فهرست مطالب

  • سال سی و سوم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/05
  • تعداد عناوین: 14
|
  • میثم هادی پور* ، محمدرضا حافظ نیا صفحات 8-23
    مقدمه
    کشورها برای تامین امنیت ملی الگوهای رفتاری متفاوتی را مورداستفاده قرار می دهند. تعیین الگوی امنیتی در سطوح عمومی، ملی، منطقه ای و جهانی از مسائل اساسی موردتوجه کشورها هست که از عوامل مختلفی منبعث می گردد. این عوامل نه تنها از کشوری به کشور دیگر متفاوت هستند بلکه میزان اهمیت و تاثیر این عوامل بر الگوهای رفتاری تامین امنیت نیز متفاوت است. اهداف: این پژوهش علاوه بر تعیین الگوی رفتاری تامین امنیت جمهوری اسلامی ایران میزان اهمیت و وزن شاخص های تاثیرگذار بر الگوی رفتاری تامین امینت در جمهوری اسلامی ایران را نیز مشخص می کند.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر سعی در بررسی و تعیین الگوی رفتاری تامین امنیت جمهوری اسلامی ایران با استفاده از یکی از انواع مختلف روش های تصمیم گیری چند شاخصه (مدل ویکور) دارد.
    نتیجه گیری
    در پایان یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی چندجانبه (امنیت جمعی) مناسب ترین الگو برای تامین امنیت است و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک واحد سیاسی با توجه به شاخص های موردنظر پژوهشگران حوزه امنیت می تواند الگوی امنیت جمعی را برای تامین امنیت ملی خود موردتوجه قرار دهد.
    کلیدواژگان: امنیت، جمهوری اسلامی ایران، مدل ویکور
  • برزین ضرغامی، ابراهیم رومینا* صفحات 24-37
    مقدمه
    در این پژوهش ساختار نه چارچوبی کاملا عینیت یافته بلکه تا حدودی درآمیخته با ذهنیت و تا حدودی توانایی بخش است که این سطوح ساختاری در قلمروهای جغرافیایی بلوچ نشین ایران، کنش های باشندگان آن قلمرو را در چارچوب مشخصی سامان داده و یا جهت دهی می کند. اهداف: این مقاله باهدف بررسی تاثیر ساختارهای پایدار و تاثیرگذار محلی برکنش های سیاسی- اجتماعی بلوچ های ایران انجام شده است. ازنظر تئوریک بین این ساختارها، روابطی ضروری وجود دارد که قبل از آنکه تعیین شوند تااندازه ای شکل گرفته اند و در هر سطحی شکل دهنده کنش های فردی یا اجتماعی هستند. مواد و روش: روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. رویکرد غالب بر پژوهش کمی است. نتایج حاصل با تکیه بر استدلال منطقی از نتایج حاصل از یافته های میدانی استوار است. جهت احصاء کنش های اجتماعی - سیاسی منطقه بلوچ نشین ایران، ابتدا ساختارهای اجتماعی - سیاسی به روش اسنادی و کتابخانه ای استخراج شد. ازآنجاکه ساختارهای استخراج شده از سطح اطمینان لازم برخوردار نبود، در قالب متغیرهای تحقیق به متخصصین بلوچ شناس ارائه شد و با اتکا نظرات دریافتی پالایش و وزن دهی شد. پس از وزن دهی، مهم ترین متغیرهای تاثیرگذار در قالب پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی اولیه قرار گرفت و پس از روایی و پایایی حاصل شده بین جامعه آماری موردنظر توزیع گردید.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از مطالعات میدانی در هر یک از متغیرهای موردمطالعه بیانگر تاثیر این ساختارها برکنش های اجتماعی- سیاسی شهروندان این بخش از ایران است و این ساختارها، کنش ها و رفتارهای اجتماعی و سیاسی شهروندان بلوچ را جهت دهی می کند. لذا هر نوع برنامه ریزی توسعه ای نیز در ارتباط با شهروندان این بخش از ایران نیازمند شناخت این ساختارها و تاثیرات پایدار آن ها برکنش های ساکنان این بخش از ایران است.
    کلیدواژگان: بلوچ ها، ساختار محلی، کنش اجتماعی، کنش سیاسی
  • الهام ثناگر دربانی، مجتبی رفیعیان، تکتم حنایی* ، دانیال منصفی پراپری صفحات 38-57
    مقدمه
    در دهه های اخیر گرمایش زمین سبب مرگ هزاران نفر در جهان شده است. این امر سبب گردیده تا برنامه ریزی شهری با چالش عمده تغییرات اقلیمی و لزوم کاهش تاثیرات آن دست به گریبان شود. این امر سبب شده تا دغدغه های کاهش و انطباق با این مخاطرات در ابعاد مختلف زندگی شهری به سمت ارتقا سلامت انسان ها سوق پیدا نماید. اهداف: تحقیق حاضر باهدف بررسی تاثیرات تغییرات اقلیمی ناشی از موج گرما برآسایش حرارتی بیرونی در شهر مشهد است.
    مواد و روش ها
    روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و استفاده از داده های ایستگاه هواشناسی شهر مشهد در بازه زمانی ده ساله (2017-2007) بوده است. روش تحلیل، استفاده از فن نرم افزارهای ریمن [1] و اکسل [2] در شهر مشهد است. شاخص مورداستفاده، دمای معادل فیزیولوژیکی [3] به عنوان پراستفاده ترین شاخص سنجش آسایش حرارتی بیرونی است.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که تغییرات اقلیمی و تاثیرات موج گرما در شهر مشهد در ماه های تیر و مرداد بر روی آسایش حرارتی بیرونی تاثیر گذاشته است و سبب شده تا در این ماه ها، سلامت انسان ها بیشتر به خطر بیافتد. همچنین بررسی های تغییرات آسایش حرارتی بیرونی در فصل زمستان این شهر نشان می دهد که میزان گرم شدن این فصول روند سریعی را در پیش گرفته است، به طوری که در طی ده سال میزان آسایش حرارتی بیرونی به میزان 4/1+ درجه سانتی گراد در اسفندماه افزایش داشته است، این عدد در فصل تابستان و تیرماه به عدد 1/1+ می رسد. همچنین بررسی ها نشان می دهد که فصول تابستان و بهار این شهر در حال ورود به محدوده تنش گرمایی است حال آنکه فصول سرد آن به سمت گرم تر شدن و ورود به محدوده آسایش حرارتی بیرونی است.
