فهرست مطالب

پرستاری کودکان - سال پنجم شماره 2 (زمستان 1397)
  • سال پنجم شماره 2 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/23
  • تعداد عناوین: 11
|
  • بهاره فضلی جلیسه، مینو میترا چهرزاد* ، زهرا عطرکار روشن صفحات 1-5
    مقدمه
    احساس تنهایی یکی از پیامدهای منفی کودکان نسبت به بستری شدن در بیمارستان می باشد. در این راستا استفاده از روش های غیر دارویی جهت کاهش احساس تنهایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر قصه گویی بر احساس تنهایی کودکان بستری انجام شد
    روش
    کارآزمایی بالینی حاضر بر روی 56 کودک 12-8 ساله بستری در بیمارستان کودکان هفده شهریور رشت در سال 1396 انجام شد. نمونه ها با روش نمونه گیری تدریجی انتخاب و در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله برنامه قصه گویی در 6 روز متوالی توسط پژوهشگر انجام شد و گروه کنترل نیز اقدامات متداول بخش را دریافت کردند. سنجش احساس تنهایی در روز اول بستری (قبل از قصه گویی) و روزششم بستری (بعد از اتمام قصه گویی) در دو گروه انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه احساس تنهایی آشر (Asher Loneliness questionnaire) بود.
    یافته ها
    یافته ها تفاوت معنی دار آماری را بین میانگین احساس تنهایی گروه مداخله (0001/ 0= P) و کنترل (0/02 = P) قبل و بعد از مداخله نشان داد. همچنین یافته ها تفاوت معنی دار آماری را بین میانگین احساس تنهایی کودکان گروه مداخله (7/9) 22/86و کنترل (10/5) 31/57پس از مداخله براساس آزمون تی مستقل نشان داد (0/001 = P).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه اثربخشی قصه گویی بر کاهش احساس تنهایی کودکان بستری را نشان می دهد. با توجه به اینکه این روش، روشی غیردارویی، راحت و آسان است می توان برای کاهش احساسات منفی کودکان، به ویژه احساس تنهایی استفاده کرد. این پژوهش می تواند قصه گویی را به عنوان شیوه ای جذاب برای کودکان به پرستاران و بیمارستان ها معرفی نماید.
    کلیدواژگان: قصه گویی، احساس تنهایی، کودکان بستری
  • مونا ملک زاده مغانی، فرشته عباسی، امید امانی * صفحات 6-13
    مقدمه
    کارکردهای اجرایی عصب شناختی از جمله ساخت های مهمی هستند که با فرآیندهای روانشناختی مسئول کنترل هوشیاری، تفکر و عمل مرتبط بوده و توانایی افراد برای بازداری، اصلاح خود، برنامه ریزی، سازمان دهی، حل مساله، استفاده از حافظه کاری و هدف گذاری برای انجام تکالیف را نشان می دهد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه کارکردهای شناختی مغز نوجوانان قطع درمان شده از لوسمی حاد لنفوبلاستیک دارای سابقه شیمی درمانی با همتایان غیر مبتلا بود.
    روش
    طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان بقاءیافته از لوسمی شهر تهران تشکیل داده که از این میان 50 نفر از نوجوانان بقاءیافته از لوسمی به روش نمونه گیری هدفمند در طی سال های 96-95، از بیمارستان کودکان مفید انتخاب شده و در مقایسه با 50 نفر از نوجوانان غیر مبتلا و سالم که به صورت تصادفی از مدارس شهر تهران انتخاب شده بودند قرار گرفتند. داده های پژوهش به وسیله آزمون عملکرد مداوم، ویسکانسین و برج لندن گردآوری و به وسیله روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین دو گروه نوجوانان قطع درمان شده از لوسمی و همتایان غیر مبتلا در متغیرهای تعداد حرکات، زمان برنامه ریزی و زمان تفکر در آزمون برج لندن، متغیرهای طبقات تکمیل شده، درجاماندگی و تعداد پاسخ های صحیح در آزمون ویسکانسین و متغیرهای خطای حذف و خطای ارتکاب در آزمون عملکرد مداوم تفاوت معنی داری وجود دارد (0/05>P). در حالی که تنها در متغیر زمان واکنش آزمون عملکرد مداوم بین دو گروه تفاوت معنی داری دیده نشد (0/05<P).
    نتیجه گیری
    وجود مشکلات عمیق در کارکردهای اجرایی افراد قطع درمان شده از لوسمی می تواند اثرات بسیاری را بر جریان زندگی پس از درمان برجای گذاشته و هرگونه مزیت افزایش بقاء را به خطر اندازد.
    کلیدواژگان: نوجوانان، قطع درمان شده، لوسمی حاد لنفوبلاستیک، کارکردهای اجرایی
  • زهرا میرشمسی، سحر خوش سرور* صفحات 14-21
    مقدمه
    از جمله عوامل موثر زیستی که در عملکرد نوجوانان تاثیر دارد، ریتم های شبانه روزی است که افراد در این زمینه ترجیحات خاص و تفاوت هایی با هم دارند. این پژوهش با هدف مقایسه ی مولفه های مدل پنج عاملی شخصیت در دانش آموزان با تیپ های صبحگاهی و شامگاهی انجام شد.
