فهرست مطالب

علوم محیطی - سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 58، زمستان 1396)

نشریه علوم محیطی
سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 58، زمستان 1396)

  • تاریخ انتشار: 1396/12/01
  • تعداد عناوین: 14
|
  • علمی - پژوهشی
  • رضا تمرتاش *، فاطمه منتظری، محمدرضا طاطیان، قربان وهاب زاده صفحات 1-14
    سابقه و هدف
    آلودگی خاک به فلزات سنگین به دلیل پایداری درازمدت در خاک و تاثیرات مضر اکولوژیکی، به یک معضل زیست محیطی تبدیل شده است. در بررسی پوشش گیاهی در مناطق آلوده به فلزات سنگین، گیاهانی که توانایی رشد، سازگاری و جذب فلزات را دارند، از جنبه های علمی، کاربردی و اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار هستند.  9252 و 2222 متر از مرکز کارخانه سیمان کیاسر ساری واقع در استان مازندران، از خاک ،
    مواد و روش ها
    در این تحقیق در فواصل 522 و پوشش گیاهی به روش سیستماتیک نمونه برداری تصادفی انجام شد. تعداد 3 گونه گیاهی از قبیل گون، درمنه و پیچک با 3 تکرار و 3 تیمار )در مجموع 22 نمونه از گیاه و 22 نمونه از خاک ریزوسفری (در غالب طرح آزمایشی بلوک های کاملا تصادفی آزمایش شد. نمونه های جمع آوریشده برای انجام آزمایشات به آزمایشگاه منتقل و برای تعیین غلظت عناصر سرب، مس و روی از دستگاه ICP-OES استفاده شد. نتایج و بحث: نتایج آنالیز واریانس این تحقیق نشان داد که میزان عناصر سنگین با سطح اختلاف معنیدار) (p ≤ 0. 05 در خاک بیشتر از گونه های مورد بررسی است. همچنین مقایسه میانگین داده ها نشان میدهد که در خاک و گونه های مورد بررسی منطقه با افزایش فاصله از کارخانه مقدار مس و سرب دارای اختلاف معنی داری) (p ≤ 0. 05 است. این در حالی است که مس با افزایش فاصله روند افزایشی و سرب روند کاهشی را نشان میدهد. عنصر روی با تغییرات فاصله در خاک اختلاف معنی داری را نشان نداد ولی در گونه های گیاهی معنیدار شد و از روند منظمی پیروی نکرد. همبستگی عناصر سنگین گونه های مورد بررسی با عناصر خاک نشان میدهد که گون و درمنه همبستگی معنی داری با عناصر مس) r= 0. 7 (و سرب) r=0. 5 ( دارند ولی گونه پیچک فقط با عنصر روی همبستگی مثبت و معنی داری را نشان داد.
    نتیجه گیری
    با توجه به پتانسیل بالای گونه های گون و درمنه در جذب فلزات سنگین میتوان از این گونه ها در پالایش مناطق آلوده با شرایط اکولوژیکی یکسان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، آلودگی خاک، کارخانه سیمان، کیاسر مازندران
  • علی فرمنش، سید سعید محتسبی *، محمود امید صفحات 15-28
    سابقه و هدف
    رشد فعالیتهای صنعتی و افزایش انتشار آلاینده ها موجب جلب توجه جهانیان به مسایل زیست محیطی شده است. بوی نامطبوع را می توان جزء آلاینده هایی طبقه بندی کرد که تاثیر منفی آن بر کیفیت زندگی مشهود است. حدود یک سوم تا نیمی از تولیدات حیوانی که برای انسان غیرقابل مصرف هستند به عنوان مواد اولیه در صنعت فرآوری و تبدیل ضایعات استفاده می شوند. از مهمترین ویژگی های واحد فرآوری ضایعات کشتارگاه ها، می توان به انتشار ترکیبات فرار و بوی ناخوشایند اشاره کرد که سبب مزاحمت برای افراد شاغل و ساکنان مجاور این صنعت میشود. هدف این تحقیق، ارزیابی یک سامانه بینی الکترونیکی به عنوان ابزاری برای نمایش بخارهای خروجی از کوره پخت ضایعات کشتارگاه طیور، انتخاب آرایه ای از حسگرهای مناسب و تعیین خط اثر بویایی این واحد آلاینده است.
    مواد و روش ها
    فرآیند پخت ضایعات در دمای 941 درجه سانتیگراد تحت فشار 3 بار به مدت زمان 4 ساعت و با همزنی یکنواخت با سرعت 81 دور در دقیقه انجام شد. تعداد 31 نمونه مایع هر یک با حجم ده میلی لیتر که نتیجه میعان بخارات واحد پخت ضایعات بودند، تهیه شد. نمونه ها به آزمایشگاه واقع در گروه مهندسی مکانیک ماشین های کشاورزی دانشگاه تهران منتقل شدند و از سامانه بینی الکترونیکی به منظور تحلیل و بررسی استفاده شد. سامانه بینی الکترونیکی مورد استفاده بر پایه حسگرهای نیمه هادی اکسید فلزی (MOS) و شامل آرایه ای از شش حسگر گازی بود. از روش تحلیل مولفه های اصلی (PCA) برای ارزیابی حسگرها و انتخاب آرایه ای مناسب از حسگرها استفاده شد. نتایج و بحث: مشاهده تجربی سطح پاسخ حسگرها تا رسیدن به حالت پایدار با هدف کاهش اتلاف زمان و اکسیژن، نشان داد که زمان 30 ثانیه برای رساندن سطح پاسخ حسگر به خط مبنا، 100 ثانیه برای تماس بخارات با حسگرها (پاسخ حسگر ها) و 40 ثانیه برای پاک کردن حسگرها، برای زمان بندی داده برداری از سامانه بینی الکترونیکی مناسب است. بررسی همبستگی حسگرها نشان داد که برخی از حسگرها همبستگی بالاتر از 85/0 دارند. بررسی توزیع واریانس دو مولفه اصلی ابتدایی نشان داد که این دو مولفه بیش از 99 درصد از واریانس کل را شامل می شوند و مولفه اصلی اول (PC-1) به تنهایی بیش از 98 درصد از واریانس کل را شامل می شود. بیشترین تاثیر در مولفه اصلی اول مربوط به حسگر MQ135 است و پس از آن به ترتیب حسگرهای MQ136، MQ9، MQ131، MQ5 و در نهایت حسگر MQ3 موثر هستند. نتایج تحلیل مولفه های اصلی نشان داد حسگرهای MQ135 و MQ136 که حساسیت بالا به آمونیاک، سولفید هیدروژن و بنزن دارند، مناسب ترین حسگرها برای تشخیص بوی نامطبوع منتشر شده از واحد پخت ضایعات کشتارگاه طیور بودند. انتخاب آرایه ای از دو حسگر MQ135 و MQ136 می تواند برای تمایز میان آلاینده های واحد پخت ضایعات کشتارگاه طیور و آلاینده های منتشر شده از صنایع دیگر استفاده شود و از این حسگرها می توان برای تعیین خط اثر بویایی آلاینده های واحد پخت ضایعات کشتارگاهی استفاده کرد.
    نتیجه گیری
    سامانه بینی الکترونیکی شامل آرایه ای با دوحسگر MQ135 و MQ136 می تواند برای نظارت و کنترل کیفی آلاینده های خروجی از واحد صنعتی تبدیل ضایعات کشتارگاهی طیور استفاده شود. همچنین با اشاره به این موضوع که در حال حاضر شاخصی برای بوی نامطبوع به صورت استاندارد در سازمان کنترل کیفیت هوا تعریف نشده است، می توان سامانه بینی الکترونیکی را برای کنترل کیفیت هوا از نظر وجود بوهای نامطبوع در محیط زیست مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: آلاینده های هوا، محیط زیست، بوی نامطبوع، انتشار بو، تحلیل مولفه های اصلی
  • حسین ولی خانی، اصغر عبدلی *، بهرام حسن زاده کیابی، فرشاد نجات، محمد صادق صبا، میلاد خسروی صفحات 29-44
    سابقه و هدف
    ماهیان مهاجم، به عنوان تهدیدی بزرگ برای تنوع زیستی اکوسیستم‏های آبی مطرح هستند. ماهیان تیلاپیا از جمله ماهیانی هستند که به دلیل ویژگی های تولیدمثلی، عادت های غذایی و رفتاری و مقاومت بالا به شرایط محیطی، آلودگی و بیماری ها، مهاجم تلقی شده و تاکنون دو گونه غیربومی Coptodon zillii و Oreochromis aureus و یک گونه بومیIranocichla hormuzensis از این ماهیان در ایران گزارش شده است. در سال های اخیر، ماهیان تیلاپیای غیربومی پیامد های اکولوژیکی و اقتصادی قابل توجهی در ایران و کشورهای همسایه داشته اند. هدف از این پژوهش بررسی اولیه وضعیت ماهیان غیربومی تیلاپیا در استان خوزستان می باشد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از آبان 1393 تا شهریور 1394برای تعیین فراوانی دو گونه ماهی تیلاپیا C. zillii و O. aureus در تالاب شادگان و میزان عرضه آنها در برخی بازارهای ماهی، در استان خوزستان، انجام شده است. همچنین حضور یا عدم حضور این ماهیان در تعدادی از مراکز تکثیر و پرورش ماهیان گرمابی استان نیز ارزیابی شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که میزان صید و عرضه تیلاپیا C. zillii فراوانی بالایی داشته و این ماهی به یکی از گونه‏های غالب تالاب شادگان تبدیل شده است. در این پژوهش گونه O. aureus از تالاب شادگان صید نشد اما مشاهدات نشان می دهد که این گونه، به ویژه در رودخانه ها، در حال گسترش به سایر نقاط بوده و از لحاظ فراوانی نیز در حال افزایش است. ماهیان تیلاپیا به ویژه C. zillii در برخی از مزارع پرورش ماهی به آفت تبدیل شده و میزان تولید ماهیان گرمابی را کاهش داده‏اند. همچنین حضور این گونه‏ها در مراکز تکثیر بچه‏ماهی، احتمال انتقال آنها به سایر مناطق را افزایش داده است.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که در حال حاضر بهترین راهکار مبارزه با ماهیان تیلاپیا در این استان، جلوگیری از ورود آنها به سایر منابع آبی (به ویژه از طریق فعالیت های آبزی‏پروری) باشد. همچنین انجام پژوهش های مستمر برای مشخص شدن جنبه های مختلف این معرفی ها، پیش‏بینی پتانسیل گسترش دامنه پراکنش و پایش منظم باید مورد توجه قرار گیرد. در مجموع، باید روشی ترکیبی برای کنترل و کاهش این گونه ها به همراه مدیریت مناسب اکولوژیکی آب، کاهش آلودگی آب ها و کاهش فشار صیادی گونه های بومی اتخاذ شود.
