فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 6 (پیاپی 82، آذر و دی 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • علی محمد مصدق راد، حامد دهنوی* صفحات 603-615
    مقدمه
    ارزشیابی صحیح و به موقع عملکرد بیمارستان ها و بکارگیری اقدامات اصلاحی منجر به بهبود کیفیت خدمات، افزایش رضایت بیماران و ارتقای پیامدهای سلامت می شود. پژوهش های بسیاری در ایران به ارزشیابی عملکرد بیمارستان ها پرداختند. هدف این پژوهش ارزشیابی عملکرد بیمارستان های ایران با استفاده از مطالعات انجام شده در 21 سال اخیر است. مواد و روش کار: همه مقالات فارسی و انگلیسی مرتبط با ارزشیابی عملکرد بیمارستان های ایران، منتشر شده در 21 سال اخیر (1376 تا 1396) با استفاده از روش مرور نظام مند و با استفاده از کلیدواژه های مناسب در 6 پایگاه داده ای PubMed، Emerald، Elsevier، SID، Iranmedex و Magiran و موتورهای جستجوگر Google و Google Scholar مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت، 162 مقاله واجد شرایط لازم، انتخاب و تحلیل شدند.
    یافته ها
    درصد اشغال تخت، متوسط اقامت بیماران، فاصله گردش تخت و درصد مرگ و میر بیماران شاخص های عملکردی پرکاربرد در ارزشیابی بیمارستان ها بودند. در بیشتر مطالعات از روش های تحلیل پوششی داده ها و پابن لاسو برای سنجش کارایی بیمارستان ها استفاده شده است. کارایی بیمارستان ها در بیشتر این مطالعات کم تا متوسط گزارش شده است. در مطالعات انجام شده با استفاده از مدل های سیستمی ارزشیابی عملکرد مانند مدل های بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت و مالکوم بالدریج، امتیاز مربوط به بعد نتایج در بیشتر موارد پایین تر از بعد توانمندسازها بوده است.
    بحث و نتیجه گیری
    مطالعات ارزشیابی عملکرد بیمارستان ها در ایران بیشتر بر بعد کارایی تمرکز داشته و کمتر به شاخص های اثربخشی توجه داشتند. از مدل های سیستمی جامع کمتر در ارزشیابی بیمارستان های کشور استفاده شده است. مدل های سیستمی ارزشیابی عملکرد، تصویر کامل و دقیق تری از اثربخشی و کارایی بیمارستان ها ارائه می دهند.
    کلیدواژگان: ارزشیابی عملکرد، بیمارستان، کارایی، اثربخشی، مرور نظام مند، متا آنالیز، ایران
  • علی محمد مصدق راد، زهرا نبی زاده* صفحات 617-629
    مقدمه
    اعتباربخشی یک سیستم هدفمند ارزشیابی خارجی برای بهبود کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستان ها است. سیستم اعتباربخشی بیمارستان های ایران شامل استانداردها، روش و ارزیابان اعتباربخشی در سال 1395 با تغییراتی مواجه شد. هدف این پژوهش ارزشیابی تغییرات سیستم اعتباربخشی بیمارستان های کشور بود. مواد و روش کار: این پژوهش توصیفی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه معتبر در سال های 1394 و 1396 پس از انجام دور دوم و سوم اعتباربخشی بیمارستان ها با نظرسنجی از مدیران کلیه بیمارستان های استان زنجان انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS Model و روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین رضایت مدیران بیمارستان های استان زنجان از سیستم اعتباربخشی بیمارستانی در دور دوم 0/27±00/3 و در دور سوم 0/36±2/98 از 5 امتیاز بود (کاهش 66/0 درصدی). این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود. رضایت مدیران از استانداردهای اعتباربخشی به میزان 1/8 درصد افزایش و از روش اعتباربخشی و اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستان ها به ترتیب 11/6 و 8/5 درصد کاهش یافت. اعمال تغییرات در سیستم اعتباربخشی بیمارستانی ایران در سال 1395 تاثیر چندانی در عملکرد آن از نظر مدیران بیمارستان ها نداشت. مدیران بیمارستان ها در دور دوم اعتباربخشی بیمارستان ها از روش اعتباربخشی بیشترین و از اجرای استانداردهای اعتباربخشی کمترین رضایت را داشتند. آنها در دور سوم، رضایت بیشتری از اثرات اعتباربخشی و رضایت کمتری از اجرای استانداردهای اعتباربخشی داشتند.
