فهرست مطالب

مطالعات راهبردی سیاستگذاری عمومی - پیاپی 28 (پاییز 1397)
  • پیاپی 28 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/05
  • تعداد عناوین: 20
|
  • سخن سردبیر
  • عباس ملکی * صفحات 11-15
    در چهل سال اخیر مجموعه فعالیت های مردم ایران برآیندی قابل توجه داشته است. دستاوردهای ایرانیان در این زمینه می تواند جمع آوری و دسته بندی گردد. هرچند ممکن است برخی از این دستاوردها در طول زمان برای هر حکومتی به دست آید اما اغلب آن ها - بدون در نظر گرفتن عنصر زمان- از دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران است. منظور آٱن است که اگز مثلا در دوره پهلوی تعداد روستاییان بهره مند از برق اندک بود، بدیهی است که با در نظر گرفتن عنصر زمان، می توان گفت که آنچه آن رژیم بر سرکار بود در سال های بعد می توانست آمار برق رسانی به روستا ها را افزایش دهد. اما برخی از فعالیت ها در گذشته وجود خارجی نداشت و اختصاص به دوره جمهوری اسلامی در ایران دارد…
    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی، چهلمین سال انقلاب، ایران
  • مقاله پژوهشی
  • حجت میان آبادی *، اعظم امینی ، احسان دریادل صفحات 19-47
    موافقت نامه پاریس به عنوان یک سند راهبردی با هدف جهت دهی به سیاست گذاری محیط زیست در دنیا در سال 2015 به تصویب رسید. این موافقت نامه با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانه ای تدوین گردیده است و برای رسیدن به این هدف با برگزیدن ساختار پایین به بالا این امکان را برای طرف ها فراهم نموده است که با توجه به ظرفیت و توان خود، حدود تعهدات شان به کاهش انتشار این گازها را تعیین نمایند. بنابر موافقت نامه، طرف ها تعهد رفتاری الزام آوری به ارائه گزارش برنامه مشارکتی تعیین شده در سطح ملی دارند. کشورها در تهیه برنامه های مشارکتی با چالش هایی مواجه هستند و بررسی و مطالعه تجربه سایر کشورها در تهیه این برنامه ها کمک شایانی به دولت جمهوری اسلامی ایران خواهد نمود. مقاله حاضر، ضمن بررسی دو اصل مهم در تعهدات دولت ها در خصوص برنامه های مشارکت ملی آنها، به سیاست گذاران کشور در شناخت نوع تعهدات ایران در برنامه های مشارکتی و نیز نحوه تنظیم این برنامه های مشارکتی کمک شایانی می نماید. پژوهش حاضر با استفاده از روش کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی – تحلیلی نشان می دهد که این موافقت نامه هر چند تا کنون دستورالعملی برای تنظیم برنامه مشارکتی ارایه نکرده است، اما چارچوب جدیدی ایجاد نموده است که سبب افزایش شفافیت می گردد و پیشرفت فردی و جمعی دولت ها را در کاهش انتشار گازهای گلخانه ای نشان می دهد.
    کلیدواژگان: موافقت نامه پاریس، سیاست گذاری محیط زیستی، برنامه مشارکت ملی، اصل تمایز، اصل عدم واپس گرایی
  • مجید آقایی *، مهدیه رضاقلی زاده، مجید محمدرضایی صفحات 49-68
    در این مطالعه به بررسی تاثیر تحریم های اقتصادی و تجاری بر روابط تجاری ایران و کشورهای عمده شریک تجاری در چارچوب یک الگوی جاذبه تعمیم یافته، با استفاده از مدل های اقتصادسنجی پانل دیتا پرداخته می شود. الگوسازی مدل تحقیق بر اساس داده های آماری سالانه طی سال های 1375 تا 1394 صورت گرفته است. یافته های این پژوهش حاکی از این است که تحریم های ضعیف تاثیر منفی کم تری بر ارزش صادرات و واردات ایران طی دوره مورد بررسی داشته است. اما تحریم های شدید و گسترده تاثیر منفی قابل ملاحظه ای بر میزان صادرات و واردات کالاهای تجاری ایران داشته است. بنابراین اقدامات انجام شده در جهت کاهش یا لغو تحریم های شدید علیه ایران نظیر توافق نامه هسته ای (برجام) ، می تواند منجر به رونق روابط تجاری ایران و شرکای عمده تجاری گردد.
    کلیدواژگان: تحریم های اقتصادی، صادرات، واردات، برجام
  • وحید سینایی، جواد جمالی * صفحات 69-93
    ایران و افغانستان طی قرون متمادی با حضور در یک بستر تمدنی و جغرافیایی مشترک، تقریبا نوعی همسایگی مسالمت‏آمیز را تجربه کرده‏اند. البته این قرابت سرزمینی بعلاوه برخی علل دیگر، زمینه‏ساز اختلاف بویژه بر سر میزان بهره‏برداری از آب رودخانه‏های مشترک شده است. طرفین تاکنون برای مدیریت اختلافات به روش‏های مختلف متوسل شده‏اند اما نتیجه‏ی مشخصی در پی نداشته است. این مقاله با هدف تبیین و معرفی دیپلماسی اقتصادی به عنوان یک عنصر مشترک منفعت‏محور و سودآور و یک اهرم موثر در مدیریت اختلافات آبی دو کشور ارائه می‏شود. در این راستا، با بهره‏گیری از «روش کیفی» (تبیین و تحلیل) ، سنجش این فرضیه که «وابستگی متقابل اقتصاد و تجارت افغانستان و ایران و وجود ظرفیت‏ها و مزیت‏های مکمل اقتصادی، فرصت جلب همکاری طرف افغان برای مدیریت اختلافات آبی را فراهم می‏سازد» ، صورت می‏گیرد. در این پژوهش، با تاکید بر محوریت «دیپلماسی اقتصادی» در سیاست خارجی ج. ا. ایران در افغانستان، یافته‏هایی چون صادرات متقابل، ترانزیت کالا، صادرات برق و فناوری آبیاری مکانیزه به افغانستان و تبادل فراورده‏های نفتی با آب، بیان شده است که بر این اساس، گسترش و تعمیق وابستگی تجاری، مالی و سرمایه‏گذاری، می‏تواند طرفین را برای دستیابی به راه‏حل منصفانه برای بهره‏برداری از آبهای مشترک، ترغیب و متقاعد سازد.