    کلیدواژگان: تیلاپیا، گونه مهاجم، C، zillii، آبزی پروری، تالاب شادگان، خوزستان
  • سمیه بختیاری *، سینا چوقادی صفحات 45-63
    سابقه و هدف
    در سال های اخیر، به منظور حذف آلاینده ها از فاضلاب ها و آب های زیرزمینی، نانوذرات صفر ظرفیتی آهن مورد توجه محققان قرار گرفته اند. این ترکیبات به طور موثری می توانند آلاینده ها را از آب حذف کنند، اما محدودیت هایی چون فقدان پایداری، هماوری سریع و عدم جداسازی از محیط تیمارشده از مشکلات کاربرد این مواد است. استفاده از مواد میزبان به عنوان روش مناسبی برای غلبه بر این مشکلات پیشنهاد شده است. کانی های رسی یکی از منابع فراوان طبیعی و ترکیبی مناسب به عنوان ماده میزبان برای نانوذرات آهن هستند. در این پژوهش، از کمپوزیت رس های فیبری نانوذرات صفر ظرفیتی آهن در حذف آلاینده ها از محلول های آبی استفاده شده است.
    مواد و روش ها
    کمپوزیت های رس های سپیولیت و پالیگورسکیت با نانوذرات صفر ظرفیتی آهن به روش احیای سبز آهن با استفاده از عصاره چای سبز ساخته شدند. به منظور تعیین ظرفیت جذب هر کدام از کمپوزیت ها در حذف آلاینده های فسفر (P) ، نیکل (Ni) و کادمیوم (Cd) از محلول های آبی، غلظت های متفاوتی از هر کدام از آلاینده ها به نسبت 1 درصد جاذب و جذب شونده به مدت 24 ساعت در تماس با کمپوزیت های سنتز شده قرار گرفتند. پس از جداسازی فاز محلول از جامد، غلظت باقیمانده هر کدام از آلاینده ها در محلول ها اندازه گیری شد و مدل های لانگمویر، فروندلیچ و دوبینین-رادشکوویچ بر داده های حاصل از جذب برازش داده شدند. نتایج و بحث: مدل های لانگمویر و فروندلیچ توانستند به خوبی جذب فسفر را روی هر دو کمپوزیت توصیف کنند. حداکثر ظرفیت جذب (qmax) کمپوزیت سپیولیت-نانوذرات صفر ظرفیتی آهن و کمپوزیت پالیگورسکیت- نانوذرات صفر ظرفیتی آهن برای فسفر به ترتیب برابر با 38/11 و 57/8 میلی گرم بر گرم تعیین شد. داده های حاصل از جذب کادمیوم و نیکل توسط هر دو کمپوزیت برازش خوبی با مدل های لانگمویر، فروندلیچ و دوبینین-رادشکوویچ نشان دادند. نتایج حاصل از ثابت حداکثر ظرفیت جذب مدل لانگمویر (qmax) نشان دهنده توانایی جذب بیشتر کادمیوم توسط کمپوزیت سپیولیت-نانوذرات صفر ظرفیتی آهن نسبت به کمپوزیت پالیگورسکیت-نانوذرات صفر ظرفیتی بود. نتایج حاصل از ضریب ثابت KF مدل فروندلیچ نیز تایید کننده توانایی بیشتر کمپوزیت سپیولیت-نانوذرات صفر ظرفیتی در حذف فسفر و کادمیوم در مقایسه با کمپوزیت پالیگورسکیت-نانوذرات صفر ظرفیتی آهن است. کمپوزیت پالیگورسکیت-نانوذرات صفر ظرفیتی آهن توانست در حذف نیکل برخلاف دو ترکیب فسفر و کادمیوم موفق تر از کمپوزیت سپیولیت-نانوذرات صفر ظرفیتی آهن عمل کند. ثابت KL مدل لانگمویر که بیانگر تمایل جذب است نیز برای کمپوزیت پالیگورسکیت نسبت به سپیولیت بیشتر بود. مقادیر فاکتور جداسازی (RL) که نشان دهنده مطلوبیت جذب است برای هر دو کمپوزیت سپیولیت-نانوذرات صفر ظرفیتی آهن و پالیگورسکیت-نانوذرات صفر ظرفیتی آهن بیشتر از صفر و کمتر از یک محاسبه شد که نشان دهنده جذب مطلوب فسفر، کادمیوم و نیکل روی هر دو کمپوزیت است.
    نتیجه گیری
    کمپوزیت های رس های فیبری-نانوذرات صفر ظرفیتی آهن سنتزشده به روش سبز به دلیل سازگار بودن با محیط زیست و عدم استفاده از مواد شیمیایی مخرب محیط زیست و همچنین توانایی مناسب برای حذف ترکیبات معدنی از آب می توانند به عنوان جاذب هایی موثر در حذف فسفر از پساب های کشاورزی و حذف فلزات سنگین همچون نیکل و کادمیوم از فاضلاب کارخانجات و صنایع استفاده شوند.
    کلیدواژگان: پالیگورسکیت، سپیولیت، فسفر، کادمیوم، نیکل
  • زهرا عزیزآبادی فراهانی، ساسان ودیعه *، زهرا حضرتی صومعه صفحات 65-78
    سابقه و هدف
    برنامه ریزی شهری برای زنان، میتواند نوعی از برنامه ریزی وکالتی 9 انگاشته شود که از طریق آن میتوان حقوق فراموش شده و صدای خاموش زنان را در شهر یادآوری کرد. برنامه ریزی فضای شهری برای زنان، ایده اصلی خود را از نظریات فمنیستی اقتباس می کند.  این پژوهش با هدف بررسی جامعه شناختی نقش و جایگاه زنان درتوسعه پایدار فضای زیستی کلان شهر تهران انجام شده است.
    مواد و روش ها
    روش این تحقیق از نظر رویکرد تحقیق توصیفی-پیمایشی است. بنابراین با توجه به روش تحقیق جامعه آماری در این پژوهش کلیه زنان شهر تهران در نظر گرفته شده اند. برآورد حجم جامعه درحدود یک صد هزار نفر است. به روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی سیستماتیک 374 نفر از زنان شهر تهران به عنوان نمونه آماری تعیین شدند. پس از جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخت، برای تجزیه وتحلیل داده های آماری از نرم افزار SPSS استفاده شد. از آزمون معتبر کلموگروف-اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای اصلی استفاده شد.  نتایج و بحث: نتایج حاکی از آن است که زنان در برنامه ریزی مربوط به توسعه پایدار از جایگاه چندانی برخوردار نیستند. از طرفی زنان در رویکرد اجتماعی-اقتصادی، رویکرد منابع برنامه ریزی، رویکرد مشارکت برنامه ریزی و برقراری امنیت برای تدوین توسعه پایدار شهر تهران از جایگاه چندانی برخوردار نیستند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که امنیت شهری برای توسعه پایدار اهمیت بسزایی دارد، اما زنان در این زمینه نقش کمرنگی داشته و از جایگاه چندانی برخوردار نیستند. امروزه دنیا با این واقعیت مواجه شده که زنان دیگر نمی توانند به عنوان عوامل نامرئی در فرآیند توسعه به حساب آیند.
    نتیجه گیری
    نقش آفرینی و توانمندی های زنان در میزان موفقیت دولت های در حال توسعه، سیاستگذاران کلان دولتی را وامیدارد تا زنان را از حصار نامرئی بودن درآورند. همچنین یکی از زمینه های موثر در ارتقای سطح برابری جنسیتی، تقویت و توانمندسازی زنان از طریق دادن آموزش به آنان درباره عدم توازن و برابری در قدرت و نیز دادن امکان لازم به زنان در راستای مدیریت زندگی خودشان است.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی شهری، نقش و جایگاه زنان، فضای زیستی، توسعه پایدار
  • بلال اروجی، عیسی سلگی *، اصغر صدیق زاده صفحات 79-99
    سابقه و هدف
    با وجود پیشرفت های اخیر در افزایش کیفیت هوا، بخش عمدهای از جمعیت در مناطق شهری ساکن هستند که استانداردهای بین المللی را رعایت نکرده و دستورالعمل های سازمان بهداشت جهانی را درباره بهداشت عمومی رعایت نمی کنند. در یک دهه اخیر، تحقیقات نشان داده است که آلودگی هوا به ذرات PM نه تنها در مرگومیر، بلکه در بروز بسیاری از بیماری ها نقش داشته و پیامدهای منفی زیادی را بدنبال دارد.
    مواد و روش ها
    ابتدا نتایج مطالعات صورت گرفته در این زمینه را مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده و در ادامه با نمونه برداری از ذرات اتمسفری و بررسی آنها با استفاده از تکنیک SEM به شناخت ماهیت ظاهری و ترکیب شیمیایی آنها پرداخته شد. از اینرو با استفاده از 9 متر مکعب بر دقیقه را از فیلتر شیشه ای عبور دادیم. سپس نمونه / یک نمونه بردار حجم بالا، به مدت 24 ساعت حجم هوای با مقدار 5 فیلتر تهیه شده در سازمان انرژی اتمی مورد بررسی قرار گرفت.  نتایج و بحث: نتایج بررسی نشان داده است که هیچ مرز مشخصی برای غلظت ذرات در محیط وجود ندارد و ذرات نزدیک به. 52PM در حد غلظت پس زمینه نیز با تاثیرات بر سلامتی رابطه خطی خواهد داشت. با توجه به حجم تاثیرات مضر بر سلامتی تلاش های زیادی برای شناخت PM در محیط صورت گرفته است. این تحقیقات به صورت اپیدمیولوژیکی شامل شناخت سمیت ذرات، مسیرهای مکانیکی انتقال ذرات و تعیین چگونگی وضع قوانین برای ایجاد هوای پاک بوده اند. با توجه به نتایج حاصل از بررسی مورفولوژی و ترکیب شیمیایی ذرات اتمسفری منشا درون شهری ذرات محرز بوده و منابع متحرک مهم ترین تولید کننده های این ذرات در شهر تهران هستند.
    نتیجه گیری
    بهبود کیفیت هوا چالش مهمی در سالهای اخیر بوده که بدون راهحل نیست. انتقال شواهد و مدارک علمی صحیح، واقع بینانه و موثر بدون شک به شکل بالقوه میتواند در کاهش آلودگی هوا نقش داشته باشد.
    کلیدواژگان: سمیت PM، آگاهی عمومی، آئروسل ها، آلودگی، کیفیت هوا
  • محمد صادق علیایی *، جواد فصیحی رامندی، حمید سپهریان، ضیاالدین الماسی صفحات 101-112
    سابقه و هدف
    با افزایش جمعیت و افزایش روزافزون مصرف آب در بخش های شرب، صنعتی و به ویژه کشاورزی، فشار زیادی بر ذخایر آب زیرزمینی وارد می شود. در کنار این چالش وقوع خشک سالی نسبتا طولانی مدت در نواحی خشک و نیمه خشک روند تغییرات کیفی و کمی آب را به مرز بحران رسانده است. در این تحقیق قصد داریم روند تغییرات کیفی آب زیرزمینی در دشت همدان – بهار را که به عنوان یکی از مراکز بزرگ کشاورزی کشور محسوب می شود، بررسی کنیم.
