فهرست مطالب

طب نظامی - سال بیستم شماره 5 (پیاپی 81، آذر و دی 1397)
  • سال بیستم شماره 5 (پیاپی 81، آذر و دی 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/05
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمد صادق ابوطالبی، سرور مصلح* ، سمیه حقیقت صفحات 454-455
  • حسین شیروانی* ، مهدی سلیمانی، هرمز سنایی نسب، صالح رحمتی احمد آیاد صفحات 456-475
    چاقی بعنوان یک اپیدمی جهانی محسوب می‏شود که بر طبق شواهد موجود شیوع آن در جمعیت‏های نظامی نیز در حال افزایش است. از طرفی امروزه نقش مرکزی سیستم ایمنی و التهاب در توسعه بیماری های متابولیکی متعدد از قبیل: مقاومت انسولین، دیابت نوع 2 و چاقی به اثبات رسیده است. با توجه به ارتباطات نزدیک و متقابل بافت آدیپوز و سیستم التهابی/ایمنی، چاقی به عنوان یک التهاب مزمن پذیرفته شده است. در این میان، رسپتورهای شناخته شده شبه تول (TLRs) ، گیرنده های ایمنی اند که التهاب را تسهیل کرده و باعث مقاومت انسولینی می شوند و در پاتوژنز چاقی عامل محوری محسوب می‏شوند. چاقی به عنوان یک بیماری التهابی، احتمالا با فعال سازی TLRs تقویت می شود. شواهد موجود، بیانگر مشارکت TLRs در نقطه اتصال زندگی بی تحرک، التهاب و بیماری ها است. فعالیت ورزشی منظم به دلیل اقدامات سودمند روی بیماری های متابولیکی مزمن، اثرات ضد التهابی قوی ایجاد می کند. مطالعات اخیر نشان داده اند که فعالیت ورزشی منجر به کاهش بیان سطح سلولی TLRs می شوند. محرک فیزیولوژیکی دقیق کاهش بیان سطح سلولی TLR شناخته نشده است؛ با این حال، برخی از سیگنال های درگیر در این فرآیند شامل سایتوکاین های ضد‏التهابی، هورمون های محور هیپوفیز-هیپوتالاموس-آدرنال و پروتئین های شوک گرمایی و فاز حاد‏، مایوکاین‏های مترشحه از عضله اسکلتی فعال (نظیر آیریزین) می‏باشند. در این مطالعه مروری، آخرین اطلاعات در مورد TLRs، مسیرهای سیگنالینگ و نقش مهم آنها در سیستم ایمنی نشان داده شده است. همچنین مشخص کرده که انجام مطالعات انسانی بیشتر در آینده بر اساس ارتباط تنگاتنگ بین TLR ها و انواع فعالیت ورزشی می تواند روش های درمانی در ممانعت از پیشرفت چاقی به سندرم متابولیک و عوارض آن فراهم نماید.
    کلیدواژگان: ایمنی، چاقی، التهاب، فعالیت ورزشی، گیرنده شبه تول
  • محمد رئیس زاده، مازیار کرمعلی* صفحات 476-487
    زمینه و هدف
    ترومای نظامی دارای الگوی آسیب های چند بعدی است و مدیریت مجروحان ترومای جنگی و توسعه دانشهای مرتبط با آن برای حفظ و ارتقاء آمادگی حوزه طب نظامی ضروری است. این پژوهش با هدف بررسی روند و ترسیم نقشه علم ترومای نظامی بر اساس مقالات منتشر شده در پایگاه علمی و استنادی مدلاین انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی با رویکرد علم سنجی است که با استفاده از تحلیل هم رخدادی واژگان انجام شد. توصیفگرهای مقالات مرتبط با جستجوی عبارت «military trauma» در سرعنوان موضوعی «MeSH» ، که طی سالهای 2000 تا 2017 در پایگاه علمی و استنادی مدلاین نمایه شده بودند، با استفاده از ابزار جستجوی پاب مد استخراج شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص شمای وزن دهی TF-IDF و تحلیل هم رخدادی واژگان انجام شد. از نرم افزار Word Stat ، N-vivoو VOSviewer برای بصری سازی نقشه و ترسیم نقشه علمی استفاده گردید.
    یافته ها
    رشد تولیدات علمی مربوط به حوزه ترومای نظامی، نمایه شده در پایگاه مدلاین در بازه زمانی 2000-2017 سیر صعودی داشته و با نرخ رشد نسبتا ثابتی بوده است. براساس شاخص TF-IDF، مفاهیم عمومی از قبیل: کهنه سربازان، مدیریت مجروحان و مصدومان و دلایل مجروحیت و واژگانی شامل: اختلالات استرسی پس از آسیب، جراحی، افسردگی و شکستگی از پرکاربردترین موضوعات این حوزه به شمار می روند. نتایج تحلیل هم واژگانی در مقالات بیانگر تمرکز موضوعات در زمینه های PTSD، نوع زخم، مدیریت مجروحان، شرایط رزم و تجارب جنگ هایی مانند عراق و افغانستان بوده است.
    نتیجه گیری
    ساختار موضوعی تولیدات علمی ترومای نظامی در طول زمان تغییر یافته و به صورتی پویا بر اساس مسایل و مشکلات نیروهای نظامی در حوزه آسیب ها و تجارب جنگ هایی اخیر رویکرد مطالعات نیز تحت تاثیر قرار گرفته است. نقشه علم ترومای نظامی اطلاعاتی از موضوعات را اصلی در اختیار کاربران و مسئولین سیستمهای سلامت نظامی قرار می دهد. باتوجه به تهدید وسیع جنگ های نامتقارن و حوادث تروریستی، توسعه دانش ترومای نظامی مرتبط با موضوعات این نقشه در نظام مراقبت های نظامی به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: نقشه علمی، تروما، تحلیل هم واژگانی، طب نظامی، مدلاین
  • فخرالدین قاسمی، حامد اکبری* ، حسام اکبری، امیر ادیب زاده صفحات 488-499
    زمینه و هدف
    جوایمنی به عنوان یکی از مهم ترین فاکتورهای پیش بینی کننده حوادث در محیط های شغلی معرفی شده که در مراکز درمانی تا حدود زیادی نادیده گرفته شده است. هدف مطالعه حاضر طراحی پرسشنامه ای جهت سنجش جو ایمنی پرستاران می باشد.
