فهرست مطالب

تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران - سال سی و چهارم شماره 5 (آذر و دی 1397)
  • سال سی و چهارم شماره 5 (آذر و دی 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/13
  • تعداد عناوین: 13
|
  • علی راحمی کاریزکی *، رسول رحیمی، عبدالطیف قلی زاده، ابراهیم غلامعلی پور علمداری، حسین صبوری، سیده حکیمه داودی صفحات 711-723
    به منظور بررسی اثرهای سطوح مختلف ورمی کمپوست و نیتروکسین بر خصوصیات کیفی گیاه دارویی همیشه بهار (Calendula officinalis L.) آزمایشی گلدانی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 94-1393 در گلخانه دانشگاه گنبد کاووس اجرا شد. عامل اول تیمار کودی ورمی کمپوست در 6 سطح (صفر، 10%، 20%، 40%، 70% و 100% ورمی کمپوست) و عامل دوم کود بیولوژیکی نیتروکسین که شامل دو سطح تلقیح (25 میلی لیتر در هر کیلو خاک) و عدم تلقیح نیتروکسین بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر نیتروکسین، ورمی کمپوست و اثر متقابل آنها بر روی تمام صفات مورد مطالعه معنی دار بودند. در حالی که صفت فنل کل فقط در تیمار ورمی کمپوست معنی دار شد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین میزان فنل کل، کلروفیل a و کلروفیل کل در تیمار 10% ورمی کمپوست با تلقیح نیتروکسین بدست آمد. در حالی که بیشترین مقدار کلروفیل b مربوط به تیمار 10% ورمی کمپوست بدون تلقیح نیتروکسین بود. بیشترین درصد نیتروژن در گیاه و میزان کاتالاز به ترتیب مربوط به تیمار 100% ورمی کمپوست با تلقیح نیتروکسین و 100% ورمی کمپوست بدون تلقیح نیتروکسین بدست آمد. بیشترین مقدار اسانس گل مربوط به تیمار 100% ورمی کمپوست با تلقیح نیتروکسین و کمترین مقدار مربوط به تیمار شاهد بدون تلقیح نیتروکسین بود. بیشترین مقدار اسانس گل مربوط به تیمار 100% ورمی کمپوست با تلقیح نیتروکسین و کمترین مقدار مربوط به تیمار شاهد بدون تلقیح نیتروکسین بدست آمد. با توجه به نتایج بدست آمده 100% و 70% ورمی کمپوست با تلقیح نیتروکسین را می توان به عنوان تیمار مناسب در تولید اسانس گیاه دارویی همیشه بهار پیشنهاد داد.
    کلیدواژگان: اسانس، تلقیح، کلروفیل، کاتالاز، نیتروکسین
  • زهرا دوستی *، حبیب عباسی پور شوشتری، علیرضا عسکریان زاده صفحات 724-733
    مگس گلرنگ، Acanthiophilus helianthi یکی از آفات مهم گلرنگ در سرتاسر جهان می باشد که هر ساله خسارت زیادی به این محصول وارد می کند. در ایران میزان خسارت مگس گلرنگ روی ارقام مختلف بین 70-30% برآورد شده است. استفاده از پارازیتوئیدها به عنوان یکی از روش های مدیریت تلفیقی آفات می باشد. در این مطالعه اثر متقابل زمان و رقم روی میزان پارازیتیسم مگس گلرنگ توسط گونه های Ormyrus gratiosus و Microdontromerus annulatus در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شاهد (جنوب تهران) انجام شد. پژوهش مذکور در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار اجرا شد. تیمار های آزمایش شامل 7 رقم گلرنگ شامل زرقان، پدیده، گلدشت، ورامین 295، پورداد PI، Aceteria، Mec 163 بودند. نمونه برداری هر هفت روز یک بار انجام و تجزیه و تحلیل داده ها با روش Kruskal valis انجام شد. بیشترین درصد پارازیتیسم زنبورO. gratiosus در تاریخ 19 تیر ماه روی ارقام Mec163 و ورامین با 12. 35 درصد مشاهده شد. کمترین درصد پارازیتیسم توسط گونه O. gratiosus در تاریخ 25 خرداد ماه در همه ارقام مشاهده شد. بیشترین میزان پازازیتیسم زنبور M. annulatus در طول زمان نمونه برداری در ارقام پدیده به میزان 7. 56 در صد و رقم Mec163، 7. 52 درصد دیده شد. کمترین میزان پارازیتیسم توسط گونه M. annulatus در رقم ورامین (6. 49 درصد) دیده شد.
    کلیدواژگان: ارقام گلرنگ (Cartamus tinctorius L.)، مگس گلرنگ، پارازیتیسم، Ormyrus gratiosus، Microdontromerus annulatus
  • حامد کرمی* ، منصور راسخ صفحات 734-747
    فرایند خشک کردن اهمیت زیادی در فرآوری گیاهان دارویی دارد، زیرا گیاهان دارویی اسانس دار اگر بلافاصله خشک نشوند و یا اسانس آنها استخراج نشود مواد موثره و ترکیب های فرار خود را از دست می دهند. در این تحقیق، سینتیک خشک کردن لایه نازک گیاه دارویی ترخون (Artemisia dracunculus L.) در یک خشک کن هیبریدی خورشیدی مدل سازی شد. آزمایش در چهار دمای 40، 50، 60 و 70 درجه سانتی گراد و سه سرعت هوای 1، 1. 51 و 2 متر بر ثانیه در آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در 3 تکرار انجام شد. 8 مدل مرسوم خشک کردن بر داده های آزمایشگاهی برازش و با هم مقایسه شدند. باتوجه به نتایج آنالیز واریانس عوامل دمای هوای خشک کردن و سرعت هوای خشک کردن در سطح احتمال 1% معنی دار شده ولی اثر متقابل دما و سرعت هوای خشک کردن معنی دار نشده و بیشترین میزان اسانس استحصالی مربوط به دمای 40 درجه سانتی گراد و سرعت جابجایی هوا 1. 5 متر بر ثانیه با مقدار تقریب 1. 27 میلی لیتر براساس حجمی (v/w) بدست آمد و با افزایش دما از 40 درجه سانتی گراد به 70 درجه سانتی گراد میزان اسانس استحصالی به طور معنی داری کاهش یافت. طبق نتایج بدست آمده مدل آغباشلو و همکاران منحنی سینتیک خشک شدن ترخون را نسبت به مدل های دیگر بهتر برآورد کرد. حداکثر مقدار ضریب پخش رطوبت موثر در سرعت هوا 1. 5 متر بر ثانیه و دمای هوای ورودی 70 درجه سانتی گراد برابر با 10-10×2. 74 (مترمربع بر ثانیه) بدست آمد. همچنین، حداقل مقدار ضریب پخش رطوبت موثر در سرعت هوا یک متر بر ثانیه و دمای هوای ورودی 40 درجه سانتی گراد برابر با 10-10×1. 34 (متر مربع بر ثانیه) بدست آمد.