    مواد و روش ها
    از تعداد 23 حلقه چاه در سطح دشت در شهریور 1394 نمونه برداری شد. برای اندازه گیری پارامترهای مورد نظر از روش های استاندارد استفاده شد. برای برآورد میزان تغییرات تراز آبخوان در سال های اخیر از اطلاعات موجود در اداره امور آب شهرستان استفاده و گراف های مورد نیاز رسم و ارزیابی شد. تمامی آنیون ها و کاتیون های موجود در آب به همراه فلوئور، نیترات و نیتریت سنجیده شد. نتایج و بحث: نتایج بررسی، کاهش افت تراز آب زیرزمینی با متوسط 1 متر در سال را نشان داد. پارامترهای مورد سنجش از روند تغییرات نامطلوب در کیفیت منابع آب زیرزمینی حکایت داشتند. حداکثر مقدار نیترات و نیتریت اندازه گیری شده برای منطقه به ترتیب 8/74 و 41/0 میلی گرم درلیتر بود. از مجموعه نمونه های برداشت شده در حدود 27 درصد از نمونه ها نزدیک به استاندارد ملی ایران بوده و با میانگین 43 میلی گرم درلیتر در مرز هشدار قرار داشتند. این درحالی است که میانگین کل محدوده برای نیترات 2/24 میلی گرم در لیتر بود. میزان فلوئور در بیشتر نمونه ها از حد استاندارد جهانی کمتر بود. همچنین میزان سولفات در برخی نمونه ها که در مسیر جریان فاضلاب شهری بودند بیش از حد استاندارد بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه میزان املاح در بعضی نمونه ها بیش از حد استاندارد بود، تنها راه اصولی و کارآمد برای جلوگیری از تغییرات کمی و کیفی، مدیریت بهینه در مصرف و بهره برداری قانونی از آب های زیرزمینی و همچنین کنترل فاضلاب شهری است.
    کلیدواژگان: کیفیت آب زیرزمینی، دشت همدان-بهار، نیترات و نیتریت، فاضلاب شهری
  • ریحانه سادات قاضی مرعشی، امید نوری *، رضا دیهیم فرد، امیر سالمی صفحات 113-123
    سابقه و هدف
    افزایش رشد جمعیت و شهرنشینی و گسترش روزافزون آن در سراسر جهان، تقاضا برای امنیت غذایی و خودکفایی برای تولید غذا در شهرها را افزایش داده است. در این موقعیت فعالیت هایی در حوزه کشاورزی در محیط شهر به شیوه های مختلف سنتی (کشت در سطح زمین و بستر خاک) و جدید (کشت در پشت بام و بستر آبی) ظهور پیداکرده و پژوهش های زیادی در این باره انجام شده و مزارع بسیاری در سطح شهر و به شیوه های مختلف در سراسر جهان به وجود آمده است. با این حال هنوز چالش هایی برای گسترش این نوع کشاورزی وجود دارد و تحقیق های اندکی به منظور بررسی سلامت محصولات پرورش یافته در این مکان ها به ویژه تجمع آلاینده های هوا در این محصولات انجام شده است. هدف این تحقیق بررسی سلامت گیاهان پرورش یافته در محیط شهری (در دو قسمت پشت بام و حیاط یک ساختمان مسکونی) و ارزیابی تجمع غلظت آلاینده ها در میوه بادمجان (Solanum melongena var. Depressum L.) و فلفل دلمه ای (Capsicum frutescens var. Grossum (Mill.) ) بود.
    مواد و روش ها
    دو نمونه سبزی فلفل دلمه ای و بادمجان در پشت بام و حیاط یک ساختمان مسکونی با ارتفاع 15 متر در منطقه 7 شهر تهران در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تکرار کشت شدند. همچنین به منظور مقایسه سلامت میوه این محصولات با محصولات پرورش یافته در خارج شهر، نمونه هایی از همین محصولات، از مزرعه های حومه ورامین و کرج، تهیه شدند. غلظت فلزات سنگین مولیبدن، کروم، مس و منگنز (Mo, Cr, Cu, Mn) در میوه فلفل دلمه ای و بادمجان پرورش یافته در داخل شهر تهران بررسی و با محصولات پرورش یافته در مزرعه های خارج از شهر مقایسه شدند. همچنین مقدار غلظت فلز سنگین سرب و کادمیوم (Pb و Cd) در نمونه های کشت شده در شهر با استاندارد اتحادیه اروپا و استاندارد ملی ایران مقایسه شدند. هضم نمونه ها توسط مایکروویو و پردازش و خوانش نتایج توسط دستگاه ICP-MS انجام شد. داده ها توسط نرم افزار SASو Excel با استفاده از آزمون دانکن تجزیه شدند. نتایج و بحث: نتایج به دست آمده نشان داد که غلظت فلزات سنگین در اکثر میوه های پرورش یافته در شهر به صورت معنی دار در سطح 5 درصد بالاتر از نمونه های پرورش یافته در خارج از شهر هستند، به جز فلز سنگین Cr در بادمجان که نمونه خارج از شهر غلظت بالاتری را نسبت به بادمجان پرورش یافته در هر دو محل کشت شهری، نشان داد و فلز سنگین Cu که در هر دو گیاه بادمجان و فلفل دلمه ای، نمونه خارج از شهر غلظت بیشتری نسبت به نمونه پشت بام داشت. کروم در بادمجان مزرعه 56/1 برابر بادمجان حیاط و 58/1 برابر بادمجان پشت بام بود و غلظت مس در بادمجان و فلفل دلمه ای مزرعه 22/1 و 24/1 برابر بیشتر از نمونه پشت بام بود. همچنین جز سرب (Pb) که در برخی از نمونه های بادمجان پشت بام، فلفل دلمه ای پشت بام و فلفل دلمه ای حیاط؛ به ترتیب 18/0، 63/0 و 14/0 میلی گرم در هر کیلوگرم ماده خشک (mg/kgDW) و به صورت معنی دار (در سطح 5%) بالاتر از حد مجاز بود، سایر نمونه ها غلظتی پایین تر از حد مجاز را برای سرب و کادمیوم بر طبق استاندارد اتحادیه اروپا و استاندارد ملی ایران نشان دادند و این اختلاف در سطح 5% معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    به طورکلی می توان نتیجه گرفت که تمام محصولات پرورش یافته در منطقه 7 شهر تهران ازنظر مقدار فلز سنگین Cd سالم و مطابق با استانداردهای بین المللی و در سطح نمونه های پرورش یافته در خارج شهر بودند اما اکثر نمونه ها دارای مقدار بالاتر از حد مجاز از نظر مقدار فلز سنگین سرب بودند. همچنین غلظت سایر فلزات سنگین در اکثر نمونه های پرورش یافته در داخل شهر بالاتر از نمونه های پرورش یافته در خارج از شهر بود که می تواند به دلیل ترافیک بالا، موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی نامناسب باشد.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، امنیت غذایی، باغبانی شهری، تولید در پشت بام، فلزات سنگین
  • حمیدرضا پاکزاد *، هاشم باقری، فرزانه تیموری اصل صفحات 125-140
    سابقه و هدف
    معادن سرب و روی ایرانکوه در20 کیلومتری جنوب غربی اصفهان و در حوضه آبریز رودخانه زاینده رود واقع شده است. سنگ های کربناته و شیلی، سنگ های میزبان کانسار سرب و روی را تشکیل می دهند. تمرکز بالای فلزات سرب و روی در این سنگ ها مجموعه معادن ایرانکوه را به وجود آورده است. هوازدگی و فرسایش سنگ های میزبان مواد معدنی، مواد باطله و فاضلاب ها و پسماندهای ناشی از معدن کاری در این معادن پتانسیل بالقوه ای برای آلودگی آب های جاری، زیرزمینی و خاک های کشاورزی به عناصر سرب و روی و سایر فلزات سنگین همراه فراهم کرده است. هدف این پژوهش بررسی میزان غلظت کل عناصر سنگین روی، سرب، نیکل، مس، کبالت، نقره و کادمیوم در نهشته های شیلی معدن و بررسی نقش عوامل فیزیکی شیمیایی بر میزان غلظت و آلایندگی این عناصر است.
    مواد و روش ها
    برای تعیین غلظت عناصر سنگین تعداد 12 نمونه در فواصل معین از نهشته های شیلی برداشت شد. برای شناسایی کانی های تشکیل دهنده سنگ های شیلی مقاطع نازک تهیه و توسط میکروسکپ پلاریزان بررسی شد. برای شناسایی نوع کانی های رسی، پلاک رسی تهیه و پس از تیمار اولیه (دمای عادی، 550 درجه سانتی گراد، اتیلن گلیکول) توسط دستگاه اشعه ایکس آنالیز شد. میزان کربن آلی، کربنات کلسیم و Eh و pH نمونه ها تعیین شد. غلظت عناصر سنگین نمونه ها پس از محلول سازی توسط دستگاه جذب اتمی محاسبه شد. ضرایب همبستگی ماده آلی و منگنز با فلزات و همچنین فلزات با فلزات محاسبه شد. برای مقایسه غلظت عناصر سنگین نسبت به میزان طبیعی آنها (غلظت عنصر در شیل) از فاکتور غنی شدگی استفاده شد. نتایج و بحث: شیل های خاکستری تیره تا زیتونی رنگ منطقه مورد بررسی از ذراتی به ریزی رس تا حداکثر سیلت تشکیل شده اند. کانی های این سنگ ها شامل کوارتز، مسکوویت، فلدسپار وکانی های رسی هستند. کانی های رسی به ترتیب فراوانی شامل ایلیت (70-60 درصد) ، کائولینیت (27- 9 درصد) و کلریت (22-7 درصد) هستند. کانی های سولفیدی این نهشته ها را اسفالریت، گالن و پیریت تشکیل می دهند. مقدار میانگین مواد آلی موجود در شیل های منطقه 2 درصد (% 5/5 - 35/0) است و مقدار کربنات کمتر از یک درصد است. pH نمونه ها از تقریبا خنثی تا اندکی قلیایی (8/7-8/6) متغیر است و Eh آنها از اکسیدان تا کمی احیایی (V100-تا18) در نوسان است.
    نتیجه گیری
    میانگین غلظت کل فلزات سنگین مورد بررسی در شیل ها بر حسب ppmبه ترتیب فراوانی به صورت روی (05/128) ، سرب (55/42) ، نیکل (24/35) ، مس (18/24) ، کبالت (40/7) ، نقره (33/3) و کادمیوم (79/0) است. همبستگی مثبت و بالایی نقره با سرب، کادمیوم، روی، سرب و کبالت با نیکل و منگنز و نیز همبستگی مثبت عنصر روی با ماده آلی نشان دهنده وجود شرایط فیزیکی شیمیایی مناسب برای تمرکز این عناصر است. محاسبه فاکتور غنی شدگی عناصر نشان دهنده آن است که غنی شدگی نقره فوق العاده زیاد، کادمیوم در حد متوسط و میانگین غنی شدگی سایر عناصر حداقل است. با توجه به غلظت نسبتا بالای این عناصر و گسترش زیاد سنگ های شیلی در منطقه، با فعال شدن این عناصر در شرایط مناسب زمین شیمیایی و ورود آنها به آب های جاری و زیرزمینی می تواند آلودگی زیست محیطی آب و خاک منطقه را باعث شود.
