فهرست مطالب

صفه - پیاپی 82 (پاییز 1397)
  • پیاپی 82 (پاییز 1397)
  • بهای روی جلد: 100,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1397/10/08
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهدی سلطانی، هادی ندیمی صفحه 5
    برای فهم بهتر معماری گذشته باید ذهنیت رایج معمارانه زمان مورد مطالعه را بیشتر شناخت. علاوه بر خود آثار، یکی از راه های شناخت این ذهنیت متون مکتوب مرتبط با معماری است. با این حال در میان متون تاریخی جهان اسلام در کمتر متنی به طور صریح و مستقیم به معماری پرداخته شده است. تذکره البیان و تذکره الابنیه دو متن از این دست هستند که از دوران عثمانی به دستمان رسیده است و حاوی خاطرات زندگینامهای و حرفهای سنان، معمار بزرگ جهان اسلام، است. در این میان میتوان پرسید که چگونه و به چه اندازه میشود، از میان سطور این متون و دیگر متون مرتبط آن دوران، ابعاد و وجوه مختلف ذهنیت معمار سنان را فهمید؟ قالب و چارچوب ذهنیت معماری همانند او از چه عناصر، مفاهیم، و افرادی تشکیل شده بود و هرکدام از آنها چه شان و جایگاهی داشته اند؟ در مقاله پیش رو تلاش می شود که با رجوع به این دو متن و بهرهمندی از دیگر متون مهم مرتبط آن دوران چون رساله معماریه و تحفه المعمارین راهی به سوی فهم ذهنیت معمار سنان گشوده و گوشه هایی از آن برای محقق امروزی معماری اسلامی شناسانده شود.
    متون تذکره ها برای معمار سنان در حکم مناقبنامهای بوده است که به خواست خود وی و توسط شخص معتمد او نوشته شده است تا نام نیکی از او به جای گذاشته و ابعاد زندگی و حرفهای او را به آیندگان و شاگردان و مریدانش شناسانده شود. به طور کلی در ذهنیت معمار سنان دو دسته از افراد، که میتوان آنها را دسته پیرهای پیشه و حامیان معنوی و دسته حامیان و بانیان آثار نامید، جایگاه و شان خاصی داشته اند. ابعاد دیگری از ذهنیت معمارباشی و در این مورد سنان در نظام عثمانی بر اساس مفاهیمی چون هدیه و کعبه و عمل بر اساس قدیم و… شکل میگرفت. ذهنیت سنان ابعاد معنوی بارزی داشت. آرمان و مهمترین هدف او از پیشهاش کسب دعای خیر و رستگاری دنیا و آخرت بود. او به رقابت با گذشته و کسب افتخار برای جهان اسلام امیدوار و علاقهمند بود.
    کلیدواژگان: معمار سنان، تذکره البیان، تذکره الابنیه، ذهنیت معماری، معماری عثمانی
  • مریم غروی الخوانساری صفحه 27
    عموما در طول عمر خانواده هستهای تغییراتی به صورت انبساط و انقباض در بعد خانوار قابل طرح است. هدف از طرح این مقاله مطالعه رویکردهای انعطافپذیری و بهرهگیری از آنها به منظور عرضه راهکارهایی متناسب با تغییرات الگوی خانواده در مسکن معاصر است. پرسش اصلی مقاله این است: آیا طرح مسکن واحد و در عین حال هماهنگ با انبساط و انقباض الگوی خانواده امکانپذیر است و احیانا، با توجه به چه ویژگی هایی میتوان انعطاف مسکن در این زمینه را افزایش داد؟ رویکرد تحقیق کیفی است و به دلیل کاربست مباحث نظری پایه در کنار تحلیل و مقایسه نمونه های مسکن انعطافپذیر معاصر و سنتی، تلاش می شود که به نتایجی کاربردی منتهی گردد. بر اساس بررسی های صورتگرفته، مراحل تغییر در خانواده هستهای مطالعه و نیازهای فضایی برای هر مرحله پیشنهاد میشود. به منظور تحقق انبساط و انقباض واحد مسکونی در بازه فضاهای مورد نیاز، از راهکارهای قابلیت تفکیک و ادغام واحد مسکونی و قابلیت توسعه بهرهگیری میشود. بر اساس تحلیلها، لازمه قابلیت تفکیک و ادغام در واحد مسکونی استقلال حوزه ها در دسترسی به ورودی، آشپزخانه، و سرویسهای بهداشتی است. پلانهای با این ویژگی معمولا به شکل پلانهای متوازنی از نظر موقعیت سرویسدهنده ها (سرویسهای بهداشتی، آشپزخانه، و ورودی) درمیآیند. همچنین قابلیت تنظیم اتصالات مابین فضاهای چندعملکردی در طراحیداخلی واحدها میتواند پاسخگویی به تغییرات لازم را در این زمینه ممکن کند. بر اساس تحلیلها، لازمه تحقق قابلیت توسعه توجه به ویژگی های هویتی و مکانی طرح قبل و بعد از توسعه است. به این منظور حوزه پیشبینیشده برای توسعه مناسب است که حداکثر تا حدود یکسوم سطح اشغال بنا و با عمق مناسب باشد. همچنین مناسب است که این حوزه حداقل از دو جبهه با بنای موجود مجاور باشد و به ارتباط مفید و مستقیم با فضاهای داخل بنا توجه شود. در انتها، جمعبندی دستاوردهای تحقیق در قالب دیاگرام تصویری پیشنهاد میگردد.  
