فهرست مطالب

پرستاری قلب و عروق - سال هفتم شماره 1 (بهار 1397)
  • سال هفتم شماره 1 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مرضیه رضایی، شهرزاد غیاث وندیان، معصومه ذاکری مقدم* صفحات 6-13

    هدف. این مطالعه با هدف تعیین و مقایسه درک پزشکان و پرستاران از مراقبت بیهوده انجام شد.
    زمینه. مراقبت بیهوده، مجموعه اقدامات بدون ایجاد شانس منطقی و معقول برای سود رسانی به بیمار است. تعیین درک از مفهوم بیهودگی، در کاهش موقعیت های منتج به آن و تصمیم گیری های پایان حیات ضروری است.
    روش کار. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقایسه ای مقطعی است که در آن، درک 114 پرستار و 57 پزشک شاغل در بخش های مراقبت ویژه بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی شیراز در مورد مراقبت بیهوده مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفت. ابزار بررسی، پرسشنامه پژوهشگر ساخته درک از مراقبت بیهوده بود که روایی و پایایی آن با نظر خبرگان، روش آزمون-باز آزمون و آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. روش نمونه گیری، در دسترس و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه بود. تحلیل داده ها با آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزار SPSS نسخه 16 صورت گرفت.
    یافته ها. میانگین کلی نمرات درک پرستاران و پزشکان، 29/77 با انحراف معیار 79/13 بود. میانگین نمره درک پرستاران از مراقبت بیهوده نسبت به پزشکان بیشتر بود (46/78 با انحراف معیار 4/14 در مقابل 91/74 با انحراف معیار 3/12) ، اما تفاوت معنی دار آماری از نظر میانگین نمره درک بین دو گروه وجود نداشت. بیشترین توافق دو گروه، در گویه ”ارتباطات ناکارآمد “و” شرکت ندادن کادر درمان در تصمیم گیری “بود. در مورد” تنش زا بودن مراقبت بیهوده“، پرستاران تنش بیشتری را گزارش کردند و در این زمینه اختلاف معنادار آماری بین دو گروه وجود داشت.
    نتیجه گیری. توافق در مورد مهمترین عوامل موثر بر درک از بیهودگی، بیانگر هم سو بودن درک پزشکان و پرستاران در این زمینه است. بالا بودن نمره درک در هر دو گروه و تنش زا بودن مراقبت بیهوده برای پرستاران، آموزش مکانیسم های سازگاری با چنین موقعیت هایی را ضروری می نماید.
    کلیدواژگان: مراقبت بیهوده، پرستار، پزشک، بخش مراقبت ویژه
  • شیوا خالق پرست، مهناز مایل افشار* ، زهرا حنیفی، لیلا ساری، معصومه کلایی، بهروز قنبری صفحات 14-23

    هدف. این مطالعه با هدف شناسایی موانع موجود در زمینه آموزش به بیمار از دیدگاه پزشکان، بیماران بستری و پرستاران انجام شد.
    زمینه. آموزش به بیمار یکی از شاخص های کیفیت خدمات مراقبتی درمانی است. آموزش به بیمار می تواند منجر به کاهش هزینه های مراقبت های بهداشتی شود، کیفیت مراقبت ها را افزایش دهد و درنهایت به بیمار کمک کند به استقلال و خودکفایی برسد.
    روش کار. این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی بود. جامعه پژوهش شامل پزشکان، پرستاران و بیماران بستری در بخش های مختلف مرکز آموزشی تحقیقاتی درمانی قلب و عروق شهید رجایی بودند. روش نمونه گیری به صورت طبقه ای بود و از هر طبقه، تعدادی نمونه به طورتصادفی انتخاب شد. نمونه گیری برای جامعه پرستاران و پزشکان نیز صورت پذیرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های محقق ساخته بودند که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفتند. برای تحلیل آماری داده های جمع آوری شده از آزمون های میانگین و آزمون تعقیبی بنفرونی در نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.
    یافته ها. از نظر پزشکان بیشترین موانع آموزش به بیماران، مربوط به بیماران و پس از آن، مربوط به پزشکان بود. از نظر پرستاران، بیشترین موانع آموزش به بیمار مربوط به پرستاران بود. از نظر خود بیماران بیشترین موانع آموزش به بیماران مربوط به خود بیماران و پس از آن، به ترتیب، مربوط به پرستاران و پزشکان بود.
    نتیجه گیری. با توجه به اهمیت آموزش به بیمار، پیشنهاد می گردد مسئولان با اتخاذ تدابیری همچون جذب تعداد کافی نیروی پرستاری، تهیه بروشور، اختصاص بودجه کافی به امر آموزش، نظارت و تشویق مناسب پرستاران و پزشکان، در اولویت قرار دادن آموزش به عنوان وظیفه روزانه، و فرهنگ سازی برای پذیرش آموزش از سوی بیماران، در جهت رفع موانع آموزش به بیمار اقدام کنند.
    کلیدواژگان: آموزش به بیمار، موانع، پرستار، پزشک
  • مریم مهدی عراقی* ، کیانوش زهرا کار صفحات 24-33

