فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال شانزدهم شماره 8 (پیاپی 109، آبان 1397)
  • سال شانزدهم شماره 8 (پیاپی 109، آبان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/08
  • تعداد عناوین: 8
|
  • لیلا ضامنی ، عباس بهرام ، حسن خلجی* ، فرهاد قدیری ، ماندانا زعفری صفحات 535-543
    پیش زمینه و هدف
    سنی که در آن اولین قاعدگی (منارک) رخ می دهد تحت تاثیر عوامل متعدد محیطی و ژنتیکی قرار می گیرد. پژوهش حاضر باهدف تعیین سن شروع قاعدگی و ارتباط آن با برخی متغیرهای زیست اجتماعی صورت گرفت.
    مواد و روش کار
    مطالعه حاضر در طرحی مقطعی به صورت توصیفی- همبستگی روی 630 دانش آموز دختر دوره اول متوسطه (کلاس 9-7) استان مازندران صورت گرفت. دانش آموزان بر اساس روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. از قدسنج، ترازو، گام شمار، پرسشنامه های جمعیت شناختی و وضعیت اجتماعی – اقتصادی جهت گردآوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS23 در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.
    یافته ها
    متوسط سن منارک در دختران نوجوان 05/1 ± 77/11 سال بود. پایین ترین و بالاترین سن منارک به ترتیب 33/8 و 33/14 سال بود. بیشترین و کم ترین فراوانی شروع منارک به ترتیب فصل تابستان (49درصد) و زمستان (8درصد) بود. سن شروع قاعدگی دختران با سن منارک مادر و میزان فعالیت بدنی رابطه مستقیم و با شاخص توده بدن و وضعیت اجتماعی- اقتصادی و وزن رابطه معکوس داشت.
    بحث و نتیجه گیری
    میانگین سن منارک در این پژوهش، در مقایسه با پژوهش سابق در دختران نوجوان شهرهای استان مازندران کاهش یافت. از عوامل زیست اجتماعی مرتبط با سن شروع قاعدگی به ترتیب سن منارک مادر، میزان فعالیت بدنی و شاخص توده بدن به عنوان متغیرهای پیش بین شناخته شدند.
    کلیدواژگان: شروع قاعدگی، متغیرهای زیست اجتماعی، فعالیت بدنی
  • وحید زمانزاده ، محمدرضا منصوری آرانی ، اکرم رضاقلی فام * صفحات 544-563
    پیش زمینه و هدف
    رایج ترین الگوی ارزیابی در نظام های آموزشی، الگوی اعتباربخشی می باشد. سیستم اعتباربخشی حدود یک قرن پیش در آمریکا و سپس در انگلیس و برخی کشورهای دیگر آزموده شده و هم چنان در حال تغییر و تکامل است. وجه مشترک تمام سیستم های اعتباربخشی، سنجش بر اساس استانداردهای از پیش طراحی شده می باشد و این استانداردها ازآنجاکه ملاک قضاوت قرار گرفته و چارچوب جدیدی را برای دانشکده ها تعریف می نمایند، از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار هستند. هدف این مطالعه گردآوری، تدوین و ارائه الگوی اعتباربخشی دانشکده های پرستاری دارای دوره کارشناسی پیوسته رشته پرستاری دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود.
