فهرست مطالب

  • پیاپی 25 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/02
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سروش امیری * صفحات 8-28

    انقلاب یکی از پدیده های نادر، جذاب و پیچیده اجتماعی می باشد که تبیین آن متضمن در نظر گرفتن وجوه متعدد و متنوع دخیل در ظهور آنست. در اینجا و با توجه به موضوع، صرفا بر وجوه فرهنگی انقلاب اسلامی اشاره خواهد شد. اصولا انقلابها در بستر و موقعیت خاصی حادث می‏ شوند. در وقوع وضعیت انقلابی، بیداری، بسیج سیاسی توده ‏ها، تحرک اجتماعی، مشروعیت‏زدایی از نظم سیاسی پیشین و طراحی نظم مشروع و مطلوب و استقرار نظام مردمی و انقلابی، ایدئولوژیهای انقلابی به عنوان موتور حرکت انقلاب عمل کرده است.
    هدف این تحقیق ضمن بررسی اهمیت انقلاب ایران به مقایسه آن و کشورهای عربی با توجه به ویژگی های انقلاب پرداخته و در نهایت به تاثیری که انقلاب ایران بر جریان بیداری اسلامی و اهمیتی که تشیع و رهبری در پیروزی انقلاب دارد،پرداخته شده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی در صدد پاسخ به این سوالات است که عامل و ویژگی اصلی انقلاب ایران کدام بوده است که تاثیر مهمی را بر انقلاب عربی به جا گذاشته است؟ و وجه تشابه و تفاوت انقلاب اسلامی ایران و با انقلاب کشورهای عربی در چه مواردی می باشد؟
    نوع تحقیق حاضر توصیفی و تحلیلی است که بر اساس ویژگی های انقلاب به اهمیت مفهوم انقلاب ایران و تاثیری که بر بیداری اسلامی دارد به تحلیل بحث پرداخته شده است. با توجه به ماهیت و نوع موضوع مورد مطالعه، گردآوری اطلاعات از روش‎ های گوناگون و بر مبنای روش کتابخانه ای و اینترنتی صورت پذیرفته و تجزیه و تحلیل یافته‎ ها نیز عمدتا با شیوه تحلیل کیفی انجام پذیرفته است.
    کلیدواژگان: انقلاب، بیداری اسلامی، رهبری، ایدئولوژی، توده مردم، تغییر وضع موجود
  • محمد صالح تسخیری *، رضا موسی زاده، مسعود علی زاده صفحات 29-53
    خاص گرایی به وضعیتی اطلاق می شود که در آن، یک دولت یا موجودیت فعال در حقوق بین الملل برای پیاده سازی ارزش ها و پیگیری اهداف خود، به صورت مکرر و هدفمند، اقداماتی را بر خلاف قواعد عمومی حقوق بین الملل انجام دهد. با توجه به گسترش این پدیده در حقوق بین الملل، کسب تصویری درست از آن، نیازی روزافزون به حساب می آید. در این نوشتار ضمن تبیین دلایل بروز خاص گرایی حقوقی، ویژگی هایی همچون نقض مکرر و نظام مند حقوق بین الملل، تاکید بر دوگانگی و حاکمیت گرایی به عنوان شاخصه های رفتاری خاص گرایان، مورد بررسی قرار گرفته اند. دولت یا موجودیت خاص گرا با استفاده از شیوه هایی همچون استفاده از تعبیر جایگزین، به کار بستن معیارهای دوگانه و معافیت گرایی، رویکردی خاص گرایانه نسبت به حقوق بین الملل اتخاذ می کند. نوشتار پیش رو پس از پرداختن به شیوه های یادشده، به مسئله چندپارگی حقوق بین الملل به عنوان نتیجه خاص گرایی حقوقی می پردازد و در پایان پیشنهاداتی را برای سیاست گذاران دولت جمهوری اسلامی ایران در قبال این مسئله، ارائه می دهد. به نظر می رسد با توجه به فراگیر شدن این پدیده در حقوق بین الملل، دولت ایران باید «نظریه خاص گرایی» مخصوص به خود را منطبق با وضعیت، منافع و آرمان های ایران طراحی کند و منطبق با چارچوب های حقوقی به آن سامان بخشد. این نظریه ضمن درنظر گرفتن شیوه ابتکار عمل ایران در استفاده از ظرفیت های خاص گرایی، چگونگی اتخاذ موضع و تصمیم گیری در قبال خاص گرایی دیگر دولت ها را نیز باید مورد توجه قرار دهد. ضروری است که نهادهای حقوقی و دیپلماتیک ملی، ضمن کسب شناخت مناسب از خاص گرایی حقوقی، با ارائه نظرات رسمی کارشناسی شده و تولید ادبیات حقوقی در این زمینه، نقش فعالانه ای را در هدایت و راهبری آن، ایفا کنند.
