فهرست مطالب

  • سال بیستم شماره 3 (پیاپی 79، پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/17
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مسعود رفیعی صفحات 180-192
    به منظور تعیین زمان مناسب کاشت و رقم مناسب سورگوم علوفه ای در کشت تابستانه (به عنوان جایگزین ذرت) در شرایط کمبود آب در منطقه معتدل کوهدشت لرستان، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار با تیمارهای زمان کاشت (4، 11، 18 و 25 تیر) (پس از برداشت گندم) و دو رقم سورگوم علوفه ای (پگاه و اسپیدفید) در تابستان سال های 1392 و 1393 در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان اجرا شد. نتایج نشان داد که با تاخیر در کاشت تجمع ماده خشک گیاه و سرعت رشد گیاه کاهش یافته و رقم پگاه از این نظر برتر از رقم اسپیدفید بود. بالاترین ارتفاع بوته در سال های اول و دوم (به ترتیب 3/173 و 6/211 سانتی متر) از رقم اسپیدفید در زمان کاشت دوم به دست آمد. رقم پگاه در اکثر زمان های کاشت از شاخص سطح برگ و قطر ساقه بیشتری نسبت به رقم اسپیدفید داشت. بیشترین عملکرد علوفه تر (0/94 و 2/110 تن در هکتار) از رقم پگاه در زمان کاشت اول به ترتیب در سال اول و دوم آزمایش به دست آمد و تاخیر در کاشت باعث کاهش عملکرد علوفه تر و خشک در هر دو رقم شد. نتایج این آزمایش نشان داد که کشت دوم سورگوم رقم پگاه در اوایل تیر جهت تولید حداکثر علوفه تر و خشک برای مناطق معتدل مانند کوهدشت لرستان مناسب تر است.
    کلیدواژگان: تجمع ماده خشک، سرعت رشد گیاه، سورگوم و عملکرد علوفه
  • احمد آئین ، امیر جلالی صفحات 193-208
    گرمای شدید انتهای فصل رشد در زراعت زمستانه سیب زمینی، یکی از چالش های مهم تولید این محصول در مناطق گرم کشور از جمله جنوب استان کرمان است. به منظور شناسایی راهکار مناسب برای کاهش خسارت تنش گرمای انتهای فصل، آزمایشی به صورت کرت های دو بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به مدت دو سال (93-1391) در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی جنوب کرمان (جیرفت) اجرا شد. عامل اصلی تنش گرمای انتهای فصل در دو سطح: بدون تنش (کاشت به موقع؛ 10 دی) و تنش گرمای انتهای فصل (کاشت دیرهنگام؛ 15 بهمن) ، عامل فرعی ارقام سیب زمینی در سه سطح: سانته، ساتینا و میلوا و عامل فرعی فرعی مصرف کلسیم در چهار سطح: عدم مصرف، محلول پاشی نیترات کلسیم با غلظت 2500 میلی گرم در لیتر در دو مرحله و سه مرحله و مصرف نیترات کلسیم به صورت خاکی به میزان 75 کیلوگرم در هکتار در دو مرحله بودند. نتایج نشان داد که تنش گرما باعث کاهش عملکرد غده قابل فروش و میانگین وزن و تعداد غده قابل فروش در بوته شد. ارقام سانته و ساتینا در شرایط بدون تنش به ترتیب با 15/47 و 9/44 تن در هکتار بیش ترین عملکرد غده قابل فروش را داشتند، اما در شرایط تنش گرمای انتهای فصل، بین عملکرد قابل فروش ارقام مورد بررسی تفاوت معنی داری وجود نداشت. مصرف نیترات کلسیم باعث بهبود عملکرد غده کل، عملکرد غده قابل فروش و غیر قابل فروش و اجزای عملکرد ارقام سیب زمینی شد و تیمار 75 کیلوگرم در هکتار (خاک مصرف) به طور معنی داری برتر از سایر تیمارها بود. اثر متقابل تنش گرمای انتهای فصل رشد و مصرف نیترات کلسیم بر عملکرد عملکرد غده کل، عملکرد غده قابل فروش، میانگین وزن مجموع غده های قابل فروش و غیر قابل فروش و تعداد غده قابل فروش و غیر قابل فروش معنی دار بود. مصرف خاکی 75 کیلوگرم در هکتار نیترات کلسیم در شرایط بدون تنش و تنش گرمای انتهای فصل به ترتیب باعث افزایش 5/10 درصدی و 5/24 درصدی عملکرد غده قابل فروش ارقام سیب زمینی شد که این موضوع نشان دهنده اثر نیترات کلسیم در تعدیل اثر سوء تنش گرمای انتهای فصل در ارقام سیب زمینی است. بر اساس نتایج این آزمایش، مصرف خاکی نیترات کلسیم یک روش مناسب برای کاهش اثر نامطلوب تنش گرمای انتهای فصل در زراعت زمستانه سیب زمینی به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: تنش گرما، زراعت زمستانه، سیب زمینی، عملکرد غده و نیترات کلسیم
