فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/23
  • تعداد عناوین: 31
|
  • مقاله پژوهشی
  • مهدیه موسی پور، صبا صادق، فاطمه درخشنده * صفحات 1-10
     
    مقدمه و اهداف
    پرخیشومی از رایج ترین اختلالات تشدید در افراد دارای شکاف کام است. نیزومتر با اندازه گیری انرژی آکوستیک دهان و بینی در طی تولید گفتار و محاسبه ی نمره ی نیزالانس یک ارزیابی کمی از خیشومی شدگی ارائه می دهد. هدف از مطالعه حاضر، تعیین هنجار نمره نیزالانس افراد 20-7 ساله ی شهر اصفهان و بررسی تفاوت نمره نیزالانس بر حسب سن و جنس می باشد.
    مواد و روش ها
    مطالعه ی حاضر یک مطالعه ی توصیفی-تحلیلی بود که در سال 1395 بر روی افراد 20-7 ساله ی شهر اصفهان انجام شد. در این مطالعه انتخاب مدارس به روش نمونه گیری خوشه ایو انتخاب افراد به روش نمونه گیری در دسترس انجام گرفت. بعد از تکمیل فرم رضایت آگاهانه و بر اساس ارزیابی های صورت گرفته افرادی که اختلالات مربوط به تولید، تشدید، صوت و شنوایی نداشتند، وارد مطالعه شدند. هنجار نمرات نیزالانس 220 نفر (120 نفر از گروه 14-7 ساله (55 پسر و 65 دختر) و 100 نفر از گروه 20-14 ساله (50 پسر و 50 دختر) به وسیله دستگاه نیزومتر مدل 6450 با استفاده از تکرار هجاهای کم فشار و خواندن متن رنگین کمان محاسبه گردید.
    یافته ها
    میانگین نمرات نیزالانس در هجاهای کم فشار و متن رنگین کمان در پسران 14-7 ساله به ترتیب 65/5±09/14 و 13/5±65/33، در دختران 14-7 ساله 11/5±30/15 و 04/4±59/33، در گروه پسران 20-14 ساله 17/10±75/17 و 94/4±44/35 و در دختران 20-14 ساله 8/9±42/22 و 79/5±64/36 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    هنجار نمرات نیزالانس برای افراد فارسی زبان 20-7 ساله شهر اصفهان به دست آمد که می تواند به عنوان خط پایه ای برای تشخیص، ارزیابی و درمان آسیب های تشدید در بیماران شکاف کام و دارای بی کفایتی دریچه کامی-حلقی در کنار ارزیابی های ادراکی مفید باشد.
    کلیدواژگان: نیزالانس، نیزومتر، هنجار نمره ی نیزالانس، فارسی زبان
  • ایوب هاشمی محمود شیخ *، شهناز شهربانیان صفحات 11-20
    مقدمه و اهداف
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر تعاملات اجتماعی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر 8 تا 14 ساله شیراز بود.
    مواد و روش ها
    بدین منظور از بین 75 دانش آموز کم توان ذهنی آموزش پذیر، به صورت تصادفی ساده، 24 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایشی (6 پسر، 6 دختر) و کنترل (6 پسر، 6 دختر) گمارده شدند. برای ارزیابی میزان تعاملات اجتماعی کودکان از پرسش نامه تعاملات اجتماعی دادخواه استفاده شد. روش پژوهش حاضر، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از آزمون K-S جهت تعیین نرمال بودن توزیع داده ها و آزمون لوین و تحلیل کوواریانس جهت مقایسه میانگین ها استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته های پژوهش حاضر نشان داد پس از یک دوره فعالیت منظم ورزشی، تعاملات اجتماعی این کودکان به طور چشمگیری بهبود یافت (05/0P<).
    نتیجه گیری
    در نهایت، می توان نتیجه گرفت که تمرینات منظم ورزشی داون و فیت در افزایش تعاملات اجتماعی کودکان کم توان ذهنی تاثیر دارد و بر اساس ماهیت خود می تواند تاثیر مطلوبی بر تعاملات اجتماعی به عنوان یک فاکتور روانی بسیار مهم داشته باشد.
    کلیدواژگان: تعاملات اجتماعی، فعالیت منظم ورزشی، کودکان کم توان ذهنی
  • شهرام پورحسین ملایوسفی، داود حسینی نسب *، امیر پناه علی صفحات 21-29
     
    مقدمه و اهداف
    شواهد نشان می دهد که بخش عمده ای از ناکامی های فراگیران، ریشه در استرس دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی انگیزش و مهارت های ارتباطی بر استرس تحصیلی دانش آموزان دختر استعدادهای درخشان شهر تبریز بود.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. آزمودنی های پژوهش شامل 90 نفر از دانش آموزان پایه سوم دبیرستان های دخترانه استعدادهای درخشان ناحیه 4 و1 تبریز در سال تحصیلی 95-96 بودند که به روش تصادفی خوشه ایانتخاب شدند و به طور تصادفی در هر یک از گروه های دوگانه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. گروه اول یک دوره آموزش راهبردهای خودتنظیمی انگیزش را در 10 جلسه دریافت کرد و گروه دوم 10 جلسه آموزش مهارت های ارتباطی را طی کرد و گروه سوم )کنترل) نیز همزمان به برنامه های عادی کلاسی خود ادامه داد. ابزار استفاده شده شامل پرسش نامه استرس تحصیلی کوهن و فرازر بود.
    یافته ها
    تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس تک متغیره نشان داد که راهبردهای خودتنظیمی انگیزش و مهارت های ارتباطی بر استرس تحصیلی اثر متفاوت داشته و روش مهارت های ارتباطی در کاهش استرس تحصیلی اثربخش تر است.
    نتیجه گیری
    اثربخشی مهارت های ارتباطی برای کاهش استرس نسبت به روش راهبردهای خودتنظیمی انگیزش، در کنترل منابع استرس تحصیلی امری بدیهی به شمار می آید؛ بنابراین می توان با انجام فنون مهارت های ارتباطی، عملا از تاثیرات منفی عوامل استرس زا کاست.
    کلیدواژگان: راهبردهای خودتنظیمی انگیزش، مهارت های ارتباطی، استرس تحصیلی
  • فرزانه گندمی، مریم نجفی* صفحات 30-40
     
    مقدمه و اهداف
    هدف از مطالعه حاضر، پرداختن به مسئله خستگی عضلات ناحیه مرکزی بدن و نقش احتمالی آن در تغییر مکانیک فرود و عملکرد اندام تحتانی بود.
    مواد و روش ها
    در مطالعه نیمه تجربی حاضر، 18 دانشجوی ورزشکار دختر از بین دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه رازی، به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. جهت ارزیابی عملکرد اندام تحتانی در پیش آزمون و پس آزمون, چندین تست استفاده شد. از تست Y برای سنجش تعادل پویا، تست مربع و جهش جانبی برای ارزیابی عملکرد، دامنه دورسی فلکشن مچ پا و جهت ارزیابی مکانیک فرود از پرسش نامه سیستم نمره دهی خطای فرود و نرم افزار کاینوا و اتوکد استفاده گردید. بعد از انجام پیش آزمون ها، پروتکل خستگی ناحیه مرکزی بدن اعمال و به دنبال آن پس آزمون به عمل آمد. از آزمون های آماری K-S، Leven و جهت مقایسه میانگین ها از آزمون آماری t-زوجی در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته های حاصل از مطالعه حاضر نشان داد پس از اعمال پروتکل خستگی ناحیه مرکزی بدن، نمرات خطای فرود (001/0P=) ، دامنه دورسی فلکشن مچ پا در تحمل وزن (002/0P=) ، تعادل پویا (02/0P=) و فلکشن زانو در لحظه فرود (03/0P=) دچار افت می شود.
    نتیجه گیری
    با توجه به افت عملکرد اندام تحتانی و تغییر مکانیک فرود به دنبال خستگی عضلات ناحیه مرکزی بدن، می توان اذعان نمود که احتمالا خستگی ناحیه مرکزی که در حین رقابت های ورزشی رخ می دهد، می تواند زمینه بروز آسیب های اندام تحتانی را فراهم آورد؛ بنابراین اعمال پروتکل های تقویت ناحیه ی مرکزی می تواند زمینه ی پیشگیری از آسیب های اندام تحتانی باشد.
    کلیدواژگان: مکانیک فرود، عملکرد اندام تحتانی، خستگی ناحیه مرکزی بدن، دورسی فلکشن
  • ایوب هاشمی، الهه عرب عامری *، حمیده عبدل زاده صفحات 41-50
     
    مقدمه و اهداف
    اختلال نقص توجه/بیش فعالی، از شایع ترین اختلال های روان پزشکی در کودکان و نوجوانان است. مبتلایان در حوزه های مختلف مشکل دارند، مانند اختلال در نقص توجه دیداری و شنیداری که نقش مهمی در فعالیت های روزمره زندگی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تمرین یوگا بر توجه دیداری و شنیداری کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه همراه با بیش فعالی صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    در پژوهش حاضر 30 دانش آموز پسر 6 تا 7 ساله از مدارس ابتدایی شهر شیراز به کمک پرسش نامه علائم مرضی کودک-4 (CSI-4) و بر اساس ملاک های تشخیصی DSM-IV به عنوان آزمودنی انتخاب شدند و به طور تصادفی در 2 گروه)تجربی و کنترل (قرار گرفتند. گروه تجربی (15n=) ، تمرینات منتخب یوگای تدوین شده دریافت کردند. مدت زمان مداخله 12 جلسه (4 هفته و هر هفته 3 جلسه) یک ساعته بود. گروه کنترل (15n=) هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. آزمودنی های دو گروه قبل و بعد از مداخله به وسیله آزمون عملکرد پیوسته ارزیابی (CPT) شدند. روش آماری مورد استفاده برای تحلیل یافته ها، آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره بود.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تمرینات یوگا در مقایسه با گروه کنترل توانستند در حد معناداری توجه دیداری (002/0P=) و شنیداری (003/0P=) کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه همراه با بیش فعالی را افزایش دهند.
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت که عملکرد توجه کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه همراه با بیش فعالی به کمک تمرینات یوگا بهبود می یابد.
    کلیدواژگان: اختلال کمبود توجه همراه با بیش فعالی، توجه شنیداری، توجه دیداری، تمرین یوگا
  • امیر لطافت کار *، محدثه صالحی سربیژن صفحات 51-64
     
    مقدمه و اهداف
    امروزه امتیاز بیشتر از 14 در آزمون غربالگری حرکت عملکردی برای پیش بینی آسیب در جمعیت های ورزشکار استفاده می شود. عدم تقارن یا محدودیت الگوی حرکتی در آزمون غربالگری حرکت عملکردی ممکن است توانایی پیش بینی آسیب های اسکلتی- عضلانی را داشته باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، پیش بینی آسیب های اسکلتی-عضلانی ورزشکاران باشگاهی از طریق امتیازات انفرادی و مرکب آزمون غربالگری حرکت عملکردی بود.
    مواد و روش ها
    در تحقیق حاضر جامعه آماری شامل 50 ورزشکار باشگاهی در دسترس (25 مرد، 25 زن) ، با میانگین سنی 25/2±19 سال بود. از آزمون های غربالگری حرکت عملکردی برای ارزیابی آزمودنی ها استفاده شد. وقوع آسیب های اسکلتی-عضلانی توسط پزشک رسمی تیم ورزشی، برای سال 95-94 پیگیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح معناداری 05/0 با استفاده از آزمون آماری 2X و منحنی ROC انجام شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد میانگین امتیاز مرکب غربالگری حرکت عملکردی در گروه آسیب دیده پایین تر از گروه سالم بود. همچنین ورزشکارانی که حداقل دارای یک عدم تقارن یا محدودیت الگوی حرکتی در آزمون های انفرادی بودند، نسبت به ورزشکاران فاقد عدم تقارن یا محدودیت الگوی حرکتی، بیشتر متحمل آسیب های عضلانی-اسکلتی شدند. ورزشکاران با امتیاز 14≥ نسبت به افراد با امتیاز 14> آسیب های اسکلتی-عضلانی را بیشتر متحمل شدند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد ورزشکاران با امتیاز 14≥ نسبت به افراد با امتیاز 14> آسیب های عضلانی-اسکلتی را بیشتر متحمل می شوند. عدم تقارن یا امتیاز یک در آزمون های انفرادی غربالگری حرکت عملکردی هم راستا با امتیاز مرکب می تواند برای پیش بینی احتمال وقوع آسیب در ورزشکاران باشگاهی به کار برده شود.
    کلیدواژگان: آزمون غربالگری حرکت عملکردی، الگوی حرکتی، خطر آسیب، عدم تقارن
  • سپیده بوجاری، جواد نیازی خاتون *، ریحانه طالع زاده شیرازی، سحر قنبری صفحات 65-70
     
    مقدمه و اهداف
    افزایش طول عمر، کیفیت زندگی و توانایی فرد برای زندگی مستقل را تحت تاثیر قرار می دهد و او را نیازمند مراقبت و حمایت دیگران قرار می دهد؛ بنابراین انجام مداخلاتی که بتواند موجب افزایش کیفیت زندگی در سالمندان شود، ضرورت می ابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر خاطره گویی گروهی بر کیفیت زندگی سالمندان کانون جهاندیدگان شهر شیراز انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی است که بر روی 40 نفر از سالمندان کانون جهاندیدگان شهر شیراز صورت گرفت. به همین منظور 40 نفر از فهرست سالمندان این کانون به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمودنی قرار داده شدند و در 2 مرحله قبل و بعد از مداخله با استفاده از پرسش نامه کیفیت زندگی SF-36 مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای گروه آزمودنی جلسات خاطره گویی گروهی (در دو گروه 10 نفره) تشکیل شد. جلسات در مدت 6 هفته، هفته ای 2 جلسه (در مجموع 12 جلسه) برگزار شد که هر جلسه به مدت 90 دقیقه طول کشید. داده های حاصل از پرسش نامه ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از آزمون تحلیل کواریانس نشان داد خاطره گویی گروهی در گروه آزمودنی باعث افزایش نمره در برخی از زیرمجموعه های کیفیت زندگی (ابعاد عاطفی، سلامت عمومی، عملکرد اجتماعی و بهبود محدودیت های ایفای نقش به دلایل روانی) شده، در حالی که در دیگر زیرمجموعه های کیفیت زندگی (عملکرد جسمانی، درد بدنی، محدودیت های ایفای نقش به دلایل جسمانی و خستگی) تفاوت معناداری را ایجاد نکرده است.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که بین گروه آزمودنی و کنترل تفاوت معناداری از نظر کیفیت زندگی وجود دارد؛ به عبارتی دیگر خاطره گویی گروهی باعث ارتقاء ابعاد روانی کیفیت زندگی شرکت کنندگان شده است.
    کلیدواژگان: سالمندان، خاطره گویی گروهی، کیفیت زندگی
  • شهربانو طبرسی، محمدمهدی ذاکری، رویا رضاپور، لقمان ابراهیمی * صفحات 71-79
     
