فهرست مطالب

علمی شیلات ایران - سال بیست و هفتم شماره 5 (دی 1397)
  • سال بیست و هفتم شماره 5 (دی 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/15
  • تعداد عناوین: 16
|
  • زینب نجفی، حسین اورجی *، سکینه یگانه، عبدالصمد کرامت امیرکلایی صفحات 1-9
    این پژوهش به منظور بررسی اثرات عصاره ی الکلی یونجه (Medicago sativa) بر عملکرد رشد، مصرف غذا، ترکیب بدن و برخی از فراسنجه های سرمی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) انجام شد. در این راستا تعداد 240 عدد بچه ماهی با میانگین وزن2/0±36/8 گرم در حوضچه‏های پلاستیکی 100لیتری در 4 تیمار غذایی به ترتیب شامل، صفر (شاهد) ، 5/0، 1، 5/1 درصد عصاره در کیلوگرم جیره با سه تکرار به مدت 60 روز تغذیه شدند. اندازه گیری فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی آب در طول دوره پرورش انجام شد. نتایج فاکتورهای رشد (وزن نهایی، شاخص رشد ویژه و رشد روزانه) و کارایی تغذیه (ضریب تبدیل غذا و کارایی پروتئین) در انتهای دوره پرورش نشان داد، تیمارهای تغذیه شده با غذای حاوی 1 درصد عصاره ی الکلی یونجه نسبت به تیمار شاهد به صورت معنی داری بهبود یافته بود (05/0p<). همچنین افزایش مقدار چربی لاشه در تیمار 1 درصد عصاره مشاهده شد، ضمن اینکه اختلاف معنی داری با گروه شاهد ملاحظه گردید (05/0p<). بررسی فراسنجه های سرمی نشان داد، بین ماهیان تغذیه شده با عصاره ی الکلی یونجه و گروه شاهد تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0p<) بطوریکه کمترین مقدار کلسترول و تری گلیسرید و بیشترین سطح پروتئین در گروه 5/1 درصد عصاره مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار گلوکز را تیمار شاهد به خود اختصاص داد. با توجه به نتایج مطالعه حاضر می‏توان اذعان نمود، افزودن عصاره الکلی یونجه به میزان 1 تا حداکثر 5/1 درصد جیره، می تواند عملکرد رشد و فراسنجه های بیوشیمیایی سرم خون بچه ماهیان قزل آلای رنگین کمان را بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، عصاره الکلی یونجه، عملکرد رشد، فراسنجه های سرمی
  • محمود حافظیه* ، محمد وحید فارابی صفحات 11-18
    با رویکرد جدید سازمان شیلات مبنی بر پرورش ماهی در آبهای دریایی، متعاقب خشکسالی دهه ی گذشته وکاهش احتمالی تولید در آبهای شیرین داخلی، در سال 1395 حدود 2700 تن ماهی قزل آلای رنگین کمان به عنوان تنها گزینه موفق پرورش ماهی در قفس در دریای خزر از سه استان شمالی کشور برداشت گردیده است. قیمت تمام شده محصول ماهی در شرایط قفس که متاثر از مولفه های مختلف سرمایه ای شامل هزینه های ثابت و سرمایه در گردش می باشد. از طریق حسابداری صنعتی یا حسابداری بها تمام شده محاسبه گردید. به منظور دستیابی به قیمت تمام شده هر کیلوگرم ماهی قزل آلا پرورشی در قفس های ساحلی استان مازندران، آمارگیری میزان، هزینه ها و سود آوری تولید در قالب پرسشنامه از 5 مزرعه پرورش ماهی در قفس در استان مازندران طی سال 1395 انجام گردید. کلیه اعداد و ارقام بر پایه یک قفس 15 تن تولید تهیه شده است. هزینه تهیه ماهی اولیه )با متوسط وزن 200 گرم (جهت ذخیره سازی با بیشترین سهم 41 % و هزینه غذا با ضریب تبدیل غذایی 5 / 1 رتبه دوم با 37 %، تعمیر و نگهداری با استهلاک 5 ساله سرمایه ی ثابت با 10 درصد ، بیمه محصول با 5% و هزینه کارگری با 018 / 0 درصد به ترتیب در رتبه های بعدی قیمت تمام شده ی محصول نقش آفرینی می نمایند. در این مطالعه، قیمت تمام شده هر کیلو ماهی در قفس در استان مازندران 129764 ریال که 10 درصد ارزانتر از قیمت تمام شده هرکیلو ماهی قزل آلا در سیستم پرورش چرخشی آب جاری در همان استان (142740 ریال) می باشد.
    کلیدواژگان: قیمت تمام شده ماهی قزل آلا، پرورش در قفس، استان مازندران
  • علیرضا شناور ماسوله *، محمد پورکاظمی، مهدی سلطانی، مهتاب یارمحمدی، محمد علی یزدانی، مهدی علیزاده، جلیل جلیل پور، سهیل بازاری مقدم، مهدی معصوم زاده، سیدحسین حسینی فر، پریسا اسماعیلی، یلدا بنی اسماعیلی صفحات 19-28
    ماهیان خاویاری به سبب تولید گوشت و خاویار، از ارزشمندترین گونه های دریای خزر هستند. در پرورش ماهیان خاویاری، همانند سایر گونه های پرورشی در کشور، بروز و افزایش انواع بیماریهای عفونی مورد انتظار بوده است و دراین راستا جداسازی، شناسایی و بکارگیری پروبیوتیکهای اختصاصی، می تواند در بهبود سلامت و شاخص های رشد بسیار موثر باشد. بدین منظور از گونه تاسماهی سیبری به تعداد 38 قطعه نمونه برداری شد و علاوه بر کشت و شمارش باکتریهای هوازی و بی هوازی اختیاری روده در محیط کشت TSA ، باکتریهای اسید لاکتیک نیز با استفاده از محیط کشت MRS جداسازی و مورد شمارش قرار گرفتند. در تاسماهی سیبری میانگین شمارش باکتری های اسید لاکتیک 11 / 0 ± 72 / 2 و شمارش کل باکتریایی 19 / 0 ± 79 / 6 بر حسب لگاریتم تعداد کلنی در هر گرم بوده است. با استفاده از تعیین توالی ژن rRNA S16 ، باکتریهای اسید لاکتیک در روده در تاسماهی سیبری شامل Weissella confusa ، Lactococcus garvieae و Lactococcus lactis مورد شناسایی مولکولی قرار گرفتند. تکمیل مطالعات آزمایشگاهی و میدانی جهت بکارگیری این باکتریها به عنوان پروبیوتیک مورد نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، ماهیان خاویاری، آبزیان، روده، غذا
  • علی نجفی* ، سهراب دل انگیزان، مجتبی الماسی، کامیار غرا صفحات 29-38
    گوشت ماهی از جمله تولیدات داخلی است که به لحاظ پروتئین و چربی غیراشباع، اهمیت آن به عنوان یک غذای سالم بر کسی پوشیده نیست. با توجه به محدودیت منابع، روش اقتصادی افزایش این محصول، استفاده بهینه از عوامل تولید است. هدف از این پژوهش تخمین تابع تولید و محاسبه بهرهوری عوامل تولید ماهیان گرمابی استان کرمانشاه بود. جامعه آماری در این پژوهش در برگیرنده مزارع فعال پرورشی بود که به روش تمام شماری مطالعه شد. بخشی از دادههای مورد نیاز این تحقیق از آمار رسمی منتشر شده بود و بخش دیگر به وسیله انجام مصاحبه حضوری با مزرعهداران و کارشناسان اداره کل شیلات استان کرمانشاه و ازطریق 46 عدد پرسشنامه جمعآوری گردید. سپس توسط نرم افزار Eviews و با روش حداقل مربعات معمولی ) OLS (، به برآورد توابع تولید پرداخته شد و از طریق آزمون برتری مدل، در نهایت تابع تولید Cobb–Douglas انتخاب گردید. نتایج نشان داد که سطح زیرکشت) زمین (، کنسانتره و ذرت، علوفه، آهک، نیرویکار، تجربه مدیر مزرعه، استفاده از دستگاههای هواده و شرایط جغرافیایی منطقه بر میزان تولید تاثیر معنیدار