فهرست مطالب

بوم شناسی جنگل های ایران - پیاپی 12 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 12 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/27
  • تعداد عناوین: 7
|
  • میلاد صفری ، کیومرث سفیدی، احمد علیجان پور، محمد رضی الهیان صفحات 1-8
    زادآوری طبیعی ضامن بقای توده های جنگلی و توسعه پایدار جنگل است. مطالعه حاضر به منظور بررسی وضعیت زادآوری طبیعی در توده های بلوط سیاه (Quercus macranthera Fisch. & C. A. Mey. ex Hohen.) در منطقه حفاظت شده ارسباران انجام شد. فراوانی زادآوری های دانه زاد و شاخه زاد در قطعات نمونه مربعی به مساحت یک هکتار (100×100 متر) در رویشگاه این گونه و در سه طبقه ارتفاعی 1400- 1200، 1600- 1400 و 1850- 1600 متر بالاتر از سطح دریا و در هر ارتفاع سه قطعه نمونه اندازه گیری شد. کلاسه های بررسی فراوانی زادآوری در سه گروه شامل نونهال با ارتفاع کمتر از 30 سانتی متر، نهال با ارتفاع 130- 30 سانتی متر و نهال با ارتفاع بیشتر از 130 سانتی متر به تفکیک منشا زادآوری شامل دانه زاد و شاخه زاد و نوع گونه ثبت شد. نتایج نشان داد که زادآوری دانه زاد و شاخه زاد در گروه نهال های با ارتفاع بیشتر از 130 سانتی متر دارای بیشترین فراوانی و ارتفاع 1600- 1400 متر بالاتر از سطح دریا دارای بیشترین درصد فراوانی زادآوری کل گونه ها بود. همچنین با افزایش ارتفاع از فراوانی زادآوری شاخه زاد کم و به فراوانی دانه زاد افزوده می شد. همچنین فراوانی زادآوری دانه زاد و شاخه زاد در دامنه های ارتفاعی مختلف از سطح دریا، گروه های مختلف زادآوری و گونه های مختلف بر اساس تجزیه واریانس دو طرفه دارای اختلاف معنی دار بودند. براساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر می توان گفت که میزان دسترسی به توده های جنگلی و افزایش میزان تخریب توسط انسان و دام از فراوانی زادآوری گونه ها کاسته و زادآوری شاخه زاد را گسترش می دهد، در حالی که با افزایش ارتفاع از سطح دریا و کاهش دسترسی، میزان زادآوری دانه زاد افزوده خواهد شد. بنابراین قرق کردن و اقدامات حفاظتی می تواند با کاهش تخریب عرصه، به زادآوری طبیعی دانه زاد کمک کند.
    کلیدواژگان: بلوط سیاه، زادآوری طبیعی، جنگل ارسباران
  • اصغر فلاح، مازیار حیدری* صفحات 9-17
    یکی از مهم ترین عواملی که در تخریب و تغییر وضعیت جنگل های ناحیه رویشی زاگرس نقش چشم گیری دارد، پدیده ی زوال بلوط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر سطح تاج درختان بر وضعیت خشکیدگی درختان بلوط در جنگل های شهرستان سرابله (در استان ایلام) است. جهت بررسی روند خشکیدگی بلوط، از قطعات نمونه دائم استفاده شد. آماربرداری به روش تصادفی منظم با شبکه آماربرداری به ابعاد 200×150 متر و قطعات نمونه 10 آری مستطیل شکل اجرا شد و 80 قطعه نمونه برداشت شد (در 120 هکتار منطقه مورد پژوهش). در هر قطعه نمونه اطلاعات شامل قطر بزرگ و کوچک تاج وضعیت خشکیدگی تاج درختان بلوط در پنج کلاسه برداشت شد. خشکیدگی تاج درختان بلوط به پنج کلاسه (خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم، سالم) تقسیم