فهرست مطالب

علوم زیستی ورزشی - پیاپی 38 (پاییز 1397)
  • پیاپی 38 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • آیدین ولیزاده *، علی اکبرنژاد، مرتضی یاری، علی رجبی، ادریس باوردی مقدم صفحات 263-282
    هدف از این تحقیق بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی بر میزان رزیستین، هموگلوبین گلیکوزیله، شاخص مقاومت به انسولین و برخی ریسک فاکتورهای قلبی- عروقی در زنان چاق دیابتی نوع دو بود. به این منظور 22 زن غیرفعال چاق مبتلا به دیابت نوع دو در کرمانشاه، با میانگین سن 33/2±95/44 سال، وزن 82/5±88/78 کیلوگرم، قد 45/5±11/161 سانتی متر به طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل (هر گروه 11 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته، هر جلسه 60 دقیقه) تمرینات هوازی را با شدت 60 تا 80 درصد ضربان قلب بیشینه انجام دادند. دو روز قبل و بعد از مداخله نمونه گیری انجام گرفت. از آزمون تی مستقل برای مقایسه تفاوت بین گروهی و از تی همبسته برای مقایسه نتایج درون گروهی استفاده شد. پس از مداخله متغیرهای وزن، درصد چربی بدن، انسولین، HbA1c، hs-CRP، LDL-C (05/0P=) گلوکز خون ناشتا (032/0P=) ، مقاومت به انسولین، رزیستین (04/0P=) ، کلسترول (028/0P=) و TG (014/0P=) در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل به صورت معنا داری کاهش یافت. میزان HDL-C و BMI بین دو گروه اختلاف معنا داری نداشت. متغیرهای وزن (02/0P=) ، درصد چربی (01/0P=) ، گلوکز (004/0P=) ، انسولین (031/0P=) ، رزیستین (024/0P=) ، TG (039/0P=) ، BMI، HbA1c، hs-CRP، LDL-C، (05/0P=) ، مقاومت به انسولین و کلسترول (045/0P=) ، در پس آزمون نسبت به وضعیت پایه در گروه تجربی کاهش معنا داری یافتند. با بهبود مقاومت به انسولین و کاهش شاخص های التهابی و هموگلوبین گلیکوزیله خطر بالقوه ابتلا به بیماری ها و عوارض قلبی و دیابت کاهش یافت و فعالیت ورزشی منظم هوازی می تواند در کنترل عوارض این بیماری موثر باشد.
    کلیدواژگان: HbA1c، hs-CRP، تمرین هوازی، دیابت نوع دو، رزیستین، زنان چاق بیمار، مقاومت به انسولین
  • سیدهادی حسینی *، شادمهر میردار ، مهدی هدایتی صفحات 283-295
    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هیپوباریک هایپوکسی متعاقب شش هفته تمرین اینتروال فزاینده بر سطوح سرفکتانت پروتئین A ریوی رت های نر ویستار بود. بدین منظور 20 سر رت سه هفته ای با میانگین وزن 9±68 گرم پس از دو هفته آشنایی با محیط به طور تصادفی به چهار گروه کنترل 6 هفته )5 (n=، کنترل 9 هفته) 5 (n=، تمرین6 هفته) 5 (n=و گروه تمرین + هیپوباریک هیپوکسی (5 (n=تقسیم شدند. گروه تمرین اینتروال به مدت شش هفته، 5 جلسه در هفته، هر جلسه 30 دقیقه با سرعت 15 تا 70 متر بر دقیقه به تمرین پرداختند. همچنین رت ها ی گروه هیپوباریک هیپوکسی از هفته هفتم تا نهم پس از پایان دوره تمرین، در اتاقک هیپوکسی ویژه جوندگان زندگی کردند. اندازه گیری سطوح SP-A ریه با استفاده از کیت به روش الایزا انجام گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آنالیز واریانس یکطرفه در سطح 05/0 P≤انجام گرفت. یافته ها نشان داد سطوح SP-A گروه تمرین شش هفته در مقایسه با گروه کنترل به طور معنا دار افزایش یافت درحالی که سطوح SP-A گروه هیپوکسی در مقایسه با گروه تمرین و کنترل به طور معنا داری کاهش یافت. با توجه به کاهش معنا دار سطوح SP-A در گروه هیپوباریک هیپوکسی، به نظر می رسد سازگاری حاصل از هیپوکسی متناوب به خوبی توانسته است اثرات پاتوفیزیولوژیکی تمرین تناوبی فزاینده را مهار کند و شاخص های التهابی و آسیب سلول های ریوی را بهبود دهد و موجب تقویت سیستم ایمنی ریه شود که نیازمند بررسی های بیشتر در این زمینه است.