داشته اند) 05 / 0p<. ) جمع ضرایب متغیرهای مستقل در تابع تولید برآورد شده حدود 1 / 1 بود که نشاندهنده وجود بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس بود. کشش تولیدی سطح زیرکشت بسیار بیشتر از نهاده های دیگر بود و نشان داد که بایستی وسعت مزارع را افزایش داد و از اراضی بیشتری برای این فعالیت اقتصادی استفاده کرد. همچنین ضریب نیروی کار 31 / 0 برآورد گردید که گویای نیاز به استخدام نیروی کار بیشتر، جهت رفتن به سمت بهینه تولید میباشد. طبق نتایج حاصل از این تحقیق، تحصیلات روی تولید اثر معنیداری نداشت درحالیکه تجربه دارای تاثیر مثبت و معنیداری روی تولید بود و این نشان داد که سطح تکنولوژی در این صنعت چندان بالا نیست. همچنین نتایج نشان داد منطقه جغرافیایی و استفاده از دستگاههای هواده روی تولید ماهیان گرمابی اثر معناداری داشتند. لذا براین اساس، مزارع مورد بررسی به سه گروه تقسیم گردید و میانگین بهرهوریهای متوسط، نهایی و کل عوامل تولید، برای هرکدام از گروهها محاسبه و با یکدیگر مقایسه گردید. به طوری که فقط در تعداد اندکی از مزارع مربوط به یکی از گروهها معیار VMPxi / Pxi برای متغیرهای توضیحی برابر واحد بود و در دو گروه دیگر برای هیچکدام از متغیرها معیار مذکور برابر واحد نبود. این بدان معنی است که از نهادهها به طور کاملا کارا استفاده نشده است، بنابراین به نظر میرسد به منظور بهبود کارایی در مصرف نهادهها، پرورش دهندگان ماهی با استفاده از اصل جایگزینی نهاده ها، میتوانند به سود بالاتری دست یابند.
    کلیدواژگان: تابع تولید، بهرهوری، آبزیان، ماهیانگرمابی، استان کرمانشاه
  • قربان زارع گشتی* ، یاسمن اعتمادیان، علی اصغر خانی پور، محمد صیاد بورانی، ژاله خوشخو، معصومه رهنما سنگاچینی، عظمت دادای قندی، فرشته خدابنده، فاطمه نوغانی، افشین فهیم، مینا احمدی صفحات 39-48
    در این تحقیق، میگوهای ریز و غیربومی Macrobrachium nipponense تالاب بندر انزلی پس از صید و شستشو، در محلول نمک 10 درصد به نسبت 1 به 2 در دمای 80 درجه سانتی گراد به مدت 3 دقیقه غوطه ور شدند. تمام نمونه ها پس از آبکشی در دستگاه خشک کن آون خلاء، به مدت 7 ساعت در دمای 70 درجه سانتی گراد خشک شدند. سپس از گوشت فرآورده خشک به میزان 4 درصد در غنی سازی پودر سوپ با فرمولاسیون جدید استفاده شد. پودرهای سوپ آماده درون فیلم های پلی اتیلنی متالایز، به صورت خلاء بسته بندی و به مدت 6 ماه در دمای اتاق نگهداری شدند. ارزش تغذیه ای پودر سوپ غنی شده با میگو نشان داد که این فرآورده حاوی پروتئین (10 درصد) و اسیدهای چرب چند غیر اشباع بالایی است. همچنین در طول دوره نگهداری بر اساس آزمایش های شیمیایی، مقدار رطوبت (9-55/8 درصد) پودر سوپ کمتر از 10 درصد بود و از نظر اکسیداسیون چربی و سنجش مقادیر پراکسید (54/2-11/0 میلی اکی والان اکسیژن بر 1000 گرم روغن) و تیوباربیوتوریک اسید (76/0-34/0 میلی گرم مالونالدهید بر1000 گرم نمونه) نمونه ها در شرایط مناسبی تا ماه ششم قرار داشتند. در ارزیابی میکروبی، ماه چهارم، پایان دوره نگهداری پودر سوپ غنی شده با میگو بود؛ چون در این ماه شمارش تعداد باکتری های کل در سوپ به CFU/g 4 و تعداد کپک و مخمر به CFU/g3 نمونه افزایش یافت. همچنین نتایج حاصل از ارزشیابی حسی نشان داد که پذیرش کلی پودر سوپ با افزایش زمان از امتیاز 4 به امتیاز 5/2 کاهش یافت. این کاهش امتیاز در پودر سوپ با نتایج حاصل از ارزیابی میکروبی در این مطالعه مطابقت داشت. به عنوان یک نتیجه کلی، پودر سوپ غنی شده با 4 درصد گوشت میگوهای ریز M. nipponense خشک شده با آون خلاء به دلیل طعم بی نظیر آن می تواند به عنوان یک فرآورده غذایی فراسودمند در صنعت، تولید و مورد استفاده مردم سراسر کشور قرار گیرد.
    کلیدواژگان: پودر سوپ، تغییرات کیفی، میگوی ریز M. nipponense
  • محمد اتفاق دوست *، حمید علاف نویریان صفحات 49-59
    در این تحقیق، میزان غلظت یازده عنصر (آرسنیک، آهن، جیوه، روی، سرب، سلنیوم، کادمیوم، کروم، مس، منگنز و نیکل) در بافت عضله 40 عدد میگوی رودخانه ای شرق (Macrobrachium nipponense) جمع آوری شده بوسیله تله از رودخانه سیاه درویشان استان گیلان، توسط دستگاه طیف سنجی جذب اتمی Varian مورد بررسی قرار گرفتند. میزان کمترین و بیشترین غلظت فلزات سنگین به ترتیب: روی 6/39-7/46، مس 2/24-3/28، آهن 27/15-19/18، منگنز 36/3-82/3، سلنیوم 78/0-84/0، آرسنیک 61/0-74/0، سرب 34/0-41/0، نیکل 34/0-41/0، کروم 16/0-20/0، کادمیوم 12/0-15/0 و جیوه 069/0-078/0 میکروگرم بر گرم وزن خشک، مشاهده گردید. با توجه به نتایج این پژوهش، میانگین غلظت تمام عناصر در بافت عضله میگوی رودخانه ای شرق به جز آرسنیک و منگنز، کمتر از حد مجاز پیشنهاد شده توسط استاندارد جهانی FAO/WHO بودند.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، میگوی رودخانه ای شرق، رودخانه سیاه درویشان، تجمع زیستی
  • اشکان اژدری* ، رحیم پیغان، مسعود قربانپور، مینا آهنگرزاده، مریم میربخش صفحات 61-69
    ویبریو هاروی (. Vibrio harveyi) یکی از عوامل اصلی ایجاد بیماری ویبریوزیس ماهی باس دریایی آسیایی در بسیاری از مزارع پرورش ماهیان دریایی در قفس در دنیا محسوب می شود. هدف از تحقیق حاضر، جداسازی و شناسایی این باکتری از ماهی باس دریایی پرورشی در مزارع استان های جنوبی کشور (خوزستان، بوشهر و هرمزگان) بود. درمجموع تعداد 110 قطعه ماهی (80 قطعه ماهی بیمار و تعداد 30 قطعه ماهی به ظاهر سالم) در دامنه وزنی 700-50 گرم نمونه برداری گردید. جداسازی به روش معمول جداسازی کشت باکتریایی انجام شد و جدایه ها ازنظر ویژگی های بیوشیمیایی و ملکولی با استفاده از پرایمرهای اختصاصی ژن های 16S rDNA و vhh به ترتیب اختصاصی جنس و گونه به روش واکنش زنجیره پلیمراز دوگانه (Duplex PCR) دوگانه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج PCR، نشان داد که از 95 جدایه شناسایی شده به روش بیوشیمیایی، تنها 65 جدایه متعلق به جنس ویبریو بود که از این تعداد 46 جدایه (76/70%) به عنوان ویبریو هاروی تایید شد. این نتایج نشان دهنده ی میزان حضور بالای ویبریو هاروی در ماهی باس دریایی آسیایی پرورشی در مزارع موردبررسی است. همچنین نتایج ویژگی های بیوشیمیایی جدایه های ویبریو هاروی که به روش PCR تاییدشده بودند، نشان دادند که جدایه ها نسبت به چندین آزمایش بیوشیمیایی واکنش متفاوتی دارند. بنابراین استفاده از روش Duplex PCR که در این تحقیق بکار گرفته شد، به عنوان یک روش دقیق و سریع در تشخیص ویبریو هاروی معرفی می گردد.