بندی شد. آماربرداری در دوره ترتیب در سال های 1391 و 1393 انجام شد. جهت بررسی تاثیر سطح تاج درختان بر روند وضعیت خشکیدگی درختان بلوط، از طبقات سطح تاج سه متر مربعی استفاده شد. از آزمون من وینتنی جهت مقایسه وضعیت خشکیدگی در دو دوره آماربرداری استفاده شد. نتایج نشان داد که در سال 1391 درصد درختان دارای خشکیدگی خیلی زیاد و زیاد (مجموع دو کلاسه) ، 6/13 درصد بود و درصد درختان با خشکیدگی خیلی زیاد و زیاد در سال 1393 به 4/25 درصد افزایش یافته و در کل درصد درختان با خشکیدگی خیلی زیاد و زیاد 8/11 درصد افزایش یافته است. نتایج نشان داد که تغییرات درصد درختان در کلاسه های خشکیدگی معنی دار است. نتایج مقایسه وضعیت خشکیدگی درختان در کلاسه های سطح تاج نشان داد که بیشترین مقدار خشکیدگی درختان در سطح تاج دو متر مربعی و بیشترین درصد درختان سالم در کلاسه سطح تاج 14 متر مربعی مشاهده شد و درختان با سطح تاج کوچکتر، بیشتر در معرض خشکیدگی بلوط قرار دارند. جهت مدیریت جنگل های درگیر با پدیده زوال بلوط در استان ایلام و اجرای عملیات های احیایی این جنگل ها، پیشنهاد می شود درختان با سطح تاج کوچکتر (یک تا هفت متر مربع) بیشتر مد توجه عملیات های پرورشی و احیایی قرار گیرند.
    کلیدواژگان: زوال بلوط، ایلام، زاگرس میانی، سطح تاج، کلاسه خشکیدگی
  • زهرا ویس کرمی، بابک پیله ور *، علی حقی زاده صفحات 18-29
    پژوهش حاضر به بررسی نقش آشفتگی انسانی در ذخیره مواد غذایی نیتروژن و فسفر توسط گونه های علفی در جنگل های بلوط دارمازوی استان لرستان می پردازد. بدین منظور دو منطقه جنگلی تخریب شده و حفاظت شده با شرایط اکولوژیکی و فیزیوگرافی مشابه انتخاب گردید که تنها تفاوت آن ها حضور آشفتگی انسانی در منطقه تخریب شده بود. اطلاعات مربوط به اشکوب علفی، درختی و خاک با استفاده از قطعات نمونه با مقیاس های متفاوت و به صورت تصادفی در هر منطقه برداشت شد. مناطق جنگلی موردمطالعه به لحاظ شاخص های تنوع و غنای گونه ای، گونه های عمومی، میزان زیست توده، نیتروژن، فسفر و ذخیره مواد غذایی گیاهان مقایسه شدند. نتایج نشان داد که بین دو منطقه تحت حفاظت و تخریب یافته به لحاظ غنای گونه ای، تعداد گونه های علفی، شاخص های غنای مارگالف و تنوع شانون- وینر، میزان زیست توده روی زمینی و زیرزمینی اختلاف معنی داری وجود دارد. همچنین در منطقه تحت حمایت میزان زیست توده روی زمینی و زیرزمینی نسبت به منطقه تخریب شده به ترتیب 7/43% و 3/35% بیشتر بود. بر اساس نتایج در منطقه حفاظت شده مقادیر نیتروژن و فسفر بیشتری توسط گونه های علفی ذخیره می گردد. همچنین تعداد بیشتر گونه های بومی و بهبود حاصلخیزی خاک سطحی در رویشگاه جنگلی حفاظت شده منجر به بهبود شرایط محیطی رویشگاه و فراهم نمودن شرایط مناسب برای برگشت پذیری اکوسیستم گردیده است. همچنین نگهداری بیشتر مواد غذایی توسط گیاهان علفی در جنگل تحت حفاظت، گویای نقش مهم این گیاهان در ذخیره و نگهداشت عناصر غذایی اکوسیستم است چنانچه میزان ذخیره مواد غذایی در منطقه دچار آشفتگی بسیار کمتر است.