    مقدمه و اهداف
    مزمن بودن ماهیت بیماری مولتیپل اسکلروزیس، نداشتن پیش گهی و درمان قطعی و درگیر ساختن فرد در سنین جوانی باعث ایجاد مشکلات روان شناختی متعددی در بیماران می گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تکنیک آرام سازی پیشرونده عضلانی بر پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به ام. اس بود.
    مواد و روش ها
    در پژوهش شبه آزمایشی حاضر با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل، از میان کلیه زنان مبتلا به ام. اس عضو انجمن ام. اس شهرستان بهشهر (80 نفر) تعداد 30 نفر با توجه به معیارهای ورود به پژوهش و به طور تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش تکنیک آرام سازی پیشرونده عضلانی به مدت 8 جلسه 30 دقیقه ای قرار گرفتند. همه بیماران در دو مرحله پیش از درمان و پس از درمان به وسیله مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی (HADS) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از اثربخشی آموزش تکنیک آرام سازی پیشرونده عضلانی در کاهش پریشانی روان شناختی بیماران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بود (01/0P<).
    نتیجه گیری
    تکنیک آرام سازی پیشرونده عضلانی همراه با ریلکسیشن از طریق تاثیرات عمیق بر سیستم اعصاب خودمختار موجب ایجاد وضعیت آرامش عمیق و افزایش توانایی فرد در تطابق با عوامل استرس زا می شود؛ لذا تخصصی کردن و تقویت برنامه های درمانی برای درمان و بهبود بیماران مبتلا به ام. اس با توجه به بررسی نوع استرس ها و اضطراب ها و منابع شان را در ایشان می طلبد.
    کلیدواژگان: تکنیک آرام سازی پیشرونده عضلانی، پریشانی روان شناختی، ام، اس
  • مهدی اصلانی* محمد کلانتریان، هومن مینونژاد صفحات 80-89
     
    مقدمه و اهداف
    اختلال در تعادل و افتادن یکی از مهم ترین پیامدهای افزایش سن می باشد که عواقب نگران کننده ای از جمله شکستگی استخوان را در پی دارد. هدف از تحقیق حاضر تعیین تاثیر تمرینات TRX، بر تعادل مردان میانسال می باشد.
    مواد و روش ها
    تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی و بر روی 26 مرد میانسال با میانگین سن 44/3±8/43 سال و به روش نمونه گیری در دسترس که به صورت تصادفی به دو گروه تمرینات تعلیقی (13 نفر) و گروه کنترل (13 نفر) تقسیم شده اند، انجام شده است. جهت ارزیابی تعادل ایستا، پویا و عملکردی به ترتیب از آزمون های شارپندرومبرگ، تصحیح شده ستاره (Y) و مقیاس برگ استفاده شد. گروه تجربی تمرینات عملکردی TRX را به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته و به مدت 45 دقیقه انجام دادند. پس از پایان 8 هفته تمرینات، تمامی مراحل پیش آزمون، در پس آزمون تکرار شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، از آزمون های تی همبسته و آنالیز کوواریانس. در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج آزمون t مستقل اختلاف معناداری را بین اطلاعات دموگرافیک دو گروه نشان نداد (05/0P<). این امر نشان دهنده همگن بودن دو گروه از نظر ویژگی های فردی اثرگذار بر تعادل می باشد. همچنین نتایج آزمون t همبسته نشان داد که تعادل آزمودنی های گروه تجربی در هر سه نوع ایستا، پویا و عملکردی در پس آزمون نسبت به پیش آزمون پیشرفت معناداری پیدا کرده است. علاوه بر آن، نتایج آزمون آنالیز کوواریانس نشان داد که اجرای تمرینات عملکردی TRX موجب بهبود معنادار تعادل در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل می شود.
    نتیجه گیری
    از آنجایی که تعادل، قابلیتی است که تحت تاثیر چند عامل قرار می گیرد، اجرای تمرینات عملکردی TRX به خوبی می تواند این قابلیت ها را پوشش داده و موجب بهبود تعادل افراد میانسال شود؛ لذا پیشنهاد می شود به منظور جلوگیری از اختلال در تعادل و افتادن، نسبت به بهره مندی از فواید تمرینات عملکردی TRX در دوران میانسالی اقدام شود.
    کلیدواژگان: مردان میانسال، تعادل، تمرینات عملکردی، تمرینات تی آر ایکس
  • روح الله اکبری پور* ، افخم دانش فر، معصومه شجاعی صفحات 90-96
     
    مقدمه و اهداف
    برای تشخیص اختلال هماهنگی رشدی به یک ابزار استاندارد و دقیق برای سنجش مهارت های حرکتی نیاز است. مجموعه سنجش حرکت کودکان-ویرایش دوم، یکی از ابزارهایی است که بدین منظور ساخته شده و در کشورهای انگلیسی زبان (بریتانیا و امریکا) مورد استفاده قرار می گیرد. پس برای استفاده از آن در جامعه تهران نیاز است که پایایی این آزمون بررسی شود. هدف از تحقیق حاضر، تعیین پایایی این مجموعه آزمون برای کودکان رده دوم سنی (10-7 سال) شهر تهران بود.
    مواد و روش ها
    جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کودکان 7 تا 10 ساله شهر تهران تشکیل دادند. نمونه این پژوهش شامل 800 نفر از کودکان عادی با رشد طبیعی با دامنه سنی 0/7 تا 8/10 ساله (میانگین 8/8 و انحراف معیار 2/1) شد که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش، مجموعه آزمون سنجش حرکت کودکان-ویرایش دوم بود. در این مطالعه، پایایی بین آزمونگرها و آزمون-آزمون مجدد و همسانی درونی برای نمونه ایرانی بررسی گردید. پایایی بین آزمونگرها با دو آزمونگر روی 50 کودک، پایایی آزمون-آزمون مجدد با فاصله دو هفته بین دو آزمون و روی 75 کودک و پایایی همسانی درونی روی 800 کودک به دست آمد. کلیه مراحل تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام شد و سطح معناداری تمام آزمون ها 05/0  
    یافته ها
    پایایی بین آزمونگرها با محاسبه ضریب همبستگی درون طبقه ای برای مهارت چالاکی دستی 923/0، مهارت هدف گیری و پرتاب 999/0، مهارت تعادل 988/0 و نمره کل آزمون 985/0 بود. پایایی بازآزمایی با محاسبه ضریب همبستگی درون طبقه ای برای مهارت چالاکی دستی 926/0، مهارت هدف گیری و پرتاب 888/0، مهارت تعادل 967/0 و نمره کل آزمون 967/0 به دست آمد. ضریب آلفای کرونباخ به منظور همسانی درونی آزمون، برای مهارت چالاکی دستی 713/0، مهارت هدف گیری و پرتاب 765/0، مهارت تعادل 603/0 و نمره کل آزمون 843/0 بود.
    نتیجه گیری
    بر پایه یافته های پژوهش حاضر چنین نتیجه گیری می شود که مجموعه آزمون سنجش حرکت کودکان-ویرایش دوم، ابزاری پایا برای تشخیص اختلال هماهنگی رشدی کودکان 7 تا 10 ساله شهر تهران می باشد.
    کلیدواژگان: سنجش حرکت کودکان، اختلال هماهنگی رشدی، مهارت های بنیادی، آزمون MABC-2، پایایی
  • رعنا الماس شهنی *، ملیحه حدادنژاد، فرشته افتخاری صفحات 97-106
     
    مقدمه و اهداف
    ثبات مرکزی به معنای توانایی کنترل حرکات تنه برای تولید، انتقال و کنترل بهینه نیروها از اندام فوقانی و تحتانی در حین حرکات عملکردی می باشد. مطالعات محدودی به شواهد و مدارکی مبنی بر رابطه میان ثبات مرکزی و اندام فوقانی و پیشگیری از آسیب اشاره کرده اند و این موضوع نیاز به تحقیق بیشتری دارد؛ از این رو هدف تحقیق حاضر، تاثیر تمرینات ثبات مرکزی بر عملکرد و حس عمقی اندام فوقانی در زنان فعال مستعد آسیب دیدگی می باشد.
    مواد و روش ها
    در پژوهش حاضر 23 نفر از زنان فعال مستعد آسیب دیدگی به صورت هدفمند برای این تحقیق انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (12 نفر) و تجربی (11 نفر) قرار گرفتند. گروه تجربی 6 هفته تمرینات ثبات مرکزی را انجام دادند. آزمون های زنجیره حرکتی بسته اندام فوقانی، پرتاب توپ مدیسین بال جهت ارزیابی عملکرد و خطای بازسازی زاویه 45 درجه چرخش خارجی جهت ارزیابی حس عمقی استفاده گردید. جهت بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون شاپیروویلک و جهت بررسی تغییرات نمرات آزمون ها در هر گروه، قبل و بعد از دوره تمرینی، از آزمون تحلیل کواریانس در سطح معناداری 05/0≥α استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد اختلاف در آزمون های عملکرد و حس عمقی میان گروه کنترل و تجربی معنا دار بود. در واقع تمرینات ثبات مرکزی عملکرد و حس عمقی را در زنان فعال مستعد آسیب دیدگی در گروه تجربی افزایش داد، در حالی که نتایج این آزمون ها برای گروه کنترل معنادار نشد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد تمرینات ثبات مرکزی باعث درگیر نمودن سیستم عصبی-عضلانی و افزایش ثبات پویا در ناحیه مرکزی می شود. این تمرینات فانکشنال، می تواند بر عملکرد کل زنجیره حرکتی تاثیر گذار باشد. نتایج نشان داد تمرینات ثبات مرکزی باعث بهبود عملکرد و حس عمقی در اندام فوقانی در زنان فعال مستعد آسیب دیدگی شد. پیشنهاد می شود از ابزارهای دیگری نیز برای سنجش عملکرد و حس عمقی نیز استفاده شود.
    کلیدواژگان: اندام فوقانی، تمرینات ثبات مرکزی، پیشگیری از آسیب
  • سیده مهتا مرعشی پور*، نوید میرزاخانی، مهدی رضایی، زهرا شفیعی، علیرضا اکبرزاده باغبان صفحات 107-115
     
    مقدمه و اهداف
    امروزه اطلاعات استفاده از زمان شاخص مناسبی برای تعیین کیفیت زندگی هر فرد می باشد. با توجه به شیوع فلج مغزی و نیازهای زیاد این کودکان به مادران خود، در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر بسته مشاوره ای استفاده از زمان بر افزایش اوقات فراغت و رضایت از مدیریت زمان مادران کودکان فلج مغزی پرداخته شده است.
    مواد و روش ها
    در بررسی حاضر از بین مادران مراجعه کننده به کلینیک کیمیا طب شهرستان ورامین 36 مادر که معیار ورود به مطالعه را داشتند، انتخاب شدند و به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. هر دو گروه در جلسه اول پرسش نامه (استفاده از زمان مادران) را تکمیل کردند. سپس گروه مداخله طی یک ماه چهار جلسه مداخله دریافت کرده و در پایان مجددا هر دو گروه پرسش نامه را تکمیل کردند. داده ها در نرم افزار SPSS18 وارد شده و از آزمون کوواریانس و ویل کاکسون استفاده شده است.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که آنالیز آماری داده ها تفاوت معناداری را در حیطه زمان اختصاص یافته به اوقات فراغت قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه شاهد و مداخله دارد ((P
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد نتابج حاصل از بررسی حاضر نشان داده که بسته مشاوره ای بر افزایش زمان اختصاص داده شده به اوقات فراغت تاثیرگذار بوده و همچنین باعث افزایش رضایت از مدیریت زمان در مادران کودکان فلج مغزی شده است.
    کلیدواژگان: بسته مشاوره ای، مادران کودکان فلج مغزی، استفاده از زمان
  • سحر نظری *، امیر لطافت کار صفحات 116-126
     
    مقدمه و اهداف
    دوران بلوغ دوران تغییرات هورمونی و فیزیولوژیکی است که باعث کاهش حس عمقی در زنان می شود و اثرات حاصل از تغییرات این دوران در زنان دارای شلی مفصلی بیشتر از زنان سالم می باشد، از آنجا که تاکنون تاثیر تمرینات حس عمقی در اثرگذاری قبل و پس از بلوغ در زنان دارای شلی مفصل مشخص نشده است؛ لذا در تحقیق حاضر به بررسی اثر این تمرینات بر درد و زاویه بازسازی مفصل زانو در زنان بالغ و نابالغ دارای شلی مفصلی پرداخته می شود.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر 28 دختر 8 تا 16 سال به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه بالغ و نابالغ تقسیم شده اند. این تحقیق به صورت پیش و پس آزمون بوده؛ به طوری که آزمودنی ها، پس از ارزیابی ابتدایی و انتهایی درد و حس عمقی به وسیله مقیاس آنالوگ بصری و فتوگرامتری مورد ارزیابی قرار گرفتند. دوره تمرینات حس عمقی 8 هفته بوده که تحت نظر کارشناس تربیت بدنی انجام شد، در این مطالعه از آزمون های آماری کلموگراف-اسمیرنوف، آزمون t زوجی و t مستقل برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که در مقایسه با قبل از شروع تمرینات، هشت هفته تمرینات حس عمقی تغییرات معناداری در درد (001/0=پیش از بلوغP، 001/0=پس از بلوغP) و حس عمقی (001/0=پیش از بلوغP، 001/0=پس از بلوغP) در زنان 8 تا 16 سال دارای شلی مفصل ایجاد کرده است. نتایج آزمون آماری نشان داد که متغیر درد در گروه قبل از بلوغ، از پیش آزمون (89/0±78/5) به پس آزمون (74/0±64/1) تغییر کرد، در همین گروه متغیر حس عمقی از پیش آزمون (66/0±85/4) به پس آزمون (86/0±85/1) تغییر یافت که این نتایج از لحاظ آماری معنادار می باشد. نتایج آزمون آماری در گروه پس از بلوغ در متغیر درد از پیش آزمون (33/1±35/5) به پس آزمون (18/1±78/2) تغییر کرد، در همین گروه متغیر حس عمقی از پیش آزمون (91/0±71/4) به پس آزمون (00/1±35/2) تغییر یافت که این نتایج نیز از لحاظ آماری معنادار می باشد و میزان تاثیرگذاری تمرینات بر روی گروه پیش از بلوغ بیشتر از گروه پس از بلوغ است.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که تمرینات حس عمقی باعث کاهش درد و بهبود حس عمقی در زنان دارای شلی مفصلی شد و برتری اثرگذاری تمرینات با گروه نابالغ می باشد. با توجه به تاثیر تمرینات حس عمقی در دوران قبل از بلوغ، توصیه می شود با در نظر گرفتن احتیاط های مربوطه از تمرینات مذکور در دوره های قبل از بلوغ استفاده شود تا از عوارضی که در آینده ممکن است برای این افراد ایجاد شود، جلوگیری شود.
    کلیدواژگان: بلوغ، حس عمقی، درد، شلی مفصلی
  • نعیمه فتحی هرات، علی قربانی *، محمدرضا کیهانی، شاپور حق جو صفحات 127-135
     
