فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 30 (پیاپی 80، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مریم قریشی، یعقوب حسینی*، منوچهر مفتون صفحات 1-15
    خشکسالی های پی درپی و کاهش نسبی کیفیت منابع آب و خاک (شوری و سمیت برخی از عناصر غذایی مانند بور) چالشی جدی برای پرورش میوه های گرمسیری همچون انبه در استان هرمزگان است. انتظار می رود استفاده از برخی از عناصر غذایی مانند سیلیسیوم سبب تعدیل بخشی از این مشکلات شود. در این راستا، آزمایشی با شش سطح بور (صفر، 5، 10، 20، 40 و 80 میلی گرم بور در کیلوگرم خاک از منبع اسید بوریک) و چهار سطح سیلیسیوم (صفر، 70، 140 و 280 میلی گرم سیلیسیوم در کیلوگرم خاک از منبع سیلیکات سدیم) روی دانهال های جوان انبه انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که کاربرد بور در سطح 80 میلی گرم بور درکیلوگرم خاک بر همه صفات رویشی اندازه گیری شده گیاهی تاثیری معنی دار داشت؛ به طوری که وزن خشک برگ، ساقه و ریشه را به ترتیب 66، 57/4 و 58/8 درصد کاهش داد. افزایش کاربرد بور شاخص کلروفیل را کاهش داد، اما کاربرد سیلیسیوم میزان آن را افزایش داد. کاربرد سیلیسیوم، در همه سطوح بور، میزان پرولین و قند احیا کننده در گیاه را افزایش داد.
    کلیدواژگان: انبه، بور، ترکیبات شیمیایی، رشد، سیلیسیوم
  • مسیح رحیمی، حسینعلی اسدی قارنه* صفحات 17-28
    این پژوهش به منظور بررسی اثر محلول پاشی سولفات روی و جلبک دریایی بر ویژگی های کمی و کیفی طالبی محلی کرمانشاه (کالک) انجام شد. پس از کاشت بذرها در زمین اصلی، بوته ها در سه مرحله 4 تا 6 برگی، شروع گل دهی و پس از تشکیل میوه ها، محلول پاشی شدند. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی با 9 تیمار شامل غلظت های مختلف سولفات روی (0/5 و 1 گرم در لیتر) و جلبک دریایی (0/5 و 1 گرم در لیتر) و در سه تکرار انجام شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تیمار سولفات روی (0/5 گرم در لیتر) به همراه جلبک دریایی (1 گرم در لیتر) بر صفات وزن، طول و قطر میوه، وزن گوشت میوه، وزن تر و خشک بوته، سفتی بافت میوه، تاثیر معنی داری داشت. بیشترین میزان ویتامین ث در تیمار 1 گرم در لیتر سولفات روی به همراه 0/5 گرم در لیتر جلبک دریایی مشاهده شد. بیشترین میزان وزن کل بذر در تیمار 0/5 گرم در لیتر سولفات روی به همراه 1 گرم در لیتر جلبک دریایی اندازه گیری شد. محلول پاشی سولفات روی و جلبک دریایی اثر معنی داری بر میزان مواد جامد محلول نداشتند، ولی تیمار 0/5 گرم در لیتر سولفات روی، باعث افزایش میزان اسیدهای آلی میوه شد. بیشترین مقدار شاخص طعم میوه نیز در تیمار 1 گرم در لیتر جلبک دریایی مشاهده شد. درمجموع یافته های پژوهش نشان داد که کاربرد توام سولفات روی و غلظت های پایین عصاره جلبک دریایی، تاثیر قابل توجهی بر بسیاری از شاخص های کمی و کیفی طالبی کالک داشت و می توان کاربرد آن را به عنوان یک کود زیستی توصیه کرد.
