فهرست مطالب

به زراعی کشاورزی - سال بیستم شماره 4 (زمستان 1397)
  • سال بیستم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/16
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مجید علی نقی پور، کریم نوزاد نمین ، محمد میرزاخانی * صفحات 755-767
    این بررسی به منظور ارزیابی خصوصیات زراعی ارقام مختلف گلرنگ بهاره در کشت خالص و چند کشتی همزمان و همچنین معرفی و انتخاب مناسب ترین رقم گلرنگ جهت کشت در منطقه آران و بیدگل واقع در شهرستان کاشان، در اسفند ماه سال 1391 اجرا گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام گردید. ارقام گلرنگ در چهار سطح: شامل رقم فرامان، صفه اصفهان، گلدشت و رقم محلی اصفهان و تیمار چند کشتی همزمان نیز در چهار سطح: شامل کشت خالص گلرنگ، (کشت همزمان گلرنگ + نخود) ، (کشت همزمان گلرنگ + یونجه) و (کشت همزمان گلرنگ + پیاز) بود. در این تحقیق صفاتی از قبیل تعداد روز تا تشکیل غوزه، تعداد شاخه های فرعی، میانگین وزن هر غوزه، میانگین تعداد دانه در هر بوته، عملکرد دانه در هر بوته، عملکرد دانه در متر مربع، عملکرد بیولوژیکی، شاخص برداشت و میانگین وزن یونجه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که اثر ارقام گلرنگ بر صفات تعداد روز تا شروع غوزه دهی، میانگین وزن هر غوزه، میانگین تعداد دانه در بوته، عملکرد دانه در بوته، عملکرد دانه در متر مربع و شاخص برداشت در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. همچنین اثر کشت گیاه همراه، بر صفات میانگین وزن هر غوزه، عملکرد بیولوژیکی گلرنگ معنی دار بود. در بین ارقام مختلف گلرنگ بیشترین و کمترین شاخص برداشت دانه در هکتار با میانگین 31/33 و 52/26 درصد هکتار به ترتیب مربوط به ارقام محلی اصفهان و رقم صفه بود.
    کلیدواژگان: پیاز، شاخص برداشت، عملکرد دانه، نخود، یونجه
  • یعقوب راعی، روح اله امینی، بهمن پاسبان اسلام، عسل روحی سارالان ، محمودرضا سعیدی * صفحات 769-784
    این پژوهش با هدف مطالعه اثر کاربرد کودهای شیمیایی و زیستی بر خصوصیات رشدی، عملکرد و درصد اسیدهای چرب گیاه گلرنگ در کشت مخلوط با باقلا به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تبریز در دو سال زراعی 1393-1394 و 1394-1395 انجام شد. تیمارهای کشت خالص گلرنگ، خالص باقلا و مخلوط گلرنگ و باقلا با نسبت 1:1 و 2:1 به عنوان عامل اول و مصرف کود در چهار سطح عدم کاربرد کود، کاربرد 100 درصد کود شیمیایی (اوره+ سوپرفسفات تریپل) ، مصرف تلفیقی 30 و60 درصد کود شیمیایی بعلاوه کودهای زیستی (ازتوبارور 1 و فسفات بارور 2) به عنوان عامل دوم بودند. نتایج نشان داد که بیشترین شاخص کلروفیل برگ، ارتفاع و تعداد شاخه فرعی در بوته به سیستم کشت مخلوط 1:1 و مصرف تلفیقی 60 درصد کود شیمیایی بعلاوه کودهای زیستی تعلق داشت. همچنین کاربرد تلفیقی کود زیستی بعلاوه 60 درصد کود شیمیایی، عملکرد دانه، درصد روغن و اسیدهای چرب لینولئیک و لینولنیک را افزایش داد. بیشترین میزان نسبت برابری زمین در سیستم کشت مخلوط 1:1 به همراه مصرف تلفیقی کود زیستی بعلاوه 60 درصد کود شیمیایی حاصل شد. افت عملکرد واقعی کل در هر دو سال زراعی در همه کشت های مخلوط بزرگتر از صفر بدست آمد که نشان می دهد سیستم کشت مخلوط نسبت به خالص نتیجه مثبتی بر عملکرد دانه داشت. در مجموع برای تولید گلرنگ با کمیت و کیفیت بهتر، کاربرد تلفیقی کودهای زیستی با شیمیایی در شرایط کشت مخلوط با باقلا، مناسب به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اسید چرب، باقلا، درصد روغن، کشت مخلوط، کود زیستی، گلرنگ، نسبت برابری زمین