    هدف. این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر ”درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد “و” آموزش تلقیح استرس “بر استرس افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته انجام شد.
    زمینه. استرس به عنوان محرک اصلی سندرم قلب شکسته محسوب می شود و درعین حال، سندرم قلب شکسته نیز باعث افزایش استرس می گردد. به نظر می رسد آماده کردن بیمار در زمینه روش های مقابله ای صحیح با استرس در جلوگیری از عود مجدد مفید باشد.
    روش کار. روش پژوهش، نیمه تجربی با گروه کنترل و طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری یک ماهه بود. جامعه در دسترس شامل 62 بیمار مبتلا به سندرم قلب شکسته بود که در سال 1395 به بیمارستان توحید شهر سنندج مراجعه کرده بودند و تشخیص بالینی سندرم قلب شکسته در مورد آنان داده شده بود. با توجه به ظرفیت محدود گروه های مشاوره و درمان، از این جامعه، 30 بیمار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. ابزار سنجش در این پژوهش، مقیاس سنجش نشانگان استرس بود. مداخله های” درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد “و” آموزش تلقیح استرس“ برای هر کدام از گروه های مداخله به طور هفتگی اجرا شد. استرس هر سه گروه با استفاده از پرسشنامه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (یک ماه بعد) سنجیده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند.
    یافته ها. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (65/87F=، 0001/0P≤) و آموزش تلقیح استرس (18/61F=، 0001/0P≤) هر دو، در مقایسه با گروه کنترل در کاهش نشانگان استرس موثر بودند. با وجود تاثیر هر دو مداخله، برتری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (69/66F=، 0001/0P≤) در مقایسه با آموزش تلقیح استرس (33/43F=، 0001/0P≤) در آزمون پیگیری مشخص شد.
    نتیجه گیری. با توجه به نتایج این پژوهش می توان هر دو روش درمانی، به ویژه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را به عنوان شیوه هایی کارآمد و موثر با قابلیت کاربرد وسیع در پیشگیری و کاهش علایم استرس و بهبود وضعیت بیماران مبتلا به سندرم قلب شکسته به کار برد.
    کلیدواژگان: سندرم قلب شکسته، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، آموزش تلقیح استرس
  • رسول آذرفرین، محمد ضیا توتون چی، معصومه رستمی، هومن بخشنده، فاطمه ثروتی* ، فاطمه کوشکی صفحات 34-41

