فهرست مطالب

  • سال چهل و یکم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/18
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علمی - پژوهشی
  • مهران غلامی ، مهرناز زنده دل ثابت، پیمان شریفی * صفحات 1-12
    به منظور بررسی واکنش تعدادی از لاین های لوبیا محلی گیلان (پاچ باقلا) به تراکم کاشت از نظر عملکرد، رشد و برخی از صفات زراعی، آزمایشی در سال زراعی 1394-1393 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گیلان به صورت کرت های خردشده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تراکم کاشت در سه سطح (33، 16 و 11 بوته در متر مربع) به عنوان فاکتور اصلی و لاین در پنج سطح (Gd91-7، Gd91-8، Gc91-9، Gd91-15 و Gd91-18) به عنوان فاکتور فرعی بودند. اثر تراکم بوته بر صفات عملکرد دانه خشک، عملکرد بیولوژیک و نسبت عملکرد دانه خشک به عملکرد غلاف سبز در واحد سطح معنی دار بود. اثر لاین بر صفات ارتفاع بوته، طول غلاف، طول دانه، عملکرد غلاف سبز در واحد سطح، عملکرد دانه خشک در بوته، شاخص برداشت و وزن صد دانه معنی دار بود. اثر متقابل دو فاکتور بر طول غلاف، عملکرد غلاف سبز در واحد سطح، عملکرد دانه خشک در بوته، نسبت عملکرد دانه خشک به عملکرد غلاف سبز و وزن صد دانه معنی دار بود. بیشترین عملکرد دانه خشک (05/316 گرم در متر مربع) در تراکم 33 بوته و کمترین میزان آن (42/67 گرم در متر مربع) در تراکم 11 بوته به دست آمد. بیشترین عملکرد غلاف سبز (84/1101 گرم در متر مربع) در لاین Gd91-15 و با تراکم 33 بوته در متر مربع حاصل شد. لاین Gd91-8 با توجه به صفاتی چون ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، طول دانه،عملکرد دانه خشک و عملکرد غلاف سبز به عنوان لاین برتر بود و می توان از آن در برنامه های به نژادی و به زراعی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: : دانه خشک، رشد، ژنوتیپ، غلاف سبز، Phaseolus vulgaris L
  • مختار داشادی *، پیام پزشک پور صفحات 13-24
    نخود (L. Cicer arietinum) به مقدار زیادی فسفر نیاز دارد، از سوی دیگر افزایش یکی از دو عنصر فسفر و روی باعث کاهش دیگری در گیاه می گردد. به منظور بررسی سطوح فسفر و روی برخصوصیات کمی و کیفی بذر دو رقم نخود دیم آزمایشی به صورت اسپیلت پلات فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه فاکتور شامل دو رقم نخود (آرمان و (ILC482 به عنوان کرت اصلی وکرت های فرعی شامل فسفر در سه سطحP2، P1 وP3 به ترتیب با 32، 46 و 60 کیلوگرم p2o5 در هکتار از منبع سوپرفسفات تریپل و سه سطح رویZn2، Zn1وZn3 به ترتیب با صفر، 5/2 و 5 کیلوگرم در هکتار Znاز منبع سولفات روی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی بروجرد در سال 1383 اجرا گردید. نتایج نشان داد که رقم آرمان با عملکرد دانه وعملکرد بیولوژیک به ترتیب 2606 و 4341 کیلوگرم در هکتار با رقم ILC482 با میزان عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک به ترتیب 1662و2779 کیلوگرم در هکتار تفاوت معنی دار داشت. فسفر اثر معنی داری بر عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک،تعداد دانه در غلاف و تعداد شاخه اصلی داشت، بیشترین میزان در هر مورد از مصرف 60 کیلوگرم در هکتار P2O5 به دست آمد. روی اثر معنی داری بر عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک، تعداد دانه در غلاف، تعداد غلاف در بوته و تعداد شاخه اصلی داشت، بیشترین میزان در هر مورد از مصرف 5 کیلوگرم در هکتار روی به دست آمد. بیشترین میزان پروتئین دانه از مصرف 60 کیلوگرم در هکتار P2O5 و 5 کیلوگرم در هکتار روی به دست آمد.
    کلیدواژگان: سوپر فسفات تریپل، سولفات روی، شرایط دیم
  • مهدی قسمتی، فرید مرادی نژاد *، مهدی خیاط صفحات 25-36
    خراسان جنوبی با دارا بودن 90 درصد سطح زیر کشت عناب به عنوان مهم ترین تولیدکننده عناب در کشور مطرح است. میوه تازه عناب در دمای اتاق به سرعت چروکیده و نرم می شود و پس از پنج تا هفت روز افت کیفیت قابل توجهی حاصل می شود. محلول پاشی با عناصر معدنی می تواند از طریق تامین مواد غذایی باعث افزایش کیفیت، بازار پسندی و کاهش خسارات بعد از برداشت گردد. کلسیم یکی از عناصر مهم معدنی است که در افزایش کمیت، کیفیت و بازارپسندی میوه ها نقش مهمی داراست. به منظور بررسی اثر محلول پاشی نمک های کلسیمی بر خصوصیات فیزیکو شیمیایی و کیفی میوه عناب پژوهشی در قالب طرح بلوک کامل تصادفی اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد (آب مقطر) ، کلرید کلسیم (5/0 و 1 درصد) و نیترات کلسیم (5/0 و 1 درصد) بودند که طی دو مرحله، در زمان تقسیم سلولی میوه (20 روز بعد از مرحله تمام گل) و کامل شدن رشد سلولی میوه (40 روز بعد از مرحله تمام گل) ، محلول پاشی انجام شد. در اواسط مرداد (70 روز بعد ازمرحله تمام گل) و در زمان رنگ گیری میوه