فهرست مطالب

تحقیقات آفات گیاهی - سال هشتم شماره 3 (1397)
  • سال هشتم شماره 3 (1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • هوشنگ سرداربنده، احد صحراگرد *، احسان رخشانی، ولی الله بنی عامری صفحات 1-14
    شته ها در اکوسیستم های شهری با تغذیه از شیره گیاهی و همچنین تزریق بزاق سمی منجر به ضعف گیاه و کاهش عملکرد محصول می شوند. نتایج بررسی برهمکنش بین تراکم شته رز Macrosiphum rosaeو زنبورهای پارازیتوئید Aphidius rosae و Lysiphlebus fabarum وجمعیت پوره و شته بالغ در سال های 1395و 1396 در پارک شهر تهران نشان داد که در تمام موارد بین تعداد هر دو گونه زنبور پارازیتوئید و جمعیت پوره و شته بالغ همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. با افزایش تراکم شته رز، تراکم زنبورهای پارازیتوئید نیز افزایش یافت و پارازیتوئیدها دارای رفتار تجمعی نسبت به تراکم های مختلف میزبان بودند. بررسی رابطه بین تعداد شته رز و درصد پارازیتیسم توسط زنبورهایپارازیتویید نیزحاکی از آن بود که بین تعداد شته رز و درصد پارازیتیسم، همبستگی مثبت و وابسته به تراکم وجود دارد. در فصل بهار سال 1395 بیشترین درصد پارازیتیسم پوره ها توسط زنبورپارازیتویید A. rosae، 17/42 و توسط زنبور L. fabarum، 15/21 بود. در سال 1396 نیزدرصد پارازیتیسم پوره ها توسط زنبور A. rosae، 89/41 و بیشترین درصد پارازیتیسم توسط زنبورپارازیتوییدL. fabarum ، 02/21 بود. بنابراین با توجه به هماهنگی تغییرات جمعیت و درصد پارازیتیسم زنبورهای پارازیتوئید با تغییرات جمعیت پوره و بالغ شته رز و وابسته به تراکم بودن درصد پارازیتیسم آن ها در شرایط پارک شهر تهران، این عوامل می توانند در کنترل بیولوژیک شته رز مفید و موثر واقع شوند.
    کلیدواژگان: برهمکنش، شته رز، زنبورهای پارازیتوئید، تغییرات جمعیت، درصد پارازیتیسم
  • جلیل حاجی زاده *، امید جوهرچی صفحات 15-29
    در این بررسی فون کنه های خانواده Laelapidae استان گیلان بازنگری شده است. نمونه های مورد بررسی متعلق به یک دوره بیست ساله از 1377 تا سال 1397 از استان گیلان هستند که در کلکسیون کنه شناسی گروه گیاه پزشکی دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه گیلان در شهر رشت وجود دارند. تعداد نمونه های مورد بررسی قریب بر 2000 کنه می باشد که به صورت اسلاید میکروسکوپی نگهداری می شوند. در این بررسی تعداد 46 گونه از کنه های خانواده Laelapidae از 16 جنس Androlaelaps ، Cosmolaelaps، Euandrolaelaps، Eulaelaps، Gaeolaelaps،Gymnolaelaps ، Haemogamasus، Haemolaelaps، Hypoaspis، Laelaspis، Laelaspisella، Ololaelaps، Pnemolaelaps، Pseudoparasitus، Reticulolaelaps و Stratiolaelaps از استان گیلان معرفی و کلیدی برای شناسایی جنس و گونه ها ارائه شده است. دو گونه Gaeolaelaps iranicus Kavianpour & Nemati و Hypoaspisella linteyini (Samsinak) که در بررسی های اخیر جمع آوری شدند به عنوان گزارش جدید برای فون کنه های استان گیلان معرفی می شوند. جنس نر گونه G. iranicus که تا کنون در دنیا گزارش نشده است، نیز از استان گیلان جمع آوری و توصیف شده است.
