فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 49 (تابستان 1397)
  • پیاپی 49 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/16
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد مرادی * صفحات 1-28
    یکی از جنبه ‏های اصلی تحول غزل معاصر، تغییر نسبی دایره عروضی و ورود وزن‏ های تازه به این قالب است. با این حال در پژوهش‏ ها، تنها به بررسی وزن‏ های تازه برخی از شاعران بسنده شده و الگوی وزنی غزل معاصر استخراج و تحلیل نشده است. در این مقاله به روش تحلیلی- تطبیقی، ابتدا وزن بیش از 2500 غزل از ده شاعر برجسته معاصر استخراج و با الگوی خانلری از وزن‏ های غزل مقایسه شده است. همچنین میزان سنت‏گرایی شاعران در پیروی از الگوی وزن کهن و نوآوری آنان در استفاده از وزن ‏های تازه، تحلیل و مقایسه شده است. نتایج نشان می‏دهد که از میان بیست وزن اصلی غزل، سیزده وزن همچنان از وزن ‏های اصلی‏ اند و وزن‏ هایی دیگر به این الگو اضافه شده است؛ هر چند بسامد سرودن غزل بر اساس الگوی خانلری، در کل پانزده درصد کمتر از معدل غزل فارسی است. همچنین در غزل معاصر از وزن‏ های کوتاه کاسته و بر وزن‏ های متوسط، بلند و دولختی افزوده شده است. البته وزن‏ های متوسط، بیشترین بسامد را در غزل معاصر دارد. از شاعران معاصر، بهبهانی و منزوی بیشترین نوآوری و الگوشکنی را در وزن غزل داشته‏ اند و عارف قزوینی، رهی معیری، شهریار و مردانی، بیشترین انطباق را با سنت‏های عروضی نشان داده‏اند و محمدعلی بهمنی، عماد خراسانی، فرخی یزدی و ابتهاج، در حد فاصل نوآوری و سنت قرار گرفته‏ اند.
    کلیدواژگان: غزل معاصر ، وزن ، عروض ، الگوی خانلری ، نوآوری
  • محمد دبیرمقدم *، علی مهرجو صفحات 29-48
    وابسته سازی متممی فرایندی است که در آن فعل به جای یکی از وابسته های اجباری خود، بند متممی می پذیرد و حذف آن بند، جمله را غیر دستوری می کند. فعل های متمم پذیر به لحاظ ساختاری، شامل فعل های ساده (مانند دانستن و گفتن) ، پیشوندی (مانند واگذاشتن) و مرکب (مانند رقم زدن و آگاه کردن) هستند. پیکره پژوهش حاضر مشتمل بر هزار جمله فارسی از کاربرد فعل های مورد پژوهش از متون داستانی فارسی معاصر است. دستور وابستگی یکی از نظریه های صورتگراست که به بررسی روابط میان هسته و وابسته و ساخت های نحوی زبان ها می پردازد. ساخت های نحوی زبان فارسی نشان می-دهد که برخی از افعال فارسی با یک جمله واره متممی به کار می روند؛ یعنی شرط پذیرفتن بند متممی، از ویژگی های کاربردی خاص فعل جمله پایه است. پژوهش حاضر می کوشد توصیفی دقیق از بند متممی در زبان فارسی به دست دهد. در این مقاله، فرایند وابسته سازی در ساختمان جمله مرکب که در آن یک بند وابسته متممی به جمله پایه وابسته می شود، مورد بررسی قرار می گیرد. می توان گفت که این مقوله زبانی که با صورت های تصریف شده فعل ساخته می شود، اغلب در جایگاه نحوی یکی از وابسته های اجباری فعل (نظیر: فاعل و مفعول و مفعول حرف اضافه ای) بند متممی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: زبان فارسی ، بند متممی ، دستور وابستگی ، فعل
  • سارا چالاک * صفحات 49-70
    برخی از قصه های عامیانه، خاستگاهی اسطوره ای دارند. در این قبیل قصه ها، شخصیت ها و وقایع بر مبنای یک اسطوره و باور کهن شکل گرفته اند. یکی از این اسطوره ها، ایزدبانوان هستند. تقدس، اهمیت و ویژگی های گوناگون آنها، این توان و ظرفیت را دارد که درون مایه های قابل توجه و رنگارنگی در افسانه ها بیافریند. روش تحقیق در این مقاله، شیوه توصیفی - تحلیلی است. نخست، شخصیت اساطیری ایزدبانو ذیل این سه عنوان معرفی شده است: 1- ایزدبانو بزرگ مادر 2- همسر ایزد شهیدشونده 3- آناهیتا. سپس تاثیر و بازتاب آنها در قصه ها واکاوی شده است. برای این منظور، مجموعه «قصه های عامیانه فارسی» گردآورده سید ابوالقاسم انجوی شیرازی و کتاب «افسانه های آذربایجان» از صمد بهرنگی بررسی و تحلیل شده است.
