فهرست مطالب

سیاست جهانی - سال هفتم شماره 3 (پیاپی 25، پاییز 1397)
  • سال هفتم شماره 3 (پیاپی 25، پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/17
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مجید رنجبردار *، داود آقایی صفحات 7-44
    سرمایه گذاری خارجی از جمله منابع تامین مالی با بیشترین گردش در جهان امروز است. بیشتر کشورهای جهان با ایجاد اصلاحات سیاسی و حقوقی به دنبال جذب این منابع هستند. عوامل سیاسی بر میزان جذب سرمایه گذاری خارجی بسیار تاثیرگذار است. ایران از اوایل دهه 1380 با تصویب قانون جلب و حمایت از سرمایه گذاری خارجی، تلاش فراوانی برای جذب سرمایه گذاری خارجی داشته است. در این مسیر، یکی از کشورهای هدف و شرکای برجسته ایران، آلمان بوده است. طی سال های 1997 لغایت 2017، فراز و نشیب بسیاری در سرمایه گذاری شرکت های آلمانی تحت تاثیر مولفه های سیاسی مختلف از جمله سیاست های آمریکا، اسرائیل و روند صلح خاورمیانه، تروریسم و حقوق بشر بوده است. بهترین دوران سرمایه گذاری آلمان در ایران سال های 1997 لغایت 2004 بوده که میزان تنش های سیاسی در پایین ترین سطح قرار داشته است. سوال مهم این پژوهش اقتصاد سیاسی سرمایه گذاری آلمان در ایران و عناصر سیاسی تاثیرگذار بر آن می باشد. فرضیه پژوهش: فراز و نشیب روند جذب سرمایه گذاری آلمان در ایران تابع متغیرهایی مانند سیاست های آمریکا، اسرائیل و صلح خاورمیانه، حقوق بشر و تروریسم است. روش پژوهش تبیینی و با استناد به آمار و تحلیل آنها بوده است و سعی شد از طریق بررسی روند 20 ساله سرمایه گذاری شرکت های آلمانی در ایران، تاثیر عوامل سیاسی مهم در روابط دوجانبه بر میزان و روند سرمایه گذاری های شرکت های آلمانی در ایران در دولت های خاتمی، احمدی نژاد و روحانی بویژه پس از تحریم ها و خروج ایالات متحده از برجام بررسی گردد.
    کلیدواژگان: ایران، آلمان، سرمایه گذاری خارجی، دیپلماسی اقتصادی
  • سعید چهرآزاد، علیرضا ازغندی * صفحات 45-78
    در دوره زمانی مورد بررسی، سازوکار حکومت، قدرت و محیط داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران با دگرگونی های عمیقی متقارن شد که به صورت تدریجی خط مشی سیاست خارجی را دچار تغییر و تحول نمود. دولت پسا-جنگ که به واسطه بحران های منبعث از جنگ ایران و عراق با شرایط نوینی مواجه شده بود اولویت ها و سلسله مراتب اهداف سیاست خارجی خویش را تغییر داد. در نوشتار پیش رو در پی آن هستیم تا نقش «ایرانیت» به عنوان یکی از مولفه های سه گانه هویت ملی در تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره سازندگی را مورد واکاوی و واسازی قرار دهیم. از این رو در این مقاله تلاش گردیده تا با استفاده از روش تبیینی و با اتکاء به اطلاعات مبتنی بر روش کتابخانه ای، ضمن تبیین «ایرانیت» به عنوان یکی از سه مولفه هویت ملی و نحوه شکل گیری آن و معرفت نسبت به سیاست خارجی زمانه دولت هاشمی رفسنجانی، در نهایت به این پرسش پاسخ داده شود که «ایرانیت» به عنوان یکی از مشخصه های هویت ملی ایران چه تاثیری در ایجاد و تکوین سیاست خارجی دوره مورد بررسی داشته است؟ از این رو، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این دوره زمانی به واسطه الزام «سازندگی» در دوران پسا-جنگ شرایطی را می طلبید که در این مقاله به تحلیل آن پرداخته می شود.