    روش
    روش پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی بود. تعداد 100 نفر از دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی (50 نفر با ریتم صبحگاهی و 50 نفر با ریتم شامگاهی) ، در سال تحصیلی 96-95 به روش نمونه گیری هدفمند گزینش شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ی صبحگاهی - شامگاهی (MEQ) و پرسشنامه ی پنج عاملی شخصیت نئو (NEO-FFI( بودند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس انجام گرفت.
    یافته ها
    بین دو گروه صبحگاهی و شامگاهی در ابعاد نوروز گرایی، برون گرایی، تجربه گرایی، توافق پذیری و وجدان گرایی تفاوت معنادار وجود دارد (0/05>P). افراد با ریتم صبحگاهی، از وجدان گرایی و توافق پذیری بالاتری برخوردارند و افراد با ریتم شامگاهی، از لحاظ نوروز گرایی، برون گرایی و تجربه گرایی در سطح بالاتری قرار دارند.
    نتیجه گیری
    از نتایج پژوهش حاضر می توان جهت برنامه ریزی دقیق تر برای استفاده از حداکثر توانایی دانش آموزان در ساعات مفید روز، و آگاه سازی خانواده ها جهت ایجاد زمینه ی مناسب برای شکل گیری نوع ریتم های شبانه روزی نوجوانان در سنین حساس رشد، بهره برد.
    کلیدواژگان: مدل پنج عاملی شخصیت، ریتم صبحگاهی - شامگاهی
  • فاطمه علایی کرهرودی، زهرا پورنجف* ، اعظم شیرین آبادی فراهانی، عبدالحسین پورنجف صفحات 22-28
    مقدمه
    تولد نوزاد نارس با بستری و جدایی از خانواده همراه است. و هزینه های بستری طولانی مدت آن ها 50 درصد از کل هزینه های تمام نوزادان بستری می باشد. بیشتر از 27 درصد نوزادان نارس سالم مجددا پس از ترخیص در بیمارستان بستری می شوند. که این نهایتا به افزایش هزینه های درمانی منتهی می شود. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر اجرای برنامه ایجاد فرصت های توانمند سازی والدین بر بستری مجدد و طول مدت بستری نوزادان نارس انجام شد.
    روش
    این مطالعه کار آزمایی بالینی حاضر بر روی صد نفر از والدین دارای نوزادان نارس در گروه مداخله و کنترل انجام شد. برنامه ی توانمند سازی ملنیک و همکاران در چهار مرحله: 1) 2-4 روز بستری نوزاد، 2) 2-4 روز پس از مرحله ی اول، 3) 1تا3 روز پیش از ترخیص نوزاد و 4) یک هفته پس از ترخیص، اجرا گردید در هر مرحله والدین گروه مداخله به فایل صوتی ان مرحله گوش داد و کتابچه را هم مطالعه کرد. و والدین گروه کنترل از مراقبت های معمول برخوردار بودند. به فاصله (15 تا30روز) پس از ترخیص نوزاد طی تماس تلفنی در مورد بستری مجدد نوزاد سوال به دست آمد و طول مدت بستری نیز از طریق پرونده نوزاد به ثبت رسید.
    یافته ها
    میانگین طول مدت بستری در گروه مداخله 4/52± 8/58و در گروه کنترل 6/3±12/2و (0/01= P) میزان بستری مجدد در گروه مداخله 31 درصد و در گروه کنترل 62 در صد بود (0/01 =P).
    نتیجه گیری
    مطالعه نشان داد که اجرای برنامه ی توانمند سازی طول مدت بستری و میزان بستری مجدد را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: برنامه توانمند سازی، طول مدت بستری، میزان بستری مجدد، نوزاد نارس
  • رحیم بدری گرگری، دل آرام محمدی* صفحات 29-36
    مقدمه
    امروزه مشکلات مربوط به خواندن شایع ترین مشکل در میان دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری است. و با توجه به تاثیر حافظه در این نوع مشکلات، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مداخلات شناختی مبتنی بر حافظه کاری بر بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص خواندن بود.
    روش
    این پژوهش به شیوه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه انجام گرفت. از جامعه آماری دانش آموزان پایه های چهارم و پنجم ابتدایی ناحیه 2 شهر تبریز، که در سال تحصیلی 95-94 در حال تحصیل بودند. نمونه ای 30 نفری به شیوه در دسترس انتخاب، و در دو گروه 15 نفری شاهد و آزمایش، به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون ماتریس های رنگی ریون، آزمون تشخیص اختلال خواندن و بسته بهسازی حافظه کاری بود.
    یافته ها
    نتایج تحلیل داده ها به شیوه تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که آموزش حافظه کاری بر بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان با مشکل خواندن، تاثیر مثبتی دارد و موجب بهبودی هایی در مولفه های بازشناسی کلمه و درک معنا می شود
    نتیجه گیری
    بر اساس این یافته می توان نتیجه گرفت که مداخلات مبتنی بر حافظه کاری روش موثری بر بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان با مشکل خواندن است.
    کلیدواژگان: مداخلات شناختی، حافظه کاری، اختلال یادگیری خاص، مشکل خواندن
  • محمد میلان، فاطمه نسیمی* صفحات 37-43
    مقدمه
    والدین نوزادان نارس، تنش بالا و احساس ناامیدی در NICU را تجربه می کنند؛ که اغلب به دلیل نداشتن آگاهی کافی از اینکه چه طور نقش والدینی خود را ایفا کنند و با نوزاد نارسشان در طول بستری بیمارستان تعامل داشته باشند.
