فهرست مطالب

پژوهش های تفسیر تطبیقی - پیاپی 7 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 7 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عبدالکریم بهجت پور *، محسن قمرزاده صفحات 7-32
    «منابع تفسیر» از مباحث پراهمیت در مناهج تفسیری است. این منابع ریشه در وحی و باز تعریف آن یا برگرفته از تلاش عقلانی و تجربه بشر در طول قرون و اعصار دارد. تفاوت مناهج و روش های تفسیری ارتباط با انتخاب مفسر در منابع دارد. مقاله تلاش دارد دیدگاه استاد معرفت را درباره منابع اثری کسب و تمایزهای دیدگاه ایشان را با علامه طباطبایی بررسی کند. این دو مفسر یکی به شدت به منبع قران به قرآن توجه کرد و دیگری بر روایات و اثار تفسیری تمرکز دارد. در مقاله ابتدا دیدگاه تطبیقی استاد و علامه طباطبایی را درباره منابع قرآن، و روایات وحیانی و تاریخی شامل: سنت پیامبر اکرم (ص) سنت اهل بیت (ع) ، بررسی کرده است. تلاش شده دلیل حجیت واعتبار هر یک از منابع مذکور و مشترکات و امتیازات نظر دو دیدگاه بررسی شود. محصول بررسی آن که ریشه اختلاف نظراین دو مفسر، به در هم آمیختگی علوم ابزاری و علوم منبعی تفسیر، تفاوت در تعریف تفسیر و تفکیک ناشدگی اصطلاحات تفسیر و تبیین قرآن بر می گردد.
    کلیدواژگان: منابع تفسیر، مناهج تفسیری، قرآن به قرآن، تفسیر روایی، معرفت، طباطبایی، حدیث
  • محمد علی اخویان *، علی بادپا صفحات 33-51
    بنابر آموزه های قرآنی، هدف از خلقت عبودیت و سیر در صراط مستقیم است. با این حال چنین به نظر می رسد که آفرینش شیطان که انسان را از رسیدن به این مقصد باز می دارد و خود نیز در آن قرار نمی گیرد، شر مطلق بوده و خلاف حکمت است.
    علامه طباطبایی بر آن است که تحقق هدف آفرینش، یعنی عبادت، در گرو وجود نظام احسنی است که بر اساس آن هر موجودی با هر قابلیتی که دارد، نقش خود را در جایگاهی که برای او مقدر گردیده است، ایفا نماید، لذا مطلقا شر نیست. به این ترتیب، کار شیطان این است که با اغواگری، موجبات ابتلاء و آزمایش انسان را فراهم آورد تا این امر موجب صعود او به قله های کمال گردد و اصلا شر مطلق در نظام احسن وجود ندارد.
    در مقابل فخر رازی هدف از خلقت انسان را معلل به غرضی نمی داند و اینگونه می پندارد که هدف از خلقت انسان حقیقتا استکمال وی بوسیله عبادت نیست زیرا در این صورت خداوند برای افاضه اش به غیر نیاز به واسطه پیدا می کند بلکه خداوند به هرکه بخواهد بدون واسطه افاضه می کند و در افعالش سوال نمی شود بنابراین نمی توان گفت وجود نظام احسن نیز ضرورت دارد. فخر رازی با این نظریه حکمت الهی و حقانیت افعال الهی را کنار می گذارد.
    کلیدواژگان: شیطان، خیر، شر، حکمت، علامه طباطبایی، فخر رازی
  • حسن سعیدی، سعید صفی شلمزاری، سیدمجتبی جلالی * صفحات 53-74
    قرآن به عنوان کتاب آسمانی مشتمل بر واژگان فراوان است که هر یک متضمن معنایی در جهت تفهیم مرادی خاص نسبت به مخاطب خود می باشند. هدف پژوهش حاضر مقایسه و تطبیق دو تفسیر المیزان و تفسیرکبیر در رویکرد به واژگان؛ «تبیان» و «تفصیل» درآیاتی نظیر؛89 نحل و 138 آل عمران در مورد واژه تبیان و آیات111 یوسف،154 انعام و145 اعراف درباره واژه تفصیل است که از نتایج آن می توان به؛اختلاف نظر دربرداشت دلالت لفظی برخی آیات، یا اختلاف نظر درمحدوده معنایی برخی واژگان آنها و در مواردی اشتراک برداشت و همپوشی نظریات در تبیین معانی آیات، و در مواردی دیگر نیز شاهد سکوت و تبین از سوی هریک در تبیین معنای واژگان یک آیه هستیم. ضمن آنکه کاربرد متفاوت این دو واژه در قبال مسلمانان و مومنان، چه بسا بیانگر برخورداری مومنان از درجه بالای معرفتی و شناختی نسبت به افراد مسلمان باشد. رسالت این تحقیق تبیین موارد پیش گفته با اتکا به منابع دست اول و توجه به منابع جدید با روش تحلیلی است.