    کلیدواژگان: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، هویت ملی، ایرانیت، توسعه ملی، سازندگی‏
  • حسین پوراحمدی* ، علی اکبر بازوبندی صفحات 79-120
    توافق هسته ای بین جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 در سال 1394، موسوم به برجام، به حدود دوازده سال بحران و تنش بین طرفین این پرونده پایان داد. چه عاملی باعث شد که دور آخر مذاکرات بین طرفین، که از سال 2013 آغاز شده بود، بر خلاف ادوار پیشین با موفقیت به سرانجام برسد؟ پژوهش حاضر در پی آن است که با استفاده از رویکرد ترکیبی و بر مبنای استعاره بازی دو سطحی پاسخی برای سئوال فوق فراهم آورد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که از یک سو بازخورد تحریم های اقتصادی که به افزایش مشکلات اقتصادی و افزایش فساد در کشور انجامید باعث اجماع نخبگان تصمیم گیر و تصمیم ساز در حل هرچه سریع تر این پرونده گردید و از این رو برجام را می توان محصول نظام جمهوری اسلامی ایران در کلیت آن دانست. از سوی دیگر، ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در مقابل تحریم ها و فشارهای اقتصادی و توسعه صنعت هسته ای، طرف غربی را به این باور رساند که امکان دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از برنامه هسته ای خود از طریق فشار اقتصادی وجود ندارد. لذا نفع مشترکی بین طرف ایرانی و طرف غربی برای مختومه نمودن این پرونده به وجود آمد که حاصل آن توافق بدست آمده است. از این رو برجام را می توان حاصل همپوشانی منافع مشترک دو طرف دانست
    کلیدواژگان: بازی دو سطحی، تحریم اقتصادی، نظام اقتصاد جهانی، مذاکره، توافق هسته ای
  • حسین فیروزی* ، ارسلان قربانی شیخ نشین صفحات 121-152
    نظم بین الملل روابط بین قدرت ها و بازیگران عرصه جهانی را با قواعد و الگوهایی هدایت و ساماندهی نموده و یکی از مهم ترین مقوله های روابط بین الملل بعد از جنگ جهانی دوم و جنگ سرد بوده که به شدت تحت تاثیر سیاست های حاکم بر دولت های ایالات متحده آمریکا قرار داشته و در همین راستا این پژوهش خصوصیات رهیافت سیاسی دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده و تاثیر آن بر نظم بین الملل را از سال 2016 تا 2018م موردبررسی قرار داده است. روش پژوهش از نوع کیفی و رویکرد توصیفی_تحلیلی می باشد، همچنین گردآوری منابع به صورت کتابخانه ای صورت گرفته است. سوال پژوهش حاضر این است که چگونه پوپولیسم در نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا نظم بین الملل را در ابعاد سیاسی-امنیتی، اقتصادی، تجاری و حقوق بشر تضعیف کرده است؟ به نظر می رسد که روی کار آمدن ترامپ نظم بین المللی را که دولت های ایالات متحده آمریکا طی هفت دهه مستقر کرده بودند، زیرورو می کند. نتایج تحقیق درباره خصوصیات راهبرد ترامپ نشان داد که رویکرد او شامل دودسته خصوصیات شکلی و معرفتی است. در بخش خصوصیات شکلی، استفاده از ادبیات ساده، زبان تحقیر آمیز، مغلطه زبانی، توصیف اغراق آمیز، ذهنیت همیشه برنده، ذهنیت ما در مقابل آن ها در رویکرد سیاسی ترامپ وجود داشت. خصوصیات معرفتی رویکرد او شامل عقلانیت مردم، بازگشت شکوه به آمریکا، شکل دهی هویت کاریزماتیک، ضدیت با نخبگان و روایت تهدیدآمیز علیه زنان بود. مجموعه این خصوصیات نشان داد که ترامپ یک سیاست مدار پوپولیست ناسیونالیست می باشد که دکترین «خروج از نهادهای بین المللی » را در دستور کار قرار داده و از این طریق مهم ترین نهادهای جامعه جهانی را دچار اختلال نموده است.
