فهرست مطالب

معماری اقلیم گرم و خشک - سال پنجم شماره 6 (پاییز و زمستان 1396)
  • سال پنجم شماره 6 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/21
  • تعداد عناوین: 6
|
  • هانی زارعی، علی شهابی نژاد* ، نورمحمد منجزی صفحات 1-27
    میدان قیصریه به عنوان یکی از عناصر مهم استخوان بندی اصلی دوره صفویه شهر لار و تنها میدان باقی مانده این دوره در استان فارس، به دلیل وقوع تحولات مهم تاریخی در آن اهمیت بسزایی دارد و متاسفانه تاکنون موردمطالعه و بررسی دقیق قرار نگرفته است. به همین منظور در این مقاله ضمن بازنمایی وضعیت پیشین و اولیه فضای باز میدان در دوره صفویه، سیر تحولات تاریخی آن در دوره های مختلف به ویژه در وضع کنونی موردبررسی قرارگرفته است. روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی- تاریخی بوده و با بهره گیری از سفرنامه ها، متون تاریخی و اسناد تصویری مرتبط با میدان قیصریه همچنین انجام مطالعات میدانی و برداشت های دقیق به بازنمایی وضعیت اولیه کالبدی میدان در دوره صفویه و مستندسازی تحولات تاریخی آن در دوره های بعد به ویژه در وضع کنونی پرداخته شده است. نتایج پژوهش می دهد که میدان قیصریه لار به عنوان یک فضای شهری تحولات متعددی را در سه بعد کالبدی، دسترسی و فعالیتی پس از دوره صفویه تجربه کرده است. این تغییرات عمدتا شامل پیش روی محدوده طولی مغازه ها در دوره قاجار، و سپس در دوره پهلوی بوده که منجر به حذف رواق پیرامونی فضای باز میدان می گردد و این رواق در دوره جمهوری اسلامی در سه بدنه شمالی، شرقی و غربی میدان با نمایی متفاوت نسبت به چهره اصیل خود بازسازی می گردد. ایجاد دسترسی سواره به میدان در دوره پهلوی آغازگر تغییرات بنیادی در شکل و عملکرد فضای باز میانی میدان قیصریه می گردد و ماهیت میدان قیصریه به عنوان یک فضای شهری دچار تغییرات و معضلات جدی در این زمینه می شود و عملکرد میدان از یک فضای شهری به یک گره ترافیکی تنزل پیدا می کند. بررسی و شناخت تحولات میدان نشان دهنده تغییرات ماهوی و ظاهری در میدان بوده که منجر به تضعیف جایگاه آن به عنوان یک فضای شهری تاریخی شده است و این موضوع در طرح های بازآفرینی بافت تاریخی لار می بایست موردتوجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: میدان قیصریه، فارس، شهرلار، فضای شهری
  • منصوره درمحمدی *، رضا رحیم نیا صفحات 29-49
    خاک یکی از قدیمی ترین و گسترده ترین مصالح ساختمانی مورد استفاده توسط بشر به ویژه در نواحی گرم وخشک بوده است؛ لذا شناخت روش های تاریخی تثبیت و استحکام بخشی مصالح خاکی که در اقلیم گرم وخشک مورد استفاده بوده، می تواند زمینه به کارگیری مجدد آن ها در بناهای معاصر را نیز فراهم نماید. در فرآیند فرآوری خاک برای تولید مصالح خاکی در اقلیم گرم وخشک، مرحله مهمی برای ورز دادن و با شدت افکندن گل وجود دارد که موجب تراکم نسبی، کاهش تخلخل و نتیجتا بهبود رفتار مصالح خاکی می شود. این روش در دانش مهندسی ساختمان، تثبیت مکانیکی نامیده می شود و علی رغم آنکه قابلیت آن در بهبود خواص مکانیکی مصالح خاکی کاملا شناخته شده و مورد مطالعه قرار گرفته، مطالعه در مورد قابلیت های ورز دادن و افکندن گل کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف تبیین جایگاه تثبیت