فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی بیرجند - سال بیست و پنجم شماره 4 (پیاپی 77، زمستان 1397)
  • سال بیست و پنجم شماره 4 (پیاپی 77، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/19
  • تعداد عناوین: 9
|
  • بابک هوشمند مقدم* ، عباسعلی گایینی صفحات 263-275
    زمینه و هدف
    امروزه استفاده از مکمل های طبیعی و سنتی برای اجرای بهتر مهارت های ورزشی از راه بهبود ترکیب بدن و افزایش قدرت، رواج زیادی یافته است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر مصرف مکمل زعفران و تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی لپتین، ترکیب بدنی و قدرت عضلانی مردان جوان غیر ورزشکار بود. روش تحقیق: در این مطالعه نیمه تجربی،30 مرد جوان غیر ورزشکار با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی و مصرف مکمل زعفران (15نفر) و گروه تمرین مقاومتی (15نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه پروتکل تمرینی شامل چهار جلسه تمرین مقاومتی در هفته با 60-70 درصد یک تکرار بیشینه را انجام دادند. همچنین گروه اول، روزانه یک عدد قرص 150 میلی گرمی زعفران خالص مصرف می کردند. در ابتدا و انتهای دوره، از نمونه های خونی برای سنجش لپتین، برای سنجش ترکیب بدنی آزمودنی ها از روش بیوالکتریکال ایمپدانس BIA و برای اندازه گیری قدرت بالاتنه و پایین تنه به ترتیب از آزمون پرس سینه و پرس پا، استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های tوابسته و مستقل انجام شد.
    یافته ها
    بین گروه تمرین مقاومتی و مصرف مکمل زعفران و گروه تمرین مقاومتی، اختلاف معنی داری در میزان لپتین، درصد چربی بدن و توده بدون چربی مشاهده شد (P≤0/05) اما قدرت بالاتنه و پایین تنه بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج می توان گفت، تمرین مقاومتی در کنار مصرف مکمل زعفران می تواند ترکیب بدن در مردان غیرورزشکار را بهتر کند، ولی موجب بهتر شدن قدرت بالاتنه و پایین تنه نمی شود.
    کلیدواژگان: زعفران، تمرین مقاومتی، لپتین، ترکیب بدن، قدرت عضلانی
  • لیلی محمدی پور قاسم آباد ، محمدحسین سنگتراش* ، سعید اسماعیلی ماهانی ، وحید شیبانی ، حسینعلی ساسان صفحات 276-285
    زمینه و هدف
    تاثیرات مثبت ورزش بر عملکرد مغز و همچنین افزایش بیان برخی از عوامل رشد نورونی از جمله فاکتور نوروترفیک مشتق شده از مغز یا BDNF (Brain-derived neurotrophic factor) ، اثبات شده است. برای بررسی بیشتر مکانیزم های مولکولی این تغییرات و همچنین با اطلاع از این موضوع که miR-10b یکی از تنظیم کننده های بیان BDNFاست، تاثیر ورزش بر بیان نسبی miR-10b (microRNA-10) در موش های صحرایی ماده ارزیابی گردید. از آنجا که مطالعات قبلی نشان داده اند، ورزش از طریق برهمکنش با هورمون استروژن باعث افزایش بیان BDNF می شود، اثر ورزش بر بیان miR-10b در موش های فاقد تخمدان نیز سنجیده شد. روش تحقیق: در این مطالعه، تعداد 42سر موش صحرایی ماده از نژاد ویستار، انتخاب و در قالب دو گروه دست نخورده و فاقد تخمدان بررسی شدند. موش های فاقد تخمدان، جراحی تخمدان برداری را سپری کرده و بعد از گذشت یک ماه برای انجام آزمایش استفاده شدند. پروتکل ورزش، چهار هفته دویدن بر روی تردمیل بود. برای تعیین بیان نسبی miR-10b در هیپوکامپ موش ها از روش Real time PCR استفاده شد.
    یافته ها
    بیان miR-10b در گروه شم- ورزش نسبت به گروه کنترل در هر دو نوع موش های دست نخورده و فاقد تخمدان، تفاوت معنی داری نشان نداد. ورزش اجباری با تردمیل، تغییرات معنی دار در بیان این ژن در هر دو نوع موش دست نخورده و فاقد تخمدان ایجاد نکرد (0/05˃P) ؛ اما بیان BDNF در موش های دست نخورده به طور معنی دار افزایش یافت (0/05˂P). در واقع بیان miR-10b با تغییرات بیان BDNF در اثر ورزش، هیچ گونه همبستگی نداشت.