برداشت انجام شد. نتایج نشان داد که کاربرد نیترات کلسیم 5/0 درصد باعث افزایش معنی دار در وزن تازه میوه، ماده خشک، طول و عرض میوه شد. همچنین تیمار کلرید کلسیم 5/0 درصد میزان سفتی بافت میوه، کارتنوئید و محتوای فنول کل میوه را افزایش داد. بیشترین میزان مواد جامد محلول و محتوای کلسیم میوه از تیمار کلرید کلسیم یک درصد حاصل شد اما محلول پاشی با نمک های مختلف کلسیمی بر pH میوه اثر معنی داری نداشت. به طور کلی می توان چنین نتیجه گرفت که محلول پاشی با کلرید کلسیم و نیترات کلسیم 5/0 درصد توانست ویژگی های فیزیکو شیمیایی میوه عناب تازه را بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: سفتی، فنول کل، کارتنوئید، کیفیت، عملکرد
  • پریسا شریفی *، نیر محمدخانی صفحات 37-50
    تنش خشکی به عنوان یکی از عامل اصلی کاهش عملکرد گیاهان در مناطق نیمه خشک محسوب شده و منجر به تنش اکسیداتیو می شود. به منظور بررسی اثر تنش خشکی پس از گرده افشانی بر برخی صفات زراعی و فیزیولوژیک برگ پرچم و سنبله ژنوتیپ های مختلف گندم، آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات دیم مراغه اجرا شد. فاکتور های آزمایش شامل دو سطح آبیاری؛ کنترل (آبیاری در تمام مراحل رشدی بر اساس شرایط کشت آبی) و تنش خشکی (قطع آبیاری پس از گرده افشانی تا پایان دوره رشد) و ژنوتیپ های مختلف گندم (متحمل: PTZ و TRK، نیمه متحمل: Manning و Sabalan و حساس: RINA-11 و Saratoves) بود. در شرایط تنش خشکی پس از گرده افشانی، عملکرد دانه و وزن هزار دانه نسبت به شرایط شاهد کاهش معنی دار یافت. حداکثر و حداقل عملکرد دانه در این شرایط به ترتیب مربوط به ژنوتیپ های نیمه متحمل Manning (97/242) و حساسSaratoves (gm-234/145) بود. بیشترین تغییرات در محتوی مالون دی آلدئید مربوط به ژنوتیپ های حساس بود. فعالیت آنتی اکسیدان های آنزیمی (آسکوربات پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز) و غیرآنزیمی (گلوتاتیون و آسکوربات) به واسطه اعمال تنش خشکی افزایش یافت. بیشترین و کمترین فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز به ترتیب در برگ پرچم ژنوتیپ های TRK Saratovesو در سنبله ژنوتیپ های Manning و Saratoves مشاهده شد. برگ پرچم و سنبله ژنوتیپ های Manning و Saratoves بیشترین و کمترین فعالیت آنزیم گلوتاتیون ردوکتاز را نشان دادند. بیشترین محتوی گلوتاتیون و آسکوربات در برگ پرچم و سنبله، به ترتیب مربوط به ژنوتیپ هایTRK و Manning بود، این درحالی است که در ژنوتیپ Saratoves کمترین مقادیر مشاهده شد. به نظر می رسد که در سنبله ژنوتیپ Manning فعال شدن هر دو سیستم آنتی اکسیدانی آنزیمی (آسکوربات پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز) و غیرآنزیمی (گلوتاتیون و آسکوربات) نقش کلیدی را در افزایش تحمل به تنش خشکی داشتند و در این میان آنتی اکسیدان های غیرآنزیمی موثرترین نقش را ایفا کردند.
    کلیدواژگان: آسکوربات، پراکسیداز، گیاه، عملکرد دانه
  • فرزاد گودرزی *، رمضان کل وندی صفحات 51-62
    جوانه زنی عامل حدود نیمی از ضایعات انباری سیب زمینی ها است. گرچه کاربرد ترکیباتی مانند کلروپروفام در کنترل جوانه زنی امکان پذیر است اما افت کیفی محصول و اقبال روزافزون به تولید و مصرف فراورده های ارگانیک، کاربرد این مواد را محدود کرده است. در این تحقیق طی 5 ماه نگهداری سیب زمینی آگریا، عصاره نعناع فلفلی در غلظت های صفر، 5/0، 1، 2، 4 گرم در لیتر؛ دوره های 2، 4، 6 هفته یک بار در سال 1395 و در آزمایشگاه صنایع غذایی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی همدان انجام شد، به کار رفت. در این مدت وضعیت غده ها بررسی شد. این تحقیق به صورت آزمایش فاکتوریل با سه فاکتور غلظت عصاره، تکرار مصرف و زمان نگهداری در قالب طرح کاملا تصادفی و در 3 تکرار انجام شد. مطابق نتایج با افزایش غلظت عصاره نعناع تا 2 گرم در لیتر، جوانه زنی سیب زمینی به شکل معنی دار کنترل و جوانه زنی غده، نسبت به تیمار شاهد تا 4 ماه به تاخیر افتاد. مصرف غلظت بیشتر عصاره نعناع اثر معنی داری نداشت. مصرف 5/0 گرم در لیتر آن باعث تحریک جوانه زنی غده ها نسبت به تیمار شاهد شد. مصرف هر 4 هفته یک بار عصاره نعنا بهترین نتیجه را داشت. کاربرد این عصاره در غلظت 2 گرم در لیتر به ترتیب کاهش 92 و 97 درصدی جوانه زنی و وزن کلی جوانه ها را در غده های سیب زمینی در پی داشت. در ارزیابی حسی، طعم نمونه های پخته و سرخ شده سیب زمینی های تیمار شده با عصاره نعنا و کلروپروفام، اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند، اما هر دو تیمار نسبت به غده های شاهد، امتیاز بیشتری دریافت کردند. کاربرد تیمار منتخب این تحقیق توانست تلفات سیب زمینی رقم آگریا را در انبار تا 6 درصد کاهش دهد.
    کلیدواژگان: انبارداری، جوانه زنی، سیب زمینی، نعناع فلفلی (Mentha piperita L.)