مکانیکی در ساختار مصالح بومی اقلیم گرم وخشک شکل گرفته است و مروری بر انواع روش های تثبیت مکانیکی و عوامل تاثیرگذار بر آن و همچنین مصالح خاکی تولید شده با این شیوه خواهد داشت. لذا این بررسی در قالب یک پژوهش کاربردی و با تکیه بر روش های ترکیبی (توصیفی و میدانی) انجام شده است. برای این منظور پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و همچنین بررسی های میدانی، چرایی و چگونگی اعمال تثبیت مکانیکی بر مصالح خاکی مدنظر قرار گرفت. نتایج حاصل از مطالعه در حوزه تثبیت مکانیکی مصالح خاکی، بیانگر تاثیر مطلوب ورزدادن و افکندن گل با میزان رطوبت کافی در مقایسه با شیوه امروزی تثبیت مکانیکی یعنی تراکم خاک با رطوبت کم است؛ لذا می توان این گونه استنتاج نمود که معماران سنتی این اقلیم، به طور ضمنی با روش صحیح تثبیت مکانیکی و وجود رابطه مثبت بین این تکنیک و خصوصیات مکانیکی مصالح بومی در اقلیم گرم وخشک آگاه بوده اند. با توجه به تاثیر مطلوب تثبیت مکانیکی بر خواص مکانیکی مصالح خاکی، در صورت تلفیق صحیح این تکنیک با روش ساخت سنتی مصالح خاکی، در عصر حاضر نیز قابلیت بازکاربری این مصالح در معماری اقلیم گرم وخشک وجود دارد.
    کلیدواژگان: تثبیت مکانیکی، اقلیم گرم وخشک، معماری با خاک، مصالح بومی
  • سید عبدالهادی دانشپور *، مصطفی بهزاد فر، محمد رضایی ندوشن صفحات 51-80
    پژوهش های متعددی پیرامون ضرورت وجود و کیفیت سلسله ای از فضاهای متوالی در مورد ورودی اماکن تاریخی - مذهبی ایران به انجام رسیده، اما نسبت به تاثیر این سلسله مراتب در ادراک مخاطب پژوهش های کمی صورت گرفته است. سلسله مراتب ورود به شهرهای تاریخی-مذهبی که دارای اماکن مقدس هستند و مخاطب (زائر) به شوق زیارت و به منظور برطرف شدن حاجات خود وارد آنجا می شود، نیازمند بررسی بیشتری است. این مقاله در تلاش است تا شناخت سلسه مراتب تشرف به حرم حضرت معصومه (س) در دوره صفوی و قاجار در مقیاس معماری و شهری را مورد بررسی قرار دهد. همچنین به دنبال پاسخ این پرسش است که وجود سلسله ای از فضاهای ورودی چه تاثیری بر ادراک و رفتار زائرین حضرت معصومه (س) می گذارد؟ برای ایجاد تصویری مناسب از تشرف به شهر مقدس قم در دوره ی صفوی و قاجار می بایست با روش تحقیق توصیفی و تفسیری و با استفاده از منابع و اسناد کتابخانه ای به این مهم دست یافت. مهم ترین منابعی که می تواند تصویر گذشته ی شهر قم و حرم حضرت معصومه (س) را بازسازی کرد. منابع مکتوب تاریخ شهر قم، منابع تصویری (نقشه، گراور و عکس) و به خصوص سفرنامه هایی است که از قم عبور کرده اند. از آنجایی که این پژوهش درجستجوی تاثیرات روانی و ادارکی مبادی ورودی شهر قم در گذشته بوده، متن سفرنامه ها که بیان ادراک و احساس خاص سفنامه نویسان در نخستین دیدار است، مهم ترین منبع پژوهش هستند. حاصل بررسی متون سفرنامه ها و منابع تصویری در روند این پژوهش، تصویر مشخصی از سلسله مراتب تشرف به شهر قم را نشان می دهد. سلسله مراتب تشرف از فاصله حدود 25 کیلومتری شهر قم با رویت گنبد حرم حضرت معصومه (س) شروع و تا داخل فضای گنبدخانه ادامه داشته است. در این نوشتار سلسله مراتب تشرف به حرم حضرت معصومه (س) با ذکر جزئیات فضاهای متوالی و تاثیرات آن بر ادراک مخاطبان و زائران برای نخستین بار معرفی می شود.