    کلیدواژگان: غلظت، شیل، فلزات سنگین، غنی شدگی
  • حسین وارسته مرادی *، میثم مددی صفحات 141-153
    سابقه و هدف
    آهو که در طبقه بندی فهرست سرخ IUCN جزء گونه های درخطر تهدید قرار دارد، توزیع جغرافیایی وسیعی در خاورمیانه، پاکستان، آسیای مرکزی، چین و مغولستان دارد. درباره پویایی شناسی جمعیت، انتخاب زیستگاه، فعالیت های روزانه و سازمان اجتماعی این گونه بررسی بوم شناختی چندانی انجام نشده است. درباره پویایی شناسی جمعیت آهو در کشور ایران نیز اطلاعات اندکی وجود دارد. از میان زوج سمان پارک ملی گلستان، آهو بیشترین آسیب پذیری را نسبت به شکار غیرمجاز و تخریب زیستگاه از خود نشان داده است. هدف از این تحقیق، تعیین پویایی جمعیت آهو در مناطق مختلف پارک ملی گلستان بود.
    مواد و روش ها
    کار میدانی در منطقه پارک ملی گلستان انجام شد. نمونه برداری با استفاده از روش ترانسکت خطی در طول 24 ترانسکت و در 3 بار بازید از هر یک از ترانسکت ها از بهمن سال 1394 تا تیر سال 1395 انجام شد. داده ها (شامل تعداد، جنس و سن) در هر یک از 24 ترانسکت نمونه برداری شده، جمع آوری شد. برای محاسبه تراکم از نرم افزار DISTANCE 6. 0 استفاده شد. تفاوت در نرخ بره آوری آهوان با استفاده از آزمون های ناپارامتری کروسکال والیس و من وایتنی سنجیده شد. تمام آزمون های آماری با استفاده از نرم افزارهایMinitab 15 و Ecological Methodology انجام شد. نتایج و بحث: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل تراکم آهوان نشان داد که بیشترین و کمترین تراکم آهوان به ترتیب در مناطق کهنه سولگرد و رباط است. نسبت جنسی از 33/1 تا 86/1 در نوسان بود. به علاوه، نتایج نسبت جنسی نشان داد که جمعیت های آلمه و سولگرد بهترین نسبت جنسی را دارند. تعداد نرهای میان سال به بالا در جمعیت آهوان در جمعیت های مختلف پایین بود. این به معنای آن است که بخش بزرگی از ماده های مستعد تولیدمثل نمی توانند جفت گیری کنند. بسیاری از راه بردهای مدیریتی پیشنهاد افزایش تعداد نرهای بالغ در جمعیت را داده اند تا منجر به افزایش نرخ زادآوری ماده ها شود (Bender, 2002). علاوه بر پایین بودن نرهای میان سال به بالا در جمعیت آهوان در جمعیت های مختلف، به دلیل تعداد محدود ماده های مناسب (6 ساله و بیشتر) در کل جمعیت، تعداد قابل ملاحظه ای از ماده ها نیز تولیدمثل نکردند. نرها باید زمان بیشتری را صرف جمع آوری ماده ها و دور کردن نرهای رقیب کنند که متعاقب آن نرخ زادآوری کاهش می یابد. به علاوه، بره های زیر یک سال (اعم از نر و ماده) و آهوان خیلی پیر (بیش از 11 سال) به ترتیب بیشترین و کمترین درصد جمعیت آهوان را داشتند. بیشترین درصد بره ها در جمعیت های سولگرد و کهنه میرزابایلو مشاهده شد. این الگوی گروه سنی در بره ها به علت امنیت بالا در مجاورت پاسگاه های محیط بانی بود. تفاوت معنی داری در نرخ بره آوری در مناطق مختلف مشاهده نشد. این الگو با نتایج Varasteh (2004) مطابقت داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به بررسی حاضر درباره ساختار سنی و جنسی و نیز میزان بره زایی و تراکم آهو و مقایسه آن با گذشته، روشن است که روند کنونی پویایی شناسی جمعیت آهوان در پارک ملی گلستان سیر نزولی داشته و این هشدار جدی است. برای کاهش سرعت سیر نزولی جمعیت و سپس برنامه ریزی دقیق و بلندمدت برای مدیریت جمعیت آهو در پارک ملی گلستان اقدام فوری لازم است.
    کلیدواژگان: آهو، ایران، جمعیت، دینامیزم
  • نرگس پورطوسی، علیرضا کوچکی *، مهدی نصیری محلاتی، محمد قربانی صفحات 155-175
    سابقه و هدف
    توسعه شهری و شهرنشینی، اصلی ترین دلیل تغییرات جهانی اکوسیستم ها است ولی از طرفی اگرواکوسیستم های مناطق شهری، با تامین خدمات اکوسیستمی با ارزش و پرتقاضا، رفاه جامعه بشری را فراهم می آورند. درک خدمات اکوسیستمی و در نظر داشتن ارزش گذاری آنها در مدیریت شهری برای جامعه کنونی و نسل آینده ضروری است.
    مواد و روش ها
    پژوهشی در سال 1394 در سطح پارک های مشهد به منظور ارزیابی و ارزش گذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی پارک های عمومی مشهد انجام شد. به منظور ارزیابی برخی خدمات تنظیمی همچون ترسیب کربن، تولید اکسیژن و پالایش آلاینده ها، برداشت اطلاعات پوشش گیاهی پارک ها در قالب پلات هایی صورت گرفت و وارد نرم افزار «آی تری» 1 شد و ارزش گذاری ریالی آنها با توجه به نرخ مالیات گازها در سطوح بین المللی و هزینه های اجتماعی آنها برآورد شد. برای ارزیابی خدماتی همچون نقش تنوع در بروز چشم انداز، ذخیره آب، تشکیل خاک، کنترل بیولوژیک و خدمات فرهنگی پرسش نامه هایی با شیوه آزمون انتخاب طراحی شد و متوسط تمایل به پرداخت کارشناسان فضای سبز به سبب سطح اطلاعات، تحصیلات و منسجم بودن جمعیت مورد بررسی، برای این خدمات تجزیه و تحلیل شد. نتایج و بحث: پوشش درختان در پارک های مشهد 6/41 درصد بود. سه گونه غالب شامل افرا (4/17 درصد) ، چنار (6/15 درصد) و اقاقیا (7/11 درصد) بودند. با توجه به بیشتر بودن درختان جوان پارک ها، بیشتر خدمات اکوسیستمی از درختان جوان منشاء می گرفت. بخش عمده گونه ها غیربومی بودند: 1/44 درصد منشاء آمریکای شمالی و 9/15 درصد منشاء آسیایی داشتند. میزان ترسیب ناخالص کربن درختان 0387/1 تن در هکتار به ازای هر سال بود که سهم عمده آن مربوط به گونه چنار بود. تولید اکسیژن 24656/0 تن در هکتار به ازای هر سال و موجودی کربن (ذخیره کربن) در کالبد پارک های شهری 769/22 تن در هکتار محاسبه شد. پالایش آلاینده ها در یک سال و به ازای هر هکتار 041/0 تن گزارش شد، ارزش خدمات تنظیمی (ترسیب، تولید اکسیژن و پالایش آلاینده های شهری) در پارک های مشهد معادل 4 میلیون ریال به ازای هر هکتار در سال نشان داده شد. ذخیره کربن پارک های شهر مشهد نیز معادل 61 میلیون ریال به ازای هر هکتار ارزش گذاری شد. از آنجا که اتمسفر مخزن عظیمی از اکسیژن است، این گاز در ارزش گذاری ریالی منظور نشد. اکسیژن تولیدشده در کل پارک های مشهد290 تن می باشد که این میزان نیاز سالانه 115 نفر را تامین می کند. غنای گونه ای پارک های مشهد با 38 گونه ارزشی معادل 22 میلیون ریال داشت. مجموع ارزش خدمات تنظیمی (تنوع، ذخیره آب، تشکیل خاک، کنترل بیولوژیک و خدمات فرهنگی) منفی شدند و از بین این خدمات کارشناسان پاسخ گو تنها برای خدمات فرهنگی و ذخیره آب تمایل به پرداخت هزینه ای معادل 364 میلیون ریال به ازای هر هکتار در سال داشتند، که از این میزان 240 میلیون ارزش خدمات فرهنگی و 133 هزار ریال ارزش خدمت ذخیره آب بود. برای بقیه خدمات تمایلی به پرداخت هزینه وجود نداشت و کارشناسان پرداخت این هزینه ها را از وظایف خود شهرداری می دانستند.
    نتیجه گیری
    خدمات ارائه شده توسط پارک های مشهد بخشی از موهبت های طبیعی است و از این رو باید بودجه های بیشتری برای حفظ این سرمایه های گرانقدر برنامه ریزی و صرف شود.
    کلیدواژگان: آزمون انتخاب، پارک های مشهد، نرم افزار آی تری، مدیریت شهری
  • مریم فروغ الدین، مهدی جلیلی قاضی زاده*، مریم میرابی، محمدرضا نظری صفحات 177-192
    سابقه و هدف
    لاینر رسی متراکم شده یکی از مهمترین اجزای خاک چال های دفن بهداشتی پسماند است که اصلی ترین وظیفه آن محدود کردن نفوذ شیرابه ناشی از پسماند از کف محل دفن است. از آنجا که هزینه سیستم لاینینگ بخش قابل توجهی از هزینه های یک محل دفن را در بر می گیرد، لازم است طراحی لاینر رسی متراکم شده با در نظر گرفتن توامان ملاحظات محیط زیستی و اقتصادی انجام شود که مستلزم شناسایی عوامل موثر بر هزینه های ساخت لاینر رسی متراکم شده است.
    مواد و روش ها
    با استفاده از رویکرد عملکردگرا، ضمن بررسی عوامل موثر بر عملکرد هیدرولیکی لاینر رسی متراکم شده در جلوگیری از نفوذ شیرابه، چهار متغیر شامل ارتفاع ترانشه دفن، عمر ترانشه دفن، قیمت زمین و فاصله از منبع قرضه خاک به عنوان متغیرهای موثر بر هزینه ساخت لاینر رسی شناسایی و سناریوهای مختلف برای بررسی هر کدام از عوامل تاثیرگذار تعریف شد. بر اساس شرایط موجود در اکثر خاک چال های کشور، تغییرات ارتفاع ترانشه بین 10 تا 30 متر، تغییرات طول عمر ترانشه بین یک ماه تا دو سال و تغییرات فاصله از محل قرضه بین صفر تا 100 کیلومتر در نظر گرفته شده است. در ادامه با استفاده از مدل کالیبره شده یک بعدی HYDRUS، ضخامت مناسب لاینر در سناریوهای مختلف برای ترانشه دفن تعیین شده است و بر اساس آن، هزینه های مرتبط با ساخت لاینر رسی متراکم شده در سناریوهای محتمل برای محل دفن پسماند برآورد شده است. نتایج و بحث: بررسی الگوی تغییرات هزینه ها نشان می دهد که افزایش ارتفاع ترانشه دفن در بخش های مختلف منجر به کاهش هزینه های ساخت می شود. این در حالی است که تغییرات هزینه ساخت لاینر در طول عمرهای مختلف ترانشه، ابتدا روندی نزولی و در ادامه روند صعودی داشته است. ضمن آنکه روند تغییرات هزینه کل متاثر از تغییرات هزینه زمین و نشان دهنده اهمیت قیمت زمین در ارزیابی هزینه های کلی احداث لاینر است. همچنین افزایش فاصله از محل قرضه منجر به افزایش چشمگیر هزینه های ساخت لاینر رسی می شود. از این رو اگر خاک مناسب برای ساخت لاینر رسی در فاصله ای بیش از 100 کیلومتر از محل خاک چال موجود باشد، استفاده از لاینرهای رسی ژئوسنتتیک صرفه اقتصادی بیشتری نسبت به لاینر رسی متراکم شده دارد. عمر ترانشه دفن متغیری است که محدودیت کمتری برای طراح ایجاد می کند بنابراین می تواند با توجه به هزینه سایر بخش ها مقادیر مختلفی برای آن لحاظ شود.
