این ماهی از طریق مطالعه مورفولوژیکی و مطالعه بافت شناسی به روش رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین بررسی شد و ترشحات سلول های لایه مخاطی لوله گوارش از نظر کربوهیدراتی با استفاده از عملیات بافت شناسی به وسیله رنگ آمیزی اسید پریودیک شیف انجام شد. مطالعه آناتومیکی بر روی این ماهی نشان داد که دستگاه گوارش آن از دو بخش اصلی مری و روده تشکیل شده است. در روزهای اولیه دستگاه گوارش یک لوله ابتدایی و ساده بوده که فعالیت ترشحات مخاطی در آن دیده نشد. اما بعد از ظهور سلول های جامی شکل این فعالیت آغاز شد و لایه ای از ترکیبات پلی ساکارید خنثی بر روی لوله گوارش مشاهده شد. وجود ترشحات پلی ساکاریدی خنثی در مخاط لوله گوارش نشان داد که در هضم و جذب مواد غذایی نقش داشته و در محافظت لایه اپی تلیومی لوله گوارش و عبور مواد غذایی اهمیت دارد. ویژگی های تکاملی در این ماهی تا حدودی شبیه به سایر ماهیان خانواده کپورماهیان بوده اما تفاوت هایی نیز به صورت ویژه در آن دیده شد.
    کلیدواژگان: ماهی شاه کولی، هیستوشیمی، مورفولوژی، هیستولوژی
  • مهنازسادات صادقی*، مژگان امتیازجو، آرزو شهبازی صفحات 289-296
    تحقیق حاضر ، در بهار 1392، به منظور تعیین غلظت فلزات سنگین کروم وکبالت در بافت های آبشش، پوست و عضله ماهی شاه کولی صید شده از آب های حوضه جنوبی دریای خزر (تالاب انزلی وشیرود) در استان گیلان و مازندران وصورت گرفت. بافت های مورد نظر پس از انجام زیست سنجی، تفکیک شدند. به منظور سنجش میزان فلزات در بافت ها از روش هضم شیمیایی توسط اسیدنیتریک استفاده گردید و غلظت فلزات توسط دستگاه جذب اتمی کوره تعیین گردید. میانگین غلظت فلزات (برحسب پی پی ام وزن خشک) با استانداردهای جهانی نظیر: استاندارد جهانی FAO،  WHO و Stoskopf مقایسه شد. میانگین غلظت کروم در همه موارد به جز در بافت عضله در هر دو استان و در قیاس با استاندارد WHO وStoskopf بالاتر از حد مجاز ثبت گردید. میزان تجمع کبالت در مقایسه با استاندارد جهانی FAO در تالاب انزلی بالاتر از حد مجاز جهانی بود. میانگین غلظت فلز کروم بین بافت های عضله، پوست و آبشش در هر دو استان تفاوت معنی داری نشان داد (0/05>p). میانگین غلظت فلز کبالت بین بافت های عضله، پوست و آبشش در هر دو استان تفاوت معنی داری را نشان نداد (0/05<p). میانگین غلظت فلزات کروم و کبالت در بافت های مورد بررسی بین دو استان تفاوت معنی داری را نشان نداد (0/05<p).
    کلیدواژگان: تجمع فلزات سنگین، ماهی شاه کولی، دریای خزر، استان گیلان
  • ام لیلا غزنوی* صفحات 297-302
    گیاه رازیانه با نام علمی (Foeniculum Vulgare) از خانواده چتریان (Apiaceae) است. هدف از این مطالعه بررسی اثر ضدباکتریایی عصاره گیاه رازیانه دارای فرم نانوکپسوله بر باکتری Salmonella typhi و مقایسه تاثیرعصاره فرم آزادو فرمنانوکپسوله آن در مهار این باکتری و هم چنین دستیابی به بهترین ترکیب و غلظت عصاره گیاه رازیانه جهت پیشگیری و مهار رشد باکتری Salmonella typhi در گوشت چرخ شده ماهی کیلکای معمولی در دمای 4 درجه  سانتی گراد بود. در این مطالعه عصاره الکلی آزاد و نانوکپسوله گیاه رازیانه در دو غلظت 0/5 و 1 درصد بر رفتار باکتری Salmonella thyphiدر گوشت چرخ شده ماهی کیلکا معمولی (Clupeonella cultriventris caspia) مورد ارزیابی قرار گرفت. پوشش مورد استفاده برای تولید نانوکپسوله صمغ عربی با نسبت 3 به 1 بود. رفتار Salmonella thyphi در روزهای 3، 6، 9 و 15 مورد ارزیابی قرار گرفت است. نتایج نشان داد با گذشت زمان فرم نانوکپسوله در غلظت 1% بهترین اثر مهارکنندگی را بر باکتری Salmonella thyphi داشت. با افزایش زمان نگه داری ماهی در شرایط دمای 4 درجه سانتی گراد، اثر ضد باکتریایی فرم نانوکپسوله بیش تر بوده و فرم آزاد ضعیف تر عمل کرده و به فرم شاهد نزدیک تر شده و تعداد باکتری در فرم آزاد با گذشت زمان روند صعودی داشت (0/05>p). پیشنهاد می گردد که از عصاره آزاد و نانوکپسوله رازیانه در غلظت 1% جهت کاهش بار باکتری های بیماری زای مولد فساد در سایر فرآورده های شیلاتی استفاده گردد که فرم نانوکپسوله آن تاثیر بیش تری در کاهش آن دارد.
    کلیدواژگان: Clupeonella cultriventris caspia، گیاه رازیانه، Salmonella thyphi، اثر مهارکنندگی باکتری
  • فرهاد رجبی پور*، نسرین مشائی، محمد جعفری، حبیب سرسنگی، محمد محمدی، علی حاجی زاده صفحات 303-308
    تامین بچه ماهی یکی از نیازهای پایه برای توسعه آبزی پروری ماهی تیلاپیا است و لازم است بهینه سازی روش ها با هدف افزایش کارایی تولید بچه ماهی مورد توجه قرار گیرد. در مطالعه حاضر، تولید بچه ماهی تیلاپیا تک جنس گونه نیل سیاه Oreochromis niloticus و هیبرید قرمز Oreochromis sp با استفاده از سیستم تانک فاقد هاپا و هاپانت از آغاز مرحله بچه ماهی نورس بررسی شد. نتایج نشان دهنده تفاوت بیش تر دامنه اندازه طول و وزن بچه ماهیان در تانک های فاقد هاپا و بازماندگی بیش تر در سیستم دارای هاپا بود. میانگین های طول و وزن بچه ماهیان در سیستم فاقد هاپا بیش از سیستم هاپا بود و آزمون t این اختلاف را معنی دار نشان داد (0/05>p). خلوص تک جنس سازی در هردو سیستم 100 درصد بود. هم چنین در مجموع میانگین های طول کل، وزن بدن و بازماندگی بچه ماهیان تیلاپیای قرمز به طور معنی دار بیش از بچه ماهیان سیاه به دست آمد (0/05>p). استفاده از سیستم هاپا برای تولید بچه ماهی نورس تک جنس از نظر یک دست بودن اندازه بچه ماهیان و بازماندگی مناسب مطلوب است و سیستم تانک های فاقد هاپا منجر به تولید بچه ماهیان با اندازه طول کل و وزن بیش تر بدن می شود.
    کلیدواژگان: تیلاپیا، بچه ماهی نورس، نرسینگ، هاپا، تانک
  • شبنم نژادمقدم*، محمدرضا ایمانپور، ولیاللهجعفری، رقیه صفری صفحات 309-314
    در این مطالعه اثر سطوح مختلف عصاره هیدروالکلی گیاه گزنه (Urtica dioica) بر بافت شناسی گناد و هورمون های جنسی مولدین ماهی قرمز (Carassius auratus) مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در سه سطح 2، 4 و 8 گرم بر کیلوگرم عصاره گیاهی و گروه شاهد به صورت کاملا تصادفی انجام شد. ذخیره سازی با تراکم 5 عدد ماهی با میانگین وزنی 4/70± 21/88 گرم در هر مخزن فایبرگلاس 500 لیتری به مدت 8 هفته در شرایط یکسان انجام شد.پایش سطح استروئیدهای جنسی نشان داد که اختلاف معنی داری در سطح غلظت تستوسترون بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد (0/05<P). اما در بررسی سطوح هورمون 17- آلفا هیدروکسی پروژسترون (نانوگرم بر میلی لیتر) در مولدین ماده تغذیه شده با عصاره گزنه در سطح 2 گرم در کیلوگرم غذا بیش تر از سایر تیمارها بود (0/05>P). هم چنین در بررسی نمو بافت اندام جنسی در تمامی تیمارها، هر دو جنس نر و ماده در مرحله 4 رسیدگی جنسی قرار داشتند. نتایج نشان می دهد که استفاده از عصاره گیاهی گزنه در سطح 2 گرم در کیلوگرم غذا می تواند بر توان تولیدمثلی ماهی اثرگذار باشد.
    کلیدواژگان: ماهی قرمز، گزنه، استروئیدهای جنسی، گناد، تولیدمثل
  • علی خسروانی زاده* صفحات 315-322
    اسانس گل میخک از جمله بهترین داروهای بی هوشی است که به دلیل ویژگی های منحصر به فرد اخیرا در علوم شیلاتی به شدت مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تعیین حداقل غلظت بی هوش کننده این دارو در ماهی آنجل (Pterophyllum scalare)، ماهی گوپی (Poecilia reticulate) و ماهی طلایی (Carassius auratus) به عنوان گونه هایی با ارزش در صنعت ماهیان زینتی انجام گرفته است. تعداد 120 نمونه از هر گونه به چهار گروه 30 قطعه ای (هر گروه دارای 3 تکرار) تقسیم و در دمای 2±25 و 1±7=pH با غلظت های 50، 75، 100 و 150 قسمت در میلیون اسانس گل میخک بی هوش شدند. ماهیان برای بازگشت از بی هوشی به آکواریوم های فاقد ماده بی هوشی منتقل شدند. زمان های از دست رفتن تعادل، بی هوشی، بازگشت تعادل و احیا کامل ماهیان بی هوش شده در هر گروه با دقت صدم ثانیه ثبت و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد کم ترین غلظت مورد نیاز اسانس گل میخک جهت ایجاد بی هوشی در دو گونه آنجل و گوپی در مدت زمان کم تر از 3 دقیقه، غلظت 50 قسمت در میلیون بود که به ترتیب در زمان های 18/5±146/4 و 7/4±178/8 ماهیان را بی هوش کرد. در ماهی طلایی حداقل غلظت بی هوش کننده 75 قسمت در میلیون تعیین شد که در زمان 4/5±155/2 ثانیه ماهیان را بی هوش کرد. زمان بازگشت از بی هوشی در ماهیان آنجل، گوپی و طلایی کم تر از 5 دقیقه و به ترتیب 18/8±211/8، 7/4±208/7 و 4/6±191/2 بود. در فرآیند بازگشت از بی هوشی هیچ  یک از گونه ها اختلالی مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: بی هوشی، اسانس گل میخک، ماهی آنجل، ماهی گوپی، ماهی طلایی
  • بلال خوشبخت*، سهیلا ابراهیمی، محسن صفائی، عیسی کمالی صفحات 323-330
    این مطالعه به منظور بررسی رژیم غذایی ماهی سیچلاید ایرانی (Iranocichla hormuzensis) در رودخانه کل استان هرمزگان به مدت 12 ماه از بهمن ماه 1393 تا دی ماه 1394 انجام شده است . نمونه برداری با تورهای پرتابی (سالیک) و تور انتظاری انجام شد. جهت بررسی رژیم غذایی، 360 نمونه از گونه (I. hormuzensis) انتخاب و میزان شاخص طول نسبی روده (RLG)، شاخص تهی بودن معده (CV)، شاخص ترجیح غذایی (FP) و درصد فراوانی اقلام غذایی محاسبه شدند. نتایج حاصل از بررسی شاخص طول نسبی روده در این گونه مشخص شد که به طور میانگین این شاخص 1/41±9/29 بود که گیاه خوار بودن این آبزی را بازگو می نماید. میزان شاخص ضریب چاقی (CF)، 1/77±0/17 به دست آمد که نشان می دهد این ماهی در رودخانه کل دارای وضعیت زیستی خوب و مناسبی است. میزان شاخص تهی بودن معده (CV)، برای این گونه در طول تحقیق 12/12% به دست آمد که نشان می دهد این ماهی در زمره ماهیان پرخور می باشند. نتایج حاصل از شاخص ترجیح غذایی نشان داد که دیاتومه ها به عنوان غذای اصلی و اقلام غذایی شامل جلبک ها ی سبزآبی، دیتریتوس، ماهی ها و سخت پوستان به عنوان غذای فرعی و نرم تنان، حشرات و فرامینیفرا به عنوان غذای تصادفی، در رژیم غذایی این ماهی بودند.
    کلیدواژگان: غذایی، رودخانه کل (استان هرمزگان)، سیچلاید ایرانی (I. hormuzensis)، ضریب تهی بودن معده، طول نسبی روده
  • شادی زمانی، محمد سوداگر*، شهرام دادگر، حسین آدینه، عباسعلی حاجی بگلو صفحات 331-338
    در تحقیق حاضر اثر سطوح مختلف عصاره اتانولی گیاه خارخاسک(Terrestis tribulus) روی عملکرد تولید مثلی و برخی فاکتور های رشد در ماهی دم شمشیری و هم چنین روی رشد و بقاء در فرزندان نسل اول این ماهیان مورد بررسی قرار گرفت. ماهیان مولد با جیره حاوی سطوح مختلف عصاره گیاه خارخاسک، 0 (شاهد یا تیمار 1)، 750 (تیمار 2)، 1000 (تیمار 3) و 1250 (تیمار 4) میلی گرم بر کیلو گرم جیره غذایی به مدت 2 ماه تغذیه شدند. در پایان آزمایش نتایج نشان داد که اضافه کردن 750 میلی گرم عصاره گیاه خارخاسک باعث افزایش معنی داری در وزن نهایی، طول نهایی، شاخص افزایش وزن بدن، درصد افزایش وزن بدن و نرخ رشد ویژه درمقایسه با تیمارشاهد بود (0/05>P). بیش ترین میزان هم آوری نسبی در تیمار 2 مشاهده شد. شاخص گنادوسوماتیک نیز در تیمار 2 بیش ترین مقدار را نشان داد. نتایج هم چنین نشان داد که بالاترین میزان لارو به مولد ماده در تیمار 2 دیده شد (0/05>P). درصد بقا در لاروها معنی دار نبودند و بیش ترین وزن نهایی و طول نهایی لاروها در تیمار 2 و کم ترین آن در تیمار 1 مشاهده گردید. در مجموع نتایج نشان داد که استفاده از غلظت 750 میلی گرم بر کیلوگرم گیاه خارخاسک در جیره مولدین ماهی ماده دم شمشیری می تواند باعث بهبود شاخص های رشد و عملکرد تولیدمثلی در مولد و هم چنین لاروها شود.
    کلیدواژگان: گیاه خارخاسک، دم شمشیری، فاکتورهای رشد و بقاء، تولید مثل
  • آرزو کر، رحمان پاتیمار*، محمد هرسیج، ارسلان بهلکه صفحات 339-348
    جهت مطالعه ویژگی های زیستی سیاه ماهی C. gracilis تعداد 171 قطعه ماهی به وسیله دستگاه الکتروشوکر از دی ماه 1394 تا خرداد ماه 1395 صید گردید. نسبت جنسی نر به ماده در جمعیت مورد مطالعه 1 : 1/67 بود که نشان دهنده اختلاف معنی داری بین نسبت جنسی نر و ماده در جمعیت فوق بود (p<0/05 ، 10/81=χ2). بیشینه طول کل و وزن ماده ها 199 میلی متر و  122/43 گرم و برای نرها 191 میلی متر و 93/37 گرم ثبت گردید. نتایج نشان داد که الگوی رشد از نوع آلومتریک مثبت در ماده ها و آلومتریک منفی در گروه نرها و در گروه جمعیت الگوی رشد ایزومتریک بود  ( 2/09 =tPopulation=2/09، 2/77 =tfemale، t-est, tmale ). میانگین هم آوری مطلق و هم آوری نسبی (تخم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) بترتیب برابر با 18062/40 و 1341/42 محاسبه شد. میانگین قطر تخمک ها 0/44 میلی متر و از 0/10 تا 0/98 میلی متر متغییر بود. بالاترین میانگین شاخص گنادوسوماتیک برای جنس ماده در ماه فروردین و برای جنس نر در ماه خرداد مشاهده گردید که برای مادها و نرها به ترتیب 4/75 و 7/51 به دست آمد.