    کلیدواژگان: ویبریو هاروی، باس دریایی آسیایی، پرورش در قفس، ویبریوزیس، PCR
  • شیروان عنایتی* ، آرش جوانشیر خویی، غلامرضا رفیعی، هادی پورباقر، امیرعلی مرادی نسب صفحات 71-82
    جلبک sp. Dunaliella از شاخه جلبک های سبز است که دارای پراکنش جهانی می باشد و در آب های ساحلی خلیج چابهار نیز به وفور گزارش شده است. از ویژگی های منحصر به فرد این جلبک، قدرت سازش در شوری و دمای زیاد است. این جلبک در مقابل کمبود نیترات مقاوم است و در پاسخ به تنش های محیطی با افزایش غلظت رنگدانه ها خصوصا رنگریزه بتاکاروتن و گلیسرول پاسخ می دهد. هدف از این تحقیق، تاثیر فاکتور شوری بر نرخ رشد سلولی، میزان تولید و ذخیره سازی کلروفیل و بتاکاروتن در جلبک Dunaliella sp. بود. در این پژوهش ضمن جداسازی و خالص سازی جلبک sp. Dunaliella، تاثیر شوری های مختلف (5/0، 75/0، 1، 5/1، 2، 3 و 4 مولار کلرید سدیم) بر رشد و تکثیر جلبک، میزان تولید کلروفیل a، b و بتاکاروتن طی مدت چهار هفته مورد بررسی قرار گرفت. میزان تولید کلروفیل (a و b) و بتاکاروتن با اسپکتروفتومتری با کمک استون اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که جلبک Dunaliella sp. در غلظت های 5/0، 75/0، 1، 5/1، 2، 3 و 4 مولار کلرید سدیم قادر به رشد است؛ ولی بیشترین رشد و تکثیر سلولی و همچنین بیشترین میزان تولید بتاکاروتن این جلبک بین شوری های 5/1 تا 2 مولار کلرید سدیم می باشد (05/0p<). با افزایش رشد و تکثیر جلبک، میزان تولید کلروفیلa و bدر تمام شوری ها افزایش یافت ولی به علت تولید بتاکاروتن، میزان غلظت این رنگریزه ها کاهش نشان داد.
    کلیدواژگان: شوری، رشد، کلروفیل، جلبکsp. Dunaliella، خلیج چابهار، دریای مکران
  • محسن باقری* ، پرویز منصوری، محمدعلی طالبی، مرتضی کرمی، مجید فرزان صفحات 83-92
    پارامترهای کیفی آب دو رودخانه کاج و سندگان در استان چهارمحال و بختیاری برای پرورش ماهی قزل آلا، مورد ارزیابی قرار گرفت. برای رودخانه کاج، 6 ایستگاه و برای رودخانه سندگان، 5 ایستگاه نمونه برداری انتخاب شدند. از آب هر ایستگاه یک بار در هر ماه و از اردیبهشت تا مهرماه 1393، نمونه برداری شد و نمونه ها برای تعیین میزان نیتریت، آمونیوم، فسفات محلول، BOD5، COD، TSS، TDS، Cu، Zn، Hg، کلرور، سموم ارگانوفسفره، PH، مالاشیت گرین و EC، به آزمایشگاه منتقل شدند. غلظت نیتریت در آب رودخانه سندگان (mg/l 106/0) در حد استاندارد (05/0<p) و در آب رودخانه کاج (mg/l 079/0) کم تر از استاندارد (009/0>p) بود. در رودخانه های تحت بررسی، غلظت فسفات محلول (162/0 و 152/0 میلی گرم در لیتر به ترتیب در رودخانه کاج و سندگان) بیش تر از مقدار استاندارد بود (0007/0>p). مقدار کل مواد جامد محلول در آب رودخانه کاج (mg/l 225) و سندگان (mg/l 335) بیش تر از استاندارد بود (به ترتیب، 03/0>p و 0001/0>p). غلظت BOD5 و COD در هر دو رودخانه (به ترتیب برای رودخانه کاج 67/2 و 56/5 و برای رودخانه سندگان 16/2 و 22/4 میلی گرم در لیتر) ، کم تر از مقدار استاندارد (0001/0>p) بود. مقدار مالاشیت گرین در ایستگاه آخر رودخانه کاج، 003/0 میلی گرم در لیتر (05/0<p) و در ایستگاه آخر رودخانه سندگان، 065/0 میلی گرم در لیتر (05/0>p) بود. هدایت الکتریکی در رودخانه سندگان (562 میکروزیمنس بر سانتیمتر) بیش تر از مقدار استاندارد بود (0003/0>p). سایر پارامترها در آب هر دو رودخانه، کم تر از میزان استاندارد بود (0001/0>p). به طور کلی، آب رودخانه های کاج و سندگان برای پرورش ماهی قزل آلا مناسب نیست.
    کلیدواژگان: ماهی قزل آلا، کیفیت آب، رودخانه، استان چهارمحال و بختیاری
  • ابتسام فاخرنسب*، وحید یاوری، محمد ذاکری صفحات 93-102
    این تحقیق به منظور بررسی ارتباط میان فاکتورهای فیزیکوشیمیایی آب با یکدیگر و تعیین پارامترهای موثر بر بازماندگی میگوی وانامی (Litopenaeus vannaemi) در 3استخر از 3 مزرعه با تراکم 250000 قطعه و با زمان ذخیره سازی یکسان در مجتمع پرورش میگو چوئبده آبادان به مدت 109 روز، از خرداد تا شهریور ماه 1395 انجام گرفت. تیماربندیاستخرها براساس نوع جیره تجاری به 3 تیمار،استخر T1 با غذای t1،استخر T2 با غذای t2 واستخر T3 با غذای t3، تقسیم شد. اندازه گیری فاکتورهای مورد آزمایش در هر تیمار با سه بار تکرار انجام شد که در نتایج مقادیر بصورت میانگین بیان شده است. نتایج بررسی ها نشان داد که بیشترین ارتباط معنی دار بین دو فاکتور شوری و دما، و همچنین شوری و pH برقرار بود. مقادیر نیترات و فسفات ثبت شده در طی دوره پرورش خارج از محدوده استاندارد بود. نتایج حاصل از آزمون همبستگی میان خصوصیات شیمیایی آب و میزان بازماندگی نشان داد که در هر سه مزرعه نیترات و آمونیاک بیشترین تاثیر را بر روی بازماندگی میگوها داشت که این رابطه به صورت عکس بیان شد. طبق نتایج بدست آمده میانگین وزن اولیه، وزن نهایی و افزایش وزن بدن، در T3 بیش از T1 و T2 مشاهده شد و میزان بازماندگی در انتهای دوره در T3 و T2 بیش از T1 ثبت گردید. به نظر می رسد سطح پروتئین موجود در جیره های غذایی نقش مهمی در میزان نیترات و آمونیاک و در نهایت بازماندگی ایفا می کند.