    کلیدواژگان: قصه ، عاميانه ، اسطوره ، ايزدبانو ، آناهيتا
  • کیوان شافعی، انور خالندی، مهدی قادرنژاد * صفحات 71-94
    از مهم ترین داستان های سوگ در اساطیر ایران، سوگ سیاوش و آیین های همراه آن است. سرگذشت سیاوش در بسیاری از متون کهن ایرانی آمده و بخش مهمی از شاهنامه را نیز به خود اختصاص داده است. رد پای بسیاری از آیین های کهن در سوگ سیاوش قابل تشخیص است. مطالعه حاضر سعی دارد با بررسی آیین سوگ سیاوش و مقایسه آن با روایت تعزیه امام حسین (ع) ، به این نکته بپردازد که چگونه و چرا در تفکر اسطوره ای ایرانی، شخصیتی زمینی به موجودی آسمانی و مثالی تبدیل می شود و این امر در آیین سوگ او و توسط سوگواران و اعمال آنها تکرار و بازتولید می شود. در کمبود منابع تاریخی مکتوب درباره فرهنگ و هنر ایران، یکی از مهم ترین شیوه ها در بازخوانی اسطوره و آیین، بهره گرفتن از منابع تصویری است. بدین منظور در مقاله حاضر ضمن بهره گیری از شاهنامه و متون تاریخی دیگر، از نگاره های سوگ به دست آمده از آسیای مرکزی و مقایسه آن با نقاشی ای از «حسین زنده رودی» استفاده شده است. مسئله اصلی این پژوهش پی گیری تداوم اسطوره سیاوش و نماد ها و نشانه های آیینی آن در مراسم عزاداری امام حسین (ع) و چرایی این تداوم و همسانی نشانه های آیینی در دو مراسم مختلف است. بدین منظور به بازشناسی شباهت های موجود در آیین سوگواری امام حسین (ع) و سوگ سیاوش در اثر زنده رودی با نگاهی به نگاره های مربوط به سوگ سیاوش در آسیای مرکزی پرداخته می شود. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که زنده رودی در اثرش در به تصویر کشیدن همه صحنه های سوگواری امام حسین (ع) ، اگر چه در ظاهر گویی شهادت امام حسین (ع) را نشان می دهد، اما به واقع به بازنمایی الگو و نمونه ای ازلی، یعنی مرگ و شهادت و تکرار آیین ها و مراسم همراه آن در روزگاری تاریخی می پردازد. بعلاوه شباهت های زیادی از جمله رنگ سیاه، اسب سیاه، شیون و گریه بر پیکر قهرمان شهید و… میان سوگ سیاوش و عزاداری امام حسین (ع) وجود دارد. برای رسیدن به این نتایج با استفاده از منابع مکتوب و تصویری و البته اولویت دادن بر نوعی خوانش تصویری- شمایل شناسه به مطالعه این امر پرداخته شده است. روش پژوهش در این مطالعه توصیفی- تحلیلی است.