    نتیجه گیری
    در واقع این مطالعه نتوانست ارتباط بیان miR-10b با افزایش بیان BDNF که حاصل برهمکنش ورزش و هورمون استروژن است را اثبات نماید؛ بنابراینmiRNA نمی تواند جز عوامل تنظیم کننده بیان BDNF محسوب گردد.
    کلیدواژگان: ورزش منظم با تردمیل، موش صحرایی ماده، هیپوکامپ، MiR-10b
  • ژیوار شافعی ، سعید عباسی ملکی* ، فیروز قادری پاکدل صفحات 286-296
    زمینه و هدف
    در طب سنتی، از بنفشه معطر به عنوان ضد التهاب، خواب آور، آرام بخش، آنتی اکسیدان، ضد اضطراب و درمان کننده اختلالات عصبی-روانی استفاده می شود؛ از این رو، در این مطالعه اثر حاد ضد افسردگی عصاره هیدرو الکلی بنفشه معطر در موش سوری بررسی شد. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، 114سر موش سوری نر نژاد آلبینو، به شکل تصادفی به گروه های دریافت کننده نرمال سالین (کنترل) (ml/kg, i. p10) ، فلوکستین (ml/kg, i. p20) ، ایمی پرامین (ml/kg, i. p30) و عصاره بنفشه معطر (50، 100، 200 و ml/kg, i. p 400) تقسیم شدند. سنجش میزان افسردگی با آزمون های رفتاری شنای اجباری (Forced swimming test) ، معلق ماندن دم (Tail suspension test) و جعبه باز (Open field test) انجام گرفت.
    یافته ها
    بنفشه معطر (mg/kg 100 تا 400) سبب کاهش مدت زمان بی حرکتی (به ترتیب برابر با 0/01P< و 0/001P<) در هر دو آزمون شنای اجباری و آزمون معلق ماندن دم شد. عصاره این گیاه، زمان شناکردن را (به ترتیب 0/01P< و 0/001P<) بدون تغییر معنی دار در زمان صعودکردن (0/05P>) افزایش داد. در آزمون جعبه باز، دوزهای mg/kg200 و mg/kg400 بنفشه معطر سبب کاهش تعداد عبور از مربع و روی دو پا ایستادن (به ترتیب 0/05P< و 0/01P<) شد.
    نتیجه گیری
    احتمالا دوزهای حاد بنفشه معطر، شبیه فلوکستین سبب بروز اثرات ضد افسردگی می شود.
    کلیدواژگان: عصاره بنفشه معطر، افسردگی، مدل های حیوانی
  • رضا حکیمی آلنی* ، نواب قبادی ، مریم نجفی اصل ، آرام شریفی صفحات 297-306
    زمینه و هدف
    تایپینگ سریع و دقیق اشریشیاکلی برای اطلاع از اپیدمیولوژی و کنترل بیماری های ناشی از آن، امری لازم و ضروری می باشد. هدف مطالعه حاضر، تعیین ارتباط ژنتیکی احتمالی در بین جدایه های با منابع انسانی و آبی اشریشیاکلی با استفاده از روش Enterobacterial Repetitive Intergenic Consensus (ERIC) -PCR بود. روش تحقیق: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، در سال های 1393 تا 1395 انجام گرفت. جامعه هدف در این مطالعه، 45 جدایه اشریشیاکلی (25 جدایه بیمارستانی و 20 جدایه ازاستخر شنای سربسته) بود که همه آنها با استفاده از روش های بیوشیمیایی و مولکولی تایید شدند و در ادامه با تکنیک ERIC-PCR مورد تایپینگ قرار گرفتند.
