فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال شانزدهم شماره 6 (پیاپی 107، شهریور 1397)
  • سال شانزدهم شماره 6 (پیاپی 107، شهریور 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/13
  • تعداد عناوین: 8
|
  • صغری حسنی نارنجباغی ، جواد غفاری ، مریم بهبودی ، حوا عبدی ، حمیرا طهماسبی صفحات 382-388
    پیش زمینه و هدف: آسم شایع ترین بیماری مزمن در دوران کودکی است و یکی از شایع ترین علل مراجعه به اورژانس و بستری شدن در بیمارستان می باشد که عواقب بهداشتی و اقتصادی جدی به دنبال دارد. هدف از انجام این مطالعه، تعیین تاثیر خود مدیریتی بر آسم کودکان 7 تا 12 ساله می باشد. مواد وروش کار: تحقیق حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است که به مدت 12 هفته بر روی 70 کودک سن مدرسه مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک تخصصی ایمونولوژی و آلرژی مرکز آموزشی درمانی بوعلی سینا ساری در سال 1394 انجام شد. نمونه های که معیارهای ورود به این مطالعه شامل تشخیص قطعی آسم توسط پزشک متخصص ریه، سن بین 7 تا 12 سال، توانایی ذهنی برای آموزش و عدم وجود بیماری های سیستمیک جدی را داشته اند بعد از همسان سازی ازنظر سن، جنس و دوره ابتلا به بیماری به به صورت تصادفی به دو گروه 35 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. به گروه مداخله برنامه عملی نوشتاری جهت انجام خود مدیریتی بر اساس علائم در منزل داده شد. این مطالعه به صورت دوسوکور انجام گردید و مشارکت کننده و تحلیل گر نسبت به گروه ها آگاهی نداشتند. پیامد اولیه مطالعه، تعداد روزهای غیبت از مدرسه در طی یک ماه گذشته و سه ماه آینده و پیامد ثانویه FEV1 در ابتدا و انتها دوره مطالعه می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
    یافته ها
    دو گروه ازنظر سنی و جنسی همگن بودند. نتایج نشان داد که تعداد دفعات غیبت از مدرسه بین دو گروه قبل از مداخله (444/0=P) و بعد از مداخله (299/0=P) اختلاف معنی داری وجود نداشت. بررسی حجم بازدمی تحت فشار در ثانیه اول (FEV1) در قبل از مداخله و بعد از مداخله اختلاف معنی دار را در بین دو گروه نشان داد (004/0=P).
    نتیجه گیری
    استفاده از برنامه عملی نوشتاری بر تعداد دفعات غیبت از مدرسه موثر نیست ولی می تواند باعث بهبود حجم بازدمی تحت فشار در ثانیه اول گردد.
    کلیدواژگان: خودمراقبتی، آسم، کودکان سن مدرسه
  • بهنام انصاری ، سید مجتبی حسینی ، محمد کریم بهادری صفحات 389-402
    پیش زمینه و هدف: ناکارآمدی بخش عرضه به علت رفتار ارائه کنندگان خدمات سلامت می تواند موجب القای تقاضا به بیماران و افزایش هزینه های بخش سلامت شود. هدف این مقاله شناسایی عوامل موثر بر کاهش تقاضای القایی به صورت اختصاصی از دیدگاه ارائه کنندگان خدمات سلامت در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران است. مواد وروش کار: پژوهش حاضر به صورت کیفی و در سال 96 انجام شده است. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده گردید؛ بدین منظور 27 نفر از مسئولین و مدیران بیمارستان ها و مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا و برای طبقه بندی آن ها از نرم افزار Atlas-Ti استفاده گردید.
    یافته ها
    تحلیل داده ها به شناسایی 6 مقوله و 40 زیر مقوله منجر شد. این مقوله ها شامل عوامل اقتصادی، پایش، ساختار ارائه خدمات، عوامل آموزشی، عوامل مرتبط با سیاست گذاری و عوامل اجتماعی موثر بر کاهش تقاضای القایی بود و هرکدام از این مقوله ها نیز دارای زیر مقوله هایی بودند. بحث ونتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در سیستم بهداشت و درمان ایران عوامل مختلفی وجود دارد که در کاهش تقاضای القایی موثر است ازجمله آن ها، می توان به روش های پرداخت گلوبال به پزشکان، اعمال کسورات و تعدیلات توسط بیمه ها اشاره کرد اما روش های دیگری نیز ازنظر ارائه کنندگان خدمات سلامت وجود دارد که می تواند به سیاست گذاران بخش سلامت کمک نماید تا راهبردهای جدیدی را جهت کاهش تقاضای القایی در سیستم بهداشت و درمان طراحی و ساماندهی نمایند.
    کلیدواژگان: تقاضای القایی، خدمات سلامت، هزینه های مراقبت سلامت
  • مریم غفاری ، فاطمه ناهیدی ، عباس مسجدی ، ملیحه نصیری صفحات 402-411
