فهرست مطالب

فیض - سال بیست و دوم شماره 6 (پیاپی 103، بهمن و اسفند 1397)
  • سال بیست و دوم شماره 6 (پیاپی 103، بهمن و اسفند 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/21
  • تعداد عناوین: 13
|
  • رضا مقدسی ، احمد علی معاضدی ، زهره قطب الدین* ، محمدرضا آخوند صفحات 538-546
    سابقه و هدف
    بیماری صرع سومین اختلال نورولوژیک در جهان است. کانون صرع با ارسال پایانه های عصبی به نواحی مختلف مغز از جمله مناطق مرتبط با کنترل حرکت، باعث اختلالات حرکتی می شود. با توجه به اثر مهاری تحریک الکتریکی با فرکانس پایین (LFS) در انتقال امواج تشنجی، در این کار تحقیقاتی اثر LFS در طی صرع زائی هیپوکامپ پشتی با روش کیندلینگ بر تعادل و فعالیت حرکتی در موش صحرایی نر بالغ مطالعه شده است.
    مواد و روش ها
    تعداد 50 سر موش صحرایی نر بالغ به طور تصادفی به 5 گروه زیر تقسیم شدند: کنترل، شاهد، کیندل، LFS و KLFS. موش های گروه کیندل، تحریکات روزانه کیندلینگ را به روش سریع با مدت پالس 1 میلی ثانیه و فرکانس 50 هرتز به مدت 3 ثانیه در ناحیه هیپوکامپ پشتی دریافت می کردند، اما حیوانات گروه کنترل و شاهد هیچ گونه تحریکی دریافت نمی کردند. در گروه LFS، هر روز 4 بسته تحریک الکتریکی با فرکانس 1 هرتز بلافاصله بعد از تحریکات کیندلینگ اعمال می شد. بعد از اتمام تحریکات، فعالیت حرکتی و تعادل به وسیله آزمون های جعبه باز و روتارود ارزیابی شدند.
    نتایج
    فرکانس ایستادن روی دو پا و خودتیماری در گروه کیندل نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری یافت (0/05< P). تعادل در گروه کیندل کاهش معنی داری یافت (0/05< P) و اعمال LFS در طی کیندلینگ هیپوکامپ، در هیچ یک از پارامترهای ذکر شده تفاوت معنی داری را با گروه کنترل نشان نداد.
    نتیجه گیری
    در مجموع اعمال LFS در طی کیندلینگ هیپوکامپ میزان فعالیت حرکتی را کاهش داده و تعادل را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: کیندلینگ، تحریک الکتریکی با فرکانس پایین، تعادل، فعالیت حرکتی، روتارود، جعبه باز، موش صحرایی
  • مریم اکبری ، لیدا مرادی* ، آسیه عباسی دلویی صفحات 547-554
    سابقه و هدف
    آپوپتوز یک فرایند تنظیم شده است که هموستاز بافت و سلول را تضمین می کند. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر یک دوره تمرین استقامتی و مصرف عصاره عناب بر آپوپتوز بافت قلب در موش های صحرایی نربود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی تعداد 32 سر موش های صحرایی نر نژاد ویستار با سن 12-8 هفته و میانگین وزن 7/94±195گرم به طور تصادفی به 4 گروه کنترل، عصاره عناب، تمرین استقامتی و تمرین استقامتی-عصاره عناب تقسیم شدند. برنامه تمرین استقامتی با شدت متوسط به مدت 8 هفته و 5 جلسه در هفته اجرا شد. عصاره عناب (600 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) روزانه به صورت خوراکی مصرف گردید. میزان بیان انکسین-5 و کاسپاز-3 بافت قلب به روش Real time PCR اندازه گیری شد.
    نتایج
    بین میانگین وزن بافت قلب در گروه های مختلف تفاوت وجود داشت (0/001>P). تغییرات بیان ژن انکسین-5 بافت قلبی در گروه تمرین-مکمل نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری کمتر بوده (0/012>P) و نیز تغییرات بیان ژن کاسپاز-3 در گروه های مکمل (0/001>P) ، تمرین (0/013>P) و تمرین-مکمل (0/0001>P) نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری کمتر بود (0/012>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های تحقیق حاضر به نظر می رسد که تمرین استقامتی با شدت متوسط و مکمل عناب می تواند اثر تعاملی در کاهش آپوپتوز قلب داشته باشد.
    کلیدواژگان: تمرین، آپوپتوز، عناب، بافت قلب، موش صحرایی
  • محمد رمی* ، عبدالحمید حبیبی ، مژده خواجه لندی صفحات 555-563
    سابقه و هدف
    دیابت شیرین موجب تشدید استرس اکسیداتیو شده و فعالیت سیستم دفاع آنتی اکسیدان را کاهش می دهد. ازآنجایی که مغز حساسیت بالایی به استرس اکسیداتیو دارد و شواهد علمی حاکی از اثر ورزش منظم بر کاهش حساسیت مغز به آسیب های مغزی تحت شرایط پاتوفیزیولوژیک است، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر تمرین با شدت متوسط بر فعالیت آنزیم های کاتالاز و مالون دی آلدئید در ناحیه هیپوکمپ موش های صحرایی مبتلا به دیابت بود.
    مواد و روش ها
    تعداد 24 سر موش صحرایی نر با سن 10 هفته و وزن 9/4±245 گرم به 4 گروه دیابت تمرین، دیابت کنترل، سالم تمرین و سالم کنترل تقسیم شدند. موش های گروه های دیابتی از طریق تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین دیابتی شدند. برنامه تمرینی ورزشی شامل 6 هفته تمرین استقامتی با شدت متوسط بود. پس از 24 ساعت از آخرین جلسه تمرین نمونه های بافت هیپوکمپ استخراج گردیده فعالیت آنزیم های کاتالاز و مالون دی آلدئید در آنها بررسی شد.
