فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال دهم شماره 4 (پیاپی 40، زمستان 1397)
  • سال دهم شماره 4 (پیاپی 40، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • فریدون الهیاری *، مرتضی نورائی، احمد بوستانی صفحات 1-17

    شهر یاسوج با نیم قرن پیشینه تاریخی نمونه مهمی برای مطالعه و بررسی تحولات پرشتاب اجتماعی و حیات شهری در ایران جدید است و رویکردهای تاریخ نگاری محلی فرصت و امکان شناخت ابعاد مختلف حیات و تحولات این شهر را فراهم می کند. یاسوج روستایی از توابع تل خسرو بود که در سال 1342ش/1963م، پس از قیام عشایر جنوب، حکومت پهلوی آن را به مرکز فرمانداری کل کهگیلویه وبویراحمد تعیین کرد و اداره های دولتی در آن مستقر شدند. مدیران این اداره ها همه غیربومی بودند و ساکنان اولیه شهر نیز پیله ورانی بودند که از شهرهای دیگر به یاسوج مهاجرت کرده بودند. ورود و مهاجرت این گروه ها به یاسوج و تعامل آنها با جامعه عشایری و روستایی پیرامون، فرآیندی پر از تغییر و تحول را در این منطقه آغاز کرد.
    این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و مصاحبه های شفاهی، نقش مهاجران غیربومی را در تحولات یاسوج بررسی می کند. در این مقاله پس از مقدمه، فرآیند و عوامل شکل گیری شهر یاسوج، گروه های شغلی و ترکیب آنها و نیز نهادهای شهری و نقش آنها در گسترش شهر واکاوی می شود.
    کلیدواژگان: یاسوج، مهاجران غیربومی، فرمانداری کل، حکومت پهلوی، بویراحمد
  • بدرالسادات علی زاده مقدم *، ظهراب هاشمی پور صفحات 19-37
    ارامنه از اقلیت های تاثیرگذار در حیات اقتصادی و تجاری ایران در دوره های مختلف به شمار می آیند. در این میان، بنادر خلیج فارس و به ویژه بندر بوشهر و گمرگ آن ازجمله عرصه هایی بود که ارامنه در دوره قاجار نقش فعالی در آن داشته اند. در دوره قاجار بوشهر قطب اقتصادی ایالت فارس محسوب می شد و همچنین یکی از دروازه های مهم ورود و خروج کالا و ارتباط ایران با دیگر کشورهای جهان بود. از این رو گمرگ بوشهر یکی از نهادهای فعال اقتصادی این برهه بود. هدف اصلی این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی و برپایه منابع کتابخانه ای تنطیم شده است پاسخ به این پرسش مهم است که نقش ارامنه در گمرک بوشهر در دوره قاجار چگونه بوده است. بررسی شواهد گویای آن است که نیروهای ارمنی از زمان شکل گیری نهاد گمرک در بوشهر تا زمان اوج فعالیت های اقتصادی این نهاد در دوره قاجار مصدر خدمات مهمی بودند. در این دوره، ارامنه ضمن سروسامان دادن به اوضاع گمرگ بوشهر و توسعه و تجهیز آن، در راستای مبارزه با قاچاق کالا و گسترش شعبه های گمرگ و نظارت بر عملکرد این شعبه ها و آموزش کارمندان آن عهده دار خدمات عمده ای در بوشهر بودند. علاوه بر این، به لحاظ فرهنگی نیز ارامنه بوشهر با ارائه طرح های ابتکاری در راستای استفاده از امکانات گمرک برای استمرار فعالیت موسسه های آموزشی در بوشهر و دیگر بنادر جنوب ایران، در این حوزه نقش درخور توجهی داشته اند.
    کلیدواژگان: گمرک، ارامنه، بوشهر، دوره قاجار
  • داود رنجبران* صفحات 39-60
    روش روایتگری مستشرقان از تاریخ پیامبر اسلام، از قواعد و ضوابط نانوشته و پذیرفته شده ای تاثیر پذیرفته و با اثرپذیری از تفسیر برخی مستشرقان یهودی شکل گرفته و به مرور زمان، به گفتمانی حاکم تبدیل شده است. هدف مقاله حاضر بررسی و نقد مولفه های گفتمان یهودی در مطالعات تاریخ پیامبر است. این پژوهش تلاش می کند با بررسی برخی از مولفه ها، رابطه و چگونگی پشتیبانی و پیوند بین آنها را با روش تحلیل گفتمان، براساس نظریه میشل فوکو1 (Michel Foucault) واکاوی کند. برخی مولفه های اصلی گفتمان یهودی که در این مقاله بررسی می شود عبارت اند از: اعتبارزدایی مستشرقان از منابع تاریخی اسلام؛ تاکید بر نظریه اخذ و اقتباس؛ بشری بودن آیه های قرآن؛ اسطوره انگاری مسلمانان؛ نحوه به کارگیری مولفه ها در متون و اسناد شرق شناسی.