    کلیدواژگان: تغییرات اقلیمی، آسایش حرارتی بیرونی، دمای معادل فیزیولوژیکی (PET)، مشهد
  • فاطمه سادات میراحمدی* ، سید عباس احمدی صفحات 58-72
    مقدمه
    چرخش فرهنگی مجموعه ای از تحولات فکری است که از اواخر دهه 1980 حوزه صلاحیت رشته جغرافیا را گسترده تر کرده و منجر به محوری شدن مسائل فرهنگی در جغرافیای انسانی شده است. دو نوع چرخش فرهنگی وجود دارد. نوع اول اشاره به نظریه پردازی در مورد جهان دارد؛ درحالی که در نوع دوم، فرهنگ به عنوان «یک شیوه تفکر و دانستن» در نظر گرفته می شود. اهداف: با توجه به اهمیت بحث چرخش فرهنگی برای رشته جغرافیای سیاسی و با توجه به وجود خلاء ادبیات فارسی در این زمینه، مقاله حاضر به بررسی تاثیرات چرخش فرهنگی بر رشته جغرافیای سیاسی می پردازد. مواد و روش ‏ها: این مقاله از روش «توصیفی - تحلیلی» استفاده می کند. با توجه به ماهیت موضوع روش گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و اینترنتی است. به این ترتیب که اطلاعات موردنیاز از کتاب ها و مقالات استخراج و طبقه بندی شده و سپس به شیوه کیفی، به تجزیه وتحلیل آن ها پرداخته شده است. نتیجه‏ گیری: در جغرافیای سیاسی متاثر از فرهنگ، «سیاسی» معنایی فراتر از معنای متعارف سیاست رسمی می یابد. در این زمینه جغرافیای سیاسی به تشخیص و نشان دادن تاثیرات متقابل «نشانه ها» و «نمادهای» فرهنگی از یک سو و «اعمال سیاسی» از سوی دیگر می پردازد و به‏ویژه بر «معنا» و نزاع بر سر معنا و گفتمان تمرکز می شود. چرخش فرهنگی سه تاثیر عمده بر رشته جغرافیای سیاسی داشته است، اول، صورت بندی مجدد مفاهیم و موضوعات رشته جغرافیای سیاسی بر اساس لنز فرهنگی؛ دوم، تمرکز بر موضوعات جدیدی مانند سیاست فرهنگی که تا قبل از دهه 1980 موردتوجه نبودند؛ و سوم، توجه به فرهنگ ازنظر تولید دانش جغرافیای سیاسی. در این زمینه به نقد و تحلیل ساخت اجتماعی دانش توسط گروه های اجتماعی قرارگرفته در متن های زمانی- مکانی خاص و فرهنگ های خاص پرداخته می شود. به‏ عبارت ‏دیگر یک ارزیابی از دانش جغرافیای سیاسی بر اساس فرهنگ افرادی که این دانش را تولید کرده اند، انجام می شود
    کلیدواژگان: چرخش فرهنگی، جغرافیای سیاسی، نشانه، معنا، عمل سیاسی
  • مرضیه علی خواه اصل* ، فرزانه رضوانی صفحات 73-87
    مقدمه
    آشکارسازی و پیش بینی تغییرات، لازمه مراقبت از یک اکوسیستم به ویژه در مناطقی با تغییرات سریع و اغلب بدون برنامه ریزی در کشور های درحال توسعه است. اهداف: هدف این پژوهش، پیش بینی تغییرات کاربری اراضی حوضه آبخیز مشرف به دریاچه بزنگان برای سال 1407 باهدف بررسی تحولات اکوسیستم دریاچه بزنگان و برمبنای تغییرات مشاهده شده بین سال های 1381 تا 1394 می باشد.
    مواد و روش ها
    برای این منظور کلاس بندی محدوده موردمطالعه بر اساس پنج رده زراعت آبی، زراعت دیم، مراتع، پهنه آب و اراضی مسکونی برای سال های 1368، 1381 و 1394 با استفاده از تصاویر سنجندهای TM، ETM وOLI و بهره گیری از متد ICA با صحت کلی23/92 درصد و ضریب کاپای 89/0 درصد انجام شده است. سپس با استفاده از مدل تلفیقی زنجیره مارکوف و سلول های خودکار، تغییرات کاربری اراضی پیش بینی گردیده است. جهت اعتبارسنجی مدل، صحت کلی و ضریب کاپا در نرم افزار ایدریسی و به کمک ماژولERRMAT تعیین شده است.
    نتیجه گیری
    ماتریس خطا صحت کلی عملکرد را معادل 71 درصد و ضریب کاپا را 87/0 درصد نشان داد که تاییدکننده مدل زنجیره مارکوف و CA مارکوف برای پیش بینی کلاس های کاربری اراضی در 13 سال آینده می باشد. نتایج حاصله نشان می دهد ادامه روند کنونی تغییر کاربری در منطقه، مساحت دریاچه بزنگان را در سال 1407 به 81/12 هکتار، مساحت اراضی زراعت آبی را به 91/495 هکتار، اراضی زراعت دیم را به 42/5764 هکتار، مراتع را به 15/4592 هکتار و مساحت اراضی مسکونی را به 74/94 هکتار خواهد رساند.
    کلیدواژگان: پیش بینی تغییرات، مدل زنجیره ای مارکوف، سلول خودکار، دریاچه بزنگان، سنجش ازدور
  • سید جواد موسوی زارع، سید هادی زرقانی* ، هادی اعظمی صفحات 88-105
    مقدمه
    قدرت ملی هر کشور برگرفته از منابع متعددی است که به صورت هم افزا و در پیوند با یکدیگر، شاکله قدرت یک کشور را می سازند؛ علی رغم اینکه هر یک از مولفه های قدرت، نقش مهم و مجزایی در تولید قدرت ملی دارند. اما به نظر می رسد؛ در بین آن ها، علم و فن آوری از جایگاه و نقش برتری برخوردار است؛ به طوری که، این عنصر قدرت ضمن داشتن کارکرد مستقل، در تقویت سایر ابعاد قدرت ملی نیز موثر است. اهداف: هدف این پژوهش، تحلیل جایگاه علم و فن آوری در قدرت ملی است. این پژوهش پیگیری می کند که علم و فن آوری از چه نقش و تاثیری بر سایر مولفه ها و ابعاد قدرت ملی همچون بعد اقتصادی، سیاسی، نظامی و… برخوردار است.
    مواد و روش ها
    این پژوهش با اتکا به پارادایم نئولیبرالیسم و روش شناسی تحلیل ثانویه از یک سو و مراجعه به آراء اندیشمندان داخلی و خارجی در قالب پرسش نامه تنظیم شده است.
    نتیجه گیری
    یافته های تحلیلی پژوهش نشان می دهد که فاکتور علم و فن آوری به عنوان عاملی تاثیرگذار، در تقویت ابعاد اقتصادی، نظامی، سیاسی، سرزمینی، فرهنگی و اجتماعی قدرت ملی از نقش برجسته ای برخوردار است؛ همچنین یافته های میدانی پژوهش و مراجعه به اندیشمندان داخلی و خارجی هم بیانگر این بوده که علم و فن آوری به ترتیب بر روی قدرت اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و سرزمینی بیشترین نقش و تاثیر را داشته است.
    کلیدواژگان: قدرت ملی، علم، فن آوری، مولفه های قدرت ملی
  • فاطمه جعفرزاده* ، علی محمد خورشیددوست، بهروز ساری صراف، باقر قرمز چشمه صفحات 106-123
    مقدمه
    بارش مهم ترین پارامتر تاثیرگذار بر جنبه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و منابع طبیعی است. بررسی تغییرات آتی پارامتر اقلیمی بارش از طریق پیش برآورد مدل های اقلیمی میسر می شود.