    مواد و روش کار
    این مطالعه مروری یکپارچه با استفاده از روش بروم انجام گرفت. در این راستا مطالعاتی که در راستای هدف پژوهشی بودند، به زبان انگلیسی و یا فارسی نگارش شده و امکان دسترسی به متن کامل آن ها وجود داشت و سال چاپ آن ها مربوط به سال 2000 تا 2018 بود وارد مطالعه شدند. از دامنه وسیعی از کلیدواژه ها همچون accreditation of health care organizations، baccalaurate nursıng educatıon، school of nırsıng، evaluation education به صورت مجزا و ترکیبی استفاده گردید. برای یافتن مطالعات مرتبط در کنار مطالعه کتابخانه ای از پایگاه های اطلاعاتی معتبر فارسی و بین المللی SID، Magiran، Iranmedex، Google Scholar، Pubmed، Science direct، ProQuest, Ovid،EBSCO، Scopus استفاده شد. درنهایت 14 مقاله وارد مطالعه شدند، همچنین علاوه بر مقالات از 8 راهنمای خارجی و داخلی و یک کتاب استفاده شد. داده ها بر اساس روش بروم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    در مرحله اول جهت اعتباربخشی دانشکده های پرستاری دارای کارشناسی پیوسته رشته پرستاری 7 استاندارد کلی که شامل: ماموریت و ظرفیت اجرایی /مدیریتی، دانشکده و کارکنان، دانشجویان، کوریکولوم، منابع و فضای فیزیکی، برآیندهای مورد انتظار، پژوهش در آموزش از برنامه اعتباربخشی سازمان های ارائه دهنده اعتباربخشی جهانی، مقالات و کتاب های منتشرشده و همچنین گایدلاین ها استخراج گردید.
    بحث و نتیجه گیری
    سازمان هایی که فرایند اعتباربخشی در بدنه آموزش، آگاهی و فرهنگ سازمانی آن ها نهادینه شود می توانند به سطح بالاتری از کیفیت در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی دست یابند، لذا امید است نتایج این پژوهش بتواند با ارائه یک راهنمای کلی به برنامه ریزان و سیاست گذاران پرستاری گامی هرچند کوچک در جهت تقویت و توسعه اعتباربخشی دانشکده های پرستاری بردارد و درنهایت موردتوجه صاحب نظران جهت استفاده قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: اعتباربخشی سازمان های بهداشتی، آموزش کارشناسی پرستاری، دانشکده های پرستاری، ارزشیابی آموزشی
  • سمیه فلاح *، سمیه قلیچ خانی ، منیر سادات میرزاده ، لیلا قلندری ، زهرا باجلان صفحات 564-574
    پیش زمینه و هدف
    با توجه به نقش کلیدی ماماها به عنوان یکی از اجزای موثر سیستم بهداشتی برای ارائه خدمات مامایی به دو قشر آسیب پذیر جامعه یعنی مادران و نوزادان این مطالعه باهدف تعیین ارتباط بین رضایت و عملکرد شغلی ماماهای شاغل در زایشگاه های قزوین انجام شد.
    مواد و روش کار
    در این مطالعه توصیفی تحلیلی، جامعه پژوهش 100 مامای شاغل در زایشگاه های شهر قزوین بود که به روش سرشماری انتخاب و وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه رضایت شغلی ویسوکی وکروم، پرسشنامه عملکرد شغلی پاترسون و فرم اطلاعات دموگرافیک بود. روایی و پایایی پرسشنامه ها در مطالعات قبلی تایید شده است. داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین نمره رضایت شغلی با نمره عملکرد شغلی همبستگی معنی داری وجود ندارد. اکثر واحدهای پژوهش (60 درصد) رضایت شغلی کمی داشتند. بیشترین میزان رضایت در بعد رضایت از سرپرست (55 درصد) و کم ترین میزان در بعد رضایت از حقوق و مزایا (34 درصد) بود. همچنین نتایج نشان داد بین رضایت کلی شغلی با تمام ابعاد آن ارتباط و همبستگی مثبت آماری وجود دارد. یافته های این مطالعه همچنین نشان داد که بین سطح رضایت کلی شغلی با سن، تحصیلات و وضعیت استخدام ارتباط آماری معنی داری وجود دارد (05/0 p<).
    بحث و نتیجه گیری
    از نتایج این مطالعه می توان در برنامه ریزی های دقیق در جهت افزایش رضایت شغلی کادر مامایی وترمیم حقوق و مزایای آنان استفاده نمود. زیرا نتایج این پژوهش حاکی از آن است میزان رضایت شغلی کادر مامایی کم بوده و هرچند بین این یافته و عملکرد شغلی رابطه معنی داری به دست نیامد، این می تواند زنگ خطری برای مسئولان محسوب گردد زیرا رضایت شغلی ناکافی می تواند به ارائه مراقبت های ناکارآمد و درنهایت تاثیر بر ارتقا سلامت مادران و نوزادان منجر گردد.