    کلیدواژگان: دیپلماسی اقتصادی، اختلافات آبی، اقتصاد نهادگرا، افغانستان، ایران
  • روح الله اسلامی *، ناصر یوسف زهی صفحات 95-124
    افغانستان و ایران با هدف افزایش تعاملات اقتصادی-سیاسی دوجانبه و منطقه ای، توجه ویژه ای به بندر چابهار طی سال های 2017-2014م. داشته اند. اما این مسئله که، این بندر، چگونه می تواند در تحقق هدف مذکور سهیم باشد، در ترازوی سنجش علمی، قرار نگرفته است. از این رو، سوال اصلی نوشتار حاضر این است که با اتخاذ چه راهبردها و تحت چه شرایطی، بندر چابهار می تواند در کارآمدی اقتصاد منطقه ای افغانستان و ایران موثر باشد. نویسندگان مقاله، با کاربست روش تحلیل سیستمی مدل SWOT، درصدد پاسخ به این سوال برآمده اند. فرضیه ی پژوهش از این قرار است که تلاش ایران جهت تنش زدایی بین المللی برای کاهش تحریم ها، و توسعه ی زیرساخت های ترانزیتی و ساحلی بندر چابهار، موجب تسهیل پیوند اقتصادی افغانستان به بازارهای بین المللی جنوب می شود. این مهم با درآمدزایی ملی و تشدید وابستگی متقابل اقتصادی و سیاسی ایران و افغانستان، تحقق اقتصاد منطقه ای آنان را در پی خواهد داشت. نتایج پژوهش، حاکی از تاثیرپذیری شدید رونق بنادر ایران از مولفه های خارجی (تحریم ها) ، تشدید وابستگی تجارت خارجی افغانستان به مسیر ترانزیتی چابهار، و غفلت دولت ایران از بنادر و نواحی ساحلی جنوب شرق است. چابهار تنها نقش بندر و مطالبات صرف اقتصادی ندارد بلکه برای هر دو کشور راه گشای مسائلی است که به صورت تاریخی نادیده گرفته شده است. افغانستان انزوای جغرافیایی دارد و ایران نیز به لحاظ مسائل آبی و محیط زیستی در تنگنا است. چابهار می تواند شروع مراودات سیاسی و اقتصادی دو کشور به گونه ای باشد که فرجام دو بازیگر به یگدیگر پیوند بخورد.
    کلیدواژگان: بندر چابهار، افغانستان و ایران، اقتصادی سیاسی منطقه ای، SWOT
  • حسین مسعودنیا، شهروز ابراهیمی، حمید درج * صفحات 125-146
    جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران تاثیرگذار در تحولات سوریه از ابتدای شروع بحران در این کشور با حمایت همه جانبه از سوریه دوست، تمام نفوذ و ظرفیت خود را برای تثبیت این حکومت بکار گرفته و در راستای حفظ و ارتقای منافع ملی خود و تقویت محور مقاومت در منطقه گام بر می دارد. پژوهش موجود در پی پاسخ به این سوال اصلی است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران سوریه چه پیامدها و چالش هایی را به دنبال داشته است؟ یافته های مقاله حاکی از آن است که در پی اتخاذ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران سوریه هر یک از سناریوهای محتمل در آینده بحران این کشور می تواند پیامدهای مثبت و منفی بسیار مهمی را برای سیاست خارجی ایران و منافع منطقه ای آن در بر داشته باشد که این خود می تواند بر توان بازیگری ایران در صحنه سیاسی منطقه تاثیرگذار باشد. تحقیق پیش رو درصدد است با روش توصیفی – تحلیلی، راهکارهایی برای مقابله با این چالش ها در چارچوب نظریه گزینش عقلایی ارائه نماید.
    کلیدواژگان: بحران سوریه، گزینش عقلایی، ژئوپلیتیک، منافع ملی، سیاست خارجی
  • سعید عطار*، آرش سعیدی راد صفحات 147-165
    بحران سوریه، از همان روزهای نخستین، به کشمکش ها و منازعات داخلی محدود نماند و عرصه جدال بازیگران مختلف منطقه ای و فرامنطقه ای شد که منافع هم سو یا متضاد با یکدیگر داشتند. ازاین رو، بدیهی است که آینده سوریه بر منافع این بازیگران تاثیر خواهد گذاشت. باتوجه به اینکه حفظ بشار اسد در قدرت یا برکناری او تاثیر بسیار زیادی در آینده سوریه دارد، نویسندگان مقاله حاضر به این پرسش پاسخ می دهند که ماندن یا برکنارشدن بشار اسد جمهوری اسلامی ایران را با چه فرصت ها و چالش هایی مواجه خواهد کرد. برای پاسخ به این پرسش، از روش آینده پژوهی (رویکرد اکتشافی) و شیوه سناریونویسی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که، باتوجه به روندهای موجود، در میان چهار سناریوی ممکن (1. حفظ بشار اسد، تثبیت نفوذ ایران؛ 2. حفظ بشار اسد، تثبیت نفوذ روسیه، کاهش نفوذ ایران؛ 3. حفظ بشار اسد، تقسیم قدرت در میان کردها، علویان و سنی ها؛ 4. برکناری بشار اسد، کاهش نفوذ ایران، افزایش نفوذ رقبای منطقه ای ایران) ، سناریوی دوم محتمل ترین سناریو است.
    کلیدواژگان: آینده پژوهی، سوریه، ایران، فرصت ها، چالش ها
  • جلیل بیات *، محسن اسلامی صفحات 167-185
    ایران و عربستان در طول تاریخ دو رقیب منطقه ای یکدیگر محسوب می شوند. بااین حال، از زمان حوادث بهار عربی و به خصوص اتفاقات مربوط به سوریه، بحرین و یمن، از یک سو، و عقد توافق برجام میان ایران و گروه 1+5 از سوی دیگر، این رقابت جنبه خصومت پیدا کرده و به قطع روابط دیپلماتیک میان دو کشور نیز انجامیده است. نویسندگان این پژوهش دلیل اصلی تقابل میان دو کشور را مسائل عینی و ناشی از عوامل ژئوپلیتیک و منافع منطقه ای دانسته و عوامل غیرمادی همچون هویت و ایدئولوژی را تنها تشدیدکننده این تقابل ذکر کرده اند. به این ترتیب، مهم ترین عامل در کاهش تنش میان ایران و عربستان را تفاهم درباره منافع منطقه ای و ژئوپلیتیک برمی شمارد. مذاکره میان دو کشور برای به رسمیت شناختن حوزه نفوذ یکدیگر در منطقه می تواند گام نخست برای تنش زدایی باشد. به این منظور، نویسندگان پیشنهاد می کنند ایران با اولویت بخشیدن به حل برخی بحران ها (همچون سوریه و عراق) و عربستان با اولویت بخشیدن به حل بحران بحرین و یمن، نفوذ یکدیگر در این کشورها را به رسمیت بشناسند و به حل وفصل مناقشات مذکور بپردازند. میانجیگری عمان میان دو کشور می تواند زمینه ساز آغاز مذاکرات مربوط باشد.