    کلیدواژگان: تحليل گفتمان، اعتبارزدايي از منابع، پيامبر اسلام، شرق شناسي، اخذ و اقتباس
  • عباس زارعی مهرورز* صفحات 61-78

    کارگزاری های وزارت خارجه به منظور مقابله با گسترش نفوذ قدرت های بزرگ، در شهرهای استراتژیک تاسیس شدند. اوایل سده بیستم میلادی/چهاردهم قمری، آخرین سال های فعالیت کارگزاری در سراسر کشور به شمار می رود. سال هایی که مهم ترین دوران حیات این تشکیلات نیز بود. کارگزاری کردستان یکی از کارگزاری های پرمشغله در این عصر بود. وظایف این کارگزاری بسیار متنوع بود و به طور تقریبی تمام مسائل حقوقی، سیاسی، اجتماعی و نظامی محلی را دربرمی گرفت؛ مسائلی مانند رابطه با کنسول های کشورهای خارجی در کردستان، اتباع خارجی، اقلیت های دینی، هماهنگی با مقامات محلی و….
    مقاله حاضر بر آن است عملکرد کارگزاری کردستان را در مهم ترین مسائل و موضوعات ایالت، یعنی روابط با قدرت های بزرگ به ویژه شهبندری عثمانی، دیوان سالاران محلی، عشایر، ملل متنوعه (اقلیت های دینی) و تابعیت بررسی کند. پرسش مقاله این است که آیا کارگزاری کردستان، باتوجه به اوضاع ایالت، در امور محوله خود توفیق یافت و همچنین، تعامل ها و روابط آن با قدرت های محلی بر چه پایه ای بود. این پ‍ژوهش با رویکرد تاریخی و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و به طور عمده برپایه اسناد وزارت امور خارجه (ساوخ) نوشته شده است. نتایج پژوهش از آن حکایت می کند که کارگزاری کردستان در پیش بردن اهداف دولت مرکزی در ایالت باز ماند.
    کلیدواژگان: کارگزاری امور خارجه کردستان، دولت مرکزی، عثمانی، قدرت های خارجی
  • ولیاللهقهرمانی اصل، ناصر صدقی *، میر اسداللهصالحی پناهی، شهرزاد ساسان پور صفحات 79-97
    نظریه پخش ازجمله نظریه هایی است که موفق شده است علت های گسترش بیشتر انقلاب های سیاسی، اجتماعی، کشاورزی و فناوری را براساس مولفه های خویش توضیح دهد. در ایران این نظریه بیشتر در حوضه نحوه تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر کشورهای مسلمان ارزیابی شده و وارد حوزه طبی نشده است. داده های این نوشتار از منابع کتابخانه ای و تارنماهای معتبر جمع آوری شده و به روش توصیفی تحلیلی بررسی و نقد شده است. هدف این نوشتار پاسخ به این پرسش است که آیا نظریه پخش قدرت شرح و بیان نحوه گسترش طب نوین در ایران عصر قاجار را دارد و اگر چنین است قابلیت های توضیح آن به چه نحوی خواهد بود. برای پاسخ دهی فرض بر این شد نظریه پخش تاکنون موفق شده است علت های گسترش بیشتر انقلاب ها را در چارچوب مولفه های خویش قرار دهد؛ بنابراین قادر است تحولات پزشکی ایران را نیز توجیه کند. در ادامه عواملی نظیر اطبا خارجی، اعزام دانشجو به خارج، موسسه های صحی و درمانی، تاسیس دارالفنون ها، واکسیناسیون، قرنطینه و برخی عوامل دیگر در قالب سه نوع پخش جابه جایی، سلسله مراتبی و سرایتی بررسی شدند؛ همچنین عواملی نظیر مخالفت مردم و اطبا، کمبود بودجه، فقر، اطمینان نداشتن به خارجی ها و برخی عوامل دیگر در حکم موانع در چارچوب نظریه یادشده ارزیابی و تحلیل شدند. حاصل سخن، فرضیه مدنظر را تایید کرد.
