فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/22
  • تعداد عناوین: 10
|
  • کمال امیدوار، رضا ابراهیمی، الهام مهدوی نژاد صفحات 1-32
    هدف از این پژهش، مدل سازی دورنمای نیاز انرژی سپیده دم (ساعت 30/6 به وقت تهران) هفت استان قزوین، قم، مرکزی، اصفهان، یزد، فارس و کرمان (مناطق خشک و بیابانی داخلی ایران) است. به این منظور داده های مدل دینامیکی EH5OM تحت سناریو انتشار A1B برای دوره زمانی 1/01/2015 تا 31/12/2050 برای ساعت 03Z از مرکز فیزیک ماکس پلانک بارگیری گردید. در گام بعدی برای ریزمقیاس نمایی داده های خروجی مدل نامبرده از مدل REGCM4 استفاده شد و داده های مدل با تفکیک مکانی 27/0×27/0 درجه قوسی و آرایه ایی به ابعاد 705×13410 خروجی گرفته شد. پس از محاسبه درجه ساعت گرمایش (HDH) از نظریه فرکتال به منظور ارزیابی دورنمای رفتار خودتشابهی این فراسنج آب و هوایی استفاده شده است. نتایج نشان داده است که بیشینه نیاز درجه ساعت گرمایش سیپده دم در مناطق خشک و بیابانی داخلی کشور با 595 درجه ساعت در دی ماه و کمینه آن نیز با 21 درجه ساعت در تیر ماه اتفاق خواهد افتاد. نتایج حاصل از هندسه فرکتالی نیز نشان داده است درجه ساعت گرمایش سپیده دم در مناطق خشک و بیابانی داخلی ایران رفتاری همچون یک سامانه غیر خطی حساس دارد که در ماه های ابتدایی و انتهایی سال بیشتر دارای تغییرات بلند مدت و فصل تابستان دارای رفتار کوتاه مدت است. ارزیابی روند و شیب روند نیز نشان داده است که در اکثر ماه های سال از مقدار درجه ساعت گرمایش سپیده دم کاسته خواهد شد.
    کلیدواژگان: درجه ساعت گرمایش(HDH)، مدل EH5OM، مدل REGCM4، نظریه فرکتال، مناطق خشک و بیابانی ایران
  • شیلا حجه فروش نیا، مرتضی خداقلی صفحات 33-49
    استان اصفهان با ویژگی های اقلیمی چون بارش کم و تغییر پذیری زیاد، درجه حرارت و تبخیر و تعرق بالا باعث فقر پوشش گیاهی در اکثر اراضی مرتعی و خصوصا بیابانی گردیده است. بروز پدیده فرسایش بادی در بعضی مناطق با کمترین باد باعث هجوم ماسه های روان به شهرها، روستاها، مراکز نظامی و…شده، از این رو شناخت کانون هایی که برداشت رسوبات بادی در آنجا اتفاق می افتد، می تواند کمک قابل ملاحظه ای در مبارزه با فرسایش بادی داشته باشد. در این مقاله سعی شده با بررسی مرفولوژی عمومی تپه های ماسه ای و مطالعه کلی رژیم های باد هر منطقه (استفاده از آمار هواشناسی و گلباد) در دشت سگزی واقع در استان اصفهان و همچنین با مکان یابی مناطق برداشت و با شناسایی رخساره های حساس به فرسایش باد، محدوده هایی از اراضی که دارای بیشترین نقش در رسوبات بادی را دارند، شناسایی گردد. با بررسی پراکنش گونه دارویی موجود، بررسی پوشش گیاهی حاصل از NDVI در منطقه، میزان مناطقی که تحت فرسایش بادی و بدون پوشش گیاهی هستند و عامل اصلی گرد و غبارند، شناسایی شد. این محدوده ها محل مناسبی جهت کاشت گیاهان دارویی به خصوص گیاه دارویی خارشتر برای کاهش گرد و غبار هستند. با توجه به اینکه خارشتر بیشترین پراکنش در محدوده را دارد، تلفیق این نقشه با نقشه کانون های بحرانی فرسایش نشان می دهد که نقاطی که بدون خارشتر و پوشش گیاهی فقیر است، بیشترین فرسایش بادی را در این منطقه به همراه دارد.