    کلیدواژگان: کالک، ویتامین ث، شاخص طعم، کودهای زیستی، ویژگی های کمی و کیفی
  • هدایت الله کریم زاده سورشجانی، محمودرضا تدین*، مرتضی شلالوند، یحیی فردی صفحات 29-44
    به منظور بررسی سازگارپذیری هیبریدهای ذرت با ویژگی های اکوجغرافیایی ورامین آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مجتمع تحقیقاتی کشاورزی و دامپروری جلیل آباد ورامین در سال 1394 اجرا شد. برای بررسی تطابق پذیری هیبریدهای ذرت، با شرایط اقلیمی از تیمارهای تاریخ کشت به عنوان عامل اصلی در چهار سطح (D1: 15 فروردین، D2: 30  فروردین، D3: 15 اردیبهشت، D4: 30  اردیبهشت) و هیبریدهای ذرت به عنوان عامل فرعی (H1: گازدا، H2: ماکسیما، H3: سینگل کراس 701 و H4:اAS160) استفاده شد. نتایج نشان از وجود تنوع بین هیبریدها از نظر شاخص سطح برگ، ماده خشک، سرعت رشد گیاه، سرعت رشد نسبی و سرعت جذب خالص در تاریخ کاشت های مورد مطالعه داشت. همچنین نتایج نشان داد اثر تاریخ کاشت، هیبرید و برهمکنش آنها بر ارتفاع و وزن بوته، وزن بلال، نسبت وزنی بلال به بوته، عملکرد علوفه سیلویی و کارایی مصرف آب معنی دار بود. در بین صفات کیفی مورد مطالعه نیز مشخص شد درصد پروتئین و فیبرهای نامحلول در شوینده خنثی در بین هیبریدهای مختلف به طور معنی داری اختلاف داشت. مشخص شد بهترین تاریخ کشت جهت دستیابی به بیشترین عملکرد علوفه سیلویی برای هیبرید ماکسیما و AS160، 15 و30 اردیبهشت و سینگل کراس 701، 30 فروردین و 15 اردیبهشت بود، هیبرید گازدا نیز در همه تاریخ های کاشت عملکرد مشابهی داشت. همچنین نتایج نشان داد در منطقه مذکور کاشت سینگل کراس 701 و هیبرید ماکسیما ظاهرا از نظر عملکرد علوفه سیلویی در واحد سطح نسبت به دو هیبرید دیگر برتری و سازگاری بیشتری دارند ولی نتیجه گیری و توصیه قطعی نیاز به تکرار آزمایش ها در سال های بیشتری دارد.
    کلیدواژگان: صفات رشد، پروتئین، کارایی مصرف آب، تاریخ کاشت، عملکرد علوفه
  • علی مشتطی*، سید عطااللهسیادت، خلیل عالمی سعید، عبدالمهدی بخشنده، محمدرضا جلال کمالی صفحات 45-57
    تنش گرمای آخر فصل در شرایط گرم و خشک مثل اهواز باعث کاهش عملکرد کمی و کیفی گندم می شود. به منظور بررسی اثر تنش گرمای آخر فصل بر طول دوره، سرعت پرشدن و عملکرد کمی و کیفی 20 رقم گندم نان بهاره، آزمایشی مزرعه ای در مزرعه پژوهشی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در سال زراعی 88-1387 به صورت بلوک های نواری شامل چهار تاریخ کاشت (15 آبان، 15 آذر، 15 دی و 15 بهمن) در نوارهای افقی و 20 رقم گندم نان بهاره در نوارهای عمودی با سه تکرار اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر تاریخ کاشت و رقم و اثر متقابل آنها بر صفات اندازه گیری معنی دار بود. مقایسه میانگین اثر متقابل نشان داد که در تاریخ کاشت 15 آذر، بیشترین عملکرد دانه (7254 کیلوگرم در هکتار) توسط رقم چمران و کمترین مقدار آن (5445 کیلوگرم در هکتار) توسط رقم مارون حاصل شد. در شرایط تنش گرمای شدید (تاریخ کاشت 15 بهمن) بیشترین عملکرد دانه (2323 کیلوگرم در هکتار) مربوط به رقم مارون و کمترین آن (1258 کیلوگرم در هکتار) متعلق به رقم هامون بود. به طور کلی در شرایط کشت زودهنگام (15 آبان)، به هنگام (15 آذر) و دیرهنگام (15 دی) رقم چمران و در شرایط کشت خیلی دیر (15 بهمن) ارقام مارون، ویریناک، اروند و یا اترک مناسب بودند.