    کلیدواژگان: انعطافپذیری، قابلیت ادغام و تفکیک، قابلیت توسعه، تغییر الگوی خانواده
  • محمد تحصیلدوست ، علی محمدشیرازی صفحه 51
    مصرف بیرویه سوختهای فسیلی به خسارات جبرانناپذیری منجر شده است. بحران انرژی در جهان و کاهش مستمر ذخیره های انرژی های تجدیدناپذیر، متخصصان را بر آن داشته که به دنبال جانشین مناسب و پاکی برای سوختهای فسیلی باشند. از طرف دیگر، با پیشرفت تکنولوژی و افزایش بهرهوری از انرژی های تجدیدپذیر، جهان به سمت استفاده از این منابع لایزال سوق داده شده است. از میان انرژی های تجدیدپذیر، انرژی خورشیدی و پنلهای فتوولتاییک، به دلیل دسترسی آسان و قابل استفاده بودن در اکثر نقاط کره زمین، اهمیت ویژهای دارد. استفاده از این پنلها در صنعت ساختمانسازی تا آنجا پیش رفته است که آنها را عناصری برای ساخت ساختمانهای پایدار دانستهاند و کاربرد آنها در جهان و در پروژه های مختلف بر روی بامها، نماها، و… دیده شده است. زاویه قرارگیری پنلها در جبهه های مختلف ساختمان (اعم از بام و نما) و بررسی سای هاندازی آنها بر روی هم در هنگام استفاده، به منزله ابزاری برای ساخت، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
    در این مقاله راهکاری پارامتریک در افزونه (پلاگین) گرسهاپر برای محاسبه زاویه انحراف بهینه پنلهای آرایه های خورشیدی در حالتهای عمود (بر روی نماها) ، شیبدار (بر روی بامهای شیبدار) ، افقی (بر روی زمینها و بامهای تخت) و در جهت گیری های مختلف ساختمان برنامهنویسی شد و با تعریف شاخصهایی عددی در این راهکار، اهمیت و لزوم استفاده از زاویه مذکور در حالتهای مختلف مشخص گردید و در گام بعدی اعتبارسنجی محاسبات آن به اثبات رسیده است. سپس به واسطه آن، و به صورت موردی برای شهر تهران، زاویه انحراف بهینه پنلها برای آرای های مشخص و عمود (بر روی نما) در جهت گیری های مختلف آن به دست آمد و اهمیت استفاده از این زاویه و همچنین مقدار آن در جهت گیری های مختلف نما به صورت نموداری گزارش داده شد. در این نوشتار اثبات گشت که لزوم استفاده از زاویه انحراف بهینه در جهت گیری های به سمت شرق و غرب نما بهمراتب بیشتر از جهت گیری به سمت جنوب آن است.