  • زینب اورسجی *، المیرا محمدوند صفحات 63-72
    اندازه گیریفلورسانسکلروفیل،روشیغیرتخریبیوبسیارحساساستکهاطلاعاتمهمیدررابطهبادستگاهفتوسنتزگیاهبه دست می‎دهد. این پژوهش با هدف امکان سنجی بهره‎گیری از پارامترهای مهم فلورسانس کلروفیل در تشخیص زودهنگام اثرات تخریبی علف‎کش مزوسولفورن متیل + یدوسولفورون متیل قبل از بروز علایم ظاهری آن در علف‎هرز فالاریس انجام شد. آزمایش گلخانه‎ایبا شش تیمار وپنجتکرار، به صورت کاملا تصادفی،جهتبررسیپارامترهایفلورسانسکلروفیل شامل Fvj (فلورسانس نسبی در مرحله J) ، Fv/Fm (حداکثر کارایی عملکرد کوانتومی فتوسیستم دو) ، PI (شاخص فتوسنتز) و Area (حداکثر ظرفیت کوئینونی فتوسیستم دو) در فالاریستا هفتروزپسازپاششعلف‎کشمزوسولفورون متیل + یدوسولفورون متیل انجامشد. نتایج نشان داد که واکنش صفات Area و Fv/Fm به مصرف مزوسولفورون متیل + یدوسولفورون متیل آهسته بود؛ در حالی‎که صفات Fvj و PI واکنش سریعی نشان دادند. تقریبا از همان روز اول پس از سم‎پاشی دو صفت Fvj و PI کاهش محسوسی نشان دادند که این روند کاهشی در PI شدیدتر اما همراه با خطای استاندارد بیشتری نسبت به Fvj بود. با افزایش میزان علف‎کش مزوسولفورون متیل+ یدوسولفورون متیل، هر دو پارامتر PI و Fvj کاهش یافتند. می توان نتیجه گرفت که این دو پارامتر PI و Fvj حساسیت ویژه ای به علف‎کش نشان دادند و قبل از ظهور علائم ظاهری علف‎کش تصویری از تاثیرات مخرب فیزیولوژیک آن در اختیار قرار دادند؛ به طوری که در روز هفتم مقادیر پارامترهای PI و Fvj به ترتیب 94 و 75 درصد کاهش نشان داد.
    کلیدواژگان: شاخص فتوسنتز، ظرفیت کوئینونی، فلورسانس نسبی، کارایی عملکرد کوانتومی
  • علمی پژوهشی
  • عیسی ارجی *، محمد نوری زاده صفحات 73-82
    به منظور بررسی سازگاری برخی از ژنوتیپ های بومی زیتون آزمایشی با 8 ژنوتیپ در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات زیتون طارم زنجان از سال 1386 لغایت 1390 به اجرا درآمد. درختان زیتون با فاصله 6×6 در فروردین 1386 کشت شدند. صفات مختلف رویشی و زایشی اندازه گیری شد. نتایج مقایسه میانگین صفات رویشی نشان داد که ارتفاع، عرض تاج، سطح مقطع تنه و رشد فصل جاری شاخه درختان زیتون بین ژنوتیپ ها دارای تفاوت معنی دار بودند. تعداد گل آذین در شاخه، تعداد گل در گل آذین، درصد گل کامل و درصد نهایی تشکیل میوه در بین ژنوتیپ ها دارای تفاوت معنی دار بود. ژنوتیپ های T2، T3، T7 و G4 با بیش از 120 گل آذین در شاخه برتر از بقیه بودند. بیشترین تعداد گل در گل آذین در ژنوتیپ های T2، T7 و B3 مشاهده شد. وزن میوه بین ژنوتیپ ها دارای تفاوت معنی دار بود به طوری که وزن میوه از 3/2 تا 8/9 گرم بین ژنوتیپ ها متفاوت بود. ژنوتیپ G4 درشترین میوه را داشت. بیشترین وزن گوشت به ژنوتیپ G4 تعلق داشت. عملکرد میوه در درخت بین ژنوتیپ ها دارای تفاوت معنی دار بود به طوری که ژنوتیپ T2 بیشترین عملکرد و ژنوتیپ B1 کمترین عملکرد را داشت. درصد روغن در ماده خشک بین ژنوتیپ ها متفاوت بود و ژنوتیپ G4 بیش از 50 درصد روغن در ماده خشک داشت. به طورکلی ژنوتیپ های T2 وT7 بر اساس میزان عملکرد بالا و درصد روغن حدود 44 درصد و ژنوتیپ G4با توجه به درشتی میوه (بیش از 9 گرم) ، عملکرد نسبتا خوب (حدود یک تن) و میزان روغن بالا (بیش از 52 درصد در ماده خشک) ، به عنوان ژنوتیپ های امید بخش معرفی می شوند.
    کلیدواژگان: درصد روغن، زیتون، سازگاری، عملکرد میوه
  • علمی - پژوهشی
  • لمیا وجودی مهربانی *، رعنا ولی زاده کامران، زهرا سلطانی قرالر، زهرا ایمانی زراعت کار، زهرا معصوم پور صفحات 83-94
    استفاده از روش هایی که موجب کاهش تجمع نیترات در سبزی های برگی شود و همچنین ارزش غذایی آن ها را حفظ نماید حائز اهمیت می باشد. به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف (صفر، 10، 20 و 30 درصد حجمی) کودهای آلی (دامی، ورمی کمپوست و مرغی) و کود اوره (102، 204 و 306 کیلوگرم در هکتار) بر تجمع نیترات و برخی خصوصیات رشدی و فیزیولوژیک اسفناج آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال 1395 اجرا شد. نتایج نشان داد بالاترین مقادیر نیترات در زمان های صبح و عصر در تیمار 306 کیلوگرم در هکتار کود اوره مشاهده شد. طول برگ تحت تاثیر تیمارهای 20 و 30 درصد کود مرغی قرار گرفت. بیشترین میزان قند محلول و وزن تر و خشک ریشه در تیمارهای 10 و 20 درصد کود دامی مشاهده شد. تیمارهای 20 و 30 درصد کود ورمی کمپوست و کود دامی و تیمار 30 درصد کود مرغی موجب افزایش وزن تر و خشک برگ شد. تمامی سطوح کودهای ورمی کمپوست، دامی و مرغی موجب افزایش محتوای پتاسیم شد. بیشترین میزان آهن، روی و محتوای فنل کل نمونه ها در تمامی سطوح کود دامی و ورمی کمپوست ملاحظه گردید. با توجه به پاسخ مثبت گیاه اسفناج به کاربرد کودهای آلی به نظر می آید که کاربرد این کودها ضمن کاهش مصرف کودهای شیمیایی و کاهش اثرات سوء زیست محیطی آن ها، روش مناسبی برای تولید سالم و پایدار سبزی ها باشد.