  • فریده اکبری، علی مرشدی، احمد قنبری، سرور خرم دل ، مهدی دهمرده * صفحات 785-799
    به منظور بررسی کارآیی جذب و مصرف و شاخص برداشت نیتروژن در کشت مخلوط ذرت و لوبیا تحت تاثیر سیستم های خاک ورزی و سطوح بقایای کاه و کلش گندم، آزمایشی به صورت کرت های دوبار خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی چهارتخته شهرستان شهرکرد در سال زراعی 96-1395 انجام شد. سیستم های خاک ورزی در 3 سطح (رایج، کم خاک ورزی و بی خاک ورزی) به عنوان عامل اصلی، مدیریت بقایای گیاهی در چهار شامل (صفر، 30، 60 و 90 درصد عملکرد کاه و کلش گندم) به عنوان عامل فرعی و کشت مخلوط در پنج سطح (کشت خالص ذرت، کشت خالص لوبیا، نسبت 2:2، 3:1 و 1:3 ذرت و لوبیا) به عنوان عامل فرعی فرعی مدنظر قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان جذب نیتروژن در دانه و زیست توده به ترتیب برای ذرت و لوبیا در تیمار بدون خاک ورزی، 60 درصد بقایای گندم و کشت خالص هر دو گیاه مشاهده شد. کارایی زراعی استفاده از نیتروژن در کشت مخلوط کمتر از کشت خالص هر دو گیاه بود. بیشترین کارایی مصرف نیتروژن در کشت مخلوط ذرت و لوبیا با نسبت های 3:1 و 2:2 به دست آمد که بیانگر برتری آشکار سیستم کشت مخلوط بر کشت خالص است. از این رو کشت مخلوط ذرت و لوبیا می تواند به مقدار شایان توجهی کارایی مصرف نیتروژن را بهبود بخشد و از این طریق با کاهش مصرف کودهای نیتروژنه نقش موثری بر پایداری تولید بوم نظام های زراعی در درازمدت به همراه داشته باشد.
    کلیدواژگان: الگوی کاشت، تخریب خاک، خاک ورزی حفاظتی، شاخص برداشت نیتروژن، کمبود نیتروژن خاک
  • کامبیز خوارزمی، جلال جلیلیان، مهدی تاجبخش شیشوان ، رضا امیرنیا * صفحات 801-815
    با توجه به نیاز بالای یونجه به آب، تحقیق در مورد نقش انواع کودهای آلی-زیستی و شیمیایی در تعدیل اثر تنش کم آبیاری حائز اهمیت می باشد، لذا این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خوی در دو سال زراعی (1394 و 1395) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری }آبیاری در حد ظرفیت زراعی (شاهد) ، آبیاری در 80 درصد ظرفیت زراعی، آبیاری در60 درصد ظرفیت زراعی {و منابع مختلف کودی در شش سطح} میکوریزا، نیتروکسین، ورمی کمپوست، کود مرغی، کود شیمیایی NPK (توصیه شده بر اساس آزمون خاک) و تیمار بدون مصرف کود (شاهد) } بود. نتایج تجزیه مرکب داده ها نشان داد که تیمار آبیاری اثر معنی دار بر عملکرد علوفه، کلروفیلa ، b و کلروفیل کل، پرولین، کارتنوئیدها، کربوهیدرات های محلول و فعالیت آنزیم پراکسیداز داشت. هم چنین نتایج نشان داد که کاربرد کود زیستی میکوریزا در شرایط آبیاری کامل عملکردی معادل کاربرد کود شیمیایی داشت ولی در هر دو شرایط کم آبیاری به طور میانگین منجر به افزایش 18/10 درصدی عملکرد علوفه در مقایسه با تیمار کاربرد کود شیمایی گردید. سایر تیمارهای کودی از نظر تاثیر بر عملکرد علوفه، روند متفاوتی در سطوح مختلف آبیاری نشان دادند بطوری که در شرایط آبیاری در 60 درصد ظرفیت زراعی تیمارهای کودی ورمی کمپوست، مرغی، شیمیایی و شاهد در یک گروه آماری قرار گرفتند. لذا با توجه به مضرات استفاده از کودهای شیمایی می توان کود زیستی میکوریزا را که دارای سودمندی اکولوژیکی و زیست محیطی می باشد در زراعت یونجه بکار برد.
