فهرست مطالب

پژوهش در نظام های آموزشی - پیاپی 41 (تابستان 1397)
  • پیاپی 41 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/02
  • تعداد عناوین: 8
|
  • شهریار مرادی، رسول کرد نوقابی *، ابوالقاسم یعقوبی، خسرو رشید صفحات 7-25
    هدف پژوهش حاضر تبیین خرد بر مبنای دارایی های تحولی و به میانجی گری بالندگی بود. به این منظور نمونه ای متشکل از 668 دانشجو از دانشگاه های کرمانشاه به روش نمونه گیری خوشه ایمرحله ای انتخاب و مقیاس های خرد آردلت، دارایی های تحولی و بالندگی روی آنان اجرا شد. داده ها با استفاده از الگوی معادله ساختاری (SEM) تحلیل گردید. مدل نهایی یک الگوی خاص از روابط متغیرهای پژوهش با یکدیگر را ارائه نمود و در مجموع توانست به ترتیب 08/0، 14/0 و 23/0 از واریانس ابعاد شناختی، عاطفی و تاملی خرد را تبیین نماید. شاخصهای برازش مدل نشان از برازندگی مناسب مدل با داده ها داشتند (57/2=df/2χ، 05/0=RMSEA، 00/1=GFI، 00/1=CFI). اثر مستقیم دارایی های درونی بر هر سه بعد خرد تایید و اثر غیرمستقیم آن نیز به وساطت بالندگی بر ابعاد شناختی و عاطفی معنی دار اما بر بعد تاملی غیرمعنی دار بود. اثر مستقیم دارایی های بیرونی نیز بر بعد تاملی تایید اما بر ابعاد شناختی و عاطفی تایید نشد و اثر غیرمستقیم آن بر ابعاد شناختی و عاطفی معنی دار و بر بعد تاملی غیرمعنی دار بود. در مجموع دارایی های درونی بیش از دارایی های بیرونی تبیین کننده خرد در دانشجویان بودند.
    کلیدواژگان: بالندگی، خرد، دارایی های تحولی، دارایی های بیرونی، دارایی های درونی
  • فریبا فرازی *، معصومه اسمعیلی، حسین اسکندری، محمد حاتمی صفحات 27-47
    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش الگوی تعلیمی بر بهبود روابط والد-فرزند و تقویت هویت ملی و دینی بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر کلاس دوازدهم هنرستان های شهر بیرجند در سال تحصیلی 96-95 بودند. از این جامعه تعداد 30 نفر که ویژگی های ورودی موردنظر را داشتند به روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامه های رابطه والد-فرزند فاین، مورلند و سئوبل (1983) و هویت ملی و دینی لطف آبادی (1383) ، برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج نشان داد آموزش الگوی تعلیمی موجب بهبود روابط والد–فرزند می شود. همچنین نتایج نشان داد که بهبود روابطی که نتیجه آموزش الگوی تعلیمی بود توانست هویت ملی و دینی فرزندان را تقویت کند. با توجه به نتایج بدست آمده می توان گفت با بهبود روابط والد-فرزند در اثر آموزش الگوی تعلیمی هویت ملی و دینی در فرزندان نیز اتقویت می شود.
    کلیدواژگان: الگوی تعلیمی، روابط والد- فرزند، هویت ملی و دینی
  • احمدرضا روشن *، محمود متوسلی صفحات 49-71
    هدف
    یکی از ارکان نظام آموزش عالی ایران، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) است که چگونگی اداره و هدایت آن، نقش مستقیمی در کیفیت کلیت نظام آموزش عالی کشور دارد. حکمرانی خوب، الگویی ارائه می دهد که وزارت علوم بتواند به نحو موثر و بایسته ای به ارتقاء کیفیت ساحت علم در کشور، کمک کند. از دیدگاه بسیاری از صاحبنظران، نظام فعلی آموزش عالی، پاسخگوی خیل عظیم مطالبات و خواسته های ذینفعان آموزش عالی (اعم از دانشجویان ، کارفرمایان ، دولت و جامعه) نیست. لذا هدف این پژوهش، تدوین الگوی حکمرانی خوب در وزارت عتف برای پاسخ به نیازها و انتظارات ذینفعان، است.