    کلیدواژگان: آلودگی، آب های سطحی، زیست توده روی زمینی، زیست توده زیرزمینی، مناطق دچار آشفتگی
  • مسعود نادری ورندی، علی کیالاشکی* ، رامین ویسی، علی شیخ الاسلامی صفحات 30-38
    به منظور بررسی اثر ارتفاع از سطح دریا روی برخی ویژگی های کمی و کیفی گونه صنوبر دلتوئیدس در استان مازندران سه رویشگاه در حدود ارتفاعی بین 150 تا 1200 متر در شهرستان ساری انتخاب شد. در هر رویشگاه برخی از مشخصه های کمی درختان از جمله قطر برابرسینه، ارتفاع کل، سطح مقطع، حجم، ضریب شکل و متغیرهای کیفی شامل سلامت تنه، تقارن تاج و فرم تنه مورد اندازه گیری و ارزیابی قرار گرفت و با استفاده از تجزیه واریانس یک طرفه و آزمون کروسکال والیس، مقادیر مربوط به مشخصه های کمی و کیفی درختان درسه رویشگاه مقایسه شدند. نتایج نشان داد که ارتفاع از سطح دریا اثرات معنی داری روی خصوصیات کمی و کیفی درختان صنوبر دلتوئیدس داشت و در ارتفاعات پایین تر (300-150 متر) درختان صنوبر از رشد قطری و حجمی مطلوب تری نسبت به ارتفاعات بالاتر برخوردار بودند. بر اساس نتایج بیشترین مقدار قطر برابرسینه (83/27 سانتی متر) ، ارتفاع (13/21 متر) ، سطح مقطع (046/0 مترمربع) و حجم (11/2 مترمکعب) و بیشترین فراوانی درختان با تنه استوانه ای در رویشگاه مهدشت (ارتفاع کمتر) مشاهده شد. درختان رویشگاه پهنه کلا دارای بیشترین مقدار ضریب شکل (99/0) و تاج متقارن بودند. با توجه به نتایج این پژوهش می توان بیان کرد کاشت گونه صنوبر دلتوئیدس در مناطق پایین بند می تواند موجب افزایش خصوصیات کمی و کیفی درختان این گونه شود و راهکار مناسبی به منظور تامین نیاز چوبی صنایع وابسته به چوب باشد.
    کلیدواژگان: جنگل کاری، ویژگی های جنگل شناسی، رشد قطری و حجمی، ارتفاع از سطح دریا آزاد
  • مهسا کریمی* ، جعفر اولادی قادی کلایی، جهان گیر محمدی صفحات 39-49
    پوشش گیاهی یکی از مهم ترین مولفه های بوم سازگان می باشد که نقش مهمی در حفاظت خاک و جلوگیری از بلند شدن ذرات آن دارد. لذا پایش و بررسی تغییرات آن در برنامه ریزی به منظور کنترل و مهار پدیده ریزگردها موثر است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تغییرات پوشش گیاهی در کانون های داخلی و خارجی ریزگردهای استان کرمانشاه و همچنین نواحی گسترش ریزگردها می باشد. بدین منظور ابتدا داده های میزان دید افقی در ساعات مختلف شبانه روز در دوره آماری (2015-2005) از اداره کل هواشناسی استان کرمانشاه اخذ شد و سال های 2008 و 2009 و همچنین ماه های اردیبهشت، خرداد و تیر به دلیل داشتن بیشترین فراوانی وقوع روزهای همراه با ریزگردها مبنای مطالعه قرار گرفت. در مرحله بعد مهم ترین رخدادهای همراه با ریزگردها در سال ها و ماه های مبنا براساس دو معیار کمترین دید افقی و بیشترین تداوم زمانی انتخاب شد و تصویر ماهواره ای مودیس (MOD02) برای آنها اخذ شد. به منظور آشکارسازی ریزگردها از روش اختلاف دمای درخشندگی باندهای حرارتی استفاده شد. سپس تغییرات پوشش گیاهی با استفاده از محصول MOD09 Q1 سنجنده مودیس و شاخص NDVI در بازه های زمانی سه ساله و در کلاسه های پوششی خوب، متوسط و ضعیف بررسی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که در سال 2006 مساحت کلاسه پوشش گیاهی خوب در کانون های خارجی و داخلی به ترتیب 8/1% و 25/28% بوده اما در سال 2015 مساحت این کلاسه در هر دو نوع کانون خارجی (87/0%) و داخلی (62/18%) کاهش یافته است. به طورکلی با توجه به نقش ارزنده پوشش گیاهی در حفاظت خاک می توان با حفظ، احیاء و گسترش آن به ویژه در مناطقی که مطابق با نتایج این پژوهش دچار کاهش سطح شده گامی موثر در جهت کنترل و مهار پدیده ریزگردها برداشت.