    کلیدواژگان: C. gracilis، سیاه ماهی، تولیدمثل، رودخانه زاو، پارک ملی گلستان
  • آلتین قجقی*، شقایق عسگردون، رحمان پاتیمار، هاشم نوفرستی صفحات 349-356
    ماهی  Oxynoemacheilus argyrogramm یک گونه بومی غرب ایران می باشد که اطلاعات بیولوژیکی اندکی در مورد این گونه وجود دارد. در این تحقیق الگوهای رشد و ساختار سنی گونهO. argyrogramma  در رودخانه گاماسیاب همدان از اسفند 89 تا خرداد 90 طی 4 ماه نمونه برداری مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع از 317 عدد ماهی صید شده 147 عدد نر و134 عدد ماده بودند که اختلاف معنی داری بین جنس نر و ماده وجود نداشت (0/05<P) و نسبت جنسی آن ها 1:1/09 به دست آمد. دامنه تغیرات طولی و وزنی در جمعیت به ترتیب از7/6-2/7 سانتی متر و 3/331-0/181 گرم و حداکثر فراوانی در گروه طولی 5/7-4/2 سانتی متر مشاهده گردید. تعیین سن از روی سرپوش آبششی نشان داد که جمعیت مورد مطالعه دارای 4 گروه سنی +0 تا +3 است. رابطه طول-وزن برای نرها  3/007TL0/008=W، برای ماده ها 3/177TL0/006=W و برای جمعیت 3/088TL0/007=W بود که الگوی رشد در نرها ایزومتریک و در ماده ها و جمعیت از نوع آلومتریک مثبت بود. معادله فان برتلانفی برای جمعیت ماده  ((2/71+t)0/158-exp-1)10/81=Lt و برای جنس نر(2/46+t)0/176-exp-1)10 /91=Lt  به دست آمد. اطلاعات ارائه شده را می توان در مدیریت گونه و تنوع زیستی مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: O. argyrogramma، الگوی رشد، ترکیب سنی، رودخانه گاماسیاب همدان
  • پروانه شوکت*، سیده سحر موسوی ده موردی، سیمین دهقان مدیسه، لاله موسوی ده موردی صفحات 357-368
    این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت آب رودخانه گرگر براساس جوامع کفزی و شاخص BMWP انجام شده است. نمونه برداری از 7 ایستگاه به صورت ماهیانه از بهمن 1393 تا آذر 1394 به مدت یک سال با استفاده از سوربر و گرب پترسون با سطح مقطع 225 سانتی متر مربع صورت گرفت. جهت اندازه گیری میزان مواد آلی از روش فیزیکی سوختن در کوره الکتریکی و به منظور آنالیز دانه بندی رسوبات از روش سری الک استفاده شد. در طی دوره بررسی در مجموع 19 رده، 58 خانواده (41 جنس و 16 گونه) از جوامع کفزی شناسایی و شمارش شدند. بیش ترین میزان فراوانی به ترتیب مربوط به خانواده های مختلف بندپایان با 52/6 درصد، نرم تنان با 25 درصد، کم تاران با 22 درصد و سایر گروه ها با 0/4 درصد نسبت به کل جمعیت کفزیان بوده است. در این مطالعه بیش ترین فراوانی به ترتیب مربوط به جنس Tubifex sp. از رده کم تاران، جنس Astrosimulium sp. از رده دوبالان، گونه Melanoides tuberculatus از رده شکم پایان گزارش شده است. براساس نتایج میانگین سالانه مقادیر شاخص BMWP  ایستگاه های نمونه برداری در رودخانه گرگر در سه طبقه کیفی طبقه بندی شد. در طی دوره بررسی ایستگاه های 1 و 2 در طبقه کیفی متوسط، ایستگاه های 6 و 7 در طبقه کیفی ضعیف و ایستگاه های 3، 4 و 5 در طبقه کیفی بسیار ضعیف طبقه بندی شدند. هم چنین بر اساس نمره متوسط هر تاکسون ASPT، کلیه ایستگاه ها در طبقه کیفی احتمال آلودگی شدید قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: جوامع کفزی، رودخانه گرگر، کیفیت آب، شاخص BMWP، شاخص ASPT
  • محمد قلی زاده*، سکینه بویری صفحات 369-376
    موجودات کف زی در محیط های آبی نقش مهمی در تغذیه آبزی، جابجایی وچرخش مواد غذایی در اکوسیستم آبی و تبدیل مواد آلی به مواد معدنی دارند. در مطالعه حاضر، به منظور ارزیابی زیستی رودخانه زرین گل در کاربری های مختلف از ترکیب جمعیت بزرگ بی مهرگان کفزی استفاده شد. نمونه های کفزی با استفاده از سوربرسمپلر با سطح پوشش 900 سانتی متر مربع در فصل زمستان و بهار (به مدت 6 ماه) از12 ایستگاه با سه تکرار گرفته شد. در مجموع 6192 نمونه از موجودات کفزی شناسایی شدند که شامل 31 خانواده و 9 راسته بودند. سه جمعیت غالب از لحاظ فراوانی را افمروپترا (37 %)، تریکوپترا (23/45%) و دیپترا (سیمولیده (16%) و شیرونومیده (12/4%) تشکیل دادند. حداکثر تراکم کل جانداران در طول مدت نمونه گیری 7944/44 عدد در متر مربع در ایستگاه 2 و حداقل آن 2144/44 عدد در متر مربع در ایستگاه 1 (ایستگاه پایین دست تحت فعالیت  کشاورزی) بود. هم چنین لازم به ذکر است که از ایستگاه های بالادست (دست نخورده) به طرف پایین دست (تحت تاثیر فعالیت های انسانی شامل کشاورزی و پرورش ماهی)؛ مقادیر شاخص های زیستی - جمعیتی و فراوانی ارگانیزم های حساس کاهش و فراوانی ارگانیزم های مقاوم افزایش یافت. بدین ترتیب فعالیت های انسانی مختلف در حاشیه رودخانه زرین گل علاوه بر تاثیر منفی بر فراوانی و تنوع بزرگ بی مهرگان کفزی، کیفیت آب را نیز تنزل داده است.
    کلیدواژگان: بزرگ بی مهرگان کفزی، ترکیب جمعیت، تنوع و پراکنش، رودخانه زرین گل
  • رویا صحراگرد، مازیار یحیوی*، کیوان اجلالی خانقاه صفحات 377-384
    به منظور بررسی جوامع بنتیک در خوریات لافت و تیاب، نمونه برداری دردو فصل سرد وگرم و با انتخاب 4 ایستگاه و 3 تکرار از لایه بنتیک با استفاده از گراب ون-وین صورت پذیرفت. نتایج حاصله نشان می دهد که در فصل گرم پرتاران بامیانگین 19عدد درمترمربع بیش ترین فراوانی را دارند درحالی که شکم پایان درفصل سرد دارای کم ترین فراوانی (کم تر از صفر) دارند. باتوجه به میانگین تراکم ها در ایستگاه4 خورتیاب، ماکروبنتوزها ازنظرمکانی اختلاف معنی داری نشان داده اند (0/05>p) ومکان در تراکم ماکروبنتوزها تاثیرگذارمی باشد. شاخص مارگالف وشانون چنین بیان می کنند که تمامی مناطق مورد مطالعه از نظر آلودگی در وضعیت مطلوبی به سر می برند و این در مناطق گرمسیری امری طبیعی محسوب شود. شاخص اونس  نشان می دهد که خور لافت و تیاب از نظر آلودگی درشرایط مطلوبی به سر می برند و تقریبا محیط های بدون آلودگی می باشند. از دید شاخص سیمپسون نیز مناطق مورد مطالعه تحت تاثیر آلودگی جدی قرار ندارند. شاخص اکولوژیک  منحنی فراوانی - وزن نیز نشان می دهد که در تمام ایستگاه ها منحنی وزن بالای منحنی فراوانی قرار دارد و این نشان دهنده یک محیط بدون استرس می باشد. براساس نتایج به دست آمده تنها ایستگاه 4 خورتیاب با توجه به موقعیت مکانی آن یک محیط تحت استرس می باشد که نتیجه ورود و تاثیر مستقیم پسماندها از مزارع پرورش میگو می باشد.
    کلیدواژگان: تنوع زیستی، جوامع بنتیک، خور، تیاب، لافت، استان هرمزگان
  • فاطمه نامجو، امیر وزیری زاده*، علی فخری صفحات 385-396
    از آن جا که بی مهرگان کفزی به عنوان شاخص های زیستی در پایش های دریایی به کار می روند، به منظور بررسی بوم شناختی اجتماعات مایوفونی جنگل حرای مل گنزه، نمونه برداری طی دو فصل گرم و سرد، از 3 ایستگاه با سه سطح جزر و مدی صورت گرفت و  7 گروه مایوفونی شامل روزنه داران، استراکودا، دوکفه ای ها، شکم پایان، نماتودا، پاروپایان و کرم های کم تار شناسایی شدند که بیش ترین تراکم متعلق به نماتودا و پس از آن به ترتیب روزنه داران، استراکودا، دوکفه ای ها، پاروپایان، شکم پایان و کرم های کم تار قرار داشت. میانگین تراکم مایوفونا در فصل زمستان و تابستان اختلاف معنی داری نداشت (0/05<P)، ولی در میان ایستگاه های مختلف این اختلاف معنی دار بود (05/0 >P). درصد TOC در فصل زمستان بیش تر از تابستان و در بین فصول و ایستگاه ها دارای اختلاف معنی داری بود (05/0 >P) و ایستگاه 1 دارای بیش ترین میزان TOC  نسبت به ایستگاه های 2و 3 بود. در طول سال در ایستگاه 1 از ناحیه بالای جزر و مدی تا  ناحیه پایین جزر و مدی شاهد کاهش تقریبی مقدار TOC  رسوبات  بوده ولی در دو ایستگاه دیگر این روال برعکس بود. نتایج بیانگر غالب بودن رسوبات سیلتی رسی در ایستگاه 1 و پس از آن به ترتیب ایستگاه های 2 و3 بود. بیش ترین تراکم مایوفونا در دو فصل در ایستگاه 1 و سپس ایستگاه 2و 3 مشاهده شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که رسوبات سیلتی-رسی و TOC اثر معنی داری بر تراکم مایوفونا دارد.
    کلیدواژگان: بوم شناختی، مایوفونا، جنگل حرای مل گنزه، پارامترهای محیطی
  • طاهر پورصوفی*، رحیم بردی حق نیا، آلتین قجقی صفحات 397-404
    این مطالعه به منظور بررسی فروانی و پراکنش موجودات ماکروبنتیک به مدت یک سال به صورت ماهیانه از فرورین تا اسفند 1391در رودخانه گرگانرود  در 3 ایستگاه شامل ایستگاه 1 (مختصات طول شرقی 42 58 36عرض شمالی 28 00 54 ) ، ایستگاه2(مختصات طول شرقی 41 58 36 عرض شمالی 27 01 54) و ایستگاه3 (مختصات طول شرقی 14 59 36 عرض شمالی 54 02 54) انجام گردید. برای نمونه برداری از دستگاه گراب ون وین با 3 تکرار استفاده گردید. در منطقه مورد مطالعه 6 راسته متعلق به 9 خانواده شاملLumbriculidae ، Tubificidae،Naididae ،Gammaridae ،Cardidae ،Nereididaae ،Ampharetidae، Chironomidae ،Balanidae شناسایی گردید. بیشترین درصد فراوانی موجودات ماکروبنتوز مربوط به Ampharetidae (28/62%)، Lumbriculidae (24/24%)، Naididae (11/3%)، Chironomidae (10/44%)، Balanidae (10/39%)، Gammaridae (6/14%)، Nereididae (31/91%)، Cardiidae (2/73%) و Tubificidae (2/19%) بود. به طور کلی  در مجموع 3 ایستگاه بیش ترین تراکم ماکروبنتوزها مربوط به خانواده Ampharetidae (25410) و کم ترین  تراکم مربوط به خانواده Tubificidae (1946) بود.
    کلیدواژگان: ماکروبنتوز، تراکم، رودخانه گرگانرود، جنوب شرق دریای خزر
  • بهمن پوریونس، کامران رضایی توابع*، غلامرضا رفیعی، حمید علاف نویریان صفحات 405-412
    این پژوهش با هدف بررسی اثر فلز سنگین سرب بر رفتارهای زیستی، تجمع زیستی و تخریب بافت های هپاتوپانکراس و عضله میگوی رودخانه ای شرقی (Macrobrachium nipponense)انجام گرفت. با توجه به مطالعات انجام شده و دامنه غلظتی ثبت شده فلز سنگین سرب در رودخانه های منتهی به تالاب انزلی، تحقیق حاضر با چهار تیمار و سه تکرار انجام شد. در این تحقیق، یک تیمار شاهد (فاقد سرب) و سه تیمار فلز سنگین سرب با غلظت های 5، 15 و 25 میلی گرم در لیتر در نظر گرفته شد و اثرات تحت استرسی تیمارها به مدت دو ماه بر میگوی رودخانه ای شرقی مورد بررسی قرار گرفت. در طول تحقیق میگوها روزانه دو بار در حد استاندارد و به میزان اشتهاء با پلت غذادهی شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، در تیمارهای غلظتی سرب رفتارهای تولیدمثلی، پوست اندازی و جفت گیری میگوها متوقف گردید و با افزایش غلظت فلز سنگین سرب در تیمارها، میزان تجمع زیستی سرب در بافت های هپاتوپانکراس و عضله به طور معنی داری افزایش یافت  (0/05>p). نتایج بافت شناسی نیز نشان داد که با افزایش غلظت فلز سنگین سرب در بافت هپاتوپانکراس باعث ایجاد ضایعات بافتی نظیر افزایش فضای بین سلولی، ایجاد لومن های غیر عادی، ملانیزه شدن و بازسازی سلول های هپاتوسیت و دفرمه شدن کلی بافت هپاتوپانکراس می گردد. هم چنین با افزایش غلظت فلز سنگین سرب در تیمارها، در بافت عضله نیز ضایعاتی نظیر موجی شکل شدن میوسین ها (رشته های عضلانی)، بدشکلی رشته های عضلانی و ادغام رشته های عضلانی شد. یافته های این تحقیق نشان داد که فلز سنگین سرب از نظر رفتارهای زیستی، باعث اختلال در فعالیت های تولیدمثلی، جفت گیری، پوست اندازی و رشد در میگوها شده و در سطح بدن نیز باعث بروز پاسخ های بافتی حاد می گردد که با توجه به آلودگی رودخانه های محل زیست این گونه (تالاب انزلی و رودخانه های منتهی به آن) به فلز سنگین سرب، مدیریت این اکوسیستم های آبی و جلوگیری از ورود انواع فاضلاب های تصفیه نشده به این رودخانه ها بسیار ضروری است.
    کلیدواژگان: سرب، میگوی رودخانه ای شرقی (Macrobrachium nipponense)، تجمع زیستی، هپاتوپانکراس
  • میترا غفوریان، محسن صفائی*، فرشته سراجی صفحات 413-418
    این مطالعه با هدف بررسی برخی جنبه های تولید مثلی میگو خنجریParapenaeopsis stylifera  در آب های ساحلی غرب استان هرمزگان انجام شد. نمونه برداری از صید مشتاهای منطقه خمیر انجام شد و در مجموع 835 میگو شامل462 میگوی ماده و 373 میگوی نر مورد زیست سنجی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که نسبت های جنسی نر: ماده به صورت سالانه به طور معنی داری 1:1 نبود و جمعیت غالب در اکثر ماه های سال ماده ها بودند ( با 55/3%). بررسی درصد رسیدگی تخمدان میگوها نشان داد که فراوانی میگوهای نابالغ (مرحله 1 و به ویژه مرحله 2 رسیدگی تخمدان) در تمامی طول سال بسیار چشمگیر بوده و نشان دهنده حضور قابل توجه میگوهای جوان این گونه در منطقه می باشد.هم چنین بررسی دقیق تر این گستره نشان داد که اگرچه حضور میگوهای بالغ (مراحل 3 تا 5 رسیدگی) نیز در تمام طول سال مشاهده می شود اما حضور آن ها در طی ماه های اسفند تا خردادماه وآبان تا دی ماه چشمگیر تر بوده است. میزان شاخص گنادوسوماتیک (GSI) جنس ماده از اسفند تا اردیبهشت دارای روند صعودی و اوج آن در اردیبهشت ماه مشاهد شد و در فصل تابستان از روند نزولی برخوردار بود. هم چنین طول کاراپاس در 50 درصد بلوغ  (50%LM) برای میگوهای ماده برابر 18/8 میلی متر برآورد شد.
    کلیدواژگان: میگو خنجری، نسبت جنسی، فصل تخم ریزی، 50%LM، شاخص گنادو سوماتیک، خلیج فارس
  • مینا آهنگرزاده*، مهرداد محمدی دوست، حسین هوشمند، محمد افشارنسب، سیدرضا سیدمرتضایی صفحات 419-426
    این تحقیق جهت بررسی فاکتورهای ایمنی و میزان بقای میگوی پاسفید غربی تغذیه شده با مخمر ساکارومایسیس سروزیه  در مقایسه با میگوهایی که از مخمر استفاده نکرده اند انجام گردید. در این مطالعه میزان بازماندگی و فاکتورهای ایمنی میگوهای تغذیه شده با مخمر ساکارومیسس سرویزیه در مقایسه با تیمار شاهد مورد مقایسه و بررسی قرار گرفت. بدین منظور تعداد 300  قطعه میگو با وزن متوسط 30 تا 35 گرم از یکاستخر پرورش میگوی چوئبده آبادان انتخاب گردید و پس ازاطمینان از سلامتی، عملیات آداپتاسیون انجام شد. میگوها به 2 گروه (تیمار) 150 قطعه ای (شامل 50 قطعه میگو در سه تکرار) شامل یک گروه تغذیه شده با غذای معمولی و یک گروه تغذیه شده با غذای حاوی مخمر تقسیم بندی شدند. سپس تغییرات فاکتورهای ایمنی  و میزان بقا در دو گروه محاسبه و بررسی گردیدند. نتایج نشان داد که میزان بقاء نسبی در دو تیمار تفاوت معنی داری نداشتند. ولی فاکتورهای ایمنی (THC,TPP,PO,POD و SOD ) در تیمار تغذیه شده با مخمر نسبت به تیمار شاهد افزایش معنی داری نشان داد(0/05>P). در بحث کلی به نظر می رسد که مصرف مخمر ساکارومایسیس سروزیه سبب بهبود سیستم ایمنی میگو شده است.
    کلیدواژگان: میگو سفید غربی، مخمر ساکارومایسیس سروزیه، میزان بقا، فاکتورهای ایمنی
  • زهرا بابایی، نعمت محمودی*، جعفر سیف آبادی صفحات 427-434
    پراکنش مکانی مراحل زیستی Acartia tonsa(ناپلیوس، کوپه پودیت و بلوغ) و رابطه آن با شاخصه های فیزیکوشیمیایی، فیتوپلانکتون ها و زئوپلانکتون های غالب در سواحل مازندران طی فصل تابستان با استفاده از مدلRandom Forest  بررسی گردید. نمونه برداری ماهانه در سال 1391 در امتداد چهار خط عمود بر ساحل (امیرآباد، بابلسر، نوشهر و رامسر) در لایه های مختلف ستون آب در اعماق 5، 10، 20 و 50 متر انجام شد. نتایج نشان داد که متوسط تراکم کل این گونه 1586 عدد در مترمکعب بود. پراکنش مکانی مراحل زیستی این گونه بیانگر روند کاهش تراکم به ترتیب در رامسر، امیرآباد، بابلسر و نوشهر بود. هم چنین، با دور شدن از ساحل و با افزایش عمق، تراکم هر کدام از مراحل زیستی A. tonsaکاهش یافت. تحلیل داده ها در محیط R و با استفاده از مدل RF نشان دهنده عملکرد مطلوب این مدل برای شناسایی مهم ترین عوامل اثرگذار برای پراکنش مراحل ناپلیوس، کوپه پودیت و بلوغ A. tonsa(با دقت 97 درصد) بود. بر این اساس مشخص شده است که مرحله لاروی A. tonsa رابطه مشهودی با مرحله کوپه پودیت و بلوغ خود، دما، فسفات، کدورت و مرحله لاروی شانه دار M. leidyiداشت. به علاوه یک رابطه نزدیکی  بین مرحله کوپه پودیت با مراحل ناپلیوس و بلوغ خود، دما، مرحله لاروی شانه دار M. leidyi، نیتریت و کدورت پیدا شد، درحالی که مرحله بلوغ این گونه نیز رابطه نزدیکی با مرحله کوپه پودیت خود، مرحله لاروی شانه دار M. leidyi، نیتریت، دما، شوری و اکسیژن داشت.