    نتیجه گیری
    بررسی هزینه ها در بخش های مختلف ساخت لاینر رسی متراکم شده حاکی از آن است که تغییرات پارامترهای مختلف به شکل معنی داری در تغییرات هزینه ساخت لاینر موثر بوده و برای تعیین حد بهینه برای هر پارامتر باید با استفاده از یک مدل اقتصادی، توابع هزینه استخراج و نسبت به بهینه سازی آن در هر منطقه اقدام شود.
    کلیدواژگان: لاینر رسی متراکم شده، پسماند، خاک چال، برآورد هزینه
  • مهدا فروغی، سعید نوروزیان ملکی *، معین حاجی مقصودی صفحات 193-214
    سابقه و هدف
    امروزه توجه به کاربران طرح در پروژه های معماری اهمیت بیشتری یافته و بعد اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد تاثیرگذار بر طرح مورد توجه طراحان قرار گرفته است. اهمیت این موضوع در طراحی معماری منظر، با توجه به بعد ذهنی و مخاطب محور بودن آن، دوچندان است. یکی از مهم ترین رویکردها در معماری که به مخاطبان طرح توجه دارد، رویکرد طراحی مشارکتی است. مبحث طراحی مشارکتی، اولین بار در سال 1980 در آمریکا در اعتراض به قدرت زیاد طراحان و بی توجهی آنها به نیازهای حقیقی مردم در پروژه های معماری مطرح شد. به تدریج طراحی مشارکتی در سایر کشورها نیز رواج یافت و در دهه 1990 شاهد اوج اهمیت آن در حوزه معماری بودیم. در این زمان منابع متعدد اثرات گسترده و تکنیک های این رویکرد را بررسی کردند و بدین ترتیب انتظارات زیادی نسبت به طراحی مشارکتی پدید آمد. با عدم تحقق تمام این انتظارات در پروژه های طراحی مشارکتی اجرا شده در آن زمان، موضوع موانع طراحی مشارکتی طرح شد. با این حال نوشتارهای زیادی طراحی مشارکتی را لازمه دنیای امروز دانسته اند. اگرچه طراحی مشارکتی در معنای جدید آن و مباحث نظری مطرح شده در این زمینه از آمریکا آغاز شد ولی در ایران سابقه طراحی مشارکتی به طور سنتی به سال ها پیش برمی گردد. امروزه پروژه های طراحی مشارکتی در شهرهای ایران به صورت محدود و اغلب غیرموثر انجام می شود. در این راستا، هدف این مقاله بررسی موانع استفاده از طراحی مشارکتی منظر و تعیین درجه اهمیت آنها در ایران از دیدگاه متخصصان امر است.
    مواد و روش ها
    در این راستا، ابتدا موانع اصلی استفاده از رویکرد طراحی مشارکتی منظر، از منابع متعدد استخراج و دسته بندی شده است و سپس به کمک روش دلفی و انجام مصاحبه هایی با معماران منظر، میزان تاثیر موانع استخراج شده بر استفاده از رویکرد طراحی مشارکتی منظر در ایران، ارزیابی و اولویت بندی شد. اعضای پانل دلفی شامل ده نفر از متخصصان منظر، شش نفر از متخصصان معماری و چهار نفر از متخصصان شهرسازی شاغل در دانشگاه ها، پژوهشکده ها یا شرکت های مرتبط با طراحی معماری منظر هستند. نتایج و بحث: در نهایت گروه موانع سیاسی و تکنیکی به عنوان مهم ترین دسته موانع منظر مشارکتی شناخته شدند و در زیرشاخه های این موانع، بی علاقگی کارفرما در شرکت در فرایند مشارکتی طراحی، به عنوان مهم ترین مانع با ضریب روایی صددرصد و کمبود وقت آزاد جامعه معاصر به عنوان کم اهمیت ترین مانع شناخته شده است. در میان زیرشاخه های موانع تکنیکی، به ترتیب مرحله زمانی مشارکت مردم در فرایند طراحی مشارکتی، فقدان رابطه باز و مستقیم بین مردم، طراح و کارفرما با ضریب روایی 60 درصد و تجربه و مهارت کم متخصصان در فرایند طراحی مشارکتی و دانش و مهارت کم مردم شرکت کننده در فرایند طراحی مشارکتی با ضریب روایی 40 درصد و از میان زیرشاخه های موانع اجرایی، عدم مطلوبیت سیستم های اداری و اجرایی با ضریب روایی 80 درصد و زمان بر بودن شرکت دادن مردم در فرایند طراحی منظر مشارکتی با ضریب روایی 40 درصد به عنوان مهمترین موانع شناخته شده اند.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه موانع تکنیکی از دیدگاه متخصصان بسیار مهم ارزیابی شده است، باید ارزیابی مدونی درباره این تکنیک ها انجام شود. توصیه می شود این تحقیقات دارای جنبه های نظری و عملی باشند و طی پژوهش ها به مسائل مرحله زمانی مشارکت مردم و وجود رابطه باز و مستقیم بین مردم، طراح و کارفرما توجه بیشتری شود. همچنین پیشنهاد می شود تحقیقاتی برای ارزیابی روش های طراحی مشارکتی به کار گرفته شده صورت گیرد. بدین ترتیب می توان از تجربیات کشورهای غربی در طراحی مشارکتی مدرن استفاده کرد و از سوی دیگر برخی سنت های گذشته ایران که مرتبط با طراحی مشارکتی بوده را احیا کرد.
    کلیدواژگان: طراحی مشارکتی منظر، معماری منظر، فضاهای عمومی، تکنیک دلفی
  • الهام ابراهیمی، فراهم احمدزاده *، بابک نعیمی صفحات 215-232
    سابقه و هدف
    گوشت خواران به خاطر جایگاه شان در راس هرم غذایی همواره در معرض تهدید قرار دارند. امروزه حدود 65% از گوشت خواران در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت، در رده خطر انقراض یا آسیب پذیر قرار گرفته اند. در مقیاس جهانی در راسته گوشت خواران، خانواده کفتارها از خانواده هایی با تعداد گونه اندک (4 گونه) محسوب می شود. کفتار راه راه (Hyaena hyaena) تنها عضو این خانواده در ایران است و در رتبه نزدیک به تهدید ((NTفهرست سرخ IUCNقرار دارد. هدف از این پژوهش تهیه مدل توزیع گونه ای کفتار راه راه به عنوان یک گونه با پراکنش جغرافیایی گسترده در ایران است.
    مواد و روش ها
    با استفاده از لایه های نوزده متغیر اقلیمی همبستگی بین متغیرها برای گونه کفتار راه راه تجزیه و تحلیل شد و متغیرهایی که همبستگی بیش از 75/0 داشتند، حذف شدند. در نهایت هشت مدل توزیع گونه ای در بسته آماری sdm (GLM, GAM, BRT, SVM, RF, MARS, CART, FDA) در نرم افزار R مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به اینکه مدل های توزیع گونه ای همواره در معرض عدم قطعیت قرار دارند و این موضوعی است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد، یک راه حل برای برآورد تغییرات بین مدلی و کاهش عدم قطعیت در پیش بینی، استفاده از پیش بینی های ترکیبی به جای استفاده از یک روش مدل سازی واحد است. از این رو پس از تعیین پتانسیل های زیستگاهی کفتار راه راه توسط هشت مدل مذکور، بهترین مناطق برای پراکنش این گونه در ایران با بهره گیری از مدل ترکیبی (Ensemble) مشخص شد. نتایج و بحث: یافته های این بررسی نشان داد متغیر های دمای متوسط سالانه، بارش فصلی، بارش گرم ترین فصل از اهمیت بالایی برخوردارند و در مجموع مدل های FDA ، GAM، BRT،CART، GLM دارای قابلیت اعتماد در سطح خوب، مدل MARS دارای قابلیت اعتماد در سطح عالی و مدل های SVM و RF دارای قابلیت اعتماد بسیار عالی هستند. نتایج نشان داد مدل هایGLM, GAM, BRT, MARS, CART, RF عموما مناطق مرکزی ایران و مدل های SVM و FDA مناطق حاشیه ای دریای خزر را به عنوان بهترین مناطق برای توزیع گونه ای کفتار راه راه پیش بینی کرده اند، تفاوت در نتایج پیش بینی مدل ها تایید کننده عدم قطعیت بین مدل ها است از این رو ضرورت استفاده از روش ترکیبی آشکار می شود. نتایج مدل ترکیبی نشان داد مناسب ترین مناطق برای پراکنش کفتار راه راه مناطق نیمه خشک و استپی مرکزی ایران است.
    نتیجه گیری
    به تازگی از SDMsبرای تخمین گستره حضور گونه ها و همچنین کشف اثرات تغییر اقلیم بر توزیع آنها استفاده می شود و در میان این مدل ها استفاده از رویکرد مدل سازی ترکیبی راه حل مناسبی برای کاهش عدم قطعیت پیش بینی در مدل سازی توزیع گونه ای محسوب می شود، بنابراین نتایج این پژوهش علاوه بر پیش بینی توزیع مکانی کفتار راه راه به نوبه خود می تواند به اقدامات مدیریتی حفاظت این گونه نیز کمک کند.
    کلیدواژگان: کفتار راه راه ( Hyaena hyaena )، مدلهای توزیع گونه ای، بسته آماری sdm، تغییرات اقلیمی، مدل ترکیبی
|
  • Reza Tamartash* , Fatemeh Montazeri, Mohamadreza Tatian, Ghorban Vahab Zadeh Pages 1-14
    Introduction
    Soil pollution by heavy metals has become an environmental problem due to their long-term sustainability and ecologically harmful effects. In soils contaminated by heavy metals, establishing plants with the ability to grow in affected areas, adapt and uptake heavy metals is both scientifically and economically beneficial.
    Materials and methods
    In the current study, soil and plant samples were taken using a systematic random sampling approach within a 500, 1250 and 2000 meter radius of the centre of Kiasar cement factory in Mazandaran Province. For each distance, three plant species (such as Astragalus, Artemisia and Convolvulus) and their adjacent soils were sampled in three replications resulting 54 samples (27 plant and 27 soil samples). The concentrations of Pb, Cu, and Zn in the samples were determined using an ICP-OES Device and data analyzed statistically using a randomized complete block design.