    کلیدواژگان: ایران، عربستان، ژئوپلیتیک، بحران های منطقه ای، تنش زدایی
  • حمیدرضا محمدی، ابراهیم احمدی * صفحات 187-206
    شورای همکاری خلیج فارس پس از تاسیس در 25 می 1981 همواره دچار تنش ها و اختلاف های درونی بوده و دولت قطر کم وبیش در بطن این تنش ها قرار داشته است. این کشور هیچ گاه به طورکامل سیاست قیم مآبانه و تحمیلی عربستان سعودی را نپذیرفته است. در تنش اخیر (5 ژوئن 2017) عربستان سعودی همراه با سه کشور امارات متحده عربی، بحرین و مصر با این ادعا که دوحه به مامن و پناهگاه گروه های تروریستی تبدیل شده است روابط سیاسی و اقتصادی خود را با قطر قطع کردند. همسو با سیاست های عربستان، تعداد زیادی از کشورهای عربی نیز روابط خود را با قطر قطع کردند یا به حالت تلیق درآوردند. هدف این پژوهش بررسی اثرات این منازعه بر آینده شورای همکاری خلیج فارس است. مدعا این است که قطر از حیث محدودیت های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی در ردیف کشورهای ذره بینی (میکرو) قرار دارد اما به واسطه توان ملی و وزن ژئوپلیتیکی بالا کشوری تاثیرگذار در سازه ژئوپلیتیکی شورای همکاری خلیج فارس است. به نظر می رسد ایجاد این منازعه از طرف عربستان و شرکا بیشتر جنبه تنبیهی دارد و تلاشی است برای محدودسازی و کسب امتیاز بیشتر از قطر. بااین حال فرض خروج قطر از شورای همکاری خلیج فارس یا اخراج آن زمینه ساز فروپاشی این سازمان ژئوپلیتیکی خواهد بود. پژوهش حاضر براساس ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی محسوب می شود و اطلاعات آن به شیوه اسنادی و با مراجعه به منابع معتبر گردآوری شده است.
    کلیدواژگان: قطر، عربستان، شورای همکاری خلیج فارس، وزن ژئوپلیتیکی
  • علیرضا صحرایی *، امین محمودی نیا صفحات 207-228
    هدف این مقاله بررسی سیاست ها و عملکرد دولت جمهوری اسلامی ایران در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، براساس الگوی حکمرانی خوب، است. سوال اصلی تحقیق میزان انطباق عملکرد دولت آقای هاشمی رفسنجانی با شاخصه های هشت گانه الگوی حکمرانی خوب در برنامه توسعه سازمان ملل و بانک جهانی است. مدعا و فرضیه تحقیق این است که قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران ظرفیت رسیدن به الگوی حکمرانی خوب را دارد و دولت هاشمی رفسنجانی نیز به عنوان یکی از دولت های بعد از انقلاب تلاش کرد به سوی تحقق این الگو حرکت کند اما به دلیل برخی موانع ساختاری و اداری چنانکه باید به هدف خود نرسید. در عصر جدید، الزامات و ضرورت های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تغییر کرده و شکل تازه ای از روابط بین دولت و ملت به وجود آمده است. در روابط جدید دولت باید سیاست گذار و تعیین کننده خط مشی های کلی باشد و براساس چارچوب حقوقی محدوده عمل سیاسی را تعیین کند، بخش خصوصی تولید ثروت را سرلوحه خود قرار دهد و جامعه مدنی از طریق بسیج عمومی برای مشارکت در ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ارتباط متقابل میان جامعه و دولت را تسهیل کند. بنابراین بررسی میزان تطبیق دولت های جمهوری اسلامی با الگوی حکمرانی خوب و شاخصه های آن ضروری می نماید.
    کلیدواژگان: حکمرانی خوب، دولت، هاشمی رفسنجانی، اقتصاد سیاسی
  • اکرم جزینی زاده *، صدیقه شیخ زاده جوشانی، یحیی کمالی صفحات 229-248
    فرآیند تصمیم گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همانند هر دولت دیگری تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. جناح گرایی به عنوان ویژگی نظام سیاسی ایران پسا انقلاب ازجمله عوامل داخلی برآمده از محیط حکومتی است که فرآیند تصمیم گیری سیاست خارجی ج. ا. ا را تحت تاثیر قرار داده است. این عامل از سوی پژوهشگران حوزه مسائل ایران عمدتا به معنای رقابت دائمی و فزاینده میان گروه بندی های سیاسی سیال، گذرا و بی قاعده ای که به نام جناح درصحنه سیاست ایران پسا انقلاب شناخته می شوند، توصیف شده است. مقاله حاضر با هدف برجسته کردن عامل جناح گرایی در زمینه ایران ،کوشیده است با رویکردی توصیفی – تحلیلی و مرور بخشی از ادبیات حوزه سیاست خارجی ایران، دلالت های تاثیرگذاری این عامل بر فرآیند تصمیم گیری سیاسی خارجی ج. ا. ا را نشان دهد. ارزیابی مقاله این است که عمده این ادبیات بر تاثیرات منفی جناح گرایی تاکید دارند.