    هدف
    در پژوهش حاضر تغییرات آتی بارش سواحل جنوبی جهت نیل به برنامه ریزی های صحیح در منطقه سواحل جنوبی دریای خزر بررسی می گردد.
    مواد و روش ها
    بارش های آتی ایستگاه های منتخب سواحل جنوبی دریای خزر با استفاده از مدل LARS-WG و داده های مشاهداتی بارش در دوره پایه و به کمک نوسانات اقلیمی حاصل از مدل گردش عمومی HadCM3 تحت سناریوهای A2، B1 وA1B در دوره 2039-2011 مدل سازی شد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد بارش شبیه سازی شده انطباق بالایی با بارش مشاهده ای در دوره پایه دارد. بر اساس معیارهای MBE و MAE مقادیر خطای به دست آمده برای بارش شبیه سازی شده در دوره پایه در فصل پاییز زیاد است. با توجه به نتایج به دست آمده، مدل تغییرات بارش سواحل جنوبی در دوره آتی با استفاده از سناریوهای A2، B1 و A1B ترسیم گردید که بر اساس آن در تمام ایستگاه های منطقه مقدار بارش افزایش خواهد یافت. درصد افزایش بارش در ایستگاه های انزلی، آستارا، بابلسر، گرگان، نوشهر، رامسر و رشت بر اساس سناریوی A2، به ترتیب 3/0، 9/7، 2/2، 4/1، 7/8-، 8/0، 7/6 درصد، همچنین بر اساس سناریوی A1B، به ترتیب 3/9، 12، 12، 4/12، 1/4-، 7/6، 9/13 درصد و بر اساس سناریوی B1 به ترتیب 7/8، 7/9، 5/6، 5/11، 7/3-، 3/5، 6/13 درصد خواهد بود.
    کلیدواژگان: بارش، تغییر اقلیم، مدل سازی، LARS-WG، سواحل جنوبی دریای خزر
  • زهره مریانجی* ، مسلم درویشی، حامد عباسی صفحات 125-136
    مقدمه
    رشد و توسعه شهرها و ازدیاد جمعیت و کاربری های متنوع اراضی شهری موجب بروز معضلاتی برای جوامع شهری شده است. یکی از این معضلات پدیده جزایر حرارتی است که نتیجه افزایش دمای غیرعادی شهر نسبت به حومه اطراف آن است. اهداف: این تحقیق سعی دارد جهت دستیابی به یک نگرش کلی راجع به مکانیسم جزیره حرارتی، تغییرات دمای هوا و تغییرات دمای نقاط شهری را در مناطقی از شهر همدان با استفاده از تصاویر سنجنده TIRS (ماهواره لندست 8) و مقایسه آن با داده های واقعی سطح زمین از طریق روش های آماری بررسی کند.
    مواد و روش ها
    تلفیق روش های آماری و روش آنالیز تصاویر ماهواره ای در این تحقیق موردنظر بوده است لذا برداشت دمای نقاط مختلف از تصاویر ماهواره ای بر اساس روش رادیانس طیفی و مقدار درجه خاکستری پیکسل ها در باند حرارتی و با استفاده از عکس معادله پلانک انجام شد. بر اساس رابطه حاکم بر داده های واقعی دمای سطح زمین در ایستگاه هواشناسی و داده های برداشت شده از تصاویر ماهواره ای طبق مدل های متفاوت رگرسیون مشخص شد. بالاترین ضریب تعیین مربوط به سه روش همبستگی خطی، درجه دو و مکعبی بوده است؛ که از بین آن ها روش رگرسیون مکعبی با کمترین خطا در سطح اطمینان 95 درصد معنادار بوده است.
    نتیجه گیری
    ضریب تبیین بالا (70 درصد و بالاتر) نشان از وجود هماهنگی قابل قبولی بین اطلاعات تصاویر ماهواره ای و اطلاعات ایستگاه هواشناسی است. حداکثر اختلاف داده های برداشت شده با داده های واقعی ایستگاه سطح زمین در دمای حداقل و مربوط به سطوح بایر به مقدار 6/5 درجه سانتی گراد و حداقل اختلاف مربوط به فضای سبز با 5/0 درجه سانتی گراد است. اختلاف دما در مناطق مختلف شهر بیشتر مربوط به حداقل دما است. درحالی که اختلاف درجه حرارت در مناطق با پوشش فضای سبز در شهر همدان با داده های واقعی بیشتر در حداکثر دما دیده می شود. نتایج نشان داد که جزایر حرارتی همدان با ساخت وساز و کاربری اراضی رابطه مستقیم دارد. تغییرات دمای نقاط مختلف شهر همدان نشان از ایجاد جزایر حرارتی در کاربری های ساختمان و زمین بایر است. نتایج این تحقیق در مدیریت و برنامه ریزی های شهری و کاربری اراضی شهر همدان می تواند به کاربرده شود.
    کلیدواژگان: سنجنده TIRS، مدل های آماری، جزیره حرارتی، مدل رگرسیون مکعبی
  • سید حسن ایلالی* ، مینا نامی، سیده نرگس حسینی امین، مهدخت بروجردی علوی صفحات 137-153
    مقدمه
    هر آنچه در فضای شهری قرار می گیرد، به نحوی بر زیبایی، شیوه زیست، فرهنگ، عادات و رفتارهای شهروندان و به تبع آن، بر هویت شهر تاثیر می گذارد. یکی از عناصر اصلی که به انحای مختلف در فضای شهری ایفای نقش می کند، تبلیغات محیطی است. تبلیغات، موثرترین روش در رساندن پیام های فرهنگی و تجاری به مخاطبان محسوب می شود. همه انواع تبلیغاتی که در فضای آزاد، اعم از شهری و برون‏شهری قرار می گیرند، تبلیغات محیطی هستند. این گونه تبلیغات در شهر تهران به صورت های مختلف همچون نقاشی های دیواری، بیلبوردها، مبلمان شهری، پرتابل ها، بدنه اتوبوس‏ها، بدنه و محوطه مترو و کف خیابان ها، تابلوهای نوری و لیزری و استند ها در جای جای شهر به چشم می‏خورد؛ به گونه ای که انگار فضاهای شهری مورد هجوم تبلیغات محیطی قرارگرفته اند. این مسئله موجب شده تا شهر گریبان گیر مسائل و چالش های متعددی شود. اهداف: هدف تحقیق حاضر شناسایی مهم ترین آسیب‏های ناشی از مدیریت تبلیغات محیطی در شهر تهران است. مواد و روش ‏ها: روش تحقیق کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل شامل یک رفت وبرگشت مستمر بین مجموعه داده ها و مجموعه کدگذاری ها و تحلیل داده هایی است که به وجود آمده اند. مضمون، ویژگی تکراری و متمایزی در متن است که به نظر پژوهشگر، نشان‎دهنده درک و تجربه خاصی در رابطه با سوالات تحقیق است. گردآوری اطلاعات با روش کتابخانه ای و مصاحبه صورت گرفت. نمونه شامل 34 نفر از خبرگان، مدیران و کارشناسان مرتبط با تبلیغات محیطی است؛ مصاحبه ها تا زمانی ادامه یافت که جمع آوری داده ها به اشباع رسید. برای انتخاب مصاحبه شوندگان، در ابتدا از روش نمونه گیری هدفمند، سپس از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد و برای تحلیل مصاحبه‎ها و ترسیم مدل شبکه مضامین از نرم‎افزار MAXQDA بهره گرفته شد. نتیجه ‏گیری: یافته‏ ها در 8 مضمون اصلی: آسیب‏های مدیریتی، آسیب‏های فرهنگی- اجتماعی، آسیب‏های روان شناختی، آسیب‏های حقوقی، آسیب‏های اقتصادی، آسیب‏های زیبایی‏شناختی، آسیب‏های زیست‏محیطی و آسیب‏های زیرساخت ساماندهی شده است.