  • علی براتی ، سیدعلی طباطبایی، مهرداد محلوجی، محمدحسین صابری صفحات 209-221
    تنش شوری یکی از تنش های غیرزنده مهم است که باعث کاهش تولید محصول گیاهان زراعی در سراسر دنیا می شود. به منظور شناسایی لاین های جو دارای عملکرد دانه قابل قبول و پایدار در شرایط تنش شوری، آزمایشی روی 18 لاین امیدبخش جو و دو شاهد (لاین MBSYT91-8 و رقم خاتم) در ایستگاه های تحقیقات کشاورزی تحت تنش شوری شامل؛ اصفهان، بیرجند و یزد در سال های زراعی94-1393 و 95-1394 (در مجموع در شش محیط) اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب برای عملکرد دانه نشان داد که اثر ژنوتیپ و اثر متقابل سال در مکان، ژنوتیپ در سال و سال در ژنوتیپ در مکان معنی دار بودند. ارزیابی وضعیت پایداری ژنوتیپ ها با استفاده از روش ناپارامتری و تجزیه امی (AMMI) نشان داد که در روش ناپارامتری و با استفاده از شاخص های میانگین عملکرد، انحراف معیار عملکرد، میانگین رتبه، انحراف معیار رتبه و شاخص نسبی عملکرد، لاین های 1، 6 و 8 برتر بودند. در تجزیه AMMI با استفاده از مقادیر حاصله برای مولفه های اصلی و ارزش پایداری AMMI و ژنوتیپ های پیشنهاد شده توسط این روش برای هر محیط، لاین های 6 و 8 به عنوان ژنوتیپ های پایدار و دارای عملکرد مطلوب شناخته شدند. در تجزیه AMMI، دو مولفه اصلی اول معنی دار شدند که مولفه اول 2/46 و مولفه دوم 1/22 درصد از کل واریانس عملکرد را توجیه کردند. با توجه به نتایج حاصل از دو روش، مشخص شد که لاین 8 دارای سازگاری عمومی برای مناطق مورد آزمایش و مناطق مشابه و لاین 6 برای بیرجند و اصفهان و لاین 19 برای یزد دارای سازگاری خصوصی می باشند.
    کلیدواژگان: ارزش پایداری امی، جو، سازگاری خصوصی، عملکرد دانه و مولفه های اصلی
  • اسدالله زارعی سیاه بیدی ، عباس رضایی زاد صفحات 222-236
    این تحقیق به منظور بررسی اثر کم آبیاری و مصرف سوپرجاذب بر ویژگی های فیزیولوژیک و عملکرد دانه هیبریدهای جدید آفتابگردان به مدت دو سال (1390 و 1391) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اسلام آباد غرب انجام شد. آزمایش به صورت کرت های خرد شده فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری در سه سطح؛ آبیاری کامل (آبیاری بر اساس تخلیه 25 درصد رطوبت ظرفیت زراعی خاک) ، ب- کم آبیاری (آبیاری بر اساس تخلیه 50 درصد رطوبت ظرفیت زراعی خاک؛ تنش ملایم) و ج- کم آبیاری (آبیاری بر اساس تخلیه 75 درصد رطوبت ظرفیت زراعی خاک؛ تنش شدید) ، در کرت های اصلی و سه هیبرید آفتابگردان (فرخ، قاسم و شمس) و سه سطح تیمار سوپرجاذب؛ صفر (عدم مصرف) ، 100 و 200 کیلوگرم در هکتار به صورت فاکتوریل در کرت های فرعی قرار داده شدند. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که اثر متقابل دوگانه هیبرید کم آبیاری بر کلیه صفات مورد ارزیابی و اثر متقابل هیبرید سوپرجاذب بر کلیه صفات مورد ارزیابی، به استثنای پایداری غشای سلولی و تنظیم اسمزی و اثر متقابل سوپرجاذب کم آبیاری بر کلیه صفات مورد ارزیابی، به استثنای عملکرد دانه و پایداری غشای سلولی، معنی دار بودند. در شرایط تنش شدید خشکی عملکرد دانه هیبرید فرخ با 3071 کیلوگرم در هکتار و بیشتر از عملکرد هیبریدهای شمس و قاسم (به ترتیب با 2710 و 2601 کیلوگرم در هکتار) بود. نتایج این آزمایش نشان داد که مصرف سوپرجاذب در شرایط تنش شدید خشکی باعث افزایش محتوای آب نسبی، پرولین آزاد، پروتئین ها و قندهای محلول هیبریدهای آفتابگردان شد، اما تنظیم اسمزی برگ با مصرف سوپرجاذب کاهش یافت. نتایج کلی این آزمایش نشان داد که استفاده از سوپرجاذب به طور نسبی می تواند اثرات منفی حاصل از تنش خشکی بر صفات فیزیولوژیکی آفتابگردان را کاهش دهد. هیبرید فرخ در شرایط تنش خشکی و استفاده از سوپرجاذب در سطح 200 کیلوگرم در هکتار، از نظر کلیه صفات گیاهی اندازه گیری شده برتر از دو هیبرید دیگر بود.
    کلیدواژگان: آفتابگردان، تنش خشکی، تنظیم اسمزی، پلیمر و پرولین
  • علیرضا مطهری، اسلام مجیدی هروان، بهرام علیزاده ، محمود خسروشاهلی صفحات 237-251
    به منظور ارزیابی پایداری عملکرد دانه ژنوتیپ های کلزای زمستانه در مناطق هدف و مقایسه بین انواع شاخص های پایداری، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 15 ژنوتیپ به همراه رقم اکاپی (شاهد) (جمعا 16 ژنوتیپ) در سه تکرار طی دو سال زراعی (95-1394 و 96-1395) در چهار منطقه سرد و معتدل سرد کشور (کبوترآباد اصفهان، طرق مشهد، اسلام آباد غرب و کرج) اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس نشان دهنده تفاوت آماری معنی دار ژنوتیپ های کلزا در برخی از مکان ها بود. پس از تایید یکنواختی واریانس خطاهای آزمایشی در مکان های مختلف، تجزیه واریانس مرکب با فرض ثابت بودن اثر ژنوتیپ ها و تصادفی بودن اثر مکان و سال انجام شد. نتایج نشان داد که محیط، ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ×محیط در سطح احتمال یک
    درصد معنی دار بوده و ژنوتیپ ها در شرایط مختلف محیطی تظاهر متفاوتی داشتند. بیشترین سهم تغییرات مربوط به اثر محیط (83/32 درصد) برآورد شد. برای شناسایی ژنوتیپ های پایدار و پرمحصول از روش های آماری ضریب تغییرات محیطی، واریانس پایداری، اکوالانس، واریانس محیطی، میانگین مربعات انحرافات از خط رگرسیون، ضریب تبیین، ضریب رگرسیون، رگرسیون تای (آلفا و لامبدا) و گزینش همزمان استفاده شد. اگرچه در پژوهش حاضر امکان گزینش برای عملکرد و پایداری توسط یک معیار کاربردی وجود داشت، اما با توجه به ضعیف و متغیر بودن همبستگی های رتبه ای اسپیرمن بین انواع شاخص ها، به جز شاخص گزینش همزمان و عملکرد دانه، از چند روش پایداری استفاده شد و در نهایت ژنوتیپ هایES Alonso، ES Kamilo و اکاپی به عنوان ژنوتیپ های پایدار و پرمحصول شناخته شدند. نتایج آزمایش نشان داد که از ژنوتیپ های منتخب می توان برای کشت در مناطق سرد و معتدل سرد کشور استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اثر متقابل ژنوتیپ در محیط، پارامترهای پایداری، کلزای زمستانه و همبستگی رتبه ای اسپیرمن
  • ویدا قطبی ، فرهاد عزیزی، محمد جواد زمانی، علی مقدم، افشین روزبهانی صفحات 252-266
    بهبود کیفیت علوفه به منظور دستیابی به ارقامی با ارزش غذایی بالاتر، یکی از اهداف اصلی در به نژادی یونجه محسوب می شود. هدف از این آزمایش ارزیابی ترکیب پذیری و هتروزیس برای صفات کیفیت علوفه شامل؛ نسبت برگ به ساقه، میزان پروتئین خام، میزان کربوهیدرات های محلول، خاکستر، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و الیاف نامحلول در شوینده خنثی در اینبرد های جزئی انتخاب شده از نسل دوم خودباروری هشت اکوتیپ یونجه بود که در قالب یک طرح تلاقی نیمه دی آلل اجرا شد. بذرهای 28 دورگ نسل F1 همراه با والدین در دو مکان (کرج و اراک) کشت و به مدت دو سال (1394و 1395)