    کلیدواژگان: فون، کلید تشخیص، گزارش جدید، توصیف، گیلان
  • الهه شفیعی علویجه، محمد قدمیاری *، جهانگیر خواجه علی صفحات 31-43
    کنه قرمز مرکبات Panonychus citri (McGregor) (Acari: Tetranychidae) یکی از آفات مهم مرکبات در مناطق مرکبات خیز جهان و استان‏های شمالی ایران است. به کارگیری آفت‏کش‏های شیمیایی متعدد علیه آفات مرکبات موجب از بین رفتن دشمنان طبیعی، بروز پدیده‏ی مقاومت و طغیان مجدد این آفت شده است. در این تحقیق سازوکارهای مقاومت کنه قرمز مرکبات به آبامکتین در چهار جمعیت نمونه برداری شده مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین میزان LC50 از روش برج پاشش استفاده شد که در این روش میزان مقاومت در جمعیت گرگان 48/6 برابر، رامسر 19/6 برابر و ساری 11/5 برابر بیشتر از جمعیت حساس تعیین شد. سنجش فعالیت استرازی با استفاده از سوبسترای آلفا-نفتیل استات و بتا-نفتیل استات در جمعیت مقاوم گرگان به ترتیب 960/7و 575/3 برابر بیشتر از جمعیت حساس بود. برآورد فراسنجه‏های سینتیکی و میزان فعالیت آنزیم گلوتاتیون-اس-ترانسفراز نیز تفاوت معنی‏داری بین چهار جمعیت نشان داد به طوری که میزان فعالیت این آنزیم در جمعیت مقاوم 79/2 برابر جمعیت حساس بود و مقادیر Km و Vmax با استفاده از سوبسترای 1-کلرو-2و4-دی‏نیتروبنزن (CDNB) به ترتیب 21/16و 33/5 برابر بیشتر از جمعیت حساس تعیین شد. با توجه به روند افزایشی مقاومت، نتایج این تحقیق بیانگر نقش آنزیم‏های استرازی و گلوتاتیون-اس-ترانسفرازی در مقاومت به کنه‏کش آبامکتین هستند.
    کلیدواژگان: کنه قرمز مرکبات، فعالیت استرازی، گلوتاتیون-اس-ترانسفراز، مقاوم
  • زهرا دوستی *، ناصر معینی نقده، عباسعلی زمانی، لیلا ندرلو صفحات 45-57
    سن معمولی گندم یکی از آفات اصلی گندم و از مهم ترین مسائل گیاه پزشکی ایران است. از دیرباز مدل های رگرسیون خطی چندگانه برای پیش بینی نوسان های جمعیت آفات مختلف با استفاده از متغیرهای محیطی مورد استفاده قرار گرفته اند. استفاده از سیستم های هوشمند برای تخمین دقیق تر نوسان های جمعیت حشرات می تواند نتایج بهتری را به همراه داشته باشد. بنابراین مطالعه ای با هدف پیش بینی نوسان های جمعیت سن گندم با استفاده از سیستم استنتاج فازی عصبی- تطبیقی، روش سطح پاسخ و رگرسیون خطی چند متغیره انجام شد. این پژوهش طی سال های 1394و 1395 در دو مزرعه گندم آبی یک هکتاری در شهرستان چادگان انجام شد. در این مدل ها، میانگین دما، میانگین رطوبت نسبی، بارش، سرعت و جهت باد، روز نمونه برداری، روز- درجه و ارتفاع از سطح دریا به عنوان متغیرهای پاسخ استفاده شدند. داده های جمع آوری شده به صورت تصادفی به دو دسته آموزش (70 درصد) و آزمون (30 درصد) تقسیم شدند و از آن ها برای آموزش و ارزیابی مدل های انفیس، روش سطح پاسخ و همچنین رگرسیون خطی استفاده شد. دقت پیش بینی به وسیله آماره های R2و RMSE ارزیابی شد. نتایج، کارایی بالاتر مدل انفیس )0614/0, RMSE= 93/0= (R2و روش سطح پاسخ) 0836/0, RMSE= 88/0= (R2را نسبت به مدل رگرسیون خطی چند متغیره) 23/0, RMSE= 34/0= (R2نشان داد. همچنین تحلیل حساسیت حاکی از آن بود که میانگین دما، رطوبت نسبی، سرعت باد و روز نمونه برداری پارامترهای موثر بر پیش بینی تراکم سن مادر بودند.