    نتایج
    پس از تمرین استقامتی میزان کاتالاز در گروه های دیابت تمرین (7/74±161/24) نسبت به دیابت کنترل (8/05±148/55) و سالم تمرین (2/3±408/85) نسبت به سالم کنترل (9/33±283/44) افزایش معنی داری داشت (0/05<P). همچنین، میزان مالون دی آلدئید در گروه دیابت تمرین (1/75±9/65) نسبت به گروه دیابت کنترل (1/01±13/23) کاهش معنی داری یافت (0/05> P).
    نتیجه گیری
    براساس نتایج این مطالعه می توان گفت تمرین استقامتی می تواند در افزایش نقش آنتی اکسیدانی آنزیم کاتالاز و کاهش میزان مالون دی آلدئید بافت هیپوکمپ موش های دیابتی موثر باشد.
    کلیدواژگان: تمرین، کاتالاز، مالون دی آلدئید، هیپوکمپ
  • سمانه رفیعی ، محمد امین عدالت منش* صفحات 564-572
    سابقه و هدف
    سندروم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) با اختلالات هورمونی-متابولیکی، چاقی، استرس اکسیداتیو و اختلال در تخمک گذاری همراه است. هدف از مطالعه حاضر بررسی 4 هفته تمرین شنا و گالیک اسید بر سطح سرمی هورمون های جنسی در موش های صحرایی مبتلا به PCOS تحت تغذیه استاندارد و پرچرب بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، تعداد 72 سر موش صحرایی ماده باکره به صورت تصادفی در 9 گروه: کنترل، PCOS، PCOS+HF (رژیم پرچرب) ، PCOS+EX (تمرین شنا) ، PCOS+EX+HF (تمرین شنا با رژیم پرچرب) ، PCOS+GA (تیمار گالیک اسید) ، PCOS+GA+HF (تیمار گالیک اسید و رژیم پرچرب) ، PCOS+EX+GA (تیمار گالیک اسید و تمرین شنا) ، و PCOS+EX+GA+HF (تیمار گالیک اسید، تمرین شنا و رژیم پرچرب) تقسیم بندی شدند. لتروزول (mg/kg 1) ، جهت القاء PCOS، و گالیک اسید (mg/kg 100) به مدت 28 روز گاواژ شدند. سپس، سطح سرمی هورمون های LH، FSH، بتا استرادیول، پروژسترون و تستوسترون با روش الایزا سنجیده شد.
    نتایج
    کاهش معنی دار سطح پروژسترون، افزایش LH، FSH، بتا استرادیول و تستوسترون در گروه PCOS نسبت به گروه کنترل دیده شد (0/05>P). تیمار با گالیک اسید و تمرین شنا سطوح هورمون ها را متعادل نمود، درحالی که رژیم غذایی پرچرب اثر تعدیل کننده هورمونی گالیک اسید و تمرین شنا را در گروه های مختلف کاهش داد.
    نتیجه گیری
    علی رغم اینکه تمرین شنا و اسید گالیک اختلال هورمون های جنسی ناشی از PCOS را در موش های صحرایی به حداقل می رساند، رژیم پرچرب این بیماری را تشدید می نماید.
    کلیدواژگان: سندروم تخمدان پلی کیستیک، تمرین ورزشی، گالیک اسید، رژیم غذایی پرچرب، هورمون های جنسی
  • عصمت سادات موسوی ، ضیاء فلاح محمدی* ، اکبر حاجی زاده مقدم صفحات 573-580
    سابقه و هدف
    مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری خودایمن التهابی مزمن است که با کاهش توانایی بدنی همراه است. هدف از این پژوهش ارزیابی اثر حفاظتی 6 هفته تمرین مقاومتی و مصرف ویتامین D بر عوامل التهابی مغز در موش های صحرایی ماده مبتلا به آنسفالومیلیت خودایمن تجربی (EAE) بود.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش تجربی 48 سر موش ماده نژاد لوئیز 4 هفته ای به طور تصادفی به 8 گروه تقسیم شدند. پروتکل تمرین مقاومتی به مدت 6 هفته و 5 روز در هفته انجام شد. شروع برنامه تمرینی با بار معادل 50 درصد وزن بدن بود. حیوانات در دو جلسه اول 8 تا 10 تکرار (بالا رفتن از نردبان) را با فواصل استراحت 2 دقیقه ای انجام دادند. موش ها با نخاع خوکچه هندی و ادجوانت کامل ایمونیزه شدند. مدل EAE در انتهای هفته ششم تمرینات القاء شد. حیوانات به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 5 میکروگرم ویتامین D3 در 150 میکرولیتر روغن کنجد هر دو روز یک بار به مدت 2 هفته به صورت داخل صفاقی دریافت کردند.
    نتایج
    شش هفته تمرین مقاومتی به همراه مصرف ویتامین D بر شاخص های عامل رشد گرانولوسیت-مونوسیت، عامل رونویسی هسته ای کاپا-بی و فاکتور تبدیل رشد بتا تاثیر معنی داری نداشت (0/05>P) ؛ بااین وجود، مقادیر اینترلوکین-17 در هر سه سطح تمرین (0/001=P) ، مکمل (0/045=P) و اثر تعاملی تمرین و مکمل (0/043=P) تفاوت معنی داری نشاد داد.
