فهرست مطالب

  • پیاپی 13 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • اکرم بخشی، علی وندشعاری صفحات 4-16
    ایران با دارا بودن اقوام و طایفه های متعدد دارای خصوصیات منحصر به خود در بافت قالی است. مساله اصلی در این پژوهش قرابت و نزدیکی برخی از طرح و نقش قال ی های کردی خراسان با بلوچی سیستان و بلوچستان است. این پژوهش با مطالعه و بررسی طرح و نقش قالی های کردی خراسان و بلوچی سیستان و بلوچستان در پی پاسخ به این سوالات است که: الف( ساختار طرح و نقش قال ی های کردی خراسان و بلوچی سیستان و بلوچستان چگونه است؟ ب( شباهت و تفاوت های قال ی های کردی خراسان با بلوچی سیستان و بلوچستان چیست؟ همچنین هدف از این مقاله شناسایی ساختارهای مشترک میان قال ی های کردی خراسان با بلوچی سیستان و بلوچستان است. این تحقیق از نوع توصیفی- کیفی بوده و با رویکرد تطبیقی م یباشد. جامعه آماری مورداستفاده در این تحقیق شامل دو منطقه هست که یکی کردهای خراسان و دیگری بلو چهای ساکن در سیستان و بلوچستان است. ازاین روی نمونه های به صورت هدفمند انتخاب شد که کرد خراسان با 10 نمونه و بلوچی منطقه سیستان و بلوچستان با 10 نمونه موردبررسی قرارگرفته است. روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی انجام یافته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد سکونت ایلات و طوایف متعدد در خراسان ازجمله بلوچ ها موجب شده تا برخی از سنتهای بافندگی ازجمله نق شپردازی در قال ی های این منطقه متاثر از این ه منشینی شود. بررسی قال ی های دو منطقه حاکی از آن است که نقوش مورداستفاده در متن و نوارهای حاشیه ازلحاظ نق شپردازی دارای مشابه تهای قاب لتوجهی هستند. استفاده از طرح حاشیه گل نرگسی در قال ی های کردی خراسان و حاشیه کجاوه ای در بلو چهای سیستان و بلوچستان، مشابهت و وحدت در نقوش متن و حاشیه، عدم رعایت گوش هسازی، تراکم نقوش حاشیه و بهره گیری از انواع تزیینات زنجیره ازجمله وجوه اشتراکات در قال ی های دو منطقه است.
    کلیدواژگان: قالی کردی، طرح و نقش، خراسان، بلوچی، سیستان و بلوچستان، مطالعه تطبیقی
  • بهاره تقوی نژاد صفحات 17-31
    از قرن هشتم هجری، آثار گ چبری نفیسی برجای مانده است که تعدادی از آنها دارای رقم هنرمند سازنده و تاریخ ساخت نیز هستند. این گچ بری ها در محراب های نفیس، لوح ها و کتیب ه های گچی مساجد، آرامگاه ها و… بیشترین کاربرد را دارند. ازجمله این نمونه های شاخص می توان به دو محراب و یک محراب نمای گ چبری در مجموعه آرامگاهی شیخ احمد جامی در ترب تجام اشاره نمود. لذا هدف این پژوهش ارائه مستندات تصویری)ب هاختصار (و برشمردن ویژگی های بصری این آثار به لحاظ ترکیب بندی ها و نقشمایه های شاخص آن ها است. لذا پرسش اصلی این پژوهش را می توان چنین تبیین نمود: ویژگی های شاخص هنری در تزیینات گیاهی و هندسی محرا بهای گچ بری مجموعه آرامگاهی تربت شیخ جام) مسجد کرمانی (کدام است؟ روش یافت هاندوزی عمدتا بر اساس پژوهش میدانی) عکاسی (و با استناد به برخی از منابع مکتوب انجام شده است که روشی تاریخی توصیفی دارد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که تنوع نقش مای ه های گیاهی) اسلیمی و ختایی (و به ویژه تزیینات منحصرب هفرد آنها) استفاده از آژد هکار ی های 1 هندسی، فرم اشک، هاشور(، استفاده از ترکیب بند ی های چندسطحی و کاربرد ساقه ظریف گیاهی در پس زمینه بندهای اسلیمی، بهر هگیری از تزیینات هندسی در حاشی ه ها و تلفیق این گروه از تزیینات با نقوش گیاهی، ازجمله بارزترین ویژگی های تزیینات گیاهی و هندسی در محراب های گچ بری مذکور به شمار می رود.