    کلیدواژگان: خاص گرایی حقوقی، عام گرایی حقوقی، معافیت گرایی حقوقی، حاکمیت گرایی، نسبیت گرایی، چندپارگی حقوق بین الملل
  • سید روح اله دهقان باغی*، کرم سیاوشی، مهدی احمدی صفحات 55-72
    ظهور انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینیv هم‌­گرایی­‌ها و واگرایی­‌هایی را با خود در سراسر جهان و خصوصا در عالم اسلام به دنبال داشت. هم‌­گرایی‌‌ با انقلاب را می­‌توان در اثرگذاری بر بخش قابل توجهی از امت اسلام مشاهده نمود. واگرایی‌­ها نیز عموما در ارتباط با غرب و در میان کشورهای اسلامی با تفکر وهابی صورت گرفته است. سعید حوی دانشمند معاصر سوری و از رهبران اخوان المسلمین سوریه است که در اوایل انقلاب در زمره رهبران اخوانی و برای عرض تبریک پیروزی انقلاب، با امام خمینیv ملاقات نموده؛ لکن در گذر زمان به موضع تقابل و دشمنی با انقلاب و رهبر آن رسیده و به طرق گوناگون ضدیت خود را با انقلاب و مذهب تشیع به اوج رسانده است! پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با شرح و استنطاق گزاره­‌های تاریخی، ضمن واکاوی نحوه تعامل سعید حوی با انقلاب اسلامی و رهبری آن، دلایل تغییر موضع وی را تحلیل نموده و برای نخستین بار تعامل پر فراز و فرود یکی از شخصیت­‌های سیاسی - دینی جهان اسلام در ارتباط با انقلاب اسلامی را مورد طرح و تحلیل قرار داده است. در پرتو نتایج این پژوهش، دیگر اختلافات و واگرایی­‌ها میان امت اسلامی نیز قابل شناخت و ردیابی است. این پژوهش، تضاد شخصیتی سعید حوی، که ناشی از اندیشه سلفی، مرام صوفیانه و مواجهه منفعت طلبانه او است را عامل تقابل و عناد وی با انقلاب اسلامی ایران معرفی می‌­کند.
    کلیدواژگان: اخوان المسلمین، امام خمینی?، انقلاب اسلامی ایران، سعید حوی، هم -گرایی
  • محسن رضائی جعفری، علی رضا آقاحسینی *، علی علی حسینی، محمدرضا ده شیری صفحات 73-96
    جهانی شدن، مظهر دوره ای از دگرگونی و تحولات اساسی در زندگی انسان هاست که بر همه عرصه های اجتماعی و با ابعاد متفاوت تاثیر گذاشته است. درباره مفهوم جهانی شدن، تفسیرهای متفاوتی وجود دارد که منبعث از روش ها و گفتمان های خاصی است و نوع مواجهه کشورها و فرهنگ ها با یکدیگر را ترسیم می کند. غرب و ایالات متحده آمریکا به مثابه بازیگران کلیدیدر عصر جهانی شدن، برمبنای نگرش منحصر به فردی که به این مفهوم دارند، می کوشند تفسیر معین و مشخصی از جهانی شدن عرضه کنند که همه روایت های دیگر را به حاشیه می برد و خود به مرجع راستی آزمایی در مواجهه با تفسیرهای متقابل و رقیب تبدیل می شود. این نگاه آمریکا که با امکانات هرمنوتیک روش شناختی قابلیت فهم و توضیح پیدا می کند، به مفهوم و معنای موردنظر مولف (غرب) باور دارد و وجود تفسیرهای متکثر را رد می کند. سوال اصلی مقاله این است که براساس امکانات هرمنوتیک روشی، مبانی تفسیر ایالات متحده آمریکا از جهانی شدن کدام است واین تفسیر چه تاثیری بر مواجهه این کشور با انقلاب اسلامی دارد؟ فرضیه مقاله باور دارد که «ایالات متحده آمریکا براساس سه اندیشه استثناگرایی، پایان تاریخ و جنگ تمدنها، حامل تفسیری تک بعدی و معین از جهانی شدن است که در نزد منتقدان به جهانی سازی معروف شده است. در مواجهه با این تفسیر تحمیلی و سلطه جو، انقلاب اسلامی با به چالش طلبیدن آموزه های لیبرال سرمایه داری و آمریکا، نگرشی چند بعدی و کثرت گرایانه به جهانی شدن دارد و به تعاملی عزت مندانه و سازنده با دیگر ملت ها و فرهنگ ها می اندیشد».