    یافته ها
    به طور کلی در الکتروفورز محصول ERIC-PCR، 3 تا 7 باند مختلف در محدوده کمتر از 100 تا بیشتر از 1500 جفت باز مشاهده گردید. در مجموع 23پروفایل ERIC-PCR در بین ایزوله های مورد مطالعه دیده شد که شامل 12 پروفایل در بین جدایه های انسانی و 10 پروفایل در بین جدایه های آبی بود و همچنین یک پروفایل بین آنها مشترک بود. براساس نتایج دندروگرام، 2 کلاستر اصلی و 7 دسته (A تا G) مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    تمامی جدایه های مورد مطالعه با استفاده از روش ERIC-PCR قابل تایپ بودند و همچنین میزان تنوع ژنتیکی بالایی در بین جدایه های مورد مطالعه دیده شد. وجود پروفایل مشترک در بین جدایه های آبی و انسانی، نشان دهنده چرخش احتمالی این جدایه ها بین انسان-آب-انسان می باشد.
    کلیدواژگان: اشریشیاکلی، ERIC-PCR، بیمارستان، آباستخر
  • زهره نوبخت ، آزاده وقاری خرشتمی* ، غلامرضا شریف زاده صفحات 307-316
    زمینه و هدف
    برای درمان استئوپورز معمولا از ترکیبات خوراکی یا تزریقی بیسفوسفونات ها استفاده می شود. این مطالعه با هدف بررسی مقایسه ای اثر الندرونت خوراکی با پامیدرونت تزریقی در تغییر وضعیت تراکم استخوان بیماران مبتلا به استئوپروز انجام شد. روش تحقیق: مطالعه حاضر یک مطالعه نیمه تجربی مبتنی بر مدارک موجود بود که بر روی بیماران مبتلا به استئوپروز مراجعه کننده به کلینیک بیمارستان ولیعصر بیرجند در سال های 95-1392 انجام شد؛ ضمن اینکه مداخله یک مداخله استاندارد بوده که به صورت روتین انجام می شود. بیماران در دو گروه تحت درمان به مدت یکسال، در یک گروه الندرونت خوراکی و در گروه دیگر داروی پامیدرونت تزریقی دریافت کردند. درمان با کلسیم و ویتامین D نیز در هر دو گروه انجام شد. تراکم سنجی به روش دگزا (DEXA) با دستگاه Dual-energy X-ray absorptiometry (Hologic) ساخت کشور آمریکا در هر دو گروه قبل و بعد از درمان اندازه گیری شد داده ها با استفاده از آزمون های دقیق فیشر، t زوج شده و T مستقل در سطح معنی داری 05/0≥P تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    از بین شاخص های تراکم استخوان مهره ای، فقط مقدار شاخص Z-score برای هر دو داروی الندرونت و پامیدرونیت به طور معنی داری بهبود داشت. درخصوص شاخص های تراکم استخوان هیپ، بهبود معنی دار شاخص Z-score فقط در بیماران تحت درمان با پامیدرونیت مشاهده شد. اختلاف آماری در میانگین و فراوانی تغییرات شاخص های تراکم استخوانی در مهره ها و هیپ بعد از درمان نسبت به قبل از آن، در دو گروه تحت درمان با الندرونت و پامیدرونیت مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    تجویز یکسال مصرف دو داروی الندرونت و یا پامیدرونیت، می تواند Z score تراکم استخوان مهره ای را بهبود بخشد و این درحالی است که Z-score تراکم استخوان هیپ فقط در درمان با پامیدرونیت بهبود می یابد. هیچ یک از دو تجویز مذکور، برتری خاصی در ایجاد تغییر در شاخص های تراکم استخوانی در مهره ها ندارند، ولی پامیدرونیت در هیپ تاثیر بهتری دارد.
    کلیدواژگان: الندرونت خوراکی، پامیدرونت تزریقی، وضعیت تراکم استخوان، استئوپروز
  • آمنه مبارکی* ، سیدمحمود حجازی ، محمدرضا رمضان پور صفحات 317-325
    زمینه و هدف
    دیابت نوع دوم در زنان میانسال به علت فرآیند یائسگی، کاهش متابولیسم بدن و افزایش بافت چربی شیوع بیشتری دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی بر میزان فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) و مقاومت به انسولین در زنان میانسال دیابتی نوع دو بود. روش تحقیق: در مطالعه تجربی حاضر، 30 نفر زن میانسال مبتلا به دیابت نوع دوم، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 15نفره تمرین اینتروال و کنترل تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت 8هفته، تمرینات اینتروال شامل آزمون استورر دیویس را بر روی دوچرخه کارسنج مونارک با شدت فزآینده انجام دادند؛ به گونه ای که افراد مورد مطالعه تمرینات را در هفته اول با 65درصد حداکثر توان خود و در هفته هشتم با 80درصد حداکثر توان خود انجام دادند. گروه کنترل در این مدت در هیچ برنامه ورزشی منظمی شرکت نداشتند. برای تمام افراد مورد مطالعه، نمایه توده بدنی، هورمون IGF-1 و مقاومت به انسولین از فرمول HOMA-IR اندازه گیری شد. برای مقایسه داده های پیش آزمون و پس آزمون در هر گروه و بین گروه ها، از آزمون تی زوجی و تی مستقل استفاده گردید.