    بحث و نتیجه گیری
    رضایت مدیران بیمارستان ها از سیستم اعتباربخشی بیمارستانی در دور سوم نسبت به دور دوم کاهش اندکی یافت. توجه به نظرات مدیران و کارکنان بیمارستان ها در بازنگری و اصلاح سیستم اعتباربخشی بیمارستانی ضروری است.

    کلیدواژگان: اعتباربخشی بیمارستانی، استاندارد، ارزشیابی، ارزیاب
  • ولیاللهوحدانی نیا* ، عباس وثوق مقدم صفحات 631-646
    مقدمه
    با توجه به تکامل مفهومی سلامت و روندها در حکمرانی و چگونگی کاربرد آن در سلامت توسط حکومت هایی که به دنبال بهبود نتایج سلامت بوده اند، ظهور اجماعی در این خصوص را نشان می دهد؛ که سلامت مردم بیشتر از این نمی تواند در حصار تنگ دیدگاه زیست-پزشکی مانده و هدفی صرفا بخشی و برونداد عملکرد یک وزارتخانه تلقی گردد مواد و روش کار: این مقاله کیفی، به روش تحقیق اسنادی، روایتی معرفت شناسانه از منطق متاخر سیاستگذاری سلامت ارائه می دارد.
    یافته ها
    سیاست گذاری برای سلامت باید مبتنی بر فهمی از آنچه که تاثیرات عمده ای بر روی سلامت مردم دارند، باشد؛ آنچه که به عنوان عوامل «تهدیدکننده سلامت» ، «محافظت کننده سلامت» و «ارتقاء دهنده سلامت» توصیف می شوند. چنین فهمی به ظهور پارادایم جدیدی با عنوان «حکمرانی برای سلامت» منجر گردیده است.
    بحث و نتیجه گیری
    حکمرانی برای سلامت، نه لزوما مداخله ای، بلکه، «نظامی ارزشی» و نوعی «نگریستن و باور فرهنگی-اجتماعی» به «توسعه پایدار» است که می تواند منجر به فرصت هایی برابر برای سلامت بهتر و کاهش بی عدالتی گردد. بعلاوه اینکه، تمرکز مشارکت جویانه بر همکاری بین بخشی و هماهنگی فرابخشی سلامت، ویژگی های سیستمی سیاستگذاری های عمومی را تقویت کرده و منجر به برنامه های اثربخش تر در همه حوزه های سیاستی می شود. تحقق چنین آرمانی از حکمرانی یکپارچه برای سلامت، نیازمند «اراده سیاسی» لازم است.
    کلیدواژگان: سلامت، سیاستگذاری سلامت، حکمرانی برای سلامت، توسعه پایدار
  • فرید ابوالحسنی، آزاده سیاری فرد* ، لاله قدیریان، مریم نظری، مژگان فرشادی صفحات 647-656
    مقدمه
    تصمیم گیری درباره ویژگی های نظام پاداش، از چالش های اصلی سازمان های امروزی است، در این راستا مطالعه حاضر باهدف طراحی و ارائه یک مدل برای نظام پاداش دهی به کارکنان بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. مواد و روش کار: این پژوهش طی دو مرحله از اردیبهشت ماه 1393 تا دی ماه 1395 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. در این مطالعه، پژوهشگران براساس مصاحبه نیمه ساختاریافته با ذی نفعان و صاحب نظران، محورهای اصلی نظام پاداش دهی را شناسایی کردند؛ سپس لیست معیارهای پاداش دهی نهایی تعیین شده و وزن هر معیار با استفاده از «تحلیل مقایسه زوجی» محاسبه شد. به منظور شناسایی الزامات اجرایی مدل، در یکی از بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران مطالعه مقدماتی انجام شد.
    یافته ها
    ابعاد اصلی مدل پیشنهادی این مطالعه شامل امتیازدهی، تعیین نوع پاداش، استقرار الزامات اجرایی (شامل: تعیین ساختار و فرایند) ، اطلاع رسانی و ارزشیابی بود که پس از مطالعه مقدماتی الگو، معیارها و روش امتیازدهی آن اصلاح شد.