    کلیدواژگان: هرمنوتیک روشی، جهانی سازی، جهانی شدن، آمریکا، انقلاب اسلامی
  • مدیر کتابی *، داود سبزی، علی رضا شیخ محمدی صفحات 97-119
    مسئله: با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در سایه تعالیم تشیع و تحت رهنمودهای امام خمینی تلاش در جهت تحقق مردم سالاری آغاز گشت و بر همین اساس ضرورت طرح نظریه برای رهنمونی درکنش سیاسی مطرح گردید وتلاش های متعددی در خصوص بررسی چیستی و چگونگی مردم سالاری دینی صورت گرفت. اما همچنان بسیاری از ابعاد این مسئله مبهم و نیازمند تحقیق و پژوهش است. در این میان مهمترین بعد بحث ارتباط مردم سالاری با بومی سازی و اقتضائات زیست محیطی است.
    هدف
    هدف از این پژوهش نسبت سنجی میان تحقق گفتمان بومی مردم سالاری دینی و تاثیر آن بر توسعه سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران است. برهمین مبنا نیز اینکه گفتمان مردم سالاری دینی چه شاخصه های متمایزی از جمهوریت در مفهوم کلاسیک خود دارد که توانسته است در فرهنگ سیاسی ما استیلا یابد مورد تحلیل قرار خواهد گرفت. سوال: با توجه به نقش محتوایی دین در گفتمان مردم سالاری دینی از منظر امام خمینی، ارتباط آن با توسعه و رشد سیاسی چگونه می تواند مورد تبیین و بررسی قرار گیرد؟
    روش
    روش این پژوهش از نوع تحلیلی - تبیینی است و در گروه پژوهشهای نظری راهنمای عمل قرار می گیرد.
    یافته ها
    با توجه به اینکه توسعه اسلامی به معنای توسعه انسان و رسیدن به مقام و منزلت انسان کامل و بهبود محیط مادی و فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به مثابه مفهومی فراگیر بوده و ابعاد اخلاقی، معنوی و مادی را در بر می گیرد. از این رو، در گفتمان مردم سالاری دینی، توسعه، فعالیتی هدفمند و ارزش محور و دینی - انسانی تلقی می شود که هدف از آن، افزایش آسایش و آرامش انسان در تمامی ابعاد وجودی است لذا چنین گفتمانی می تواند زمینه ساز توسعه سیاسی در تمام ابعادش گردد.
    کلیدواژگان: مردم سالاری دینی، گفتمان، جمهوریت، اسلامیت، توسعه سیاسی
  • حمید سعیدی جوادی *، علی اکبر امینی، محمد رضا مایلی، سید محمدناصر تقوی صفحات 121-151
    جریان شناسی نواندیشی دینی و به ویژه فقه سیاسی شیعه در ایران یکی از مهم ترین موضوعات در قلمرو اندیشه سیاسی اسلام و همچنین تاریخ اندیشه سیاسی در ایران معاصر است. با شروع عصر جدید در تاریخ اروپا تدریجا امواجی از نوگرایی و آزاد اندیشی در ایران وزیدن گرفت که از آن جمله ورود مفاهیم جدید سیاسی و تاثیرات آن بر عالمان دینی بود در چنین اوضاع و احوالی طیفی از علماء بویژه فقیهان شیعه در ایران به حسب عقلانیت نهفته در اندیشه های نوظهور و وارداتی غربی واکنش هایی مثبت و رویکردی همدلانه از خود بروز دادند که می توان با عنوان سرآغاز نواندیشی دینی از آن یاد نمود. نقطه اوج این فرایند جنبش مشروطه خواهی و دفاع برخی مراجع و علماء شیعی همچون آخوند خراسانی، عبدالله مازندرانی، میرزای نائینی و شیخ اسماعیل محلاتی از آن می باشد. تلاش این افراد در راستای سازگاری بخشیدن میان اندیشه های جدید غربی با فقه اسلامی، منجر به ارائه طرحی از حکومت مشروطیت گردید که تا حد بی سابقه ای با اصول و مبانی شرعی منطبق بود. بررسی حاضر با مرور اجمالی بر فرایند نواندیشی در عصر مشروطه خواهی و تاکید بر جایگاه شیخ اسماعیل محلاتی درصدد برآمده تا چشم اندازی مناسب و هر چند محدود در این خصوص ارائه نماید.