    کلیدواژگان: مدل های پیش آگاهی، Eurygaster integriceps، انفیس، عوامل اقلیمی، چادگان
  • افسانه داودی، حمیدرضا صراف معیری* ، اورنگ کاوسی صفحات 59-73
    شب پره ی آرد (Zeller) Ephestia kuehniella، یکی از آفات مهم محصولات انباری است. تخم و لارو های آن به طور گسترده برای پرورش پارازیتوییدها و شکارگرها مورد استفاده قرار می گیرد. در این پژوهش تاثیر جیره غذایی استاندارد شامل مخلوط آرد گندم (68%) ، سبوس گندم (29%) و سه درصد مخمر و نیز ترکیب آن با کنجاله های کنجد (30 درصد) ، کنجاله سویا (30 درصد) و کنجاله کلزا (30 درصد) روی شاخص های زیستی و فراسنجه های جدول زندگی E. kuehniella با استفاده از نظریه جدول زندگی دو جنسی ویژه سن- مرحله رشدی بررسی شد. آزمایش ها در شرایط آزمایشگاهی، دمای 1 ± 25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5 ± 65 درصد و تاریکی انجام شد. نتایج نشان داد باروری شب پره ی آرد با اضافه کردن کنجاله کنجد (69/477 تخم) به طور معنی داری نسبت به کنجاله سویا (77/451 تخم) ، کنجاله کلزا (21/411 تخم) و جیره غذایی استاندارد (20/393 تخم) افزایش می یابد. هم چنین در این بررسی بین طول دوره ی مرحله لاروی در تیمار های کنجاله کنجد (31/34 روز) ، کنجاله سویا (40/31 روز) ، کنجاله کلزا (26/33 روز) و جیره غذایی استاندارد (37/30 روز) اختلاف معنی داری وجود داشت. نرخ ذاتی رشد جمعیت (r) برای جیره غذایی حاوی کنجاله کنجد، کنجاله سویا، کنجاله کلزا و جیره غذایی استاندارد به ترتیب 102/0، 108/0، 103/0 و 109/0 بر روز بود. بنابراین نتایج نشان می دهد جیره های غذایی حاوی کنجاله های کنجد، سویا وکلزا نسبت به غذای استاندارد تاثیر مثبتی بر فراسنجه های جمعیتی این حشره حداقل با توجه به شرایط این مطالعه نداشتند.
    کلیدواژگان: جیره ی غذایی مصنوعی، کنترل بیولوژیک، جدول زندگی، باروری
  • مرجان رضایی، مهدی غیبی *، شهرام حسامی، هادی زهدی صفحات 75-88
    زنبور Hym. : Braconidae))Habrobracon hebetor یکی از پارازیتوئیدهای لارو بسیاری از آفات مهم محصولات کشاورزی بوده که به علت سم پاشی ها در معرض بسیاری از این مواد شیمیایی قرارگرفته است. در این تحقیق سعی شده که اثرات بلندمدت سموم و حشره کش های گیاهی روی این زنبور به دو روش کاربرد تماسی و میزبان مسموم بررسی شود. آزمایش های زیست سنجی حشره کش های بیسکایا®، نیم آزال® و تنداکسیر® روی این زنبور پارازیتوئید در شرایط آزمایشگاهی (دوره نوری 8:16 ساعت روشنایی: تاریکی، رطوبت 65 درصد و دمای 2±25 درجه سلسیوس) در 5 تکرار و هر تکرار با 30 زنبور به صورت تماسی تعیین شد. غلظت کشنده این تیمارها در روش تماسی روی این زنبور پارازیتوئید به ترتیب 185/0، 16/1 و 070/122 میلی گرم بر لیتر و روی لارو میزبان آزمایشگاهی، شب پره آرد Ephestia kuhniella (Lep. : Pyralidae) ، به عنوان میزبان مسموم برای این زنبور به ترتیب 338/5، 68/97 و 997/1 میلی گرم بر لیتر به دست آمد. نتایج نشان داد که در روش کاربرد تماسی بیشترین طول دوره ی رشدی زنبور پس از شاهد (79/0±95/25 روز) مربوط به غلظت کشنده تیمار تنداکسیر® (99/0 ±52/22 روز) بود. بیشترین طول عمر حشرات ماده مربوط به تیمار تنداکسیر® در کاربرد غلظت زیرکشنده به صورت تماسی (27/0±39/30 روز) و بیشترین طول عمر حشرات نر مربوط به کاربرد تیمار نیم آزال® در غلظت زیرکشنده به صورت تماسی (31/0±85/20 روز) بود. بیشترین میزان تخم گذاشته شده در تیمار تنداکسیر® در غلظت کشنده به صورت کاربرد تماسی (18/4±14/245 عدد) مشاهده شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که کاربرد تیمار تنداکسیر® کمترین تاثیر سوء را روی آماره های زیستی زنبور داشته است.