    کلیدواژگان: سیاوش ، تعزیه امام حسین(ع) ، سوگ ، نگاره های سوگ ، حسین زنده رودی
  • حسین قربان پور آرانی، رضا شجری ، مهدی سعیدی * صفحات 95-121
    در دهه های اخیر، روند مهاجرت ایرانیان و به ویژه نویسندگان و نشر آثار مهاجران شکل ویژه ای یافته است. حضور نویسندگان و شعرا در خارج از کشور و تولید متن ادبی، گرایش ها، جریان ها و رویکردهای ادبی خاصی را در بیرون از مرزهای کشور پدید آورده است. آثار ادبی برون مرزی با عنایت به شاخصه ها و ویژگی هایی که برخی از منتقدان برشمرده اند، تعابیر متفاوتی دارد. مسئله نویسنده و چگونگی رفتن یا زمان بودن او در خارج از کشور و محتوای اثر او از دلالت های مهمی تلقی می شود تا کاری ذیل عنوان خاصی تعریف و طبقه بندی گردد. همچنین داستان نویسی برنمرزی در جریانهای مشخصی قابل دسته بندی است. در مقاله حاضر داستان نویسی مهاجرت ایرانی، در قالب جریان های عمده سیاست محور، هویت محور و داستان نویسی زنان تحلیل شده است. داستان نویسی سیاسی در دهه 60 و تا اواسط دهه 70 پربسامدترین جریان است. این جریان زیر سایه گروه ها و فعالیت های سیاسی پدید میآید و به مسئله انقلاب و مسائل پیرامون آن توجه می کند. از نیمه دهه 70 به بعد جریان هویتاندیش غلبه می یابد. در این جریان مضامینی نظیر تفاوتهای سرزمین مادری و سرزمین دیگری و نحوه مواجهه مهاجران با دنیای جدید در قالب روایت های هویت اندیش برجسته میشود. نویسندگان زن نیز در مهاجرت بسیار بوده اند و در حوزه داستان، با نگاهی زنانه به روایت زندگی زنان مهاجر و مسائل آنها پرداخته اند. در داستان نویسی زنان نحوه مواجهه زن با دنیای جدید و نیز مسائل آنها در جامعه ایران از موضوعات عمده روایت هاست.
    کلیدواژگان: ادبیات مهاجرت ، جریان شناسی ادبی ، هویت اندیشی ، داستان سیاسی ، داستان نویسی زنان
  • رضا صادقی شهپر *، زهره بهنام خو صفحات 123-152
    فانتزی انواع گونا گونی چون فانتزی پری وار، تمثیلی، واقع گرا، فلسفی، گروتسک و… دارد و از یک منظر به فانتزی عام و فانتزی نو و از منظری دیگر به فانتزی فرودین و فرازین تقسیم می شود. می توان گفت وجه تمایز انواع فانتزی ها در نوع تخیل موجود در آن هاست، اما آنچه در همه آن ها مشترک است آفریدن دنیایی تخیلی و فراواقعی است. خلق این دنیای تخیلی و فانتاستیک از طریق شگردهایی صورت می گیرد که البته در همه آثار فانتزی، ثابت و از پیش شناخته شده نیست بلکه از طریق بررسی های مختلف می توان به آن ها پی برد. نگارندگان در این پژوهش با بررسی چهار داستان از محمدرضا شمس، یازده شگرد فانتزی ساز را مشخص کرده اند که برخی از آن ها در مقایسه با پژوهش های پیشین تازگی دارند؛ مانند انتخاب راوی و قهرمان دیوانه نما، زمان پریشی، عینیت بخشیدن به مثل ها و نفرین ها و دعاها، استفاده از کهن الگوها و شخصیت های جادویی قصه های کهن، بنا نهادن داستان بر پایه ضرب المثل ها و فرهنگ عامه، و جان بخشی به مردگان و برانگیختن عالم اموات. از حیث انواع نیز، گونه های مختلف فانتزی اعم از واقع گرا، فلسفی، پری وار، تمثیلی، گروتسک و فانتزی اشیا را در داستان های شمس می توان دید.