    کلیدواژگان: پراکسیداز، کلروفیل، کم آبیاری، میکوریزا، نیتروکسین
  • طاهره شاه میرزایی جشوقانی، محمد رفیعی الحسینی*، عبدالرزاق دانش شهرکی، علی تدین صفحات 817-830
    به منظور بررسی اثر محلول پاشی اسیدهیومیک بر اثرات تنش خشکی دان سیاه (Guizotia abyssinica (L. F) Cass)، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهرکرد در سال 1395 انجام شد. فاکتور اصلی شامل چهار سطح تنش خشکی (60 (شاهد) ، 100، 140 و 180 میلی متر تبخیر از تشتک تبخیر) و فاکتور فرعی شامل چهار سطح اسیدهیومیک (صفر، دو، چهار و شش لیتر در هکتار) بود. نتایج نشان داد سطوح مختلف تنش خشکی و اسیدهیومیک بر صفات ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی، تعداد طبق در واحد سطح، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، کلروفیل، کاروتنوئیدها و پرولین (در سطح احتمال یک درصد) معنی دار بود. تنش خشکی باعث کاهش و اسیدهیومیک باعث افزایش تمامی صفات به جز پرولین گردید. اثر متقابل تنش خشکی و اسیدهیومیک بر صفات تعداد طبق در واحد سطح، عملکرد دانه، شاخص برداشت و پرولین (در سطح احتمال یک درصد) و بر ارتفاع بوته (در سطح احتمال پنج درصد) معنی دار شد. بیش ترین ارتفاع بوته، تعداد طبق در واحد سطح، عملکرد دانه و شاخص برداشت در تیمار بدون تنش خشکی و شش لیتر در هکتار اسیدهیومیک بدست آمد و بیش ترین مقدار پرولین در تیمار 180 میلی متر تبخیر و بدون اسیدهیومیک مشاهده شد. توصیه می شود جهت سود اقتصادی بیشتر، از رژیم تبخیری 100 میلی متر و اسیدهیومیک با کاربرد 4 لیتر در هکتار استفاده شود.
    کلیدواژگان: پرولین، شاخص برداشت، عملکرد دانه، کلروفیل، وزن هزار دانه
  • فاطمه زمانی، اسماعیل رضائی چیانه، امیر رحیمی ، رضا امیرنیا * صفحات 831-848
    به منظور اثر کودهای زیستی بر عملکرد دانه و ترکیبات شیمیایی اسانس گیاه دارویی رازیانه، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و 12 تیمار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه در سال زراعی 95-1394 اجرا شد. فاکتور اول شامل سه توده رازیانه (ارومیه، همدان و آلمان) و فاکتور دوم چهار سطح کودی شامل کود زیستی دارای باکتری های تامین کننده نیتروژن، فسفر، پتاسیم، قارچ میکوریزا (گلوموس اینترارادایسز) ، تلفیق کود زیستی باکتریایی + قارچ میکوریزا و عدم مصرف کود (شاهد) را شامل می شدند. نتایج نشان داد که کاربرد کودهای زیستی منجر به افزایش معنی دار عملکرد دانه، درصد کلونیزاسیون، عناصر غذایی، درصد اسانس، عملکرد اسانس و بهبود ترکیبات شیمیایی اسانس گردید و در این میان تیمارهای ترکیبی نسبت به تیمارهای مصرف جداگانه بیشترین تاثیر را در افزایش صفات مورد مطالعه داشتند. همچنین تاثیر توده بومی بر تمامی صفات کمی و کیفی مورد مطالعه به جز نیتروژن دانه معنی دار بود. عملکرد دانه، محتوی اسانس توده آلمان نسبت به دو توده همدان و ارومیه بالاتر بود. ترکیبات اصلی اسانس رازیانه، آنتول، فنچون، لیمونن و p-Allylanisole بود. بیشترین میزان آنتول در توده ارومیه در شرایطی کاربرد تلفیقی کود زیستی باکتریایی + قارچ میکوریزا به دست آمد. به طور کلی، نتایج نشان داد که استفاده از کودهای زیستی اثر معنی داری در بهبود صفات کمی و کیفی رازیانه داشت.