    کلیدواژگان: تمرین، دستگاه تنفسی، سیستم ایمنی، کمبود اکسیژن، SP-A
  • موسی خلفی، حمید محبی *، پوران کریمی، مهرسا فریدنیا، الما تبری صفحات 297-315
    هدف پژوهش حاضر، بررسی آثار تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) و تداومی با شدت متوسط (MICT) بر محتوای میتوکندری و PGC-1α چربی زیرپوستی در رت های نر چاق بود. 40 سر رت نر پس از القای چاقی با رژیم غذایی پرچرب (به مدت 10 هفته) ، 8 سر رت از گروه رژیم غذایی پرچرب (O) و 8 سر رت گروه رژیم غذایی استاندارد (C) کشته شده و سایر رت های چاق به طور تصادفی به سه گروه کنترل چاق (OC) ، تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) و تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) تقسیم شدند. برنامه HIIT شامل اجرای 10 وهله فعالیت 4 دقیقه ای با شدت معادل 90-85 درصد VO2max و با دوره های استراحتی فعال 2 دقیقه ای و برنامه MICT با شدت معادل 70-65 درصد VO2maxبا مسافت طی شده همسان با HIIT به مدت 12 هفته و 5 جلسه در هر هفته اجرا شدند. از روش وسترن بلات برای اندازه گیری PGC-1α و از روش RT-PCR برای اندازه گیری بیان ژن mtDNA استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های ANOVA، ANCOVA و بونفرونی انجام گرفت و سطح معنا داری 05/0P≤ در نظر گرفته شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که HIIT و MICT به افزایش شایان توجه محتوی پروتئینی PGC-1α و بیان mtDNA منجر شدند (05/0P<) بااین حال، HIIT اثرات بیشتری داشت (05/0P<). به طور کلی، به نظر می رسد که HIIT و MICT به افزایش بیوژنز میتوکندری در چربی زیرپوستی منجر می شوند، درحالی که اثرات HIIT به طور چشمگیری بیشتر است
    کلیدواژگان: بیوژنز میتوکندری، تمرین تناوبی با شدت بالا، تمرین تداومی با شدت متوسط، چاقی، مقاومت به انسولین
  • سیده سمیه سمایی، مقصود پیری *، مریم دلفان صفحات 317-332
    هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید و استقامتی تداومی بر بیان ژن های آدیپونکتین و TNF-α در رت های مبتلا به دیابت نوع دو بود. 24 سر رت نژاد ویستار (وزن 10±160 گرم) پس از هفت ماه رژیم غذایی پرچرب و حاوی فروکتوز به سه گروه کنترل، تمرین تناوبی شدید و استقامتی تداومی تقسیم شدند و گروه های تمرین به مدت هشت هفته/ پنج روز هفته پروتکل تمرینی را اجرا کردند. بیان ژن آدیپونکتین و TNF-α از بافت چربی احشایی همچنین گلوکز و انسولین از پلاسما اندازه گیری و شاخص مقاومت به انسولین محاسبه شد. تحلیل داده ها با از آزمون ANOVA و همبستگی پیرسون انجام گرفت. هر دو مدل تمرینی سبب افزایش معنادار بیان آدیپونکتین شد (016/0=P) ، اما بین دو گروه تمرینی اختلاف معناداری نبود (932/0P=) ، بیان ژن TNF-α در گروه های تمرینی کاهش یافت که در گروه تناوبی بارزتر بود (001/0=P). بین کاهش مقاومت به انسولین و کاهش بیان ژن TNF-α (09/0r=، 001/0P<) و افزایش بیان ژن آدیپونکتین (7/0-r=، 002/0P=) ارتباط معناداری بود. احتمالا تمرین تناوبی شدید بر تعادل بین عوامل ضدالتهابی و التهابی و بهبود مقاومت انسولینی در رت های مبتلا به دیابت نوع دو نقشی موثر دارد.