    کلیدواژگان: قم، اماکن مقدس، حرم حضرت معصومه(س)، سلسله مراتب تشرف، ادراک
  • حسنا ملک زاده، علی اکبر کوششگران * صفحات 81-96
    کپر، گونه ای خاص از معماری چوبی سکونتگاه های دائمی یا موقتی است که به علت سبکی وزن و طرح قطعات سازه اش، قابلیت حمل ونقل دارد. منطقه ی بلوچستان ازجمله مناطقی در ایران است که معماری کپری در آن رواج داشته و اکنون با ساخت وسازهای جدید، در حال فراموشی است. مستندسازی معماری کپری این منطقه می تواند در حفاظت از آن و نیز در دستیابی به شیوه های جدید طراحی مفید واقع گردد. ازاین جهت در پژوهش حاضر، قصد بر این است که آثار ارزشمند عشایر بلوچستان باسابقه ای به قدمت تاریخ بلوچستان، مورد تفحص و جستجو قرار گیرد. نکته دیگری که امروزه بررسی های مسکن عشایر ایران را حائز اهمیت و شایان توجه می نماید این است که امروزه نیاز به مسکن متحرک و غیردائمی برای اسکان موقت و غیر دائم به دلایل گوناگون ازجمله بحران های طبیعی، اجتماعی و مشابه روبه توسعه است. به نظر می رسد بامطالعه مسکن عشایری می توان تجربیات تاریخی مربوط به مسکن متحرک را ثبت و ضبط کرد. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است. گردآوری اطلاعات، به صورت اسنادی و میدانی صورت گرفت. به این ترتیب که پاره ای از اطلاعات لازم نخست به صورت اسناد گردآوری و سپس طی سفر به نقاط مختلف، به رصد زندگی عشایری و مشاهده و ثبت نمونه های معماری کپری در پهنه های مختلف جغرافیایی و مقایسه ی آن ها بر اساس تفاوت های شکلی و کالبدی با توجه به فرهنگ سکونت و جغرافیای زندگی آن ها پرداخته شد. دستاورد پژوهش، شناسایی چهار الگوی شکلی ساخت کپر در چهار حوزه جغرافیایی سراوان، سرباز، نیکشهر و چابهار است. کپرهای سه حوزه سراوان، سرباز و نیکشهر از منظر سیستم ایستایی یکسان هستند و فرم هلالی دارند. تفاوت ها در پلان و حجم و نوع پوشش سازه است. کپرهای حوزه چابهار از منظر سازه و نوع ایستایی و به طبع آن فرم کلی با سه حوزه دیگر متفاوت است.