    کلیدواژگان: بهینه یابی زاویه، آرایه های خورشیدی عمود، سایه اندازی جزئی، محاسبات پارامتریک (گرسهاپر)، آنگستروم
  • مرضیه هومانی راد ، حسنعلی پورمند ، منصوره طاهباز صفحه 69
    با توجه به اهمیت نور روز در ایجاد حالت معنوی در فضاهای عبادی، کنکاش در معماری غنی مساجد تاریخی ایران، از نظر چگونگی بهرهگیری مناسب از نور روز، میتواند به شناخت و معرفی راه حلهای کالبدی معمارانه برای به ظهور رساندن ایده های نو در برنامهریزی و طراحی روشنایی مساجد معاصر منجر شود. در تحقیق حاضر برای بررسی رابطه بین نورگیرها و شرایط نورپردازی در فضای عبادی مسجد، کیفیت نور (چگونگی توزیع، جهت و زاویه، خیرگی و درخشندگی نور) ، و کمیت نور (پراکندگی و میزان روشنایی) روز در گنبدخانه های پنج مسجد از معماری عصر صفویه و قاجاریه در اصفهان شامل مساجد امام، شیخ لطفالله، حکیم، سید، رحیمخان با دو مسجد معاصر از شهر تهران شامل قبا و جامع شهرک غرب مقایسه شده است. از منظر کمیت میزان روشنایی و الگوی توزیع نور روز در طول یک سال الگو و از منظر کیفیت نورپردازی ارتباط الگوی توزیع نور با فضای زیرین آن (فضای گنبدخانه مسجد و جهت قبله) بررسی و تحلیل شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس اطلاعات میدانی و کتابخانهای انجام شده است. با کمک ابزارهای نورسنجی، داده های میدانی در سه هنگام از طول روز تهیه و سپس با نرم افزار ریدینس به یک سال تعمیم داده شده است. سپس با استفاده از معیارهای موجود در کتب استاندارد نورپردازی، میزان روشنایی، چگونگی توزیع نور، جهت نور، زاویه نور، و کیفیت بصری حاصل از آن در سطح پلان و دید ناظر تحلیل گردیده است. نتایج نشان میدهد که مراتب استفاده از نور روز در مساجد مورد مطالعه را میتوان به دو مرتبه تقسیم کرد: ابتدا جنبه کمی نور روز که استفاده فضا از حداقل روشنایی برای انجام مراسم عبادی یا مطالعه کتب دعا را شامل میشود. سپس جنبه های کیفی نور روز که حالت معنوی فضا را ایجاد میکند و شامل ایجاد سایهروشنهای داخلی با تاکید لکه های نوری بر نقاطی خاص از فضا چون محراب یا خطوط قرآنی ترسیمشده بر حاشیه سقف و امثال آن میشود. رابطه موقعیت قرارگیری نورگیرها، ابعاد و تناسبات آنها، ملحقاتی همچون سایهبان و امثال آن با میزان نور از داده های کمی به دست میآید و رابطه فعالیتهای عبادی با شیوه نورپردازی با نور روز، ایجاد تمرکز، و تاکید بر نقاط خاصی از فضا برای ایجاد حالت معنوی دستاورد تحلیل داده های کیفی تحقیق حاضر است.
    کلیدواژگان: نورپردازی، الگوی توزیع روشنایی، نور روز، گنبدخانه، مساجد تاریخی، مساجد معاصر
  • حسین طرهانی ، پروین پرتوی صفحه 91
    شاید بتوان نطفه آنچه امروز با اصطلاح برنامهریزی شهری شناخته می شود را در زمانی جستجو کرد که رشد شهرها و مسائل و مشکلات شهری به حدی رسیده بود که منافع عمومی به خطر افتاده و توزیع منابع به صورت ناعادلانهای درآمده بود. این اوضاع خود دلیلی برای مداخله شهرسازان در شهرها شد تا با مداخله خود در مسائل شهر، وضع نابسامان آن را سامان دهند و دیالکتیک نیازها و منابع را به تعادلی نسبی برسانند. مسئله منفعت عمومی ترجیعبندی است که مباحث برنامهریزی را به یکدیگر متصل میکند، از همین رو، زمینهای است که نیازمند بررسی و تعمق بیشتری است.