    پیش زمینه و هدف: دل بستگی مادر به جنین از عوامل موثر بر رشد و سلامت جنین می باشد. خشونت فیزیکی در بارداری اثرات زیان بار بر سلامت جسمی و روانی خواهد داشت که ممکن است بر دل بستگی مادر به جنین نیز تاثیرگذار باشد. مطالعه حاضر باهدف تعیین ارتباط همبستگی خشونت فیزیکی دوران بارداری با دل بستگی مادر به جنین در مادران باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد انجام شد. مواد و روش کار: این مطالعه توصیفی در سال 94-1393 روی 200 مادر باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی مشهد انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه مشخصات فردی و مامایی, ابزار بررسی خشونت استراوس و پرسشنامه دل بستگی مادر به جنین کرانلی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های آماری توصیفی و همبستگی و رگرسیون خطی انجام شد.
    یافته ها
    در این مطالعه 26درصد از مادران بارداری خشونت فیزیکی را در دوران بارداری تجربه کرده بودند. 89درصد میزان دل بستگی مادر به جنین را خوب, 10درصد متوسط و 1درصد ضعیف گزارش کرده بودند. ارتباط معنی داری بین نمره خشونت فیزیکی و دل بستگی مادر به جنین وجود داشت (0. 001> P). خشونت فیزیکی قادر به 4. 14درصد پیشگویی واریانس نمره دل بستگی مادر به جنین در مادران مورد مطالعه بود.
    نتیجه گیری
    خشونت فیزیکی بالاتر با دل بستگی پایین تر مادر به جنین همراه است. کاهش و کنترل خشونت فیزیکی, آموزش و مشاوره های خانوادگی و زناشویی در جهت افزایش دل بستگی مادر به و جنین و بهبود روند مادری توصیه می شود
    کلیدواژگان: خشونت، خشونت فیزیکی، دل بستگی مادر به جنین
  • فریبا گل محمدی ، نادر آقاخانی ، کمال خادم وطن ، وحید علی نژاد صفحات 412-422
    پیش زمینه و هدف: شیوع بیماری انفارکتوس در کشورهای جهان ازجمله در ایران، در حال افزایش و بار اقتصادی و عواقب ناشی از آن نیز قابل توجه است. مشخص شده که علاوه بر روش های درمانی رایج، مواردی چون آموزش به بیمار می تواند در بهبود حال بیماران موثر باشد. بر این اساس، از پرستاران به عنوان اعضای مهم و تاثیرگذار تیم درمانی انتظار می رود با استفاده از روش های مختلف ازجمله آموزش به بیمار به ارتقای خود کارآمدی در بیماران بپردازند. این مطالعه باهدف بررسی تاثیر آموزش خود مراقبتی بر خودکارآمدی بیماران بستری مبتلا به انفارکتوس میوکارد در مرکز آموزشی درمانی سیدالشهدا ارومیه سال 1396 موردنظر قرار گرفت تا بر اساس نتایج حاصل از مطالعه بتوان در کاهش مشکلات ناشی از این بیماری مرگ بار و پرهزینه اقدام نمود. مواد وروش کار: جامعه آماری پژوهش شبه تجربی حاضر را 70 نفر از بیماران زن و مرد مبتلا به انفارکتوس میوکارد در سنین زیر 75 سال تشکیل می دادند. از این تعداد 35 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس از جامعه موردنظر انتخاب شدند و به صورت تخصیص تصادفی در گروه مداخله و 35 نفر بعدی نیز به همین صورت در گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه مربوط به خصوصیات دموگرافیکی و پرسشنامه خودکارآمدی بیماران مزمن بود.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین نمرات خودکارآمدی بین دو گروه مداخله و کنترل بعد از آموزش برنامه خودمراقبتی در بیماران متفاوت است (0001/0≥p). همچنین مشخص شد که میانگین نمرات خودکارآمدی درون گروه مداخله قبل و بعد از آموزش برنامه خودمراقبتی در بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد بستری در مرکز آموزشی درمانی سیدالشهدای ارومیه در سال 1396 متفاوت است (0001/0 ≥p). به طوری که میانگین خودکارآمدی بعد از آموزش نسبت به قبل از آموزش خودمراقبتی به طور قابل توجهی ارتقاء پیدا کرده است. بحث ونتیجه گیری: با توجه به افزایش میزان خودکارآمدی بعد از آموزش خودمراقبتی در بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد به نظر می رسد بهتر است آموزش های مناسب در مورد رفتارهای مراقبت از خود و اهمیت تداوم انجام این مراقبت ها ارائه گردد.
    کلیدواژگان: خودمراقبتی، آموزش، خودکارآمدی، انفارکتوس میوکارد
  • فریده نمدی ، معصومه همتی مسلک پاک ، یاسر مرادی ، نازآفرین قاسم زاده صفحات 423-431
    پیش زمینه و هدف: دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده می باشند بزرگ ترین گروه ارائه کننده مراقبت سلامت می باشند و نقش حیاتی در مراقبت های بهداشتی خواهند داشت، بنابراین با توجه به اهمیت شغلی و موقعیت اجتماعی خویش، باید در کنار شایستگی های بالینی، شایستگی های اخلاقی هم برای ارائه مراقبت مناسب و حرفه ای داشته باشند. بدین منظور این پژوهش باهدف تعیین تاثیر آموزش اخلاق به روش مبتنی بر مورد بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه در سال 1395 انجام گرفت. مواد وروش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 73 نفر از دانشجویان پرستاری که واحد اخلاق را نگذرانده بودند، به صورت تمام شماری انتخاب شدند. با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه یادگیری مبتنی بر مورد (37 نفر) و گروه سخنرانی (36 نفر) تقسیم شدند. قبل از شروع مداخله پیش آزمونی از هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه حساسیت اخلاقی لوتزن به عمل آمد. آموزش اخلاق در هر دو گروه به مدت دو ماه و نیم انجام شد. محتویات آموزشی در هر دو گروه یکسان بوده و تنها تفاوت در نوع روش آموزشی بود. یک ماه پس از اتمام مداخله، پرسشنامه حساسیت اخلاقی مجددا توسط دو گروه تکمیل شد. داده ها توسط نرم افزار آماری (v. 16. 