    کلیدواژگان: کپر، معماری کپری، بلوچستان، مکران
  • مهدی سلطانی محمدی * صفحات 97-115
    شهرها و سکونتگاه های فلات ایران در پیوند و وابستگی عمیق و متقابل با منابع تامین آب و نظام های حاکم بر آن ها شکل گرفته، پایدار شده و توسعه یافته اند. یکی از نمونه های بارز پیوند همه جانبه سکونتگاه و قنات در حاشیه کویر مرکزی ایران و در محمدیه شکل گرفته است. نظامی که بر پایه استحصال و هدایت آب های زیرزمینی توسط فن آوری قنات به وجود آمده و امروزه نیز با تغییراتی پابرجا مانده است. در محمدیه دو گونه قنات دیده می شود یکی قنات مزروعی که بلافاصله از مظهر وارد زمین های کشاورزی می شود (قنات حنفش) و دیگری قنات شهری- مزروعی که بعد از مظهر وارد بافت مسکونی شده و مسیر تقسیم و بخشایش آن شامل بعضی کاربری های خصوصی و عمومی می گردد. سپس قنات بعد از استفاده در بافت برای آبیاری وارد باغات و کشتخوان محمدیه می شود. هدف از پژوهش، تحلیل نقش و تاثیرات قنات بر مولفه های ساختار کالبدی بافت محمدیه و همچنین بررسی تاثیر قنات در تغییرات ساختاری عناصر دسترسی به آب در مقیاس بناهای عمومی و خصوصی است. برای این منظور، از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بهره گرفته شده است و جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، میدانی و مصاحبه شفاهی است. یافته های پژوهش حاکی از نمود تاثیرات قنات بر ساختار کالبدی محمدیه درمولفه هایی از قبیل مکان یابی و انتخاب محل استقرار (در ارتباط با توپوگرافی و بستر طبیعی) ،کلیت بافت (ارگانیک و کاملا فشرده) ، شکل گیری شریان های ارتباطی و شبکه معابر (تبعیت شبکه معابر از مسیر قنات و الگوی شکل گیری تدریجی ارگانیک) و شکل گیری فضاهای عمومی و واحدهای مسکونی است. به منظور استفاده از آب در مقیاس بناهای معماری، قنات محمدیه شامل شبکه تقسیم سازمان یافته ای است که در پیوند با نیازهای سکونتگاه شکل گرفته است و دربرگیرنده عناصر و فضاهای عمومی و خصوصی از قبیل خانه های مسکونی، گرمابه، مرکز محله، مسجد، گذرها و غسال خانه می گردد. در هر یک از این بناها تاثیر قنات بر تفاوت های ساختاریعناصر دسترسی به آب، در قالب طراحی جوی (زیرزمینی و روزمینی) ، حوض (روباز و سرپوشیده) و «که» (پایاب) قابل بیان است.
    کلیدواژگان: قنات، ساختار کالبدی بافت، شبکه تقسیم آب، محمدیه نایین
  • سارا بیرقی، حسن ستاری ساربانقلی* ، علی محدث خراسانی صفحات 117-145
    آسمانه در عصر صفوی دارای غنای ساختاری در بنای کوشک ها می باشد. ساختار یزدی بندی در آسمانه بنای هشت بهشت، با هدف تحلیل هندسی الگوریتمیک و آنالیز سازه ای در فرم آزاد مورد پژوهش واقع می گردد. الگوی یزدی بندی آسمانه با وجود آلت هندسی سینه فخری، از لحاظ هندسه و نقش سازه ای بر پایه شبکه ترسیمات رسمی بندی به وجود می آید. هندسه یزدی بندی در آسمانه مرکزی هشت بهشت به صورت دوایر هم مرکز، واحدهای لوزی شکل و ستاره های تخت و کمان های بین ردیف ها می باشد. از مهم ترین سازه های مدرن معاصر قابل تطبیق با هندسه یزدی بندی، سازه فضاکار بوده که دارای رفتار لرزه ای مناسب به جهت سبکی وزن می باشد و دارای مزیت هایی برای پوشش دهانه های گسترده و بدون نیاز به ستون می باشد. سوال اصلی چگونگی ترسیم سه بعدی لایه های یزدی بندی با توجه به طراحی الگوریتمیک در جهت پایایی ساختار فرم سازه ای آزاد می باشد. ابتدا تحلیل ساختاری به صورت پلان معکوس و سپس ترسیم الگوریتمیک در Grass Hopper به صورت شعاعی از مرکز صوت می پذیرد. سپس ماهیت بارها و اتصالات با درنظر گرفتن اعضای سازه ای فضاکار در یزدی بندی در نرم افزارهای SAP2000، ABAQUS مورد تحلیل هندسی و بارگذاری قرار می گیرد. در مرحله نهایی ارائه مدل فضاکار فرم آزاد با بیشترین ظرفت باربری با در نظر گیری نسبت ارتفاع به دهانه با توجه به تاشه اولیه درراستای معاصرسازی صورت می گیرد. ابتکاری که در این پژوهش پیش رو گرفته شده است، تطبیق پارامترهای هندسی این گنبد با یک فرم آزاد می باشد تا پایایی و ایستایی این هندسه در این فرم ها نیز مورد بررسی قرار گیرد و کارامدی یا ناکارامدی آن مشخص شود تا راهی برای اطمینان آزادی عمل و امکان پذیر بودن این روش برای معماران جهت تطبیق طرح های خود با هندسه یزدی بندی باشد. روش پژوهش حاضر استدال منطقی بوده و در نهایت به گونه بندی هندسی ترسیمی در دو زبان سنتی و مدرن و تحلیل سازه پرداخته می شود. نتیجه حاصل از پژوهش به صورت کدهای گرافیکی و پیشنهاد سازه فضاکار در ساخت سازه های آزاد می باشد.
