فهرست مطالب

  • پیاپی 28 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا خسروبیگی بزچلویی ، مجتبی نجمی صفحات 1-24
    کاهش آسیب های زیست محیطی و جلوگیری از تخریب اراضی و کاهش تنوع زیستی، طی سال های اخیر، به یکی از دغدغه های اصلی سیاست گذاران کشاورزی و حفظ محیط زیست تبدیل شده است. در این میان، برنامه های پرداخت بهای خدمات اکوسیستم (PES) - در این پژوهش، پروژه ی بین المللی ترسیب کربن (CSP) - با ارائه ی مشوق های مالی برای تغییر ساختار و به کارگیری شیوه هایی که کم تر به محیط زیست آسیب وارد می سازند، از مشارکت جوامع محلی برای کمک به دولت در مدیریت محیط زیست بهره می برد. در مقاله ی حاضر به بررسی تجربیات اجرای برنامه های پرداخت بهای خدمات اکوسیستم در یک محیط نهادی ضعیف و تاثیر آن بر چگونگی مشارکت بهره برداران روستایی (دامداران) در منطقه ی گل چشمه از توابع شهرستان محلات پرداخته شده است. این پژوهش، به صورت کیفی و به روش مطالعه ی موردی انجام گرفته است. گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته و عمیق از 43 نفر از بهره برداران روستایی استخراج شده است. تحلیل و کدگذاری تفسیری یافته های حاصل از مصاحبه ها منجر به پیدایش 4 مضمون اصلی تحت عنوان نحوه ی پرداخت تسهیلات: منبع/ هدف، اشتراک گذاری هزینه ها/ توزیع عادلانه منابع/ جبران هزینه ها و دست یابی به سود منطقی، مشاوران محلی/ حمایت مداوم و مستمر و ساختار جمعی فعالیت/ ارتباطات و شبکه های اقتصادی و اجتماعی شد که در میزان مشارکت بهره برداران محلی تاثیرگذار بودند. به طور خلاصه می توان گفت پروژه ی ترسیب کربن با دو ضعف اساسی مواجه است: 1) ناکارآمدی ترتیبات نهادی: بسیاری از سازوکارهای مدیریتی تنظیم شده با واقعیت های موجود در منطقه و علایق مردم محلی هماهنگی ندارد و مانع از استفاده ی پایدار از منابع آب وخاک و نیز شکل گیری کارهای جمعی (واقعی) می شود؛ 2) افزایش بازدهی و سودآوری صندوق های محلی: بهره برداران به دلیل ناچیز بودن پرداخت ها قادر به استفاده از تجهیزات و نهاده های جدید برای گذار و ارتقای اشتغال های جایگزین و درنهایت تبدیل و بالا بردن ارزش افزوده ی محصولات تولیدی نیستند، لذا در این وضعیت روی به محافظه کاری آورده اند و ریسک نمی کنند.
    کلیدواژگان: تمرکززدایی، مشارکت، ترتیبات نهادی، ترسیب کربن، محلات، گل چشمه
  • سعید امانپور، مسعود صفایی پور، سعید ملکی، هادی علیزاده صفحات 25-35
    نمود پذیرش تغییر در رفتار سازمانی در سطح هدایت گرایانه ی آن، گذار از مدیریت به سمت رهبری می باشد. دراین بین، رهبری استراتژیک توانمندی هدایت گران را در چشم اندازسازی توسعه ی استراتژیک و ارتباطات دوسویه و چندسویه با محوریت دانش با محیط درون و بیرون سازمان مدنظر قرار می دهد. در مطالعه ی حاضر با رویکرد کاربردی در هدف شناسی و رویکرد «توصیفی-تحلیلی» در بخش روش شناسی؛ به تحلیل و شناسایی پیشران های رهبری استراتژیک در فرآیند مدیریت شهری کلان شهر اصفهان پرداخته شده است. سوال های پژوهش این است که اولا پیشران های تبیین کننده ی رهبری استراتژیک در مدیریت شهری کلان شهر اصفهان کدام اند؟ دوما آیا پیشران های شناسایی شده دارای ارتباط ساختاری معناداری برای تبیین رهبری استراتژیک در مدیریت شهری کلان شهر اصفهان می باشند؟ در این راستا از روش اسنادی - مصاحبه ای برای تدوین و شناسایی پیشران های عملیاتی پژوهش و از روش پیمایشی به صورت ابزار پرسش نامه ای برای جمع آوری داده های تحلیلی پژوهش استفاده شده است. جامعه ی نمونه 60 نفر از اساتید دانشگاه و کارشناسان و مسئولان اجرایی شهرداری و سازمان راه و شهرسازی کلان شهر اصفهان است. ابزار تحلیلی پژوهش، نرم افزار مدل سازی معادلات ساختاری (AMOS) می باشد. نتایج مطالعه در وهله ی اول منجر به شناسایی سه پیشران اصلی تبیین کننده ی رهبری استراتژیک؛ یعنی تحولات دانش مبنا با روایی ترکیبی (CA) 87/0، تحولات ارتباط مبنا با 89/0 و تحولات توانمندگرا با 88/0 در عرصه ی مدیریت شهری کلان شهر اصفهان شد. در وهله ی دوم نتایج به دست آمده نشان داد که پیشران های شناسایی شده دارای ارتباط ساختاری معناداری بر اساس رگرسیون وزن دار (WR) در قالب مدل معادلات ساختاری می باشند.
