فهرست مطالب

عرفان اسلامی - پیاپی 57 (پاییز 1397)
  • پیاپی 57 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/20
  • تعداد عناوین: 17
|
  • سید مرتضی میرهاشمی، معصومه سیم چی *، حبیب الله عباسی، بهادر باقری صفحات 13-39
    تصوف، که از آن می توان به عنوان یکی از عوامل مهم اجتماعی و فرهنگی یاد کرد، از قرن های نخستین در جامعه اسلامی شکل گرفت و به سرعت رشد کرد. با سنایی وارد عرصه ادبیات شد و آثار برجسته ای در این حوزه چه به صورت نثر و چه از نوع آثار منظوم پدید آمد که مثنوی های عطار و مولانا از جمله آنهاست. تحت تاثیر این آثار و با توجه به غلبه روح و فرهنگ تصوف در فضای اجتماعی قرون هفتم، هشتم و نهم، داستان های عاشقانه عصر نیز که به دلیل نگاه عاطفی و احساسی آن ها بیش از سایر داستان ها مورد توجه بوده اند دگرگون گشته، ضمن حفظ برخی ویژگی های آثار پیشین، آب و رنگ تازه ای به خود گرفتند. در این نوشتار برآنیم تا با بررسی برخی از برجسته ترین منظومه های عاشقانه این قرون یعنی هشت بهشت امیر خسرو دهلوی (قرن هفتم) ، جمشید و خورشید سلمان ساوجی و همای و همایون خواجوی کرمانی (قرن هشتم) ، و لیلی و مجنون مکتبی شیرازی (قرن نهم) ، عناصر مشترکی را که بیانگر تاثیرپذیری پدیدآورندگان این آثار از اندیشه های صوفیه است، استخراج کرده و مورد مطالعه قرار دهیم. نتایج پژوهش بیانگر این معناست که این اثرپذیری تنها به تحول شخصیت های داستانی و صفات و رفتار آنها محدود نگشته بلکه واژگان و تعابیر عاشقانه نیز چه بسا تحت تاثیر تصوف بار معنایی گسترده تری یافته اند؛ به عبارتی می توان اذعان کرد که عشق زمینی و مجازی در این داستان ها به پاکی و بلندای عشق آسمانی ارتقا می یابد و عشق و عرفان آنچنان در هم آمیخته و به هم پیوند می خورد که نمی توان حد و مرز مشخصی برای عاشقانه یا عارفانه بودن آن ها تعیین نمود.
    کلیدواژگان: داستان های منظوم عاشقانه، عشق، عاشق، تصوف، سالک
  • ناصر علیزاده خیاط، مهدی رمضانی * صفحات 41-62
    استفاده از مضامین متنوع، گوناگون و به تبع آن نمادپردازی، از جمله شیوه های شاعران و عارفان برای بیان مطالب و مافی الضمیر است. با توجه به تعدد آبشخورهای مضمون آفرینی که خود تحت تاثیر عوامل گوناگونی هستند، شاعران عارفی همچون سنایی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ، عراقی، اوحدی و… برای پرورش هر چه بیشتر و انتقال اندیشه های عرفانی خود از همه امکانات زبانی و بیانی از جمله تامل برانگیزترین بازی؛ یعنی شطرنج – که در ارتباط مستقیم با حماسه و تداعی صحنه های رزم است و در ظاهر هیچ تناسبی با اندیشه های عرفانی ندارد- به بهترین شکل ممکن استفاده کرده اند. نوشته حاضر بر آن است تا با بازخوانی دقیق آثار منظوم عرفانی، به تحلیل ابیاتی که اصطلاحات شطرنج در آن به کار رفته است، بپردازد. حاصل پژوهش حاکی از تسلط کامل برخی از شاعران عارف به خصوص مولوی به این بازی است؛ چراکه مهمترین مباحث عرفانی و اندیشه های شاعرانه را با دقایق و ظرایف شطرنج، به نحو احسن بیان کرده اند.