    Results and discussion
    Analysis of variance results in this study showed that the amount of heavy metals in the soil was higher than those obtained in plant species tissues (p ≤ 0. 05). The mean comparison of data showed that distance from factory had a significant affect on copper and lead concentrations in both soil and plant tissues (p≤ 0. 05). While the copper concentration increased in both the soils and plant tissues, the amount of lead decreased with the increasing distance. The distance had no significant effect on zinc concentration in soil samples, but there were significant differences in plant species tissues and they do not follow the regular process. The correlation of heavy elements between plant species and soils showed that Astragalus and Artemisia had a significant correlation with copper (r = 0. 7) and lead (r = 0. 5), but convolvulus only had a significantly positive correlation with Zn.
    Conclusion
    Due to the high potential of Astragalus and Artemisia species in up-taking the heavy metals, these species can be used in refining contaminated areas with same ecological conditions.
    Keywords: Heavy metals, Soil pollution, Cement factory, Kiasar, Mazandaran Province
  • Ali Farmanesh, Seyed Saeid Mohtasebi*, Mahmoud Omid Pages 15-28
    Introduction
    Growth of industrial activities and increasing emissions are giving greater attention to environmental problems in the world. Unpleasant (malodorous) smells can be classified as pollutants that have a negative impact on the quality of life. About one-third to half of animal products unusable for humans are used as raw materials in the processing and recycling industry. One of the most important features of slaughterhouse rendering plants is the release of volatile compounds and unpleasant odours, which disturb workers and people living adjacent of this industry. The purpose of this study was to evaluate an electronic nose system as a tool for displaying vapours from a slaughterhouse rendering plant, selecting an array of appropriate sensors and determining the fingerprint for this pollutant unit. Material and methods: Batch cooking was carried out at a temperature of 140 ° C under 3 bar pressure for four hours and uniformly stirred at a speed of 20 rpm (ISIRI 2389, 1995). A total of 30 liquid samples, each one with volume of 10 ml, were obtained from condensed vapours of batch cooker. Samples were transferred to the laboratory located at the Agricultural Machinery Department of the University of Tehran, and an electronic nose system was used for analysis and investigation. The electronic nose system was based on metal oxide semiconductor (MOS) sensors and included an array of six gas sensors. The principal component analysis (PCA) method was used to evaluate the sensors and select appropriate array of sensors.
    Results and discussion
    Observation of the sensor’s response up until steady state with the aim of reducing consumption of time and oxygen, showed that 30 seconds to reach sensors to their baseline (baseline time), 100 seconds to contact the vapours with sensors (injection and response time) and 40 seconds to clear the sensors (purging time) were suitable. Correlation analysis of the sensors showed that some of the sensors had a correlation higher than 0. 85. The analysis of variance distribution of the two primary principal components showed that these two components comprised more than 99% of the total variance, and the primary component (PC-1) comprised over 98% of the total variance. The highest effect on the first component was related to the MQ135 sensor, after that the MQ136, MQ9, MQ131, MQ5 and, finally, MQ3 sensors were effective. The analysis of the principal components showed that MQ135 and MQ136 sensors, having a high sensitivity to ammonia, hydrogen sulphide and benzene, were the most suitable sensors for detecting the unpleasant smell released from the poultry slaughterhouse waste batch cooking (rendering plant). Selection of the MQ135 and MQ136 sensors as an array can be used to distinguish between pollutants from poultry rendering plants and pollutants released from other industries, and these sensors can be used to determine the fingerprint of the odour emitted from poultry rendering plants.
    Conclusion
    According to the results of this research, the electronic nose system with arrays of MQ135 and MQ136 can be used to monitor and control the quality of pollutants from poultry rendering plants. Also, with referring to this fact that unpleasant odours as part of air quality control have no standard definition in Iran, an electronic nose system could be used to control the air quality in terms of the presence of unpleasant odours in the environment.
    Keywords: Air pollution, Environment, Malodorous, Odour emission, Principle component analysis
  • Hussein Valikhani, Asghar Abdoli*, Bahram Hasanzadeh Kiabi, Farshad Nejat, Mohammad Sadeghsaba, Milad Khosravi Pages 29-44
    Introduction
    Invasive fishes are a major threat to biodiversity of aquatic ecosystems. Tilapia species are invasive due to their reproductive, diet and behavioural characteristics and high resistance to environmental conditions, pollution and diseases. So far, two exotic species Coptodon zillii and Oreochromis aureus, as well as a native species Iranocichla hormuzensis of these species, have been reported from Iran. In recent years, exotic tilapia species have invaded Iran and its neighbouring countries inland waters and have had significant ecological and economic impacts. The aim of this study was to conduct a preliminary survey on the status of exotic tilapia species in Khuzestan Province, Iran.
    Materials and methods
    The present study was carried out from November 2014 to September 2015 to determine the abundance of tilapia species (C. zillii and O. aureus) in the Shadegan Wetland and some local fish markets in Khuzestan Province. In addition, we the evaluated presence or absence of the species in some cyprinid fish farms in the province.
    Results and discussion
    The results showed that the catchment and supply of C. zillii is high and the species is one of the dominant fish in Shadegan Wetland. In this study, although O. aureus was not caught from Shadegan Wetland, observations showed that it has dispersed to other areas, especially in rivers, and its abundance is being increased. The tilapia species especially C. zillii are pests in some fish farms and a reduction of fish production has been noted. The presence of the species in some fish hatcheries has increased the possibility of their transfer to other regions.
    Conclusions
    At the moment, it seems that the best course of action to take action against tilapia is to prevent them from entering other water bodies (especially through aquaculture). The continuous studies to determine various aspects of the introduction, potential range prediction, and regular monitoring should also be also considered. Overall, a compilation method and also ecologically sustainable water management, reduction of water contaminants and decrease of fishing pressure on native species should be adopted for controlling and reducing of these species.
    Keywords: Aquaculture, Invasive species, Khuzestan Province, Red-belly Tilapia, Shadegan Wetland
  • Somayeh Bakhtiari*, Sina Choghadi Pages 45-63
    Introduction
    In recent years, zero-valent iron has drawn a great deal of attention in wastewater treatment and ground water remediation. It can effectively remove priority water contaminants, but there are some disadvantages in the use of nZVI particles, such as a high tendency to agglomerate, lack of stability, secondary iron pollution, separation and recovery of the fine nZVI particles after utilization. Using supporting material for nZVI is a promising way to solve these problems. Clay minerals as abundant natural resources are appropriate candidates to act as supporting materials. In this study, the use of fibrous clays-supported nZVI composite for the remediation of contaminated aqueous solutions will be discussed.
    Materials and methods
    Sepiolite and Palygorskite nano zero-valent iron composites were made using green tea extract. In order to determine the sorption capacity of nZVI, sepiolite and palygorskite composites for phosphorous, cadmium and nickel based on isotherm models, different concentrations of these ions were equilibrated with the composites in 1% suspensions for 24 hours. After adsorption, the supernatant liquids were filtered and the residual pollutant concentrations were determined.
    Results and discussion
    Results showed that Langmuir and Freundlich were the best models for describing p sorption on both composites. The estimated maximum adsorption capacity of the Sep-nZVI and Pal-nZVI using the Langmuir model (qmax) was 11. 38 mg P/g and 8. 57 mg P/g. The cadmium adsorption data for both sorbents was best fitted to the Langmuir, Fruendlich and Dubinin–Radushkevich models. Results clearly demonstrated the much higher Cd sorption potential of sepiolite compared with palygorskite. The sorption capacities (qmax) of Sepiolite-nZVI and palygorskite nZVI composites for Ni were 11. 14 and 32. 3 mgr/gr, respectively. The Ni sorption affinity (KL) of palygorskite nZVI was also greater than that of Sepiolite-nZVI. The favourability of a sorption system can be predicted by the constant separation factor RL. In the current study, RL values for palygorskite nZVI and Sepiolite-nZVI were greater than zero and less than unity, indicating favourable sorption of P, Cd and Ni onto the two composites.
    Conclusion
    Fibrous clays and nano zero-valent iron can be used as efficient sorbents for phosphorus removal from urban wastewater and the removal of cadmium and nickel from industrial wastewater due to their environmentally friendly nature and high performance in pollutant removal.
    Keywords: Palygorskite, Sepiolite, Phosphorous, Cadmium, Nickel
  • Sasan Vadiea*, Zahra Hazrati Somee, Zahra Azizabadifarahani Pages 65-78
    Introduction
    Urban planning for women can be seen as a kind of advocacy-based planning that recalls forgotten rights and the silence of women in the city. Urban space planning for women draws its original idea from feminist ideas. The theory of sustainable urban development focuses on the prevention of urban and regional environmental pollution, reducing local, regional and national production capacity, supporting recycling, failing to support harmful development, and bridging the gap between rich and poor. Sustainable urban development is a multifaceted phenomenon that considers environmental conservation, social justice and economic dynamism with optimal resource utilization. Urban and regional planning with a special futuristic perspective needs to be developed for the future of the city and analyzed using statistics and information. By using the facilities and reducing limitations through presenting a precise and comprehensive plan, that takes account of environmental considerations, can provide for sustainable urban development. Considering the importance of women's well-being and women's vulnerability, the issue of urban security with a gender approach has been investigated in this research. In this regard, the present study aims to evaluate urban planning with the approach of women to formulate a sustainable development pattern in Tehran.
    Materials and methods
    The method of this research is descriptive-survey and, according to the research method, all women in Tehran have been considered in this study. The estimated size of the community is about one hundred thousand people. Using randomized systematic cluster sampling, 384 women in Tehran were selected as a statistical sample. After collecting data, a researcher-made questionnaire was used to analyze the statistical data using SPSS software. The Kolmogorov-Smirnov test was used to test the normal distribution of the main variables.
    Results and discussion
    The results indicate that, women do not have much to gain in planning for sustainable development and they are not included in the socio-economic approach, planning approach, or participation planning and security approach to sustainable development in Tehran. Also, the results of the research showed that urban security is important for sustainable development, but women have a minimal role in this regard. Today, the world faces the fact that women can no longer be considered as hidden in the development process.
    Conclusion
    The role and capacities of women in the success of developing countries will lead to state-level policymakers to make women inferior to the fence. It is also one of the most effective areas for promoting gender equality empowering women by educating them about imbalance and equality in power, and empowering women to manage their lives.
    Keywords: Urban planning, Women, Research studies, Sustainable development
  • Balal Oroji, Eisa Solgi*, Asghar Sadighzadeh Pages 79-99
    Introduction
    Despite past improvements in air quality, very large parts of the population in urban areas breathe air that does not meet European standards let alone the health-based World Health Organisation Air Quality Guidelines. Over the last 10 years, there has been a substantial increase in findings that particulate matter (PM) air pollution is not only exerting a greater impact on established health endpoints, but is also associated with a broader number of disease outcomes.
    Materials and methods
    Recently, relatively sound research has been done on the understanding of the nature of particles and their role in creating problems in humans. A comprehensive study of this research and the analysis of the results, along with the comparison of the results of the research on health impact assessment, were evaluated in Tehran.
    Results and discussion
    Data strongly suggest that the effects have no threshold within the studied range of ambient concentrations, can occur at levels close to PM2.5 background concentrations, and that they follow a mostly linear concentration-response function. Having firmly established this significant public health problem, an enormous effort has been made to identify what it is in the ambient PM that affects health and to understand the underlying biological basis of this toxicity by identifying mechanistic pathways-information that, in turn, will inform policy makers how best to legislate for cleaner air. Another intervention in moving towards a healthier environment depends upon achieving the right public attitude and behaviour through the use of optimal air pollution monitoring, forecasting and reporting that exploits increasingly sophisticated information systems.