    کلیدواژگان: فرسایش بادی، گیاهان دارویی، گرد وغبار، دشت سگزی اصفهان
  • محمدحسین سرایی، محبوبه نوری، زهرا آسیابانی صفحات 51-74
    امروزه تجربه نشان داده است هر کجا گردشگری به طور اتفاقی و بدون برنامه ریزی و استراتژی مشخص توسعه یابد، مشکلات زیست محیطی و اجتماعی متعددی به وجود می آورد و در دراز مدت مشکلات گردشگری بیشتر از فواید آن می شود، بدین ترتیب جهت کاهش ابعاد منفی و اثرات مخرب توسعه گردشگری در جوامع میزبان، در چند دهه اخیر مفهوم گردشگری پایدار مطرح گردیده است. پژوهش حاضر نیز با هدف امکان سنجی توسعه گردشگری پایدار در شهر نی ریز انجام گرفته است. روش پژوهش مبتنی بر رویکردهای توصیفی –تحلیلی که با پیمایش میدانی جهت تکمیل پرسش نامه ها همراه شده است. داده های مورد نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای – اسنادی و بررسی های میدانی با کمک ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. روش نمونه گیری نیز تصادفی ساده است که تعداد 382 پرسشنامه از این طریق توزیع گردیده است. نهایتا پس از گردآوری داده ها با استفاده از روش تحلیل استراتژیک SOAR و آزمون های آماری به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. نتایج حاصل از تحلیل استراتژیک SOAR نشان می دهد که شهر نی ریز از نقاط قوت و فرصت بی شمار در زمینه توسعه گردشگری پایدار برخوردار است که در صورت توسعه این صنعت، نتایجی همچون کاهش نرخ بیکاری، افزایش مراکز خدماتی و پذیرایی، کاهش هزینه اقامت گردشگران، افزایش سرانه فضای تفریحی را به دنبال خواهد داشت و از طرفی نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه ای نشان می دهد که به جهت شاخص های پایداری گردشگری، شهر نی ریز در سطح معناداری 000/0 فقط در دو بعد اقتصادی با میانگین 64/35 و بعد محیطی – کالبدی با میانگین 64/30 توانسته به سطح مورد انتظار از پایداری برسد، ولی در دو بعد دیگر پایداری یعنی اجتماعی– فرهنگی با میانگین 66/20 و نهادی با میانگین 37/9 نتوانسته به سطح پایداری مطلوب برسد که در ادامه پژوهش پیشنهاداتی جهت تقویت گردشگری پایدار در این شهر ارائه شده است.
    کلیدواژگان: دانشگاه یزد، ایران، گردشگری پایدار، برنامه ریزی استراتژیک، تحلیل SOAR، شهر نی ر
  • مصطفی کریمی، محمدرضا عارف صفحات 75-90
    مدل های ریزمقیاس، نمایی در پیش بینی عناصر اقلیمی دارای کاربرد اساسی است. یکی از کاربردهای نتایج ریز مقیاس نمایی مدل های گردش عمومی هوا [1] (GCM) ، استفاده در پیش بینی های هیدرولوژیکی حوضه های آبریز است. بدین منظور در این تحقیق از داده های بارندگی ایستگاه باران سنجی مشکان در دوره مشاهداتی 1971-2010 و دوره نرمال 1971 تا 2000 استفاده و شرایط تغییر اقلیم آینده با مدل [2] SDSM و داده های [3] HadCM3 با سناریوA2 در حوضه آبریز خوانسار یزد ریزمقیاس نمایی گردید. شبیه سازی هیدرولوژیکی و پیش بینی رواناب حوضه در دوره 30 ساله 2011-2040 با استفاده از نرم افزار WMS [4] و مدل هیدرولوژیکی HEC-HMS [5] انجام گرفت. نتایج نشان می دهد علی رغم اینکه بارندگی در دوره پیش بینی دارای افزایش 6 درصدی نسبت به دوره نرمال بوده، اما میزان رواناب حوضه از 3/19میلیون متر مکعب در دوره 30 ساله (نرمال اقلیمی) 1971-2000، به 4/17 میلیون متر مکعب در دوره 30 ساله 2011 تا 2040 می رسد که حدود 9 درصد کاهش دارد. بیشتر کاهش رواناب به ماه های فصل بهار اختصاص داشته که این کاهش ناشی از اثرات تغییر در توزیع زمانی بارش است.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، ریز مقیاس نمایی، حوضه آبریز، HEC-HMS، رواناب