    روش
    در بررسی حاضر، روش گراندد تئوری و طرح تحقیق سیستماتیک اشتراوس و کوربین مورد استفاده قرار گرفته است.
    یافته ها
    طبق الگوی پارادایمی این تحقیق، در ایران مهم ترین موجبات حکمرانی نامطلوب در وزارت علوم عبارتند از: 1- عوامل درون وزارتی، 2- ابعاد برون وزارتی، 3- عوامل با منشاء ذینفعان و 4- فقدان ارج و منزلت علم به ما هو علم.
    نتیجه گیری
    برخی از پیشنهادهای سیاستی این تحقیق عبارتند از: اصلاح قانون وزارت علوم منطبق با مقتضیات ذینفع محوری، باورمندی به حکمرانی خوب و ذینفع محوری به عنوان معیار انتخاب وزیر علوم، ایجاد نهادهای قوی تظلم خواهی و پیگیری شکایات، آزادی تشکل های ذینفعان داخلی و خارجی آموزش عالی و بسط فضاهای گفتگویی و معناسازی و ایجاد میزهای فکر و مشورت بین ذیتفعان آموزش عالی.
    کلیدواژگان: کیفیت آموزش عالی، ذینفع مداری، حکمرانی آموزش عالی، وزارت علوم
  • عزتاللهقدم پور *، جهانگیر کلانتر، لیلا حیدریانی صفحات 73-89
    هدف مطالعه ی حاضر بررسی تاثیر آموزش هوش اخلاقی به شیوه ی قصه گویی بر بخشودگی بین فردی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی بود. این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی 97- 1396 بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایچندمرحله ای ابتدا از بین چهار ناحیه آموزش و پرورش شهر اهواز یک ناحیه به صورت تصادفی انتخاب و سپس از بین دوازده مدرسه دوره ششم ابتدایی ناحیه یک، یک مدرسه و سرانجام از بین چهارکلاس دو کلاس به صورت تصادفی انتخاب گردید و در دو گروه (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) گمارده شدند. آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه گویی برای گروه آزمایش اجرا شد، در حالی که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت ننمود. پس از اتمام جلسات، پس آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. ابزار گرد آوری داده ها، پرسشنامه بخشودگی بین فردی احتشام زاده و همکاران (1389) بود. یافته ها نشان داد پس از آموزش هوش اخلاقی، در گروه آزمایش افزایش معناداری در بخشودگی بین فردی نسبت به گروه گواه ملاحظه شد. (p<0/001) در نتیجه می توان گفت که آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه گویی بر بخشودگی بین فردی دانش آموزان موثر است.
    کلیدواژگان: آموزش هوش اخلاقی، قصه گویی، بخشودگی بین فردی
  • پریسا مسعودیان، مهدی دوایی *، فهیمه انصاریا، علی اکبر خسروی صفحات 91-109
    هدف از انجام این پژوهش، طراحی الگوی تفکر انتقادی بر اساس نظریه ساختن گرایی ویگوتسکی و تاثیر آن بر تفکر انتقادی دانش آموزان بود. در مطالعه حاضر از دو روش تحلیل محتوای کیفی و نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. از آزمون تفکر انتقادی واتسون-گلیزر جهت بررسی تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه ساختن گرایی ویگوتسکی بر میزان تفکر انتقادی دانش آموزان، استفاده شد. جامعه ی آماری شامل کلیه ی مقالاتی بودندکه از طریق بانک های اطلاعاتی معتبر قابل دانلود بودند و همچنین کلیه ی دانش آموزان دختر پایه ی پنجم ابتدایی که در سال تحصیلی 97 - 1396 در دبستانی واقع در منطقه ی 15 شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند 34 مقاله و با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای66 نفر از دانش آموزان به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. بر اساس یافته ها طبق تحلیل محتوای انجام شده، سه طبقه ی نقش معلم، نقش یادگیرنده و نقش دانش به دست آمد ودر نتیجه ی انجام تحلیل بیشتر بر روی استنتاج های به دست آمده در هر سه طبقه ، مولفه های الگو به دست آمد که در قالب الگو ارائه گردید. نتایج همچنین نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، به طور متوسط در آزمون تفکر انتقادی، 23. 7 نمره بیشتر کسب کردند که این مقدار تفاوت، در سطح 1 درصد معنادار می باشد. بر اساس نتایج این تحقیق، الگوی آموزشی ارائه شده، اثربخشی لازم برای آموزش تفکر انتقادی به دانش آموزان را دارد، و باعث افزایش میزان تفکر انتقادی دانش آموزان می شود.