    کلیدواژگان: ازتو باکتر، آنتول، سودوموناس، عناصر غذایی، فنچون
  • فاطمه زارعی، رحیم نیکخواه، پرویز بیات، علی دیندارلو ، ملک حسین شهریاری * صفحات 849-868
    این پژوهش با هدف مطالعه اثر محلول پاشی کلات و نانوکلات پتاسیم بر صفات رشدی و فیزیولوژیکی گیاه ریحانOcimum) basilicum L. ) تحت شرایط کم آبیاری به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به صورت گلدانی در گلخانه دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه خلیج فارس بوشهر در سال 1395-1396انجام شد. تنش کم آبیاری در چهار سطح 100، 80، 60 و 40 درصد رطوبت ظرفیت مزرعه و محلول پاشی کلات و نانو کلات پتاسیم با غلظت های 0، 1، 3 و 5 گرم در لیتر اعمال گردید. نتایج نشان داد که تنش کم آبیاری باعث کاهش معنی دار (p
    کلیدواژگان: آنزیم پراکسیداز، پرولین، رطوبت ظرفیت مزرعه، شاخص سبزینگی، محتوای نسبی آب، وزن تر اندام هوایی
  • احمد قنبری، محمد رضا اصغری پور، محمود رمرودی، مهدی دهمرده ، رقیه محمدپوروشوایی * صفحات 869-888
    امروزه برای داشتن یک نظام کشاورزی پایدار، استفاده از نهاده هایی که جنبه های اکولوژیکی نظام را بهبود بخشند و مخاطرات محیطی را کاهش دهند، ضروری به نظر می رسد. در این راستا، آزمایشی به صورت کرت های یک بار خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی بایع کلا در سال 1395 اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل کودهای شیمیایی، دامی، کمپوست، ورمی کمپوست و عدم مصرف کود آلی و معدنی (شاهد) به عنوان عامل اصلی و کودهای زیستی نیتروکسین، بیوفسفات، نیتروکسین + بیوفسفات، نانوبیومیک و شاهد (عدم کاربرد کود زیستی و نانوزیستی) به عنوان عامل فرعی بودند. اثر تیمارهای کود آلی و معدنی، زیستی و نانوزیستی و برهمکنش آنها بر کلیه ویژ گی های مورد بررسی در سطح احتمال یک درصد معنی دار شد. برای کلیه صفات مورد بررسی بیشترین مقادیر در تیمار کود آلی ورمی کمپوست در تلفیق با کود نانوزیستی بیومیک به دست آمد. نتایج تجزیه به عامل ها نیز تایید کننده این مسئله بود. بنابراین با توجه به ضرورت تولید گیاهان دارویی در نظام های زراعی کم نهاده، حفظ محیط زیست و نیل به اهداف کشاورزی پایدار تلفیق تیمار کود ورمی کمپوست و نانوبیومیک جهت بهبود رشد و افزایش عملکرد دانه تاتوره مناسب است.
    کلیدواژگان: اسانس، گیاهان دارویی، نانوبیومیک، نظام زراعی کم نهاده، ورمی کمپوست
  • مریم شعبانلو، علی عزیزی ، محمد سیاری * صفحات 889-901
    اثر هگزانال، اسانس شمعدانی عطری، روغن کدوی تخمه کاغذی و فرمولاسیون حفظ تازگی میوه بر کیفیت و انبارمانی میوه انگور رقم بیدانه سفید در انبار بررسی شد. تیمارها شامل 1) شاهد خشک، 2) شاهد تر (حلال اتانول 2/0 درصد مورد استفاده در تهیه تیمارها) ، 3) هگزانال 02/0 درصد، 4) فرمولاسیون حفظ تازگی میوه و 5) ترکیب اسانس شمعدانی عطری (01/0 درصد) و روغن کدوی تخمه کاغذی (1/0 درصد) بودند. میوه ها پس از تیمار به انباری با دمای 1±0 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 90-85 درصد منتقل شدند. در شروع انبار و هر 15 روز، برخی پارامترهای میوه ارزیابی شدند. نتایج نشان داد کمترین میزان مواد جامد محلول (59/25 درصد) در تیمار فرمولاسیون حفظ تازگی میوه مشاهده شد که اختلاف معنی داری با تیمارهای شاهد داشت. هیچ یک از تیمارها بر اسیدیته قابل تیتراسیون، پی اچ، محتوای فنل کل و کیفیت خوراکی میوه اثر معنی داری نداشتند. تیمارهای شاهد با داشتن بیشترین میزان پوسیدگی (70 درصد) و کاهش وزن (3/9 درصد) و کمترین میزان سفتی (3/201 نیوتن بر میلی متر مربع) نسبت به سایر تیمارها از کیفیت کمتری برخوردار بودند. به طور کلی موثرترین تیمار در حفظ خصوصیات پس از برداشت انگور، تیمار فرمولاسیون حفظ تازگی میوه با داشتن کمترین میزان کاهش وزن، پوسیدگی، فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز و تغییر رنگ چوب خوشه و نیز داشتن بیشترین میزان سفتی بود که به نظر می رسد اثر هم افزای هگزانال، اسانس شمعدانی عطری و روغن کدوی تخمه کاغذی توانسته کیفیت میوه انگور رقم بیدانه سفید را در طول دوره 2 ماهه انبار حفظ نماید.