    کلیدواژگان: اسفناج، عناصر، فنل کل، وزن تر
  • حمید احدی، محمدحسین میرجلیلی *، محسن فرزانه، حسن رضادوست صفحات 95-104
    در این تحقیق، مقدار تاکسول و 10-د استیل باکاتین III در برگ های گونه سرخدار بومی ایران (Taxus baccata) و گونه اقیانوس آرام (T. brevifolia) و توانایی تولید آن ها در کشت سوسپانسیون سلولی این دو گونه مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق در سال 1392 در پژوهشکده گیاهان دارویی دانشگاه شهید بهشتی تهران اجرا گردید. القای کالوس با استفاده از ریزنمونه های میان گره ساقه های جوان در محیط کشت جامد صورت گرفت، سپس کشت سوسپانسیون سلولی بر روی همین محیط کشت حاوی تنظیم کننده های رشد نفتالن استیک اسید و بنزیل آمینوپورین به ترتیب با مقادیر 2 و 1/0 میلی گرم در لیتر ایجاد شد. 21 روز پس از کشت، وزن تر و خشک سلول محاسبه و مقدار تاکسول و 10-د استیل باکاتین III آن ها توسط دستگاه کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که برگ های گونه های سرخدار بومی ایران و سرخدار اقیانوس آرام به ترتیب حاوی 45 و 27 میکروگرم تاکسول و 40 و 4 میکروگرم 10-د استیل باکاتین III در گرم وزن خشک نمونه بودند و کشت سوسپانسیون سلولی آن ها نیز به ترتیب مقدار540 و 20 میکروگرم در لیتر تاکسول و مقدار 1 و 110 میکروگرم در لیتر از 10-د استیل باکاتین III تولید کردند. بنابراین نتایج حاکی از برتری کشت سوسپانسیون سلولی سرخدار بومی ایران در تولید تاکسول بود که می تواند برای بهینه سازی تولید تجاری این ترکیب ضد سرطان در سیستم های بیوراکتور مورد استفاره قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تاکسان، ضد سرطان، کروماتوگرافی مایع، کشت درون شیشه
  • مسلم صالحی، محمود شور* ، علی تهرانی فر، لیلا سمیعی صفحات 105-117
    زنبق نمکزار (Iris spuria subsp. Musulmanica) گیاهی است بومی، که به عنوان گیاه زینتی ارزشمند، که می تواند به صورت گل شاخه بریده و در فضای سبز مورد استفاده قرار گیرد. بذر زنبق نمکزار در شرایط طبیعی دارای جوانه زنی پایینی است، به همین دلیل آزمایشی در جهت بهبود جوانه زنی آن انجام گردید. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با 10 تیمار، چهار تکرار (هر تکرار شامل 25 بذر) در سال 1395 و از رویشگاه طبیعی زنبق نمکزار واقع در شهرستان بجنورد اجرا گردید. تیمارها شامل: هیدروکسید سدیم 20 مولار به مدت 10 دقیقه، هیدروکسید سدیم 15 مولار به مدت 20 دقیقه، آب 100 درجه سانتی گراد به مدت 10 دقیقه، آب 80 درجه سانتی گراد به مدت 15 دقیقه، اسید سولفوریک 98 درصد به مدت 10 دقیقه، اسید سولفوریک 98 درصد به مدت 15 دقیقه، چینه سرمایی به مدت 30 روز، چینه سرمایی به مدت 60 روز، چینه سرمایی به مدت 90 روز و تیمار شاهد بودند. تاثیر تیمارهای منتخب بر همه پارامترهای جوانه زنی معنی دار بود (05/0>p). پیش تیمار بذرها در محلول هیدروکسید سدیم با غلظت 20 مولار به مدت 10 دقیقه نسبت به بقیه تیمارها، منجر به افزایش بیشتر در پارامترهایی درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، شاخص بنیه بذور، طول ساقه چه و ریشه چه، وزن تر و خشک ریشه چه و ساقه چه گردید. در سه سطح چینه سرمایی جوانه زنی کمتری نسبت به شاهد بدون تیمار مشاهده شد. هم چنین تیمار اسید سولفوریک 10 دقیقه به طور نسبی موجب بهبود در جوانه زنی و سایر پارامترهای جوانه زنی نسبت به شاهد بدون تیمار گردید. هیدروکسید سدیم به واسطه فعالیت قلیایی و حل ترکیبات چربی دوست موجود در پوشش های بیرونی و درونی بذر زنبق نمکزار به طور موثرتری موجب بهبود جوانه زنی گردید. احتمالا در این گونه زنبق نیز به مانند بسیاری از گونه های زنبق خواب مورفوفیزیولوژیکی وجود دارد.
    کلیدواژگان: اسید سولفوریک، چینه سرمایی، خراش دهی، خواب مورفوفیزیولوژیکی، هیدروکسید سدیم
|
  • M. Zendedel Sabet, P. Sharifi*, M. Gholami Pages 1-12
     
    Background and Objectives
    Grain legumes, as a protein-rich food, play an important role in human nutrition, especially in developing countries. Common bean, being a leguminous and short duration crop, may be used as a soil improving crop in rotation and in cropping system. Among the various factors that contribute to the attainment of potential yield of common bean, optimum plant spacing or plant population is one of the important factors. Optimization of plant density for highly new yielding lines by following suitable inter as well as intra row spacing is essential. This study aimed to evaluate the effects of plant density on yield and agronomic traits of some Guilan local bean lines.