    کلیدواژگان: عملکرد دانه، درصد پروتئین، عملکرد پروتئین
  • مهدی کاکایی* صفحات 59-71
    پدیده خشکی از جمله مهم ترین دلایل مهم کاهش عملکرد در گیاهان زراعی محسوب می شود. یکی از راه های به حداقل رساندن اثرات نامطلوب خشکی در شرایط خشک، شناسایی و کشت ژنوتیپ های متحمل با کمک شاخص های تحمل به تنش خشکی است. مهم ترین اهداف این پژوهش، مطالعه اثرات خشکی بر عملکرد شش ژنوتیپ عدس برای ارزیابی برخی از شاخص های تحمل و حساسیت به خشکی، از جمله شاخص تحمل تنش (TOL)، شاخص حساسیت به تنش (SSI)، میانگین حسابی (MP)، میانگین هندسی بهره وری (GMP)، میانگین هارمونیک (HAM)، شاخص پایداری عملکرد (YSI) و شاخص تحمل تنش (STI) در دو شرایط تنش خشکی (بدون آبیاری) و شرایط طبیعی (آبیاری) است. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و شش ژنوتیپ در سال زراعی 96-1395 در محل مزرعه آموزشی- پژوهشی دانشگاه پیام نور اسدآباد همدان اجرا شد. از داده های به دست آمده از کشت ژنوتیپ ها در شرایط طبیعی و شرایط خشک برای محاسبه شاخص های تحمل به خشکی استفاده شد. تفاوت چشمگیری بین ژنوتیپ های مورد بررسی از نظر تنش خشکی در مرحله انتهای رشد (فاز زایشی) وجود داشت که اغلب شاخص های مورد بررسی قادر به تفکیک ژنوتیپ های حساس و متحمل بودند. بر اساس شاخص های مذکور ژنوتیپ های 5 (بیله سوار) و 6 (گچساران) به عنوان ژنوتیپ های متحمل شناخته شدند. توزیع ژنوتیپ ها در فضای بای پلات وجود تنوع ژنتیکی بین آنها را نسبت به تنش خشکی ظاهر ساخت و بر این مبنا نیز ژنوتیپ های5 (بیله سوار) و 6 (گچساران) به عنوان ژنوتیپ های متحمل به خشکی و با عملکرد بالا شناسایی شدند. همچنین با توجه به نتایج تجزیه به مولفه های اصلی، مولفه اول و دوم در مجموع 100 درصد از تنوع موجود در بین ژنوتیپ ها برای شاخص های تحمل به خشکی را توجیه کردند.
    کلیدواژگان: عملکرد، تنش خشکی، گل دهی، دانه، شاخص های تحمل به خشکی
  • فرزاد نظری* صفحات 73-85
    گل اطلسی یکی از گونه های زینتی، با پتانسیل بالای اقتصادی است. یکی از روش های مناسب برای تکثیر و به نژادی آن، ریزافزایی (کشت بافت) است. در این پژوهش اثر غلظت های متفاوت بنزیل آدنین (BA) به تنهایی و در ترکیب با غلظت های مختلف نفتالن استیک اسید (NAA) بر باززایی شاخساره نابه جا و تشکیل پینه در اطلسی دورگه بررسی شد. با این هدف، ریزنمونه های قطعات برگ از دانهال های درون شیشه ای، روی محیط کشت موراشیگی و اسکوگ (MS) دارای غلظت های متفاوت BA (صفر، 0/5، 1 و 2 میلی گرم در لیتر) به تنهایی و در ترکیب با NAA (غلظت های صفر، 0/1، 0/2 و 0/4 میلی گرم در لیتر) کشت شدند. کشت ها به مدت دو هفته در تاریکی گذاشته و سپس به روشنایی منتقل شدند. پس از گذاشت 20 روز از روشنایی، نتایج نشان داد که BA و NAA اثر معنی داری بر درصد باززایی، تعداد، طول و وزن تر شاخساره و نیز وزن تر پینه دارند. در استفاده از BA به تنهایی، غلظت های پایین تر آن در باززایی شاخساره موثرتر بود، اما در ترکیب با NAA، غلظت های بالاتر آن نتایج مناسب تری داشت. بیشترین میزان باززایی شاخساره در محیط کشت هایی به دست آمد که دارای غلظت بیشتری از BA نسبت به NAA بودند. بیشترین تعداد و وزن تر شاخساره به ازای هر ریزنمونه (18 عدد) در محیط کشت MS دارای دو میلی گرم در لیتر BA و 0/4 میلی گرم در لیتر NAA مشاهده شد. بیشترین طول شاخساره (5/10 سانتی متر) در محیط کشت MS با 0/5 میلی گرم در لیتر BA همراه با 0/2 میلی گرم در لیتر NAA به دست آمد. همچنین بیشترین وزن تر پینه در محیط کشت MS دارای 0/5 میلی گرم در لیتر BA همراه با 0/4 میلی گرم در لیتر NAA مشاهده شد. بنابراین، می توان برای باززایی مستقیم شاخساره و تکثیر وسیع اطلسی از ریزنمونه های برگ، محیط کشت MS دارای 2 میلی گرم در لیتر BA همراه با 4/0 میلی گرم در لیتر NAA را پیشنهاد کرد.