    هدف. هدف این مطالعه، مقایسه تاثیر تعویض کاتتر ورید محیطی به روش معمول (هر 96 ساعت) و به روش اندیکاسیون بالینی بر عوارض کاتتر وریدی و رضایتمندی بیماران تحت عمل جراحی قلب بستری در بخش مراقبت ویژه بود.
    زمینه. تعبیه کاتتر ورید محیطی یکی از معمول ترین اقدامات کم تهاجمی و تجربه ای ناخوشایند و دردناک برای بیماران است. به نظر می رسد کاتترها را تا زمانی که عملکرد خوبی دارند می توان حفظ کرد.
    روش کار. این مطالعه در قالب یک کارآزمایی بالینی تصادفی با بلوک های چهارتایی در بخش های مراقبت ویژه قلب مرکز آموزشی تحقیقاتی و درمانی قلب و عروق شهید رجایی در سال 1396 انجام شد. بعد از تائید طرح در کمیته اخلاق آن مرکز، 104 بیمار به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (تعویض کاتتر ورید محیطی به روش معمول ”هر 96 ساعت“ شامل 52 بیمار) و گروه آزمون (تعویض کاتتر ورید محیطی بر اساس اندیکاسیون بالینی شامل 52 بیمار) تخصیص یافتند. داده ها از طریق فرم اطلاعات دموگرافیک، فرم اطلاعات کاتتر (سایز آنژیوکت، مدت ماندگاری، موارد تعویض و عوارض مربوط) و پرسشنامه رضایتمندی بیماران جمع آوری شدند و در نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
    یافته ها. بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر میزان بروز عوارض تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد. رضایتمندی بیماران دو گروه از نحوه نگهداری کاتتر محیطی در دو گروه تفاوت آماری معنی داری نداشت. بر اساس رگرسیون خطی که جهت بررسی ارتباط میزان عوارض با نمره رضایتمندی دو گروه انجام شد، ارتباط معنی داری بین این دو متغیر در دو گروه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری. شواهدی مبنی بر برتری تعویض کاتتر ورید محیطی هر 96 ساعت نسبت به روش تعویض بر اساس اندیکاسیون بالینی مشاهده نشد. حفظ کاتترها تا زمانی که عملکرد خوبی دارند روشی امن و عملی است. تعویض کاتتر ورید محیطی براساس اندیکاسیون بالینی می تواند به اندازه تعویض کاتتر ورید محیطی هر 96 ساعت بر رضایت بیماران موثر باشد و علاوه بر این، منجر به صرفه جویی در هزینه و وقت پرستاران شود.
    کلیدواژگان: کاتتر ورید محیطی، عوارش ناشی از کاتتر، بخش مراقبت ویژه، رضایتمندی بیمار
  • زهرا احمدی، لیلا بهمنی* ، مرحمت فراهانی نیا، حمید حقانی صفحات 42-49
    هدف. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش بر خودمراقبتی در مبتلایان به پرفشاری خون اولیه انجام شد.
    زمینه. پرفشاری خون با ایجاد عوارض جدی در ارگان های بدن، یکی از بیماری های مزمن است که نیازمند رفتارهای خودمراقبتی می باشد. آموزش با افزایش توان خودمراقبتی در این بیماران می تواند به کاهش بروز عوارض کمک نماید.
    روش کار. در این مطالعه نیمه تجربی، از بین مبتلایان به پرفشاری خون اولیه مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان شهید رحیمی شهر خرم آباد، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی لرستان، 106 نفر به روش در دسترس انتخاب و به شکل غیرتصادفی در دو گروه آزمون (53 نفر) و کنترل (53 نفر) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه، قبل و یک ماه بعد از مداخله گردآوری شدند. گروه آزمون در سه جلسه آموزشی درباره رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در سه هفته متوالی شرکت کردند. گروه کنترل فقط درمان های معمول را دریافت کردند. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها. دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک و مشخصات مربوط به بیماری تفاوت معنادار آماری نداشتند. میانگین نمره خودمراقبتی گروه کنترل، قبل و بعد از مداخله، به ترتیب، 33/8 با انحراف معیار 79/1 و 43/8 با انحراف معیار 84/1 و در گروه آزمون، به ترتیب، 7/9 با انحراف معیار 41/2 و 46/14 با انحراف معیار 13/2 بود. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد خودمراقبتی قبل از مداخله در دو گروه اختلاف معنا دار آماری داشت و در گروه مداخله بالاتر بود (002/0P=) ، لذا از آنالیز کوواریانس برای بررسی معناداری بعد از مداخله استفاده شد که نشان داد خودمراقبتی گروه آزمون بعد از مداخله به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل و ناشی از اثر مداخله بود (0001/0P≤).
    نتیجه گیری. آموزش رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت، موجب بهبود خودمراقبتی در مبتلایان به پرفشاری خون اولیه می شود. لذا فراهم نمودن زمینه برای آموزش مبتلایان به پرفشاری خون می تواند در افزایش توان خودمراقبتی این بیماران موثر باشد.
    کلیدواژگان: پرفشاری خون، خودمراقبتی، آموزش، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت
  • اسماء وحیدی، علی شاکر دولق* صفحات 50-59