    یافته ها
    هشت هفته تمرین، افزایش معنی داری در فاکتور شبه انسولینی و کاهش معنی دار مقاومت انسولینی گروه اینتروال داشت (0/001P≤). این تغییرات در مقایسه با گروه کنترل هم تفاوت معنی داری را نشان دادند.
    نتیجه گیری
    تمرینات اینتروال هوازی با شدت بالا احتمالا با کمک تاثیر بر سطوح هورمونی می تواند موجب بهبود وضعیت افراد میانسال مبتلا به دیابت نوع دو گردد.
    کلیدواژگان: تمرینات تناوبی، فاکتور رشد شبه انسولین، مقاومت به انسولین
  • زهره آذرکار ، آرزو حق دوست ، غلامرضا شریف زاده ، نگین پارسامنش* صفحات 326-333
    زمینه و هدف
    هپاتیت E، نوعی بیماری ویروسی منتقله از طریق آب آلوده است که بیشتر به صورت اپیدمی رخ می دهد. عقب ماندگان ذهنی جزء گروهای پرخطر با ریسک بالای ابتلا به این عفونت می باشند؛ بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی سرواپیدمیولوژی هپاتیت E در عقب ماندگان ذهنی، طراحی و اجرا گردید. روش تحقیق: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی، بر روی 300نفر از مددجویان تحت پوشش بیرجند به صورت سرشماری انتخاب شدند. در این بررسی، از کیت Anti –HEV-IgG شرکت Diapro استفاده شد. داده ها پس از جمع آوری در نرم افزار SPSS (ویرایش 19) وارد و ضمن ارائه آمار توصیفی، به وسیله آزمون های آماری کای اسکوئر و من ویتنی در سطح 05/0: α تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    از 300 فرد انتخاب شده، در مجموع 267نفر شامل: 180نفر (5/67%) جنس مذکر و 87نفر (5/32%) جنس مونث، وارد مطالعه شدند که 62نفر (1/23%) هپاتیت E مثبت و 205نفر (5/76%) هپاتیت E منفی بودند. بین سرولوژی مثبت با جنس افراد، ارتباط آماری وجود نداشت؛ اما بین سن افراد و سن ورود به مرکز با سرولوژی هپاتیت E، ارتباط آماری معنی دار وجود داشت (0/001P=). همچنین ارتباط بین سرولوژی هپاتیت E با مدت زمان اقامت در مرکز، معنی دار نبود (0/27P=).
    نتیجه گیری
    شیوع بالای هپاتیت E در افراد عقب مانده ذهنی، نگران کننده بوده و بر پیگیری راهکارهای مناسب غربالگری و بهداشتی، تاکید می نماید.
    کلیدواژگان: هپاتیت E، عقب مانده ذهنی، اپیدمیولوژی
  • انسیه نوروزی ، فاطمه نظری* ، میترا مودی ، حکیمه ملاکی مقدم صفحات 334-341
    آرتروز، شایع ترین بیماری افراد مسن می باشد. شناسایی عوامل موثر بر انجام رفتارهای پیشگیری کننده از آرتروز برای طراحی مداخلات پیشگیرانه، اهمیت ویژه ای دارد. هدف این مطالعه، بررسی عوامل موثر بر رفتارهای پیشگیری کننده از آرتروز در زنان میانسال با استفاده از الگوی اعتقاد بهداشتی بود.
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 325نفر از زنان 59-29 سال انجام شد. جمعیت مورد بررسی، زنان میانسال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر بیرجند بودند که به طور تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. پرسشنامه دربرگیرنده اطلاعات دموگرافیک، سازه های مدل اعتقاد بهداشتی و سوالات آگاهی بود و روایی و پایایی آن تایید شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS (ویراییش 19) و با استفاده از آزمون رگرسیون به روش گام به گام تجزیه و تحلیل شد.