  • مرتضی فتاحی، داریوش مهرشاهی صفحات 91-117
    کوهریگ، پدیده ای ناشی از تراکم ماسه بادی و مواد آواری در دامنه کوه است که به دلیل عملکرد متقابل و چندگانه بادهای شدید، وجود مانع و فرآیندهای دامنه ای پدید می آید. متاسفانه این پدیده در جغرافیایی طبیعی ایران به خوبی مورد شناسایی و بررسی قرار نگرفته، مطالعه آن می تواند به شناخت بهتر روند تغییرات محیطی کمک کرده و در برنامه ریزی های محلی یاری رساند. کوهریگ مورد بررسی در این تحقیق، به دلیل دست خوردگی کمتر، در حدود چهار کیلومتری باختر تفت انتخاب شده است. نمونه های ماسه بادی از عمق 0. 4 و 4. 2 متری از سطح تپه انتخاب گردید. نمونه ها پس از شستشو و انجام مراحل تمیز کردن کانی کوارتز، به روش پرتو افشانی رخشان نوری سن یابی شدند. سن های به دست آمده نشان می دهند که شکل گیری حداقل نیمه بالایی این کوهریگ بین عمق های گفته شده، حد فاصل بازه زمانی معادل یا نزدیک به آخرین حداکثر یخچالی وورم (بین 18 تا 24 هزار سال پیش) روی داده است. میزان رسوب گذاری میانگین سالانه ماسه بادی از یک میلیمتر تا بیش از 1. 33 میلیمتر در سال به دست آمد که در صورتی که این نرخ به واقعیت نزدیک باشد، این کوهریگ در یک بازه زمانی حدود پنج تا حداکثر هشت هزار سال در اواخر پلیئستوسن نهشته شده است. این تعیین سن نشان می دهد که برخلاف نظر رایج در مورد تسلط شرایط مرطوب و پرباران تر کواترنر ایران همزمان با دوره های سرد یخچالی، حداقل در بخشی از این دوره و در مرکز ایران، اقلیم سرد و خشک با عملکرد فرآیندهای بادی برتری داشته است.
    کلیدواژگان: کوهریگ، ژئومورفولوژی و تعیین سن، رسوبات کواترنر، فراشاه
  • احمد پوراحمد، نسرین اباذری، اصغر حیدری، هادی غنی زاده قاسم آبادی صفحات 119-148
    امروزه گسترش شهرها باعث تغییر قابل توجه‏ای در استفاده از زمین و عوامل محیطی، به ویژه در بیشتر شهرهای بزرگ شده است. در مراحل توسعه، پایداری سامانه های اکولوژیکی شهرها از اهمیت زیادی برخوردار است. ایجاد شهر اکولوژیکی راه حل مناسبی در مدیریت و برنامه‏ریزی برای شهروندان و محیط شهری تلقی می شود. بنابراین هدف این پژوهش بررسی و تحلیل اکولوژی شهری در سطح مناطق 22 گانه شهرداری تهران است. روش پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است. به منظور تحلیل اکولوژی امنیتی شهر تهران و با توجه به سوال پژوهش، مراحل پژوهش به دو بخش تقسیم می شود. در بخش اول برای بررسی وضعیت امنیت اکولوژی امنیتی شهر تهران، 4 شاخص اقتصادی، مسکن، توزیع امکانات و شاخص های معکوس شهری را انتخاب شد. سپس با استفاده از مدل آنتروپی به صورت جداگانه هر چهار شاخص وزن دهی شد و از طریق مدل ویکور تحلیل گردید. در نهایت برای رسیدن به اجماع کلی در یافته های مدل، به تلفیق نتایج اقدام شد. سپس به منظور سنجش همین معیارها، پرسشنامه ای تنظیم کرده و برای هر چهار بعد موجود به صورت جداگانه سوالات را مطرح نموده و با استفاده از میانگین و انحراف معیار پاسخنامه در نرم افزار SPSS به بررسی اکولوژی امنیتی شهر تهران شد. نتایج بخش مدل تحقیقی ویکور که بر پایه داده های آماری سازمان آمار و آمارنامه شهرداری تهران است نشان داد که مناطق شمالی شهر از وضعیت اکولوژیکی بهتری نسبت به مناطق جنوبی شهر برخوردارند. مناطق 1، 3، 4 دارای بهترین وضعیت و مناطق 15، 17 و. . دارای وضعیت ناامن اکولوژیک در اکثر شاخص ها هستند. یافته های حاصل از پرسشنامه وضعیت اکولوژیک نیز بر همین منوال است. مناطق 15، 17 و 21 در بدترین شرایط اکولوژیک قرار دارند و عامل اجتماعی نیز به عنوان مهم ترین و اثرگذارترین شاخص در بحث اکولوژی امنیتی مناطق شهر تهران مطرح است.
