فهرست مطالب

رسوب شناسی کاربردی - پیاپی 11 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 11 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • امین سعیدی، اسداله محبوبی، سیدرضا موسوی حرمی، محمدحسین محمودی قرائی صفحات 1-14

    سازند پسته لیق (پالئوسن زیرین) در برش چهچهه از 94. 5 متر ماسه سنگ، شیل و واحدهای تبخیری تشکیل شده است. شیل های این سازند به منظور تفسیر برخاستگاه مورد مطالعه قرار گرفتند. این شیل ها نسبت به پوسته ی قاره ای فوقانی (UCC) از نظر اکسید های اصلی Na2O, P2O5 SiO2, Al2O3و عناصر فرعی, Ba, Nb, Ce Sr تهی شدگی و از نظر U, و CaO غنی شدگی را نشان می دهند. با رسم نمودار دو تاییTiO2 در مقابل Al2O3 و نمودار دوتایی Zr درمقابل Al2O3 از نظر سنگ منشا، آذرین حد واسط برای شیل های پسته لیق پیشنهاد می شود. برای تعیین موقعیت تکتونیکی از نمودارهای K2O/Na2O در مقابل SiO2 و همچنین نمودارهای سه تاییTh/Sc/Zr, La/Th/Sc, Th/Co/Zr استفاده شد که نشان دهنده ی موقعیت تکتونیکی جزایر کمان قاره ای است. اندیس CIAمحاسبه شده برای این شیل ها بیانگر شدت هوازدگی ضعیف تا متوسط و شرایط آب و هوایی خشک تا نیمه خشک بوده است. شاخص های, U/Th Ni/Co نیز حاکم بودن شرایط اکسیدی در محیط رسوبگذاری را نشان می دهند. آغاز پالئوسن در بسیاری از نقاط دنیا از جمله کپه داغ با شروع حرکات تکتونیکی و پسروی دریا همراه بوده که درحوضه ی کپه داغ منجر به ته نشینی رسوبات سیلیسی آواری پسته لیق شده است به گونه ای که ضخامت این سازند با پسروی دریا از سمت جنوب شرق به شمال غرب کاهش پیدا می کند.

    کلیدواژگان: سازند پسته لیق، ژئوشیمی، سنگ منشا، موقعیت تکتونیکی، هوازدگی دیرینه
  • حسین رحیم پور بناب، عایشه سلمانی، محسن رنجبران، سید محسن آل علی صفحات 15-34

    سازند آسماری، به سن الیگومیوسن سنگ مخزن کربناتی شناخته شده در دنیا و اصلی ترین سنگ مخزن هیدروکربوری در ایران است که عمده ی تولید نفت در فروافتادگی دزفول از این سازند صورت می گیرد. در این مطالعه به منظور درک عوامل کنترل کننده کیفیت مخزنی این سازند مطالعات تفصیلی پتروگرافی در میدان نفتی قلعه نار صورت گرفته است. این سازند در میدان قلعه نار از رخساره های دانه پشتیبان بیوکلستی-پلوئیدی (فرامینفری-جلبکی) تشکیل شده و بر اساس مطالعات انجام شده بر روی 800 مقطع نازک میکروسکوپی تهیه شده از مغزه ها و خرده حفاری در این میدان 9 رخساره رسوبی شناسایی شده است. این ریزرخساره ها مربوط به بخش های لاگونی، پشته های زیرآبی، سکو نومولیتی و بخش های دریای باز بوده که در رمپ کربناته کم شیب نهشته شده اند. نتایج این مطالعه نشان داد که گسترش فرایندهای دیاژنزی انحلال و دولومیتی شدن مرتبط با ریز رخساره های دانه پشتیبان پشته های زیر آبی و سدهای نومولیتی می باشد. انحلال به همراه دولومیتی شدن از عوامل افزایش دهنده کیفیت مخزن و سیمانی شدن و تراکم مهم ترین عوامل کاهش کیفیت مخزنی در سازند آسماری هستند.