    در این پژوهش تلاش شده است که سازوکار تحقق منفعت عمومی تبیین گردد. در این پژوهش از رویکرد کیفی و به منظور جمعآوری داده ها و اطلاعات از شیوه های اسنادی و کتابخانهای استفاده شده است. نمونه های طرح تجدید حیات شهر مدلین واقع در کشور کلمبیا، طرح بازآفرینی محله ریجنت پارک واقع در شهر تورنتو کانادا، طرح چشمانداز زودس واقع در شهر آمستردام، و برنامه توسعه راهبردی شهر سیدنی که به پشتوانه منابع بین المللی، موفقیت این طرحها اثبات شده است بررسی و تحلیل شدهاند. نتیجه این پژوهش، که با ترکیب نظریه های شهرسازی و تحلیل محتوای طرحهای موفق توسعه شهری حاصل شده، دیاگرام سازوکار تحقق منفعت عمومی در نمایی فرایندگونه است. معیارهای اصلی این دیاگرام توزیع عادلانه منابع، توجه به مسائل زیستمحیطی، توجه به همه اقشار جامعه، مسکن، اشتغال، هدفگذاری و منفعتیابی، شبکه قدرت، برقراری ارتباطات و تعاملات اجتماعی، انگیزش کنش اجتماعی، آگاهی، و تعهدات اخلاقی و هنجارها و ارزشها هستند که در شبکهای از روابط مصور شدهاند تا برنامهریزان و فرایند برنامهریزی شهری را در مسیر تحقق منفعت عمومی یاری دهند.
    کلیدواژگان: منفعت عمومی، نظریههای شهرسازی، طرحهای موفق توسعه شهری، خیر مشترک
  • محمدمهدی طاهری ، حامد مظاهریان ، سعید خاقانی صفحه 113
    به رغم دشواری های ایوانپژوهی، که برآمده از تفاوتهای معنایی واژه ایوان در متون تاریخی و مراد تاریخنگاران معاصر هنر از ایوان، مشخص نبودن خاستگاه کالبد آن، روشن نبودن ریشه واژه آن،کثرت مدلولها، و تنوع کالبدی ایوان است، از اهمیت آن در فرهنگ پیشینیانمان آگاهی موثقی داریم که پژوهش در وجوه مختلف ایوان ابعاد متنوع و پیچیده آن را روشنتر خواهد کرد. پژوهش فعلی ناظر بر گونهشناسی مسجدهای تاریخی ایران بر مبنای ایوان آنها است و در آن ایوانها از چهار وجه ارزیابی شده است: تعداد ایوانها، شکل ایوانها، کارکرد ایوانها، و جایگاه ایوانها. هرکدام از این معیارهای یادشده به دسته بندی ایوانها انجامیدهاند و بهتبع با بررسی وضع حضور یا غیبت آنها در 952 مسجد از مسجدهای تاریخی ایران، گونهشناسی ایوانمحور مسجدهای تاریخی ایران حاصل شده است. همچنین داده های گونهشناختی بهدستآمده با استفاده از مختصات جغرافیایی هر مسجد، با کمک سامانه اطلاعات جغرافیایی (جیآیاس) بررسی شده است تا ضمن تحلیل مکانمند داده های گونهشناختی و تاریخی، نقشه های پراکندگی و تراکم و پهنهبندی هرکدام از گونهمسجدها به دست آید. بر مبنای یافته ها، بیش از 60٪ مسجدهای تاریخی ایران بیایوان هستند و مسجدهای تکایوانی 23٪، دوایوانی ها 1/8٪، سهایوانی ها 6/1٪ و چهارایوانی ها 5/4٪ از مسجدهای بررسیشده را تشکیل میدهند. عمده مسجدهای دوایوانی در خراسان و اکثریت مسجدهای چهارایوانی در اصفهان هستند. همچنین حدودا 7٪ از مسجدهای ایران ایوان ستوندار دارند که این ستوندارها در نواحی جنوب، جنوب شرق، و شمال غرب ایران متمرکزند. بر مبنای محل ایوان در کالبد مسجد، مسجدهای ایواندار ایران در سیزده دسته جای میگیرند که گونهمسجدی که در کالبد خود فقط یک ایوان در ضلع قبله دارد، با 177 نمونه، رتبه اول پرشماری را دارد. همچنین ایوانها گاه در مقام فضای اصلی به کار میروند و گاه فضایی ارتباطی هستند که شبستان مسجد را به صحن مسجد متصل میکنند. 1/15٪ مسجدهای ایران در دسته اول و 6/13٪ آنها در دسته دوم میگنجند. عموم ایوانهایی که فضای اصلیاند در خراسان هستند و این ایوانها هم اکثرا در ضلع قبلی مسجد قرار دارند و ایوانهای اصلی جنوب ایران عمدتا ستوندار هستند.  