0, SPSS Inc. , Chicago, IL, USA) spss 16 و آزمون های آماری تی مستقل، تی زوجی و کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    قبل از مداخله تفاوت آماری معنی داری ازنظر میانگین نمره حساسیت اخلاقی بین دو گروه مداخله و کنترل وجود نداشت (22/0=p) ، اما بعد از مداخله، میانگین نمره حساسیت اخلاقی در گروه مبتنی بر مورد نسبت به گروه سخنرانی به طور معنی داری افزایش یافته بود (04/0= p). بحث ونتیجه گیری: آموزش اخلاق به روش مبتنی بر مورد در مقایسه با روش سنتی در ارتقاء حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری موثرتر می باشد و ارتقای حساسیت اخلاقی عامل اصلی تاثیرگذار در ارائه مراقبت های بهتر پرستاری می باشد. بنابراین پیشنهاد می شود از این روش در آموزش اخلاق حرفه ای استفاده گردد.
    کلیدواژگان: آموزش، اخلاق، حساسیت اخلاقی، پرستاری
  • غلامرضا رجبی ، محمد کریمی وردنجانی ، منوچهر تقی پور صفحات 432-444
    پیش زمینه و هدف: عواملی بر سلامت خانواده تاثیرگذارند، که می توان به سلامت خانواده اصلی، تعهد و همدلی زناشویی اشاره کرد. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر ارزیابی مدل خانواده اصلی و رضایت زناشویی با میانجی گری های تعهد زناشویی و همدلی زناشویی در پرستاران بود. مواد وروش کار: این مطالعه تحلیلی گروهی از نوع تحلیل مسیر بود. 200 پرستار از میان پرستاران متاهل بیمارستان های دولتی و خصوص شهر شهرکرد با توجه به ملاک های ورود و خروج و با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و داوطلبانه برگزیده شدند، و به مقیاس خانواده اصلی، مقیاس رضایت زناشویی، پرسش نامه تعهد زناشویی و پرسش نامه همدلی زناشویی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و نرم افزارهای آماری 21-SPSS و AMOS تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج شاخص های برازندگی حاکی از برازش مدل بود و ضرایب مسیر مستقیم مدل نشان داد که خانواده اصلی به تعهد زناشویی، خانواده اصلی به همدلی زناشویی، خانواده اصلی به رضایت زناشویی، تعهد زناشویی به رضایت زناشویی و همدلی زناشویی به رضایت زناشویی و ضرایب مسیر غیرمستقیم خانواده اصلی به رضایت زناشویی با میانجی گری تعهد زناشویی و خانواده اصلی به رضایت زناشویی با میانجی گری همدلی زناشویی همگی معنی دار بودند (001/0 > p). بحث ونتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، بر نقش تعهد زناشویی و همدلی زناشویی در میانجی گری بین خانواده ی اصلی و رضایت زناشویی تاکید شد و ضرورت انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه موردبحث قرار گرفت.
    کلیدواژگان: خانواده اصلی، تعهد زناشویی، همدلی زناشویی، رضایت زناشویی، پرستار
  • سجاد بشرپور ، محمدنبی صالحی ، نسا کاظمی ، اسماعیل سلیمانی صفحات 445-454
    پیش زمینه و هدف: در دوره بارداری، سلامت عمومی و کیفیت زندگی زنان دچار تغییر می شود که لزوم ارائه مداخلات درمانی را مطرح می کند. هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی زنان باردار بود. مواد وروش کار: روش پژوهش حاضر، آزمایشی و طرح آن پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین کلیه زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر ایلام در سال 1395، با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 32 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی طی 8 هفته به صورت جلسات 5/1 ساعته برای گروه آزمایش آموزش داده شد. برای جمع آوری اطلاعات نیز از پرسش نامه های کیفیت زندگی و بهزیستی روانی استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد که بعد از آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) ، بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای بهزیستی روانی، کیفیت زندگی تفاوت معنی داری وجود داشت (F=27/60, P<0/000).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، بر بهبود بهزیستی روانی و کیفیت زندگی زنان باردار موثر است؛ لذا آموزش این برنامه به عنوان روشی برای مقابله با استرس های دوره بارداری پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی، بهزیستی روانی، زنان باردار
  • راضیه پیغمبر دوست، زینب فدایی * صفحات 455-464