    کلیدواژگان: سازند آسماری، رخساره، دیاژنز، دولومیتی شدن، کیفیت مخزنی، میدان نفتی قلعه نار
  • افسانه ده بزرگی، فیروزه هاشمی یزدی، فرشته سجادی صفحات 35-48

    پالینومورف های متنوعی با حفظ شدگی نسبتا خوب، شامل میوسپورها (اسپور و پولن ها) ، سیست داینوفلاژله ها، اسکلوکودونت ها، پوسته داخلی فرامینیفرها و آکریتارک ها در رسوبات سازند دلیچای در برش چینه شناسی پل دختر در البرز مرکزی وجود دارد. بر اساس گسترش چینه شناسی داینوسیست ها در نهشته های مذکور پالینوزون های Cribroperidinium crispum Total Range Biozone (باژوسین پسین) ، Dichadogonyaulax sellwoodii Interval Biozone (باتونین - کالووین پیشین) ، Ctenidodinum continuum Interval Biozone (کالووین پیشین - میانی) ، و Subzone a (باتونین پیشین – میانی) معرفی شده اند. وجود داینوفلاژله های شاخص باژوسین پسین مانند Cribroperidinium crispum, Meiourogonyaulax valensiiو حضور Carpatodinium predae (با بازه زمانی باتونین پیشین - میانی) ، و Ctenidodinium combazii (با گسترش چینه شناسی باتونین - کالووین پیشین) در برش چینه شناسی مورد مطالعه، سن باژوسین پسین - کالووین را برای رسوبات سازند دلیچای پیشنهاد می کند. نسبت عناصر پالینولوژی و پالینوفاسیس در نهشته های مورد مطالعه، حاکی از آن است که این رسوبات در محیط دیرینه دریایی کم اکسیژن با نرخ رسوب گذاری پایین، که گاهی شاهد پایین آمدن نسبی سطح آب حوضه رسوب گذاری بوده، تشکیل شده اند.

    کلیدواژگان: پالینومورف، پالینوستراتیگرافی، سازند دلیچای، ژوراسیک میانی، البرز مرکزی
  • بهروز رفیعی، سعیده رحمانی صفحات 49-64

    انیدریت قاعده ای واحد تبخیری مهمی در بخش پایینی سازند آسماری (الیگو-میوسن) می باشد که ویژگی های ژئوشیمیایی آن تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته است. در این پژوهش برای پی بردن به ویژگی ها و شرایط ژئوشیمیایی حاکم در زمان ته نشینی این واحد تبخیری، هفت برش سطحی از چهار تاقدیس بنگستان، سفید، آسماری و اناران در حوضه رسوبی زاگرس انتخاب شد. آنالیز کانی شناسی (XRD, BSE-EDX) برای 3 نمونه و آنالیز عنصری (ICP-OES) برای 28 نمونه انجام گرفت. نتایج مطالعات پتروگرافی و آنالیز های کانی شناسی نشان داد که طی رخنمون یافتن انیدریت و هیدراته شدن آن، ژیپس ثانویه با ساخت و بافت غالب آلاباستر تشکیل شده است. برای انجام آنالیز ژئوشیمی، به صورت انتخابی چهار برش (بوالفارس، پوتو، گل ترش و اناران) انتخاب گردید. آنالیز عنصری نشان می دهد که کلسیم و گوگرد مهم ترین عنصر موجود می باشند که به صورت کانی ژیپس مشاهده می شوند. برش بوالفارس بیش ترین مقدار عناصر استرانسیم، منیزیم و سدیم و کم ترین مقدار عنصر آهن را دارا می باشد که بیانگر تاثیر فرآیندهای دیاژنزی و زیستی و نیز محیط کم عمق می باشد. به سمت برش گل ترش (شمال حوضه) مقدار عناصر استرانسیم، منیزیم و سدیم کاهش و مقدار آهن افزایش می یابد که مشخص کننده ی عمق نسبتا بیش تر در مناطق شمالی است. برش های پوتو و اناران بیش تر تحت تاثیر شرایط هیدرولوژیکی در منطقه بوده و روند تغییرات عنصری متغیری را نشان می دهند. میزان عنصر لیتیم در برش های مورد مطالعه کم بوده که حاکی از تبخیر بیش از حد در منطقه می باشد.

