فهرست مطالب

پژوهشهای علوم و فناوری چوب و جنگل - سال بیست و پنجم شماره 3 (پاییز 1397)
  • سال بیست و پنجم شماره 3 (پاییز 1397)
  • 124 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1397/07/17
  • تعداد عناوین: 8
|
  • آیدین پارساخو *، عبدالرسول حیدری، مهران نصیری، هاشم حبشی صفحات 1-18
     
    سابقه و هدف
    خاک های تورم پذیر مانند خاک های رسی به دلیل دارا بودن قابلیت تغییر حجم ناشی از تغییر رطوبت و مشخصات مکانیکی نامطلوب به عنوان مصالح نامناسب در امور حمل و نقل جنگل به شمار می روند که لازم است توسط تثبیت-کننده های زیستی حاوی سیلیس مانند انواع خاکستر اصلاح شوند. هدف از اجرای این تحقیق بررسی قابلیت خاکستر ساقه ذرت در ارتقاء مقاومت مکانیکی خاک بستر بخشی از جاده های پیشنهادی سری دو طرح جنگل داری دکتربهرام نیا در استان گلستان بود.
    مواد و روش ها
    در پژوهش حاضر نخست نسبت به جمع آوری ضایعات ساقه ذرت مزارع اقدام، سپس بندهای ساقه که حاوی مقادیر بالاتری سیلیس هستند برش داده شده و آسیاب گردید. قطعات آسیاب شده به مدت دو ساعت در دمای 580 درجه سانتی گراد کوره سوزانده و خاکستر آن استحصال شد. این ماده فاقد خواص پلاستیک بوده و غالب اندازه ذرات آن کوچکتر از 075/0 میلی متر بود. نمونه های خاک رس تورم پذیر پس از جمع آوری از مسیر عبور جاده های پیشنهادی به آزمایشگاه مکانیک خاک منتقل گردید. نمونه ها در آنجا با نسبت های مختلف 5، 10، 15 و 20 درصد از خاکستر ترکیب شده و پس از عمل آوری و گذشت 7، 14 و 28 روز از زمان تثبیت، آزمایشات حدود آتربرگ، آزمایش تراکم استاندارد و مقاومت تک محوری یا مقاومت فشاری نامحدود هر یک در سه تکرار روی مخلوط های خاک و خاکستر ساقه ذرت انجام پذیرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که افزودن خاکستر ساقه ذرت به خاک سبب کاهش شاخص خمیری آن شد. همچنین با افزایش مقدار خاکستر ساقه ذرت، حداکثر تراکم خشک خاک کاهش و مقدار رطوبت بهینه افزایش پیدا نمود. منحنی های پروکتور دو تیمار 10 درصد و 5 درصد از زمان عمل آوری 14 روز تقریبا بر یکدیگر منطبق شده اند و فاصله مشخصی نیز از تیمارهای 15 درصد و 20 درصد پیدا کرده اند که این موضوع نشان می دهد که استفاده از مقادیر بیشتر از 10 درصد خاکستر نتوانسته تاثیری بر مقادیر تراکم خشک و رطوبت بهینه خاک بگذارد. مقاومت فشاری نامحدود خاک با افزودن 5 درصد خاکستر ساقه ذرت به طور قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرد و از آن پس افزودن مقادیر بیشتر خاکستر سبب کاهش مقاومت فشاری خاک گردید. افزایش زمان عمل آوری سبب کاهش شاخص خمیری، افزایش حداکثر تراکم خشک و مقاومت فشاری خاک شد اما در بسیاری از موارد بین زمان عمل آوری 14 و 28 روز تفاوت آماری معنی دار وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که به دلیل خواص پوزولانی خاکستر ساقه ذرت می توان از آن در مقدار بهینه 5 درصد و زمان عمل آوری 14 روز برای بهبود خواص مکانیکی خاک های رسی تورم پذیر در زیرسازی راه های جنگلی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: رس تورم پذیر، سیلیس، مقاومت فشاری نامحدود، حدود آتربرگ، حداکثر تراکم خاک
  • وحیده پیام نور *، حلیمه امیریان، فرزانه رزم جو صفحات 19-31
     
    سابقه و هدف
    دارواش ها گروهی قابل توجه و متنوع از نهاندانگان اند که انگل شاخه ها محسوب شده و دارای طیف گسترده ای از میزبان ها بوده و محدوده پراکنش بسیار وسیعی در دنیا داشته و ترکیبات موثره ی زیادی در خود دارند. با توجه به اینکه مقدار و نوع این ترکیبات در گیاهان به عوامل بسیار زیاد محیطی و ژنتیکی وابسته است، در تحقیق حاضر اثر میزبان های مختلف شامل انجیلی، ممرز، توسکای قشلاقی و صنوبر بر تغییرات متابولیت های ثانویه فنل، فلاونوئید، خواص آنتی اکسیدانی، بتولین و بتولینیک اسید در دارواش اروپایی بررسی شده است.
    مواد و روش ها
    نمونه برداری برای این مطالعه آزمایشگاهی در اواخر شهریور ماه 94 از دارواش های میزبانی شده توسط گونه های انجیلی، صنوبر، ممرز و توسکا قشلاقی در 3 تکرار در نقاط پایین بند تا میان بند طرح جنگلداری دکتر بهرام نیا واقع در محدوده جنگل شصت کلاته گرگان انجام و سپس نمونه ها خشک، آسیاب و عصاره گیری با سه حلال اتانول، متانول و استون صورت گرفت. پس از عصاره گیری، فرایند آزمایشات مورد نیاز طی شد و داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میزبان های مختلف بر ترکیبات موثره ی دارواش اروپایی اثرات معناداری دارند. مطابق نتایج به دست آمده بیشترین میزان آنتی اکسیدان (03/93 درصد رادیکال آزاد) و فنل کل (45/4 میلی گرم برگرم وزن خشک) به ترتیب مربوط به عصاره اتانولی ساقه و برگ دارواش میزبانی شده توسط گونه انجیلی، و بیشترین میزان فلاونوئید (07/2 میلی گرم بر گرم وزن خشک) مربوط به عصاره اتانولی ساقه ی دارواشی با میزبانی گونه صنوبر می باشد. بیشترین میزان بتولین (3/148 میلی گرم بر گرم) در برگ داروش موجود بر میزبان گونه ممرز اندازه گیری شد. بیشترین مقدار بتولینیک اسید 3/286 میلی گرم در میلی لیتر بود که در اندام ساقه ی دارواش با میزبانی گونه ی صنوبر به دست آمد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از آن است که درخت میزبان می تواند نقش کلیدی بر میزان ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی و خواص آنتی اکسیدانی برگ و ساقه گیاه نیمه انگل دارواش بگذارد. از طرفی وجود این متابولیت های ثانویه با ارزش دارویی و حتی صنعتی در این گیاه لزوم توجه ویژه را بر این گونه باارزش مورد تاکید قرار می دهد. با توجه به اینکه دو ماده موثره ضد سرطانی بتولین و بتولینیک اسید به لحاظ دارویی ارزش زیاد و در عین حال قیمت بالایی دارند میتوان از دارواشهای میزبانی شده با ممرز و صنوبر بهره برد.
    کلیدواژگان: بتولین، بتولینیک اسید، متابولیت های ثانویه، میزبان های مختلف، Viscum album
  • حسن فرامرزی، سیدمحسن حسینی *، حمیدرضا پورقاسمی، مهدی فرنقی صفحات 33-48
     