    کلیدواژگان: پوشش گیاهی، MOD09 Q1، NDVI، کانون ریزگردها، اختلاف دمای درخشندگی
  • جعفر رضایی *، حیدر صیدزاده، محمد عفتی، احمد حسینی صفحات 50-61
    مدیریت مشارکتی جنگل، به عنوان الگویی برای توسعه پایدار جنگل، مردم محلی را برای داشتن نقشی موثر در سرنوشت شان آماده می کند و آنها را قادر می سازد تا در فرآیند توسعه پایدار جنگل مشارکت نمایند. تحقیق حاضر، به شکاف بین وضع موجود و وضع مطلوب منطقه جنگلی بانکول، به عنوان یک دغدغه بنیادی نگاه می کند. لذا، این تحقیق با هدف تدوین سازوکارهای مدیریت مشارکتی منطقه ذکر شده اجرا شده است. روش تحقیق، روشی توصیفی و تحلیلی است به طوری که به کمک ابزار های متنوع ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) ، اطلاعات مورد نیاز از ذینفعان محلی جمع آوری شد. سپس، با استفاده از مدل (SWOT) عوامل داخلی (نقاط ضعف و قوت) و عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها) شناسایی شدند. برای ارزیابی و وزن دهی به عوامل داخلی (IF) و خارجی (EF) از فرایند ماتریس برنامه ریزی با سازوکار کمی (QSPM) استفاده شد. ماتریس عوامل داخلی با امتیاز 07/3 نشان می دهد که منطقه مطالعه شده نقاط قوت بیشتری نسبت به نقاط ضعف دارد. ماتریس عوامل خارجی با امتیاز 94/2 نشان می دهد که منطقه ذکر شده فرصت های بیشتری نسبت به تهدید ها دارد. نتایج نشان می دهد که منطقه مطالعه شده در جدول برنامه ریزی راهبردی، در شرایط تهاجمی (سازوکار های SO) قرار می گیرد و بر اساس تحلیل ماتریس برنامه ریزی با سازوکار کمی (QSPM) ، سازوکار های (SO) بهترین سازوکارها برای مدیریت مشارکتی منطقه جنگلی بانکول هستند. بنابراین، در منطقه مورد مطالعه اگر بخواهیم به سمت سازوکارهای مدیریت مشارکتی حرکت کنیم باید به سازوکار های تهاجمی اولویت دهیم.