    روش ها
    با استفاده از منابع موجود، مخزنی از سوالات فراهم گردید. روایی محتوایی سوالات با استفاده از شاخص های نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا سنجیده شد. سپس سوالات با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در تابستان سال 1396 در جامعه هدف (پرستاران شاغل در بیمارستان های تهران با حداقل سه ماه تجربه کاری) توزیع گردید. سپس داده های جمع آوری شده به دو دسته تقسیم شدند. دسته اول جهت تحلیل عاملی اکتشافی و دسته دوم جهت تحلیل عاملی تاییدی مورد استفاده قرار گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    بطور کلی 273 پرستار شامل 41 مرد و 232 زن در این مطالعه شرکت نمودند. بیشتر این پرستاران دارای سابقه کاری یک تا پنج سال و در محدوده سنی 25 تا 30 سال قرار داشتند. پرسشنامه نهایی حاوی 19 سوال بوده و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، چهار بعد از آن استخراج گردید که عبارت اند بودند از؛ تعهد مدیریت، محیط حمایتی، آموزش ایمنی و فشار کاری درک شده توسط فرد. ساختار این چهار بعد توسط تحلیل عاملی تاییدی مورد پذیرش قرار گرفت (مقدار برابر با 01/1، مقدار RMSEA برابر با 018/0، مقدار TLI برابر با 993/0 و مقدار IFI برابر با 994/0). همچنین، محیط حمایتی و تعهد مدیریت به ایمنی بهترین پیش بینی کننده های عملکرد ایمنی بوده اند.
    نتیجه گیری
    تعهد مدیریت، محیط حمایتی، آموزش ایمنی و فشار کاری درک شده مهمترین ابعاد جو ایمنی در بیمارستان ها می باشند. محیط حمایتی و تعهد مدیریت به ایمنی مهمترین فاکتورهای پیش بینی کننده عملکرد ایمنی پرستاران می باشند.
    کلیدواژگان: پیشگیری از حادثه، مدیریت ایمنی، آسیب ها و زخم ها، پرستاران
  • مرتضی عصاری، محمدکریم بهادری* ، خلیل علیمحمدزاده صفحات 500-508
    زمینه و هدف
    بخش اورژانس به دلیل مواجهه با انبوهی از مراجعین و دریافت بیماران بدحال از مهم ترین بخش ها بشمار می آید و به تبع آن خطاهای پزشکی در این بخش از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند و می توانند تمامی روند درمان و دریافت خدمات توسط بیمار را تحت الشعاع خود قرار دهند؛ لذا این پژوهش با هدف پیش بینی خطاهای پزشکی بخش اورژانس انجام گردیده است.
    روش ها
    مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی است که به روش ترکیبی در نیمه اول سال 1397 انجام گرفته است. جامعه پژوهش شامل پزشکان و پرستاران 4 بیمارستان منتخب نظامی شهر تهران بود. مطالعه شامل دو فاز بود که در فاز اول جهت شناسایی خطاها از تکنیک دلفی و در فاز دوم جهت اولویت بندی خطاها از پرسشنامه محقق ساخته و روش تاپسیس استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 21. 0 و TOPSIS مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    خطاهای پزشکی بخش اورژانس برای بیماران در 6 گروه اصلی شامل خطاهای تشخیصی، خطاهای دارویی، خطاهای آزمایشگاهی، خطاهای درمانی، مراقبتی و پرستاری، خطاهای تجهیزات پزشکی و خطاهای رادیولوژی گروه بندی گردید. خطاهای دارویی با ضریب نزدیکی 0. 879 و خطاهای رادیولوژی با ضریب نزدیکی 0 به ترتیب در اولویت ها اول و آخر خطاهای پزشکی در بخش اورژانس قرار دارند.
    نتیجه گیری
    با توجه به وزن خطاهای دارویی در خطاهای پزشکی بخش اورژانس، ضرورت دارد که مدیران این مهم را مورد توجه قرار داده و از طریق اصلاح فرآیندها، آموزش مناسب و تدوین دستورالعمل های مناسب، زمینه را برای کاهش این خطاها فراهم سازند.
    کلیدواژگان: پیش بینی، خطاهای پزشکی، اورژانس، تاپسیس، بیمارستان نظامی
  • فهیمه قهوه چی الحسینی، احسان منشادی، علیرضا محمدی، ژیلا پیرزاد جهرمی، بشری هاتف* صفحات 509-518
    زمینه و هدف
    استرس بطور مکرر روزانه اتفاق می افتد و دارای تاثیرات تاخیری است. اگر تکرار استرس ها زیاد باشد و مکانیزم های برگرداننده همئوستازی در مغز فرصت کافی نداشته باشند، فرد مستعد استرس مزمن می شود. هدف این مطالعه بررسی ماندگاری استرس حاد بر تغییرات الکتروانسفالوگرافی (EEG) در کنار تغییرات هورمونی و خودگزارشی استرس در نیروهای سرباز وظیفه است.
    روش ها
    بدین منظور 24 مرد جوان سالم (سرباز وظیفه) داوطلبانه در طرح شرکت کردند. قبل از انجام تست و بعد از 20 دقیقه (فاز ریکاوری) از اجرای تست استرس اجتماعی 10 دقیقه ای، میزان خودگزارشی استرس، سنجش کورتیزول در بزاق و ثبت EEG گرفته شد. همچنین نمره هوش هیجانی، بهره هوشی، سطح استرس، اضطراب و افسردگی (DASS) افراد مشخص شد.