    Materials and Methods
    This field experiment was carried out in split plot based on randomized complete block design with three replications in 2014-2015 growing season at Guilan Agricultural and Natural Resources Research and EducationCenter. The main factor was plant density at three levels (33, 16 and 11 plants per m2) and the split factor was five Guilan local bean lines (Gd91-7, Gd91-8, Gc91-9, Gd91-15 and Gd91-18).
    Results
    Analysis of variance showed that the effect of plant density was significant on dry seed yield, dry seed yield to pod yield ratio and biological yield per unit area. The effect of line was significant on plant height, pod length, seed length, pod yield per unit area, dry seed yield per plant, dry seed yield to pod yield ratio, harvest index and 100-seed weight. The interaction effect of the two factors was significant on the pod lenght, pod yield per unit area, dry seed yield per plant and 100-seed weight. The highest value of seed yield (11.44 g plant-1) was obtained in Gd91-8 at the density of 33 plants per m2. The highest (316.5 g m-2) and lowest (67.42 g m-2) values of dry seed yield was obtained at the density of 33 plants per m2 and 11 plants per m2, respectively. The highest values of green pods yield (1101.84 g m-2) was obtained in Gd91-15 at a density of 33 plants per m2.
    Discussion
    The reduction of dry seed yield per plant in 33 plants per m2 density in comparison to 16 plants per m2 for Gd91-18 and Gc91-9 and in 11 plants per m2 for Gd91-7 seems to be due to restricted access to the sun radiation or dietary lemitations and genotypic characteristics. Other reasons for the decrease of grain yield per plant at high densities can be the reduction of the number of pods per plant, number of seeds per pod, pod length and 100 seed weight. Gd91-8 as a superior line according to triats such as plant height, number of pods per plant, pod length, dry seed yield and green pod yield and can be used for breeding programes as a suitable line
    Keywords: Dry seed, Genotype, Green pod, Growth, Phaseolus vulgaris L
  • M. Dashadi*, P. Pezeshkpoor Pages 13-24
     
    Background and Objectives
    Chickpea(Cicer arietinum) is one of the most important Pulses in arid and semi arid regions. This plant needs a lot of nutrition such as phosphorous and Zinc elements. Most of the soil of arid and semi arid regions does not have phosphorous and Zinc nutrition sufficiently.These elements are effective for growth and yield of two chickpea cultivars. On the other hand, increasing one of them decreases the other one in plant; therefore, it is necessity to determine the amount of phosphorous and Zinc fertilizers.
    Materials and Methods
    The trail was conducted based on factorial split plot in randomization block design with three replications. We considered the two chickpea cultivars(Arman and ILC482) as the main plot and sub plot including phosphorous (P2O5) from super phosphate triple source in three levels (P1=32, P2=46 and P3=60 Kg.ha-1) and different amounts Zn from Zinc solphate source in three levels (Zn1=0, Zn2=2.5 and Zn3= 5Kg.ha-1) in Borujerd Agriculture research station where there are cold winters and humid summers.This experiment was performed in 2004.
    Results
    The result indicated a significant difference between Arman cultivar with seed yield and biological yield 2606 and 4341 Kg.ha-1 respectively and ILC482 cultivar with seed yield and biological yield 1662 and 2779 Kg.ha-1 respectively. Effect of phosphorous fertilizer on seed yield ,biological yield, number of seed per pod and number of main branch was significant and the most difference was obtained with 60 Kg.ha-1 P2O5. Effect of Zinc fertilizer on seed yield, biological yield, number of seed per pod, number of pod per plant, and number of main branch was significant and the most was obtained with 5 Kg.ha-1 Zn. The most amount of protein in seed was obtained with 60 Kg.ha-1 P2O5 and 5 Kg.ha-1Zn (P3Zn3 treatments). There are a negative correlation between amount of phosphorous consumption and Zn concentration in seed and amount of Zn consumption and P concentration in seed.
    Discussion
    Phosphorous and Zinc fertilizers are effective in root extention and decrease of pH in arid regions soils respectively. Therefore these fertilizers increase water absorption and nutrition elements including Phosphorous and Zinc in soil. In this experiment, Chickpea have positive response to application of phosphorous and Zinc fertilizers and consumption of these fertilizers, increase quantitative and qualitative characteristics of Chickpea. Therefore using 60 Kg.ha-1 P2O5 and 5 Kg.ha-1 Zn for Chickpea crop in similar regions this in expriment is recommended
    Keywords: Key word: Cultivar, super phosphate triple, Zinc solphate, Chickpea
  • M. Ghesmati, F. Moradinezhad*, M. Khayat Pages 25-36
     
    Background and Objectives
    South Khorasan province is the most important area of jujube fruit production in Iran. Fresh jujube fruit destroys in a short time at ambient temperature. Normally about one week after harvesting, a considerable loss occurs in picked fruits. Plant nutrition, during growth and developmental stages influence the quality of many fruits. Calcium is one of the most important elements that can affect quantity, quality, storability and market of many horticultural crops. Although South Khorasan province is located in arid areas, it has lime soils with enough calcium for plant growth and development. However, due to low mobility of calcium from soil to plant, calcium deficiency is common in horticultural plants. Thus, pre-harvest spray with minerals like calcium salts can be useful for reducing postharvest losses during handling and storage. Therefore, the aim of this research was to evaluate the effect of different calcium salts spray on physicochemical properties and quality of fresh jujube fruit.
    Materials and Methods
    Twenty jujube trees, eight years old, were sprayed with calcium salts twice, mid of June and early in July 2016 in a commercial orchard in Birjand, South Khorasan province. Experimental treatments were distilled water (control), calcium chloride (0.5 and 1%) and calcium nitrate (0.5 and 1%). Sprays were done at two stages of fruit growth and development, cell division (3 mm fruit diameter), and 20 days later in full cell enlargement stage. Fresh fruit was harvested at a crisp mature (white-red) stage early in August. The experiment was conducted in a completely randomised block design with four replications, and each replicate included 500 g of fresh fruit. Data were analysed using SAS program (ver. 8) and comparison of means was made with LSD test at 1 and 5% probability.