    کلیدواژگان: مجموعه تربت شیخ جام، مسجد کرمانی، محرا بهای گ چبری، تزیینات گیاهی و هندسی
  • علیرضا طاهر ی مقدم* ، سمانه کاظم نژاد صفحات 32-50
    قرن پانزدهم که مصادف با امپراتوری تیموری در ماوراءالنهر 2 است، یادآور گذشته ای درخشان در زمینه هنر و به ویژه معماری است. در این بین، معماری مدارس بیش از هر عنصر دیگری جلوه گر هنر این دوران است. مدرسه غیاثیه یکی از زیباترین نمونه های معماری باقیمانده از دوره تیموری در خراسان است. در این پژوهش تنوع و خانواده های رنگی کاشی کاری مدرسه و همچنین نحوه سازما ندهی آنها مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفت. بر این اساس؛ ابتدا یک تقسیم بندی کلی در مورد انواع کاشی کاری موجود در مدرسه انجام پذیرفت، سپس رنگ های ب هکاررفته در هر بخش و نحوه چیدمان رنگی بررسی شد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش دستیابی به پالت خانواده های رنگی مدرسه و بررسی چیدمان های رنگی به کاررفته در انواع کاشی های موجود می باشد. با توجه به تنوع گسترده رنگی در بنا، این پرسش مطرح می شود که معمار تیموری از چه پالت و تنوع رنگی در تولید کاشی و نیز چیدمان این قطعات در کنار هم بهره جسته است؟ در پاسخ، با استفاده از تحقیقات میدانی و بررسی رنگ کاشی های غیر مرمتی و اصیل و نیز مطالعات کتابخانه ای به گردآوری یافته ها برآمدیم و درنهایت با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نتایج پرداختیم. نتایج منجر به ارائه پالت رنگ کاشی کاری این مجموعه گردید و نیز مشخص شد هنرمند کاش یکار در کاشی های معرق، رنگ های خانواده سرد را بیشتر در پس زمینه و ابعاد بزرگ تر و رنگ های خانواده گرم را در ابعاد کوچک تر و برای تاکید بر نقوش موردنظرش استفاده کرده است. ه مچنین مشخص گردید هنرمند تیموری با آگاهی، دید رنگ کاش ی ها را طراحی و اولویت بندی کرده است. از طلا نیز به صورت برجسته کاری به ویژه در کاش ی های هفت رنگ استفاده شده است.