    کلیدواژگان: جناح، جناح گرایی، سیاست خارجی، فرآیند تصمیم گیری سیاست خارجی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
  • مهدی محمدنیا * صفحات 249-268
    مجتمع نظامی صنعتی یکی از مهم ترین لابی هایی است که نفوذ فوق العاده ای در نظام تصمیم گیری ایالات متحده دارد. این مجموعه ریشه ای دیرین در ساختار سیاسی آمریکا دارد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به مطالعه ماهیت و ابعاد مختلف مجتمع نظامی صنعتی پرداخته و نقش آن ها را به عنوان مهم ترین لابی نظامی، در افزایش بودجه نظامی و سیاست نظامیگری آمریکا بررسی کرده است. سوال اصلی مقاله این است که آیا افزایش بودجه نظامی آمریکا و گسترش میدانی «مبارزه با تروریسم» ، صرفا به علت افزایش آسیب پذیری این کشور بر اثر ظهور تروریسم بین الملل بوده است یا عواملی دیگر همچون منافع مجتمع نظامی صنعتی آمریکا در افزایش بودجه نظامی و هدایت این کشور به سمت سیاست های جنگی و بحران آفرینی موثر بوده اند؟ فرضیه مقاله این است که «ظهور تروریسم بین الملل امنیت آمریکا را آسیب پذیرتر کرده است، اما نمی توان افزایش مداوم بودجه نظامی و سیاست های جنگی و امنیتی ایالات متحده را در عرصه بین المللی، صرفا ناشی از ظهور تهدیدات امنیتی جدید دانست، بلکه بخش عمده ای از دلایل سیاست های آمریکا در افزایش بودجه نظامی و بحران آفرینی و مواجهه با تروریسم ناشی از نفوذ مجتمع نظامی صنعتی در لایه های مختلف نظامی امنیتی این کشور است». مهم ترین نتیجه پژوهش این است که مجتمع نظامی صنعتی آمریکا مهم ترین لابی نظامی امنیتی این کشور است و نقش برجسته ای در تصمیم گیری نظامی امنیتی آمریکا دارد.
    کلیدواژگان: مجتمع نظامی-صنعتی، تروریسم بین الملل، بحران، دلار، آمریکا
  • سعید سلیمان زاده *، علی امیدی، سحر براتی صفحات 269-283
    هدف این پژوهش مطالعه تغییر رویکرد سیاست خارجی آمریکا از بین الملل گرایی لیبرال در دوران اوباما به نوانزواگرایی و واقع گرایی در دوران ترامپ است. سوال اصلی این است که راهبرد سیاست خارجی ترامپ چیست؟ برای پاسخ به این سوال از چارچوب مفهومی «نظریه های نقش جهانی آمریکا» استفاده می شود. فرضیه اصلی نیز این است که راهبرد سیاست خارجی ترامپ ترکیبی از رویکردهای نوانزواگرایی و واقع گرایی است. درواقع، بدون بررسی دقیق این دو رویکرد نمی توان منطق سیاست خارجی جدید آمریکا را به صورت منسجم و صحیح درک کرد. از این جهت، چنین استدلال شده است که ترامپ از منظر گرایش سیاسی و عملکرد اقتصادی نوانزواگرایانه و در حوزه مسائل نظامی و امنیتی کاملا واقع گرایانه عمل کرده است. در این مقاله، سیاست خارجی ترامپ در قالب دو راهبرد «نخست آمریکا» و «احیای مجدد آمریکا» مفصل بندی و تحلیل می شود. پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است و از منابع مکتوب و مجازی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.
    کلیدواژگان: سیاست خارجی آمریکا، ترامپ، بین الملل گرایی لیبرال، نوانزواگرایی، واقع گرایی
  • حسین کریمی فرد * صفحات 285-302
    سیاست خارجی ترامپ، به لحاظ نظری، رگه هایی از واقع گرایی و عمل گرایی دارد. ترامپ به مرور زمان بر اثر مواجه شدن با واقعیت های سیاست در داخل و خارج آمریکا، در حال سوق دادن سیاست خارجی این کشور به سمت واقع گرایی و عملگرایی است. فشار نهادهای مختلف در آمریکا اعم از رسمی یا غیررسمی و نهادهای چندجانبه بین المللی، متحدان آمریکا در جهان و سایر کنشگران جهانی کار ترامپ را در تحقق وعده های انتخاباتی خود در حوزه سیاست خارجی دشوار کرده است. آمریکا با اینکه از لحاظ منابع قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در صدر کشورهای جهان است نمی تواند به طورکامل نسبت به دیگر کنشگران سیاسی جهان مثل دولت ها، نهادها یا فرایند جهانی شدن بی توجه باشد. فرضیه این مقاله که با روش تحلیلی و توصیفی تدوین شده این است که «ایالات متحده پس از مواجه شدن با واقعیت های نظام جهانی به سمت سیاست خارجی عملگرا و واقع گرا متمایل شده است».
    کلیدواژگان: سیاست خارجی، رئالیسم، پراگماتیسم، ترامپ، ایالات متحده امریکا
  • شعبان الهی *، حسین ابراهیمیان، علیرضا حسن زاده، بابک سهرابی صفحات 303-324
    علی رغم تاثیرات گسترده فضای مجازی در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی به خصوص در حوزه های تجاری و اقتصادی، به علت جدید بودن این حوزه تاکنون چارچوب سیستماتیک برای تبیین شبکه ارزش در فضای مجازی ارائه نشده است. در این مطالعه با هدف ارائه چارچوبی جهت تبیین شبکه ارزش خدمات در فضای مجازی، ضمن مرور سیستماتیک مطالعات پیشین و تحلیل آن ها به روش تحلیل چارچوب، بازیگران شبکه ارزش در خدمات فضای مجازی شناسایی شدند. برای این منظور، با رویکرد تفسیری ون مانن پس از سه مرحله بازخوانی کل نگر، انتخابی و تفصیلی، درونمایه های اصلی استخراج شدند. این درونمایه ها به عنوان مولفه های شبکه ارزش خدمات فضای مجازی معرفی و براساس آن ها چارچوب اولیه ارائه شد. سپس به کمک روش دلفی، معیارها و پیشران های اصلی جهت ارائه چارچوب نهایی شناسایی گردیدند. درادامه مجددا با به کارگیری روش دلفی، جایگاه مولفه ها در چارچو ب نهایی مشخص گردید. در این مطالعه، تلاش شد با بهره گیری از رویکرد تلفیقی، محدودیت های موجود در روش شناسی های مطالعات پیشین تاحد ممکن برطرف شود و چارچوب پیشنهادی، نگاهی فرآیندی و یک پارچه را جهت سیاست گذاری در حوزه فضای مجازی با هدف حمایت از کسب و کارهای خدمت محور برای سیاست گذاران فراهم نماید.