    سابقه و هدف
    حضور جاده ها در وقوع و پیش گیری آتش سوزی های جنگلی نقش مهمی ایفا می کنند، این آتش سوزی ها باعث آسیب بر اکوسیستم خاک شده و به طور جدی عملکرد و خدمات اکوسیستم ها را به خطر می اندازند و پایداری زیست بوم جنگل را تهدید می کند. وقوع رو به رشد این رخداد ضرورت توسعه برنامه های مدیریتی مناسب برای مناطقی که مستعد آتش سوزی است را بالا برده است. لذا در مطالعه حاضر به بررسی نقش جاده ترانزیتی معروف به شاه راه آسیایی که از درون پارک ملی گلستان می گذرد و بر روی آتش سوزی های پارک تاثیر مستقیم و غیر مستقیم دارد؛ پرداخته شده است.
    مواد و روش ها
    بدین منظور ابتدا فاکتورهای انسانی تاثیرگذار (فاصله از جاده ترانزیتی، جاده های فرعی، روستاها، مناطق گردشکری، محل حضور شکارچیان و دامداران) بر روی آتش سوزی های منطقه مشخص و اطلاعات مربوط به آن جمع آوری گردید. سپس با توجه به نحوه ی تاثیرگذاری، لایه های مذکور فازی و وزن فاکتورها نیز در دوحالت حضور و انتقال جاده ترانزیتی با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی به دست آمد. پس از تعیین وزن و آماده-سازی فاکتورها با استفاده از روش میانگین وزنی مرتب شده در شش سناریو و دو حالت حضور و عدم حضور جاده ترانزیتی، مدل سازی خطر آتش سوزی انجام شد و با مقایسه با نقشه واقعیت آتش سوزی و استفاده از آماره مشخصه عامل نسبی، بهترین سناریو مشخص گردید و در نهایت با استفاده از ماژول Run macro برازش مکانی مناطق پرخطر صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج نقش جاده ترانزیتی را در وقوع آتش سوزی در صورت حضور با وزن 29/0 و در صورت انتقال با وزن 08/0 نشان داد. سناریو سطح میانگین ریسک و عدم جبران با 87/0 ROC= به عنوان بهترین سناریو شناخته شد. هم-چنین نتایج نشان داد درصورت انتقال جاده مساحت مناطق دارای با پتانسیل خطر زیاد از 5647 هکتار به مساحت 2986 هکتار کاهش می باید که درواقع کاهش 47 درصدی مساحت آتش سوزی ها را نشان می دهد. جاده ترانزیتی در 46 درصد آتش سوزی های منطقه نقش مستقیم ایفا می‎کند.
    نتیجه گیری
    با توجه به وزن بالای نقش حضور جاده در آتش سوزی های پارک ملی گلستان می توان گفت از آن جا که در شمال و جنوب پارک ملی گلستان منطقه ترکمن صحرا و هم چنین بیابان ها و دشت های استان سمنان قرار گرفته است، باد های گرمی از این مناطق به سمت پارک ملی گلستان می وزد، لذا شرایط مساعد برای ایجاد حریق در پارک فراهم می آید که با تردد زیاد در جاده ترانزیتی احتمال حریق در پارک افزایش می باید. بنابراین با توجه به نقش شاهراه آسیایی در ایجاد تصادفات جاده ای حیات وحش و از بین رفتن تعداد بی شماری از آن ها و احتمال ایجاد آتش‏سوزی در منطقه، ضرورت انتقال این جاده به خارج از پارک بیش تر احساس می شود.
    کلیدواژگان: اثرات جاده، پارک ملی گلستان، خطر آتش سوزی، میانگین وزنی مرتب شده
  • علی نجفی فر *، جعفر حسین زاده، مهدی پورهاشمی، احمد حسینی صفحات 49-60
     