    کلیدواژگان: رضایت شغلی، عملکرد شغلی، ماما
  • ژاله قربانی ، حمید ثریا ، ناصر شیخی ، آرام فیضی * صفحات 575-582
    پیش زمینه و هدف
    خطاهای داروی دلیل اصلی آسیب به سلامت بیماران بستری می باشد. بازنگری دارویی یکی از مداخله های طراحی شده برای کاهش وقایع ناخواسته دارویی بوده و یک استراتژی برای شناسایی بسیاری از ناهمخوانی های دارویی است. این مطالعه باهدف بررسی مقایسه ای تاریخچه دارویی به دست آمده توسط کادر درمان با بهترین تاریخچه دارویی ممکن در بیماران قلبی بستری شده در بخش های ویژه قلبی مرکز آموزشی و درمانی سید الشهداء (ع) ارومیه انجام گردید.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی بود که در آن بهترین تاریخچه دارویی ممکن 220 نفر از بیماران بستری اخذ و با تاریخچه دارویی اخذشده توسط پرستاران و دستیاران مقایسه شد. نمونه گیری به روش نمونه گیری در دسترس و از نیمه بهمن ماه 1396 تا آخر فروردین ماه 1397 انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته شامل اطلاعات دموگرافیک، فرم تاریخچه دارویی کادر درمان و چک لیست ناهمخوانی هایی دارویی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج، ناهمخوانی های به دست آمده از مقایسه تاریخچه دارویی اخذشده توسط کادر درمان (پرستاران و دستیاران) با بهترین تاریخچه دارویی ممکن، چشمگیر بوده و ناهمخوانی دارویی در تمام موارد موردبررسی شامل نام ژنریک و تجاری دارو، شکل، دوز، زمان مصرف، تکرار و حذف دارو مشاهده گردید. بین تاریخچه دارویی پرستاران و دستیاران نیز تفاوت آماری معنی داری وجود داشت. (05/0>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به اختلاف بین تاریخچه دارویی اخذشده توسط پرستاران و دستیارها با بهترین تاریخچه دارویی ممکن، امکان رخداد خطاهای دارویی وجود دارد. لذا اهمیت مداخلات وسیع تر مدیران و مسئولان امر در زمینه بازنگری دارویی و به دنبال آن کاهش خطاهای دارویی مورد تاکید می باشد.
    کلیدواژگان: بهترین تاریخچه دارویی ممکن، بازنگری دارویی، بیماران قلبی
  • آذین عادل ، سودابه بساک نژاد ، نجمه حمید * صفحات 583-592
    پیش زمینه و هدف
    اگرچه بارداری یک حادثه فیزیولوژیک برای مادر در نظر گرفته شده است، ولی تغییرات جسمی و هورمونی ممکن است سبب تغییرات خلق وخو، بی ثباتی احساسات و هیجانات گذرا شود. ازاین رو به بررسی تاثیر آموزش بهداشت روانی مادر- کودک بر اضطراب و سلامت روان مادران باردار نخست زا در بیمارستان نفت اهواز پرداخته شده است.
    مواد و روش کار
    این پژوهش از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش نیز شامل کلیه زنان باردار نخست زای مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی بیمارستان نفت شهر اهواز در زمستان 1394 بود. هاست. از میان افرادی که دارای ملاک های ورود (12 تا 32 هفته بارداری و نخست زا) و داوطلب شرکت در جلسات آموزش بهداشت روانی بودند خواسته شد تا آزمون اضطراب بارداری را تکمیل کنند. از بین داوطلبین مراجعه کرده تعداد 24 نفر که نمره بالاتر از یک انحراف معیار از میانگین در آزمون اضطراب بارداری داشتند و از لحاظ سن، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، عدم ابتلا به بیماری های حاد جسمانی و روانی و سایر متغییرهای مورد نظر در پژوهش کاملآ همگون بودند، انتخاب و به طور تصادفی به گروه آزمایش وگروه کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه و به مدت دو ماه تحت آموزش بهداشت روانی مادر - کودک بودند و پس از آن مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند. برای جمع آوری داده های مورد نیاز در این تحقیق از پرسشنامه های استاندارد اضطراب بارداری و سلامت عمومی (GHQ-28) استفاده شده است.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که میان گروه آزمایش و کنترل از لحاظ اضطراب بارداری و سلامت روان، تفاوت معنی داری وجود. دارد (P<0. 001) ). میزان اضطراب بارداری گروه آزمایش در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون و گروه کنترل به طور معنی داری کاهش اما میزان سلامت روان افزایش یافت.