    Results
    Physiochemical properties of harvested fruit including fresh fruit weight, dry matter, fruit length and diameter, firmness, total soluble solids, pH, carotenoids, total phenol, and calcium content were evaluated. The results showed that calcium nitrate application at 0.5% significantly increased fruit fresh weight, dry matter and fruit length and diameter compared to control. Also, fruits that were sprayed with calcium chloride at 0.5% concentration had higher firmness, carotenoids and total phenol. The highest total soluble solids and calcium content values were obtained in treated fruit with calcium chloride (1%). Although different calcium salts spray had no significant effect on juice pH.
    Discussion
    In general, it can be concluded that physical fruit parameters were affected by calcium nitrate, while calcium chloride spray had a greater impact on chemical and nutritional quality aspects of fruit. Although calcium chloride at 0.5% was more effective on chemical factors, however, it was not significantly different with calcium chloride 1% treatment. Among different treatments, calcium nitrate at 0.5% had the highest effect on physical properties of jujube fruit. Therefore, it can be concluded that spraying of jujube fruit trees during fruit growth and developmental stages with both calcium salts at 0.5% concentration have beneficial effects as they improve the most important physical and chemical parameters of fresh jujube fruit.
    Keywords: Carotenoid, Firmness, Quality, Total phenol, Yield
  • P. Sharifi*, N. Mohammadkhani Pages 37-50
     
    Background and Objectives
    Drought stress is one of the main limiting factors in plant production in semiarid regions; this is due to its oxidative stress.
    Materials and Methods
    For evaluation of drought stress after pollination on some agronomic physiological factors in flag leaf and spikes of different wheat genotypes this study was designed as Randomized Complete Block Design with three replicates in Maragheh dryland research center in 2016. The first factor contains two levels of irrigation, control and drought stress (irrigation cut after pollination until the end of growth period) and the second factor contains different wheat genotypes (PTZ and TRK: tolerant, Manning and Sabalan: semi tolerant, Saratoves and RINA-11: sensitive).
    Results
    Drought stress decreased grain yield. Manning semi tolerant and Saratoves sensitive genotypes showed the highest and lowest grain yield. The activities of enzymatic (ascorbate peroxidase and glutathione reductase) and non- enzymatic (glutathione and ascorbate) antioxidants increased under drought stress. The highest and lowest ascorbate peroxidase enzyme activity was observed in flag leaf of TRK and Saratoves genotypes and in spikes of Manning and Saratoves genotypes. Also flag leaf and spikes of Manning and Saratoves genotypes showed the highest and lowest glutathione reductase enzyme activity. The highest glutathione and ascorbate content in flag leaf and spikes was related to TRK and Manning genotypes; the lowest content was observed in Saratoves.
    Discussion
    It seems that in spikes of Manning genotype, activation of enzymatic (ascorbate peroxidase and glutathione reductase) and non-enzymatic (glutathione and ascorbate) antioxidants had a key role in increase of tolerance to drought stress.
    Keywords: Ascorbate, Peroxidase, Plant, Yield
  • F. Goudarzi*, R. Kalvandi Pages 51-62
     
    Background and Objectives
    Sprouting is one of the main reasons of wasting about one half of potatoes during the storage. The existing methods to control sprouting in long term storage (for example postharvest applications of chlorpropham) can do the job as well, but the incidence of quality problems and undesirable side effects in such potatoes, and more importantly, the growing interest in organic food products, have challenged the application of these methods.
    Materials and Methods
    The peppermint extracts used in the experiment were obtained from dried peppermint leaves in 48 hours, at room temperature using 1:1 distilled water-alcohol solution, and with the normal air pressure. The peppermint extracts were dried for 10 days and then transferred to a dark glass bottle by means of petroleum ether (as solvent) and were kept at 2°C until being used for later use. Herbal extracts of peppermint were used at concentrations of 0, 0.5, 1, 2 and 4 g/l, with regular intervals of 2, 4 or 6 weeks during the 5 months of potato (Agria cultivar) storage while sprouting was monitored. Direct contact between tubers and the peppermint extracts was not allowed. To provide the needed oxygen for the tubers respiration, the containers apertures were opened for 15-20 minutes every four weeks and were sealed again. A group of tubers was only treated by 37g chlorpropham (5% purity). To do this, the powder was poured into the container, completely sealed and slowly shaken for 10 minutes. The sealed container was kept at room temperature for 48 hours. All experiments were repeated 3 times. Data was analyzed by a completely randomized design (CRD) with a factorial experiment.
    Results
    According to the results, by increasing the concentration of mint from 0.5 to 2 g/l, sprouting potato was controlled more effectively and meaningfully. More concentration in the control of potato sprouting was not significant. Use of this extract at a concentration of 0.5 g/l stimulates the germination of tubers compared to the control. Extensive sprouting of tubers was delayed for up to 4 months compared to the control treatment too. Application of peppermint extract caused %92 and %96 decrease in potato germination and total weight sprouting respectively. Organoleptic evaluation of the boiled and fried potato samples, treated with the mint extract and chlorpropham, did not show significant differences.
    Discussion
    Use of 2 g/l mint extract will be able to decrease waste potato tubers in storage up to 6 percent. Replication of every 4 weeks extracts application is absolutely essential for the best result. Organoleptic evaluation of the boiled and fried potato samples, treated with the mint extract and chlorpropham, received more points compared to contro
    Keywords: Mentha piperita L, Potato, Sprouting, Storage
  • Z. Avarseji*, E. Mohammadvand Pages 63-72
     
    Background and Objectives
    Measuring of chlorophyll fluorescence is a nondestructive and sensitive way to give important information about photosynthesis apparatus. Fluorescence spectrum is different from the absorbed one by chlorophyll and it has higher wave length so the fluorescence yield could be measured by exposing a leaf with a defined wave length of light and then quantifying the higher reflected wave. The purpose of this experiment was to make comparison among chlorophyll fluorescence important parameters for early prediction of destructive effects of mesosulfuron methyl + iodosulfuron methyl before revealing the symptoms of Phalaris minor.