    کلیدواژگان: نظم بین الملل، آمریکا، پوپولیسم، ترامپ، روابط بین الملل، نهادهای بین المللی
  • زینب فرهادی* ، بهاره سازمند صفحات 153-181
    پویایی و پیش بینی ناپذیری یکی از ویژگی های انکارناپذیر سیاست بین المللی است و همین مسئله در سیاست خارجی دولت ها نیز به وضوح قابل رویت است. در همین راستا شاید بتوان سیاست خارجی ژاپن را به عنوان یک نمونه از سیاست خارجی پویا و در حال تغییر مورداشاره قرارداد. شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم منجر به تحولات عظیم درصحنه سیاست خارجی این کشور شد و وضعیت امنیتی آن را به طور کامل تغییر داد. به مرورزمان و به ویژه بعد از جنگ سرد ما شاهد آن هستیم که سیاست امنیتی این کشور دچار فرازوفرودهای بسیاری شده و گاه رفتار متناقضی از خود نشان داده است؛ رفتاری که به تعبیر پیترکاتزنشین به «اسکیزوفرنی در سیاست خارجی» شباهت دارد. همین رفتار متناقض ژاپن باعث شده است که سیاست خارجی ژاپن به یک معما تبدیل شده و درک آن سخت شود. در این مقاله ابتدا تلاش می شود تا تغییرات طولانی مدت در سیاست خارجی ژاپن از دوره بعد جنگ جهانی دوم تا سال 2018 میلادی بررسی و به این سوال پاسخ داده شود که هویت امنیتی ژاپن از سال 1945 تاکنون (2018) چه فرایندی را طی کرده است؟ در راستای پاسخ به این سوال دوره های سیاست خارجی ژاپن به سه دوره زمانی 1945 تا 1990، 1990 تا 2001 و 2001 تا 2018 تقسیم شده و استدلال می شود که در طی دوره پس از جنگ جهانی دوم ژاپن از یک دولت صلح طلب منفعل به یک دولت صلح طلب فعال تبدیل شده است. روش پژوهش پیش رو توصیفی –تحلیلی بوده و با تکیه بر منابع کتابخانه ای انجام می شود.
    کلیدواژگان: عادی سازی، صلح طلبی فعالانه، ایالات متحده، شمال شرق آسیا، ژاپن، ماده 9 قانون اساسی‏
  • مجید روحی * صفحات 215-242
    نظریه های مختلفی در روابط بین الملل ساخته و پرداخته شده اند که هر کدام از آنها ادعا دارند که از قدرت تبیینی بیشتری برخوردارند و در واقع اغلب آنها ادعای صدق و حقیقت و تبیین بهتر و کاملتر روابط بین الملل و پدیده های بین المللی را دارند. پست مدرنیسم نیز به عنوان یکی از نظریات روابط بین الملل، دیسیپیلین روابط بین الملل را مورد تردید قرار داده و متفکران آن با تبارشکنی و ساختارشکنی به سراغ پدیده های بین المللی رفتند، قائل به امکان شناخت بهتر روابط بین الملل می باشد. این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که چگونه می توان صحت و کذب نظریه پست مدرنیسم در روابط بین الملل را که مدعی شناخت بهتر روابط بین الملل است، اثبات کرد؟ در پاسخ، این فرضیه را به بوته آزمون می گذارد که پست مدرنیسم به عنوان یک نظریه روابط بین الملل هر چند توانسته است افق های فکری جدیدی را پیش روی اندیشمندان این حوزه بگشاید و به فهم نظری روابط بین الملل کمک زیادی کند، اما به واسطه اینکه از ناسازگاری، اغتشاش و عدم ارتباط منطقی بین مفاهیم و مقولات مطرح در ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی رنج می برد، در نتیجه از قابلیت توضیح و تحلیل اندکی برای تبیین پدیده ها و موضوعات روابط بین الملل برخوردار شده است. در نتیجه، نتوانسته است به گفته برخی از متفکران روابط بین الملل امور جهان را آن طور که پیش بینی می کرد، پیش ببرد.