    کلیدواژگان: اطلسی، انگیزش، باززایی مستقیم شاخساره، پینه، نسبت سایتوکینین به اکسین
  • سوسن کوه درنگی، یحیی امام* صفحات 87-102
    تنش کم آبیاری مهم ترین تنش غیر زنده اثرگذار در تولید محصولات زراعی است. سیلیسیم دومین عنصر موجود در خاک است که دارای اثرات مفیدی در افزایش تحمل گیاهان به تنش های زنده و غیر زنده است. به منظور بررسی اثر این عنصر در افزایش تحمل به شرایط کم آبیاری در گندم، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در سال 95-1394 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار رقم گندم شیراز، افق، سیروان و بهاران و محلول پاشی سیلیسیم در دو سطح صفر (شاهد) و سه میلی مولار و سه سطح تنش کم آبیاری (ظرفیت مزرعه ای،40 و60 درصد نیاز آبی گیاه) بودند. نتایج نشان داد که تنش کم آبیاری موجب کاهش طول سنبله (31 درصد)، ماده خشک هر بوته (41 درصد)، عملکرد دانه (25 درصد)، شاخص سبزینگی (11 درصد)، محتوای نسبی آب برگ پرچم (24 درصد)، فعالیت آنزیم های کاتالاز (24 درصد)، پراکسیداز (70 درصد) و سوپراکسید دیسموتاز (41 درصد) شد. ارقام بهاران و سیروان از نظر شاخص سبزینگی و فعالیت آنزیم پراکسیداز برتری نشان دادند. لیکن، کاربرد سیلیسیم به صورت محلول پاشی در غلظت سه میلی مولار باعث جبران خسارت ناشی از تنش کم آبیاری شد. محلول پاشی سیلیسیم با افزایش تمامی ویژگی های بالا از جمله آنتی اکسیدان ها همراه بود. برتری رقم های بهاران و سیروان، به عنوان ارقام متحمل به تنش کم آبیاری و افق در بیشتر ویژگی های اندازه گیری شده بر رقم شیراز مشهود بود. نتایج نشان داد که محلول پاشی سیلیسیم با افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی موجب کاهش اثرات منفی تنش کم آبیاری شد.
    کلیدواژگان: آنزیم آنتی اکسیدان، تنش کم آبیاری، سیلیسیم، شاخص سبزینگی، محتوای نسبی آب برگ
  • حسن نوریانی* صفحات 103-115
    به منظور بررسی شاخص های فیزیولوژیک رشد و عملکرد لوبیا سبز در پاسخ به مقادیر کود ورمی کمپوست در شرایط تنش خشکی آزمایشی به صورت مزرعه ای در سال زراعی 1395 در منطقه دزفول با استفاده از طرح کرت های خردشده در قالب بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد. تنش خشکی به صورت دور آبیاری در چهار سطح آبیاری پس از 100، 140، 180 و 220 میلی متر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A به عنوان فاکتور اصلی و مقادیر صفر، 4، 8 و 12 تن در هکتار کود ورمی کمپوست به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شدند. با افزایش تنش خشکی از 140 به 220 میلی متر تبخیر از تشتک تبخیر، مقادیر حداکثر ماده خشک گیاه، شاخص سطح برگ، سرعت رشد گیاه و دوام سطح برگ به صورت معنی داری کاهش یافت. به جز سرعت رشد نسبی که کمتر تحت تاثیر مقادیر ورمی کمپوست قرار گرفت، افزایش کاربرد ورمی کمپوست از 4 به 12 تن در هکتار باعث افزایش جدی در دیگر شاخص های فیزیولوژیک رشد نسبت به تیمار شاهد شد. برهمکنش تیمارهای تنش خشکی و ورمی کمپوست بر کلیه صفات مورد بررسی به جز عملکرد غلاف سبز غیرمعنی دار بود. میانگین درصد افزایش عملکرد در اثر تیمارهای کاربرد ورمی کمپوست (نسبت به شاهد) در شرایط تنش خشکی (21 درصد) بیشتر از شرایط آبیاری مطلوب (16 درصد) بود. بیشترین و کمترین میزان همبستگی با عملکرد، به ترتیب مربوط به وزن خشک کل گیاه (**0/97 =r) و سرعت رشد نسبی (0/27-=r ) بود. به طورکلی، نتایج نشان داد که مصرف ورمی کمپوست در شرایط تنش و بدون تنش با تاثیر مثبت طی دوره رشد گیاه سبب بهبود شاخص های فیزیولوژیک رشد شده که در نهایت افزایش عملکرد غلاف سبز را به دنبال داشت و می تواند برای زراعت لوبیا سبز در منطقه توصیه شود.