    میانگین سنی زنان مورد مطالعه 4/8±1/39 سال بود. نتایج مطالعه نشان داد که در رابطه با رفتارهای پیشگیری کننده از آرتروز 1/19درصد افراد عملکرد خوب، 36درصد افراد عملکرد متوسط و 9/44درصد آنها عملکرد ضعیف داشتند. مهمترین پیش بینی کننده ها، خودکارآمدی (0/37β=، 0/001P<) ، آگاهی (0/26β=، 0/001P<) و در انتها شدت درک شده (0/18=β، 0/001P<) بودند. در مجموع این سازه ها توانایی پیش بینی 1/18درصد تغییرات رفتار پیشگیری را داشتند.
    با توجه به نتایج مطالعه، اکثر زنان رفتارهای پیشگیری کننده از آرتروز را انجام نمی دهند؛ بنابراین پیشنهاد می شود که با انجام مداخلات آموزشی؛ آگاهی، شدت درک شده و خودکارآمدی افراد تقویت گردد تا منجر به ارتقای رفتارهای پیشگیری کننده از آرتروز گردد.
    کلیدواژگان: آرتروز، میانسال، زنان
  • مریم عرب ، محمدرضا عرب* ، محمدرضا شهرکی ، نرجس سرگلزایی ، ثاریه شهرکی، فریدون سرگلزایی اول ، محمد ریگی منش ، سیما توکلی نژاد صفحات 342-348
    عصاره گیاه عاقرقرحا، حاوی ترکیباتی است که می تواند بافت بیضه را تحت تاثیر قرار دهد. هدف از این مطالعه، شناسایی اثرات بافتی عصاره ریشه گیاه عاقرقرحا در بیضه موش صحرایی بود. در این مطالعه تجربی، تعداد 48سر موش صحرایی نر و بالغ در قالب دو گروه شاهد (12سر) و آزمایش (36سر) مورد بررسی قرار گرفتند. رت های گروه آزمایش، به سه زیرگروه یک، دو و سه تقسیم شدند و هر زیرگروه به ترتیب دوزهای 50، 100 و mg/kg 150 از عصاره را به صورت داخل صفاقی به مدت چهار هفته دریافت کردند. سپس موش ها تحت بیهوشی عمیق قرار گرفتند و نمونه برداری از بیضه آنها انجام و بلوک های پارافینی از آن تهیه گردید. از بلوک های پارافینی تهیه شده، مقاطعی با ضخامت 6میکرومتر تهیه و با روش هماتوکسیلن- ائوزین رنگ آمیزی گردید. درنهایت در هر رت حدقل 100 لوله منی ساز مطالعه و متغیرهای قطر داخلی و خارجی و ضخامت پوشش ژرمینال اندازه گیری شد.
    قطر خارجی و داخلی لوله های منی ساز در موش های هر سه زیرگروه آزمایش نسبت به گروه شاهد اختلاف معنی داری داشت (0/02P<) ؛ اما اختلاف ضخامت پوشش ژرمینال بین گروه شاهد با گروه آزمایش دریافت کننده دوز mg/kg 50 از عصاره معنی دار نبود؛ در حالی که این اختلاف بین گروه شاهد با دیگر گروه های آزمایش معنی دار بود (0/002P<). بنابراین می توان نتیجه گرفت که عصاره ریشه گیاه عاقرقرحا می تواند باعث تغییرات ساختاری در پوشش ژرمینال در بیضه گردد.
    کلیدواژگان: اسپرماتوژنز، عصاره، عاقرقرحا، موش صحرایی
|
  • Babak Hooshmand Moghadam*, Abbas Ali Gaeini Pages 263-275
    Background and Aim
    Nowadays, using of natural and traditional supplements has become widespread in order to better exercise sports skills by improving body composition and increasing strength. The purpose of this study was to investigate the effect of supplementation of saffron and resistance training on serum leptin levels, body composition and muscle strength in non-athletic young men.
    Materials and Methods
    In this clinical trial study, 30 young non-athletes were selected through purposeful sampling and randomly divided into two groups: resistance training and saffron supplementation (15), and resistance training (15 people). Both groups performed the exercise protocol with four sessions of resistance training per week with 60-70% of a maximal repeat. Also, the first group consumed a single 150 mg pill of pure saffron daily. At the beginning and the end of the study, blood samples were taken for measurement of leptin, body biometric measurements were measured by BIA impedance biomechanical method, and high trunk and trunk strength were measured by chest compression and foot press, respectively. Data analysis was performed with dependent independent t tests.