    روش
    این مطالعه کارآزمایی بالینی، در سال 1395 بر روی 60 مادر دارای نوزاد نارس بستری در بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. نمونه گیری به روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شد و سپس به صورت تخصیص تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفت. در گروه مداخله برنامه مراقبت خانواده محوردر سه مرحله با حضور پژوهشگر ومادر درکنارنوزاد انجام شد. سپس بوسیله چک لیست پژوهشگر ساخته عملکرد مراقبتی مادر کنترل گردید. در گروه کنترل مادران تحت مراقبتهای معمول قرار گرفتند.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که در مجموع آزمون آماری تی بیانگر اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه آزمون و شاهد از لحاظ عملکرد مراقبتی می باشد (p<0/001). همچنین تمام حیطه های عملکرد مراقبتی بین دو گروه مداخله و کنترل اختلاف آماری معنی داری مشاهده شد (p<0/001)
    نتیجه گیری
    طبق یافته های این تحقیق یکی از عواملی که می تواند مادرانی را که نوزادان آنها بستری شده اند را به آرامش برساند و از اضطراب آنها بکاهد؛ مشارکت دادن مادر جهت مراقبت از نوزادشان می باشد. لذا انتظار می رود ضمن فراهم آوردن زمینه مناسب مشارکت خانواده فراد خانواده به ویژه مادران در مراقبت از نوزاد با کسب توانمندی لازم مشارکت کافی داشته باشند
    کلیدواژگان: مراقبت خانواده محور، عملکرد مراقبتی، ارتباط مادر -نوزاد، نوزاد نارس
  • سودابه مهدی زاده، سهیلا عباسی * صفحات 44-50
    مقدمه
    تولد نوزاد نارس، یک واقعه پرتنش برای خانواده ها است. مطالعه حاضر با هدف تعیین منابع تنش والدی و برخی عوامل مرتبط با آن در مادران نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان انجام شد.
    روش
    در یک مطالعه توصیفی مقطعی، 153 نفر از مادران دارای نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان به صورت مستمر و به روش نمونه گیری آسان وارد مطالعه شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از دو پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و تنش والدی مایلز استفاده شد. ابزار تنش والدی مایلز شامل سه حیطه عوامل مربوط به نورها و صداهای محیط، ظاهر و رفتار نوزاد و تغییر در نقش والدی است.
    یافته ها
    عوامل مربوط به نورها و صداهای محیط به عنوان مهمترین عامل تنش زا برای مادران مطرح بوده (1/33±3/43) و عوامل مربوط به تغییر در نقش والدی (0/86±3/30) و ظاهر و رفتار نوزاد (0/87±2/90) به ترتیب در مرتبه بعد قرار داشتند. آزمون ضریب همبستگی پیرسون، بین سن و وزن بدو تولد با میزان تنش والدی ارتباط معکوس و معنی دار و بین تعداد روزهای بستری با میزان تنش والدی ارتباط مستقیمی را نشان داد (p<0. 05). هم چنین بر اساس آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن، تعداد دفعات اتصال نوزاد به ونتیلاتور با تنش والدی ارتباط آماری مستقیم و معنی داری داشت (p<0. 05).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج فوق، لزوم انجام مداخلات در جهت کاهش استرس به ویژه در زمینه عوامل محیطی ایجادکننده تنش در مادران نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت ویژه ضروری است. هم چنین در مادران نوزادان با وزن بدو تولد و سن بارداری پایین تر و مادران نوزادان متصل به ونتیلاتور و مادران نوزادانی که به مدت طولانی تری در بخش NICU بستری می شوند، لزوم اجرای راهکارهای کاهش استرس از اهمیت بیشتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: تنش، مادران، نوزادان نارس، بخش مراقبت ویژه نوزادان
  • محمد عباسی *، منیجه شهنی ییلاق صفحات 51-58
    مقدمه
    هدف از انجام این پژوهش تعیین تاثیر آموزش مهارت های شناختی، رفتاری و عاطفی بر مولفه های خودتعیین گری در دانش آموزان پسر مقطع ابتدائی با ناتوانی های یادگیری شهر اهواز بود.