    بحث و نتیجه گیری
    اگرچه در تنظیم مدل پیشنهادی، جامعیت و نظام مند بودن در نظر گرفته شد؛ اما تضمین موفقیت آن در تعمیم به سایر بیمارستان های کشور، مستلزم تعریف الزامات استقرار آن (شامل فرآیند و ساختار) متناسب با ظرفیت های موجود در سازمان مجری و جلب حمایت روسا و مدیران ارشد سازمان است.
    کلیدواژگان: مدل، پاداش، بیمارستان ها، مدیریت کارکنان
  • کتایون ارفعی* ، فاطمه ناهیدی، معصومه سیمبر صفحات 657-665
    مقدمه
    اضطراب در بارداری پدیده ای شایع و توام با عوارض گسترده مادری و نوزادی است. این اختلال در هر جامعه ای میتواند ریشه در عوامل و ابعاد مختلفی ازجمله عوامل اقتصادی و اجتماعی داشته باشد که این مطالعه با هدف شناخت هر چه بیشتر این مولفه ها از دیدگاه زنان باردار انجام شده است. مواد و روش کار: این مطالعه با رویکرد تحلیل محتوی کیفی، در میان زنان باردار مراجعه کننده به درمانگاه های بهداشتی درمانی شهر تهران از خرداد تا دی 1395 (با روش نمونه گیری هدفمند) انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته استفاده شد و نهایتا داده ها با نرم افزار Maxqda تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    در این مطالعه زنان باردار ازگروه ها ی مختلف اجتماعی؛ با طیف سنی (41-18) سال شرکت داشتند دخالت نادرست اطرافیان، تبعیض جنسیتی، کیفیت حمایت، تعارض بارداری با نقش اجتماعی و نگرانی از هزینه ها به عنوان عوامل اقتصادی و اجتماعی اضطراب بارداری تبیین گردیدند.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به این که نتایج این مطالعه به شناخت عوامل اقتصادی و اجتماعی ایجاد اضطراب در بارداری کمک شایانی نمود، به نظر میرسد، اتخاذ تدابیر لازم در جهت بستر سازی فرهنگی برای رفع تبعیض جنسیتی و حفظ حریم خصوصی خانواده ها و حمایت همه جانبه از مادران از اولیت های مهم به شمار میرود، در عین حال غربالگری و ارجاع به موقع زنان در معرض خطر باید در برنامه های سلامت مادران گنجانده شود.

    کلیدواژگان: اضطراب بارداری، اختلالات خلقی، عوامل اقتصادی واجتماعی، مادران
  • فرزانه جلیلیان، مرضیه کبودی* ، مریم طهرانی زاده، فاطمه نقی زاده موغاری، علی منتظری صفحات 667-676
     
    مقدمه
    سندرم تخمدان پلی کیستیک، از شایع ترین بیماری های غدد درون ریز است که ابعاد گوناگون زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد. در مبتلایان به این سندرم، کیفیت زندگی به طرز چشمگیری کاهش می یابد. هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر مشاوره شناختی- رفتاری بر کیفیت زندگی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک است. مواد و روش کار این پژوهش به شیوه کارآزمایی کنترل شده تصادفی در بین زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مراجعه کننده به مرکز آموزشی- درمانی شهید اکبرآبادی شهر تهران در سال 1396 انجام شد. آزمودنی ها، به طور تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه مداخله علاوه بر دریافت شیوه های درمانی رایج ارایه شده در مرکز، ده جلسه هفتگی مشاوره فردی شناختی-رفتاری دریافت نمودند. سطح کیفیت زندگی و ابعاد آن در هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه ی روا و پایای «سنجش کیفیت زندگی ویژه مبتلایان به سندرم تخمدان پلی کیستیک» قبل و سه هفته بعد از آخرین جلسه مشاوره، تعیین و با یکدیگر مقایسه شد. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
    یافته ها
    44 زن مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک به طور مساوی در دو گروه وارد شدند. میانگین سن زنان گروه مداخله و کنترل به ترتیب 86/3±5/29 و 78/0±4/30 سال بود. تفاوت معناداری بین گروه مداخله و کنترل در تمامی سنجش های جمعیت شناختی و باروری وجود نداشت. در نوبت اول سنجش، میانگین نمرات کیفیت زندگی و همه ابعاد آن در دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت. پس از انجام مداخله، میانگین نمره کیفیت زندگی و همه ابعاد آن به جز مشکلات قاعدگی در گروه مداخله افزایش یافت. این افزایش از نظر آماری نسبت به نوبت اول سنجش و نیز نسبت به نمرات کسب شده توسط گروه کنترل معنادار بود.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد انجام مشاوره شناختی-رفتاری، بر مولفه های روانی و جسمانی کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک تاثیر داشته و منجر به بهبود کیفیت زندگی آن ها شده است.