    نتیجه گیری
    احتمالا اجرای تمرین مقاومتی و مصرف ویتامین D به صورت پیش آماده سازی از طریق پیشگیری از افت مقادیر عوامل ضد التهابی و نیز افزایش عوامل پیش ران بیماری، اثر حفاظتی در برابر بیماری دارد.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، عوامل نوروالتهابی مغز، ویتامین D، مولتیپل اسکلروزیس
  • لیلا گلفام ، اژدر حیدری ، ابوالفضل ارجمند* صفحات 581-588
    سابقه و هدف
    نیتریک اکساید به طور مستقیم در مکانیسم های مسئول نورون زایی و تکامل در جنین دخیل است. همچنین، نیتریک اکساید در مدل های مختلف می تواند باعث تخریب و یا بهبود حافظه گردد. از طرف دیگر، گزارشاتی وجود دارد که نشان می دهند تجویز نیترات می تواند به تولید نیتریک اکساید منجر شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر مواجهه مزمن با نیترات در دوره بارداری و پس از آن بر حافظه احترازی در فرزندان موش های سوری است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی 28 موش سوری نر به 4 گروه زیر تقسیم بندی شدند: دو گروه کنترل و دو گروه آزمایش که نیترات سدیم (100 میلی گرم/لیتر) را در آب آشامیدنی در طول دوره بارداری و شیردهی تا 6 روز و 11 روز پس از تولد نوزادان دریافت کردند. یادگیری و حافظه حیوانات 30 روز پس از آخرین دریافت نیترات سدیم در دستگاهStep down و طی 2 روز (آموزش و آزمون) بررسی شد. اندازه گیری متابولیت های نیتریک اکساید در بافت مغز با استفاده از روش گریس انجام گردید.
    نتایج
    دریافت نیترات سدیم در طول دوره بارداری و شیردهی تا 11 روز پس از تولد سبب بهبود حافظه احترازی نسبت به گروه کنترل در حیوانات گردید (0/05<P). همچنین، دریافت نیترات سدیم در طول دوره بارداری و شیردهی و پس از تولد تا 6 و 11 روزگی تغییری در میزان متابولیت های نیتریک اکساید ایجاد نکرد.
    نتیجه گیری
    دریافت نیترات سدیم در دوران بارداری و شیردهی سبب بهبود حافظه اجتنابی در موش سوری می شود.
    کلیدواژگان: نیترات، حافظه احترازی، موش سوری، نیتریک اکساید، بارداری، شیردهی
  • فاطمه قدرت پور ، فهیمه باغبانی آرانی* ، سید عطالله سادات شاندیز صفحات 589-594
    سابقه و هدف
    سرطان پستان به عنوان دومین علت مرگ در زنان شناخته می شود. امروزه، نانوذرات به عنوان یک فاکتور ضد سرطانی در تحقیقات حوزه درمان سرطان مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، هدف از انجام این تحقیق بررسی اثرات سمیت نانوذرات فلزی اکسید روی (ZnONPs) و ارزیابی بیان ژن NM23 روی رده سلولی سرطان پستان T47D می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی رده های سلولی سرطان پستان (T47D) و نرمال (HEK293) تحت تیمار با غلظت های مختلف نانوذرات اکسید روی به مدت 24 ساعت تیمار شدند و اثر سمیت سلولی آن با کمک تست MTT بررسی شد. سپس، تغییر بیان ژن مهار کننده متاستازNM23 با استفاده از تکنیک Real time PCR مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج MTT نشان داد نانوذرات ZnONPs میزان زنده مانی سلول های T47D را به صورت وابسته به دوز کاهش می دهد. همچنین، داده ها نشان داد سطح mRNA ژنNM23 در سلول های تیمار شده با ZnONPs تا 6/7 برابر افزایش می یابد.
    نتیجه گیری
    نانوذرات اکسید روی توانایی نابود کردن سلول های سرطانیT47D را در مقایسه با رده نرمال HEK293 دارند. به علاوه، به نظر می رسد این نانوذرات با افزایش بیان ژن NM23 در مهار متاستاز سلول های سرطانی پستان T47D مداخله می کنند. بنابراین، استفاده از این نانوذرات می تواند در درمان سرطان پستان مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، نانوذرت اکسید روی، T47D، NM23
  • ندا پوروطن ، زینب خزائی کوهپر* صفحات 595-601
    سابقه و هدف
    فنیل کتونوری (PKU) یک اختلال متابولیک اتوزومال مغلوب و هتروژن است که به طور عمده ناشی از موتاسیون هایی در ژن فنیل آلانین هیدروکسیلاز (PAH) کبدی می باشد. الگوی توزیع موتاسیون ها در ژن PAH خاص هر جمعیت است. تاکنون هیچ گزارشی از تحلیل مولکولی فنیل کتونوری در این جمعیت یافت نشده است. هدف از این مطالعه شناسایی موتاسیون های ژن PAH در اگزون 4، در بیماران PKU در استان گیلان و مقایسه آن با مطالعات صورت گرفته در سایر بخش های ایران بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی-مقطعی طی یک دوره یک ساله، تعداد 25 بیمار PKU و غیرخویشاوند (1 تا 21 سال) از نواحی مختلف استان گیلان شناسایی شدند. پس از اخذ نمونه خون از افراد و جداسازی DNA، قطعات DNA شامل اگزون 4 ژن PAH و نواحی اینترونی اطراف آن توسط واکنش زنجیره ای پلیمراز تکثیر یافته و تعیین توالی شد.
    نتایج
    در این مطالعه جهش IVS4+5G>T (10 درصد) شناسایی شد. این جهش در دو بیمار PKU به صورت هموزیگوت و در یک بیمار به صورت هتروزیگوت مشاهده شد. این بیماران به ترتیب فنوتیپ های mPKUو cPKUداشته و والدین آنها خویشاوندان درجه سوم بودند. به علاوه پلی مورفیسم های IVS4+47C>T (28 درصد) و IVS3-22C>T (8 درصد) نیز مشخص گردید.
    نتیجه گیری
    بررسی موتاسیون ها ابزار مفیدی برای تشخیص مولکولی بیماری PKU و تعیین ناقلین در این جمعیت است. به علاوه، برای دست یابی به طیف کامل موتاسیون های این ژن در بیماران PKU استان گیلان نیاز به بررسی 12 اگزون دیگر می باشد.
    کلیدواژگان: جهش، فنیل آلانین هیدروکسیلاز، فنیل کتونوری، اگزون 4، PCR-Sequencing
  • زینب رضایی* ، مراد رسولی آزاد ، فاطمه مهرزاد ، مجید فرهاد ، زهرا آزاد میوه صفحات 602-609
    سابقه و هدف
    درمان نگهدارنده با متادون (MMT) درمان دارویی رایج در اختلال وابستگی به مواد افیونی می باشد. این درمان، باوجود نتایج مثبت، عوارض جسمی و روان شناختی بسیاری دارد. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) بر ولع مصرف و افسردگی در افراد تحت درمان با متادون است.