    یافته ها
    بین مقدار نمره هوش هیجانی و DASS در سربازان رابطه معنادار منفی وجود داشت. آنالیز واریانس مکرر نشان داد که سطح کورتیزول بزاقی و نمره خودگزارشی استرس سربازان بدنبال تست استرس افزایش معنادار پیدا کرده بود (P<0. 05) ، اما در فاز ریکاوری تنها نمره خودگزارشی به قبل از استرس برگشته بود و سطح کورتیزول روند رو به افزایش را ادامه داده بود. همینطور قدرت نسبی باند آلفا در چشم بسته در اکثر کانال ها بعد از استرس افزایش یافته بود که بعد از ریکاوری نیز هنوز بالا بود (P<0. 001). شاخص های غیرخطی بعد فرکتال کتز و آنتروپی طیفی در کانال های پیش پیشانی کاهش پیدا کرده بود (P<0. 05) که بعد از ریکاوری به سطح قبل از استرس برگشته بود.
    نتیجه گیری
    افزایش شاخص آلفای EEG در چشم بسته در اکثر مناطق مغز و کاهش شاخص های غیرخطی فرکتال کتز و آنتروپی طیفی در منطقه پیش پیشانی می توانند بیانگر معتبری برای وجود استرس در مغز باشند.
    کلیدواژگان: استرس حاد اجتماعی، کورتیزول، الکتروانسفالوگرافی، شاخص های غیرخطی، سرباز
  • اسماعیل یاسی، محسن صفاری، محمد قاسمی، محمد غلامی فشارکی، فاطمه رحمتی نجارکلایی* صفحات 519-526
    زمینه و هدف
    کمردرد یکی از شایع ترین و پرهزینه ترین اختلالات اسکلتی- عضلانی است. این بیماری عامل مهم بهره گیری از خدمات درمانی، دلیل عمده ناتوانی طولانی حین خدمت در نیروهای نظامی است که بر آمادگی نیروهای نظامی و بازگشت آنها به محل کار تاثیر می گذارد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر میزان درد و ناتوانی ناشی از کمردرد در کارکنان پروازی یک سازمان نظامی صورت گرفت.
    روش ها
    مطالعه حاضر یک مطالعه نیمه تجربی از نوع مداخله ای قبل و بعد بود که 106 نفر از کارکنان پروازی یک سازمان نظامی مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی مراجعه کننده به کلینیک تخصصی در سال 1394 مورد بررسی قرارگفتند. واجدین شرایط شرکت در مطالعه، به طور تصادفی به دو گروه مداخله (53 نفر) و کنترل (53 نفر) تقسیم شدند. ابزارها شامل پرسشنامه ناتوانی ناشی از کمردرد (Oswestry disability questionnaire) و مقیاس شدت درد (VAS (Visual analog scale بود. مداخله شامل 3 جلسه آموزشی تئوری 45 دقیقه ای و 2 جلسه عملی تمرین ورزشی یک ساعته بود. گروه کنترل جز مداخله روتین درمانی مداخله ای دریافت ننمود. جمع آوری داده ها در مرحله قبل از مداخله و به فاصله 3 ماه بعد از مداخله آموزشی انجام شد. در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS-17 تحلیل انجام گردید.
    یافته ها
    بیمارانی (53 نفر از کارکنان پروازی یک سازمان نظامی) که در گروه مداخله بودند 75 درصد در مقایسه با گروه کنترل، کاهش در مقیاس شدت درد داشتند. طبق پرسشنامه ناتوانی ناشی از کمردرد، بیمارانی که در گروه مداخله قرار داشتند در مقایسه با گروه کنترل، از 90 درصد کاهش در ناتوانی در فعالیتهای روزانه داشتند که نشان دهنده بهبودی در گروه مداخله می باشد )001/0(P<.
    نتیجه گیری
    اجرای مداخله آموزشی برای کاهش کمر درد و سطح ناتوانی کارکنان پروازی یک سازمان نظامی مبتلا به کمردرد مزمن مفید بود و به عنوان روش موثر در کنار سایر مداخلات توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: آموزش، کارکنان پروازی، کمردرد مزمن، ناتوانی
  • ربابه خلیلی، مسعود سیرتی نیر* ، مسعود فلاحی خشکناب، حسین محمودی، عباس عبادی صفحات 527-537
    زمینه و هدف
    مواجهه با حوادث تروماتیک جنگ در رزمندگان سبب آسیب عملکرد اجرایی از قبیل ناتوانی کارکردن مستقل و نقص انجام فعالیتهای مراقبت از خود می شود. نقص و کمبود مراقبت از خود در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه جنگ منجر به بروز مشکلات سلامت فیزیکی و به تبع آن پایین آمدن کیفیت زندگی شان می گردد. خود مراقبتی می تواند با اجرای اقدامات بهداشتی در فرایند بهبودی و سلامت این بیماران موثر واقع شود. هدف این مطالعه شناسایی و اکتشاف عوامل بازدارنده خود مراقبتی جانبازان مبتلا به اختلال پس از ضربه مزمن ناشی از جنگ بود.
    روش ها
    این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوای متعارف انجام شد. 12 جانباز مبتلا به اختلال پس از ضربه و 13 فرد مراقب آنان بودند که با نمونه گیری هدفمند مشارکت نمودند. جمع آوری داده ها با 18مصاحبه انفرادی و 2 مصاحبه گروهی متمرکز عمیق و نیمه ساختارمند انجام گردید. تحلیل ها در هشت مرحله شامل تایپ متن مصاحبه ها، تعیین واحدهای معنایی، کدگذاری متن، بازنگری کدها با متن، طبقه بندی و توسعه طبقات، بازنگری طبقات، شناسایی درون مایه ها و گزارش یافته ها انجام گرفت.