    روش
    پژوهش حاضر یک روش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس خودتعیین گری دانش آموز (SDSS) بود. نمونه پژوهش شامل 27 دانش آموز (15 نفر گروه آزمایشی و 12 نفر گروه گواه) پسر پایه پنجم و ششم ابتدائی با ناتوانی یادگیری، که در سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند، که با روش تصادفی انتخاب و به دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. قبل از آموزش مهارت های شناختی، رفتاری و عاطفی از دو گروه، پیش آزمون های مولفه های خودتعیین گری (شناخت خود، ارزشمند دانستن خود، برنامه ریزی، عمل کردن و پیامدهای تجربه و یادگیری) گرفته شد. سپس، به گروه آزمایشی مهارت های شناختی، رفتاری و عاطفی آموزش داده شد و به گروه گواه آموزشی ارائه نشد. پس از اتمام دوره آموزشی بلافاصله از هر دو گروه پس آزمون های مولفه های خودتعیین گری گرفته شد. بعد از هفت هفته از پایان دوره آموزشی مجددا از هر دو گروه آزمون های فوق، به عنوان پیگیری، گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل های کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های شناختی، رفتاری و عاطفی باعث افزایش معنی دار مولفه های خودتعیین گری یعنی شناخت خود (004/0وp) ، ارزشمند دانستن خود (0/001>p) ، برنامه ریزی (0/003>p) ، عمل کردن (0/001>p) و پیامدهای تجربه و یادگیری (0/002>p) در دانش آموزان می شود. همچنین، نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش در طول زمان بر مولفه های شناخت خود (0/004>p) ، ارزشمند دانستن خود (0/006>p) ، برنامه ریزی (0/002>p) ، عمل کردن (0/007>p) و پیامدهای تجربه و یادگیری (0/005>p) ، در دانش آموزان اثر پایدار دارد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این مطالعه آموزش مهارت های شناختی، رفتاری و عاطفی سبب افزایش مولفه های خودتعیین گری در دانش آموزان شد. پیشنهاد می شود متخصصان تعلیم و تربیت این برنامه آموزشی را به عنوان روشی مهم برای ایجاد پیامدهای روانشناختی مطلوب در کودکان دارای ناتوانی های یادگیری به کار گیرند.
    کلیدواژگان: مهارت های شناختی، رفتاری و عاطفی، خودتعیین گری، شناخت خود، ارزشمند دانستن خود، برنامه ریزی، عمل کردن، پیامدهای تجربه و یادگیری، ناتوانی های یادگیری
  • آناهیتا خدابخشی کولایی* ، محمدرضا فلسفی نژاد، مطهره عباس قلی نژاد صفحات 59-67
    مقدمه
    پرخاشگری و احساس تنهایی، عوامل مهمی برای مشکلات خطرساز در آینده مانند بزهکاری، اضطراب و افسردگی کودکان است و بر اساس پژوهش ها کودکان کار دارای پرخاشگری و احساس تنهایی بالایی هستند. پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی قصه گویی بر کاهش پرخاشگری و احساس تنهایی کودکان کار مهاجر افغانی پرداخته است.
    روش
    روش پژوهش حاضر، از نوع تحقیق نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری تمامی کودکان کار 12-8 ساله دختر و پسر مهاجر افغانی مراجعه کننده به جمعیت دانشجویی امام علی (ع) پاکدشت در سال 1395 بودند که از میان آنها30 کودک ، به روش نمونه گیری تصادفی ساده بر اساس فهرست اسامی کودکان انتخاب شدند. سپس، به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش 12 جلسه ی یک ساعته قصه گویی ، دریافت کردند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسش نامه خشم کودک نلسون (2000) و پرسش نامه احساس تنهایی آشرو ویلر (1985) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در پرخاشگری کودکان کار مهاجر افغان، پیش و پس از آزمون گروه آزمایش نشان نداد (P>0/01) ولی تفاوت معناداری در احساس تنهایی این کودکان در پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش، نشان داده شد (P<0/01).
    نتیجه گیری
    قصه گویی بر کاهش احساس تنهایی کودکان کار مهاجر افغانی موثر بوده است. هر چند که، اثربخشی برای کاهش میزان پرخاشگری آنها به دست نیامد. از این رو می توان از قصه درمانی به عنوان گزینه ای مکمل درمانهای روان شناختی، برای بهبود احساس تنهایی این کودکان در مراکز و جمعیت های حمایت از کودکان کار و بدسرپرست استفاده کرد.
    کلیدواژگان: قصه گویی، پرخاشگری، احساس تنهایی، کودکان کار، مهاجر افغانی
  • مریم برزگر ، نعیمه سیدفاطمی ، عباس مهران، سارا جان محمدی * صفحات 68-74
    مقدمه
    تولد نوزاد نارس با پیامدهای نامطلوب مادری از جمله استرس همراه است. استرس مادر بیشتر مربوط به مشکلات رفتاری نوزاد، سطح پایین آموزش, و عدم حمایت اجتماعی می باشد. اختلال در تعامل مادر ونوزاد یکی از پیامدهای بستری شدن طولانی مدت نوزاد به شمار می رود. بنابر این مهم است که به کاهش استرس مادر ، در طول مدت بستری شدن نوزاد توجه شود. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر راهنمای تعامل ویدیویی مادر ونوزاد بر استرس مادران نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان، به عمل آمده است. روش: پژوهش حاضر، یک مداخله نیمه تجربی است که بر80 مادردارای نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان، در دو گروه کنترل وآزمون انجام شد. راهنمای تعامل ویدیویی شامل فیلم های ثبت شده از تعامل پژوهشگر – نوزاد، شامل گرفتن انگشت نوزاد، نوازش ولالایی خواندن،در آغوش گرفتن نوزاد وشیردهی نوزاد نارس به همراه فیلم های آموزشی برگرفته شده از سایت های معتبر برای مادران گروه آزمون به نمایش گذاشته شد. نمایش این فیلم ها در روز اول مداخله بعد از تکمیل پرسشنامه استرس والدی (پیش آزمون) انجام خواهد شد. در روز چهارم وهفتم مداخله بعد از نمایش فیلم ها، پرسشنامه استرس والدی (اولین پس آزمون) و (دومین پس آزمون) ، توسط مادران تکمیل خواهد شد. این فیلم هابرای مادران گروه کنترل نیز به جهت ملاحظات اخلاقی،به نمایش گذاشته شد.