    کلیدواژگان: کاشی کاری تیموری، رنگ، پالت رنگی، مدرسه غیاثیه خرگرد، دوره تیموری
  • میثم براری ، مریم رحمتی صفحات 51-65
    هفت اورنگ جامی از نمونه آثار ادبی است که از پرندگان به عنوان عناصر نمادین و تمثیلی در بطن داستا نها و روایات برای آموختن درس های حکمی و اخلاقی استفاده شده است. در داستا نهایی از قبیل مرغ ماه یگیر و ماهی ساده، زاغ و تقلید از کبک، خروس موذن، مرغابی و لا کپشت، باز و درنا که در هف تاورنگ جامی بیان شده و در 28 نگاره ای که از این مجموعه به تصویر کشیده شده است، تنها در داستان مرغابی و لا کپشت پرنده نقش اصلی را در داستان بازی می کند و در مابقی، پرندگان نقشی نمادین دارند یا برای مفهومی مضاعف در نگاره به تصویر کشیده شده اند. مقاله حاضر در جستجوی مفاهیم و معانی نقش پرنده در نگاره های هف تاورنگ جامی است و با تجزیه وتحلیل ساختاری سعی در بیان چگونگی کاربرد ارزش های صوری و زیباشناسانه دارد. در این جا این سوال به ذهن می رسد که دلیل حضور پرنده در نگاره های هف تاورنگ جامی چیست و چرا در داستان هایی که موضوع اصلی پرنده نیست باز هم در قسمت ها یا گوش ه هایی از یک نگاره شاهد وجود تعدادی از پرندگان هستیم؟ روش پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. هدف از این پژوهش دستیابی به فهم دلایل استفاده گسترده نگارگران از نقش پرندگان در هف تاورنگ جامی است. نتایج حاصله نشان می دهد که به دلیل این که داستان های هف تاورنگ جامی جنبه عرفانی، اخلاقی و آموزنده دارد، پرنده که به عنوان نمادی از آزادی روح بشریت است در بسیاری از نگار ه ها حضور چشمگیری دارد و در هرکدام نسبت به داستان نگاره می تواند بیانگر مفهومی خاص باشد.
    کلیدواژگان: مکتب نگارگری مشهد، هفت اورنگ جامی، نقش مایه پرنده
  • زهرا صیرفیان پور ، مهکامه لوافی صفحات 66-84
    حس خلوت در فضاهای عبادی جمعی؛ ه مچون پرستشگا ه ها، به عنوان یکی از مه مترین نیازهای روحانی یک عابد برای تمرکز روحی و نهایتا ارتباط موثر با پروردگار مطرح است. مساجد دوران اسلامی منطبق بر نگرش اسلامی ه مزمان به عنوان پایگاهی اجتماعی برای تعاملات افراد با یکدیگر و بستری مطلوب برای تامل و تفکر و خلوت فردی افراد ب همنظور ارتباط با پروردگار مطرح بوده اند؛ ولی امروزه شاهد از دس ترفتن زمینه های تمرکز حواس و نهایتا خلوت افراد در مساجد معاصر هستیم که این خود می تواند زمین هساز تقلیل جایگاه مسجد به عبادتگاهی صرف برای معدودی از سالخوردگان باشد؛ عبادتگا ه هایی که ب هشدت روح فردی و جمعی خود را ازدس تداد هاند. در همین راستا هدف این پژوهش بیان اهمیت حس خلوت در مساجد و بررسی شاخص ه ها و مولف ه های محیطی تاثیرگذار در ایجاد این حس مبتنی بر نگرش اسلامی م یباشد. اصلی ترین سوالات این پژوهش را می شود به این صورت تبیین نمود: شاخص ه های موثر در ایجاد حس خلوت و رازگونگی مساجد کدا ماند؟ این شاخ صها چه تاثیری بر نظام فضایی، نور و رنگ، تزیینات و فر مها و کیفیات فضایی داشته اند؟ در این مقاله با بررسی مفهوم و اهمیت خلوت در بینش اجتما عگرای اسلامی و ه مچنین مراتب ادراک از منظر مکاتب فلسفه اسلامی، کیفیات سلبی، ایجابی و تلفیقی)سلبی و ایجابی (موثر بر این مفهوم معرفی شده است که در ادامه با روش توصیفی- تحلیلی و مصدا قپژوهی به بررسی موضوع و کشف شاخص ه ها در مسجد جامع اصفهان پرداخته شد. نتایج نشان می دهد شاخ صهایی چون آشکارگی و پنهانی، خلا) فضای تهی(، اصل تکرار و زوجیت پویایی و سکون، همه و همه م یتوانند با حضور در تزیینات، نظام فضایی، نور، رنگ و مصالح و کیفیات فضایی در جهت ایجاد و تقویت حس خلوت و رازگونگی موثر واقع گردند و به عنوان معیاری برای طراحی مساجد معاصر ب همنظور القای چنین مهمی در آنها ب هکار گرفته شوند.