    یافته ها
    4 طبقه اصلی شامل "ابعاد و پیامد مربوط به بیماری، ساختار شخصیتی فرد بیمار، ماهیت و ابعاد مربوط به درمان بیماری و حمایت ناکافی از سوی سازمان" بعنوان عوامل بازدارنده خود مراقبتی استخراج شد. در مجموع 15زیر طبقه هم از طبقات اصلی پدیدار گردید که شامل "بالا بودن شدت بیماری فرد مبتلا، ابتلا بیمار به سایر بیماری های مزمن جسمی، دارا بودن تیپ شخصیتی پرخاشگر، گرایش فردی بیمار به رفتار پر خطر، تاخیر در شروع درمان بیماری، تداخلات دارویی و درمانی، عوارض جانبی داروهای اعصاب و روان، دسترسی ناکافی به برخی داروهای اعصاب، خستگی از مصرف طولانی مدت دارو ، فراموشی مصرف برخی دوزهای دارو، ناکافی بودن تکیه بر درمان دارویی صرف، ضعف فعالیت مددکاری اجتماعی سازمان، رسیدگی مادی و معنوی ناکافی از سوی سازمان، نارضایتی از شرایط و امکانات سازمان و انتظارات و توقعات برآورده نشده از سوی سازمان" بود.
    نتیجه گیری
    برنامه ریزی و مداخله جهت کنترل عوامل بازدارنده خود مراقبتی می تواند برای دستیابی به استقلال مراقبت مبتلایان به اختلال استرس پس از ضربه مزمن ناشی از جنگ کمک کننده باشد.
    کلیدواژگان: مراقبت دهندگان، اختلال استرس پس از ضربه مزمن، خود مراقبتی، تحقیق کیفی، نظامیان
  • فرشته عزیزی، نسرین حنیفی* ، سهیلا ربیع سیاهکلی، شیما حقانی صفحات 538-545
    زمینه و هدف
    رضایت بیماران در بخش اورژانس یکی از شاخص های مهم در ارزیابی کیفیت ارائه خدمات بیمارستانی است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر ابعاد سه گانه رضایت مندی (اعتماد، آموزش به بیمار، مراقبت فنی و حرفه ای) بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 378 نفر از بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس یکی از بیمارستان های زنجان در سال 1396 انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه رضایتمندی بیماران (Patient Satisfaction Instrument) بود. این پرسشنامه، رضایتمندی بیماران را در سه بعد اعتماد، آموزش به بیمار و مراقبت فنی و حرفه ای مورد بررسی قرار می دهد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    متوسط سن بیماران 6/19±2/48 سال بود. بیشتر افراد مراجعه کننده مرد، متاهل و تحصیلات در حد زیر دیپلم داشتند. میانگین نمره رضایتمندی در بیماران مراجعه کننده به اورژانس از 130 امتیاز 69/25±57/84 بود که متوسط تلقی می گردد. در سنجش ابعاد رضایتمندی، بعد مراقبت فنی و حرفه ای دارای بالاترین میانگین و آموزش به بیمار کمترین امتیاز را دارا بود. رضایتمندی و بعد اعتماد با سابقه بستری در بیمارستان و سن ارتباط آماری معنی داری داشت (p=0. 004). متغیرهای جنس، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال با رضایتمندی و ابعاد آن ارتباط معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    میزان رضایتمندی بیماران در حد متوسط بود. به نظر می رسد برنامه ریزی های لازم به منظور بالا بردن رضایتمندی و ابعاد آن در بیمارانی که مراجعه مکرر دارند و باتوجه به ویژگی های سنی بایستی انجام گیرد.
    کلیدواژگان: رضایتمندی بیماران، اورژانس، مراقبت، اعتماد، آموزش به بیمار
  • یاسر رضاپور میرصالح* ، زهرا احمدی اردکانی، محمد جواد شیری صفحات 546-553
    زمینه و هدف
    فرزندان جانبازان به علت مشکلات پدران خود می توانند در معرض آسیب هایی باشند که در عملکرد فردی، اجتماعی و تحصیلی ایشان پیامدهای منفی بر جای بگذارد. به همین دلیل انجام برنامه های مداخله ای مناسب برای بهبود وضعیت آن ها لازم است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر تغییر سبک زندگی بر اساس نظریه Alfred Adler با تاکید بر سبک زندگی تحصیلی بر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان فرزند جانباز انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه مداخله و کنترل است. جامعه پژوهش حاضر تمام دانش آموزان پسر فرزند جانباز دوره اول و دوم متوسطه شهرستان اردکان در سال تحصیلی 1395-1394 بودند که 30 نفر از این دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس برای شرکت در پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های 15 نفره مداخله و کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان هر دو گروه، یکبار قبل، یکبار بعد و یکبار دو ماه پس از پایان برنامه مداخله ای، به پرسشنامه خودپنداره تحصیلی پاسخ دادند. جلسات درمانی مبتنی بر تغییر سبک زندگی بر اساس نظریه Adler با تاکید بر سبک زندگی تحصیلی دانش آموزان برای گروه مداخله در 7 جلسه 90 دقیقه ای به صورت یک بار در هفته اجرا شد. گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس همراه با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.
    یافته ها
    دانش آموزان دو گروه از لحاظ برخی از متغیرهای جمعیت شناختی مانند سن، درآمد ماهانه خانوادگی و سطح تحصیلات والدین همسان شدند. نمرات خودپنداره تحصیلی (177/25=F) و دو خرده مقیاس تلاش تحصیلی (493/15=F) و اعتماد به نفس تحصیلی (067/26= F) در مرحله پس آزمون در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری داشته (001/0>p) و این افزایش در مرحله پیگیری نیز حفظ شده است.
