فهرست مطالب

مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی (فروغ وحدت) - پیاپی 49 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 49 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/23
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا رنجبر * صفحات 5-15

    اختلاف نظر بین انسانها تا جایی که موجب تکامل و پیشرفت علمی و عملی شود، ممدوح و ستوده، و در صورتی که موجب کینه آفرینی و دشمنی میان آنها گردد، مذموم و ناپسند است. در طول تاریخ اسلام، اختلافات از نوع دوم در اثر عوامل مختلف تاریخی و غیره به وجود آمده است. کنار گذاشتن اختلافات از این نوع و به کار گیری اصول وحدت آفرین مانند اصل توحید، اصل پیروی از پیامبر (ص) و اصل رعایت موازین اخلاقی، جزء تکالیف و احکام اولیه (نه ثانوی اضطراری) می باشد. ارائه راهکارهای عملی برای رسیدن به این هدف، از قبیل اجتناب از اعمال مستحبی اختلاف برانگیز، تحریم رسمی اهانت و فحاشی به شیعه و سنی و صحابه در فتاوای مراجع و شیوخ دینی و غیره از جنبه های جدید تحقیق حاضر می باشد. همچنین در این تحقیق اثبات گردید که بروز اختلافات بین شیعه و سنی، عوامل تاریخی داشته که هر چقدر به صدر اسلام و زمان حیات پیامبر (ص) نزدیک می شویم، میزان اختلافات کمتر، و برعکس هر چقدر از زمان شارع دورتر می شویم، میزان اختلافات زیادتر می شود.

    کلیدواژگان: وحدت، اضطرار، تکليف، راهکار، عوامل تاريخي
  • علی اکبر فرح زادی، حدیث سلیمانی * صفحات 16-29

    یکی از قواعد معروف فقهی، قاعده «تبعیت عقد از قصد» است که در فقه امامیه از آن با عبارت «العقود تابعه للقصود» تعبیر می شود. فقهای اهل سنت از این قاعده با تعبیری کلی تر و تحت عنوان «الامور بمقاصدها» یاد می کنند. اگرچه این قاعده در همه عقود و ایقاعات جریان دارد، ولی مواردی هم وجود دارد که قاعده مذکور در آن جاری نمی شود. با توجه به اراده باطنی و ظاهری و اینکه رویکرد مذاهب در هنگام تعارض این دو اراده با یکدیگر متفاوت می باشد، می توان موارد زیادی را یافت که استثنا بر قاعده مذکور تلقی شود، ولی عقد مکره بعد از لحوق رضا، متعه، فروش غاصب برای خود و معاطات در فقه امامیه، و عقد هازل، عقد مکره، بیع بدون ثمن و اجاره بدون اجرت در فقه اهل سنت، از مهم ترین استثنائات این قاعده است. اگرچه استثنا بودن این موارد هم اجماعی نیست. به هر حال این موارد نمی تواند اشکالی در اعتبار قاعده ایجاد کند؛ زیرا نوعا شمول قواعد فقهی با استثنائاتی همراه است.

    کلیدواژگان: تبعیت، قصد، عقد، تبعیت عقد، قاعده تبعیت عقد، استثنائات قاعده
  • مهدی شوشتری * صفحات 30-45

    مقاصد شریعت از موضوعات مهمی است که مبانی آن، در قرآن و دیگر منابع فقه مطرح شده است؛ نظریه ای که نفوذ در اجتهاد، یکی از عوامل پویایی و اثبات کارآمدی آن به شمار می رود. حفظ آبرو از مقاصد شریعت شمرده شده است، برخی آن را از ضروریات و برخی از تحسینیات دانسته اند. این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی و استفاده از نظرات فقها، به این نتیجه رسیده که برخی فقها هرچند به صراحت حفظ آبرو را از مقاصد شریعت ندانسته اند، کمابیش به این مهم پرداخته و جایگاه والایی برای آن در نظر گرفته اند، در امور مالی، قضایی، حکومتی و عبادی برای استنباط آن را به کار برده اند و در مقام تعارض مقاصد شریعت، حفظ آبرو را پس از حفظ نفس و عقل و قبل از حفظ مال به شمار آورده اند. بنابراین مقاصد شریعت به ترتیب اهمیت عبارتند از: حفظ دین، حفظ نفس، حفظ عقل، حفظ آبرو و حفظ مال.