    کلیدواژگان: الگوی تفکر انتقادی، نظریه ی ساختن گرایی، ویگوتسکی
  • نسیم سعید *، فریبا درتاج صفحات 111-131
    زمینه و هدف
    اضطراب از شایع ترین اختلالات روانی است و در حالت شدید تداوم رفتاری فرد را بر هم زده و از پاسخ منطقی او جلوگیری می کند. شناخت تعیین کننده ها و پیش بینی کننده های اضطراب در افراد می تواند به پیشگیری و کنترل آن کمک کند. بر این اساس این مطالعه با هدف بررسی رابطه خود کارآمدی تحصیلی و هوش هیجانی با اضطراب در دانشجویان انجام شده است.
    روش بررسی
    پژوهش توصیفی و از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان واحدهای دانشگاهی پیام نور بودند. نمونه پژوهش، 196 نفر ازدانشجویانی بودند که در سیستم آموزش از دور تعدادی از واحدهای پیام نور را بصورت الکترونیکی اخذ کردندو از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های هوش هیجانی، خود کارآمدی تحصیلی و اضطراب پاسخ دادند. داده ها به کمک آزمون های آماری تی، تحلیل واریانس، رگرسیون ساده و چندگانه تحلیل شد.
    یافته ها و نتیجه گیری
    بر اساس نتایج تحقیق و با توجه به اینکه ارتقاءهوش هیجانیو خود کارآمدی تحصیلی با کاهش اضطرابارتباط دارد و اضطراب خود یکی از دلایل اختلال سلامت روان و کاهش توان یادگیری در دانشجویان می شود لازم است زمینه های تقویت آنها مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، خود کارآمدی تحصیلی، اضطراب
  • محمد برنا *، محبوبه فولادچنگ صفحات 133-149
    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر رویکرد آموزش مبتنی بر پیوندگرایی در مقایسه با رویکرد آموزشی دستور-ترجمه بر خودکارآمدی تحصیلی و ارزش گذاری تکلیف دانش آموزان در درس زبان انگلیسی بوده است. پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح عاملی 2 (روش تدریس) *2 (جنسیت) ، با استفاده از اجرای پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه ی آماری در پژوهش حاضر شامل کلیه ی دانش آموزان پسر و دختر پایه ی سوم دبیرستان مدارس دولتی شهرستان رامهرمز بود که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بوده اند. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر در چهار کلاس حضور داشته اند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند و به پرسش نامه ی MSLQ (1991) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که رویکرد آموزش پیوندگرایی در مقایسه با رویکرد آموزشی دستور-ترجمه از اثربخشی بیش تری بر باورهای انگیزشی برخوردار بوده است. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که رویکرد آموزشی پیوندگرایی از طریق افزایش تعاملات اجتماعی و تنوع بخشی در انتخاب محتوا و تکالیف درسی فرصت های کم نظیری را به منظور خودکارآمد نمودن و نیز ارزش گذاری بیش تر برای تکالیف در فراگیران ایجاد می کند. لذا، این پژوهش استفاده از آموزه های نظریه ی پیوندگرایی را به منظور ارتقاء باورهای انگیزشی فراگیران در درس زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی پیشنهاد می کند.