    کلیدواژگان: مدیریت شهری، رهبری، تغییرات رفتاری، رهبری استراتژیک، کلان شهر اصفهان
  • بهروز سبحانی ، مسیح محمدی، مریم تیموری صفحات 42-59
    طبق مطالعات مرکز پیش بینی و تحقیقات هدلی در قرن 21 به دلیل گرمایش جهانی، خشک سالی فراگیر و شدید، زندگی میلیون ها نفر در کره ی زمین را تهدید خواهد نمود. ازآنجایی که خشک سالی، بخش های مختلف جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد، لذا پایش و ارزیابی این پدیده در آینده به منظور برنامه ریزی صحیح، امری ضروری است. بدین منظور، ابتدا باید داده های اقلیمی برای دوره های آتی تولید شوند. در این مطالعه با استفاده از خروجی مدل های GCM و ریزمقیاس نمایی آن ها به کمک الگوی LARS-WG داده های بارش طی دوره ی 2050 – 2011 برای چهار ایستگاه در استان زنجان شبیه سازی شد. ازآنجایی که در مطالعات اقلیمی بحث عدم قطعیت وجود دارد، برای دست یابی به قطعیت بیش تر در نتایج باید از خروجی های مختلف مدل GCM همراه با سناریوهای انتشار متفاوت بهره برد. بر این اساس در تحقیق حاضر از چهار مدل اقیانوس جو (BCM2، HADCM3، HADGEM- A1 و IPCM4) و سناریو مختلف هر مدل استفاده شد و برای تعیین بهترین مدل از رابطه ی عکس قدر مطلق خطای هر مدل استفاده گردید و درنهایت مدل هایی که دارای بیش ترین ضریب وزنی بودند، به عنوان بهترین مدل برای مطالعه ی دوره ی آتی و فرآیند ریزمقیاس نمایی و تولید داده های آب و هوایی و درنهایت، مطالعه ی خشک سالی انتخاب شدند. نتایج به دست آمده بیانگر این مطلب است که پارامتر اقلیمی بارش طی 40 سال آینده نسبت به دوره ی پایه رو به کاهش است؛ به طوری که کم ترین مقدار کاهش برای ایستگاه زنجان با 2 میلی متر و بیش ترین مقدار کاهش برای ایستگاه خدابنده و ماه نشان با 24 میلی متر پیش بینی شده است. برای بررسی و ارزیابی وضعیت خشک سالی استان طی این دوره ، از شاخص های خشک-سالی SPI و PN استفاده گردید. نتایج نشان می دهند که این دو شاخص هم خوانی خوبی باهم دارند و طی چهار دهه ی آینده، حداقل یک دهه شاهد خشک سالی خواهیم بود.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، ریزمقیاس نمایی، LARS-WG، زنجان، شاخص SPI، شاخص PN
  • احسان لشگری تفرشی صفحات 60-74