    نتیجه گیری
    برای افزایش خودپنداره تحصیلی دانش آموزان فرزند جانباز می توان از آموزش های گروهی مبتنی بر سبک زندگی با استفاده از نظریه Adler و با تاکید بر سبک زندگی تحصیلی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، خودپنداره، دانش آموزان، جانبازان
  • اکرم پرنده* ، خالد بیت سعید، محمد مهدی سالاری، فاطمه الحانی صفحات 554-562
    زمینه و هدف
    عوارض ناشی از عوامل شیمیایی نه تنها بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت جانبازان بلکه بر خانواده آنان نیز تاثیر منفی دارد. با توجه به نقش مشارکتی خانواده در امر مراقبت، برنامه های توانمندسازی بیماران و خانواده آنان از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر اجرای الگوی توانمند سازی خانواده محور بر کیفیت زندگی جانبازان شیمیایی انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شاهدار طی سال های 93-1392در شهر تهران انجام شد. در ابتدا نمونه گیری به روش مبتنی بر هدف طی مدت 4 ماه 80 نفر از جانبازان شیمیایی بر اساس معیار ورودی انتخاب و سپس به صورت تخصیص تصادفی ساده در دو گروه مداخله و گروه شاهد تقسیم شدند. برنامه توانمند سازی بمدت 3 ماه در 4 بعد (تهدید درک شده، خودکار آمدی، مشارکت آموزشی و ارزشیابی) برای گروه مداخله اجرا گردید. گروه شاهد هیچگونه مداخله ای آموزشی دریافت نکرده و تحت درمان معمول بودند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه اختصاصی کیفیت زندگی مصدومین شیمیایی بود. تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد.
    یافته ها
    براساس نتایج قبل از مطالعه دو گروه مداخله و شاهد از نظر متغیرهای جمعیت شناختی تفاوت معنی داری مشاهده نشد نداشته و همسان بودند (05/0<p). نمره میانگین و انحراف معیار ابعاد جسمی، روانی اجتماعی و معنویت کیفیت زندگی در گروه مداخله و گروه شاهد قبل از مداخله تفاوت معنی داری نداشت (05/0<p). در حالیکه سه ماه پس از مداخله نمره میانگین و انحراف معیار در بعد جسمانی در بین گروه مداخله و کنترل به ترتیب 32/10±91/37 و 79/9±44/30، بعد روانی اجتماعی 99/9±31/38 و 78/10±61/31 و بعد معنویت 55/11±45/85 و 01/13±76/80 در بین دو گروه تفاوت معنی دار نشان داد (05/0>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به کم هزینه و ایمن بودن و نیز اثربخشی برنامه های توانمندسازی خانواده محور و نقش خانواده در ارتقای سلامت، به منظور ارتقای کیفیت زندگی همه جانبازان برنامه آموزشی به پرستاران و مراقبین توصیه می شود.
    کلیدواژگان: توانمند سازی خانواده محور، جانباز، عوامل شیمیایی، کیفیت زندگی، گاز خردل
  • اسفندیار آزاد مرزآبادی، احمد زارعی* صفحات 563-573
    زمینه و هدف
    برنامه های آموزش خانواده به عنوان یک ساحت تربیتی برای اولیاء دانش آموزان در نظام آموزش و پرورش قلمداد می گردد. این مطالعه با هدف نیازسنجی و اولویت بندی نیازهای آموزشی اولیاء نظامی شرکت کننده در برنامه های آموزش خانواده (FTPs) در سطح مدارس یک شهرک نظامی در شهر تهران انجام گرفته است.
    روش ها
    این مطالعه، با رویکرد ترکیبی در دو فاز کیفی و کمی در سال 1395 انجام گرفت. نمونه پژوهش در فاز کیفی شامل 10 نفر از مادران، 8 نفر از پدران و 10 نفر از دانش آموزان (12 تا 17 سال) می باشد که به صورت هدفمند از بین خانواده های نظامی انتخاب شده اند. داده های بخش کیفی با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و نیازسنجی به شیوه بارش افکار (Brainstorming) گردآوری و با رویکرد Colaizzi مورد تحلیل قرار گرفت. در فاز کمی با هدف اولویت بندی داده ها تعداد 364 نفر از والدین و دانش آموزان به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها در فاز 2 با استفاده از دو پرسشنامه محقق ساخته و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار SPSS 18 انجام گرفت.
    یافته ها
    با تحلیل فاز کیفی تعداد 19 و 21 نیاز آموزشی به ترتیب در مقطع اول و دوم متوسطه در چهار بعد اجتماعی- فرهنگی، تحصیلی، مذهبی و جسمی- بهداشتی احصاء گردید. در فاز کمی اولویت اول نیاز آموزشی اولیاء نظامی در برنامه آموزش خانواده از دیدگاه دانش آموزان در هر دو مقطع اول و دوم متوسطه به ترتیب شامل: نیاز های جسمی - بهداشتی (با امتیاز: 384/7) و نیازهای تحصیلی (با امتیاز: 970/5) بود. همچنین از دیدگاه والدین در هر دو مقطع تحصیلی متوسطه، نیاز های جسمی و بهداشتی (با میانگین: 3/73 و 5/75) به عنوان اولویت اول شناخته شد. سایر نتایج نشان داد پسران نیاز های جسمی- بهداشتی شدیدتری را نسبت به دختران تجربه می کنند. همچنین بین دیدگاه مادران و پدران در انتخاب نیاز های آموزشی تفاوت معناداری وجود ندارد.
    نتیجه گیری
    نیاز های آموزشی اولویت بندی شده در این مطالعه، نیاز های جسمی - بهداشتی و نیازهای تحصیلی، در چارچوب برنامه آموزش خانواده می تواند به عنوان مبنایی برای تجدیدنظر در محتوای آموزشی این دوره ها در سطح شهرک های نظامی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نیازسنجی آموزشی، برنامه های آموزش خانواده، اولیاء نظامی، مدرسه
|
  • Mohammad Sadegh Aboutalebi , Sorour Mosleh*, Somayeh Haghighat Pages 454-455
  • Hossein Shirvani*, Mehdi Soleimani , Hormoz Sanayinasab , Saleh Rahmati, Ahmadabad Pages 456-475
    Obesity is considered a global epidemic, which, according to current evidence, is rising in military populations. It is now well established that the immune system and inflammation play a central role in the development of numerous chronic metabolic diseases including insulin resistance, type 2 diabetes, and obesity. Given the close relationships between adipose tissue and the inflammatory/immune system, obesity is considered an inflammatory chronic disease. Toll-like receptors (TLRs) are immune receptors that facilitate inflammation and induce insulin resistance, and are considered as a pivotal factor in the pathogenesis of obesity, possibly triggered by the activation of TLR4. There is evidence that TLRs may be involved in the link between a sedentary lifestyle, inflammation, and disease. Physical exercise elicits potent anti-inflammatory effects that are likely to account for many of the beneficial effects of regular exercise on chronic metabolic diseases. Recent studies have shown that exercise resulted in decreased monocyte cell-surface expression of TLRs. The precise physiological stimulus mediating an exercise-induced decrease in cell-surface TLR expression is not known; however, a number of possible signals have been implicated including anti-inflammatory cytokines, pituitary-hypothalamic-adrenal axis hormones, heat shock and acute-phase proteins and myokines secreted from active skeletal muscle (such as irisin). In this review, current knowledge about the TLRs, their signaling pathways, and their critical role in the innate immune system was summarized. Future human studies based on the close relationship between TLRs and types of sports activities may provide therapeutic methods to prevent the progression of obesity to metabolic syndrome and its complications.