    کلیدواژگان: اکولوژی شهری، اکولوژی امنیتی، مناطق تهران، مدل ویکور
  • مجتبی یمانی، سعیده امیری نژاد ترک، فرزانه غلامی، رقیه نژادحسینی صفحات 149-174
    شاخص های ژئومورفولوژیکی از روش های بسیار مفید در ارزیابی و شناسایی آثار فعالیت های تکتونیکی (کند و سریع) به شمار می آیند و می توان با استفاده از این شاخص ها به طور معقول و واقعی لندفرم های مختلف را با هم مقایسه کرد. این تحقیق به شناخت نحوه عملکرد و میزان اثرگذاری حرکات تکتونیکی در حوضه سمنان با استفاده از شاخص های ژئومورفیک مانند گرادیان طولی رودخانه، انتگرال هیپسومتریک، نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره، تقارن توپوگرافی معکوس، عدم تقارن حوضه زهکشی ، پیچ وخم رودخانه اصلی، پیچ وخم پیشانی کوهستان، تراکم سطحی آبراهه ها، انشعاب پذیری و شاخص شکل حوضه به عنوان تکنیک های مدلی و مفهومی می پردازد. ابزارهای فیزیکی مورد استفاده در تحقیق حاضر شامل تصاویر ماهواره ای IRS، نقشه های توپوگرافی و همچنین نقشه زمین شناسی و سیستم اطلاعات جغرافیایی است. به این منظور یک مدل رقومی ارتفاع از داده های توپوگرافی SRTM10M برای محدوده مورد مطالعه تهیه شد. سپس در محیط نرم افزار ARCMAP ترسیم آبراهه ها، اندازه گیری شاخص ها و تجزیه و تحلیل های آماری مربوط به شاخص های ذکر شده صورت گرفته و نتایج در قالب نقشه استخراج شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها با استناد به شاخص های ژئومورفولوژیکی و با استفاده از ابزارهای فیزیکی ذکر شده نشان می دهد که فعالیت های تکتونیکی در حوضه سمنان فعالیت متوسطی داشته، محاسبه 10 شاخص ژئومورفیک درحوضه مورد مطالعه بیانگر وجود حرکات نئوتکتونیکی نسبتا فعال در حوضه سمنان است. بر اساس طبقه بندی شاخص IAT، حوضه سمنان از نظر فعالیت های تکتونیکی در کلاس 3 قرار می گیرد. وجود دره های v شکل و عمیق در قسمت های شمالی منطقه می تواند دال بر وجود همین فعالیت های تکتونیکی درحوضه باشد.
    کلیدواژگان: شاخص های مورفوتکتونیک، شواهد ژئومورفولوژیکی، تکتونیک، حوضه سمنان، شبکه زهکشی
  • مهران مقصودی، مهدی بهاروند، صدیقه محبوبی، زهرا خان بابایی، ابوطالب محمدی صفحات 175-197
    یکی از خصیصه های مهم برخان ها، پویایی و امکان جابجایی آن ها تحت شرایط مختلف است که این ویژگی دارای تبعات و تهدیدهایی برای مراکز انسانی می باشد. در این پژوهش به تحلیل مورفولوژی برخان های غرب لوت با استفاده از خصیصه های مورفومتری اقدام گردید و در این راستا به بررسی مولفه های مورفومتری 7 برخان در منطقه پشوئیه در غرب بیابان لوت و میزان استعداد آن ها برای جابجایی پرداخته شد. روش کار بدین گونه بود که طی بازدید میدانی، از نقاط مختلف هر برخان، شامل بازوی راست و چپ، راس برخان، دامنه ی رو به باد و پشت به باد آن، نمونه های مورد نظر برداشت و با استفاده از ظروف مخصوص به آزمایشگاه منتقل شد. از این رو، ارتفاع، عرض پهلوی راست، عرض پهلوی چپ، طول بازوی راست، طول بازوی چپ، طول دامنه ی رو به باد، طول دامنه ی باد پناه، پهنای برخان، شیب دامنه رو به باد، شیب دامنه پشت به باد و مساحت برخان، اندازه گیری و مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفت و همبستگی آنها محاسبه شد، سپس مولفه های موفومتری که از قسمت های مختلف برخان انجام گرفته بود، در نرم افزار spss مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفت. در نهایت همبستگی آن ها محاسبه شد. به منظور تکمیل مطالعات از نقشه های 1:250000 و 1:50000 توپوگرافی و عکس های هوایی مربوط به منطقه و همچنین تصاویر Google Earth استفاده شد. از مورفومتری برخان ها این نتایج حاصل شد که با کاهش میزان درصد شیب، کاهش ارتفاع پیشانی برخان را خواهیم داشت. مطالعات نشانگر این است که بزرگترین برخان، برخان پنجم است که دلیل آن، قدمت و موقعیت قرارگیری آن بوده و کوچکترین آنها به دلیل انشعاب آن از برخان نامتقارن مجاور و جوان بودنش، برخان ششم می باشد. در بخش اعظم برخان ها، به دلیل وجود ارتفاعات در سمت راست برخان ها و جهت وزش باد از سمت شمال و شمال غرب، موجب رشد کم بازوهای راست و افزایش طول بازوهای چپ شده است. با توجه به محاسبه همبستگی اجزای مختلف برخان ها، اجزای برخان ها دارای همبستگی بالای 95 درصد هستند که خود نشان از رشد هماهنگ اجزای برخان در راستای باد منطقه و همچنین هماهنگی بین بزرگی و کوچکی آن ها و رشد اجزای آن دارد.