    مقدمه و اهداف
    امروزه برخورداری از شنوایی طبیعی برای اکتساب نظام واجی هر زبان ضروری است. کودکان با آسیب شنوایی نوعی نظام واجی نامناسب یا معیوب دارند که در پی ترمیم شنوایی با کاشت حلزون نیز، جنبه هایی از این مشکل باقی می ماند که بهبود آن نیازمند درمان است. با این دیدگاه که فرض می شود، فرآیندهای واجی در کودکان کاشت حلزون شده با کودکان شنوای فارسی زبان تفاوت دارد. به هدف کشف این تفاوت این دو گروه مورد مقایسه قرار گرفتند.
    مواد و روش ها
    مطالعه مقطعی حاضر روی 28 کودک کاشت حلزون و 25 کودک شنوای فارسی زبان 2 تا 8 ساله شهر شیراز صورت گرفت. نمونه گفتار مورد مطالعه با استفاده از بیان نام 106 تصویر جمع آوری و هر یک از فرآیندهای واجی تجزیه و تحلیل و ثبت گردید.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد از بین فرآیندهای واجی، مضاعف سازی، لبی شدگی و انسدادی-چاکنایی شدگی (00/0 (p=فقط در کودکان کاشت حلزون دیده شد. در کودکان شنوا فرآیندهای واجی در 7 سالگی مشاهده نشد، اما در کودکان کاشت حلزون بعد از 8 سالگی نیز فرآیندهای واجی وجود داشت. در کودکان شنوا (008/0p=) و کاشت حلزون شده (029/0p=) بین سن با میانگین فرآیند واجی، ارتباط معکوس بود.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد فرآیندهای واجی در کودکان کاشت حلزون دیرتر از کودکان شنوا از بین رفت و بسامد فرآیندهای واجی در کودکان کاشت حلزون بیشتر از گروه شنوا است که نشان از تاخیر و انحراف در مسیر رشد واجی شان بود و خود این مسئله به تناسب طول دوره رشد فرآیندها با سن شنوایی اشاره دارد. با افزایش سن کودکان شنوا و کاشت حلزون فرآیندهای واجی در هر دو گروه کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: فرآیندهای واجی، کودکان کاشت حلزون، کودکان شنوا
  • اصغر حق جو، زهرا سلیمانی*، هوشنگ دادگر صفحات 136-142
     
    مقدمه و اهداف
    کم شنوایی مرتبط با کاهش فعالیت های شناختی است. استفاده از وسایل کمک شنیداری تاثیر مشکلات شنوایی بر مشکلات شناختی را کم می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی پروتز کاشت حلزون و سمعک روی توانایی حافظه فعال واج شناختی بود.
    مواد و روش ها
    تحقیق حاضر یک مطالعه مقطعی است و دارای حجم نمونه 63 کودک فارسی زبان در پایه اول دبستان (21 کودک کاشت حلزون، 21 کودک کاربر سمعک و 21 کودک شنوای طبیعی) بود. ابزار سنجش آزمون تکرار ناکلمه سیاحی و همکاران و خرده آزمون های فراخنای اعداد در ترتیب مستقیم و معکوس نسخه 4 وکسلر بود.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد میانگین نمرات حافظه فعال واج شناختی در کودکان شنوای طبیعی در مقایسه با کودکان کم شنوای دارای کاشت حلزون و کاربر سمعک به طور معناداری بالاتر بود (01/0P<) ، اما تفاوت معناداری در میانگین نمرات حافظه فعال واج شناختی بین کودکان کم شنوای دارای کاشت حلزون و کاربر سمعک دیده نشد (05/0P>).
    نتیجه گیری
    بین کودکان آسیب شنوایی و شنوای طبیعی در حافظه فعال واج شناختی تفاوت دیده شد. این نشان دهنده نقش شنوایی در رشد حافظه فعال واج شناختی است؛ بنابراین به نظر می رسد که در مطالعه حاضر نوع استفاده از وسایل کمک شنیداری پروتز کاشت حلزون و سمعک تاثیری بر مهارت حافظه فعال نداشته است.
    کلیدواژگان: حافظه فعال، کم شنوایی، کاشت حلزون، سمعک
  • فریبا ستارپور ایرانقی*، یاور جمالی قراخان لو، حامد مرادی کیا، لیلا همتی صفحات 143-152

     

    مقدمه و اهداف

    امروزه پرخاشگری یکی از آسیب های اجتماعی بسیار جدی در نوجوانان است که سلامت جسمی و روانی آنها را مختل می کند؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر، مقایسه تاثیر تمرینات جسمانی و مهارت کنترل خشم بر کاهش پرخاشگری نوجوانان پسر بود.

    مواد و روش ها

    در مطالعه شبه تجربی حاضر (پیش آزمون-پس آزمون) 40 نفر از دانش آموزان مدرسه عدالت شهر اراک به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت غیرتصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفری) قرار گرفتند. برای گروه اول آموزش تمرینات جسمانی (هفته ای دو جلسه یک ساعته) و برای گروه دوم آموزش مهارت کنترل خشم (هفته ای دو جلسه یک ساعته) اعمال شد. همه آزمودنی ها پیش از آغاز آموزش و پس از آن، مقیاس سنجش پرخاشگری باس و پری را پر کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که میزان اثربخشی مهارت کنترل خشم در کاهش پرخاشگری و مولفه های آن (پرخاشگری بدنی، پرخاشگری کلامی، خشم و خصومت) نسبت به تمرینات جسمانی به طور معنا داری بیشتر است (001/0>p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که مهارت کنترل خشم در کاهش پرخاشگری نوجوانان موثرتر از تمرینات جسمانی است.

    کلیدواژگان: تمرینات جسمانی، مهارت کنترل خشم، پرخاشگری، نوجوانان
  • فرزانه الوندی*، امیر لطافت کار صفحات 153-159
     
    مقدمه و اهداف
    امروزه سندرم درد پتلوفمورال که از آن به عنوان سیاه چاله ی ارتوپدی یاد شده است، یکی از شایع ترین مشکلات اسکلتی-عضلانی زانو در افراد ورزشکار و غیرورزشکار است. سینماتیک های تغییریافته از جمله ولگوس داینامیک اندام تحتانی به درد پتلوفمورال کمک می کند. استفاده از یک دستگاه بازخورد بصری می تواند بر اصلاح راستای داینامیک زانو مفید باشد. تحقیق حاضر به منظور مقایسه تاثیر سه نوع بازخورد آینه، فیلم خام و بازخورد بینایی آنی بر راستای داینامیک اندام تحتانی و درد در افراد دارای سندرم درد پتلوفمورال انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر تعداد 52 زن با میانگین سن 16/4±42 سال دارای سندرم درد پتلوفمورال شرکت کردند. راستای داینامیک اندام تحتانی و درد به ترتیب با استفاده از تست اسکات تک پا و با استفاده از نرم افزار Dartfish ProSuite 7 و مقیاس بصری درد قبل و بعد از اصلاح راستای داینامیک اندام تحتانی همراه سه نوع بازخورد آینه، فیلم خام و بازخورد بینایی آنی، اندازه گیری شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که هر سه روش بازخورد آنی باعث ایجاد تغییرات معنادار در راستای داینامیک اندام تحتانی می شود، اما تاثیری بر درد ندارد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد اصلاح راستای داینامیک اندام تحتانی با استفاده از سه نوع بازخورد آینه، فیلم خام و بازخورد بینایی بر راستای داینامیک اندام تحتانی در افراد دارای سندرم درد پتلوفمورال تاثیرگذار بوده است، اما تفاوت معناداری بین بازخوردهای مختلف مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: سندرم درد پتلوفمورال، بازخورد، اسکات تک پا، راستای (ولگوس) داینامیک زانو، درد
  • وجیهه دهقان زاده، عبدالحمید دانشجو *، منصور صاحب الزمانی، فائزه بامروت، سعیده صدیقی دریجانی، زهرا مددی زاده صفحات 160-167
     
    مقدمه و اهداف
    ارزیابی تعادل به عنوان یک فاکتور خطرزای قابل اصلاح جهت پیشگیری از آسیب بسیار مهم می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر 6 هفته تمرینات ثبات مرکزی بدن و هاپینگ بر تعادل در دانشجویان دختر با ناپایداری مچ پا در دانشگاه باهنر کرمان بود.
    مواد و روش ها
    36 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه باهنر کرمان با ناپایداری مچ پا (سطح 15 تا 27) و با میانگین سن 3/7±08/22 سال، قد 5±61/1 متر و جرم 89/9±77/58 کیلوگرم، به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 12 نفری ثبات مرکزی بدن، هاپینگ و کنترل تقسیم شدند. در پژوهش حاضر، ناپایداری مچ پا با استفاده از پرسش نامه CIAT مورد ارزیابی قرار گرفت. قبل و بعد از دوره 6 هفته ای تمرینات (3 جلسه 30 دقیقه ای در هفته) در شرایط مشابه زمانی و مکانی تعادل با استفاده از دستگاه بایودکس اندازه گیری شد. گروه کنترل در این دوره هیچ فعالیت ورزشی را تجربه نکردند.
    یافته ها
    نتایج سنجش مکرر ترکیبی نشان داد که بین تعادل قبل و بعد از تمرینات ثبات مرکزی بدن و هاپینگ تفاوت معناداری وجود دارد (001/0=P). همچنین تعادل در قبل و بعد از تمرینات در گروه تمرینات ثبات دهنده مرکزی (000/0=P) و گروه تمرینات هاپینگ تفاوت معناداری نشان داد (001/0=P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان در پروتکل های توانبخشی افراد با ناپایداری مچ پا از هر دو تمرینات ثبات مرکزی بدن و هاپینگ به عنوان تمرینات موثر جهت بهبود تعادل استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تمرینات ثبات مرکزی بدن، تمرینات هاپینگ، تعادل، ناپایداری عملکردی مچ پا
  • امین رضایی، پروین راجی* ، سیده تهمینه موسوی، محمود محمودیان، احمدرضا باغستانی صفحات 168-176
     
    مقدمه و اهداف
    به حداکثر رساندن کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان دارای ناتوانی، هدف اولیه خدمات توانبخشی و از جمله بحث های مطرح در تحقیقات توانبخشی و سلامت کودک می باشد. با آگاهی از میزان تاثیر عوامل مختلف از جمله موانع محیطی می توان در جهت بهبود کیفیت زندگی این کودکان اقدام کرد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط بین موانع محیطی با کیفیت زندگی کودکان فلج مغزی 12-8 سال مدرسه رو شهر تهران بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مقطعی و توصیفی-تحلیلی بود. جمعیت مورد مطالعه شامل 67 نفر بود که از بین کودکان مبتلا به فلج مغزی 12-8 سال مدرسه رو سطح شهر تهران که معیار های ورود به مطالعه را داشتند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت ارزیابی موانع محیطی از European Child Environment Questionnaire و جهت ارزیابی کیفیت زندگی از پرسش نامه کیفیت زندگی از Cerebral Palsy Quality Of Life Questionnaire نسخه والدین استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین کیفیت زندگی و موانع محیطی رابطه منفی معنادار وجود دارد (05/0
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد بین کیفیت زندگی و موانع محیطی رابطه معنادار وجود دارد؛ به این صورت که هر اندازه موانع محیطی پیرامون یک کودک فلج مغزی کمتر باشد، از کیفیت زندگی مطلوب تری برخوردار خواهد بود و برعکس.
    کلیدواژگان: فلج مغزی، موانع محیطی، کیفیت زندگی
  • فائزه محمدی سنجانی *، معصومه شجاعی، افخم دانش فر صفحات 177-184
     
    مقدمه و اهداف
    امروزه دسترسی یکی از تکالیف رایج روزانه زندگی می باشد و از آنجایی که اغلب تکالیف روزانه زندگی هم زمان با تکالیف شناختی همراه است، باعث افت عمکلرد در تکلیف اصلی می شود. بهبود ثبات پاسچر باعث بهبود این عملکرد در شرایط متفاوت می باشد؛ بدین منظور هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تمرین ثابت (زمان واکنش ساده) و متغیر تصادفی (زمان واکنش انتخابی) بر کنترل پیش بینانه پاسچر تحت تکلیف دوگانه شناختی می باشد.
    مواد و روش ها
    در تحقیق حاضر 16 دانشجوی دختر راست دست با میانگین سنی 3. 18±27. 18 سال در یک طرح تحقیق با پیش آزمون-پس آزمون گروه تصادفی شرکت کردند. برای ارزیابی بزرگی کنترل پیش بینانه پاسچر از شاخص سرعت متوسط و جابه جایی مرکز فشار پا با استفاده از صفحه نیرو قبل از شروع حرکت دسترسی تحت تکلیف دوگانه شناختی استفاده شد. داده ها توسط نرم افزار متلب و SPSS نسخه 21 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد نتایج آزمون تی مستقل از اختلاف نمرات پیش آزمون و پس آزمون دو گروه نشان داد که در گروه تمرین ثابت سرعت جابه جایی مرکز فشار تحت تکلیف دوگانه شناختی قبل از شروع حرکت بیشتر از گروه تمرین متغیر تصادفی بود (05/0P<). هم چنین نتایج تحلیل واریانس ترکیبی 2×2 در جابه جایی مرکز فشار بین دو گروه تمرین ثابت و تصادفی تقاوت معناداری نشان نداد (05/0P<).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد بعد از تمرین ثابت کنترل پیش بینانه پاسچر تحت تکلیف دوگانه شناختی بهبود پیدا کرده است. این نوع تمرین باعث بهبود عملکرد کنترل پیش بینانه پاسچر بعد از وارد شدن اغتشاش حاصل از حرکت بدن شده است. نتایج تحقیق حاضر از فرضیه اصل اختصاصی بودن تمرین حمایت می کند.
    کلیدواژگان: زمان واکنش، تکلیف ثانویه، تمرین متغیر تصادفی، کنترل پیش بینانه پاسچر
  • جواد قادری، احمدرضا ناظری *، سید مهدی طباطبایی صفحات 185-190
     