    کلیدواژگان: هاگراسترند، گسترش طب نوین، نظری? پخش، عصر قاجار
  • جعفر نوری* صفحات 99-113
    منصب سپهسالار عالی ترین مقام نظامی حکومت سامانیان و درواقع، فرمانده لشکریان سامانی بود. در دوره نخست حکومت سامانیان که دوران اقتدار امیران سامانی بود، یعنی از زمان امیر اسماعیل تا زمان امیر نصر (279تا331ق/893تا942م) ، سپهسالاران در تحولات نقش کم رنگی داشتند؛ اما از دوران امیر نوح تا سقوط حکومت سامانی که دوران ضعف و انحطاط سامانیان محسوب می شود، به علت ازدیاد قدرت و نفوذ سپهسالاران، در تحولات و مناسبات قدرت حکومت سامانیان آنها به مهم ترین رکن تبدیل شدند. درواقع در این دوره، سپهسالاران علاوه بر حوزه اختیارات خود، یعنی مدیریت و فرماندهی ارتش سامانی، در اموری همچون منازعات و چالش های جانشینی و نیز عزل و نصب وزیران دخالت می کردند. پیامد این دخالت ها نابسامانی و آشفتگی امور و درنهایت، تضعیف حکومت سامانی بود. علاوه بر آن سپهسالاران با استمداد از آل بویه، در روند موضع گیری علیه امیران و وزیران سامانی، زمینه دخالت آل بویه را در امور داخلی سامانیان فراهم کردند و ضربه های نهایی را بر پیکره حکومت سامانی وارد کردند. باید در نظر گرفت که در تداوم روند رو به افول قدرت سامانیان، از اواسط عمر این سلسله تا پایان آن، سپهسالاران بیشترین سهم را داشته اند؛ بنابراین در این پژوهش نقش و تاثیر سپهسالاران در افول تدریجی و سرانجام سقوط حکومت سامانی ارزیابی می شود و به روش توصیفی تحلیلی صحت این گزاره سنجیده می شود.
    کلیدواژگان: سپهسالاران، سقوط سامانیان، امیران سامانی، وزیران، آلبویه
  • اسد الله زاغیان، فیض الله بوشاسب گوشه* ، سهیلا ترابی فارسانی صفحات 115-133

    شورش شیخ عبید الله شمزینی، به مثابه یکی از بحران های مهم سیاسی اجتماعی دوره قاجار، از زوایای گوناگون شایان تامل است. این شورش در سطح عالی ترین مقام های حکومت ایران واکنش هایی در پی داشت. عمر شورش شیخ عبید الله کوتاه بود؛ ولی باتوجه به زمینه ها و ابعاد و پیامدهای داخلی و خارجی آن، از وقایع مهم اواخر دوران ناصری محسوب می شود. بررسی اسناد دوره موضوع بحث نشان می دهد برای ایران، مسائل مربوط به شیخ عبید الله بسیار مهم بود و ذهن دولتمردان قاجار را به خود مشغول کرده بود.
    این نوشتار از زاویه تحلیل عملکرد دولت مرکزی و حاکمان محلی آذربایجان در رویارویی با شورش شیخ عبید الله شمزینی (1297و1298ق/1880و1881م) ، به موضوع نگریسته و توصیف و تحلیل رویدادها به روش کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عملکرد نیروهای نظامی که برای مقابله با شورشگران به کار گرفته شد بر مهار بحران چه تاثیری گذاشت. به نظر می رسد بخش عمده ای از ناکارآمدی حکومت در مدیریت بحران شیخ عبید الله را باید در ضعف عملکرد و مدیریت غلط دولت مرکزی و شخص ناصرالدین شاه قاجار، در مقام عالی ترین مدیر بحران، دانست. تعامل ضعیف بین دولت مرکزی با حکومت آذربایجان و ضعف ساختاری و کارکرد نادرست دستگاه های مرتبط، ازجمله قوای دولتی، از دیگر مولفه های ناکارآمدی در مدیریت این بحران است.