    کلیدواژگان: حس خلوت، رازگونگی، خلوتگاه اجتماعی، مسجد جامع اصفهان
  • فاطمه شه کلاهی صفحات 85-96
    بینش یگانه و ذهنیت مشابه شاعران و نقاشان ایرانی منجر به دیدگاه های نسبتا یکسانی از زیباشناسی پیکره انسانی در ادبیات فارسی و نقاشی ایرانی شده است؛ ب هگونه ای که در فرهنگ و هنر ایرانی، پیکره انسانی همواره در هیاتی نمادین و مثالی ارائه شده است. از سوی دیگر نوع پیکرها در آثار جنید دارای اهمیت ویژه ای است و شیوه پیکرنگاری او حداقل تا قرن دهم هجری/شانزدهم میلادی به عنوان الگو و معیار در نقاشی ایرانی محسوب می شود. براین اساس، موضوع این تحقیق تاثیر شعر خواجوی کرمانی بر پیکرنگاری جنید است و هدف از آن شناخت چگونگی تاثیر ادبیات بر نوع پیکرنگاری با استناد به آثار جنید است. سوالات این پژوهش عبار تاند از: 1. سیمای پیکره ها در آثار خواجو چگونه توصیف شده است؟ 2. به چه میزان، پیکرنگاری جنید از توصیفات ادبی خواجو تاثیر پذیرفته است؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. این بررسی نشان می دهد که خواجو در توصیف پیکره ها به اصول زیباشناختی پیکره در ادب فارسی که تداع یکننده چهره های چینی است نظر داشته است. ه مچنین در اشعار خواجو توصیفات ارائه شده به جنسیت خاصی اشاره ندارد و همواره به جای شخصیت پردازی بر نوع تاکید شد هاست. پیکره های جنید با توجه به فرهنگ زیباگرایی نگارگری در عصر جلایری اجراشده است. این فرهنگ زیباشناسی از سویی تکامل یافته چهره های چینی مآب در دوران مغول است و از سوی دیگر، هم راستا و در ادامه توصیف انسان آرمانی در ادبیات فارسی و اشعار خواجو است. ه مچنین حالات و حرکات پیکر ه ها روایتگر متن داستان است و اغلب به طور یکسان و مشابه طراحی شده اند. زیبایی در پیکر ه های جنید امری محدود و تعریف شده است و در آنها فردیت و جنسیت جایگاهی ندارد.
    کلیدواژگان: ادب فارسی، جنید، خواجوی کرمانی، پیکرنگاری، نقاشی ایرانی
|
  • Akram Bakhshi, Ali Vandshoari Pages 4-16
    Due to the existence of a plethora of tribes, Iran possesses unique characteristics in carpet weaving. The main issue in this article is the similarity of pattern and design between Khorasan’s Kurdi carpets and Baluchi ones in Sistan and Baluchestan province. This study aims to answer the following questions: A) What is the structure of pattern and design of Khorasan’s Kurdi carpets and those of Sistan and Baluchestan’s? and B) What similarities exist between the pattern and design of Khorasan’s Kurdi carpets and those of Baluchi’s in Sistan and Baluchestan province? This study also tries to investigate the shared structures between Khorasan’s Kurdi carpets and those of Baluchi’s in Sistan and Baluchestan province. This study is analytic – descriptive with a comparative design. The data pool consists of samples from two regions of Khorasan Kurds and Baluchis of Sistan Baluchestan province. To this aim, 10 samples from Khorasan Kurdi carpets and 10 samples from Baluch carpets were purposefully selected for the analysis. The data for this study were collected through field and library studies. The results indicate that the residence of various tribes such as Baluch in Khorasan has led to an impact on the weaving traditions in this region like patterning. The analysis of the samples shows noticeable similarities in the patterns used in the main text and borders of the carpets from the two regions. The use of Nargess border patterns in Khorasan Kurdi carpets and Kajaveh patterns in Baluchi carpets of Sistan Baluchestan province, the unity and similarity of figures in the main text and borders, the lack of cornering, the density of figures in the borders and the use of various decorative chain designs are among the shared features of the carpets from the two regions under investigation