    مقدمه و اهداف
    استفاده از سمعک، راه حل اصلی مداخله توانبخشی در افراد سالمند کم شنوا است. یکی از ابزارهای مناسب جهت ارزیابی خدمات توانبخشی با سمعک، استفاده از پرسش نامه‏ها می‏باشد؛ بنابراین ترجمه و تعیین پایایی و روایی پرسش نامه گلاسکو، می تواند ابزاری مناسب و مفید جهت این مهم در اختیار جامعه‏ی شنوایی شناسی قرار دهد.
    مواد وروش ها
    پس از ترجمه پرسش نامه توسط دو مترجم مستقل در پنل خبرگان گویه های نهایی تدوین شد. سپس روایی صوری و روایی محتوی تعیین شد. برای تعیین پایایی پرسش نامه 40 نفر سالمند به آن پاسخ دادند. 20 نفر سالمند با سابقه بیش از 6 ماه استفاده از سمعک در فاصله 25 روز دو بار به پرسش نامه پاسخ دادند تا پایایی آزمون–بازآزمون پرسش نامه تعیین گردد.
    یافته ها
    یافته ها در پژوهش حاضر پس از بررسی روایی محتوایی پرسش نامه سمعک گلاسکو نشان داد که این پرسش نامه با شاخص روایی 89/0 و همچنین میزان ضریب آلفای کرونباخ 84/0 از روایی و پایایی با قابلیت بالایی برخوردار می‏باشد که نشان دهنده تایید سودمندی پرسش نامه سمعک گلاسکو در بین افراد سالمند می باشد.
    نتیجه گیری
    پرسش نامه سودمندی سمعک گلاسکو ابزار مناسبی برای تعیین سودمندی استفاده از سمعک در افراد کم شنوا می باشد.
    کلیدواژگان: سمعک، پرسشنامه، سالمندی
  • امید رستم زاده، افسون حسنی مهربان* ، مالک امینی صفحات 191-197
     
    مقدمه و اهداف
    هدف از مطالعه حاضر مقایسه مشارکت کودکان فلج مغزی 4 تا 6 ساله در حیطه های آکوپیشن (مراقبت از خود، مشارکت در منزل، بازی، اوقات فراغت، مشارکت اجتماعی و محیط های آموزشی) بر اساس سطح توانایی عملکرد حرکتی درشت (سطوح 1 و 2) است.
    مواد و روش ها
    در پژوهش حاضر، نوع بررسی مقطعی و مقایسه ای بود. روش انتخاب نمونه ها به روش غیراحتمالی آسان در دسترس بود. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل سیستم طبقه بندی عملکرد حرکتی درشت (GMFCS) و نسخه فارسی پرسش نامه مشارکت کودکان (Children Participation Questionnaire-Persian; CPQ-P) بود. برای آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد. برای سنجش تفاوت بین گروه ها از آزمون آماری t مستقل استفاده شد و سطح معناداری 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که میانگین سنی کودکان در پژوهش حاضر 5 سال (حداقل 4 ساله و حداکثر 6 ساله) بود. 39 نفر پسر (78%) و 11 نفر دختر (22%) در این مطالعه شرکت کرده بودند. تفاوت بین میانگین میزان مشارکت کودکان فلج مغزی در حیطه های آکوپیشن (شامل مراقبت از خود، مشارکت در منزل، بازی، مشارکت اجتماعی و محیط های آموزشی) و سطوح عملکرد حرکتی درشت (سطوح 1 و 2) معنا دار بود. از طرفی دیگر، تفاوت بین میانگین میزان مشارکت کودکان فلج مغزی در حیطه اوقات فراغت و سطوح عملکرد حرکتی درشت معنادار نبود (05/0P>). نتایج بین میزان مشارکت و سطح عملکرد حرکتی درشت در ابعاد تنوع و شدت تفاوت معناداری را نشان نداد (05/0P>) ، ولی در سایر ابعاد مشارکت (میزان کمک ،لذت و رضایت والدین) معنادار بود (05/0P<).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد میزان مشارکت کودکان فلج مغزی در حیطه های آکوپیشن بر اساس سطح توانایی عملکرد حرکتی درشت بسیار جزیی و اثربخشی قابل ملاحظه ای مشاهده نشد؛ بنابراین در ارزیابی و درمان کودکان فلج مغزی باید این نکته در نظر گرفته شود که فقط با تاکید بر بهبودی و ارتقاء عملکرد حرکتی نمی توان مشارکت کودکان در آکوپیشن ها که هدف نهایی توانبخشی می باشد را تغییر داد.
    کلیدواژگان: مشارکت، عملکرد حرکتی درشت، فلج مغزی، آکوپیشن
  • ایمان خیراندیش* ملیحه حدادنژاد، صدرالدین شجاع الدین صفحات 198-207
     
    مقدمه و اهداف
    ناهنجاری ها و عدم توازن عضلانی در اندام تحتانی می تواند منجر به ضعف در اجرای فعالیت های ورزشی و به دنبال آن آسیب دیدگی شود. هدف از تحقیق حاضر مقایسه نمرات آزمون های عملکردی اندام تحتانی در نوجوانان فعال با کف پای صاف و طبیعی بود.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر تعداد 60 دانش آموز فعال 16-18 ساله در دو گروه (هر گروه 30 نفر) کف پای صاف و طبیعی شرکت داشتند. میزان افت ناوی آزمودنی ها با استفاده از روش توصیف شده برادی و عملکرد اندام تحتانی با استفاده از آزمون های عملکردی سکانس کنترل، سکانس لی لی کردن و سکانس استقامت مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تجزیه و تحقیق یافته های تحقیق از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و روش آمار استنباطی (تی مستقل) استفاده شد (05/0P≤).
    یافته ها
    نتایج نشان داد که اختلاف معناداری بین دو گروه کف پای صاف و طبیعی در همه ی آزمون های عملکردی اندام تحتانی وجود دارد (05/0P≤) و گروه کف پای صاف نسبت به گروه سالم نمرات ضعیف تری را کسب کردند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه حاضر، کف پای صاف به عنوان یک ناهنجاری باعث تضعیف در اجرای آزمون های عملکردی اندام تحتانی شده که می تواند منجر به ضعف در اجرای فعالیت های ورزشی که نیازمند به تعادل، استقامت و توان عضلانی و به دنبال آن آسیب دیدگی های ورزشی از جمله التهاب نیام کف پایی، استرس فراکچر درشت نی، پارگی رباط صلیبی قدامی و کمردرد است، شود؛ بنابراین توصیه می شود کف پای صاف منعطف به عنوان یکی از عوامل خطر آسیب دیدگی ورزشی مد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آزمون های عملکردی اندام تحتانی، نوجوانان فعال، کف پای صاف منعطف
  • مارینا شریعتی *، شیرین زیلایی بوری صفحات 208-216
     
    مقدمه و اهداف
    امروزه با زندگی ماشینی، پشت میزنشینی و انجام حرکات مضر افراد مستعد بروز ناهنجاری های اسکلتی-عضلانی می شوند که علت آن به درستی شناسایی نشده است، از این رو پژوهش حاضر سعی دارد رابطه انعطاف پذیری و نوع پیکری با ناهنجاری لوردوز کمری دانشجویان دختر را بررسی نماید.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر 92 دانشجوی دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز شرکت کردند. متغیرهای تحقیق شامل درجه لوردوز کمری، نوع پیکری و انعطاف پذیری بود که میزان لوردوز کمری با خط کش منعطف 30 سانتی متری به شیوه یوداس و میزان انعطاف پذیری با استفاده از تست خمش به جلو اندازه گیری شد. برای اندازه گیری نوع پیکری (اندومورفی، مزومورفی و اکتومورفی) از روش محاسبه سوماتوتایپ هیث و کارتر استفاده شد، پس از جمع آوری اطلاعات، به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیری در سطح معناداری 05/0=α استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد بین انعطاف پذیری و لوردوز کمری رابطه معناداری وجود ندارد (3/0=P و 11/0-=r). بین نوع پیکری اندومورف و لوردوز کمری رابطه منفی معناداری مشاهده گردید (0001/0=P و 40/0-=r). بین نوع پیکری مزومورف (09/0=P و 18/0=r) و اکتومورف (48/0=P و 07/0=r) با لوردوز کمری رابطه مثبتی مشاهده شد. رگرسیون پیش بینی لوردوز از روی متغیرهای انعطاف پذیری ستون فقرات و نوع پیکری ها تنها برای دو مولفه اندومورفی و مزومورفی معنادار بود (003/0>P و 35/4=F).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد با توجه به امکان پیش گویی تغییرات لوردوز از طریق مولفه های سوماتوتایپ پیش از هر گونه مداخله در ناهنجاری ستون فقرات بهتر است وضعیت بدنی افراد مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نوع پیکری، انعطاف پذیری ستون فقرات، لوردوز
  • امیرعلی جعفرنژادگرو *، حامد شیخ علی زاده، سمیه صلاحی موثق صفحات 217-226
     
    مقدمه و اهداف
    عارضه سربه جلو یکی از اختلالات شایع در ناحیه گردن است. هدف مطالعه حاضر بررسی مولفه های نیروی عکس العمل زمین در کودکان دارای عارضه سربه جلو در مقایسه با همتایان سالم طی فاز اتکای دویدن بود.
    مواد و روش ها
    28 کودک پسر به ترتیب در دو گروه سالم (تعداد=16 نفر) و سربه جلو (تعداد=12 نفر) قرار گرفتند. دو سیستم صفحه نیرو کیستلر جهت ثبت نیروهای عکس العمل زمین طی دویدن با پای برهنه استفاده شد. اوج مولفه های نیروی عکس العمل زمین، زمان رسیدن به اوج این مولفه ها، ایمپالس در سه بعد و اوج مثبت و منفی گشتاور آزاد جهت تحلیل های بیشتر مورد محاسبه قرار گرفت. از آزمون آماری تی مستقل جهت مقایسه بین گروهی استفاده شد. سطح معناداری برابر 05/0>P بود.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سرعت دویدن در کودکان دارای عارضه سرب جلو در مقایسه با گروه کنترل کمتر می باشد (001/0>P). زمان رسیدن اوج عمودی (حدود 2/11 درصد، اندازه اثر متوسط، 035/0=P) و خارجی (حدود 3/76 درصد، اندازه اثر بزرگ، 009/0=P) نیروی عکس لعمل زمین در گروه سربه جلو نسبت گروه سالم بزرگتر بود. اوج مولفه های نیروی عکس العمل زمین و اوج مثبت و منفی گشتاور آزاد بین دو گروه به لحاظ آماری اختلاف معناداری را نشان نداد (05/0<P).
    نتیجه گیری
    سرعت دویدن در کودکان دارای عارضه ی سربه جلو نسبت به همسالان سالم پائین تر بود، در حالی که اوج مولفه های نیروی عکس العمل زمین مشابه بود. تغییر سرعت دویدن و مولفه های نیروهای عکس العمل زمین مشابه، نشان دهنده کارایی مکانیکی پایین تر دویدن در کودکان دارای عارضه سربه جلو می باشد. این افراد نیازمند انجام تداخلات همچون تمرینات ورزشی هستند تا مقادیر اوج مولفه های نیروی عکس العمل زمین و گشتاور آزاد را طی دویدن در آن ها کاهش دهد.
    کلیدواژگان: نیروی عکس العمل زمین، دویدن، سربه جلو، گشتاور آزاد
  • پرستو شمسه کهن* حیدر صادقی، مهدی خالقی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی صفحات 227-235
     
    مقدمه و اهداف
    مفصل زانو یکی از پیچیده ترین و بزرگ ترین مفاصل سینوویال موجود در بدن می باشد که به جهت موقعیت قرارگیری و نوع استرس های فیزیکی وارد بر آن، در ضایعات ضربه ای ناشی از ورزش و تصادفات در معرض ابتلا به آسیب قرار دارد. همچنین از آنجایی که هیچ تحقیقی تفاوت بین مکانیک بافت سلولی بیماران و ورزشکاران را به صورت فراساختاری و نانو بررسی نکرده است، مطالعه حاضر با هدف مقایسه ساختار نانوبیومکانیکی سلول لیگامان صلیبی قدامی آسیب دیده بین مردان ورزشکار و غیرورزشکار، می تواند در توسعه علم بیومکانیک سلول و کامل شدن دانش در حیطه مکانیک بدن انسان بسیار موثر باشد.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر نمونه های آماری شامل 7 مرد ورزشکار و 7 مرد غیرورزشکار با آسیب لیگامان صلیبی قدامی بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. توسط جراح ارتوپد مخصوص هر آزمودنی، نمونه بافت گرفته شد و برای بررسی تعداد و قطر فیبریل ها، رافنس و توپوگرافی سلول با میکروسکوپ نیروی اتمی آماده سازی شدند. در نهایت نیز تصاویر و داده های به دست آمده توسط نرم افزار تحلیل تصویر (Dual Scope TM/Raster Scope TM-SPM) محاسبه شد. تحلیل آماری داده ها در سطح معنا‎داری 05/0 با استفاده از نرم افزار SPSS انجام و جهت مقایسه داده ها از آزمون آماری t مستقل برای نمونه های مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که ساختار نانوبیومکانیکی سلول لیگامان صلیبی قدامی آسیب دیده، شامل میزان رافنس سطح (nm) ، تعداد فیبریل در هر واحد و قطر فیبریل (nm) ، بین مردان ورزشکار و غیرورزشکار متفاوت است. همچنین تصاویر توپوگرافی گرفته شده از نواحی مختلف بافت لیگامان آسیب دیده به صورت دوبعدی و سه بعدی در برش های طولی و عرضی این دو گروه، در بعضی از نواحی آرایش نامنظمی از فیبریل های کلاژنی را نشان دادند و فیبریل ها در یک جهت نبودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به میانگین نسبی ورزشکاران در متغیرهای تحقیق حاضر و همچنین با در نظر گرفتن اینکه عضلات اطراف ناحیه زانو در ورزشکاران قوی تر از غیرورزشکاران است، عضلات مجاور فشار را از روی ACL برداشته و باعث شده است که بین ویژگی های مکانیکی سلول و بافت ACL مردان ورزشکار و غیرورزشکار در مطالعه حاضر تفاوت وجود داشته باشد.
    کلیدواژگان: ساختار نانوبیومکانیکی سلول، لیگامان صلیبی قدامی آسیب دیده، رافنس سطح، توپوگرافی بافت
  • امیرحمزه سبزی *، سید محمد کاظم واعظ موسوی، پونه مختاری صفحات 236-248
     