    بررسی حاضر با مرور اجمالی بر فرایند نواندیشی در عصر مشروطه خواهی و تاکید بر جایگاه شیخ اسماعیل محلاتی درصدد برآمده تا چشم اندازی مناسب و هر چند محدود در این خصوص ارائه نماید.
    کلیدواژگان: نواندیشی دینی، شیخ اسماعیل محلاتی، فقه سیاسی، مشروطه خواهی
  • ناصر فخاری*، هادی همتیان، لطف الله فروزنده دهکردی صفحات 152-182
    شرط لازم برای طراحی «الگوی اسلامیایرانی پیشرفت» ، شناخت منظومه فکری رهبر معظم انقلاب در این زمینه است. لیکن مطالعات پیشین نتوانسته اند مبتنی بر یک برنامه پژوهشی جامع، چارچوبی برای شناخت این منظومه فکری عرضه نمایند. این مقاله با بررسی روش های مختلف، مدل تلفیقی «برنامه راهبردی لاکاتوش» و «نظریه گفتمان» را به مثابه مدلی روش شناختی برای مطالعه و سازمان دهی اندیشه آیت الله خامنه ای به عنوان سند فرادستی طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ارائه نموده است. سپس مبتنی بر مدل ارائه شده و با بررسی تمامی بیانات و مکتوبات رهبر انقلاب از سال 1368 تا 1396 به روش تحلیل گفتمان، شاخص ها و گفتمان های کلان پیشرفت اسلامی ایرانی در تناسب و ترابط سه مفهوم پیشرفت، اسلامیت و ایرانیت، احصاء و طبقه بندی شده است.
    کلیدواژگان: آیت الله خامنه ای، پیشرفت اسلامی - ایرانی، توسعه، الگو، گفتمان
  • احسان کیانی *، محمد جعفر جوادی ارجمند صفحات 183-205
    در این پژوهش قصد داریم با بررسی بخشی از اسناد سفارت آمریکا که یکی از مهم ترین منابع اسنادی و کتابخانه ای تاریخ معاصر ایران می باشند، مذاکرات اعضای شاخص گروه نهضت آزادی ایران از یک سو و دکتر سید محمد بهشتی، عضو جامعه روحانیت مبارز تهران و دبیر کل حزب جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، با مسئولان و کارکنان سفارت آمریکا در تهران طی سال های 1357 و 1358 را مورد تحلیل قرار دهیم. آن چه در تحلیل محتوای این بخش از اسناد و مقایسه تطبیقی این دو با گفتمان های سیاست خارجی دریافت می شود؛ آن است که گروه اول با رویکردی ایدئولوژیک بر محورهای لیبرالیسم، دموکراسی و حقوق بشر تاکید دارند که برآمده از گفتمان ملی گرایی لیبرال در سیاست خارجی است که در دوران تسلط دولت موقت حاکمیت یافت. آن ها در مذاکرات پیاپی با سفارت آمریکا به دنبال جلب حمایت این دولت در عرصه سیاست داخلی ایران هستند تا رقیبان ایدئولوژیک مانند مارکسیسم را شکست دهند. ولی دکتر بهشتی از منظری عمل گرایانه، مصالح انقلاب اسلامی و منافع ملی را لحاظ می کند و با واقع بینی نسبت به محیط بین الملل بر اصول اساسی انقلاب یعنی استقلال از غرب و شرق، اتکا به نیروهای درونی و فقدان وابستگی خارجی و در عین حال رویکرد انتقادآمیز نسبت به روابط سابق آمریکا در ایران و تلاش نسبی و تدریجی برای رفع تنش های احتمالی مبتنی بر مصلحت اندیشی و واقع نگری، تاکید دارد که در چارچوب رهیافت مصلحت گرایی مرکزمحور از خرده گفتمان های اسلام گرایی انقلابی جای می گیرد.