    یافته ها
    با توجه به آزمون تی مستقل ،استرس مادران در دو گروه آزمون و کنترل قبل از مداخله و سپس در روز چهارم وهفتم مداخله، نشان دهنده آن است میانگین نمره استرس، در گروه آزمون از 93 قبل از انجام مداخله به 67/81در روز چهارم مداخله کاهش و سپس در روز هفتم مداخله به 76/71افزایش یافت، در گروه کنترل،میانگین نمره استرس قبل از انجام مداخله از 97 به 69/13در روز چهارم کاهش و سپس در روز هفتم به 77 ، افزایش یافت.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که گروه های آزمون و کنترل قبل از مداخله از نظر میانگین نمره استرس با یکدیگر اختلاف معنادار نداشتند، می توان نتیجه گیری کرد که یافته های تحقیق نشان دهنده تاثیرراهنمای تعامل ویدیویی درکاهش استرس مادران مورد مطالعه گروه آزمون می باشد. لذا پیشنهاد می شود به منظور کاهش استرس مادران و با توجه به اثرات مهمی که برقراری تعامل مادر ونوزاد در ساعات وروز های اول تولد نوزاد نارس،بر تکامل مغز وتکامل رفتاری وعاطفی –اجتماعی نوزاد دارد، جهت کاهش استرس مادر دارای نوزاد بستری و همچنین برقراری تعامل مادر با نوزاد در اولین فرصت بعد از تولد نوزاد و با در نظرگرفتن مزیت کم هزینه بودن و کوتاه مدت بودن در استفاده از آن می توان از این روش در بخش های مراقبت ویژه نوزادان به عنوان یکی از تدابیر مراقبتی وآموزشی ، پیشنهاد می شود از راهنمای تعامل ویدیویی در بخش های مراقبت ویژه نوزادان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: راهنمای تعامل ویدیویی، استرس مادر، نوزاد نارس، تعامل مادر ونوزاد
  • سحر راهیمی گلسفید ، سارا جانمحمدی *، سیده نعیمه سیدفاطمی ، حمید حقانی صفحات 75-82
    مقدمه
    دیسترس اخلاقی از جمله منابع بزرگ استرس برای پرستارانی است که مراقبت های انتهای زندگی از نوزادان را انجام می دهند. هدف این پژوهش، تاثیر آموزش مراقبت های انتهای زندگی بر دیسترس اخلاقی پرستاران بخش های مراقبت ویژه نوزادان می باشد.
    روش
    دریک مطالعه کارآزمایی بالینی با شرکت 66 پرستار (33 نفر گروه شاهد و33 نفر گروه مداخله) بخش های مراقبت ویژه نوزادان در دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران که در سال 1396 انجام گرفته است، ابتدا گروه شاهد در هر دو مرکز، وارد مطالعه شدند وپرسشنامه دیسترس اخلاقی (MDS-R) Hamric را در سه مرحله پیش آزمون، دوهفته پس از پیش آزمون و یک ماه پس از پیش آزمون، تکمیل نمودند. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، گروه مداخله وارد مطالعه شدند و پس از تکمیل پرسشنامه پیش آزمون، در کارگاه آموزشی مراقبت های انتهای زندگی که در دوجلسه سه ساعته در دو هفته متوالی برگزار شد، شرکت نمودند. دیسترس اخلاقی آنها، در مراحل پیش آزمون، بلافاصله پس از مداخله و دوهفته پس از مداخله (یک ماه پس از پیش آزمون) با گروه شاهد مقایسه گردید.
    یافته ها
    واحد های پژوهش در دوگروه مداخله وشاهد از نظر تمامی متغیر های جمعیتی شناختی، همگن بودند. قبل از آموزش دو گروه از نظر دیسترس اخلاقی، تفاوت معنی دار نداشتند (P=0. 226). پس از اجرای برنامه آموزشی، دیسترس اخلاقی گروه مداخله نسبت به گروه شاهد، دوهفته پس از مداخله کاهش یافت (P=0. 013). آزمون کوواریانس برای حذف اثر نمره پیش آزمون انجام شد.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده تاثیر برنامه آموزش مراقبت های انتهای زندگی در کاهش دیسترس اخلاقی پرستاران NICU می باشد. استفاده از این برنامه آموزشی به مدیران و برنامه ریزان طرح های آموزشی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: دیسترس اخلاقی، مراقبت های انتهای زندگی، بخش مراقبت های ویژه نوزادان، آموزش، پرستارنوزادان
|
  • Bahareh Fazli jeliseh , Minoo Mitra chehrzad*, Zahra Atrkar roushan Pages 1-5
    Introduction
    Loneliness is one of the negative outcome of children to hospitalization. In this regard, the use of non-pharmacological techniques to relieve loneliness is of paramount importance. The present research was conducted aiming to determine the effect of storytelling on loneliness hospitalized children.
    Method
    This clinical trial was conducted on fifty six 8 to 12-year-old children Hospitalized in 17Shahrivar Hospital in Rasht, Iran in 2017. The subjects were chosen by sequential sampling method and divided into two groups of 28 to experimental and control group. In the intervention group, the storytelling program was conducted. The control group received the routine measures in the ward. Loneliness was measured in the two groups on the first and sixth day of hospitalization Data were collected by demographic characteristics questionnaire, as well as with Asher loneliness questionnaire.