    کلیدواژگان: تبیان، تفصیل، هدایت، مسلمان، ایمان
  • سید سجاد غلامی* ، کاوس روحی برندق صفحات 75-105
    آیه «مباهله» (آل عمران: 61) از مهم ترین ادله قرآنی، در خصوص فضیلت و برتری اهل بیت (ع) محسوب می گردد. مفسران و دانشمندان فریقین در طول تاریخ از جهات مختلفی درباره این آیه بحث و گفتگو کرده اند، یکی از جنبه هایی که به آن پرداخته نشده است، ارتباط مناسبتی و درون قرانی آیه مباهله با دیگر آیات امامت، ولایت و فضائل اهل بیت (ع) است. این جستار درصدد است با استفاده از روش توصیفی -تحلیلی و با پرداختن به قواعد روابط مناسبتی بین آیات مذکور، به تحلیل ارتباط مناسبتی آیه مباهله با عمده ترین آیات فضایل در زمینه امامت و ولایت اهل بیت (ع) بپردازد. پس از تحلیل و ارزیابی روابط مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات مذکور به این نتیجه دست یافته شد آیه هباهله با عمده ترین آیات فضایل اهل بیت (ع) ارتباط دارد ولی گونه های قواعد ارتباطی آیه مباهله با هر یک از آیات موردبحث از جهت تعداد روابط مناسبتی متفاوت و با یکدیگر مختلف است وبه صورت موردی آیه مباهله مبین مصداق آیه مباهله آیه مودت، آیه ولایت، آیه اولی الامر و آیه عهد می باشد؛ چنانکه آیه عهد بیانگر شرط وجودی آیه مباهله است و نیز آیه مباهله زمینه ساز ابلاغ امامت امام علی (ع) در آیه تبلیغ است و سرانجام بین مضمون آیه مباهله و آیه تبلیغ دلالت عقلی برقرار است.
    کلیدواژگان: آیه مباهله، اهل بیت (ع)، آیات ولایت، روابط مناسبتی، تفسیر قرآن به قرآن
  • محمدحسین واثقی راد * صفحات 107-136
    از دیر باز درباره شان نزول آیه 108 سوره توبه اختلاف نظر بوده که درباره مسجد قبا یا مسجد پیامبر نازل شده است. درمیان اهل سنت دو دیدگاه و دو دسته روایات وجود دارد. گروهی به استناد روایات و برخی قراین دیگر گفته اند منظور مسجد قباست. این روایات از نظر سند ضعیف و از نظر محتوی قابل تردید است راویان اصلی این روایات کعب الاحبار ، عبدالله بن سلام، وابو هریره بوده اند وتوسط شرحبیل وشهر بن حوشب رواج یافته است. دسته دوم روایاتی که گویند منظور مسجدپیامبر است. این روایات از نظر سند صحیحه می باشند تعدادی از دانشمندان اهل سنت همین دیدگاه را ترجیح داده داند. در کتابهای روایی شیعه نیز چند روایت رسیده که منظور مسجد قباست این روایات نیز از نظر سند ضعیف هستند. مفسران شیعه به استناد این روایات و روایات اهل سنت گفته اند منظور مسجد قباست. براساس روایات صحیحه تردیدی نیست که منظور مسجد پیامبر است وبراساس شواهد وقراینی که وجود دارد قوی به نظر می رسد که منظور از فیه رجال اهل بیت پیامبر باشند.
    کلیدواژگان: مسجد پیامبر، قبا، تطهیر، منافقان، یهودیان، اهل بیت
  • علی خراسانی * صفحات 138-153
    وهابیان و اسلاف آنان، به شماری از آیات قرآن کریم؛ ازجمله آیه 31 سوره یونس استناد کرده و بر این نکته پای فشرده اند که: مشرکان صدر اسلام به توحید در ربوبیت اعتقاد داشتند و تنها دلیل شرک آنان، شرک در عبادت و واسطه قرار دادن بت ها برای تقرب به خدا بوده است. وهابیان با توسعه در مفهوم عبادت و ادعای توحید ربوبی برای مشرکان عصر نزول نتیجه گرفته اند که مسلمانانی که اولیای الهی را واسطه بین خود و خدا قرار می دهند، همانند مشرکان صدر اسلام به شرک عبادی گرفتار شده اند.