    در علوم جغرافیایی، شناخت چگونگی اثرگذاری بازیگران سیاسی در فضای جغرافیایی یکی از موضوعاتی است که تفسیر آن در مکاتب مختلف ازجمله در مکتب پدیدارشناسی متفاوت است. مکتب پدیدارشناسی ازجمله مکاتب فرا اثبات گرا است که به ویژه در دوره ی معاصر رشد قابل توجهی در مطالعات جغرافیایی و به ویژه در شناخت رابطه ی سیاست و فضا یافته است. پدیدارشناسی از ناقدان مدرنیسم به شمار می رود و هرگونه افتراق بین ذهنیت و فضا را مردود می شمارد. در این پژوهش، کوشش گردیده با اتکا به روش توصیفی–تحلیلی کارکردهای شناختی مکتب پدیداری در رابطه با شناخت چگونگی کارکرد بازیگران سیاسی بر فضا ارائه گردد. یافته های تحقیق بیانگر آن است که تحولات پدیده ها و فرآیندهای موجود در فضای جغرافیایی تا حد زیادی از چارچوب های ذهنی و شهودی بازیگران تصمیم گیر متاثر بوده و دارای ویژگی های اختصاصی بوده و قابلیت تعمیم یابی ندارد. بر این مبنا تولید فضای جغرافیایی می تواند متاثر از احساسات، عواطف و ویژگی های شناختی بازیگران و اصحاب قدرت باشد و در جهت شناخت اثرات سیاست در تولید و بازساخت فضای جغرافیایی می بایست به ابعاد فردگرا و شهودی بازیگران سیاسی نیز توجه نمود. در این راستا یکی از سطوح مطالعات سیاست و فضای جغرافیایی می بایست مشتمل بر طبقه بندی تجربیات زیسته بازیگران سیاسی و شالوده شکنی نسبت به امر بازنمایی شده توسط آن ها و اثرات آن در تولید فضای جغرافیایی باشد.
    کلیدواژگان: بازیگران سیاسی، فضای جغرافیایی، پدیدارشناسی، روش شناسی
  • مجتبی صادقی، روح اله اسدی صفحات 75-88
    بودن یا نبودن، مسئله این نیست؛ «چگونه زیستن» ، مسئله است. این که چه بوم ها و بوم نشینانی در جهان زندگی می کنند، بر کسی پوشیده نیست، ولی مسئله این است که چگونه زندگی می کنند. «چرا برخی بوم های جغرافیایی، کامیاب اند و از «به زیستن» برخوردارند و برخی دیگر، در رنج اند و با بد زیستن دست وپنجه نرم می کنند؟ یافته های به دست آمده از روش علی-تجربی در این مقاله نشان می دهد: بوم هایی از به -زیستی برخوردارند که دارای «سکان داری شایسته» هستند. سکان داری شایسته، توان «رقابت پذیری» بوم را افزایش می دهد که این روند، رده ی بالاتری از «جهانی شدن» را از آن بوم می کند و سرانجام به زیستن را برای بوم-نشینان آن به ارمغان می آورد. هم بستگی نیرومند میان «سکان داری شایسته» ، «رقابت پذیری» و «جهانی شدن» ، با «کامیاب بودن» بوم نشینان، نشان می دهد که نایکسانی در به-زیستن بوم ها، ریشه در برخورداری نایکسان آن ها از «سکان داری شایسته» و به دنبال آن «رقابت پذیری» و «جهانی شدن» دارد؛ به گونه ای که توان رقابت-پذیری و جایگاه بوم ها در جهانی شدن، خود هم بستگی نیرومند و هم سویی با سکان داری شایسته دارد. فرجام آن که «زندگی شایسته» بوم نشینان، در گرو «سکان داری شایسته» در بوم هاست.