    کلیدواژگان: بازماندگی، آمونیاک، نیترات، فاکتورهای فیزیکوشیمیایی، میگوی سفید غربی
  • رضوانه جنابی حق پرست، کوروش سروی مغانلو *، محمود محسنی، احمد ایمانی صفحات 103-113
    مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر لسیتین سویا بر شاخص های رشد، ترکیب لاشه، فعالیت آنزیم های گوارشی و ریخت سنجی روده پیش مولدین ماهی آزاد دریای خزر انجام شد. برای این منظور تعداد 90 عدد ماهی آزاد (10±350گرم) بصورت تصادفی در سه تیمار (هر کدام با 3 تکرار) تقسیم شدند. ماهیان گروه اول (شاهد) با غذای پایه مرکز، گروه دوم غذای پایه به همراه 12% روغن سویا، گروه سوم غذای پایه بعلاوه 6% روغن سویا و 6% لسیتین به مدت 90 روز تغذیه شدند. شاخص افزایش وزن بیانگر برتری آماری تیمار 3 نسبت به تیمارهای شاهد و 2 بود. همچنین شاخص ضریب تبدیل غذایی (FCR) در تیمار 3 فقط با تیمار شاهد اختلاف معنی داری داشت (05/0≥p). رطوبت لاشه ماهیان تیمارهای 2 و 3 با شاهد دارای اختلاف معنی داری بود (05/0≥p) ، ولی در محتوای پروتئین و چربی بین تیمارها اختلاف معنی داری نداشت (05/0<p). همچنین اختلاف معنی دار بین تیمارهای 2 و 3 از لحاظ میزان انرژی خام وجود داشت (05/0≥p). فعالیت آنزیم های گوارشی (پروتئاز، لیپاز و آمیلاز) ماهیان تیمار 3 با تیمارهای دیگر اختلاف معنی داری داشت (05/0≥p). همچنین، ضخامت اپیتلیوم و عضله خارجی روده در تیمارهای 2 و 3 بطور معنی داری نسبت به تیمار شاهد بیشتر بود (05/0≥p). نتیجه آنکه، افزودن 6% لسیتین سویا به جیره غذایی ماهی آزاد موجب بهبود رشد و برخی فراسنجه های فیزیولوژیک گردید.
    کلیدواژگان: لسیتین، رشد، آنزیم های گوارشی، ریخت سنجی روده، ماهی آزاد دریای خزر
  • نسرین چوبکار *، شاپور کاکولکی، فرشته صحرایی، عبدالرضا آقاجانی، محیا رضایی منش، فروغ محمدی صفحات 115-124
    پروبیوتیک ها در بعد وسیعی در آبزی پروری نوین استفاده می شوند. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر بکارگیری پروبیوتیک ،گونه باسیلوس سوبتیلیس، بر پارامترهای رشد ماهی قزل آلای رنگین کمان و تعیین میزان مطلوب مصرف این باکتری انجام شد. در این مطالعه تاثیر باسیلوس سوبتیلیس IS02 در غالب یک طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار آزمایشی شامل تیمار اول فاقد مکمل پروبیوتیک، تیمار دوم حاوی 106 ، تیمار سوم با 107 و تیمار چهارم با cfu/g 108 از باسیلوس سوبتیلیس در جیره غذایی به مدت 30 روز برروی برخی از شاخص های رشد (میزان و درصد افزایش وزن بدن، ضریب رشد ویژه، ضریب تبدیل غذایی، نسبت بازده پروتئین، نسبت بازده چربی، ارزش تولیدی پروتئین، ارزش تولیدی چربی، ضریب چاقی، غذای دریافتی توسط ماهی، کارآیی تغذیه و شاخص رشد روزانه) بررسی شد.
    تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون Bonferroni صورت گرفت. نتایج نشان داد تیمار چهار با غلظت cfu/g 108 تاثیر معنی داری (001/0 = p) بر افزایش ارزش تولیدی پروتئین (PPV) داشته است اما در سایر پارامترهای رشد تاثیر آماری معنی داری مشاهده نگردید (05/0 p>). نتایج این پژوهش می تواند کاربرد گسترده ای در بهبود تولید این گونه با ارزش و ایجاد دیدگاه های نوین در شرایط پرورشی و افزایش ارزش غذایی آن داشته باشد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، باسیلوس سوبتیلیس، قزل آلای رنگین کمان، سنجش رشد
  • شهرزاد آقامیرکریمی، علی ماشین چیان مرادی *، عیسی شریف پور، شهلا جمیلی، پرگل قوام مصطفوی صفحات 125-134
    امروزه نانوذرات مس، کاربرد گسترده ای درصنعت و تجارت یافته است. در این پژوهش به بررسی سمیت نانوذرات مس بروی ماهی کلمه دریای خزر (Rutillus rutillus caspicus) پرداختیم. بدین منظور تعداد 120 قطعه ماهی با میانگین طول 20 ±100 میلی متر و میانگین وزنی 10±30 گرم انتخاب شدند. ماهیها در معرض سه تیمار با غلظت تحت کشنده 1/0، 2/0و 5/0 میلیگرم در لیتر از نانوذرات مس به مدت 21 روز قرارگرفتند و 30 قطعه ماهی در تیمار شاهد نگهداری شدند. خصوصیات آب شامل میانگین دمای آب آکواریم ها 2±22 درجه سانتی گراد، اکسیژن محلول 2/5 میلیگرم بر لیتر، 004/0±7= pH، سختی آب ppm 270 بود. در روز 21-14-7 پس از مواجهه، سه ماهی از هر تیمار به صورت تصادفی انتخاب گردید و نمونه های سرم خون و بافت کبد از آنها استخراج شد. تغییرات آنزیمهای آنتی اکسیدان با بررسی آنزیمهای سوپر اکسید دیسموتاز و کاتالاز در سرم خون ماهی کلمه انجام شد. نتایج این پژوهش حاکی از افزایش فعالیت آنزیمهای سوپر اکسید دیسموتاز و کاتالاز در هفته اول، در سرم خون ماهیانی بود که در معرض غلظت 1/0 میلیگرم در لیتر از نانوذرات مس قرار گرفته بودند (01/0p<). ولی در غلظتهای 2/0 و 5/0روند افزایشی در فعالیت آنزیمها مشاهده نگردید. . نمونه های بافتی کبد پس از انجام مراحل آماده سازی بافتی به روش H&E رنگ آمیزی گردید و توسط میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفت. بررسی های آسیب شناسی بافت کبد، حاکی از هیپرتروفی سلولی، پرخونی در ورید مرکزی، واکوئلاسیون، نکروز، پرخونی در سینوزئید ها و پیکنوزه شدن هسته بود که با افزایش غلظت نانوذرات و مدت زمان در مواجهه، افزایش یافت. بررسی این تغییرات می تواند در جهت تعیین تاثیرات منفی ناشی از نانوذرات مس موثر باشد. یافته های این پژوهش که شامل کاهش فعالیت آنزیمی در سرم خون و آسیب سلولهای کبدی می باشد، حاکی از آن است که نانوذرات مس می تواند باعث آسیب زیستی و تاثیرات کشنده بروی ماهی کلمه دریای خزر باشد.