    کلیدواژگان: مورفومتری، برخان، لوت، روستای پشوئیه
  • علی ایزدی، سید امیر محمد علوی زاده صفحات 199-227
    تغییرات سریع محیطی، سازمان ها را وادار می سازد تا برای سازگاری با محیط به سازوکار های مدیریتی مختلفی روی آورند. توانمندی یکی از این سازوکارهاست و نقش کلیدی در حیات سازمان های نوین در عصر دانش دارد. در این میان، امروزه یکی از سازمان های نوپا و تازه تاسیس شده در محیط روستایی، سازمان دهیاری هاست. هدف تحقیق حاضر، واکاوی نقش سطح توانمندی روان شناختی دهیاران در روند مدیریت توسعه روستایی در دهستان رشتخوار می باشد. در این پژوهش به روش میدانی با نمونه گیری از 26 روستا و به تبع آن 26 دهیاری به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند و با استفاده از فرمول کوکران،350 خانوار به عنوان حجم جامعه نمونه مشخص شد که به نسبت جمعیت و بعد خانوار در هر روستا پرسشنامه ها به صورت تصادفی توزیع شدند. روایی پرسشنامه توسط استادان گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی و جمعی از کارشناسان ارشد فرمانداری شهرستان رشتخوار مورد بررسی قرار گرفت. ضریب اعتبار پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای ابعاد مختلف (اقتصادی، اجتماعی، محیطی، عمرانی) برابر با 85/0 و برای ابعاد سطح توانمندی روان شناختی برابر با 89/0 است. برای پردازش داده ها از آزمون های آماری t-test در نرم افزار spss و ازنرم افزار AmosGraphics استفاده گردیده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که توانمندی روان شناختی نقش مثبتی در بهبود روند مدیریت و توسعه روستایی داشته است و از دید جامعه نمونه توانمندی روان شناختی دهیاران در بعد عمرانی با مقدارt (05/34-) از حد متوسط کمتر بوده است. از سویی دیگر مشخص شدکه بیشترین اثرات سطح توانمندی روان شناختی دهیاران بر توسعه روستایی دهستان رشتخوار مربوط به احساس اعتماد با 662/0 است. در مجموع با توجه به یافته های تحقیق چنین می توان نتیجه گیری نمود، دهیارانی که از سطح توانمندی روان شناختی بالاتری برخوردار بودند در روند مدیریتی و توسعه روستایی عملکرد بهتری داشته اند.
    کلیدواژگان: توانمندی روان شناختی، دهیاران، توسعه روستایی، دهستان رشتخوار
  • محمدحسن صادقی روش، حسن خسروی صفحات 229-254
    بیابان زایی از مهم ترین مسائل بیوم های خشک و نیمه خشک در جهان است. رشد سریع جمعیت سبب تشدید اثرات منفی این پدیده شده است، به منظور کنترل و کاهش بیابان زایی ارائه راهبردهای مهم با توجه به کلیه معیارهای موثر، امری ضروری است. این پژوهش با هدف ارائه راهبردهای بهینه به صورت نظامند در قالب یک مدل تصمیم گیری چند متغییره ارائه شده است. به این منظور در ابتدا در چارچوب روش تصمیم گیری چند شاخصه و با استفاده از مدل دلفی، ماتریس تصمیم گیری به دست آمد، سپس اولویت راهبردها از روش تحلیل عاملی مورد ارزیابی قرار گرفت. بر مبنای نتایج حاصل شده، از میان 40 راهبرد و 16 معیار بررسی شده راهبردهای توسعه و احیاء پوشش گیاهی (23A) با ضریب اولویت 6122/. ، تغییرالگوی آبیاری و اجرای روش های کم آب خواه (33A) با ضریب اولویت 5102/0 و جلوگیری از تبدیل و تغییر نامناسب کاربری اراضی (18A) با ضریب اولویت 4391/0، به ترتیب به عنوان مهم ترین راهبردهای مهم مقابله با بیابان زایی در منطقه تشخیص داده شدند. بنابراین پیشنهاد شد که در طرح های کنترل و کاهش اثرات بیابان زایی و احیاء اراضی تخریب یافته، نتایج و رتبه بندی به دست آمده، مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: بیابان زدایی، تصمیم گیری چند شاخصه، تحلیل داده های چند متغییره، مدل تحلیل عاملی، مقایسه زوجی
|
  • Kamal Omidvar, Reza Ebrahimi, Elham Mahdavi Nejad Pages 1-32
    The aim of this modeling initiative is to gain insight into the energy needs at dawn (6.30 o'clock in Tehran) in seven provinces including Qazvin, Qom, Central, Isfahan, Yazd, Fars and Kerman (i.e. Iran's arid and desert regions). For this purpose, the dynamical model data of EH5OM were downloaded from the Max Planck Physics Center under the A1B propagation scenario for the period from 01/01/2015 to 03/13/2010 at 03Z for 03Z. In the next step, for the microscale, the output data of the model were used using the REGCM4 model, and the data of the model were obtained with