    کلیدواژگان: اسانس، ترخون (Artemisia dracunculus L.)، گیاهان دارویی، ضریب پخش رطوبت موثر، مدل سازی
  • جمال حسنی *، مهدی میرزا صفحات 748-756
    این تحقیق به منظور بررسی کمیت و کیفیت روغن اسانسی گونه های آویشن (Thymus) در رویشگاه های طبیعی استان کردستان در سال 1389 انجام شد. برای انجام این تحقیق 6 گونه آویشن (T. daenensis، T. fedtschenkoi، T. pubescens، T. fallax، T. kotschyanus، T. transcaucasicus) در رویشگاه های مختلف شناسایی و برای اسانس گیری استفاده شد. استخراج روغن اسانسی به روش تقطیر با آب (سیستم کلونجر) و ترکیب های آن با سیستم های گاز کروماتوگراف (GC) و گاز کروماتوگراف متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) شناسایی شدند. نتایج نشان داد که بیش از 30 ترکیب شیمیایی متفاوت در روغن اسانسی گونه های آویشن وجود دارند که تیمول، کارواکرول، ژرانیول، آلفا-ترپینئول و لینالول مهمترین ترکیب های گونه های مورد بررسی بودند. بازده روغن اسانسی T. fallax 3. 05%، T. daenensis 2. 53%، T. pubescens 2. 38%، T. transcaucasicus 1. 51%، T. fedtschenkoi 1. 31% و گونه T. kotschyanus نیز 1. 05% بود. مقدار تیمول در گونه های T. Fedtschenkoi، T. daenensis، T. pubescens و T. kotschyanus به ترتیب 70. 6، 62. 2، 27. و 1. 5 درصد و مقدار کارواکرول در روغن اسانسی گونه های T. daenensis، T. fedtschenkoi و T. pubescens به ترتیب 4. 8، 3. 43 و 0. 74 درصد بود.
    کلیدواژگان: آویشن (Thymus)، روغن اسانسی، استخراج، ترکیب های شیمیایی، کردستان
  • راضیه شیخی، قدسیه باقرزاده *، روح اله خانی صفحات 757-765
    گیاه چویل با نام علمی Ferulago angulate (Schlecht.) Boiss. متعلق به تیره چتریان (Apiaceae) است. بیش از 35 گونه در جهان و 7 گونه در ایران رشد می کند؛ سه گونه بومی آن شامل Ferulago phialocarpa Rech. f. & H. Reidl. ، Ferulago contracta Boiss. & Hausskn. و Ferulago angulate (Schlecht.) Boiss. است. این پژوهش به منظور تعیین میزان و ترکیب اسیدهای چرب و اندازه گیری ترکیب های فنلی، فلاونوئید، تانن و آنتی اکسیدان موجود در گیاه چویل بومی منطقه ایذه در استان خوزستان انجام شد. در این تحقیق اندام های مختلف گیاه در اردیبهشت سال 1395 جمع آوری و در شرایط معین خشک گردید. اندازه گیری ترکیب های موجود در دانه گیاه انجام شد. اندازه گیری محتوای فنل و فلاونوئید کل در عصاره های متانولی، اتانولی و آبی با استفاده از روش اسپکتروفتومتری انجام و نتایج حاصل برحسب میلی گرم گالیک اسید بر میلی گرم گیاه خشک برای نمونه های جمع آوری شده بیان گردید. میزان کل تانن برای هر یک از نمونه های جمع آوری شده، با استفاده از نمودار استاندارد بر حسب تانیک اسید و با استفاده از روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد. فعالیت آنتی اکسیدانی گیاه، با استفاده از روش مهار رادیکال آزاد 2و 2-دی فنیل 1-پیکریل هیدرازیل (DPPH) اندازه گیری شد. استخراج روغن موجود در گیاه از طریق دستگاه سوکسله و با استفاده از حلال n-هگزان انجام و برای شناسایی ترکیب های موجود در روغن گیاه از روش GC-Mass استفاده شد. براساس نتایج این تحقیق که برای اولین بار بر روی دانه این گونه گیاه انجام شده است، معین گردید که دو اسید چرب اولئیک اسید (63. 6%) و لینولئیک اسید (19. 7%) بیشترین مقدار اسید چرب را به خود اختصاص دادند. از سوی دیگر کمترین مقدار درصد اسید چرب مربوط به میرستئیک اسید و هپتادکانوئیک اسید با (0. 1%) است.
    کلیدواژگان: چویل (Ferulago angulate (Schlecht.) Boiss.)، فنل، فلاونوئید، تانن، آنتی اکسیدان
  • مجید رستمی *، هدا محمدی صفحات 766-780
    به منظور بررسی اثر دمای کاشت و همچنین تراکم بوته بر عملکرد و ویژگی های مورفوفیزیولوژیک گیاه سیر (Allium sativum L.) آزمایشی به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل سه دمای کاشت بهاره (7. 4 درجه سانتی گراد، 9 درجه سانتی گراد و 11 درجه سانتی گراد) و چهار تراکم کاشت (20، 40، 60 و 80 بوته در مترمربع) بودند. برهم کنش تیمارها بر عملکرد سیر، وزن برگ، ارتفاع گیاه، کلروفیل کل و کاروتنوئیدها در سطح 1% معنی دار بود. در صورتی که شاخص برداشت، تعداد سیرچه، میزان کلروفیل a و محتوای نسبی آب فقط تحت تاثیر دمای کاشت و تراکم قرار گرفتند. بیشترین عملکرد سیر (921 گرم در مترمربع) در تیمار کاشت در دمای 7 درجه سانتی گراد و با تراکم 80 بوته بدست آمد، در حالی که کمترین عملکرد (317 گرم در مترمربع) در شرایط کاشت در دمای 11 درجه سانتی گراد و تراکم 20 بوته مشاهده شد. روند تغییرات وزن برگ در تیمارهای مختلف تقریبا مشابه با روند تغییرات عملکرد بود. بیشترین مقدار کلروفیل کل (2. 52 میلی گرم بر گرم) هنگام کاشت در دمای 9 درجه سانتی گراد و تراکم 20 بوته اندازه گیری شد، در حالی که کمترین مقدار کلروفیل کل (2. 07 میلی گرم بر گرم) در تیمار کاشت در دمای 11 درجه سانتی گراد و تراکم 80 بوته مشاهده شد. بیشترین میزان شاخص برداشت (64. 6%) در شرایط کاشت در دمای 7 درجه سانتی گراد مشاهده شد و با تاخیر در تاریخ کاشت و افزایش دما شاخص برداشت به صورت معنی داری کاهش یافت. به طوری که در شرایط کاشت در دمای 11 درجه سانتی گراد شاخص برداشت در مقایسه با تیمار کاشت در دمای 7. 4 درجه سانتی گراد حدود 7% کاهش یافت. کمترین تعداد سیرچه در بوته (3. 64) در شرایط کاشت در دمای 11 درجه سانتی گراد مشاهده شد که باعث شد تعداد سیرچه در مقایسه با تیمار کاشت در دمای 7. 4 درجه سانتی گراد حدود 25% کاهش یابد. اثر تراکم نیز بر تعداد سیرچه در بوته معنی دار بود و در تراکم کاشت 80 بوته سیرچه های تولیدشده در بوته بیش از 14% کاهش یافت. از بین دماهای کاشت مورد مطالعه در منطقه بهترین دمای کاشت 7. 4 درجه سانتی گراد بود، زیرا در این شرایط گیاه دوره رشد طولانی تر و فرصت بیشتری برای استفاده از منابع داشت. در هر سه دمای کاشت افزایش تراکم منجر به افزایش عملکرد شد ولی افزایش تراکم در دمای کاشت 7. 4 درجه سانتی گراد تاثیر بیشتری در افزایش عملکرد داشت.