    کلیدواژگان: انقلاب اسلامی، دکتر بهشتی، سفارت آمریکا، گفتمان سیاست خارجی، نهضت آزادی
  • سید سیاوش موسوی رکعتی، مهرداد جواهری پور * صفحات 207-224
    در این پژوهش کیفی که با روش هرمنوتیکی تهیه شده، سعی شده است تا به این سوال پاسخ داده شود که، نقش علما در تحولات معاصر جامعه ی ایران چیست؟ که برایند آن بدین قرار شد؛ در جریان جنگ های ایران و روس،قاجارها به علت ناامیدی از عوامل داخلی و خارجی،خواستار مشارکت علما در جنگ شدند. علما هم به خاطر دفع خطر تسلط بیگانگان بر جامعه ی مسلمین، فتوای جهاد صادر کردند. که مردم مشتاقانه و صمیمانه به فتوای آن ها پاسخ مثبت دادند. اما با این نگرش که مبادا، این پیروزی ها به نام علما ثبت شود، فرماندهان قاجار، عقب نشستند و عهدنامه های ننگینی را منعقد نمودند. اما، علما در برابر امتیازات عصر ناصری، در کنار مردم قرار گرفتند و با صدور فتوا، نخستین جنبش اجتماعی معاصر ایران را علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی رقم زدند. که زمینه ساز انقلاب مشروطه شد. علما در انقلاب مشروطه با قرائت جدید و تفسیر نو از دین،به مشروطه رسمیت بخشیدند تا اختیارات بی پایان شاه، اندکی در جامعه تقلیل یابد. در دوران پهلوی، علما در برابر سیاست غیر دینی کردن جامعه، توسط پادشاهان پهلوی ایستادند، بنابراین کشته، زندانی و تبعید شدند. سرانجام امام خمینی،توانست با الهام از جنبش تنباکو،انقلاب مشروطه،قیام چهل و دو، و برطرف نمودن ضعف اندیشه ی سیاسی علما، به مثابه ی ولایت فقیه، انقلاب بزرگ ایرانیان را به رهبری علما رقم بزند. در مجموع، علما در دوره ی قاجار، نقش اصلاحی را ایفاء کردند. آن ها در یک تقلیل جامعه شناختی، پادشاهان را به جای نایب امام، خواندند که این امر به مثابه ی کاهش اختیارت شاه در اموردنیوی و معنوی مردم بود. اما در دوره پهلوی،علما با نظریه پردازی مبنی برانتخاب شاه، توسط گروهی از علمای برجسته، نقش اپوزیسیون قدرت را بر عهده گرفتند. که این نقش، سرانجام به حاکمیت سیاسی علما و رهبری آن ها ختم شد.
    کلیدواژگان: قاجاریه، پهلوی، علما، شاه، رهبری
  • امین نوروزی مصیر، شریف لک زایی *، علی رضا گلشنی صفحات 225-242
    عدالت عنصری راهبردی است که همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است، می توان گفت که برداشت از این مفهوم و توجه به ریشه عدالت در همه بخش های خود وجه تمایز مکاتب فکری اندیشمندان در حوزه علوم مختلف بوده است. این تمایزات به دلیل نوع جهان بینی و انسان شناسی است. ازاین رو هدف مقاله حاضر بررسی عدالت سیاسی در اندیشه سیاسی آیت الله جوادی آملی و اندیشه سیاسی جان راولز می باشد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که عدال سیاسی در اندیشه آیت الله جوادی آملی به دلیل روش شناسی چند لایه ای، مطلق گرایی و توجه به انسان الهی دو بعدی، به مثابه حقیقت است که هرچه غیر از آن باشد باطل است و عدالت سیاسی متعالیه را به همراه دارد که از شدن انسان در مسیر کمال سخن می گوید. در حالی که عدالت سیاسی در اندیشه جان راولز متقدم و متاخر به دلیل تک لایه ای بودن روش شناسی،نسبی گرا و توجه صرف به ماده و تک بعدی بودن انسان و به مثابه انصاف است. عدالت سیاسی در هر دو شخصیت راولز ابزاری برای رسیدن به سود و قدرت است،به طورکلی برآیند عدالت سیاسی در اندیشه جان راولز، متدانیه می باشد.
    کلیدواژگان: عدالت سیاسی، حکمت متعالیه، عبدالله جوادی آملی، جان راولز، لیبرالیسم
|
  • suroush Amiri* Pages 8-28

    Revolution is one of the most rare, attractive and complex phenomena in societies, whose explanation involves taking into account the various and diverse aspects involved in its emergence. For the moment, and with regard to the subject, we will only point to the cultural aspects of the Islamic Revolution. Basically, revolutions are occurred in a particular context and situation. Some forces have always acted as engines of revolution: awakening, political mobilization of the masses, social mobilization, delegitimizing of the former political order and designing of a legitimate and desirable order, establishment of a popular and revolutionary system, and revolutionary ideologies.