    کلیدواژگان: فانتزی ، شگردهای فانتزی ساز ، تخیل ، محمدرضا شمس ، داستان
|
  • Mohammad Moradi * Pages 1-28
    One of the main aspects of the development of contemporary Ghazal is the relative change in the prosodic circle and introducing new meters. However, researches are only focused on studying the new metrical patterns of some poets, and metrical patterns of contemporary Ghazal have not been analyzed. Adapting an analytic-comparative method, in this research, the meters of more than 2500 Ghazals of 10 prominent contemporary poets have been identified and then these meters have been compared with Khanlari’s pattern of Persian Ghazal meters. Moreover, poets’ tendencies regarding following the traditional metrical patterns and their innovations in employing new meters have been analyzed and compared. The results show that 13 among 20 major meters, proposed in Khanlari's pattern, are still considered the main Ghazal meters, and other meters are added to this pattern; however, the frequency of composing Ghazals based on Khanlari's pattern, is in general 15% less than the average in Persian Ghazals. In contemporary Ghazal, the frequency of the short meters is decreased, while the frequency of the medium, long and overlong meters are increased; however, medium meters are the most frequent in contemporary Ghazal. Among the contemporary poets, Behbahani and Monzavi are the most innovative and ingenious in employing Ghazal meters. Aref Qazvini, Rahi Mo'ayyeri, Shahriar and Mardani have shown the highest conformity with the traditional prosody while poets like Mohammad Ali Bahmani, Emad Khorasani, Farrokhi Yazdi and Ebtehaj are somewhere between the innovation and tradition.
    Keywords: contemporary ghazal , meter , prosody , Khanlari's pattern , innovation
  • Mohammad Dabirmoghaddam *, Ali Mehrjoo Pages 29-48
    Complement Subordination is a process that the verb accepts a complement clause as one of its obligatory dependents, and its omission makes the sentence ungrammatical. Regarding the structure, the verbs which accept complements can be simple verbs (danestan, goftan), verbs with prefixes (vagozashtan), and compound verbs (ragham zadan, agah kardan).The corpus of this research includes one thousand sentences of contemporary Persian stories. Dependency grammar is one of the formalist theories of grammar that considers the relationship between a head and its dependents in analyzing the syntactic structures. Syntactic structures of Persian language show that some verbs have one complement clause, thereby having a compliment clause is one of the specific features of the verb of the main clause. The present study tries to give a detailed description of complement clauses in Persian. In order to do so, the process of subordination will be analyzed in complex sentences in which the complement is the subordinate clause and depends on the main clause. It could be said that complement clauses which are made by the inflectional forms of the verbs, are often placed in the syntactic position of obligatory dependents of the verbs (subject, object, prepositional object).
    Keywords: Persian language , complement clause , dependency grammar , verb
  • Sara Chalak * Pages 49-70
    Some folktales have a mythic origin. In these tales, characters and events are based on a myth, and an ancient belief. One of these myths is "the goddesses". Their holiness, importance and their various characteristics have the capacity to create remarkable, variant themes in myths. In this article, the descriptive-analytic method is used as the research method. First, the mythological character of the goddess is introduced under these three titles: “The Mother Goddess”, “The Wife of Martyr” and “Anahita”. Then, their impacts on the folktales, and the way they are represented in these stories are investigated. In order to do so, “Qessehaye Amiyaneye Farsi” by Seyyed Abolghasem Enjavi Shirazi, and “Afsanehaye Azarbayjan” by Samad Behrangi have been examined.