    پیش زمینه و هدف:  نوزادان نارس، گروه در معرض خطری هستند که مشکلات زیادی نسبت به نوزادان طبیعی دارند و برای ادامه حیات و کسب روند رشد و نمو طبیعی نیاز به مراقبت دقیق دارند. این مطالعه باهدف تعیین تاثیر بازدید از منزل بر شاخص های تکامل، در نوزادان کم وزن انجام شده است. مواد وروش کار: مطالعه حاضر نوع کارآزمایی بالینی یک سویه کور بود. نمونه های پژوهش شامل 90 نوزاد کم وزن 1500 تا 2500 گرم متولدشده در بیمارستان رازی مرند که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند و از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب، سپس با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله، علاوه بر مراقبت های روتین، در هفته های اول تا چهارم پس از ترخیص، یک بار در هفته بازدید از منزل به مدت 45 دقیقه دریافت نمودند. مشارکت کنندگان در گروه مداخله، با توجه به نیازهای پیش بینی نشده خود، به صورت 24 ساعته امکان برقراری تماس تلفنی با پژوهشگر را داشتند. گروه کنترل فقط مراقبت های روتین را دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل برگه ثبت اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه تکامل نوزاد کم وزن بود، که در بدو تولد و ماه های اول، دوم و سوم تکمیل شد. تجزیه وتحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 15 و با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون کای دو و تی تست) انجام شد. سطح معنی داری P<0/05 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین وزن نوزادان در گروه مداخله 12/223±08/2313 و در گروه کنترل 61/247 ± 84/2308 گرم بود. متغیرهایی نظیر تحصیلات مادر، میزان درآمد، رتبه تولد و شاخص های رشد بدو تولد در دو گروه اختلاف معنی داری نداشتند. میانگین امتیاز کل تکامل (0. 0001p<) نوزادان کم وزن در ماه سوم بر اساس فرم ASQ تفاوت معنی دار آماری داشت، به طوری که میانگین امتیاز حیطه حل مسئله، حیطه شخصی و اجتماعی و میانگین امتیاز تکامل نوزادان در ماه سوم در گروه تجربه بیشتر از کنترل بود. ولی میانگین امتیاز در حیطه حرکات ظریف (0. 35p=) تفاوت معنی دار آمار نداشت.