    کلیدواژگان: شاخص برداشت، کلروفیل، گیاهان دارویی، محتوای نسبی آب
  • ادریس رحمتی، فاروق شریفیان *، محمد فتاحی صفحات 781-793
    خشک کردن یکی از مراحل اصلی در فرایند پس از برداشت گیاهان دارویی است که نقش مهمی در کمیت و کیفیت مواد موثره آنها دارد. به منظور بررسی تاثیر روش های مختلف خشک کردن شامل آون (40 و 80 درجه سانتی گراد) و خشک کن پاششی (120 درجه سانتی گراد) در حضور کمک خشک کن های مالتودکسترین (M) ، مالتودکسترین و پکتین سیب (M+P) و بدون کمک خشک کن، آزمایش هایی بر روی عصاره گیاه بادرشبو (Dracocephalum moldavica L.) به صورت طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. پس از خشک کردن نمونه ها صفاتی همانند جریان پذیری پودر حاصل، شاخص های رنگی پودر شامل روشنی-تیرگی (L*) ، قرمزی (a*) ، زردی (b*) ، Chroma (شاخص اشباع) ، Hue (زاویه رنگ غالب) و برخی خواص فیتوشیمیایی مانند محتوای فنل کل، فلاونوئید کل و فعالیت آنتی اکسیدانی ارزیابی شدند. نتایج نشان دهنده تاثیر معنی دار روش های مختلف خشک کردن بر روی صفات اندازه گیری شده بود. پودرهای خشک شده به وسیله آون در دو دمای 40 و 80 درجه سانتی گراد نسبت به سایر تیمارها از جریان پذیری خوبی برخوردار بودند. بیشترین مقدار L* در تیمار خشک شده (M) با مقدار 76. 61 و کمترین مقدار این شاخص در تیمار خشک شده با آون در دمای oC80 با مقدار 24. 36 مشاهده شد. بیشترین مقدار فنل کل و فعالیت آنتی اکسیدانی در تیمار خشک شده با (M+P) به ترتیب با مقدار 19. 72 میلی گرم در گرم برگ گیاه و 73. 16% مشاهده شد. کمترین مقدار فنل کل و فعالیت آنتی اکسیدانی در تیمار خشک شده با خشک کن پاششی و بدون کمک خشک کن به ترتیب با مقادیر 4. 11 و 10. 41 مشاهده شد. بیشترین مقدار فلاونوئید کل در تیمار M)) با مقدار 1. 487 میلی گرم در گرم برگ گیاه مشاهده شد. با توجه به نتایج بدست آمده و نظر به اهمیت ترکیب های فیتوشیمیایی گیاه بادرشبو، روش خشک کردن (M+P) به دلیل حفظ بیشتر ترکیب ها قابل توصیه است.
    کلیدواژگان: بادرشبو (Dracocephalum moldavica L.)، خشک کردن پاششی، ترکیب های فنلی، کمک خشک کن، خواص فیزیکی
  • سیاوش ابراهیمی، محمدرضا فرهپور *، محمد صائب نجار صفحات 794-804
    تاخیر در روند التیام زخم، یکی از عوارض دیابت است. بنابراین، از دیدگاه درمانی، تلاش برای پیدا کردن ترکیب های موثر در افزایش سرعت روند التیام زخم، بسیار مهم است. این مطالعه به منظور بررسی اثرهای ترکیب ژل گیاه صبر زرد (Aloe vera L.) و عصاره هیدرواتانولی پوست میوه پسته کوهی (Pistacia atlantica Desf.) بر روند التیام زخم در 54 سر موش مبتلا به دیابت نوع 2 تجربی انجام گردید. یک زخم تمام ضخامت برشی توسط پانچ بیوپسی 6 میلی متری بر پوست ناحیه پشت هر موش ایجاد شد. همه موش ها به سه گروه دارونما، ژل صبر زرد 5% (w/w) و ترکیب ژل صبر زرد 5% با عصاره هیدرواتانولی پوست میوه پسته کوهی 5% (w/w) تقسیم شدند. سرعت بسته شدن زخم در روزهای 4، 8، 12 و 16 اندازه گیری شد. به لحاظ آسیب شناختی، روند ترمیم زخم از نظر میزان ادم، نفوذ سلولی، نوزایش عروقی و رسوب کلاژن بین گروه ها مقایسه گردید. میزان انقباض زخم در گروه های درمانی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری (0. 05>P) را نشان داد. میزان ادم در هر دو گروه درمانی نسبت به گروه کنترل کاهش یافت، در حالی که نوزایش عروقی، نفوذ فیبروبلاست ها و تولید کلاژن افزایش نشان داد؛ به طوری که این افزایش در گروه درمانی با پماد ترکیبی از میزان بالاتری برخوردار بود. نتایج این مطالعه نشان داد که تجویز موضعی ترکیب ژل صبر زرد 5% با عصاره هیدرواتانولی پوست میوه پسته کوهی 5% التیام زخم تمام ضخامت برشی پوست را در موش های دیابتی نوع 2 با کاهش میزان التهاب بافتی و افزایش تولید کلاژن و نوسازی بافت پوششی بهبود می بخشد و می تواند به عنوان یک داروی جدید مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ژل صبر زرد (Aloe vera L.)، پسته کوهی (Pistacia atlantica Desf.)، عصاره هیدرواتانولی، زخم پوست، دیابت، موش