    Keywords: Kurdi carpets, Pattern, design, Khorasan, Baluchi, Sistan, Baluchestan, Comparative study
  • Bahareh Taghavi Nejad Pages 17-31
    Since the eighth century AH, some exquisite works of plastering has remained, some of which are autographed and dated. These stucco decorations are mostly seen in exquisite mihrabs, mosque slabs and gypsum inscriptions, tombs, etc. Among these examples, one can mention two stuccoed mihrabs and one altar in the tomb of Sheikh Ahmad Jami in Torbat-e Jam. Therefore, the goal of this research is to briefly provide visual documentation and enumerate the visual features of these works in terms of their composition and dominant motifs. Therefore, the main question of this research can be posed as follows: What are the most important artistic features in the plant and geometric decorations of the stuccoed mihrabs of Sheikh-e Jam’s tomb (Kermani Mosque)? The data was collected mostly by implementing field research (photography) as well as referring to some written sources, based on a descriptive-historical method. The results of the study show the diversity of plant motifs- arabesque and cathayand in particular their unique decorations (using geometric ajedeh-kari, tear forms, hatching), the use of multi-level compositions and application of elegant plant stems in the arabesque background, using geometric decorations in the margins. A combination of this group of decorations with plant designs are among the most prominent features of plant and geometric decorations in the aforementioned stuccoed mihrabs.
    Keywords: Tomb of Torbat-e Sheikh-e Jam, Kermani mosque, Stuccoed mihrabs, Plant, geometric decorations
  • Alireza Taheri Moghaddam, Samaneh Kazemnejad Pages 32-50
    The fifteenth century, which coincides with the Timurid Empire in Transoxania, is a reminder of the brilliant past in the field of art, especially architecture. Meanwhile, architecture of schools is seen more than any other element of the art related to this era. Ghiyasiyeh school is one of the most beautiful examples of the architecture in the Timurid period in Khurasan. In this research, the diversity and color families of school tiling, as well as their organization, were studied and evaluated. Accordingly, a general categorization of the types of tiles in the school was first performed, then the colors used in each section and the color schemes were examined. Therefore, the main goal of this research is to achieve the palette of school colored families and to study the color schemes used in the existing tile types. Considering the wide variety of colors in the building, the question raised is how the Timurist architecture utilizes both the palette and color variation in tile production and the arrangement of these pieces together. In response, we gathered the results using field studies and non-refurbished tile colors as well as library studies, and finally, we analyzed the results by descriptive-analytical method. The results led to the presentation of the tile color palette of this collection and it was also found that the tile artist working on mosaic tiles used the colors of the cold family more in the background and larger dimensions and the colors of the warm family in smaller dimensions to emphasize his designs. It was also found that the Timurid artist, with awareness, designed and prioritized the color vision of the tiles. Gold has also been featured especially in cuerda seca tiles.