    Results
    There was a significant difference in the level of leptin, body fat percentage and lean mass between the resistance training group and saffron supplementation and resistance training group (p≤0.05), upper and lower body strengths were not significantly different between the two groups.
    Conclusion
    According to the results, resistance training along with taking a saffron supplement can improve body composition in non-athletes men, but it does not improve upper and lower body strength.
    Keywords: Saffron, Resistance Training, Testosterone, Leptin, Body Composition, Muscle Strength
  • Lily Mohammadipoor, ghasemabad , Mohammad Hossein Sangtarash*, Saeed Esmaeili, Mahani , Vahid Sheibani , Hosein Ali Sasan Pages 276-285
    Background and Aim
    The positive effects of exercise on brain function and increased expression of neuronal growth factors, including brain-derived neurotrophic factor or (BDNF), have been proven. To the further investigate the molecular mechanisms of these changes, As well as knowing that miR-10b is one of the BDNF expression regulators, the effect of exercise on the relative expression of miR-10b (microRNA-10) in female rats was evaluated. Since they have shown in previous studies, Exercise through the interaction with estrogen hormone increases the expression of BDNF, The effect of exercise on the expression of miR-10b in rats without ovarian was also measured.
    Materials and Methods
    In this study, 42 female Wistar rats were selected and divided into two groups: intact and without ovarian. The rats without ovarian have spent ovariectomy surgery and were used in the experiments after a month. The exercise protocol was four weeks running on the treadmill. Real time PCR was used to determine the relative expression of miR-10b in the hippocampus of rats.
    Results
    The expression of miR-10b in the Sham-exercise group didn’t show any significant difference as compared to the control group in both intact and OVX rats. Compulsive exercise with treadmill did not make any significant changes in the expression of this gene in both types intact and OVX rats (P ˃0.05). But the BDNF expression of OVX rats was significantly increased (P ˂0.05). In fact, there was no correlation between miR-10b expression and exercise-induced BDNF expression changes. Conclusion: In fact, this study failed to prove the association of expression of miR-10b with the increase of BDNF expression which is the result of the interaction of exercise and estrogen hormone and this miRNA can’t be as a regulator of BDNF expression.
    Keywords: Regular Treadmill Exercise, Female Rats, Hippocampus, MiR-10b
  • Zhivar Shafei , Saeid Abbasi Maleki*, Firouz Ghaderi, Pakdel Pages 286-296
    Background and Aim
    In traditional medicine Viola odorata (VO) has been used as anti-inflammatory, hypnotic, sedative, antioxidant, anti-anxiety, and therapist for neuropsychiatric disorders; Hence, in the present study, the antidepressant effect of VO hydroalcoholic extract in mice was investigated.
    Materials and Methods
    In this experimental study, one hundred-fourteen male albino mice were randomly divided into normal saline or control (10ml/kg, i.p), fluoxetine (20mg/kg, i.p), imipramine (30mg/kg, i.p) and, VO extract (50, 100, 200, 400 mg/kg, i.p), respectively. The antidepressant-like activity was performed by behavioral tests as forced swimming test (FST), tail suspension test (TST), and open field test.
    Results
    The VO extract (100 to 400 mg/kg) reduced immobility time in both FST and TST (P<0.01 and P<0.001, respectively). The extract increased swimming time (P<0.01 and P<0.001, respectively) without significant change of climbing time (P>0.05). In OFT, doses of 200mg / kg and 400mg / kg of VO caused the reduced the number of crossings from the square and on the two feet (P <0.05 and P <0.01 respectively).
    Conclusion
    Probably, the acute doses of the Viola odorata, similar to fluoxetine, are likely to cause anti-depressant effects.
    Keywords: Viola Odorata Extract, Depression, Animal Models
  • Reza Hakimi Alni*, Navab Ghobadi , Maryam Najafi Asl , Aram Sharifi Pages 297-306
    Background and Aim
    Rapid and precise typing of E.coli is a prerequisite for epidemiological surveillance and controlling of infection caused by this bacterium. The present study was conducted to determine the molecular diversity of E.coli strains isolated from human and swimming pools samples using Enterobacterial Repetitive Intergenic Consensus (ERIC) method.