    کلیدواژگان: تنش خشکی، سطح برگ، غلاف سبز، ماده خشک، همبستگی
  • یاسر اسماعیلیان*، محمود رمرودی، محمد گلوی صفحات 117-135
    در این پژوهش، مدل CERES-Maize برای ارقام هیبرید ذرت در شرایط اقلیمی گناباد مورد واسنجی، اعتبارسنجی و ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور آزمایشی به صورت کرت های دوبار خرد شده و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی انجام گرفت. عامل اصلی شامل سه رژیم آبیاری (آبیاری مطلوب، تنش ملایم و تنش شدید)، عامل فرعی در چهار سطح کود نیتروژن (صفر، 120، 180 و 240 کیلوگرم نیتروژن در هکتار) و عامل فرعی فرعی متشکل از سه رقم هیبرید ذرت (DC 370، ZP 677 وSC 704) بود. مدل CERES-Maize با دقت بالایی حداکثر شاخص سطح برگ ارقام هیبرید ذرت دانه ای را شبیه سازی کرد، هرچند مقادیر پیش بینی شده در اغلب حالات کمتر از مقادیر واقعی بود. علاوه بر این، مدل به طور قابل قبولی عملکرد دانه و عملکرد زیست توده را برای سه رقم هیبرید مذکور پیش بینی کرد. روند تغییرات نیتروژن دانه ارقام هیبرید ذرت در رژیم های مختلف آبی و کودی توسط مدل، بسیار خوب شبیه سازی شد. البته مقادیر به دست آمده از مدل در اغلب تیمارها کمتر از مقادیر به دست آمده از آزمایش مزرعه ای بود. مدل به خوبی افزایش کارایی مصرف آب را در نتیجه کاهش فراهمی آب و افزایش کاربرد کود نیتروژن شبیه سازی کرد. با این حال؛ دقت مدل برای پیش بینی کارایی مصرف آب ذرت با افزایش سطح تنش خشکی به مقدار کمی کاهش یافته و اختلاف بین دو سری داده بیشتر شد. با توجه به نتایج این پژوهش، مدل CERES-Maize را می توان برای گرفتن تصمیمات مدیریتی در زراعت ذرت برای مناطق اقلیمی مشابه با محل این آزمایش توصیه کرد.
    کلیدواژگان: تشتک تبخیر، تنش خشکی، رشد، مدل شبیه سازی
  • بتول رحیمیان، محمد ربیعی*، محمود خدامباشی صفحات 137-149
    به منظور بهینه سازی باززایی مستقیم ارقام مختلف سیب زمینی (.solanum tuberosum L) شامل آریندا، اگریا، سانته، مارادونا و مارفونا آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. ریزنمونه های میانگره در محیط MS دارای غلظت های مختلف بنزیل آمینوپورین (BAP) (1، 2، 5، 10 و 15 میلی گرم در لیتر) و کینتین  (Kin) (0/5، 1، 2، 5، 10 و 15 میلی گرم در لیتر) در ترکیب باهم کشت شدند. ارزیابی نتایج به دست آمده در محیط درون شیشه ای نشان داد هورمون BAP نسبت به هورمون Kin تاثیر بهتری بر باززایی ارقام مختلف سیب زمینی دارد. غلظت های پایین هورمون BAP بیشترین تاثیر را در تولید ساقه و ریشه داشتند و در غلظت های بالاتر این هورمون، بییشترین میزان جنین تولید شد. طول ساقه ها و ریشه های تولید شده نیز در غلظت های پایین BAP بیشتر بود و با افزایش غلظت کاهش یافت، اما حضور BAP در محیط کشت در طول جنین تاثیری نداشت. غلظت های مختلف هورمون Kin اثر معنی داری بر میزان ساقه زایی و طول ساقه های تولید شده داشتند، اما در میزان ریشه زایی، جنین زایی، طول ریشه ها و جنین های به دست آمده تاثیری نداشتند. بر اساس نتایج، هورمون Kin تاثیری بر سرعت باززایی نداشت، اما غلظت بالاتر BAP باعث افزایش سرعت باززایی شد. در بین ارقام در بیشتر صفات اندازه گیری شده، اختلاف معنی دار وجود داشت. مارفونا در تمامی صفات بهترین پاسخ را به شرایط درون شیشه ای نشان داد. بنابراین به طورکلی می توان گفت القای اندام زایی مستقیم در سیب زمینی بسیار به نوع ژنوتیپ وابسته است و نیز استفاده از تنظیم کننده رشد BAP، نقش مهمی در القای اندام زایی مستقیم در ارقام سیب زمینی دارد.
    کلیدواژگان: اندام زایی، کشت کالوس
|
  • M. Ghoreishi, Y. Hosseini*, M. Maftoon Pages 1-15
    The successive droughts and the degradation of water and soil resources quality (salinity and toxicity of nutrients like boron) are serious challenges for tropical fruit tree cultivation such as mango in Hormozgan province south of Iran. Using some nutrients like silicon is believed to be effective in order to mitigate the aforementioned problem. Hence, an experiment was carried out in which six boron levels (0, 5, 10, 20, 40 and 80 mg B/kg soil as H3BO3) and four levels of silicon (0, 70, 140 and 280 mg Si/kg soil as Na2Si3O7) were applied on young mango seedlings. The results showed that the use of boron (80 mg B/kg soil) had a significant effect on measured mango vegetative traits; as the dry weights of leaf, stem and root were reduced by 66, 57.4 and 58.8 percent, respectively. Moreover, the chlorophyll index was decreased by boron application whereas using Silicon increased the chlorophyll index. Using silicon, in all boron levels increased proline and decreased reducing sugars concentrations in the mango plant.