    کلیدواژگان: زیست سنجی، عصاره، طول عمر، تخم گذاری
  • امین وطن دوست، محمدرضا دماوندیان* ، حسن بریمانی ورندی، محمدرضا بابایی صفحات 89-102
    در این تحقیق به منظور کنترل پروانه برگخوار Ennomus quercinariaسمیت غلظت های مختلف Bacillus thuringiensisروی لاروهای این آفت بررسی و میزان LC50آن تخمین زده شد. ارزیابی های آزمایشگاهی به روش غوطه ورسازی مبین حساسیت بیشتر لارو سن دوم نسبت به اول است، به طوری که LC50 محاسبه شده برای لارو سن اول و دوم به ترتیب 14/2و 6/0 پی پی ام برآورد شد. سپس با توجه به غلظت های محاسبه شده، سه غلظت 1، 2، 3 پی پی ام B. thuringiensis روی نهال های 2 ساله درخت انجیلی و با استفاده از سمپاشی دستی پاشیده شده، سپس 30 عدد لارو سن دوم روی نهال ها رهاسازی شدند. نتایج آزمون مقایسه میانگین های LSD نشان داد که از یک سو تفاوت شاهد (آب) با هر یک از سه تیمار B. thuringiensisاز نظر تلفات لاروها در سن دوم در سطح یک درصد معنی دار شده (01/0>p) و از سوی دیگر بیشترین میزان تلفات توسط تیمار 2 پی پی ام به میزان 62 درصد حاصل شد. در شرایط میدانی حشره کش بیولوژیک B. thuringiensisسبب 35 درصد مرگ و میر آفت شده، در صورتی که میزان تلفات شاهد 8/2 درصد بود. نتایج حاصل از این مطالعه می تواند گامی مهم در معرفی یک ترکیب کم خطر و سالم برای مبارزه با آفات در اکوسیستم جنگل و حشرات مفید آن باشد.
    کلیدواژگان: زیست سنجی، Bacillus thuringiensis، Ennomus quercinaria، جنگل های مازندران
|
  • H. Sardarbandeh, A. Sahragard *, E. Rakhshani, V. Baniameri Pages 1-14
    Aphids in urban ecosystems, damage host plants directly by feeding on leaves, sucking up nutrients, and weakenig the host, resulting in yield reduction. The results of a study conducted in 2016 and 2017 on the interactions between population of the rose aphid, Macrosiphum rosae and the parasitoid wasps, Aphidius rosae and Lysiphlebus fabarum indicated that in all cases, there was a positive and significant correlation between the numbers of both species of parasitoid wasps and the population of the rose aphid. As the population of aphid raised, the density of parasitoid wasps increased as well, and these parasitoids exhibited an aggregative behavior to different densities of the aphid host. The relationship between the number of rose aphid and the percentage of parasitism by A. rosae and L. fabarum wasps showed that there was a positive correlation between percentage of parasitism by these two parasitoids and aphid density. In 2016, during the spring, the highest percentage of parasitism of aphid nymphs by A. rosae wasp was 42.17 and the highest percentage of parasitism by L. fabarum wasp was 21.15. In 2017, during the spring, the highest percentage of parasitism of aphid nymphs by A. rosae wasps was 41.89 and the highest percentage of parasitism by L. fabarum wasps was 21.02. Therefore, considering the positive correlation between the population of rose aphid and the population of parasitoid wasps and the effective performance of these parasitoids in parke-shahr in Tehran, these useful agents can be efficiently employed in biological control of rose aphids.