    In this research, we will study the importance of the Iranian revolution and compare it with the Arab countries with regard to the characteristics of the revolution, and ultimately the impact that the Iranian revolution has on the Islamic awakening and the importance of Shi'ism and leadership in the victory of the revolution. This paper, by using a descriptive-analytical method, seeks to answer these questions: What has been the main factor and characteristic of the Iranian Revolution, which has had a significant impact on the Arab revolution? And what are the similarities and differences between the Islamic Revolution of Iran and the Arab Revolution?
    The type of this research is a descriptive and analytic study and will analyze the discussion based on the characteristics of the revolution and the significance of the concept of the Iranian revolution and its effect on Islamic awakening. According to the nature and type of subject matter of the study, data collection has been carried out using various methods based on the library and the Internet method and the analysis of the findings has been done mainly by a qualitative analysis method
    Keywords: revolution, Islamic awakening, leadership, ideology, masses, changing the status quo.
  • Mohammad Saleh Taskhiri*, Reza Mousazadeh, Massoud Alizadeh Pages 29-53

    Particularism is a condition under which a state or an active entity in international law, in order to implement its values ​​and pursue its goals, repeatedly and purposefully takes actions contrary to the general rules of international law. In this paper, while explaining the reasons for the emergence of legal particularism, have been studied the features such as repeated and systematic violations of international law, the emphasis on duality and sovereignty as particularistic behavioral attributes.
    The present paper, after addressing the above-mentioned methods, addresses the issue of the split of international law as a result of legal particularism and finally provides suggestions for policy makers of the Islamic Republic of Iran’s state regarding this issue. It is imperative that national legal and diplomatic institutions, while gaining a proper understanding of legal particularism, play a proactive role in leading and directing the presentation of expert literature and the production of legal literature in this field
    Keywords: legal particularism, legal universalism, legal liberalism, sovereignty, relativism, international law
  • Saeyed Ruhollah Dehqan Baghi, Karam Siyavoshi, Mahdi Ahmadi Pages 55-72
    The advent of the Islamic Revolution of Iran under the leadership of Imam Khomeini, led to some convergences and divergences all around the world, especially in the Islamic world. Convergence with the our revolution can be seen in influencing a significant part of the Ummah of Islam. Divergences are generally associated with the West and among Islamic countries with Wahhabi thinking. Sa’id Haww is a contemporary Syrian scientist and one of the leaders of the Muslim Brotherhood of Syria who met with Imam Khomeini in the early days of the Revolution as one of the Brotherhood leaders and for the sake of congratulating the victory of the revolution to Imam, but over time, he became an opposition and took hostility to the revolution and its leader and has showed and risen in various ways, his opposition to the revolution and Shiite religion!
    The present study analyzes the reasons for changing his position and for this end, uses a descriptive-analytical method and intersection of historical propositions to analyze how Sa’id Haww interacted with the Islamic Revolution and its leadership. This is for the first time that the interaction of the views of one Political-religious personality in the Islamic world in relation to the Islamic Revolution has been analyzed. In light of the results of this research, other differences and divergences among the Islamic Ummah are also getting known and traceable. By this research, it became clear that Sa’id Haww's contradictory personality - which stems from the Salafist thought, Sufi factor and his cost-benefit confrontation - is the source of his opposition to the Islamic Revolution of Iran.
    Keywords: Muslim Brotherhood, Imam Khomeini, Islamic Revolution, Sa’id Haww, Convergence.
  • Mohsen Rezaee Jafari, Alireza Aghahosseini, ali aghahosseini, Mohammadreza Dehshiri Pages 73-96

    The advent of the Islamic Revolution of Iran under the leadership of Imam Khomeini, led to some convergences and divergences all around the world, especially in the Islamic world. Convergence with the our revolution can be seen in influencing a significant part of the Ummah of Islam. Divergences are generally associated with the West and among Islamic countries with Wahhabi thinking. Sa’id Haww is a contemporary Syrian scientist and one of the leaders of the Muslim Brotherhood of Syria who met with Imam Khomeini in the early days of the Revolution as one of the Brotherhood leaders and for the sake of congratulating the victory of the revolution to Imam, but over time, he became an opposition and took hostility to the revolution and its leader and has showed and risen in various ways, his opposition to the revolution and Shiite religion!