    کلیدواژگان: مقاصد شریعت، حفظ آبرو، حفظ عرض، حفظ ناموس
  • علی اکبر ربیعی * صفحات 46-57

    خواستگاری که شامل مراحل آشنایی و توافقات زوجین قبل از صیغه نکاح است، مقدمه ازدواج محسوب می شود. همان گونه که بر ذی المقدمه (یعنی ازدواج) ، حکم شرعی استحباب بار می شود و در بعضی موارد که خوف گناه باشد، حکم وجوب می آید، نسبت به مقدمه (یعنی خواستگاری) هم حکم شرعی وجود دارد. در برخی از موارد خواستگاری حرام است. در مواقعی تنها به نحو تعریض و کنایه جایز است و در بعضی موارد، هم به نحو تعریض و هم به نحو تصریح خواستگاری جایز است. فقهای مذاهب خمسه نسبت به احکام خواستگاری اظهار نظر کرده اند و در مواردی نظرات فقهی با یکدیگر مطابقت دارد. در این مقاله ضمن بررسی نظرات فقهای مذاهب اهل سنت و امامیه، ادله روایی و مستندات فقهی نیز انعکاس می یابد. در بررسی تطبیقی نظرات به این نتیجه می رسیم که خواستگاری از زن صاحب عده رجعیه، به اتفاق مذاهب خمسه حرام است. در عده وفات و عده طلاق بائن، تنها به نحو تعریض و کنایه خواستگاری جایز است. نسبت به عده بائن، قول دیگری از حنفیه و شافعیه نقل شده است که قائل به عدم جواز تعریض هستند. خواستگاری از زنی که به شخص دیگری پاسخ مثبت داده، طبق نظر مذاهب چهارگانه اهل سنت حرام است. در امامیه دو قول وجود دارد: عده ای از فقهای امامیه قائل به حرمت شده اند، اما مطابق قول مشهور امامیه، خواستگاری شخص دوم کراهت دارد. خواستگاری زن از مرد، حالت دیگری است که در شرع منعی برای آن وجود ندارد.

    کلیدواژگان: عقد نکاح، خطبه، خواستگاری، تعریض، تصریح
  • طاهره میثمی پور *، محمد فاضلی صفحات 58-72

    این پژوهش تلاش می کند ضمن بررسی آراء دیگر عرفا به مقایسه دیدگاههای عطار و ابن عربی در خصوص انسان کامل و همچنین اکمل آنها بپردازد و به شباهتها و تفاوتها در آراء و حتی شیوه بیان آنها اشاره نماید و میزان تاثیرپذیری عطار از ابن عربی را مورد بررسی قرار دهد. در عرفان ابن عربی و عطار، انسان کامل دارای عالی ترین مرتبه عقل است که ابن عربی از آن به حقیقت محمدیه یاد می کند، ولی به وضوح اظهار می دارد که منظور از حقیقت محمدیه، شخص پیامبر (ص) نیست، بلکه آن موجودی است که برابر عقل اول است. عطار هم ضرورت انسان کامل را گاه با رمز و گاه آشکارا بیان می دارد، ولی در نهایت درمی یابیم که توجه هردو به کامل ترین آنها یعنی خاتم النبیین معطوف می شود و ابن عربی او را نقطه عطف رجال غیب می داند و عطار متاثر از ابن عربی، از پیامبر (ص) به عنوان قطب اصلی جهان یاد می کند و بعد از او امام علی (ع) را قطب آل یاسین می داند. با این وجود، در اغلب شیوه های رسیدن به این مرتبه، نیز هردو دارای عقاید مشترک هستند، به جز مرتبه حلول که عطار معتقد است: او زما گردد ولی ما نشود.