    کلیدواژگان: شطرنج، عرفان، متون منظوم، مضمون آفرینی، نماد
  • سیدحمیدرضا میرعظیمی *، ماریه سیدقریشی، علی احمدپور صفحات 63-82
    معنویت یکی از مهم ترین بحث های امروز در جهان به ویژه غرب است که اصحاب حکمت خالده و سنت گرایان از جمله سیدحسین نصر نیز تاکید ویژه بر آن دارند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین معنویت از منظر سیدحسین نصر است که با روش تحلیل محتوا در تبیین داده ها صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد ادعاهای نصر مثل وحدت متعالی ادیان، در عین اختلاف ظاهری و اذعان به حقانیت و حجیت همه مسالک معنوی و معنوی نما و رسیدن به معنویت واحد امکان پذیر نیست و این به نوعی به معنویت التقاطی می انجامد. در این مقاله کوشش بر آن است که ابتدا برای فهم بهتر معنویت و عرفان مورد نظر نصر به ریشه های فکری او مثل سنت گرایی، وحدت متعالی ادیان و حکمت خالده پرداخته شود تا تبیین معنویت بر اساس منظومه فکری وی روشن تر و بهتر فهم شود. سپس به تحلیل و بررسی دیدگاه نصر درباره معنویت خواهیم پرداخت.
    کلیدواژگان: معنویت، عرفان، سیدحسین نصر، بررسی و نقد، ریشه های فکری
  • نرگس صالحی* ، محمدرضا حاجی آقابابایی صفحات 83-102
    یکی از حوزه‎های مهم فرهنگی که بهره های فراوانی از آموزه های عرفانی برده است، هنر سینماست و شاخه ای از مطالعات تطبیقی به روابط بینامتنی میان ادبیات و سینما اختصاص دارد. بسیاری از مفاهیم عرفانی که مفاهیمی ذهنی و انتزاعی هستند با بهره گیری از شگرد های سینمایی و تخیل خلاق سینماگران، به صورت تصاویری عینی نمود پیدا کرده است و با اقبال مخاطبان روبه رو شده است. داریوش مهرجویی از کارگردانان برجسته سینمای ایران است که در پاره ای از آثار سینمایی خود به طرح اندیشه های عرفانی پرداخته است. در پژوهش حاضر به بررسی فیلم پری از منظر پرداختن به مسائل عرفانی خصوصا عرفان اسلامی پرداخته شده است و عناصر پیرنگ، شخصیت‎پردازی مورد بررسی قرار گرفته است. مهم ترین نکته ای که در فیلم بر آن تاکید شده است، لزوم همراهی پیر در تمامی مراحل سلوک است. شخصیت اصلی فیلم به سبب آن که درک درستی از چگونگی سیر و سلوک ندارد، از پذیرش همراه شدن با پیر سر باز می زند و همین امر بر آشفتگی های درونی وی می افزاید. در بخش پایانی فیلم کارگردان به ویژگی نجات بخشی پیر اشاره می کند و شخصیت اصلی فیلم با تسلیم در برابر پیر و پذیرش او به عنوان راهنمای سلوک، به آرامش دست می یابد و درکی تازه از حقیقت به دست می آورد.
    کلیدواژگان: مطالعات تطبیقی، عرفان اسلامی، سینمای معناگرا، داریوش مهرجویی، فیلم پری
  • شعبان شفیع نسب، محمدعلی گذشتی *، عالیه یوسف فام صفحات 103-120
    تاریخ بیهقی از متون مهم نثر فارسی است که در قرن پنجم هجری بوسیله ابوالفضل بیهقی، دبیر دستگاه غزنویان ، و بر اساس نامه ها و اسناد رسمی دربار و یادداشت های نویسنده، نگاشته شد. نویسنده که فنون دبیری و نویسندگی را از جوانی زیر نظر بونصرمشکان، وزیر دیوان رسائل غزنویان، فراگرفت، به پشتوانه قریحه و ذوق شخصی، مطالعه و کتابت، چنان مهارت یافت که ریاست دیوان رسائل را بعد از مرگ استادش به او واگذار کردند. کتابش که تنها بخشی از آن در دست است، ترکیبی از تاریخ و ادبیات است. وی حوادث و رویدادهای عصر غزنویان را با مهارت و بیانی شعرگونه بدور از هرگونه جانبداری و حب و بغض به رش ته سخن پارسی کشید. بیهقی در عصری قلم میزد که تنگ نظری ها و تعصبات دینی و فرقه ای به اوج رسیده و در درباری کتابت می کرد که انحطاط، سستی اخلاق، ناایمنی و بی ایمانی بالا گرفته و وسوسه قدرت و ثروت، درباریان را به جان هم انداخته بود. با این حال، او بدور از این ناهنجاری های زمانه، اثری خلق کرد که آیینه ای است در برابر روزگار. بدون این که ایدئولوژی های حاکم بر عصرش او را بیالاید، لایه های آشکار و پنهان این ایدئولوژی ها، شریعت و اخلاقیات درباریان را با استادی تمام به تصویر کشید. این پژوهش، به انعکاسی از این لایه ها می پردازد.