    کلیدواژگان: انبار سرد، پوسیدگی، فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز، کاهش وزن، محتوای فنل
  • یوسف لطفی، نوراله معلمی ، اسمعیل خالقی * صفحات 903-915
    با توجه به اینکه خصوصیات کیفی روغن زیتون تحت تاثیر شرایط محیطی و رقم می باشد. لذا این پژوهش به منظور بررسی برخی از خصوصیات کیفی روغن ارقام طارم 2 و دزفول زیتون به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 96-1395 به اجرا درآمد. نتایج نشان داد که روغن استخراج شده از رقم طارم 2 دارای بالاترین ارزش پراکسید (25/9 میلی اکی والان اکسیژن بر کیلوگرم روغن) ، میزان محتوای کلروفیل (10/8 میلی گرم بر کیلوگرم روغن) و کاروتنوئید (16/0 میلی گرم بر کیلوگرم روغن) و ضریب خاموشی K232 (32/2) و K270 (61/0) بود ولی میزان محتوای فنول کل (66/552 میلی گرم بر کیلوگرم روغن) در روغن استخراج شده از میوه رقم دزفولی بیشتر بود. همچنین حداکثر میزان اسید اولئیک (52/58 درصد) و حداقل مقدار اسید پالمتیک (6/17درصد) از روغن رقم طارم2 بدست آمد در حالی که در روغن استخراج شده از رقم دزفولی مقدار اسید لینولئیک (05/18 درصد) حداکثر بود. علاوه براین، نسبت اسید اولیک به اسید لینولئیک در روغن استخراج شده در رقم طارم 2 بیشتر از رقم دزفولی بود لذا با توجه به نتایج این آزمایش می‎توان انتظار داشت که روغن استخراج شده از رقم طارم 2در مقایسه با رقم دزفولی از پایداری اکسیداتیو بالاتری برخودار باشد.
    کلیدواژگان: ارزش پراکسید، اسیدیته، پروفیل اسیدهای چرب، ضریب خاموشی، کارتنوئید، کلروفیل، محتوای فنل کل
|
  • Majid Alinaghipour, Karim Nozad Namin , Mohammad Mirzakhani* Pages 755-767
    In order to the effect of Simultaneous Cropping on agronomic characteristics of spring safflower cultivars (Cartamus tinctorius L.) in Aran and Bidgol region, this study was carried out in field of Kashan city of Esfahan province in 2013. A factorial arrangement of treatment in a randomized complete block design with three replications was used. Spring safflower cultivars (V1= Faraman, V2= Goldasht, V3= Esfahan local, V4= Soffeh) and Simultaneous cropping treatment, (S1= Cultivation of safflower + chickpea, S2= Cultivation of safflower + alfaalfa, S3= Cultivation of safflower + onion, S4= Cultivation of safflower) were assigned in plots. Each sub plot consisted of 4 rows, 5 m long with 60 cm between rows space and 4 cm between plants on the rows was used. In this study characteristics such as: days to bolling, number of branches, weight of boll, number of grain per plant, grain yield in plant, grain yield in m-2, biological yield, harvest index and alfalfa biomass were assessed. Results indicated that the effect of safflower cultivars on the characteristics such as: days to bolling, weight of boll, number of grain per plant, grain yield in plant, grain yield in m-2 and harvest index was significant. Effect of Simultaneous cropping treatment on the characteristics such as: weight of boll and biological yield was significant, too. The maximum and minimum of harvest index (33.31 and 26.52 %) were obtained with the Esfahan local and Soffeh cultivars, respectively.