    کلیدواژگان: کوشک هشت بهشت اصفهان، تزئینات یزدی بندی، زبان-الگوی الگوریتمیک، تحلیل سازه گنبد، آنالیز فرم آزاد
|
  • Hani Zarei, Ali Shahabinejad *, Noor Mohammad Monjezy Pages 1-27
    Qaisariye Square is one of the important elements of major skeleton of Safavid Lar and is the only remained square of Safavid era in Fars Province which represents important historical evolutions although it has not been scrutinized. This paper represents the previous and original condition of the square’s open space in Safavid era and investigates the course of historical evolutions in different periods especially the current situation. Based on a analytical-historical research method and on travelogues, historical texts and pictorical documents of Qaisariye Square as well as conducting field studies and accurate perceptions, the paper represents the original physical condition of square in Safavid era and documents the historical evolutions in later periods especially the current situation. The results demonstrated that Qaisariye Square of Lar, as an urban space, has experienced various evolutions in three physical, access and activity dimensions after Safavid era. These changes primarily include the progress in longitudinal limits of shops in Qajar era. Then, the surrounding portico in open space was removed in Pahlavi era. In Republic Islamic of Iran, the portico reconstructed in three bodies of north, east and west with a different prespective than its original form. Providing riding access to the square in the Pahlavi era was the beginning of fundamental changes in form and function of middle open space of Qaysariye Square. The essence of square as an urban space faces changes and serious problems and the function of square descends to a traffic knot. Analyzing and identifying the evolutions of the square show the substantive and formal changes that cause its poor position as a historical urban space so that the topic should be noticed in the recreation plans of historical context of Lar.
    Keywords: Qaysariye Square, Fars, Lar, Urban Space
  • Mansoure Dormohamadi *, Reza Rahimnia Pages 29-49
    Soil has been one of the oldest and most widely building materials utilized by humans, especially in hot and dry areas. Therefore, recognizing the historical methods of stabilization and strengthening of earthen materials, which have been used in the regions with hot and dry climate of Iran, can cause the reuse of earthen materials in contemporary architecture. In the process of soil preparation for the production of vernacular materials in hot and dry climate, there is an important stage for kneading and throwing of mud, which results in relative density, porosity reduction and consequently, improved properties of earthen material. This method is known as mechanical stabilization in building engineering knowledge and, although its effect on the improvement of mech anical properties of earthen materials is well-known and studied, research on the ability of kneading and throwing of mud, has not been considered.