    کلیدواژگان: آدیپونکتین، تمرین استقامتی، تمرینات تناوبی شدید، دیابت نوع دو، TNF-?
  • علی گرزی *، سمانه اکرادی، احمد رحمانی صفحات 333-345
    در زمان انجام فعالیت های ورزشی شدید، در پی کم خونی ناشی از فعالیت بدنی بافت هایی مانند کبد، کلیه و روده، محیط هایپوکسی را تجربه می کنند که در نهایت به افزایش بیشتر رادیکال های آزاد منجر می شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین استقامتی بر سطوح گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) و مالون دی آلدئید (MDA) بافت های عضله دوقلو، قلب و کبد موش های صحرایی نر ویستار بود. 12 سر موش صحرایی نر ویستار (میانگین وزنی 97/25±47/234 گرم و سن هشت هفته) پس از یک هفته آشناسازی به طور تصادفی به دو گروه کنترل (6=n) و تمرین استقامتی شدید (6=n) تقسیم شدند. تمرین استقامتی هشت هفته و شامل پنج جلسه در هفته بر روی نوار گردان مخصوص جوندگان انجام گرفت. سرعت و مدت دویدن در هفته اول پژوهش به ترتیب 10 متر در دقیقه و 30 دقیقه بود و در هفته آخر به سرعت 35 متر در دقیقه (معادل 80 تا 85 درصد Vo2 max) و زمان 70 دقیقه رسید. نتایج آزمون T مستقل نشان داد که تمرینات استقامتی شدید موجب کاهش معنا دار سطوح گلوتاتیون پراکسیداز بافت قلب (001/0=P) و کبد (001/0=P) نسبت به گروه کنترل می شود. علاوه بر این، سطوح مالون دی آلدهید بافت قلب (03/0P=) و کبد (045/0P=) در گروه تمرینی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنا داری افزایش یافت. یافته های پژوهش حاضر حاکی از پاسخ اکسایشی متفاوت بافت های مختلف نسبت به فعالیت ورزشی مشابه است، به طوری که تمرینات استقامتی شدید بافت قلب و کبد را بیشتر از عضله دوقلو تحت فشار اکسایشی قرار می دهد.
    کلیدواژگان: پراکسیداسیون لیپیدی، تمرین شدید، دفاع آنتی اکسیدانتی، کم اکسیژنی
  • سمیرا وطن خواه خوزانی، روح الله حق شناس *، محمد فرامرزی صفحات 347-358
    مهم ترین تغییراتی که متناسب با افزایش سن و پیری در بدن به وجود می آید، تحلیل و تخریب توده عضلانی و کاهش چشمگیر حجم و اندازه عضله اسکلتی است که ناشی از افزایش بیان ژن و ترشح پروتئین میوستاتین است. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی الاستیک باند بر میوستاتین سرمی و ترکیب بدن زنان سالمند است. در این پژوهش نیمه تجربی، 26 زن سالمند با میانگین سنی 69/0 ± 81/65 سال به صورت داوطلبانه به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی به دو گروه تجربی (13=n) و گروه کنترل (13=n) تقسیم شدند. گروه تجربی پروتکل تمرین مقاومتی الاستیک را به مدت هشت هفته، هر هفته سه جلسه 60 دقیقه ای اجرا کردند. نمونه خون آزمودنی ها پیش از اولین جلسه تمرین و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین جمع آوری شد. برای اندازه گیری متغیرهای بیوشیمیایی از روش الایزا و برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 05/0>P استفاده شد. نتایج نشان داد که تمرین مقاومتی الاستیک، سبب کاهش معنا دار درصد چربی (014/0=P) و میزان میوستاتین (002/0=P) گروه مداخله نسبت به گروه کنترل شد، اما کاهش BMI و TG و افزایش HDL معنادار نبود. براساس یافته های پژوهش، تمرین مقاومتی الاستیک باند ضمن کاهش میوستاتین و تغییر در نیمرخ لیپیدی و با توجه به سادگی و قابلیت اجرا، می تواند شیوه تمرینی مناسبی برای سالمندان باشد.