    کلیدواژگان: فرانظریه، پست مدرنیسم، معرفت شناختی، هستی شناختی، روش شناسی
  • محمدرضا حاتمی * صفحات 243-262
    از آغاز پیدایش سیستم بین دولتی مدرن خاورمیانه بحران اجتماعی و سیاسی، شکنندگی دولت / ملتهای ضعیف و کج کارکردی آنها در انسجام بخشی به قلمرو سرزمینی و هویتی، باعث خیزش کنشگران غیر دولتی با مطالبات جدایی خواهانه گشته است. به طور اساسی از آغاز شکل گیری دولت های مدرن در خاورمیانه که به طور غالب بر میراث آخرین امپراطوری پیشامدرن این پهنه یعنی امپراطوری عثمانی به وجود آمدند، دولت مدرن در این منطقه با چالش های جدی همراه بوده است. تعریف هویت ملی بر اساس مولفه های زبانی یا نژادی و فرقه ای قومیتی خاص در این دولت ها نه تنها سبب یکپارچگی ملی نشده است بلکه خود محرکی در جهت انشقاق بوده است. حال آن که هویت ملی می بایست بر پایه ناسیونالیسم سیاسی تعریف می شد و تابعیت ملی و حقوق ملازمه آن عیار وحدت و یکپارچگی ملی قرار می گرفت، گرایش های قومی، زبانی و فرقه ای نخبگان مسلط که در تلاش برای تعریف هویت ملی دولت های خاورمیانه بر پایه یک زبان یا قومیت واحد بوده اند در دولت های متکثر خاورمیانه چالش یکپارچگی ملی را عمق بخشیده است، گسل های هویتی در عراق پس از بیش از نیم قرن سیاست عربی سازی و شکل گیری حکومت منطقه ای کردستان عراق، نمونه برجسته ای از شکست سیاست ادغام ملی در خاورمیانه است. به گونه ای که به پیدایش یک دولت دوفاکتو در اقلیم کردستان منجر شده است. در این مقاله به تبارشناسی دولت های دوفاکتو با تمرکز بر کردستان عراق پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: دولت های دوفاکتو، حکومت منطقه ای کردستان عراق، خاورمیانه
  • محمد جواد هراتی*، علی زیرکی حیدری صفحات 263-289
    الگوی دولت توسعه گرا عبارتی است که برای نوع خاصی از دولت ها وضع شده و در آن از شاخصه های خاصی بهره گیری می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی دو الگوی نظری دولت توسعه گرا و نفرین منابع در حوزه مطالعات توسعه جهان سوم با خاورمیانه است تا از رهگذر واقعیت موجود چشم اندازی برای آینده منطقه جست وجو کند. ازاین رو، این نوشتار حول این پرسش شکل گرفته است که تا چه اندازه نظریه دولت توسعه گرا ، با کشورهای نفتی خاورمیانه تطبیق دارد فرضیه نگارندگان این است که، مولفه های دولت توسعه گرا با در نظر گرفتن پدیده نفرین منابع در کشورهای نفتی خاورمیانه ضعیف بوده و این عامل در کنار تاثیرات منفی درآمدهای نفتی که خود منتج از ساختارهای نهادی نامناسب است زمینه ناکامی روند توسعه را در این منطقه باعث شده است.برای تایید این فرضیه و رسیدن به پاسخی مناسب برای پرسش اصلی، مقاله در دو محور اصلی تنظیم شده است: در محور نخست به دو بحث نظری در قالب نظریه دولت توسعه گرا و نظریه نفرین منابع پرداخته خواهد شد. در محور دوم تلاش می شود، مباحث نظری با داده هایی از خاورمیانه سنجیده شده و به نتایج مشخصی در راستای پاسخ به پرسش اصلی دست یافت.