    Keywords: Interaction, rose aphid, parasitoid wasps, population variations, percentage of parasitism
  • J. Hajizadeh*, O. Joharchi Pages 15-29
    In this study, fauna of laelapidae mites (Laelapidae) of Guilan province have been reviewed. The examined specimens of Guilan province belonged to a period of twenty years from 1998 to 2018 that are present in mite collection of Department of Plant Protection, Faculty of Agricultural Sciences at University of Guilan, Rasht Iran. The number of examined specimens was about 2000 mites, which are preserved as slide-mounted specimens. A total of 46 species from 16 genera Androlaelaps, Cosmolaelaps, Euandrolaelaps, Eulaelaps, Gaeolaelaps, Gymnolaelaps, Haemogamasus, Hypoaspis, Laelaspis, Laelaspisella, Ololaelaps, Pnemolaelaps, Pseudoparasitus, Reticulolaelaps Stratiolaelapsand Stratiolaelaps of laelapid mites were introduced from Guilan province, an identification key to genus and species were also provided. Gaeolaelaps iranicus Kavianpour & Nemati and Hypoaspis (Hypoaspisella) linteyini (Samsinak) which collected in recent surveys are introduced as new record for Guilan province mites fauna. The male specimen of G. iranicus, which has not been reported so far, is also collected and described from Guilan province.
    Keywords: Fauna, Identification key, New record, Laelapidae, Description, Guilan
  • E. Shafiei Alavijeh, M. Ghadamyari *, J. Khajeali Pages 31-43
    Citrus red mite, Panonychus citri (McGregor) (Acari: Tetranychidae) is one of the most important pest of citrus in the citrus regions of the world and Northern provinces of Iran. Application of various chemical pesticides against citrus pests has destroyed natural enemies, the occurrence of resistance and the resurgence of the pests. In this research, resistance mechanisms of citrus red mite to abamectin were investigated in four populations. To determine the LC50, the spray potter tower method was used. In this method, the resistance level in Gorgan, Ramsar, and Sari populations was 6.48, 6.19 and 5.11 times higher than the susceptible population. The measurement of esterase activity in Gorgan's resistant population using α-naphthyl acetate and β-naphthyl acetate substrate was 7.960 and 3.575 times more than that of the susceptible population. Estimation of kinetic parameters and glutathione-s-transferase activity level using 1-chloro-2,4-dinitrobenzene (CDNB) as substrate also showed a significant difference between the four populations, so that the activity of this enzyme in resistance population was 2.79 fold higher than that of resistant population. Also, Km and Vmax in resistant population were 16.12 and 5.33 fold than susceptible population, respectively. Due to the increasing trend of resistance, the results of this study indicated the role of esterase and glutathione-s-transferase enzymes in resistance mechanism to abamectin.
    Keywords: Citrus red mite, Esterase Activity, Glutathione S-transferas, Resistant
  • Z. Dustiy *, N. Moeini, Naghadeh, A. A. Zamani, L. Naderloo Pages 45-57
    The Sunn pest, Eurygaster integriceps Put. is one of the main pests of wheat and one of the most important plant protection problems in Iran. Multiple linear regression models have been used to predict the fluctuation of various pest populations by using environmental variables. Using intelligent systems to better estimate insect population fluctuations can lead to better results. Therefore, the current study was conducted to predict population fluctuation of the Sunn pest by using a neuro adaptive fuzzy inference system, a response surface method and multiple linear regression. This study was done during in 2015 and 2016 on two wheat farms each one with an area of one hectare in the Chadegan county. In these models, average temperature, average relative humidity, rainfall, wind speed and direction, sampling date, degree- day and altitude from sea level were used as response variables. The collected data randomly divided in two categories of training (70%) and testing (30%) and they used for train and test of ANFIS and response surface methodology. The accuracy of the prediction was evaluated by R2 and RMSE. The higher performance of the ANFIS model (R2= 0.93, RMSE= 0.0614) and RSM (R2 = 0.88, RMSE= 0.0836) resulted comparing to the multiple linear regression (R2 = 0.23, RMSE= 0.34). Also the results of sensitivity analysis indicated that the average of temperature, relative humidity, wind speed and date of sampling were the most important parameters for predicting density of adult Sunn pest.