    کلیدواژگان: تمرین الاستیک، سالمندی، میوستاتین، نیمرخ لیپیدی
  • اکرم شریفی مقدم *، رویا عسکری ، محمدرضا حامدی نیا، امیرحسین حقیقی صفحات 359-375
    سالمندان، علیرغم نیاز به تمرینات مقاومتی، معمولا از انجام این تمرینات بخصوص در شدت بالا امتناع می کنند، یکی از روش های جایگزین، تمرین مقاومتی همراه با محدودیت جریان خون می باشد. لذا هدف از مطالعه، بررسی تاثیر تمرین مقاومتی با و بدون محدودیت جریان خون بر قدرت، استقامت عضلانی، غلظت سرمیCAF و P3NP در زنان سالمند بود. بدین منظور 40 زن سالمند با میانگین سنی 3±62 سال برای مطالعه انتخاب شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی به چهار گروه مساوی 10 نفره، تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون (4 ست 30،15،15،15 تکراری با شدت 30-20 درصد 1RM) ، تمرین مقاومتی بدون محدودیت جریان خون (4 ست 30،15،15،15 تکراری با شدت 30-20 درصد 1RM) ، تمرین سنتی (4 ست 12-8 تکراری با شدت 80 درصد 1RM) و گروه کنترل تقسیم شدند. آزمون ها و نمونه گیری خونی قبل و پس از دوره تمرینی 12 هفته ای گرفته شد. از روش تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه-گیری مکرر برای بررسی اثرات تمرین استفاده گردید. قدرت و استقامت عضلانی پایین تنه و بالاتنه به طور معنی داری در هر سه گروه تمرین، در مقایسه با گروه کنترل افزایش داشت (در همه موارد 05/0p<) و بین سه گروه تمرینی اختلاف معنی داری مشاهده نشد (05/0p>). همچنین هیچ کدام از برنامه های تمرینی تاثیر معنی داری بر سطوح سرمی CAF (94/0=p) و P3NP (49/0p=) نداشتند. در نتیجه بین سه روش تمرینی در بهبود اثرات ناشی از تمرین مقاومتی اختلاف معنی داری مشاهده نشد، لذا احتمالا بتوان گفت تمرین مقاومتی با شدت پایین، با و بدون محدودیت جریان خون مساوی با تمرین سنتی باعث تغییرات مطلوب در فاکتورهای جسمانی سالمندان زن می شود.
    کلیدواژگان: پایانهN پپتاید پروکلاژن نوع III، سالمندی، قطعه پایانه C آگرین، محدودیت جریان خون
  • مینا احمدی کاکاوندی، داریوش شیخ الاسلامی وطنی *، سعید قایینی صفحات 377-392
    ورزش تاثیرات مفیدی بر سلامت مغز دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی با شدت های مختلف بر سطوح سرمی BDNF، Claudin11 و فاکتورهای عملکردی در بیماران MS بود. 30 زن مبتلا به MS (میانگین سنی 8/1±1/36 سال) به روش هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی به سه گروه تجربی 1 (انجام تمرینات مقاومتی به مدت 12 هفته، هر هفته سه جلسه، با شدت %60 1RM) ، گروه تجربی 2 (انجام تمرین با شدت %85 1RM) و گروه کنترل (بدون برنامه تمرینی منظم) تقسیم شدند. خون گیری در دو نوبت (48 ساعت قبل از اولین و بعد از آخرین جلسه تمرینی) انجام گرفت. نتایج اندازه گیری ها به روش الایزا و به کمک تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که پس از دوازده هفته، سطوح سرمی BDNF در هر دو گروه تجربی نسبت به پیش آزمون افزایش معناداری یافت (001/0P=). این افزایش در گروه تجربی 1 نسبت به گروه کنترل نیز معنادار بود (002/0P=). همچنین سطوح سرمی Claudin11، استقامت عضلانی و تعادل در گروه های تجربی در پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش و خستگی کاهش معناداری یافت (001/0P=). این تغییرات در گروه های تجربی نسبت به گروه کنترل نیز معنادار بود. علاوه بر بهبود تعادل، خستگی و استقامت عضلانی، یافته های حاضر نشان داد تمرینات مقاومتی موجب افزایش سطوح Claudin11 می شود که فاکتور مهمی در تشکیل غلاف میلین رشته های عصبی است. همچنین افزایش سطوح BDNF که نقش اساسی در توسعه، نگهداری و ترمیم سیستم عصبی دارد، مشاهده شد. علاوه بر این تمرینات مقاومتی با شدت متوسط در بیشتر موارد تاثیراتی مشابه با تمرینات با شدت بالا داشت.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز، مولتیپل اسکلروزیس
|