    سابقه و هدف
    پدیده زوال و مرگ و میر درختی گونه های مختلف بلوط از اوایل قرن نوزدهم در مناطق وسیعی از جنگل های جهان گزارش شده است. مطالعات انجام شده در خارج از کشور اغلب در خصوص برش بهداشتی تنک کردن و شیوه های بهداشتی کنترل آفات چوب خوار درختان در مقابله با پوسیدگی قطعات چوب های قطع شده بوده و در خصوص سرشاخه زنی درختان جنگلی به منظور نجات پایه های آلوده به آفات و امراض تحقیقات قابل توجهی انجام نشده است. همچنین، تحقیقات قابل توجهی در ارتباط با نقش مثبت هرس درختان مختلف میوه در کنترل آفات و عوامل بیماری زا در سطح کشور و جهان گزارش شده است. در سال های اخیر نیز تحقیقات نسبتا جامعی در خصوص خشکیدگی جنگل های زاگرس از جنبه های مختلف انجام شده است. با توجه به این که مبارزه شیمیایی با آفات و امراض در اکوسیستم های طبیعی توصیه نشده و مبارزه بیولوژیک نیز مبتنی بر وجود پیش نیازهای پژوهشی طولانی مدت است، بنابراین در حال حاضر، اعمال برش های بهداشتی مهم ترین راهکار کنترل بحران زوال درختان بلوط ایرانی قلمداد می شود. در این راستا هدف تحقیق حاضر بررسی نقش چند تیمار مختلف قطع و شاخه زنی در مقابله با خشکیدگی درختان بلوط ایرانی در جنگلهای مله سیاه استان ایلام می باشد.
    مواد و روش ها
    در اجرای این پژوهش تاثیر دو عامل فرم رویشی و نوع برش در قالب 10 تیمار مختلف، درارتباط با زنده مانی بخشی از درختان بلوط جنگل های در معرض خشکیدگی منطقه مله سیاه، بر اساس طرح پایه آماری کاملا تصادفی و به روش فاکتوریل بررسی شد. منطقه مورد مطالعه در 25 کیلومتری شمال غربی ایلام، در سطح دامنه ای شمالی و همگن به مساحت 8/36 هکتار واقع شده است. فرم رویشی در دو سطح دانه زاد و شاخه زاد و نوع برش در پنج سطح، شامل حذف قطعات آلوده، حذف کامل تاج، قطع از ارتفاع 10 سانتی متری و قطع در عمق 10 سانتی متری خاک و تیمار شاهد که فاقد برش بهداشتی بود، مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به فقدان شرایط لازم در خصوص پیش فرض های آمار پارامتری (تجزیه واریانس) ، مقایسه بین میانگین های دو تیمار فرم رویشی با استفاده از آزمون ناپارامتری من- ویتنی و مقایسه گروهی و جفتی میانگین تیمارهای نوع برش به ترتیب با استفاده از آزمون های ناپارامتری کروسکال- والیس و تامهان انجام شد.
    یافته ها
    نتایج بدست آمده نشان داد که بین میانگین درصد زنده مانی و شادابی در دو فرم رویشی دانه زاد و شاخه زاد اختلاف معنی داری در سطح احتمال 5% وجود ندارد. نتایج همچنین حاکی از آن بود اختلاف میانگین درصد زنده مانی دو تیمار حذف شاخه های آلوده و حذف 100% تاج نسبت به تیمار شاهد در سطح احتمال 5% معنی دار بوده ولی اختلاف میانگین سایر تیمارهای آزمایش با میانگین تیمار شاهد معنی دار نبوده است. نتایج مقایسه درصد شادابی در پنج تیمار برش بهداشتی نیز نشان داد که اختلاف میانگین تیمار حذف شاخه های آلوده نسبت به تیمار شاهد در سطح احتمال 5% معنی دار بوده ولی اختلاف میانگین سایر تیمارهای آزمایش با میانگین تیمار شاهد معنی دار نیست.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج بدست آمده، برش اصلاحی حذف انتخابی شاخه های آلوده از نظر شادابی تنها تیماری است که عملکرد بهتری نسبت به تیمار شاهد داشته و از نظر زنده مانی نیز با 16% اختلاف نسبت به برش 100% تاج (دیگر تیمار با زنده مانی بیش از شاهد) ، بهترین عملکرد را از خود نشان داده است. بنابراین اجرای برش بهداشتی مذکور به منظور کاهش خسارت خشکیدگی درختان بلوط ایرانی در مناطق مشابه توصیه می شود.
    کلیدواژگان: برش بهداشتی، بلوط ایرانی، جنگل های زاگرس، خشکیدگی ، استان ایلام
  • صدیقه ایزی، حسین یوسفی *، مهدی مشکور، داوود رسولی صفحات 61-72
     
    سابقه و هدف
    در دو دهه گذشته، نانومواد زیستی پایدار نظیر نانوسلولز و نانوکیتین مورد توجه زیاد محققان جهت تولید محصولات در زمینه های مختلف قرار گرفته است. از جمله خواص بسیار مهم این نانو مواد زیستی می توان به زیست سازگاری، زیست تخریب پذیری، تجدیدشوندگی، در دسترس بودن ماده اولیه ارزان و فراوان، خواص مکانیکی بالا و همچنین ایمن بودن آن ها اشاره کرد. براساس این خواص کاربردهای متعدد برای این دو نانوپلیمر زیستی ایجاد شده است. یکی از این محصولات، نانوکاغذ است که از طریق ایجاد پیوندهای هیدروژنی بین نانوالیافهای سلولز یا کیتین تشکیل شده و در تولید آن از مواد افزودنی یا چسب استفاده نمی گردد. در سال های اخیر تمرکز بر تولید نانوکاغذ، بهینه سازی ویژگی های آن و استفاده از آن در ساخت محصولات با تکنولوژی بالا رو به افزایش است. با عنایت به اهمیت فنی و کاربردی نانوسلولز و نانوکیتین و نانوکاغذ تهیه شده از آن ها و نیز لزوم بررسی و ارزیابی هر چه بیش تر این محصولات جهت انجام تحقیقات کاربردی آتی، در این مطالعه در نظر است تا نانوکاغذ نانوالیاف سلولز و نانوالیاف کیتین تشکیل شده و خواص فیزیکی و مکانیکی آن ها با هم مقایسه گردند.
    مواد و روش ها
    برای انجام این مطالعه ژل نانوالیاف سلولز و ژل نانوالیاف کیتین از شرکت نانونوین پلیمر تهیه شد. بعد از تعیین درصد غلظت ژل ها، جهت ساخت نانوکاغذ از ژل نانوالیاف کیتین و ژل نانو الیاف سلولز ابتدا با دستگاه دست ساز فیلتراسیون خلا نمد اولیه فیلم ها تشکیل شده و سپس با دستگاه آون خلا به مدت 24 ساعت با دمای 70 درجه سانتی گراد خشک شدند. به منظور بررسی ویژگی های نانوکاغذهای حاصل، از آزمون های مختلف مانند میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) ، شفافیت کیفی و کمی، پراش پرتو ایکس (XRD) ، کشش استاتیک و نفوذپذیری به هوا استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد متوسط قطر نانوسلولز و نانوکیتین به ترتیب 35 و 26 نانومتر بوده است. نانوکاغذ تهیه شده از هر دو نانوساختار کاملا نسبت به عبور هوا نفوذناپذیر بودند. پیک های XRD نانوسلولز و نانوکیتین کاملا با یکدیگر متفاوت بوده و درجه کریستالی آن ها به ترتیب 90 و 68 درصد محاسبه شد. مقاومت کششی، مدول یانگ و کرنش نانوکاغذ تهیه شده از نانوکیتین از مقادیر متناظر نانوکاغذ تهیه شده از نانوسلولز بیشتر بودند.
    نتیجه گیری
    نانوسلولز و نانوکیتین از جمله نانوموادی هستند که اغلب ویژگی های مناسب فنی، محیط زیستی و اقتصادی را به طور یک جا در خود دارند. نانوکاغذ تهیه شده از آن ها نیز ویژگی های مناسب فیزیکی و مکانیکی نظیر نفوذناپذیری به هوا، شفافیت و مقاومت بالا از خود نشان داده است لذا بر مبنای این ویژگی ها و روند رو به رشد تحقیقات مرتبط، انتظار می رود در آینده نزدیک کاربردهای وسیع تری در زمینه-های پزشکی، مهندسی پزشکی، صنایع غذایی، کاغذسازی، الکترونیک و مغناطیس و… پیدا نماید.
    کلیدواژگان: نانوالیاف سلولز، نانوالیاف کیتین ، نانوکاغذ، خواص فیزیکی، خواص مکانیکی
  • پژمان رضایتی چرانی *، محمد هادی مرادیان، محمد علی سعادت نیا صفحات 73-86
     