    مواد و روش ها
    برای انجام این کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده ارزیابی های تشخیصی اولیه با استفاده از مصاحبه بالینی توسط روان پزشک و پزشک کلینیک مربوطه انجام شده و 50 مرد مراجعه کننده به کلینیک متادون درمانی به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (DBT) و کنترل (MMT) وارد شدند. داده های آماری با بررسی اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس ولع مصرف، پرسشنامه افسردگی، پرسشنامه اعتباردرمانی و پرسشنامه اتحاد درمانی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به دست آمدند.
    نتایج
    نتایج به دست آمده نشان داد که نمرات گروه مداخله نسبت به گروه کنترل در ولع مصرف و افسردگی بعد از 4 ماه مداخله و 2 ماه دوره پیگیری به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرد (0/01<P)
    نتیجه گیری
    ترکیب متادون درمانی و رفتاردرمانی دیالکتیکی می تواند در کاهش ولع مصرف و مشکلات روان شناختی افراد وابسته به مواد افیونی مفید باشد. باتوجه به تاکید رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان به عنوان مکانیزم اصلی تغییر، این درمان می تواند درمانی مفید برای سایر اختلالات روان شناختی که درگیر مشکلات هیجانی هستند، باشد.
    کلیدواژگان: درمان نگهدارنده با متادون، رفتاردرمانی دیالکتیکی، ولع مصرف، افسردگی
  • محمد افشار* ، انسیه صباغیان صفحات 610-616
    سابقه و هدف
    خون ریزی از بینی اختلالی است که حدود 60 درصد از جمعیت آن را تجربه می کنند و عدم درمان و پیشگیری از آن مشکلات زیادی را برای فرد ایجاد می کند. در این مطالعه اثربخشی بسته آموزشی بر کاهش عود خون ریزی بینی مورد بررسی قرار گرفته است.
    مواد و روش ها
    کارآزمایی بالینی حاضر روی 60 بیمار مبتلا به اپیستاکسی راجعه مراجعه کننده به بیمارستان متینی شهر کاشان انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در گروه های مداخله (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه درمان های معمول را به صورت یکنواخت دریافت کرده و آموزش از طریق بسته آموزشی که شامل گفتگوی چهره به چهره به مدت 20 دقیقه و در اختیار قرار دادن پمفلت آموزشی بود به گروه مداخله داده شد. پس از گذشت یک ماه از آموزش در پایان هفته چهارم و هشتم و دوازدهم میزان شدت و عود خون ریزی از بینی مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    میزان 60 درصد بیماران گروه مداخله و 66/7 درصد بیماران گروه کنترل زن و بقیه مرد بودند. میانگین سنی افراد در گروه مداخله 19/39±50/8 و در گروه کنترل 18/19±51/47 سال بود. فراوانی عود خون ریزی از بینی طی چهار هفته اول در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 20 و 46/7 درصد بود (0/03=P) ، در حالی که این میزان طی هفته های هشتم به ترتیب 7/6 و 7/16 درصد (0/43=P) و دوازدهم صفر و 7/6 درصد (0/49=P) در گروه های مداخله و کنترل بود. همچنین، شدت خون ریزی در هفته اول (0/07=P) نسبت به هفته های هشتم (0/37=P) و دوازدهم (0/35=P) کمتر بود.
    نتیجه گیری
    آموزش چهره به چهره و پمفلت برای بیماران مبتلا به اپیستاکسی در کوتاه مدت می تواند موجب کاهش عود خون ریزی شده، در حالی که بر شدت خون ریزی تاثیر کمی دارد.
    کلیدواژگان: شدت خون ریزی، عود خون ریزی، بسته آموزشی، اپیستاکسی
  • فاطمه میرزایی فینی ، محمد علی دولتی* ، محمود دهقانی اشکذری ، ابراهیم کوچکی نصرآبادی صفحات 617-623
    سابقه و هدف
    آلزایمر شایع ترین علت زوال عقل در سالمندان بوده و عوامل ژنتیکی و محیطی در ایجاد آن دخالت دارند. در آلزایمر تغییر نوکلئوتیدی (G>A) 196 یا پلی مورفیسم والین66-متیونین ژن فاکتور نورون زایی مشتق شده از مغز (BDNF) ریسک فاکتور می باشد. در ایران بررسی این پلی مورفیسم در بیماران آلزایمری صورت نگرفته و شاید این مطالعه بتواند در زمینه پیش آگهی بیماری و استعداد ابتلا به آن اطلاعات مناسبی را فراهم کند.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مورد-شاهدی 73 نفر بیمار مبتلا به آلزایمر و 100 نفر به عنوان گروه کنترل سالم بررسی شدند. از افراد مذکور خون گیری به عمل آمده و DNA استخراج گردید. پس از بررسی کمی و کیفی DNA آزمایش PCR-RFLP انجام گردیده و نتایج هر دو گروه باهم مقایسه شد.
    نتایج
    تعداد 14 نفر از بیماران و 7 نفر از گروه کنترل دارای پلی مورفیسم ژن BDNF بودند. در بیماران، تعداد افراد دارای آلل نرمال 59 نفر و افراد هتروزیگوت 8 نفر و افراد دارای آلل متیونین/متیونین 6 نفر بودند. در گروه کنترل، تعداد افراد نرمال 93 نفر و افراد هتروزیگوت 5 نفر و افراد دارای آلل متیونین/متیونین 2 نفر بودند.
    نتیجه گیری
    افزایش تجمع پلی مورفیسم والین/متیونین ژن BDNF در بیماران آلزایمری نسبت به کنترل می تواند نقش این پلی مورفیسم را بیان نماید. از نظر بالینی نیز بیماران دارای پلی مورفیسم مذکور وضعیت بالینی نامناسب تری در مقایسه با بیماران فاقد آن داشتند. بنابراین ارزیابی وجود این پلی مورفیسم می تواند اطلاعات مناسبی را از وضعیت بیماری ارائه نماید.