    So, the present study aims to determin the position of mechanical stabilization in the structure of vernacular materials of hot and dry climate, and an overview on the types of mechanical stabilization methods and the factors affecting it, as well as the earthen materials produced in this way, is carried out. The present study is carried out in the form of an applied research, based on combinatory methods (descriptive and field studies). For this purpose, after the library studies, as well as field surveys, the process of applying mechanical stabilization on earthen materials were considered. The results of the study on mechanical stabilization in earthen materials, indicate the desired effect of kneading and throwing of mud with sufficient moisture content compared to the current method of mechanical stabilization, ie, low moisture compressed soils. Therefore, it can be concluded that the traditional architects of this climate have implicitly been aware of the correct method of mechanical stabilization and the existence of a positive relationship between this technique and mechanical properties of vernacular material of hot and dry climate. Considering the desired effect of mechanical stabilization on the improvement of mechanical properties of earthen materials, if the correct incorporation of this technique with the method of traditional earthen production materials is carried out, the earthen materials in the present age can be applied in the architecture of hot and dry climate.
    Keywords: Mechanical stabilization, Hot, dry climate, Earthen Architecture, Vernacular materials
  • Seyed Abdolhadi Daneshpour *, Mostafa Behzadfar, Mohammad Rezai Nedoushan Pages 51-80
    Several studies have been carried out on the necessity and quality of hierarchies of successive spaces at the entrance to the historical-religious places of Iran, but there is a dearth of research on the impact of such hierarchies on the perception of the visitors and pilgrims. There is a need for further investigation of hierarchies of entrance to historical-religious cities with holy places where pilgrims enter with high enthusiasm to achieve divine blessing. To this end, the present study attempted to investigate the hierarchy of pilgrimaging (entering) to the holy shrine of Hazrat Masoumeh (SA) during the Safavid and Qajar eras on urban and architectural scales. Moreover, the study sought to understand whether the existence of a hierarchy of entrance spaces can affect Hazrat Masoumeh (SA) pilgrims’ perceptions and behaviors. Descriptive and interpretive research methods along with library research were used to depict a proper image of pilgrimaging to the holy city of Qom during the Safavid and Qajar dynasties. The most important sources that could be used to illustrate the history of Qom and of the holy shrine of Hazrat Masoumeh (SA) were the written sources of Qom history, pictorial sources (maps, gravures, and photos) and especially travelogues by traders and visitors. Since this study aimed to investigate the mental and perceptual impacts of the entrance spaces to Qom in the past, travelogues were among the most important research resources as they contained their writers’ particular expressions of perceptions and emotions at their first visits to the intended places. The results of investigating the sources resulted in a clear image of the hierarchy of the pilgrims’ entrance to Qom. Such a hierarchy initiated at a distance of about 25 km off Qom where the dome of the holy shrine could be seen, and continued up to the dome space. In this paper, the hierarchy of the entrance to Hazrat Masoumeh’s (SA) holy shrine will be introduced for the first time presenting details about successive spaces and their impacts on the pilgrims' and visitors’ perceptions and behaviors.
    Keywords: Qom, Holy places, Hazrat Masoumeh (SA) shrine, hierarchy of entrance, perception
  • Hosna Malekzadeh, Seyad Ali Akbar Koosheshgaran * Pages 81-96
    "Kapar" is a specific indigenous type of wooden architecture which is transformable due to its lightness and elements' design. Baluchistan is one of the regions in Iran where kapar has been common. Unfortunately they are being replaced by masonary buildings in the area. In addition to Baluch nomadic's domicile, kapars have been built in sedentary villages, with agricultural economics, as extension to masonary houses. The documentation of kapar architecture in this area can help protecting them and also achieving new design methods. The aim of this research is, reaching a better recognition of kapar architecture of the area. This aim can be approached differently. One of the important approaches is through kapar's Somatic Structure, through which different existential and functional causes of kapar architecture can be found. The research method is descriptive – analytical and comparative. At first necessary information has been gathered from different documentations. Then nomadic life of the area's inhabitants and different cases of kapar architecture has been observed and documented, during the researcher's expedition to different regions in the area. The collected date has been compared to each other afterward. As the result, four formal types of kapars has been identified based on their forms, in four different geographical and cultural areas, Saravan, Sarbaz, NikShahr and Chabahar. The stability system of kapars is based on their crescent shaped form and so is identical in 3 areas of Saravan, Sarbaz and Nikshahr. Their difference is because of their different plans, forms and coverages. The kapars in Chabahar area are different in structure, stability system and form from 3 the other areas.