    Keywords: Timurid tiling, Color, Color palette, Ghiyasiyeh school of Khargerd, Timurid period
  • Meysam Barari, Maryam Rahmati Pages 51-65
    Haft Awrang Jami is one of the literary examples of using birds as symbolic and allegorical elements in stories and narratives to teach moral and ethical lessons. In stories such as Fisherman Chicken, Simple fish, chough Imitation of partridge, Rooster, Ducks, turtles, eagle and crane, one can observe such examples, which has been depicted in the 28 pictures in this collection. Only in the story of the duck and the turtle birds play the main role in the story, and in the rest, the birds have a symbolic role or are depicted in a double concept in the image. The present article is looking for concepts and meanings of the role of the bird in the images and investigates how Haft Awrang Jami paintings have been structured, to analyze how formal and aesthetic values are applied. The question regarding the bird’s presence in the Haft Awrang sketches must be answered. Considering birds are not the main topic of the stories, there are still a number of birds in the corners or parts of the graphic. The research method is descriptive and analytical and uses library resources. The purpose of this study is to understand the reasons for the extensive use of painters from the role of birds in Haft Awrang paintings. The results show that because of the fact that the stories of Haft AwrangJami have a mystical, moral and informative aspect, The bird, which symbolizes the liberation of the human spirit, has a significant presence in many of the images, and each one can express a specific concept in relation to the story.
    Keywords: Mashhad painting School, Haft Awrang Jami, Bird
  • Zahra Seyrafianpour, Mahkameh Lavafi Pages 66-84
    The sense of privacy in public worship spaces, such as the temples, is one of the most important spiritual needs of a worshiper for spiritual concentration and finally effective communication with the God. The Islamic mosques, according the Islamic attitude, have been considered as a social center for interacting with each other and an ideal place for Individual privacy in order to communicate with the God, but todays in contemporary mosques, people have lost their concentration and privacy and it can be the reason for reducing the mosque’s position to only a place for elders, places that have severely lost their individual and collective spirit. In this regard, the purpose of this research is to demonstrate the importance of privacy in mosques and to examine the characteristics and environmental factors that affect the creation of this sense based on Islamic attitudes. The main questions of this research can be explained as follows: What are the effective factors in creating sense of privacy in the mosques? How these factors influence the formal and spatial qualities, light, color and decorations? we study the concept of privacy in Islamic attitude and levels of perception in the approach of Islamic schools and privative and requisite qualities affecting this concept which are followed by a descriptive-analytical method. The case study of the subject is the Jame mosque in Isfahan as a successful example. The results show that factors such as revealing and covertness, vacuity (empty space), repetition and dynamic and static characters can enhance the sense of privacy by attending to decorations, spatial system, lighting system, colors and materials and it can be recognized as criteria for designing contemporary mosques.
    Keywords: Privacy sense, Mystery, Jameh mosque of Isfahan, Social penetralia
  • Fatemeh Shahkolahi Pages 85-96
    The unique insight and similar mentality of Persian poets and painters led to relatively similar views about aesthetics of human body in the Persian literature and painting. So that the human body is always presented in a symbolic manner in the Persian culture and art. On the other hand, the figures in Jonayd’s work has particular importance and the type of this configuration is regarded as a model and benchmark in Persian painting at least until the tenth century AH / sixteen AD.. Accordingly, the subject of this study is, the impact of Khwaju Kermani’s poetry on Jonayd configuration, and the aim is to understand how the literature affects the configuration based on the works of Jonayd. The questions of this research are: 1. How Khwaju described figures in his work? 2. How much Jonayd configuration is affected by Khwaju literary descriptions? This study was carried out through a descriptive – analytical method, and the data collection was also done through library research. This study shows that in describing the figures, Khwaju has considered the aesthetic principles of the figurativeness in Persian literature, which is associated with Chinese faces. Also in Khwaju’s poetries the peculiarities expressed do not refer to the specific gender, and always focus on the type instead of characterization. Jonayd’s figures have been done according to aesthetic culture of painting in Jalayerid era. This aesthetic culture has evolved the Chinese figures in the paintings of the Mongol era, and on the other hand, it is consistent and continues to describe the ideal human in Persian literature and Khwaju’s poetries. Also, the states and movements of figures are narrated by the story, and often designed in the same way. Beauty in Jonayd’s figures is limited and defined, and they have no individuality and gender
    Keywords: Persian painting, Persian literature, Jonayd, Khwaju Kermani, Configuration