    کلیدواژگان: ناصرالدین شاه، میرزاحسین سپهسالار، نیروهای نظامی، شیخ عبید الله
|
  • Fereydon Allahyari*, Morteza Nouraei, Ahmad Boustani Pages 1-17
    ]
    The city of Yasouj, with a half-century of historical background, is an important example for studying quick social and urban developments in modern Iran, where local historiography approaches provide the opportunity to recognize the different dimensions of life and the changes in this city. Yasouj was a village of Tel-Khosrow, which was considered in 1342 as the government center of Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad province by the Pahlavi government after the uprising of the tribes in the south and the government offices were located there. The directors of these departments were all non-native, and the primary residents of the city were also itinerants who migrated from other cities to Yasouj. The arrival and emigration of these groups to Yasouj and their interactions with the tribal and nomadic communities around the region have begun a changing process in this region. This paper, by a descriptive-analytical method and based on library and documentary sources and oral interviews, examines the role of non-native immigrants in Yasouj's evolutions. In this article, after the introduction to the process and factors of the formation of the city of Yasouj, the occupational groups and their combination of urban institutions and their role in the development of the city have been addressed.
    Keywords: Fereydon Allahyari*, Morteza Nouraei, Ahmad Boustani , Yasouj, Non-native Immigrants, The Governor General, The Pahlavi Regime, Boyer-Ahmad
  • Badrosadat Alizadeh moghadam*, Zohrab Hashemipoor Pages 19-37
    Armenians are considered among the effective minorities in Iranian economic and commercial life in different eras. Persian Gulf seaports, especially the port of Boushehr and its customs office were among the places, where Armenians had active roles in it during the Qajar era. In addition to being the economic forum of the state of Fars, in Qajar era, Boushehr was considered as one of the most important importing and exporting gateways and Iranian connection sites with other countries of the world. Therefore, Boushehr customs office was one of the most active economic institutions in that era. The main aim of this research, which is organized by descriptive-analytical basis and conducted via library resources, is to answer the important question regarding the roles of Armenians in Boushehr customs office, in the Qajar era. Analysis of the evidences indicates that Armenians were on the top of prominent occupations from the establishment of the customs office in Bouhehr up to the peak of economic activities of that establishment in Qajar period. While organizing the situations in Boushehr customs office, equipping and developing it in that era, Armenians dealt with fighting against smuggling of goods, developing the customs office branches, and supervising the performances of those branches, as well as training and instructing the relevant staff. Moreover, through presenting initiating plans for utilizing the customs office facilities, Armenians played a considerable role for the continuation of the activities of the institutes in Boushehr and other ports in the south of Iran
  • Davod Ranjbaran* Pages 39-60
    The orientalists’ method of expressing the history of the prophet of Islam influenced by unwritten and accepted rules and through time, this method became a major discourse and was influenced by the interpretation of some Jewish Orientalists. The aim of this paper is to examine the components of Jewish discourse in the studies of the history of the Prophet of Islam. In addition, based on Michel Foucault's theory, it tries to analyze these components and the relationship between them. Some of the main components of Jewish discourse that are discussed in this paper are discredit Islamic historical sources, the emphasis on the theory of adoption and adaptation, non-divine nature of the Quran, Muslim’s illusions, and the method of using the components in the Orientalism’s texts and documents.
    Keywords: Discourse Analysis, Discredit Historical Sources, the Prophet of Islam, Orientalism, Adoption, Adaptation
  • Abbas Zarei Mehrvarz* Pages 61-78

    Foreign ministry agents have been established to counter the expansion of the influence of major powers in strategic cities. The early twentieth century is considered as the last years of agencies around the country; meanwhile, is the most important period of the life of this organization. Kurdistan agent was one of the busiest agents in this era and its duties were very varied and almost covered all the local legal, political, social and military conditions, such as relations with the foreign countries consulates in Kurdistan, foreign Citizens, religious minorities, coordination with local authorities, etc.
    The Kurdistan agent duties was very varied and almost covered all the local legal, political, social and military conditions, such as relations with the foreign countries consulates in Kurdistan, foreign Citizens, religious minorities, coordination with local authorities, etc.