    مفسران فریقین با استناد به آیات پرشماری ازجمله آیه «واتخذوا من دون الله آلهه لعلهم ینصرون» (یس: 36 و 74) و نیز گزارش های تاریخی فراوان که بیانگر استمداد و استعانت مشرکان از بت ها می باشد، بر شرک ربوبی مشرکان معاصر بعثت تاکید کرده اند. مفسران شیعه و سنی با بهره مندی از آیه 31 سوره یونس پاسخ هایی را ارائه داده اند. برخی اعتراف مشرکان به ربوبیت را دروغ و غیرواقعی دانسته اند. برخی گفته اند اعتراف در این آیه، مشروط به شرط محذوف انصاف و تامل است. شماری این اعتراف را از سر ناچاری دانسته اند و برخی دیگر گفته اند: اگرچه مشرکان به ربوبیت خدا اقرار کرده اند ولی با این وجود به توحید در ربوبیت قائل نبوده و به ربوبیت رب الارباب قائل بودند.
    کلیدواژگان: قرآن، وهابیت، شرک عبادی، شرک ربوبی، مشرکان عصر نزول، آیه 31 سوره یونس، تفسیر تطبیقی
  • حسن رضایی هفتادر، کمال صحرایی اردکانی، باب الله محمدی نبی کندی * صفحات 154-179
    مطالعات تطبیقی در متون اسلامی، به ویژه در آیات قرآن، از جایگاه ویژه ای برخوردار ‏است. با توجه به اهمیت آیه 124 سوره بقره، به دلیل به کار رفتن واژه هایی مانند «کلمات» ، «امام» و ‏‏ «عهد» که باعث شده برخی مفسران دیدگاه های متفاوتی را در این زمینه بیان کنند، پژوهش حاضر ‏به بررسی آراء مفسران فریقین در این زمینه پرداخته است. سه واژه «کلمات» ، «امام» و «عهد» در ‏آیه پیش گفته نقش تعیین کننده ای برای تبیین این آیه دارند. از ره گذر این جستار، مشخص می شود ‏که واژه «کلمات» با توجه به سیاق آیه یادشده و آیات مشابه، به انجام دادن کارهایی عملی دلالت ‏دارد که حضرت ابراهیم (ع) لازم بود برای رسیدن به امامت، آن ها را انجام دهد. درباره تفسیر کلمه ‏‏ «إمام» ، دیدگاه هایی هم چون زعامت سیاسی، قدوه، نبوت و… مطرح شده است که برخی از ‏مفسران، سعی دارند با معانی که در نظر گرفته اند، امامت حضرت ابراهیم (ع) را منکر شوند. اما با ‏توجه به سیاق آیه پیش گفته و تفسیر کلمه «عهد» که بیش تر مفسران فریقین آن را به معنای امام ‏بیان کرده اند، مشخص می شود که حضرت ابراهیم (ع) و فرزندانش به مقام امامت نایل شدند. در ‏این نوشتار، سعی گردیده آیه یادشده، با استفاده از تفاسیر فریقین، آیات مشابه و روایات، تا حد ‏امکان بررسی گردد‏
    کلیدواژگان: آیه 124 سوره بقره، کلمات، ابتلی، امام، عهد، اتم، تفاسیر فریقین
  • حبیب الله دانش شهرکی *، عبدالحسین خسروپناه، فاطمه غلام نژاد صفحات 181-202
    هرمنوتیک فلسفی به معنای هستی شناسی فهم، بنیان های هستی شناختی فهم، ارکان و شرایط وجودی آن را مورد تامل فلسفی قرار می دهد. گادامر یکی از نمایندگان این تفکر است که هرمنوتیک را از حوزه روش شناسی به عرصه هستی شناسی وارد کرد. پژوهش حاضر با عنوان بررسی تطبیقی هرمنوتیک ملاصدرا و گادامر معلوم کرده است بسیاری از ویژگی های هرمنوتیک گادامر از جمله چیستی فهم، هستی شناسی متن و مفسر، تعدد فهم و دخالت پیش فرض های مفسر در نحوه فهم ملاصدرا از قرآن کریم مشهود است؛ البته در هر یک از موارد مذکور تفاوت اساسی با هرمنوتیک گادامر دارد؛ مهمتر آن که صدرالمتالهین با تعیینی دانستن معنای قرآن از سوی شارع مقدس، قائل به نسبی گرائی که پیامد هرمنوتیک گادامر است نبوده؛ بلکه امتزاج افق معنائی مفسر و متن را به نحو تشکیکی و در طول مراد مولف و نهایتا فهم صحیح را با تکیه بر نقش فاعلی مفسر از یک سو و افاضه مولف از سوی دیگر دست یافتنی می داند.