  • Aidin Valizadeh*, ali akbarnejad, morteza yare, Ali Rajabi, Edris Bavardi, Moghadam Pages 263-282
    The aim of this study was to determine the effect of 8 weeks of aerobic exercise on resistin, glycated hemoglobin, indicator of insulin resistance and some cardiovascular risk factors in obese women with type 2 diabetes. 22 obese sedentary women with type 2 diabetes in Kermanshah (mean age 44.95±2.33 yrs, weight 78.88±0.82 kg, height 161.11±5.45 cm) were randomly divided into 2 groups (each group 11 subjects): experimental and control. The experimental group performed aerobic exercises for 8 weeks (3 sessions per week, each session 60 minutes) with 60-80% of maximum heart rate. Blood samples were collected 2 days before and after the intervention. Independent t test was used to compare the intergroup differences and dependent t test was used to compare the intragroup results. After the intervention, weight, body fat percent, insulin, HbA1c, hc-CRP, LDL-C (P=0.05), fasting blood glucose (P=0.032), insulin resistance, resistin (P=0.04), cholesterol (P=0.028) and TG (P=0.014) significantly decreased in the experimental group compared to the control group. HDL-C and BMI levels had no significant differences between the groups. Weight (P=0.02), fat percent (P=0.01), glucose (P=0.004), insulin (P=0.031), resistin (P=0.024), TG (P=0.039), BMI, HbA1c, hc-CRP, LDL-C (P=0.05), insulin resistance and cholesterol (P=0.045) significantly decreased in the experimental group in the posttest compared with the baseline. The improved insulin resistance and decreased inflammatory markers and glycated hemoglobin reduce the potential risk of cardiac diseases and complications and diabetes and regular aerobic exercise can influence controlling the complications of this disease.
    Keywords: Aerobic exercise_HbA1c_hs-CRP_insulin resistance_obese female patients_resistin_type 2 diabetes
  • seyedhadi hoseini*, shadmehr mirdar, mehdi hedayati Pages 283-295
    The aim of this study was to investigate the effect of hypobaric hypoxia following six weeks of high intensity interval training on the levels of SP-A in lungs of male Wistar rats. 20 rats (3 weeks old, mean weight 68 ± 9 g) were randomly divided to 4 groups: control 6 weeks (n=5), control 9 weeks (n=5), training 6 weeks (n=5) and training + hypobaric hypoxia (n=5) after 2 weeks of familiarity with the environment. Interval training group performed the program for six weeks, 5 sessions a week, each session 30 minutes at a speed of 15-70 m/min. The rats in hypobaric hypoxia group lived in rodent hypoxia chamber from week 7 to week 9 after the end of the training period. ELISA kit was used to measure the levels of lung SP-A. The data were analyzed using one-way ANOVA at P≤0.05. The results showed that SP-A levels increased significantly in the 6 week training group compared with the control group while the SP-A levels in the hypoxia group significantly decreased compared with the control and training groups. Regarding the significant reduction of SP-A levels in the hypobaric hypoxia group, it seems that the interval hypoxia induced adaptation has been properly able to inhibit the pathophysiologic effects of high intensity interval training, to improve inflammatory markers and lung cell injury and strengthen lung immune system, which requires further research in this field.