    کلیدواژگان: بیهقی، تاریخ، غزنویان، شریعت، اخلاقیات، ایدئولوژی، تعصب دین
  • محمدرضا بیگی، عزت ملاابراهیمی *، بهرام پروین گنابادی، لیلا قاسمی صفحات 121-138
    از آن زمان که زبان و ادب فارسی و عربی با عرفان پیوند خورد آثاری ژرف و سترگ به نظم و نثر در پهنای این سرزمین ها رقم خورد. اگر عرفان را بیان هنری دین بدانیم، عارفان این سرزمین ها و بویژه شاعر به خوبی و تمام و کمال از عهده آن برآمده اند. این پیوند ناگسستنی میان ادبیات و عرفان، بویژه در حوزه شعر به سبب موزون و جذاب بودن، در دوران معاصر ادامه پیدا کرد و به نظر می رسد برای همیشه نیز باقی خواهد ماند. ادب عربی و فارسی پیوسته تجلی گاه عرفان و مسائل مرتبط با آن بوده است و خوانندگان با مطالعه آن به روح خود جلاء داده اند. یوسف خال از شاعران برجسته سوری می باشد که در شعر معاصر عربی مضامین عرفانی بسیاری در دیوان شعری خود منعکس کرده است احمد شاملو نیز شاعری نوآور در شعر سپید فارسی محسوب می شود که همواره مفاهیمی همچون مرگ و نیستی، قداست عشق، آزادی، واقعیت جهان هستی، و وحدت وجود در اشعارش پیوندی عمیقی داشته است. در این جستار با توجه به اقتران زمانی دو شاعر و اشتراکات اندیشه های عرفانی هر دوشاعر بر مفاهیمی همچون (وحدت وجود، عشق الهی، باده عرفانی، آزادی، بقاء و نیستی، حقیقت عالم، رضا وتسلیم) تاکید داشته اند که در ساختار و زبان شعری شباهت فراوانی دارد. در همین راستا نگارنده با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی داده ها می پردازد.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، عرفان، احمد شاملو، یوسف الخال
  • بابک ملایی، محمد جواد اسماعیل غانمی * صفحات 139-150
    حکمت و عرفان در همه دوره های ادبی جولانگاه شاعران بوده است. شعر، حکمت و عرفان از موارد تلاقی ادبیات با اندیشه های دینی است حمانی سروده های عرفانی خود را با حکمت و پند و اندرز در آمیخته و با تاثیرپذیری از قرآن و احادیث اهل بیت، سروده های خود را که از دلش می جوشید، با معانی آسان و مستقیم سعی در انتقال مضامین حکمت آمیز به مخاطب را داشته است این مضامین شامل: پیروی از اهل بیت (ع) ، دل نبستن به دنیا، نافرمانی از هوا و هوس، جهاد با نفس، درس گرفتن از ایام پیری است. نگارنده این مقاله درصدد است به بررسی و شرح اشعار این شاعر شیعی در زمینه حکمت و عرفان بپردازد.
    کلیدواژگان: حکمت، عرفان، حمانی- شعر
  • هدایت نقوی، مهدی ماحوزی *، شهین اوجاق علی زاده صفحات 151-174
    سعدی از شاعران بزرگ و طراز اول ادب ایرانی است که بر اندیشه و کلام بسیای از شاعران تاثیرگذار بوده است. دلبستگی شهریار به شاعران سبک عراقی به خصوص سعدی موجب شده است وی در غزل سرایی از مضامین شعرا بهره مند شود. بررسی تاثیرپذیری از شعر شاعران، از جذاب ترین مقوله های نقد ادبی است. هدف از این پژوهش بررسی مضامین عرفانی به کار رفته در غزلیات سعدی و شهریار مقایسه و تطبیق آن هاست. عناصر و مضامین مشترک و فراوان در غزلیات این دو شاعر دیده می شود و غزلیات شهریار از رهگذر تاثیرپذیری از غزلیات سعدی با توجه به رویکرد تطبیقی قابل مطالعه است.