    Keywords: Alfalfa, Chickpea, Grain yield, Harvest index, Onion
  • YaghoubY Raei, Rouhollah Amini, Bahman Pasban Eslam, Asal Rohi Saralan , mahmoodreza saeidi* Pages 769-784
    This research was investigated to study the application of chemical and biofertilizers on growth, yield and fatty acids composition of safflower intercropped with faba bean based on a randomized complete block design with three replications at the Research Farm of University of Tabriz during two growing seasons of 2014-2015 and 2015-2016. Intercropping ratios of safflower and faba bean including 1:1, 2:1, and their sole cropping and four levels of fertilizers including no fertilizer, 100 percent chemical fertilizer, 30 percent and 60 percent chemical fertilizer + biofertilizer (Azoto barvar 1 and phosphate barvar 2) were evaluated. Results showed that the highest Chlorophyll content, plant height and number of branch per plant were devoted to safflower/faba bean intercropping (1:1) with application of 60 percent chemical plus biological fertilizers. Also, integrated use of chemical and biological fertilizers caused the increasing of seed yield, oil content (33.81 percent) and linoleic (76.97 percent) and linolenic (0.32 percent) fatty acids. The highest land equivalent ratio (1.41) was achieved in intercropped plants (1:1) with integrated use of 60 percent chemical and biological fertilizers. For both years, total actual yield loss for all intercrops was more than zero, which indicates the positive advantage of intercropping over the pure one. Overall, intercropping (safflower/faba bean) with integrated use of the chemical and biological fertilizers, can recommend as an appropriate manner for the production of safflower with a better quality and quantity.
    Keywords: Biofertilizer, Faba bean, Faty acid composition, Intercropping, Land equivalent ratio, Oil percent, Safflower
  • Farideh Akbari, Ali Morshdi, Ahmad Ghanbari, Soror Khoramdel , Mehdi Dahmardeh* Pages 785-799
    In order to investigate the N uptake and N utilization efficiency and nitrogen harvest index in corn and bean intercropping under the influence of tillage systems and residues of wheat an experiment was performed using split- split plots based on a randomized complete block design with three replications in agricultural research field of Shahrekord during growing season of 2016–2017. The tillage systems with three levels (conventional, minimum, and no tillage) and four levels of crop residue (0, 30, 60, and 90% of straw yield of wheat) and five intercropping patterns including corn monoculture, bean monoculture, corn and bean ratio with 2:2, 3:1 and 1:3 were considered as main, sub and sub-sub plots, respectively. The results showed that the highest nitrogen content in seed and biomass of both crops under conditions of use of 60% of plant residues, no- tillage systems and their monocultures. Agronomic use nitrogen efficiency in intercropping was lower than their monocultures. The highest N utilization efficiency was obtained in 3: 1 and 2: 2, indicating a clear superiority of intercropping than monoculture. Therefore, intercropping corn and bean can improve the nitrogen utilization efficiency. By decreasing nitrogen fertilizer application, it can play an important role in the long-term sustainability of agro-ecosystems production.
    Keywords: Conservation tillage, Cropping system, Nitrogen harvest index, Soil N deficit, Soil degradation
  • Kambiz Kharazmi, Jalal Jalilian, Mehdi Tajbaksh , Reza Amirnia* Pages 801-815
    Due to the high requirement of alfalfa to water, research on the role of organic-biofertilizer and chemical fertilizers in adjustment of low irrigation stress is important, thus, this experiment was conducted as a factorial based on a randomized complete block design with three replications in Agricultural and Natural Resources Research of Khoy in two years (2015-2016). Experimental treatments included irrigation {irrigation at field capacity (control), irrigation at 80% and 60% field capacity} and various fertilizer resources at six level {Mycorrhiza, Nitroxin, Vermicompost, Chicken manure, NPK chemical fertilizer and treatment without fertilizer consumption (control)}. The results of combined analysis showed that irrigation treatment had a significant effect on forage yield, chlorophyll a, b and total chlorophyll, proline, carotenoids, soluble carbohydrates and peroxidase enzyme activity. Regarding the importance of forage production in alfalfa, the results showed that the plant treated with mycorrhiza biofertilizer under full irrigation condition had the similar forage yield as the application of chemical fertilizer, but in both low irrigation conditions, mycorrhiza increase the forage yield by 10.18% in comparison to chemical fertilizer application. Other fertilizer treatments showed different trends in irrigation levels in terms of effect on forage yield, so that under irrigation at 60% field capacity, vermicompost, chicken manure, chemical and control treatments were in a same statistical group. Therefore, considering the disadvantages of using chemical fertilizers, mycorrhiza which has ecological and environmental benefits, can be used in alfalfa cultivation.