    نتیجه گیری

    برنامه مراقبتی بازدید از منزل بر شاخص های تکامل نوزادان کم وزن، تاثیر داشته است. به طوری که شاخص های تکامل نوزادان در گروه مداخله ارتقاء یافته است. بنابراین بهتر است، پرستاران و سایر مراقبین سلامت نوزادان برنامه های مراقبتی مبتنی بر ویزیت از منزل را در مراقبت از نوزادان نارس به کارگیرند.

    کلیدواژگان: نوزاد نارس، بازدید از منزل، تکامل
|
  • Soghra Hasani narenjbaghi , Javad Ghaffari , Maryam Behbodi , Hava Abdi , Homyra Tahmasebi Pages 382-388
    Background & Aims
    Asthma is the most common chronic disease during the childhood and it is one of the most common causes of emergency attendance and hospitalization, with serious health and economic consequences. The purpose of this study was to determine the effect of self-management on asthma of children aged 7-12 years.
    Materials & Methods
    It was a quasi-experimental study that was performed on 70 school age children with Asthma, referred to the Immunology and Allergy Specialty Clinic of the Bu-Ali Sina Hospital of Sāri (Māzandarān Province-Irān) in 1394 for 12 weeks. Samples who satisfied the inclusion criteria including asthma diagnosis by the lung specialist, age range 7 to 12 years, mental abilities for education, and the absence of serious systemic diseases, were matched based on age, gender, and the course of disease. Then, they were randomly divided into two groups of intervention (N=35) and control (N=35) groups. The intervention group received a written action plan for self-management based on the symptoms at home. This study was conducted double-blind, and the participants and the analyst were not aware of the groups. The primary outcomes of the study were the number of days absent from school during the past month and the next three months and the secondary outcome of FEV1 at the beginning and end of the course of study. Data were analyzed using SPSS software and descriptive and analytical statistics.
    Results
    The two groups were homogeneous in terms of age and gender. The results showed that there was no significant difference in the number of absences from school between the two groups before intervention (P = 0.444) and after intervention (P = 0.929). Investigating the forced expiratory volume in first second (FEV1) before and after the intervention showed a significant difference between the two groups (P = 0.004).
    Conclusion
    The use of a writing action plan is not effective on the number of absences from school, but it can increase the forced expiratory volume in first second
    Keywords: Self-management, Asthma, School age children
  • Behnam Ansari , Mojtaba Hoseini Seyed , Mohammadkarim Bahadori Pages 389-402
     
    Background & Aims
    Ineffectiveness of the supply sector due to the behavior of health service providers can lead to demand for patients and increase health care costs. The purpose of this paper is to identify the factors affecting the reduction of induced demand specifically from the viewpoint of health service providers in hospitals of the University of Science Medical and health services of Iran.
    Materials & Methods
    The present study was carried out qualitatively in year 96. Semi-structured interview was used to collect data. To this end, 27 officials and managers of hospitals and educational centers of Iran University of Medical Sciences and Health Services were selected using a targeted sampling approach. Content analysis method was used for data analysis and Atlas-Ti software was used to categorize them.
    Results
    Data analysis led to the identification of 6 categories and 40 sub categories. These categories included economic factors, monitoring, service delivery structure, educational factors, policy-making factors, and social factors affecting the reduction of induced demand. Each of these categories also had sub-categories.
    Conclusion
    The results of this study indicate that there are several factors in Iran's health care system that are effective in reducing inductive demand, including global payment methods for physicians, deductions and adjustments by insurers. There are other healthcare providers who can help policy makers to design and organize new strategies for reducing inductive demand in the healthcare system.
    Keywords: Induced Demand, Health services, Health care costs
  • Maryam Ghaffari , Fateme Nahidi , Abbas Masjedi , Malihe Nasiri Pages 402-411
     