  • الناز فرج زاده معماری تبریزی *، مهدی رشدی ملکی، نوشین فرج زاده معماری تبریزی، وحید احمدزاده صفحات 805-819
    این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تیمار بذرها با سویه های مختلف کودهای زیستی باکتریایی (شاهد، آزوسپریلیوم 21، سودوموناس168، ازتوفایو، باسیلوس و ترکیبی از سویه ها) و سویه های مختلف کود زیستی میکوریزا (شاهد، Glomus mossae، G. intaradices، G. hoei و هر سه سویه قارچ میکوریزا) بر رشد، تولید اسانس و خصوصیات فیزیولوژیک ریحان (Ocimum basilicum L.) انجام شد. این آزمایش در سال زراعی 1395 به صورت اسپلیت پلات پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار و در مزارع دانشگاه آزاد اسلامی ملکان اجرا گردید. صفات مورد اندازه گیری شامل ارتفاع بوته، سطح برگ، شاخص کلروفیل، محتوای کلروفیل a و b، تعداد روزنه در سطح رویی برگ، تعداد روزنه در سطح زیرین برگ، درصد اسانس، عملکرد اسانس، عملکرد ماده خشک، گایاکول پراکسیداز، کاتالاز و پرولین بودند. در این مطالعه، تیمارهای کود زیستی قارچ میکوریزا اثر مثبتی بر رشد و عملکرد اسانس ریحان داشت. علاوه بر بهبود شاخص های رشدی، شاخص های فیزیولوژیک ازجمله محتوای کلروفیل a و b، تعداد روزنه و محتوای آنتی اکسیدان ها در اثر کاربرد کود میکوریزا افزایش یافت. عملکرد اسانس تنها تحت تاثیر کاربرد آزوسپریلیوم 21، کاربرد ازتوفایو و کاربرد ترکیبی از سویه های کود زیستی باکتریایی به ترتیب به میزان 16. 1، 11. 9 و 17. 9 درصد افزایش یافت که این افزایش عمدتا ناشی از افزایش درصد اسانس ریحان بود. برخلاف خصوصیات رشدی، شاخص های فیزیولوژیک مانند محتوای کلروفیل a و b و محتوای آنتی اکسیدان ها به طور مثبتی تحت تاثیر کاربرد کود زیستی باکتریایی قرار گرفته و افزایش یافت. با توجه به نتایج این بررسی کاربرد آزوسپریلیوم 21، کاربرد ازتوفایو و کاربرد ترکیبی از سویه های کود زیستی باکتریایی همراه با هر یک از سویه های قارچ میکوریزا باعث افزایش خصوصیات کمی و کیفی اسانس ریحان شد.
    کلیدواژگان: اسانس، باکتری های افزایش دهنده رشد، ریحان (Ocimum basilicum L.)، کود زیستی، میکوریزا
  • فاطمه میرزایی، محمد علی بهدانی *، مجید جامی الاحمدی صفحات 820-835
    کدوی پوست کاغذی به دلیل کاربرد فراوان آن در صنایع داروسازی و پزشکی و به ویژه در درمان پروستات از اهمیت زیادی برخوردار ‏است. به منظور تعیین تاریخ کاشت مناسب و ارزیابی اثر گوگرد بر عملکرد و اجزای عملکرد کدوی پوست کاغذی (Cucurbita pepo L.) مطالعه ای به صورت آزمایش فاکتوریل، در قالب طرح بلوک‏ های کامل تصادفی با 3 تکرار و دو فاکتور در مزرعه ای در شهرستان خلیل آباد واقع در استان خراسان رضوی، در سال زراعی 1394-1393 انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل تاریخ کاشت در 3 سطح (اول، 10 و 20 اردیبهشت) و کاربرد گوگرد آلی گرانوله در 4 سطح (صفر، 150، 300 و 450 کیلوگرم در هکتار) بودند. نتایج نشان داد که اثر تاریخ کاشت بر طول ساقه اصلی، تعداد شاخه جانبی، بیوماس کل، تعداد دانه در میوه، وزن دانه در میوه، وزن هزاردانه، عملکرد میوه و دانه در هکتار و درصد روغن معنی دار بود. با تاخیر در کاشت از اول اردیبهشت به 20 اردیبهشت، وزن هزاردانه 14% کاهش یافت. نتایج بهینه بودن تاریخ کاشت اول اردیبهشت را در بین تیمارهای تاریخ کاشت در بیشتر صفات مورد بررسی نشان داد. بالاترین طول ساقه اصلی، ضریب تبدیل گل و تعداد میوه در بوته مربوط به کاربرد 450 کیلوگرم گوگرد در هکتار بود. بالاترین عملکرد دانه در تیمار کاربرد 300 کیلوگرم گوگرد در هکتار مشاهده شد. نتایج نشان داد که کاربرد 300 و 450 کیلوگرم گوگرد در هکتار در تاریخ کشت اول در پارامترهای عملکرد میوه در هکتار، عملکرد دانه در هکتار و درصد روغن دارای مقادیر بیشتری نسبت به سایر تیمارها بود. نتایج بیانگر اثرهای سودمند کاربرد کودهای گوگردی به مقدار 300 یا 450 کیلوگرم در هکتار، برای گیاه کدوی پوست کاغذی در تاریخ اول اردیبهشت بود.