    کلیدواژگان: ایوان، مسجد، سامانه اطلاعات جغرافیایی، جی آیاس، گونه شناسی
  • ساناز رهروی پوده ، نیما ولی بیگ ، نرگس دهقان ، محمد مسعود صفحه 127
    همواره استفاده از اصول کالبدی یکی از عوامل تاثیرگذار در طراحی ابنیه تاریخی با عملکردهای مختلف معرفی شده است. با توجه به سابقه چشمگیر ساخت خانه، شناخت ویژگی های کالبدی، از جمله عوامل شکلی موثر در حفظ و نگهداری این عملکرد، حایز اهمیت خواهد بود. در این پژوهش باور بنیادین آن است که فضاهای اصلی خانه ها بر اساس جهتهای جغرافیایی و همچنین جهت کشیدگی حیاط، مکانیابی، و طراحی شدهاند. با رجوع به سخنان نظریهپردازان در این مورد، آشکار می شود که آنها از منظرهای متفاوتی، از جمله تاریخنگاری، جنبه های معنوی و فلسفی، سلامتی، و اجتماعی به این مفاهیم نگریستهاند. در این پژوهش برای نخستین بار به گونهشناسی کالبدی تهرنگ فضاهای اصلی خانه های چندطرفساخت در شهر اصفهان پرداخته شده است. ابزارهای مورد استفاده شامل جمعآوری اطلاعات به روش مطالعه اسنادی، کتابخانهای، میدانی، و بهرهگیری از مصاحبه های ساختاریافته با صاحبنظران و استادکاران است. جستار پیش روی به منظور بررسی ویژگی های کالبدی خانه ها در قالب تهرنگ انجام گرفته است و از این رهگذر چگونگی چیدمان فضاهای خانه های گذشته تحلیل میشود. بدین منظور، ابتدا اطلاعات مربوط به نمونه های نخستین از طریق «مشاهده و برداشت میدانی» ، «مصاحبه با استادکاران و مرمتگران ابنیه و سکنه قدیمی خانه ها» ، و «مطالعات کتابخانهای» جمعآوری شده است. سپس با دسته بندی و گونهشناسی شکلی فضاهای طراحیشده در خانه های تاریخی شهر اصفهان به تحلیل ویژگی های مشترک و متفاوت تکرارشونده در آنها پرداخته شده است. بررسی ها حاکی از آن است که جهت قرارگیری محور طولی حیاط بر نحوه چیدمان و سازماندهی فضاها نقش موثر داشته و ویژگی های اقلیمی همچون تابش نور و ابعاد حیاط (طول و عرض) در اولویت دوم مد نظر قرار میگرفته است، به گونهای که کشیدگی حیاط در جهت شمالی جنوبی و یا شرقی غربی در چیدمان فضاها نقش موثری داشته است.
    کلیدواژگان: گونه شناسی کالبدی، خانه های تاریخی شهر اصفهان، ته رنگ فضاهای اصلی، خانههای چندطرف ساخت
|
  • Mehdi Soltani, Hadi Nadimi Page 5
    In order to better learn the architecture of the past, it is necessary to better understand the mainstream architectural though of the period. In addition to its architectural works, the period’s architecturerelated written literature offers a way to study the period’s mindset. Nevertheless, there are few texts among the Islamic period literature explicitly and directly discussing architecture. Tazkara-t’al-Bonian and Tazkara-t’al-Abnieh are two texts from this rare genre, originating from the Ottoman era, and containing biographical and professional memoirs of Sinan, the great architect of the Islamic world. One could ask the ways in and the degree to which Sinan’s mindset can be read through these and other related texts from this period; what have been the influential ingredients, concepts and individuals of his mindset, and to what degree they have been influential? The present paper is an attempt to explore and unearth Sinan’s mindset through the above texts as well as other texts such as Resala-t’al-Memarieh and Tohfa-t’al-Memarin for presentday architectural researchers. For Sinan these texts were supposed to work as best practice instructions written to his own request by a trusted person, in the hope that he would be benignly remembered and his career would be recognized by his successors. Generally speaking, Sinan recognised two groups as having a meritorious status: the profession’s veterans and spiritual supporters, and the patrons. There are other dimensions to the architect’s mindset—Sinan in this case—under Ottoman order, based on concepts such as offering, Kaaba holiness, and being loyal to the past. Sinan’s mindset had clear spiritual dimensions, and his most important goal was being blessed and redeemed. He hoped to compete with the past and win pride for the Islamic world.