    Keywords: chlorophyll, Low irrigation, Mycorrhiza, Nitroxin, Peroxidase
  • Tahere Shahmirzaee jeshvaghani, Abdolrazagh Danesh Shahraki, Ali Tadayyon , Mohammad Rafieiolhossaini* Pages 817-830
    In order to investigate the effect of humic acid foliar application on drought stress effects of Niger (Guizotia abyssinica (L.F) Cass), a split plot experiment was done in a randomized complete block design with three replications at the research farm of the faculty of agriculture/Shahrekord University in 2016. The main factor consisted of four drought stress levels (60 (control), 100, 140 and 180 mm evaporation from evaporation pan) and the sub factor was including four humic acid levels (0, 2, 4 and 6 liters per hectare). The results showed that the effect of drought stress and humic acid was significant on plant height, number of lateral branches, number of head per unit area, 1000 grain weight, grain yield, biological yield, harvest index, chlorophyll, carotenoids and proline (at 1% level of probability). Drought stress caused decreasing and humic acid caused increasing in all traits except of proline. The interaction effect of drought stress and humic acid on number of head per unit area, grain yield, harvest index, proline (at 1% level of probability) and on plant height (at 5% level of probability) was significant.The maximum plant height, number of heads per unit area, grain yield and harvest index were obtained at control with six liters humic acid application per hectare, and the maximum amount of proline was observed at the treatment of 180 mm evaporation with no humic acid application. It is recommended to use 100 mm evaporation regime with 4 liters humic acid application per hectare for more economic profit.
    Keywords: chlorophyll, Grain yield, Harvest index, Proline, thousand grain weight
  • Fatemeh Zamani, Esmaeil Rezaei, chiyaneh, Amir Rahimi , Reza Amirnia* Pages 831-848
    In order to investigate the effect of biofertilizers on the seed yield and chemical composition of essential oil of fennel (Foeniculum vulgare L.), a field experiment was conducted as factorial based on randomized complete block design with three replications and twelve treatments at the Research Farm of the Faculty of Agriculture, University of urmia, Iran during growing season of 2015-2016. The first factor included of three Landraces (Urmia, Hamdan and Germany) and second factor included of four biofertilizers as: complete biofertilizers (consumption of nitrogen, phosphorus, potassium and sulfur supplier bacteria), mycorrhizal fungi (Glomus intraradices), integrated Bacterial biofertilizers with mycorrhizal fungi and control treatment. Results indicated that application of biofertilizers enhanced the seed yield, colonization percentage, nutrients absorption, essential oil content, essential oil yield and essential oil composition. Among treatments, combined usage of biofertilizers showed that great increasing in studied traits than individual consumption. Also, The effect of landrace on all studied quantitative and qualitative traits was significant except for seed nitrogen. Seed yield of the German landrace were higher than Hamedan and Urmia landrace. The main components of the essential oils fennel were; Anethol, Fenchone, Limonene and p-Allylanisole. The highest amount of anethole was found in Urmia landrace in inoculated with mycorrhiza and bacterial biofertilizer. In general, the results showed that the use of biofertilizers had a significant effect on the improvement of quality and quantity of fennel traits.