    کلیدواژگان: شبکه ارزش، فضای مجازی، خدمات مجازی، تحلیل چارچوب، مرور سیستماتیک
  • گزارش سیاستی
  • سجاد فتاحی * صفحات 327-337
    در این مقاله تلاش شده است تا با رویکردی بین رشته ای و با بهره گیری از منابع داده ای گوناگون، مهمترین مسائل و چالش های پیش روی منطقه آزاد اروند در استان خوزستان شناسایی شوند. بر این اساس 21 مساله و چالش اساسی در حوزه های گوناگون اقتصادی، سیاسی، محیط زیستی و مدیریتی شناسایی شده است که در مجموع بر پایداری این منطقه اثرگذار بوده و در صورت عدم توجه به آنها می توانند ضمن اثرگذاری مخرب بر پایداری این منطقه استراتژیک کشور، تجربه تاسیس این منطقه را همانند سایر مناطق آزاد کشور با شکست مواجه کنند. برخی از این چالش ها پایداری این منطقه آزاد اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهند اما برخی دیگر از چالش ها، نه تنها می توانند بر پایداری منطقه به منزله یک منطقه آزاد تجاری اثرگذار باشند بلکه می توانند پایداری محیط زیستی دو شهرستان خرمشهر و آبادان را به شدت تحت تاثیر قرار داده و پایداری آنها را با مخاطراتی جدی روبرو کنند.
    کلیدواژگان: منطقه آزاد اروند، پایداری، مطالعات بین رشته ای
  • سپهر قاضی نوری * صفحات 339-347
    شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) به موجب ماده (4) قانون «اهداف، وظایف و تشکیلات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری» (1383) و با هدف اصلی «تدوین سیاست ها و اولویت های راهبردی در حوزه تحقیقات و فناوری» به عنوان یک فعالیت فرابخشی و فرادستگاهی تشکیل شد. بررسی قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و همچنین مصوبات هیات وزیران نشان می دهد که از زمان تشکیل این شورا تکالیف مختلفی به آن محول شده است. در مقابل نگاهی به عملکرد شورا در همین دوره نشان می دهد علیرغم فعالیت های انجام شده و دستاوردهای حاصله به خصوص در دولت یازدهم، به دلایل مختلف مانند انتخاب همزمان معاون پژوهش و فناوری وزارت علوم به عنوان دبیرکل شورای عالی عتف و همچنین ضعف بدنه کارشناسی دبیرخانه و بودجه نامتناسب با وظایف قانونی، این شورا نتواند در ایفای بخشی از وظایف و کارکردهای محوله در حد مطلوب عمل کند. عدم تمکین نهادها و دستگاه های مختلف در قوه مجریه به قانون و صلب اختیارات قانونی این شورا به واسطه تصمیماتی که در دولت اتخاذ شده نیز به تضعیف جایگاه فرادستگاهی و قانونی آن کمک کرده است. از آنجایی که ادامه روند کنونی تحقق اهداف سند چشم انداز را غیرممکن می سازد، در گزارش حاضر راهکارهای کوتاه مدت (فوری) ، میان مدت (یک ساله) و بلندمدت (سه ساله) برای تقویت جایگاه شورای عالی عتف و بهبود عملکرد آن ارائه شده است.
    کلیدواژگان: شورایعالی، عتف، مقایسه ای
  • بهزاد سلطانی، مرضیه شاوردی *، مجتبی بوجارپور، رضا رمضانی خورشیددوست، سیدمهدی فرحی، امین حاج رسولیها صفحات 349-365
    بررسی تجربه کشورهای پیشرفته و صنعتی جهان نشان داده است که بدون مشارکت تمام عیار بخش خصوصی، توسعه فناوری راه به جایی نخواهد برد. نقش دولت باید فراهم سازی زمینه برای توسعه و تجاری سازی فناوری و رونق یافتن کسب وکار فناوری بنیان در بخش خصوصی باشد. درحالی که در کشور ما تسلط و نفوذ بخش دولتی در بیشتر زمینه های مرتبط با توسعه فناوری، مجالی برای حضور بخش خصوصی باقی نمی گذارد و حتی عملکردی ضدحمایتی در تجاری سازی دارد. در این میان، برخی سازمان ها و نهادهای کشور، تلاش ها و اقداماتی را برای فرار از مدیریت دولتی، استفاده از توانمندی های بخش خصوصی و فراهم کردن ساختار و سازوکار مناسب برای توسعه فناوری انجام داده اند. در این نوشتار تجربه سازمان انرژی اتمی، سازمان صنایع هوا فضا، وزارت نیرو و سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران در توسعه فناوری و راهبرد ساختاری پیشنهادی آن ها برای رفع این مشکلات بررسی شده است. در این پژوهش، از برگزاری نشست های خبرگان برای بررسی و تحلیل تجربیات سازمان های مذکور و ارائه پیشنهاد بهبود استفاده شده است.
    کلیدواژگان: مالکیت دولتی، مدیریت خصوصی، توسعه فناوری، تفکیک ساختار
  • مسعود درودی *، شهربانو تاج بخش صفحات 367-374
    مقاله پیش رو متن پیاده شده ی سخنرانی خانم شهربانو تاجبخش است که در همایش حکمرانی و امنیت غرب آسیا که ذیل دومین کنفرانس امنیتی تهران در آذرماه 1396 در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار شد، ارائه شده است. شهربانو تاجبخش که استاد و پژوهشگر استاد دانشگاه پاریس در حوزه مطالعات امنیت بین الملل است در این سخنرانی تلاش داشته است تا مفهوم امنیت انسانی را از ابعاد مختلف آن بررسی کرده و در نحوه نگریستن به امنیت از منظر انسانی اش مداقه نماید. امنیت انسانی در این نگاه امنیت از رویکرد محدودنگرش که امنیت را حفاظت از خشونت و ترس می داند فاصله گرفته و بر رویکرد موسع خود که مبتنی بر آزادی از احتیاجات و نیازمندی ها و آزادی بقا هست مبتنی است. وی در خلال ارائه خود استدلال می کند رویکرد امنیت انسانی تلاش دارد در رویکرد سیاست گذارانه خود به تجربه زیسته ی افراد نیز توجه نماید؛ موضوعی که برخلاف رویکردهای رئالیستی و نهادگرایانه است. در نهایت با امنیت انسانی در سطح برنامه ریزی با بافتارها، چندبعدی بودن مفهوم امنیت انسانی و شبکه مندی امنیتی توجه و تاکید دارد. در ادامه متن سخنرانی ایشان که البته به جهت فاقد سلیس و روان بودن فارسی سخنران در برخی موارد اصلاح و فارسی سازی شده است، می آید.