    Keywords: Immunity, Obesity, Inflammation, Exercise, Toll like Receptors
  • Mohammad Raeeszadeh , Mazyar Karamali * Pages 476-487
    Background and Aim
    Military trauma has a ‘multidimensional’ injury pattern and the management of traumatic wounds and the development of related knowledge is essential to maintain and enhance the readiness of military medical personnel. This research was conducted with the aim of investigating the trends and science mapping of military trauma papers in MEDLINE.
    Methods
    This applied research was conducted using a scientometric approach and co-occurrence analysis. The descriptors of papers related to the search for the phrase "military trauma" in the medical subject heading (Mesh), which were indexed between the years 2000 and 2017 at the Medline Science and Citation Center, were extracted using the PubMed search tool. Data analysis was performed using the TF-IDF weighting scheme and co-occurrence analysis. Word Stat, N-vivo and VOS viewer software were used to perform scientific mapping.
    Results
    The growth of scientific research in the field of military trauma indexed on MEDLINE database has a rising trend and the growth rate is relatively stable between the years 2000 and 2017. Based on the TFIDF index, general concepts such as veteran/war veterans, management and casualty wound and words including post-traumatic stress disorder, surgery, depression and fracture are the most frequently cited topics. The results of the co-occurrence analysis in the papers indicate the focus on PTSD, injury type, wound management, combat situations and war experiences such as those in Iraq and Afghanistan.
    Conclusion
    The thematic structure of the scientific production of military trauma has changed over time and has been dynamically influenced by the problems of the military forces in the area of the damage and experiences of recent wars. The military trauma science mapping tool facilitates recognition of this important area and provides intelligence of the main issues to the users and authorities of military health systems. Given the widespread threat of asymmetric wars and terrorist incidents, the development of the knowledge of military trauma related to the subject matter of this map may prove useful in the military care system.
    Keywords: Scientific Map, Trauma, Co-occurrence analysis, Military Medicine, MEDLINE
  • Fakhraddin Ghasemi , Hamed Akbari*, Hesam Akbari , Amir Adibzadeh Pages 488-499
    Background and Aim
    Safety climate has been recognized as a powerful tool for predicting occupational accidents. However this has been ignored in some working environments. The aim of the present study was to develop a questionnaire for assessing safety climate among nurses.
    Methods
    Using relevant literature, a pool of questions was drafted. Content validity of questions was assessed using the content validity index (CVI) and content validity ratio (CVR). Then, the questions were distributed among nurses with at least three months of experiences from several hospitals in Tehran, Iran, during the summer of 2017. The completed questionnaires were divided into two datasets: the first was used for exploratory factor analysis, and the second for confirmatory factor analysis. The reliability of questionnaire was assessed using Cronbach's alpha coefficient. The effects of safety climate dimensions on safety performance were assessed using the structural equation modeling (SEM) approach.
    Results
    A total of 273 nurses (41 males and 232 females) participated in the study. Most of these nurses had work experience of one to five years and ranged from 25 to 30 years of age. The final questionnaire contained 19 questions and the exploratory factor analysis (EFA) revealed four dimensions; management commitment to safety; supportive environment; safety training; and perceived work pressure. The structure was confirmed to be acceptable by the following confirmatory factor analysis (CFA) (Chi-square/df=1.01, RMSEA: 0.018, TLI: 0.993, and IFI: 0.994). Supportive environment and management commitment to safety were rated as the two dimensions with the highest effects on the safety performance of nurses in hospitals.
    Conclusion
    The management commitment to safety, supportive environment, safety training, and perceived work pressure were the main dimensions of safety climate in hospitals. Management commitment to safety and supportive environment were the best predictors of safety performance of nurses in hospitals.
    Keywords: Accident Prevention, Safety Management, Wounds, Injuries, Nurses
  • Morteza Assari , MohammadKarim Bahadori*, Khalil Alimohammadzadeh Pages 500-508
    Background and Aim
    The emergency department is considered the most important hospital ward due to exposure to many patients, especially seriously ill patients. As a result, medical errors in this ward are very important and can affect all services and treatments received by the patients. Therefore, this study aimed to prediction of the medical errors in the emergency departments.
    Methods
    This descriptive study was carried out in the first half of 2018. The study population consisted of physicians and nurses selected from 4 military hospitals of Tehran, Iran. The study consisted of two phases: Delphi technique was used in the first phase in order to identify the medical errors, and the prioritization of identified errors in the second phase was used by a researcher-made questionnaire and the TOPSIS technique. The collected data were analyzed using SPSS 21.0 and TOPSIS software.
    Results
    The medical errors of the studied emergency department were categorized into 6 main groups: diagnostic errors, medication errors, laboratory errors, care and nursing errors, medical equipment errors, and radiological errors. Medication errors (with CL= 0.879) and radiological errors (with CL= 0) had the first and last priorities of the medical errors in the studied emergency department, respectively.
    Conclusion
    Regarding the weight of medication errors of the studied emergency department, it is essential for managers to provide strategies to reduce them through correcting processes, providing appropriate training, and developing appropriate guidelines.