    کلیدواژگان: تبلیغات محیطی، هویت شهری، کلان شهر تهران، آسیب شناسی
  • نبی الله رمضانی، بهلول علیجانی* ، رضا برنا صفحات 154-169
    مقدمه
    آلاینده های جوی عناصری هستند که غلظت زیاد آن ها سبب صدمه به چرخه های زیستی زمین می شود و مقدار آن نیز معمولا به وسیله غلظت آلاینده های هوا مانند دی اکسید نیتروژن [1] ، دی اکسید گوگرد [2] ، دی اکسید کربن [3] ، ازن [4] و ذرات معلق [5] مشخص می شود. آلاینده های ناشی از فعالیت های بشری نسبت ترکیبات هوا را تغییر و بر کیفیت هوای محلی، منطقه ای و آب وهوای جهانی تاثیر می گذارند. کیفیت هوا به شدت متاثر از شرایط آب وهوایی ، توپوگرافی، خودروها و صنایع، سیستم حمل ونقل و نوع و میزان آلاینده ها می باشد. اهداف: هدف از این پژوهش ردیابی چگونگی تاثیر مستقیم و غیرمستقیم عناصر آب وهوایی در کیفیت و آلودگی هوای کلان شهر تهران می باشد.
    مواد و روش ها
    تحقیق به روش کمی - تحلیلی است و داده های مورداستفاده شامل پارامترهای هواشناسی و آلودگی هوا در تهران می باشند. به منظور بررسی اثرات عناصر اقلیمی بر کیفیت هوا در کلان شهر تهران از روش تحلیل مسیر استفاده شد. این روش روابط علی، اثرات مستقیم ،غیرمستقیم و اثر کلی هر یک از متغیرهای مستقل را بر متغیرهای وابسته یعنی کیفیت هوای تهران را بررسی می کند و روابط و همبستگی های بین آن ها را تفسیر می کند. در فرایند تحلیل مسیر یک نمودار نظری بر اساس اثرات احتمالی متغیرها ترسیم و متغیرهای موثر بر روی گراف نهایی مسیر مشخص و تفسیر می شوند.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق نشان داده است با توجه به عملکرد وسیع و مهم داده های هواشناسی در این مطالعه، باید عامل هواشناسی را به عنوان پارامتر تعیین کننده و اساسی که قدرت کنترل زیادی بر بسیاری از شاخص های دیگر موثر در میزان کیفیت هوا تهران دارد ، دانست؛ زیرا هم در ارتباط مستقیم و هم در اثرات غیرمستقیم بر کیفیت هوای تهران نقش پررنگ و بارزی ایفا کرده است.
    کلیدواژگان: تحلیل مسیر، مدل مفهومی، عناصر آب وهوا، کیفیت هوا، کلان شهر تهران
  • مرتضی پورزارع، عبدالله سیف* صفحات 170-184
    مقدمه
    شاخص های کمی ژئومورفیکی برای شناسایی خصوصیات خاص یک ناحیه به ویژه در مطالعات تکتونیکی مفید هستند. یکی از این شاخص ها، منحنی های هیپسومتری (فرازسنجی) و انتگرال هیپسومتری است که برای نشان دادن پتانسیل مناطق ازنظر فعالیت تکتونیکی به منظور ارزیابی مساحت های در حال فرسایش و رسوب گذاری حوزه های زهکشی استفاده می شود.
    هدف
    این تحقیق بررسی مشخصه های فیزیکی حوضه های آبریز سواحل مکران ازنظر ویژگی های فرسایشی و رسوب گذاری آن ها با استفاده از منحنی های هیپسومتری بی بعد می باشد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق برای استخراج شبکه آبراهه ها و رتبه بندی آن ها از مدل رقومی ارتفاعی منطقه باقدرت تفکیک 10 متر بر اساس روش استرالر رتبه بندی گردیده و در محیط برنامه نویسی پایتون به صورت کدنویسی جهت محاسبه مقادیر جداول و ترسیم منحنی های هیپسومتری بی بعد برای تحلیل وضعیت فرسایش و رسوب گذاری در سطح کل حوزه آبریز سواحل مکران و نیز زیر حوزه های زهکشی انجام شده است.
    نتیجه گیری
    اندازه گیری شاخص منحنی هیپسومتری نشان می دهد که در حوضه ی اصلی فرآیندهای ژئومورفولوژیکی به صورت متعادل عمل می کنند. با توجه مقادیر جدول و ترسیم منحنی هیپسومتری کل حوضه منطقه نشان دهنده گسترش متعادل دشت و ارتفاع است. ولی محاسبه ی منحنی و انتگرال هیپسومتری در زیر حوضه های منطقه ی موردمطالعه نشان می دهد که بخش شمالی زیر حوضه ها، فرآیندهای تکتونیکی بر فرآیندهای فرسایشی برتری دارد. درصورتی که در بخش جنوبی زیر حوضه ها، فرآیندهای فرسایشی بر فرآیندهای تکتونیکی برتری می گیرند و یا فرآیندهای ژئومورفولوژیکی به صورت متعادل عمل می کنند. با تاثیر پذ یرفتن پارامترها ی زمین شناسی و ایجاد آنومالی های تکتونیک، جنس زمین تغییریافته و فرسایش در حوضه ها دگرگون خواهد شد. انتگرال هیپسومتری کل حوضه زهکشی برابر 20% است
    کلیدواژگان: نو زمین ساخت، منحنی های هیپسومتری بی بعد و انتگرال، حوضه های زهکشی سواحل مکران، فرسایش
  • سمیه خسروی، مژگان انتظاری* ، علی احمدآبادی، سیدموسی پورموسوی صفحات 185-201
    مقدمه
    توسعه شهرنشینی و تبدیل مناطق روستایی به شهرها با تغییرات کاربری اراضی و فشار بر سیستم های طبیعی همراه است. یکی از سیستم های طبیعی، رودخانه ها هستند که در نواحی شهری تحت تاثیر فعالیت های انسان قرار می گیرند. اهداف: هدف تحقیق حاضر شبیه سازی و برآورد تغییرات پارامترهای هیدرولوژیکی شامل میزان تولید رواناب سطحی، دبی رودخانه، نفوذپذیری و میزان تبخیر و تعرق می باشد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش، با استفاده از مدل نیمه توزیعی SWAT در دو مقطع گذشته بیست سال گذشته (1998) و حال حاضر (2018) در حوضه آبریز دربند صورت گرفته است. هم چنین در این تحقیق برای واسنجی مدل از الگوریتم SUFI2 استفاده شده است.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق نشان می دهد بعد از بهینه سازی پارامتر های مورداستفاده در SWAT- CUP ، مقدار ضریب نش- ساتکلیف (NS) و ضریب تعیین (R2) سال 1998 در مرحله واسنجی به ترتیب معادل 34/0 و 43/0 می باشد برای دوره اعتبارسنجی مقدار ضریب نش- ساتکلیف و ضریب تعیین به ترتیب برابر با 30/0 و 39/0 می باشد. همچنین، مدل SWAT- CUP در وضعیت موجود حوضه دربند – گلابدره برای سال 2018 موردبررسی و ارزیابی قرار گرفت. نتایج هیدرو گراف های مشاهداتی و شبیه سازی شده و مقادیر ارزیابی کار آیی مدل در ادامه ارائه شده است. مقدار ضریب نش –ساتکلیف (NS) و ضریب تعیین (R2) ، به ترتیب 31/0 و 46/0 در دوره واسنجی ، 33/0 و 39/0 در دوره اعتبارسنجی برآورد شده است. طبق نتایج ارزیابی کارایی مدل بر اساس ضریب نش –ساتکلیف (NS) و ضریب تعیین (R2) ، نشان از توانایی مدل swat در شبیه سازی رواناب حوضه دارد. هم چنین نتایج حاصل از شبیه سازی نشان می دهد تغییرات کاربری در محدوده موردمطالعه باعث تغییر در مقادیر CN ، رواناب سطحی و تبخیر و تعرق در سطح کاربری ها در بازه زمانی 20 ساله شده است.