    Keywords: Boron, Chemical compounds, Growth, Mango, Silicon
  • M. Rahimi, H.A. Asadi, Gharneh* Pages 17-28
    The effect of foliar application of zinc sulfate and seaweed on qualitative and quantitative characteristics of local Kermanshah cantaloupe (Cucumis melo L., Cantalupensis Group) cv. Kalak was investigated. After sowing seeds in the field, the plants were sprayed in three stages including the 4-6 leaf stage, flowering and after the fruit set. The experiment had a factorial design based on the randomized complete block design with 9 treatments including various concentrations of zinc sulfate (0.5 and 1 g L-1) and seaweed (0.5 and 1 g L-1) and was repeated three times. The results of analysis of variance showed that zinc sulfate at 0.5 g L-1 and seaweed at 1 g L-1 had significant effects on the weight, length and diameter of the fruit, the weight of the fresh fruit, fresh and dry weight of the plant, and fruit firmness. The highest amount of vitamin C was observed in zinc sulfate at 1 g L-1 and seaweed at 0.5 g L-1. The highest total seed weight was obtained in zinc sulfate at 0.5 g L-1 and seaweed at 1 g L-1. Foliar application of zinc sulfate and seaweed did not have a significant effect on total soluble solids (TSS). However, zinc sulfate at 0.5 g L-1 increased the amount of titratable acid (TA) in the fruit juice. The highest amount of the TSS/TA ratio of the fruits was observed in application of seaweed at 1 g L-1. Overall, the findings of the present study indicated that simultaneous application of zinc sulfate and low concentrations of seaweed extract has a significant effect on many qualitative and quantitative characteristics of “Kalak” Cantaloupe and can be recommended as a biofertilizer.
    Keywords: Kalak, Vitamin C, Flavor index, Biological fertilizers, Qualitative, quantitative characteristics
  • H. Karimzadeh Soureshjani, M.R. Tadayon*, M. Shalalvand, Y. Fardi Pages 29-44
    In order to evaluate the suitability of maize hybrids in different planting dates, an experiment was conducted as split plot in JalilAbad, Varamin, Iran in 2015. Main and sub plots were planting date (D1: April 4, D2: April 19, D3: May 5, D4: May 20) and maize hybrids (H1: Gazda, H2: Maxima, H3: KSC 701, H4: AS160) respectively. Results indicated that there was variation between hybrids in terms of leaf area index (LAI), dry matter, crop growth rate (CGR), relative growth rate (RGR) and net assimilation rate (NAR) in different planting dates. Also results showed that the effects of planting date, hybrid and planting date × hybrid interaction on plant height, plant weight, ear weight, ear/plant weight ratio, silage yield and water use efficiency were significant. Among the qualitative traits examined, the effects of hybrid on protein and neutral detergent soluble fiber were significant. The best planting date for achieving the highest silage yield of hybrids Maxima and AS160 were May 5 and 20, but for KSC 701 was April 19 and May 5. However hybrid Gazda had a similar yield in all planting dates. It was concluded that even though cultivation of KSC701 and Maxima seems preferable in terms of silage yield but repeating this experiment in further years is necessary for a solid recommendation.
    Keywords: Growth Analysis, Protein, Water Use Efficiency
  • A. Moshatati*, A. Siadat, KH. Alami Saeed, A. Bakhshande, M. R. Jalal Kamali Pages 45-57
    Terminal heat stress in hot and dry conditions like Ahwaz reduces the quantitative and qualitative yield of wheat. In order to study the effect of terminal heat stress on grain filling period duration, grain filling rate and quantitative and qualitative yield of 20 spring bread wheat cultivars, a field experiment was conducted in Research Farm of Agricultural Sciences and Natural Resources University of Khuzestan, Iran in 2008-2009 as stripe block design and included four sowing dates (6 Nov., 6 Dec., 5 Jan. and 4 Feb.) in horizontal plots and 20 spring bread wheat cultivars in vertical plots with three replications. The analysis of variance showed that sowing date, genotypes and their interaction had a significant effect on measured traits. The mean comparison of interaction effect showed that in sowing date of 6 Dec. the highest grain yield (7254 kg/ha) was related to Chamran cultivar and the lowest grain yield (5445 kg/ha) belonged to Maroon cultivar. In terminal heat stress condition (sowing date of 4 Feb.), the highest grain yield (2323 kg/ha) was related to Maroon cultivar and the lowest grain yield (1258 kg/ha) belonged to Hamoon cultivar. Generally, in early (6 Nov.), timely (6 Dec.) and late (5 Jan) seeding, Chamran cultivar was suitable and in very late (4 Feb.) sowing, cultivars of Maroon, Virinak, Arvand and Atrak were suitable.