    کلیدواژگان: ایلام، ارزیابی مشارکتی، عرصه های جنگلی، سازوکارهای مدیریت مشارکتی
  • فرشته مرادیان فرد، کامبیز طاهری آب کنار، ابوذر حیدری صفری کوچی* ، یعقوب ایران منش صفحات 62-71
    گیاهان دارویی از جمله منابع طبیعی ارزشمندی هستند که امروزه مورد توجه کشور های توسعه یافته جهان قرارگرفته و به عنوان مواد اولیه جهت تبدیل به دارو های کم خطر و پربازده برای انسان تلقی می شوند. یکی از این گونه های با ارزش، درختچه زردکیش (Cionura erecta) است که در مناطق محدود و خاصی از کشور ما پراکنش دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ترکیبات شیمیایی اسانس این گونه می باشد. به این منظور نمونه هایی شامل برگ، ساقه و میوه گیاه از منطقه چهارطاق در استان چهارمحال و بختیاری جمع آوری و به وسیله دستگاه کلونجر اسانس گیری شد. برای شناسایی ترکیبات تشکیل دهنده اسانس از دستگاه کراماتوگراف گازی متصل شده به طیف سنج جرمی (GC-MS) ، با مقایسه شاخص های بازداری و مطالعه طیف های جرمی استفاده شد. نتایج نشان داد اسانس این گونه دارای ترکیبات ارزشمندی چون اوژنول (Eugenol) ، اکسید کاریوفیلن (Caryophyllene oxide) ، سدرون (Cedron-9- one) و آلفا کادینول (Alpha cadinol) است که در صنعت و داروسازی و کنترل آفات کاربرد فراوانی دارند. در این بررسی مجموعا 23 ترکیب شناسایی شد که در این میان ترکیبات آلفا مورولن (Alpha murolene) ، سدرون و اوژنول، بیشترین مواد موثر اسانس را به خود اختصاص داد. همچنین نتایج این مطالعه نشان داد که اسانس گونه مورد مطالعه از نظر عناصر معدنی فسفر، منیزیم، آهن، مس، سدیم و روی غنی می باشد.
    کلیدواژگان: چهارطاق، زاگرس، کروماتوگرافی، کلونجر، گیاهان دارویی
|
  • Milad Safari *, Kiomars Sefidi , Ahmad Alijanpour , Mohammadrazi Elahian Pages 1-8
    Natural regeneration ensures the survival of forest stands and sustainable forest development. The present study was conducted to investigate the natural regeneration of Persian oak (Quercus macranthera fisch. & C.A.Mey. Ex Hohen) stands in Arasbaran protected forest. Measurement of the frequency of standard and coppice regenerations was carried out in one-hectare square plots (100 × 100 m) in the habitat of this species in three levels of elevation including 1200-1400, 1400-1600 and 1600-1850 m above sea level (3 sampling plot in each altitude). The frequency classes were recorded in three groups: seedling (height≤30 cm), small sapling with a height between 30-130 cm and large sapling with a height more than 130 cm differentiated by regeneration source, including standard and coppice regeneration and species name. The results showed that the both of standard and coppice regenerations were the most frequency in large sapling with a height of more than 130 cm. The altitude of 1400-1600 m a.s.l had the most frequency percentage in all species regeneration. In addition, with increasing altitude, the amount of coppice regeneration decreased and the frequency of standard regeneration increased. The frequencies of standard and coppice regenerations have significant difference according to two-way ANOVA at different altitudes, different groups and different species. Based on the results of this study, the access to the forest stands and the increase in the destruction by humans and livestock reduces the frequency of species regeneration and expands the coppice regeneration. As the altitude increases and the access reduce, the amount of standard regeneration will increase. Therefore, conservation activities can help to reduce the degradation of the natural regeneration area.