    Keywords: Anethol, Azotobacter, Fenchone, Nutrients absorption, Pseudomonas
  • Fatemeh Zarei, Rahim Nikkhah, Parviz Bayat, Ali Dindarlou , Malek Hossein Shahriari* Pages 849-868
    This research was carried out with the aim of studding the effect of chelate and nanochelate of potassium foliar application on some growth and physiological characteristics of basil (Ocimum basilicum L.) under deficit irrigation stress. The study was conducted as a factorial experiment in a randomized complete block design with three replications in the greenhouse of Agriculture Faculty of Bushehr University in 2016-2017. Plants were subjected to four deficit irrigation stress levels (100, 80, 60 and 40% of field capacity moisture). Four different rates of chelate and nanochelate of potassium (0, 1, 3 and 5 g/L) were applied through foliar spray. The results indicated that deficit irrigation stress significantly (p
    Keywords: Chlorophyll index, Field capacity moisture, Peroxidase enzyme, Proline, Relative Water Content, Shoot fresh weight
  • Ahmad Ghanbari, Mohammad Reza Asgharipour, Mahmood Ramroudi, Mehdi Dahmardeh , Roghayeh Mohammadpour Vashvaei* Pages 869-888
    Today, in order to have a sustainable agricultural system, it is necessary to use the inputs that improve the ecological aspects of the system and reduce environmental hazards. In this regards, an experiment was conducted on split plot based on a randomized complete block design with three replications, at the Research Station of Bayakola, during 2016. Experimental treatments were plant nutrition with NPK, animal manure, compost, vermicompost and control (no chemical and organic fertilizer) as main plot and bio-phosphate, nitroxin, nitroxin + bio-phosphate, nano bioumik and control (no bio and nano bio-fertilizer) as subplot. Effects of organic and inorganic, bio and nano bio-fertilizer treatments and their interactions on all studied traits were significant (P≤0.01). The highest amounts of all studied traits were obtained in vermicompost in combination with nano bioumik fertilizers treatment. The result of factor analysis also confirmed this. Therefore, with respect to the production of medicinal plants in the low-input cropping systems and to achieve sustainable agriculture and environmental protection, using vermicompost in combination with nano bioumik treatment was suitable for improving plant growth and increasing seed yield of datura
    Keywords: essential oil, Low-input cropping system, Medicinal Plants, Nano-bioumik, Vermicompost
  • Maryam Shabanloo, Ali Azizi , Mohammad Sayyari* Pages 889-901
    The effects of hexanal and Pelargonium. essential oil (PEO)-Cucurbita pepo oil (CPO) on the quality and storability of grape cv. Bidaneh Sefid during cold storage was investigated. The treatments included 1) controls as untreated fruuits, 2) Wet controls (treated fruits with solvent (0.02% 0f Ethanol) that was used in preparation of treatments), 3) hexanal, 4) EFF and 5) combination of PEO and CPO. After treatments, the fruits were stored at 0 ± 1° C and 65-60% RH. At the beginning of the storage, and every 15 days, some parameters were evaluated. The results showed that none of treatments had not significant effect on titratable acidity, pH, total phenol content and fruit quality. The lowest increase in soluble solids (35.59 %) was observed in EFF treatment, which had a significant difference with control untreated fruits. Control fruits with the highest rate of rot (3.5 score) and weight loss (9.3 %) and the lowest firmness (201.3 N mm-2) had less quality than other treated fruits. Hexanal treatment was more successful in maintaining color indices a* and L* in comparison with other treatments. In general, the most effective treatment in preservation postharvest attributes of grape was EFF treatment with significant effects in reducing weight loss, activity of the polyphenol oxidase enzyme, fruits rot and color change of rakis, which seems that good synergistic effects of hexanal treatment, PEO and CPO has maintained quality of grapevine fruits cv. Bidaneh Sefid during 2 months of storage.
    Keywords: Cold storage, Decay, Phenol content, Polyphenol oxidase enzyme activity, weight loss
  • Yousef Lotfi, Norollah Moallemi , Esmaeil Khaleghi* Pages 903-915
    Given that, the qualitative characteristics of olive oil are influenced by environmental conditions and cultivars. Therefore, this study was carried out to investigate some of the oil qualitative characteristics of Tarom 2 and Dezful cultivars of olive as a randomized complete block design with 3 replications at Shahid Chamran University of Ahvaz during 2016-2017. The results indicated that, the oil extracted from Tarom 2 cultivar exhibited the highest peroxide value (9.25 meq of O2/ kg of oil), chlorophyll content (8.10 mg/kg of oil), and carotenoid (0.16 mg/kg of oil) and K232 and K270 extinction coefficients of 2.32 and 0.61, respectively. However, total phenolic content of the oil extracted from Dezful cultivar (552.66 mg/kg of oil) was higher than that of the other cultivar. In addition, the highest oleic acid content (58.52%) and lowest palmitic acid content (17.6%) were measured on the oil obtained from the Tarom 2 cultivar, while the oil extracted from Dezful cultivar showed the highest linoleic acid content (18.05%). Furthermore, oleic acid-to-linoleic acid ratio was higher in the oil extracted from the Tarom 2 cultivar rather than the one taken from the Dezful cultivar. Therefore, based on the results obtained from the experiment, the oil extracted from Tarom 2 cultivar is expected to exhibit higher oxidative stability than that of the Dezful cultivar.
    Keywords: Acidity, carotenoid, chlorophyll, Extinction coefficients, Fatty acids profile, peroxide value, Total phenol content