    کلیدواژگان: ابن عربی، عطار، حقیقت محمدیه، انسان کامل
  • احمد مرتاضی *، سمیه زبردست صفحات 73-90

    حقوق زنان از جمله مسائلی است که دین مبین اسلام نسبت به آن اهتمام خاصی ورزیده است. از جمله این حقوق، «حق امتناع زوجه از تمکین جهت دریافت مهریه» است که متاسفانه به رغم برخورداری از موضوعی عمیق و جایگاهی ویژه، به صورت کلی در قانون ایران از آن یاد شده است. قانون مدنی ایران با اختصاص تنها دو ماده 1085 و 1086 به حق حبس زوجه، ابهاماتی را در این راستا ایجاد کرده و در تعیین قلمرو وظایف زوجه و به ویژه در بقا یا سقوط حق وی در صورت اعسار زوج، سبب تردید شده است. نکته قابل توضیح دیگر اینکه به نظر فقهای مالکی، شافعی و حنبلی، زوجه در صورت عدم توانایی مالی زوج برای پرداخت مهر، حق فسخ نکاح را خواهد داشت، اما اکثر فقهای حنفی همچون علمای شیعه معتقدند که در فرض یاد شده، زوجه فقط حق حبس دارد، نه حق فسخ نکاح. شاید بتوان گفت: وقتی مطابق نظر فقهای مالکی، شافعی و حنبلی، در صورت اعسار زوج، زن حق فسخ نکاح را داشته باشد، به طریق اولی حق حبس را هم خواهد داشت. در نوشته حاضر، شرایط ایجاد حق حبس، دامنه آن، تاثیر اعسار زوج بر حق امتناع زوجه از تمکین، تقسیط مهر و تاثیر آن بر بقا یا عدم بقای حق حبس از دیدگاه فقه مذاهب خمسه و حقوق موضوعه ایران و افغانستان مورد بررسی قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: حق حبس، اعسار زوج، تمکین خاص، امتناع از تمکین
  • اصغر قائدان، سید جمال موسوی، مریم مقدم قوجق * صفحات 91-104

    مهم ترین مولفه و رکن سیاسی و اجتماعی جامعه عصر جاهلی، نظام قبیله و عصبیت مبتنی بر آن است، قبیله که در جایگاه دولت یا قدرت سیاسی قرار می گیرد، به وسیله شیوخ مدیریت شده، افراد قبیله نیز تحت اطاعت محض شیوخ قرار داشتند. روسای قبایل مسئولیت تمامی شئون زندگی افراد قبیله را در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دینی بر عهده داشتند. به سبب همین نظام قبیله ای، شیخ یا رئیس قبیله باید از برخی ویژگیها و صفات اخلاقی مانند بخشندگی و سخاوت، تواضع و بردباری، فصاحت بیان، و خلق نیکو، و صفات نسبی مانند اصالت در نسب، و همچنین ویژگیهای مدیریتی مانند شجاعت و دلاوری، سن بیشتر، درایت رای و عقلانیت سیاسی برای احراز این مقام برخوردار باشد. این مقاله با بهره گیری از منابع اصلی، در پی واکاوی حدود و محدوده اختیارات اجرایی، ویژگیها و نحوه اعمال مدیریت او است، تا بدین نکته پاسخ دهد که تا چه میزان شیوخ و روسای قبایل در تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عصر جاهلی نقش دارند.

    کلیدواژگان: عصر جاهلی، نظام قبیله، عصبیت، شیخ، حلف، قریش
|
  • Reza Ranjbar* Pages 5-15

    The diversity of ideas among individuals is considered as an admirable act if it causes scientific and practical developments but it is inadmissible when it creates hostility and malice. During the Islamic history, because of various historical events we have witnessed the latter. Removing the differences that causes enmity and following unifying principles like the principle of monotheism, the principle of following the holy prophet of Islam and the principle of observing moral and ethical codes are primary obligations and orders of Islam. One of the novel aspects of the present study is presenting practical solutions in order to achieve this aim, including avoidance of controversial Mustahab (recommended) actions, official prohibition of insulting Shi‘a and Sunni and the companions of the holy prophet by religious authorities, and etc. It has also been proved in this research that the occurrence of disagreement between Shi‘a and Sunni is related to historical factors and as much as we go back in the history towards the time of early Islam and the Prophet’s lifetime (pbuh) the degree and amount of differences and disagreements will be less, and as much as we become further from the period of early Islam, the degree and amount of differences and disagreements will be more.

