فهرست مطالب

  • پیاپی 21 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/07
  • تعداد عناوین: 6
|
  • ساره جورمند صفحات 5-14
    بازار به عنوان یکی از عناصر معماری، نقش ستون فقرات شهر را در شهرسازی اسلامی دارد؛ مطالعه این عنصر در شهرهای مختلف و وجوه اشتراک و افتراق آنها می تواند پاسخ به چگونگی شکل گیری بازار در هر سرزمین باشد. آنچه در این تحقیق مورد توجه بوده، مطالعه بازارهای کشور مراکش در مدینه (بافت های تاریخی) های شش شهر رباط، تانژه، تطوان، فاس، مکناس و مراکش است. در این تحقیق سعی بر آن است تا به شناخت عناصر تاثیرگذار در زیبایی شناسی بازارهای این کشور پرداخته و با مطالعه مصادیق زیبا در این بازارها، به درک زیبایی شناسی آنها پرداخته شود. اطلاعات در دو بخش حاصل از مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانه ای در پی پاسخ به این پرسش است: چه عناصر مشترکی در نمونه های انتخاب شده وجود دارد که می تواند به عنوان قوانین زیبایی شناسی این سرزمین در چگونگی شکل گیری بازارهای مراکش، از آن نام برد؟مطالعه نمونه ها نشان می دهد که سه حوزه معنا، فعالیت و کالبد با مصادیق مرتبط با هریک، عوامل تاثیرگذار بر زیبایی بازارهای مراکش است که از مجموع مصادیق موجود، همگنی بازار با بافت مدینه ها، شکل گیری عملکرد مسکونی و تجاری در کنار هم و سادگی فضاها سه مصداقی است که با تکرار بیشتر در بازارها، از ارزش گذاری بالاتری نسبت به سایر مصادیق برخوردار است.
    کلیدواژگان: بازار، مدينه، زيبايي شناسي، مراکش
  • حامد سلیمان زاده، محمدرضا فرجی صفحات 15-22
    گفتگو یکی از مهمترین عناصر ساختمان متن دراماتیک است. گفتگو در درام، وظایف مختلفی از جمله معرفی شخصیت ها، پیشبرد داستان، ایجاد فضای نمایشی، طراحی کشمکش، مقدمه چینی و زمینه چینی، افشای اطلاعات ضروری، طرح سوال و معرفی زمان و مکان داستان را بر عهده دارد. اگرچه وظایف گفتگو در نمایشنامه و فیلمنامه به عنوان دو گونه از ادبیات دراماتیک، مشترک تعریف شده اما نحوه چگونگی ارایه آن متفاوت است. می توان به عنوان مهمترین نشانه های تمایز در گفتگوی نمایشنامه و فیلمنامه به مواردی همچون تفاوت در تاثیرپذیری از مکان و زمان، بیان اختصاری و تصویری و نوع رویکرد به اجرای روایت خطی اشاره کرد. نمایشنامه و فیلمنامه آقای هالو در ادبیات نمایشی معاصر ایران، نمونه ای معتبر جهت مطالعه امر تمایز در گفتگوی نمایشی میان شخصیت هاست. آقای هالو به دلیل ارایه در دو مدیوم متفاوت، باعث فراهم کردن بستری پژوهشی برای شناخت عناصر متمایز در گفتگوی نمایشی شده است
    کلیدواژگان: تمایز، گفتگو، آقای هالو، علی نصیریان، داریوش مهرجویی
  • کاظم خراسانی، اصغر کفشچیان مقدم صفحات 23-30
    در سال های اخیر هنر معاصر ایران بیش از پیش مورد توجه جهانیان قرار گرفته است. بی شک موفقیت هنرمندان ایرانی در حراج های اخیر و برگزاری نمایشگاه های متعدد در اروپا و آمریکا در فرایند جهانی شدن هنرمعاصر ایران موثر بوده است. در این میان از آنجایی که ملیت و مذهب دو عامل مهم در ایجاد هویت متمایز برای فرد هستند و هویت او را در برابر هویت دیگری بر می سازند، هنرمند ایرانی برای تداوم حضور و موفقیت در عرصه جهانی، بر هویت ملی و مذهبی خویش تاکید می کند تا نزد مخاطب غربی شناسایی شود. از سوی دیگر مخاطب غربی نیز همین عناصر را عامل تمایز خود و آن دیگری شرقی قلمداد کرده و به واسطه همین ویژگی های هویتی، هنرمند ایرانی را شناسایی می کند و او را در عرصه جهانی می پذیرد. لذا هنرمند ایرانی برای دیده شدن و مورد توجه قرارگرفتن نزد وی و در نتیجه بازار جهانی، این عناصر هویتی را در اثرش بازنمایی می کند. بدین ترتیب هنرمندان ایرانی برای هرچه سریع تر وارد شدن به چرخه فروش و مبادلات، گوشه چشمی به فرم و محتوای آثار موفق در بازار حراجی ها دارند؛ یعنی بخش عمده ای از همان آثاری که پیشتر از قبل استفاده از عناصر آشنای ملی - مذهبی در بازار موقعیتی برای خود دست و پا کرده اند. آنچنان که در بسیاری از آثار، استفاده از عناصر یادشده توسط هنرمند نه برمبنای ارتباط ساختار فرمی و محتوایی بلکه به جهت تزریق نشانه هایی یادآور مفاهیم ملی و یا مذهبی به منظور جلب توجه مخاطب است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی است و اطلاعات مورد نظر به شیوه کتابخانه ای جمع آوری شده است.