    کلیدواژگان: پراکنش مراحل زیستی Acartia tonsa، ساحل مازندران، دریای خزر، Random forest، مدل ساختار پایه درختی
  • حسن قهاری* صفحات 435-444
    تنوع گونه ای سن های دو خانواده Pentatomidae و Scutelleridae در مزارع گندم مناطق مختلف ورامین طی سال های 1392 و 1393 مورد بررسی قرار گرفت و در مجموع 9 گونه سن جمع آوری گردیدند. سن های جمع آوری شده در این پژوهش عبارتند از: Eurygaster integriceps (Puton, 1881)، Odontotarsus impictus Jakovlev, 1886 وAncyrosoma leucogrammes (Gmelin, 1789) از خانواده Scutelleridae،Graphosoma (Graphosoma) lineatum lineatum (Linnaeus, 1758)، Aelia acuminata (Linnaeus, 1758)، Aelia melanota Fieber, 1886، Eurydema (Eurydema) ornata (Linnaeus, 1758)،  Eurydema putoni (Jakovlev, 1877)وDolycoris baccarum (Linnaeus, 1758) از خانواده Pentatomidae. نمونه برداری هایی به منظور تعیین زمان ظهور سن مادر و نیز مطالعه تغییرات جمعیت مراحل مختلف زیستی سن گندم در پنج منطقه ورامین شامل قرچک، عسگرآباد، ده ماسین، جوادآباد و پیشوا انجام گرفت. نتایج نمونه برداری ها در مناطق مختلف نشان داد که زمان ظهور سن مادر در تمام مناطق مزبور از اواخر اسفند تا اوایل فروردین می باشد و زمان اوج آن در اغلب مناطق از اواخر فروردین تا اوایل اردیبهشت است. براساس دستاوردهای این پژوهش که شامل تعیین زمان ظهور و اوج تراکم جمعیت سن گندم در منطقه ورامین می باشد، ضمن حمایت از دشمنان طبیعی، زمان مناسب جهت رهاسازی پارازیتوئیدهای پرورش یافته و یا استفاده از سایر عوامل کنترل مانند آفت کش های کم خطر در قالب مدیریت تلفیقی آفت فراهم می گردد.
    کلیدواژگان: سن گندم، تغییرات جمعیت، ورامین، Pentatomidae، Scutelleridae
  • پگاه غلامی، علیرضا سالارزاده* صفحات 445-450
    روند رشد صدفچه مروارید ساز زنی (Pteria penguin) در شرایط آزمایشگاه با استفاده از ریزجلبک های (Pavlova lutheri) و (Chaetoceros muelleri) کشت داده شده با محیط کشت گیلارد f/2  به مدت 30 روز مورد مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه 4 تیمار آزمایشی و یک تیمار شاهد  به صورت مجزا و ترکیبی از ریز جلبک های پاولوا و کتوسروس هرکدام با سه تکرار با تراکم 10 عدد صدفچه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج  نشان داد بین طول پشتی شکمی صدفچه ها در تیمارهای مختلف  اختلاف معنی دار وجود ندارد (0/05<P)، اما تیمار 5  تقریبا طول پشتی شکمی بیش تری را موجب شده است. از نظر طول پاشنه اختلاف معنی دار بین تیمارها مشاهده شده (0/05>P) و تیمار 1 بهترین وضعیت را نشان داد، هرچند این تیمار با تیمار 2 اختلاف معنی دار نداشتند. از دیدگاه ضخامت صدفچه ها اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده نگردید (0/05<P). از نظر وزن بین تیمارها اختلاف معنی دار مشاهده شد (P<0/05) و تیمار 1 بیش ترین وزن را تولید نمود. درصد بقاء نیز در تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری را نشان داد (0/05>P) و تیمار شماره 1 بیش ترین بقاء را به خود اختصاص داده، هرچند بین این تیمار و تیمار شماره 2 اختلاف معنی داری مشاهده  نگردید. در مجموع تیمار شماره 1 بهترین تیمار بوده ولی با توجه به نداشتن اختلاف معنی دار با تیمار شماره 2، می توان تیمار مذکور را نیز مناسب رشد صدفچه مروارید ساز زنی دانست.
    کلیدواژگان: رشد، ریزجلبک، Pteria penguin، Pavlova lutheri، Chaetoceros mulleri
  • روح الله زارع، احسان کامرانی*، علی نصرالهی، راجر من صفحات 451-456
    پژوهش حاضر با هدف دستیابی به پراکنش زمانی و مکانی اویستر صخره ای یا خوراکی، Saccostrea cucullataدر امتداد خط ساحلی خلیج فارس از استان هرمزگان تا استان خوزستان انجام شد. نمونه ها با استفاده از پرتاب تصادفی کودرات با اندازه 25/. مترمربع و در منطقه بین جزر و مدی از زمستان 1394 تا پاییز 1395 جمع آوری شدند. براساس نتایج، بیش ترین مقدار طول اویسترها در جزیره هرمز و 55/42 میلی متر به دست آمد. بدین صورت که در فصل بهار، تابستان و زمستان، کم ترین مقدار طول و عرض در بندر عامری و کم ترین مقدار وزن خشک و تر در بندرعباس ثبت شد. در فصل پاییز ایستگاه بندرعباس کم ترین مقادیر اندازه گیری شده برای وزن خشک پوسته، وزن تر کل، طول و عرض نمونه های مورد مطالعه را به خود اختصاص داد. نتایج بررسی رابطه بین شاخص های محیطی اندازه گیری شده با وزن خشک پوسته، وزن تر کل، طول و عرض نمونه ها نشان داد که تنها طول و وزن تر با شوری و دما رابطه معنی دار دارند. با این وجود در نگاه کلی رابطه عکس ولی قوی بین شوری با طول و عرض نمونه ها براساس آنالیز CCA مشاهده شد. هم چنین دما نیز رابطه عکس قوی با طول و عرض و ضعیف تری با وزن خشک و وزن تر نشان داد. با توجه به فراوانی قابل توجه جمعیت های اویستر در برخی از مناطق خلیج فارس، اهمیت بیش تر این موجودات مشخص گردیده و لزوم مدیریت منابع آن ها و حتی امکان سنجی پرورش آن ها را آشکار می سازد.
    کلیدواژگان: اویستر صخره ای، پراکنش، خلیج فارس، CCA
  • سعیده مرادی شهربابک، ملیحه عرفانی*، افشین دانه کار صفحات 457-462
    شکم پایان نقش بوم شناختی مهمی در شبکه غذایی جنگل های مانگرو ایفا می کنند. این مطالعه با هدف بررسی اجتماعات شکم پایان در فصول، مناطق مختلف جزر و مدی و فواصل مختلف از اسکله ماهیگیری در خلیج گواتر- استان سیستان و بلوچستان انجام شد. نمونه برداری از شکم پایان در قالب سه ترانسکت که عمود بر خط ساحلی به داخل جنگل های مانگرو کشیده شده با سه تکرار در منطقه مجاور آب، بینابینی و مجاورخشکی انجام شد. از آزمون آماری ANOSIM یک طرفه جهت تفکیک مناطق مختلف جزر و مدی، فصول و فاصله از اسکله صیادی استفاده شد. آزمون SIMPER نیز جهت تشخیص این که کدام گونه ها بیش تر در شباهت و یا عدم شباهت اجتماعات شکم پایان در مناطق و یا فصول مختلف مشارکت داشته اند، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج آزمون ANOSIM نشان داد که اجتماعات شکم پایان بین مناطق مختلف جزر و مدی اختلاف معنی داری (0/01>p) دارند و اجتماعات شکم پایان در منطقه مجاور آب متفاوت از منطقه بینابینی و مجاور خشکی است. این آزمون هیچ اختلاف معنی داری را بین چهار فصل و در فواصل متفاوت از اسکله صیادی نشان نداد، بنابراین می توان گفت در این منطقه فصل تاثیری در اجتماعات شکم پایان ندارد و دخالت کم در اسکله صیادی موجب تغییری جوامع شکم پایان نشده است. نتایج آزمون  SIMPER نشان داد که گونه های Asseminea sp1 وAsseminea sp2  به ترتیب با متوسط عدم تشابه 19/13 و 09/13 درصد از 53/62 متوسط عدم تشابه کل، بیش ترین نقش را در تفکیک دو منطقه جزر و مدی از نظر اجتماعات شکم پایان داشته اند.
    کلیدواژگان: اجتماعات زیستی، شکم پایان، جنگل های مانگرو، خلیج گواتر، استان سیستان و بلوچستان
  • ثمانه اصغری، علیرضا سالارزاده*، کیومرث روحانی، مازیار یحیوی، فلورا محمدی زاده صفحات 463-470
    با توجه به ارزش غذایی مناسب و برابری نسبی ارزش غذایی کرم های پر تار (Perinereis nuntia) با نیازهای اولیه انواع آبزیان از جمله مولدین میگو، دستیابی به تکنیک زیستی تکثیر و پرورش اقتصادی این گونه از اهداف مهم محسوب می گردد. به این منظور، استفاده از جیرههای غذایی که بیش ترین رشد و کم ترین تلفات را در فرآیند پرورش داشته باشند حائز اهمیت میباشد. در مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر ایتم های مختلف غذایی بر روی میزان رشد و بازماندگی کرم پر تار(Perinereis nuntia)، سه تیمار تغذیه ای شامل غذای کنسانتره تجارتی، جلبک ماکروسکوپی سبز (.Entermorpha sp) و قرمز (.Gracillaria sp) به مدت دو ماه جهت تغذیه کرم ها استفاده گردید. پس از پایان دوره آزمایش، کرم ها برای بررسی میزان رشد و بازماندگی، مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میانگین وزن نهایی، نرخ ویژه رشد و بازماندگی کرم ها در بین تیمارهای غذایی مختلف دارای اختلاف معنی داری بوده است (0/05 >p). بیشینه میزان موارد مذکور به ترتیب با مقدار (0/005±1/980 گرم)، (0/02 ± 1/44) و (2/3 ± 84 %) در میان تیمارهای مختلف مرتبط با تیمار جلبک قرمز بوده است. با توجه به نتایج مربوط به میزان رشد و بازماندگی P. nuntia در تغذیه با جلبک های قرمز  (.Gracillaria sp)، لذا پیشنهاد می گردد کشت توام جلبک ها با کرم های پرتار به عنوان یک روش پرورش کرم های مزبور انجام گردد.
    کلیدواژگان: Perinereis nuntia، بازماندگی، ماکرو جلبک قرمز (.Gracillaria sp)، کرم های پرتار
  • احمد شادی*، خانمناز عبادی صفحات 471-476
    ویژگی های ضداکسیدانی و آنالیز تقریبی ارزش غذایی خیار دریایی Holothuria leucospilota مورد ارزیابی قرار گرفت. بافت دیواره بدن و اندام های احشایی به صورت جداگانه، و به دو شکل تازه و خشک شده (آبدهی شده) بررسی شدند. سنجش پروتئین، چربی، رطوبت، خاکستر و کربوهیدرات از دیواره بدن به تنهایی و کل بدن انجام شد. عصاره های آبی، اتانولی و متانولی نمونه های دیواره بدن و اندام های داخلی از بافت های تازه و خشک شده (آبدهی شده) توسط آزمون پراکسیداسیون لیپیدی مالون دی آلدهید و فنول کل مقایسه شدند. نتایج نشان داد پس از خشک کردن و آبدهی دوباره، رطوبت نمونه ها کاهش معنی داری یافت (0/05>p) و نسبت پروتئین و چربی در نمونه ها افزایش داشت. نتایج ارزیابی به روش مالون دی آلدئید (MDA) نشان داد اندام های داخلی دارای ویژگی ضداکسیدانی بیش تری نسبت به دیواره بدن خیارهای دریایی هستند. بیش ترین میزان مالون دی آلدهید (کم ترین خاصیت ضداکسیدانی) در عصاره اتانولی بافت دیواره تازه با مقدار 0/2±1/01 میکرومول در میلی گرم وزن خشک و کم ترین میزان آن (بیش ترین خاصیت ضداکسیدانی) در عصاره آبی اندام های داخلی خشک با مقدار 0/03±0/43 میکرومول در میلی گرم وزن خشک مشاهده شد. هم چنین بیش ترین میزان محتوای فنلی در عصاره متانولی بافت دیواره تازه (0/01±1/17 معادل میلی گرم گالیک اسید درگرم وزن خشک) و کم ترین مقدار فنول کل در عصاره اتانولی اندام های داخلی تازه اندازه گیری شد (0/02±0/26 معادل میلی گرم گالیک اسید در گرم وزن خشک). تفاوت نتایج ضداکسیدانی مالون دی آلدئید و فنول کل نشان دهنده این است که منشا ویژگی ضداکسیدانی خیار دریایی بررسی شده به اجزای دیگری به جز ترکیبات فنولی بستگی دارد. ترکیبات زیست فعال ضداکسیدانی خیار دریایی H. leucospilota، می تواند به عنوان پیش ماده داروهای جدید مورد کاوش قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فراورده های طبیعی دریا، خارپوستان، داروخوراک، خلیج فارس
  • فرشید اروجی، فهیمه باغبانی آرانی*، معصومه مهدوی اورتاکند صفحات 477-482
    گلومرولونفریت یک بیماری التهابی است که در آن تخریب گلومرول ها و در نتیجه نارسایی کلیه مشاهده می گردد. یکی از اجزاء درون سلولی که فرآیند التهاب را شکل می دهد کمپلکس اینفلامازوم است که از مهم ترین ارکان سیستم ایمنی ذاتی در ایجاد التهاب می باشد. کمپلکس اینفلامازوم به دنبال شناسایی سیگنال های پاتوژنیک تحریک شده و اینترلوکین های التهابی  را فعال می کند.  با توجه به نقش ژن های Caspase-1 و Interleukin-1β درتنظیم اینفلامازوم و ایجاد التهاب، بررسی میزان بیان این دو ژن در بیماران مبتلا به گلومرولونفریت، می تواند در تعیین نقش اینفلامازوم ها در بیماری گلومرولونفریت مفید باشد.به همین منظور، در این مطالعه 28 نمونه بیمار مبتلا به گلومرولونفریت و 28 فرد سالم بررسی شدند. پس از خون گیری از افراد، سلول های تک هسته ای خون محیطی(PBMC) جدا شده واستخراج RNA انجام شد. پس از سنتز cDNA آنالیز کمی بیان ژن با روش Real Time PCR برای ژن های IL-1β و Casp-1 صورت پذیرفت. نتایج نشان دادبیان ژن های IL-1βو Casp-1در سلول های تک هسته ای خون محیطی بیماران مبتلا به گلومرولونفریت دیالیزی نسبت به نمونه های کنترل متفاوت می باشد به طوری که به ترتیب بیان ژن های Casp-1 و IL-1βدر نمونه های بیمار 1/88 (0/01>p) و 1/56(0/052 =p) برابر نمونه های کنترل می باشد که این تفاوت در مورد ژن Casp-1 معنی دار می باشد. با توجه به نتایج و نقش ژن های IL-1βو Casp-1 در مسیر فعال سازی کمپلکس اینفالامازوم از یک طرف و افزایش بیان معنی دار این ژن ها در بیماران گلومرولونفریت در طرف دیگر، می توان نتیجه گرفت که به احتمال زیاد بروز گلومرولونفریت از مسیر سیگنالینگ فعال سازی کمپلکس اینفالامازوم می باشد.