    کلیدواژگان: حوضه آبریز دربند، شماره منحنی(CN)، واحدهای پاسخ هیدرولوژیکی(HRU)، مدل نیمه توزیعی SWAT، SUFI2
  • میلاد امینی، حمیدرضا صارمی* ، محمدباقر قالیباف صفحات 202-217
    مقدمه
    عوارض و مشکلات نواحی فرسوده شهری، بنا به سرشت خود چندوجهی و چندبعدی هستند و در هر مورد به شکل خاصی بروز می نماید. افت منزلت اجتماعی و اقتصادی و نابسامانی های کارکردی و کالبدی این بافت ها به همراه افت بسیار شدید کیفیت محیط شهری ازجمله دلایلی است که سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری را مجاب به ارائه راهبردها و راهکارهای مدیریتی در مواجهه با مسائل و مشکلات آن کرده است. یکی از این رویکردهای نوین، رویکرد بازآفرینی در چارچوب حکمروایی شهری است. اهداف: هدف این پژوهش، ارزیابی جایگاه حکمروایی شهری در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده شهری منطقه 12 شهر تهران می باشد. در این مقاله تلاش شده است تا به این سوال پاسخ داده شود که وضعیت شاخص های حکمروایی در بافت فرسوده شهری و اثرگذاری حکمروایی در بازآفرینی بافت فرسوده شهری چگونه است؟
    مواد و روش ها
    روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی- توسعه ای می باشد و واحد تحلیل آن سرپرست خانوار می باشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 383 نفر تعیین گردید و برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی در سطح محلات منطقه متناسب با تعداد جمعیت ساکن استفاده گردید. برای گردآوری اطلاعات موردنیاز از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. همچنین از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات میدانی استفاده گردید. در راستای تجزیه وتحلیل از آمارهای توصیفی و استنباطی استفاده گردید.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که در بین شاخص های حکمروایی شهری، شاخص عدالت و اثربخشی و کارایی بیشترین و شاخص های پاسخگویی و بینش راهبردی پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند. به طورکلی شاخص های حکمروایی شهری در منطقه 12 شهرداری تهران در مقیاس پایین تر از حد متوسط قرار دارند. همچنین حکمروایی در شاخص های کالبدی، اقتصادی و اجتماعی اثرپذیری بیشتری نسبت به شاخص های فرهنگی و زیست محیطی داشته است
    کلیدواژگان: حکمروایی شهری، بازآفرینی، بافت فرسوده، منطقه 12 شهر تهران
  • مراد کاویانی راد* ، سید محمدحسین حسینی، وحید صادقی صفحات 218-236
    مقدمه
    مدل مرکز پیرامون گواه بر روابط نابرابر میان جوامع، مناطق، طبقات و اقشار مختلف اجتماعی است که در شکل دهی به رفتار کنشگران موثر است. این مسئله در نواحی مانند شهرستان ممسنی که ساختار اجتماعی آن ماهیت و نمودی طایفه ای دارد چشمگیر است، به طوری که در هر طایفه، برخی از تیره ها و روستاهای پرجمعیت توان اثرگذاری بر دیگر فضاهای جغرافیایی پیرامون خود در حوزه‏های اجتماعی و سیاسی رادارند. در این چارچوب، نواحی که در کانون هر یک از قلمرو طوایف قرار داشتند به مثابه «چرخی» عمل می کردند که سایر نواحی جغرافیایی (پیرامونی) متعلق به طایفه خود را بسان «پره هایی» که وابستگی هویتی و تعلق زادگاهی تباری به مرکز داشتند را هدایت می کردند. اهداف: این پژوهش در پی تبیین رقابت انتخاباتی طایفه محور در چارچوب مدل مرکز پیرامون است.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر که ماهیتی کاربردی دارد به بررسی و پردازش رابطه سه متغیر مدل مرکز پیرامون به مثابه متغیر مستقل، جامعه پراتوری، متغیر میانگر و طایفه گرایی به عنوان متغیر وابسته پرداخته است. برای ارزیابی فرضیه از روش تحقیق توصیفی تحلیلی استفاده شده و داده ها به روش کتابخانه ای، اسنادی و میدانی (مشاهده) گردآوری شده اند.
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش نشان داد که برخی از نواحی شهری و روستا های متنفذ (به عنوان مرکز) ، الگوی رفتاری ساکنان دیگر نواحی پیرامونی را، تحت الشعاع قرار می‏دهند و توان جهت دهی به رفتار انتخاباتی هیجانی و احساسی در چارچوب جامعه پراتوری و نهایتا طایفه گرایی در عرصه های اجتماعی و سیاسی را دارند.
    کلیدواژگان: جغرافیای انتخابات، مدل مرکز پیرامون، جامعه پراتوری و حوزه انتخابیه ممسنی و رستم
|
  • Meysam Hadipour*, Mohammad Reza Hafeznia Pages 8-23
    Introduction and Background: Countries partake of different behavioral patterns to provide and reinforce their national security. One of the important issues regarding his type of security is the determination of a security pattern for the public, national, regional, international levels. This pattern stemsfrom various factors, which, not only do they differ for different countries, but also their importance & influence on behavioral patterns of security reinforcement differ. Aims: therefor, a long side prioritizing these patterns, it is important to take into considera-tion their importance and weight. Methodology: The present research endeavors to analyze and determine the behavioral pattern for security reinforcement in the Islamic Republic of Iran, by using one of the various of multi-attribute decision making methods. Conclusion: The results of the research suggest a multi-faceted pattern (collective security) as the most appropriate pattern for security reinforcement in the Islamic Republic of Iran.