    کلیدواژگان: به - زیستن، سکان داری شایسته، جهانی شدن، رقابت پذیری
  • رحمت الله امیر احمدی ، مرتضی توکلی، راحله پودینه صفحات 89-104
    مناطق روستایی، بخش عمده ای از جمعیت و عرصه های طبیعی کشور را به خود اختصاص داده و نقش اساسی در حیات اقتصادی و اجتماعی کشور دارد. این مناطق تحت تاثیر روند ها و سیاست های دهه های اخیر دچار تحولات گسترده ای شده است، اما شواهد به گونه ای است که نشان از حرکت روستاها به سمت ناپایداری و به ویژه ناپایداری اجتماعی و اقتصادی دارد. در این پژوهش، سعی شده تا با تاکید بر ارزیابی اجتماعی – اقتصادی، نقش و تاثیر خشک سالی در روستاهای شهرستان مرزی هیرمند بررسی گردد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش انجام آن توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات موردنیاز با بررسی مستندات، مشاهده میدانی و پرسش نامه جمع آوری شده است. برای به دست آوردن سطح پایداری و ناپایداری اجتماعی– اقتصادی روستاهای محدوده ی موردمطالعه از مدل موریس دیویس استفاده شد. سپس به تجزیه وتحلیل ابعاد اجتماعی و اقتصادی قبل و بعد از خشک سالی به وسیله ی آزمون Mann-Whitney در نرم افزار SPSS پرداخته شد. نتایج حاصل از این آزمون نشان می دهد که مقدار من ویتنی برای بعد اجتماعی برابر با 5. 132 و برای بعد اقتصادی برابر با 589. 000 است که با توجه به سطح معناداری کوچک تر از 05/0 تفاوت معناداری در سطح 095/0 ملاحظه می شود؛ بدین معنی که شاخص های اجتماعی شامل دسترسی به خانه ی بهداشت، وجود امکانات تفریحی، رضایت مندی از کیفیت راه، رضایت از کیفیت مکان، رضایت مندی از عملکرد نهادهای محلی، میزان رضایت کلی از زندگی در روستا و شاخص های اقتصادی شامل امنیت شغلی، امنیت درآمد، تمایل به سرمایه گذاری در روستا، تغییر کاربری اراضی، افزایش سطح زیر کشت محصولات کشاورزی، تنوع محصولات کشاورزی در بین سال های قبل و بعد از خشک سالی دارای تفاوت معناداری هستند.
    کلیدواژگان: ناپایداری اجتماعی-اقتصادی، خشک سالی، مدل موریس دیویس، هیرمند
  • محمد شریفی پیچون ، مایده شیرانی صفحات 105-122
    شکل گیری، توسعه و فرگشت مخروط افکنه ها تحت تاثیر پارامترهای متعددی است که بر حسب مطالعات قبلی عبارت اند از: عوامل هندسی حوضه ها، شرایط اقلیمی و تغییرات آن، تکتونیک، لیتولوژی، تغییرات سطح اساس و تغییرات کاربری زمین. در هر منطقه ای یکی از این عوامل کنترل کننده مورفولوژی، رسوب شناسی و ابعاد این عارضه ها هستند. هرچند نحوه ی قرارگیری دامنه ی حوضه ی آبریز در برابر توده های هوای مرطوب می تواند بر ابعاد مخروط افکنه اثرگذار باشد، اما تاکنون کم تر موردتوجه محققین قرار گرفته است. این پژوهش به دنبال بررسی اثرات جهات جغرافیایی بر ابعاد مخروط افکنه های پایین دست در کوه شیرکوه در بخش مرکزی فلات ایران با آب وهوای خشک است. برای این منظور 24 مخروط افکنه در دامنه های شرقی با جهت شمالی و جنوبی، دامنه های غربی و دامنه های شمالی مشخص و در GIS ترسیم شدند. عوامل هندسی آن ها شامل مساحت، طول، عرض مرکز و عرض قاعده ی مخروط به همراه عوامل هندسی حوضه های بالادست شامل مساحت، محیط، ضریب گراویلیوس، ضریب شکل، طول حوضه، متوسط ارتفاع، متوسط شیب و تراکم زهکشی محاسبه و در نرم افزار SPSS همبستگی و سپس رگرسیون آن ها ارزیابی گردید. یافته ها نشان می دهد که در دامنه های شرقی با جهت شمالی و دامنه های شمالی همبستگی بین عوامل هندسی حوضه ها با ابعاد مخروط-افکنه ها بسیار پایین است، اما در دامنه های شرقی با جهت جنوبی و دامنه های غربی مقادیر همبستگی بالا و در بسیاری موارد به بیش از 0. 99 درصد می رسد. محاسبات رگرسیون چندمتغیره نشان داد که در جهات جغرافیایی مختلف عوامل اثرگذار حوضه بر ابعاد مخروط افکنه ها یکسان نیست. برای نمونه ، دو عامل شیب و ارتفاع حوضه در جهات مختلف، اثرگذاری متفاوتی داشته اند؛ در دامنه های شرقی با جهت شمالی این دو عامل، بیش تر مساحت و طول مخروط را تحت تاثیر قرار داده اند، اما در همین دامنه ها با جهت جنوبی، شیب و ارتفاع، تاثیری در ابعاد مخروط افکنه ها نداشته اند.