    کلیدواژگان: رشد رویشی، عناصر ماکرو، گیاه دارویی، عملکرد دانه
  • امین باقی زاده *، زهرا مشایخی، محمدعلی ابراهیمی صفحات 836-848
    پونه‎سا گربه‎ای (Nepeta cataria L.) ، یک گیاه دارویی، اسانس‎دار و معطر متعلق به خانواده نعناعیان است که به‎نام نعناع گربه‎ای معروف است. در این تحقیق، تنوع ژنتیکی و فیتوشیمیایی قسمتی از ژرم‎پلاسم پونه‎سا گربه‎ای با استفاده از نشانگر مولکولی RAPD و روش GC/MS بررسی شد. اندام‎های هوایی این گیاه از رویشگاه‎های مختلف جمع‎آوری و بعد به‎دور از نور خورشید خشک شد. استخراج DNA به‎روش CTAB انجام گردید. از 11 آغازگر تصادفی RAPD برای واکنش PCR استفاده شد. 15 جمعیت مورد بررسی براساس نتایج حاصل از تجزیه خوشه‎ای و تجزیه به مولفه‎های اصلی به‎ترتیب در چهار و پنج گروه قرار گرفتند. از 15 جمعیت جمع‎آوری شده، 8 جمعیت مورد بررسی فیتوشیمیایی قرار گرفت. استخراج اسانس با روش تقطیر با آب و با کلونجر انجام شد. تعداد 27 ترکیب از اسانس همه جمعیت‎ها شناسایی شد. براساس نتایج حاصل از GC/MS، 100% ترکیب های اسانس در جمعیت‎های سیرچ، محمدآباد مسکون، سقدر2، دلفارد2 و میجان2 شناسایی شد. در نمونه‎های دهبکری، دلفارد1 و سقدر1 به‎ترتیب 94. 84%، 99. 8% و 96. 6% ترکیب های اسانس شناسایی شد. سه ایزومر نپتالاکتون بخش عمده ترکیب های اسانس را تشکیل ‎دادند. بتا-کاریوفیلین، کاریوفیلین اکساید، بتا-پینن و آلفا-پینن نیز از ترکیب های اصلی اسانس بودند. براساس تجزیه خوشه‎ای بر روی داده‎های GC/MS، جمعیت‎های مورد نظر در 3گروه طبقه‎بندی شدند. مقایسه ترکیب‎های تشکیل‎دهنده اسانس در جمعیت‎های مطالعه شده نشان داد که اسانس این 8 جمعیت از لحاظ کمی و کیفی با هم متفاوتند که این امر می‎تواند ناشی از تفاوت‎های اکولوژیکی مناطق رویش این جمعیت‎ها مانند تفاوت رطوبت، دما و ارتفاع از سطح دریا و یا سایر عوامل خاکی، جغرافیایی و ژنتیکی باشد.
    کلیدواژگان: پونه‎سا گربه‎ای (Nepeta cataria L.)، تنوع ژتنیکی، RAPD، تنوع فیتوشیمیایی، کروماتوگرافی گازی
  • عاطفه کریمی پاشاکی، محدث قاسمی *، سید جلیل ذریه زهرا، مصطفی شریف روحانی، سید مسعود حسینی صفحات 849-858
    در این مطالعه، میزان غلظت نیمه کشنده (LC50) عصاره آبی-الکلی برگ درخت زیتون (Olea europaea L.) و عصاره آبی سیر (Allium sativum L.) بر روی بچه ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. آزمایش ها به روش استاندارد O. E. C. D و به صورت ساکن طی مدت 96 ساعت انجام گردید. میزان ماده موثره عصاره ها به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) اندازه گیری شد. برای اندازه گیری غلظت نیمه کشنده برای هر یک از عصاره ها به طور جداگانه، ماهی ها به 5 گروه تیمار و یک گروه شاهد (هریک با 3 تکرار شامل 10 ماهی) تقسیم بندی شدند. میانگین طولی و وزنی ماهی ها به ترتیب 0. 78±9. 8 سانتی متر و 3. 4±15 گرم بود. 5 گروه تیمار در معرض غلظت های 50، 100، 150، 200 و 250ppm (میلی گرم بر لیتر) از عصاره آبی-الکلی برگ درخت زیتون و 5 گروه تیمار دیگر در معرض غلظت های 400، 800، 1200، 1600 و2000 ppm از عصاره آبی سیر قرار گرفتند. در طول مدت زمان آزمایش میانگین (SD±) دمای آب 1. 7±17 درجه سانتی گراد، اکسیژن محلول 0. 41±7. 23 میلی گرم در لیتر و pH آب 0. 81±7. 5 بود. نتایج بدست آمده از کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) نشان داد که میزان آلیسین اندازه گیری شده در عصاره سیر mg/g200 و میزان اولئوروپین اندازه گیری شده در برگ زیتون mg/g177. 2 بود. مقدار غلظت نیمه کشنده (LC50) 96 ساعته در بچه ماهیان کپور برای عصاره آبی-الکی برگ زیتون ppm168 و برای عصاره آبی سیر ppm1050 بدست آمد.
    کلیدواژگان: عصاره آبی-الکلی برگ زیتون (Olea europaea L.)، عصاره آبی سیر (Allium sativum L.)، ماهی کپور معمولی، غلظت نیمه کشنده (LC50)، کروماتوگرافی HPLC
  • شهربانو عباسی، سعدالله هوشمند *، ندا میرآخورلی، رودابه راوش صفحات 859-869
    در آویشن (Thymus) برگ مهمترین اندام تولیدکننده اسانس است و کرک های ترشحی غده ای روی سطوح اندام هوایی ظرفیت منحصر به فردی برای سنتز و ترشح مواد موثره دارند. در این بررسی ویژگی های مورفولوژیک و انواع ساختار کرک در چهار گونه آویشن شامل T. transcaucasicus، T. carmanicus، T. daenensis و T. armeniacus ارزیابی شدند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس بیانگر اختلاف معنی داری بین گونه ها برای صفات طول ساقه، طول و تعداد برگ، وزن تر و خشک بوته، وزن خشک برگ و ساقه، تعداد کرک های غده ای برگ، طول کرک، عملکرد و درصد اسانس بود. گونه T. armeniacus بیشترین تعداد کرک را نشان داد، در حالی که بیشترین طول کرک مربوط به گونه T. transcaucasicus بود. بیشترین درصد و عملکرد اسانس به ترتیب در گونه های T. carmanicus و T. daenensis ناشی از تعداد کرک غده ای و تعداد برگ بیشتر مشاهده گردید. نتایج اسکن میکروسکوپ الکترونی (SEM) نشان داد از بین انواع کرک غده ای در هر چهار گونه مورد نظر تنها کرک غده ای سپری در برگ وجود داشت. ضرایب همبستگی مثبت و معنی دار بین تعداد کرک غده ای سطح رویی و زیری برگ با درصد و عملکرد اسانس تاکیدی بر نقش این ویژگی در تولید اسانس دارد. در تجزیه رگرسیون مرحله ای برای وزن خشک (متغیر تابع) ، بیشترین ضرایب مثبت رگرسیون مربوط به وزن خشک برگ بود و 97% تغییرات را توجیه نمود. زمانی که عملکرد اسانس به عنوان متغیر تابع لحاظ گردید، تنها صفت طول کرک با توجیه 49% از تغییرات این صفت، وارد مدل شد.