    Keywords: Prediction, Medical Errors, Emergency department, TOPSIS technique, Military Hospital
  • Fahimeh Ghahvehchi, Hosseini , Ehsan Manshadi , Alireza Mohammadi , Jila Pirzad, Jahromi , Boshra Hatef * Pages 509-518
    Background and Aim
    Stress occurs frequently every day and has delayed effects. If the frequency of stress is too high and homoeostatic mechanisms cannot return the brain to the normal state, a person becomes prone to chronic stress. The aim of this study was to evaluate the survival of acute stress on electroencephalographic (EEG) changes along with hormonal changes and self-examination of stress in soldiers.
    Methods
    A total of 24 healthy young men (soldiers) agreed to participate in the project. Before and 20 minutes after (recovery phase) performing the Trier social stress test (TSST); self-examination of stress, cortisol measurements in saliva and EEG recording were taken. Scores for emotional intelligence and IQ, and the depression, anxiety and stress score (DASS) were determined.
    Results
    There was a significant negative correlation between emotional intelligence and the DASS score in soldiers. Analysis of repeated measures showed that the level of salivary cortisol and the self-reported stress score were increased after the TSST (p<0.05). Whereas the cortisol level continued to increase, the self-report score was back to the pre-stress level after the recovery phase. The relative power of the alpha band in the closed eye was increased in most regions after stress, which was still high after recovery (P<0.001). Nonlinear indices of the fractal dimension of Ketz and spectral entropy in the prefrontal channels were reduced only after TSST and patients had returned to pre-stress levels after recovery (P<0.05).
    Conclusion
    Increase of the alpha rhythm of almost all regions of brain and decrease of non-linear features, fractal Ketz and spectral entropy in the prefrontal region can be valid markers of stress in the brain.
    Keywords: Trier Social Stress Test (TSST), Cortisol, Electroencephalography, Non-Linear Features, Soldier
  • Esmael Yasi , Mohsen Saffari , Mohammad Ghasemi , Mohammad Gholami, Fesharaki , Fatemeh Rahmati ?Najarkolaei * Pages 519-526
    Background and Aim
    Lower back pain is one of the most prevalent and costly musculoskeletal disorders. This disease is an important factor in the use of health care, and a major reason for the long term disability in military forces, which affects the readiness of personnel and their return to work. The aim of this study was to determine the effect of educational intervention on the amount of pain and disability caused by low back pain in military personnel of an Air force organization.
    Methods
    This study was a quasi-experimental study. One hundred six Air force personnel from a military organization with a non-specific chronic low back pain referred to a specialized clinic in 2015 were surveyed. The eligible participants in the study were randomly divided into two intervention (53) and control (53) groups. Instruments included the Oswestry Disability Questionnaire and the Visual Analog Scale (VAS). The training sessions consisted of three sessions of 45-minute theory and two sessions of one-hour exercise sessions. The control group received only therapeutic routine intervention. The data were collected in the pre-intervention stage within three months after the intervention, and then were analyzed using SPSS 17 software.
    Results
    Patients (53 personnel of a military organization) in the intervention group had a 75% reduction in severity of pain compared with the control group. According to the low back pain disability questionnaire, the patients in the intervention group had 90% reduction in disability in daily activities compared with the control group, indicating an improvement in the intervention group (P <0.001).
    Conclusion
    Implementation of educational intervention to reduce back pain and level of disability of Air force staff of a military organization with chronic back pain is recommended as an effective method along with other interventions.
    Keywords: Training, Air staff, Chronic back pain, Disability
  • Robabe Khalili , Masoud Sirati Nir*, Masoud Fallahi khoshknab , Hosein Mahmoudi , Abbas Ebadi Pages 527-537
    Background and Aim
    Exposure to traumatic events in veterans can impair performance, such as the inability to work independently and the malfunctioning of self-care activities. Impairment and lack of self-care in patients with post-traumatic stress disorder (PTSD) leads to physical health problems and, consequently, a decrease in their quality of life. Self-care can be effective with the implementation of health measures in the process of recovery and health of these patients. The purpose of this study was to identify the preventive factors of self-care for war veterans with chronic PTSD.
    Methods
    This qualitative research was conducted by conventional content analysis. Twelve veterans with chronic PTSD and their 13 caregivers participated, using purposive sampling. Data collection was carried out with 18 individual interviews and two group interviews, which were profound and semi-structured. The analyses included eight steps: typing interview texts; identifying semantic units; coding text; revising codes with text; classifying and developing categories; reviewing categories; identifying themes; and reporting findings.
    Results
    The four main categories, included "dimensions and outcomes related to disease”, “personality traits of the patient”, “the nature and dimensions of the treatment of the disease” and “inadequate organizational support” were extracted as self-care preventive factors. A total of 15 sub-categories emerged, which included severity of disease, involvement in the other chronic physical diseases, aggressive personality type, tendency to high-risk behavior, delayed onset of treatment, drug and therapeutic interactions, side effects of psychiatric drugs, inadequate access to some of certain medications, fatigue from long-term drug intake, missed doses of some medication, inadequate reliance on pure drug therapy, weakness of social worker activity, inadequate organization management, dissatisfaction with the organization and unexpected expectations of the organization.
    Conclusion
    Planning and intervention to control the self-care barrier factors can help to achieve independence in caring for veterans with chronic post-traumatic stress disorder.
    Keywords: Caregivers, Chronic Post-Traumatic Stress Disorder, Self-Care, Qualitative research, Veterans
  • Fereshte Azizi , Nasrin Hanifi*, Soheila Rabie Siahkali , Shima Haghani Pages 538-545
    Background and Aim
    Patient satisfaction in the emergency department is one of the important indicators to assess the quality of hospital services. This study aimed to investigate the factors affecting the triple dimensions of satisfaction (technical-professional care, trust, and patient education) in patients referred to the emergency department.