    Keywords: Grain yield, Protein percent, Protein yield
  • M. Kakaei* Pages 59-71
    Drought occurrence is one of the most important reasons for reduced yield in crops. At least in arid and semi-arid areas an efficient approach to tackle this problem is to identify and grow tolerant genotypes with the help of drought tolerance indices. The main objective of this research was to study the effects of drought on the performance of six genotypes of lentil in order to evaluate some of the drought tolerance and sensitivity indices, including stress tolerance index (TOL), stress susceptibility index (SSI), mean arithmetic (MP), geometric productivity of productivity (GMP), harmonic mean (HAM), yield stability index(YSI) and stress tolerance index (STI) in two conditions of drought stress (Non-irrigation) and normal conditions (irrigation). The experiment was conducted as a split plot based on randomized complete block design with three replications and six genotypes in Research Farm of Payame Noor University Center of Asadabad, Hamedan-Iran in 2017. Data obtained from growing genotypes under normal and drought conditions were used to calculate drought tolerance indices. There was a significant difference between genotypes in terms of response to late drought, most of the studied indices were able to discriminate susceptible and tolerant genotypes. Based on the examined indices, Bile Savar and Gachsaran genotypes were recognized as tolerant genotypes. The distribution of genotypes in the biplot space revealed a genetic variation between them in relation to drought stress and based on this, Bile Savar and Ghachsaran genotypes were recognized as drought tolerant and high yielding. Also, according to the results of the main components analysis, the first and second components described 100 percent of variation among the genotypes for the examined drought tolerance indices.
    Keywords: Yield, Drought Stress, Flowering, Seed, Drought tolerance index
  • F. Nazari* Pages 73-85
    Petunia (Petunia hybrida) is an ornamental plant species of high economic potential. One of the appropriate methods for propagation and breeding of petunia is tissue culture. This experiment was conducted to investigate the effects of different concentrations of benzyl adenine (BA) either alone or in combination with different concentrations of naphthalene acetic acid (NAA) on the regeneration of adventitious shoots and callus production in Petunia hybrida. For the regeneration of adventitious shoots and callus production, leaf segment explants taken from germinated seeds were cultured on MS basal media supplemented with different concentrations of BA (0.1, 0.4, 0.8 mg L-1) solely and/or in combinations with and NAA (0, 0.1, 0.2 and 0.4 mg L-1). Cultures were incubated under dark conditions for two weeks and then transferred to light condition. After 20 days of keeping in the light condition, the results showed that BA and NAA had significant effect on shoot regeneration. When BA applied alone, the lowered concentrations were effective in shoot regeneration, however when used in combination with NAA, its increased concentrations were more suitable. The greatest percentage of shoot regeneration was recorded in the medium with high level of BA to NAA. The highest number and fresh weight of shoots (18 shoots per explant) were obtained in MS medium supplemented with 2 mg L-1 BA + 0.4 mg L-1 NAA. The greatest shoot length (5.1 cm) was obtained in MS medium containing 0.5 mg L-1 BA + 0.2 mg L-1 NAA. Also, the greatest callus fresh weight was observed in MS medium supplemented with 0.5 mg L-1 BA + 0.4 mg L-1 NAA. Therefore, MS medium supplemented with 2 mg L-1 BA combined with 0.4 mg L-1 NAA could be suggested for direct shoot regeneration and large scale propagation of petunia from leaf explants.
    Keywords: Callus, Cytokinin-to-auxin ratio, Direct shoot regeneration, Induction, Petunia
  • S. Koohdarangi, Y. Emam* Pages 87-102
    Water stress is the most important abiotic stress in crop production. Silicium (Si) is the second most abundant element in the soil with beneficial effects on plant tolerance to biotic and abiotic stresses. In order to evaluate the effect of this element in increasing tolerance to water deficit in wheat, a factorial experiment was conducted based on a completely randomized design with three replications in the greenhouse of College of Agriculture, Shiraz University, Shiraz, Iran. Treatments included four wheat cultivars, Shiraz, Sirvan, Ofogh, Baharan, foliar silicon application in two-levels, zero (control), and 3 mM, and three levels of water deficit (field capacity, 40% and 60% of field capacity). The results showed that water deficit reduced spike length (31%), dry matter per plant (41%), grain yield (25%), greenness index (11%), flag leaf relative water content (24%), catalase (24%), peroxidase (70%) and superoxide dismutase activity (41%). Baharan and Sirvan cultivars were superior for greenness index and peroxidase activity. However, foliar silicon application at 3 mM concentration ameliorated the negative impacts of water deficit stress. Foliar application of silicon enhanced all the above parameters including antioxidants. For a majority of the measured characteristics, it was evident that Baharan and Sirvan, as water deficit tolerant cultivars, and Ofogh, were superior compared to Shiraz cultivar. The results showed that foliar application of silicon increased the activity of antioxidant enzymes and as a result ameliorated the negative impacts of water stress.