    کلیدواژگان: امنیت انسانی، امنیت، رویکرد موسع امنیت، سیاست گذاری امنیت
  • بخش ویژه انقلاب
  • جک گلدستون ترجمه: حميرا مشيرزاده صفحات 377-402
    افسانه هایی که در مورد انقلاب ها می دانیم، با آنها به عنوان رها شدن ناگهانی انرژی مردمی و دگرگونی اجتماعی برخورد می کند. اعمالی چشمگیر در یک روز خاص – سقوط باستی در پاریس در 14 ژوییه 1789 و توفانی که نیمه شب 24 اکتبر 1917 کاخ زمستانی در سن پترزبورگ (پتروگراد آن زمان) را درنوردید- به عنوان نماد انقلاب های فرانسه و روسیه شناخته می شوند. اکثر اشخاص هنگامی که به «انقلاب» می اندیشند، به فکر مجموعه ای سریع از رویدادها می افتند که طی چند هفته یا چند ماه منجر به سقوط رژیم قبلی، برساختن رژیم جدید و پذیرش نظم جدید توسط مردم (یا اجبار آنها به پذیرش) می شود.
    مطالعات انقلاب هم معمولا بر لحظات «انفجاری» انقلاب تمرکز می کنند و عمدتا بر شرایطی تاکید دارند که به چنین انفجارهایی منجر شده است. این تاکید به نظریه های دولت محور (state-centered) انقلاب منتهی شده که شروع انقلاب در آنها عمدتا مشکل فروپاشی دولت قلمداد می شود و تبیین آن را باید در آسیب پذیری های ساختاری در برخی از انواع دولت ها جستجو کرد.
    کلیدواژگان: انقلاب، انقلاب هاي انتخاباتي، انقلاب هاي اصلاحي
|
  • Abas Maleki * Pages 11-15
    Associate Professor Sharif University of Technology
    Keywords: Islamic Revolution, 40th Anniversary of the Revolution, Iran
  • Hojjat Mianabadi *, Azam Amini , Ehsan Daryadel Pages 19-47
    Paris Agreement was approved as a strategic document aimed at directing environmental policy in the world in 2015. It has been designed to reduce greenhouse gas emissions and in order to achieve such goal, adopting a bottom-up structure, it provided for the parties to determine the extent and scope of their obligations to mitigate these gases considering their capabilities. Under Paris Agreement, parties have a binding obligation of conduct to communicate NDC’s. Countries are facing with difficulties when preparing their NDC’s and other countries experiment will be significantly helpful for Iran in this area. This paper, in addition to studying two significant principles in states’ obligation in their NDCs, can pave the way for policy-makers to let them know to recognize the type of Iran’s obligations in its NDC and how such contributions are prepared. This study shows that Paris Agreement, although, did not develop any guidelines for preparing NDC’s, it established a new framework resulting in increased transparency and indicating individual and collective progress of states in mitigation.
    Keywords: Paris Agreement, Environmental Policy Making, NDC, Differentiation, Non-retrogression
  • majid aghaei *, mahdieh rezagholizadeh Pages 49-68
    In this study we investigate the impact of economic and commercial sanctions on Iran's trade relations and their major trading partners in framework of generalized gravity model with using panel data econometric model and annual data during 1375_1394. results show that weak sanctions has less negative impact on Iran's export and import values, but strong sanctions has considerable negative impact on Iran's commercial goods export and import values. So actions taken for the purpose of decrease or removing sanctions against Iran such as joint comprehensive plan of action (JCPOA) will able to lead Iran's trade relations with their major trading partners to the economic boom.
    Keywords: Economic Sanctions, Export, Import, joint comprehensive plan of action (JCPOA)
  • Vahid Sinaee, javad jamali * Pages 69-93
    Throughout centuries, Iran and Afghanistan have experienced almost peaceful neighborly, through presence in a common civilian and geographic context. Of course, this territorial proximity with some other causes, has created a contradiction, especially as regards the rate of exploitation of shared river water. Two sides have so far resorted to managing disputes in different ways, but have not had a clear outcome. This article is intended to explain and introduce economic diplomacy as a profitable element and an effective leverage in managing disputes between the two countries. In this regard, using the "qualitative method" (explanation and analysis), this hypothesis is assessed that "the interdependence of the economy and trade of Afghanistan and Iran and the existence of complementary economic capabilities and advantages, provide opportunity to engage the Afghan side to manage the water disputes". In this research, with emphasis on "economic diplomacy" in Iran's foreign policy in Afghanistan, findings such as exports, transit of goods, export of electricity and mechanized irrigation technology to Afghanistan, and the exchange of oil products with water are expressed that accordingly, expansion and deepening of commercial, financial and investment affiliation could encourage and persuade the sides to achieve a fair solution to use shared waters.
    Keywords: Economic diplomacy, water Conflict, institutional economy, Afghanistan, Iran
  • rohollah eslami *, naser yosofzehi Pages 95-124
    Iran and Afghanistan have paid attention to Port Chabahar in 2014 – 2017 for increase interaction economic and politic. But what is the role Port Chabahar in the integration between two countries’ not been measured and this article want apply scientific mythology for this purpose. The main question this article is which strategy and what condition can efficiency in increasing function Port Chabahar to integration and increasing economic indicators. For answer to this question we applied method SWOT in narrative analysis system. The research hypothesis is as follows for possibility integration Iran must choice Détente in international relation specially from great power to reduce economic sanctions and improve transit infrastructure and create facility Port. This article analysis that Port Chabahar could play special role for extend relation between two country. Afghanistan and Iran have many problem in the political relation and all the time could not reach the solution for your demand. Policymaking in Afghanistan suffering from geographic isolation and for compotation to Pakistan need reduce depended to Karachi port. Iran also need Afghanistan for solve the shortage water and crisis environment that all problems reach the result if Afghanistan entrance to relationship politic and strategic economy to Iran. Port Chabahar can apply for all the problem between two countries because when Iran help to Afghanistan to escape from isolation can expect this country pay water right Hamon lake to Iran and reduce some of environment crisis.
    Keywords: Strategy, Port Chabahar, Iran, Afghanestan, SWOT
  • Hossein Massoudnia, Shahrooz Ebrahimi Shahrooz Ebrahimi, hamid dorj * Pages 125-146
    The Islamic Republic of Iran, as one of the influential actors in the developments in Syria from the outbreak of the crisis in this country with the full support of Syria, has used all its influence and capacity to consolidate this government and move in pursuit of maintaining and enhancing its national interests and strengthening the axis of resistance in the region. The current research seeks to answer the main question of what are the challenges and consequences of foreign policy of the Islamic Republic of Iran towards the Syrian crisis? The findings of the paper indicate that, following the adoption of the foreign policy of the Islamic Republic of Iran in relation to the Syrian crisis, any possible scenarios in the future of the country's crisis can have very significant positive and negative consequences for Iran's foreign policy and its regional interests which can affect Iran's ability to act in the political scene of the region. The leading research seeks to present solutions to the challenges in the framework of rational choice theory through a descriptive-analytical method.