    کلیدواژگان: نانوذرات مس، آسیب شناسی بافتی، کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، Rutillus rutillus caspicus
  • محمود محسنی *، محمد ملک پور صفحات 135-148
    تحقیق حاضر به منظور جایگزینی کردن سطوح مختلف کنجاله کانولا جای پودر ماهی و تاثیر آن بر عملکرد رشد، قابلیت هضم، برخی پارامترهای خونی و سطوح هورمون های تیروئیدی (تری یدوتیرونین و تیروکسین) تاس ماهی سیبری (Acipenser baerii) طراحی و اجرا گردید. ماهیان با وزن اولیه 34/0±80/22 گرم (میانگین± انحراف معیار) در قالب پنج تیمار و سه تکرار به مدت 10 هفته با جیره محتوی سطوح مختلف کنجاله کانولا شامل 0 (شاهد) ، 10 (10CM) ، 20 (20CM) ، 30 (30CM) و 40 (40CM) درصد (جایگزین شده با پودر ماهی) ، به ترتیب دارای پروتئین و انرژی یکسان (45 درصد و 53/18 کیلوژول بر گرم) تا حد سیری تغذیه شدند. در پایان دوره پرورش، بالاترین مقادیر متوسط وزن نهایی بدن، وزن کسب شده، نرخ رشد ویژه و نرخ کارایی پروتئین در ماهیان تغذیه شده با تیمارهای شاهد، 10CM و 20CM ملاحظه شد که با ماهیان 40CM دارای اختلاف معنی دار آماری بود (05/0 P<). اضافه کردن کانولا در جیره، منجر به ایجاد تفاوت معنی‎دار در مقادیر متوسط هماتوکریت، گلبول قرمز، گلبول سفید، منوسیت و ائوزینوفیل نسبت به تیمار شاهد نشد. با افزایش سطوح مختلف کنجاله کانولا در تیمارهای غذایی مختلف اختلاف معنی داری در سطح هورمون T3 مشاهده نشد. کمترین میزان هورمون T4 در تیمار 40CM مشاهده شد که با ماهیان تغذیه شده با تیمار شاهد، 10CM و 30CM دارای اختلاف معنی دار آماری بود. قابلیت هضم ظاهری پروتئین در ماهیان تغذیه شده با جیره شاهد بطور معنی داری از ماهیان 30CM و 40CM بالاتر بود. قابلیت هضم ظاهری چربی ماهیان تغذیه شده با جیره 40CM بطور معنی داری پایئن تر از سایر تیمارها بود. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، می‏توان تا 20 درصد کنجاله کانولا را در جیره غذایی تاس ماهی سیبری، بدون تاثیر منفی بر عملکرد رشد، قابلیت هضم، پارامترهای خونی و هورمون تیروئیدی جایگزین پودر ماهی نمود، بطوریکه علاوه بر کاهش میزان مصرف آرد ماهی، از لحاظ اقتصادی نیز برای پرورش دهندگان مقرون به صرفه باشد.
    کلیدواژگان: کنجاله کانولا، تاسماهی سیبری (Acipenser baerii Brandt، 1869)، قابلیت هضم، هورمون های تیروئیدی
  • رزاق عبیدی، طیبه دهاز *، هانیه ضیائیان نوربخش، فرشاد قنبری صفحات 149-156
    این تحقیق با هدف اندازه گیری مقدار فلزات سنگین ضروری مس، روی و آهن در عضله ماهی شهری معمولی (Lethrinus nebulosus) در تابستان سال 1396 در بندربوشهر انجام گرفت. تعداد 20 عدد ماهی شهری معمولی به صورت تصادفی صید گردید. پس از زیست سنجی، بافت عضله نمونه ها جداسازی و هضم شیمیایی آنها به روش MOOPAM انجام شد و به کمک دستگاه جذب اتمی کوره گرافیتی، میزان غلظت فلزات مس، روی و آهن اندازه گیری شد. بر اساس نتایج بدست آمده میانگین و انحراف از معیار غلظت فلزات مس، روی و آهن در بافت عضله ماهی شهری معمولی به ترتیب (726/0±678/5) ، (452/1±096/17) و (406/0±498/1) میلی گرم در کیلوگرم وزن خشک اندازه گیری گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که غلظت فلزات سنگین ضروری مس و روی در عضله ماهی شهری معمولی در منطقه مورد مطالعه کمتر از میزان مجاز استاندارد های سازمان بهداشت جهانی (WHO) ، سازمان جهانی غذا و کشاورزی (FAO) ، مرکز ملی بهداشت و پزشکی استرالیا (NHMRC) و وزارت کشاورزی، شیلات و غذای انگلستان UK (MAFF) بود؛ اما میزان فلز آهن از میزان مجاز استاندارد غذا و دارو آمریکا (FDA) بیشتر بود.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، عضله، شهری معمولی، بندربوشهر
  • سمیرا میرمحمدولی ، عیسی سلگی * صفحات 157-162
    پژوهش حاضر با هدف تعیین حد مجاز مصرف سه گونه ماهی زمین کن، گیش پهن و بیاح از نظر فلزات سنگین و ارزیابی خطر آنها در جزیره شیف واقع در استان بوشهر انجام شد. بدین منظور تعداد 30 عدد ماهی از 3 گونه (زمین کن، گیش پهن، بیاح) مورد نظر، در آب های ساحلی جزیره شیف با استفاده از قایق صیادی جمع آوری شدند. بر اساس نتایج، حد مجاز مصرف (CRlim) ماهی زمین کن برای فلزات نیکل، منگنز، روی، مس و آهن به ترتیب 21/0، 5، 57/0 و 23/0، 2 برای ماهی گیش پهن 29/0،3 ،66/0، 37/0 و1 و در ماهی بیاح 20/0، 2، 56/0، 76/0 و1 کیلوگرم در روز به دست آمد. بیشترین جذب روزانه و هفتگی مربوط به فلز آهن در ماهی بیاح و کمترین آن مربوط به فلز منگنز در ماهی زمین کن بود. در این تحقیق، مقادیر فلزات کمتر از استانداردهای جهانی بود، بجز فلز منگنز در گونه بیاح و فلز نیکل در هر 3 گونه که غلطت بالای فلز نیکل در این گونه ها ممکن است باعث ایجاد مشکلاتی در ساکنین این جزیره در دراز مدت شود. ارزیابی خطر غذایی گونه های ماهی نشان داد که مصرف این ماهی ها با میزان فعلی (20گرم در روز) از نظر فلزات آهن، مس، روی، منگنز و نیکل خطری برای مصرف کنندگان آن ندارد. اما با توجه به مقادیر حد مجاز، مصرف بیش از حد این گونه ها ممکن است باعث ایجاد مشکلات در افراد مصرف کننده شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی خطر، گونه های ماهی، فلزات سنگین، جزیره شیف
|
  • Z. Najafi , H. Ouraji *, S. Yeganeh , A. Keramat Pages 1-9
    This study was conducted to evaluate the effects of alfalfa (Medicago sativa) extract on growth performance, feed intake, body composition and some of the serum parameters of Rainbow trout (Oncorhynchus mykiss). In this study, a total of 240 rainbow trout were weighted average 8/36±0.2(g) and randomly distributed in four treatments (control), 0.5, 1, 1.5% of extract per (kg) of diet with three replications in plastic tanks. Fish were placed and fed with extract containing food for 60 days. During this time, physicochemical factors of water were measured. At the end of the period, growth index and serum parameters calculated. The results showed that growth performance in treatments that fed with 1% alfalfa extract had a significant difference compared to control treatment (p<0/05). In the indexes of body compositions, an increase in the amount of fat was observed in 1% treatment of the extract, while there was a significant difference with the control group (p<0/05). Serum parameters showed that there were significant differences between fish fed with alcoholic extract of alfalfa and control group (p<0/05). The lowest cholesterol and triglyceride levels and the highest level of protein were observed in the 1.5% extract group. Also, the highest amount of glucose was observed in control treatment. The results of this study showed that the addition of alcoholic extract of alfalfa (1 -1.5 %) to fish diet can improve the growth performance and blood biochemical parameters of rainbow trout.