    کلیدواژگان: مخروط افکنه، شیرکوه، همبستگی، رگرسیون، دامنه
|
  • Reza Khosrobeigi Bozchelouie , Mojtaba Najmi Pages 1-24
    Introduction
    Reducing environmental damage and preventing land degradation and reducing biodiversity has become a major concern for agricultural policy makers and environmentalists in recent years. Many scholars in developing countries, including Iran, have the most important reasons for the government's failure to stabilize the environment in terms of control and command and control (standards, bans, permits and quotas), lack of attention to the ability of villagers to discuss Economics ignores the rural population's ability to work for infrastructure. They believe that at present, the AES, which is listed below under the Ecosystem Services Payment Scheme (PES), is in the study of the carbon sequestration project (CSP) It will help improve the economic situation and livelihoods of villagers and small producers, since they will be able to improve the level of production and agricultural productivity and existing livestock by taking advantage of financial support and concessional facilities and so they are less likely to get more land and overgrazing, and in general, the destruction of natural resources and the environment. In recent years, some developing countries have shown the power and participation of local communities to help the government manage and protect their financial and credit incentives to rebuild and apply less environmentally-friendly practices. In this article, we examine the experience of implementation of ecosystem service payment plans in a weak institutional environment and its impact on how rural farmers participate in Galcheshme area of Mahallat County. Where the spread of such schemes involves many problems, such as uncertain rights to uncertain ownership of enterprises, lack of markets and supply and demand systems, weak technical and educational infrastructure, the lack of a strong private body, low risk of exploitation, and the state's inability to supply Capital and financial resources to advance goals. Most importantly, land and natural resources are in the ownership and management of the state, and the right to exploit resources is given to influential and powerful people, and often in industrial and destructive activities (mining and mining operations), organizations Relating to natural resources and the environment at the regional and local level as it should not be supported, The general attitude of the local people towards the state plans has a significant negative orientation. However, various organizations involved in the implementation of agro-environmental programs and the payment of ecosystem services are involved, and rules and guidelines have been designed and registered in this area and activities have been carried out in different areas so that the views of local users get this app. In order to develop standards for identifying and assessing institutional factors that affect the involvement of local utilities and poor households in the payment of ecosystem services (PES), the concept of Mettepenningen et al. (2013) has been used. These factors include belief behavior and beliefs about environmental responsibility, existing participation and past experience, and the attitude towards organization management and the level of trust in established organizations. In this study, the perceptions and views of local and local authorities on the design, actions and partnerships and the risks and potential benefits of it have been investigated.


    Method and Material
    The research method in this study is a case study and qualitative analysis of data that is used through direct observation through semi-structured and in-depth interviews this strategy allows us to describe and reveal our complex social relationships and relationships between actors and actors. According to Brewer et al. (2002), the selection of 20 to 30 participants is usually sufficient to identify a coherent set of cases in a qualitative way, as was done in this study. A targeted sampling of 30 people was invited for the interview. The data analysis was performed in three stages of open, axial and selective coding using the MAXQDA software to determine the main indicators.
    Research findings
    347 The initial code derived from the interviewer and observations of the researcher in response to questions related to the factors affecting the participation of rural people in carbon sequestration project, indicates a set of facilitator (84) and inhibitor (263) within the framework of the Mettepenningen institutional Model were. The codes were classified according to common characteristics, and the result of this classification was 16 sub categories, which, in turn, were based on the common themes in the four main categories of facility payment: source / purpose, cost sharing / fair distribution of resources / cost compensation and achievement of logical profit, local advisers / continuous and continuous support, and ultimately the collective structure of activities / communications and social and economic networks. These factors, in nature, would have made it easier or more difficult for the villagers to participate. In summary, it can be said that the carbon dioxide project has two basic weaknesses: (1) inefficiency of institutional arrangements: many management mechanisms adjusted to the realities of the region and the interests of the local population do not match the sustainable use of resources Water and soil, as well as the formation of collective labor (real); (2) increasing the efficiency and profitability of local funds; because of insignificant payments, the utilizers are able to use new equipment and inputs for the transition and promoting alternative employment, and ultimately increasing and increasing the value of productive products, so in this situation, They do not risk and do not risk.