    هدف. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش فشار مراقبت، استرس زناشویی و ذهن آگاهی در پیش بینی سطح سازش روانی اجتماعی افراد با بیماری قلبی عروقی در شهر ارومیه انجام شد.
    زمینه. بیماری قلبی عروقی و اثرات ناشی از آن محدود به بیمار نیست و تاثیر قابل توجهی بر زندگی مراقبت کنندگان دارد.
    روش کار
    این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، افراد با بیماری عروق کرونر مراجعه کننده به بیمارستان ها و مراکز درمانی شهرستان ارومیه در نیمه اول سال 1396 بودند که از بین آنها، 130 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های فشار مراقبت، استرس زناشویی، مهارت های ذهن آگاهی کنتاکی و سازگاری روانی اجتماعی با بیماری استفاده شد. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام صورت گرفت.
    یافته ها. نتایج نشان داد که فشار مراقبت و استرس زناشویی رابطه منفی معناداری با سازش روانی با بیماری دارند. از بین مولفه های ذهن آگاهی، تنها توصیف گری دارای رابطه مثبت معنادار با سازش روانی با بیماری بود (0/04P=). تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که مدل پژوهش توانست 57 درصد از سازش روانی با بیماری را در افراد با بیماری قلبی تبیین کند. این یافته ها نشان می دهند که فشار مراقبت و استرس زناشویی نقش مهمی در سازش روانی بیماران قلبی با بیماری دارند.
    نتیجه گیری. کاهش فشار مراقبت و استرس زناشویی نقش مهمی در پیشگیری اولیه و حتی ثانویه بیماری قلبی دارند و انجام مداخلات مبتنی بر نتایج این پژوهش برای بیماران قلبی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: فشار مراقبت، استرس زناشویی، ذهن آگاهی، سازش روانی با بیماری، بیماری قلبی عروقی
  • معصومه آقایی، خاطره سیلانی، معصومه ذاکری مقدم* صفحات 60-67
    هدف
    این مطالعه به بررسی نقش ویتامینE  و تاثیر آن بر بیماری های قلب و عروق می پردازد.
    زمینه
    بیمار ی های قلبی عروقی از شایع ترین مشکلات مرتبط با سلامتی هستند و هر سال تعداد این بیماران افزایش می یابد. درمان های طولانی مدت بیماری های قلبی عروقی منابع مالی زیادی را طلب می کند. گسترش بیماری های قلبی عروقی در نهایت باعث ایجاد فشار به اقتصاد کشور می شود.
    روش کار
    این مطالعه مروری با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی Google Scholar، PubMed، PMC، Springer، و Elsevier با محدودیت زمانی بین سال های 2014 تا 2018 صورت گرفت. در ابتدا تعداد 72 مقاله یافت شد که با حذف موارد تکراری و مقالاتی که فقط دسترسی به چکیده آنها امکان پذیر بود، تعداد مقالات به 42 کاهش پیدا کرد و با بررسی مقالات، تعداد 21 مقاله مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت.
    یافته ها
    آلفا توکوفرول شایع ترین شکل از ویتامین E در بافت های انسانی است. افزایش استرس اکسیداتیو واسطه مهم آسیب اندوتلیال در آسیب شناسی فشارخون در ارتباط با افزایش تولید پروتئین اکسیدان مانند سوپراکسیداسیون هیدروژن پراکسید، کاهش سنتز اکسید نیتریک و کاهش قابلیت بیولوژیک آنتی اکسیدانها است. استرس اکسیداتیو با ایجاد اختلال در عملکرد آندوتلیال، التهاب، هایپرتروفی، فیبروز و آنژیوژنز در ارتباط با تغییر شکل عروقی در افزایش فشارخون همراه است. کمبود ویتامین E می تواند محدودیتی برای شبکه های میکرو ریبونوکلئیک اسیدها (میکروRNA  ها) فراهم کند و این رخدادها می تواند منجر به پیشرفت آترواسکلروز شود. کمبود ویتامین E باعث ایجاد عوارض نامطلوب در سیستم های قلب و عروق می گردد، اما تاثیر استفاده از آن در درمان بیماری ها هنوز به طور کامل شناخته نشده است.
    نتیجه
    با توجه به یافته های فوق باید میزان مناسبی از این ماده تامین گردد و باید قبل از بروز عوارض نسبت به جایگزینی آن اقدام نمود.
    کلیدواژگان: ویتامین E، بیماری های قلب و عروق
  • سعیده موسوی، مریم کشاورز* صفحات 68-76
    هدف