    Keywords: hypoxia, immune system, respiratory system, SP-A, training
  • mousa khalafi, Hamid Mohebbi *, Pouran Karimi, Mehrsa Faridnia, Elma Tabari Pages 297-315
    The aim of this study was to investigate the effects of high intensity interval training (HIIT) and moderate intensity continuous training (MICT) on mitochondrial content and PGC-1α of subcutaneous adipose tissue in obese male rats. 40 male rats after inducing obesity with high fat diet (for 10 weeks), 8 rats from the high-fat diet group (O) and 8 rats of the standard diet group (C) were sacrificed and other obese rats were randomly divided into 3 groups: obesity control (OC), moderate intensity continuous training (MICT) and high intensity interval training (HIIT). The HIIT protocol included 10 bouts of 4-min. activity with the intensity equivalent to 85-90% vo2max and 2-min. active rest intervals. MICT protocol was carried out with the intensity of 65-70% VO2max with a covered distance similar to HIIT protocol for 12 weeks and 5 sessions per week. Western Blot method was used to measure PGC-1α and RT-PCR method was applied to measure mtDNA gene expression. Data were analyzed using ANOVA, ANCOVA and Bonferroni tests. The level of significance was considered as P≤0.05. The results of data analysis showed that HIIT and MICT drastically increased protein contents of PGC-1α and mtDNA expression (P<0.05). However, HIIT had more effects (P<0.05). Generally, it seems that HIIT and MICT increase mitochondrial biogenesis in subcutaneous adipose tissue while the effects of HIIT are drastically higher.
    Keywords: high intensity interval training, insulin resistance, mitochondrial biogenesis, moderate intensity continuous training, obesity
  • Seyyedeh Somayeh Samaie, Maghsoud peeri *, Maryam Delfan Pages 317-332
    The aim of this study was to compare the effect of high intensity interval training (HIIT) and continuous endurance training (E) on gene expression of adiponectin and TNF-α in type 2 diabetic rats. 24 Wistar rats (weight 160 ± 10 g) were divided into three groups: control, high intensity interval training and continuous endurance training after 7 months of high-fat diet containing fructose. The training groups performed the training protocol for 8 weeks / 5 days a week. The gene expression of adiponectin and TNF-α were measured from visceral fat tissue and glucose and insulin were measured from plasma and insulin resistance index was calculated. Data were analyzed by ANOVA and Pearson correlation. Both types of training significantly increased the expression of adiponectin (P=0.016), but there was no significant difference between the two training groups (P=0.932). The gene expression of TNF-α decreased in training groups and this decrease was more prominent in the HIIT group (P=0.001). There was a significant relationship between reduction of insulin resistance and reduction of TNF-α gene expression (P<0.001, r=0.09) and increase of adiponectin gene expression (P=0.002, r= -0.7). HIIT may have an effective role in the balance between anti-inflammatory and inflammatory factors and regulation of insulin resistance in rats with type 2 diabetes.
    Keywords: Adiponectin_endurance training_high intensity interval training_TNF-?_type 2 diabetes
  • Ali Gorzi*, Samaneh Ekradi, Ahmad Rahmani Pages 333-345
    During high intensity sport activities, tissues like liver, kidney and intestine experience hypoxia situation due to the ischemia following physical activity that finally increases free radicals. The aim of this study was to investigate the effect of 8 weeks of endurance training on glutathione peroxidase (GPX) and Malondialdehyde (MDA) of gastrocnemius muscle, heart and liver tissues in male Wistar rats. 12 male Wistar rats (mean weight= 234.47±25.97 g, age=8 weeks) were randomly divided into two groups: control (n=6) and high intensity endurance training (n=6) after one week of familiarization. Endurance training included 8 weeks, 5 sessions a week on a rodent treadmill. The speed and duration of running were 10 m/min. and 30 min. at the first week respectively and reached 35 m/min. (equal to 80-%85 of Vo2 max) and 70 min. at the last week. The results of independent t test showed that high intensity endurance training significantly decreased GPX in heart (P=0.001) and liver (P=0.001) tissues compared with the control group. Also, MDA levels of heart (P=0.03) and liver (P=0.045) tissues in training group increased significantly compared with the control group. These findings showed that different tissues have different oxidative responses to similar training, that is to say high intensity endurance training imposes oxidative stress on heart and liver tissues more than gastrocnemius muscle.