    کلیدواژگان: آویشن (Thymus)، اسانس، صفات مورفولوژیک، کرک غده ای، SEM
|
  • A. Rahemi Kahrizaki *, R. Rahimi, A. Gholizadeh, E. Gholamalipour Alamdari, H. Saboori, S.H. Davoodi Pages 711-723
    In order to investigate the effects of different levels of vermicompost and nitroxin on the qualitative properties of medicinal plant marigold (Calendula officinalis L.), an experiment was conducted as factorial based on a completely randomized design with four replications in the greenhouse of Gonbad-e-Kavos University during 2014-2015. The first factor was vermicompost fertilizer treatment at six levels (0%, 10%, 20%, 40%, 70% and 100%) and the second factor was biological nitroxin fertilizer at two levels of inoculation (25 ml/kg soil) and no inoculation with nitroxin. The results of analysis of variance showed that the effects of nitroxin, vermicompost and their interaction on all traits studied were significant. However, the total phenol content was only significant in the vermicompost treatment. The results showed that the highest total phenol content, chlorophyll a, and total chlorophyll were obtained in 10% vermicompost treatment with nitroxin inoculation. The highest chlorophyll b content was related to 10% vermicompost treatment without nitroxin inoculation. The highest nitrogen content in the plant and catalase content were obtained from 100% vermicompost treatment with nitroxin inoculation, and 100% vermicompost without nitroxin inoculation, respectively. The highest amount of essential oil was obtained from 100% vermicompost treatment with nitroxin inoculation and the lowest was obtained from control treatment without nitroxin inoculation. According to the results, 100% and 70% vermicompost with nitroxin inoculation could be suggested as a suitable treatment for the production of marigold essential oil.
    Keywords: essential oil, inoculate, chlorophyll, Catalase, nitroxin
  • Z. Dustiy *, H. Abbasipour Shoushtari, A. Askarianzadeh Pages 724-733
    The safflower fly, Acanthiophilus helianthi (Rossi) (Diptera: Trypetidae), is one of the most important pests of safflower in the world, causing a lot of damage to this crop every year. In Iran, the seed yield loss due to the safflower fly is estimated to be 30- 70 % for different safflower cultivars. The use of parasitoids is one of the pest management methods. In this study, the interaction between time and cultivar on the parasitism rate of safflower fly by two parasitoid species of Microdontromerus annulatus and Ormyrus gratiosus was investigated in the research field of Shahed University (south of Tehran). The study was conducted under a Completely Randomized Block Design with four replications. The treatments consisted of seven safflower cultivars including Zarghan, Padideh, Goldasht, Varamin, Pourdad PI, Acataria, Mec163. Sampling was performed every seven days and data analysis was done by the Kruskal Valis method. The highest percentage of parasitism by O. gratiosus on 19 July was observed on Mec163 and Varamin cultivars (12.35%). The lowest percentage of parasitism by this species was observed on 14 June in all cultivars. The highest parasitism rate by M. annulatus during the sampling period was observed on Padideh (7.56%) and Mec163 (7.52%) cultivars. The lowest percentage of parasitism (49.6%) by M. annulatus was observed on Varamin cultivar.
    Keywords: Safflower cultivars, safflower fly, Parasitism, Ormyrus gratiosus, Microdontromerus annulatus
  • H. Karami *, M. Rasekh Pages 734-747
    In this study, the thin layer drying kinetics of Tarragon (Artemisia dracunculus L.)was modeledin a hybrid dryer. Experiments were performed at four temperatures of 40, 50, 60, 70ºC and three air velocities of 1, 1.5 and 2 m/s in the factorial arrangement based on a completely randomized design. According to the results of analysis of variance, the effect of drying air temperature and drying air velocity were significant at 1% probability level. However, the interaction effect of temperature and drying air velocity was not significant. The highest essential oil content was related to the temperature of 40°C and an air velocity of 1.5m/s with an approximate value of 1.27CC (v/w). With increasing temperature from 40°C to 70°C, the essential oil content decreased significantly. According to the obtained results, the Agbashlo et al. model could estimate the kinetic curve of tarragon drying better than other models. The effective moisture diffusivity values were achieved to be in the range of 1.34×10−10-2.74×10−10 m2/s.
    Keywords: essential oil, tarragon (Artemisia dracunculus L.), medicinal plants, effective moisture diffusivity, modeling
  • J. Hasani *, M. Mirza Pages 748-756
    This study was conducted to evaluate the essential oil (EO) quality and quantity of six thyme species (Thymus spp.), growing in the natural habitats of Kurdistan province, in 2010. To conduct this research, six species of thyme were identified in different habitats and used for essential oil extraction. Water distillation (Clevenger-type apparatus) was used to obtain the EOs and the components were identified using the gas chromatography (GC) system and a gas chromatograph connected to mass spectrometer (GC/MS). The results showed that more than 30 components were identified in the EOs, among which thymol, carvacrol, geraniol, alpha terpinole and linalool were the most important components. The EO yields were 3.05%, 2.53%, 2.83%, 1.51%, 1.31% and 1.05% for T. fallax, T. daenensis, T. pubescens, T. transcaucasicus, T. fedtschenkoi and T. kotschyanus, respectively. The content of thymol was calculated to be 70.6%, 62.2%, 27.8% and 1.5 in the EOs of T. daenensis, T. fedtschenkoi, T. pubescens and T. kotschyanus, respectivelyand the content of carvacrol was recorded to be 3.43%, 4.80% and 0.74% in the EOs of T. daenensis, T. fedtschenkoi and T. pubescens, respectively.
    Keywords: Thymus, essential oil, extraction, chemical compounds, Kurdistan
  • R. Sheykhi, Gh. Bagherzade *, R. Khani Pages 757-765
    Chavil (Ferulago angulata (Schlecht.) Boiss.), belonging to the apiaceae family, consists of 35 species in the world. While seven species exist in Iran, three species including Ferulago phialocarpa, Ferulago contracta Boiss., and Ferulago angulata are native to Khuzestan province. The present research was conducted to determine the composition and content of fatty acids, phenolic compounds, flavonoid, tannin and antioxidant in Ferulago angulata native to Izeh region, Khuzestan province. In this research, different organs of the plant were collected in may 2016 and dried under certain conditions. The measurement of compounds in the seeds was performed. The content of phenol and total flavonoid in the methanol, ethanol, and water extracts was measured with spectrophotometric method and the results were expressed as mg of gallic acid per mg of dry matter. The total tannin content of samples was determined using tannic acid as standard spectrophotometrically. Furthermore, the antioxidant activity of plant extracts was evaluated by inhibiting free radical 2, 2'-diphenyl-1-picrylhydrazyl (DPPH). Oil extraction from seeds was carried out by Soxhlet apparatus using n-hexane as solvent, and the GC-Mass method was used to identify the compounds in the plant oil. According to the results of this research, carried out on the seeds of this plant for the first time, it was determined that oleic acid (63.6%) and linoleic acid (19.7%) had the highest content of fatty acid and the lowest content of fatty acid content was related to myristic acid and heptadecanoic acid (0.1%).