    مقدمه و اهداف
    تعادل پویا عنصر کلیدی در فعالیت های روزمره و فعالیت های ورزشی است و بررسی عوامل موثر بر آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر بر ارتباط بین انگیختگی و فعال سازی با تعادل پویا در ساعات مختلف روز تمرکز داشت.
    مواد و روش ها
    30 شرکت کننده (سن: 64/1±01/21، جنس: مذکر) آزمون تعادل پویا را در ساعات 10:00، 15:00 و 20:00 از روز انجام دادند. سطح هدایت الکتریکی پوست شرکت کنندگان به طور مداوم در طول انجام تکلیف تعادل ثبت شد. داده ها با استفاده از آنوا، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که فاصله دستیابی تعادل پویا در ساعت 15:00 نسبت به 10:00 و 20:00 بیشتر بود. دیگر نتایج رابطه ای خطی بین فعال سازی و عملکرد را نشان داد که شدت همبستگی در بعدازظهر بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق حاضر شواهد محکمی را در زمینهء جداسازی انگیختگی و فعال سازی به عنوان جنبه های جداگانه ای از کارکردهای رفتاری و فیزیولوژیکی فراهم نمود. همچنین، فعال سازی را به عنوان عاملی که سبب برتری تعادل پویا در بعدازظهر نسبت به صبح و عصر است، معرفی کرد.
    کلیدواژگان: انگیختگی، فعال سازی، سطح هدایت الکتریکی پوست، تعادل پویا، عملکرد
  • علی اکبر ارجمندنیا، صمد عظیمی گروسی *، علیرضا محسنی ، سحرانه جوادی آسایش صفحات 249-260
     
    مقدمه و اهداف
    یکی از مشکلاتی که کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم با آن مواجه اند، پرخاشگری است که روند آموزش و توانبخشی آنها را با مشکل مواجه می کند و موجب تاخیر در کسب مهارت های رشدی می شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آب درمانی بر میزان پرخاشگری کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم می باشد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع مورد منفرد با طرح ABA است. جامعه آماری شامل کلیه کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم استان البرز می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 3 کودک دارای اختلال طیف اوتیسم انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس تشخیص اوتیسم گیلیام و چک لیست محقق ساخته سنجش پرخاشگری بود. جلسات درمانی طبق برنامه Halliwick و به مدت 2 ماه طی 8 هفته (16 جلسه) انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، پس از رسم نمودار و محفظه ثبات و روند برای نمودارها، با کاربرد روش تحلیل درون موقعیتی و بین موقعیتی، اثربخشی متغیر مستقل بر متغیر وابسته بررسی شد.
    یافته ها
    طی تحلیل دیداری نمودار داده ها، مداخله در هر سه آزمودنی اثربخش بوده است. درصد داده های غیرهمپوشی (PND) در دو موقعیت خط پایه و مداخله برای سه آزمودنی به ترتیب 100%، 5/87% و 100% بود. نتایج نشان داد که آب درمانی به طور قابل توجهی موجب کاهش پرخاشگری کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم می شود.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آب درمانی موجب کاهش پرخاشگری کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم می شود. با توجه به این نتایج پیشنهاد می شود پژوهش های بیشتری در این زمینه انجام شود تا میزان اثربخشی آن در موقعیت های مختلف و با آزمودنی های متفاوت اثبات گردد.
    کلیدواژگان: آب درمانی، اختلال طیف اوتیسم، پرخاشگری
  • مقاله مروری
  • ساناز معینی، محمد محسن روستایی *، علیرضا اکبرزاده باغبان صفحات 261-267
     
    مقدمه و اهداف
    تغییرات وضعیتی اندام تحتانی از جمله صافی کف پا می تواند منجر به تغییرات غیرطبیعی در راستای محور اندام تحتانی، وضعیت لگن و کمر شود. از آنجا که اعضاء بدن مانند یک زنجیره عمل می کند و هر قسمت روی قسمت دیگر تاثیرگذار است، این احتمال وجود دارد که تغییر در تراز پا با استفاده از کفی طبی و انجام تمرینات ورزشی کف پا در افراد مبتلا به صافی کف پا، بتواند باعث بهبود ارتفاع قوس طولی داخلی و اصلاح صافی کف پا شود که این خود می تواند با اصلاح محور اندام تحتانی، بر روی محور شیب لگن و قوس کمر تاثیرگذار باشد؛ بنابراین هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی اثرات مثبت کفی طبی و تمرینات ورزشی عضلات داخلی کف پا بر روی صافی کف پا، زاویه لگن و لوردوز کمری می باشد.
    مواد و روش ها
    جستجوی نظام مند بانک های اطلاعاتی IranMedex، Magiran، SID، PubMed، Science Direct و Scopus برای شناسایی مقالات چاپ شده و مطالعات صورت گرفته در زمینه اطلاح ساختارهای قوس کف پا، زاویه لگنی و لوردوز کمری با استفاده از کفی طبی و انجام ورزش های عضلات داخلی کف پا در افراد دچار صافی کف پا انجام شد. بانک اطلاعاتی Google Scholar نیز با هر دو زبان فارسی و انگلیسی و با کلیدواژه های مطالعه و بدون محدودیت سال انجام مطالعه، مورد جستجو قرار گرفت. تمامی فرآیندهای جستجو در مرداد و شهریور ماه سال 1395 انجام شد.
    یافته ها
    تعداد 39 مقاله در این زمینه مورد بررسی قرار گرفت که بعد از حذف مقالات نامرتبط تعداد 5 مقاله مربوط به استفاده از کفی طبی و تعداد 6 مطالعه در زمینه تمرینات ورزشی عضلات کف پایی انتخاب شد. در مطالعه حاضر، همه مقالات اثر مثبت کفی طبی را در بهبود و کاهش علائم صافی کف پا و اصلاح راستای محور اندام تحتانی نشان داده اند. از طرفی دیگر هم مقالاتی که اثر انجام تمرینات ورزشی عضلات کف پا را در اصلاح قوس کف پایی مورد بررسی قرار دادند، به جز یک مورد، مابقی تاثیر مثبت این تمرینات را گزارش کردند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه مروری حاضر نشان می دهد که هر دو روش استفاده از کفی طبی و انجام تمرینات ورزشی عضلات کف پایی با حمایت از قوس های کف پایی، در روند بهبود علائم صافی کف پا موثر است که احتمالا می تواند منجر به تغییر راستای محور اندام تحتانی، زاویه تیلت لگنی و لوردوز کمری شود. البته برای نتیجه گیری دقیق تر نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه می باشد.
    کلیدواژگان: صافی کف پا، قوس طولی داخلی، لوردوز، تیلت لگن، ورزش درمانی
  • حامد ارغوانی * وحید ذوالاکتاف_شهرام لنجان نژادیان صفحات 268-277
     
    مقدمه و اهداف
    امروزه توجه به پدیده سالمندی، افتادن و عواقب آن و نهایتا دستیابی به روش هایی برای جلوگیری از افتادن از موارد مورد توجه محققان است. از طرفی دیگر، انتخاب تمرینی که در زمان کم، با تاثیرگذاری زیاد و با حداقل امکانات بتواند در زمینه سالمندان مفید باشد، هدف نهایی محققین است؛ بنابراین هدف مطالعه مروری حاضر بررسی عواقب افتادن و سیر تکاملی تمرینات در زمینه سالمندان است.
    مواد و روش ها
    در تحقیق حاضر با جستجوی مقالاتی که از سال 1984 تا 2017 در زمینه تمرینات سالمندان و افتادن در بانک های اطلاعاتی معتبر منتشر شده بود، بر اساس معیارهای تحقیق تعداد 55 مقاله به عنوان مقالات نهایی برای مطالعه مروری حاضر انتخاب شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد افزایش سن با اختلال در سیستم های مختلف بدن انسان همراه بوده و در مجموع توانایی پاسخ به اغتشاش قامت کاهش یافته و کنترل تعادل را تحت تاثیر قرار می دهد و احتمال افتادن را که یکی از دلایل اصلی مرگ ومیر سالمندان است، افزایش می دهد. ریسک فاکتورهای اختلال قدرت، تعادل و زمان عکس العمل، مهمترین دلایل مرتبط با افتادن ها می باشد و در نهایت نقص تعادل به عنوان قویترین و مهمترین عامل اختلال در کنترل تعادل و افتادن در سالمندان است. از طرفی دیگر، پروتکل های تمرینی مختلف در جهت بهبود تعادل و پیشگیری از افتادن نتایج متناقضی ارائه کرده است.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد اگر مکانیسم های اصلی کنترل عصبی پاسچر و تعادل به درستی تقویت نشود، ایجاد هر گونه اغتشاشی مانند سر خوردن، گیر کردن پا به لبه فرش و موارد مشابه می تواند باعث اختلال در تعادل و افتادن و مشکلات جبران ناپذیر شود؛ بنابراین مطالعات بیشتری مورد نیاز است تا اثر تمرینات متمرکز بر مکانیسم های کنترل تعادل را در پیشگیری از افتادن و میزان ماندگاری اثر این تمرینات نشان دهد.
    کلیدواژگان: سالمندان، تمرینات، تعادل، افتادن
  • مهدیه خلیق فرد، فرناز قاسمی* صفحات 278-299
     
    مقدمه و اهداف
    شایع ترین اختلالات عملکردی در بیماران سکته ی مغزی، عدم توانایی در دست رسانی، گرفتن و مهارت کار با دست است که مشکلات بسیاری را برای انجام فعالیت های روزمره توسط این بیماران به همراه دارد. علی رغم تکنیک های متعدد در توانبخشی، میزان و سرعت بازتوانی عملکردهای حرکتی اندام فوقانی ضعیف می باشد؛ از این رو استراتژی های درمانی جدیدی حاصل از ترکیب روش های درمانی مختلف پیشنهاد شده اند. با این فرض که بهبود بیشتری در اتصالات مجدد مدارات مغزی به واسطه به کارگیری هر دو جنبه شناختی و فیزیکی در توانبخشی حاصل می شود، در بازتوانی حرکتی اندام مبتلا، ترکیب روش درمان آینه ای و تحریک الکتریکی می تواند نسبت به مداخله هر یک به طور مجزا تاثیرگذارتر باشد. در مطالعه حاضر به مقایسه اثربخشی هر یک از دو روش تحریک الکتریکی و درمان آینه ای به طور مجزا با روش توانبخشی رایج و روش ترکیبی به صورت قبل و بعد از مداخله درمانی پرداخته شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه مروری و فراتحلیل حاضر بر روی سه روش درمان آینه ای، تحریک الکتریکی و روش ترکیبی آنها از پایگاه های PEDro، PubmedوRehabdata انجام گرفته است. بررسی فراتحلیل مبتنی بر مدل اثر تصادفی انجام گرفته و اندازه اثر نیز مبتنی بر اختلاف میانگین استانداردشده به دست آمده است. نوع بیماری در فاز حاد و مزمن، نوع تحریک اکتیو و پسیو و نیز نوع پروتکل تمرینی در حرکات هماهنگ دوطرفه و دیگر حرکات تمرینی به عنوان عواملی تاثیرگذار مقایسه شده اند.
    یافته ها
    در مطالعه حاضر تعداد 35 مقاله شامل 903 بیمار سکته ی مغزی، بررسی شده اند. در مقایسه اثربخشی دو روش درمان آینه ای و تحریک الکتریکی با روش توانبخشی رایج، تفاوت معنا داری نتیجه شده است. همچنین وجود تفاوت معنا دار در اثربخشی روش ترکیبی قبل و بلافاصله بعد از درمان نیز تایید شده است. از طرفی دیگر، وجود تفاوت معنا دار در مدت زمان بین شروع سکته تا مداخله درمانی برای روش تحریک الکتریکی تایید شده است. نوع تحریک اکتیو و پسیو و نیز حرکات تمرینی با دو دست یا حرکات هماهنگ دوطرفه در مقایسه با دیگر حرکات تمرینی، به ترتیب وجود تفاوت معنا دار را در اثربخشی روش های تحریک الکتریکی و درمان آینه ای تایید نکرده اند.
    نتیجه گیری
    فرضیه بهبود سازماندهی مجدد مغز برای بیماران سکته ی مغزی، با به کارگیری هم زمان هر دو جنبه شناختی و عملکردهای فیزیکی تایید شده است. روش های تحریک الکتریکی و درمان آینه ای در مدت زمان اولیه از شروع سکته می توانند تاثیرگذارتر باشند. می توان وجود عواملی دیگر نظیر شدت تحریک، مدت زمان تحریک، فرکانس تحریک یا حتی پروتکل مربوط به اکتیو نمودن تحریک را در عدم تایید اثربخشی بیشتر روش تحریک اکتیو نسبت به تحریک پسیو موثر دانست. از طرفی دیگر، به واسطه تعداد مقالات بیشتر، قابلیت اطمینان از نتایج مطالعات فراتحلیل افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی، درمان آینه ای، بازتوانی حرکتی، اندام فوقانی، فراتحلیل
|
  • Mahdiyeh Musapour, Saba Sadeghi, Fatemeh Derakhshandeh* Pages 1-10
     
    Background and Aims
    Hypernasality is a frequently occurring resonance disorder in people with cleft palate. Nasometer measures the oral and nasal acoustical energy during the speech that is expressed as nasalance score and is a quantitative assessment. The aim of the present study was to obtain the normative nasalance scores for 7 to 20 year-old people and to investigate the differences between genders and age groups.
    Materials and Methods
    The present descriptive-analytic study was perfromed in 2016 on 7 to 20 year-old participants in Isfahan City, following cluster sampling method for choosing schools and simple sampling method to choose participants. After completing the informed consent and according to the evaluations, individuals who did not have difficulties related to speech, resonance, voice quality, and hearing entered the study. Mean nasalance scores were obtained from 220 participants (120 participants from 7-14 year-old group (55 boys and 65 girls) and 100 participants from14-20 year-old group (50 boys and 50 girls)) using the Nasometer (model 6450) during the repetition of low pressure syllables and reading Rainbow text.
    Results
    The mean obtained nasalance scores for low pressure syllables and rainbow text were 14/09 ±5/65 and 33/65±5/13 in boys 7-14 years old, 15/30± 5/11 and 33/59±4/04 in girls 7-14 years old, 17/75± 10/17 and 35/44± 94/4 in boys 14-20 years old, and 22/42± 9/8 and 36/64± 5/79 in girls 14-20 years old, respectively.
    Conclusion
    Normative nasalance scores for 7 to 20 year-old Persian speaking people in Isfahan city was obtained that can be used as a reference for the clinical diagnosis, evaluation, and treatment of resonance disorders in patients with cleft palate and velopharyngeal insufficiency along with the perceptual assessments.
    Keywords: Nasalance, Nasometer, Normative nasalance score, Persian-speaking
  • Ayoub Hashemi, * Mahmoud Sheikh, Shahnaz Shahrbanian Pages 11-20
     