  • مهدیه اسدی، محمد مهدی نقی زاده، سجاد مظلومی، زینب غضنفری* صفحات 677-686
    مقدمه
    آگاهی از میزان شناخت و نگرش دانش آموزان به محیط زیست، زمینه تاثیرگذاری بر عملکرد آنها را فراهم می سازد. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت دانش، نگرش و رفتارهای مسئولانه زیست محیطی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر ایلام در سال 1395 انجام شد. مواد و روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی330 دانش آموز در سه پایه تحصیلی متوسطه اول انتخاب و وارد مطالعه شدند. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته ای بود که روایی و پایایی آن تایید شد. همچنین از چک لیست برای ارزیابی وضعیت زیست محیطی مدرسه استفاده شد که توسط محقق تکمیل گردید. داده ها با به کارگیری شاخص های آماری توصیفی و آمار استنباطی (شامل آزمون های آماری کای دو، آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون) تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین نمرات آگاهی 2/8±10/3، نگرش 11/1±6/73 و رفتار 14/8±45/9 محاسبه شد. نتایج همبستگی آگاهی - نگرش، و نگرش - رفتار معنی بود. نتایج تحلیل رگرسیونی به منظور پیش بینی رفتار نشان دهنده پیش بینی کنندگی متغیرهای نگرش (0/001=p) ، درآمد و پایه تحصیلی (0/28P=) بود.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به ارتباط معنی دار بین دانش- نگرش، و نگرش- رفتار، نیاز ضروری به آموزش مسائل زیست محیطی به دانش آموزان به عنوان آینده سازان فردا احساس می شود. بدیهی است با ارتقای فرهنگ زیست محیطی این دانش آموزان می توان به اهتمام جدی نسل آینده در حفاظت و پاسداری محیط زیست امیدوار بود.

    کلیدواژگان: دانش، نگرش، رفتار، محیط زیست، دانش آموز
  • فریده خلج آبادی فراهانی* ، محمد مهدی آخوندی، مریم عباسی صفحات 687-702
    مقدمه
    شواهد اخیر نشان دهنده روند افزایشی انتقال جنسی اچ آی وی و شیوع آن در بین زنان در ایران و همچنین افزایش رفتارهای پرخطر جنسی قبل از ازدواج در سالهای اخیر بوده است. با این حال به نظر می رسد هیچ آموزش جامع و مدونی در مورد سلامت جنسی شامل اچ ای وی به نوجوانان و جوانان قبل از ازدواج ارائه نمی  گردد، هدف این مطالعه، تعیین میزان معلومات پسران جوان در مورد راه های انتقال اچ ای وی و ایدز بخصوص انتقال جنسی اچ ای وی و عوامل مرتبط با آن بود. مواد و روش کار: در پیمایش مقطعی که بین 1357 دانشجوی پسر دانشگاه های آزاد و دولتی شهر تهران در سال 93-1392 انجام شد، نمونه ها بصورت سهمیه ای دو مرحله ای از سه دانشگاه دولتی و یک واحد دانشگاهی آزاد انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ساختارمند رواو پایا بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی،تی تست و آنالیز واریانس با استفاده از نرم افزارspss16 انجام شد.