    Keywords: Ferulago angulate (Schlecht.) Boiss, phenol, flavonoid, Tannin, antioxidant
  • M. Rostami *, H. Mohammadi Pages 766-780
    In order to investigate the effects of different temperatures and also plant density on yield and some of morpho-physiological traits of garlic (Allium sativum L.), a split plot experiment was conducted based on randomized complete blocks design with three replications. Experimental treatments were three spring planting temperatures (7.4, 9 and 11°C) and four planting densities (20, 40, 60 and 80 plant m-2). Based on results, the interaction effect of experimental treatments on garlic yield, leaf weight, plant height, total chlorophyll and carotenoids was significant whereas for harvest index, number of produced cloves in plant, chlorophyll a and relative water content only the effects of temperature and plant density were significant. The highest garlic yield (921 g.m-2) was observed in planting temperature of 7.4°C with a density of 80 plants m-2, but the lowest yield (317 g.m-2) was obtained in the planting temperature of 11°C with the lowest plant density. The same results were also observed for leaf weight. The highest amount of chlorophyll (2.52 mg.g FW-1) was observed in the planting temperature of 9°C with the density of 20 plants m-2but the planting density of 80 plants m-2 in the planting temperature of 11°C resulted in the lowest amount of total chlorophyll (2.07 mg.g FW-1). The highest harvest index was related to the planting temperature of 7.4°C, and with delay in planting date, this index was reduced significantly. The lowest number of cloves per plant (3.64) was related to the planting temperature of 11°C. Increasing plant density also decreased the number of produced cloves by 14 percent. The best planting temperature for the highest garlic yield was 7.4°C. Although in all of the planting temperature treatments, increasing the plant density resulted in higher garlic yield, the positive effects of higher densities were mainly observed in the planting temperature of 7.4°C.
    Keywords: Harvest index, chlorophyll, medicinal plants, relative water content
  • E. Rahmati, F. Sharifian *, M. Fattahi Pages 781-793
    Drying is one of the main stages after harvesting of medicinal plants, playing an important role in the quantity and quality of their active ingredients. In order to investigate the effects of different drying methods such as oven drying (40°C and 80°C) and spray drying (in the presence of maltodextrin, maltodextrin with apple pectin and without carrier), the experiments were carried out on a plant extract of Moldavian balm (Dracocephalum moldavica L.) in a completely randomized design (CRD) with three replications. After drying of the samples, the properties of powders such as flowability, color parameters including brightness (L*), redness (a*), yellowing (b*), chroma, hue angle, and some chemical properties including phenolic compounds, total flavonoid, and antioxidant activity were evaluated. The results indicated significant effects of different drying methods on physiochemical properties of the powders. The oven-dried powders in air temperature (40 and 80°C) had more desirable flowability in comparison to spray dried samples. The highest amount of L* was observed in spray dried samples in presence of maltodextrin, and the lowest value was observed in oven dried samples at the air temperature of 80°C (76.61 and 24.36, respectively). The highest total phenol content and antioxidant activity were observed in spray dried samples in the presence of maltodextrin and apple pectin (19.72 mg/g DW, %73.16, respectively). The lowest total phenol content and antioxidant activity were observed in spray dried samples without carrier (4.11 mg/g DW, %10.41, respectively). The highest amount of flavonoid was observed in spray dried samples in the presence of maltodextrin (1.487 mg/g DW).
    Keywords: moldavian balm (Dracocephalum moldavica L.), spray drying, phenolic compounds, carrier, physical properties
  • S. Ebrahimi, M.R. Farahpour *, M. Saebnajjar Pages 794-804
    One of the side effects of diabetes is delay in wound healing process. Thus, the use of effective compounds for fasten the wound healing process is important. The present study was conducted to investigate the combined effects of Aloe vera L. gel and hydroethanolic extract of Pistacia atlantica Desf. hulls on wound healing process in 54 adult mice with type-2 diabetes. A circle full-thickness excisional wound model was created on the back of each mouse by a 6-mm punch biopsy. The mice were divided into three groups including control group, 5% Aloe vera gel (w/w) and a combined of 5% Aloe vera gel + 5% Pistacia atlantica extract (w/w). Wound closure rate was evaluated at 4, 8, 12 and 16 days. Edema, cellular infiltration, revascularization, and collagen deposition were assessed among groups. Wound contraction ratio was significantly higher in the treated groups in comparison to control group (P<0.05). The edema was significantly decreased in the treated groups compared with control group, while fibroblast infiltration, revascularization and collagen deposition were significantly increased in same groups in comparison to control group (P<0.05). The best response was observed in the combined group. Results showed that topical administration of 5% Aloe vera gel + 5% Pistacia atlantica extract, in combined form, accelerated full-thickness excisional wound healing in type 2 diabetic mice by decreasing tissue inflammation and increasing collagen synthesis and re-epithelization and it can be considered as a new drug.
    Keywords: Aloe vera L. gel, Pistacia atlantica Desf. hull, hydroethanolic extract, cutaneous wound, diabetes, rat
  • E. Farajzadeh Memari Tabrizi *, M. Roshdi Maleki, N. Farajzadeh Memari Tabrizi, V. Ahmadzadeh Pages 805-819
    The aim of this study was to investigate the effects of seed treatment on different strains of bacterial biofertilizers (control, Azosperilium 21, pseudomonas 168, istofyu, her bacillus and a combination of strains) and different strains of mycorrhizal fertilizer (control, Glomus mossae, G. intradices, G. hoei and all three strains of mycorrhiza) on growth, essential oil yield, and physiological characteristics of basil (Ocimum basilicum L.). Experiments were carried out in 2009 as split plot based on randomized complete block design with three replications in the farms of the Malakan Islamic Azad University. The measured traits were crop height, leaf area, chlorophyll index, chlorophyll a content, chlorophyll b content, number of stomata in the leaf surface, number of stomata in the substrate, essential oil content, essential oil yield, dry matter yield, glycol peroxidase, catalase and proline. In this study, mycorrhizal fertilizer treatments had a positive effect on the growth and yield of basil essential oil. In addition to the improvement of growth indices, physiological parameters including chlorophyll a and b contents, number of stomata and antioxidant content increased as a result of application of manure. The essential oil yield increased by 16.1%, 11.9% and 17.9%, respectively, due to the application of Azospirilum 21, application of bacteria, and the combined application of bacterial biofertilizer strains. This increase was mainly due to the increase in the percentage of basil essential oil. Contrary to growth characteristics, physiological characteristics such as chlorophyll a and b content and antioxidant content were positively affected by the use of bacterial biofertilizer. According to the results of this study, the application of Azospirilium 21, application of the bacteria, and the combined application of bacterial biofertilizer strains along with each of the mycorrhizal fungi strains will increase the qualitative and quantitative properties of basil essential oil.