    Background & Aims
    Attachment affects fetus’s growth and health. Physical violence during pregnancy will have harmful effects on the physical and mental health, which may also affect the level of maternal and fetal attachment. The purpose of this research is to study the correlation between physical violence and mother-fetus attachment in pregnant mothers visiting the Healthcare Centers of Mashhad.
    Materials & Methods
    This descriptive-correlational study was conducted in 200 pregnant mothers visiting the selected Healthcare Centers of Mashhad. The questionnaires were demographic information, Straus Violence Questionnaire and Cranley’s Mother-Fetus Attachment. Questionnaire. Data were analyzed using descriptive and correlation coefficient and liner regression tests as well as SPSS v.21 software.
    Results
    26% of members had experienced physical violence. In general, there was a reversed and significant correlation between physical violence and mother-fetus attachment. 89% of Research Centers reported fetal attachment as good, 10% as average and 1% as weak. Based on the linear regression test, physical violence was able to predict the variance of maternal attachment attachment score of 4.14% in mothers.
    Conclusion
    A higher physical violence is associated with lower maternal attachment to the fetus. The reduction and control of physical violence and the provision of family and marital counseling are recommended to increase maternal and fetal attachment and to improve maternal health
    Keywords: Physical violence, Mother-Child Attachment, Violence
  • Fariba Golmohamadi Mrs , Nader Aghakhani Dr , Kamal Khadem vatan Dr , Vahid Alinejad Mr Pages 412-422
    Background & Aims
    The prevalence of myocardial infarction in the countries of the world, including Iran, is increasing, and the economic burden and consequences of it are also significant. It has been pointed out that in addition to common therapies, some methods such as patient education can be effective in improving patients' health. Accordingly, it is expected from the nurses as important and influential members of the treatment team to use a variety of methods, including patient education to improve self-efficacy in patients. The aim of this study was to determine the effect of self-care education on the self efficacy in myocardial infarction hospitalized patients in Seyeid Al-Shohada educational & treatment center, Urmia, 2017, in order to reduce the problems caused by this lethal and costly disease.
    Materials & Methods
    In this quasi-experimental study, the statistical population of was consisted of 70 myocardial infarction patients admitted to the educational and treatment center of the city of Urmia by a random sampling from the target population and randomly assigned to the intervention and control group. Self-care education was done in intervention group during three 30-minute sessions by presenting a self-care educational booklet by face to face educational method. Two months after discharge, the self-efficacy questionnaire was completed again for both groups by telephone contact. Chi-square and independent t-test were used to analyze the data by using SPSS-21 software.
    Results
    The results showed that the mean scores of self-efficacy between intervention and control groups after self-care education program was increased in myocardial infarction patients (P <0.05). It was also found that the mean of self-efficacy scores within the intervention group before and after the self-care program was increased in myocardial infarction patients in intervention group (P <0.05)
    Keywords: self-care, education, self efficacy, myocardial infarction
  • Farideh Namadi , Masumeh Hemmati Maslakpak , Yaser Moradi , Nazafarin Ghasemzadeh Pages 423-431
    Background & Aim
    Nursing students whose future nurses, are the largest provider of health services and will have a critical role in health care. Therefore, with regard to the profession's importance and social status, Nurses, along with clinical competencies, should have ethical competencies to provide appropriate and professional care. Therefore the present study was conducted to determine the effect of teaching professional ethics through case-based method on moral sensitivity of nursing students at Urmia nursing and midwifery faculty in 2016.
    Materials & Methods
    In this clinical trial study, 73 nursing students who had not passed the ethic course were recruited to the study through the census method. Using a table of random numbers, participants were randomly assigned to a 37‑person CBL group and a 36‑person lecture group. Using the Lutzen moral sensitivity questionnaire a pre-test was performed of both groups before the intervention. Ethics education was done in both groups for two months and a half. Educational contents were the same in both groups and the only difference was the type of educational method. One month after the intervention, the moral sensitivity questionnaire was completed again by the two groups. Data were analyzed by SPSS 16 (v. 16.0, SPSS Inc., Chicago, IL, USA) statistical software, independent t-test, paired t-test and Chi-square test.
    Results
    No statistically significant difference was found between the intervention and the control groups regarding the pretest mean score of moral sensitivity (p = 0.22), But after the intervention, the mean score of moral sensitivity in the case-based group were significantly increased compared to the lecture group (p = 0.04).
    Conclusions