    این مقاله به مرور مطالعات مربوط به اختلالات فشار خون حاملگی به عنوان عامل خطر بروز بیماری های قلبی عروقی می پردازد.

    زمینه

    بیماری های قلبی عروقی به عنوان یکی از مهمترین علل مرگ محسوب می شود. توجه به عوامل خطر بروز بیماری های قلبی عروقی اهمیت زیادی در کاهش موارد مرگ، بهبود شاخص های بهداشتی و کاهش هزینه های درمان و مراقبت دارد. طی سال های اخیر اختلالات فشار خون حاملگی به عنوان عامل خطر بروز بیماری های قلبی عروقی در سال های بعدی زندگی مطرح گردیده است.

    روش کار

    این مطالعه از نوع مروری بود و با جستجو در پایگاه های داده ای PubMed، Scopus و Springer صورت گرفت. مقالاتی که در بازه زمانی 2016 تا 2019 چاپ شده اند با شرط در دسترس بودن متن کامل مقاله وارد مطالعه شدند. کلیدواژه های جستجو در این مطالعه شامل hypertensive disorder of pregnancy AND cardiovascular disease AND risk AND screening بود. در ابتدا، تعداد 223 مقاله یافت شد که با حذف موارد تکراری و مقالات به زبان های غیر انگلیسی، و در نظر گرفتن وجود کلیدواژه ها در عنوان، تعداد مقالات به 17 مورد کاهش یافت و با متن مقالات، تعداد 10 مقاله مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت.

    یافته ها

    بروز بیماری های قلبی عروقی در زنان با سابقه اختلالات فشارخون حاملگی در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. اینکه آیا وجود عوامل خطر بروز بیماری های قلبی عروقی قبل از حاملگی به بروز اختلالات فشار خون حاملگی و نهایتا بروز پرفشاری خون در سال های بعد منجر می گردد و یا ابتلای به اختلالات فشار خون حاملگی زمینه ساز بروز بیماری های قلبی عروقی در آینده است در مطالعات متعددی مورد بحث قرار گرفته است و هنوز محل پرسش است.

    نتیجه گیری

    حاملگی به عنوان آزمون استرسی در نظر گرفته شده است که از اختلالات قلبی عروقی پرده برداری می کند، بنابراین باید نسبت به گرفتن سابقه اختلالات فشارخون حاملگی در فهرست عوامل خطر بروز بیماری های قلبی عروقی در سال های بعد از زایمان اقدام کرد و کنترل سالانه فشار خون، بررسی عملکرد کلیوی، اصلاح شیوه زندگی و کنترل عوامل خطر را در این گروه از زنان مورد توجه قرار داد.