    کلیدواژگان: گلومرولونفریت، کمپلکس اینفلامازوم، Caspase-1، Interleukin-1β
  • عطیه رفویی، شهره زارع کاریزی*، سحر هنرمند صفحات 483-488
    سودوموناس آئروژینوزا یکی از دلایل اصلی عفونت های کسب شده از بیمارستان و اجتماع است و این به دلیل صفات ژنتیکی سودوموناس می باشد. اکنون به دلیل استفاده بی ‏رویه از آنتی بیوتیک ها مقاومت چند دارویی یکی از مشکلات جهانی شده است .مقاومت به دلیل ترکیبی از فاکتور های مختلف مانندژن های مقاومت، پمپ های افلاکس و بیوفیلم می باشد. بیوفیلم باعث جلوگیری از نفوذ موثرآنتی‏ بیوتیک ها می ‏شود که شانس مقاومت آنتی بیوتیکی را بالا می‏ برد. در مطالعه حاضر60 سویه بالینی سودوموناس آئروژینوزا ازبیماران بستری در بیمارستان سینا گرفته شد. سویه ها به روش های استاندارد شناسایی شدند. تست حساسیت میکروبی به روش دیسک فیوژن براساس استاندارد کربی بائر انجام شد. پتانسیل تشکیل بیوفیلم  سویه ها براساس روش میکروتیترپلیت ارزیابی شد. در نهایت ارتباط بین تشکیل بیوفیلم و مقاومت آنتی بیوتیکی از طریق آزمون مربع کایبا استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 بررسی گردید. سویه ‏های سودوموناس آئروژینوزا در این مطالعه به اکثر آنتی بیوتیک ها مقاوم بودند. آنالیز کمی بیو فیلم نشان داد که اکثر سویه ها بیوفیلم قوی ایجاد می کردند. تولید بیوفیلم قوی در سویه ‏هایی که مقاومت چند دارویی داشتند به طور معنی داری بالاتر بود (0/042=p) مطالعه حاضر نشان داد که مقاومت چنددارویی با تشکیل بیوفیلم در نمونه های سودوموناس آئروژینوزا ارتباط دارد. شیوع بالای تولیدکننده های بیوفیلم قوی و مقاومت چند دارویی در سودوموناس آئروژینوزا نشان می ‏دهد که برنامه های پیشگیری برای جلوگیری از عفونت در بیماران در معرض خطر باید مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مقاومت دارویی، تست حساسیت آنتی‏ بیوتیکی، تشکیل بیوفیلم، سودوموناس آئروژینوزا
  • فاطمه سادات تهامی*، حمید رمضانی، مهدی نادری صفحات 489-494
    این تحقیق در فصول بهار، تابستان، پاییز و زمستان سال 1390، در 40 ایستگاه مطالعاتی از 8 نیم خط بین آستارا تا مرز حسنقلی صورت گرفت. نیم خط ها در آستارا، بند رانزلی، سفیدرود، تنکابن، نوشهر، بابلسر، امیرآباد، بندر ترکمن و در حوضه جنوبی دریای خزر  قرار دارند. در هر نیم خط 5 ایستگاه در اعماق 5 متر، 10 متر، 20 متر، 50 متر و 100 متر تعیین شد که نمونه برداری فصلی از عمق صفر (سطح)، 10 متر، 20 متر، 50 متر و 100 متر توسط روتنر انجام گرفت. در مجموع 24 گونه از جلبک های دو تاژه ای (Dinoflagella) شناسایی گردید. حداکثر تراکم شاخه جلبکی فوق 17/14±28/27 در مترمکعب ×106 و حداکثر زی توده 336±349 میلی گرم در مترمکعب مشاهده شد. بیش ترین تنوع گونه ای جلبک های دو تاژه ای در فصل زمستان (17 گونه) بوده است که گونه های Exuviaella cordata، Goniaulax polyedra، Peridinium achromaticum، Peridinium latum، Prorocentrum praximum و Prorocentrum scutllum در تمامی فصول مشاهده شدند. جلبک های دو تاژه ای با میانگین تراکم 17/14±28/27 (تعداد در مترمکعب ×106) و میانگین برآورد زی توده سالانه 336±349 (میلی گرم در مترمکعب) حدودا 9% تراکم و 4% زی توده کل پلانکتونی این منطقه را تشکیل می داد. در این مطالعه تنوع، درصد تراکم و زی توده جلبک های دو تاژه ایتغییرات معنی داری (0/05>p) داشته است. تغییرات ادامه دار گیاهان میکروسکوپی ازجمله جلبک های دو تاژه ای می تواند بر الگوی مهاجرت ماهیان، آهنگ رشد، میزان مرگ ومیر آن ها والبته بر تراکم گازهای حیاتی در اتمسفر تاثیر داشته باشد.
    کلیدواژگان: جلبک های دو تاژه ای، تنوع، تراکم، زی توده، رودخانه های مهم شیلاتی
  • امید قدیریان، محمود رضا همامی*، علیرضا سفیانیان، سعید پورمنافی، منصوره ملکیان صفحات 495-502
    نابودی زیستگاه مهم ترین عامل تهدیدکننده گونه ها محسوب می شود. جنگل ها از مهم ترین زیستگاه های حیات وحش محسوب می شوند. براساس آخرین آمار های رسمی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور بین سال های 1380 تا 1393 خورشیدی حدود 25 درصد کل این جنگل ها دچار خشکیدگی شده اند. شناسایی و پهنه بندی مناطق جنگلی دارای شرایط خشک شدن به منظور انجام اقدامات پیشگیرانه می تواند کمک شایانی را به حفاظت از این زیستگاه های حیاتی بکند. به همین منظور در این مطالعه از مدل رگرسیون لجستیک به همراه مناطق جنگلی دارای خشکیدگی بالای 50 درصد به عنوان متغیر مستقل و 12 عامل محیطی شامل میانگین بارندگی سالیانه، میانگین دمای سالیانه، درصد رطوبت نسبی، تبخیر و تعرق، شاخص خشکی، شاخص خشکسالی، شاخص طوفان گرد و غبار، NDVI، درصد شیب، جهت جغرافیایی، فاصله از اراضی کشاورزی و فاصله از آب های سطحی به عنوان متغیر وابسته برای شناسایی مناطق جنگلی دارای شرایط خشکیدگی استفاده شد. ROC برابر با 0/93 و Pseudo-R2 برابر با 0/33 نشان دهنده کارایی خوب مدل رگرسیون لجستیک در این مطالعه بود. نتایج نشان داد که حدود 51/3 درصد از جنگل های استان لرستان دارای ریسک خشکیدگی هستند که از این میان 25/3 درصد احتمال خشکیدگی کم، 8/7 درصد احتمال خشکیدگی متوسط، 8/8 درصد احتمال خشکیدگی زیاد و 8/5 درصد احتمال خشکیدگی خیلی زیاد را دارا هستند. هم چنین نتایج حاکی از تاثیر بالای عوامل اقلیمی در خشکیدگی جنگل های استان لرستان بود که در این بین عوامل شاخص خشکی، تبخیر و تعرق، بارش، شاخص خشکسالی، رطوبت نسبی و دما به ترتیب مهم ترین عوامل تاثیرگذار بودند.
    کلیدواژگان: نابودی زیستگاه، مدل حداکثر آنتروپی، خشک شدن جنگل های زاگرس، شاخص خشکی
|
  • Farnoush Kouchali, Bagher Nezami Balouchi, Hamid Goshtasb *, Behzad Raygani Pages 1-8
    Brown bear has the highest distribution within all bear species and lives in Asia, North America and Europe. It is the biggest carnivore with wide distribution and aboundance in Iran, especially in mountainous area. The largest population of the species are inhabiting along the Alborz Mountains with the highest abundance in the Central Alborz Protected Area and the Golestan National Park in Mazandaran and Golestan provinces, respectively. To increase our knowledge instead of improve the conservation level of the species remained populations in protected areas and in order to be able to predict the effective factors on habitat suitability, we had a survey on this issue in Golestan, Guilan and Mazandaran Hyrcanian forests with the Maximum Entropy (MaxEnt) software. The results show that 59% of the study area is suitable for Brown bears. Moreover, Brown bears prefer the areas with high vegetation and high slope in northern aspect. According to the results, increase of annual temperature will reduce the suitability of habitats. Also, along with determining new protected areas, it should have an appropriate distance from human settlements and villages.
    Keywords: Brown bear, Carnivores, Habitat suitability, Alborz Mountain, Slope
  • Ali Razghandi, Lobat Zebardast *, Hamid Reza Jafari, Ahmad Reza Yavari Pages 9-16
    Today, pristine nature and remote habitats from human impacts have become very rare. Establishing protected areas is a conscious effort to support the last survivors of biodiversity, which more or less maintains their natural characteristics in the current unsustainable state of developments. The capability of the landscape ecological approach to trace ecological processes throughout a vast spectrum of spatio-temporal scales with special attention to cultural impacts, make it possible to understand the real consequences of human activities and their related planning efforts. In the present research, in a ten-year period of time from 2006 to 2016, the changes in Shirahmad Wildlife Refuge landscape has been investigated in order to determine the effects on Persian gazelle habitat. For this purpose, after preparing and processing satellite images of the studied area, land coverage maps for this region were extracted, for the specified period of investigation. Then, in order to quantify the changes in the Persian gazelle habitat, landscape ecological metrics were calculated. The results of metrics calculating indicate an increase in the area and continuity in the Haloxylon and Tamarix trees besides reduction in area and fragmentation and changes in shapes and number of patches in rangelands, salt marshes and agricultural land covers which is mainly due to the emergence of villages and residential areas and human activities such as overgrazing and natural causes like drought.
    Keywords: Habitat changes, Gazella subgutturosa, Shirahmad wildlife refuge of Sabzevar, Landscape Ecological Approach
  • Faezaneh Imani Buzhani, Morteza Naderi, Jalil Imani Harsini *, Bahman Shams Esfand Abad Pages 17-28
    Investigation on the factors, which mostly affect wild bezoar goats' habitat use relying on presence only methods, was the main part of our study. During spring and fall 2016 totally 13 environmental variables were measured in the species activity points (presence points). Ecological properties of 110 species presence points in the Bisoton wildlife refuge were compared and the species distribution modeling was developed. All models indicated that the main suitable areas for the species limited to the south and western parts of the study area. Regarding the ecogeographical and distal variables which affect the species activity and habitat usage, the output of three different presence only methods were completely different. Distance to the industrial and military centers in the spring and distance from rural areas, military settlements and terrain slope were the most important factors affect the outputted model in ENFA modeling approach.  MaxEnt modeling approach emphasized on distance to the nomads and vegetation type as the most affecting factors in both seasons. High values of species marginality indicate the special way of habitat selection by the species and its limited environmental tolerance to the habitat structural variables. To optimize the model,ctross validation was used. In the ModEco suite,the best performance was the domain model with AUC=0/9265. Our results indicated that ENFA produced more different results in comparing with other presence only methods like MaxEnt, Bioclime,Svm and Domain. We also find that MaxEnt with AUC-0/931 has better function than other modeling approaches.
    Keywords: Capra aegagrus, MAXENT, ENFA, ModEco, ARC GIS, Bistoon Protected Area, Bistoon Wildlife Refuge
  • Mohammad Ahmadi Dastjerdi, Ali Jahani *, Hamidreza Rezaee, Hamid Goshtasb Pages 29-38
    A species distribution model evaluates the relationship between distribution of species and environmental factors and therefore gives a better understanding of future management plans. Artificial neural network is one of these modeling tools which in these days have become a very important gadget for decision making. According to the International Union for Conservation of Nature (IUCN), Capra aegagrus is one of the venerable species in Iran and it categorizes in VI Section. Therefore, the purpose of this study is to model Capra aegagrus Habitat suitability in Ghomishloo national park using artificial neural network. Different variables which used in this study are altitude,slope, vegetation, distance from the main roads and water resources. In order to analyze the data, multilayer perceptron network have been used and MATLAB R2015b was used for the calculations. The results show that the most important variables which effects on Capra aegagrus distribution are altitude, species distance from water resources, slope, the distance from the main roads and vegetation, respectively. And the results also indicate that the most suitable habitat for Capra aegagrus in Ghamishlo national park is in the areas with an altitude of more than 2200 meters and an area of 3982 hectares which includes 12.36 percent of this national park.
    Keywords: Habitat suitability modeling, Capra aegagrus, Artificial Neural Networks, ANN
  • Mahya Khosravi * Pages 39-46
    Tangehakhori area in Firouzkouh township at the suburb of Tehran province. The purpose of this study was determination  of Ovis orientalis habitat suitability and its relation to vegetation dispersion in haunt-forbidden Kaveh Deh  area in fall 2015, using investment plant to recognize Past plant species, and using plant biodiversity indices’ determination software. Ovis orientalis habitat suitability was determined using ranking of HSI habitat variables and habitat HEP model. 9 habitat variables included: vegetation, direction, slope, distance from road, distance from habitat, distance from agricultural land, distance from watering place (trough) and haunters’ attendance. 11 species in September, 9 in October and 9 in November and Decembe were recognized Shannon diversity index in 3 fall months were 2.013, 882, 1.2, Margalef  species richness were 2.153, 1.954, 2.288, Menhinick species richness were 1.079, 1.162, 1.567 and Simpson species diversity were 0.8232, 0.8411, 0.8154, respectively. According to well-achieved scores of HEP method, Kaveh Deh habitat area was ranked as good (0.67) in fall 2015.
    Keywords: Habitat, suitability, Ovis orientalis, Vegetation, Kaveh Deh haunt -forbidden aera
  • Mahmoud Sahraei *, Nader Asadzadeh, Akbar Abarghani Pages 47-52
    The purpose of this experiment was to evaluate the effects of supplementary feedingmethods on Moghani suckling lambs weight gain in rangeland condition. This experiment was carried out for 90 days in the spring of 2015 in  completely randomized design with 3 treatments and 3 replicates of 10 lambs (male) in each treatment. Treatments including: 1. Traditional method without nutrition in rangeland; the lambs were taken with the ewes to the range, 2. Feeding 266 g/day barley grains, in addition to ewe milk and nutrition from the rangeland and 3. Feeding 311 gr/day of concentrates in addition to ewe milk feeding and nutrition from the rangeland. Lambs were weighed at the beginning of the experiment and every 14 days before feeding in the morning through the experimental period. Milk yield and body condition score of the ewes were recorded every month. The weight gain, body condition score and milk yield were significantly higher in concentrate fed lambs rather than other treatments (p<0.05). In conclusion, in terms of economical, feeding the suckling lambs with concentrate and barley respectively lead to 61.4 and 17.4 thousand tomans increase in net income in comparison to traditional method in the studied flock.
    Keywords: lamb, Supplementary feeding, Nomadic flock, performance
  • Hamid Paya *, Akbar Taghizadeh Pages 53-58
    This study was carried out to determine of the effects of lasalocid on ruminal fermentation parameters in Ghezel sheep. Sixteen male Ghezel sheep were used allocated in completely randomized design. The diet containing of 2.9 ME (Mcal/kg DM) and 150 g/kg DM CP was formulated based on NRC requirement consisting of 400 g kg-1DM alfalfa, 488 g kg-1 DM barley grain, 200 g kg-1 DM soybean meal, 589 g kg-1 DM, corn grain and 20 g kg-1 DM limestone containing predicted metabolizable energy 2.9 Mcal kg-1 DM and containing crude protein 150 g kg-1 DM. The treatments containing different level of ionophore (20 ppm, 25 ppm, 30 ppm and 35 ppm). The experiment period was 21 days. The rumen fluid was collected using stomach tube at 2 and 4 h after morning feeding. The floatation and sedimentation time, methylene blue reduction time, pH, total ammonia nitrogen and total VFA in ruminal samples were determined. The ruminal pH, total VFA, sedimentation and floatation time and methylene reduction time were not significant differences. The effect of lasalocid on ruminal ammonia concentration was significant difference (P<0.05). The results showed that the lasalocid had no effect on ruminal parameters except of ruminal ammonia-N resulted low proteolytic bacteria activity.
    Keywords: Ionophore, Lasalocid, Ruminant, Rumen, Fermentation Parameters
  • Amirreza Safaei *, Alireza Aghashahi, Morteza Rezaei, S.A.A Rezaei Taleshi, Mostafa Jafari Pages 59-64
    Global warming, droughts and the drowning of the island nations are among the most devastating effects of climate change caused by greenhouse gas emissions.Therefore, with the goal of reducing greenhouse gas emissions associated with livestock activities and to create a framework for supporting research projects in animal science, this study was conducted.Through the search and collecting the available information on the Internet, libraries and specialized sites, as well as the holding of various meetings and participation in international expert conferences and the setting up of special questionnaire, research strategies were presented as large-scale projects and research projects.In order to reduce greenhouse gases with the origin of animal production and create a complete research chain in Iran, eight research strategies, including studies on livestock species and their number in country, improvement and breeding of ruminant animals, nutritional strategies and increasing the nutritional value of livestock and poultry feeds, improving ruminal microorganisms, research into livestock buildings and facilities, modification of the structure of  slaughterhouses, changing and modifying the pattern of fuel consumption and production of biogas, as well as changes and modifying the pattern of animal protein consumption, in the form of 59 master plans and projects were presented.In general, the implementation of national and international commitments, the presentation and implementation of research strategies to create a complete research chain, research control on animal science projects and public education (people and industrial factory farms) are among the most important strategies.
    Keywords: Greenhouse Gases, emissions, Animal Science
  • Niloofar Shafipoor, Maghsoud Besharati *, Einollah Abdi, Zabihollah Nemati Pages 65-72
    The aim of this study was to investigate the effects of commercial additives Lalsyl (Lactobacillus Buchneri) on the chemical characteristics of alfalfa silage supplemented with molasses or orange pomace. The treatments included: 1) alfalfa hay (control), 2) alfalfa hay with bacterial additive 3×108 cfu/g, 3) alfalfa hay with orange pomace, 4) alfalfa hay with orange pomace and bacterial additive 3×108 cfu/g, 5) alfalfa hay with 5% molasses, 6) alfalfa hay with 5% molasses and bacterial additive 3×108 cfu/g. Alfalfa hay harvested at flowering stage and after 24 hours wilthed and mixed orange pomace with ratio of 2100 g and 760 g, respectively, and was ensiled for 90 days. The data were analyzed in a completely randomized design with three replications. The addition of orange pomace, molasses and bacterial additive in any of the treatments caused significant changes in dry matter content compared to control (p<0.05). The pH of all treatments was less than 4.55 and pH of control treatment was higher than other treatments (p<0.05). Add orange pulp, molasses and hay withered bacterial supplements significantly increased the soluble carbohydrate and total volatile fatty acids (p<0.05). Bacterial additive with orange pomace or molasses with the availability of fermentable carbohydrates for lactobacillus and couse a rapid reduction in pH and limit the growth of lactobacilli and yeasts and fungi and improve silage quality.
    Keywords: Alfalfa silage, Bacterial additives, Orange pulp, Quality index, soluble carbohydrates
  • ISSA LAYALI * Pages 73-78
    Regarding the possible role of Diazinon (DZN) to induce free radicals production, it is assumed that it can lead to increased level of lipid peroxidation and then poor sperm quality. In this research, we aimed to investigate the toxic effects of DZN on sperm parameters quality as well as lipid peroxidation level in sera and seminal plasma of male rats. In this experimental research, 24 male rats (Balb/c) were randomly divided into four groups including: controls (n=6), treatment group A (n=6), treatment group B (n=6) and treatment group C (n=6). Commercial DZN was injected orally in a single dose (A=5mg/kg, B=10mg/kg and C=25mg/kg per day). After 5 weeks, animals were sacrificed for Malondialdehyde (MDA) and parameters quality examinations using Thiobarbituric acid reaction (TBAR) and microscopic techniques, respectively.  There was a significant reduction in sperm parameters quality in treatment groups, especially in group C and group B, when compared with controls (p<0.001). There was a significant difference for serum and seminal plasma MDA mean levels between study groups of A, B, C and control groups (p<0.001).  DZN leads to poor sperm quality via increasing of serum and seminal lipid peroxidation levels in a dose dependent manner.