    مورد ارزیابی قرار گرفته و از روش گرافیکی GGE biplot برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل استفاده شد. بر اساس نتایج تجزیه واریانس گریفینگ، میانگین مربعات ترکیب پذیری عمومی و خصوصی، برهم کنش ترکیب پذیری خصوصی با محیط برای کلیه صفات گیاهی در سطح احتمال یک درصد و برهم کنش ترکیب پذیری عمومی با محیط برای نسبت برگ به ساقه (در سطح احتمال پنج درصد) ، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی (در سطح احتمال یک درصد) معنی دار بودند. روش گرافیکی GGE biplot نشان داد که والد سیلوانا دارای بیشترین ترکیب پذیری عمومی مثبت و والد کوزره و رهنانی دارای بیشترین مقدار ترکیب پذیری عمومی منفی برای نسبت برگ به ساقه، میزان پروتئین، میزان کربوهیدرات های محلول و خاکستر بودند و برای الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی والد نیک شهری بیشترین ترکیب پذیری عمومی مثبت را داشتند. ترکیب پذیری خصوصی ناشی از دو والد خاص، قهاوند با سیلوانا برای کلیه صفات مطلوب بیشترین مقدار را داشت. نتایج این تحقیق نشان داد که در بین والدین مورد ارزیابی، تنوع و هتروزیس کافی برای بهبود کیفیت علوفه وجود دارد، بنابراین امکان استفاده از خودباروری و تلاقی بین اینبرد های جزئی منتخب (S2) جهت بهره برداری از پدیده هتروزیس برای ارتقای کیفیت علوفه در یونجه، از طریق تلاقی بهترین سینگل کراس ها و تولید هیبرید های دوگانه با تولید هیبرید های آزاد وجود دارد.
    کلیدواژگان: بای پلات، ترکیب پذیری عمومی، ترکیب پذیری خصوصی، دی آلل، کیفیت علوفه و یونجه
|
  • Masoud Rafiee Pages 180-192
    To determine the best sowing time and cultivar of forage sorghum in summer cropping as a substitute for maize under water deficit conditions in the temperate region of Koohdasht, Lorestan, Iran, a split plot
    experiment in randomized complete block design layout was conducted with four replications and four planting times (June 25 and 2th, 9th and 16th July) (after wheat harvest) and two forage sorghum cultivars (Pegah and Speedfeed) in main and sub plots, respectively, in the summer of 2013 and 2014 at Lorestan Agricultural and Natural Resources Research and Education Center, Khorramabad, Iran. Results showed that delayed planting reduced dry matter accumulation and crop growth rate (CGR) and Pegah cultivar performed better than Speedfeed cultivar. Maximum plant height was achieved in Speedfeed cultivar in second planting time in first and second years (173.3 and 211.6 cm, respectively). Pegah cultivar had better performance than Speedfeed in leaf area index and stem diameter in most planting times. Pegah cultivar in first planting time had highest fresh forage yield (94.0 and 110.2 ton.ha-1 in first and second years, respectively) and delay planting reduced dry and fresh forage yield. It concluded that the maximum dry and fresh forage yield of sorghum
    (cv. Pegah) could be produced in June seed sowing and seems to be more suitable for temperate regions like Koohdasht, Lorestan, Iran.