    کلیدواژگان: جهانی شدن، هویت ایرانی-اسلامی، هنرمعاصر ایران
  • فریدون آورزمانی صفحات 31-36
    در این نامه بخشی از یک نقش برجسته ساسانی که از لحاظ تاریخی حائز اهمیت فوق العاده ای است مورد بررسی و معرفی قرار گرفته، اهمیت این نقش به سبب دوران کوتاه فرمانروایی این شخصیت تاریخی بر ایران زمین در زمان ساسانیان است. این سنگ نگاره متعلق به هرمز اول (273-272م.) فرمانروای ساسانی است که اطلاعات و آگاهی تاریخی محققان از زمان کوتاه فرمانروایی او بسیار اندک است. با بررسی اسناد دست اولی مانند سنگ‎نگاره یا سکه ها و قراردادن این یافته ها در کنار یکدیگر می توان به بسیاری از رازها و ناگفته های آن دوران که در غبار زمان به دست فراموشی سپرده شده اند دست یافته و وقایع و رویدادهای آن دوران کوتاه را به صورت روشن تری در معرض دید محققان و دانش پژوهان قرار داد.
    کلیدواژگان: نقش برجسته، سکه، هرمز اول، ساسانی، ولیعهدی و جانشینی، بیشاپور، نشانه های نمادین، شاپور
  • حمید ممانی، فهیمه یاری، سعید حقیر صفحات 37-46
    معماری ایران در دوران اسلامی به مثابه کارآمدترین ابزار خلق فضا توانسته آثار درخشان و ماندگاری را در معماری و شهرسازی به وجود آورد. خلق آثار شاخص معماری اسلامی ایران در دوره سلجوقی و ایلخانی آغاز و در دوران صفویه به غایت رسید. معماری و شهرسازی سنتی ایران در دوران معاصر و با گسترش ارتباط با جهان غرب، از تفکرات و سبک های مدرن تاثیر پذیرفت. این سبک ها نتوانستند محملی برای انتقال فرهنگ ایرانی-اسلامی قرار گیرند و از سویی دیگر معماری اصیل ایرانی نیز مورد بی توجهی قرار گرفت. در دوران کنونی تزیینات در معماری نیز به تاسی از این جریان بسیار سردرگم و بی هویت شده است و نمی توان در بسیاری از آنها اثری از مفهوم سرزمینی و هویتی یافت. همه این موارد توجه به احیای هویت تزیینات ایرانی اسلامی را ضروری می نمایاند. معماری این مقاله بر آن است تا با دید تحلیلی به استخراج مفهوم و مولفه های معماری ایرانی- اسلامی دست یافته و پس از آن چگونگی کاربرد این مولفه ها در تزیینات معماری با هدف احیای هویت آن را مورد اشاره قرار دهد. براین اساس، با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی منابع مورد بررسی کیفی قرارگرفته و در نهایت با استفاده از روش استقراء به بیان مولفه های معماری ایرانی- اسلامی پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در راستای احیای هویتمند تزیینات معماری ایرانی- اسلامی توجه به مولفه های "فرهنگ، اقلیم، اقتصاد، تحولات روز (سیاسی و آموزشی) و زیبایی (نسبی) " ضروری بوده و تزیینات با در نظرگرفتن این پنج مولفه می توانند جایگاه هویتی خود را در معماری کنونی ایران باز یابد.