    Keywords: folktale , myth , goddess , Anahita
  • kaivan shafei , anvar khalandi , mehdi ghadernezhad * Pages 71-94
    Siavash's mourning and its associated rituals is one of the most important stories of mourning in mythology of Iran. The adventure's of Siavash has been mentioned in many classic Iranian texts and also an important part of Shahnameh is dedicated to it. Traces of many ancient rituals can be identified in Siavash's mourning. By investigating the mourning of Siavash and comparing it to the narration of Imam Hossein’s Ta'zieh, this study tries to answer the questions of why and how in Iranian mythological thinking a mundane character has transformed into a heavenly and spiritual one and this transformation is being repeated in mourning rituals. In the absence of sufficient historical resources and archives on Iranian culture and arts, one of the most important ways to review the myths and rituals is using visual resources. For this purpose, in this article, in addition to using Shahnameh and other historical texts, we have also used the images of mourning obtained from Central Asia and have compared them to a painting of the Iranian modern painter Hossein Zendehroodi. The main concern of this research is pursuing the consistency of the myth of Siavash and its ritual signs with the symbols in the mourning ceremonies of Imam Hossein and the reason of this continuity and unity of ritual signs in these two different ceremonies. In order to do so, we try to identify the similarities between the mourning rituals of Imam Hossein and Siavash mourning in a painting of Zendehroodi through comparing it with images obtained from Central Asia. According to the findings, although it seems that Zendehroodi’s work which portrays all scenes of mourning for Imam Hossein, depicts the martyrdom of Imam Hossein, in fact it represents an eternal pattern namely death and martyrdom which itself is the repetition of rituals and their associated ceremonies of ancient history. Moreover, there are many similarities, including black color, black horses, crying over the hero's body, between the visual depictions of these mournings. This has been studied using written and visual resources and prioritizing a kind of visual-iconographic reading. Descriptive-analytic method is used in this study.
    Keywords: Siavash , Imam Hossein's Ta'zieh , mourning , mourning rituals , Hossein Zendehroodi
  • Reza Shajari , Mehdi Saeeidi * Pages 95-121
    In recent decades, Iranian immigration and in particular the migration of the writers and the publication of their works have created a special phenomenon. Literary texts created by those writers and poets who are living abroad have established certain tendencies, trends and particular literary approaches outside the borders of the country. The collective body of literary works created abroad, have been named differently by different critic based on the characteristics and features that they have outlined. The authors’ issues, how they have left the country, how long they have been living abroad, and the content of their works are of great importance in defining and classifying these literary works. Furthermore, different trends can be identified in stories written abroad. In the present article, stories written by Iranian immigrants are analyzed as politics-oriented, identity-oriented, and women's stories. In the '60s up-to-the mid-'70s the politics-oriented stories are the most frequent ones. This trend is emerged by political groups and activists, and focuses on the revolution and the issues surrounding it. From the mid-70s onwards, the identity-oriented trend became the major one. In this trend, themes such as the differences between the motherland and the other-land, and the ways the immigrants encounter the new world are highlighted through the narratives about identity. Also, there were many immigrant female writers who narrated the lives and issues of female immigrants from a feminine perspective. In these stories, the ways in which women face the new world and the issues they encountered in Iran are amongst the main themes.
    Keywords: immigration literature , Literary trends , identity , politics , women's story writing
  • Reza Sadeghi shahpar *, zohre behnam kho Pages 123-152
    Fantasy has various types including fairy-tales, allegorical, realistic, philosophical and grotesque and so on. Fantasies have been classified from one perspective into general and modern and from another to worldly and supernatural. It can be said that what discriminates different types of fantasies from one another is the kind of imagination used in them. But what they have in common is the creation of an imaginative and fictional world. The creation of this imaginative and fictional world is done through the techniques that are not fixed and well-known in all fantasy works but can be understood through various studies. In this research, by studying four fictions of Mohammad Reza Shams, the authors have identified eleven techniques for creating fantasy, some of which are novel in comparison to previous studies like choosing the narrator and the pseudo-insane hero, anachronism, objectivization of allegories, curses, and prayers, using the archetypes and magical characters of ancient fictions, establishing a story based on proverbs and popular culture, and bringing back a decedent to life. Also, various types of fantasy, such as realistic, philosophical, fairy-like, allegorical, grotesque and fantasy of objects can be found in Shams's stories.
    Keywords: fantasy , fantasy creation techniques , immagination , Mohammad Reza Sams , fiction