    Keywords: Crop growth rate, Forage yield, Dry matter accumulation, Sorghum.
  • Ahmad Aien , Amir Jalali Pages 193-208
    Terminal heat sterss considered as one of the major challenges of winter production of potato in warm areas of the country including the south of Kerman provience. To determine the suitable strategy for mitigating terminal heat stress injury, a split-split plot experiment based on randomized complete block design with three replications was conducted in South Kerman Agricultural Research and Education Center (Jiroft), Iran, for 2 years (2013 and 2014). The main factor was heat stress: normal (on time planting; Dec. 31) and terminal heat stress (late planting; Feb. 4) and three potato cultivars; Satina, Sante and Milva and four calcium applications; (without calcium nitrate application, foliar application of 2500 mg.l-1 calcium nitrate in two and three stages and soil application of 75 kg.ha-1 calcium nitrate in two stages) were in sub and sub-sub plots, respectively. Results showed that heat stress reduced marketable yield and the weight and number of marketable tubers per plant. Sante and Satina cultivars produced the highest marketable tuber yield in normal condition (47.15 and 44.9 ton.ha-1, respectively), but under heat stress conditions, the difference between marketable tuber yield of those cultivars was not significant. The application of calcium nitrate improved marketable, non-marketable and total tuber yield and its components in potato cultivars and soil application of 75 kg.ha-1 of calcium nitrate was significantly suprior than the other treatments. The interaction effect of terminal heat stress and calcium nitrate applications on marketable and total tuber yield, mean weight and number of marketable and non-marketable tuber was significant. Soil application of calcium nitrate (75 kg.ha-1) increased marketable tuber yield of potato cultivars under normal and terminal heat stress conditions (10.5 and 24.5%, respectively) that revealed the mitigating effect of calcium nitrate on terminal heat stress in potato cultivars. It concluded that soil application of calcium nitrate seems to be an appropriate method to reduce the adverse effects of terminal heat stress in winter potato production.
    Keywords: Calcium nitrate, Potato, Heat stress, Tuber yield, Winter cultivation.
  • Ali Barati Pages 209-221
    Salinity stress is one of the important abiotic stresses affects crop production worldwide. To identify barley lines with stable and acceptable grain yield under salinity stress, field experiments were conducted in Isfahan, Birjand and Yazd, Iran, at salt affected Agricultural Research stations (totaly at six environments) using 18 barley promising lines along with two checks (Khatam cultivar and MBSYT91-8 line) in 2014-2016 cropping seasons. Results of combined analysis variance for grain yield showed that the effect of genotype and year×location, genotype×year and genotype×year×location were highly significant. Results of non-parametric and AMMI analysis showed that the lines; 1, 6 and 8 were superior lines according to yield mean, yield standard deviation, rank mean, rank standard deviation and yield index ratio. According to the results of AMMI analysis, using IPCAs score, AMMI stability value and proposed genotypes for each environment the lines; 6 and 8 were identified as stable lines with acceptable grain yield. In AMMI analysis two first IPCAs were significant and explained 46.2% and 22.1% of the total grain yield variation, respectively. According to the results of the two methods, line 8, showed general compatibility for studied sites and similar regions and line 6 showed specific compatibility for Birjand and Isfahan and line 19 for Yazd.
    Keywords: AMMI staility value, Barley, Grain yield, Priciple component analysis, Specific combining ability.
  • Zareei Siahbidi, A. Rrezaizad Pages 222-236
    To evaluate the effects of deficit irrigation and super absorbent application on physiological traits and seed yield of new sunflower hybrids, a field experiment was conducted in split plot factorial layout based on randomized complete block design with three replications in Agricultural Research Station of Islamabad-e-Gharb, Iran, during cropping seasons 2011 and 2012. Treatments were irrigation levels including; normal irrigation (irrigation at 25% soil moisture depletion of field capacity), irrigation at 50% soil moisture depletion of field capacity (moderate drought stress), irrigation at 75% soil moisture depletion of field capacity (severe drought stress) as main plots and sunflower hybrids (Farokh, Ghasem and Shams) along with super absorbent application (0, 100 and 200 kg.ha-1) as subplots, were arranged in factorial layout. Results of combined analysis of variance showed that the interaction effect of deficit irrigation´hybrids on all plat traits and super absorbent´hybrids on all plant trraits (except for osmotic adjustment and cell membrane stability) and deficit irrigation´super absorbent o all plant traits (except for seed yield and cell membrane stability), were significant. Under severe drought stress condition, Farokh hybrid with 3071 kg.ha-1 was superior compare to Shams and Ghasem hybrids (with 2710 and 2601 kg.ha-1, respectively). Under severe drought stress codition, the application of super absorbent increased relative water content, free proline, proteins and soluble sugars content in sunflower hybrids, but reduced osmotic adjustment. It concluded that the application of super absorbent may relatively mitigate the adverse effects of drought stress on physiological traits of sunflower. Under drought stress condition, Farrokh hybrid along with application of super adsorbent (200 kg.ha-1) was superior in all plant traits compared to other hybrids.