    Materials and Methods
    A greenhouse experiment with five replications and six treatment based on completely randomized design was conducted to evaluate the chlorophyll fluorescence parameters of Phalaris minor sprayed by mesosulfuron methyl + iodosulfuron methyl up to seven days after spraying.Herbicide doses were 18, 12, 8, 5.3 and 3.5 g a. i./ha with an untreated treatment as control. Herbicide was applied at three leaf stage of Phalaris minor with MATABI elegance plus sprayer equipped by tee-jet 8001 nozzle at 300 kpa pressure. Fluorescence measurements were conducted by Handy PEA fluorimeter that flashes a wave length of 650 nm at 300 μ mol/m2.s intensity during 10 seconds on dark adapted leaf one day after spraying at 10 a.m. every day until seven days after spraying.
    Results
    The results indicated that Fv/Fm and Area parameters showed slow response to mesosulfuron methyl + iodosulfuron methyl application whereas Fvj and PI showed a fast reaction. Approximately from the first day after spraying the two mentioned parameters drastic reduction happened which was more intense but with bigger standard errors in PI compared to Fvj. with an increase in mesosulfuron methyl + iodosulfuron methyl dose both PI and Fvj parameters were decreased.
    Discussion
    It could be concluded that these two parameters show special sensitivity to the mesosulfuron methyl + iodosulfuron methyl application and before the symptoms of the herbicide appears, they give a picture of physiological destructive effects of the herbicide.Whereas the Fvj parameters during all seven days after spraying shows a steady reduction with low standard errors, PI index shows reduction with higher standard errors which make the Fvj parameters more reliable. The two Fv/Fm and Area which were repeatedly reported as a sensitive factor to the stresses at this experiment were not appropriate indices. The common dose response methods of herbicide can be replaced by chlorophyll fluorescence measurements and it can offer fast, accurate, and an important information about herbicide efficiency very fast and accurate
    Keywords: Area, Fvj, Fv, Fm, PI
  • I. Arji*, M. Norizadeh Pages 73-82
     
    Background and Objectives
    Olive (Olea europaea L.) belongs to Oleaceae family. Olive fruit has been used for oil and table olive. Olive is one of the most important fruit trees around the world. Iran is one of the regions of the world with different wild olive genotypes distributed in different provinces. Olive genotypes are important genetic resources for Iran. These genotypes can be selected as promising genotypes and used in breeding programs. The objective of this study was to evaluate adaptability of 8 olive genotypes from Gorgan and Taroum.
    Materials and Methods
    This experiment was conducted to evaluate adaptation ability of 8 olive genotypes in Tarrom olive research station during 2007- 2011. Trees were planted under a complete randomized block design with a 6 × 6 distance. Vegetative and reproductive characters of olive trees were measured. The collected data were analyzed with MSTATC and the means were compared with Duncan's multiple test.
    Results
    Vegetative results showed that tree height, wide, shoot season growth and trunk cross sectional areas were significantly different at 1% between olive genotypes in Tarrom olive station. Inflorescence number per shoot, flower number per inflorescence, perfect flower percent, and final fruit set were significantly different at 1% statistical level. Fruit weight was significant between olive genotypes and it varied between 2.3 and 9.8g. G4 genotype had the biggest fruit and flesh weight. Fruit yields were significant between genotypes so that T2 and B1 had the highest and lowest yields respectively. The oil percent in dry matter was significantly different between genotypes. All genotypes had higher than 40% oil in dry matter. The highest oil percentage (52%) was recorded in G4 genotype. Generally, G4 olive genotype could be a promising genotype due to the large fruit (more than 9 grams), relatively high yield (about one ton) and high oil content (more than 52% of the dry matter).
    Discussion
    Wild olive genotypes are very important gene pole for any purposes in each county. Iran has different wild olive genotypes in different regions like Golestan, Gilan, Kerman, Kermanshah, Ilam and so on. Identification and evaluation of adaptability of local olive genotypes are very important for new olive cultivar selection and breeding programs. As mentioned above, the evaluated olive genotypes show different responses in Taroum olive research station. Different vegetative and reproductive characteristics were recorded on evaluated olive genotypes. Generally, results showed that G4 olive genotype was superior based on fruit traits, oil and yield.
    Keywords: Adapatibility, Fruit Yield, Oil content, Olive (Olea europaea, L.)
  • L. Vojodi Mehrabani*, R. Valizadeh Kamran, Z. Soltanighralar, Z. Emanizeraatcar, Z. Masoumpoor Pages 83-94
     
    Background and Objectives
    Management of organic fertilizers utilization is of the main components of organic crops production which can greatly affect the yield and quality of plants. Due to the short time course of leafy vegetables production, farmers commonly use nitrogenous chemical fertilizers for the nourishment of plants. The results are huge nitrate accumulation on the edible parts of the vegetables and hence the deteriorating health side effects. So, owing to the necessity of vegetables in the daily diet, resorting to the production methods to reduce the nitrate accumulation and even preserve and add up the nutritious quality of vegetables is of great interest.
    Materials and Methods
    This experiment was conducted to evaluate the effects of deferent levels of cow, vermicompost and poultry organic fertilizers (0, 10, 20 and 30% in volume) and urea (102, 204 and 306 g Kg/ha) on nitrate accumulation (morning and evening sampling time) and Fe2+, Zn2+ and potassium concentration and total phenolic content as well as on some growth characteristics of spinach as RBCD design with three replications in Azarbaijan Shahid Madani University during 2016.