    Keywords: Antioxidant enzyme, Greenness index, Relative leaf water content, Silicium, Water deficit stress
  • H. Nouriyani* Pages 103-115
    In order to study the physiological growth indices and yield of green bean in response to vermicompost amendment under drought stress conditions a field experiment was conducted in Dezful, southwest of Iran during 2016 using a split plot design in a randomized complete block design with four replications. Application of drought stress by irrigation interval method at four levels of irrigation (irrigation after 100, 140, 180 and 220 mm evaporation from class A evaporation pan) as the main factor and 0, 4, 8 and 12 tons ha-1 of vermicompost were considered as a sub factor. With intensifying drought stress from 140 to 220 mm evaporation from the evaporation pan, maximum values of dry matter of the plant, leaf area index, plant growth rate and durability of the leaf area significantly decreased. Except for the relative growth rate which was less affected by vermicompost, increasing the application of vermicompost from 4 to 12 tons ha-1 caused a great increase in the remaining physiological growth indices compared to control treatment. Interaction of drought stress and vermicompost on all traits was not significant except for green pod yield. The vermicompost – related increase in yield of green bean in drought stress conditions (21%) was higher than the increase in favorable conditions (16%). The highest and lowest correlations with yield were related to dry matter of the plant (r=0.97**) and relative growth rate (r=-0.27). In general, the results showed that vermicompost application under stress and non-stress conditions improved the physiological growth indices and hence the yield of the green pod and could be recommended for green bean production in the area.
    Keywords: Drought Stress, Leaf area, Green Pod, Dry matter, Correlation
  • Y. Esmaeilian*, M. Ramroudi, M. Galavi Pages 117-135
    In this research, CERES-Maize crop model was calibrated, validated and evaluated for different maize hybrids under climatic conditions of Gonabad, east of Iran. For this purpose, an experiment was carried out based on a split-split plot randomized complete blocks design. Main factor consisted of three irrigation regimes (optimum irrigation, moderate drought stress, and severe drought stress), subplot factor included of four levels of nitrogen fertilizer (0, 120, 180, and 240 kg/ha) and sub-subplot factor consisted of three maize varieties (DC 370, ZP 677, and SC 704). CERES-Maize model simulated maximum leaf area index of maize varieties with high precision. However, in most of situations predicted values underestimated as compared with actual values. In addition, the model predicted kernel yield and biological yield of three mentioned maize varieties, reasonably. Variations of kernel nitrogen yield of maize varieties under different water and nitrogen regimes were simulated very well by the model. Although, in most of treatments model data values were lower than measured data from field experiment. Model simulated the increases of water use efficiency due to decrease of water supply and increase of nitrogen application, reasonably. Yet, the model accuracy for prediction of water use efficiency of maize with increase of drought stress level was slightly decreased and deviation of the two data sets was increased. According to the results of this research, the CERES-Maize model could be suggested for decision making in maize production for climatic regions similar to location of this experiment.
    Keywords: Drought stress, Evaporation pan, Growth, Simulation model
  • B. Rahimian, M. Rabiei*, M. Khodambashi Pages 137-149
    In order to optimize direct regeneration of potato cultivars (Solanum tuberosum L.) including Arinda, Agria, Sante, Maradona and Marfona, a factorial experiment was carried out in the form of completely randomized design with three replications. Internode explants were placed on MS medium supplemented with different concentrations of 6-Benzylaminopurine (1, 2, 5, 10 and 15 mg/l) in combination with Kinetin (0.5, 1, 2, 5, 10 and 15 mg/l). Results showed that using 6-Benzylaminopurine (BAP) was more effective than Kinetin in direct regeneration of potato. Low concentrations of BAP had the greatest effect on regeneration and also length of root and shoot but maximum numbers of somatic embryos were obtained in the presence of high a concentration of BAP. Using kinetin only influenced the number and length of regenerated shoots. Although Kinetin had no effect on the rate of regeneration but BAP increased it. There were significant differences among cultivars in all traits. Among tested cultivars, Marfona had the best direct regeneration ability in vitro condition. Therefore, it can be concluded that induction of direct organogenesis in potato is largely dependent on the genotype, and the use of BAP growth regulator plays an important role in inducing direct regeneration in potato cultivars.
    Keywords: Callus culture, Organogenesis