    کلیدواژگان: هرمنوتیک، هرمنوتیک فلسفی، هستی شناسی فهم، ملاصدرا، گادامر
  • ابراهیم ابراهیمی *، فاطمه دست رنج، علیرضا طبیبی، ملیحه رمضانی صفحات 203-221
    هم معنایی یا ترادف از جمله روش های مفسران در فهم و تفسیر واژگان قرآن و مجالی پر از اختلاف نظر و تکثر اصطلاحات است. این پژوهش در صدد بررسی روش کاربست هم معنایی یا ترادف در تفسیر المیزان و تحلیل تطبیقی نقدهای علامه طباطبایی بر روش برخی مفسران با هدف فهم دقیق و موشکافانه معنای واژگان است. نتایج حاصل، حاکی از آن است که وجه تشابه روش های به کار رفته در ترادف، عدم تطابق کامل واژگان است. نقدهای علامه شامل بافت زبانی و غیر زبانی است. زیرا آنچه از نگاه مفسرانی چون راغب، زمخشری، فخررازی و مولف تفسیر المنار مغفول مانده است عدم توجه به عوامل درون متنی مثل مقابل ها، هم نشین ها و مقام و نوع خطاب آیه در کنار عوامل برون متنی مثل روایت، باورهای کلامی، تاریخ مکانی و زمانی نزول آیه است. مجموع این عوامل مفسر را به معنایی مشخص از واژه و کشف فرایند هم معنایی و نیز سایر روابط معنایی رهنمون می شود که علامه طباطبایی آن را کالمترادف یا شبه ترادف می نامند. نمونه هایی از نوآوری علامه در جامع نگری به قرائن در روش کاربست ترادف نسبت به سایر مفسران مورد انتقاد در تفسیر المیزان، در بخش تحلیل تطبیقی ذکر شده است.
    کلیدواژگان: هم معنایی، تحلیل تطبیقی، تفسیرالمیزان، علامه طباطبایی، نقد مفسران
  • مرتضی بیات *، محمود صیدی، احسان منصوری صفحات 223-241
    شفاعت از مباحث تفسیری - کلامی است که آیات قرآنی سبب طرح آن در میان متفکران اسلامی گردیده است. مباحث مربوط به شفاعت را می توان به دو دسته کلی شفاعت کنندگان و شفاعت شوندگان تقسیم نمود. اشاعره و معتزله پیامبر اسلام (ص) را شفاعت کننده می دانند و در مورد سایر شافیان نظریه خاصی ارائه ننموده اند. در مقابل، ملاصدرا موجودات متقدم در قوس نزول (مجردات عقلی) و صعود (انسانهای کامل) را به دلیل واسطه فیض بودن، شفاعت کننده انسانها و هادیان آنها به سوی خداوند هستند. پیامبر اسلام (ص) نیز به دلیل جامعیت اسمائی فاتح باب شفاعت است. معتزله شفاعت را در ازدیاد نعمت های مومنان بهشتی؛ و اشاعره آنرا در کاستن عذاب فاسقان و ظالمان نیز فراگیر می دانند. ملاصدرا ضمن نقادی نظریه معتزله، شفاعت را در کاسته شدن عذاب دوزخیان نیز موثر می داند. البته در صورتی که افعال ناپسند آنها ملکه راسخ نگشته باشد.
    کلیدواژگان: شفاعت، معتزله، اشاعره، ملاصدرا، مومن، فاسق
  • علیرضا زکی زاده رنانی*، سمیه محمدی صفحات 243-262
    بحث از «احباط» و «تکفیر» گناهان، از مباحث بسیار مهمی است که در آیات و روایات فراوانی مورد توجه قرارگرفته و فرق مختلف اسلامی، در این زمینه بحث و تبادل نظر بسیار دارند. در برخی از آیات قرآن، از این مقام نیز فراتر رفته و از «تبدیل سیئات به حسنات» سخن به میان آمده است؛ مانند آیه ی 70 سوره ی مبارکه ی فرقان که «توبه» را باب نجات انسان ها از گناه معرفی نموده و شرط قبولی توبه را «ایمان» و «عمل صالح» می داند. پژوهش حاضر، با هدف بررسی نظرات مختلف مفسران شیعه وسنی پیرامون آیه ی فوق و به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته و نتایج پژوهش حاکی از این است که اصل واژه ی تبدیل به معنای «تغییر» است، اما در مورد نحوه ی تغییر سیئات به حسنات، میان مفسران اختلاف نظرهایی وجود دارد: عده ای آن را تبدیل نفس سیئه به حسنه دانسته، برخی مراد از سیئات و حسنات را ثواب و عقاب آن ها می دانند و برخی نیز آن را تبدیل آثار سیئات به آثار حسنات می دانند.