    Background and Aim
    The aim of the present study was to examine the effects of regular exercise on the social interactions of educable mentally retarded children aged 8 to 14 years old in Shiraz.
    Materials and Methods
    In the currentstudy, from among 75 educable mentally retarded students, 24 patients were randomly selected and assigned to two experimental (six boys, six daughters) and control (six boyd, six girls) groups. To assess their social interactions, Dadkhah Social Interactions questionnaire was used. The design chosen was quasi-experimental with pre-test and post-test and a control group. K-S test was run to determine the normal distribution of data and Levin test and covariance analysis were used to compare the means.
    Results
    Findings showed that after a period of regular exercise, social interactions of these children improved dramatically (P<0/05).
    Conclusion
    According to the results, it can be concluded that regular exercise (Dunn and fait, 2010) is effective in increasing the social interaction of children with intellectual disability and, by its very nature, it can have a positive effect on social interactions, as a very important psychological component.
    Keywords: Social interactions, Regular exercise, Intellectual disability children
  • Shahram Pourhossein Mollayousefi, Davood Hosseininasab*, Amir Panahali Pages 21-29
     
    Background and Aim
    Evidence shows that most of the learning disabilities are rooted in stress. The purpose of the present study was to compare the effectiveness of teaching self-regulation strategies of motivation and communication skills on academic stress of Tabriz talented female students.
    Materials and Methods
    The research method was quasi-experimental with pre-test, post-test, and control group. The research participants consisted of 90 female high school third grade students from regions 1 and 4 of Tabriz in 2016-2017 who were selected using cluster random sampling method and were randomly assigned to experimental and control groups. The first group received a training course on motivational self-regulation strategies in 10 sessions and the second group trained 10 sessions of communication skills training, and the third group (control group) continued regular classroom programs. Cohen and Frazer Educational Stress Questionnaire was used as the instrument.
    Results
    Data analysis, using single-variable covariance, showed that self-regulation strategies motivation and communication skills had different effects on academic stress and communication skills were more effective in reducing academic stress.
    Conclusion
    Effectiveness of communication skills to reduce stress versus self-regulation strategies of motivation is obvious in controlling the sources of academic stress. Therefore, by performing communication skills techniques, practically, the negative effects of stressors can be reduced
    Keywords: Self-regulating strategies of motivation, Communication skills, Educational stress
  • Farzaneh Gandomi, Maryam Najafi* Pages 30-40
     
    Background and Aim
    The purpose of the present study was to investigate the effect of core muscles’ fatigue on landing mechanic and lower extremity function.
    Materials and Methods
    In the present semi-experimental study, 18 female students were randomly selected from among the students at Razi University. First, pretests were administered. Y-test was used to measure dynamic balance, square & lateral hop tests was used to measure lower extremity function, and weight bearing dorsiflexion ROM and Landing Error Scoring System-Real Time as well as Kinova and AutoCAD Software were used to assess landing mechanic. After the pretest, we perfromed core muscles fatigue protocol and then the posttest was conducted. For data analysis, K-S and Levine’s test and paired sample t-test were run. The statistical significance was set at 0.05.
    Results
    The results showed that after core muscles fatigue, among studied factors, landing error scores (P=0.001), weight bearing dorsiflexion ROM (P=0.002), dynamic balance (P=0.02), and knee flexion angle (P=0.03) decreased in contact time.
    Discussion
    According to the results, it can be stated that the core muscles fatigue that accrues in sports competitions could result in the prevalence of lower extremity injuries. So, core strengthening protocol can be effective in preventing injuries in the lower extremity.
    Keywords: Landing mechanic, Lower extremity performance, Core muscles fatigue, Weight bearing dorsiflexion ROM
  • Ayoub Hashemi, Elahe Arabameri*, hamideh abdolzadeh Pages 41-50
     
    Background and Aim
    Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD) is one of the most common psychiatric disorders in children and adolescents. This disorder causes various problems such as impairment of visual and auditory attention that play important roles in everyday life. The aim of the present study was to investigate the effectiveness of yoga training on visual and auditory attention of children with ADHD.
    Materials and Methods
    A total of 30 male students, aged 6-7 years, were randomly selected using the teacher form of Child Symptom Inventory-4 (CSI-4) from shiraz’s primary schools. Participants were assigned to two groups of experimental and control with the experimental group (n=15) receiving Yoga exercise practices for 12 sessions (4 weeks and 3 sessions per week, 60 minutes per session), while the control group did not receive any intervention. Before and after training, all participants were assessed using Continuous Performance Test (CPT). Multiple ANOVA were used to analyze the data.
    Results
    The results showed that yoga exercises were able to significantly increase visual (P=0.002) and auditory (P=0.003) attention performance in children with ADHD in comparison with the control group.
    Conclusion
    Yoga practices can improve attention performance in children with ADHD.
    Keywords: Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD), Auditory attention, Visual attention, Yoga training
  • Amir Letafatkar*, Mohadseh Salehi Sarbizhan Pages 51-64
     
    Background and Aim
    Scores above 14 in Functional Movement Screen (FMS) test are nowdays used to predict injury in the athletic population. According to title proposed, asymmetry or movement pattern limitation in functional movement screen test might predict musculoskeletal injuries. The objective of the present study was predicting musculoskeletal injuries in athletes using individual and composite scores on functional movement screening test.
    Materials and Methods
    In the current study, participants included a total of 50 athletes (25 males and 25 females) with a mean age of 19±2.25. FMS tests were used to assess participants' performance. Occurrence of musculoskeletal injuries was diagnosed by an official physician of athletic teams in 2015-2016. Data analysis was carried out using SPSS running x2 statistical test and ROC curve with p. value set at 0.05.
    Results
    The results showed that the average composite score of FMS in injured group was lower than that of healthy group. Also, athletes who had a minimum of one asymmetry or limitation on the movement pattern in individual tests versus those without asymmetry or movement pattern limitation were more susceptible to musculoskeletal injuries.
    Conclusion
    According to the results, athletes with scores lower than or equal to 14 experience more musculoskeletal injuries than those with scores more than 14. Thus, asymmetry or score one in functional movement screen individual tests along with composite score can be used for predicting occurrence of injury in athletes.
    Keywords: Asymmetry, Individual test, Injury risk, Functional movement screen test, Movement pattern
  • Sepideh Boojari, Javad Niazi*, Reyhaneh Talezadeh Shirazi, Sahar Ghanbari Pages 65-70
     
    Background and Aim
    Increased longevity affects quality of life and the ability to live independently which put others in need of care and protection. So, doing interventions that can enhance the quality of life in the elderly seems necessary. The current study aimed to investigate the effect of reminiscence therapy on the quality of life in the elderly of Jahandidegan Center in the city of Shiraz.
    Materials and Methods
    The present study is a randomized clinical trial that was performed on 40 elderly people of Jahandidegan Center in Shiraz. For this purpose, a total of 40 of the elderly were selected using available sampling method and randomly assigned into two groups of control and experimental. The participants were evaluated in the two stages before and after the intervention, using the SF-36 quality of life questionnaire. For the experimental group, reminiscence therapy sessions were held in two groups of 10, for 6 weeks, 2 sessions a week (a total of 12 sessions) each session lasting for 90 minutes. The data were analyzed using SPSS and covariance analysis.
    Results
    The results of covariance analysis showed that reminiscence therapy in participants increased the score in some subsets of the quality of life (emotional, general health, and social functioning) and improved the limitations of the role of psychological reasons), while in other subsets of quality of life (physical functioning, bodily pain, and role limitations due to physical fatigue) did not make a significant difference.
    Conclusion
    The results of the current study showed that there is a significant difference in terms of quality of life between the experimental and the control groups; in other words, reminiscence therapy improved the psychological aspects of the quality of life in the participants
    Keywords: Elderly, Reminiscence therapy, Quality of life
  • Shahrbanoo Tabarsi, Mohammad Mehdi Zakeri, Roya Rezapur, Loghman Ebrahimi* Pages 71-79
     
    Background and Aim
    Chronic nature of MS, lack of prognosis and definitive treatment, and engaging the individuals at young age lead to many psychological problems in patients. The aim of the present study was to investigate the effectiveness of progressive muscle relaxation trainingon psychological distress of patients with multiple sclerosis.
    Materials and Methods
    In the current quasi-experimental study with pre-test and post-test with experimental group and control group, from among all women with multiple sclerosis who were members of the M.S Society of Behshahr city, 30 were selected randomly and according to the inclusion criteria and then divided into two groups of control and experimental. The experimental group received 8 sessions of 30-minute progressive muscle relaxation training. All the patients were assessed in both pre-treatment and post-treatment stages using theHospitalAnxiety and Depression Scale (HADS) and Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS).Data were analyzed using covariance test.
    Results
    The results of data analysis indicated the effectiveness of progressive muscle relaxation training in decreasing psychologicaldistress of the experimental group compared with the control group (p<0/01).
    Conclusion
    Progressive muscle relaxation techniques with relaxation through deep breaths on the autonomic nervous system led to a state of deep relaxation and increase in the individuals's ability to cope with stressors. Therefore, specialization and strengthening of the therapeutic programs for treatment and recovery of patients with M.S, considering the type of stress and anxiety and their resources in them, is essential.
    Keywords: Progressive muscle relation, Psychological distress, Multiple sclerosis
  • Mehdi Aslani*, Mohammad Kalantariyan, Homan Minoonejad Pages 80-89
     
    Background and Aim
    Disorders related to balance and falling are among the most important consequences of aging, which result in disturbing consequences such as bone fractures. The purpose of the present study was to determine the effect of TRX functional exercises on the balance of middle age men.
    Materials and Methods
    In the current quasi-experimental study, 26 elderly men (mean age ± SD; 43.8 ± 3.44) were randomly divided into two groups of suspended exercises (n= 13) and control group (n= 13). The static, dynamic, and functional balance were evaluated using Sharp and Romberg, Corrected Star (Y), and Berg balance scales, respectively. The experimental group performed TRX exercises for 8 weeks, 3 sessions per week for 45 minutes. To analyze the data, t-test and ANCOVA statistical methods were used in SPSS, v. 2 with p-value set at ≤0.05.
    Results
    The results of t-test showed that the balance of the experimental group in all three groups was significantly different in post-test when compared with that in the pre-test (p≤0.05). In addition, the results of ANCOVA showed that performing TRX exercise significantly improved the balance in the experimental group as compared with the control group (p≤0.05).
    Conclusion
    Since balance is a feature that is influenced by several factors, doing TRX exercises can well cover these capabilities and improve the balance of middle age men. Therefore, in order to prevent disorders related to balance and falling, it is recommended that these individuals take the benefits of functional TRX exercises during middle ages
    Keywords: Middle age men, Balance, Functional exercise, TRX exercise
  • Rouhallah Akbaripour*, Afkham Daneshfar, Masoumeh Shojaei Pages 90-96
     
    Background and Aim
    To diagnose developmental coordination disorder, a standard and accurate instrument for assessment of motor skills is required. The Movement Assessment Battery for Children - Second Edition is one of the tools developed for this purpose and is used in English-speaking countries (Britain and America). Therefore, it is necessary to examine the reliability of this test for use in Iranain society. The purpose of the present study was to determine the reliability of this test for age band two (7 to 10 years) children in Tehran.
    Materials and Methods
    The statistical population of the study consisted of all 7-10 year-old children in Tehran. The sample consisted of 800 typical children with normal growth with a range of 0/7 to 10/8 years (mean 8.8 and 1.2 standard deviation) selected using multistage random sampling. The instrument used in the study was the Movement Assessment Battery For Children - Second Edition. We analyzed the inter-tester reliability and the test-retest and internal consistency for the Iranian sample. Inter-tester reliability was performed with two testers on 50 children, Test-retest reliability with two weeks interval between two tests and on 75 children, and internal consistency reliability was evaluated on 800 children. All steps of data analyses were performed using SPSS, version 23, and the significance level was set at p <0.05.
    Results
    Inter-tester reliability was calculated by calculating the intraclass correlation coefficient for manual dexterity to be 0/923, aiming and catching 0/999, balance 0/988, and the total score of test was calculated to be 0/985. Test-retest reliability was calculated by calculating the inter-class correlation coefficient for manual dexterity to be 0/926, aiming and catching 0/888, balance 0/967, and the total score of test was calculated to be 0/967. The Cronbach's alpha coefficient for the internal consistency of the test was 0/713 for manual dexterity, aiming and catching0/765, balance 0/603, and the total score was calculated to be 0/843.
    Conclusion
    Based on the findings of the present study, it is concluded that The Movement Assessment Battery for Children - Second Edition is a reliable tool for diagnosing the developmental coordination disorder in children aged 7-10 years in Tehran
    Keywords: Children's movement assessment, developmental coordination disorder, Fundamental skills, MABC-2 test, Reliability
  • Raana Almas Shehni*, Maliheh Hadadnejad, Fereshteh Eftekhari Pages 97-106
     
    Background and Aim
    Core stability is the ability to control the movement of the trunk for optimal production, transfer, and control of forces from the upper and lower extremities during functional activities. Limited evidence from literature provides a link between core stability, upper extremity, and prevention of injury of upper extremity and thus more investigation are needed. Therefore, the present study was conducted to determine the effect of core stabilization trainings on the function of upper extremity on physically active women with predisposition to injury.
    Materials and Methods
    In the current study, 23 physically active women with the risk of upper extremity injury participated.Six-week programs, including core-stability exercises that progressed each week, were perfromed. Closed kinetic chain upper extremity stability test, shot medicine ball throw test for function, and error of active angle reproduction of 45 for dominant side for proprioception were used. Also, Shapiro Wilk test was used to examine the normality of the data and to assess the changes in the scores of the tests in each group, ANCOVA was used before and after the training period. The significance level wasα ≤ 0.05.
    Results
    A significant difference was observed between groups on function. Also, an increase was evident in all pretest-to-posttest results in the experimental group.
    Conclusion
    According to the results, core stability training involves the neuromuscular system and increase dynamic stability in the core area. These functional exercises can affect the performance of the entire kinetic chain. The results showed that core stability training improved function and proprioception on upper extremity in physically active women with predisposition to injury. It is also be suggested that different tools be used to examine the function and proprioception in future studies.
    Keywords: Upper Extremity, Core stability training, Injury prevention
  • Seyedeh Mahta Marashipour*, Navid Mirzakhani, Mehdi Rezaei, Zahra Shafiei, Alireza Akbarzadeh Baghban Pages 107-115
     