    Methods
    This cross-sectional study was performed in 378 patients presenting at the emergency department of Zanjan hospitals, Iran, in 2017. Demographic data were recorded. A Patient Satisfaction Questionnaire was used to examine the patient's satisfaction in three dimensions: technical-professional care, trust, and patient education. Data were analyzed using SPSS version 18.
    Results
    The mean age of the patients was 48.2±19.6 years. Most patients were men and married. The mean±SD score of satisfaction in patients referred to the emergency department was 84.57±25.69, which was considered moderate. In assessing the dimensions of satisfaction, technical-professional care had the highest mean, and training to the patient had the lowest score. There was a significant relationship between satisfaction and trust with hospitalization and age (p=0.004). The variables of gender, marital status, education level and employment status with satisfaction and dimensions were not significant.
    Conclusion
    Patient satisfaction was moderate. It seems that there is a need for planning in order to increase satisfaction and its dimensions in patients who have frequent visits.
    Keywords: Patient Satisfaction, Emergency, Care, Trust, Patient education
  • Yasser Rezapour Mirsaleh*, Zahra Ahmadi Ardakani , Mohammad Javad Shiri Pages 546-553
    Background and Aim
    The problems that veterans face may have a negative impact on their children’s individual, social and educational performance. Therefore, the implementation of appropriate intervention programs is necessary to improve their status. This study aimed to investigate lifestyle change intervention effect, with an emphasis on the academic lifestyle, and on the academic self-concept of war victims’ children, according to Alfred Adler theory.
    Methods
    This is a quasi-experimental study designed as pre-test and post-test. The study population included war victims’ children studying in high schools of Ardakan city, Iran, in 2016. Thirty students were selected by available sampling and were randomly assigned to either the interventional or control groups. The participants completed the academic self-concept questionnaire in three time intervals: before, after, and follow up after two months, between the pre-test and post-test. Lifestyle change-based treatment sessions were performed according to Adler's theory, with an emphasis on the students' educational lifestyle for the intervention group in 7 sessions of 90 minutes, once a week. There was no intervention for the control group. Repeated measures ANOVA was used to analyze the data.
    Results
    Participants were matched regarding demographic variables including age, family income, and parents’ education. The self-concept (F=25.177) and its subscales including academic effort (F=15.493), and academic self-confidence (F=26.067) were improved in the post-test for the interventional group (p<.001); this improvement continued in follow-up.
    Conclusion
    Academic self-concept of war victims’ children can be improved via lifestyle change interventions, with an emphasis on the academic lifestyle, according to Alfred Adler theory.
    Keywords: Lifestyle, Self-concept, Students, War victims
  • Akram Parandeh*, Khaled Biet Saeed , Mohammad Mahdi Salari , Fatemah Alhani Pages 554-562
    Background and Aim
    The complications of chemical agents not only affect health-related quality of life in chemical warfare victims but also has a negative impact on their families. Considering the role of family participation in care, empowerment programs for patients and their families is very important. The purpose of this study was to evaluate the effect of a family-centered empowerment model on the quality of life of chemical warfare veterans.
    Methods
    This randomized controlled clinical trial was conducted in Tehran, Iran during 2013‒2014. Eighty veterans were selected based on inclusion criteria and then randomized into an interventional and a control group. The empowerment program was implemented for 3 months with 4 dimensions (perceived threat, self-efficacy, educational participation, and evaluation) for the intervention group. The data collection tool was a demographic information questionnaire and a specific questionnaire on the quality of life of chemical injuries. Data analysis was performed using SPSS software version 16, and descriptive and inferential statistics were calculated.
    Results
    Based on the results, no significant differences with regards to demographic factors were observed between two groups before the intervention (P>0.05). The mean and standard deviation of the three dimensions of physical, psychosocial, and spiritual aspects of quality of life in the interventional group and the control group were not significant before intervention (p <0.05). Three months after the intervention, the mean and standard deviation in the physical (interventional group: 37.91±10.32; control group: 30.44±9.79), psychosocial (interventional group: 38.31±9.99; control group: 31.61±10.78) and spiritual (interventional group: 85.45±11.55; control group: 80.76±13.01) dimensions were, significantly different between the two groups (p <0.05).
    Conclusion
    Considering the low cost, safety and effectiveness of family- centered empowerment programs and the role of the family in health promotion, the veterans training program is recommended to nurses and caregivers in order to improve quality of life for all.
    Keywords: Family- centered empowerment, Chemical warfare agent, Veterans, Quality of life, Mustard gas
  • Esfandiar Azadmarzabadi , Ahmad Zarei * Pages 563-573
    Background and Aim
    Family training programs (FTPS) are considered an educational field for parents- students in the education system. This research has been carried out for the assessment and prioritization of educational needs for military parents that participated in FTPS at schools of a military town in Tehran, Iran.
    Methods
    This is a mixed study that was conducted in two qualitative and quantitative phases in 2017. The research sample in the qualitative phase consisted of 10 mothers, 8 fathers and 10 adolescents (12‒17 years old) of military families who were selected by a purposeful sampling method. Qualitative data were gathered through semi-structured interviews and a brainstorming technique and analyzed by the Colaizzi method. In the quantitative phase for prioritizing data; 364 parents and students was selected through the cluster sampling method, and analyzed with SPSS-18, using descriptive and inferential statistics.
    Results
    By analyzing the qualitative phase, 19 and 21 educational needs in junior and senior high schools were identified in four dimensions of socio-cultural, educational, religious, and physical - health. In the quantitative phase, the first priority of military parents educational needs in FTPS, from the perspective of both junior and senior high school students was: physical health needs (with a score of 7.384) and educational needs (with a score of 5.970), respectively. From the perspective of parents in both junior and senior high school, physical health needs (with mean 73.3 and 75.5) were identified as the first priority. Results also showed that boys have more severe physical-health needs than girls. |There was no significant difference between the views of mothers and fathers on the selection of educational needs.
    Conclusion
    The educational needs prioritized in this study, physical health needs and educational needs, (within the framework family training program) can be considered as a basis for revising the educational content of these courses in military town schools.
    Keywords: Needs Assessment, Family Training Program, Military Parents, School