    کلیدواژگان: معماری اسلامی، معماری ایرانی، تزیینات، الگو، معاصر
  • لیلا سلطانی صفحات 47-56
    معماری ایران در دوران اسلامی به مثابه کارآمدترین ابزار خلق فضا توانسته آثار درخشان و ماندگاری را در معماری و شهرسازی به وجود آورد. خلق آثار شاخص معماری اسلامی ایران در دوره سلجوقی و ایلخانی آغاز و در دوران صفویه به غایت رسید. معماری و شهرسازی سنتی ایران در دوران معاصر و با گسترش ارتباط با جهان غرب، از تفکرات و سبک های مدرن تاثیر پذیرفت. این سبک ها نتوانستند محملی برای انتقال فرهنگ ایرانی-اسلامی قرار گیرند و از سویی دیگر معماری اصیل ایرانی نیز مورد بی توجهی قرار گرفت. در دوران کنونی تزیینات در معماری نیز به تاسی از این جریان بسیار سردرگم و بی هویت شده است و نمی توان در بسیاری از آنها اثری از مفهوم سرزمینی و هویتی یافت. همه این موارد توجه به احیای هویت تزیینات معماری ایرانی اسلامی را ضروری می نمایاند.
    این مقاله بر آن است تا با دید تحلیلی به استخراج مفهوم و مولفه های معماری ایرانی- اسلامی دست یافته و پس از آن چگونگی کاربرد این مولفه ها در تزیینات معماری با هدف احیای هویت آن را مورد اشاره قرار دهد. براین اساس، با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی منابع مورد بررسی کیفی قرارگرفته و در نهایت با استفاده از روش استقراء به بیان مولفه های معماری ایرانی- اسلامی پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در راستای احیای هویتمند تزیینات معماری ایرانی- اسلامی توجه به مولفه های "فرهنگ، اقلیم، اقتصاد، تحولات روز (سیاسی و آموزشی) و زیبایی (نسبی) " ضروری بوده و تزیینات با در نظرگرفتن این پنج مولفه می توانند جایگاه هویتی خود را در معماری کنونی ایران باز یابد.
    کلیدواژگان: معماری اسلامی، معماری ایرانی، تزیینات، الگو، معاصر
|
  • Sareh Jormand Pages 5-14
    Bazar as one of the architectural elements plays the role of the city’s backbone in Islamic cities. The study of this element in different cities, their similarities and differences, can inform us on how various Bazars has formed. This research studies Moroccan Bazars in Medina (historical context) in six cities of Rabat, Tangier, Tetouan, Fes, Meknes and Morocco. The current study attempts to identify the influential elements in the aesthetics of the Bazars of this country and to study their aesthetics by sampling the most famous Bazars. The information in the current study was obtained from field observations and library studies in order to respond the questions of what are the common elements in the selected examples, which can be used as the aesthetic principles of Morocco and how the Moroccan Bazars are formed.Studying the case studies shows that three areas of meaning, activity, and body with their related examples are the factors affecting the aesthetic of the Moroccan Bazars. In the all of existing examples, the homogeneity of the Bazars with mediums, the formation of the residential and commercial operation alongside, and the simplicity of spaces are three examples with more repetition in Bazars that they have higher values than the other ones
    Keywords: Bazar, City, Aesthetics, Morocco
  • Hamed Soleimanzadeh, Mohammadreza Faraji Pages 15-22
    The dialogue is one of the most important elements of dramatic texts. Introduction of characters, story progressing, creating dramatic space, creating struggle, disclosing necessary information, creating question and introducing time and place are some of the dialogue duties. The duties of dialogue in play and screenplay as two aspect of dramatic literature are common, but they differ in rendering. The different effect of time and place, short and pictorial dialogues and the kind of approach to linear narration are some of the signs of dialogue differences in play and screenplay. Mr.Hallo, the play and screenplay in contemporary dramatic literature of Iran, is one of the most reliable sources for studying the differences which are present between characters’ dialogues and that’s because this piece was produced in two media and provide a comparison ground between dramatic elements and characters
    Keywords: Distinction, Dialogue, Mr.Haloo, Ali Nasirian, Dariush Mehrjui
  • Kazem Korasani, Asghar Kafshchian Moghadam Pages 23-30
    In recent years contemporary Iranian art has caught the attention of the people across the world more than before. Undoubtedly, successful presence of Iranian artists in recent auctions and their numerous exhibitions throughout the Europe and USA have been influential in the process of globalization of contemporary Iranian art. Meanwhile since nationality and religion are two significant factors in creation of distinctive identity for an individual and build his identity versus the identity of the other Iranian artist insists on his national and religious identity in order to continue to be successful in global scene and recognized by western audience.