    کلیدواژگان: تبدیل، احباط، تکفیر، سیئه، حسنه
  • بی بی زینب حسینی *، علیرضا فاضلی، سید روح الله موسوی پویا صفحات 263-288
    مفسران شیعه، معتزله و اشعری، همواره در طول تاریخ تفسیر قرآن کریم، از پیش فرض های کلامی خود آگاهانه و یا ناآگاهانه، تاثیر پذیرفته اند. یکی ازاین موضوعات، مسئله امکان، یا عدم امکان رزق حرام است. برای بازپژوهی این موضوع تفسیری، لازم است به روش مطالعه تاریخی، ابتدا ریشه های تاریخی ورود این موضوع به تفسیر قرآن، دقیقا روشن شود. سپس، با استفاده از ابزارهای دانش زبان شناسی؛ مانند ریشه شناسی و معناشناسی، به فهم جدید و قابل اعتمادی از رزق دست یافت.
    بررسی تاریخ اسلام نشانگر آن است که، مسئله تصرف حرام در اموال مسلمانان، به ویژه در ارزاق عمومی توسط عثمان بن عفان، یکی از مهم ترین دلایل قتل وی بوده است. در قرن دوم هجری، این مسئله به یک موضوع منازعه جدی کلامی، بین دو گرایش شیعی و اشعری تبدیل شده است. در این مقطع تاریخی، تلاش شده است، تصرف حرام در اموال مسلمانان، توسط خلیفه سوم، با استفاده از نظریه عدالت صحابه، جبر و استناد به قرآن، توجیه شود. ریشه شناسی و تبیین حوزه معنایی «رزق» نشان می دهد، در قرن دوم و سوم هجری، هیچ کدام از کتب تفسیری و همچنین مولفان کتب لغت، به دلیل تاثیرپذیری از این منازعه جدی، به مفهوم ریشه ای این واژه نپرداخته اند. ریشه شناسی رزق نشان می دهد، مفهوم احسان و شفقت، یکی از مفاهیم محوری واژه رزق است. تبیین حوزه معنایی رزق نیز نشان می دهد، رزق در قرآن کریم به معنای هدیه است و نمی تواند در مورد مال حرام کاربرد داشته باشد. استفاده از این روش، مستندات جدید و قابل اعتمادی از قرآن کریم را در بطلان دیدگاه امکان رزق حرام، ارایه می کند.
    کلیدواژگان: رزق حرام، عثمان بن عفان، ریشه شناسی، معناشناسی
|
  • Abdolkarim Behjatpoor *, mohsen ghamarzadeh Pages 7-32
    One of the important issues raised in exegetic methods is the “sources of exegesis”. These sources either originate from Wahy (revelation) and its redefinition or are extracted from the rational and experimental efforts of humans during centuries. The differences in exegetic methods are related to the commentators’ choice of source. By scrutinizing the viewpoints of Allameh Ma’refat about the exegetic sources of a work, this research paper attempts to find out the distinctions between his and Allameh Tabatabaii’s views in this regard. As the primary source of exegesis, Allemeh Ma’refat is more concerned about narratives and other exegetic books while Allameh Tabatabaii focuses on the Quran. In order to answer the research question, a comparative analysis has been made between the views of Allameh Ma’refat and Allameh Tabatabaii on the Quran and divine and historical narratives including the narrative from Prophet Mohammad and Ahl al-Bayt. By analysis of arguments regarding the validity of each of the above sources, their commonalities, and also advantages, it becomes evident that the disagreement between these two commentators is related to the intermingled state of instrumental and referencing sciences in exegesis, difference in the definitions of exegesis, and also lack of differentiation between the terms exegesis and elucidation of the Quran.