    Keywords: Unity, Compulsion, Obligation, Solution, Historical Factors
  • Ali Akbar Farahzadi, Hadis Soleymani* Pages 16-29

    One of the famous jurisprudential rules is “subjection of contract to the intention” which is refered to as “Al-‘Uqud Tabi‘at Lil-Qusud” in Imami jurisprudence. Sunni jurisprudents refer to this rule in a more general sense, as “Al-’Omur Bi Maqasiduha”. Although this rule exists in all contracts, there are cases that the rule does not apply. According to interior intention and exterior intention and the fact that the approaches of different denominations are different when these two intentions are conflicting, we can find many cases that must be regarded as exceptions to the abovementioned rule. In Imami jurisprudence, Reluctant Contract after Consent, Temporary Marriage Contract, Selling Something by Usurper and Transaction without Verbal Expression of Contract (Mu‘atat), and in Sunni Jurisprudence, Contract of Blatherer (‘Aqd-e Hazel), Reluctant Contract, Selling without Price and Renting without payment are the most important exceptions to this rule. There is no consensus about the exceptions, however, these cases cannot create a problem in the validity of the rule, because usually, the rules of jurisprudence are with exceptions.

    Keywords: Subjection, Intention, Contract, Subjection of Contract, Rule of Subjection of Contract, Rule Exceptions
  • Mahdi Shoushtari* Pages 30-45

    Objectives of divine law are amongst important issues the foundations of which are mentioned in holy Quran and other sources of jurisprudence, a theory which has found its place in jurisprudential judgment and brought about dynamism and stability into it. Upholding honor of people is counted among objectives of divine law and many have also counted it among necessities and right doing. Adopting an analytical-descriptive method, the current research has dug into the views of jurists and concluded that although some jurists have not explicitly included “upholding peoples’ honor” in the objectives of divine law, they have regarded it as an eminent bone of contention and important in financial and legal issues, religious practices and those related to guardianship. Comparing it with other issues, objectives of divine law have given upholding honor the fourth rank in importance just after saving religion, saving life and saving rationality and before saving property. In other words, the sequence of importance given to these issues in divine law is saving religion, saving life, saving rationality, saving honor and then saving property.

    Keywords: Objectives of Divine Law, Upholding honor, Saving Chastity
  • Ali Akbar Rabiee* Pages 46-57

    A marriage proposal is considered as the introduction of the marriage and includes the stages of acquaintance and agreements before marriage. As the marriage (marriage) is recommended by religious law and in some cases that there is a fear of sin, marriage is Wajib (obligatory), there is also religious orders about the introduction of marriage, i. e. marriage proposal. In some cases, marriage proposal is Haram (unlawful). In some cases, it is only permissible indirectly and allusively and in some cases, it is permissible both directly and indirectly. The jurisprudents of the five Islamic denominations have commented on the rules of marriage proposal, and in some cases the jurisprudential comments are consistent. In this article, in addition to examination of the views of Sunni and Shiite religious scholars, the narrative proofs and jurisprudential documents are also reflected. In the comparative review of the opinions, we conclude that from the viewpoint of the five Islamic denominations, marriage proposal to a woman who is in ‘iddah ruj‘iyah (waiting period after voidable divorce) is unlawful. In ‘iddah after the death of the husband and ‘iddah ba’in (waiting period after irrevocable divorce), it is only permissible indirectly and allusively. In case of ‘iddah ba’in (waiting period after irrevocable divorce), another opinion has been raised by Shafi‘i and Hanafi jurisprudents based upon which it is not permissible even indirectly and allusively. Marriage proposal to a woman who accepted the proposal of another person, is unlawful according to the four Sunni denominations. However, there are two views in Imamiyah jurisprudence. Some of the Imami jurisprudents consider it unlawful, but according to the famous view of Imamiyah, marriage proposal by the second person is makruh (detestable). A woman’s proposal to a man is another form of marriage proposal which is not forbidden by the law.