    Materials and Methods
    This was descriptive-analytic study was conducted, from 2014 to 2016. The target population in this study were 45 isolates of E.coli (25 isolates from human, 20 isolates from swimming pools sample), all of which were confirmed by biochemical and molecular methods. They were then classified using the ERIC-PCR technique.
    Results
    Generally, in ERIC-PCR product electrophoresis, 3-7 different bands were observed in the range of 100 to 1500 bp. A total of 21 ERIC-PCR profiles were found among all of the studied isolates, that included 12 profiles among human isolates and 10 profiles among swimming pools isolates, and there was one similar profile between them. Based on the results of the dendrogram, 2 main clusters and 7 categories (A to G) were observed.
    Conclusion
    All isolates were typed using ERIC-PCR and high genetic diversity was observed among the isolates. On the other hand, the presence of common profiles among both sources indicates the possible rotation of these isolates between human-water-humans.
    Keywords: Escherichia coli, ERIC-PCR, Hospital, Pool water
  • Zohre Nobakht , Azadeh Vaghari Kharashtomi*, Gholamreza Sharifzadeh Pages 307-316
    Background and Aim
    For the treatment of osteoporosis, bisphosphonates are commonly used as oral or injectable compounds. This study was conducted with the aim of comparing the effect of oral alendronate with injectable pamidronate on bone density changes in patients with osteoporosis.
    Materials and Methods
    The present study was a semi-experimental based on available evidence that was performed on patients with osteoporosis referred to Vali-e-asr Hospital in Birjand during the years 2013 to 2016. In addition, this intervention is a standard intervention that is routinely done. Patients in two groups treated for one year, in one group, they received oral alendronate and in the other group received injectable Pamidronate. Treatment with calcium and vitamin D was also performed in both groups. Dexamethasone densitometry (DEXA) was measured with a Dual-Energy X-ray absorptiometry (Hologic) device in the United States in both groups before and after treatment. Data were analyzed using Fisher's exact, t-paired and independent t-test at a significant level of (p≤0.05).
    Results
    Between all densitometric parameters of the spine, an only Z-score was improved after treatment with pamidronate or alendronate. The Densitometric parameters of the hip were improved in pamidronate group only. There was no statistical difference in the mean and frequency of changes in bone density indexes in the vertebrae and the hip after treatment compared to before, in both groups treated with alendronate or pamidronate.
    Conclusion
    The prescription of alendronate or pamidronate for one year can improve the Z-score of the sealed bone density, while the Z-score of hip bone density only improves in the treatment of pamidronate group. None of the two prescriptions had a particular advantage in changing the bone density index in the vertebrae, but pamidronate has better effect on the hip.
    Keywords: Oral Alendronate, Injectable Pamidronate, Bone Densitometry, Osteoporosis
  • Amene Mobaraki*, Mahmoud Hejazi Seyed , Mohammad Reza Ramadanpour Pages 317-325
    Background and Aim
    Type 2 diabetes is more prevalent in middle-aged women due to menopause, decreased body metabolism, and increased fat tissue. The purpose of this study was to investigate the effect of eight weeks aerobic periodic training with increasing intensity on insulin-like growth factor (IGF-1) and insulin resistance in middle-aged women with type 2 diabetes.
    Materials and Methods
    In this experimental study, 30 middle-aged women with type 2 diabetes were selected through targeted sampling and randomly divided into two groups of 15 Interval training and control groups. The training group performed for 8 weeks an intensive training session on the Davis test on the monocular bicycle, So that in the first week, the subjects performed their exercises with 65% of their maximum strength and in the eighth week with 80% of their maximum strength. During this period, the control group did not participate in any kind of sports activities. For all subjects, body mass index, IGF-1 hormones and insulin resistance were measured using the HOMA-IR formula. To compare pre-test and post-test data in each group and between groups, t-test and independent t-test were used.
    Results
    Eight weeks of training had a significant increase in insulin-like factors and a significant decrease in insulin resistance in the experimental group (P≤0.001). These changes also showed a significant difference in comparison with the control group.
    Conclusion
    High-intensity aerobic interval training through the effect on hormonal levels can be effective in improving the status of people with type 2 diabetes.