    کلیدواژگان: ارزش گذاري تکليف، خودکارآمدي تحصيلي، رويکرد آموزش دستور - ترجمه، نظريه ي پيوندگرايي
  • آسیه شریعتمدار *، آرزو امینی صفحات 151-164
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب بر عزت نفس دانش آموزان دبستانی با استفاده از طرح تجربی تک موردی با پیگیری یک ماهه صورت گرفت. پس از نمونه گیری در دسترس از جامعه، سه نفر از دانش آموزان دختر پایه ی سوم دبستان که عزت نفس ضعیف یا متوسط داشتند، به شیوه ی هدفمند انتخاب و مداخلات معنوی را به مدت 13جلسه دریافت کردند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی عزت نفس آلیس پوپ (1989) استفاده شد و داده ها به روش تحلیل نگاره ای و تعیین درصد بهبودی مورد تحلیل قرار گرفتند. در پایان مداخلات، نتایج حاصل از درصد بهبودی هر سه مراجع نشان دهنده ی افزایش معنادار نمرات آن ها در بعد عزت نفس اجتماعی و عمومی بود. نمرات شرکت کنندگان به ترتیب در سه بعد عزت نفس جسمی، تحصیلی و خانوادگی نیز پس از مداخلات افزایش یافت که نشان دهنده ی تاثیر مثبت آموزش معنویت محور است. به دلیل مقاومت بیشتر این ابعاد نسبت به آموزش، با افزایش طول مدت مداخلات و درگیر کردن خانواده و مدرسه در فرایند مداخله، رشد بالینی معنادار در این ابعاد ایجاد خواهد شد. براساس نتایج می توان گفت، آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب بر ابعاد مختلف عزت نفس تاثیر گذار بوده و عزت نفس اجتماعی و عمومی شرکت کنندگان را به صورت معناداری افزایش داده است.
    کلیدواژگان: مفاهیم مذهبی، عزت نفس، دانش آموزان دبستانی
|
  • shahriar moradi, rasool kord Noghabi *, Abolghasem Yaghoobi, Khossro Rashid Pages 7-25
    This research aimed to design a structural model for relationships between developmental assets with thriving and wisdom. For this aim, based on multistage-cluster sampling method, a sample of 668 students from Kermanshah universities was selected, and Wisdom Scale (3D-WS), Thriving Scale and Developmental Assets Profile (DAP) were completed by them. The data analyzed by using the path analysis method. The final model presented a particular pattern of relationship between the research variables, and could explain 0/23 of the variance of wisdom. The fitness indicators of the model showed the proper fit with the data (χ2/df=2.57, RMSEA=0/05, GFI=1/00, CFI=1/00,). Direct effects of internal assets on three dimensions of wisdom were confirmed, its indirect effects through thriving on cognitive and effective dimensions were significant but on the reflective dimension was not significant. Also, direct effect of external assets on reflective dimension was confirmed, but on the cognitive and effective dimensions didn't confirm, and its indirect effects on cognitive and effective dimensions were significant but on reflective dimension was non-significant. Tottaly, internal assets more than external assets expiained wisdom in the students.
    Keywords: developmental assets, external assets, internal assets, thriving, wisdom
  • fariba farazi *, Massoumeh Esmaeili, Hossein Eskandari, Mohammad Hatami Pages 27-47
    The current research aims to study the impacts of teaching the educational pattern on improving the parent-child relationship and the national and religious identity. The study approach is of quasi-experimental pretest-posttest type with an existing control group, the statistical population of which is all female students in the twelfth grade at Technical Schools in Birjand in the academic year of 2016-2017. A total of 30 people, who had the desired input characteristics, were selected by a multistage cluster sampling as the sample group. The Fine, Morland and Schwebel’s Parent-Child Relationship questionnaires (1983) and Lotfabadi’s National and Religious Identity questionnaire (1383) were used to measure the variables of the research. The analysis of the research data was conducted through the Multivariate Covariance Examination. The results indicate that the parent-child relationships improve by teaching the Educational Pattern. It was also demonstrated that the relationship improvement, in turn, improved the children’s national and religious identity. So, it can be concluded that the educational model training leads to the improvement of children’s national and religious identity as well.