    یافته ها
    میانگین ]انحراف معیار [سنی پسران، 22 سال [76/2] بود. آمار توصیفی نشان داد که اطلاعات نادرست و یا عدم آگاهی در مورد راه های مختلف انتقال اچ آی وی از 13% تا 58% متغیر است. بیشترین اطلاعات نادرست به ترتیب در مورد "انتقال عفونت از طریق نیش پشه، خون دادن با سرنگ نو، تماس با خون آلوده به اچ ای وی بدون بریدگی پوست، استفاده از توالت مشترک، استفاده از سرنگ مشترک و تماس جنسی با فرد آلوده به اچ ای وی " بود. اگرچه میانگین نمره آگاهی در مورد "راه های مختلف انتقال اچ آی وی" و همچنین" انتقال جنسی اچ ای وی "، در حد متوسط بود، ولی تنوع مهمی در معلومات در خصوص راه های مختلف انتقال اچ ای وی وجود داشت. همچنین با اینکه 87% پسران از انتقال جنسی اچ ای وی با فرد آلوده اطلاع داشتند، ولی اطلاعات دقیق تر در مورد انتقال اچ ای وی در انواع مختلف تماس جنسی کم بود، بطوریکه بین 7/12% تا 3/50% دانشجویان، در مورد انتقال اچ آی وی در تماس جنسی نامتعارف آگاه نبودند. عوامل فردی و اجتماعی مرتبط با معلومات کلی پسران در خصوص راه های انتقال اچ ای وی و انتقال جنسی اچ ای وی نیز بررسی شدند.
    بحث و نتیجه گیری
    این نتایج لزوم اطلاع رسانی کامل و جامع و اصلاح باورهای نادرست بخصوص در مورد انتقال جنسی اچ آی وی را در نوجوانان و جوانان بیش از پیش روشن می سازد. به نظر می رسد تمرکز آموزشها بر نوجوانان و جوانان بویژه وضعیت اجتماعی اقتصادی خاص آنها و نیز در افراد با رفتارهای پرخطر ضروری است.

    کلیدواژگان: اچ آی وی، ایدز، آگاهی، راههای انتقال، پسران دانشجو، آموزش
|
  • Ali Mohammad Mosadeghrad , Hamed Dehnavi * Pages 603-615
    Objective (s):  Evaluation of hospital performance helps improve the quality of services, and enhance patients’ health outcomes and satisfaction. This study aimed to evaluate Iranian hospitals’ performance using a systematic review of the last two decades of the literature.
    Methods
    A systematic review was conducted to find empirical research publications on Iranian hospitals’ performance between 1997 and 2018. Six electronic databases and two search engines were examined using appropriate key words. Bibliography section of the retrieved papers and related journals were also assessed for papers that were not indexed in the databases yet. All retrieved papers were assessed using a checklist before analysis.
    Results
    In all 2570 publications were identified. Of these 162 empirical studies were reviewed. Studies on evaluation of hospital performance mainly focused on the efficiency dimension and less attention was paid to the effectiveness indicators. In most studies, data envelopment analysis and Pabon Lasso methods were used. Hospitals’ efficiency was reported low to moderate. Some studies used systemic models such as European Foundation of Quality Management and Malcolm Baldrige models for hospital evaluation. In these studies, the results’ scores were lower than the enablers’ scores. Bed occupancy, lengths of stay, bed turnover interval and mortality rate was the most frequently used indicators in evaluating hospitals.
    Conclusion
    Hospital performance studies mainly used non-systemic models and focused more on efficiency aspect of the performance. Systemic and comprehensive models should be considered for hospital performance evaluation.
    Keywords: Performance evaluation, Hospital, Efficiency, Effectiveness, Systematic Review, Meta- analysis, Iran
  • Ali Mohammad Mosadeghrad , Zahra Nabizade Pages 617-629
    Objective (s):  Hospital accreditation is a systematic external evaluation of a hospital’s structures, processes and outcomes by an independent professional accreditation body using pre-established optimum standards. Iran national hospital accreditation system (i.e., standards, methods, and surveyors) has changed in 2016. This study aimed to evaluate the efficacy of national hospital accreditation system of Iran.
    Methods
    This cross-sectional study was carried out using a valid and reliable questionnaire covering accreditation standards, methods, surveyors, implementation and effects. The study population consisted of all hospital managers in Zanjan province, Iran. SPSS software was used for data analysis.
    Results
    The mean score of managers’ satisfaction of hospital accreditation system was 3.00±0.27 and 2.98±0.36 out of 5 in 2015 and 2017. Hospital managers’ satisfaction of the new accredtation system has decreased by 0.66 percent in 2017. However, the differences was not statistically significant. Managers’ satisfaction of accreditation standards increased by 1.8% while their satisfaction of accredtation methods and standards implementation has decreased by 11.6 and 8.5 percent respectively.