    Keywords: Architect Sinan, Tazkara-t’al-Bonian, Tazkara-t’al-Abnieh, Architectural Mindset, Ottoman Architecture
  • Maryam Gharavi Alkhansari Page 27
    During the lifespan of a nuclear family expansions and contractions usually occur in the size. The present paper aims to study flexibility approaches in order to exploit them to offer strategies in response to family pattern changes in contemporary families. The core question here is whether it is possible to design a housing unit which can correspond with family size expansions and contractions., and what possible features can help boost flexibility. The research approach is qualitative, and as theoretical debates go along traditional and modern house case studies and analyses, applied results are intended. The stages of change in nuclear families are studied here and spatial needs are proposed for each stage. In order to materialise spatial expansion and contraction, division and merging strategies are employed here. According to the paper’s analyses the prerequisite to divideability and mergeability is the independence of each domestic zone in their access to the entrance, kitchen and sanitary services. Plans enjoying such features are usually well-balanced in terms of locations of the above services. Furthermore, the adjustability in interiors of connections between multi-functional spaces can yield a responsiveness to necessary changes. The analyses also find that in order to materialise expandability it is necessary to pay attention to identity and place-bound characteristics of the design before and after the extension. It is appropriate, thus, that the extendable zone is up to a third of floor area and have suitable depth. It is also appropriate that this zone adjoins the existing building on at least two sides, paying attention to effective, direct connection with the building interior. The paper concludes with a pictorial diagram showing the results of the research.
    Keywords: Flexibility, Mergeability, Divideability, Family PatternChange
  • Mohammad Tahsildoost, Ali Mohammad, Shirazi Page 51
    The growing levels of fossil fuel consumption in recent years has caused irrecoverable damages to the environment. The global pollution crisis and the increasingly dwindling levels of unrenewable energy reserves have prompted experts to seek clean, suitable replacements for fossil fuels. On the other hand, with the recent technological developments and increasingly efficient methods of using renewable energies, there has grown a tendency in sciences towards using such renewable resources. Of particular importance among these resources is solar energy, specially through photovoltaic panels. This is due to the ease of access and use in many parts of the globe, including most parts of Iran. The use of these panels has gone so far as to be considered as an integrated part of sustainable buildings, with their use significantly on the increase. Naturally, the demand for increased efficiency of these tools has required studies on effective efficiency factors. These include particularly important studies on the positioning angles of panels on different facets of the building (both horizontal and vertical), and on their shading on one another when used as building elements. The present paper adopts a parametric method along with software capabilities of these plug-ins in Grasshopper in order to programme and calculate optimised titling angles for solar settings in vertical (wallmounted), pitched (pitched roof-mounted), horizontal (ground- and flat roof-mounted) positions and in various building orientations, and to define numeric indices to work out the necessity and importance of the optimised angle. The next step was to assess the reliability of calculations and thereby verify the method. The method was then applied to the case of Tehran to establish optimised tilting angles for a certain vertical panel setting in different orientations with the importance of optimised angles reported through a chart. In conclusion, it was proved that the use of optimised tilting angle for west- and east-facing walls is significantly more than for southfacing wall.
    Keywords: Angle Optimisation, Vertical Solar Settings, Partial Shading, Parametric Calculations (Grasshopper), Angstrom
  • Marzieh Hoomani Rad, Mansooreh Tahbaz, Hassan, Ali Pourmand Page 69
    Bearing in mind the importance of daylight in creating a spiritual mood in places of worship, an inquiry into the rich architecture of Iranian mosques, in terms of how they exploit daylight, can result in planning and design guidelines for contemporary architecture. In order to investigate the relation between skylights and the mosque’s lighting conditions, the present research compares daylight qualities (distribution, direction and angle, glare, radiance) and quantities (diffusion, luminance) of five dome houses of Isfahan’s Safavid and Qajar mosques—Imam, Sheikh Lotf-ollah, Hakim, Seyed, Rahim Khan—with those of two contemporary Tehran mosques—Ghoba and Sahrak-e Gharb’s Great Mosque. This is initially done through quantitative measures of lighting levels and daylight distribution patterns during a year, followed by a study of the relation between light distribution patterns and the space below (dome house and the qibla direction) as qualitative measures. The adopted method is descriptive-analytic, based on field data and documents, with help from light measurement devices which collected field data thrice a day and generalised to a year-long period through Radiance software. Using criteria from lighting standards literature lighting levels, distribution, direction, angle and its resulting visual quality were analysed in both plan and viewers’ levels. The results show that the use of daylight in studied cases can initially be studied quantitatively in terms of provision of minimum requirements for rituals and study. This can then be followed with quantitative studies, which is to do with the spiritual quality of the space, and includes shadows and lights in interiors highlighting special points such as the altar or Quranic calligraphies. The findings of this research include those about the relation between skylight positioning, their dimensions and proportions, their attachments such as shadings and the like with the quality of light from the quantitative data, and those about the relation between worship activities and daylighting, highlighting certain points in order to create a spiritual quality.