    Keywords: Diazinon, sperm parameters, oxidative stress, Malondialdehyde (MDA), Male Rat
  • Sina Allahyari, Seyed Sajjad Hejazi * Pages 79-84
    The present study, ciprofloxacin was carried out in order to examine the probable effects of consuming this plant during the crucial days of pregnancy on fetal growth and development of liver tissue in mice. The treatment group received ciprofloxacin with a dose of 80 mg/kg intraperitoneally on organogenesis days of pregnancy. The samples stained by H&E method. The level of ALT, ALP and AST was measured by standard methods using enzymatic and biochemical kits using Autoanalyser Device Model 1000-RA manufactured by Technician Company, the USA. The collected data were expressed as Mean±SD and analyzed using T-test in order to compare the groups to find out their difference. The significance level was set at p
    Keywords: Ciprofloxacin, Fetus, Liver tissue, Mice
  • Hadi Ttahsini *, Mohsen Ahmadpour Pages 85-90
    Rodents are very sensitive to metals exposure and they can be examined as an appropriate study sample since the similarity of heavy metals' pattern distribution between human and rodents' tissues. The aim of this study was determination of cadmium, copper and zinc concentration in muscle, liver, bone and kidneys of the social vole(Microtus socialis) in Kermanshah province. In the study, 12 social vole (6 male and 6 female) were collected by Sherman live-traps in 2016. The levels of copper, zinc and cadmium was measured by atomic absorption model of Phonix 986. The results showed, there is a significant difference in concentration of zinc, copper and cadmium between different tissues of the social vole (p< 0.01). The highest and lowest concentration of zinc were observed in the liver (15.68 μg/g, ww) and bone (15.68 μg/g, ww), respectively. The highest amount of copper was in the liver (13.31 μg/g ww) and the lowest amount of this metal was observed in the muscle (4.67μg/g, ww). Moreover, the highest and lowest levels of cadmium concentration were found in liver and bone with amount of 2.36 and 1.19 μg/g ww, respectively. So that there were a significant difference in zinc in the kidney and muscle (p< 0.01), copper in the muscle, liver and bone (p< 0.05), and cadmium only in bone between males and females. While, there was no significant difference in rest of the groups between the both sexes. By comparing the background concentration and the concentration of metals investigated in the liver tissue, the metals are located in the background and are not at critical levels.
    Keywords: Metal pollution, Rodents, Social vole (Microtus socialis), Kermanshah
  • Behrouz Behrouzi Rad * Pages 91-100
    Identification of grassland birds and their relationship with the rangelands of Arasbaran protected area in the spring and summer of 2016 with a binocular   and telescope with direct observation and counting species were conducted and 74 species of rangeland birds belonging to the 20 family were identified. Species diversity was determined using Ecological Methodology software. Most of the varieties of Margalf and Manhinnik indices were 8,363 and 3.317 in March, respectively, and the lowest in August was 7.915 and 2.037 respectively. The highest dominance in September was 0.1183 and the lowest value in June was 0.0504.Family Turdidae with 12 species with the most diversity and 7 families with one species were least in the region. The relationship of birds with pasture habitats was nutritional or multi-use. The Family of Accipiteridae and Falconidaqe were dependent on the nutrition of the rangelands such as reptiles, and the Muridae species.  Relationship of birds with grasslands habitat are in two-way and play an important role in pollination and insect population balance. Because birds are part of the constituent elements of the ecosystem, they are affected by the nutrition and transfer of plant seeds and are affected by the biological conditions of the rangelands.
    Keywords: Grasslands bird, Species diversity, Arasbaran Protected Area
  • Arya Shafaeipour *, Behzad Fathinia, Fatemeh Khanjani Pages 101-106
    Slaughterhouse and garbage site of Yasouj city are adjacent to each other, located at 12 km south of the city. From early November 2014 to late March 2017, we studied and counted eagles in this area. Our survey showed that from fall 2014 to spring 2015, 120-130 eagles and during fall 2016 to spring 2017, about 115-125 eagles were present at slaughterhouse and garbage site of Yasouj. Some 84 Steppe Eagles and six Imperial Eagles were counted from fall 2014 to spring 2015, and 79 Steppe Eagles and 10 Imperial Eagles from fall 2016 to spring 2017. From fall 2014 to spring 2015, 19.05% of Steppe Eagles were adult, 33.3% were 4-5 year-olds, and 47.6% were 2-3 year-olds, and 83.3% of Imperial Eagles were immature. From fall 2016 to spring 2017, 21.5% of Steppe Eagles were adult, 36.7% were 4-5 year-olds, and 41.8% were 2-3 year-olds. Regarding the Imperial Eagle, from fall 2016 to spring 2017, the number of adults was very low (20% of the total population of Imperial Eagles) but the majority of the individuals were immature and subadult. Also, during the two-year study, only 20.3% of Steppe Eagles were adult while the remainder were immature and subadult. About the Imperial Eagles, only 18.4% of the individuals were adult. The peak of eagles presence was January and February in this area. Low global population of the Imperial Eagle was also confirmed in the current study, with very low population counted compared to Steppe Eagle.
    Keywords: Steppe Eagle, (Aquila nipalensis), Imperial Eagle, (Aquila heliaca), Age Pyramid, population
  • Rohullah Abdullahpor *, Vahid Rezaeipour, Hamed Karimizadeh, Mojtaba Zamani Pages 107-112
    To compare the effects of automatic and conventional laying nests in broiler breeder houses on some egg quality variables, a broiler breeder farm in which 5 houses equipped with automatic laying.nests and 5 houses had the conventional laying nests was used. The weekly percentages of misshapen eggs, double-yolked eggs, cracked eggs, dirty eggs, wasted eggs, and hatchable eggs were measured in houses during a production period (34 weeks). The observations of weekly percentages of each variable were analysed using a model included the random effects of houses and production weeks using proc mixed of SAS software, and the mean percentage of variables were compared between the two groups of houses. The frequency of misshapen eggs were lower and the frequency of dirty eggs and wasted eggs were higher in houses with automatic laying nests, (p<0.01). The percentage of hatchable eggs was also higher in houses equipped with automatic nests (p<0.01). The cracked eggs and double-yolked eggs percentages were not affected by the nest type. It is concluded that equipping broiler breeder houses with automatic laying nests and its proper mangement could improve egg quality and percentage of hatchable eggs.
    Keywords: Laying nest, Broiler breeders, egg quality, Hatchable eggs
  • REZA Babaei Savasari *, Abdolhossein Shiravi, Vida Hojati Pages 113-120
    Natrix tessellata is a water-dependent species, many of which live near rivers rich in fish. This research has accomplished about N.tessellata population of Sari city in Mazandaran province, from 4th April till 6th November (2012) collected 57 male specimens from 4 sites (Abbandankash the fishpond, Tajan river, rice paddies of Sari city environs, National forest of Zaare), also they gathered by hand for the study about them reproduction, dietary conditions, metric and meristic traid as diurnal patrols. It occurs the dice snakes in the altitude of 30 meters (upper sea level) till 700 meters in the rice paddies around of Zaare national forest ranges. So the recently results shown that their length is between 34-68 cm, and tail length is 11-16 cm, and in the meristic traits researching the ventral scales were 169-183 and sub caudal scales were 60-78 and dorsal scales were 19 in the all of specimens. Vernal activity occurs in the spring season that weather would become warm and would rise during 9 am till 19 pm, but in the summer their morning activity is from 8 am till 13 pm, and evening from 17 pm till 20 pm also never seen nocturnal activities during this research. The sperm numbers beginning of spermatogenesis middle of June (almost 5th) and reach the maximum gradually middle of August and September.
    Keywords: Dice snake, morphology, Reproduction, Rice paddies, Zare National Forest, Sari
  • Somayeh Assadian Narenji *, Zahra Abrishami, Hamidreza Jamalzadeh Pages 121-132
    Protected area of Serisha-Gouji with an approximate area of 100 square kilometers is located in north of Torbat Heydarieh city of Khorasan Razavi province. Its minimum height is 1482 m above sea level and its maximum height is 2522 m. In this field study, which was conducted in the spring and summer of 2011, the area was divided into 8 stations and identified by sampling in a survey of lizards. A total of 75 samples were collected which were identified after transfer to the laboratory using valid keys and metric and meristic traits. The identified species were: Paralaudakia caucasia, Paralaudakia microlepis, Paralaudakia erythrogastra, Trapelus agilis and Trapelus megalonyx from the Agamidae family; Cyrtopodion scabrum from the Gekkonidae family; Eremias persica; Eremias fasciata; Mesalina watsonana from the Lacertidae family; and Eumeces schneiderii princeps From the family of Scincidae. The most frequent species is Laudakia caucasia.
    Keywords: Serisha-Gouji, Fauna, lizards, Metric, Meristic Characters
  • Atefeh Chamani *, Mohaddeseh Kazemi, Hamed Mohammadi Pages 133-140
    The aim of this project is to investigate the heavy metal pollution in Eretmochelys imbricate in Kish island. For this purpose, 20 eggshells, 20 immatures and 4 fetuses also 17 sediment samples have been gathered, was extracted through wet digestion method, and lead and cadmium concentration was measured by atomic absorption spectrometry. Mean lead concentration in immatures, fetuses and eggshells was 7.44±0.67, 11.14±1.34 and 12.22± 3.33 mg/kg respectively and mean cadmium concentration was 0.44± 0.14, 0.84± 0.52 and 0.87±0.49 mg/kg respectively. ANOVA and LSD results showed that Lead concentration mean in eggshell and fetus are more than immatures. On the basis of Kruskal wallis results, there is no significant difference between immatures, fetuses and eggshells cadmium concentration mean. Binomial test showed that mean cadmium level is below the 1-2 mg/kg where biological impact would be anticipated and one sample t test confirmed that mean lead level in the eggshell is greater than 4.7 mg/kg, which can cause irreparable damage to the eggshell. Mean lead and cadmium concentration in sediments is 65.69± 7.95 and 2.82± 0.75 mg/kg respectively that is more than standard.
    Keywords: Eretmochelys imbricate, Hawksbill turtle, Lead, Cadmium, Kish Island
  • Shahin Shahlapour *, Mohammadali Afraei, Mahnaz Rabbaniha Pages 141-152
    Distribution and size range of juvenile mullets (Liza saliens) was investigated in Southeastern Caspian and Gorgan Bay from June 2014 to June 2015. Sampling performed with a fine mesh (2 mm) beach seine in five sampling sites, two in Caspian and three in Northern beach of  Gorgan Bay. The collected specimens belonged to smallest sizes between 13 to 90 mm. In summer the size range of 18-38 mm were dominant in Gorgan Bay but in Caspian stations the sizes between 30 to 62 mm were more abundant. Specimens with minimum lengths of 13 mm were captured in summer. In fall and winter juvenile mullets occurred in all stations but in Gorgan Bay the specimens had several times reduction in winter. Based on results,  juvenile mullets had a high abundance in nearshore waters of study area specially Gorgan Bay so these habitats could be considered as important nursery grounds for this species. The appearance time of juvenile mullets in nearshore waters of southeastern Caspian and beginning of a new life cycle is similar to western population of this species in Mediterranean Sea.
    Keywords: juvenile fish, Size Classes, Population structure, Sharpnose mullet, Liza saliens, Caspian Sea, Gorgan bay
  • Paria Akbary *, Shabaldin Gorgij Pages 153-158
    This experiment was conducted to evaluate the effect of Chlorella vulgarispowder on the growth performance (final weight (FW), final length (LW), weight gain (WG), specific growth rate, daily growth ratio (DGR), condition factor (CF), hepatosomatic index (HSI)), feed indices (feed conversion rate (FCR), voluntary feed intake (VFI), protein efficiency ratio (PER) and lipid efficiency ratio (LER)) and body chemical (protein, fat, moisture and ash) Mugil cephalusfor 60 days. The experiment was conducted in a completely randomized design with 120 of grey mullet (with average weight of 14.95±2.01g) in 4 treatments and 3 replicates (n=10 in each replicate) and included: control group without using algae extract, an another groups (treatment 2,3and 4) the amounts of this extract were 5,10 and 15 g/kg food. The results showed that at the end of experiment, the highest LW (11.08±0.10 cm), WG (216.85 ± 12.39 g), DGR (6.53±0.18%), SGR (0.90± 0.07), the lowest VFI (0.99±0.03 %), the highest PER (4.61±0.27), the highest PPV (39.48±2.54), the highest crude protein (0.99±0.0%), the highest crude lipid (10.37±0.24%) and the highest LER (1.23±0.09%) were observed in the diet containing 5 g /kg algae extract in all of these parameters, treatment 2 showed a significant difference compared with control treatment (P<0.05). The highest protein and moisture were shown in in the diet containing 10 g /kg algae extract. Finally, the present results suggest that diet containing 5 g/kg Chlorella vulgariscould improve growth, feed performances and carcass quality in M. cephalus.
    Keywords: Grey mullet, Chlorella alga, Carcass composition, growth, Stimulator
  • Mehrnoush Norouzi *, Mostafa Bagheri Tavani Pages 159-166
    The aim of this study was to investigate and identify profile compounds of amino acid of male and female golden grey mullet (Liza aurata) in both reproductive and non-reproductive periods. In doing so, 100 pieces of golden grey mullet were caught in two seasons: spring (non-productive) and autumn (reproduction) on the southern coast of the Caspian Sea. After biometry of the samples, protein measurement was performed using standard Kjeldahl method and amino acid analysis by HPLC. Based on the results, male fish had higher protein content than female fish. In addition, in the non-reproductive period, the fish had more protein compared to reproductive period (p<0.05). There were no significant differences in essential and non-essential amino acids in male and female fish (p>0.05), so gender has no effect on the content of amino acids. Lysine had the highest total amount of essential amino acids and glutamic acid in the total amount of unnecessary amino acids in both sexes and in both reproductive periods. There was a significant difference between the sum of essential and non-essential amino acids and protein efficiency in two reproductive periods (p>0.05). TEAA/TNEAA ratio of fish in the reproductive period was 0.99 and in the non-productive period was 1. In addition, leucine/isulosin ratio in golden grey mullet was good. Therefore, golden grey mullet fish are rich in the most important amino acids in marine aquatic animals and its meat is of high quality.
    Keywords: Amino acid, Liza aurata, Nutritional Value, Reproductive perio, Caspian Sea
  • Sanaz Rahimi, Fatemeh Shariati *, Hossein Khara Pages 167-174
    Khalkai River is located in northern part of Iran that passes through Masal City and enters Anzali wetland. The effects of trout farm effluents on the water quality parameters and self-purification in the Khalkai River were investigated. In this study, four trout farms and eight stations (inlet and outlet of each farm) were selected. Physiochemical characteristics and nutrients of water, including water temperature, pH, electrical conductivity (EC), total dissolved solids (TDS), dissolved oxygen (DO), biological oxygen demand (BOD5), Chemical Oxygen Demand (COD), phosphate, nitrate and nitrite were monitored monthly in five month. The results showed that the average of these parameters from entrance stations were: 10.09±0.62 mg/lit for DO, 6.62±2.16 mg/lit for BOD5, 0.048 ±0.005 mg/lit for PO4, and 0.035 ±0.004 mg/lit for NO2. Also outlet station were calculated between, 9.20±0.73 for DO, 12.81±3.97 mg/lit for BOD5,, 0.075±0.007 mg/lit for PO4, and 0.088±0.009 mg/lit for NO2, respectively. All the parameters showed fluctuations at different stations, and for some of them such as BOD5, COD and phosphate, nitrate and nitrite there was significant difference between before and after farm stations (p<0.05). The parameters showed fluctuations at different stations, and for some of them such as BOD5, COD, TDS, EC, phosphate, and nitrite there was significant difference between different month (p<0.05). These results were due to the effects of trout farms and of the self-purification of river. Meanwhile, all the parameters showed changes in different seasons that were due to fluctuations of environmental conditions and activity rates of the farms.
    Keywords: Oncorhynchus mykiss, Water quality parameters, Effluent, Khalkai River, Guilan province
  • Amin Ranjbar *, Mehrzad Masbah, Mohamad Reza Tabandeh, Takavar Mohammadian, Dariush Gharibi, Mojtaba Alishahi Pages 175-184
    In recent years, use of probiotics has increased in aquaculture to improve the immunity and resistance to diseases in fish. In this study, two bacteria with probiotic ability, Lactobacillus pentosus and Lactobacillus plantarum, added to rainbow trout feeding during 60 days. Also a control group without administration of probiotic were selected. At the end of this period, the growth and digestive enzymes of fish were studied. After 60 days, the fish fed the diet containing probiotic show significantly improved specific growth ratio (SGR), protein efficiency rate (PER) and body weight gain (BWG) (p<0.05). The Food conversion ratio (FCR) was significantly higher in the control group than in the other two groups (p<0.05). At the end of this period, lipase, amylase and trypsin showed a significant increas in comparison to the control group (p<0.05), however alkaline phosphatase and protease had no significant differences as compared with control (p>0.05). It can be cocluded that the use of Lactobacillus pentosus and Lactobacillus plantarum distinctly affect on improvement of growth and digestive enzymes and they can be helpful in digestion of feeding ingredients in rainbow trout.
    Keywords: Probiotic, Lactobacillus, rainbow trout, Digestive enzymes
  • Ali Karimi, Mohamadreza Imanpour, Rroghieh Safari *, Hossein Hosseinifar, Ali Jafar Pages 185-190
    In this experiment the effect of dietary administration of probiotic Pediococcus acidilactici and multi-enzyme apsozyme on growth indices, some blood biochemical parameters in common carp (Cyprinus carpio). For this purpose 216 fish with average weight of 27.52±0.21 gr, were fed diets supplemented for 8 weeks. Trail was done using 8 experimental diet including probiotic (0.1%), multi-enzyme apsozyme (0.25% and 0.5%), combination of probiotic and multi-enzyme apsozyme and a control diet. At the end of feeding trial, growth indices, some blood biochemical parameters total pr, Alb, Glocuse were assessed using spectrophotometer. Results showed significant differences (P≤0.05) in weight gain, % weight gain, SGR among treatments. There was no significant difference in mentioned parameters in probiotic fed with control treatment, but significantly increased in Multi-enzyme fed  with  increasing levels (P <0.05). Also, in multi-enzyme and probiotic combination treatments, these indices showed significant increase compared to separate probiotic and multi-enzyme (P <0.05). Food conversion factor significantly decreased with increasing multi-enzyme level and in multi-enzyme and probiotic compound compare to probiotic and control diet (P <0.05). Survival percentage showed no significant difference between treatments (P≥0.05). Blood biochemical indices did not show significant difference between the amount of glucose and total protein in the control and other treatments (P≥0.05) but albumin increased in probiotic, multi enzyme and combination of  multi-enzyme and probiotic compare to control (P <0.05). The results of this experiment showed that the using multi-enzyme and probiotic can affect the growth and blood biochemical factor and improve the growth and nutrition status in Common carp.