    کلیدواژگان: نخبگان، نفرین منابع، نفت، دولت های عربی
  • انور خیرآبادی، حسنعلی موذن زادگان *، محمود مهدوی، مهدی اسماعیلی صفحات 265-281

    جوامع انسانی دارای ساختارهایی از قواعد و هنجارها هستند و حقوق رفتارهای مشروع و نامشروع افراد را معین می کند، بر این اساس مساله حکمرانی و حیات اجتماعی به ناگزیر به ساختار و قواعد حقوقی پیوند می خورد و باتوجه به فرض عقلایی بودن افراد آگاهی از جرم و عواقب آن می تواند نقش سازنده ای در پیشگیری و بازدارندگی در زمینه ارتکاب جرم بداشته باشد، براساس آموزه های اسلامی، عقلی، منطقی و قانونی پیشگیری از جرم امری عقلایی و حکیمانه و مدبرانه و به لحاظ کارکردی سودمند است هم زمان با تاکید دین مبین اسلام بر حق برخورداری انسان ها از آموزش که به تعبیری سرچشمه آغاز بعثت و رسالت پیامبر است در قانون اساسی و سایر مقررات هم آموزش به عنوان یک حق مسلم مورد تاکید قرار گرفته لذا اگر جرمی به خاطر جهل و ناآگاهی صورت پذیرد بدان معنا است که تدابیر پیشگیرانه و حق عموم در پیشگیری از جرم به وقوع نخواهد پیوست و هر دو حق یعنی حق پیشگیری از جرم و حق آموزش از مصادیق حقوق عمومی و مورد احترام قاون و شریعت هستند و این مقاله گسترده ی هر دو حق را روشن می سازد و به تبیین اهمیت آن خواهد پرداخت.

    کلیدواژگان: حق بر آموزش، پیشگیری از جرم، حقوق ایران و اسلام، حکمرانی
|
  • Majid Ranjbardar *, Davood Aghaei Pages 7-44
    Today, foreign investment is one of the most sophisticated financing sources in the world. Most of the countries are seeking to attract these resources by creating political and legal reforms. Political factors are very influential on the attraction of foreign investment. In early 2001, by adoption of Foreign Investment Protection Act; Iran has been struggling to attract foreign investment in the country. In this regard, Germany was one of the most important partner and target country for Iran. During 1997 to 2017, there were some fluctuation in trend of German investment into Iran, due to various political components, including US policy, Israeli and Middle Eastern peace processes, terrorism and human rights. The 1997 to 2004 when the political tensions were at the lowest level, the German investment in Iran were at the best position. It brings about the question: what factor serve a basis for the political economy of German FDI in Iran? The hypothesized: the fluctuation in trend of German investment in Iran is a sequent of various components including US policy, Israeli and Middle Eastern peace processes, terrorism and human rights. The method of research is explanatory with citing to statistics and analyzing the trend of German investments in last 20 years. We will consider the influence of political component on the FDI of German companies during the presidency of Khatami, Ahmadinejad and Rouhani especially after the US withdraws from JCPOA
    Keywords: Iran, Germany, Foreign Investment, Economic Diplomacy‎
  • Sayid Chehrazad, alireza azghandi * Pages 45-78
    During the period under review, the mechanism of government, power, and the internal and external environment of the Islamic Republic of Iran was marked by a profound transformation that gradually changed the political line of foreign policy. The post-war government, faced with new crises caused by the crises of the war between Iran and Iraq, has changed the priorities and dynasties of its foreign policy objectives. In the foregoing article, we seek to disassociate the role of “Iranianism" as one of the three components of national identity in the development of foreign policy of the Islamic Republic of Iran during the period of construction. Therefore, in this article, we tried to use the explanatory method and relying on information based on the library method, while explaining Iranian as one of the three components of national identity and its formation and knowledge of foreign policy of the time Hashemi Rafsanjani's government will ultimately answer the question that Iranianism has been considered as one of the hallmarks of Iran's national identity in the creation and development of foreign policy? Hence, the foreign policy of the Islamic Republic of Iran during this period of time, due to the requirement of "building" in the post-war period, requires conditions that are discussed in this paper.