    Conclusion
    Improving air quality is a considerable but not an intractable challenge. Translating the correct scientific evidence into bold, realistic and effective policies undisputedly has the potential to reduce air pollution so that it no longer poses a damaging and costly toll on public health.
    Keywords: PM toxicity, Public awareness, Aerosols, Air pollution, Air quality
  • Mohammad Sadegh Oliaei* , Javad Fasihi, Hamid Sepehrian, Ziaeddin Almassi Pages 101-112
    Introduction
    Population growth and the increase of water demand in the different sectors of agriculture, drinking water, industry, health, groundwater resources have led to a lot of pressure. This issue along with severe and prolonged droughts has created conditions for the country, particularly in arid and hyper arid areas, whereby it has encountered serious challenges in the field of water quantity and quality. In this study, the qualitative changes in the trend of drought and water resources in the Hamadan-Bahar plain, one of the most important agricultural centres in Iran, has been considered.
    Materials and methods
    Twenty-three wells were sampled across the plain, on September 2015 and, in order to evaluate the strategic parameters in the study, standard methods were used. All anions and cations in the water along with fluoride, nitrate and nitrite were measured.
    Results and discussion
    The results showed a reduction of groundwater level decline by an average of 1 metre per year and the parameters measured indicated adverse changes in the quality of underground water sources. The maximum measured nitrite and nitrate, respectively, was 74.8 and 0.41 mg/L for the area. About 27% of the samples collected were close to the national standard of 43 milligrams per litre, while the average was critical at the border; however, the average total for nitrates was 24.2 mg/L. The amount of fluoride in most cases was lower than the international standard. In some cases the amount of sulfate flowing through the city’s sewage system was also standard.
    Conclusion
    Considering the results, it can be concluded that the only fundamental method for preventing dangerous consequences of falling water table levels and reducing the quantity and quality of underground water resources is to ensure correct and legal water consumption to avoid the uncontrolled withdrawal of groundwater.
    Keywords: Groundwater quality, Hamadan-Bahar Plain, Nitrates, Nitrites, Municipal wastewater
  • Reyhane Ghazi Marashi, Omid Noori *, Reza Deihimfard, Amir Salemi Pages 113-123
    Introduction
    Urbanization and population growth and their rapid development across the world have led to a major demand for the food security and self-sufficiency in terms of food production in many cities. Accordingly, activities based on urban agriculture using different traditional methods (e.g. planting on the ground surface with a soil bedding) or modern ones (e.g. rooftop gardening with hydroponic cultivation methods) have emerged and numerous studies regarding these methods have been accomplished. Likewise, a large number of farms in urban areas have come into existence worldwide. Nonetheless, there are yet various challenges in developing this type of agriculture. Moreover, only a few studies have been carried out to monitor the health and hygiene condition of the food produced in such places, especially in terms of air pollutant accumulation. The objective of this research was to study the hygiene of the plants cultivated in an urban environment (rooftops and courtyards), and to determine the accumulation rates of pollutants in the eggplant fruit (Solanum Melongena var. depressum (L.)) and bell peppers (Capsicum fruitescens var. grossum (Mill.)).
    Materials and methods
    Two types of vegetables; bell pepper and eggplant were cultivated in the rooftop and courtyard of a five-storey building in the 7th district of Tehran. The seeds were planted on the basis of a completely randomized design system using six replications. In order to compare the health of these fruits with those of the fruits cultivated in the countryside, similar samples of the same products were grown on farms located in the environs of Varamin and Karaj cities. Densities of heavy metals such as molybdenum, chrome, copper and manganese (Mn, Mo, Cr and Cu) found in bell pepper and eggplant fruit cultivated in the urban areas of Tehran were compared with amounts found in fruits cultivated on the farms located outside towns. Additionally, the amounts of the heavy metals lead and cadmium (Cd, Pb) in the samples related to the city of Tehran were compared to European Union Standards and the Iranian National Standard. The sample digestion was carried out using microwave and, in order to analyse and measure the results, the ICP-MS device was used. Data was analysed using SAS and Microsoft Excel software and the comparison of means was done through standard error.
    Results and discussion
    The resultant data demonstrate that the densities of heavy metals in the most of the fruits grown in city showed were significantly higher (in the range of 5%) than those of plants grown in countryside, except for the content of chrome in eggplant which is higher in the samples from farms located in the countryside than those of both urban areas. Moreover, the heavy metal pollution of copper in both eggplant and bell pepper from the farms located in countryside were higher than the samples of the rooftop. The chrome density in the eggplants cultivated in farmland was 1.56 times more than that of the courtyard plants, and 1.58 times more than those grown on the rooftop. Densities of copper in the eggplant and bell pepper of countryside farm are, respectively, 1.22 and 1.24 times more than the rooftop samples. Furthermore, except for lead content (Pb) being observed at the three different levels of 0.18, 0.63 and 0.14 milligrams per kilogram of dry weight (mg/kgDW) in some samples, respectively, for rooftop eggplants, rooftop bell peppers and courtyard bell peppers which showed significant variances to the permissible limits (in the range of 5%), other samples indicated acceptable amounts of lead and cadmium with respect to the European Union Standard and Iranian National Standard (under the limits of 5%).
    Conclusion
    In general, it can be concluded that all the samples cultivated in the urban areas of 7th district of the city of Tehran were healthy in terms of allowable amounts of the heavy metal cadmium. These density ratios fully complied with international standards, and were similar to those of the samples cultivated in the countryside. In contrast, most of the aforementioned samples contained impermissible amounts of the heavy metal lead. Likewise, the densities of other heavy metals included in the products of urban farms were much higher than those grown on the city exteriors. This difference may well be the impact of the effects of heavy traffic flow, geographic position and the unsuitable climatic conditions on the air quality of urbanized areas.
    Keywords: Air pollution, Food security, Urban horticulture, Rooftop garden (RTG), Heavy metals
  • Hamidreza Pakzad* , Hashem Bagheri, Farzaneh Teymouri Pages 125-140
    Introduction
    Irankuh Pb-Zn mine is located 20 km Southwest of Isfahan in the Zayandehrud River drainage basin. Shale and carbonate are the host rocks of the ore deposits formed from high concentrations of Pb and Zn. Weathering and erosion of the host rocks of ore deposits, waste water and waste materials arising from mining have a potential for heavy metal pollution of running water, ground water and agricultural soils. The main objectives of this investigation were to study the total concentration of Zn, Pb, Ni, Cu, Co, Ag, and Cd in the shale deposits of the mine, and the physicochemical factors on their distribution and pollution.
    Materials and methods
    For measuring heavy metal values, twenty samples were taken from the shale deposits. For distinguishing the shale-forming minerals, thin sections were prepared and studied with a polarizing microscope. The rock forming clay minerals, after preliminary treatments (heating at 550oc, ethylene glycol solvation), were detected by XRD and the organic carbon, calcium carbonate and Eh/pH of the shales were then measured. Heavy metal values in the sample were measured by AAS after mineralization. The correlation coefficient of organic carbon and manganese with metals and also metals-metals were calculated. For comparison of the heavy metal concentration relative to their natural amount (in shale), the enrichment factor was applied.
    Results and discussion
    The dark grey to olive-coloured shales in the studied area consisted of clay to fine silt size. Quartz, biotite, muscovite, feldspar and clay minerals comprise the non-opaque minerals of the shales while the clay minerals are illit (60-70%), kaolinite (9-27%) and chlorite (7-22%), respectively. Sphalerite, pyrite and galena are the main opaque minerals in the mine. The mean OC content of the shale is about 2% (0.35-5.5%) with less than 1% calcium carbonate. The pH of the samples is nearly neutral (6.8-7.8) and they have an oxidizing to nearly reducing Eh (18 to -100 v).
    Conclusion
    The average concentration of heavy metals in the shales were Zn=128.05>Pb=42.55> Ni=35.24> Cu=24.18> Co=7.4> Ag=3.33> Cd=0.79 in ppm, respectively. A highly positive correlation between Ag-Pb-Cd, Cd-Zn-Pb and Co-Ni-Mn and also a positive correlation between Zn with organic carbon demonstrate geochemical convenient conditions for concentration of the metals. The calculated enrichment factor has revealed extremely high enrichment for Ag and average for Cd. Other elements are depleted in the sediments. Due to the relative high concentration of the metals and extent of the shales in the study area, activation of the heavy metals under suitable conditions can be a potential source for environmental contamination in the groundwater and runoff water of the basin.
    Keywords: Concentration, Shale, Heavy metals, Enrichment factor
  • Hossein Varasteh Moradi*, Meysam Madadi Pages 141-153
    Introduction
    The goitred gazelle, which is classified as a vulnerable species (VU) by IUCN has a very wide distribution across the Middle East, Pakistan, Central Asia, China and Mongolia. A few ecological studies have been conducted on some aspects of goitred gazelle, such as population dynamics, habitat selection, daily activity, and social organization. However, little is known about the population dynamics of Goitred gazelle in Iran. Among the artiodactyls in Golestan National Park, goitred gazelles have shown the most vulnerability to the poaching and increasing frequency and intensity of habitat destruction. The objective of this study was to determine the population dynamics of goitred gazelle in different areas of Golestan National Park.
    Materials and methods
    Fieldwork was carried out in Golestan National park, Iran. The transect line sampling method was used to survey the population dynamics of goitred gazelle, during the survey at each of the 24 transects, over three visits conducted between February 2016 and July 2016. Data (number of individuals, sex and age of gazelles) were collected at each of 24 transects. To calculate the density of gazelles we used the DISTANCE 6.0 programme. Differences in the lambing rate were evaluated using the non-parametrical Kruskal-Wallis and Mann-Whitney U-test. All the statistical tests were performed using Minitab 15 and Ecological Methodology software.
    Results and discussion
    Results of the density analysis showed that goitred gazelles had the largest and the smallest population sizes in Kohne Mirzabaylu and Rabat, respectively. The sex ratio varied from 1.33 to 1.86; moreover, results of the sex ratio showed that the Almeh and Soulgerd populations had the best sex ratio. The number of middle-aged and older males was low in all gazelle populations which means that a high proportion of females prone to fertility were unable to mate. Many management strategies offer an increase in mature males in the population which results in increases in the reproduction rate of females (Bender, 2002). Due to the low numbers of qualified females (6 years old and older), a considerable number of females could not mate. This means the males spend more time gathering the females and warding off rival males and, consequently, the female reproduction rate decreases. Yearlings (male and female) and very old gazelles (more than 11 years old) comprised the highest and the lowest percentages of the gazelle population, respectively. The highest percentage of lambs occurred in the Soulgerd and Kohne Mirzabaylu populations. This pattern of age class in lambs was due to high security in the vicinity of these two areas from wildlife guard stations. There was no significant difference among different areas in lambing rate. This pattern was consistent with Varasteh (2004).