    Results
    results showed a significant difference between children's loneliness the two groups before and after the intervention (P = 0.0001) and Control group (P = 0.02).Results showed that the mean score of children's loneliness was 22.86 ± 7.9 in the experimental group and 31.57 ± 10.5 in the control group. Independent t-test showed a significant difference between the two groups (P = 0.001).
    Conclusion
    The finding of this study show the effectiveness of storytelling on relieve loneliness of hospitalized children. This method is non-pharmacological, easy and simple; it can be used for deceasing the rate of negative feeling, especially loneliness. This study introduced storytelling as an interesting technique for attracting children to nurses and hospitals.
    Keywords: storytelling, Loneliness, Hospitalized children
  • Omid Malekzade , Fereshte Abbasi , Omid Amani * Pages 6-13
    Introduction
    Neurological performance functions are among the important constructs that are associated with psychological processes responsible for controlling consciousness, thinking and action, and the ability of individuals to inhibit, correct, plan, organize, solve problems, use of work memory and target for doing homework. Gives The purpose of this study was to compare cognitive brain functions of adolescents treated with acute lymphoblastic leukemia with a history of chemotherapy with non-affected counterparts.
    Method
    The present study was descriptive and of a causal type. The statistical population of this study was all the survivors of leukemia in Tehran, among which 50 survivors of leukemia were selected through targeted sampling from 96 to 95 years of age from a useful children's hospital and compared with 50 adolescents Indifferently and healthy, randomly selected from schools in Tehran. Data were collected by continuous performance tests, Wisconsin and London Tower, and analyzed by multivariate analysis of variance analysis.
    Results
    The results showed that between the two groups of adolescents treated with leukemia and their non-affected counterparts in terms of number of motions, planning time and thinking time in the London Tower test, completed classes of variables, completeness and number of correct answers in the Wisconsin test and error variables There was a significant difference between the removal and the committing error in the continuous performance test (P <0.05). However, there was no significant difference between the two groups in the response time of the continuous exercise test (P >0.05).
    Conclusion
    The existence of deep problems in the executive functions of people who have been treated with leukemia can have a significant effect on the life expectancy after treatment and jeopardize any benefit of survival.
    Keywords: Adolescents, Treatment discontinuation, Acute lymphoblastic leukemia, Executive functions
  • Zahra Mirshamsi , Sahar Khoshsorour * Pages 14-21
    Introduction
    one of the biological factors that is influential in teenagers’ functions is circadian rhythms to which individuals have differences and certain preferences. The present research was carried out with the aim of comparing the five-factor model of personality in students with morningness and eveningness rhythms.
    Method
    The research methodology was descriptive-analytical. 100 pre-university students (50 with morningness rhythm and 50 with eveningness rhythm) in the 95-96 school year were selected with purposive sampling. Data collection tools were Morningness-Eveningness Questionnaire (MEQ) and NEO Five-Factor Inventory (NEO-FFI). Analysis of variance was used to analyze the data.
    Results
    There are significant differences between neuroticism, extroversion, openness to experience, agreeableness, and conscientiousness between morningness and eveningness groups (p<0/05). People with morningness rhythm have higher conscientiousness and agreeableness, while people with eveningness rhythm have higher neuroticism, extroversion, and openness to experience.
    Conclusion
    The results of the present research can be used for a more detailed planning to elicit students’ maximum capability in useful hours of the day, as well as informing families to prepare the grounds for shaping adolescents’ circadian rhythm in their sensitive development years.
    Keywords: Five-Factor Model of Personality, Morningness - Eveningness Rhythms
  • Fatemeh Alaee Karahroudy , Zahra Pournajaf *, Aazam Shirinabadi , Abd, alhosein Pournajaf Pages 22-28
    Introduction
    Birth of premature neonate is Assosieted with hospital neonate and separation from family. Their long-term hospitalization costs are 50% of the total cost of all newborns admitted. more than 27% of preterm neonates are readmitted after discharge , which ultimately leads to an increase in health care costs. This of this study was performed to determine the effect of implementation of the program on empowerment of parents on hospitalization and duration of hospitalization of premature infants.
    Method
    This clinical trial study was performed on 100 parents of preterm infants in the control and intervention group. The educational program consists of four stages: the 1) 2-4 days of admission, 2) 2-4 days after the first stage, the 3)1 to 3 days before the discharge, and 4) One week after discharge, the mother listened to the audio file at each stage. Mothers were in control of the hospital according to the policy of the informational hospital. At intervals (15 to 30 days) after the discharge of the infant during a telephone call The newborn's hospitalization and activity were questioned, and the duration of admission was recorded through a neonatal case.
    Results
    The mean duration of hospitalization in the intervention group was 8.58 ± 4.22 and 12.2 ± 6.3 in the control group (P = 0.01). The rate of readmission in the intervention group was 31% and in the control group was 62% (P=0.01)
    Conclusion
    The results of the study showed that the implementation of the program will reduce the length of hospitalization and the rate of readmission
    Keywords: Empowerment program, length of hospitalization, readmission rate, premature infant
  • Rahim Badri gargari , Delaram Mohamadi * Pages 29-36
    Introduction
    Nowadays The reading difficulties are the most common problem in students with learning disabilities. And due to the effect of memory in these types of problems, this study aimed to investigate the effect of working memory-based cognitive intervention on improving reading performance in students with specific learning disability in reading.