    بحث و نتیجه گیری
    آموزش بهداشت روانی مادر- کودک بر اضطراب و سلامت روان (و همه ابعاد آن) در زنان باردار تاثیر مثبت و معناداری دارد.
    کلیدواژگان: آموزش بهداشت روانی مادر-کودک، اضطراب بارداری، سلامت روان، مادران نخست زا
  • پریسا پارسا ، ثریا درگاهی ، بتول خداکرمی *، یونس محمدی ، منصوره یزدخواستی صفحات 593-602
    پیش زمینه و هدف
    دیابت دوران بارداری عوارض زیادی برای مادر و جنین به همراه دارد. لذا پیشگیری و شناخت زودرسان در مرحله پره دیابتیک اهمیت زیادی در ارتقای سلامت مادر و نوزاد دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مشاوره گروهی بر کیفیت زندگی مادران پره دیابتیک در شهر کرج در سال 1396 انجام شد.
    مواد و روش کار
    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی نیمه تجربی در سال 1396 بر روی 90 مادر باردار پره دیابتیک مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت منتخب شهر کرج انجام شد. نمونه ها به دو گروه مساوی کنترل (45 نفر) و گروه آزمون (45 نفر) تقسیم شدند. . مداخله در گروه آزمون به صورت مشاوره گروهی جهت ارتقای کیفیت زندگی مادران در طی 4 جلسه هفتگی بود. گروه کنترل در این مدت تحت مراقبت های روتین بارداری قرار گرفتند. در هر دو گروه کیفیت زندگی مادران و قند خون ناشتا قبل از مداخله و بررسی شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری 16SPSS انجام شد و از آزمون های t مستقل، t زوجی و آنکوا (ANCOVA) برای مقایسه گروه ها استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد که مشاوره گروهی در گروه آزمون تاثیر معناداری در بهبود کیفیت زندگی مادران پره دیابتیک باردار در ابعاد سلامت جسمی و روانی داشت (05/0>P). اما تغییری در کیفیت زندگی مادران گروه کنترل وجود نداشت. میانگین قند خون ناشتا بعد از مطالعه به طور معناداری در گروه آزمون کاهش یافت (05/0>P) اما تغییرات قند خون ناشتا در گروه کنترل معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    مشاوره گروهی بر کیفیت زندگی و کنترل قند ناشتا مادران باردار پره دیابتیک موثر بود. بنابراین پیشنهاد می گردد راهبردهای – مشاوره ای، جهت این گروه از مادران باردار برای بهبود کیفیت زندگی آنان بکار گرفته شود.
    کلیدواژگان: مشاوره گروهی، کیفیت زندگی، دیابت، بارداری
  • علیرضا یوسفی ، مریم رادین منش ، میلاد احمدی مرزاله ، محمد سعید عباس زاده ، زهرا کاوسی * صفحات 603-611
    پیش زمینه و هدف
    سلامت اجتماعی در کنار سلامت جسمی و روانی یکی از ارکان تشکیل دهنده سلامت است. این مطالعه باهدف بررسی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت اجتماعی در پرستاران بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد.
    مواد و روش کار
    این مطالعه توصیفی –تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1397 بر روی 340 نفر از پرستاران بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد سلامت اجتماعی کییز بود. این پرسشنامه دارای پنج بعد انسجام اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی و همبستگی اجتماعی است. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و آزمون های t-Test، ANOVA، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چند متغیره توسط نرم افزار SPSS23 در سطح معنی داری 05/0=‏‎α تحلیل گردید.