    Keywords: Essence, growth bacteria, basil (Ocimum basilicum L.), biofertilizer, mycorrhiza
  • F. Mirzaei, M.A. Behdani *, M. Jamialahmadi Pages 820-835
    In order to determine the appropriate planting date and evaluate the effect of sulfur on yield and yield components of pumpkin (Cucurbita pepo L.), a factorial experiment was conducted based on a randomized complete block design with three replications and two factors in Khalilabad, Khorasan Razavi, in 2016 cropping year. The experimental factors were three planting dates (20 and 30 April and 10 May) and application of granular sulfur at four levels (0, 150, 300, and 450 kg ha-1). The results showed that planting date significantly affected the main stem length, branch number, total biomass, number of seeds per fruit, seed weight per fruit, 1000-seed weight, fruit and seed yield per hectare and oil percentage. Delayed planting from 20 to 30 April decreased the weight of 1000-seed by 14%. The highest seed yield was achieved by applying 300 kg sulfur per hectare. The fruit yield and seed oil percentage were higher in the first planting date and application of 300 kg sulfur ha-1. In general, this study showed that the first planting date (20 April), with the application of at least 300 kg ha-1 of sulfur fertilizer, would provide the best conditions for pumpkin yield.
    Keywords: Vegetative growth, macro elements, medicinal plant, seed yield
  • A. Baghizadeh *, Z. Mashayekhi, M.A. Ebrahimi Pages 836-848
    Catnip (Nepeta cataria L.), also called catmint, is a medicinal plant containing aromatic compounds and belongs to the Lamiaceae family. In this study, phytochemical and genetic variations of some Catnip germplasm were analyzed using RAPD molecular marker as well as GC/MS. The shoots of plants were collected from various habitats and dried away from direct sunlight. DNA was extracted using (CTAB) method. Eleven RAPD primers were used in PCR reaction. Based on the results of cluster analysis, 15 populations were classified into four groups. Based on the results of principal component analysis, the plant populations were clustered into five groups. Eight of 15 collected populations were analyzed phytochemically. Essential oils were extracted via water steam distillation using Clevenger apparatus. Twenty-seven components were identified from all essential oil samples. The results of GC/MS method showed that among the samples, 100% of essential oil compounds were identified in populations of Sirch, Mohammad Abad-e-Maskoon, Saqder 2, Dalfard 2, and Mijan 2. The results also showed that in samples of Dehbakri, Dalfard 1, and Saqder 1, 94.84%, 99.8% and 96.6% of essential oil compounds were identified, respectively. Three isomers of Nepetalactone constituted the major essential oils compounds. B-caryophyllene, Caryophyllene oxide, β-pinene, and α-pinene were also of main essential oil compounds. Based on the cluster analysis of GC/MS data, the populations were classified into three groups. Comparison of consisting compounds of essential oils in the eight studied populations indicated that the essential oils extracted were different quantitatively and qualitatively. This could be probably due to the different ecological conditions of habitats such as humidity, temperature, altitude above sea level, or other terrestrial, geographical and genetic factors.
    Keywords: Nepeta cataria L, genetic diversity, RAPD, phytochemical diversity, GC
  • A. Karimi Pashaki, M. Ghasemi *, S.J. Zorriehzahra, M. Sharif Rohani, S.M. Hosseini Pages 849-858
    In this study, the semi-lethal concentration (LC50) of aqueous-alcoholic extract of olive (Olea europaea L.) leaf and aqueous extract of garlic (Allium sativum L.) in common carp (Cyprinus carpio) fingerlings was investigated. Experiments were carried out using standard O.E.C.D within 96h. The amount of active ingredient of the extracts was measured by high performance liquid chromatography (HPLC). To measure the semi-lethal concentration for each extract, the fish were divided into five treatment groups and one control group (each with three replicates including 10 fish). Mean length and weight of fish were 9.8±0.78 cm and 15±3.4 g, respectively. Five treatments were exposed to concentrations of 50, 100, 150, 200 and 250 ppm (mg/l) of aqueous-alcoholic extract of olive leaf and five other treatments were exposed to concentrations of 400, 800, 1200, 1600 and 2000 ppm of aqueous extract of garlic. During the test period, the average (±SD) temperature was 17±1.7 °C, the dissolved oxygen was 7.23±0.41 mg/l and the pH was 7.5±0.81. The results of high performance liquid chromatography (HPLC) showed that the amount of Allicin measured in garlic extract was 200 mg/g and the amount of Oleoropein measured in olive leaf was 177.2 mg/g. The 96h LC50 value in common carp for the aqueous-alcoholic extract of olive leaf was calculated to be 168 ppm and for the aqueous extract of garlic, 1050 ppm.
    Keywords: aqueous-alcoholic extract of olive leaf (Olea europaea L.), aqueous extract of garlic (Allium sativum L.), common carp, semi-lethal concentration (LC50), HPLC
  • Sh. Abbasi, S. Houshmand *, N. Mirakhorli, R. Ravash Pages 859-869
    The leaves of thyme are the most important organs producing essential oils, and the glandular trichomes provide a unique capacity for the synthesis and storage of active ingredients. In this study, the morphological characteristics and types of trichomes' structure were measured in four thyme species including: T. transcaucasicus, T. carmanicus, T. daenensis and T. armeniacus. The results of variance analysis indicated a significant difference between species in terms of stem length, leaf length and number, plant fresh and dry weight, leaf and stem dry weight, number of glandular trichomes on the adaxial and abaxial side of the leaf, the trichome length, and essential oil yield and percentage. T. armeniacus showed the highest trichome number; while, the highest trichome length was related to T. transcaucasicus. The highest essential oil percentage and yield were observed in T. carmanicus and T. daenensis respectively, which could be due to the greater number of glandular trichomes and leaves in these species. The results of scanning electron microscope (SEM) revealed that among various types of glandular trichomes, peltate glandular trichome existed in the leaf of four species examined. Positive and significant correlation coefficients between the number of glandular trichomes on the adaxial and abaxial side of the leaves with the essential oil percentage and yield indicate the role of this feature in the production of essential oil. The stepwise regression analysis, implemented for dry weight, indicated that the highest regression positive coefficient was observed for the leaf dry weight, explaining 97% of the trait variation. When the essential oil yield was assumed as a dependent variable, only the trichome length entered the model and explained 49% of the trait variation.
    Keywords: Thymus, essential oil, morphological traits, glandular trichomes, SEM