    Keywords: Drought stress, Osmotic adjustment, Polymer, Proline, Sunflower.
  • Motthari, E. Majidi Hervan, B. Alizadeh, M. Khosroshali Pages 237-251
    To study the stability of seed yield of winter oilseed rape genotypes in target areas and to compare the types of stability parameters, experiments were conducted in randomized complete block design with 15 genotypes and a control cultivar (total of 16 genotypes) with three replications during the two growing seasons of 2015-2017 in four cold and semi cold locations (Kabutarabad-Isfahan, Torogh-Mashhad, Islamabad-e-Gharb, Karaj), Iran. Results of analysis of variance showed a significant difference between the oilseed rape genotypes in some locations. After confirming the homogeneity of variance of experimental errors in different environments, combined analysis of variance was performed with the assumption of the fix effect of genotypes and random effect of location and year. Results showed that the environment, genotype and genotype×environment effects were significant at 1% probability level and genotypes had different performance in different environments. The greatest contribution of the variations was related to the environmental effect (32.83%). The statistical methods consisted of; environmental variation coefficient, stability variance, ecovalence, environmental variance, mean square deviations from regression line, coefficient of determination, regression coefficient Tai regression (Alpha and Lambda) and simultaneous selection index were used to determine the stable and high yielding genotypes. Although there was a possibility of selection for performance and stability by a functional criterion, but due to the existence of low and variable Spearman correlations between different types of indices, except for the simultaneous selection index and grain yield, a combination of different methods of stability was used and G4 (ES Alonso), G7 (Es Kamilo) and G16 (Okapi) genotypes were identified as stable and high yielding genotypes. It concluded that the selected genotypes could be used for cultivation in cold and mild cold regions of the country.
    Keywords: Genotype×environment, Stability parameters, Winter oilseed rape, Variable Spearman correlation.
  • Ghotbi, F. Azizi, M. J. Zamani, A. Moghadam, A. Roozbehani Pages 252-266
    Improvement of forage quality is one of the important purposes of alfalfa breeding in order to develop cultivars with higher feeding values. The objective of this experiment was to evaluate of combining ability and heterosis for forage quality including; leaf to stem ratio, crude protein, soluble carbohydrate, ash, acid detergent fiber and neutral detergent fiber by GGE biplot graphical method. Selected partially inbred lines from the second generation selfing of eight alfalfa ecotypes were evaluated in a half-diallel cross design. Field experiments were performed in a randomized complete block design with three replications, included eight parents and 28 F1 at two locations, Karaj and Arak, Iran, during 2015-2016. Based on the results of Griffing method, mean square of GCA and SCA and SCA by environment interaction were significant for all the traits (p<0.01) and GCA by environment interaction were significant for leaf to stem ratio (p<0.05) and also for ADF and NDF (p<0.01). GGE biplot graphical method showed the highest positive GCA for Silvana and the most negative GCA for Kozare and Rahnani for leaf to stem ratio, crude protein, soluble carbohydrate, ash. Nikshahri showed the highest positive GCA for acid detergent fiber and neutral detergent fiber as the unfavorable traits. SCA was the maximum for two specific parents; Ghahavand and Silvana for all the traits. Results revealed that there were proper diversity and heterosis for forage quality in alfalfa parents, so selfing and crossing between the partially inbreds (S2) could be possible by crossing between best single crosses to produce free hybrids to improve forage quality.
    Keywords: Alfalfa, Biplot, Half-Diallel, Specific combining ability, Forage quality, Specific combinig ability.