    کلیدواژگان: اختلالات فشار خون حاملگی، پره اکلامپسی، بیماری های قلبی عروقی
|
  • Marzieh Rezaei, Shahrzad Ghiasvandian , Masoumeh Zakeri Moghadam* Pages 6-13

    Aim. This study aimed to compare physicians’ and nurses' perceptions of futile care.
    Background. Futile medical care is the provision of medical care or treatment to a patient when there is no reasonable hope or chance of a benefit. Determination of perceptions of futility is crucial to reduction of situations leading to futility and end-of-life decision-makings.
    Method. The present study is a descriptive-comparative cross-sectional study in which 114 nurses and 57 physicians working in intensive care units of selective teaching hospitals of Shiraz University of Medical Sciences were recruited by convenience sampling method based on the inclusion criteria. The data collection instrument was a researcher-made questionnaire of futile care perception whose validity and reliability was assessed by experts, test-retest and Cronbach's Alpha methods. The Data were analyzed using descriptive and analytical statistics in SPSS software version 16.
    Findings. The mean score of physicians’ and nurses’ perceptions of futile care was 77.29±13.79. The mean score of nurses’ perception was 78.46±14.4, turned out to be higher than that of physicians (74.91±12.3). The highest level of consistency between the two groups was related to the item "ineffective communication" and “disregarding the members in the decision-making process by the ICU attending physician”. As for "stressfulness of futile medical care", nurses experienced higher stress levels and there was a statistically significant difference between the two groups in this regard.
    Conclusion. The agreement on the most important factors affecting the perception of futility indicates consistency between physicians’ and nurses’ perceptions of futile care. The high perception scores in both groups, and the stressful nature of futile medical care require necessary training mechanisms needed to deal with such situations
    Keywords: Futile care, Nurse, Physician, Intensive care unit
  • Shiva Khaleghparast , Mahnaz Mayelafshar*, Zahra Hanifi , Leila Sari , Masoumeh Kalaei , Behrooz Ghanbari Pages 14-23

    Aim. This study aimed to determine barriers to patient education from the perspective of patients, nurses and doctors.
    Background. Patient education is one of the indicators of quality of heath care services. Patient education could lead to a reduction in the cost of health care and increase the quality of care and ultimately, help the patient to become independent and self-sufficient.
    Method. A cross-sectional descriptive study was carried out. The research population included physicians, nurses and patients admitted to different wards of the Rajaee cardiovascular medical and research center. The sampling method was stratified random sampling for each population of the participants (patients, nurses and doctors). Data collection tool was a researcher-made questionnaire that measured the obstacles to patient education. The collected data were analyzed by SPSS software.
    Findings. According to physicians, the most important barriers to education for patients was related to patients, and then related to physicians. From the viewpoint of nurses, the most important barriers to patient education were related to nurses. Patients evaluated themselves as the most important barrier to patient education, and then, the most important barriers were related to nurses from patients’ perspectives.
    Conclusion. Regarding the importance of teaching to the patient, it is suggested that the managers take actions to increase the number of nursing staff, provide patients with educational brochures, allocate sufficient funds for patient education, supervise and encourage nurses and doctors, and prioritize training in daily tasks
    Keywords: Patient education, Barriers, Nurse, Physician
  • Maryam Mahdi Araghi *, Kianoosh Zahrakar Pages 24-33

    Aim. The purpose of this study was to compare the effect of “acceptance and commitment therapy” and “stress inoculation training” on stress symptoms in people with broken heart syndrome.
    Background. Stress is considered to be the main driving force of broken heart syndrome, while broken heart syndrome also causes stress. It seems that training the patient for correct use of coping strategies during stressful events is effective in preventing recurrence.
    Method. In this quasi-experimental pre-test post-test design with control group, 62 people referred to Tohid Hospital in Sanandaj during 2016-2017 and had been diagnosed as with broken heart syndrome were considered as accessible population, out of which 30 patients were recruited by convenience sampling method and randomly assigned to three groups. Research tool was the stress syndrome scales in Persian language. For intervention groups, the acceptance and commitment therapy and stress inoculation training interventions was conducted in weekly sessions. The questionnaire were filled out before intervention, after intervention and one month after intervention by the three groups. Data were analyzed in SPSS using descriptive and inferential statistics.
    Findings. Compared with control group, acceptance and commitment therapy (F=87.65, P≤0.0001) and stress inoculation training (F=61.18, P≤0.0001) were effective in reducing stress symptoms and the effect of the acceptance and commitment therapy was remarkable. In addition to the stability of the effect of both interventions one month after intervention, the effect of acceptance and commitment therapy was found to be superior to stress inoculation training.
    Conclusion. Both modalities; especially acceptance and commitment therapy, can be used as effective methods with wide applicability in preventing and reducing symptoms of stress and improving the status of people with broken heart syndrome.
    Keywords: Broken heart syndrome, Acceptance, commitment therapy, Stress inoculation training
  • Rasul Azarfarin, Mohammadziae Totonchi , Masoomeh Rostami , Hooman Bakhshandeh , Fatemeh Servati*, Fatemeh Kooshki Pages 34-41