a spatial resolution of 0.27 × 0.27 arcs and an array of outputs of 13410 × 705. After the temperature of the heating clock (HDH) was calculated, the fractal theory was used to assess the behavioral outlook of this climate parameter. The results show that the maximum demand for the temperature of the hexagonal tail in the arid and desert regions of the country is 595 ° C in December and the minimum is 21 ° C in July. The results of fractal geometry also showed that the temperature of dawn warming in Iran's dry and desert regions serves as a sensitive nonlinear system that is more subject to long-term changes in the early and late months of the year and to short-term changes in summer. The trend evaluation and trend slope proved that, in most months of the year, the degree of warming of the dawn is reduced.
    Keywords: Heating Degree Hours (HDH), EH5OM model, REGCM4 model, Fractal theory, Arid, desert regions of Iran
  • Shila Hajehforosh Nia, Morteza Khodagholi Pages 33-49
    Isfahan province is beset by vegetation poverty in most of its pastures due to such climatic characteristics as low rainfall, high variability, high temperature, and high evapotranspiration especially in desert areas. The occurrence of erosions by the least wind blow in some areas has caused a flow of sand to cities, villages, military centers and so on. Therefore, recognizing wind tunnel removal sites can be of considerable help in combating wind erosion. In this paper, using meteorological and meteorological data, we tried to study the general morphology of sand dunes and the wind regime in each region in Segesi plain located in Isfahan province. Also, by locating harvest areas and identifying erosion-sensitive faces, we identified the areas that play the most role in wind sediments. The areas that are under wind erosion and without vegetation are identified to be the main source of dust. The distribution of available drug species and the NDVI vegetation in the region were studied too. The corresponding areas are good places where to plant medicinal plants, especially the herb Alhagi persarum, to reduce dust. Considering that this herb has the widest dispersal in the area, combining this map with the map of critical erosion centers indicates that the areas poorly covered by vegetation undego the worst wind erosion.
    Keywords: Wind erosion, Medicinal plants, Dust, Segesi plain of Isfahan
  • Mohammed Hussain Saraei, Mahboobeh Nouri, Zahra Asiabani Pages 51-74
    Nowadays, as experience has shown, wherever tourism is developed incidentally or without any specific planning and strategy, it creates many environmental and social problems. In such a case, in the long run, tourism problems would be more than its benefits. Reduction of the negative or destructive effects of tourism in host societies has been a concern to pave the way for sustainable tourism in recent decades. The present study was conducted to aim at the feasibility of sustainable tourism development in the city of Neyriz. The research methodology was based on a descriptive-analytic approach accompanied by field research through questionnaires. The data were collected using library-documentary studies as well as field studies. The sampling method was a simple random sampling one, and 382 questionnaires were distributed. Finally, the data were analyzed using SOAR analysis and statistical tests. The results of the research show that the city of Neyriz has many strengths and opportunities for sustainable tourism development. It was also found that the development of this industry can lead to reduction of unemployment, increase of services and catering centers, reduction of tourists’ cost of stay, and increase of per capita recreation space.