    Keywords: Arasbaran Forest, Quercus macranthera, Natural Regeneration
  • Dr Asghar Fallah , Dr Maziar Haidari* Pages 9-17
    Oak decline is an eminent factor, which has a significant role in degradation and change in Zagros forests. The goal of present study was to assess the crown surface area of oak trees in Sarableh forests, Ilam province. For this purpose, permanent sample plots were used. Eighty sample plots with 10 Ar area were applied based on systematic-random method in a 150×200 survey network in 120 ha. The crown diameters and oak decline were measured. Oak decline was classified in five classes (very high, high, medium, no decline). The inventory was conducted in 2012 and 2014. The Mann-Whitney test was used to compare the oak decline in two inventory times. The results showed that the trees in very high and high decline classes (total of two classes) were 13.6% in 2012 and it is increased to 25.4% in 2014 (to be an 11.8% increase). The changes in forest decline were significant at decline classes (P≤0.01). The highest oak decline was observed in two m2 crown area and the maximum healthy trees were found in 14 m2 crown area. Our result revealed that trees with small crown area are more engaged by forest decline. In order to managing the forest engaging to oak decline in Ilam province and the rehabilitation of these forests , it is recommended the trees with small crown area (up to seven m2) should be more considered in terms of forest rehabilitation and tending.
    Keywords: Keywords: Oak Decline, Ilam, Middle Zagros, Crown Area, Decline Class
  • Zahra Veiskarami , Dr Babak Pilehvar* , Dr Ali Haghizadeh Pages 18-29
    This study investigates the role of man-made disturbance on on nitrogen and phosphorus nutrient storage by herbaceous species in Gall Oak stands of Lorestan province. In order to do this study, two sites with the same physiographic and ecological conditions and different land uses were selected. Multiscale sampling plots were used randomly in each site to collect data on forest floor vegetation, trees and soils. Richness and biodiversity indices, generalist species, herbaceous biomass, nitrogen and phosphorus content of the plant tissues and nutrient storage were compared in two sites. Results showed significant differences in the two studied sites, between species richness, the number of herbaceous species, Margalaf richness and Shannon-Weiner diversity indices, above-ground and below-ground biomass. Also the above-ground and below-ground biomass were greater 43.7% and 35.3% respectively in the protected forest. Based on the results more amounts of nitrogen and phosphorus was stored by herbaceous species in protected forest. Also more native species and surface soil fertility improvement in the protected site revealed that conservation programs led to better environmental conditions and provide suitable conditions for ecosystem resilience. Also, more amounts of nutrients stored by herbaceous species in protected forest indicates that these plants plays important role in the storage of nutrients in the ecosystem. As the amounts of nutrients was less in the disturbed forest.
    Keywords: : Above-ground Biomass, Below-ground Biomass, Disturbed Area, Pollution, Surface Water
  • Masoud Naderi Varandi , Ali Kialashaki* , Ramin Veisy , Ali Sheykheslami Pages 30-38
    In order to study the effect of altitude on some quantitative and qualitative characteristic of Populus deltoides in Mazandaran province, three sites were selected with elevations between 150 and 1200 m above sea level in Sari city. In each site, some tree traits such as diameter at breast height, total height, basal area, volume, form factor and qualitative variables including trunk health, crown shape and trunk form were measured and evaluated and quantitative and qualitative characteristics of trees in three sites were compared using one-way ANOVA and Kruskal Wallis tests. Results showed that the altitude had significant effects on qualitative and quantitative characteristics of Populus deltoides trees and trees in lower altitude ranges (150-300 m) had a higher diameter and volume growth than trees in higher altitudes. According to results, the highest diameter (27.83 cm), height (21.13 m), basal area (0.046 m2), volume (2.11 m3) and the highest number of trees with cylindrical trunks were observed in Mahdasht. Tress in Pahnekola had the highest form factor (0.99) and with symmetrical crowns. According to results of this study, it can be concluded that planting with Populus deltoides trees in lower altitude ranges can increase the qualitative and quantitative characteristics of such trees and provides a suitable approach for supplying wood for wood-based industries.