    Keywords: Apsozime, Probiotic, Common carp, Blood, growth
  • Mahsa Mahmoudi Khoshdarehgi *, Abdolmajid Haji Moradloo, Behrouz Dastar Pages 191-198
    This study was conducted to investigate the effects of biofloc on water quality and growth efficiency of Cyprinus carpio fingerlings fed with different protein levels (23%, 27%, 31% and 35%) and a trial treatment with no biofloc in 8 weeks period. Mean oxygen rate (5.33) and pH (8.05) were investigated and were high in control treatment than BFT treatments. Total suspended solids was significantly high than control treatment (P<0.05). During feed experiment, good water quality was kept with biofloc development by adding sugar beet molasses. In biofloc treatments, ammonia, nitrate and nitrite amount decreased from the fourth week through time and biofloc developments, and their amount in biofloc treatments was lower than control treatment at the end of the experiment. Growth efficiency based on weight gain percentage and specific growth rate in fingerlings fed with 27% and 31% protein level was significantly higher than control treatment that fed with diet containing 35% protein (P<0.05). Totally, results of this study showed that in biofloc system, feeding of Cyprinus carpio with diet containing 27 and 31% protein has the best result in improvement of water quality and growth.
    Keywords: Water Quality, Growth efficiency, Cyprinus carpio, Protein diet, Biofloc system
  • Gholamreza Rafiee * Pages 199-206
    A completely randomized experimental design was conducted to evaluate the effects of different ratios of C/N 10, 15, 20 through feed and additive molasses on silver carp growth and water quality in a recirculating aquaculture system. The results indicated that with an increase in the ratio of C/N , the growth of fish, FCR and PER significantly improved(P<0.05) . The water quality of water significantly (P<0.05) improved as well. It was concluded that balancing the ratio of C/N can be used as a practical and zero exchange of water method for culture of fish due to bio-floc formation and improving fish growth and reduction of fish metabolites. This method can be introduced as an environmentally and friendly method for culture of carp due to treatment of environmental constrains of water.
    Keywords: C, N ratios, Bio-floc, Water Quality, Silver carp, Recirculating Aquaculture System
  • Amir Aramoon *, Mojtaba Alishahi, Masoud Reza Seifi Abad Shapouri, Masoud Ghorbanpour Pages 207-212
    Despite the many advantage of oral vaccines, this kind of vaccines have a low efficiency and little application in aquaculture due to their antigens destruction in digestive system of fish. Chitin is a natural polymer, while Aeromonas bacteria produce a biofilm of it that cause to bacteria resist to gastric acid and intestinal enzyme systems. At first vaccine of Aeromonas hydrophilia biofilmproduced and then its oral and injection administration was evaluated in common carp. Therefore, 700 carp (46 ± 14) grams, 9 equal treatments and three replications as the first to fourth treatment with Biofilm Vaccine, inactivation Bacteria, Chitin + Culture media and Chitin were oral administered safely, the fifth to eighth treatments were immunized with the injection method safely, the ninth treatment without any vaccine was considered as control group. The fish were injected with concentration of LD50 of Aeromonas hydrophilia bacteria (Mc Farland 8= 2.4×109) on the 60th day. The mortality rate was recorded within 10 days and the relative percent survival (RPS) of each treatment was determined. The results showed that the RPS levels highest were related to injection biofilms, oral biofilm and inactivation Bacteria injection, which was significantly higher than of the other treatments (P <0.05).The efficacy of the injection vaccine was not affected by Biofilm (P = 0.098), although the oral vaccine was influenced significantly by Biofilm (P <0.05).
    Keywords: Biofilm vaccine, Cyprinus carpio, Aeromonas hydrophila, Immunization
  • Mohamad Sharifi, Tooraj Valinassab *, Lobat Taghavi Pages 213-220
    Seafood are considered as the important sources of high-quality protein, but they can contribute significantly to human dietary risk. The aim of the present study was: detecting of the concentrations of cadmium (Cd) in skin and muscle tissues of rutilus kutum; comparing the concentration of Cd in tissues of male and female; and finally assessing the food consumption risk in southern coast of the Caspian Sea. The thirty specimens of Caspian kutum were obtained from southern coast of Caspian Sea. After digestion of specimens, concentration of Cd were detected by atomic absorption spectrophotometer. The mean concentration of Cd in skin and muscle tissues were 0.45±0.38 and 0.38±0.06 µg/g wet weight, respectively. The result of statistical analyze showed deference in Cd concentration in skin and muscle tissues (p<0.01). Also, there was no any significant deference in Cd concentration between male and female. THQ (2×10-4) was lower than allowable dose proposed by EPA. Daily and weekly intake of Cd in edible tissues were 1.42 µg per day and 9.97 µg per week, respectively, that showed that the estimated amount of Cd intake is lower than the maximum acceptable level permitted by the joint FAO/WHO expert committee. The maximum allowable consumption rate for adults and children were 0.16 and 0.03 kg per day, respectively. The maximum allowable consumption rate in meal were 21.79 and 4.51 meal per month for adults and children, respectively. The present study showed that Caspian kutum meat is safe to consume and does not threaten the health of consumer with current consumption rate.
    Keywords: Cadmium, Caspian kutum, Heavy metal, Food risk
  • Sahar Sayahan, Mohammad Reza Imanpoor *, Hossein Pnahi Sahebi Pages 221-228
    The purpose of this study was to determine the effect of substitution plant proteins of sesame meal with fish meal on growth performance, some body compostion and blood parameters in the Rutilus frisii kutum. to carry out the test, the number of 600 fishes weighing 1 to 3 grams with 40 densities located in 15 pools. Feeding done with rations containing different levels of sesame meal includes 4 treatments with 10,20,30 and 40 percent of  sesame meal substitution with fish meal and one control treatment (without sesame meal). results of evaluation of growth and body compostion showed that the highest weight gain and specific growth rate and the lowest feed conversion ratio were observed in control treatment which had a significant difference with other treatments (p<0.05). the highest amount of moisture, protein and low amount of fat were observed in control treatment, which had a significant difference with other treatments (p<0.05). the results of blood factors showed that the highest levels of red blood cells, white blood cells, hemoglobin, hematocrit and MCHC were observed in control treatment. Also, the highest total protein, albumin, globulin, triglyceride and cholesterol were observed in control treatmentwhich showed statistically significant difference with other treatments (p<0.05). this study showed that the inclusion of different levels of sesame meal instead of fish meal in Rutilus frisii kutum had a negative effect on growth parameters but had no negative effect on blood factors.
    Keywords: Rutilus frisii kutum, Sesame meal, Fish meal, growth, blood parameters
  • Akram Tehranifard *, Azam Moshfegh, Sanaz Nasrin Nokandeh Pages 229-240
    The purpose of this study was to investigate the changes in blood, immunity, ions, testicular histology and white blood cells and its relationship with fish age (Rutilus kutum) in winter and spring seasons of Chaf and Chamakhaleh of Guilan province from February 2016 to May 2017 in Chamkhaleh and the correlation between fish age and hormones was also determined. In order to carry out the present research, 30 live fish were taken.  Blood samples were collected to measure blood factors (white and red blood cells, hemoglobin, hematocrit), (IgM and lysozyme), ions (calcium, sodium, potassium and magnesium) and hormones (estradiol and progesterone). The tissue sections were also collected from the testicles. Fish scales were also sampled to determine age. The results of this study indicated that the amount of hormones examined was consistent with the development of the testicle. Also, there was a significant difference in the level of hormones in some sampling months in this area and the highest levels of progesterone and estradiol in the Chamkhala region were observed in the fishes of 5 and 4 years old (Progesterone Chamkhala, 0.33 ± 0.02 and Chaf 0.31 ± 0.01 in May). The level of progesterone hormone changes significantly during the months and reached the highest level in May (P <0.05), but estradiol levels increased from February to February (P<0.05) and remained high until May. (0.9 ± 0.2) The amount of ions in March or February was lowered, and their levels reached the lowest levels in May. Calcium was 12.5 ± 0.08, magnesium was 5.8 ± 0.15, 145 ± 2 and potassium 8.0 ± 0.05, 0 (P <0.05). The level of some blood factors (including the number of white and red blood cells, hemoglobin and hematocrit) in the final stages of sexual maturation increased significantly. Red blood cells of the blood were 100000 ± 1850000, white blood cells of 6150 ± 350, hemoglobin of 11.85 ± 0.055, hematocrit of 58.6 ± 3.5 (P<0.05), but the levels of lysozyme and Igm in the month of May were at the lowest level, lysozyme 2 ± 23 and Igm ± 1 ± 26 (P<0.05). Regarding the serum IgM levels of the Rutilus kutum  during the months of Febuary to May, there were no significant differences in Chaf and Chamkhaleh regions, and it was almost constant. The various stages of sexual maturation during the months leading up to the development of the testis did not affect the change in this factor.
    Keywords: Rutilus kutum, Chaf, Chamkhala, sex hormones, histology, Lysozyme
  • Soheila Naderi Qaraqeshlaq, Shahla Jamili *, Mohammad Javad Fatemi, Ali Mohammad Sharifi, Mohammad Reza Nourani Pages 241-250
    Collagen has a wide range of applications in biomedical, pharmaceutical, cosmetic, and food industries. Collagen from cow has a risk for contamination from bovine spongiform encephalopathy (BSE), transmissible spongiform encephalopathy (TSE). This study proceeds to extract collagen from the skin of  Rutilus Kutum main and economical species of the Caspian Sea and Scomberomorus guttatus. Scomberomorus guttatus  one of the tuna species of Persian Golf. Acid-soluble collagens (ASC) from the fish skin of Scomberomorus guttatus and Rutilus Kutum were extracted and characterized by Pico.Tag, SDS-PAGE, FTIR and UV spectrophotometry. Based on the data from the SDS-PAGE and the composition of amino acid, both collagens  were probable that the obtained collagen classified as type I collagen. Collagens consisted of two different types of α chains, including α1 and  α2,and  β component. Also, FTIR analysis revealed the presence of helical arrangements of collagens. Moreover, UV spectrophotometry exhibited this collagen have an absorbance at 220 nm. According to the basis of dry weight, the yield of Rutilus Kutum  and Scomberomorus guttatus ASC were calculated 15.6 % and 14.5 %. Amino acid analysis revealed a much higher glaycin content in the both collagens extracted which accounted to one third of the total amino acids. Besides, proline as an unique amino acid in Rutilus Kutum  and Scomberomorus guttatus ASC had the specific amount of89.6  and  86.8 residues per 706.1 residues.
    Keywords: Rutilus kutum, Scomberomorus guttatus, Fish skin Collagen, Characterization, Amino acid composition, Caspian Sea, Persian Gulf
  • Somayeh Nnodehsharifi *, Seyed Yusef Peyghambari, Saeed Gorgin Pages 251-256
    This study conduct to evaluate the survey and assessment of beach seine fish predation by statistical analysis of fish cooperative and Golestan fisheries office data since 2006-2008. In two Miankaleh and Gomishan in the second half of the 20 October second decade every year till the end of April the following year for a period of 6 months through pre-coastal continues by cooperatives Fishing blades and supervision of experts blade to the fishing and fishermen are employed Results, showed significant difference in amount of osteochities fish density and species in three years of study and was decreased (p<0.05).Also, the osteochities fish density was Cyprinus.carpio> Rutilus.firisi kuttum> Rutilus.rutilus in two first years of survey. Followed the decreasing Carp predation In 2008 than two past years Kuttum predation was increasing than past brightly and predation density was kuttum> Sea carp> Roachin 2008. So, kuttum by 503525 kg had the upper level of predation in2008 and Roach by864 kg had the lower level in 2007.
    Keywords: Beach seine, osteochities fish, Predation density, Golestan province
  • Ali Sadough Niri, Ehsan Kamrani *, Ali Asghar Khanipour, Niels Madsen, Iman Sourinejad Pages 257-264
    The present study was conducted to investigate the species composition, length frequency composition and by-catch amount in longtail tuna pelagic gillnets in northeast of Oman Sea and fishing grounds of Chabahar, Konarak and Ramin (Sistan and Balouchestan Province). Sampling operation was carried out using the fiberglass boat and wooden vessel from October 2016 to June 2017. Fishing gear was included longtail tuna pelagic gillnets with 100 and 110 mm stretched mesh size in fishing boats and gillnets with 130 and 165 mm stretched mesh size in wooden fishing vessels. Totally, by-catch species composition were 15 species belonging to 8 family including Scombridae, Istiophoridae, Coryphaenidae, Alopiidae, Carcharhinidae, Carangidae, Sphyraenidae and Trichiuridae. The significantly variation of by-catch species composition observed in used nets by boats and wooden vessels. In the entire study period, in boats, minimum and maximum catch amount was related to Carcharhinus sorrah with 35 kg and Euthynnus affinis with 1622 kg, respectively. Maximum catch was obtained for Euthynnus affinis as 260 kg per each netting and fishing operation. Maximum mean catch (±S.E) was obtained to Euthynnus affinis as 47.71±9.26 kg per each fishing operation. In wooden vessels, minimum and maximum catch amount was related to Alopias pelagicus with 93 kg and Thunnus albacares with 90013 kg, respectively. Maximum catch was observed for Thunnus albacares as 8219 kg per each netting and fishing operation. Maximum mean catch (±S.E) was related to Thunnus albacares as 1250.18±186.61 kg per each fishing operation.
    Keywords: Catch composition, By-catch, Drift Gillnet, Sistan, Balouchestan Province
  • Marjan Hoseini *, Hamed Kolangi, Hamed Azadi, Omid Amiri Pages 265-270
    The present study aimed to compare nonspecific immune parameters and protein pattern of  skin mucus in Neogobius pallasi and Neogobius melanostomus. The mucus samples were collected from 10 specimens ( 5 of each species ). Total protein, alkaline phosphatase ( ALP ), lysozyme and total immunoglobulins of the samples were measured (according to the porotocol). The measured levels of non-specific immune parameters in Neogobius pallasi were, 3.14±0.22, 41.19±0.89, 10.60±1.00 and 0.48±0.02 and in Neogobius melanostomus were 1.23±0.32, 30.88±1.52, 8.78±0.67 and 1.09±0.12 respectively. Non-specific immune parameters that measured in all instances, were higher in Neogobius pallasi and there were significant differences between the two species. Therefore, results showed that skin mucus has an important role in innate immunity and two species differences in response to stressful situations can be partly attributed to mucosal immune parameters.
    Keywords: Mucus, Lysozyme, Alkaline phosphatase, Immunoglobulin
  • Seyedeh Zahra Masoomizadeh *, Mansoreh Ghaeni, Laleh Roomiani Pages 271-278
    Lethrinus nebulosus, which belongs to the Lethrinidae family, is widely distributed along the coasts of Iran. Determining the maturity index is essential in studies of biology, fishery management and aquaculture. In the present study, monthly sampling was conducted on northwestern coasts of the Persian Gulf in Khuzestan from July, 2014 to June, 2015. After biometry and sex determination during monthly sampling, gonadosomatic and hepatosomatic indices, length at 50% maturity, monthly sex ratio and absolute and relative fecundity were calculated for this fish. The gonadosomatic index started increasing from February on and its peak was recorded in April (1.7993). A single peak in gonadosomatic graph indicates one spawning a year. Maximum changes in hepatosomatic index were observed among males in March (0.7449) and among females in April (0.7812).  The length of 50 percent of female adults amounted to 37.2 cm. Absolute fecundity and relative fecundity were calculated as 312415 and 8.24 respectively. The females outnumbered the males in most months of the year. The sex ratio of females to males was 1.99 to 1. This fish reaches maturity in shorter length in the middle coasts of the Persian Gulf than in the eastern and western coasts.
    Keywords: Lethrinus nebulosus, Reproduction, Gonadosomatic index, fecundity, Khuzestan
  • Masrour Zakeri Nasab, Shahla Jamili, Alireza Valipour *, Seyed Mohammad Reza Fatemi, Ehsan Ramezani Fard Pages 279-288
    Alburnus chalcoides is a member of the Cyprinidae that a few studies have done on its internal organs. Considering the importance of the gastrointestinal tract on the growth and survival of animals, it has been examined in this study. Sampling of the fishes was taken randomly from the first day after hatching to pre-puberty at different intervals. In fact, the growth of this fish was assessed through morphological and histological study using Hematoxylin-Eosin staining method and the secretion of the gastrointestinal mucosal layers of the gastrointestinal tract in terms of the carbohydrates was carried out by histological procedure by staining the Periodic acid Schiff (PAS). Anatomical study on this fish showed that its digestive system consists of two major parts of the, esophagus and intestine. In the early days, gastrointestinal tract was a simple and primary tube, in which no mucosal secretion activity was observed however this activity began after the appearance of Goblet cell and a layer of neutral polysaccharide compounds was observed on the gastrointestinal tract. The presence of neutral polysaccharides in the gastrointestinal mucosa showed its role in digestion and absorption of food, and it is important to protect the epithelial layer of the digestive tract and food passage. The evolutionary features of this fish are somewhat similar to other fish of Cyprinidae, but specific differences are also evident in this species.