    Keywords: The Islamic Republic of Iran, Vikor Model
  • Barzin Zarqami , Ebrahim Roumina* Pages 24-37
    Introduction and Background: There is a relationship between local structures and individual and social actions. These relationships are formed before they are determined. These structures are not entirely objective frameworks. But some of them have merged with subjective characteristics. The studied structures in the Baloch region of Iran organize citizens’ activities within a specific framework.The purpose of this article is to examine the impact of local and sustainable structures on Baluch political-social activities in Iran. Aims : The purpose of this article is to examine the impact of local and sustainable structures on Baloch political-social activities in Iran. Iranian Baluch has multi-layered local structures that shape these social-political actions. Methodology: The method of this research is descriptive-analytic. The research approach is mostly quantitative. The results are based on the logical reasoning of the results from the field study. In order to formulate the socio-political activities of the Baloch region of Iran, socio-political structures were first extracted through documentary and library study. Since the extracted structures did not have the required level of confidence, they were presented to the Baluchist experts in the form of research variables and refined and weighed based on the comments received. After weighing, the most important variables in the form of a researcher-made questionnaire were evaluated and then, after confirming validity and reliability, they were distributed among the target population. Conclusion: The results of field studies in the studied variables indicate the effect of these structures on the socio-political activities of Baluchis. Of the local structures, religion and related structures have a greater role. Also the national level plays a lesser role in Baluch social-political activities. Therefore, any kind of planning in relation to the citizens of this part of Iran needs to know about these structures and their sustainable effects on the actions of residents of this part of Iran.
    Keywords: Baluch, Local Structure, Social Action, Political Action
  • Elham Sanagar Darbani , Mojtaba Rafieian , Toktam Hanaee*, Danial Monsefi Parapari Pages 38-57
    Introduction and Background: In recent decades, increasing earth heat lead to the death of thosands of people in the world. This situation cause urban planning meet a major climate change challenges which needs to mitigate its effects. Increasing in population and various related activities in different fields has led to problems such as wave heat throughout the world. In addition, changing the pattern of these changes and their unpredictability has increased in cities, thus concern about reducing and adapting to these hazards in different dimensions lead to pay more attention to urban life and promoting human health.
    Aims
    The aim of this paper is to investigate effect of climate change which is caused by heat wave on outdoor thermal comfort in Mashhad city.
    Methodology
    Data collection method was based on library studies and also data gathered from meteorological station of Mashhad in the period of 10 years (2017-2007). The analysis method was based on Rayman and Excell software in Mashhad and physiological equivalent temperature (PET) index was the most commonly used index for evaluating outdoor thermal comfort.
    Conclusion
    Findings show that climate change and the effects of heat wave in Mashhad in July and August have affected the outdoor thermal comfort, which put human health at more risk in these months. Moreover, studies of outdoor thermal comfort changes in winter in this city shows that warming of these seasons experienced a rapid pace, so that over the past 10 years, outdoor thermal comfort has increased by +1.4°C in March, this number will each 1.1+ in summer and July. Studies show that the summer and spring seasons of Mashhad are entering to the thermal stress range, while its cold seasons are becoming warmer and entering to outdoor thermal comfort range.
    Keywords: Climate Change, Outdoor Thermal Comfort, physiological equivalent temperature(PET), Mashhad
  • Fatemeh Sadat Mirahmadi*, Seyyed Abbas Ahmadi Pages 58-72
    Introduction and Background: Cultural turn is a collection of intellectual development that from the late 1980s has expanded the scope of geography and it has led to the centering of cultural issues in human geography. There are two types of cultural turn: the first one refers to theorizing about the world, while the second one is more philosophical and abstract. In second type culture is regarded as “as a way of thinking and knowing”. Aims: Considering the importance of cultural turn for the field of political geography, and this fact that this issue has not been touched upon in Persian, the present paper addresses the impacts of cultural turn on the field of political geography. Methodology: The present study uses “analytic-descriptive” approach as it methodology. Due to the nature of the topic, data was collected through library and internet research. The required information was extracted from books and papers and categorized, and then was analyzed qualitatively. Conclusion: In political geography affected by culture, “political” has a meaning beyond the conventional meaning of official politics. In this regard political geography recognizes and represents the mutual effects of cultural “signs” and “symbols” on one hand, and “political acts” on the other. In this regard,in particular, the focus is on “meaning” and the struggle for meaning and discourse. The result of paper shows that cultural turn has had three main impacts on political geography. The first one is reformulation of the concepts and subjects of political geography from a cultural lens. The second impact is focus on new issues, such as cultural politics, which were not taken into consideration before 1980s. The third effect is attention to culture from the viewpoint of generating knowledge of political geography. In this respect, the social construction of knowledge by social groups in special time-place contexts and cultures is criticized and analyzed. In other words, political geography is evaluated on the basis of the culture of individuals who have generated this knowledge.
    Keywords: Cultural Turn, Political Geography, Sign, Meaning, Political Act
  • Marzieh Alikhah Asl*, Farzaneh Rezvani Pages 73-87
    Introduction and Background: Detection and prediction of changes are necessary for maintenance of an ecosystem particularly in rapidly-changing and often unplanned regions in developing countries.
    Aims
    This study predicts the land use changes in catchment area around Bazangan Lake for the year of 2028 with the aim of investigating the evelopment in Bazangan Lake ecosystem based on the observeddegradation from 2002 to 2015.
    Methodology
    The classification of studied area was carried out based on five categories of irrigated agriculture, rainfed agriculture, rangeland, water zones and residential areas through TM, ETM and OLI sensors and utilization of independent component analysis (ICA) with an overall accuracy of 92.23% and
    kappa coefficient of 0.89% for the years of 1999, 2002 and 2015. Afterwards, the land use changes were predicted by a hybrid model of Markov chain and cellular automata. The overall accuracy and kappa coefficient were determined in IDRISI software by the help of ERRMAT Module to verify mode.
    Conclusion
    According to error matrix, the overall accuracy of performance was 71 percent and kappa coefficient 0.87 percent which proved Markov chain and cellular automaton (CA-Markov) for predicting the land use classes in upcoming 13 years. According to results, the continued current process of land
    use changes in this region will change Bazangan Lake area to 12.81 hectares, the irrigated agriculture land area to 495.91 hectares, rainfed agriculture land area to 5764.42 hectares, rangelands to 4592.15 hectares, and residential land area to 94.74 hectares in the next 13 years.