    Keywords: Sources of exegesis, exegetic methods, the Quran to the Quran exegesis, narrative exegesis, insight, Tabatabaii, Hadit
  • mohammad ali akhavian *, Ali Badpa Pages 33-51
    According to the Quranic teachings, the purpose of creation is worship to God and journey in the righteous path. However, it may seem that the creation of Satan who is never set on the right path and prevents human being from achieving his destination is absolute evil and against wisdom. Allameh Tabatabaii holds that fulfilling the purpose of creation, that is worship of God, relies on perfect universe based on which every creature with whatever potential it has plays its role in a status which is determined for him. Thus, the function of Satan is to prepare a situation for the examination of mankind through his temptation so that true humans can ultimately achieve pillars of perfection and salvation. Therefore, there is no absolute evil in the perfect universe at all. On the other hand, Fakhr al-Razi does not regard the purpose of human creation relying on another cause. In his view, the purpose of human creation is not actually his perfection through worship to God because in this case God would need a medium to give blessing to a creature while He can bless whoever He pleases, needless to any medium and He is not asked in His acts. Hence, it cannot be said that the existence of the perfect universe is essential. By this theory, Fakhr al-Razi sets aside divine wisdom and the righteousness of divine acts.
    Keywords: Satan, good, evil, wisdom, Allameh Tabatabaii, Fakhr al-Razi
  • hasan saiidi, Saeed Safi, seyed mojtaba jalali * Pages 53-74
    The Qur'an as a book of heaven consists of many vocabulary that each implies meaning in the direction of a particular understanding of their audience. The purpose of the present study is to compare and adapt the two interpretations of al-Mizan and Kabir's interpretation in the approach to the vocabulary, "typing" and "detailed" Some of the results are: disagreements on the verbal implications of some verses or disagreement over the semantic meanings of some of their vocabulary; and In some cases, the sharing of ideas in the explanation of the meaning of the verses, and in other cases, also witnesses the silence and conjunction of each In explaining the meaning of the words of a verse. The use of the two words in relation to Muslims and believers may also indicate that believers have a high degree of cognitive and cognitive knowledge of Muslim subjects. The mission of this research is to explain the above-mentioned issues by relying on first-hand resources and paying attention to new sources by analytical method.
    Keywords: Explain, Exact, guidance, Muslim, Faith
  • sayed sajjad ghilami*, kavous roohi Pages 75-105
    Verse of Mobahele (Āl ʻImrān: 33), one of the most important evidence of the Quran on virtue and infallibility of the Ahlul Bayt (AS) is considered. Commentators and religious scholars of Ahlul Bayt (AS) and Sunnis throughout history in many ways have a discussion about this verse. One of the aspects that have not been addressed, proportion relationship between the verse of Mobahele with the Emamat, Velayat and the virtues of Ahl al-Bayt (AS) verses. This article by using descriptive-analytic method of dealing with the rules of proportion relations between the above verses, has analyzed the most important proportion relationships between the verse of Mobahele with the Emamat, Velayat and the virtues of Ahl al-Bayt (AS) Verses. After the analysis and evaluation of proportion relations between Mobahele verse with the abovementioned verses, it was concluded that the concept of the Ayah that indicates the infallibility of the Ahl al-Bayt (AS) is in other verses in the form of non-appearance or hidden, which are somehow an integral part of these verses.
    Keywords: Mobahele, Ahl al-Bayt, Emamat, proportion relations?, Interpretation of the Qur'an into the Quran
  • mohammad hosain vatheghyrad * Pages 107-136
    Has long been disagreement among commentators that verse 108 of Sura Tawbah, was revealed about which mosque?. Most commentators of Sunnis, according to the traditions and views of some of the "Sahabah" and "Tabeaan" have said that the Mosque, is Quba osque and the meaning of "men" is residents of Quba and meaning of quot;purification" is also washing the private parts. This, in interpreting texts and history, is known. This view,according to the document, is weak and according to the content, can not be argued. The proper view is that this verse was revealed about the Mosque of the Prophet. Authentic hadiths was narrated by some "Sahabah" and the verse of "purification" and other evidences, are the reason of this. The meaning of "men" is the Messenger of Allah and Ahl al-Bayt and the meaning of "purification" is spiritual purity and infallibility. Reports that say the mosque, is Masjid Quba, have been fabricated by the Jews, to prove the superiority of Jews over the Muslim community and then, deprive the society from interpretation of the verse to the Prophet and Ahlul-Bayt. The result is that obviously this verse was revealed concerning the Prophet's Mosque.