    سابقه و هدف
    افزودنی های فراوانی در پایانه تر کاغذسازی معمولا در قسمت های متفاوتی، برای اهداف معین، استفاده می شوند. هنگامی که از چند افزودنی به خمیر کاغذ استفاده می شود اغلب ترتیب اضافه کردن مواد تاثیر متفاوتی بر خواص کاغذ نهایی می گذارد. در این پژوهش، توالی افزودن نانوالیاف سلولز، نشاسته و پلی اکریل آمید کاتیونی به خمیرکاغذ و اندازه گیری زمان زهکشی خمیر کاغذ، دانسیته و مقاومت کششی کاغذ دست ساز حاصل مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق خمیر کاغذ رنگبری شده باگاس از کارخانه کاغذ پارس، نانوالیاف سلولز تهیه شده به روش سوپر آسیاب، نشاسته کاتیونی با درجه جایگزینی حدود mol/mol 035/0، و پلی اکریل آمید کاتیونی با وزن ملکولی زیاد و شارژ الکتریکی کم مورد استفاده قرار گرفت. قبل از تهیه کاغذها نمونه های خمیرکاغذ پایه با افزودن 3 درصد نانوالیاف سلولز با غلظت 3/0 درصد ، 1 درصد نشاسته کاتیونی با غلظت 5/0 درصد و 3/0 درصد پلی اکریل آمید کاتیونی با غلظت 05/0 درصد با توالی های متفاوت تهیه و سپس کاغذ ساخته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که استفاده از این مواد افزودنی با هر توالی باعث افزایش دانسیته، مقاومت کششی و زمان زهکشی شد. اما مناسبترین توالی با استفاده از دو افزودنی با ترتیب ابتدا بسپار و سپس نانوالیاف سلولز به سوسپانسیون رقیق خمیرکاغذ بدست آمد که تحت این شرایط فرض می شود الیاف سلولز ابتدا توسط بسپار کاتیونی شبکه های بزرگ کلوخه ای شکل تشکیل دهند و سپس طی نیروهای برشی به شبکه کوچکتر خرد شوند و بعد نانوالیاف سلولز با جذب به درون شبکه موجب بهبود اتصالات و افزایش مقاومت کششی کاغذ، ضمن افزایش محدودی در زمان زهکشی شود. بین توالی های مختلف استفاده از سه ماده افزودنی، شاخص مقاومت کششی و دانسیته تفاوت معنی داری نشان نداد. اما استفاده از سه ماده افزودنی در تمام حالات سبب بهبود مقاومت کششی نسبت به توالی دوتایی و کاغذ شاهد به طور معنی-داری شده است. همچنین هنگامی که ابتدا نشاسته کاتیونی افزوده شود کمترین زمان زهکشی و هنگامی که ابتدا نانوالیاف سلولز افزوده شود بیشترین زمان زهکشی مشاهده شد. بعلاوه در نمونه های دارای سه ماده افزودنی بیشترین ضخامت در تیماری به دست آمد که نانوالیاف سلولز در مرحله اول به سوسپانسیون اضافه شده بود.
    نتیجه گیری
    استفاده از نانوالیاف سلولز همراه با نشاسته و پلی اکریل آمید کاتیونی ضمن اعمال نیروی برشی محدود می تواند با ماندگاری نرمه های میکرونی و نانویی بیشتر سبب افزایش دانستیه کاغذ و زمان زهکشی شود. با ارزیابی اثرات استفاده از توالی این افزودنی ها بر مقاومت به کشش، دانسیته و زهکشی می توان گفت که توالی دوتایی ابتدا نشاسته کاتیونی و سپس نانوالیاف سلولزی و توالی سه تایی ابتدا نشاسته کاتیونی و سپس نانوالیاف سلولز و نهایتا پلی اکریل آمید کاتیونی می تواند به عنوان بهترین توالی برای کاغذسازی از خمیر کاغذ سودای باگاس برای دست یابی به بیشترین مقاومت کششی و کمترین زمان زهکشی معرفی شود.
    کلیدواژگان: مقاومت کششی، نشاسته کاتیونی، نانوالیاف سلولز، پلی اکریل آمید کاتیونی، کاغذسازی
  • محمد غفرانی، حبیب رحیمی دست جردی، سعید خجسته خسرو * صفحات 87-101
    سابقه و هدف
    از خصوصیات ویژه چوب، خاصیت آکوستیکی آن بوده که باعث کاربرد زیاد آن در ساخت ادوات موسیقی شده است. حصول اطلاعاتی از خواص آکوستیکی آن و عوامل تاثیر گذار بر بهبود این خصوصیات اهمیت زیادی دارد. از طرف دیگر اصلاح خصوصیات چوب با روش های دوست دار محیط زیست از فرآیند هایی است که امروزه اهمیت فراوانی پیدا نموده است. در این مطالعه دو گونه بومی شمال ایران شامل راش (Fagus orientalis L.) و افرا پلت (Acer velutinum) از نظر خاصیت آکوستیکی بررسی شدند. همچنین نمونه های آزمونی تحت شرایط تیمار آب گرمایی قرار گرفتند. سپس اثر تیمار آب گرمایی بر خواص آکوستیک نمونه ها به روش ارتعاش خمشی در تیر دو سر آزاد مورد سنجش قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    برای بررسی خواص آکوستیکی گونه های چوبی راش و افرا، نمونه هایی با ابعاد (مماسی) 20 × (شعاعی) 20 × (طولی) 360 میلی متر از تخته های این دو گونه ی چوبی طبق استاندارد ISO 3129 برش داده شدند. تیمار آب گرمایی با دمای 150 درجه سلسیوس و به مدت 5 ساعت روی نمونه ها اعمال گردید. خواص آکوستیک نمونه های تیمار شده شامل مدول الاستیسیته، میرایی ارتعاش، سرعت موج، کیفیت صوت، ضریب آکوستیک و کارایی تبدیل آکوستیک در دو جهت طولی- شعاعی و طولی- مماسی ارزیابی شدند و با خصوصیات آکوستیک نمونه های شاهد مورد مقایسه قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که تیمار آب گرمایی چوب تاثیر معنی داری روی بهبود تمامی خواص آکوستیک ارزیابی شده به غیر از مدول الاستیسیته و ضریب آکوستیک در مقایسه با نمونه های شاهد دارد. در حالت کلی نیز بیشترین تاثیر تیمار آب گرمایی چوب روی میرایی، کیفیت صوت و کارایی تبدیل آکوستیک در گونه افرا مشاهده گردید. نتایج همچنین بیانگر این بود که در نمونه های تیمار شده اختلاف معنی داری بین خواص آکوستیک اندازه گیری شده در دو جهت طولی- شعاعی و طولی- مماسی وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    تاثیر تیمار آب گرمایی روی بهبود خصوصیات آکوستیک نمونه ها می تواند به دلیل خروج مواد استخراجی محلول در آب این نمونه ها با پاک سازی مواد انباشته شده در مجاری آوندی و سایر عناصر ساختمانی، طی تیمار و همچنین افزایش ثبات ابعادی نمونه های تیمار شده باشد. با توجه به نتایج این مطالعه می توان تیمار آب گرمایی گونه های چوبی بخصوص گونه افرا را برای استفاده در ساخت صفحات صوتی و همچنین جعبه های تشدید صدای آلات موسیقی مانند سنتور، زیلوفن و ویولن پیشنهاد نمود.
    کلیدواژگان: تیمار آب گرمایی، خواص آکوستیک، آلات موسیقی، ارتعاش خمشی، مواد استخراجی
  • علی بابازاده لهی *، محمد شمسیان، سعید رضا فرخ پیام، هدایت الله امینیان صفحات 103-114
     