    The present study analyzes the reasons for changing his position and for this end, uses a descriptive-analytical method and intersection of historical propositions to analyze how Sa’id Haww interacted with the Islamic Revolution and its leadership. This is for the first time that the interaction of the views of one Political-religious personality in the Islamic world in relation to the Islamic Revolution has been analyzed. In light of the results of this research, other differences and divergences among the Islamic Ummah are also getting known and traceable. By this research, it became clear that Sa’id Haww's contradictory personality - which stems from the Salafist thought, Sufi factor and his cost-benefit confrontation - is the source of his opposition to the Islamic Revolution of Iran
    Keywords: Muslim Brotherhood, Imam Khomeini, Islamic Revolution, Sa’id Haww, Convergence
  • Amirali ketabi*, davoud sabzi, alireza shekhmohammadi Pages 97-119
    With the dawn of the Islamic Revolution of Iran and in the light of the teachings of Shiism and under the guidance of Imam Khomeini, an attempt was made to achieve democracy, and on this basis, it became a necessity to propose the theory for a policy orientation and several attempts were made to examine what democracy was. But many aspects of this issue are still ambiguous and require research. In the interim, the most important aspect of the debate is determining the relationship between democracy and indigenization and environmental requirements. The purpose of this research is to assess the relationship between the realization of the indigenous discourse of religious democracy and its impact on political development in the Islamic Republic of Iran. On the basis of this, it will be discussed that what differences the religious discourse has had distinctively from republicanism in its classical sense, which has been able to dominate our political culture. Because of the substantial role of religion in the discourse of religious democracy from the perspective of Imam Khomeini, how can its role to the development and political development be analyzed? The method of this research is analytical-explanatory. Considering that Islamic development means development of mankind and the achievement of the full human capabilities and improvement of the material and cultural, social and political environment as a universal concept and incorporating ethical, spiritual and material dimensions, hence, in religious democracy discourse, development is considered to be a purpose-oriented, value-based, and religious-humanitarian activity whose purpose is to increase the comfort and tranquility of human beings in all aspects of existence, so such a discourse can be the basis for political development in all its dimensions.
    Keywords: religious democracy, discourse, republicanism, Islamism, political development
  • hamid saeedijavadi*, ali akbar amini, mohamad reza maili, seied mohamad nasar taghavi Pages 121-151

    We can say that one of the most important issues in the field of political thought of Islam as well as the history of political thought in contemporary Iran is religious novelty-thinking and especially Shiite political jurisprudence in Iran. With the arrival of the new era in European history, a wave of modernism and freedom of thought in Iran, including the introduction of new political concepts and its effects on religious scholars was raised gradually. In such a situation, a range of scholars, especially the Shia jurisprudents in Iran, according to rationality laid in the new-emerging and Western ideas, reacted positively and sympathetically. The process can be mentioned as the beginning of religious novelty-thinking. The culmination of this process is the constitutional movement and the defense of some of the Shiite scholars such as Akhund Khorasani, Abdollah Mazandarani, Mirza Naeini and Sheikh Isma'il Mahalati. Their efforts to adapt Western thoughts with Islamic jurisprudence led to the presentation of a draft constitutional rule that was consistent with the principles of religious law. The present study, with a brief overview of the evolutionary process in the constitutional-seeking era, and the emphasis on the position of Sheikh Isma'il Mahallati, has sought to present an appropriate and, even though a limited, vision
    Keywords: religious modernism, Sheikh Isma'il Mahallati, political jurisprudence, constitutionalism
  • naser fakhari*, hadi hematian, Lotfollah Forouzandeh Dehkordi Pages 152-182
    The essential precondition for designing the "Islamic and Iranian Model of Progress" is the recognition of the Supreme Leader's intellectual system about it. However, previous studies have failed to provide a framework for understanding this intellectual system based on a comprehensive research program. This article, after examining different methods, has proposed a syncretic model of the "Lakatos strategic plan" and "Discourse theory" as a methodological model for studying and organizing Ayatollah Khamenei's thought as a documentary for the design of Islamic Iranian model of progress. Then, based on the model presented and by examining all the statements and prescriptions of the leader of the revolution from 1989 to 2017, has categorized the indices and major discourses of Islamic Iranian progress in with the appropriateness and interrelations between the three concepts of progress, Islam and Iran.