    Keywords: Sustainable tourism, Strategic planning, SOAR analysis, Neyriz
  • Mostafa Karimi, Mohamadreza Aref Pages 75-90
    In recent years downscaling models are increasingly used in predicting climate variables. One of the application of the downscaling general circulation model (GCM) is used to predict the hydrological watershed. In this study, using rainfall data during the observed period (1961-1990), in the first step using SDSM model and data HadCM3 scenario A2, were simulated runoff in Khansar watershed located in southern Yazd previence. Then anticipated rainfall-runoff Khansar basin in 30-year period (2011-2040). After downscaling and forecast rainfall Meshkan station, the nearest meteorological stations in Band-paein basin, implemented rainfall and runoff forecasting Band-paein Station at the same period. The results show that, despite the fact that rainfall in the forecast period is 6% higher than the normal period, the rate of runoff from 19.3 million cubic meters during the 30 year period (normal climate) of 1971-2000 to 17.4 million cubic meters The period will be from 2011 to 2040, which is about 9% lower. The effects of changes in the distribution of rainfall means an important issue in the future, climate change is one of consequences. Therefore, it need to planning and management of water resources, particularly for the study in arid areas.
    Keywords: Climate change, SDSM model, Basin, Hydrologic model, Predictions of Runoff
  • Morteza Fattahi, Dariush Mehrshahi Pages 91-117
    The sand ramp (or Kouh Rig as in Farsi) is a phenomenon formed by accumulation of sand and other materials in the upwind side or leeside of a mountain slope. This formation is due to the multiple interactions of extreme wind actions, feeding and displacement of sand, physical obstacles, and slope-induced processes. Unfortunately, the phenomenon is not well-known in the physical geography studies of Iran. The sand ramp, about five km west of Taft city, was selected to be investigated due to its relative intactness. Some sand samples were extracted from the depth of 0.4m and 4.2m on the top of the sand ramp. The samples were cleaned several times to provide pure quartz particles that were then analysed using the Optically Stimulated Luminescence (OSL) dating method. The results of dating indicated that the top half section of Farashâh sand ramp was probably accumulated during or near the last glacial maximum phase (something between 18000 to 24000 years ago). The results also emphasize that, in contrast to the theory of cold and wet conditions, with more rain during the glacial phases of Quaternary on the Iranian plateau, at least for parts of the glacial (cold) phases, colder and drier environments with very active winds were dominant on the central Iran.
    Keywords: Sand ramp, Geomorphology, dating, Quaternary, Farashâh
  • Ahmad Pourahmad, Nasrin Abazari, Asghar Heidari, Hadi Ghanizadeh Ghasemabadi Pages 119-148
    This study provides an analysis of urban ecology in 22 districts of Tehran municipality. The research method is descriptive-analytic. In order to analyze the security ecology of Tehran and according to the research question, the research stages were divided into two parts. In the first section, four economic indicators, housing, facilities distribution, and urban reversal indicators were selected with which to examine the security status in Tehran's security ecology. Then, using the entropy model, each of the four indexes was weighted individually and analyzed using the Vicon model. Eventually, in order to achieve a general consensus in the model findings, the results were combined. Then, a questionnaire was prepared for measuring these criteria, and, for each of the four available dimensions, the questions were asked separately. Using means and standard deviations, the SPSS software analyzed the security ecology of Tehran. The results of the WIKUR research model, based on the statistical data from Tehran Municipality Statistics and Statistics Organization, showed that the northern parts of the city have a better ecological status than its southern districts. Districts 1, 3, 4 have the best conditions, and districts 15, and 17 have an ecologically unsafe status in most of the indicators. The findings of the ecological status questionnaire were similar. Districts 15, 17 and 21 are in the worst ecological conditions. Social factors were also considered as the most important and effective indicators in the field of security ecology of the city.
    Keywords: Urban ecology, Security ecology, Districts of Tehran, Vikor model
  • Mojtaba Yamani, Saeide Amirinejad Tork, Farzane Gholami, Roghaye Nejad Hoseyni Pages 149-174
    Geomorphological indicators are known as very useful methods for evaluating the effects of slow and fast tectonic activities. These indices can be used to compare different land forms in real and reasonable terms. This research aims to shed light on the mechanism and effectiveness of tectonic movements in Semnan basin using such geomorphic parameters as stream length-gradient, hypsometric integral, ratio of valley floor width to valley height, reverse topographic symmetry, drainage basin asymmetry, main river crinkle, mountain front simosity, drainage density, bifurcation ratio, and basin shape. These parameters serve as the model concepts. The physical devices used in this study included IRS satellite images, topographic maps, geological maps, and a geographic information system. To conduct the research, a digital evaluation model was designed for the study area using SRTM10m topographic data. Then, by means of the ARCMAP software, streams were delineated, the indices were measured, and statistical analyses were performed of the parameters. The results were obtained in the form of a map. The results of the data analysis according to the geomorphological indexes and the use of physical tools show that the tectonic activities in the area are moderate. Calculation of 10 geomorphic parameters in the study area represents a relatively active neotectonic activity in Semnan basin. According to the IAT index classification, Semnan basin can be placed in class 3 in terms of tectonic activities. The deep v-shaped valleys in the northern part of the region serve as evidence for such activities in the basin.