    Keywords: Syria, rational choice, geopolitical, national interests, foreign policy
  • Saeed Attar*, Arash SaeediRad Pages 147-165
    From the first days, the Syrian crisis was not only the area of internal conflict, but also a field for the interconnected or opposite interests of different regional and transnational actors. So the future of Syria will affect the interests of these actors. Given the importance of preserving or removing Assad from power in the future of Syria, the paper ties to answer to this question: preserving or removing Bashar al-Assad what are the opportunities and challenges for the Islamic Republic of Iran? To answer this question, we have used the future study method (exploratory approach) and the scenario technique. The research findings show that there are four possible scenarios according to existing trends: first: preservation of Bashar al-Assad-consolidation of Iran’s influence; second: preservation of Bashar al-Assad-consolidation of Russia’s influence-reduction of Iran’s influence; third: preservation of Bashar al-Assad-the division of power among the Kurds, the Alevis and the Sunnis; and fourth: Assad’s removal from power-reduction of Iran’s influence-increasing the influence of Iran regional rivals. Evidence shows that the second scenario is the most likely scenario.
    Keywords: Future studies, Syria, Iran, Opportunities, Challenges
  • jalil bayat*, Mohsen Eslami Pages 167-185
    Iran and Saudi Arabia have been two regional competitors in the history. However, since the events of the Arab Spring and especially those in Syria, Bahrain and Yemen on the one hand and signing JCPOA between Iran and the P5 + 1 on the other hand, the competition has turned into hostility and contributed to the severance of diplomatic relations between the two countries. This study considers the objective issues arising from geopolitical factors and regional interests as the reason of confrontation between the two countries, and immaterial factors such as identity and ideology are only exacerbating the mentioned conflict.
    The most important factor in reducing tensions between Iran and Saudi is a shared understanding on regional and geopolitical interests. Negotiations between the two countries to recognize each other's sphere of influence in the region could be the first step to detente. Therefore, it is suggested that Iran prioritizes some crises (such as Syria and Iraq) and Saudi Arabia gives priority to Bahrain and Yemen crises to recognize the influence of each other in these countries and resolve their disputes. Mediation between the two countries by Oman could pave the ground for related negotiations.
    Keywords: Iran, Saudi Arabia, geopolitics, regional crises, detente
  • Hamid Reza Mohamadi, ebrahim ahmadi * Pages 187-206
    The Gulf Cooperation Council has suffered from tensions and internal disputes over the course of its 36 years, with the Qatari government being a party to these tensions; Because Qatar never fully embraced Saudi Arabia's anti-controversial policy. in recent tension (June 5, 2017), Saudi Arabia, along with three United Arab Emirates, Bahrain and Egypt cut off its political and economic ties with Qatar, Because they say that Qatar has become the center of terrorists. Along with Saudi policies, a large number of Arab countries they cut their relationship with Qatar, cut it off, or put it on hold. The purpose of this study is to examine the effects of this conflict on the future of the Gulf Cooperation Council. The claim is so; however, in terms of geographical and geopolitical constraints, Qatar is in the middle of magnifiers country (micro). But Qatar, through its high national power and, consequently, high geopolitical weight, is an influential country in the Gulf Cooperation Council's geopolitical structure. Apparently, the conflict of the Saudi Arabia and partners, Most of the punishment characteristic is, and an attempt to limit And earning more score than Qatar. However, the assumption of the departure of Qatar from the Gulf Cooperation Council or its expulsion, Is the basis for the collapse of this geopolitical organization. The research is based on the nature and method of descriptive-analytic. The research data are collected in a documentary manner and referring to valid sources.
    Keywords: Qatar, Saudi Arabia, Gulf Cooperation Council, Geopolitical Weight
  • alireza sahraie *, amin mahmoodinia Pages 207-228
    This study was planned to examine policy and performance of Islamic Republic of Iran based on good governance model (case study, Hashemi Rafsanjani 1989-1997).On this basis, author has explained good governance and also its indices in Hashemi Rafsanjani administration. In modern age, political, cultural, social and economic needs and necessities has been changed so that new form of relations took place among states and nations. In this new form, the state should be policy- maker and determine general policies and political act domain based on law framework. It should follow private sector as an example for its wealth producing and civil society facilitates interactions among society and state through general mobilization for participation in political, social and economic aspects. In this research, good governance model theory and its indices (participation, low authority, responsibility, efficiency and usefulness, justice and equity) will be explained. On the other hand, events of Hashemi Rafsanjani administration will be provided. Finally, it studies adaptability of good governance model indices to performance of Hashemi Rafsanjani administration. According to author, system of Islamic Republic of Iran has constitutional law and administration of Hashemi Rafsanjani as one of post-revolution administrations tried to follow this model, but its efforts had ups and downs because of some structural and administrative obstacles.
    Keywords: Governance, good governance, State, Hashemi Rafsanjani administration
  • akram jazini zadeh*, seddigheh sheikhzadeh Jooshani, yahya kamali Pages 229-248
    The foreign policy decision making process of the Islamic Republic of Iran, like any other state, is affected by various factors. The factionalism as an integral part of the existence of Iran's post-revolutionary political system is one of the internal factors derived from the government environment that has influenced the foreign policy decision making process of the Islamic Republic of Iran. This factor has been described by researchers in the field of Iranian issues mainly as a constant and growing competition between transient, irregular and fluid political groups that are known as the faction in Iran post-revolutionary scene. This article aims to highlight the factor of factionalism in Iran with a descriptive-analytical approach. by reviewing some works on Iranian Foreign Policy, The article has addressed implication of effects of factionalism on Iranian Foreign Policy decision making .The evaluation of the article is that most of this literature emphasizes on the negative effects of factionalism.