    کلیدواژگان: سعدی، شهریار، غزل، عرفان، تاثیر پذیری
  • مهناز نوروزی، امیر نجفی *، محمدمهدی رشیدی صفحات 175-191
    گردشگری عرفانی به عنوان یک واقعیت اجتماعی و فرهنگی، دارای وظایف و کارکردهای مثبت در جامعه می باشد. گردشگری معرفتی شاخه ای از گردشگری فرهنگی است که ارتباط مسقیم با عرفان دارد به طوری که شخص گردشگر سفری هدفمند را برای کسب معرفت یا دیدار از مکان های مقدس عارفانه آغاز می نماید. بازیابی روانی، آرامش روح، لذت بردن از فضای معنوی، مشاهده جلوه های مختلف آداب و رسوم، محصولات معنوی، تمایلات (عرفانی- روحانی) ، جلای جان، خیر و برکت، صلح پایدار، کشف منابع و منافع، تحول اقتصادی و بازرگانی، کسب درآمد سرشار، اشتغال زایی، شناخت فرهنگ معنوی، احیای غرور ملی، منش فرهنگ (اسلامی- ایرانی) ، پاسداشت میراث فرهنگی، شناخت شیوه های زندگی، حفظ منابع فرهنگی، بروز تبادلات فرهنگی، ارتباط و پیوند متقابل (میزبان و میهمان) ، تعادل، تعامل، ترمیم، توسعه شهر و… از مهمترین کارکردها و اثرات مثبت این حوزه در جامعه می باشد. در این تحقیق به استخراج یک سری از عوامل تاثیرگذار بر گسترش و رشد صنعت گردشگری عرفانی در استان زنجان پرداخته شده است.
    بنابراین با ارائه راهکارها و پیشنهادات درخصوص توسعه اکوسیستم کارآفرینی و ایجاد برنامه ریزی های صحیح مبتنی بر واقعیت و نیاز (میهمان و میزبان) رفع کمبود تسهیلات و خدمات، افزایش اعتماد و سرمایه اجتماعی بین جامعه محلی و گردشگران، ثبات، کنترل و نظارت دقیق در حوزه اقتصادی و خدمات رفاهی و بهداشتی و… می توان به راهکارهای توسعه و رفع موانع پیشرفت این حوزه در استان زنجان کمک بسیاری کرد.
    کلیدواژگان: توسعه فرهنگی، اکوسیستم کارآفرینی، گردشگری، گردشگری عرفانی، فضاهای عرفانی
  • ودود ولیزاده، فاطمه لاجوردی * صفحات 193-209
    تاویلاتی که عرفا بر متون مقدس ارائه می دهند، معمولا پارادوکسیکال و متناقض نما بوده و همواره مورد مخالفت عده ای قرار می گیرد. در این مقاله ماهیت متن مقدس و تاویل مورد بررسی قرار گرفته تا اینکه نشان دهد چرا این تاویلات معمولا متناقض نما به نظر می رسند؟ تحقیقات نشان داد از آن حیث که متون مقدس دارای بطون و معانی چندلایه ای هستند، عارف در فرایند تاویل، می کوشد تا از سطح معانی ظاهری بگذرد و به دریافت معانی باطنی برسد، که این معانی باطنی در اغلب مواقع با معانی ظاهری سازگار نیستند و بدین ترتیب با مذاق اهل ظاهر هم همخوانی ندارد. و به همین دلیل، این تاویلات را مغایر با مبانی دینی می دانند. در حالی که با توجه به سطح ادراک و معرفت و ظرفیت انسان ها، دریافت و ادراک سطوح مختلف معانی کتب مقدس، جهت رهیافت هر کس به حقیقت، متناسب با شان خود، امری ضروری است.
    کلیدواژگان: تاویل، باطن، متن مقدس، شطح، متناقض نما
  • عزیزالله سالاری * صفحات 211-234
    بحث فقر و فقیر در نظرگاه عارفان و صوفیان جایگاهی بس مهم دارد. خواجه عبدالله در تعریف فقر می گوید: «فقر نامی برای بیزاری جستن از دارایی و دارا دیدن خویش است».