    Keywords: Rainbow trout, Alfalfa Alcoholic Extract, Growth Performance, Serum Parameters
  • M. Hafezieh *, M.V. Farabi Pages 11-18
    Mariculture of trout fish in cage, which is a new approach of Iranian fisheries organization was followed by the last decade draining years and estimation limitation of fresh water fish production in Iran, harvested more than 2700 MT. of trout fish which is the successful choice of cage cultured fish species in three northern provinces - Caspian Sea. Final costs of fish production affected by different financial parameters such as fixed and current investments, in cage condition determined using industrial cost accounting or final production cost. In order to obtain final costs of each kg trout fish cultured in cages of Mazandaran coastal water, questionnaire from 5 trout fish cages were gathered during 2016 in that province. All data and costs are based on a cage with 15 MT capacities. Overall, initial fish biomass for releasing to the cage with the highest costs(41%) of total costs, followed by feed 37%, maintenance and 5 years amortization fixed investment (10%), Insurance(5%) and labor costs(0.018%) are the main factors final costs of the cage fish production. In this study this final production cost of one Kg fish cultured in cages system of Mazandaran province was calculated 129764 , which is 10 % lower than the price of fish cultured in raceway system(142740 Rials).
    Keywords: Final production coast, Economy, Rainbow trout fish, marine cage culture, Mazandaran Province
  • A. Shenavar Masouleh*, M. Pourkazemi , M. Soltani , M. Yarmohammadi , M.A. Yazdani , M. Alizadeh , J. Jalilpour , S. Bazari Moghaddam , M. Masoumzadeh , S.H. Hosseinifar , P. Esmaeili , Y. Baniesmaeili Pages 19-28
    Caspian Sea sturgeons, are the most valuable species due to the production of meat and caviar. Sturgeon cultures as like other fish rearing, the outbreak of all kinds of infectious diseases in the farms can be expected and in this regard, isolation, identification and consumption of the local probiotics can be very important in the health promotion and growth indices. For this purpose, sampling has been done from 38 fish, in addition to culturing and counting aerobic and facultative anaerobic bacteria (AFAB) on Triptic Soy Agar, and lactic acid bacteria (LAB) were also isolated and counted on MRS Agar. In Siberian sturgeon, the average number of LAB were 2.72±0.11 (Log CFU g-1) and the average of AFAB were 6.79±0.19 (Log CFU g-1). Through 16SrRNA gene sequencing, LAB including Weissella confusa, Lactococcus lactis, and L. garvieae were molecular identified in the Siberian sturgeon intestines. Complete laboratory and field studies for use of these bacteria as probiotics is required.
    Keywords: Probiotic, Sturgeon, Aquatic Animals, Intestine, Food
  • A. Najafi*, S. Delangizan , M. Almasi , K. Gharra Pages 29-38
    Fish is one of the domestic products that is unmatched in terms of protein and unsaturated fat, and its importance as a healthy food is known to all. Keeping in mind, resource scarcity, economic method of increasing this product is the optimum use of the factors of production. The aim of this research was to estimate production function and calculation of productivity of warm water fish production factors in Kermanshah province. The statistical population in this reaserch were all of active, fish farms which were studied in full details. A part of required data of this research was collected from official statistic books of government and another part from interview with farmers and experts of fishery department of Kermanshah through distribution of 46 questionnaires. The production function has been estimated with help of Eviews and with OLS approach and through priority model of Cobb-Douglas was finally selected. Result showed that area under cultivation (land), concentrate and maize, fodder, lime stone, labour, experience of manager of the farm, use of air purifier machine and geographical condition of the region had significant effect on production (p<0.05). Total coefficient of independent variable in estimated production function was approximately 1.1 which was an indication of increasing return to scale. Elasticity of production of area under cultivation was more than other inputs which indicated that the area under cultivation must expand and more area go under cultivation of this product. In addition coefficient of labour was estimated 0.31 which indicated more employment of labour force must be done in order to approach towards optimum product. According to obtained results of this research, education did not have a significant effect on production, while experience had a positive and significant effect on it and this showed that the level of technology in this industry was not so high. The finding also showed that geographical region and use of air purifier had a significant effect on the production of warm water fish. Therefore on this base the farms under review were divided into three categories and the average productivity, marginal productivity and total factors productivity were calculated for each one of these categories. Just in small number of farms, related to one of the categories the measure of VMPxi / Pxi for descriptive variable was equal to 1 and for other two categories this measure was not equal to one. Which means that the inputs were underemployed? Therefor it seems in order to improve efficiency in input consumption, the fish farm owner can attain maximum profit by using substitution principle.
    Keywords: Production Function, Productivity, Aquaculture, Warm Water Fish, Kermanshah Province
  • Gh. Zarehgashti *, Y. Etemadian , A.A. Khanipour , M. Sayyad Bourani , Zh. Khoshkhoo , M. Rahnama Sangachini , A. Dadai Ghandi , F. Khodabandeh , F. Noghani , A. Fahim , M. Ahmadi Pages 39-48
    In this research, Macrobrachium nipponense small and non-native shrimp of the Anzali Lagoon, after catching and washing, were immersed in 10% salt solution at a ratio of 1 to 2 at 80 °C for 3 minutes. Then, drained samples were dried at 70 °C for 7 hours in a vacuum oven dryer. 4% of dry meats were used to enrich the soup powder with a new formulation. Prepared soup powders were packed in a vacuum metallic polyethylene films and stored for 6 months at room temperature. The nutritional value of shrimp-rich soup powder showed that this product contains protein (10%) and high unsaturated fatty acids. During the storage period, based on chemical experiments, the moisture content of soup powder (8.55-9%) was less than 10% and in terms of fat oxidation, proxide values (0.11-2.54 meq oxygen/1000g oil) and thiobarbituric acid (0.34-0.76 mg malonaldehyde/1000 g sample), samples were under favorable conditions up to six months. In The microbial evaluation, the fourth month was the end of the shelf-life of shrimp-rich soup powder; because in this month the total number of bacteria in the soup was counted for 4 CFU/ g of sample and the number of mold and yeast increased to 3 CFU/g of sample. Also, the results of sensory evaluation showed that the overall acceptance of soup powder decreased from 4 to 2.5 scores with increasing time. This score reduction in soup powder was consistent with the results of microbial evaluation in this study. As a general result, soup powder enriched with 4% M. nipponense dried shrimp meats under vacuum, due to its unique flavor, can be produced and used as a functional food in the industry by people all over the country.
    Keywords: Soup powder, Qualitative changes, M. nipponense small shrimp
  • M. Ettefaghdoost *, H. Alaf Noveirian Pages 49-59
    In this research, concentration of eleven elements (As, Fe, Hg, Zn, Pb, Se, Cd, Cr, Cu, Mn, Ni) in the muscle tissue of 40 Oriental river prawn (Macrobrachium nipponense) collected by bait trap from the Siah Darvishan River, Guilan province, Iran were determined using Varian Atomic absorption spectroscopy. The lowest and highest mean concentrations of metals were observed, as follows: Zinc 39.6-46.7, Copper 24.2-28.3, Iron 15.27-18.19, Manganese 3.36-3.82, Selenium 0.78-0.84, Arsenic 0.61-0.74, Lead 0.34-0.41, Nickel 0.34-0.41, Chromium 0.16-0.20, Cadmium 0.12-0.15 and Mercury 0.069-0.078 (μg g–1d.w.), respectively. According to the results of this study, mean concentrations of all elements in the muscle tissue of Oriental river prawn, except for Arsenic and Manganese were less than threshold limit value recommended by FAO/WHO international standard.