    Keywords: Marriage Contract, Khutbah Nikah (Marriage Sermon), Marriage Proposal, Indirect Marriage Proposal, Direct Marriage Proposal
  • Tahereh Meysamipour*, Mohammad Fazeli Pages 58-72

    Examining ideas of some other sufists, this research seeks to compare attitudes of Ibn-e Arabi and Attar regarding the concept of Perfect Human Being and cast light on the differences and similarities between the two thinker’s ideas and even their way of expression and assess the degree to which Attar is affected by Ibn-e Arabi. In Ibn-e Arabi and Attar’s Sufism, the perfect human being maintains the highest degree of intellect which is called “Al-Haqiqah Al-Muhammadiyyah” (The Muhammadan Reality) by Ibn-e Arabi, but he clarifies the fact that by Muhammad, he does not mean the real personality of the prophet Muhammad (SAW), but the being who is parallel with the first intellect. Attar, on the other hand, emphasizes the necessity of the perfect human being’s existence covertly or overtly but we finally grasp that the both Sufis tend toward the prophet as the most perfect human being that Ibn-e Arabi considers him as the milestone of the unseen men. Affected by Ibn-e Arabi, Attar considers prophet Muhammad as the main axis of being and after him, Imam Ali (AS) is the axis of Al-e Yasin. However, in most of the terms of reaching to this status, the two believe the same, except hulul (reincarnation) phase about which Attar believes that He can become part of us, but cannot become us.

    Keywords: Ibn-e Arabi, Attar, “Al-Haqiqah Al-Muhammadiyyah” (The Muhammadan Reality), The Perfect Human Being
  • Ahmad Mortazi*, Somayeh Zebardast Pages 73-90

    Women’s rights are among issues of concern to Islamic Shari‘ah. From among these rights is “the right of the wife to refrain from submission and obedience, before receiving the Mahrieh (marriage portion)” which, despite its importance, has merely been mentioned generally in the Law of Iran. The Civil Code of the Islamic Republic of Iran, by merely assigning two articles, i. e. articles 1085 and 1086 to the right of women to refrain from submission, created ambiguities in this regard and it became a reason for the scope of the duties of women and specifically revocation or remaining of their right to refrain from submission in the situation of the husband’s insolvency. The other important point is that from the perspective of Shafi‘i, Maliki and Hanbali jurisprudents, in the situation of the husband’s insolvency on the payment of the marriage portion, the wife has the right to annul the marriage, however, the majority of Hanafi and Imami jurisprudents believe that in this situation, the wife only has the right to refrain from submission not to annul the marriage. It is possible to say that when, according to the perspective of Shafi‘i, Maliki and Hanbali jurisprudents, in the situation of the husband’s insolvency, the wife has the right to annul the marriage, she also has the right to refrain from submission. In the present article, we discuss the conditions for the right of wife to refrain from submission and obedience, the limits of this right, the effect of the husband’s insolvency on the abovementioned right, the possibility of splitting the marriage portion to several installments and its effect on remaining or revocation of the right to refrain from submission from the perspective of Jurisprudence of the five Islamic denominations and the Law of Iran and Afghanistan.

    Keywords: Right to Refrain from Submission, Husband’s Insolvency, Specific Submission, Refrain from Submission
  • Asqar Qaedan, Seyed Jamal Mousavi, Maryam Moghadam Ghojogh* Pages 91-104

    The tribal chiefs were responsible for all aspects of tribal life in various political, economic, social, and religious fields. Because of this tribal system, sheikh or the chief of the tribe should have some moral features and qualities such as generosity, humility, patience and eloquence of expression and of good character and genealogical characteristics like originality and also management features, such as courage and bravery, seniority, tactfulness, and political rationality to achieve this status. In this article, using the main resources we tried to analyze, the scope of executive power, features and methods of management of a chief of a tribe in order to respond to the question that to what extent the sheikhs and tribal leaders had role in the political, social and economic changes of the ignorance era.

    Keywords: Ignorance Era, Tribal System, Nervousness, Sheikh (Tribal Chief), Halaf (Oath), Quraysh