    Conclusion
    In one conclusion, any environmental interventions, such as carbon sequestration project, will be challenging and problematic in weak institutional arrangements. But it should not be forgotten that the payments made in this project and through local microfinance funds reduced to a certain extent the problems of administrative and banking regulations and the high interest rates on facilities and delinquent installments, in other words, The local people have, albeit insignificantly, been given financial resources, which can further contribute to the financial consolidation of the established institutions.
    Keywords: Decentralization, Participation, Institutional Arrangements, Carbon Sequestration, Galchshme.
  • Saeed Amanpour , Masoud Safaeepour , Saeed Maleki , Hadi Alizadeh Mr Pages 25-35
    The acceptance of change in organizational behavior is at the managerial level, from management to leadership. In the meantime, strategic leadership sees leadership guidance in the perspective of strategic development, and bi-directional and multimodal communication with a focus on knowledge with the environment inside and outside the organization. It seems that accepting the change and moving from a focused approach to the strategic (strategic) approach in the area of urban development planning requires a change in the organizational behavior of the urban management arena, until prepare for the adoption of strategic changes and to reduce the barriers and damage to this change. In the present study, the applied approach to target ology and the descriptive-analytical approach in the methodology section; to analyze and identify the strategic leadership factors in the urban management process of the metropolitan city of Isfahan. The research questions are, firstly, what are the drivers behind the strategic leadership in urban management in the metropolis of Isfahan. Second, do the identified factors have a significant structural relationship to explain strategic leadership in urban management in the metropolis of Isfahan? In this regard, the documentary method is an interview to develop the measures needed to identify the operational drivers of the research and a survey method has been used as a tool for collecting analytical data of the research. Sample population consists of 60 university professors and experts and officials of municipalities of 14 regions and urban planning organization of Isfahan metropolis. Structural Equation Modeling Software (AMOS) was used to answer the research questions. The results of the study in the first place led to the identification of the three main drivers of the strategic leadership explanation, namely, knowledge-based developments with combined validity (CA), 0.87, baseline correlations with 0.89 and empowerment transformations with 0.88 in urban metropolitan area of Isfahan metropolis. These propellers, by explaining an average of 0.94 extracted data variances (AVE) in the second, have a structurally significant structural correlation based on weighted regression (WR) in the form of structural equation modeling. In this way, the evolution of knowledge base is explained with 0.57, the correlation of the base with 0.59 and the empowered transformations with 0.6 percent of the strategic management process in the urban management of the metropolitan city of Isfahan
    Keywords: urban management, leadership, behavioral change, strategic leadership, Isfahan metropolis
  • Behrouz Sobhani , Masih Mohamadi , Maryam Teymouri Pages 42-59
    According to studies and research of Hadley Climate Prediction Center, in the 21st century, pervasive and severe drought, will be threatened the lives of millions of people around the world because of global warming. Forasmuch as the drought affects different sectors of society, therefore, monitoring and evaluation of this phenomenon in the future to proper planning is essential. To this end, the climate data should be produced for future periods. In this study, using the output of GCM models and downscaling them to help LARS-WG model, rainfall data was simulated over the period 2050 - 2011 for four stations in Zanjan province. Since there are uncertainty in climate studies, to achieve more certainty in the results, was used from different outputs of GCM models with different emission scenarios. According to, in this study, the four Coupled Ocean-Atmosphere GCM models (BCM2, HADCM3, HADGEM- A1 and IPCM4) and their different scenarios was used. To determine the best model, was used inverse of absolute error of each model. And finally the model that has the highest weight factor, were selected as the best model for the study of future and the downscaling and generating of climate data and to study drought. The results indicate that the climatic parameter of precipitation over the next 40 years is decreasing relative to the base period (Since the establishment of the stations until 2014), forecasted with minimum reduction for Zanjan station by 2 mm and the maximum reduction for Khodabandeh and Mahneshan station by 24 mm. In order to study and evaluate the drought state of Zanjan province, SPI and PN were used during this period. The results show that these two drought indices are consistent with each other well, and over the next four decades, we will see for at least a drought decade.