    سابقه و هدف
    هدف از این پژوهش امکان استفاده از ضایعات خطوط کاغذ روکش ملامینه به عنوان جانشین بخشی از چسب اوره فرمالدهید جهت ساخت تخته خرده چوب سه لایه بود که در سطح آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گردید.
    مواد و روش ها
    مقدار جایگزینی ضایعات کاغذ روکش ملامینه در لایه مغزی نسبت به چسب اوره فرمالدهید در 4 سطح 0، 20 ،40 و 60 درصد وزن خشک چسب مصرفی با هدف صرفه جویی و کاهش مصرف چسب بود که در سطح آزمایشگاهی و با 5 تکرار انجام شد. مقاومت های مکانیکی و فیزیکی تخته های تولید شده شامل مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، چسبندگی داخلی، مقاومت به پیچ، دانسیته، واکشیدگی ضخامت و جذب آب پس از 2 و 24 ساعت غوطه وری در آب مطابق با استانداردهای EN اندازه گیری شد.
    نتایج
    نتایج آزمایش نشان داد با افزایش پودر روکش ضایعاتی مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته، دانسیته، مقاومت به پیچ در سطح و مغز تخته و چسبندگی داخلی داخلی تخته نسبت به نمومه شاهد کاهش می یابد. اما براساس استاندارد 9044 ملی ایران مقادیر بدست آمده تا سطح 40 درصد پودر ضایعات روکش بیشتر از استاندارد 9044 ملی ایران بوده است. همچنین با افزایش پودر روکش ملامینه ضایعاتی درصد واکشیدگی ضخامت و جذب آب در 2 و 24 ساعت غوطه وری و دانسیته افزایش یافت.
    نتیجه گیری
    براساس استاندارد ملی 9044 ایران که مقدار مدول گسیختگی 13 مگاپاسکال می باشد، مقادیر بدست آمده تا سطح 40 درصد پودر ضایعات روکش بیشتر از استاندارد بود. بنابراین می توان گفت حتی با افزودن 40 درصد پودر ضایعات روکش در مغز نمونه ها، این تخته ها برای مبلمان داخلی جهت کاربرد در شرایط خشک با قابلیت روکش زنی مصنوعی بسیار مناسب هستند، لذا می توان با جایگزینی ضایعات روکش ملامینه بجای چسب اوره فرمالدهید در مغز تخته، ضمن کاهش مصرف چسب و نشر فرمالدهید، پانل های تولید کرد که مقاومت آن در حد استاندارد ملی ایران است. از طرفی استفاده از ضایعات کاغذ روکش ملامینه در ساخت تخته خرده چوب سبب کاهش مصرف چسب اوره فرم آلدهید می شود که این از لحاظ افزایش سوددهی و بهره وری برای صنایع تولید تخته خرده چوب بسیار مطلوب می باشد.
    کلیدواژگان: تخته خرده چوب، روکش کاغذ ملامینه، استفاده از ضایعات، کاهش مصرف چسب
|
  • Aidin Parsakho*, Abdol Rasoul Heidari, Mehran Nasiri, Hashem Habashi Pages 1-18
     