    کلیدواژگان: بیماری آلزایمر، ژن BDNF، پلی مورفیسم، والین-متیونین
  • شیوا ستاری ، چنگیز احمدی زاده* صفحات 624-631
    سابقه و هدف
    سرطان کولون از سرطان های رایج در جهان می باشد. پروبیوتیک ها میکروارگانیسم های زنده و مفیدی هستند که با تاثیر بر آنزیم های گوارشی حیوانات و انسان ها، مهار عوامل سرطان زا در داخل بدن و شرایط آزمایشگاهی، سرکوب لوسیون ها و ترکیبات القا کننده سرطان و تومورها در حیوانات آزمایشگاهی نقش موثری در جهت مقابله با سرطان ایفا می کنند. هدف مطالعه حاضر بررسی مسیر سیگنالینگ سلولی PTEN/AKT1 در کشت همجوار باکتری استرپتوکوکوس ترموفیلوس با سلول های سرطانی کولون HT29 می باشد.
    مواد روش ها
    از کشت باکتری ها، مایع رویی و عصاره باکتریایی تهیه شده سلول های سرطانی کولون HT29 توسط این مواد تیمار شدند. نکروز سلولی با روش MTTبررسی گردید. همچنین، میزان بیان ژن هایPTEN و AKT1 در رده سلولی HT29با استفاده از روش Real Time PCR مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    باکتری استرپتوکوکوس ترموفیلوس میزان بیان ژن AKT1 را کاهش داده، بیان PTEN را افزایش داده و سلول های سرطانی را به سمت آپوپتوز برد. آزمایش MTT نشان داد که غلظت 0/05= OD بیشترین کشندگی طی 4 ساعت را دارد.
    نتیجه گیری
    می توان از باکتری استرپتوکوکوس ترموفیلوس جهت ایجاد یک راه کار نوین درمانی با تاثیر بالا، عوارض جانبی پایین، بی خطر از نظر بیولوژیکی و هزینه کمتر و یا به عنوان درمان جانبی متناسب با فلور طبیعی بدن برای درمان و همچنین پیشگیری از سرطان کولون بهره برد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، سرطان کولون، سلول HT29
  • بهروز افشاری* ، زهرا زنجانی صفحات 632-639
    سابقه و هدف
    اختلال دوقطبی یک اختلال روان پزشکی ناتوان کننده است که با دوره های مکرر افسردگی، مانیا و هیپومانیا مشخص می شود. تاکنون در ایران به بررسی و مقایسه عملکردهای اجرایی و شناختی در بیماران دوقطبی و اعضای خانواده آن ها پرداخته نشده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی عملکردهای اجرایی و شناختی در بیماران دوقطبی و اعضای خانواده آن ها است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی 50 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی، 50 نفر از اعضای خانواده آن ها، و 50 فرد سالم شرکت کردند. از مقیاس رتبه بندی مانیای یانگ، سیاهه افسردگی بک، آزمون برج لندن، آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین، آزمون ایفای نقش، روش انداختن خط کش، آزمون چهار گزینه ای، و آزمون هوش عمومی برای بررسی عملکردهای اجرایی و شناختی شرکت کنندگان استفاده شد.
    نتایج
    عملکرد اجرایی و شناختی در اختلال دوقطبی به صورت معنی داری پایین تر از گروه های دیگر بود (0/01<P) ، اما تفاوت معنی داری بین گروه اعضای خانواده بیماران و افراد سالم در عملکردهای اجرایی و شناختی وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    این پژوهش نشان داد که عملکردهای اجرایی و شناختی در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی تخریب شده اند، اما اعضای خانواده آن ها عملکردهای اجرایی و شناختی بهنجاری دارند.
    کلیدواژگان: عملکرد اجرایی، عملکرد شناختی، اختلال دوقطبی
|
  • Reza Moghaddasi , Ahmad Ali Moazedi , Zohreh Ghotbeddin*, Mohammad Reza Akhond Pages 538-546
    Background
    Epilepsy is the third world neurological disorder. Epileptic focus causes motor impairment by sending projections to different areas of the brain such as areas which are related to movement control. Regarding the inhibitory effect of low-frequency electrical stimulation (LFS) on seizure wave's transmission, this study aimed at examining the effect of LFS during the epileptogenesis of dorsal hippocampal on balance and locomotor activity in adult male rats using the kindling method.
    Materials and Methods
    Fifty rats were randomly divided into 5 groups: Control, Sham, Kindled, LFS and KLFS. Animals in the kindled group were stimulated rapidly by daily stimulation of dorsal hippocampus (1 ms pulse duration at 50Hz for 3 seconds). Animals in the sham and control groups did not receive any stimulation. In the LFS groups, four LFS packages at a frequency of 1 Hz were applied daily. At the end of stimulation, motor activity and balance were assessed by open-field and rotarod tests.
    Results
    Frequency of rearing and grooming in the Kindled group significantly increased compared to the control group (P<0.05). Balance in the Kindled group was significantly decreased (P<0.05). LFS induction during hippocampal kindling did not show any significant difference in any of the mentioned parameters with the control group.
    Conclusion
    In summary, applying low-frequency electrical stimulation during hippocampal kindling can reduce the motor activity and improve balance.
    Keywords: Kindling, Low-frequency electrical stimulation, Balance, Motor activity, Rotarod, Open field, Rat
  • Maryam Akbari , Lida Moradi*, Asieh Abbassi Daloii Pages 547-554
    Background
    Apoptosis is a highly regulated process that ensures the tissue and cellular homeostasis. This study aimed at investigating the effect of endurance training and the Ziziphus jujube extract consumption on apoptosis of cardiac tissue in male Wistar rats.