    یافته ها
    میانگین امتیاز سلامت اجتماعی پرستاران برابر با 37/6±43/64 به دست آمد. بعد انسجام اجتماعی با میانگین 02/1±52/3 بیشترین و بعد شکوفایی اجتماعی با میانگین 8/0±05/3 کم ترین امتیاز را در میان ابعاد سلامت اجتماعی به خود اختصاص دادند. بین متغیرهای سطح تحصیلات (28/2F=، 001/0P=) و رابطه استخدامی (40/1F=، 03/0P=) با سطح سلامت اجتماعی رابطه آماری معنی داری مشاهده شد. همچنین بین متغیرهای جنسیت (16/1t=، 02/0P=) و وضعیت تاهل (21/1t=، 04/0P=) با سطح سلامت اجتماعی رابطه آماری معنی داری وجود داشت.
    بحث و نتیجه گیری
    سلامت اجتماعی پرستاران در سطح "خوب" برآورد گردید، بااین حال به منظور ارتقاء سطح این سلامت به حد "عالی"، اجرای مداخلات آموزشی در زمینه سلامت اجتماعی در بین پرستاران بیمارستان های موردبررسی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: سلامت اجتماعی، بیمارستان، پرستار، شیراز
  • نیلوفر میکائیلی ، شیرین احمدی ، یاسر حبیبی ، وحید فلاحی* ، علیرضا مرادی، جواد هاشمی صفحات 612-621
    پیش زمینه و هدف
    سرطان ریه یکی از شایع ترین انواع سرطان ها و یکی از علل عمده مرگ و میر در سراسر جهان است. پژوهش حاضر باهدف نقش اضطراب مرگ و حساسیت اضطرابی در پیش بینی تحمل ابهام بیماران مبتلا به سرطان ریه انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر به روش همبستگی انجام شد. جامعه ی موردپژوهش را کلیه بیماران مبتلا به سرطان ریه در بیمارستان های استان اردبیل در سال 1396 تشکیل می دادند. از این جامعه نمونه ای به حجم 93 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های تحمل ابهام، اضطراب مرگ و حساسیت اضطرابی پاسخ دادند. داده ها نیز توسط شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که تحمل ابهام با اضطراب مرگ، حساسیت اضطرابی و مولفه های آن ارتباط منفی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد 27 درصد از کل واریانس تحمل ابهام به وسیله اضطراب مرگ و حساسیت اضطرابی تبیین می شود.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان می دهد که حساسیت اضطرابی و اضطراب مرگ توانایی پیش بینی تحمل ابهام را در بیماران دارای سرطان ریه به صورت معنی داری دارند. نتایج این مطالعه، لزوم ارائه برنامه های آموزشی و روان شناختی در کنار برنامه های پزشکی برای کاهش و مقابله با استرس و اضطراب مرگ جهت افزایش تحمل ابهام بیماران مبتلا به سرطان ریه را پیشنهاد می کند.
    کلیدواژگان: حساسیت اضطرابی، اضطراب مرگ، تحمل ابهام، سرطان ریه
|
  • Leila Zameni *, Abbas Bahram Dr , Hasan Khalaji Dr* , Farhad Ghadiri Dr , Mandana Zafari Pages 535-543
    Background & Aims
    The age at which the first menstrual period occurs (menarche) is affected by many environmental and genetic factors. The purpose of this study was to determine the age at menarche and its relationship with some biosocial variables.
    Materials & Methods
    This study was a descriptive-correlational study on 630 middle school students (grade 7-9) in Mazandaran province. Students were selected using randomized multistage cluster sampling. Stadiometer, weight scale, demographic and socioeconomic status questionnaires were used to data collection. Data analysis was performed using SPSS23 software at a significance level of 0.05.
    Results
    The mean age at menarche in adolescent girls was 11.77 ± 1.05 years. The lowest and highest age of menarche was 8.33 and 14.33 years, respectively. The highest and lowest frequency of the start of the menarche was summer (49%) and winter (8%) respectively. The menarcheal age of the girls was correlated with mother’s age at menarche and physical activity directly and body mass index, socioeconomic status and weight inversely.