    Keywords: climate change, downscaling, LARS-WG, Zanjan, SPI, PN
  • Ehsan Lashgari Tafreshi Pages 60-74
    In the human science, one concept may be having some definition or even may be this narration was contradiction with each other in different philosophical schools. Therefore, explanation of one concept or relationship in different cognition schools has very great importance. From philosophical aspects in human science, theoretical structure has very fundamental role in cognition. In other word, ontology, cognition and methodology of one concept is deficient or uncompleted without determination of theoretical structure. In this field, in the geographical sciences; relationship between politics and space as very important paradigm in the geography could be taken different meaning in different cognition schools. Space consists of bilateral relation between human and environment. Geographical sciences analyses this space and its issues with human and physical dimension. Between different aspects of Geographical space, political dimension and executive is more important than another dimension. In other word, this dimension and its ideological framework for resolve the issues in the space in different cognitive methodology could be were differed. In the evaluated of Geographical studies from the 1970s with the arrival of Marxist ideas in Geography A number of geographers turn away from focusing on quantitative methods and ecological studies. in the Positivism school, space was considered as perceptual thing. In other word, researcher should be use from their sense and their experience for detection of thing in space. before that, Dominance methodological in geographical studies was defined in positivism school. In this school, researcher should not involve his ideology or his culture for discovering of truth. While, in post positivism thinking quantities’ planning is not nothing except "false consciousness". In post positivism school, meanings, ideas, theories, the whole of them obtain their objectivity and ostensible concept by dominant power and ideology. In this school, geographical spaces also are derived from dominant ideological and power. In structuralism philosophy Major assumption is that invisible force in behind of any symbol in the space that were caused any symbol in space are emerged. So, the space concept does not have actual objectivity.
    Since the 1970s was conducted a serious theoretical criticism on the quantitative methodology in Geography. This time, the philosophy of geography was full of political and ideological conflicts. This time due to the cognitive shift in geographical sciences among the different dimensions of geographic space. The political dimension of space as one of the most important dimensions of space was more important to resolve these challenges. So, in this article, have been struggled to understand the relationship between politics and geographical space in post positivism methodology and was analyzed the effectiveness of understanding this relationship in post positivism methodology.

    Methodology
    This research has fundamental approaches in the philosophy of geography and for compilation of information has been referred to valid document and bibliography. In this research were struggled with descriptive and analytical approaches, in first step was defined space concept and cognition. Then, the space definition has been accorded with characteristics of post positivism cognition school.

    Result and
    discussion

    As mentioned, in the definition of geographical space concept, one of the important aspects of production and changes the geographical space is resulting from political power. So that, politics and ideology as a process and geographical space as the form and context is always interconnected with each other. In other words, any action that knowingly or unwittingly crosses with political power considered as political action and therefore spatial structure is the production of political processes. Generally, the main functions of post positivism for understanding the relationship between politics and geographic space is as follows:1- Changing in geographic space phenomena are affected largely by political power and patterns of society. Although the trend of geographical space not to be studied form just one-dimensional. However, Discourse merely not take consider as abstract ideas, in realistic approaches they are as previous existence that takes precedence over any other discovery. So any phenomenon into geographical space is dependent to a discourse. On the other hand, coordination between different levels of space planning regardless of dominant power cannot be achieved in a sustainable way.
    2- Studies Methods for relationship between politics and geographical space is far from qualitative method and there is no character reproducibility on it. because space necessary is affected by the changing ideologies and political actors. since the change of power and discourse cannot be predicted. Thus, changes in spatial phenomena cannot be identified and predicted and incommensurability of discourses in different historical periods it is one of the inevitable consequences. So in future studies for recognition of relationship between politics and space in trans positivism is needed Genealogy approach. In this approach, since there isn’t accurate knowledge about the future of geographical space changes as a result of political power transition. In this context, recognizing changes various aspects of geographic space-based genealogy of power is carried out through the following steps. A) break points of discourse should be Determined until its historicity be understood. B) Period time should be Determined when the discourse has impacts with current framework on the other aspect of geographical space.