    نجم الدین رازی، آن را با عزت و افتخار همزاد می بیند، قشیری شعار اولیا و پیرایه اصفیایش دانسته و درویشان را گزیدگان خدا و موضع رازهای او می خواند. نوری، فقر را با آرامش، ایثار همراه دیده و ابوسهل خشاب آن را با عز و عرش می نگرد. ابوحفص فقر را در سخا و فراخ دستی و نیز برتری داد برستد معنا می کند و ابن جلا شرف فقر را زیبنده خرامیدن می داند. عبدالرزاق کاشانی، فقیر را آن کسی می داند که هیچ دارایی و موجودیتی جز برای خدا نبیند. مولانا جلال الدین، فقر را با قناعت، امنیت، تقوی، ناز، استغنای معنوی و نهایتا نور ذوالجلال درآمیخته می داند و سعدی هم آن را با بذل و بخشش، قناعت و آزادگی همریشه و همسو می نگرد. شبستری هرکاری را در وادی سلوک به وفق فقر عالی یافته و لسان الغیب- حافظ- هم ارزش هایی چون قناعت، تنعم، خرسندی، بر تاج و تخت خسروی، آز ستیزی، بلندهمتی، کرامت، حشمت، دولت عشق، نازیدن بر فلک و حکومت بر ستاره را همه یکجا در فقر می بیند.
    علامه اقبال لاهوری، فقر را مشتمل بر عرفان، حماسه، شکوه و سرفرازی دانسته و مجموعه ای از آموزه های حکمی، ارزشی و آیینی را به عنوان ثمرات و برکات آن برمی شمرد انسان فقیر، انسان آرمانی اقبال است.
    کلیدواژگان: فقر، بی نیازی، فخر، درویشی، عرفان، حماسه، انسان ایده آل
  • زهرا چراغی * صفحات 235-256
    شعر کلاسیک فارسی مشحون از ایماژها و تصاویر عاشقانه، عارفانه و ادبی است که هر خواننده مشتاقی را سر ذوق می آورد. این شعر، پر است از مضامین و بن مایه های شهودی و عارفانه. در میان شاعران کلاسیک فارسی، سنایی از جمله آغازکنندگان شعر عارفانه است. سنایی با شعر زاهدانه خویش، توانست صورت های شهودی و سیر و سلوک عارفانه سالک راه حق را به زیبایی تصویر کند. در واقع سنایی اولین شاعر ایرانی پس از اسلام به شمار می رود که حقایق عرفانی و معانی و نمادین تصوف را در ادبیات مطرح کرد. سنایی در عصر خودش یک شاعر نوگرا بود. بیشتر پژوهندگان او را پایه گذار شعر عرفانی و رمزی می دانند. کاری که او آغاز کرد، با عطار نیشابوری تداوم یافت و در شعر جلال الدین محمد بلخی به اوج خود رسید. درون مایه عرفانی و غزل سرایی عارفانه و عاشقانه، تنها نوآوری این شاعر بزرگ در ادب پارسی نیست. او در بیشتر قالب های شعر پیش از خود بازنگری می کند و حال و هوایی تازه در کالبد آنان می دمد. سنایی با وارد کردن درون مایه های عرفانی، نمادین و استعاری، جان و روح تازه ای به کالبد بی جان قصیده دمید. سنایی به جز درون مایه های عرفانی و اندرزهای اخلاقی؛ نوعی نقد اجتماعی را نیز وارد قصیده کرد. با این تفاسیر، رویکرد زبان شناختی به مفاهیم عرفانی و رمزی شعر سنایی، اهمیتی دو چندان پیدا می کند. از این رو ما در این مقاله سعی داریم ضمن تعریف زبان و کارکردهای آن و نیز تعریف زبان نمادین، علاوه بر واکاوی و نحوه استفاده سنایی از آرایه های زبانی در دو مجموعه به نام «حدیقه الحقیقه» و «سیر العباد الی المعاد» ، وجوه نمادین اشعار او را بازنمایی کنیم.