    Aim. The purpose of this study was to compare the effect of clinically-indicated replacement and routine replacement of peripheral venous catheters on catheter-related complications and satisfaction in patients undergoing cardiac surgery.
    Background. The insertion of peripheral vein catheter is one of the most commonly used minimally invasive measures in hospitalized patients. Catheters can be maintained until they are working well.
    Methods. A randomized controlled clinical trial was conducted in intensive care units of Rajaie Cardiovascular Medical and Research Center in 2017. After ethical Approval, 104 Patients were randomly allocated to either clinically-indicated replacement or routine replacement of peripheral venous catheters (every 96 hours) (52 Patients in each group). Data collection tools included demographic form, catheter placement data sheet and a researcher-made patients’ satisfaction questionnaire. Data were analyzed in SPSS using descriptive and inferential statistics.
    Findings. There were no statistically significant difference in terms of the incidence of complications between the groups. Also, there were no statistically significant difference between the scores of satisfaction of the patients of the control and experimental group.
    Conclusion. No evidence was found of superiority of routine replacement of peripheral venous catheters over clinically-indicated replacement. Caregivers may consider changing the protocol of catheter replacement from routine replacement to clinically-indicated replacement. This would protects patients from the unnecessary pain of routine replacement in the absence of clinical indications.
    Keywords: Peripheral venous catheterization, Catheter-related complications, Intensive care unit, Patient satisfaction
  • Zahra Ahmadi , Leila Bahmani*, Marhamat Farahani Nia , Hamid Haghani Pages 42-49