    Method
    The method was the quasi-experimental research design with pre-test, post-test and a control group. The population was students in fourth and fifth grade from region 2 of Tabriz who were studying in the 95-94 school year. 30 subjects were chosen based on availability, and they were replaced randomly in both experimental and control groups of 15 persons. Tools of this research were Raven’s Color Matrix, test of reading disorders and working memory improvement package.
    Results
    The results of the multivariate data analysis showed that working memory training has a positive impact on improving students' reading performance with reading difficulties, and it makes improvement in word recognition and comprehension components
    Conclusion
    Based on these findings it can be concluded that working memory-based interventions for students with reading difficulties is an effective way to improve their reading performance.
    Keywords: Cognitive interventions, working memory, specific learning disability, Dyslexia
  • Mohammad Milan , Fateme Nasimi * Pages 37-43
    Introduction
    Parents of premature infants experience high tension and disappointment in the NICU; Often due to lack of awareness of how their parents play their role and interact with their premature infants during hospitalization.
    Methods
    This clinical trial study was performed on 60 premature mothers in Jahrom city hospital in 1395. Sampling was done by non-probabilistic sampling method and then randomly allocated to intervention and control groups. In the intervention group family-centered care program was conducted in three stages with the researcher and mother near infant. The performance of maternal care was controlled by questionnaire. Mothers in the control group received usual care.
    Results
    The findings of the study showed that T test showed a significant difference between the two groups in terms of care performance. (P < 0.001). Also, there were significant differences between the two areas of care performance between the two intervention and control groups (P < 0.001).
    Conclusions
    The findings of this study may be one of the factors that mothers who bring their babies were admitted to relax and reduce anxiety; Participation is mother to care for babies. It is expected to not only provide the appropriate participation by family caregivers, family members, especially mothers in the care of the baby acquiring the necessary capabilities are adequate participation
    Keywords: Family-centered care, Performance, Relationship Mother - baby, Premature Infant
  • Soheyl Abbasi * Pages 44-50
    Introduction
    preterm birth is a stressful event for families. This study was conducted to determine the parental stress sources and some related factors in mothers of premature s Infants in Neonatal Intensive Care Units.
    Method
    In a cross-sectional design study, a total number of 153 mothers with Premature Infants in Neonatal Intensive Care Units were recruited through the convenient sampling method. Data were collected using a demographic questionnaire, and Miles’s parental stress tool. This Likert scaled tool contained three dimensions of “sights and sound, baby looks and behaves and change in parental role.
    Results
    The factors related to sight and sounds (3.43±1.33) were considered as the most important stressor for mothers. The factors related to change in parental role (3.30±0.86) and baby looks and behaves (2.90±0.87) were in the next order, respectively. Pearson correlation coefficient showed a direct significant correlation between the gestational age and birth weight and an indirect significant correlation between the number of hospitalization days with parental stress (p<0.05). Also, based on Spearman's correlation coefficient, the connection of newborns to ventilator had a direct and significant statistical relationship with parental stress (p<0.05).
    Conclusion
    Based on the results, the necessity of interventions to reduce the stress of mothers of premature infants admitted to the intensive care unit is necessary, especially in the context of environmental factors causing tension in mothers of neonates with lower birth weight, lower gestational age and mothers of neonates connected to ventilator and mothers of infants who are stay for a longer period in NICU
    Keywords: stress, Mothers, Premature infants, Neonatal Intensive Care Units
  • Mohammad Abbasi *, Manijeh Shehni Yailagh Pages 51-58
    Introduction
    The purpose of this study was to determine the effects of teaching cognitive, behavioral and affective skills on self-determination components in primary male students with learning disabilities in Ahwaz.
    Methods
    The present study was a field experimental study with pre- post-test and follow-up. The variables were measured by Self-Determination Student Scale (SDSS). The sample consisted of 27 primary male students with learning disabilities who were enrolled in the school year of 2013-14, and were selected through simple random sampling method, and were randomly assigned to two groups (experimental and control). Before teaching cognitive, behavioral and affective skills to experimental group, the pre-tests of self-determination components )know yourself, value yourself, plan, act and experience outcomes and learn( were administrated to both groups. Then, the teaching package of cognitive, behavioral and affective skills was adminstred to the experimental group and no training was provided to the control group. After the completion of the course, self-determination components post-tests were administrated to both groups and seven weeks later were administrated again.
    Results
    Results of analysis of covariance indicated that teaching s cognitive, behavioral and affective skills causes a significant increase in know yourself (p<0.004), value yourself (p<0.001), plan (p<0.003), act (p<0.001) and experience outcomes and learn (p<0.002), in these students. Also, the results indicated that teaching cognitive, behavioral and affective skills has a persistent effect on know yourself (p<0.004), value yourself (p<0.006), plan (p<0.002), act (p<0.007) and experience outcomes and learn (p<0.005), over time.
    Conclusions
    according to the results of this study teaching cognitive, behavioral and affective skills increased self-determination components in primary male students with learning disabilities.