    کلیدواژگان: نماد، کارکردهای زبان، زبان نمادین، زبان عرفانی، سنایی
  • مهدی رضایی* ، علی توحیدی صفحات 257-284
    اسلام که آیین رحمت و رافت، دین خاتم و اکمل، عرفان و ادیان الهی است. قرآن و مضامین عالی آن در بردارنده اصول و ارزش های عام انسانی حقوق بشر؛ عدالت، انصاف، تساوی و نماد حکمت و معرفت است. اصولی که بر حق خدشه ناپذیر آزادی و اختیار، استقلال و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش تاکید دارد و ارزش های انسانی را از اصول دینی می داند که خدای متعال، مردم را به رعایت آن ها رهنمون و دعوت می کند. در واقع دین شامل دستورکار، حقوق انسان از جمله «حق تعیین سرنوشت» و تعالیم مربوط به آن است. از این رو حکمت و عرفان نیز به عنوان معارف آسمانی و زمینی، پل و حلقه اتصال و پیوند آموزه های دینی با همه ادیان الهی هستند. براین اساس دعوت انبیاء و شیوه تبلیغ ایشان، همگی بر مبنای آزادی انتخاب استوار بوده و انسان در قاموس قرآن کریم، موجودی مختار و آزاد و پیامبر نیز به مثابه بشارت دهنده و انذارکننده توصیف، تا گزینش مسیر هدایت یا ضلالت کاملا آزادانه صورت پذیرد. دراین نوشتار عناصر و مولفه های فلسفی و عرفانی حق تعیین سرنوشت در آیات قرآن کریم، ادیان و اندیشه های عرفانی مورد تدقیق قرار گرفته و با کنار هم قراردادن گزاره های به دست آمده درباره این عناصر و مولفه ها، به دیدگاه قرآن کریم و اندیشه های عرفانی درباره حق تعیین سرنوشت اشاره گردیده است.
    کلیدواژگان: حق تعیین سرنوشت، حقوق بشر، قرآن، حق حیات، ادیان، عرفان
  • فرشته آزادتبار، مهرداد اکبری گندمانی* ، مهدی رضا کمالی بانیانی صفحات 285-310
    بدخوانی خلاق مبتنی بر ایده وجود رابطه ای موروثی میان آثار ادبی است؛ اما، نه رابطه ای بر پایه هم سویی و ادامه مسیر یکدیگر؛ بلکه، رابطه ای جدید متضمن دیالکتیکی بنیادین، میان بازشناسی قدرت گذشته و انحراف از جباریت آن. شاعر متاخر، با هدف کسب هویت مستقل ادبی، با خارج شدن از زیر سایه پدر ادبی خود، حرکتی تدافعی را آغاز می کند که نه تنها، آن حرکت، جهت و رویکردی انفعالی ندارد؛ بلکه، در نهایت، به آفرینش هنری، ختم می شود. ترفندهای بدخوانی خلاق، می توانند به صورت ارادی (خودآگاه) و یا غیر ارادی (ناخودآگاه) ، متن متاخر را از اضطراب تاثیر، رهایی بخشند. یکی از عوامل موثر بر بدخوانی خلاق آثار داستانی، عنصر تداعی است. در مقاله پیش رو، حکایتی از مثنوی برگزیده شده است که مولانا آن حکایت را با تلفیق و اقتباس، از دو حکایت دیگر ساخته است. بی زمانی و بی مکانی حکایت مولانا، نزدیکی زاویه دید سوم شخص به اول شخص و نکره ذکر شدن شخصیت اصلی و گرایش به راوی مفسر به جای راوی مشروح، تداعی شدن گروه فتیان در اثر شخصیت پردازی شاعر، تک گویی های درونی، حدیث نفس گویی های شاعر، جریان سیال ذهن و اطناب در گفت و گوها و…، از جمله ترفندهایی است که به تاثیر از عنصر تداعی، در جهت بدخوانی خلاق، در ساخت حکایت جدید به کار گرفته شده است؛ ازین رو، در ادامه، پس از معرفی و شناخت نظریه بدخوانی خلاق، آشنایی با عنصر تداعی و شاخصه های آن، به توضیح و تحلیل چگونگی تاثیر تداعی بر عناصر داستانی در جهت رهایی از اضطراب تاثیر دو حکایت مبدا، پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: بدخوانی خلاق، عناصر داستانی، مثنوی معنوی
  • کریم شاکر * صفحات 311-328
    عشق از مهم ترین مسایل عرفانی است که پیش از غزالی عارفان دیگر کمابیش از آن سخن گفته و به اهمیت آن اشاره کرده اند. اما احمد غزالی اولین عارفی است که رساله یی مفرد در عشق عرفانی نگاشته است.