    On the other hand, western audience does also consider these elements to be the source of the distinction of him and the oriental other and via these identity-related features he recognizes Iranian artist and accepts him in the global scene. Thus, Iranian artist represents these identity elements in his work in order to be seen in global market. In this way Iranian artists seek to keep their eyes on the form and content of successful works in auctions for their fast entering to sale and transaction cycle. In other words, these new artistic works struggle to reproduce the same familiar national and religious elements with which the previous successful works have earned their fame. Insofar as in many of these works the use of the aforementioned elements by artist is not based on the relationship of the formal and content structure rather for the sake of injection of the symbols which are reminding national or religious notions that catch the attention of the audience. The methodology of the current research is descriptive-analytic and the data have been gathered by means of library studies
    Keywords: Globalization, Iranian-Islamic Identity, Contemporary Iranian Art
  • Fereydon Avarzamani Pages 31-36
    In this letter, a part of a Sassanian relief that is historically of great importance has been investigated and introduced; the significance of this motif is due to the short period of the reign of this historical personality over Iran during the Sassanid era. This bas-relief belongs to Hormuz I (273-272), the Sassanid ruler; there are little historical information and consciousness of his short reign period. By examining first-order documents like bas-reliefs or coins and putting these findings together, we can understand many of the mysteries and unspoken truths of that age that have been forgotten in the mist of time, and thus explain more clearly the events of that short period for researchers and scholars.
    Keywords: Bas-relief, Coin, Hormuz I, Sassanid, Succession, Bishabour, Symbolic Signs, Shapour.
  • Hamid Mamani, Fahimeh Yari, Saeed Haghir Pages 37-46
    The Iranian architecture in the Islamic era, as the most efficient instrument for creating space, has been able to form brilliant and lasting works on the architecture and urbanity in the country of Iran. Creation of the prominent works of the Islamic-Iranian architecture started during the Seljuk and Ilkhani periods and peaked during the Safavid period. The traditional architecture and urbanization of Iran in contemporary time, and with the development of relations with the western world, they has been influenced by the modern world’s thoughts and styles. These styles could not be a suitable place to transfer Iranian Islamic culture and, on the other hand, the original Iranian architecture was also neglected. In the present era, the decorations in architecture are also very confused and identity-less following this trend, and in many of them there are no traces of territorial and identity concepts. All these cases make paying attention to the restoration of the identity of the decorations in Iranian-Islamic architecture essential. This paper seeks to extract with an analytic perspective, the concept and components of Iranian-Islamic architecture, and then point out how architectural decorations have been used with the goal of preserving its architectural identity. Based on the above mentioned issues, using a descriptive-analytic research methodology, the data have been analyzed for qualitative research and finally, using the inductive method, the components of Iranian-Islamic architecture have been studied. The results of the research are in line with the identity-based revival of the decorations of Iranian-Islamic architecture, attention to the components of “culture, climate, economy, day changes (political and educational), and art (relative)” have been essential, and decorations can re-claim their identity status considering these five components in the present architecture of Iran.
    Keywords: Islamic Architecture, Iranian Architecture, Decorations, Pattern, Contemporary
  • Leyla Soltani Pages 47-56
    The Iranian architecture in the Islamic era, as the most efficient instrument for creating space, has been able to form brilliant and lasting works on the architecture and urbanity in the country of Iran. Creation of the prominent works of the Islamic-Iranian architecture started during the Seljuk and Ilkhani periods and peaked during the Safavid period. The traditional architecture and urbanization of Iran in contemporary time, and with the development of relations with the western world, they has been influenced by the modern world’s thoughts and styles. These styles could not be a suitable place to transfer Iranian Islamic culture and, on the other hand, the original Iranian architecture was also neglected. In the present era, the decorations in architecture are also very confused and identity-less following this trend, and in many of them there are no traces of territorial and identity concepts. All these cases make paying attention to the restoration of the identity of the decorations in Iranian-Islamic architecture essential.
    This paper seeks to extract with an analytic perspective, the concept and components of Iranian-Islamic architecture, and then point out how architectural decorations have been used with the goal of preserving its architectural identity.
    Based on the above mentioned issues, using a descriptive-analytic research methodology, the data have been analyzed for qualitative research and finally, using the inductive method, the components of Iranian-Islamic architecture have been studied. The results of the research are in line with the identity-based revival of the decorations of Iranian-Islamic architecture, attention to the components of “culture, climate, economy, day changes (political and educational), and art (relative)” have been essential, and decorations can re-claim their identity status considering these five components in the present architecture of Iran
    Keywords: Islamic Architecture, Iranian Architecture, Decorations, Pattern, Contemporary