    Keywords: Alburnus chalcoide, Histochemical, Morphological, Histological
  • Mahnazsadat Sadeghi *, Mozhgan Emtiazju, Arezoo Shahbazi Pages 289-296
    The concentration of heavy metals Cd, Co were investigated in the Gill, Skin and Muscle tissues of Chalcalburnus Chalcoides Caught in Spring 2012 from in south of Caspian sea (Anzali lagoon &Shirud)in Gilan and Mazandaran province..  After biometrical measurements the Gill, Skin and Muscle tissues of samples were separated; metals were measured by chemical digestion method with pure nitric acid and their concentrations were determined by AAS .Mean concentrations ppm/ dry weigh)were compared with the international standards  such as WHO, FAO and Stoskopf. The mean concentration for Cr in all tissues except in muscle tissue in both stations higher than the WHO standard and Stoskopf limit was recorded. The concentration Co in comparison with international standards FAO in Anzali lagoon were found higher than permissible limit. Also average accumulation of Cr in Muscle, Skin and Gills tissues had significantly different in two provinces (P< 0.05). Average accumulation of Co in Muscle, Skin and Gills tissues was not significantly different in two provinces (Gilan&Mazandaran)(P>0.05 ).Average accumulation of Cr and Co in muscle, skin and gills tissues were not significantly different between two provinces (P>0.05).
    Keywords: Heavy metals accumulation, Chalcalburnus chalcoides, Caspian Sea, Gilan Province
  • Omme Leila Qaznavi * Pages 297-302
    The fennel plant with scientific name (Foeniculumvulgore) is belong to Apiaceae family. The purpose of this study was to consider the anti-bacterial effect of fennel extract with nanocapsulate against Salmonella typhi bacterium and comparing the effect of the usual form and it’s nanocapsulate form in inhibition of this bacterium and also accessing the best combination and concentration of the fennel extract in order to prevent and inhibit the growth of the bacterium salmonella typhi in minced meat of the common Kilka in 4°C temperature. In this study, free alcoholic and nanocapsulate extract of the plant fennel in the concentration of 0.5% and 1% on the behavior of the bacterium Salmonella thyphi in minced meat of the common Kilka (clupeonella cultriventris caspia) was evaluated. The used coating for producing the Arabic gum nanocapsulate was with the ratio of 3 to 1. The behavior of the bacterium salmonella thyphi in days 3, 6, 9 and 15 of the study was evaluated. The results showed, over time, the capsulate form in 1% concentration, had the best inhibitory effect on the Salmonella typhi bacterium. By increasing the storage time of fish in temperature conditions of 4°C, the degree of anti-bacterial effect nanocapsulate  form was better and free form acted weaker and was closer to the control form and numbers of the bacterium in free form had ascending trend, over time (p<0.05). It is suggested that free and nanocapsulate extract of fennel be used in order to decrease the load of spoilage pathogenic bacteria in other fishery products, that nanocapsulate is more effective to reduce it.
    Keywords: Clupeonella cultriventris caspia, Fennel plant, Salmonella typhi, Inventory effect of the bacterium
  • Farhad Rajabipour *, Nassrin Mashaii, Mohammad Jafari, Habib Sarsngei, Mohamad Mohammadi, Ali Hajizadeh Pages 303-308
    The production of tilapia fries is a basic requirement for the tilapia culture industry and it is necessary to optimize the production of fries to increase the profitability of the tilapia hatcheries. In the present study, the production fries of Nile tilapia, Oreochromis niloticus and hybrid red Oreochromis sp. using tank and hapa systems was investigated. The results showed higher significant difference in the length and weight of fish in the hapa-free tanks, by t-test (p <0.05) but much isometric fries and more survival in the hapa system. SRT were similarly 100% in both systems. Also, the means of total length, body weight and survival of hybrid red Tilapia were significantly higher than Nile tilapia fries, by t-test (p <0.05). Producing SRT fries in tank system with hapa tended to more isometric fries and appropriate survival, however fries produced in tanks without hapa had higher total length and body weight.
    Keywords: Tilapia, Fry, Nursing, tank, Hapa
  • Shabnam Nezhad Moghadam *, Mohammad Reza Imanpoor, Valiolla Jafari, Roghieh Safari Pages 309-314
    In this experiment, the effects of different levels of Nettle (Urtica dioica) Hydroalcoholic extracts were investigated on gonads histological structure and sexual hormones in Goldfish (Carassius auratus) broodstock. Trial was performed randomly on three levels: 2, 4 and 8 gr/kg of the extracts and the control group. 5 fish with an average weight of 21.88 ± 4.70 g per 500-liter fiberglass tank were stocked and under the same conditions for 8 weeks fed with different levels of Nettle (Urtica dioica) extracts. Monitoring of plasma sex steroid levels revealed that experimental diets had significantly effect on progesterone levels in females fed 2gr/kg Nettle (P<0.05), but not significant in testosterone in males (P>0.05). In both males and females, gonads were in stage IV. Results showed that supplementation of diet with Nettle extracts can effect on fish reproduction.
    Keywords: goldfish, Nettle, Sex steroid, Gonad, Reproduction
  • Ali Khosravanizadeh * Pages 315-322
    Clove oil is one of the best anesthetic drugs, recently that has been highly regarded in fishery science for its specific characteristics. The present research accomplished for determination lowest concentration of clove oil for inducing anesthesia in angelfish (Pterophyllum scalare), guppy (Poecilia reticulate) and goldfish (Carassius auratus) as valuable species in the ornamental fish industry. Fish (120 pieces of each species) were anesthetized by different concentrations (50, 75, 100, and 150 ppm) of clove oil in 25±2 °C and pH=7±1. Afterwards, fish transferred to the recovery aquarium for recovery. Times for loss of equilibrium, anesthesia, regain of equilibrium and recovery were recorded and analyzed. The result showed the lowest concentration of clove oil for inducing anesthesia in angelfish and guppy at the lesser time than 3 minutes was 50 ppm, which that was anesthetized fish at 146.4±18.5 and 178.8±7.4 seconds respectively.  The lowest concentration of clove oil for inducing anesthesia in goldfish was 75 ppm, which that was anesthetized fish at 155.2±4.5 seconds. Recovery times in angelfish, guppy, and goldfish were under 5 minutes and 211.8±18.8, 208.7±7.4 and 191.2±4.6 seconds respectively. Recovery process showed no disorder.
    Keywords: anesthesia, Clove oil, Angelfish, Guppy, goldfish
  • Balal Khoshbakht *, Soheila Ebrahimi, Mohsen Safaie, Eissa Kamali Pages 323-330
    This study was conducted to evaluate the Iranian cichlid fish diet (Iranocichla hormuzensis) in the Kol river in Hormozgan province for 12 months from February 2014 to January 2015. Sampling was carried out with Throwing net and gill net. for study the diet, 360 specimens (I. hormuzensis) were Collected and the Relative Length of Gut (RLG), gastric emptying index (CV), food preference index (FP), and frequency of food items were calculated. The results of average of RLG in this species was 9.29± 1.41, showed that this species was vegetarian. The index condition factor (CF) Was obtained 0.17 ± 1.77, that showed this the fish in the Kol river have good living conditions and appropriate.  the index of gastric emptying (CV) for this species was calculated 12.12%, indicates showed that these fish eat a lot. The results of FP showed that diatoms were considered as the main food and food items including Blue-green algae, detritus, fish and crustaceans as alternative food, insects and Foraminifera was as random food.
    Keywords: Diet, Kol river (Hormozgan province), Iranian cichlid (I. hormuzensis), CV, RLG, CF
  • Shadi Zamani, Mohammad Sudagar *, Shahram Dadgar, Hossein Adineh, Abasali Hajibeglou Pages 331-338
    The present research studied the effect of different levels of ethanolic extract of Tribulus terrestris on reproductive performance of Xiphophorus helleri. Fish fed diets containing different levels of Tribulus terrestris extract, 0 (control or treatment 1), 750 (treatment 2), 1000 (treatment 3) and 1250 (treatment 4) mg/kg diet for 2 months. Results showed that final weight, final length, weight gain index, weight gain and specific growth rate were significantly higher in treatment 4 in comparison with control group (P <0.05). The highest relative fecundity and gonadosomatic index were observed in treatments 2.  Results also showed that the highest amount of larvae was observed in the treatment of 2 (P <0.05). The survival percentage was not significant in larvae and the highest final weight and final length of larvae were observed in treatment 2 and the lowest in treatment 1. It can be concluded that using of 750 mg extract/kg diet can improve the growth factors and reproductive performance in Xiphophorus helleri.
    Keywords: Xiphophorus helleri¸ Tribulus terrestris, growth performance, Reproduction
  • Arezoo Kor, Rahman Patimar *, Mohammad Harsij, Arsalan Bahalkeh Pages 339-348
    To study the biological characteristics of Capoeta gracilis with 171 fish samples that obtained in December 2015 to May 2016 Electroshocker devices.  Sex ratio of male to female was 1.67:1 that showed significant difference between sex ration of male to female in population (X2 = 6.211, p < 0.05).  Maximum total length and weight were 199 mm and 122.43 g for females, 191 mm 93.37 g for males. The weight - length relation of female was W = 0.0097 TL3.11 (r2 = 0.99) and the weight - length relation of male was W = 0.0142 TL2.94 (r2 = 0.99) and the total relation was W = 0.0124 TL3.00 (r2 = 0.99). The results showed positive allometric growth for female and  negative allometric growth for male and  Isometric growth for the population (t-test, tmale= 2.09, tfemale = 2.77, tpopulation= 0.09, p < 0.05). Average absolute fecundity was 17978.11, while relative fecundity (eggs/g) were 1434.06. Eggs diameters were ranged from 0.10 to 0.98 mm with a mean value of 0.44 mm. The highest mean Gonadosomatic for females and for males in April was observed in June, 4.75 and 7.51 for female and male respectively.
    Keywords: C. gracilis, Reproduction, Zav River, Golestan National Park
  • Altin Ghojoghi *, Shaghayegh Asgardoun, Rahman Patimar, Hashem Nowferesti Pages 349-356
    O. argyrogrammais a species native to the west Iran. There is little information about this species. The growth pattern and age structure of O. argyrogramma have been studied in the Gamasyab river, Hamdan province .In this study, a total of 317 specimen collected from March 2011 to June 2011, including 147 males and 134 females. There was no significant difference between males and female's abundance (P<0.05),  meaning the sex ratio was 1:1.09. Range of the length and weight changes in the population was 2.7-7.6 cm and 0.181-3.331 g respectively and the maximum frequency of length was observed in the range of 4.2-5.7 cm. Age determination by opecula showed that the studied population includes 4 age groups (0+ to 3+). LWR was obtained W=0.008 for males, W=0.006for females and w= for the population. The growth pattern was isometric for males, and positive allometric for female and the population.  The provided information can be used in the management of species and biodiversity in future. The VBGF was Lt=10.08(1-exp-0.158(t+2.71))) and Lt=10.91(1-exp-0.176(t+2.46)) for females and males respectively. The provided information can be used in the management of species and biodiversity in future.
    Keywords: O. argyrogramma, growth pattern, Leangth-weight relationship, Gamasiab River
  • Parvane Shoukat *, Seyedeh Sahar Mosavi Dehmordi, Simin Dehghan Madise, Laleh Mosavi Dehmordi Pages 357-368
    This study was conducted to assess water quality of Gar Gar River based on macrobenthic communities and  BMWP index during January 2014 to 2015. By monthly sampling was done from 7 selected stations by using Peterson grab and surber with cross-sectional area of 225 cm2. For measuring to total organic matter physical method of burning in an electric furnace was used and to analyze Grain  size of sediment, the screen series method was used.  The total number of 19 class, 58 families (41 genus, 16 species)  of Macrobenthos identified and counted in this survey. The highest number of individuals belonged to different families of Arthropoda (52.6 %), Mullusca (25 %), Oligochaeta (22 %) and other groups (0.4 %) respectively. The maximum density belonged to Tubifex sp. (Oligochaeta), Astrosimulium sp. (Diptera) and Melanoides tuberculatus (Gastropoda) respectively. According to the results of annual mean of BMWP index the Gar Gar River stations are classified in three categories. During the study period, stations 1and 2 were moderate,  stations 6 and 7 were poor and stations 3, 4 and 5 were very poor. Also ASPT index showed all stations were classified as high-probable contaminated.
    Keywords: Macrobenthic Community, Gar Gar River, Water Quality, BMWP index, ASPT index
  • Mohammad Gholizadeh *, Sakineh Boveiri Pages 369-376
    Benthic organisms in the aquatic environment plays an important role in aquatic nutrition, movement, rotation of food in aquatic ecosystem and the conversion of organic matter to mineral ones. The purpose of present study was biological monitoring of Zarin Gol river. This study carried out in Golestan province using macrobenthic invertebrates' population as it sample. Macro benthic invertebrate samples were collected by Surber sampler (900 cm2) of 12 sampling stations with 3 replicates in two seasons: winter and spring. Totally, 6192 individuals of benthic organism were identified consist of 31 families and 9 order. Three dominant populations of abundance were Ephemeroptera (%37), Trichoptera (%23.45) and Diptera (Simulidae (%16) and Chironomidae (%12.4)). Maximum total density in all sampling periods was in stations 2 (7944.44 ind/m2) (downstream under the agriculture activity). Population biological indices value and abundance of sensitive organisms decreased from upstream to downstream, while the abundance of resistance organisms increased. The human activities effect on abundance and distribution of macro invertebrates and reduction of water quality in Zarin Gol River.
    Keywords: Macro invertebrate, Diversity, density, Population structure, Zarin Gol River
  • Roya Sahragard, Maziar Yahyavi *, Kivan Ejlali Khanqah Pages 377-384
    In order to evaluate and compare the Benthic in Laft and Tyab firths, the samples were gathered in two different seasons (Winter and Summer), 3 stations and also 3 repetitive layers. The results show that Polychaete has the most rate of frequency in hot seasons, however, Gastropoda has the least rate of frequency in cold seasons (less than Zero). Regarding average density in the 4th station of Tyab, Macrobenthos showed a significant difference in relation to station/place and station was proven to have an impact on the density of the Macrobenthos(P<0.05). The index of Margalof and Shanon states that all the polluted areas under study were in desired condition which is normal in hot seasons. The Ounce index shows that Laft and Tyab firths are in desirable conditions and the environments are partially without pollution. Moreover, the index of Sympson demonstrated that the areas under study were not affected by serious pollution. In addition, the ecology index of frequency curve/ weight depicted that the curve weight is higher than/ above the frequency curve in all the stations which is indicative of a stress-free environment. Yet, 4th Tyab station was found to be a stressed environment regarding its geographical location which is the result of the direct effect of residuum from Shrimp-growing sites.
    Keywords: Biological variety, Benthic Society, Tyab, Laft, Hormozgan province
  • Fatemeh Namjoo, Amir Vazirizadeh *, Ali Fakhri Pages 385-396
    Because benthic invertebrate plenitude as bioindicator are used in marine monitoring, in order to ecological study on communities of Meiofauna of Mele Gonze Mangrove forest sampling carried out during warm and cold seasons from 3 stations with 3 different tidal levels. The results showed that totally 7 of toxons Meiofauna including Foraminifera, Ostracoda, Bivalvia, Gastropoda, Nematodes,Copepoda and Olichaeta are present in the region, that the highest density belongs to Nematoda, and then respectively they were Foraminifera, Ostracoda, Bivalvia, Copepoda, Gastropoda and Oligochaeta. Density of Meiofauna didn’t have any significant difference between summer and winter (P>0.05) But between stations the difference was significant (P<0.05). The percentage of total organic carbon in winter is high than in summer and between seasons and stations the difference was significant (P<0.05). Also throughout the year in station 1 from high tide to low tide was observed reduction of sediment total organic carbon but in 2 other stations this was the opposite. Results shows dominant silt-clay in station 1and then respectively station 2 and 3. The highest meiofauna density in two seasons in station 1and then in station 2 and 3 was observed. The given result of pearson correlation test showed that silt-clay sediments and total organic carbon have significant influence on Meiofauna density.
    Keywords: ecology, Meiofauna, Mele Gonze mangrove forest, Environmental parameters
  • Taher Poursoufi *, Rahimberdi Haghnia, Altin Ghojoghi Pages 397-404
    This study was conducted to investigate abundance and species distributn of macrobenthos in 3 stations in Gorganroad River (S1:36 58 42E, 54 00 28; S2: 36 58 41, 54 01 27; S3:36 59 14, 54 02 54) from March to February 2013. Samples collected using Van ven grab in 3 replicates in each station. In the study area, 6 orders belonging to 9 families were indentified including Naididae, Gammaridae, Cardidae, Nereidae, Neritidae, Ampharetidae, Pyrgulidae, Ostracoda, Foraminifera, Balanidae and Cumaceae. The most abundant taxa were Ampharetidae (28.62%), Lumbriculidae (24.24%), Naididae (11.3%), Chironomidae (10.44%), Balanidae (10.39%), Gammaridae (6.14%), Nereididae (31.91%), Cardiidae (2.73%) and Tubificidae (2.19%). Generally, in all 3 stations the highest and  lowest biomass belonged to the Ampharetidae family (25410) and Tubificidae (1946), respectively.
    Keywords: Macrobenthos, Biomass, Gorganroud, South East Caspian Sea
  • Bahman Pouryounes, Kamran Rezaei Tavabe *, Gholamreza Rafiee, Hamid Allaf Navirian Pages 405-412
    The main objective of the current study was investigation of effects of lead (Pb) heavy metal on bioaccumulation and necrosis of the hepatopancreas and muscle tissues of the oriental river prawn (Macrobrachium nipponense). According to the past studies and the recorded concentration range of heavy metal in the rivers leading to the Anzali wetland, the present study was carried out with four treatments and three replications. The research was done in four treatments of lead (Pb) heavy metal in concentrations 0 (control), 5, 15 and 25 ppm for two months. During the experiment, the prawns were fed at the standard level and to the amount of appetite twice a day with shrimp standard pellet. According to the results, by increasing concentrations of heavy metal of the treatments, bioaccumulation rate of lead (Pb) heavy metal in mentioned tissues increased significantly (p<0.05). Histological results showed that higher concentrations of heavy metal of the treatments will cause changes in both hepatopancreas and muscle tissues. The findings of this research showed that higher concentrations of lead (Pb) heavy metal will cause tissues responses; so that these responses show in hepatopancreas tissue, as a metabolic and active tissue. According to the above findings, undesirable biological effects of heavy metals on prawns were indicated. This issue increases need for management and importance of preventing entry of pollution sources such as heavy metals to Anzali wetland and its basin rivers.