    Background and Objectives
    Swelling soil such as clay soil is known as unsuitable material for forest transportation due to the high volume change and mechanical defects. So, it is necessary to improve the mechanical properties of clay soil by silica content biologic stabilizers such as ash. The aim of this study was to investigate the capability of corncob ash for enhancing the mechanical strength of soil in recommended forest roads of district two in Bahramnia forestry plan in Golestan province.
    Materials and Methods
    In this study the waste of corncob plant was collected from farmlands of province. The nodes of stem which have higher content of Silica were separated and then grind and heated in furnace at 580°C for 2 hours. Produced ash didn’t have plastic properties and most of the particles had the size of smaller than 0.075 mm. In addition the swelling soil samples were brought from the recommended roads to the soil mechanic laboratory. Samples were treated by 5%, 10%, 15% and 20% corncob ash and in curing times of 7, 14 and 28 days the tests of Atterberg limits (Plastic and liquid limits), standard proctor or maximum dry density and unconfined compressive strength were done with three replications.
    Results
    Findings showed that plastic index decreased by increasing of corncob ash. With increasing the amount of ash content in the mixture, the maximum dry density of the mixture decreased and optimum moisture content increased. Proctor curves of the treatments of 10% and 5% were similar from curing time of 14 days and had significant distance from the curves of the treatments of 15% and 20%. This issue shows that the use of ash more than 10% couldn’t change the dry density and optimum moisture content. Unconfined compressive strength of the mixture increased until adding 10% of ash, and then the trend didn’t change significantly. Increasing the curing time causes that the maximum dry density and unconfined compressive strength to increase, whereas plastic index of soil decreased. In most of cases there wasn’t significant difference between the curing times of 14 and 28 days, in terms of unconfined compressive strength, maximum dry density and optimum moisture content.
    Conclusion
    Findings indicated that because of the pozzolonic properties of corncob ash, it is enough to use the optimum amount of 5% and curing time of 14 days for improving the mechanical properties of swelling clay soil of forest road bed
    Keywords: Swell soil, Silica, Unconfined compressive strength, Atterberg limits, Maximum dry density
  • Vahideh Payamenoor*, halimeh Amirian, Farzaneh Razmjoo Pages 19-31
     
    Background and Aim
    The mistletoes are a significant and diverse group of nasogastric species, which are parasite and have a wide range of hosts and a very wide range of distribution areas in the world. They have high levels of effective compounds. considering the fact that the amount and type of these compounds in plants are highly dependent on environmental and genetic factors, the present study aims at the investigation of the effect of different hosts e.g Persian ironwood (Parrotia persica), hornbeam (Carpinus betulus), alder (Alnus glutinosa) and poplar (Populus euramericana) on the mistletoe secondary metabolites (phenol, flavonoids, antioxidants, Betulin and Betulinic acid) changes.
    Materials and Methods
    Sampling for this laboratory study was carried out in late September in mistletoe hosted by Persian ironwood, Poplar, Hornbeam and alder, this species in 3 replications in lower points to the middle of the forest of Dr. Bahramnia forestry plantation located in Shast Kalateh forest of Gorgan. Then, Samples were dried, milled and extracted with three ethanol, methanol and acetone solvents. After the extraction, the required test process was performed and the obtained data were analyzed using SAS software.
    Results
    The results showed that different hosts had significant effects on effective compounds of mistletoe. According to the results, the highest levels of antioxidant (95.03% free radical) and phenol (4.45 mg/g dry weight) were related to the stem acetonic extract and leaves ethanolic extract of mistletoes hosted by Persian ironwood, respectively and the highest amount of flavonoids 2.07 mg/g is related to the mistletoe stem ethanolic extract hosted by alder species. The highest amount of betulin (147.3 mg/ml) was measured in the mistletoe leaf hosted by hornbeam species. The highest amount of betulonic acid was found to be 347 mg/ml, which was obtained from the mistletoe stems hosted by the poplar species.
    Conclusion
    The results indicate that the host trees can play a key role in the amount of secondary metabolites and the antioxidant properties of leaf and stem of the mistletoe half-parasite. The presence of these secondary metabolites with medicinal and even industrial value in this plant emphasizes the need for special attention on this valuable species. Due to the fact that two effective anti-cancer agents of betulin and betulinic acid are important and highly costly drugs, the mistletoes hosted with hornbeam and poplar can be used.
    Keywords: Betulin, Betulonic acid, Various hosts, Secondary metabolites, Viscum album
    Keywords: Betulin, Betulonic acid, Various hosts, Secondary metabolites, Viscum album
  • Hassan Faramarzi, seyd mohsen hosseini*, hamidreza pourghasemi, mehdi farnaghi Pages 33-48
     
    Background and objectives
    The presence of roads plays an important role in the occurrence and prevention of forest fires, which causes damage to the ecosystem of the soil and seriously endanger the ecosystem's performance and service, and threat the stability of forest eco-environment. The rising incidence of this event has increased the need to develop appropriate management plans for areas that are susceptible to fire. Therefore, the present study investigates the role of the transit road known as the Asian Shahrah, which passes through the Golestan National Park and has direct and indirect effects on the park fires.
    Materials and methods
    In this study, first the human factors (distance of transit road, side roads, villages, tourist areas and the presence hunters and farmers) affecting the fire in this area were determined. After that, according to the way of influencing, these layers were fuzzy and weight factors were obtained in two cases of transit road and transit road transport using the Analytic Hierarchy Process. After determining the weight and prepare invoices using the weighted average method arranged in six scenarios and modeling was performed both with and without transit road and best-case scenario was found with comparison with the real situations fire map and use of the Relative Operating Characteristic statistics. Finally, zoning with regard to the risk of using Run macro modules, and where the zones were fitted.
    Results
    Results showed the role of transit roads in the presence of 0/296 weight and transfer road with 0/077 weight. The Scenario with the average level of risk and decompensation was recognized as the best scenario with ROC = 0/87. The results also showed that if transported, the high risk areas would from 5647 ha would reduce to 2986 ha which is in fact 47% reduction of the whole high potential risk area. Road transit plays a direct role in 46 percent of fires in the area.
    Conclusion
    Considering the high weight of the road presence role in the fires of Golestan National Park, it can be said that Because of the presence of Turkmen Sahra region, and also deserts and plains of Semnan province in the north and south of Golestan National Park, warm winds from these areas blowing to the Golestan National Park, so there are favorable conditions for fire occurrence in the park, which will increase the chance of fire in the park by high traffic on the transit road. Therefore, with due attention to role of the Asian highway in wildlife road accidents and the loss of countless numbers of them and probability of fire occurrence in the region, the need to transfer this road to the outside of the park is felt more and more.
    Keywords: Road impact, Golestan National Park, Risk fire, Ordered wight average
  • Ali Najafifar*, Jaafar Hosseinzadeh, Mehdi Pourhashemi, ahmad hosseini Pages 49-60
     