    کلیدواژگان: سازند آسماری، انیدریت قاعده ای، ژئوشیمی، زاگرس
  • ابراهیم طالع فاضل صفحات 65-81

    کانسار خان سرمه واقع در غرب اصفهان به عنوان یکی از ذخایر مهم در ایالت فلززایی ملایر-اصفهان در میزبان واحد کربناته کرتاسه زیرین (واحد K3) ، قرار دارد. در این کانسار گالن، اسفالریت و پیریت فراوانترین کانه های سولفیدی هستند که به همراه دگرسانی های دولومیتی-شدن، سولفیدی و سیلیسی تشکیل شده اند. طبق مطالعات پتروگرافی، دست کم چهار نوع دولومیت به ترتیب شامل دولومیت های ریزبلور خاکستری (Rd1) ، متوسط بلور قهوه ای تا قرمز (Rd2) ، درشت بلور زین اسبی (Sd) و رگه -رگچه ای تاخیری (Vd) ، در سنگ میزبان کانه-زایی تشخیص داده شد. محتوای CaCO3 و MgCO3 در این دولومیت ها به ترتیب بین 5/58 تا wt% 3/61 و بین 6/37 تا wt% 2/40 در تغییر بوده که بیشترین نسبت مولار Ca/Mg در دولومیت های اولیه ریزبلور (متوسط 65/1) و کمترین آن متعلق به دولومیت های رگه ای تاخیری (متوسط 1/1) ، است. همچنین، مجموع مقادیر عناصر نادرخاکی (∑REE) در دولومیت ها بین 8/5 تا ppm 9/13 در تغییر است که این میزان در دولومیت های ریزبلور و زین اسبی بیشتر از دولومیت های متوسط بلور و رگه ای، بدست آمد. بر مبنای الگوی توزیع REE بنظر می رسد، دولومیت های ریزبلور از سنگ میزبان کرتاسه زیرین شکل گرفته اند. همچنین، وجود غنی شدگی نسبی LREE و بویژه La در دولومیت های زین اسبی و رگه ای گویای تشکیل این دولومیت ها در شرایط سیال به سنگ بالا و ارتباط آنها با رخداد کانه زایی سولفیدی در کانسار خان سرمه است.

    کلیدواژگان: ژئوشیمی دولومیت، کانی سازی سولفیدی، سرب و روی، سیال گرمابی، خان سرمه
  • مریم کیااشکوریان *، علی اصغر کلاگری، علی عابدینی، غلامحسین شمعانیان صفحات 82-97

    نهشته بوکسیت سیاهرودبار در حدود 25 کیلومتری جنوب باختر علی آباد کتول، استان گلستان، شمال ایران واقع می باشد. این نهشته به صورت یک افق چینه سان در مرز بین سازندهای الیکا و شمشک توسعه و تکامل یافته است. مطالعات سنگ نگاری همراه با نتایج تجزیه پراش پرتو X (XRD) در نمونه های کانسنگی آشکار نمود که دیاسپور، هماتیت و کائولینیت کانی های متشکله اصلی بوده که توسط مقادیر کمتری شاموزیت، آناتاز، بوهمیت، گوتیت، روتیل، کلسیت، موسکویت، کلینوکلر و کوارتز همراهی می شوند. این کانی ها بافت های گوناگونی از جمله پلیتومورفیک، گرانولار، پورفیری دروغین، جریانی، برشی دروغین، دانه های دمبلی شکل و قطعات تخریبی (کلاست) را به نمایش می گذارند که دلالت بر منشاء نابرجای نهشته دارند. بر اساس مقادیر کمی کانی ها، نهشته سیاهرودبار شامل دو نوع کانسنگ (1) بوکسیت رسی و (2) رس بوکسیتی می باشد. این کانسنگ ها در طی فرآیندهای آهن زدایی و سیلیس زدایی از کانی های رسی شکل گرفته اند. یافته های زمین شیمیایی عناصر کم تحرک، نشان می دهند که نهشته مورد مطالعه از نوع بوکسیت های کارستی بوده و عمدتا از هوازدگی سنگ های بازالتی- آندزیتی ایجاد شده است. افزون بر این، مقادیر بی هنجاری های Eu به همراه مقادیر نسبت های TiO2/Al2O3 و Sm/Nd آشکار می کنند که نهشته بوکسیتی سیاهرودبار در یک خاستگاه تکتونیکی حاشیه قاره تشکیل شده است.