    Keywords: the Prophet's Mosque, Quba, purification, hypocrites, Jews, Ahl al-Bayt
  • ali khorasani * Pages 138-153
    The Wahhabis and their predecessors make a reference to a number of verses in the Noble Quran such as Surah Yunus (Verse 31) to emphasize that Mushrikan in early Islam believed in Tawhid (monotheism) in Robubiah (lordship) and the only reason for their idolatry is Shirk in worship and asking idols to intercede with God. By spreading the concept of worship and claiming Tawhid-e Robubi for Mushrikan in the revelation age, Wahhabis concluded that Muslims who ask God’s Companions for intersession, are trapped in polytheism and Shirk-e ‘Ebadi as Mushrikan in early Islam were.
    With reference to many verses in the Quran such as “And yet they have taken gods, other than Allah, so that they might helped” (Surah Yunus: Verse 74) and also numerous historical reports which represent Mushrikan seeking assistance from idols, Sunni and Shi’ite commentators have emphasized on Shirk-e Robubi of Mushrikan living in revelation age. Shi’ite and Sunni commentators have responded with reference to Surah Yunus (Verse 31). Some have regarded the confession of Mushrikan in the lordship of God as fake and unrealistic. Some have cited that the confession in this verse is conditioned to an omitted condition that is fairness and contemplation. Some commentators argue that this confession is out of desperation and some others stated: Although Mushrikan confessed in God’s lordship, they did not believe in Tawhid in Robubiah and lordship of the Lord of Lords.
    Keywords: The Quran, Wahhabism, Shirk-e ‘Ebadi, Shirk-e Robubi, Mushrikan in the revelation age, Surah Yunus (verse 31), comparative exegesis
  • hasan rezaeihaftador, kamal sahraeiardakani, babollah mohammadinabikandi * Pages 154-179
    Comparative study of the Islamic texts particularly verses of the Quran is of special importance. Verse 124 in Surah A-Baqarah has significance because of using the terms such as “Kalamat” (commands), “Imam” (leader), and “‘Ahd” (covenant), and commentators have stated different views on those terms.
    The present study surveys the views of Sunni and Shi’ite commentators in this regard. The above terms in this verse have decisive roles in its interpretation. Through this research, it is determined that the term “commands”, with regard to the style of the verse and other similar verses, indicates doing some practical acts which had to be done by prophet Abraham to achieve leadership (Imamah). As for the interpretation of the term “leader”, there are some viewpoints such as political leadership, leader, prophecy, …, and some commentators attempt to reject the leadership of prophet Abraham by considering their own exegesis. However, considering the style of the above-mentioned verse and exegesis of the term “covenant” interpreted by most Sunni and Shi’ite commentators as leader, it is evident that prophet Abraham and his offspring achieved the honor of leadership. Relying on Sunni and Shi’ite exegesis and also similar verses and narratives, this paper seeks to analyze the above verse as much as possible.
    Keywords: Surah Al-Baqarah (verse 124), Kalamat (commands), Ebtela (trial), Imam (leader), ‘Ahd (convenant), fulfillment, Sunni, Shi’ite exegeses
  • Habib, o, Allah Daneshsharaki *, Abdolhossein Khosropanah, Fatemeh Gholamnejad Pages 181-202
    Philosophical hermeneutics which means ontology of understanding delves into the ontological foundations of understanding and its existential conditions from philosophical perspective. Gadamer as a representative of this school of thought developed hermeneutics from the realm of methodology into ontology. The present study entitled “A Comparative Study of the Hermeneutics of Mulla Sadra and Gadamer” revealed that many hermeneutic features of Gadamer such as essence of understanding, ontology of text and interpreter, multiplicity of understandings, and the commentator’s presumptions are evident in the perception of Mulla Sadra from the Holy Quran. However, their hermeneutics are basically different in each of the above points. More importantly, Mulla Sadra believes that the Quran is determined by God so he does not believe in relativism which is the outcome of Gadamer’s hermeneutics. In fact, Mulla Sadra believes in the cautious integration of meaning horizon between the commentator and the text in accordance with the author’s will, so he regards accurate understanding of the texts achievable relying on the key role of the commentator on the one hand, and the author’s knowledge on the other hand.