    Materials and Methods
    In this experimental study, 32 male Wistar rats aged 8-12 weeks (weighing 195 mg±7.94) were randomly divided into four groups: control, jujube extract, endurance training and endurance training-jujube extract. A moderate endurance training program was conducted for eight weeks and five sessions per week. Rats were received a daily dose of 600 mg/kg of the extract orally. The gene expression of anexin-5 and caspase-3 in cardiac tissue was measured by the real-time PCR.
    Results
    The results showed that there was a significant difference in the mean weight of the heart tissue of male Wistar rats among different groups (P<0.001). Changes in anexin-5 expression of the cardiac tissue in training-supplementation group were significantly lower than those in the control group (P<0.012). Also, the results showed that changes in caspase-3 expression of the cardiac tissue in supplementation (P<0.001), training (P<0.013) and training-supplementation (P<0.0001) groups were significantly lower than the changes in the control group (P<0.012).
    Conclusion
    According to the findings of this study, it seems that endurance training and jujube extract consumption can have an interactive effect in reducing apoptosis of the cardiac tissue.
    Keywords: Exercise, Apoptosis, Ziziphus Jujube extract, Cardiac tissue, Rats
  • Mohammad Rami*, Abdolhamid Habibi , Mojdeh Khajehlandi Pages 555-563
    Background
    Diabetes mellitus exacerbates oxidative stress and reduces the antioxidant defense system activity. As the brain has a high sensitivity to oxidative stress due to physiological and biochemical reasons and scientific evidence suggests the effect of regular exercise on reducing brain sensitivity to brain damage under pathophysiological conditions. Therefore, this study aimed at investigating the effect of moderate intensity exercise training on the activity of catalase enzyme and malondialdehyde in hippocampus area of diabetic male Wistar rats.
    Materials and Methods
    Twenty-four male rats (245±9.4 g) aged 10 weeks were divided into four groups (diabetic training, diabetic control, healthy training and healthy control). The rats of the diabetic group were diabetic by intraperitoneal injection of streptozotocin (STZ). The exercise program included 6 weeks of moderate intensity exercise. At the end of six weeks, the hippocampal tissue samples were extracted 24 hours after the last training session and the activity of catalase enzyme and malondialdehyde was evaluated.
    Results
    After the endurance training, the catalase levels in both diabetic training group (161.24±7.74) compared to the diabetic control group (148.55±8.05) and healthy training group (408.85±2.3) compared to the healthy control group (283.44±9.33) were significantly increased (P<0.05). Also, the level of malondialdehyde in the diabetic training group (9.65±1.75) was significantly decreased compared to the control diabetic group (13.23±1.01) (P>0.05).
    Conclusion
    It can be concluded that endurance training may be effective to increase the antioxidant role of catalase enzyme and reduce the amount of malondialdehyde in the hippocampus tissue of diabetic rats.
    Keywords: Exercise, Catalase, Malondialdehyde, Hippocampus
  • Samaneh Rafiei , Mohammad Amin Edalatmanesh * Pages 564-572
    Background
    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is characterized by hormonal-metabolic disorders, obesity, oxidative stress and ovulatory dysfunction. The aim of this study was to investigate the effect of four weeks of swimming training and Gallic acid (GA) administration on the serum level of sex hormones in rats with a polycystic ovary syndrome (PCOS) under the standard and high-fat diet.
    Materials and Methods
    In this experimental study, 72 virgin female Sprague-Dawley rats were randomly divided into the nine groups: Control, PCOS, PCOS+HF (high fat diet), PCOS+EX (swimming training), PCOS+EX+HF (swimming training and high fat dietary), PCOS+GA (GA treatment), PCOS+GA+HF (GA treatment with high fat diet), PCOS+EX+GA (GA treatment and swimming training), PCOS+EX+GA+HF (GA treatment and swimming training with a high-fat diet). PCOS was induced with 1mg/kg letrozole and GA (100mg/kg, 4weeks) was administrated orally for 28 days. Then, the serum levels of LH, FSH, β-estradiol, progesterone and testosterone were measured using the ELISA method.
    Results
    In the PCOS group, the progesterone level decreased and LH, FSH, β-estradiol and testosterone levels significantly increased compared to the control group (P<0.05). Treatment with GA or swimming training ameliorated the serum levels of these hormones. However, high fat diets reduced the ameliorative effect of GA and swimming training on the sex hormones in different groups.
    Conclusion
    Gallic acid administration and swimming training can reduce dysregulation of sex hormones due to the PCOS in rats, but a high-fat diet increases PCOS pathogenesis.
    Keywords: Polycystic ovary syndrome, Exercise training, Gallic acid, high-fat diet, Sex hormones
  • Smatalsadat Mousavi , Ziya Fallahmohammadi*, Akbar Hajizadeh Moghaddam Pages 573-580
    Background
    Multiple sclerosis (MS) is a chronic inflammatory autoimmune disease and is associated with reduced physical capacity. The aim of this study was to examine the protective effect of a 6-week resistance training program and vitamin D intake on the brain neuro-inflammatory factors in female Lewis rats with experimental autoimmune encephalomyelitis (EAE).
    Materials and Methods
    In this experimental study, four-week-old female Lewis rats (n=48) were randomly divided into 8 groups. Resistance training protocol was performed for 6 weeks and 5 days a week. A training program was started with a load equal to 50% of the body weight of the rat. Animals in the first two sessions performed 8 to 10 repetitions (climbing the ladder) at 2-minute breaks. The rats were immunized with the guinea pig's spit and complete adjuvant. The EAE model was induced at the end of the sixth week of the exercise. Rats received 5 μg of vitamin D3 in 150 μl of sesame oil per kilogram of their body weight via intraperitoneal injection once every two days for 2 weeks.
    Results
    The results showed that six weeks of resistance training with vitamin D had no significant effect on granulocyte-monocyte growth factor, nuclear transcription factor kB and transforming growth factor beta (P>0.05). However, Interleukin-17 values showed a significant difference in all three levels of training (P=0.000), supplements (P=0.045), and interactive training and supplementation (P=0.043).
    Conclusion
    The inadequacy of the training period (frequency and intensity of exercise) and the dose rate of vitamin D3 can be one of the possible causes of ineffectiveness of the present intervention.