    Keywords: Educational pattern, Parent-Child Relationship, National, religious identity
  • Ahmadreza Roshan *, Mahmoud Motevaseli Pages 49-71
    One of the components of Iran's higher education system is the Ministry of Science, Research and Technology, which, as its management and management, plays a direct role in the overall quality of the country's higher education system. Good governance provides a model for the Ministry of Science to be able to effectively and effectively promote the quality of the field of science in the country. From the perspective of many scholars, the current system of higher education does not respond to the great demands of the higher education stakeholders. Therefore, the purpose of this study is to develop a good governance model in the Ministry of Foreign Affairs to meet the needs and expectations of stakeholders.
    In the present study, the grounded theory method and the systematic study of Strauss and Corbin have been used. According to the paradigmatic model of this research, in Iran, the most important causes of undesirable governance in the Ministry of Science are: 1- Intra-departmental factors, 2- External dimensions, 3. Factors with stakeholder origins and 4. Lack of honor and dignity of science. In the end, proposals such as amending the Law of the Ministry of Science in accordance with the interests of the beneficiaries, the election of a competent and prudent minister to good governance and interest, the establishment of strong institutions for prosecution and follow-up of complaints, the freedom of stakeholder organizations inside and outside the university, and expansion Semantic spaces and the creation of think tanks and consultations between higher education stakeholders.
    Keywords: Quality of Higher Education, stakeholder-oriented model, Higher Education good governance, of The Ministry of Science
  • ezatollah ghadampour*, jahangir kalantar, leila heidaryani Pages 73-89
    The aim of this study was to investigate the effect of teaching ethical intelligence in storytelling on interpersonal forgiveness of sixth grade elementary school students. This study was a semi-experimental study with pretest-posttest design with control group. The statistical population consisted of all sixth grade elementary school students in Ahwaz in the academic year of 2017-18, using multistage cluster random sampling, one of the four education districts of Ahwaz was selected randomly then, from twelve secondary schools of district one, one school, and finally from two four classes, two classes were selected randomly as experimental and control groups and assigned to two groups (20 experimental group and 20 control group). The training of ethical intelligence was conducted in a storytelling manner for the experimental group, the control group did not receive any training. After completing the sessions, posttest was performed on two groups of experimental and control. The data gathering tool was an interpersonal forgery questionnaire from Ehteshamzadeh et al. (2010). After training the ethical intelligence, in the experimental group, there was a significant increase in the interpersonal indulgence compared to the control group(p <0/001). As a result, it can be said that the teaching of ethical intelligence in the storytelling method is effective in student interpersonal forgiveness.
    Keywords: Moral intelligence training, Storytelling, Interpersonal forgiveness
  • Parisa Masudian, Mehdi Davaee*, Fahimeh Ansariyan, Ali Akbar Khosravi Pages 91-109
    The purpose of this study was to design a critical thinking pattern based on Vygotsky's constructivist theory and its impact on critical thinking of students. In this study, two methods of qualitative and semi-experimental content analysis with pre-test and post-test design with control group were used. The Watson-Glazer Critical Thinking Test was used to study the effect of Critical Thinking Education based on Vygotsky’s constructivist theory on critical thinking of students. Statistical population of this study included all articles that could be downloaded through reputable databases and also all female Fifth grade students studying in elementary schools in Tehran during the academic year 2016-2017. In this research, 34 articles have been selected through targeted sampling and by using random cluster sampling, 66 students were selected as sample size. The findings indicate that according to the content analysis, three classes of teacher role, learner's role and role of knowledge were obtained as a result of further analysis on the inferences obtained in all three classes, the components of the model were obtained which is presented in the model. The results also showed that the experimental group, in comparison with the control on average, in the critical thinking test, they earned 23.7 points, This difference is significant at 1% level. The proposed educational model has the effectiveness of teaching critical thinking to students, and it increases the students' critical thinking.