    Keywords: Heavy metals, Oriental river prawn, Siah Darvishan River, Bioaccumulation
  • A. Ajdari *, R. Peyghan , M. Ghorbanpour , M. Ahangarzadeh , M. Mirbakhsh Pages 61-69
    Vibrio harveyi is one of the opportunistic marine environment bacteria that are considered as one of the main causes of Asian seabass vibriosis diseases in many marine cage farms in the world. The aims of this study were isolation and identification of these bacteria in cultured Asian seabass in farms, located southern provinces of IRAN (Khuzestan, Bushehr and Hormozgan). In this study, a total number of 110 Asian seabass (80, with clinical sings of disease and 30, apparently healthy fish) with different body weight ranging 50-700g were sampled. Isolation was done from internal organs (kidney, heart, spleen and liver) in common method of bacterial isolation and isolates subjected to phenotypic and molecular characteristics using duplex PCR amplification of the 16SrDNA & vhh genes respectively genus & species-specific gene. The results of PCR showed that of the 95 phenotypically identified isolates, only 65 isolates belong to the genus vibrio and 46 (70.76%) of them were identified as Vibrio harveyi. These results indicate a high present of Vibrio harveyi in cultured Asian seabass in studied farms. Results of the biochemical characteristics of the isolates confirmed with PCR, showed isolates have different reaction in several biochemical tests. Accordingly, the duplex PCR method presented in this study was introduce as an accurate and rapid method for diagnosis of V. harveyi.
    Keywords: Vibrio harveyi, Asian seabass, cage culture, Vibriosis, PCR
  • Sh. Enayati*, A. Javanshir Khoei , Gh.R. Rafiee , H. Pourbagher , A.A. Moradinasab Pages 71-82
    Dunaliella sp. is from division of chlorophyte algae that has a global distribution and is abundantly reported in the coastal waters of Chabahar Bay. This algae is a euryhalin species which may support high temperatures and lack of Nitrogen conditions in the sea. Also as a response to environmental stresses it fluctuates pigment reserves specially the Beta-Carotene. The aim of this study was effects of salinity on growth, chlorophyll and β-carotene concentration in Dunaliella sp. In this study in beyond the separation and purification of Dunaliella sp. from seawater, the impact of different levels of salinity (0.5, 0.75, 1, 1.5, 2, 3 and 4 mol NaCl) on growth, the amount of chlorophyll and β- carotene were measured during a period of 4 weeks. Chlorophyll a, b and β-carotene contents were determined spectrophotometrically from algal pellets using 80% (v/v) acetone/water mixture. Results showed that the Dunaliella sp. in treatments of 0.5, 0.75, 1, 1.5, 2, 3 and 4 mol NaCl could grow, but the maximum growth of this algae and the maximum amount of β-carotene were observed in salinities between 1.5 to 2 mol NaCl (p<0.05). Parallel to growth of the algae the production of chlorophyll a and b was increased in all salinities treatments but their production causes a decrease in β- carotene production.
    Keywords: Salinity, Growth, Chlorophyll, Dunaliella Sp, Chabahar Gulf
  • M. Bagheri*, P. Mansouri , M.A. Talebi , M. Karami , M. Farzan Pages 83-92
    Water quality parameters of Kaj and Sendegan rivers in Chaharmahal and Bakhtiari province were assessed for rainbow trout culture. For Kaj and Sendegan rivers, 6 and 5 sampling stations were selected, respectively. The water samples were collected once a month from May to October (2015) and were sent to laboratory for assessing: Nitrite, Ammonium, Soluble Phosphate, BOD5, COD, TSS, TDS, Cu, Zn, Hg, Cl-, organophosphate toxins, pH, Malachite green and EC. The Nitrite concentration in Sendegan River (0.106 mg/l) was equal to standard (p>0.05) and in Kaj River (0.079 mg/l) was lower than standard (p<0.009). The soluble Phosphate concentration was higher than standard (p<0.0007) in the studied rivers (0.162 and 0.152 mg/l for Kaj and Sendegan, respectively). Measured TDS for Kaj (225 mg/l) and Sendegan (335 mg/l) rivers were higher than standard (p<0.03 and P<0.0001, respectively). BOD5 and COD concentrations were lower (p<0.0001) than its standards for two rivers (2.67 and 5.56 mg/l for Kaj River and 2.16 and 4.22 mg/l for Sendegan River, respectively). Amount of Malachite green in the last station of Kaj River was 0.003 mg/l (p>0.05) and in the last station of Sendegan River was 0.065 mg/l (p<0.05). The EC of Sendegan River (562 µs/cm) was higher than standard (p<0.0003). Other parameters in the both rivers, were lower than the standard (p<0.0001). Generally, water quality of Kaj and Sendegan rivers were not suitable for rainbow trout culture.
    Keywords: Rainbow trout, Water quality, River, Chaharmahal, Bakhtiari province
  • E. Faklher Nasab*, V. Yavari , M. Zakeri Pages 93-102
    This study was performed to survey the relationship between water physicochemical factors and determination the effective parameters on Litopenaeus vannaemi survival in three ponds of three different farms with same stocking (250000 pl) and same storage time during 109 days (Days of culture), from June to September, in shrimp culture ponds of Abadan-Choebdeh. The results showed that the highest correlation between salinity and temperature, as well as salinity and pH is established. Nitrate and phosphate values ​​recorded during the culture period were outside of the standard range. The results of correlation between chemical feature and survival showed in all of three farms, the nitrate and ammonia had the maximum effect on shrimp survival which this relationship was expressed inverse. According to the results, the mean of primary weight, final weight and weight gain was observed in T3 more than T1 and T2 , and survival rate in T3 and T2 was more than T1 at the end of the culture period. It seems that the level of protein in diets play an important role in the nitrate and ammonia scale and finally in survival.
    Keywords: Survival, Ammonia, Nitrate, Physicochemical factors, Litopenaeus vannaemi
  • R. Jenabi Haghparast , K. Sarvi moghanlou*, M. Mohseni , A. Imani Pages 103-113
    The present study conducted to evaluate the effects of soybean lecithin on growth indices, body composition, digestive enzymes activities and intestinal histomorphometry of Caspian salmon. Ninety fish (350g ± 10) were randomly divided into three treatments with three respective replicates. The first treatment (control group) was fed with commercial feed, while the second group received diet supplemented with 12% soybean oil, and the third one received feed supplemented with 6% soybean oil and 6% soybean lecithin for 90 days. Weight gain was indicative of the statistical superiority of treatment 3 over control group and treatment 2. In addition, FCR of treatment 3 was only significantly different from control group (p≤0.05). There were significant differences regarding moisture content of treatments 2 and 3 in compare to control group (p≤0.05), however, protein and lipid contents of treatments were not significantly different (p≤0.05). Furthermore, energy contents of treatments 2 and 3 were significantly different (p≤0.05). Digestive enzymes activities (protease, lipase and amylase) of treatment 3 significantly differed from treatment 2 and control group (p≤0.05). Morphometric characteristics of intestine including epithelium thickness and external muscle thickness of treatments 2 and 3 were significantly different from those of control group (p≥0.05). In conclusion, supplementing Caspian salmon diet with 6% soybean lecithin improved growth and some physiological parameters of the fish.