    کلیدواژگان: بوکسیت، سیاهرودبار، تیپ های کانسنگی، خاستگاه نابرجا، هوازدگی، سنگ مادر
  • فاطمه معتمدی، عادل نجف زاده *، حمید شهین فر، رحیم مهاری صفحات 98-115

    در این تحقیق به منظور بررسی میزان تاثیر ویژگی های فیزیکی و شیمیائی سنگ های کربناته در ایجاد و توسعه اشکال کارستی، واحدهای کربناته سازند سروک در تاقدیس رگ حنا (جنوب اصفهان) مورد مطالعه قرار گرفته است. این سازند از توالی ضخیمی از نهشته های کربناته تشکیل شده است و پدیده های ژئومورفولوژی کارست نظیر کارن ها، حفره های انحلالی، پونور و چشمه های کارستی به خوبی قابل مشاهده هستند. سازند سروک در محدوده مورد مطالعه از 8 ریز رخساره رسوبی تشکیل شده است که در زیر محیط جزرومدی، لاگون، سدی و دریای باز نهشته شده اند. با توجه به نتایج تجزیه شیمیایی، درصد اکسید کلسیم در نمونه های مورد بررسی بیش از 40 درصد و اکسید منیریم، حداکثر 27/1 درصد است. هم چنین با انجام آزمایش های ژئوتکنیک میزان تخلخل نمونه های سنگ کربناته تعیین شده است. فرآیندهای دیاژنزی تاثیر گذار بر تخلخل سازند سروک در منطقه شامل فشردگی، سیمانی شدن، انحلال، شکستگی و دولومیتی شدن هستند. ریزرخساره های گل پشتیبان بخش لاگون به دلیل تاثیر انحلال و شکستگی بیش تر در آن ها، دارای تخلخل بهتری هستند و تنوع بیش تری در اشکال کارستی این ریز رخساره مشاهده می شود. از این رو تعیین میزان تخلخل و بررسی فرآیندهای دیاژنزی بر روی سنگ های کربناته می تواند کمک شایانی به تفکیک زون ها از نظر قابلیت توسعه کارست نماید.

    کلیدواژگان: رخساره های رسوبی، فرآیندهای دیاژنزی، کارست، تاقدیس رگ حنا
|
  • A. Saeedi, A. Mahboubi, R. Moussavi, Harami, M.H. MahmudyGharaie Pages 1-14

    The Pesteliegh Formation (Lower Paleocene) is composed of 94/5 m of sandstone, shale and evaporate units in the Chahchahe section. Shale samples show that major oxides such as SiO2, Al2O3, Na2O, P2O5 and trace elements like Sr, Ba, Nb and Ce are depleted relative to Upper Continental Crust (UCC) while, U and CaO enriched. The diagram of TiO2 versus Al2O3 and Zr versus Al2O3 suggest an intermediate igneous rock as possible source rock for shale of the  Pesteliegh Formation. The diagram of K2O/Na2O versus SiO2 and ternary diagram of Th/Co/Zr, La/Th/Sc, Th/Sc/Zr show a continental arc islands as tectonic setting for this Formation. The CIA index values reveal poor to moderate degree for intensity of weathering and arid to semi-arid as paleo-climate in the studied area. In the other hand, the U/Th and Ni/Co indexes indicate oxidant condition in depositional environment. The beginning of Paleocene was along with tectonic activity and regression of sea level in most parts of the word and well the Kopet-Dagh Basin in Iran. These occurrences were most important factor for deposition of siliciclastic sediments of the Pesteliegh Formation. Due to regression, the thickness of this formation decrease, from south east toward north west in Kopet-Dagh Basin.