    Keywords: Resistance training, Neuro-inflammatory factors, Vitamin D, Multiple sclerosis
  • Leila Golfam , Azhdar Heydari , Abolfazl Ardjmand * Pages 581-588
    Background
    Nitric oxide (NO) is directly involved in mechanisms responsible for fetal neurogenesis and development. It has also been shown that NO can impair or improve learning and memory in different models. There is evidence that administration of nitrate can produce NO. This study aimed at examining the effect of pre- and post-natal nitrate exposure on inhibitory avoidance memory in mice and measuring the NO metabolites herein.
    Materials and Methods
    In this experimental study, 28 pregnant mice were divided into 4 groups: 1) Control group (whose mothers received only drinking water during the pregnancy and post-natal), 2) Treatment Group (whose mothers received sodium nitrate (100 mg / l) in drinking water during the pregnancy and post-natal until the 6th and 11th day after birth). During a two-day session (training and test) the learning and memory of animals (30 days after receiving sodium nitrate) were studied in a step down apparatus. The latency time for coming down from the platform in the test day (S) was used as a criterion for memory. The nitrate oxide metabolites in brain tissue were measured by Miranda method. The nitrite to nitrate recovery and total nitrite measurements were performed using Griess reagents with a spectrophotometer.
    Results
    The oral administration of sodium nitrate (100 mg/L) during pregnancy and lactation until 11 days after birth improved the avoidance memory compared to the control group (P<0.05). Also, sodium nitrate did not change the NO metabolites during those time periods.
    Conclusion
    The oral sodium nitrate in pregnancy and lactation period improves mice avoidance memory without an alternation in nitric oxide metabolites.
    Keywords: Nitrate, Avoidance memory, Mice, Nitric oxide, Pregnancy, Lactation
  • Fatemeh Ghodratpour , Fahimeh Baghbani, Arani*, Seyed Ataolah Sadat Shandiz Pages 589-594
    Background
    Breast cancer is the second leading cause of cancer-related death worldwide among women. Nowadays, nanoparticles are interested as anti-cancer factors in studies related to cancer therapy. Therefore, the present study aimed to explore cytotoxic effects of zinc oxide nanoparticles (ZnONPs) and to evaluate NM23 gene expression in T47D breast cancer cells.
    Materials and Methods
    The cancerous T47D and normal HEK293 cell lines were treated with different concentration of ZnONPs for 24 hours and the cytotoxicity activity of ZnONPs was analyzed by the MTT assay. Then, the NM23 gene expression was evaluated using the real-time PCR method.
    Results
    According to MTT results, the ZnONPs significantly decreased the viability of T47D cells in dose-dependent manner. Also, the results revealed that the mRNA level of NM23 was up-regulated (7.8-fold) in cells treated with ZnONPs.
    Conclusion
    ZnONPs can destroy cancerous T47D cells compared to normal HEK293 cells. Furthermore, it seems that ZnONPs can modulate metastasis by enhancing the NM23 gene expression level in breast cancer T47D cells. Thus, ZnONPs can be considered as a promising strategy for the treatment of breast cancer.
    Keywords: Breast cancer, ZnONPs, T47D, NM23
  • Neda Pourvatan , Zeinab Khazaei , Koohpar * Pages 595-601
    Background
    Phenylketonuria (PKU) is a heterogeneous and autosomal recessive metabolic disorder that is mainly caused by mutations in the hepatic phenylalanine hydroxylase (PAH) gene. Distribution pattern of mutations in the PAH gene are specific to each population. To date, no reports of phenylketonuria molecular analysis have been found in this population. The aim of this study was to identify PAH mutations within exon 4 in PKU patients in Guilan Province and compare it with the studies in other parts of Iran.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional and descriptive study, 25 unrelated PKU patients (age range, 1-21 years) were identified from different regions of Guilan Province during a one-year period. After collecting blood samples and DNA extraction, the DNA fragments containing the exon 4 of the PAH gene and its flanking intronic sequences were amplified and sequenced.
    Results
    In this study, IVS4+5G>T mutation (10%) was identified. This mutation was found in two homozygous PKU patients and one heterozygous patient; they had mPKU and cPKU phenotypes, respectively and their parents were third degree relatives. In addition, IVS4+47C>T (28%) and IVS3-22C>T (8%) polymorphisms were also detected.
    Conclusion
    Investigation of mutations in the PAH gene can be a useful tool for molecular detection of the PKU disease and carrier detection in this population. Moreover, the other 12 remaining exons need to be analyzed to obtain the full spectrum of mutations of this gene among the PKU patients in Guilan Province.
    Keywords: Guilan Province, PKU, PAH, mutation, exon4. .PCR-Sequencing
  • Zeinab Rezaei*, Mourad Rasoli Azad , Fatemeh Mehrzad , Majid Farhad , Zahra Azad, Miveh Pages 602-609
    Background
    Methadone maintenance treatment (MMT) is a common medication for opioid dependence disorder. Despite the positive results, this therapy has many physical and psychological effects. The aim of this study was to determine the effectiveness of a dialectical behavioral therapy (DBT) on craving and depression in people under the methadone maintenance therapy.
    Materials and Methods
    This is a randomized, controlled clinical trial with intervention (DBT) and control (MMT) groups. Initial diagnostic evaluations were performed by psychiatrist and clinician at a clinical interview. Fifty men referred to methadone treatment clinic were randomly assigned to the two groups (intervention and control). Data were collected through demographic information questionnaire, craving scale, depression questionnaire, treatment validity questionnaire, and treatment alliance questionnaire for pre-test, post-test and follow up.
    Results
    The results showed that the scores of the intervention group were significantly reduced in comparison with the control group in craving and depression after 4 months of intervention and 2 months follow-up (P<0.01).
    Conclusion
    The combination of the methadone therapy and dialectical behavior therapy can be useful in reducing craving and psychological problems of opiate dependent people. Considering the emphasis on a dialectical behavioral therapy on emotional regulation as the main mechanism for change, this treatment can be a useful therapy for other psychological disorders that are involved with emotional problems.