    This article tries to study the Kurdistan agent performance in the most important issues of the province; relations with the great powers, especially the Ottoman Shahbandari, the local bureaucrats, tribes, the religious minorities and citizenship. The article’s question is whether the Kurdistan agent succeeded in the affairs of the state, considering situation of the state? Also, what was the basis of its interactions and relations with local authorities? This study is written with a historical approach, based on an analytical descriptive method and mainly based on the foreign affairs ministry archive. The results of this study indicate that the Kurdistan agent was incapable of achieving the goals of the central government in the state
    Keywords: The Foreign Affairs agents in Kurdistan, Iranian central government, Ottoman, The Foreign Powers
  • Valiulah Qahremaniasl, Naser Sedghi*, Mir assad ollah Salehi Panahi, Shahrezad Sasanpur Pages 79-97
    Diffusion theory is one of the theories that can explain the causes of the spread of most political, social, agricultural and technological revolutions based on their components. In Iran, this theory is further evaluated in the basis of how the Islamic Revolution influences Muslim countries, but is not included in the field of medicine. The purpose of this descriptive-analytic paper, which is based on library resources and valid websites, is to answer this question: Has diffusion theory the power of explaining how the spread of modern medicine is in Iran during Qajar era? And if so, how will it be explained? To answer the question, this hypothesis was presented: since diffusion theory has so far been able to expose the reasons for the spread of most revolutions within the framework of its components, it can justify medical developments in Iran. Further, factors such as: foreign security, sending students abroad, health and medical institutions, the establishment of educational institutions, vaccinations, quarantines and some other factors in the form of three types of diffusion relocation, hierarchical, and contagious, and factors such as: people with disabilities, lack of funds, poverty, uncertainty for foreigners and some other factors were considered as barriers within the framework of the above-mentioned theory. The result of this hypothesis is confirmed.
    Keywords: Hager Strand, Development of Modern Medicine, Diffusion Theory, Qajar era
  • jafar nouri* Pages 99-113
    Sepahsalar's (Separatists) position was the highest military authority in the Samanid regime, and in fact the commander of the Samanid militia. In the first chapter of the rule of the Samanids (from Amir Ismail to Amir Nasr 279-331 AH), which was the era of the authority of the Samanid emirs, they had a dim role in the changes. But, from the time of the Noah until the fall of the Samanid regime, which is the era of weakness and degeneration of the Samanids, Separatists became the most important pillar of power and power relations in the rule of the Samanids due to the expansion of power and influence. In fact, during this period, in addition to their authority, the command and control of the Samanid army, they intervened in matters such as the conflicts and the challenges of succession, dismissal and installation of ministers. The consequence of these interferences was turmoil and, finally, the weakening of the Samanid government. In addition, with the help of Buyids, the Separatists provided Buyids with interference in the internal affairs of the Samanids and imposed final blows on the body of the Samanid regime. In this research, the attempt is made to consider and evaluate the role and effect of the Separatists in the gradual decline and, eventually, the collapse of the Samanid regime. Therefore, using a descriptive-analytical method, the validity of this proposition is measured, which played the greatest role in the continuation of the declining trend of the Samanids from the middle of this dynasty to the end by the Separatists.
    Keywords: Separatists, The Fall of Samanids, Samani Emirs, Ministers, Buyids
  • Asadollah Zaghian, Feizollah Boushasb*, Soheyla Torabifarsani Pages 115-133

    Sheikh Obeidollah Shamzini’s rebellion is considered as one of the most renowned political and social crises in Qajar Era, due to its being multi façade. This rebellion at the highest levels of government in Iran led to reactions. Although the life of Sheikh Obeidullah's rebellion was short, it was considered one of the most important events of the late Naseri Era, given its background and its internal and external dimensions. The examination of the documents of the period under discussion shows that the issue related to Sheikh Obeidullah was very important for Iran and the mind of the Qajar statesmen was involved. This article focuses on the issue of analyzing the performance of the central government and local rulers of Azerbaijan in confronting the rebellion of Sheikh Obeidollah Shamzini (1298-1297 AH / 1881-1880 AC) and describing and analyzing the events in a library and documentary way. The main question of this research is that, considering the use and function of the military forces used to deal with the insurgents, how did they influence the containment of the crisis? Here, it is assumed that deficiency on state part in this case is attributed to lack of organizational management and the king, Nasser al-Din Shah, himself in facing such events. The weak association between central government and ruling authorities in Azarbaijan, in addition to deficiency in organizational structure and management, and wrong conduct of affiliates constitute the failure in controlling these crises
    Keywords: Nasser al-Din Shah, Mirza Hossein Sepahsalar, the Militia, Sheikh Obeidollah