    Keywords: Morphotectonic indices, Geomorphological evidence, Tectonics, Semnan basin, Drainage
  • Mehran Maghsoudi, Mehdi Baharvand, Sedigeh Mahboobi, Zahra Khanbabaei, Abotaleb Mohammadi Pages 175-197
    In this article, we analyzed the morphology of barchans (crescentic sand dunes) using morphometric features of seven components of this landform in the west of the Loot desert near Pashoeyeh village. The components were height, width, length of the right side, length of the left side, length of the right wing, length of the left wing, length of the back slope, length of the slip face, width of the barchan, slope of the windward, slope of the slip face, and area of the barchan. These components were calculated and analyzed for all barchans. To do the calculations, we used the SPSS software. Also, topographic maps on the scales of 1:250000 and 1:50000, aerial photos and Google earth images were used. Barchan morphometry showed that, with a decrease of the slope, the elevation of the slip face reduces too. Our study also showed that the biggest barchan was the fifth one. The reason is the position and oldness of the biggest one. The smallest barchan was formed from a tributary of the main barkhan. It was young and had an asymmetric shape. Most of the barchans in the study area, because of topographic barriers on the right and the prevailing wind direction from north and north west, had asymmetric shapes, and their left arms were greater than their right arms. In terms of correlation, the components of barchans proved to be correlated by more than 95%. This suggests that the different parts of a bachan grow in harmony with one another in line with the wind direction in the area. Also, the size of a barchan is correlated to the growth rate of its components.
    Keywords: Barchan, Morphometry, Pashouviyh village, Loot desert
  • Ali Izadi, Seyed Amir Mohammad Alavizadeh Pages 199-227
    Organizations have to consider a variety of management mechanisms to adapt to rapid environmental changes. Empowerment is one of these mechanisms which plays a key role in modern organizations in the age of knowledge. Meanwhile, nowadays, rural administration is one of the newly-established organizations in rural areas. The purpose of this study is to investigate the role of psychological capabilities of rural administrators in the rural management and development process in Roshtkhar village. In this field study, 26 villages were selected and 26 rural administrations were considered as the sample population. Using the Cochran formula, 350 households were identified as the sample population. The questionnaires were randomly distributed based on the population and the size of the household in each village. The validity of the questionnaire was assessed by the professors of the Department of Geography and Rural Planning and a group of senior experts in the Roshtkhar governorship. The coefficient of validity of the questionnaire was considered 0.85 for various (economic, social, environmental, developmental) aspects (0.85), and it was found to be 0.89 for the psychological capability aspects using the Cronbach's alpha coefficient. The data were analyzed using t-test in SPSS software and AmosGraphics software. The results indicate that psychological empowerment has a positive effect on improving rural management and development processes. Also, from the perspective of the sample population, the psychological capabilities of rural administrators in the developmental dimension with the t value of -34.05 were lower than the average. On the other hand, it was determined that the greatest effects of the psychological empowerment of rural administrators on rural development in Rastkhahr rural districts were related to the feeling of trust. The factor was at 0.662. Therefore, it is concluded that rural administrators who have higher levels of psychological empowerment have better performance in rural management and development.
    Keywords: Psychological empowerment, Rural administrators, Rural Development, Roshtkhar
  • Mohammad Hassan Sadeghi Ravesh, Hassan Khosravi Pages 229-254
    Desertification is one the main problems of arid and semi-arid ecosystems in the world. The rapid growth of human population and excessive exploitation of resources have exacerbated the negative consequences of this phenomenon, such as poverty, diseases and human growth inequalities. So, In order to control and reduce desertification, presenting important strategies based on all the effective factors is necessary. This paper aims to provide a systematic and optimal de-desertification approach in a group decision-making model. For this aim, within the framework of multi-attribute decision-making procedure, a decision matrix was obtained by Delphi method. Then, the approach priority was determined by principal factor analysis. Based on the results, among 40 investigated strategies and 16 criteria, the strategies of development and reclamation of plant cover (A23), change of irrigation patterns (A33), prevention of improper change in land use (A18), and control of using groundwater sources (A31) were selected with the priority rates of 0.6122, 0.5102 and 0.4391 respectively. Thereby, they were introduced as the most important strategies to deal with desertification in the study area. The results and the ranks obtained in this study can be considered in projects of controlling or reducing the effects of desertification and in the plans for rehabilitation of degraded lands.
    Keywords: De-desertification, Multi-attribute decision making, Multivariate data analysis, Pairwise comparisons, Principal factor analysis