    Conclusion
    According to this study conducted on the sex and age structure, lambing rate, and density of gazelles in comparison with the past, it is quite obvious that the current trend of population dynamics is in decline and this is an alarm that indicates the need for urgent action to reduce the speed of population decline and for careful and long-term planning to management of gazelles populations.
    Keywords: Gazella subgutturosa, Iran, Population , Dynamism
  • Narges Pourtoosi, Alireza Koocheki* , Mahdi Nasiri Mahalati, Mohammad Ghorbani Pages 155-175
    Introduction
    Urbanization creates significant changes in global ecosystems, while urban agro-ecosystems can provide valuable and desirable ecosystem services for human society. Understanding these services and taking them into account is necessary for the urban management of both today’s society and future generations.
    Materials and methods
    This study was conducted in 2015 in Mashhad parks. To evaluate services like carbon sequestration, oxygen production and pollutant removal, plant data in plots was entered in itree software and their values were calculated according to international gas tax and also social values. In order to evaluate services such as diversity in landscapes, water storage, soil formation, biological pest control and cultural services, a questionnaire was designed using a choice experiment method and the average of willingness of landscape experts to pay was analyzed.
    Results and discussion
    The urban forest of Mashhad has tree cover of 41. 6 percent; the three most common species are Acer negundo (17. 4%), Platanus orientalis (15. 6%) and Robinia pseudoacacia (11. 7%). The percentage of young trees was greater than others and, so, the ecosystem services of parks come mostly from younger trees. The population of exotic tree species was more than native ones, with most exotic tree species having their origins in North America (at 44. 1%) and 15. 9% with Asian origins. The gross carbon sequestration of trees was 1. 0387 tons per hectare per year, most of which belonged to Platanus orientalis. Oxygen production was 0. 24656 and pollutant removal was 0. 041 ton/ha/year, with carbon storage per hectare at 22. 769 tons. Results showed that the value of regulatory services like (carbon sequestration, oxygen production and pollutant removal) in Mashhad parks was 4 million Rials annually per hectare and carbon storage was 61 million Rials per hectare. As the atmosphere is a huge source of oxygen, this gas was not calculated in the monitory valuation. The amount of oxygen production in all parks was 290 tons which can provide for the needs of 115 persons. Species richness was 38 with a value of 22 million Rials. Total value of other regulatory services such as (landscape diversity, water storage, soil formation, biological pest control and cultural services) was negative and, of these services, the responders only have a willingness to pay 365 million Rials per ha annually for cultural and water storage services. From this amount, 240 million Rials was for cultural services and 133 thousand Rials was for water storage. There was no willingness to pay for the other services which they consider to be part of the Municipality’s tasks.
    Conclusion
    More budget is needed for increasing ecosystem services and for saving the urban ecosystem.
    Keywords: Choice experiment, itree software, Mashhad parks, Urban management
  • Maryam Foroughedin, Mahdi Jalili Ghazizade* , Maryam Mirabi, Mohammad Reza Nazari Pages 177-192
    Introduction
    Lining is one of the most important components of waste landfills, whose main function is to limit the penetration of leachate from waste from the landfill base. Since the cost of a lining system is a significant part of a landfill’s total cost, therefore, it is necessary to design the compacted clay lining with environmental and economic considerations equally in mind, which requires identification of factors affecting the construction cost of clay lining.
    Materials and methods
    For this purpose, using a performance-based approach, the factors affecting the technical design and hydraulic performance of clay linings in preventing leachate leakage, four variables include of trench height, trench lifespan, land price and distance from the soil loan, have been identified as the variables affecting the cost of clay lining construction. Using the HYDRUS one-dimensional model, the appropriate lining thickness was determined in the scenarios of 30, 60,180,360,720 and 1080 days for the trench lifespan. Then, by defining design scenarios based on the effective variables, the cost of different parts is estimated.
    Results and discussion
    Investigating the cost variations shows that increasing the height of the trench in different parts leads to lower costs of construction. While changes in the cost of lining construction over the lifespan of the trench initially had a downward trend, it then showed an incremental pattern. The variation in total cost is affected by land cost variations and indicates the importance of land prices in assessing the overall costs of constructing the lining. Also, an increase in the distance from the loan increases the cost of lining construction significantly and, if suitable soil for lining can only be located more than 100 km from the site, then the use of a Geosynthetic clay lining is more cost-effective. The trench lifetime can be considered as a variable with less design constraints, depending on the cost of other parts.
    Conclusion
    Investigating the costs in different parts of compacted clay lining construction shows the necessity for economic modelling and creation of cost functions for the optimal design of compacted clay linings in every area.
    Keywords: Compacted clay lining, Waste, Landfill, Cost estimation
  • Mahda Foroughi, Saeid Norouzian, Maleki*, Moein Hajimaghsoudi Pages 193-214
    Introduction
    It is no longer acceptable to design an unchangeable plan, especially in landscape architecture where end-users should be at the centre of any design. Much literature discusses the influence of public involvement in the landscape design process and its necessity in contemporary life. However, the implementation of public participatory design has proved to be challenging and even problematic in many cases in the world. The initiated, civic leaders and professional experts generally develop and manage open space planning and design with a relatively limited level of public participation considering what is possible. The range of creativity from those who participate is limited for a range of reasons, premises and constraints; these will be discussed in the literature review. The need exists for landscape architects to work from an understanding of the ranges of participation and the ranges of creativity that can be elicited in order to deliver sustainable designs. For several decades the theories of public participation were discussed in Europe and North America, but the application of this in many other countries remained under-researched. Of specific interest in this article, public participatory design was used in Iran for the past few centuries (until a few decades ago) as a common solution. Although this practice has continued in many villages, public participation is not often practised in Iran’s cities anymore, and the few attempts at using it were not successful. So the aim of this article is to identify the obstacles to public participation specifically in Iran, and to classify these barriers by Iranian architectural designers.
    Materials and methods
    A mixture of qualitative and quantitative methods has been used in this study. First, the main obstacles were extracted from the literature, then they were classified into five groups, namely technical, cultural, social, economic and political. After classifying the obstacles, these were assessed by interviewing Iranian landscape designers, with the help of the Delphi method. The Delphi method is a structured communication technique or method, originally developed as a systematic, interactive forecasting method which relies on a panel of experts. The experts answer questionnaires over two or more rounds. After each round, a facilitator or agent of change provides an anonymous summary of the experts’ forecasts from the previous round as well as the reasons they provided for their judgments. Thus, experts are encouraged to revise their earlier answers in light of the replies of other members of their panel. It is believed that, during this process, the range of the answers will decrease and the group will converge towards the ‘correct’ answer. Finally, the process is stopped after a predefined stop criterion and the mean or median scores of the final rounds determine the results. In this research, the Delphi panel comprised ten landscape architects, six architects and four urban designers who work in laboratories and companies which depend on landscape architecture. Their assessment emerged in a table and its content validity ratio (CVR) was calculated and interpreted.
    Results and discussion
    The main obstacles extracted from the literature were classified into five groups: technical, cultural, social, economic and political. Each of these groups contained a few obstacles and there are twenty-two elements in total. Technical obstacles included finding the right members to represent people and end-users, the age at which people participate in the design process, lack of expert knowledge and experience in public participatory landscape design, lack of people’s knowledge and experience in public participatory landscape design, inefficiency of public participatory landscape design methods, uncertainty over how people ideas and decides affect the last decision and the design, and the lack of a free and comfortable relationship between end-users, employers and designers. Executive obstacles included increasing arguments between participants of public participatory landscape design, inefficiency of implementing systems and the time-consuming nature of public participatory design. Cultural obstacles included unwillingness of people, employers and designers to involve in a participatory design process. Social obstacles included lack of free time in contemporary society, divergent orientations and interests of contemporary society, the separation of contemporary society from social activity, lack of popular power to prove what they want in participatory design process, selfishness in contemporary society and prioritization in decision-making which depends on social outreach. Economic obstacles included the high expense of participatory design process. Political obstacles included nervousness about public participation and wrong and inefficient policies. Finally, technical and political groups of obstacles achieved the highest rank in respect of expert opinions. From among twenty-two obstacles, respectively, the unwillingness of employers to involve in a participatory design process, the age at which people participated in the design process, the lack of a free and comfortable relationship between end-users, employers and designers, wrong and inefficient policies, and lack of popular power to prove what they want in participatory design process were distinguished as the most important obstacles.
    Conclusion
    Based on the research foundations, we presented a few suggestions to improve the participatory design process in Iran. On the one hand, the unwillingness of employers to be involved in a public participatory design process was distinguished as the first and main barrier. In Iran, the main employer of public landscape designers is the Government. On the other hand, wrong and inefficient policies were distinguished as the third barrier and, in Iran, this refers to governmental regulations. So, from these statements the important role of Government and its regulations in improving the participatory design process emerges and it shows that there is a need for promotion and revision of governmental regulations and policies. Developed countries, in contrast, have special regulations and policies which encourage public participatory landscape design and guide the process to be more efficient.
    Keywords: Participatory landscape design, Landscape architecture, Public spaces, Delphi method
  • Elham Ebrahimi, Faraham Ahmadzade*, Babak Naimi Pages 215-232
    Introduction
    Carnivores have always been exposed to threat-inducing processes because of their placement at the top of the food pyramid. Nowadays, approximately 65% of carnivores are listed as Critically Endangered (CR) or Vulnerable (V) on the IUCN Red List of threatened species. On a global scale, in the order Carnivora the Hyaenidae family is the smallest with only four species. Hyaena hyaena is the only member of the Hyaenidae family found in Iran, and is listed as Near Threatened (NT) in the IUCN Red List. The current study was aimed at modelling the species distribution of the striped hyaena (Hyaena hyaena), which is wide in Iran.
    Materials and methods
    Using nineteen layers of so-called Bioclimatic variables, the correlations between those variables were analyzed and then highly correlated variables were excluded from the modelling process. Finally, eight species distribution models from the sdm package (GLM, GAM, BRT, SVM, RF, MARS, CART, and FDA) in R software were used. Given that the output of species distribution models is, unavoidably, often uncertain, one possible solution is to estimate the difference between projections and, to reduce the uncertainty, the use of an ensemble prediction system instead of using a single modelling method. Therefore, after determining the potential habitats of the Hyaena hyaena using those eight mentioned models and by using the ensemble prediction system, the best regions for the distribution of this species in Iran were estimated.
    Results and discussion
    The results of this study showed that annual mean temperature, seasonal precipitation and precipitation during the warmest season have the greatest influence on the distribution of Hyaena hyaena. In general, the FDA, GAM, BRT, CART and GLM models are fairly reliable, the MARS model is very reliable, and SVM and RF models are completely reliable. The results showed that the GLM, GAM, BRT, MARS, CART, RF models demonstrated that the suitable areas for Hyaena hyaena are generally the central regions of Iran, while the SVM and FDA models predicted the southern margin of the Caspian sea as containing the best regions for the distribution of this species.
    Conclusion
    The difference in the predictions of each model makes confirms the uncertainty between the models which confirms the necessity of using the ensemble method. The results of the ensemble model showed that the most suitable regions for the Hyaena hyaena species distribution are the semi-arid and central steppe regions of Iran.
    Keywords: Striped hyaena (Hyaena hyaena), Species distribution models, Sdm packges, Climate change, Ensemble model