    Background and objectives
    The phenomenon of decline and tree mortality of various oak species has been reported in vast areas of the world since the early nineteenth century. Overseas studies are often on thinning sanitary cuts and sanitary control methods of woodborer pests against decay of cut woods, and no considerable research has been done on pruning of forest trees to save infected trees from pests and diseases. Also, significant researches have been reported about the positive role of pruning of various fruit trees in pest control and pathogenic agents across the Iran and in the world. In recent years, relatively comprehensive researches have been done on the dieback of Zagros forests from different aspects. Given that the chemical struggle against pests and diseases in the natural ecosystems is not recommended and the biological struggle is based on the long-term research needs, so now the application of the sanitary cuts is considered as the most important strategy to control the declining of Persian oak trees. In this regard, the purpose of this study was to investigate the role of several treatments of cuttings and pruning against the dieback of Persian oak trees in the Melahsiah forests of Ilam province.
    Materials and methods
    To conduct this research, the effect of 10 treatments of two factors including vegetative form and cutting type were studied based on completely randomized design by factorial method. Vegetative form was studied at two levels of high and coppice and cutting type in five levels including removal of infected parts of trees, complete removal of crown, cutting from height 10 cm and cutting from 10 cm depth and control treatment (without sanitary cutting). Due to the lack of necessary conditions of parametric statistical assumptions (analysis of variance), the comparison between average two forms of vegetative forms treatment were performed by Mann-Whitney non-parametric test and the comparison between group and pair average of cutting methods by Kruskal-Wallis and Tamahan non-parametric tests respectively.
    Results
    The results showed that there was no significant difference between the survival and viability averages of two vegetative forms (high and coppice) in the 5% probability level. The results indicated that the difference between the mean of survival percentage of two treatments for removal of infected parts and removal of 100% crown was significant at 5% probability level and the average difference of the other treatments with the average of control treatment was not significant. Also, the results of comparing the average percentage of viability for the five treatments of the sanitary cutting factor showed that the difference infected removal parts with control treatment was significant at 5% probability level and the difference of other treatments with control treatment was not significant.
    Conclusion
    Based on the results, treatments including cutting at a depth of 10 cm, cutting from 10 cm tree height and removal of 100% tree crown have not been able to have a positive effect on the improvement of survival and freshness, and therefore the implementation of these sanitary cuttings is not recommended. In general, in order to reduce the dieback damage of Persian oak trees, the implementation of sanitary cutting of selective removal of contaminated branches is recommended in similar areas with the study area.
    Keywords: dieback, Ilam Province, sanitary cutting, Persian oak, Zagros forests
    Keywords: dieback, Ilam Province, sanitary cutting, Persian oak, Zagros forests
  • Hosain Yosefi*, seddigheh Izze, mahdi mashkour, Davood rasouli Pages 61-72
     
    Background and objective
    During last two decades, nano-biomaterials like cellulose nanofiber (CNF) and chitin nanofiber (ChNF) have attracted the attention of many researchers to make different products. The most important properties of these nanomaterials are bio-compatibility, bio-degradability, renewability, owning cheap available raw materials, owning high mechanical properties and safety. Based on these promising properties, a wide variety of applications have been created for these nanomaterials. One of these products is transparent and tough nanopaper in which hydrogen bounds are created among nanofibers with no adhesive or additives. In recent years, many researchers have been focused on the production, optimization of properties and utilization of CNF and ChNF nanopapers in different applications. Based on the technical and functional properties of CNF and ChNF and nanopapers, as well as the necessity of doing more investigation and evaluation on these nano-materials and nano-products for the future researches and applications, it was aimed to compare the properties of CNF and ChNF nanopapers in this study.
    Materials and methods
    To do this research, CNF and ChNF gels were prepared from Nano Novin Polymer Co. (Iran). To make nanopapers, the gels were first converted to mat using vacuum filtration process and then the mats dried in a vacuum oven at 70 °C for 24h. The fabricated CNF and ChNF nanopapers were characterized using atomic force microscope (AFM), qualitative transparency, X-ray diffraction (XRD), tensile, and air permeability tests.
    Results
    The results showed that the average diameter of CNF and ChNF was 35 and 26 nm, respectively. The nanopapers prepared from both CNF and ChNF showed complete barrier properties against air. The XRD curves of CNF and ChNF nanopapers were completely different. The crystallinity index of CNF and ChNF nanopapers obtained were 68% and 90%, respectively. The tensile strength, Young’s modulus and strain of ChNF nanopaper were higher than those of CNF nanopaper.
    Conclusions
    CNF and ChNF are both nanomaterials simultaneously owning the most important technical, economic and environmental properties. Also, the nanopapers made from these nanofibers showed promising physical and mechanical properties including complete barrier properties to air, high transparency, and mechanical properties; hence, based on these promising properties and ongoing intensive researches on this product, CNF and ChNF expects to be used in a wide varieties of applications including medicine, papermaking, electronic, magnetic, food packaging, etc. Keywords: Cellulose nanofiber, Chitin nanofiber, Nanocellulose nanopaper, Physical properties, Mechanical properties
    Keywords: Cellulose nanofiber, Chitin nanofiber, Nanocellulose nanopaper, Physical properties, Mechanical properties
  • Pejman Rezayati Charani*, Mohammad Hadi Moradian, Mohammad Ali Saadatnia Pages 73-86
     