    A case-based approach to ethics education is more effective than the routine method in promoting nursing students’ moral sensitivity and promoting moral sensitivity is a major contributor to providing better nursing care. It is, therefore, recommended that this method be used while imparting professional ethics education
    Keywords: Education, Ethics, Moral sensitivity, Nursing
  • Gholamreza Rajabi Pages 432-444
    Background & Aim
    Family-of-origin health, marital commitment, and marital empathy are of factors influencing to the health of family. The aim of the current research was the assessing of the model of family of origin and marital satisfaction with mediations of marital commitment and marital empathy in nurses.
    Materials & methods
    This research was correlation of path analysis type. 200 married, female nurses among public and private hospitals of Shahrekord city were selected using based-purposive and voluntary sampling method and according to inclusion and exclusion criteria, and responded to the Family of Origin Scale, Marital Satisfaction Scale, Marital Commitment Questionnaire, Marital Empathy Scale as original instruments, and Family Solidarity Scale, Locke–Wallace Marital Adjustment Test and Batson Empathy Adjectives scale as convergent validity instruments. The data were analyzed using Pearson correlation coefficient and path analysis statistical methods and by SPSS-21 and AMOS statistical software's.
    Results
    The results of fitness indices indicated that the model was fitted and the direct path coefficients of the model showed that family of origin to marital commitment, family of origin to marital empathy, family of origin to marital satisfaction, marital commitment to marital satisfaction, and marital empathy to marital satisfaction, and the indirect path coefficients were all significant (p < 0.001).
    Conclusion
    There was an emphasis on the role of commitment and marital empathy in mediating between family of origin and marital satisfaction and the necessity of conducting research on this area was discussed
    Keywords: Family of origin, Marital commitment, Marital empathy, Marital satisfaction, Nurse
  • Sajjad Basharpoor , Mohammadnabi Salehi , Nesa Kazemi , Esmaeil Soleymani Pages 445-454
    Background & Aims
    During pregnancy, general health and quality of life is changed, this issue pose the necessary of offering therapeutic interventions. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of training mindfulness-based stress reduction (MBSR) on the quality of life and well-being of pregnant women.
    Materials & Methods
    the method of current study quasi-experimental and its design was posttest with control group. Among all pregnant women, referring to the health centers of Ghaem and Kosar of Ilam city in 2016, 32 people were selected by available sampling. They were randomly assigned to experimental and control groups. Mindfulness based stress reduction program was trained to experimental group for 8 session 1/5 hours a week. The questionnaires of quality of life and psychological well-being were used to gather data. The collected data were analyzed using multivariate analysis of variance.
    Results
    The results showed that after training of mindfulness-based stress reduction (MBSR), there was significant differences between the posttest means of experimental and control group in variables of psychological well-being, quality of life, and components of mental health, limitations due to the general health, social functioning and pain )F=27/60, P<0/000(.
    Conclusion
    The results of this study indicate that the education of mindfulness-based stress reduction program is effective on improving the psychological well-being and quality of life of pregnant women; therefore, it is recommended to train this program as a way to cope with stress during pregnancy
    Keywords: : Mindfulness-based stress reduction (MBSR), Quality of life, Well-being, Pregnant women
  • Razeih Peyghambardoost, Zeinab Fadaei Pages 455-464
    Background & Aims

    Low Birth Weight Newborns that are at risk than normal birth, and they need careful care to survive and natural develop and growth. This study aimed to determine the impact of home visits on the development of Low Birth Weight Newborns

    Materials & Methods

    This study is a randomized clinical trial will be carried out in Marand city. Sample size of 90 Newborns was determined. 90 Premature Newborns who have inclusion criteria were selected through available sampling and were randomly divided into two groups for the intervention group, the home visit program lasted 45 minutes. The control group received routine care only. Data collection tool included demographic data sheet, and ASQ Questionnaire. Then ASQ Questionnaire were completed at birth, the first, second and third weeks. The data were analyzed via SPSS software v. 15.

    Results

    More than half of the participants in both groups. Intervention group (61.5%) and control group (55.8%) were female. The mean score development in low birth weight Newborn in the first month there was no statistically significant difference. But in the second month (p = 0.04) and the third month (p = 0.001) were statistically significant.

    Conclusion

    Implementing care plan based on home visits had a positive influence on improving development indicators in Low Birth Weight Newborns. Therefore, nurses and other neonatalcare providers are suggested to apply care plan based on home visits in low birth weight infants

    Keywords: Low Birth Weight, Newborn, development, home visit