    Keywords: Predictable models, Eurygaster integriceps, Anfis, Environmental factors, Chadegan
  • A. Davoudi, H. R. Sarraf Moayeri *, A. Kavousi Pages 59-73
    The Mediterranean flour moth (MFM), Ephestia kuehniella (Zeller), is one of the major pests of stored products. Eggs and larvae of this moth are widely used for rearing parasitoids and predators. In this study, the effect of the standard diet including a mixture of wheat flour (68%), wheat bran (29,%) plus 3% yeast and also the standard diet + sesame meal (30%), soybean (30%) andrapeseed (30%) on biological characteristics and life table parameters of E. kuehniella were studied by using the Two-sex, Age-stage life table theory. The condition of experiments were; 25±1ºC, 65±5% RH and complete darkness. The results showed that the flour moth fecundity significantly increased by adding sesame meal (477.69 eggs) compared tosoybean meal (451.77 eggs), rapeseed meal (411.21eggs) and standard diet (393.20 eggs). Also, significant differences were found between the larval stage durations being 34.31, 31.40, 33.26 and 30.37 days for sesame meal, soybean meal, rapeseed meal and standard diet, respectively. The intrinsic rate of increase (r) for sesame meal, rapeseed meal containing and standard diet was 0.102, 0.108, 0.103 and 0.109 day-1, respectively. Therefore, the results showed that diets containing sesame meal, soybean meal and rapeseed meal did not have much more efficiency on population parameters of this insect than standard diet at least in this study conditions.
    Keywords: Artificial diet, Biological control, Life table, Fecundity
  • Sh. Hesami, H. Zohdi , M. Gheibi *, M. Rezaei Pages 75-88
    Habrobracon hebetor Say (Hym.: Braconidae) is one of the most important larval parasitoids that has been exposed to many pesticides. In this research, the biological effects of pesticides and herbal extracts on this wasp were investigated by contact and poisonous host methods. Bioassay tests of Biscaya®, Neem azal® and Tondexir® on this parasitoid wasp was determined in laboratory conditions (8:16 h L:D, 65% humidity and 25 ± 2°C) in 5 replicates and each replicate with 30 wasps at contact method. The LC50 of these treatments in contact method were 0.185, 1.16 and 122.070 mg/l, respectively, and in the poisonous host method on the laboratory larval host, Ephestia kuhniella Zeller (Lep.: Pyralidae), were 5.388, 68.97 and 1.997 mg/l, respectively. The highest growth period after control (25.95 ± 0.79 days) was related to Tondexir® in contact method with lethal dose (22.52 ± 0.99 days). The highest longevity of female wasps was related to Tondexir® in the sub lethal dose by contact method (30.39 ± 0.27 days) and the highest longevity of male wasps were related to sub lethal dose of Neem azal® in contact method (20.85 ±0.31 days). The highest numbers of eggs belonged to lethal dose of Tondexir® in contact method (245.14 ± 4.18). The results of this study showed that the use of Tondexir® had the least effect on growth factors of this wasp.
    Keywords: Bioassay, Extract, Longevity, Egg laying
  • A. Vatandoost, M. R. Damavandian *, H. Barimani Varandi, M. R. Babaee Pages 89-102
    In order to control Ennomus quercinaria, toxicity of different concentrations of Bacillus thuringiensis on was studied against the larvae of this pest to estimate LC50 levels of this biopesticide in this study. Laboratory evaluations by dipping method indicated more sensitivity of second instar larvae than the first ones, so that LC50 values of 2.14 and 0.6 ppm were calculated for the first and second instar larvae, respectively. Then, three calculated concentrations (1, 2, 3 ppm) of B. thuringiensis were sprayed on 2-year-old Parrotia seedlings using a back mounted sprayer, followed by releasing 30 second instar larvae on the seedlings. Results of LSD test showed significant differences in the mortality of second instar larvae between the control (water) and each of the three B. thuringiensis concentrations (p<0.01). The highest mortality rate (62%) caused by a concentration of 2 ppm. In the field conditions, B. thuringiensis caused 35% mortality versus a mortality rate of 2.8% in the control. The results of this study can be an important step in introducing a low-risk and healthy compound for pest control in the forest ecosystem and its beneficial insects.
    Keywords: Bioassay, Bacillus thuringiensis, Ennomus quercinaria, Mazandaran forests