    Keywords: cognitive, behavioral, affective skills, self-determination, know yourself, value yourself, plan, act, experience outcomes, learn, learning disabilities
  • Anahita Khodabakhshi, Koolaee*, Mohammad reza Falsafinejad , Motahhareh Abbas Gholeinejad Pages 59-67
    Introduction
    Aggression and loneliness are important factors for future risk such as delinquency, anxiety and depression in children and, based on research, children in child labor have high levels of aggression and loneliness. The present study aimed to investigate the effectiveness of storytelling on decreasing the aggression and loneliness of Afghan refugee children.
    Method
    The present study is a quasi-experimental research with pre-test and post-test with control group. The statistical population of the study was all children aged 12-8 years old was male and female students of Imam Ali (AS) Pakdasht in 2016 and the thirty children selected by purposeful sampling were chosen. The children were randomly divided into two experimental and control groups. The experimental group received 12 sessions of one hour storytelling for one and a half months. The measuring instruments were Children's Inventory of Anger (ChIA, 2000) and Loneliness Questionnaire (1985). Covariance analysis was used to analyze the data. Results‎: The results showed that there was no significant difference in the aggression of Afghan refugee children before and after the test (p>0/01), but there was a significant difference in the loneliness of these children in the pre-test and post-test (P<0/01). Conclusions‎: Storytelling has been effective in reducing the loneliness of the child labor of Afghan refugee girls and boys, so we can use stories to improve the loneliness of these children in health centers and clinics
    Keywords: storytelling, Aggression, loneliness, Afghan refugee children
  • Maryam Barzegar , Sara Janmohammadi *, Naiema Seyed fatemi , Abbas Mehran Pages 68-74
    Introduction:
    Preterm birth associated with adverse outcomes in mothers who their preterm infant hospitalized including ,"stress".mother stress rather is related to infant behavioural problems,educational low level,and lack of social support.hospitalization of preterm infant make sence of absence and emotional interaction between mother- infant was disrrupted. respecting to importance of this issue,this article is done in order to assess the effect of video interaction guidence of mother- infant interaction on stress in mothers with premature neonates in Neonatal Intensive Care Units."
    Method:
    This research is semi quasi intervention that done on 80 mothers preterm infant within control and intervention group that their neonate hospitalized in neonate intensive care unit.video interactin guidance including recording films of researcher- preterm infant interaction as embracing,lulling, preterm lactating,with some educational film which other films extracting from validate site were shown for mothers in intervention group. Then, in fourth and seventh day of intervention,these films were shown for mothers and therafter,pss questionnaire compeleted by them as first post test(fourth day) and secound post test(seventh day).this films were shown in order to ethic consideration for control group. After gathering questionnaires,we used statistical test such as T test,chi square test,exat fisher test,for variables in this research.data analysis was done by spss version 18. Foundings: with regard to independent T test, mother mean stress score in both group Before intervention and then in fourth and seventh day of intervention indicate that this score is 93 in intervention group that increased to 67/81 in fourth day, then reduced to 76/71 in seventh day of intervention.meanwhile,in control group, mean stress score is 97 in first day that increased to 69/13 in fourth day of intervention and then increased to 77.
    Results
    with respecting to there is no statistical different in mean stress score in both of control and intervention groups before intervention ,it could be resulting that this research founding represent the effect of video intraction guidence on reducing mothers stress in intervention group.therefore, it suggested that in order to diminishing mothers stress and with regard to important effects due to early mother- preterm infant interaction in the first days of preterm life have on infant brain and emotional- social development , then,reducing mothers stress who their infant hospitalized,and also maintaining mother- infant interaction, immediately after birth and as it advantages such as lowering cost and short time using it could resulting that it is usable as one of educational and caring method in neonate intensive care unit, it suggest that apply in that places.
    Keywords: Video Interaction Guidence(VIG), Mother stress, preterm infant, mother-infant preterm
  • Sahar Rahimi golsefid , Sara Jan Mohamadi *, Naeimeh Seyd Fatemi Seyedeh , Hamid Haghani Pages 75-82
    Introduction
    Moral distress is one of the major sources of stress for nurses who provide end-of-life care to infants. The purpose of this study was to evaluate the effect of end-of-life care education on the Moral distress of nurses in neonatal intensive care units.
    Method
    In a clinical trial study with 66 nurses (33 control and 33 intervention groups), neonatal intensive care units in two hospitals affiliated to Iran University of Medical Sciences in 1396, At first, the control group in both centers was included in the study and completed Hamric's MDS-R questionnaires in three stages,pre-test, two weeks after the pre-test and one month after the pre-test. After collecting the questionnaires, the intervention group entered the study and after completing a pre-test questionnaire, participated in the End-of-Life Workshop, which was held in two consecutive sessions of two consecutive weeks. Their Moral distress were compared with the control group in the pre-test, immediately after intervention and 2 weeks after intervention (one month after the pre-test).
    Results
    The research units in the two groups of test and control were homogeneous for all demographic variables. There was no significant difference between the two groups in terms of moral distress before training (P = 0.226). After implementing the educational program, the morphology of the intervention group decreased to two weeks after the intervention (P = 0.013). Covariance test was performed to remove the effect of pre-test score.
    Conclusion
    The results of this study indicate the effect of the end-of-life care program on decreasing the moral distress of NICU nurses. Use of this training program is recommended to managers and planners of educational programs.
    Keywords: Moral Distress, End-of-Life Care, Neonatal Intensive Care Unit, Education, Neonatal nurse