    Keywords: Lecithin, growth, Digestive enzymes, Intestinal histomorphometery, Salmo trutta caspius
  • N. Choobkar *, Sh. Kakoolaki , F. Sahraeei , A.R. Aghajani , M. Rezaeemanesh , F. Mohammadi Pages 115-124
    Probiotics are widely used in modern aquaculture. The aims of this study were to investigate the effect of probiotic bacteria of Bacillus subtilis strain on growth parameters of rainbow trout and to determine the best application rate of this bacterium. The results of this research will be widely used in improving the production of this valuable species and creating new perspectives in breeding conditions and increasing its nutritional value. In this study, the effect of Bacillus subtilis IS02 in a completely randomized design with four different treatments including: T1 probiotic supplementation- free, T2 containing 106, T3 with 107 and T4 with 108 CFU/g of B. subtilis in diet for 30 days on some growth parameters (WG, SGR, FCR, PER, LER, PPV, LPV, CF, VFI, FE, DGI) was investigated. Data analysis was performed using one-way ANOVA and Bonferroni test. The results showed that T4 treatment with a concentration of 107 CFU/g had a significant effect (p=0.001) on the increase of protein value (PPV), but no significant effect was observed in other parameters of growth (p> 0.05).
    Keywords: Probiotic, Bacillus subtilis, Rainbow trout, Growth parameters
  • Sh. Aghamirkarimi , A. Mashinchian Moradi *, I. Sharifpour , Sh. Jamili , P. Ghavam Mostafavi Pages 125-134
    The current study has determined the toxicity effects of copper nanoparticles (CuNPs) on the some vital organs such as gill, liver and kidney of Caspian Roach; Rutillus rutillus caspicus. For this purpose, 120 fishes were used as experimental fishes and exposed to 0.1, 0.2 and 0.5 mg/L of Cu nanoparticles for 21 days, and 30 fishes as control. The mean water temperature of the aquaria was 22±2 ºC, dissolved oxygen 5.2 mg/L, pH at 7±0.004 and the concentration of Calcium Carbonate was 270 ppm. On the 7, 14 and 21 days after exposing the fishes to CuNPs, three fish were randomly selected from each aquaria, sacrificed and samples from their liver and blood were taken. Changing in antioxidant enzymes level were determined by evaluation of superoxide dismutase (SOD) and catalase (CAT) activities in the blood of fish. In first week, the samples that exposed to 0/1 mg/L of CuNPs concentration had more activities in SOD and CAT levels (p<0.01) but other treatments (0.2 & 0.5 mg/L) didn’t have any increase in enzyme activities. The liver microscopic sections were prepared and stained by H&E method and examined by light microscope which showed histological alternations in the liver tissues. Histological changes in liver included blood congestion in the central veins, cytoplasmic vacuolation of the hepatocytes, cellular hypertrophy, congestion in the blood sinusoids and necrosis of the hepatocytes and nuclear pyknosis. The degree of damages was more intensive at higher CuNPs concentrations. Evaluation of these changes could be useful in estimating the harmful effects of CuNPs. The result of the study showed that CuNPs could cause decrease in antioxidant enzyme activities and severe damages in the liver tissues of Caspian roach; Rutillus rutillus caspicus and have lethal effects for fish.
    Keywords: Copper nanoparticle, Histopathology, Superoxide dismutase, Catalase, Rutillus rutillus caspicus
  • M. Mohseni *, Mohammad Malekpour Pages 135-148
    This study was conducted to evaluate the effect of replacing dietary fishmeal with canola meal on growth performance, digestion, indicas hematological and thyroid hormones level of Siberian sturgeon (Acipenser baerii). Five isonitrogenous (45%crude protein) and isocaloric (18.53KJg-1) were formulated by replacing 0(control), 10 (CM10), 20(CM20), 30(CM30) and 40%(CM40) of fishmeal with canola meal. Fish juveniles with initial weight of 22.80±0.34 g (mean ± SD) in 5 treatments and 3 replications were fed for 10 weeks. At the end of the experiment, growth performance, digestion, hematological parameters and T3 and T4 hormone levels were measured. The results of this study showed that there were significant differences in growth indices, body composition and T4 level of fish fed different diets (p<0.05). There were no significant differences in growth performance between control, CM10, CM20 and CM30, but the lowest growth performance were observed in CM40 and there was significant differences in growth performance between CM40 with other treatments. There were no significant difference in growth performance between CM30 and CM40. There were no significant differences in hematological indices between fish fed differences diets. There were no significant differences in T3 level between of fish fed differences diets, but significant differences were observed in T4 level in fish fed different diets. The lowest level of T4 was observed in CM40 and there were significant differences with control, CM10 and CM30. There were no significant differences in T4 level between CM20 with CM30 and CM40,but were significant differences between CM20 with control and CM10. There were no significant differences in T3:T4 ratio between fish fed different diets. The results of the present study showed that 30%fish meal can be replaced by canola meal without negative effect on growth performance, body composition, hematological parameters and thyroid hormone levels of Siberian sturgeon.
    Keywords: Canola meal, Siberian sturgeon (Acipenser baerii), Digestibility, Thyroid hormones
  • R. Obeidi , T. Dahaz *, H. Ziaeian Nourbakhsh , F. Ghanbari Pages 149-156
    The aim of this study was to measureing the amount of essential metals, copper, zinc and iron in muscle of Lethrinus nebulosus in Bushehr seaport in summer 2017. 20 samples of L. nebulosus were randomly caught. After biometry of the samples, the muscle tissues of the samples were separated and chemical digestion of the samples carried out based on MOOPAM procedure, then level of heavy metals were measured by graphite furnace atomic absorption instrument. Based on the obtained results the mean and deviation concentrations of heavy metals of copper, zinc and iron in muscle tissue of L. nebulosus were calculated 5.678±0/726, 17.096±1.452 and 1.498±0.406 mg/kg dry weight respectively. The results revealed that the copper and zinc metals concentration in muscle tissue of L. nebulosus in study station are lower than the levels permitted within the standards of World Health Organization (WHO), Food and Agriculture Organization (FAO), National Health and Medical Research Council (NHMRC) and Ministry of Agriculture, Forestry and Fisheries (MAFF), but the iron level or concentration higher than the standard level of Food and Drug Administration (FDA).
    Keywords: Heavy metals, Muscle, Lethrinus nebulosus, Bushehr seaport
  • S. Mirmohammadvali , E. Solgi * Pages 157-162
    The aims of this study were to determine the permissible consumption limits and risk assessment of three fishes species Platycephalus indicus, talamparoides Carangoides,and Liza abu in Shif Island, Bushehr province. In this study, 30 fishes of 3 species (Platycephalus indicus, talamparoides Carangoides, Liza abu) were collected from Shif Island coastal waters using a fishing boat. According to the results, the permissible consumption limits (CRlim) of Platycephalus indicus for Ni, Mn, Zn, Cu and Fe were 0.21, 5, 0.57, 0.23 and 2 kg/day respectively, for talamparoides Carangoides were 0.29, 3, 0.66, 0.37 and 1 kg/day respectively and for Liza abu were 0.20, 2, 0.56, 0.76 and 1 kg/day respectively. The maximum daily and weekly intakes were obtained for Fe in Liza abu, and the minimum was found for Manganese in Platycephalus indicus. In this research, the metal values were lower than the world standard, except for Mn in Liza abu and Ni in three fishes species that the high concentrations of Ni in fish species may cause problems for the inhabitants of the island in long time. The food risk assessment of fishes species indicated that the consumption of these fishes with current levels (20 gr/day) in stand of Fe, Cu, Zn, Mn and Ni do not possess a risk to consumers. But due to the permissible limit values, excessive consumption of these species may cause problems for the consumer.
    Keywords: Risk Assessment, Fish species, Heavy Metals, Shif Island