    Background and Aim
    The information about individual time management is a good indicator of each person's quality of life. Given the high prevalence of cerebral palsy and the dependency of these children to their mothers due to their special needs, in the present study, we investigated the effects of time management consultation on satisfaction of time management and leisure time in mothers of children with cerebral palsy.
    Materials and Methods
    In the current investigation, we chose participants from among the mothers of children who were admitted to Kimia Teb Clinique located in Varamin city. A total of 36 mothers were chosen and divided into two intervention and control groups. In the first session, both groups completed mothers time use questionnaire. The intervention group received four consulting sessions in a month. At the end of the month, both groups completed the questionnaire once again. The data of interest was statistically analyzed running ANCOVA and Wilcoxon tests in SPSS, version 18.
    Results
    The present study showed that there was a significant difference between the two groups in increasing leisure time variable before and after the intervention (p <0.05). Also, there was a significant difference between the two groups satisfaction of time use management variable before and after the intervention (p <0.05).
    Conclusion
    According to the results, it was found that using consulting package of time has been effective in increasing the leisure time and increased the satisfaction of time use management in mothers of children with cerebral palsy
    Keywords: Consulting Package, Mothers of children with cerebral palsy, Time use
  • Sahar Nazari*, Amir Letafatkar Pages 116-126
     
    Background and Aim
    Hormonal and physiological changes during puberty may lead women to generalized joint hypermobility followed by proprioceptive deficit. Limited studies have been conducted on the effectiveness of proprioceptive training in pre- and post-pubertal women with generalized joint hypermobility. The purpose of the current study was to evaluate the effect of proprioception training on pain and proprioception in pre- and post-pubertal women with hypermobility.
    Materials and Methods
    A total of 28 female volunteers (8–16 years) with generalized joint hypermobility were randomly assigned in to two groups of 1) pre-pubertal and 2) post-pubertal groups. Pain and proprioception was evaluated using Visual Analog Scale and Photogrammetry methods, respectively. All measurements were performed both at the baseline and at end of the eighth week. To analyze the data, Kolmogorov–Smirnov test, paired t-test, and independent t-test were used.
    Results
    The within-group results of the study showed that eight weeks of proprioceptive training caused significant attenuation of pain (Ppre- puberty=0.001, Ppost- puberty=0.001) and improvement of proprioception (Ppre- puberty=0.001, Ppost- puberty=0.001) in pre- and post-pubertal hypermobile women as compared to their baseline. The results revealed changes from pretest (5.78±0.89) to posttest (1.64±0.74) in the pain parameter in pre-pubertal group, and changes in proprioception parameter from pre-test (4.85±0.66) to post-test (1.85±0.86) in pre-pubertal group. However, in post-pubertal group, the pain parameter changed from pre-test (5.35±1.33) to post-test (2.78±1.18) and in proprioception parameter, it changed from pretest (4.71±0.91) to post-test (2.35±1.00). These results were found to be significant too. Also, the pre-pubertal group showed higher difference between baseline and the eighth week in pain and proprioception as compared with post-pubertal group.
    Conclusion
    The present study showed that eight weeks of proprioceptive training in pre- and post-pubertal women with hyper mobility result in decreasing pain and improvement in proprioception. But effectiveness of the proprioceptive training was more in pre-pubertal women; therefore, it is recommended that to lessen side effects of this impairment, proprioceptive trainings be used before puberty in women
    Keywords: Hyper mobility, Pain, Proprioception, Puberty
  • Naimeh Fathi herat, Ali Ghorbani*, Mohammadreza Keyhani, Shapour Haghjou Pages 127-135
     
    Background and Aim
    Natural hearing is essential for the acquisition of a phonemic system in any language. Children with hearing impairment have inappropriate or defective phoneme system. Even after healing of the hearing loss by cochlear implantation, an aspect of this problem remains that needs improvement. The present study was conducted to compare the phonological processes between Persian children with cochlear implantation and normal hearing children.
    Materials and Methods
    The current cross-sectional study was performed on 28 children with cochlear implantation and 25 hearing 2-8 year-old children in Shiraz. The sample of the speech was obtained using the names of 106 images and then each phonological process was analyzed.
    Results
    Among phonological processes, reduplication, labialization, and glottal stopping (p=0/000) were seen only in cochlear implantation children. In hearing children, the phonological processes disappeared at the age of seven, but in cochlear implantation children, it disappeared after eight years of age. In hearing children (p=0/008) and in those with cochlear implantation (p=0/029), there was an inverse relationship between age and mean phonological process.
    Conclusion
    According to the results, phonological processes in children with cochlear implantation disappeared later compared with hearing children and the frequency of phonological processes in cochlear implant children was more than that of the normal hearing group, which indicates a delay and divergence in their phonological development which is related to the relationship between the length of the growth process and hearing age. Phonological processes are reduced with the increasing age in both groups of hearing children and those with cochlear implantation.
    Keywords: Phonological processes, Cochlear implantation, Hearing children
  • Asghar Haghjoo, Zahra Soleymani*, Hooshang Dadgar Pages 136-142
     
    Background and Aim
    Hearing loss is associated with poor cognitive performance. Using hearing aids reduces the impact of hearing loss on cognitive problems. The aim of the present study was to evaluate the effectiveness of cochlear implant and hearing aid on the children's phonological working memory ability.
    Materials and Methods
    In the current cross- sectional study, 63 Persian-speaking primary grade students (21 cochlear implant, 21 hearing aids, and 21 children with normal hearing) participated. The assessment tools used were Nonword repetition task of Sayyahi and forward and backward auditory digit spans from the Persian version of WISC-IV.
    Results
    The results showed that the means of scores for children with normal hearing in phonological working memory were significantly greater than those of children with severe-to-profound hearing loss with cochlear implants and hearing aids user (P<0/01). Mean scores of different skills in phonological working memory were not significantly different between the two groups of cochlear implant and hearing aid children (P>0/05).
    Conclusion
    According to the results, a significant difference exists between children with hearing impairment and normal hearing children in phonological working memory. This represents the role hearing sense plays in the development of phonological working memory. So, it seems that in the present study, the type and use of hearing aids) hearing aids and cochlear implant (had no effect on working memory skills
    Keywords: Working memory, Hearing loss, Cochlear Implant, Hearing aid
  • Fariba Sattarpour Iranaghi, Yavar Jamali Gharakhanlou*, Hamed Moradikia, Leyla Hemmati Pages 143-152

     

    Background and Aim

    Aggression is one of the most serious social threats in adolescents that disrupt their physical and mental health. Therefore, the present study aimed to compare the effects of physical exercises and anger control skill on male teenageers' aggression.

    Materials and Methods

    In the current quasi-experimental study (pre-test and post-test), 40 students at the school of Edalat in Arak city were selected through convenience sampling method. Participants were then non-randomly divided into two experimental groups (20 each). The first group received Physical Exercises (two sessions per week, each one hour) and the second group received Anger Control Skill training (two sessions per week, each one hour). Univariate and multivariate analysis of covariance (ANCOVA & MANCOVA) were used to analyze the data.

    Results

    The findings of the present study showed that the effectiveness of anger control skill in reducing aggression and its components (physical aggression, verbal aggression, anger, and hostility) were significantly higher than doing physical exercises (p <0.001).

    Conclusion

    According to the results, anger control skill is more effective in reducing male teenagers' aggression compared with physical exercises.

    Keywords: Physical Exercises, Anger Control Skill, Aggression, Adolescent
  • Farzaneh Alvandi*, Amir Letafatkar Pages 153-159
     
    Background and Aim
    Patellofemoral pain syndrome, described as the black hole of orthopedics, is one of the most common musculoskeletal complaints in athlete and non-athlete populations. Altered kinematic, including dynamic lower extremity valgus, helps with the patellofemoral pain. Using a visual feedback device can help in correction of dynamics knee alignment. The purpose of the present study was to compare the effects of mirror, raw video, and real-time visual feedbacks on dynamic lower limb alignment and pain in individuals with patellofemoral pain syndrome.
    Materials and Methods
    In the current study, 52 women with a mean age of 42±4.16 yrs with patellofemoral pain syndrome participated. The lower extremity dynamics and pain were measured using single leg squat and the Dartfish Pro Suite 7 software, and visual analog scale before and after correction of the dynamic lower limb alignment with three types of feedback: mirror, raw video, and real-time visual feedback.
    Results
    The results revealed that all three types of feedback mirror, raw video, and real-time visual biofeedback have a significant effect on lower extremity alignment, but the results for pain were not observed to be significant.
    Conclusion
    According to the results, all the three types of mirror feedback, raw film and visual feedback influenced the dynamic lower limb alignment in individuals with patellofemoral pain syndrome, but there was no significant difference between the effects of immediate feedbacks.
    Keywords: patellofemoral pain syndrome, Feedback, Single Leg Squat, Dynamic Knee Valgus, Pain
  • Vajihe Dehghanzadeh, Abdolhamid Daneshjoo Daneshjoo*, Mansour Sahebozamani, Faezeh Bamorovat, Saeedeh Sedighi Darigani, Zahra Madadi Zadeh Pages 160-167
     
    Background and Aim
    It is essential to consider balance as a modifiable risk factor to consequently prevent injury. The aim of the present study was to investigate the effect of six weeks of core stability and hopping exercises on balance among girls with ankle instability.
    Materials and Methods
    A total of 36 female university students (age 22.08±7.1 year, height 1.61±0.05 m, and weight 58.77±9.89 kg) from among 90 individuals with an ankle instability were objectively selected from Shahid Bahonar University of Kerman and were randomly divided into three groups of 12: the core stability group, the hopping group, and the control group. The CIAT questionnaire was used to select people with ankle instability and the balance was measured using Biodex Balance System before and after six weeks of intervention program (3 times per week with 30 minutes duration per session) in the similar times and condition. The control group did not have any sport activities during this period.
    Results
    The results of mix repeated measure ANOVA test showed that there was a significant difference between core stability and hopping exercises groups in balance (p=0.001). The results also showed that balance was significantly different between pre-test and post-test in core stability group (P=0.000) and in the hopping group (P=0.001).
    Conclusion
    The result of the current study showed that core stability and hopping exercises can be useful training programs for improving balance among girls with ankle instability.
    Keywords: Core stability, Hopping exercises, Balance, Functional ankle instability
  • Amin Rezaei, Parvin Raji*, Seyedeh Tahmineh Mousavi, Mahmoud Mahmoodian, Ahmad reza Baghestani Pages 168-176
    Background and Aim
    Improving the quality of life in children and adolescents with disabilities is the primary goal of children's rehabilitation services and researchers. Reducing and identifying environmental barriers for children with disabilities are essential to create an inclusive society. The purpose of the present study was to determine the relationship between environmental barriers and quality of life of children with cerebral palsy.
    Materials and Methods
    In the current descriptive/analytical cross-sectional study, 67 children with cerebral palsy were selected via the convenience sampling. Data were collected using demographic questionnaire, European Child Environment Questionnaire (ECEQ), and CP-QOL questionnaire (Primary Caregiver). The data were analyzed using SPSS software running Pearson correlation.
    Results
    The findings showed that there is a significant negative relationship between quality of life and environmental barriers (r = -0.36, p <0.05). Also, a significant negative correlation was found between the quality of life of children with cerebral palsy and physical environment of home, the physical environment of the community, transportation, and social support (p <0.05). However, there was no relationship between the quality of life and the components of the physical environment of the school, social support at home, attitude of family and friends, attitude of teachers and therapists, and attitude of classmates (p <0.05).
    Conclusion
    The results of the present study showed that there is a significant relationship between quality of life and environmental barriers so that as environmental barriers around children with cerebral palsy decrease, the quality of life increases and vice versa.
    Keywords: Environmental barriers, Quality of life, Cerebral palsy
  • Faezeh Mohammadi Sanjani*, Masoumeh Shojae, Afkham Danrshfar Pages 177-184
     
    Background and Aim
    Reaching is one of the common daily life tasks. Most of daily life activities, such as reaching, are performed simultaneously by cognitive tasks, and thus result in decline in performance of the main tasks. The aim of the present study was to investigate the effect of constant (simple reaction time) and random variable (choice reaction time) trainings on anticipatory postural adjustment under dual task conditions.
    Materials and Methods
    A total of 16 right handed young girls with an average age of (27.18± 3.18) participated in the current pre-test, post-test randomized group design research. To evaluate magnitude of anticipatory postural adjustment, center of pressure displacement and center of pressure mean velocity were measured using force plate before reaching movement initiation under dual task conditions. Data was analyzed using Matlab and SPSSS softwares.
    Results
    The results of independent t-test of pre-test and post-test scores showed that, in constant training, mean velocity of center of pressure was greater than that of random variable training. Also, 2×2 combine variance analysis in the center of pressure displacement did not show significant differences between the two groups
    Conclusion
    According to the results, after constant training, anticipatory postural adjustment is improved under dual task conditions. This type of training leads to improvement of anticipatory postural adjustment after internal perturbation. Findings of the present study support Task-specific practice hypothesis evidence
    Keywords: Reaction time, Secondary task, Random training, Anticipatory postural adjustment
  • Javad Ghaderi, Ahmadreza Nazeri*, Seyed Mehdi Tabatabaee Pages 185-190
     
    Background and Aim
    Using hearing aid is the main intervention in audiologic rehabilitation of hearing impaired elderly people. A suitable tool for evaluating auditory rehabilitation and hearing aid is using questionnaires. As a case in point, translation and psychometric evaluation of GHABP could provide a suitable and useful tool for Iranian Audiology Community.
    Materials and Methods
    First the questionnaire was translated by two different translators and then the items were finalized. Next, face validity and content validity evaluations were condcted. To check th reliability, a total of 40 elderly filled out the questionnaire and 20 elderly people who had used the hearing aid for six months answered the questionnaire once again after 25 days for test-retest confirmation.
    Results
    After considering validity and content of Glasgow questionnaire, we found that this questionnaire enjoyed 89% validity index and also 0.89 cronbach's alpha coefficient demonstrating that using this questionnaire is benefitial to be used among the elderly.