    Keywords: Interval Training, Insulin-like Growth Factor, Insulin Resistance
  • Zohreh Azarkar , Arezou Haghdoust , Gholamreza Sharifzadeh , Negin Parsamanesh* Pages 326-333
    Background and Aim
    Hepatitis E is a viral disease transmitted through contaminated water, which is most commonly reported as an epidemic. Mental retardation among high-risk groups are at high risk of infection, Therefore, the present study was designed and conducted to evaluate the seroepidemiology of hepatitis E in mentally retarded individuals.
    Materials and Methods
    This cross-sectional descriptive-analytic study was performed on 300 clients in Birjand and they were selected by the census. The Diapro Anti-Hev-IgG kit was used in this study. Data were collected by SPSS software (revision 19) and descriptive statistics were analyzed by Chi-square and Mann-Whitney tests at the level of α: 0.05.
    Results
    Of the 300 individuals selected, a total of 267 subjects were included: 180 (67.5%) male and 87 (32.5%) female were included in the study, 62 of which (23.1%) had E-positive hepatitis and 205 (76.5%) had E-negative hepatitis. The results of the study showed that there was no significant relationship between sex and positive serology of hepatitis E, but there was a direct correlation between age and age of entering the center with positive hepatitis E serology(P=0/001). Also, the relationship between hepatitis E serology and duration of stay in the center was not significant (P = 0/27).
    Conclusion
    The high prevalence of hepatitis E in mentally retarded individuals is alarming and emphasizes the need for appropriate screening and hygiene strategies.
    Keywords: Hepatitis E, Mental Retardation, Epidemiology
  • Ensiyeh Norozi*, Mitra Moodi , Hakimeh Malakimoghadam Pages 334-341
    Arthritis is the most common disease among the elderly. Identification of factors affecting the prevention of arthritis prevention behaviors for the design of preventive interventions it is very important. This study aimed to investigate the factors affecting the prevention of arthritis in middle-aged women using the health belief model.
    This descriptive-analytic study was performed on 325 women aged 59-29 years. The population of the study consisted of middle-aged women referred to health centers in Birjand who were randomly selected. Data were gathered through a researcher-made questionnaire.the questionnaire consisted of demographic information, health belief model constructs and knowledge questions and its validity and reliability were confirmed. Data were analyzed by SPSS software (version 19) using stepwise regression test.
    The Average age of women studied 39.1 ± 8.4 years. The results of the study showed that 19.1% of subjects had good performance in terms of prevention of arthritis, 36% had moderate performance and 44.9% had poor performance. The most important predictors were self-efficacy (β = 0.37, P <0.001), knowledge (P = 0.26, P <0.001), and finally, perceived severity (β = 0.18, P <0.001). In total, these structures were able to predict 18.1% of the changes in behavioral prevention.
    According to the results of the study, most women do not take preventive measures of arthritis, therefore, it is suggested that through educational interventions, awareness, perceived severity, and self-efficacy of individuals should be strengthened to promote the preventive behaviors of arthritis.
    Keywords: Arthritis, Middle-age, Women
  • Maryam Arab , Mohammad Reza Arab*, Mohammad Reza Shahraki , Narjes Sargolzaei , Sariyeh Shahraki , Fereydoon Sargolzaei, Aval , Mohammad Rigi, Manesh , Sima Tavakolinejad Pages 342-348
    Extract of Anacyclus Pyrethrum contains materials which the potential to affect the tissues of the testis. The aim of the present study was to identify the histological effects of aqueous extract of AP on Rat testis. In this experimental study 48 adult male Wister rats were chosen and divided into experimental (36 rats) and control (12 rats) groups. The rats in the experimental group were divided into three subgroups, one, two and three, and each subgroup received 50, 100 and 150 mg/kg doses of the extract intraperitoneally for four weeks, respectively. The rats were then placed under deep anesthesia and samples were collected from their testicles and paraffin blocks were prepared. Histological sections with 6 µm thickness were prepared and stained with H&E method and variables (internal and external and thickness of germinal epithelium) were measured in at least in 100 somniferous tubules in each rat. Statistical analysis showed that there was a significant difference between control and experimental groups and for external and internal diameters (p<0.002). Although there was no any significant difference for an epithelial thickness between control and experimental 50 mg/kg, there was a significant difference between control and other experimental groups (p<0.002). It seems that aqueous extract of Anacyclus pyrethrum could change epithelial thickness, internal and external diameters of seminiferous tubule Rat testis.
    Keywords: Spermatogenesis, Extract, Anacyclus Pyrethrum, Rat