    Conclusion
    Mean age at menarche in this study was reduced compared to the previous research in adolescent girls Mazandaran cities and the biosocial factors associated with the age of menarche were mother’s age at menarche, physical activity and body mass index as predictor variables, respectively.
    Keywords: Menarche, biosocial variables, physical activity
  • Vahid Zamanzadeh , Mohammadreza Mansuri arani , Akram Rezagolifam * Pages 544-563
    Background & Aim
    The most common pattern of assessment in educational systems is the accreditation model. The accreditation system has been tested and evolving around a century ago in the United States, then in Britain and some other countries. The commonality of all accreditation systems is based on pre-designed standards, and these standards are of particular sensitivity and importance, since they are the yardstick for judging and defining a new framework for colleges. The purpose of this study was to compile and provide a validation model for nursing faculty with continuous undergraduate nursing courses in Iran's medical sciences Universities.
    Materials & Methods
    This integrated review study was conducted using the Broome method. In this regard, studies that were in line with the research goal were written in English or Persian, and access to their full text, and their year of publication, from 2000 to 2018, were included in the study. A wide range of keywords such as accreditation of health care organizations, baccalaurate nursing education, school of nursing, and evaluation of education were used separately and in combination. To find studies with the library of authentic Persian and international databases SID, Magiran, Iranmedex, Google Scholar, Pubmed, Science direct, ProQuest, Ovid, EBSCO, Scopus was used. Finally, 14 papers were included in the study, as well as articles from 8 external and internal references and one book were used. Data were analyzed using Broome's method.
    Results
    In the first phase, 7 general standards of nursing undergraduate nursing faculties include: mission and management capacity, college and staff, students, curriculum, resources and physical space, expected outcomes, research in education from the accreditation program of organizations The publisher of global accreditation, articles, and published books as well as the guide lines were extracted.
    Conclusion
    Organizations that have institutionalized the process of accreditation in the body of education, awareness and organizational culture can achieve a higher level of quality in providing health care services. Hence, it is hoped that the results of this research can be provided by providing a general guide to planners and policymakers. Nursing is a small step, in order to strengthen and develop the accreditation of nursing faculties, and ultimately attract the attention of experts.
    Keywords: Accreditation of Health Organizations, Nursing Baccalaureate, Nursing Schools, Educational Evaluation
  • Somayeh Falah *, Somayeh Ghelich khani , Monir Sadat Mirzadeh , Zara Bajalan , Leila Ghalandari Pages 564-574
    Background & Aims
    Considering the key role of midwifes as an effective component of the health system for providing midwifery services to vulnerable communities in the community, mothers and infants, this study aimed to investigate the relationship between job satisfaction and job performance among midwives employed in Qazvin maternity hospitals.
    Materials & Methods
    In this descriptive-analytical study, 100 midwives working in maternity hospitals in Qazvin city were selected by census method and entered into the study. The data collection tools consisted of the Wysocki & Kromm Job Satisfaction Questionnaire, Paterson's Job Performance Questionnaire, and demographic information form. Validity and reliability of the questionnaires were confirmed in previous studies. Data were analyzed using descriptive and inferential statistical tests. The significance level was considered to be less than 0.05.
    Results
    The results showed that there was no significant correlation between job satisfaction score and job performance score. Most of the research units (60%) had a low job satisfaction. The highest satisfaction level was in supervisor satisfaction (55%). And the lowest was in terms of salary and benefits (34%). Also, the results showed that there was a positive correlation between job satisfactions with all its dimensions. The results of this study also showed that there is a significant relationship between general job satisfaction with age, education and employment status (p <0.05).
    Conclusion
    The results of this study can be used for accurate planning in order to increase the job satisfaction and reparation of their salary and benefits. Because the results of this study indicate that the job satisfaction of the midwifery is low, although there is not a meaningful relationship between this finding and the job performance, this can be a danger to the authorities, because inadequate job satisfaction can lead to inadequate care and ultimately affect the health of mothers and infants.