    Conclusion
    The changes applied to Iran national hospital accreditation system did not satisfy hospital managers. Hospital managers’ and employees’ opinions and concerns should be considered in any attemp to revise the hospital accreditation system.
    Keywords: Hospital accreditation, Standard, Evaluation, Surveyor
  • Valiallah Vahdaninia , Abbas Vosoogh Moghaddam Pages 631-646
    Objective (s): Looking at the conceptual evolution of health, trends in governance and how it is used by governments seeking improvement in health outcomes, shows the emergence of a meaning consensus that the population health, could not be seen any more in the biomedical narrow viewpoint and as a performance of one ministry.
    Methods
    This is a qualitative paper, using documentary descriptive and analytical research methods to express, an epistemological narrative of the health policy late logic.
    Results
    Policymaking for health, should be based on an understanding of what has a major impact on the population health; what have being described as ‘health hazard’, ‘health protector’ and ‘health promoter’. Such an understanding has led to a new paradigm appearance entitled ‘Governance for Health’.
    Conclusion
    Governance for health is not necessarily an intervention but a ‘value system’ and a kind of ‘sociocultural perception’ to ‘sustainable development’ that may lead to equal opportunities for better health and inequity reduction. In addition, participatory focus on intersectoral collaboration and multi-sectoral coordination for health, reinforces the systemic features of public policy and could lead to more effective programs in all policy areas. Realizing such an ideal integrated governance for health requires ‘political will and commitment’.
    Keywords: Health, health policy, governance for health, sustainable development
  • Farid Abolhasani , Azadeh Sayarifard , Laleh Ghadirian , Maryam Nazari , Mojgan Farshadi Pages 647-656
    Objective (s): Decision making about characteristics of reward system is one of the main challenges in organizations. The current study was carried out in order to design and provide a reward system for staff working in hospital affiliated to Tehran University of Medical Sciences (TUMS) hospitals.
    Methods This study was performed in two steps from May 2014 to January 2016 in Tehran. First, the research team identified the main axes of reward system using semi-structured interviews with experts and stakeholders. Then the list of final criteria for rewarding was prepared in addition to weight for each criterion using ‘pairwise comparison analysis’. Secondly, in order to identify the executive requirements, the model was implemented in one hospital as a pilot.
    Results
    The main aspects of reward system were scoring method; type of reward; awareness program; evaluation; executive requirements (including structure and process). After pilot study criteria and scoring method were improved.
    Conclusion
    Although the findings were promising, it seems for model success defining executive requirements (including process and structure) proportionate to available capacities and advocacy from head and senior managers is essential.

    Keywords: Reward, Hospitals, Personnel Management
  • Katayoun Arfaie *, Fatemeh Nahidi , Masoumeh Simbar Pages 657-665
    Objective (s): Several studies have showed associations between anxiety during pregnancy and adverse maternal and child health outcome. This study aimed to explore this relationship among Iranian pregnant women.
    Methods
    This was a qualitative study. To collect data purposive sampling and face-to-face semi-structured in-depth interviews were used. Women were asked to explain their experiences and perceptions on socioeconomic issues and induced anxiety during pregnancy. A conventional content analysis approach was used for analyzing the data. Data analysis was conducted using MAXQDA software.
    Results
    Twenty eight pregnant women from different social backgrounds, educational levels and ethnicity aged 18-41 years old participated in this study. Socioeconomic determinants of induced anxiety were found to be:  pregnancy interference with the social role, gender discrimination, financial responsibilities of raising a child, unnecessary interfering of significant others, quality of support.
    Conclusion
    The findings suggest that timely screening of at risk mothers and strengthening prenatal related education specially trying to change incorrect believes are essential for reducing anxiety during pregnancy.
    Keywords: pregnancy, antenatal, anxiety, parenting, socio-economic
  • Farzaneh Jalilian , Marziyeh Kaboudi *, Maryam TehraniZadeh , Fatemeh Naghizadeh Moghari , Ali Montazer Pages 667-676
    Objective (s): The present study aimed to determine the effect of cognitive-behavioral counseling on quality of life in women with polycystic ovarian syndrome.