    Background and objectives
    Many additives are usually used in wet end papermaking in different sections for specific goals. When using several additives, the sequence of adding materials often influences differently on final paper properties. In this research, the sequence of adding cellulose nanofibers, cationic starch and polyacrylamide to pulp and their impact on drainage time, handsheet density and tensile strength were investigated.
    Materials and methods
    In this research, bagasse bleached pulp from Pars paper mill, supper grinded cellulose nanofibers, cationic starch with 0.035 mol/mol substitution degree, and high molecular weight and low electrical charge cationic polyacrylamide were used. Prior to make papers, 3% cellulose nanofibers (with 0.3 % concentration), 1% cationic starch (with 0.5 % concentration), and 0.3% cationic polyacrylamide (with 0.05 % concentration) were added in different orders to bagasse pulp to make handsheets.
    Results
    The results showed that adding materials in every sequence increased density, tensile strength, and drainage. The best sequence of two adding materials was for adding cationic polymer firstly and cellulose nanofibers secondly to dilute pulp suspension through which it is assumed that fibers and cationic polymers make large agglomerates which break to smaller fractions afterwards with shear force. In the following, adding cellulose nanofibers and being absorbed to cellulose fiber networks resulted in paper higher tensile strength and a limited increase in drainage. Between the sequences of adding three materials, tensile index and density of papers showed no significant differences. Nevertheless, adding three materials in every sequence increased tensile strength significantly compared with two materials and control specimen. In addition, when cationic starch is added firstly the least drainage time and when cellulose nanofibers added firstly the highest drainage time were observed. Furthermore, in specimen with three adding materials, the highest thickness was measured when cellulose nanofibers had been added firstly.
    Conclusion
    using cellulose nanofibers together with cationic starch and polyacrylamide, while implementing shear forces, retains micro and nano fines and can increase paper density and pulp drainage time. To sum up the influences of additive sequences on tensile, density and drainage, it can be concluded that the sequence of adding two materials of cationic starch at first and cellulose nanofibers at second, and the sequence of adding three materials in the order of cationic starch, polyacrylamide, and cellulose nanofibers respectively were introduced as the best orders for papermaking from bagasse pulp to be able to gain the highest tensile strength and the least drainage time
    Keywords: Tensile strength, Cationic Starch, Cellulose Nanofibers, Cationic Polyacrylamide, Papermaking
  • Saeed Khojasteh Khosro* Pages 87-101
     
    Background and objectives
    Acoustic property as one of the special characteristics of wood is widely used in making musical instruments. Thus examining acoustic property of wood and factors affecting its improvement is of vital importance. Furthermore, modifying the characteristics of wood with environmentally friendly methods has become increasingly important recently. In the current study, two wood species native to north of Iran that is Beech (Fagus orientalis L.) and Maple (Acer velutinum) were examined in terms of their acoustic properties. Samples were also treated under hydrothermal treatment. The effects of hydrothermal treatment on acoustic properties of samples were measured with free-free flexural vibration method.
    Materials and methods
    In order to examine the acoustic properties of two wood species of Beech and Maple, samples in the dimensions of 360 (longitudinal) × 20 (radial) × 20 (tangential) mm were cut according to ISO 3129 standard. Hydrothermal treatment at 150 ° C for 5 hours was applied on samples. Acoustic properties of the treated samples such as modulus of elasticity, damping of vibration, wave velocity, quality of sound, acoustical coefficient and acoustical conversion efficiency were evaluated in two directions of Longitudinal-Radial and Longitudinal-Tangential. Acoustic properties were compared with control samples.
    Results
    The results of this study showed that hydrothermal treatment of wood has a significant effect on improving the evaluated acoustic properties except for the modulus of elasticity and acoustical coefficient factor in comparision with control samples. In general, the greatest effect was observed on mortality hydrothermal treatment of wood, the quality of sound, and acoustical conversion efficiency in species of Maple. The results also indicated that there was no significant difference between the acoustic properties in two directions of Longitudinal-Radial and Longitudinal-Tangential in the treated samples.
    Conclusion
    The effect of hydrothermal treatment on improving acoustic properties of the samples could be due to the withdrawal of water soluble extractives in samples with cleaning material accumulated in vessel ducts, fiber and other stractural elements of wood, as well as increased dimensional stability during treatment in treated samples. According to the results of this study, the hydrothermal treatment of wood species, especially Maple species can be used in manufacturing sound-boards as well as resonator boxes of musical instruments such as Xylophones, Violin, and the Iranian Santour.
    Keywords: Hydrothermal treatment, Acoustic properties, Musical instruments, Flexural vibration, Extractives.
    Keywords: Hydrothermal treatment, Acoustic properties, Musical instruments, Flexural vibration, Extractives.
    Keywords: Hydrothermal treatment, Acoustic properties, Musical instruments, Flexural vibration, Extractives
    Keywords: Hydrothermal treatment, Acoustic properties, Musical instruments, Flexural vibration, Extractives
  • Ali Babazadeh Lehi*, saeid reza farrokhpayam, Hedayatollah Aminian Pages 103-114

    Evaluation of replacing the urea formaldehyde adhesive in the core layer of particleboard with melamine veneer paper waste 1*Babazadeh, A. 2Shamsian, M. 2Farokhpayam, S.R. and 3Aminian, H.
    1. Ph.D. Student of Wood Composite Products of Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources and Technical teacher of wood industry of Bahonar Cultural School in Behshahr
    2. Faculty member of Zabol University
    3. Faculty member at the University of Gonbad
    Parsrika@gmail.com
    Abstract
    Background and aims
    The aim of this research is possibility of using the waste of the laminated paper lines of melamine considering as an alternative to the adhesive to make three-layer particleboard at the laboratory level.
    Method and materials: In this study, the amount of replacement of the laminates of the melamine coated paper on the core layer relative to the urea formaldehyde adhesive In 4 levels 0,20,40,60 percent dry gum weight was used to save and reduce adhesive consumption which was performed at the laboratory level with 5 replications. Mechanical and physical resistivity of produced boards as including flexural strength, modulus of elasticity, internal adhesion, screw resistance, density, thickness swelling and water absorption after 2 and 24 hours immersion in water was measured according to EN standards.
    Results
    The results show that increasing of powder coated weld bending strength, elastic modulus, density the strength of the screw on the surface and the cores of the board and the internal adhesion of the board are reduced to the control sample. But according to National Iranian Standard 9044 the values reached up to 40% of the coating powder were more than standard. Also, by increasing the lining coating powder, increased the percentage of thickness swelling and water absorption in 2 and 24 hours of immersion and density.
    Conclusions
    Based on Iran's 9044 National Standard, which has a 13-MP Fault Module the values reached up to 40% of the coating powder were more than standard, therefore, it can be said that even with the addition of 40% of the powdered lining of the sample in the brain, these boards are suitable for indoor furniture for use in dry conditions with synthetic sheathed capability. Therefore, by replacing the melamine coating with the glue of formaldehyde in the board bracket, while reducing the adhesive consumption and releasing formaldehyde, it can be produced panels with a resistance to the standard of Iran.
    Key words: Particleboard, Melamine paper cover, Use of waste, Reduce glue consumption
    Keywords: Particle board, Melamine veneer paper, using waste, reduce resin consumption