    Keywords: Job Satisfaction, Job Performance, Hospital, Midwifery
  • Jaleh Ghorbani , Hamid Soraya , Naser Sheikhi , Aram Feizi * Pages 575-582
    Background and Aims
    Medication errors are the main cause of harm to hospitalized patients. Medication reconciliation is an intervention designed to reduce adverse drug events. It is also a strategy to identify a wide variety of medication discrepancies. This study aims to compare the medication history obtained by medical team with the best possible medication history (BPMH) among cardiac patients hospitalized at Seyyed-Al-Shohada Therapeutic Educational Center in Urmia in 2018.
    Materials and Methods
    In this descriptive study, the BPMH of 220 patients was obtained and then compared with the medication history obtained by nurses and assistants. The samples were selected using convenience sampling from mid-February, 2017 to late April, 2018. The data collection tool included a researcher-made questionnaire consisting of demographic information, medication history form of the medical team, and the medication discrepancies checklist. Data were analyzed using SPSS 20.
    Results
    According to the results, the discrepancies identified by comparing the medication history obtained by the medical team (nurses and assistants) with the BPMH were considerable. The medication discrepancies were observed in all examined areas such as the generic name, trade name, form, dosage, consumption time, frequency, and deletion of medication. The results also showed a statistically significant difference between the medication history obtained by the nurses and the one obtained by the assistants. (p<0.05).
    Conclusion
    Given the difference observed between the medication history obtained by the nurses and assistants and the BPMH, medication errors are likely to occur. Thus, the role of administration authorities in medication reconciliation and consequently reducing medical errors is of great significance.
    Keywords: Best Possible Medication History (BPMH), Medication Reconciliation, Cardiac Patients, cardiac care unites
  • Azin Adel , Sodabe Basaknejad , Najmeh Hamid Dr * Pages 583-592
    Background & Aims
    The purpose of this research was to evaluate the effectiveness of the maternal and child mental health training on anxiety and mental health of nulliparous pregnant women in Ahvaz Naft (Oil) Hospital. The research method of this study was pretest-posttest and control group.
    Materials & Methods
    The sample consisted of all nulliparous pregnant women who visited the health centers in Ahvaz Naft (Oil) Hospital in the winter of 1394. In terms of selecting samples, first a public announcement was made to all volunteers willing to participate in this study. Then those who possessed pregnancy entry criteria of 12 to32, were nulliparous pregnant women, and volunteered to attend the mental health training sessions, were asked to complete the pregnancy anxiety test. From among those who volunteered, 24 who scored higher than one standard deviation from the mean in the test, were selected and randomly divided into two groups as experimental control. The experimental group administered, 8 sessions of maternal and child mental health training but the control group did not receive any intervention.
    Results
    The results indicated that there was a significant difference between experimental and control group in mental health and pregnancy anxiety (P<0/001). The rate of pregnancy anxiety in experimental group significantly decreased in comparison with pretest and control group, but The rate of mental health in experimental group significantly increased (P<0/001) in compare with pretest and control group.
    Conclusion
    maternal and child mental health training significantly decreased the anxiety and increased the mental health of nulliparous pregnant women.
    Keywords: mental health education, anxiety pregnancy, pregnant women, mental health
  • Parisa Parsa Dr. , Soraya Darghahi , Batoul Khodakarami *, Younes Mohammadai Dr, Mansoureh Yazdkhasti Dr Pages 593-602
    Background & Aims
    Gestational diabetes has many complications for mother and baby. Therefore, preventing and recognizing of mothers in the pre-diabetic stage is very important in promoting the health of the mother and the baby. The aim of this study was to determine the effect of group counseling on the quality of life of pre-diabetic mothers in Karaj in 1396. The aim of this study was to determine the effect of group counseling on the quality of life of pre-diabetic mothers in Karaj in 2017.