    Keywords: Foreign Policy of Islamic Republic of Iran, National Identity, Nationality, National Development, ‎Construction
  • Hoossein Porahmadi *, Aliakbar Bazobandi Pages 79-120
    The nuclear deal between the Islamic Republic of Iran and P5+1 in 2015, JCPOA, ended to 12 years of crisis and tension between the two sides. What made the last round of negotiations between the parties, which began in 2013, to be successful unlike the previous rounds? This study seeks to provide an answer to the above question using a two level game theory in an eclectic manner. The results of this study indicate that, on the one hand, the effects of economic sanctions which led to the increase of economic problems and the unceasing increase in corruption in the country led to a consensus among the authorities to resolve the case as soon as possible, and hence, the JCPOA could be seen as the product of the Islamic republic of Iran in its entirety. On the other hand, the Islamic Republic’s resistance against sanctions and economic pressures and the development of the nuclear industry has led the western side to come to a conclusion that it is unlikely that Islamic Republic of Iran will abandon its nuclear program due to economic pressure. Therefore, a common interest between the Iranian side and the western side was created to close this case, which resulted in the agreement. Therefore, the JCPOA can be seen as the result of overlapping of the common interests of both sides.
    Keywords: Two Level Game, Economic Sanction, Global Economic System, Negotiation, Nuclear Agreement
  • Hoossein Firozi *, Arsalan Ghorbani Pages 121-152
    The international order guides and organized the relationships between powers and actors in the world with specific rules and patterns and is one of the most important issues of international relations since the Second World War and the Cold War, strongly influenced by the policies governing the governments in United States of America. This study examines the characteristics of the US President-elect Donald Tramp's political approach and its impact on international order from 2016 to 2018. The research method is qualitative and descriptive-analytical approach, and library collection has been done. The present research question is how populism in the United States political system has undermined international order in terms of political, security, economic, commercial and human rights? The emergence of the tramp seems to have changed the international order that the US states have deployed over the course of seven decades.
    The results of the research on the characteristics of the Trump strategy revealed that his approach consists of two categories of epistemic characterization. In the form of specification, the use of basic literature (simple words), humiliation, language deviation, extreme interpretations, ‘always winning’ mindset, ‘we against them’ mindset, was present in the Tramp's political approach. The epistemic characteristics of his approach included the human's rationality, bringing back glory to America, and adoption of a charismatic identity, Trump, Anti-elitism, and threatening narratives against women. The collection of these features showed that Tramp is a nationalist populist politician who has put the doctrine of "leaving international institutions" on the agenda, thereby disturbing the most important institutions of the international community.
    Keywords: International Order, America, Populism, Tramp
  • Zeynab Farhadi *, Bahareh Sazmand Pages 153-181
    Dynamics and unpredictability are undeniable features of international politics, and this is clearly visible in the foreign policy of governments. In the same vein, Japan's foreign policy may seem like an example of a dynamic and changing foreign policy. Japan's defeat during the Second World War led to enormous changes in the country's foreign policy and its security status completely changed. In the meantime, and especially after the Cold War, one can see that the foreign policy of Japan has encountered many ups and downs and has sometimes shown contradictory behaviors; behaviors that, in Peter J. Katzenstein's interpretation is similar to " schizophrenia in foreign policy". Such Japan's contradictory behavior has made Japan's foreign policy a riddle and difficult to understand. This paper first attempts to investigate the long-term changes in Japan's foreign policy from the post-World War II to 2018. It then tries to find the answer to the question of what processes Japan's security identity has been going through? In response to this question, Japan's foreign policy eras are divided into three periods which include 1945-1990, 1990-2001, and 2001-2018, and it is argued that Japan has changed from a passive peaceful state to an active pacifist state. The research methodology followed is descriptive-analytic and is carried out through secondary research method
    Keywords: Normalization, Active pacifism, The United States, North East Asia, Article 9
  • Majid Rouhi * Pages 215-242
    Various and conflicting theories in international relations made by each of them claim to have more explanatory power. And in fact all of them claim to truth and better explanation and more comprehensive international relations and international phenomena. postmodernism as a theory of international relations, international relations discipline, doubt and thinkers of the that eras, with genealogy and deconstruction went to the international phenomena and, accordingly, many of the fundamentals of existence, ontological, epistemological and ontological perspectives dominate international relations, namely, realism and neorealism have questioned, is not an exception. Since the theory to prove its truth or falsity depend meta-theory, the aim of this article is to determine the truth and power of explanation and understanding, assessment and evaluation of the postmodern theory of international relations. This article emphasizes that, although postmodernism new horizons before researchers could open up the field of international relations, but assumptions of ontological, epistemological and methodological inconsistencies and internal contradictions faced by the theory of chaos and so many ideas Suffers.