    Keywords: Hermeneutics, Mulla Sadra, Gadamer
  • Abrahim Abrahimi*, Fatemeh Dastranj, alireza tabibi, malihe ramezani Pages 203-221
    Synonymy is one of the controversial methods full of multiple expressions used by commentators in order to comprehend and interpret the Quranic terms. This study aims to investigate the application of synonymy method used in Tafsir al-Mizan through the comparative analysis on Allameh Tabatabaii's critique on some commentators' works with the purpose of precise and scrupulous understanding of the terms. The results of the research indicate that the methods applied in synonymy have one aspect in common showing synonyms don't correspond with each other completely. Critiques of Alaameh include verbal and nonverbal contexts because what is neglected by some commentators such as Ragheb, Al-Zamakhshari, Fakhr Al-Razi, and the author of Tafsir al-Manar is in fact negligence to in-text factors such as opposites, collocations, and addressing type of the verses, in addition to out-text factors such as narratives, verbal beliefs, place and time of the revelation of the verses. All of these factors lead the commentator to a definite perception of the terms and understanding the process of synonymy as well as other semantic relations named as semi-synonym (Kalmotaradef). In the section of comparative analysis, some innovative examples of Allameh showing his comprehensive look to the evidences in the application of synonymy compared to other commentators criticized in Tafsir al-Mizan are mentioned.
    Keywords: Synonymy, comparative analysis, Tafsir al-Mizan, critique of commentators
  • morteza Bayat*, mahmood saidiy, ehsan mansoori Pages 223-241
    Intercession is one of exegetic-theological issues raised among Islamic thinkers through the verses of the Quran. Intercessory issues can be divided into two general categories as those who intercede and those who are interceded. ‘Ashari and Mo’tazila theologies regard Prophet Muhammad as an intercessor, yet have not commented anything special about other intercessors. In contrast, Mulla Sadra regards pioneer creatures in the curve of descent (Rational Abstracts) and those in the curve of ascent (Complete Humans) as intercessors and leaders for the rest of humans in their path to God because of being mediators to receive grace. The Prophet of Islam initiates intercession due to his comprehensive features. Mo’tazila holds that intercession would increase the blessing of Muminin in paradise and ‘Asharism holds that it would also decrease the punishment of fasiqin (violators) and cruel people. Criticizing Mo’tazila theology, Mulla Sadra regards intercession as also effective in reducing the punishment of those doomed to hell; of course just in case their vicious acts are not dominant.
    Keywords: Intercession, Mo’tazila, Ash’arism, Mulla Sadra, Mu’min (believer), Fasiq (violator)
  • Ali Reza Zakizadeh Renani * Pages 243-262
    The negation of virtues and vices is one of immensely important issues which has been focused in many verses and Hadith. In this regard, different Islamic denominations have raised the issue to discuss its aspects and exchange ideas. In some Quranic verses, there is even a mention of “changing vices to virtues”; for example, Surah Al-Forqan Verse 70 introduces “repentance” as a means to save humans from sin, and regards “belief” and “righteous act” as a precondition to accept repentance. The present study which aims to investigate different views of Sunni and Shi’ite commentators regarding the above verse is conducted through descriptive analysis. The results of this research show that the term transformation in this context basically means “change”; however, there are some disagreements among commentators on how vices would change to virtues. Some interpreters hold that vice act would be changed to virtuous act, some others believe that the idea behind vice and virtue is their reward and punishment, and others interpret it as the transformation of vice consequences to virtue consequences.
    Keywords: Transformation, negation of virtues, negation of vices, vice, virtue
  • bibi zeinab hosseini*, alireza fazeli, seyyed rooholah moosavi pooya Pages 263-288
    Consciously or unconsciously, Shi’ite, Mo’tazila, and ‘Ashari commentators have consistently been affected by their own Kalami presumption during the exegetic history of the Noble Quran. One of the issues in this regard is the possibility or impossibility of Haram aliment. In order to investigate this exegetic subject, first historical origins on how it entered the Quranic exegesis should be illuminated through historical study. Then, we should achieve a new and valid understanding of this term using linguistic devices such as etymology and semantics.
    The study of the history of Islam indicates that unlawful withholding of Muslims’ property especially public aliment by Othman ibn Affan is one of the most important causes which led to his killing. In the 2nd century A.H., this issue turned to a serious Kalami argument between Shi’ite and ‘Ash’ari denominations. In that historical period, it has been attempted to justify the unlawful withholding of Muslim’s property by the third Caliph using justification such as justice of Sahabe (companions), determinism, and references to the Quran. The etymological and semantic study of the term “aliment” shows that none of the exegetic and terminological books have surveyed the origin of this term because they were affected by the above mentioned serious argument. The etymology of “aliment” reveals that benevolence and mercy are key concepts in this term. The semantic investigation of “aliment” shows that this term in the Noble Quran means giving gift and it cannot be applied for Haram property. Using this method, represents new and valid evidence from the Noble Quran rejecting the possibility of Haram aliment.
    Keywords: Haram (unlawful) aliment, Othman ibn Affan, etymology, semantics