    Keywords: antioxidant defense, high intensity training, hypoxia, lipid peroxidation
  • Samira Vatankhah, khozani, Rouhollah Haghshenas *, Mohammad Faramarzi Pages 347-358
    The most important changes associated with aging in the body are the deterioration and destruction of muscle mass and a dramatic decrease in the size and mass of the skeletal muscle that result from increased gene expression and secretion of the myostatin protein. The aim of this study was to investigate the effect of 8 weeks of elastic band resistance training on serum myostatin and body composition in elderly women. In this quasi-experimental study, 26 elderly women with a mean age of 65.81±0.69 were voluntarily selected as the subjects. Subjects were randomly divided into two groups: experimental (n=13) and control (n=13). The experimental group performed the elastic band resistance training protocol for 8 weeks, 3 sessions per weeks and 60 minutes each session. Blood samples were collected before the first training session and 48 hours after the last session. ELISA method was used to measure biochemical variables and ANCOVA was used to analyze the data at a significance level of PP=0.014) and myostatin (P=0.002) in the intervention group compared with the control group, but BMI and TG decrease and HDL increase were not significant. According to these findings, elastic band resistance training reduced myostatin, changed lipid profile and could be a good training method for the elderly with simplicity and functionality.
    Keywords: Aging, elastic training, lipid profile, myostatin
  • akram sharifi moghadam *, roya askari, Mohammad Reza Hamedinia, Amir Hossein Haghighi Pages 359-375
    The elderly, despite their need to resistance training, usually abstain from these types of training especially at high intensities. One of the alternative methods is resistance training with blood flow restriction. Therefore, the present study aimed at investigating the effect of resistance training with and without blood flow restriction on muscle strength, muscle endurance and serum concentrations of CAF and P3NP in elderly women. 40 elderly women (mean age of 62±3 years) were selected for this study. Then, they were randomly divided into four equal groups (n=10 for each group): resistance training with blood flow restriction (4 sets of 30,15,15,15 repetitions, 20–30% 1RM), resistance training without blood flow restriction (4 sets of 30,15,15,15 repetitions, 20–30% 1RM), traditional training (4 sets of 8-12 repetitions, 80% 1RM), and control. Blood samples and tests were taken before and after 12 weeks of training. ANOVA with repeated measures was used to assess the effects of training. Lower and upper extremity muscle strength and endurance significantly increased in three training groups compared with the control group (P<0.05). There was no significant difference among three training groups (P>0.05). Also, none of the training protocols had a significant effect on plasma levels of CAF (P=0.94) and P3NP (P=0.94). Therefore, no significant difference was observed among the three training groups in improving the effects of resistance training so it can be asserted that low intensity resistance training with and without blood flow restriction, similar to traditional training, resulted in desirable changes in physical factors of the elderly women.
    Keywords: Aging, blood flow restriction, C-terminal agrin fragment, procollagen type III-N-terminal peptide
  • mina ahmadi kakavandi, Dariush Sheikholeslami Vatani *, saeed ghaeeni Pages 377-392
    Training has beneficial effects on the health of brain. The aim of this study was to evaluate the effect of resistance training with different intensities on serum levels of BDNF, Claudin11, and functional factors in MS patients. 30 women with MS (mean age 36.1 ± 1.8 years) were selected purposively, and were randomly divided into 3 groups: experimental 1 (resistance training with an intensity of 60% 1RM for 12 weeks, 3 sessions per week), experimental 2 (training with an intensity of 85% 1RM) and control (without regular training). Blood samples were collected in two steps (48 hours before the first training session and after the last training session). Results of the ELISA method and ANOVA with repeated measures showed that after 12 weeks, serum levels of BDNF in both experimental groups increased significantly compared with the pretest (P=0.001). This increase was also significant in experimental 1 group compared with the control group (P=0.002). Also, serum levels of Claudin11, muscle endurance and balance increased significantly in experimental groups in posttest compared with the pretest while fatigue decreased significantly (P=0.001). These changes were significant in experimental groups compared with the control group. These findings showed that resistance training improves balance, fatigue and muscle endurance and increases levels of Claudin11 which is an important factor in the development of myelin sheath of nerve fibers. Also, an increase in BDNF levels which play a vital role in developing, maintaining and restoring nervous system was observed. In addition, in most cases, moderate intensity resistance training had an effect similar to high intensity training.
    Keywords: brain-derived neurotrophic factor, Multiple Sclerosis, resistance training