    Keywords: Markov Chain Model, Cellular Automata, Bazangan Lake, Remote Sensing
  • Seyed Javad Mousavi Zare , Seyed Hadi Zarghani*, Hadi Azami Pages 88-105
    Introduction and Background: The national power of each country is rooted in a number of sources,which together form and interconnect the power of a country. Although, each dimension and component of national power has a separate and significant role in national power production, it seems that among the dimensions and components of national power, component of science and technology has a leading role. Accordingly, component of science and technology has a great influence in strengthening other dimensions of power, in addition to its significant and independent function. Aims: The aim of this paper is to analyse the position of science and technology in national power. This research aims to find out the impact and role of science and technology on other dimensions of national power like economic, political, and military dimensions. Methodology: This research is designed based on neoliberalism paradigm and secondary analysis methodology and also gathering opinions of domestic and foreign experts for purpose of constructing questionnaire. Conclusion: Findings shows that science and technology as an influential factor has a significant role in strengthening economic, military, political, cultural, geographical and social dimensions of power.Findings of fieldwork also show that science and technology component has a great influence on economic, military, political, cultural, social and geographical power respectively.
    Keywords: National Power, Science, Technology, Components of National Power
  • Fatemeh Jafarzadeh*, Alimohammad Khorshiddoust , Behrooz Sarraf , Bagher Ghermezcheshmeh Pages 106-123
    Introduction and Background: Precipitation is the most important parameter affecting various aspects of social, economic and natural resources. A study of future changes in rainfall is possible through the prediction of climate models.
    Aims
    In the present study, future changes in the rainfall of the southern coasts were investigated for proper planning in the southern coast of the Caspian Sea.
    Methodology
    The future precipitation of selected stations in the southern shores of the Caspian Sea using the LARS-WG model and observations of precipitation data during the base period and using climatic fluctuations derived from the HadCM3 general circulation model under the scenarios A2, B1 and A1B during the period was modeled in the period between 2011-2039.
    Conclusion
    Results showed that simulated rainfall has a high correlation with observational precipitation in the base period. Based on the MBE and MAE criteria, the error rates obtained for simulated precipitation during the base period are high in the fall season. According to the results, the model of rainfall changes in southern shores in the following period was drawn using scenarios A2, B1 and A1B, according to which the rainfall will increase in all stations of the region. The percentage of precipitation increase in stations Anzali, Astara, Babolsar, Gorgan, Noshahr, Ramsar and Rasht based on scenario A2 will 0.3, 7.9, 2. 2, 1.4, 8.7, 0.8 , 7.6%, and based on the A1B scenario, 9.3%, 12.12%, 12.4%, 4.7%, 13.9%, respectively and based on the B1 scenario will be 8.7, 9.7, 6, 5/11, 7/3, 3/5, 6/13 percent.
    Keywords: Precipitation, Climate Change, Modeling, LARS-WG, Southern Coast of the Caspian Sea
  • Zohreh Maryanaji*, Moslem Darvishi , Hamed Abbasi Pages 125-136
    Introduction and Background: The growth of cities and the increase in the population and the diverse use of urban lands have caused problems for urban communities. One of these is the phenomenon of heat islands, which is the result of an unusual temperature increase of the city relative to the surrounding countryside.
    Aims
    This research tries to achieve a general view on the heat island mechanism, air temperature changes and urban temperature changes in parts of Hamadan city by using TIRS (Landsat 8 satellite images) and comparing it with actual ground level data by statistical methods.
    Methodology
    The temperature difference of different points from satellite images based on the spectral radiance method and the degree of gray value of pixels in the thermal bond was made using the photo of the Planck equation. Based on the relationship between real data on ground surface temperature at the meteorological station and data extracted from satellite images, according to different regression models, the highest determination coefficient was obtained for three linear, quadratic and cubic correlation methods. Among them, the cubic regression method with the least error was meaningful at 95% confidence level.
    Conclusion
    The high explanatory factor (70% and above) indicates that there is an acceptable coordination between satellite image information and weather station information. The maximum difference between the data taken with the actual ground station data is related to the blanket and minimum temperature of 5.5 and the minimum difference of the green area is 0.5°C. The difference in temperature in different parts of the city is more closely related to the minimum temperature. While the temperature difference in areas covered by green space in Hamadan city with real data is higher at maximum temperature. The results showed that the Hamadan heat islands have a direct relationship with the construction and land use. The temperature changes in different parts of the city of Hamedan are indicative of the creation of heat islands in the non-used building and ground areas. The results of this research can be applied in the management and urban planning and land use of Hamedan.
    Keywords: TIRS Sensor, Statistical Models, Heat Island, Cubic Regression Model
  • Seyed Hassan Ilali*, Mina Nami , Seyede narges Hoseini Amin , Mahdokht Boroujerdi alavi Pages 137-153
    Introduction and Background: Everything in urban space affects the beauty, lifestyle, culture, habits and behaviors of citizens and ultimately affects the city’s identity. One of the main elements that plays in different ways in urban space is environmental advertising. Advertising is the most effective way of delivering cultural and business messages to audiences. All types of advertising in the open space, whether urban or suburban, are environmental advertisements. Such adver-tisements are displayed in different parts of the city in various ways such as wall paintings, billboards, urban furniture, portables, buses, subway and courtyard corners, street floor, optical and laser stands and stands everywhere in the city. It seems that urban spaces have been hit by environmental advertising. This has led the city to face more and more challenges.
    Aims
    The purpose of this study was to identify the damage caused by environmental advertising management in Tehran.
    Methodology
    The present study was conducted using qualitative method and thematic analysis. This analysis involves a continuous sweep between the data set and the set of coding and analyzing the data that was created. The theme is a duplicate and distinctive feature of the text which, according to the researcher, reflects a special understanding and experience in relation to research questions. Data were collected using a library and interview method. The sample consists of 34 experts, managers and experts related to environmental advertising; these interviews continued until the data collection was saturated.
    To select the interviewees, first the targeted-sampling and then the snowball sampling method was used and the MAXQDA software was utilised to analyze the interviews and plotting the content network model.
    Conclusion
    Findings and research results in 8 main themes: management pathology, socio-cultural pathology, psychological pathology, legal pathology, economic pathology, aesthetic pathology, environmental pathology and infra-structure pathology has been organized.
    Keywords: Environmental Advertising, Urban Identity, Tehran Metropolis, Pathology
  • Nabi allah Ramezani , Bohloul Alijani*, Reza Borna Pages 154-169
    Introduction and Background: Atmospheric pollutants are elements whose high concentrations cause damage to the Earth’s biological cycles, and its concentration is usually determined by concentrations of air pollutants such as nitrogen dioxide, sulfur dioxide, carbon monoxide, ozone and suspended particles. Air pollutants have changed the composition of air and affect the air quality of local, regional and global climate. Air quality is strongly influenced by climatic conditions, topography, automobiles and industries, transportation system and the type and amount of pollutants.
    Aims
    The purpose of this study is to investigate the direct and indirect effects of climate elements on the quality and pollution of Tehran metropolitan air.
    Methodology
    The research method is quantitative-analytical and the data also includes selected meteorological parameters and air pollution in Tehran. The path analysis method was used to study the effects of climate elements on air quality in Tehran metropolis. This method investigates the causal relations of direct and indirect effects and the total effect of each of the independent variables on dependent variables which is Tehran air quality and interprets the relationships and correlations observed between them. In the process of analyzing the path, a theoretical diagram based on the possible effects of variables relative to each other wll be considered as the initial assumption, and then after the path analysis, variables affecting the final graph of the path are specified and interpreted.