  • Hossain Rahimpour, Bonab , ayesheh salmani , mohsen ranjbaran , seyed mohsen Alali Pages 15-34

    Asmari Formation (Oligocene - Miocene) is the most famous carbonate reservoir that ever known in the world. It is the main hydrocarbon reservoir in Iran and also the major oil production in Dezful Embayment. In this study, in order to understand the reservoir quality controlling factors of this Formation, detailed petrography studies were carried out in Ghale Naar oil field. This formation in the Ghal’e Naar oil field is composed of grain-supported bioclastic-pelloidal (foraminiferal-algal) faciese and nine sedimentary facies have been identified based on eight hundred microscopic thin section studies from core and cutting samples in this oil field. These facies are related to the lagoon, shoal, nummulitic bank and open marine sub- environments of a homoclinal ramp carbonate system. The results of this study showed that the diagenetic processes like dissolution and dolomitization are related to the grain supported shoal microfacies and nummulitic shoal. Dissolution along with dolomitization are factors that increase reservoir quality and cementation and compaction are the most important factors in reducing the quality of reservoir in Asmari Formation.

    Keywords: Asmari Formation, facies, diagenesis reservoir quality, Ghale Naar oil field
  • Afsaneh Dehbozorgi , Firoozeh Hashemi – Yazdi , Freshteh Sajjadi Hazaveh Pages 35-48

    Diverse and well-preserved palynofloras dominated, by land-derived palynomorphs (miospores) in association with marine entities such as dinoflagellate cysts, scolecodonts, foraminiferal test linings, and acritarchs (sensu lato) occur in surface samples of the Dalichai Formation, at the Pol Dokhtar stratigraphic section, central Alborz. Stratigraphic distribution of the dinocysts at the Pol Dokhtar stratigraphic section lead to the introduction of three successive biozones i. e. , Cribroperidinium crispum Total Range Biozone (late Bajocian), Dichadogonyaulax sellwoodii Interval Biozone (Bathonian to early Callovian), Ctenididinium continuum Interval Biozone (early to middle Callovian) and Subzone a (early to middle Bathonian). Furthermore, presence of such index late Bajocian species of dinoflagellate cysts as Meiourogonyaulax valensii, Cribroperidinium crispumin association withCarpatodinium predae (early to middle Bathonian) and Ctenidodinium combazii (Bathonian to early Callovian) suggests a Middle Jurassic (late Bajocian - Callovian) age for the host strata. Quantitative analysis of the palynological and palynofacies elements indicates low sedimentation rate in a relatively deep, low-oxygenated marine environment with decrease of the depth.

    Keywords: palynomorph, palynostratigraphy, Dalichai Formation, Middle Jurassic, Central Alborz
  • B. Rafiei, S. Rahmani Pages 49-64

    Basal Anhydrite is the main evaporite unit presents at the lowermost part of the Asmari Formation (Oligo-Miocene) which its geochemical characteristics have not been studied yet. In this study, seven outcrops, including Bangestan, Safid, Asmari and Anaran anticlines from the Zagros sedimentary basin were selected and their geochemical characteristics and depositional conditions were determined. The mineralogical (XRD, BSE-EDX) and elemental analysis (ICP-OES) were performed. The petrography and mineralogy studies show that the secondary gypsum with alabastrine texture was produced by hydration of anhydrite during exhumation. In order to perform geochemical analysis, four outcrops (Bulfares, Putu, Geletorsh and Anaran) were selected. Based on elemental analysis, calcium and sulphur are the most important elements that found as gypsum. The highest amounts of elements strontium, magnesium and sodium and the lowest amount of iron were found in the Bulfares section, which indicates the effects of diagenetic and biological processes and shallow depositional environment. The amounts of strontium, magnesium and sodium elements decrease and the amount of iron increases toward Geletorsh section (north part of the basin), which indicates deepening of the basin in this area. Putu and Anaran sections show variable elemental changes that demonstrate the area is mostly affected by hydrological conditions. The concentration of lithium is low in the studied sections, which can be attributed to excess evaporation.