    Results
    The results revealed that the highest morning nitrate accumulation (2435 mg Kg-1 Fwt) and that of evening (2052 mg Kg-1 Fwt) belonged to 306 kg/ha urea treatment. Leaf length was effected by 20% (3.6 cm) and 30% (8.8 cm) of poultry manure. The highest data for TSS and root fresh and dry weight were attained by 10 and 20% of cow manure. The treatments, 20 and 30% of vermicompost, cow manure and 30% poultry manure increased the leaves fresh and dry weight. All levels of poultry and vermicompost manure had positive effects on potassium content. The highest amounts of Fe2+, Zn2+ and total phenolic content were recorded in 10, 20 and 30% cow manure and vermicompost manure
    Discussion
    Nitrate accumulation in vegetables is dependent upon several intrinsic and extrinsic factors of which, mineral nutrition is of crucial importance. Considering the positive response of spinach to the application of organic fertilizers, it seems that using these organic fertilizers would greatly decline the chemical fertilizers input as well as reduces the environmental side effects of chemicals and virtually goes to the production of safe organic products under sustainable production systems.
    Keywords: Elements, Fresh weight, Spinacia Oleraceae, Total phenolics compound
  • H. Ahadi, M.H. Mirjalili*, M. Farzaneh, H. Rezadoost Pages 95-104
     
    Background and Objectives
    Taxanes are a family of diterpene alkaloids which is currently known as the most important anticancer compounds to suppress and inhibit cell growth, differentiation and proliferation in indefinitely known cancer cell lines. The most well recognized member of the taxane family is taxol (paclitaxel), a minor cytotoxic component derived originally from yew bark (Taxus brevifolia). 10-Deacetylbaccatin III (10-DAB), which is a homolog of taxol, can be extracted at high yields from the needles of Taxus baccata and is currently considered the most appropriate precursor for semi-synthesizing taxol and its analogue, taxotere (docetaxel). The natural source of both compounds is the inner bark and needles of several Taxus species, especially T. baccata and T. brevifolia. Plant cell culture is an environmentally sustainable source of taxol and offers several advantages as it is not subjected to weather, season or contamination. The aim of the present study was to evaluate taxol and 10-DAB content of two Taxus species and their ability in production of both taxanes through cell culture.
    Materials and Methods
    The plant materials of T. baccata and T. berevifolia were collected from Shahid Beheshti University (35° 48' N, 51° 23' E at an altitude of 1785 m) and botanical garden of Faculty of Agriculture, University of Tehran, Karaj (35° 48' N, 50° 59' E at an altitude of 1238 m), respectively. Callus culture of both species was initiated from internodal segments on B5 medium supplemented with plant growth reaulators. Cell suspension culture was established on the medium supplemented with 2.0 mg L−1 naphtalene acetic acid (NAA) and 0.1 mg L−1 benzyl amino purine (BAP). Cell viability was determined by Evan’s blue staining test. After 21 days, the amount of taxol and 10-DAB was analysed by HPLC.
    Results
    The results showed that mother stocks of T. baccata and T. brevifolia contain 45 and 27 µg/g DW of taxol and 40 and 4 µg/g DW of 10-DAB, respectively. Cell growth was estimated by measuring fresh weight (FW) and dry weight (DW). Results showed that the maximum growth was reached after 21 days of cultivation. Cell cultures of T. baccata and T. brevifolia produced 540 and 20 µg/l taxol and 1 and 110 µg/l of 10-DAB, respectively. Taxol production in T. baccata cell culture was 26-fold higher than in T. berevifolia cell culture.
    Discussion
    As far as our literature survey could ascertain, growth and taxol production in T. baccata cell cultures have previously been reported. Although, T. baccata cells are more potent for the production of taxol, T. brevifolia cell culture can be considered for the production of 10-DAB, a homolog of taxol, as an appropriate precursor for semi-synthesizing taxol and its analogue, taxotere (docetaxel). However, it is essential to study and quantify the effect of selected key medium components on growth as well as product accumulation and strike a balance between the two to enhance the yield and productivity
    Keywords: Anticancer, In vitro culture, Liquid chromatography, Taxane
  • M. Salehi, M. Shoor*, A. Tehranifar, L. Samiei Pages 105-117
     
    Background and Objectives
    Iris spuria subsp. Musulmanica is a rhizomatous herb growing as wild in Iran, Turkey and, Caucasia. This species is important from ornamental and medicinal perspective and could be used as flowering pot plant, cut flower and landscape plant. A few of Iris seeds germinate under natural conditions. Therefore, an experiment was designed to improve germination of Iris seeds using different treatments that could be accessible for floriculture purpose.
    Materials and Methods
    This experiment was carried out based on completely randomized design with 10 treatments and 4 replications (each replication contains 25 seeds). Treatments were control without treatment, priming in hydroxide sodium 20M for 10 minutes, priming in sodium hydroxide 15M for 20 minutes, W100-10: in water 100°C for 10 minutes, W80-15: in water 80°C for 15 minutes, priming in sulfuric acid 98% for 10 minutes, priming in sulfuric acid 98% for 15 minutes, stratification for 30 days, stratification for 60 days, and stratification for 90 days. For all treatments, germination variables including germination, germination rate, mean germination time, seed vigor index, mean germination daily, shoot length, root length, shoot fresh weight, root fresh weight, shoot dry weight, and root dry weight were measured.
    Results
    Treatment effect on germination variables was significant (p<0.05). The results improvement of that treating seeds with 20 mM of hydroxide sodium solution for 10 minutes led to improve the seed germination parameters like germination percentage, germination rate, seed vigor index, shoot and root length, fresh and dry weight of root and shoot compared to control. In three levels of stratification treatments, germination percentages were less than control treatment. Also, the results showed that treating seeds with sulfuric acid for 10 minutes improved as partially seed germination and other germination variables in comparison with control treatment.
    Discussion
    Previous studies revealed that the seed coating played an important role in seed dormancy of Iris species. In this study, scarification treatment with hydroxide sodium resulted in increased germination which may correspond to the reduced seed mechanical inhibitory and the improvement in gas and water exchange. Moreover, sodium hydroxide solution facilitated the seed germination via the elimination of seed coat and increasing the seed capsule Intercellular space which finally promoted the exchange of materials between seed and its surrounded environment. Like too many Iris species, a non-deep morphophysiological mechanism may play the most important role in dormancy of I. spuria subsp. Musulmanica.
    Keywords: Non-deep morphophysiological dormancy, Scarification, Sodium hydroxide, Stratification, Sulfuric acid