    Keywords: Methadone maintenance therapy, Dialectical behavior therapy, Craving, Depression
  • Mohammad Afshar*, Ensieh Sbagin Pages 610-616
    Background
    Epitasis is a disorder that affects about 60% of the population, and the lack of treatment of this disorder causes a lot of problems for the patient. Therefore, this study aimed at examining the effect of the educational package on reducing the recurrence and severity of bleeding in patients with epistaxis.
    Materials and Methods
    This clinical trial study was performed on 60 patients with epistaxis referred to Matini Hospital, Kashan, Iran. Patients were randomly assigned into two equal groups of intervention and control (n=30, each group). In addition to routine care services, patients in the intervention group received an educational package including face to face education and educational pamphlets. Patients in the control group only received routine care services. After one month of training, at the end of the 4th, 8th and 12th weeks, the intensity and recurrence of epistaxis were evaluated.
    Results
    Sixty percent of the patients in the intervention group and 66.7% of the control group were female and the rest were male. The mean age of the subjects in the intervention group was 50.8±19.39 and in the control group was 47.51±19.19 years. The frequency rates of recurrence of nasal bleeding during the first four weeks in the intervention and control groups were 20% and 46.7%, respectively (P=0.03), whereas in the 8th week, 6.7 and 16.7 percent (P=0.43) and in the 12th week were 0 and 6.7 in intervention and control groups (P=0.49). Also, the severity of bleeding was lower in the first week (P=0.07) than in the eighth week (P=0.37) and twelfth (P=0.35).
    Conclusion
    A short-time education through face-to-face and pamphlet can reduce recurrence of epistaxis while having a modest effect on severity of bleeding.
    Keywords: Severity of bleeding, Recurrence of bleeding, Educational package, Epistaxis
  • Fatemeh Mirzaii, Fini , Mohammad Ali Dowlati*, Mahmood Dehghani Ashkezari , Ebrahim Kouchaki Pages 617-623
    Background
    Alzheimer's disease is the most common cause of dementia in the elderly and the genetic and environmental factors interfere with its creation. The BDNF gene is responsible for producing a brain-derived neuronal factor. In this disease, the valine66methionine polymorphism and nucleotide changes of 196 (G>A) BDNF are genetic risk factors .This polymorphism has not been investigated in patients with Alzheimer's disease in Iran. This study aimed to provide appropriate information on the prognosis of the disease and the ability to get it.
    Materials and Methods
    In this case-control study, 73 patients with Alzheimer's disease and 100 healthy controls were evaluated. Blood samples were taken from the subjects and DNA was extracted. After quantitative and qualitative DNA analysis, PCR-RFLP was performed and the results of both groups were analyzed and compared.
    Results
    Fourteen patients and seven controls had polymorphisms of BDNF gene. Fifty-nine patients had normal allele, 8 patients with heterozygote allele and 6 patients had methionine/methionine allele. In the controls, 93 patients had normal allele, 5 with heterozygote allele and 2 had methionine/methionine allele.
    Conclusion
    The findings of this study indicate that the increase in valine/methionine polymorphism in the BDNF gene in Alzheimer's patients compared to the control group can express the role of this polymorphism in this disease. Also, patients with this polymorphism had a worse clinical status than patients without this polymorphism. Therefore, evaluation of this polymorphism can provide appropriate information about the patient's condition.
    Keywords: Alzheimer's disease, BDNF gene, Polymorphism, Valine-methionine
  • Shiva Sattari , Changiz Ahmadizadeh * Pages 624-631
    Background
    Colon cancer is one of the most common cancers in the world. Probiotics are viable and useful microorganisms that have an effective role in controlling cancer by influencing the digestive enzymes of animals and humans, inhibition of cancerous agents in the body and in vitro conditions, suppression of lotions, and cancer-inducing compounds and tumors in experimental animals. The present study was conducted to investigate the PTEN/ AKT1 cellular signaling pathway in adjacent cultures of Streptococcus thermophilus with HT29 colon cancer cells.
    Materials and Methods
    Bacterial culture, supernatant and bacterial extract were prepared and the cells were treated with these materials. Cell necrosis was evaluated by the MTT method. Also, the expression of PTEN and AKT1 genes in HT29 cell line was investigated using the real-time PCR.
    Results
    The results showed that the thermophiles bacterium reduced the expression of AKT1 genes, and increased the expression of PTEN and led the cancerous cells toward apoptosis. The MTT test showed that the concentration of OD=0.05 had the highest mortality in 4 hours.
    Conclusion
    Thermophiles bacteria can be used to create a novel therapeutic effect with high impact, low side effects, harmless biological effect and lower costs. Also, it can be used as an extra treatment appropriate to the body's natural flora for the treatment and prevention of colon cancer.
    Keywords: Probiotic, Colon cancer, HT29 cell
  • Behrooz Afshari*, Zahra Zanjani Pages 632-639
    Background
    Bipolar disorder is a debilitating psychiatric disorder characterized by recurrent depression, manic, and hypomanic episodes. Examination and comparison of executive and cognitive functions in bipolar patients and their family members has not been addressed in Iran so far. The aim of the present study was to examine executive and cognitive functions in bipolar patients and their family members.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional study, 50 patients with bipolar disorder, 50 of their family members, and 50 healthy controls were included. The Young Mania Rating Scale, Beck Depression Inventory, Tower of London task, Wisconsin Card Sorting Task, Trail Making Test, Ruler Drop method, Four- Choice task, and general intelligence test were used to examine executive and cognitive functions of the participants.
    Results
    Executive and cognitive functions in patients with a bipolar disorder were significantly lower than those in the other groups (P<0.01), but there was no significant difference in executive and cognitive functions between family members of the patients and healthy controls.
    Conclusion
    According to the results of the present study, executive and cognitive functions have been destroyed in patients with bipolar disorder, but their family members have normal executive and cognitive functions.
    Keywords: Executive function, Cognitive function, Bipolar disorder