    Keywords: Lighting, Light Distribution Pattern, Daylight, Dome House, Historic Mosques, Contemporary Mosques
  • Hossein Tarhani, Parvin Partovi Page 91
    What is known today as urban planning is perhaps conceived at a time when urban growth and its associated issues had reached the point of endangering the public interest with an unfair distribution of resources. This situation prompted urban planners to intervene in order to mitigate the conditions, bringing about a relatively balanced status into the need-resource dialectics. public interest is a recurring underlying issue for planning, and hence the need for further investigations. The current research is an attempt to explain realisation mechanisms for the public interest. The adopted approach is qualitative, with documentbased methods used for data collection. Examples of the urban revitalisation plan for Medellín city in Columbia, the regeneration of Regent Park district in Toronto, the Zuidas Vision Plan, and the strategicdevelopment plan for Sydney—all internationally supported and evidently successful—are studied and analysed. Combining planning theories and content analysis of successful urban development plans, the research results in a public interest realisation mechanism diagram rendering them as processes. The main criteria for this diagram are fair distribution of resources, attention to environmental issues, social inclusion, housing, employment, interests-seeking, power networks, social communications and interactions, prompting social activism, Consciousness, and ethical commitments, norms and values; all illustrated in a network of relations in order to help planners ad planning processes realise the public interest.
    Keywords: Planning Theories, Successful Urban Development Plans, Public Interest
  • Mohammad Mehdi Taheri, Hamed Mazaherian, Saeid Khaghani Page 113
    The difficulties of research on ayvān stem from terminological differences in historical texts and what contemporary historians meant by the term, ambiguities about the origins of this element, as well as etymological ambiguities about the term itself, and the ayvān’s wide varieties. Despite all that, it is known for sure that this element is of historical importance. It is necessary, therefore, to conduct a multifaceted research to shed light on various, complicated aspects of the ayvān. The present research is on the typology of Iranian historic mosques based on their ayvāns. These ayvāns are assessed through four aspects: the number of ayvāns, their form, their function and their position. Each aspect can result in a certain classification, with a typology emerging from a study of 952 historic Iranian mosques and the presence or otherwise of each aspect. Furthermore, typological data are inspected using geographical coordinations of each mosque through GIS, in order to map the distribution, density, and location of each type through a place-bound analysis. The findings show that over 60% of historic Iranian mosques are ayvān-less, with 23% having a single ayvān, 8.1% two, 1.6% three and 4.5% four ayvāns. The majority of double-ayvān mosques are in Khorasan and te majority quadruple-ayvān mosques are in Isfahan.
    Keywords: Ayv?n, Mosque, Geographic Information System, GIS, Typology
  • Sanaz Rahravi Poodeh, Nima Valibeig, Narges Dehghan, Mohammad Masoud Page 127
    The use of physical principles has always been seen as influential in designing various historic buildings. Bearing in mind the significant history of building houses, it is important, therefore, to study physical characteristics, including those effective in protection of their residential function. Central to this paper is the belief that the main spaces of a house are positioned and designed with geographical directions and the courtyard elongation in mind. Referring to theoreticians of the field, it is clear that there are a range of viewpoints addressing the matter including those of historiography, spiritualism, philosophy, health and sociology. The present research adopts a physical typology approach focusing on the plans of main spaces in multi-aspect houses of Isfahan. This is done using on-site data collection as well as data from documents and libraries, and also structured interviews with experts and mastercraftsmen. The analysis is focused on house layouts. The work starts with on-site surveys, followed by interviews with master-craftsmen, conservation specialists, long-time residents of houses, and library studies. This is followed by a formal typological classification analysing recurring features. Studies show that the direction of a courtyard’s longitudinal axis is effective on its layout and spatial organisation, with climatic features such as radiation and courtyard dimensions coming second. Whether the courtyard’s elongation is north-south or east-west is, therefore, effective in the layout.
    Keywords: Physical Typology, Isfahan Historic Houses, Main Spaces’ Plans, Multi-Aspect Houses