    Methods
    The present randomized controlled clinical study recruited women with polycystic ovarian syndrome attending a teaching hospital affiliated to Iran University of Medical Sciences in 2017. Participants were randomly assigned to intervention and control groups. In addition to the routine treatment techniques، the intervention group received ten sessions of individual cognitive-behavioral counseling at one-week intervals. The quality of life and its dimensions were assessed and compared before and three weeks after the last session of counseling using a valid and reliable questionnaire Data were analyzed using descriptive and inferential statistical tests.
    Results
    A total of 44 women with polycystic ovarian syndrome entered into the study (22 in the intervention group and 22 in the control group). The mean age of women was 29. 5±3. 86 years in the intervention group and it was 30. 4±0. 78 years in the control group. No significant difference was found between intervention and control groups in any of the demographic and reproductive characteristics. Pretests showed no significant difference between the two groups in mean scores of quality of life and its dimensions. However، in the posttest and after cognitive-behavioral intervention، mean scores of quality of life and all its dimensions (except for menstruation problems) improved in the intervention group. This improvement also was significant when scores compared to pretest and compared to control group (P<0. 05).
    Conclusion
    The present study showed that cognitive-behavioral counseling improved quality of life in women with polycystic ovariansyndrome.
    Keywords: Polycystic ovary syndrome, Quality of life, cognitive-behavioral counseling
  • Mahdieh Asadi , Mohammad Mehdi Naghizadeh , Sajad Mazloomi , Zeinab Ghazanfari* Pages 677-686
    Objective (s): The present study aimed to investigate on knowledge, attitudes and responsible environmental behaviors among female secondary school students
    Methods
    This was a descriptive study of a sample of students in Ilam in 2016. Students were selected using cluster sampling and entered into the study at all three grades of secondary school. Data was collected by a self-designed questionnaire. The environmental status of school was also assessed by the observations. Data were analyzed by using descriptive and inferential statistics (including chi-square, Pearson correlation coefficient, and regression).
    Results
    In all 330 female students were entered into the study. The mean scores were 10.3 ± 2.8, 73.6 ± 11.1 and 45.9± 14.8 for knowledge, attitude, and behavior respectively. There was a significant correlation between knowledge-attitude, and attitude-environmental behaviors. The results of regression analysis showed that attitude (P < 0.001), income (P = 0.033) and school grade (P = 0.028) were associated with environmental behavior.
    Conclusion
    The findings indicated that attitude and students’ social class are important factors in responsible environmental behaviors.
    Keywords: Knowledge, Attitude, Behavior, Environment, Student
  • Farideh Khalajabadi, Farahani *, Mohammad Mehdi Akhondi , Maryam Abbasi Pages 687-702
    Objective (s): This study aimed to examine the extent of knowledge among young male students on HIV transmission, particularly sexual transmission and its associated factors.
    Methods
    A cross sectional study was conducted among a sample of male college students in Tehran, Iran. Sampling method was two-stage stratified sampling method and students from three state universities and one non-profit private university were selected. Dependent variables were knowledge on HIV transmission and knowledge on sexual transmission of HIV. Data was collected via a structured questionnaire and were analyzed using descriptive statistics and Pearson correlation, t-test, Chi-square test.
    Results
    In all 1357 were studied. The mean age of students was 22 (SD= 2.76) years. The analysis of data indicated that incorrect responses about various means of HIV transmission varied from 13% to 58%. Most misbelieves and misinformation comprised of ‘transmission through insect, blood transfusion using a clean strange, touching infected blood with no tears, using common toilet, using common syringe, sexual contact with infected partner’. Although the mean score of knowledge about HIV transmission and sexual transmission of HIV was at an average level, there was an important heterogeneity with regard to means of HIV transmission. Despite that 87% of male college students were aware of transmission of HIV through sexual contact with infected partner, but detailed information about sexual transmission of HIV was poor. About 50.3% and 37.7% of respondents were not aware of HIV transmission through non-vaginal penetrative sex [oral sex and homesexual relation]. Associated individual and social factors of HIV knowledge and knowledge on sexual transmission of HIV were also examined in this paper.
    Conclusion
    The results highlight the need for comprehensive education and eliminating misconceptions about sexual transmission of HIV. Particularly, education on HIV among adolescents and young people should be tailored to their specific socio-economic status and among high-risk groups of young people.