    Keywords: Silvicultural characteristics, Diameter, volume growth, Altitude
  • Mahsa Karimi , Jafar Oladi Ghadikolaei , Jahangir Mohammadi Pages 39-49
    Vegetation is one of the most important components of ecosystem, which plays an important role in protecting soil and preventing its rise. So, monitoring and evaluating its changes in planning to control the dust storm is effective. The purpose of this study was to investigate the changes of vegetation in the internal and external dust storm sources of Kermanshah province and dust extension areas. For this purpose, horizontal visibility data were obtained from the meteorological administration of Kermanshah in the statistical period 2005 to 2015. In 2008 and 2009, as well as in the months of May, June and July, due to the most frequent occurrence of days with dust were the basis of study. In the next step, the most important events of dust in the years and months were selected based on two criteria of minimum horizontal visibility and maximum duration of continuity and the MODIS satellite image (MOD02) was obtained for them. The BTD method was used to detect dust storm. Then vegetation changes were evaluated using MOD09 Q1 MODIS and NDVI index in three year intervals and in good, moderate and poor vegetation categories. The results of this study showed that in 2006 the area of good vegetation class in the external and internal dust storm sources was 1.8% and 28.25%, respectively, but in 2015 the area of this class decreased in both external (0.87%) and internal (18.62%). In general, considering the important role of vegetation in soil conservation, it can be taken with the conservation, regeneration and extension of the vegetation, especially in areas where the results of this research have been reduced, have taken an effective step in controlling the dust storm.
    Keywords: Vegetation, MOD09 Q1, NDVI, Dust storm sources, Brightness temperature difference
  • Jafar Rezaei* , Hidar Seidzadeh , Mohammad Efati Pages 50-61
    Participatory forest management, as a model for sustainable forest development, prepares local people to play an effective role in their fate and they enable to participate in the process of sustainable forest development. Present research looks to the gap of between the current status and the ideal status of the forest Bankoul area as a fundamental concern. So, this research has done with the aim of formulating of management participatory mechanisms of the mentioned area. The method of research is a descriptive and analytical method so that with the help of PRA various tools, the needed information was collected from the local stakeholders. Then, using the SWOT model, internal factors (weaknesses and strengths) and external factors (opportunities and threats) were identified. For evaluating and weighing of Internal Factors (IF) and External Factors (EF) used from the process of Quantitative Strategic Planning Matrix (QSPM). Internal factor matrix with score of 3.07 shows that the studied area has more strengths than weaknesses. External factors matrix with score of 2.94 shows that the mentioned area has more opportunities than threats. The results indicate that the studied area in the strategic planning table places in an aggressive conditions (SO mechanisms) and based on analysis of QSPM, mechanisms of SO are the best mechanisms for participatory management of the forest Bankoul area. Therefore, in the studied area, if we want to move towards mechanisms of participatory management, we must give priority to aggressive mechanisms.
    Keywords: Ilam, Participatory appraisal, Forest areas, Management Participatory Mechanisms
  • Fereshteh Moradian fard , Kambiz Taheri abkenar , Abouzar Heidari safari kouchi *, Yaghoob Iran manesh Pages 62-71
    Herbal Medicines are valuable natural resources that nowadays absorbed the attention of developed countries. Also this plants are using as raw materials to produce Low-risk and potent drugs for humans. One of these valuable species is the Cionura erecta shrub, distributed in a limited area of our country. The aim of this study is investigating the chemical composition of the essential oil of this species. For this purpose, samples from leaf, stem and fruit were collected from Chahar-tagh region of Chaharmahal and Bakhtiari province and essence were extracted by Clevenger machine. In order to identify the essential oil composition, the gas chromatograph (GC) and gas chromatograph attached to mass spectrometer (GC-MS) were used to compare the inhibitory and mass spectrometry indices. The results showed that the essential oil of this species has valuable compounds such as Eugenol, Caryophyllene oxide, Cedron-9-one and Alpha cadinol, which are widely used in industry and pharmacy and pest control. In this study, 23 main chemical compounds were identified totally, that Cedron-9-one and Eugenol Had the highest percentage among identified compounds. Also, the results of this study showed that the essential oil of this species is a rich from the mineral elements including: phosphorus, magnesium, iron, copper, sodium and zinc.
    Keywords: Chahartagh, Zagros, Chromatography, Clevenger, Herbal Medicines