    Keywords: Ayatollah Khamenei, Islamic-Iranian progress, development, pattern, discourse, intellectual system
  • ehsan kiani*, Mohammad Jafar Javadi Arjmand Pages 183-205

    In this study, we plan based on the documents of the American Embassy - as one of the most important documents in the contemporary Iranian history - to study the negotiations between the outstanding members of the of Iran Freedom Movement, on the one hand, and Dr. Seyed Mohammad Beheshti, a member of the Tehran’s Combatant Clergy Association and the secretary-general of the Islamic Republic of Iran Party, on the other hand, with the officials and staff of the US Embassy in Tehran in 1979 and 1980.
    By analyzing the contents of this section of the documents and comparing of these two with foreign policy discourses; it is obvious that the first group had an ideological approach and had focused on the axis of liberalism, democracy and human rights, which were derived from the nationalism and liberalism discourse in foreign policy – the discourse which had a upper hand in the reign of interim government.
    In a series of negotiations with the US embassy, they are seeking to win this government's support for Iran's domestic politics to defeat ideological rivals such as Marxism. However, Dr. Beheshti considers from a practical point of view the interests of the Islamic Revolution, national interests and realizes that the international environment on the fundamental principles of the revolution, namely, independence from the West and the East, reliance on internal forces and the lack of external affiliation, and at the same time, he emphasizes on a critical approach to the former US relations with Iran and the relative and gradual effort to address the potential tensions based on expediency and realization, which are placed in the framework of the sub-centric and expediential approach to revolutionized Islamic discourses
    Keywords: Islamic Revolution, Dr. Beheshti, US Embassy, Foreign Policy Discourse, Freedom Movement.
  • siyavash mousavi rakati*, Mehrdad javaheripor Pages 207-224
    In this qualitative study, which was prepared by the hermeneutic method, we tried to answer this question, “what is the role of ulama in contemporary developments in Iranian society?” The result was that; during the wars of Iran and Russia, the Qajars demanded the participation of ulama in war due to the despair of internal and external factors. The Ulema issued a fatwa for Jihad for eliminating the risk of foreigners dominating the Muslim community. People responded enthusiastically to the request and sincerely to their fatwa. But with the belief that these victories were to be recorded in the name of the ulama, the Qajar leaders retreated and signed the shameful treaties. However, the Ulema backed the people against the privileges of the Naseri age and by issuing the Fatwa, started the first contemporary social movement of Iran against domestic tyranny and foreign colonialism. This movements provided the basis for the Constitutional Revolution. The Ulema in the Constitutional Revolution, through a new reading and a new interpretation of religion, formalized constitutionalism to reduce the powers of the Shah. During the Pahlavi era, the Ulema stood against the making of a non-religious community by the Pahlavi kings, so some of them were killed, imprisoned and exiled. Finally, Imam Khomeini, was inspired by the tobacco movement, the Constitutional Revolution, forty-two revolt, and the elimination of the weakness of the political thought of the Ulema, by intruducing the Velayat-e Faqih thought, leading the ulama to the great revolution of Iran. In sum, ulama played a corrective role during the Qajar period. In a sociological reduction, they called the kings deputies of the imams, which meant that Shah's authority was reduced in the people's spiritual and intellectual status. But during the Pahlavi period, the Ulema assumed the role of the opposition of power by a theory of choosing the Shah, by a group of prominent scholars. This role ultimately culminated in the ulama political rule and leadership.
    Keywords: Qajar, Pahlavi, Ulama, Shah, Leadership
  • amin noorouzi masir, sharif lakzaee, ali golshan*i Pages 225-242
    Justice is a strategic element that has always been of interest to scholars. It can be said that the inference of this concept and attention to the root of justice in all its parts have been the distinguishing feature of intellectual schools of scholars in different fields of science. These divisions are due to the type of worldview and anthropology. The purpose of this paper is to investigate political justice in the political thought of Ayatullah Javadi Amoli’s political thought and John Rawls'. The findings of the research indicate that justice in the thought of Ayatullah Javadi Amoli is due to the multi-layered methodology, absolutism, and attention to the divine human being as the fact that whatever is otherwise is null and void and bringing with it a transcendental political justice, which declares of human progress in perfection. While political justice in the early and late John Rawls’ thought, due to the unilateralism of the methodology, relativism and mere attention to matter and the uniqueness of mankind see justice as fairness. Political justice in both Rawls is an instrument for approaching to profit and power.
    Keywords: Justice, Transcendental Wisdom, Abdullah Javadi Amoli, John Rawls, Liberalism