    Materials & Methods
    This is a quasi-experimental clinical trial performed on 90 pre-diabetic pregnant women referring to selected health centers in Karaj in 2017. The sample were divided into two groups, intervention group (n = 45) and the control group (n = 45). The control group received only routine care and the intervention group received group counseling in 4 sessions per week. In both groups, quality of life and fasting blood glucose were before and after intervention. Data were analyzed using SPSS software (version 16), independent t-test, paired t-test and ANCOVA were used.
    Results
    The results showed that group counseling in the experimental group had a significant effect on improving the quality of life of pregnant mothers in terms of physical and mental health (P <0.05). But there was no change in the quality of life of the mothers in the control group. The mean of fasting blood glucose level after the study significantly decreased in the experimental group (P <0.05), but fasting blood glucose changes in the control group were not significant.
    Conclusion
    Group counseling was effective on quality of life and fasting blood glucose control in pre-diabetic pregnant women Therefore, counseling strategies for this group of pregnant mothers should be used to improve their quality of life.
    Keywords: Group counseling, Quality of life, Diabetes, Pregnancy
  • Alireza Yusefi , Maryam Radinmanesh , Milad Ahmadi marzaleh , Mohammadsaied Abbas zadeh , Zahra Kavosi Dr * Pages 603-611
    Background & Aims
    Social health along with physical and mental health is one of the components of health. This study aimed to investigate social factors affecting social health in nurses of teaching hospitals of Shiraz University of Medical Sciences.
    Materials & Methods
    This cross-sectional descriptive-analytical study was performed on 340 nurses of teaching hospitals of Shiraz University of Medical Sciences. in 2018. The data collection tool was the Keyes Health Social Safety Questionnaire. The questionnaire has five dimensions of social cohesion, social flourishing, social acceptance, social participation and social solidarity. Data were analyzed using descriptive statistics, t-test, ANOVA, Pearson correlation coefficient and multivariate linear regression using SPSS-23 software at a significant level of α = 0.05.
    Results
    The average score of nurses' social health was 64.43 ± 6.37. The social cohesion component with the mean of 3.52 ± 1.02 was the highest and the social flourishing component with the mean of 3.05 ± 0.8 in the social health dimensions. There was a significant relationship between educational level variables (F = 2/28, P = 0.001) and employment relationship (F = 1/40, P = 0.03) with social health level. Also, there was a significant statistical relationship between gender variables (t = 1.16, p = 0.02) and marital status (t = 0.21, p = 0.04).
    Conclusion
    The social health of nurses was estimated to be "good." However, in order to promote this level of health to an "excellent" level, the implementation of educational interventions on social health among nurses in hospitals is recommended.
    Keywords: Social Health, Hospital, Nurse, Shiraz
  • Nilofar Mikaeili , Shirin Ahmadi , Yaser Habibi , Vahid Fallahi *, Alireza Moradi , Javad Hashemi Pages 612-621
    Background & Aims
    Lung cancer is one of the most common types of cancers and one of the leading causes of death worldwide. The purpose of this study was to determine the role of death anxiety andAnxiety sensitivity in Prediction of Intolerance of Uncertainty in patients with lung cancer.
    Materials & Methods
    This study was correlational. The research population consisted of all patients with lung cancer in hospitals of Ardabil province in 2017. 93 individuals were selected as the total available sampling and responded to Intolerance of Uncertainty, death anxiety and anxiety sensitivity questionnaires. Data were analyzed by descriptive statistics, Pearson correlation coefficient and multiple regression.
    Results
    The results of correlation coefficients showed that Intolerance of Uncertainty has a negative relationship with death anxiety, Anxiety sensitivity and its components Regression analysis also showed that 27 Percent of the total variance of Intolerance of Uncertainty is explained by death anxiety and Anxiety sensitivity.
    Conclusion
    The results of this study indicate that death anxiety and Anxiety sensitivity have a meaningful ability to predict Intolerance of Uncertainty. The results of this study suggest the need for educational and psychological programs along with medical programs to reduce and deal with stress and death anxiety to increase the Intolerance of Uncertainty in patients with lung cancer.
    Keywords: death anxiety, Anxiety sensitivity, Intolerance of Uncertainty, lung canc