    Keywords: Asmari Formation, Basal Anhydrite, Geochemistry, Zagros
  • Ebrahim Tale Fazel Pages 65-81

    The Khan Sormeh deposit is located at western Isfahan, within Lower Cretaceous carbonate rocks (K3 unit) which belong to Malayer-Esfahan Metallogenic Province (MEMP). Galena, sphalerite and pyrite occurs as the main sulfide minerals in study area and mostly were distinguished with dolomitization, sulfidation and silicic alterations. Based on petrographic evidence, at least four types of dolomite are recognized at carbonate host rocks, includes: grey fine-grain dolomite (Rd1), brown-red medium-grain dolomite (Rd2), coarse-grain saddle dolomite (Sd) and vein and veinlet late dolomite (Vd). The CaCO3 and MgCO3 content of dolomites are varies between 58. 5 to 61. 3 wt% and 37. 6 to 40. 2 wt%, respectively. The highest and lowest molar ratio of Ca/Mg are distinguished in fine-grain dolomite (1. 65 in average) and vein-type dolomite (1. 1 in average), respectively. Also, total REE content (∑REE) of dolomite are varies between 5. 8 to 13. 9 ppm, which this variation have high content in fine-grain and saddle dolomites relative to medium-grain and vein-type dolomites. REE distribution in various dolomites is shown the fine-grain dolomite is very similar pattern to Lower Cretaceous host rock. Moreover, LREE enrichment (especially La) of the saddle and vein-type dolomites shows this dolomites occurs in high water rock ratio and its belong to sulfide mineralization in the Khan Sormeh deposit.

    Keywords: geochemistry of dolomite, sulfide mineralization, Pb-Zn, hydrothermal fluid, Khan Sormeh
  • M. Kiaeshkevaryan *, A. A. Calagari, A. Abedini, G. H. Shamanian Pages 82-97

    The Siahrudbar bauxitic horizon is located in ~25 km southwest of Aliabad Katoul, Golestan Province, north of Iran. This deposit is stratiform and were developed along the boundary of the Elika and Shemshak formations. Petrographic observations along with the results of XRD analyses of the ore samples revealed that diaspore, hematite, and kaolinite are the major constituent minerals which are accompanied by lesser amounts of chamosite, anatase, boehmite, goethite, rutile, calcite, muscovite, clinochlore, and quartz. These minerals display various textures including pelitomorphic, granular, pseudo-porphyry, fluidal, pseudo-breccia, dumbbell-shaped grains, and clastic fragments, indicating allogenic origin. Based upon quantitative values of minerals, the Siahrudbar deposit consists of two types of ores, (1) the clayey bauxite and (2) the bauxitic clay. These ores were formed during deferrugenization and desilication processes from the clay minerals. The geochemical data of less mobile elements indicate that the Siahrudbar deposit is of karst bauxite type and generated from the weathering of igneous (basaltic-andesitic) rocks. Furthermore, the Eu anomaly values together with the ratios of TiO2/Al2O3 and Sm/Nd revealed that the Siahrudbar bauxitic deposit was formed in a continental margin tectonic setting.

    Keywords: Bauxite, Siahrudbar, mineralogy, authigenic origin, Eu anomaly, weathering
  • f. motamedi, A. Najafzadeh *, H. shahinfar, R. Mahari Pages 98-115

    In this study, in order to investigate the effect of the physical and chemical properties of carbonate rocks on the development of karst forms, carbonate rock units of the Sarvak Formation have been studied in the anticline of the Rag- Henna (south of Isfahan). This formation consists of a thick sequence of carbonate deposits, and karst geomorphological phenomena such as carneys, dissolution cavities, ponors and karst springs are well visible. The Sarvak Formation is composed of 8 sedimentary that are deposited in tidal, lagoon, barrier and open sea environments. According to the results of chemical analysis, the percentage of calcium oxide in the studied samples is more than 40% and monirim oxide is at most 1.27%. Also, by conducting geotechnical experiments, the porosity of carbonate samples was determined. Diagenic processes affecting the porosity of the Sarvak Formation in the region include compression, cementation, dissolution, fracture and dolomitization. The lacquer supporting luminosities of the lagoon division have better porosity due to the effect of their dissolution and fracture, and more variation in the karst forms of this microfacies is observed. Therefore, determination of porosity and the evaluation of diagenesis processes on carbonate rocks can be a useful tool for separating the zones from the point of view of their ability to develop.

    Keywords: Sedimentary facies, Diagenetic processes, Karst, Rage-Hanna anticline