    Conclusion

    As was said, Space is major paradigm in geographical sciences and different aspect of geographical sciences read relation between human and environment that produce the space. But as was said, space has different meaning in distinct cognition schools. In other word, every school for resolve the issue in the space could be make different solution. So, solutions that presented by post positivism are distinct from solutions that was presented by another methodology. Form another side, the evolution of human wisdom considers, collective action coordinated as only way to overcome on the issues in the geographical space. So, studies between politics and space is obtained only by authority and the rule of one class as political dominant over the another of social classes. As a result, for studying of ideology and political construction effects on other dimensions of geographical space must be used from post positivism methodology.
    Keywords: Political Players, , Geographical Space, Phenomenology, Methodology
  • Mojtaba Sadeghi , Roohollah Asadi Pages 75-88
    To be or not to be, this isn’t the question, “How-being”, is the question. this is not unknown for people that what territories and the dwellers of territories do live in the world? but the [important] question is this: “how do those live?” why are many geographic territories thriving territories and enjoy of “well-being” and many territories suffer [of their being] and struggle with “bad-being”? the findings of causal-experiential method in this article shows: there are “well-being” in the territories that have “good governance”. “good governance” increases competitiveness power of a territory, this process, provides higher rank of ‘globalization’ index for that territory and in final, that (higher rank territory in ‘globalization’ index) presents “well-being” to dwellers of territories. The strong correlation among ‘good governance’, ‘competitiveness’, and ‘globalization’ with ‘thriving’ shows: there is the difference of “well-being” [index] in among territories because there is the difference of “good governance” [index], and in the following, [the difference in] ‘competitiveness’ and ‘globalization’ [index]; as power of ‘competitiveness’ and the rank of territories in the ‘globalization’ [index] has a strong correlation with ‘good governance’. In final, “good live”of dwellings of territories is dependent on being of ‘good governance’ [pattern] in there.
    Keywords: well-being, good governance, globalization, competitiveness
  • Rahmatallah Amirahmadi , Morteza Tavakoli Dr, Raheleh Poudineh MA Pages 89-104
    Rural areas are much of the population and natural areas of the country assigned a major role in economic and social life of the country. All required documentation review, field observation, questionnaires have been collected. To obtain stable and unstable socio-economic level of rural area of ​​study model was used Morris Davis. Then to analyze the social and economic dimensions before and after the drought by test Mann-Whithney SPSS software was discussed and the results of this test showed that the Mann-Whitney for the social dimension of 5.132 and economic dimension of 589.000 and considering a significance level of less than 05/0 095/0 significant difference can be seen on the surface.
    Keywords: social instability - economic, drought, the Morris Davis, Helmand.
  • Mohamad Sharifi Paichoon , Mayedeh Shirani Pages 105-122
    Alluvial fans are one of the most important of types of geomorphic landforms in mountainous regions, especially in dry and semi-dry region, which flow processes create them with reducing the slope and opening the valley after leaving the mountain.This study investigate the effects of geographic directions on the dimensions of alluvial fans in down streams in Shirkouh Mountain in the central part of Iran's plateau with dry climate. . This mountain is limited to the mountains Boohrook and Dasht-e- Fakhrabad from the east, Tang Chenar and Turanposht from the south, Farashah and Taft city in the west, and with a short distance to Yazd city in the north. It is determines about 24 alluvial fans in the different slopes of the Mountain. After determining the landforms, four geometric characteristics of them includes fans area and length, fans width in the center and in the base were calculated in different slope with different orientations using GIS. Then, using the same software, geometric characteristics of the watersheds include area, environment, average height, average slope, basin length, gravilious coefficient, basin shape coefficient, and drainage density of basin were measured in four directions of geography. Then, using SPSS software, the correlation and also the regression between geometric parameters of the alluvial fans and geometric factors of their upstream basins was calculated. Analyzing showed that geometric factors of the basins in eastern slopes with northern direction and also in northern slopes has been less affected on the fans dimensions. But on the eastern slopes with southern directions and western slopes as well, whose basins are higher and exposed to moist masses, Geometric characteristics of catchment are the most important parameters affecting and controlling the dimensions of fans.
    Keywords: Alluvial fans, Shirkouh, Correlation, Regression, Slope