    Keywords: Critical Thinking, Students, Constructionist Theory, Vygotsky
  • nasim saeed*, farzaneh dortaj Pages 111-131
    Background and goal
    Anxiety is one of the most common psychiatric disorders, and in severe condition, the continuous behavior of a person is disturbed and the logical response is prevented. Therefore, the purpose of this study was to examine the relationship between self-efficacy, emotional intelligence and anxiety in students.
    Methods
    This research was conducted in a descriptive-correlative way in the academic year 2015-2016. The research sample consisted of 196 students who passed electronically some of their courses in a distance education. They were selected through convenient sampling and responded to emotional intelligence, academic self-efficacy and anxiety questionnaires. Data were analyzed using t-test, variance analysis, simple and multiple regressions.
    Results
    The results of this study showed that there is an inverse and significant relationship between academic self-efficacy, emotional intelligence and anxiety variable, which means that by increasing the level of academic self-efficacy and emotional intelligence, anxiety levels are reduced. Also, academic self-efficacy has a greater strength in interpreting the variability of anxiety scores compared to emotional intelligence. Furthermore, among the components of emotional intelligence, social skills dimension has the highest reverse relationship with anxiety.
    Conclusion
    According to the results of this study and considering that the promotion of emotional intelligence and academic self-efficacy are related to the reduction of anxiety and anxiety is one of the reasons for mental health disorder and reduction of students' learning ability
    Keywords: Emotional intelligence, Academic self-efficacy, Anxiety, Students
  • Mohammad Borna*, Mahboobeh Fouladchang Pages 133-149
    The purpose of this study was to examine the effect of connectivism instructional method in comparison with grammar-translation instructional method on English academic self-efficacy and task value among students. The current study was a 2 (instructional methods) *2 (genders) factorial design with pre-post-test. Statistical population included all the high school students in grade 3 from Ramhormoz city. Participants included students in four classes that were selected by available sampling method and then completed the part of motivational beliefs of MSLQ (1991), too. The results showed the connectivism instructional method was significantly more effective than grammar-translation instructional method. Based on the results of this research, it is concluded that connectivism instructional method provide unique opportunities for increasing the self-efficacy and task value of students by increasing of social interactions and diversity for choosing of tasks. Accordingly, this research suggests the application of connectivism instructional method in order to increase English academic self-efficacy and task value as a foreign language for the students.
    Keywords: connectivism theory, grammar-translation method, self-efficacy, task value
  • Asiyeh shariatmadar*, arezoo amini Pages 151-164
    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of teaching religion-based spiritual concepts on self-esteem of elementary school students using a single-case experimental design with one month follow-up. After sampling from the community, three female primary school students who had poor or moderate self-esteem were selected in a targeted manner and received spiritual interventions for 13 sessions. In order to collect data, Alice Pop (1989) self-esteem questionnaire was used and data were analyzed by graphical analysis and determination of recovery rate. At the end of the interventions, the results of the recovery percentage of all three references indicated a significant increase in their scores in social and general self-esteem. Participants' scores increased in three dimensions of physical, educational, and family self-esteem after interventions, which indicates a positive effect of spirituality-centered education. Due to the greater resistance of these dimensions to teach, increasing the duration of interventions and involving family and school in the intervention process, a significant clinical development will be created in this dimension. Based on the results, it can be said that the teaching of religion-based spiritual concepts has influenced various aspects of self-esteem and significantly increased the social and general self-esteem of participants.
    Keywords: Religious concepts, Self-esteem, Elementary School Students