    Keywords: Postmodernism, Meta-theory, Epistemology, Ontology, Methodology ‏
  • Mohammad Reza Hatami Pages 243-262
    De facto states, defined as entities that possess control over a defined territory, population, and government, but without recognition from other states, have become increasingly important over the past three decades. Although the universe of cases is small (there have been 24 de facto states since the 1960s), de facto states play an important role in regional security and stability. Despite this relevance, we still know little about why de facto states emerge, how their preferences are formed, and what shapes their behaviour and decision-making.The Social and Political Crisis of The Past Few Years In North Mesopotmia . Fragile of Weak Natin - States In Iraq ans Syria and Those Disfunctin In Cherence to The Territory and Identity Realms , Causing The Rise of Non- State Actors With Demanding for Separatist View.These Non- State Actors That were Suppresed for Ling Time ,wants have to be Forms a De Fact States this Research Is duet the poor Theoritical Litreature In De Facto States Topics and analysis the cncept f the De Facto States and get help from the constrictivism theory . also analysys consequences of Iraqi Kurdistan De Facto States in idle east. This research is based on a descriptive - analytical method
    Keywords: De Facto States, Kurdistan Regional Government, the Middle Est
  • MohammadJavad Harati *, Ali Zirakiheidari Pages 263-289
    The developmental state model is a term used for a particular type of government, in which specific features are used. The purpose of the present study is to examine the two theoretical models of the developmental government and the curse of resources in the field of Third World Development Studies in the Middle East in order to seek out the future of the region through the present reality. Therefore, this paper focuses on the question of how far the theory of the developing state is aligned with the Middle Eastern oil countries. The authors' hypothesis is that the components of the developing state, taking into account the scourge of resources in Middle Eastern oil countries This point is weakened by the negative effects of oil revenues resulting from inappropriate institutional structures, which has led to a lack of development in the region. To confirm this hypothesis and to arrive at a proper answer to the main question, the paper is set up on two main axes: In the first place, two theoretical discussions will be devoted to the theory of developmental government and the curse of resources. In the second axis, attempts are made to discuss the theoretical discussions with data from the Middle East and to arrive at certain results in response to the main question.
    Keywords: Elites, Curse of Resources, Oil, Arab Governments
  • Anvar Kheirabadi, Hasanali Moazenzadegan *, Mahmood Mahdavi, Mehdi Esmaili Pages 265-281

    According to Islamic, rational, logical and legal teachings, crime prevention is a rational, wise and prudent matter. Simultaneously with emphasizing the religion of Islam on the right of human beings to education, which is the source of the beginning of the Prophet's mission in the constitution and other provisions, education It is emphasized as an inalienable right, so if a crime is committed due to ignorance and ignorance, it means that preventive measures and the public right to prevent crime will not occur, and both rights, namely the right to prevent crime and the right to education are examples of rights. They are public and respected by law and Shari'a, and this extensive article will clarify and explain the importance of both rights.

    Keywords: The Right to Education, Crime prevention, Iranian - Islamic Law, Governance