    Conclusion
    The results of the research have shown that, given the wide and important performance of meteorological data in this study, we must consider the meteorological factor as a decisive parameter that has great control over many other factors affecting the air quality of Tehran. This factor has played a significant role in both direct and indirect effects on Tehran’s air quality.
    Keywords: Path Analysis, Conceptual Model, Climate Elements, Air Quality, Tehran Metropolis
  • Morteza Pourzare , Abdullah Seif* Pages 170-184
    Introduction and Background: Geomorphic quantitative indices are useful for identifying specific features of a particular region, especially in tectonic studies. One of these indicators is the hypsometric curves (hypersometry) and the hypersonic integral which is used to indicate the potential of the regions in terms of tectonic activity in order to assess the areas under erosion and sedimentation of drainage areas.
    Aims
    The aim of this study investigates the physical characteristics of the catchment areas of the Makran coastline in terms of their erosion characteristics and sedimentation using non-dimensional hypsometric curves.
    Methodology
    In this study, for extraction of the network of streams and their ranking, a digital elevation model of the region with Resolution of 10 meters was ranked according to the Australian method. In the Python programming environment, it was coded to calculate the values of tables and plot the dimensionless hypersonic curves for analyzing the erosion state And sedimen-tation in the entire surface of the watershed of Makran coastal areas as well as drainage basins.
    Conclusion
    Measuring the Hypsometric Curve Index shows that they are balanced in the main basin of geomorphologic processes. Considering the values of the table and drawing of the hypsometric curve of the whole area of the region, it shows a balanced expansion of plain and altitude. But calculating the hypsometric curve and integral in the sub-basins of the study area shows that the northern part of the sub-basins, tectonic processes are superior to erosion processes. If in the southern sub-basins, erosion processes take precedence over tectonic processes or geomorphologic processes act in a bal-anced manner. With the influence of geological parameters and the creation of tectonic anomalies, the land will be changed and erosion in the basins will be changed. The total thickness of the drainage basin is 20%.
    Keywords: PNEO-TECTONICS, Non-Dimensional, Integral Hyssometric Curves, Drainage Basins of Makran Coastal, Erosion
  • Somaye Khosravi , Mojgan Entezari*, Ali Ahmadabadi , Seyed mousa Pourmousavi Pages 185-201
    Introduction and Background: The development of urbanization and the transformation of rural areas into cities are accompanied by land use changes and pressure on natural systems. One of the natural systems is the rivers that are affected by human activities in urban areas.
    Aims
    The purpose of this study is simulation and estimation of the variations of geohydro-logical parameters including surface runoff, river discharge, permeability and evapotranspiration.
    Methodology
    his research has been conducted using the semi-distributed SWAT model in the last two decades of the past twenty years (1998) and present (2018) in the catchment area of Darband. In this study, the SUFI2 algorithm was used to calibrate the model.
    Conclusion
    The results of the research show that after optimizing the parameters used in SWAT-CUP, the value of Nash-Sutcliff (NS) and R2 coefficient of year 1998 in the calibration stage is equal to 0.34 and 0.43, respectively, for the validation period, the coefficient value Nash-Sutcliff and the coefficient of determination are respectively 30/0 and 39/0 respectively. Also, the SWAT-CUP model was studied and evaluated in the current situation of Darband-Golad-Dare Basin for 2018. The results of observational and simulated hydrographs are presented and the performance evaluation values of the model are presented below. The value of nisoscatheff (NS) and coefficient of determination (R2) were estimated to be 0.31 and 0.46 during the calibration period, 0.33 and 0.39, respectively, during the validation period. According to the results of the performance evaluation, the model based on Nash-Thaw (NS) coefficient and determination coefficient (R2) shows the ability of the swat model to simulate the runoff of the basin. Similarly, the simulation results show that changes in the range of the study area caused a change in CN values, runoff and evapotranspiration at the user level over a period of 20 years.
    Keywords: Darband Catchment, CN, HRU, SWAT, SUFI2
  • Milad Amini , HamidReza Saremi*, MohammadBagher GHalibaf Pages 202-217
    Introduction and Background: The complications and problems of urban areas worn out are multifaceted and multidimensional in nature, and in each case they occur in a particular way. The decline in social and economic status, and the functional and physical dislocation of these tissues, together with the very severe deterioration in the quality of the urban environment, are among the reasons why policymakers and urban planners are required to provide management strategies and solutions in the face of related problems and challenges. One of these new approaches is the regeneration approach within the framework of urban governance.
    Aims
    The purpose of this study is to assess the urban governance status in the process of rehabilitating urban environment of the 12th district of Tehran. This paper attempts to answer the question of how is the status of indexes dominated by the urban depreciated texture and also to evaluate the influence of governance on urban regeneration of urban old texture.
    Methodology
    Research method is descriptive-analytical and in terms of purpose, is developmental. The unit of analysis is considered the head of household. The sample size was determined using the Cochran formula which is 383 people. To define the sample, random sampling was used at district level according to the number of inhabitants.
    Library and field methods have been used to collect the required information. A questionnaire was used to collect field information. Descriptive and inferential statistics were used for analysis.
    Conclusion
    Results show that among the indicators of urban governance, the index of justice and effectiveness and efficiency are the most, and the indicators of accountability and strategic insight have the lowest rank. In general, urban governance indicators in the 12th municipality district of Tehran are at a lower than average level. Also, governance is affected more from physical, economic and social indicators comparing to cultural and environmental indicators.
    Keywords: Urban Governance, Regeneration, Worn Texture, District 12 of Tehran City
  • Morad Kaviyan Rad*, Sayed Mohammad Hossein Hosseini , Vahid Sadeghi Pages 218-236
    Introduction and Background: The model of core-periphery is evidence of unequal relationships between societies, regions, classes, and different social strata that are very effective in shaping the behavior of actors. This issue is noticeable in areas such as Mamasani County that social structure has a tribal nature. So that in each tribe, some of the populous ancestry and villages are able to influence other geographic areas around them in social and political spheres. In the Mamasani constituency, the electoral behavior of residents in the context of the geographical environment, spatial and kinship feelings, due to the role of the major geographical cores (wheels) and peripheral affiliates (blacks), can trigger emotional behavior in political choices. In this regard, the role creating a model of the core of the periphery in the political sphere, such as the parliamentary elections, affects the participatory model of the inhabitants of this city, and the field of the formation and construction of the Pratori Society .
    Aims
    The present study is based on the assumption that there is a significant relationship between the center of periphery and tribalism, and this structure is important through the geographical area and the division of the areas under the control of the clans into the most important and important part of the old times, and their division of labor, especially during the election in the current era, while creating a labor society, it leads to an increase in tribal tendencies in social and political arenas.
    Methodology
    The research method has a descriptive-analytical nature and the required data are collected through library, documentary and field studies (observation).
    Conclusion
    The findings of the research showed that some of the urban regions and high-impact villages (as centers) effect the patterns of behavior of residents of other peripheral regions and the ability to shape emotional behavior in the pratori community, finally, tribalism in the social and political arenas.
    Keywords: Center - periphery model, Pratori society, tribalism, elections, Mamasani