    Keywords: Lead, Oriental river prawn (Macrobrachium nipponense), bioaccumulation, hepatopancreas
  • Mitra Ghafourian, Mohsen Safaie *, Fereshteh Saraji Pages 413-418
    This study was designed for understanding reproductive biology of Kiddi shrimpParapenaeopsis styliferain western coastal waters of the Hormozgan province. Sampling was carried out monthly for period 15 months, from October 2015 to December, 2016. A total 835 shrimp included 462 femalesand 373 males were collected monthly by a stop set net. The sex ratio identified that it was not aconstant 1:1 throughout the year, with 53.3 % of shrimp was females. The recorded resolts show that the kiddi shrimps can spawn all year round and have two determine peak of spawning time from March to May and November to December. The gonado-somatic index (GSI) for female shrimps showed that the ascending trend from December to March but a descending trend of this index recorded in summer and maximum value was observed in February.Length at first maturity (LM50) for female was 18.8 mm of carapace length.
    Keywords: kiddi shrimp, sex ratio, spawning season, LM50, Persian Gulf
  • Mina Ahangarzade *, Mehrdad Mohammadidust, Hossein Houshmand, Mohammad Afsharnasab, Seyed Reza Seyed Mortezaei Pages 419-426
    Effects of Saccharomyces cerevisiaeon immune parameters and survival rate of the Litopenaeus vannamei after feeding with S. cerevisiae were evaluated in this study. For this purpose, a total of 300 pieces of shrimp with an average weight of 30 to 35 grams were selected from a pool shrimp Abadan Choebdeh and transferred to the center of Bandar Imam Research Station. After making sure the health adaptation was done. shrimps divided to two groups of 150 pieces (including 50 pieces of shrimp in three replication) including a group fed with food without S. cerevisiae and a group fed with S. cerevisiae. Then changes of immune parameters and survival rate were evaluated. The results showed that the relative survival rate between the two groups showed no significant difference. But Immune Factors (THC, TPP, PO, POD& SOD) in the treatment fed S. cerevisiae (T1) compared to control treatment (T2) showed a significant increase. In conclusion these results suggest that consumption of S. cerevisiae improves the immune system of the shrimp.
    Keywords: White leg shrimp, S. cerevisiae, survival rate, Immunological factors
  • Zahra Babaei, Nemat Mahmoudi *, Jafar Syfabadi Pages 427-434
    The relationships between life stages (nauplius, copepodite and adult) of Acartia tonsa with physicochemical parameters, and dominant planktonic species were investigated using Random Forest (RF) model along the Mazandaran Coasts during summer. Monthly sampling was conducted in 2012 along four transects (Amirabad, Babolsar, Noshahr and Ramsar) in different water layers at depths of 5, 10, 20 and 50 m. The results showed that the mean density of A. tonsa was1586 ind/m3. The spatial distribution of life stages showed that the density had decreasing trend from Ramsar, Amirabad, Babolsar to Noshahr, respectively. The density of each life stage of A. tonsa was also decreased with increase in depth and distance from the shore. Data evaluation through R-software showed that RF model had a good performance for identifying the most important factors in the distribution of the three life stages of A. tonsa (with accuracy of 97 %). It had been determined that the nauplius stage of A. tonsa had a noticeable relation with its copepodite and adult stages, temperature, phosphate, turbidity and larval stage of M. leidyi. Additionally, a close relationship was found between A. tonsa copepodite stage, and its nauplius and adult stages, temperature, larval stage (cydippid) of M. leidyi, nitrite and turbidity, while the adult stage had close relationship with its copepodite stage and cydippid stage of M. leidyi, nitrites, temperature, salinity and oxygen.
    Keywords: Life stages of Acartia tonsa, Mazandaran coast, Caspian Sea, Random forest, Tree-based modeling
  • Hassan Ghahari * Pages 435-444
    Species diversity of two heteropteran families, Pentatomidae and Scutelleridae was studied in wheat fields of Varamin (Tehran province) during 2013 and 2014. In total, nine species were collected: Eurygaster integriceps (Puton, 1881), Odontotarsus impictus Jakovlev, 1886, Ancyrosoma leucogrammes (Gmelin, 1789) (Scutelleridae), Graphosoma (Graphosoma) lineatum lineatum (Linnaeus, 1758), Aelia acuminata (Linnaeus, 1758),Aelia melanota Fieber, 1886, Eurydema (Eurydema) ornata (Linnaeus, 1758), Eurydema putoni (Jakovlev, 1877) and Dolycoris baccarum (Linnaeus, 1758) (Pentatomidae). Several samplings were done in order to determining of appearance date of sunn pest (E. integriceps) and population fluctuation of different life stages. All the samplings were done in five different areas of Varamin and vicinity including, Gharchak, Asgar-Abad, Dehmacin, Javad-Abad and Pishva. The results indicated that appearance date of sunn pest is middle of March and the peak of population density was obtained at the middle of April. Upon the results of this investigation, conservation of natural enemies, releasing of reared egg parasitoids in optimum date and application of different control methods as biological and chemical under IPM system can be established in the region.
    Keywords: Population fluctuation, Pentatomidae, Scutelleridae, Sunn pest, Varamin
  • Pegah Gholami, Alireza Salarzadeh * Pages 445-450
    The growth process of pearl oyster spat ( Pteria penguin) was studied under laboratory conditions using Pavlova lutheri and Chaetoceros muelleri cultured with Gillard's F/2  media for 30 days. In this study, four experimental treatments and one control treatment separately and a combination of Pavlova lutheri and  Chaetoceros muelleri each with three replications with 10 spat densities were investigated. Results showed that there was no significant difference between treatments in terms of dorso ventral length (P> 0.05), but treatment 5 caused almost the whole total length. Regarding the height of the heel, there was a significant difference between the treatments observed (P <0.05) and treatment 1 with the best condition, although there was no significant difference between treatment with treatment 2.  From the viewpoint of thickness, there was no significant difference between treatments (P> 0.05). But there was a significant difference between treatments (P <0.05) and treatment 1 produced the highest weight. Survival percent also showed a significant difference in different treatments (P <0.05), and the treatment group 1 had the highest survival, although there was no significant difference between treatment and treatment number 2. As a general conclusion, treatment number 1 was the best treatment, but considering the absence of significant difference with treatment number 2, this treatment can be suitable for the growth of Pteria penguin.
    Keywords: growth, Microalgae, Pteria penguin, Pavlova lutheri, Chaetoceros muelleri
  • Rouhollah Zare, Ehsan Kamrani *, Ali Nasrolahi, Roger Mann Pages 451-456
    This study aimed to investigate spatial and temporal distribution of rock oyster Saccostrea cucullata along the Persian Gulf coastlines from Hormozgan to Khuzestan Province. Sampling was performed by a 0.25 m2 quadrat through coastlines from winter 2015 to autumn 2016. According to the results, maximum value of oyster length was 55.42 mm in Hormoz Island. Minimum values of length and weight in spring, summer and winter was occurred in the Ameri harbor while minimum value of wet and dry weight registered for Bandar Abbas harbor. In addition, Bandar Abbas harbor experienced minimum values of dry weight, wet weight length and width of all samples in the autumn. Results of environmental factors analysis revealed that there was a strong relationship between wet and dry weight with salinity and temperature. Generally, salinity showed strong relationship with length and width of samples while temperature showed less strong than salinity in the CCA analysis. According to high frequency of oyster populations in some areas of the Persian Gulf and due to importance of these animals, regarding to management programs and oyster culture in future should be considered.
    Keywords: Rock oyster, Distribution, Persian Gulf, CCA
  • Saeideh Moradi Shahr Babak, Malihe Erfani *, Afshin Danehkar Pages 457-462
    Gastropods have an important role in mangrove forest food web. This study was performed with the aim of ‎studying the gastropod assemblages in different seasons, tidal regions and distance from fishery harbor at Govater ‎Bay- Sistan and Baluchestan Province. Gastropods sampling was done in three transects perpendicular to shore line ‎extended to mangrove forests in three repetitions at the water adjacent, middle and land adjacent points. Separating ‎different intertidal regions, seasons and distance to fishing harbor was done by the one- way ANOSIM. The ‎SIMPER test was also done to define in which what species had more participation in similarity or dissimilarity of ‎gastropod assemblages in different regions or seasons. The ANOSIM results showed that gastropod assemblage in ‎different intertidal zones had significant difference (P<0.01). Gastropod assemblages in the water adjacent points ‎were different than land adjacent and middle points. This analysis didn’t show any significant different between ‎seasons and different distances from fishing harbor; therefore, it can be interpreted that in this region season ‎doesn’t effect on gastropod assemblages and low human interference in fishing harbor effluent hasn’t changed ‎gastropod assemblages. The SIMPER result show that Asseminea sp1 and Asseminea sp2 had more role in sepration ‎of two intertidal regions regarding to gastropod assemblages respectively with the average of 13.19 percent and ‎‎13.09 percent dissimilarity from 62.53 percent of the mean total dissimilarity‎.
    Keywords: Biotic assemblages, Gastropods, Mangrove forests, Govater Bay, Sistan, Baluchestan province
  • Samaneh Asghari, Alireza Salarzadeh *, Kiumars Rohani, Maziar Yahyavi, Flora Mohammadi Zadeh Pages 463-470
    With regard to the nutritional value and the relative equity value of proper food of polychaete Perinereis nuntia in diet of types of aquatic requirements such as shrimp broodstock, achieving its breeding and culture bio technique is an important goal in shrimp industry. For this purpose, usage of diets inducing the highest growth and the lowest mortality is of importance. In this study for the purpose of effect of different dietary treatments on the growth and survival of polychaete worms (Perinereis nuntia),  three nutritional treatments included concentrate food, green macro algae (Entermorpha sp.) and red macro algae (Gracillaria sp.) were used to feed the worms for two months. After the trial, the worms were tested for the growth rate and survival. Results showed that the average final weight, specific growth rate (SGR) and survival were significantly different among different treatments (p < 0.05). The maximum amount of above cases were (1.980 ± 0.005 g), (1.44 ± 0.02) and (84± 2.3 %) respectively that have been associated with red algae treatment. Regarding the results of the growth rate and survival rate of P. nuntia fed on red algae (Gracillaria sp.), it is recommended to use of     co-culture algae with polychaete worms in raring Perinereis nuntia polychaete.
    Keywords: Perinereis nuntia, survival, Red macro algae (Gracillaria sp.), Polychaete worms
  • Ahmad Shadi *, Khanomnaz Eebadi Pages 471-476
    Antioxidant activity as well as proximate analysis of sea cucumber Holothuria leucospilota was assessed. Samples were captured from Bostaneh coast, Hormozgan province. Body walls with/without internal organs were evaluated in fresh and rehydrated forms. Total protein, lipids, moisture, carbohydrate and ash were examined. In order to evaluate antioxidant activity, mathanolic, ethanolic and aqueous extraction as performed from body wall and internal organs in fresh and rehydrated tissues using malondialdehyde lipid peroxidation and total phenols methods. The results revealed that the moisture of samples was significantly (p<0.05) decreased after rehydration and the protein and lipid ratios were increased in samples. The results of malondialdehyde analysis showed that internal organs (gonads,  respiration tree, cuvierian organ) exhibit more antioxidant activity. The highest malondialdehyde (the lowest antioxidant activity) was measured in ethanolic extracts (1.01±0.2µmol/mg of dry weight), and the lowest malondialdehyde (highest antioxidant activity) was measured in wet internal organs (0.43±0.03µmol/mg of dry weight). Highest total phenol was measured in methanolic extracts of wet body wall (1.17±0.01 mg gallic acid equivalent per gram of sample in dry weight) and lowest total phenol was measured in ethanolic extracts of wet internal body extract (0.26±0. mg gallic acid equivalent per gram of sample in dry weight). The difference in results of antioxidant test and total phenol assay revealed that antioxidant properties of sea cucumber were originated from other components rather than phenolic compounds. Bioactive antioxidant compounds observed especially in the internal organs of sea cucumber H. leucospilota might be further screened as pharmaceutical precursors.
    Keywords: Marine natural products, Echinodermata, Nutraceuticals, Persian Gulf
  • Farshid Oruji, Fahimeh Baghbani Arani *, Masoumeh Mahdavi Ortakand Pages 477-482
    Glomerulonephritis is an inflammatory disease in which glomerular is damaged, as a result the renal failure is observed. Inflammasome complex made of some intracellular components that can be affected inflammation process. This complex is one of the most important components of the innate immune system. Inflammasome complex is stimulated after detecting pathogenic signals and causes activation of inflammatory interleukins. Based on, the role of Caspase-1 and Interleukin-1β in regulation of inflammation, investigating the gene expression of them in glomerulonephritis patients can be useful in determining the role of Inflammasome in glomerulonephritis. For this purpose, in this study, 28 samples of patients with glomerulonephritis and 28 healthy subjects were examined. After blood sampling from individuals, the total RNA was extracted from peripheral blood mononuclear cells (PBMCs), and after synthesizing cDNA; the caspase-1 and IL-1β genes were analyzed by quantitative analysis with Real Time PCR. The results showed that the expression of IL-1β and Casp-1 genes in the peripheral blood mononuclear cells of patients with glomerulonephritis is different from control samples. The expression of Casp-1 and IL-1β genes in patients are 1.88 (P <0.01) and 1.56 (P = 0.052), respectively. So, in the Caspase-1 gene this difference in expression is significant. Considering the importance of IL-1β and Casp-1 genes in the pathway of activation of the Inflammasome complex and due to the increased expression of these two genes in glomerulonephritis patients, it can be concluded that probably glomerulonephritis cause by the activation of the Inflammasome complex.
  • Atiyeh Rofooei, Shohreh Zare Karizi *, Sahar Honarmand Jahromi Pages 483-488
    Pseudomonas aeruginosa is one of the leading causes of hospital-acquired as well as community-acquired infections due to significant changes in microbial genetic ecology; as a result of indiscriminate use of antibiotics, the spread of multidrug resistance (MDR) is now a global problem. Its general resistance is due to a combination of factors for examples resistance genes, efflux poumps and Biofilm. The biofilms also prevent effective penetration of the antibiotics, which increasethe chances of antibiotic resistance. In the present study sixty clinical isolates of Pseudomonas aeruginosaobtained from Sina hospital. They were identified by routine standards and operative procedures; antimicrobial susceptibility testing was done using Kirby-Bauer disc diffusion method. The biofilm forming potential of these isolates was also evaluated using microtitre assay. Finally, a relationship between biofilm formation and antibiotic resistance was also examined. The isolates of Pseudomonas aeruginosa tested were found resistant to most of the antibiotics tested. Qualitative biofilm analysis revealed that most of the isolates exhibited strong biofilm production. The strong biofilm production was significantly higher in isolates that were multi-drug resistant (p =0.042). Our study indicates that multi-drug resistant, biofilm forming Pseudomonas aeruginosa isolates are correlated. The high prevalence of biofilm producers and multiresistant P. aeruginosa isolates indicates that prevention programs need to be implemented to avoid infection in highly susceptible patients.
    Keywords: Multidrug-resistant, Antibiotic Susceptibility Testing, biofilm formation, Pseudomonas aeruginosa
  • Fatemeh Sadat Tahami *, Hamid Ramezani, Mehdi Naderi Jolodar Pages 489-494
    This study done in the Spring, Summer, Autumn and Winter, at 40 study sites from 8 transect between Astara to border of Hasangholipour. Transect are in Astara, Bandar Anzali, Sefidrood, Tonekabon, Noshahr, Babolsar, Amirabad, Bandar Turkman and the SouthCoast of the Caspian Sea. In each transect, 5 stations at depths of 5 m, 10 m, 20 m, 50 m and 100 m were determined to sample a chapter of depth zero (level) and 10 m, 20 m, 50 m and 100 m by Rutner was performed. A total of 24 species were identified from the phylum Dinoflagella. The maximum density Dinoflagella (28.17 ± 27.14 per cubic meter × 106) and maximum biomass 349 ± 336 mg per cubic meter, respectively. Most species diversity Dinoflagella phylum in winter (17 species) has been that species Exuviaella cordata، Goniaulax polyedra، Peridinium achromaticum، Peridinium latum،  Prorocentrum praximum و Prorocentrum scutllum   were observed in all seasons. Phylum Dinoflagella with an average density of 28/17 ± 27/14 (the number of cubic meters × 106) and the average biomass annually 349 ± 336 (milligrams per cubic meter) of approximately 9% density and 4% biomass phytoplankton of area in the country.The diversity, the density and biomass Dinoflagella have been significant changes (p<0.05).Ongoing changes in microscopic plants including Dinoflagella can effect on fish migration patterns, their growth rate, mortality rate and of course the critical gas concentrations in the atmosphere.
    Keywords: Dinoflagella, Diversity, Abundance, Biomass, Major estuaries
  • Omid Ghadirian, Mahmoud Reza Hemami *, Alireza Soffianian, Saeed Purmanafi, Mansoureh Malekian Pages 495-502
    Habitat destruction is the most important threat to species. Forests are one of the most important habitats for wildlife. According to the latest official statistics of Forests, Range and Watershed Management Organization, approximately 25% of Zagros forests declined between 2001 and 2014. Identifying and zoning forest areas susceptible to decline to take preventative measures can help protect these important habitats. Hence, we used logistic regression model along with forest areas with over 50% decline as dependent variable and 12 environmental factors including annual mean rainfall, annual mean temperature, annual mean relative humidity, annual mean evapotranspiration, aridity index, drought index, dust storm index, NDVI, percentage of slope, geographic aspect, distance to agricultural lands and distance to surface waters as independent variables to identify forest areas susceptible to decline. The performance of the model was satisfactory with ROC of 0.93 and Pseudo-R2 equal to 0.33. Results indicated that about 51.3% of Lorestan province’s forests are faced with the risk of decline, of which about 25.3% have low risk, 8.7% have medium risk, 8.8% have high risk and 8.5% have very high risk of decline. Climatic factors including aridity index, evapotranspiration, annual mean rainfall, drought index, relative humidity and annual mean temperature were respectively recognized as the most important factors affecting Lorestan province’s forests decline.
    Keywords: Habitat destruction, Logistic regression model, Zagros forests decline, Aridity index