    Aim. The purpose of this study was to determine the effect of teaching health-promoting behaviors on self-care behaviors in people with hypertension.
    Background. Hypertension is one of the chronic diseases that causes serious complications on the organs of the body and requires self-care behaviors to be managed and controlled. Education increases self-care capacity in these patients and may help reducing complications and promote disease control.
    Method. In this quasi-experimental study, 106 patients who referred to the clinic of Shahid Rahimi Hospital in Khorramabad, affiliated to Lorestan University of Medical Sciences, were recruited based on inclusion criteria and allocated to experimental (n=53) and control group (n=53). The experimental group received three training sessions of health-promoting behaviors in three consecutive weeks. The control group received only the routine treatments. Data were collected using a demographic form and self-care behaviors questionnaire, before and one month after intervention. Data were analyzed by SPSS version 22 using descriptive and inferential statistics.
    Findings. The groups did not differ significantly in terms of demographic variables and disease characteristics. Before intervention, the mean score of self-care in the control and experimental group were 8.33±1.79 and 9.7 ±2.41, respectively, and there was a statistically significant difference between the groups (P=0.002). After intervention, the mean score of self-care in the control and experimental group were respectively reported as 8.43±1.84 and 14.46±2.13. Analysis of covariance showed that after intervention, the mean score of self-care in experimental group was significantly higher than that of control group (P≤0.0001).
    Conclusion. Education improved self-care in people with hypertension. Providing education for people with hypertension can be effective in promoting their self-care behaviors.
    Keywords: Hypertension, Self-care, Training, Health-Promoting Behaviors
  • Asma Vahidi, Ali Shaker Dioulagh * Pages 50-59
    Aim. The purpose of this study was to determine the role of caregiver burden, marital stress, and minfulness in predicting the level of psychosocial adjustment to illness in people with coronary artery disease.
    Background. Cardiovascular disease and its consequences are not limited to the patient, but also have a great impact on the caregiver's life.
    Method. This was a descriptive correlational study. The statistical population was all people with referred to the hospitals and medical centers of Urmia with diagnosis of coronary artery disease within the first half of the year. The sample consisted of 130 patients who were selected by convenience sampling method. Data were collected using the questionnaires caregiver burden, marital stress, Kentucky Mindfulness Skills and psychosocial adjustment to illness. Data were analyzed in SPSS by descriptive and inferential statistics.
    Findings. The results showed that caregiver burden and marital stress had a statistically significant negative correlation with psychosocial adjustment. Among mindfulness subscales, only “describe” subscale had a statistically significant positive correlation with psychosocial adjustment to illness (P=0.04). The stepwise regression analysis showed that the research model was able to explain 57% of psychosocial adjustment to illness. These findings suggest that caregiver burden and marital stress play an important role in psychosocial adjustment of patients with disease.
    Conclusion. It can be concluded that caregiver burden and marital stress play an important role in the primary and secondary prevention of coronary artery disease, and intervention based on the results of this study is recommended.
    Keywords: Caregiver burden, Marital stress, Mindfulness, Psychosocial adjustment to illness, Cardiovascular disease
  • Masoumeh Aghaei, Khatereh Seylani, Masoumeh Zakeri Moghaddam * Pages 60-67
    Aim:  This study reviews the role of vitamin E in cardiovascular diseases.
    Background
    Cardiovascular diseases are among the most common health-related problems, and the number of the patients with cardiovascular diseases increases each year. Long-term manifestations of cardiovascular disease bears a lot of cost to the family and society.
    Method
    This review study was conducted by searching out the related literature in the databases Google Scholar, PubMed, PMC, Springer, and Elsevier, for papers published from 2014 to 2018. Initially, a total of 72 articles were found and the number of articles was reduced to 42 by removing duplicates and articles that were only accessible as abstract. Finally, a review by 21 articles was carried out.
    Findings
    α-Tocopherol is the most common form of vitamin E in human tissues. Increased oxidative stress is an important mediator of endothelial injury in hypertension pathology, associated with increased oxidant protein production, such as hydrogen peroxide super oxidation, decreased nitric oxide synthesis, and decreased biological capacity of antioxidants. Oxidative stress may lead to endothelial dysfunction, inflammation, hypertrophy, fibrosis, and angiogenesis associated with hypertensive vascular changes. Vitamin E deficiency can provide a constraint for micro ribonucleic acids (miRNAs) networks, and this may lead to the progression of atherosclerosis. Vitamin E deficiency causes adverse effects in cardiovascular systems. However, the effect of its use in the treatment of diseases is still not fully understood.
    Discussion
    A good amount of Vitamin E should be provided and it should be replaced before the complications occur.
    Keywords: Vitamin E, Cardiovascular diseases
  • Saeedeh Mousavi, Maryam Keshavarz* Pages 68-76
    Aim

    This paper reviews the potential role of hypertensive disorders of pregnancy (HDP) as a risk factor for cardiovascular disease (CVD).

    Background

    CVD is one of the most important causes of mortality. Paying attention to the risk factors of CVD is of great importance in reducing mortality, the cost of treatment and care and improving health indicators. Over the recent years, HDP have been considered as a risk factor for developing CVD in later life.

    Method

    This review study was conducted by searching out PubMed, Scopus, and Springer databases from 2016 to 2019, based on the availability of articles full text. The keywords included “hypertensive disorder of pregnancy AND cardiovascular disease AND risk AND screening”. At first, 223 articles were found that according to the title and with the elimination of repetitive and non-English language studies, the number of articles was reduced to 17, and 10 papers were reviewed.

    Findings

    Within the recent years, the incidence of CVD in women with a history of HDP has been considered. The main discussion in numerous studies has been focused on whether the presence of risk factors for CVD before pregnancy leads to HDP and then occurrence of hypertension in later years, or HDP is the risk factor for the onset of CVD in the future.

    Conclusion

    Pregnancy is considered as a stress test that unveiling CVD, therefore, it is important that the history of HDP to be considered in the list of risk factors for CVD in postpartum years. Annual blood pressure and renal function monitoring, lifestyle modification and paying attention to the CVD risk factors in this group of women is recommended.

    Keywords: Hypertensive disorders of pregnancy, Preeclampsia, Cardiovascular disease