    Keywords: kapar, shed architecture, southern half of Baluchestan, Makoran
  • Mehdi Soltnai Mohammadi * Pages 97-115
    Cities and settlements in the Iranian Plateau are developed in deep relationship with and dependence on water sources and systems governing them. A clear manifestation of this all-inclusive link between the settlement and the water production and distribution system can be found in Mohammadiyeh, in central Iranian deserts. The system that was developed based on groundwater recovery and its transportation by Qanat still remains today with little change. There are multiple aspects to this system with respect to the community and the life of inhabitants. This water system has remained for centuries and is systematically developed. Considering that the water network of Mohammadiyeh Qanat is one of the few surviving samples in Iran, and due to climate change and the rising water crisis in this dry area of Iranian plateau, and with attention to the historic and influential role of water networks in formation of settlements, the historical study of the water networks in the Iranian Plateau areas gives a significant document for recognizing of various aspects and capacities between the settlement and Qanat. The purpose of this research is analyzing of Qanat role and its effects on the components of the physical structure of Mohammadiyeh fabric and also the study of Qanat’s effects on the structural differences of water access elements in comparison with public and private buildings. For this purpose, descriptive-analytic research method has been used and the data has collected through library studies, field studies and oral interviews. The findings of the research indicate that the Qanat effects on physical structure of Mohammadiyeh city in some components such as finding and choosing the establishment place (in relation to topography and the natural bed), the totality of the fabric (organic and full compressed), the formation of the communication arteries and the network of passages (adherence of transit network from the Qanat route and the gradual organic pattern of the fabric) and the organization of public spaces and residential units.
    Keywords: Qanat, Physical form, Water system, Mohammadiyeh
  • Sara Beyraghi, Hassan Sattari, Sarbangholi *, Ali Mohaddes Khorasani Pages 117-145
    The ceiling in the safavid era contain the structural richness in the structure of palaces. Yazdi-bandi structure is investigated in Hashtbehesht ceiling with the aim of algorithmic geometric analysis as well as structural analysis in the free form. Yazdi-bandi ceiling pattern, with its geometrical instrument, in terms of geometry and structural role, is formed based on Rasmi-bandi drawings network. Yazdi-bandi geometry is located in the central ceiling in the forms of concentric circles, diamond-shaped units, flat stars, and arcs across the rows. Space structure is one of the major modern contemporary structures, which is, both adaptable to Yazdi-bandi geometry and enjoys appropriate seismic behavior due to its light weight. It enjoys the advantage of covering the broad spans with no need for column supports. The main question is how to draw the layers of Yazdi-bandi in 3d considering the algorithmic design in order to guarantee the stability of the structure of free structural form. First, the structural analysis is conducted as a reverse plan and then as an algorithmic drawing in Grass Hopper as a radial from the center. Then the nature of loads and interconnections are geometrically analyzed and loaded onto ABAQUS and SAP2000 softwares considering the structural members of space structure in Yazdi-bandi. In the final step, the proposal of free-form space structure model with the highest load-carrying capacity is brought forward with respect to height to span ratio and initial configuration. The initiative in this research is to match the geometrical parameters of this arc with a free form in order to study the reliability and stability of this geometry so that its efficiency or inefficiency could be determined. This could be a way of ensuring the freedom of action and the possibility of this method for architects to adapt their designs to Yazdi-bandi geometry. The method used in this research is based on logical reasoning, which, finally, leads to the classification of descriptive geometry in both traditional and modern language as well as structural analysis. The results of this research have been announced in the form of graphic codes and suggestion of using space structure in building free structures.
    Keywords: Isfahan Hashtbehesht palace, Yazdi-bandi decorations, language, algorithmic pattern, arc structure analysis, free-form analysis