    Conclusion
    GHABA is a valid, reliable tool for measuring the benefits of using hearing aid in hearing impaired elderly.
    Keywords: Questionnaire, Hearing Aid, Elderly
  • Omid Rostamzadeh, Afsoon Hasani mehraban*, Malek Amini Pages 191-197
     
    Background and Aim
    The aim of the present study was comparison of participation of 4-6 year-old children with cerebral palsy in area of occupations (self-care, home participation, play, leisure, social participation, and educational environments) according to gross motor function level.
    Materials and Methods
    In the current cross-sectional study, samples were randomly selected and to the two assessment strategies were used for sampling include: Gross Motor Function Classification System (GMFCS) and Persian version of Children participation questionnaire version (CPQ-P). Data analysis was performed using SPSS software (V. 21) and independent t-tests were used to evaluate significant differences with the significance point set at 0.05.
    Results
    The mean age of CP children in the study was 5 (min. 4 and max. 6 years) and 39 were male (78%) and 11 female (22%). The difference between participation mean of CP children in areas of occupations (self-care, participation at home, play, social participation, and educational environments) and levels of gross motor function (GMF) (1st and 2nd level) was found to be significant (P<0.05). On the other hand, between participation mean of CP children in leisure area and levels of GMF no statistically significant difference was found (P> 0.05). It was also found that no significant difference exists between participation and GMF, according to diversity and intensity dimensions (P> 0.05), but a significant difference was observed in the other dimensions of participation, including assistance, enjoyment, and parents satisfaction (P<0.05).
    Conclusion
    According to the results, our study indicated that participation of CP children in area of occupations according to GMF level was trivial and had no noticeable efficacy; thus, in the evaluation and treatment of CP children, it should be noted that children's participation in occupations as an ultimate goal of rehabilitation cannot be achieved only by putting emphasis on improvment and motor function
    Keywords: Participation, Gross motor function, Cerebral palsy, Occupation
  • Iman Kheyrandish*, Maliheh Hadadnejad, Sadrodin Shojaedin Pages 198-207
     
    Background and Aim
    Abnormalities and muscular imbalance in lower limb can lead to poor performance in sports activities followed by injuries. The aim of the present study was comparison of the scores of functional lower extremity in active adolescents with normal and flexible flat foot.
    Materials and Methods
    In the present study, 60 active students (16-18 years-old) with normaland flexible flat foot participated and were divided into two groups (30 each). The participants' navicular drop, using the method described by Brady, and lower limb function, using functional tests including control sequence, hop test sequence, and endurance sequence, were evaluated. To analyze the research findings, descriptive (mean and standard deviation) and inferential (t-tests) statistical methods were applied.
    Results
    The results indicated significant differences between the two groups with normal and flat foot in all functional tests of lower limb (p≤ /05) and, in comparison with the normal group, the flat foot group obtained lower scores.
    Conclusion
    Based on the results, flexible flat foot as an abnormality can lead to poor performance in functional tests and sport activities that require balance, muscular endurance, and strength followed by sports injuries including plantar fascia inflammation, tibial stress fracture, anterior cruciate ligament rupture, and backache. So, it is recommended that flexible flat foot be considered as a risk factor in sports injuries.
    Keywords: Lower Limb Function, Adolescents, Flexible Flat Foot
  • Marina Shariati*, Shirin Zilaie Bori Pages 208-216
     
    Background and Aim
    Today, considering the mechanical life, sitting behind the table and doing harmful movements make susceptible people prone to musculoskeletal abnormalities, the reason for which is remained unclear. The present study was conducted to investigate the relationship between flexibility and somatotype with abnormal lumbar lordosis among female students.
    Materials and Methods
    A total of 92 female students of Ahvaz Islamic Azad University participated in the study. Research variables included the degree of lumbar lordosis measured using 30-cm flexible ruler and forward bending test using Youdas and Rate of flexibility method. Somatotype (endomorph, mesomorph, and ectomorph) was calculated using Heath and Carter somatotype method. The data were analyzed using Spearman, correlation, and multiple regression with the significance level set at α= 0.05.
    Results
    The results showed that there was no significant relationship between flexibility and lumbar lordosis (r=-0.11, p=0.3), but there was a significant negative relationship between endomorph and lumbar lordosis (r=-0.40 and p=0.0001). There was a positive relationship between mesomorph somatotype (r=0.18, p =0.09) as well as the ectomorph somatotype (r=0.07, p=0.48) and lumbar lordosis. Regression of predicted lumbar lordosis using variables of the flexibility and somatotype was significant only for endomorphy and mesomorphy components (f=4.35and p=0.003).
    Conclusion
    According to the results and the possibility of predicting lordosis changes using somatotype components, it seems that physical conditions of the individual should be considered prior to any intervention in spinal abnormalities.
    Keywords: Somatotype, Flexibility of the spine, Lordosis
  • AmirAli Jafarnezhadgero*, Hamed Sheikhalizadeh, Somaye Salahi Movasagh Pages 217-226
     
    Background and Aims
    Forward head posture is one of the most prevalent disorders in the cervical area. The objective of the present study was to investigate ground reaction force components during running in an able-bodied control group and in children with forward head posture.
    Materials and Methods
    A total of 28 male children including 16 healthy controls and 16 children with forward head posture participated in the current study. Two Kistler force platforms were used to record the ground reaction forces during barefoot running. Peak ground reaction force components, their time to peak, impulses in all axes, and peak positive and negative free moments were assessed. Independent sample t-test was used for between-group comparisons. The significance level was set at p<0.05.
    Results
    The findings indicated that running speed in children with forward head was smaller than that in control group (P<0.001). Time to peak for vertical (by 11.2%; medium effect size; P=0.035) and lateral (by 76.3%; large effect size; P=0.009) ground reaction force components in forward head group were greater than those in healthy group. Peak ground reaction force components and peak positive and negative free moment amplitudes were not found to be statistically different between the two groups (P>0.05).
    Conclusion
    Running speed in children with forward head posture was lower than that in healthy control group, while the peak ground reaction force components were similar to those in control group. This altered running speed and ground reaction forces are suggestive of a lower mechanical efficiency of running in children with forward head posture. Children with forward head posture need interventions such as sport exercises to reduce peak ground reaction force components and free moment values during running
    Keywords: ground reaction force, Running, Forward head, Free moment
  • Parastoo Shamsehkohan*, Haider Sadeghi, Mehdi Khaleghi, Esmail Ebrahimi Takamjani Pages 227-235
     
    Background and Aim
    The knee joint is one of the most complex and largest synovial joints in the body, which is injured in sports injuries and accidents, due to its location and the type of physical stress it entails. Also, no previous research has reviewed the difference between the mechanics of patients' and athletes' tissue in the form of ultrastructural and nano analysis. The present study was carried out with the aim of comparing the nano-biomechanical structure of injured anterior cruciate ligament cell between athletic and non-athletic men to improve the science of cell biomechanics and to help better the knowledge in the field of human body mechanics.
    Materials and Methods
    In the current study, statistical samples were seven athletes and seven non-athlete men with anterior cruciate ligament injury. Tissue samples were obtained by each participants' orthopedic surgeon and they were prepared to determine the number and diameter of fibrils, roughness, and cell topography by atomic force microscopy. Finally, the obtained images and data were calculated using the Dual Scope ™ / Raster Scope ™ (SPM) software. Statistical analysis of the data was done using SPSS software set at the significance level of 0.05 running independent samples T-test.
    Results
    The findings showed that the nano-biomechanical structure of damaged anterior cruciate ligament cell, including the level of roughness (nm), the number of fibrils per unit, and fibrils diameter (nm), were different between athletic and non-athletic men. Also, topographic images taken from different regions of two-dimensional and three-dimensional injured ligament tissue in longitudinal and transverse sections of these groups showed some irregular makeup areas of collagen fibers, and fibrils were not in the same direction.
    Conclusion
    Regarding the relative mean of athletes in the present study and also considering that the muscles around the knee area in athletes are stronger than non-athletes, the adjacent muscles removed the pressure from the ACL and caused the differences between mechanical properties of the cell and the ACL tissue among athletes and non-athlete in the present study.
    Keywords: Nano-biomechanical structure, Injured Anterior Cruciate Ligament cell, Roughness, Topography of Tissue
  • Amir Hamzeh Sabzi*, Mohammad Vaez Mousavi, Pouneh Mokhtari Pages 236-248
     
    Background and Aim
    Dynamic balance is a key element in everyday and sports activities and it is important to examine the factors that affect it. The present study focused on the relationship between arousal and activation with dynamic balance at different times of the day.
    Materials and Methods
    A total of 30 male participants, aged 21.01±1.64 performed dynamic test at 10:00 a.m., 15:00, and 20:00 p.m. on a single day. Skin conductance level of participants was recorded continuously during performing balance task. ANOVA, Pearson correlation, and regression were used to analyze the data.
    Results
    The results indicated that dynamic balance based on reaching distance was higher at 15:00 p.m. than 20:00 p.m. and 10:00 a.m. It was also found that a linear relationship exists between activation and performance; the intensity of correlation was higher in the afternoon.
    Conclusion
    These findings support the idea on separation of arousal and activation as separable aspects of the physiological and behavioral functions. In this approach, the activation was introduced for the afternoon as the factor causing superiority of dynamic balance, as compared with morning and evening
    Keywords: Arousal, Activation, Skin Conductance Level, dynamic Balance, Performance
  • Ali akbar Arjmandnia, samad Azimigarosi*, Alireza Mohseni Ezhei, sehraneh Javadi Asayesh Pages 249-260
     
    Background and Aim
    Aggression is a phenomenon prevalent among children with ASD which makes the processes of training and rehabilitation difficult for them and can result in delays in acquiring developmental skills. The aim of the present study was to investigate the effectiveness of hydrotherapy on the degree of aggression in children with autism spectrum disorder (ASD).
    Materials and Methods
    The present study used an A-B single-subject research design. The population consisted of all children with ASD in Alborz Province. Making use of the purposive sampling method three children were diagnosed to suffer from ASD. The research instruments were the Gilliam Autism Rating Scale (GARS) and a researcher-made checklist to measure aggression. Therapy sessions were conducted according to Halliwick instructions for two months (totally for 8 weeks and 16 sessions). To analyze the data, after drawing charts and the stability and process container, the effectiveness of the independent variable on the dependent variable was assessed applying intra- and inter-situational analyses.
    Results
    During visual analysis of the data chart, intervention was effective on all of the three participants. The Percentage of Non-Overlapping Data (PND) in the two baseline and intervention situations for the three participants were 100, 87.5, and 100%, respectively.
    Conclusion
    The results indicated that hydrotherapy significantly results in reducing aggression in children with ASD. Thus, it is suggested that this method be used as a complementary method in training and rehabilitation of children with ASD.
    Keywords: Hydrotherapy, Autism Spectrum Disorder (ASD), Aggression
  • Sanaz Moeini, Mohammad Mohsen Roostayi*, Alireza Akbarzadeh Baghban Pages 261-267
     
    Background and Aim
    Postural changes in the lower limbs such as flat foot deformity can lead to abnormal changes in the axis of the lower extremities, the pelvic position, and the lower back. Since parts of the body are like a chain and each part affects the other parts, it is possible that changes in the balance of the foot with the use of insole and plantar exercise therapy improve the height of the medial longitudinal arch and correction of flat foot, which in turn can modify the axis of the lower extremities, pelvic tilt, and lumbar lordosis. Therefore, the aim of the present study was to evaluate the positive and negative effects of insole and exercise therapy on the flat foot, pelvic tilt, and lumbar lordosis.
    Materials and Methods
    To search for related articles, IranMedex, Magiran, SID, PubMed, ScienceDirect, and Scopus databases were used. GoogleScholar was searched with both Persian and English language and keywords. The search was performed between August and September, 2016.
    Results
    In our study, based on the artcticles studied, it was found that insole has a positive effect on symptoms of the flat foot and correction of the axis lower limb. On the other hand, the articles related to the effects of exercise therapy on the flat feet showed that exercise therapy has a positive effect on the flat feet, except for one case.
    Conclusion
    According to the results, using insole and exercise therapy can help support the plantar arch and leads to improvement in the flat foot, which can probably lead to alignment in the lower limb axis, pelvic tilt angle, and lumbar lordosis
    Keywords: Flat Foot, Insole, Lordosis, Pelvic Tilt, Exercise Therapy
  • Hamed Arghavani*, Vahid Zolaktaf, Shahram Lengan Nejadian Pages 268-277
     
    Background and Aim
    Attention to the phenomenon of aging, fall, consequences of falling, and finding methods to prevent falling in the elderly are points of interest to many researchers. On the other hand, choosing exercises that, in limited time, can bring about high effects with minimum facilities, are their ultimate goal. Therefore, the aim of the present review study was to investigate the consequences of falling and evolution of training in the elderly.
    Materials and Methods
    In the current study by searching among related articles published from 1984 to 2017 in the field of elderly training and valid scientific databases, based on the research criteria, 55 articles were selected as the final articles for the present review study.
    Results
    Increasing age is associated with impaired systematicity of the human body and overall the ability to respond to perturbation decreases affecting the balance control and leading to increase in the chances of falling, which is one of the main causes of mortality in the elderly. Risk factors of strength disorder, balance, and reaction time are the most important causes of falls, and finally, balance disorder is one of the strongest and most important factors in the control of balance and falling in the elderly. In addition, various training protocols for improving balance and preventing falling have been shown to have conflicting outcomes.
    Conclusion
    According to the results, if the main mechanisms of postural neurological control and balance are not properly strengthened, any perturbation such as glide, stinging to the edge of the carpet, and like can disrupt the balance and fall and result in irreversible problems. Therefore, further studies are needed to illustrate the effect of training focused on balance control mechanisms in preventing falls and persistence rate of this exercises
    Keywords: Elder, Exercise, Balance, Fall
  • Mahdie Khalighfard, Farnaz Ghassemi* Pages 278-299
     
    Background and Aim
    The most common functional disorders in stroke patients are disabilities in reaching and manipulation tasks which are associated with many problems for doing daily activities. Despite multiple techniques in rehabilitation, the amount and rate of recovery of upper extremity motor functions are weak, so new strategies have been suggested for combining different therapy methods. With the assumption that further improvement achieved through the use of both cognitive and physical aspects in the reorganization of neural circuits in the brain, in the rehabilitation of affected limb, the combination of mirror therapy and electrical stimulation can be more effective than using each of these methods separately. In the present study, we compared electrical stimulation and mirror therapy and conventional therapy and combination therapy in a pre-test/post-test study.
    Materials and Methods
    A systematic review with meta-analysis was performed on mirror therapy, electrical stimulation, and their combination from Pedro, Pubmed, and Rehabdata databases. A meta-analysis was performed based on random effect and effect size was obtained with the standard mean difference. The acute or sub-acute and chronic stroke, active/passive stimulation, and also protocol of training exercises in coordinated bilateral movement and other exercises are considered as affecting factors.
    Results
    In the present study, 35 articles with 903 stroke patients were studied. A significant difference was observed in comparing the efficacy of the two methods of mirror therapy and electrical stimulation and a conventional therapy. Also, a significant difference was confirmed between efficacies of pre-test/post-test in conventional therapy. Therewith, the existence of significant difference was confirmed between treatments of the early and late duration of the stroke. The type of active and passive stimulation, as well as bimanual or bilateral exercise movements in comparison with other exercise movements did not reveal a significant difference between the efficacy of electrical stimulation and mirror therapy, respectively.
    Conclusion
    The hypothesis of improving brain reorganization for stroke patients is confirmed by simultaneously applying both cognitive aspects and physical functions. Electrical stimulation and mirror therapy can be more effective during the period early after the stroke. It can be concluded that other factors such as intensity of stimulation, duration, and frequency of excitation or even the active stimulation can be resulted in the lack of confirmation of the efficacy of the active stimulation method versus the passive stimulation. The reliability of the results in the meta-analysis could be increased if more articles are used
    Keywords: Electrical Stimulation, Mirror Therapy, Motor Rehabilitation, Upper Extremity, Meta-Analysis