    Keywords: Faction , Factionalism, Foreign policy, Foreign policy decision-making process, Foreign policy of the Islamic Republic of Iran
  • Mahdi Mohammad Nia * Pages 249-268
    The military - industrial complex (MIC) is one of the powerful lobbies in the United States which has a deep root in the country’s political structure. This research tries to study the nature and the various dimensions of the military- industrial complex and to investigate its effects on the increase of the U. S. Military budget and its war- oriented policies based on a descriptive analytical study. The main question of the article is that whether the rise of the U. S. Military budget and its military behaviors are based on the U. S. consideration of security vulnerabilities resulted by emergence of the international terrorism, or other elements such as military industrial complex does affect the US military budget and its war- oriented policies. The hypothesis of the research is that «although the emergence of the international terrorism has increased the U. S. security vulnerabilities, continuing rise of the US. Military budget and its war oriented policies cannot be analyzed necessarily by the rising of the country’s security vulnerabilities, but the great part of the U. S. Policies regarding war on terrorism and military budget are influenced by the interests of military - industrial complex.
    Keywords: Military-Industrial Complex, International Terrorism, Conflict, Dollar, United States
  • Saeid Soleimanzadeh *, Ali Omidi, Sahar Barati Pages 269-283
    The present paper aims at investigating the shift in the U. S. foreign policy from the liberal internationalist approach during the Obama administration to the neo isolationist and realist approaches in the Trump administration. The main question is: “What is the Trump's Foreign Policy Strategy?” The “Theories of America's World Role” is used in response to this question. The main hypothesis of the paper is that the Trump's foreign policy strategy is a combination of neo isolationist and realist approaches. In fact, one fails to grasp a coherent and accurate understanding of the U. S. foreign policy without the effective integration of the two approaches. Therefore, the current paper argues that Trump has acted completely realistic in terms of military and security issues but neo isolationist in term of political orientation and economic performance. The current paper analyzes Trump's foreign policy in accordance with two strategies “America First” and “Make America Great Again”. This is a descriptive analytical research and the information collected from library and internet.
    Keywords: U.S. Foreign Policy, Trump, Liberal Internationalism, Neo-Isolationism, Realism
  • Hossien Karimifard * Pages 285-302
    Trump's foreign policy has traces of realism and pragmatism. Trump is gradually directing the US foreign policy toward realism and pragmatism due to confronting the realities of politics inside and outside the US. Trump's fulfilling his election promises in the field of foreign policy is difficult because of the pressure of various institutions in the US, multilateral international institutions, US allies in the world, and other global actors. Although the US has a dominant power in terms of military, economy, policy and culture, it cannot neglect other political actors in the world, such as governments, institutions, and the process of globalization. The hypothesis of the paper formulated by an analytical and descriptive method is: The US is tending toward a pragmatic and realistic foreign policy after confronting the realities of the global system.
    Keywords: Foreign Policy, Realism, Pragmatism, Trump, United States of America
  • Shaban Elahi *, Hossein Ebrahimian, Alireza Hasanzadeh, Babak Sohrabi Pages 303-324
    Despite the widespread effects of cyberspace on various aspects of social life, especially in the commercial and economic spheres, due to the novelty of this area, no systematic framework has been provided to explain the value network in cyberspace. This study aims to provide a framework for explaining the value network of services in cyberspace. So, throught the systematic reviewing of prior studies using framework analysis approach, actors of cyberservices value network were identified. For this purpose, the main themes were extracted using the Van Manen interpretive approach through three phses of Holistic, Selective, and Descriptive review of qualitative data. The emergent thems were introduced as the actors of cyberservices value network. based on the identified actors, initial framework was presented. Then, appling the Delphi method, the main drivers of final framework were identified. Once again, with the use of the Delphi method, the position of the components was determined in the final framework. using the combined approach, in this study, it was attempted to surmount the methodological limitations of previous studies, as far as possible, so that, the proposed framework provides a process-oriented and integrated view for cyberservice policymaking aimed at supporting service-oriented businesses.
    Keywords: Value Network, Cyberspace, cyberservices, Framework Analysis, Systematic Review
  • sajjad fattahi * Pages 327-337
    center for strategic studies
    Keywords: Arvand free zone, Sustainability, interdisciplinary studies
  • atf
    Sepehr Ghazinoory * Pages 339-347
  • Behzad Soltani, Marzieh Shaverdi*, Mojtaba Bojarpour, Reza Ramezani Khorshiddoost, Sayyed Mahdi Farrahi, Amin Hadjirasouliha Pages 349-365
    The study of the experience of the developed and industrialized countries of the world has shown that without the full participation of the private sector, the development of technology will not take place. The role of the government should be to provide the pathway of the development and commercialization of technology and the prosperity of the technology-based business in the private sector. While in our country the dominance and influence of the public sector in most areas related to technology development does not leave room for the private sector and even has a counterproductive role in commercialization. Meanwhile, some organizations and institutions of the country have made efforts to evade government management, utilize the capabilities of the private sector and provide the appropriate structure and mechanism for the development of technology. In this paper, the experience of the Atomic Energy Organization, the Aerospace Industries Organization, the Ministry of Energy and the Industries Development and Renovation Organization (IDRO) in technology development path was explored and structural strategy to address these problems has been reviewed. In this study, expert meetings were held to review and analyze the experiences of these organizations and provide an improvement proposal.
    Keywords: Government Ownership, Private management, Technology development, Separation of Structure
  • masoud darroudi *, Shahrbanu Tajbakhsh Pages 367-374
  • Jack A. Goldstone Translator: Homiera Moshirzadeh Pages 377-402
    The myth of revolutions treats them as sudden detonations of popular energy and social change. Dramatic acts on a particular day - the fall of the Bastille in Paris on 14 July 1789 and the midnight storming of the Winter Palace in St. Petersburg (then called Petrograd) on 24 October 1917 - have come to symbolize the French and Russian revolutions. When most people think of “revolutions,” they think of a rapid series of events, taking a matter of weeks or months, during which old regimes fall, new regimes are constructed, and the population accepts (or is forced to accept) the new order. Studies of revolution have also tended to focus on the “explosive” moments of revolution and to dwell mainly on the conditions that led to such explosions.1 This emphasis has led to the “state-centered” theories of revolution, in which the onset of revolution is viewed mainly as a problem of state collapse, to be explained by structural vulnerabilities in certain kinds of states.2 To the extent that such works examined the processes and outcomes of revolutions, these were treated mainly as contests over state power, growing more extreme and resulting in stronger, more authoritarian rule by regimes that had to become tough to seize and hold state power in the face of numerous domestic and international opponents
    Keywords: Revolution, Electoral Revolutions, Revolutionary Revolutions