    در این رساله غزالی از عشق به گونه یی سخن می گوید که در همان نگاه اول درمی یابیم که با متنی مرکزگرا مواجهیم و هر آنچه بر زبان او جاری گشته به نوعی با عشق در پیوند است. بنابراین ما نیز با این طرز تلقی پس از درآمدی کوتاه از عشق به مثابه عاطفه یی که نه تنها انسان، بلکه تمام هستی را زیر نفوذ دارد و هر چه در عالم هست به گرد آن می چرخد و از آن نیرو می گیرد، سخن گفته ایم. از آن پس به معشوق که هر چه و هر که هست عاشق را به خود فرامی خواند، اشاره کرده ایم و سرانجام از عاشق که عامل تحقق عشق است سخن گفته و ویژگی های او را از دید غزالی به اختصار برشمرده ایم.
    تمام اطلاعات این مقاله با استفاده از روش کتاب خانه یی گرد آمده و این داده ها با شیوه توصیفی تحلیل شده است. مهم ترین نتیجه این بررسی این است که سوانح را «روایت» و در اصل روایتی مرکزگرا می یابیم و عشق را هسته اصلی ساختاری می دانیم که تمام عنصرهای سازنده این ساختار بدان می گرایند و از آن متاثراند.
    کلیدواژگان: غزالی، روایت، مرکزگرایی، عشق، معشوق، عاشق
  • فریدون طهماسبی *، سیدمحسن حسینی موخر، حسین جبارپور صفحات 329-351
    صبر، یکی از مقامات عرفانی و از بنیان های اساسی سیر و سلوک عارفانه است. در قرآن کریم، 104 بار از صبر و متعلقات آن سخن گفته شده است. رسول اکرم (ص) نیز صبر را یکی از دو قاعده ایمان دانسته اند. عارفان، با تاسی به کلام وحی و سیره نبوی، برای طی مراحل سلوک، رسیدن به مقام صبر و تمکن در آن را امری ضروری و لازم دانسته اند و هر یک تعریفی برای صبر ذکر کرده اند. برخی از مهم ترین انواع صبر در این متون عبارتند از: صبر بر مصیبت، معصیت، فراخی نعمت، صبر ستوده و ناستوده، صبر عابدان، محبان و زاهدان، صبر مکتسب و غیرمکتسب، صبر با خدا، صبر از خدا و صبر برای خدا. عرفا صبر را هدیه و عنایت الهی به انبیا و اولیا دانسته آن را یکی از مقامات نامیده اند. این پژوهش که به روش تحلیلی- توصیفی صورت گرفته ، بر آن است تا بر اساس امهات متون نثر عرفانی فارسی، ضمن بیان تلقی عرفا از مفهوم صبر انواع و مراتب آن را از منظر آنان تبیین نماید.
    کلیدواژگان: صبر، نثر عرفانی، مقام، عرفان اسلامی
  • هما یمینی، تورج عقدایی * صفحات 353-376
    مطالعه دیوان حافظ، در هر شرایطی و برای جست وجوی هر مقوله یی، لذت بخش و آموزنده است. اما تردید نباید کرد که عشق، در غزل های آسمانی او، هرگز عطش جست وجوگر را فرونمی نشاند؛ بلکه همواره او را تشنه تر می کند. در این مقاله کوشیده ایم یک بار دیگر به این موضوع آشنا بپردازیم و عواطف و اندیشه های حافظ را با اندیشه های فیلسوفان و عارفان، رویاروی کرده، سهم حافظ را در پیش برد «طریقت عشق» ، در کنار انبوهی از مسایل که با این عاطفه انسانی، همراه می شوند، نشان دهیم.
    اطلاعات این مقاله از طریق کتاب و اسناد، گرد آمده و سپس داده های تحقیق با استفاده از روش توصیفی تحلیل شده است. برای بازنمود اندیشه حافظ در این مقوله، ابتدا به سراغ مباحث کلی عشق رفته و آن را در قالب یک مثلث در دیوان حافظ کاویده ایم. مثلثی که پایه اش عشق و دو ضلع آن معشوق و عاشق است. حاصل کار این است که تمام آن چه بر زبان حافظ جاری شده، محصول تجربه های شخصی اوست و با سخن کسانی که «عشق» را با «عقل» توصیف کرده اند، بسیار متفاوت است.
    کلیدواژگان: حافظ، عشق، عاشق، معشوق